عضویت در خبرنامه سایت

جهت دریافت ایمیل های گروهی






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

آمار

بازدیدکنندگان: 26630032
حاضرین در سایت : 32 نفر و 14 نفر عضو
  • mahatasa
  • hasti70
  • zohre 87
  • mina199219
  • jafar salavati
  • 86141163
  • نجیما
  • safeh
  • NF1390
  • h.zn
  • zeinab mohammadi
  • saleh asgari
  • spd_267
  • صاحب
نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 10181 ورودي در دفتر وجود دارد.

نامورودی
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>
زهرا
از تهران
امضا شده : ۱۱ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳۶
سلام- من آگاهانه و در يك مقطع كوتاه محرم و نامحرمي را رعايت نكردم- براي پاك كردن اين گناه قصد ازدواج با شخصي را گرفتم كه از نظر فرهنگي با خانواده من تفاوت بسيار دارند-  
اين مسئله باعث پاك شدن گناه من مي‌شود؟
شهاب مرادی :سلام/ این تصمیم غلط و نادرست است. چاره‌ی گناه و عامل پاک شدن از گناه، توبه است.همین! پس بی جهت، خودت و دیگری را تنبیه نکن. خدای مهربان بسیار توبه پذیر و آمرزنده است. هو الغفور الرحیم .
 
برای یک زندگی بهتر، همسری شایسته و متناسب انتخاب کنید! نه همسری برای تنبیه و آزار خودت. این چه کاری است؟!!!
 
و یا گاهی می شنوم برخی دخترها یا پسرها برای تنبیه خودشان؛ به خاطر یک یا چند گناه ؛ ازدواج را ترک کرده اند که آن با سنت رسول خدا مغایر است و همه ما این روایت نبوی (ص) را شنیده ایم :
 
النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:23001  |  779 امتياز

مقدس من
از تهران
امضا شده : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۳۲
سلام اقاي مرادي.دختري 18 ساله هستم.يک سال و نيمه که ازدواج کردم و امروز دقيقا 2 ماهه که همسرم به طور ناگهاني و بي دليل فوت شدن.من شوهرم رو خيلي دوست دارم و خيلي دلتنگشم.هر لحظه به يادشم و نگران.تمام مدت در حال دعا و قران و نماز خوندن هستم اما ميترسم هيچ کدومشو خدا ازم قبول نکنه.همش گريه ميکنم از قيامت ميترسم.نکنه بميرم برم جهنم و ديگه همسرمو نبينم؟ نکنه بگه نا اميدم کردي؟ اون خيلي با ايمان و مهربون و صبور بود. به نظرتون چرا اين بلا سرم اومد؟ من ادم بديم؟پارسال اين موقع تو مسجد الحرام بوديم ولي امسال... تو رو خدا کمکم کنيد.نگران عاقبتم هستم.از تنهايي ميترسم.همسرم منو يادش نميره؟
شهاب مرادی :سلام/ دخترم تسلیت می گم و از این متن میشه فهمید که هنوز در شوک هستی و شرایط دشوار و تلخی را می گذرانید. ما را هم در غم خودت شریک بدان. در روایات ما آمده به میزان بزرگی مصیبت، خدای مهربان صبر بر شما نازل می کند و ببینید الان که "تکلیف" شما صبر است با آرامش بدان که خدا "وسع" آن را داده؛ لایُکلف الله نفسا الا وسعها
 
دخترم دلتنگی شما دو ماه بعد از فوت همسرتون کاملا طبیعیه، نگران نباش و اگر راحت سوگواری کنی از این مرحله عبور خواهی کرد. اما این ترس و نگرانی های شدید، نه اینها طبیعی نیست! و جای سوال است.
 
1. چرا خدا دعاهاتون رو قبول نکنه؟ و یا چرا بری جهنم؟ بر چه مبنایی و چه قانونی؟ و اساساً چرا احساس گناه می کنی؟  
2. چرا همسرتون بگه ناامیدش کردی؟
 
3. چرا باید فکر کنی که آدم بدی هستی؟
 
4. یادداشت بند ناف را خوانده ای؟
 
شما باید گام به گام برای ادامه زندگی شاد و با نشاط، بدون عذاب وجدان و بدون احساسِ گناهِ نابجا تلاش کنید و به خدا پناه ببری از خو گرفتن به غم(قال رسول الله ص :تعوذوا بالله من حب الحزن) دخترم امام حسین علیه السلام در آخرین گفتگویش با دخترش سکینه علیها سلام صحبت کردند و به او امید دادند ؛که دخترم زندگی ادامه داره و تو بعد از این روزها زندگی خوبی را برای خودت می سازی و... شما هم برای زندگی بهترت مصمم تلاش کن و بدان که در آینده -نه چندان دور- ازدواج و مادر شدن برای امثال تو اصلا بد نیست و اصلا زشت نیست و خیانت نیست و هیچ چیزی از ارزشهای تو کم نمی کند (و اعتقاد ازدواج نکردن افراد بعد از فوت همسرشان مبتنی بر باورهای اسلامی نیست!)
 
»»» shima ramezani
 

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:22768  |  1026 امتياز

پريسا
از تهران
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۳۰
سلام و ممنون که خونديد.من در مورد شيفتگي ميخواستم بنويسم.به نظر من آدمها در سطح عاطفي هم بايد همديگر رو بشناسند.اگر تعهدي و اخلاقيات نباشه چه فرقي با دوستي دختر و پسر 18-19 ساله داره که زود فراموش ميشه.چطور ميشه با کسي زندگي کرد که نميتونه ويا بلد نيست محبتش رو اظهار کنه(قابل توجه خودم!!!!!!). چطور فقط با چند جلسه صحبت رسمي ميشه فهميد با يک کوه يخ طرفيد(بازم خودم!! ) يا يک ادم نرمال با همه دغدغه هايش و با همه احساساتش و نگرانيهايش.من فکر ميکنم هر کسي که بدونه هدفش چيه و براي چي ميخواد ازدواج کنه واز زندگي چه انتظاري داره بيخود شيفته نميشه.منظورم اينه که يک دختر و پسر نرمال که هدفشون از اشنايي زندگي مشترکه دليلي نداره که در ابتدا عاشق و واله هم بشند 
ولي ميشه يک علاقه مبتني بر عقل و فکر داشت نه در اول کار بلکه وقتي که ادم بفهمه اين اشنايي ميتونه به جاي دلخواه برسه. ولي باز هم اعتقاد دارم ادمها در سطح عاطفي هم بايد از هم چنددرصدي مطمئن بشند(بد فکر نکنيد).اميدوارم مهارت شنيدنم خوب باشه!!!مرسي که باز هم ميخونيد.اگر جوابي بود باز هم مينويسم.
شهاب مرادی :سلام/ شما در کنار ذکر اهمیت هوش هیجانی و عاطفی به یک اصل مهم در این گفتگو ها اشاره دارید: هدف گفتگوهای ابتدایی دو نفر پس از جلسه خواستگاری؛
 
هدف: شناخت درست و دقیق از هم با خودداری از شیفته سازی خود و دیگری است ، تا هر یک ببینند آیا با همین وضعیت و شرایط طرف مقابل می تواند به عنوان همسر با او زندگی کند یا نه؟
 
معمولا هیجان و عواطف و احساسات تمایل طرفین را به گپ زدن بی ثمر و صرفا لذت بخش بیشتر می کنند تا گفتگوی هوش مندانه ،محترمانه و هدفمند.
 
هوش هیجانی مهم است. با توجه به متن شما نباید به خودتان نسبت هایی چون کوه یخ و... را بدهید. شما به انعطاف نزدیکترید تا صفت دیگر.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:22648  |  842 امتياز

سميه
از کرج
امضا شده : ۱۱ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۲۰
سلام آقا مي دونم نوشتين که حضوري يا تلفني نميشه با شما حرف زد اما من تو زندگي مشترک به مشکل برخورد کردم آقا لطفا با همون مهربوني که تو تلوزيون ميبينم تون کمکم کنيد خواهش مي کنم واقعا عاجز شدم نمي دونم چي کار کنم خواهش مي کنم کمکم کنيد .ميدونم مثل اين متن زياد داشته باشيد اميدوارم خدا تو دلتون بندازه که با من حرف بزنيد . 09*******
شهاب مرادی :سلام/ مهربانم ولی تا امروز این ضابطه را کامل رعایت کرده ام و انتظار دارم همه مراجعین محترم نیز این قوانین را رعایت کنند و نفسِ رعایت ضوابط خودش درس است! و باید عادت کنیم. چون ما همه به خاص پنداشتن خودمان و مسائل مان عادت کردیم. و اغلب زندگی هایی که منجر به طلاق شده اند یکی از علل شایع شکست آنها ناشی از قانون شکنی یکی از زوجین یا هر دو آنهاست. چه قوانین الهی و آسمانی چه قوانین زمینی و تعهدات شخصی.
 
شما با زندگی بهتر تماس بگیرید و از یکی از مشاورین مرکز وقت بگیرید کمک من هم این که با مشاور شما حتما صحبت می کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:22263  |  1008 امتياز

salma
از tehran
امضا شده : ۱۴ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۵۴
با سلام . عباداتتان مورد قبول حق . 
حاج آقا شما چرا انتظار دارين آدمها ترس از آينده نداشته باشند در حاليکه توي دنياي اسباب و مسببات زندگي ميکنند .وقتي در مواردي هيچ چيزي در يد قدرت ما نيست چرا از آينده نترسيم .آيا بايد معتقد به معجزه باشيم ؟ چرا شما دائم از کاهش تدريجي شانس ازدواج دختران ميگوئيد و اينکه پدر و مادرانشان اجازه آمدن به خواستگارهايشان نميدهند ولي نسخه اي براي دختراني که در سنين بالا هستند و به رغم موافقت خانواده تا به حال خواستگاري نداشتند نداريد . به نظر شما اميد در سنين زير 27 سال بيشتر است يا بالاي آن ؟ با ترس از تنهايي و .... در آينده چه بايد کرد؟ لطفا" پاسخ مرا بدهيد .اگر پاسخ اولين پيامم را هم بدهيد ممنون ميشوم (حدودا" 3 هفته پيش فرستادم ).ميدانم شما هيج وظيفه اي نسبت به پاسخ دادن نداريد ولي خودتان اين مباحث را مطرح کرديد(در مسجد ليله القدر) من هم سوال کردم . ماجور باشيد.
شهاب مرادی :سلام/ روابط دختر و پسر، شیوه های انتخاب همسر ، ازدواج و مدیریت زندگی مشترک و تعارض ها و طلاق مجموعا مسائلی جدی و بحرانی است.
 
اهتمام و تلاش عمومی را برای اصلاح می طلبد.
 
در بحث ازدواج چند مشکل اساسی داریم و باید برای محدود کردن آسیب ها از طریق فرهنگ سازی اقدام کنیم ...
 
در این حوزه مباحثم را با شرح و بیان موضوع مهم
 
«خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دختران»
 
شروع کردم و آشنا سازی مخاطبینم با مهارتهای درست انتخاب و باید ها و نباید ها مثل:
 
(با این افراد ازدواج نکنید)
 
و تاکید می کنم که در این چندسال، بیش از هر موردی "دختران مجرد بالای 35 سال و مشکلات روحی، شخصیتی و اجتماعی آنان" بسیار نگرانم کرده و اساسا بحث خطر کاهش شانس... را برای جلوگیری از این پدیده فرهنگی-اجتماعی شروع کردم که خود این بحث نو بود و وقتی در مردم ایران سلام مطرح شد، با مقاومت های جدی ای هم رو برو شد...
 
ولی باید کار کرد و برای اصلاح فرهنگهای نادرست تلاش کرد.
 
به هرحال نباید بترسید چرا که خدای مهربان و عطوف حامی شماست. ترس از آینده
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:22188  |  762 امتياز

غزل
از تهران
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۱۵
سلام حاج آقا.اسم من غزله.برنامتونو ديدم.حاج آقا خدا خيرتون بده واقعا از فرمايشاتتون لذت بردم اما فکر ميکنم نزديک به ۵ـ۶ ساله که شادي براي من معناشو از دست داده از وقتي که پدرم ما رو به ازاي عشوه هاي يه زن کثيف و خيابوني فروخت.از وقتي که به هر بهانه اي و به خاطر هر حرفي از بي کسي مادرم سواستفاده کردو به قصد کشت کتکش زد.از زماني که همه گول ظاهر حق به جانب و ريش و نمازاي رياييشو خوردن و گفتن حق با اونه اين در حالي بود که من و مادرم چه شبهايي که تا صبح کاري جز گريه نداشتيم و چه محبتها و چه وقتها و چه پولهايي که از جانب پدرم صرف هوي و هوسش نشد. پدرم فقط به ما خيانت نکرد اون به ما ظلم کرد ظلمي که حتي دشمنم به آدم نميکنه چه برسه به يه مرد در حق زن و بچش.شايد کاري که من کردم هيچ بچه اي نکنه يا دلش نياد اما من آرزوي مرگ پدرمو کردم از کارمم اصلا پشيمون نيستم يا از عذابش نميترشم چون اون به ناحق به ما ظلم کرد.به ناحق مادرمو عذاب داد ------ .با اين حال شما بگين من چطور ميتونم شاد زندگي کنم؟؟؟؟؟.اگه بدونين چقدر دلم از همه چي پره و نميتونم به کسي بگم ----- -به خدا اگه از ترس اون دنيا و ترس از بي کسيها و تنهايي هاي مادرم نبود تا حالا صد بار خودمو کشته بودم-----.حاج آقا من فقط ميخواستم يه کم درد و دل کنم اما شما که به خدا نزديکترين به خودش قسمتون ميدم بهش بگين اين حق من نبود.من که هيچ وقت ازش غافل نشدم.من که هميشه گفتم توکل به خودش..بگين اگه امتحانم بود ديگه بسه ----- بگين ديگه نميتونم------- (غزل18 ساله)
شهاب مرادی :سلام/ تا حدودی میشه تصور کرد که چه حالی دارید. احساس خشم و نفرت و دلبستگی! و سرخوردگی از کلام شما پیداست. واقعا سخته که آدم نگاهش نسبت به پدر یا مادرش که اساس هویت او هستند، عوض بشه. و آنها را دوست خود نداند به قول سعدی 
از دشمنان برند به دوستان شکایت
 
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟
 
اما شرافت انسان در کنترل و تقواست. امام صادق علیه السلام می فرمایند کسی که به والدین ظالمِ خود با خشم بنگرد خدا نماز آن فرزند را قبول نمی کند. خدا از ما انتظار دارد خشم و نفرتمان را کنترل کنیم والا اسب خشم و ... اگر رم کند، به سوار خود آسیب فراوان می زند و شاید او را نابود کند؛ چراکه الغضب مفتاح کل شر غضب کلید تمام بدی ها و شرهاست.
 
 
اگر تصمیم گرفتی این احساس را کنترل و تعدیل کنی، توصیه می کنم برای فراگیری مهارتهای لازم و سایر کمکها به مشاور مراجعه کنی. مثلا خانم ایران منش در زندگی بهتر
 
زهرا سادات از تهران

 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:21773  |  935 امتياز

نسيم بهارى
از ايران
امضا شده : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۳۲
سلام جناب مرادى 
ميخواستم بـﭘرسم كسى كه از نظر ظاهر مشكل داره آيا حق تشكيل خانواده نداره؟ 
ﭽرا كسى كه انتخاب ميكنه اول ظاهر رو ميبينه اﮔر مورد ﭘـسند واقع شد بعد ميره سراغ باطن؟! 
آخه يه دختر نميتونه انتخاب كنه بايد انتخاب بشه كه در اينصورت(مشكل ظاهر)هيج وقت انتخاب نميشه و حق ازدواج ازش ﮔرفته ميشه...بالعكس هستند آقايانى كه مشكل ظاهرى دارند ولى خيلى راحت ازدواج ميكنن يعنى دخترها خيلى راحت اونها رو ميـﭘذيرند ﭽـون آنها به زيبايى باطنى توجه دارند نه زيبايى ظاهرى  
نظر شما در اين مورد ﭽـيه؟ 
يا حق
شهاب مرادی :سلام/ نظر من که مهم نیست ؛ اما واقعا هر کسی حق تشکیل خانواده داره با ظاهر زیبا یا نازیبا ، سالم یا بیمار! فقط باید طرفین در انتخاب همسر اصلا مجبور نباشند! و تحت تاثیر فشار خجالت، جوگیری و رودرواسی و... نباشند.
 
و چند نکته:
 
1. زیبایی ملاک و معیار ثابتی نداره یک نفر در نگاه شما نازیباست و در نگاه دیگری زیبا.
 
2. زیبایی شاید برای شروع یک آشنایی و انتخاب موثر و محرک باشد اما مسلما در ادامه و بقای یک زندگی پرچالش نقش اساسی ندارد.
 
3. آیا افرادی که با طلاق زندگی مشترکشان شکست می خورد، همه زشت و نازیبا هستند؟! واقعا به نظر شما چهره ی نازیبا باعث طلاق است ؟!!!!
 
4. اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی و سلامت روحی و روانی و هوش هیجانی تاثیر شگرفی در محبوبیت و جذابیت دارد.
 
5. حُسن خُلق بسیار ارزشمندتر و مبارک تر از حُسن قیافه و چهره است.
 
6. این احساس خشم و نارضایتی از شما -حتی اگر زیباترین دختر باشی- چهره ی دوست داشتنی و قابل اعتماد نمی سازد و موج منفی و احساس ناخوشایندی در خواستگار ایجاد می کند.
 
7. دخترم حال و مقام "شُکر" معجزه می کند. به جای شکایت از نقش که شکایت از نقاش -سبحانه و تعالی- است، به تفکر در نعمت های بی شمار او و حمد و سپاس مشغول باش 
از دست و زبان که برآید            کز عهده شکرش به در آید
 

 
خواندن یادداشت ها و پاسخ های مربوط به ازدواج را توصیه می کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:21634  |  899 امتياز

يك گناهكار غمگين
از آمل
امضا شده : ۲۹ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۴۵
سلام زني هستم شوهردار. حدود 5 سال ... [ادامه را حذف کردم]
شهاب مرادی :سلام/ ابتدا مجبور بودن و ... را قبول ندارم و مهم نیست اما هوالغفور و هو التوّاب
 
اگر ترک گناه کردی وبه گناهت پیش خدا اقرار کن و خودت را مسئول بدان و زاری کن و ناله کن و بدان
 
"اگر کنج خانه ات توبه کنی، پاک تر می شوی تا در وسط شهر به دست علی تازیانه بخوری" این نظر امیرالمومنین علی علیه السلام است. پس تردید نکن.
 
چند توصیه: 1. قطع رابطه قطعی با او 2. عدم اقرار به گناه ابداً و برای هیچکس خصوصا شوهر و رضایت او شرط مغفرت خدا نیست 3. عدم سرزنش تکراریِ خود 4. جایگزینی استغفار به جای سرزنش(گفتن استغفرالله ربی و اتوب الیه) 5. تعقیبات نماز(بسیار مهم است) و نمازهای نافله مثل نماز غفیله مفید است.
 
»»» توبه / میخوام نمیشه ! و پیوندهای آن را بخوانید.
 
==========================================
 
»»» و همچنین این "پاسخ" را بخوانید و برای دوستانتان ارسال کنید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:21471  |  875 امتياز

فاطمه
از اصفهان
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۳۷
سلام حاج آقا  
حال و احوال چطوره؟ 
جناب مرادي من هيچ گاه در مطلب ارسالي قبليم اغراق نکردم اين فقط نظر شخصيم بود در مورد شما. 
 
دوست دارم نظر شما را در مورد اتفاقي که در زندگي ام افتاد بدانم: 
چند وقت قبل يکي از خويشاوندان(پسر عمه پدرم) به خواستگاري من آمد ايشان 19 ساله و دانشجو هستند اما گفتند به علت اين که نه من آمادگي ازدواج را دارم نه ايشون فقط خواستند که ما جواب بله را بدهيم و بدون اين که کسي ار اقوام بفهمد ما مال هم باشيم تا ايشان مطمين باشند که من مال ايشان هستم وبا کس ديگري ازدواج نخواهم کرد و من و خانواده ام هم موافقت کرديم آخه هم خانواده ايشان براي ما شناخته شده هستند و هم خودشان به علت رفاقت با برادرم خوبيشان برايمان ثابت شده است دوست دارم نظر شما را در اين رابطه بدانم به نظر شما چند درصد از پسر ها در چنين مواقعي روي حرف خود باقي مي ماند و يا چند درصدشان عشق واقعي دارند اصلا کار ما درست بوده؟  
من يک دختر هفده ساله هستم که تا به حال عشق را تجربه نکرده ام علاقه اي هم به اين کار قبل از ازدواج ندارم علاقه خاصي هم به ايشان ندارم البته نه اين که دوستش نداشته باشم اما تا زماني که ازدواجم با ايشان حتمي نشده نمي خواهم خودم را درگير عشق کنم چون مي ترسم ايشان چند وقت بعد نظرشان عوض شود .
شهاب مرادی :سلام/  تصمیم مدبرانه ای به نظر نمی آید. و سوالات متعددی وجود دارد مثلا:
 
1. چرا بدون اطلاع فامیل.
 
2. اگر از مرحله ی انتخاب عبور کردید چرا عقد رسمی علنی نکنید؟ و اگر انتخاب قطعی نیست جرا هزینه ی ریسک آن را فقط دختر بدهد.
 
3. برنامه مدون و زمان بندی شده ی پسر و خانواده اش بسیار مهم است! یک پسر 19 ساله برای ازدواج چه می تواند داشته باشد؟! آیا زمان ازدواج یک پسر 19 سالگی است؟!!! انجام تحصیل،سربازی و به دست آوردن شغل و تمهید مقدمات زندگی واقعا زمان بر است در حالی که شانس ازدواج در گذر این زمان بهتر هم می شود و شانس ازدواج دختر  هم سن و سالش کم و کمتر!
 
4. دخترم مراقب باش؛ خانوادگی جوگیر نشوید.
 
لطفا به جای ادامه سوال و جواب فکر کن و حضوری از مشاور کمک بگیر.  شما فقط 2روز است با اینجا آشنا شدید و معلوم است که پیامها (بیش از 7000 پیام! ) و یادداشت ها را نخوانده اید. وقت بذارید و بخوانید و بخوانید...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:21216  |  621 امتياز

الهام ف
از تهران
امضا شده : ۲۶ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۴۰
سلام آقاي مرادي 
من 19 سالمه و دانشجوي مهندسي پليمر دانشگاه علوم تحقيقاتم 
نميدون م چه طور بگم بگم دارم دغ ميکنم بگم دارم نابود ميشم" نميدونم! 
من دارم از دست خونوادم رنج ميکشم خونه که نه بهتره بگم يه ساختمون فقط براي اينکه شبمون رو توش صبح کنيم 
پدر مادرم اصلا به من محبت نميکنن محبت از نظر اونا فقط ختم ميشه به اينکه هيچ وقت گشنت نذاشتيم داريم شهريه دانشگاتو ميديم هفتگي انقدر بهت پول ميديم و ........... 
ولي هيچ وقت از خودشون نپرسيدن که ما{مخصوصا پدرم} وقتي به بچم فحش ميديم ممکنه ناراحت بشه وقتي جلوي همه تحقيرش ميکنيم  
فکرم نميکنم آخرين باري که منو با لفظ عزيزم خطاب کرده باشن يا منو بوسيده باشن يادشون باشه 
بارها شده که پدرم منو با الفاظ بسيار زشتي که بعضي از اونها رو حتي معنيشون رو نميدونم خطاب کرده و با اينکه ما يه خونواده ي مذهبي هستيم اين بي مهري ها و اين بي توجهي ها باعث شده که برادرم سالهاست که نماز نميخونه و دنباله دختر بازيه که مورد دوست دخترشو فقط من ميدونم و پدر مادرم هيچ اطلاعي ازش ندارن  
و حالا من تنها موندم بين اينها  
مني که از ديدن برادرم از صداش از همه چيش متنفرم و وقتي ميبينمش واقعا احساس خفگي بهم دست ميده و آرزو دارم ديگه نبينمش 
مادرم برام خيلي کار ميکنه و من ممنونشم ولي از لحاظ عاطفي اصلا به من نميرسه و بارها بهش گفتم که محبت فقط لباس شستن و غذا درست کردن و .... اينا نيست ولي نه تنها گوش نکرده بلکه دعوامم گرده و ميگه تو نميبيني محبتاي من رو 
و کار من شده فقط گريه و همين الانم که دارم مينويسم نميتونم جلوي اشکامو بگيرم 
و تنها آرامش بخش من خدا و شهدا هستند 
و من موندم توي يه برزخ و شما اولين نفري هستيد که بهتون ميگم و منتظر کمک شمام 
با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ در مورد افراد خانواده بعدا نظرم را می گویم. معلوم است که آنها از نان و غذا و لباس و پول و ... کوتاهی نمی کنند. شما چطور؟ فهرستی کامل، دقیق و مفصلی با شماره بندی یعنی 1. 2. 3. 4. 5. و جداگانه در مورد محبت کردنت، حمایت عاطفی و حمایت کلامی و حمایت فکری و حمایت و همراهی عملی خودت در خصوص پدرت و مادرت و برادرت برام بنویس.
 
منتظرم.
 
چقدر کام انسان های طلبکار، تلخ است و چقدر تا رسیدن به آرامش فاصله دارند؛ فاصله ای که هر روز بیشتر می شود و مرگ در میانه ی این فاصله قرار دارد.
 

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:21139  |  384 امتياز

فرزانه.ج
از شيراز
امضا شده : ۲۶ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۴۷
سلام.من 21 سالمه،دانشجوام. حاج آقا، وقتي قرآن مي خونم، با ديدن بعضي آيات دچار ترديد ميشم.آخه احساس ميکنم خدا هم هواي مردها رو بيشتر داشته.ببخشيد الان نميتونم مثالي از آيات بيارم.با شرمندگي تمام،چندماهي ميشه قرآن نخوندم و آيات دقيقا يادم نيست. ميشه کمکم کنيد...
شهاب مرادی :سلام/ خدا عادل و حکیم است و در حق خانوم ها رئوف تر و زن جلوه جمال اوست و نُماینده ی رحمت او
 
دخترم تلاوتت را از روی قرآن حکیم انجام بده. این قرآن با ترجمه آیةالله مکارم شیرازی است و در مقابل هر یک صفحه شرح و تفسیر برخی از آیات آمده. به تدریج سواد تفسیری شما بهتر می شود.
 
اما از خودت با قاطعیت بپرس: خدا باید مطالبق نگاه و بینش تو خدایی کند یا تو نگاه و بینشت را با او تنظیم کنی؟ تو "خدای خدایی" یا "بنده ی خدا"؟!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:21099  |  302 امتياز

salma
از EU
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۳۳
سلام آقا شهاب! 
1.دو سال پيش با هزار ز حمت وارد دانشگا ه شدم در رشته پرستارى. حال قا نون اماكن بهدشتى ، درمانى جديد شده و پوشيدن روسرى را ممنوع كردن.  
2. كار كردن تمرينى در بيمارستان هم شامل درس ها ميشود. 
3.دو سال مونده كه تمام كنم. 
4. طى اين دو سال هم خوب وقتم رفته هم پولم هم عصابم. 
5. ولى نمى خواهم كه ايمانم را هم از دست بدهم. 
6. تا جايى كه توانستم حجابم را رعايت كردم ، هميشه و خدا را شكر تا حالا توانسته ام. 
7. من تاز ه با شما آشنا شدم ، و خيلى خيلى از اين آشنايى خوشحال استم،اميد وارم كه باعث خسته گيتان نشم! 
;) ممنونم خدا حافظ ،فعلا!
شهاب مرادی :سلام/ شما که تکلیف شرعی خودتان را به خوبی می دانید من هم برای اطمینان شما عرض کنم: حفظ حجاب حتی اگر ضرر مالی و تحصیلی داشته باشد واجب است و یقین داشته باشید خدای مهربان، بسیار جبران کننده است و حتما برای شما در همین دنیا و آخرت جبران می کند. و اساسا ثمره تقوی گشایش است ومن یتق الله یجعل له مخرجا
 
اما اگر بخواهید تحصیلتان را در ایران ادامه بدهید ظاهرا طبق مقررات منعی ندارد ...
 
یاد یادداشت 20 شهریور 83 مرحوم اخوی افتادم . روحش شاد »»» آدم خوب
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:21096  |  145 امتياز

گلپونه
از تهران
امضا شده : ۲۶ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۶:۱۷
سلام استاد 
وقتتون بخير 
با يه جايي مثل وبلاگ براي نوشتن نکات و بحث و فکر بيشتر بچه ها در مورد مباحث کلاس مجردها با نظارت خودتون و سرگروه ها موافق هستيد؟
شهاب مرادی :سلام/ موافق نیستم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:21005  |  26 امتياز

يا الله
از ايران
امضا شده : ۲۶ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۳۰
آقاي مرادي به خود خدا قسم از جوابتون شوکه شدم،به خدا دلم شکست،کاش هيچوقت جواب نمي داديد،به قرآن تمام تنم از ناراحتي داره مي لرزه 
خدا خودش راه راست رو نشونم ميده 
به قول حاج آقا مجتهدي....خدا،خدا ،خدا:(
شهاب مرادی :سلام/ چرا؟؟؟؟؟!
 
اینکه میگم اسم خدا را روی خودت نذار ؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:20988  |  37 امتياز

ترانه
از تهران
امضا شده : ۲۶ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۶:۱۵
سلام استاد.شايد دليل اينکه برنامه شب عيد غدير را فراموش کردين در سايت اعلام کنين اين باشه که يکي از کاربران حدود 16 روز قبلش در پيام ها با ذکر آدرس آورده بود!! 
آخر هفته خوبي داشته باشين:) 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ شاید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:20951  |  15 امتياز

يا الله
از iran
امضا شده : ۲۶ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۱۷
سلام . پيگيري
شهاب مرادی :سلام/ متوجه نمی شوید به خاطر اسم یا الله پاسخ نمی دهم؟ بنده ی خدا کوتاه بیا.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:20885  |  22 امتياز

م مرادي
از خراسان جنوبي - قاين
امضا شده : ۲۶ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۱۷
سلام خدا قوت . حاج آقا رفتم طبق توصيهاي حضرت عالي رفتم يکي از کتاباي شهيد مطهري رو ورداشتم بخونم اما هيچي حاليم نشد ؟!کتاب توحيد يا يه کتابي بوداصلا تو مقدمشم موندم !راهنمايي کنيد .ممنون
شهاب مرادی :سلام/ مطلع باش که برنامه های "عقل" را "نفس" با بهانه جویی لغور می کند البته به تاخیر هم راضی می شود تا بعدا لغوش کند. نفس سرکش است رام کردن لازم دارد. برای رام کردنش از خواندن کتاب شریف "داستان راستان" شروع کن.
 
جهت استحضار شما این کتاب را در اوایل طلبگی به عنوان درس، استاد معظم ما که در درس مرحوم امام عزیز و علامه طباطبایی و برخی بزرگان با استاد شهید هم درس و هم بحث بودند؛ برای تربیت ما از رو می خواند و شرح می دادند. خدا ایشان را حفظ کند.
 

 

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:20882  |  71 امتياز

نوكر حيدر
از تهران
امضا شده : ۲۶ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۲۷
سلام.بازديدكنند ان عزيز،جند بار در اينجا از قول استاد خوانديد كه نظر شما را در ارائه بحث هايم در پارك ملت مدنظر قرار ميدهم؟؟ 
و ايضا در مورد سايت هم اينگونه بايد باشد... 
آيا 61 نفري كه الان در وب هستند خواهان اينگونه اداره سايتند؟؟ 
بچه ها اگر روي مثلا يادداشت فوك.س كنيم و بگيم بيشتر خواهان يادداشتهاي كاربردي هستيم حاج اقا حتما گوش ميكنند 
اين را براي بازديدكنندگان گفتم تا بدانند انها هم ميتوانند تغيير در فضاي سايت استاذد ايجاد كنند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:20877  |  31 امتياز

محمد رضا
از تهران
امضا شده : ۰۱ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۲۸
سلام حاج آقا. 
حتماً ميگيد اي بابا باز اين مزاحم سر و كله ش پيدا شد! 
چه كنيم ديگه دلمون اينجا گير افتاده. شما تحمل بفرماييد ممنون ميشيم. 
حاج آقا يه سؤال (مسئلة ٌ يا شيخ) : چرا وقتي توبه مي كنم هنوز حسم خوب نيست؟ مثل ميخي كه به ديوار كوبيده ميشه و وقتي درش مياري جاش مي مونه. اگه اين مثال ، صدق كنه كه هيچ وقت به آرامش نمي رسم. 
به نظر شما اين عدم آرامش نشونه ي عدم پذيرش توبه از طرف خدا نيست؟ 
اجركم عندالله
شهاب مرادی :سلام/ برعکس؛ این عدم آرامش به دلیل استدلال غلط و توسل به تمثیل ها و قیاس های نابجاست و نشانه ای از خشم شیطان و وسوسه های اوست.
 
والا خدای مهربان که تواب است و سخنش در باره توبه و پذیرش آن در قرآن کریم، آشکار و روشن است :... يبدل الله سيئاتهم‏ حسنات؛ بله با توبه و ایمان و عمل صالح سیئات به حسنات تبدیل می شوند! بدی فقط پاک نمی شود بلکه به خوبی تبدیل می شود. 
« الا من تاب و آمن و عمل عملا صالحا فاولئك يبدل الله سيئاتهم‏ حسنات و كان الله غفورا رحيما »
 
و برای تامل بیشتر عینا بخشی از ترجمه تفسیر المیزان را پیوست می کنم:
 
[ و اما اينكه تبديل گناهان به حسنه چه معنا دارد؟ مفسرين وجوهى ذكر كرده اند: بعضى گفته اند: خداوند گناهان سابق ايشان را با توبه محو مى كند و اطاعتهاى بعدى ايشان رامى نويسد، در نتيجه به جاى كفر و قتل به غير حق و زنا، داراى ايمان و جهاد - يعنى قتل به حق - و عفت و احصان مى شوند.
 
بعضى ديگر گفته اند: مراد از سيئات و حسنات ، ملكاتى است كه از آن دو در نفس پديد مى آيد، نه خود آنها و خدا ملكه بد آنان را مبدل به ملكه خوب مى سازد.
 
بعضى ديگر گفته اند: مراد از سيئات و حسنات ، ثواب و عقاب آنها است ، نه خود آنها و خدا از چنين كسانى عقاب قتل و زنا را مثلا برداشته ثواب قتل به حق و عفت مى دهد.
 
ليكن خواننده عزيز خودش به خوبى مى داند كه اين وجوه در يك اشكال مشتركند و آن اين است كه : كلام خداى را از ظاهرش ‍ برگردانده اند، آن هم بدون هيچ دليلى كه در دست داشته باشند.
 
زيرا ظاهر جمله : ((يبدل اللّه سيئاتهم حسنات ))، مخصوصا با در نظر داشتن اينكه در ذيلش فرموده : ((و خدا غفور و رحيم است ))، اين است كه : هر يك از گناهان ايشان خودش مبدل به حسنه مى شود، نه عقابش و نه ملكه اش و نه اعمال آينده اش ، بلكه يك يك گناهان گذشته اش مبدل به حسنه مى شود، اين ظاهر آيه است ، پس بايد با حفظ اين ظاهر چاره اى انديشيد.
 
حسنه يا سيئه بودن عمل منوط به آثار عمل است وتبديل سيئات به حسنات نيز به معناى تبديل آثار است
 
و آنچه به نظر ما مى رسد اين است كه بايد ببينيم گناه چيست ؟
 
آيا نفس و متن عمل ناشايست گناه است و در مقابل نفس فعلى ديگر حسنه است و يا آنكه نفس فعل و حركات و سكناتى كه فعل از آن تشكيل شده در گناه و ثواب يكى است و اگر يكى است - كه همينطور هم هست - پس گناه شدن گناه از كجا و ثواب شدن عمل ثواب از كجا است ؟
 
مثلا عمل زنا و نكاح چه فرقى با هم دارند كه يكى گناه شده و ديگرى ثواب ، با اينكه حركات و سكناتى كه عمل ، از آن تشكيل يافته در هر دو يكى است ؟ و همچنين خوردن كه در حلال و حرام يكى است ؟ اگر دقتى كنيم خواهيم ديد تفاوت اين دو در موافقت و مخالفت خدا است ، مخالفت و موافقتى كه در انسان اثر گذاشته و در نامه اعمالش نوشته مى شود، نه خود نفس فعل ، چون نفس و حركات و سكنات كه يا آن را زنا مى گوييم و يا نكاح ، به هر حال فانى شده از بين مى رود و تا يك جزئش فانى نشود نوبت به جزء بعدى اش نمى رسد و پر واضح است كه وقتى خود فعل از بين رفت عنوانى هم كه ما به آن بدهيم چه خوب و چه بد فانى مى شود.
 
و حال آنكه ما مى گوييم : عمل انسان چون سايه دنبالش هست ،پس ‍ مقصود آثار عمل است كه يا مستتبع عقاب است و يا ثواب و همواره با آدمى هست تا در روز ((تبلى السرائر)) خود را نمايان كند.
 
اين را نيز مى دانيم كه اگر ذات كسى شقى و يا آميخته به شقاوت نباشد، هرگز مرتكب عمل زشت و گناه نمى شود، (همان حركات و سكناتى را كه در يك فرد شقى به صورت زنا در مى آيد، انجام مى دهد، بدون اينكه زنا و كار زشت بوده باشد) پس اعمال زشت از آثار شقاوت و خباثت ذات آدمى است ، چه آن ذاتى كه به تمام معنا شقى است و يا ذاتى كه آميخته با شقاوت و خباثت است .
 
حال كه چنين شد، اگر فرض كنيم چنين ذاتى از راه توبه و ايمان و عمل صالح مبدل به ذاتى طيب و طاهر و خالى از شقاوت و خباثت شد و آن ذات مبدل به ذاتى گشت كه هيچ شائبه شقاوت در آن نبود، لازمه اين تبدل اين است كه آثارى هم كه در سابق داشت و ما نام گناه بر آن نهاده بوديم ، با مغفرت و رحمت خدا مبدل به آثارى شود كه با نفس سعيد و طيب و طاهر مناسب باشد و آن اين است كه : عنوان گناه از آن برداشته شود و عنوان حسنه و ثواب به خود بگيرد. و چه بسا ذكر رحمت و مغفرت در ذيل آيه اشاره به همين معنا باشد.]
 
ملاحظه می فرمایید که در این جا قطعا جای میخ روی دیوار نمی ماند و خدا بسیار مهربان و آمرزنده است.
 
»»» می خوام نمی شه ( توبـه )
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:20478  |  851 امتياز

افسانه ک
از کرمانشاه
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۳۲
سلام.برنامه ديروزتون ديدم.عالي بود.من ازبرنامه ماه عسل شمارو شناختم اما نميدونستم سايت دارين.خيلي خوشحال شدم.ممنون.سال نو مبارک.ياعلي.
شهاب مرادی :سلام/ سال نو مبارک. یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:20037  |  17 امتياز

مريم
از تبريز
امضا شده : ۰۲ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۳۵
سلام حاج آقا من يه بار از شما سوال کردم ولي جواب ندادين تورو خدا اين دفعه بگين دارم ديونه مي شم !!!! من يه دختر 17 ساله ام يه خواهر 10 سالم دارم ما اصلا يه دقيقه ام نمي تونيم کنار هم بودن دعوا بشيم با من لج مي کنه حرفاي از خودش بزرگتر مي زنه منم اصلا کوتاه نمي يام والدينم بعضي وقتا کمک مي کنن ولي اونا هم خسته شدن من چي کار کنم هر روز که مي گذاره عصي تر مي شم توروخدا بگين چي کار کنم
شهاب مرادی :سلام/ دخترم شما با او لجبازی نکن -لجبازی یک فرایند دو نفره و دو طرفه است- به او محبت کن و دوستی ات را به او اظهار کن و مکرر به او بگو که چقدر دوستش داری. با هم، کارهای مشترک انجام بدهید و خوبی های او را به دیگران بگو و همیشه مترصد لحظه هایی باش که به هر بهانه ای او را تشویق و تایید کنی و در مورد حرفهای ناپسندش تغافل کن یعنی به روی خودت نیار! و چیزی نگو.
 
رفته رفته این دعواها تمام می شود. و روابط بسیار شیرین و انس بیشتر می شود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:19803  |  732 امتياز

فرشته
از zahedan
امضا شده : ۲۴ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۲۰
سلام جناب أقاي مراى من چند هفته پيش پيام دادم ولي جواب ندادين .اگه ميشه بفرمائيد که دوران نامزدي آدم عقد باشه بهتره يا اينکه نامحرم با تشکر از لطف بي دريغ شما.
شهاب مرادی :سلام/ هدف شما از دوران نامزدی چیست؟
 
1. اگر هدف شناخت یکدیگر است محرم نباشید و عقد هم نکنید تا بدون صمیمیت و دور از لذت جویی، در یک فضای رسمی (مهم است) و محترمانه، با برنامه مشخص و مکتوب، هدفمند و دقیق، گفتگو و بررسی کنید. پس اسم نامزدی و این مسائل را نباید روی این ارتباط گذاشت!
 
و خانواده ها باید توجیه باشند.
 
2. اگر هدف لذت است و خوشی، گپ و گفت و گشت و گذار، یعنی مراحل انتخاب و گزینش عاقلانه طی شده است و شما دو نفر مصمم برای شروع زندگی هستید بنابراین حتما عقد کنید، دائم یا موقت و در این صورت باز هم اسمش نامزدی نیست؛ عقد است.
 
نتیجه: نامزدی یک مرحله ی زائد در روند انتخاب همسر و ازدواج می باشد.
 
برای اصلاح فرهنگ ازدواج باید همه کمک کنید و تبلیغ کنید و رفتار عاقلانه را ترویج کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:19788  |  857 امتياز

نيلوفر
از شهرستان
امضا شده : ۲۲ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۰۵:۱۷
1-مشکلم اينه که همسرم مشروب ميخوره. 
2-ميکه کمش اشکال نداره.و اين چيزها مال زمان جاهليت بوده که زياد ميخوردند در نتيجه حرام کردن. 
3-+خيلي چيزاي ديگه که نميشه اينجا گفت.ديگه دارم کم ميارم. 
4-اگه ميشه توضيح مفصلي در اين زمينه بدين.
شهاب مرادی :سلام/ شرب خمر سیاه ترین معصیت و از بزرگترین کبائر است و حتی یک قطره اش هم حرام است و کم و زیاد و رقیق و غلیظ و ...ندارد. حرام است؛ حرام مُسَلَّم  و اصلا جای شبهه نیست.
 
در این لحظه اذان صبح برای هدایت او دعا می کنم.
 
شما هم در این گناه با او همکاری نکن (و کمکش در این فعل نباش مثلا برایش لیوان نیاور) و او را تشویق به توبه و بازگشت کن و او را کمک کن تا خودش را از آتش قهر و غضب الهی نجات دهد که خدای بسیار مهربان، مقلبُ القلوب است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:19751  |  944 امتياز

باران1389
از حوالي تهران
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۴۲
سلام 
 
در پرسشنامه گزينه 8 را ( چک باکس بگذاريد ) نه بوک مارک
شهاب مرادی :سلام/ مجدد دیدم، شما هم دقت بفرمایید چک باکس لازم ندارد چون فرد فقط یک مورد را باید مشخص کند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:19616  |  26 امتياز

حاج ناصر
از tabriz
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۳۹
سلام سال نو مبارک با پیامک خیلی موافقم خیلی. در جلسات مهمانی عید به جوان تر ها توصیه کردم بیایند و بخوانند.
شهاب مرادی :سلام/ سال نو مبارک .  یاعلی »»» پیامک؟!
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:19339  |  53 امتياز

بالا
جوملا فارسی : jpersian.ir