عضویت در خبرنامه سایت

جهت دریافت ایمیل های گروهی






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

آمار

بازدیدکنندگان: 26630042
حاضرین در سایت : 31 نفر و 14 نفر عضو
  • mahatasa
  • hasti70
  • zohre 87
  • mina199219
  • jafar salavati
  • 86141163
  • نجیما
  • safeh
  • NF1390
  • h.zn
  • zeinab mohammadi
  • saleh asgari
  • spd_267
  • صاحب
نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 10181 ورودي در دفتر وجود دارد.

نامورودی
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>
لیلا
از اصفهان
امضا شده : ۰۸ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۴۷
با عرض سلام وخدا قوّت به شماو باعرض تشکر از برنامه های شما در صداوسیما امیدوارم که همیشه موفق و موید باشید. 
من دختری 27ساله هستم ودر خانواده متوسطی بزرگ شده ام ومشکلاتی دارم که می خواستم از شما کمک بگیرم بدین شرح که همیشه وابستگی شدیدی به مادرم دارم وهیچگاه بدون مادرم نمی توانم جایی روم ویا کاری انجام دهم وگاهی وقتها از این مسئله رنج میبرم مواقعی که به بیرون از خانه میرویم حتی یک لحظه هم نمی توانم از مادرم دور 
شوم همیشه از جامعه وافراد درون آن می ترسیدم واعتماد به نفس کمی داشته ام ونسبت به هر کسی بی اعتماد هستم و ناامید لطفا" مرا راهنمایی کنید که چطور میتوانم اعتماد به نفس زیادی داشته باشم. 
قبلا"ازراه نمایی شما خیلی ممنونم .
شهاب مرادی :سلام/ نداشتن اعتماد به نفس اغلب حاصل نشناختن تواناييهاي فرد است ویا نبودن فرصت بروز آن تواناییها.
از اين رو جرات نمي کند هر کاري را که مي خواهد انجام دهد و اين حالت به انسان حس ناتواني ترس و بي لياقتي مي دهد.
راه تقويت اعتماد به نفس اين است که به جاي نگراني و ترس قدم به قدم توانمنديهاي خود را بروز دهيد.

براي مثال يک بار که با مادرتان بيرون ميرويد شما از خانمی  ساعت را بپرسيد. در گامهاي بعدي در کنار او باشيد ولي شما قيمت کالايي را بپرسيد و يا چيزي بخريد. شما به تلفن ها جواب بدهيد. کم کم گاهي تنها فقط مسافت کمي در خيابان راه برويد و برگرديد. و...

هر کدام از اين گامها يک موفقيت محسوب شده و کم کم ترس شما کمتر مي شود.

اگر فقط بنشينيد و غصه بخوريد نااميدي بر شما مسلط مي شود.
براي اين که در آينده زندگي موفق و شادي داشته باشيد نياز به اعتماد به نفس و ابراز وجود داريد.
پس از همين امروز شروع کنيد.
لینک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5296  |  251 امتياز

بدر
از تهران
امضا شده : ۰۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۷
باز هم سلام 
شما جواب سلام و احوالپرسي و حرف هاي نه چندان مهم و..رو ميديد اما اگه يکي يه سؤال مهم داشته باشه هزار بار بايد براتون پيام بفرسته تا شايد جواب بدين.  
ميدونم طولانيه و پيامها زياد و وقت شما براي پاسخگويي کم، اما ما هم به جواب شما نياز داريم. 
باور کنيد کسي رو ندارم که باتجربه باشه وگرنه مزاحم شما نمي شدم. 
دوباره مي فرستم به اميد اينکه اين بار جوابمو بدين: (لطفا همه پيام رو در سايت نذاريد) 
من دختري 23 ساله هستم و خانواده اي مذهبي دارم(البته نه از نوع افراطيش). 
سال گذشته در راه دانشگاه پسري که اصلا نمي شناختمش جلوي من را گرفت و گفت که از در خانه تا اينجا(يعني نزديک دانشگاه)دنبال من براي امر خير اومده و من به او گفتم که خيلي کار اشتباهي کرده و گذاشتم رفتم. 
حدود 1 ماه بعد خواهرش را فرستاد دم در خانه و با مادرم صحبت کرد و معلوم شد که خواهرش در کوچه ما مي نشيند و اين آقا حدود 1 ماه من را تحت نظر داشته و بعد براي خواستگاري اقدام کرده. 
آن زمان ما جواب رد داديم به خاطر اينکه مي خواستم درس بخوانم و قصد ازدواج نداشتم اما ناگفته نماند که بدم نمي آمد يک بار بيايند و بيشتر درباره اش بدانم و درباره اش فکر کنم. چون تقريبا موارد ظاهري و اوليه اش خوب بود: به گفته خواهرش فوق ديپلم رياضي داشت و در يک شرکت عمراني کار مي کرد،اهل رفيق بازي و سيگار نبود و نماز و روزه اش هم به جا بود. يک خانه و ماشين هم داشت. 
اما مهم ترين دليل ما براي رد کردن او اين بود که من را در خيابان ديده و انتخاب کرده بود و اين شيوه انتخاب او از نظر من و خانواده ام اصلا درست نبود. 
به نظر ما کسي که اينقدر راحت و از روي ظاهر همسرش رو انتخاب کنه و درباره زندگيش تصميم بگيره، درباره مسائل مهمتر زندگيش هم مسلما همين طور تصميم خواهد گرفت. 
خلاصه که گذشت و من پيش خودم فکر کردم که حتما کس ديگري رو ميبينه و دنبال اون ميره.  
اما بعد از يک سال دوباره دو تا از خواهرهاش اومدند دم در خانه(البته خودش و مادرش هم آمده بودند اما جلو نيامدند) و دوباره همان حرف ها را به مادرم زدند. 
نگو که آقا تو اين 1 ساله تو فکر من بوده و هرچي دختراي ديگه رو بهش پيشنهاد مي دادند قبول نميکرده و خواهرش رو مقصر ميدونسته که ما جواب رد داديم وگفته که حتما خواهرش طوري صحبت کرده که ما قبول نکرديم. 
مادرم طبق حرف هايي که هميشه وقتي حرف ازدواج به ميان مي آمد، من مي گفتم، به آنها گفته بود که من قصد ازدواج ندارم(اما مدتي است که اين نظر من عوض شده ولي به مادرم هنوز نگفته ام). 
خلاصه، قرار شد که مادرم با من صحبت کند و به آنها جواب دهد. وقتي موضوع را با من درميان گذاشت ازش پرسيدم نميشه حالا بيايند و صحبت کنيم و درباره اش فکر کنيم؟ 
دليلم هم اين بود که مسائل اوليه که لازم است را ظاهرا اين شخص دارد، و مادرم موافقت کرد اما وقتي موضوع را با پدرم درميان گذاشت او مخالفت کرد و گفت کسي که همين طوري يکي رو مي بينه و به همين راحتي انتخاب مي کنه به درد زندگي نمي خوره. 
پدرم همون دليلي رو آورد که پارسال خودم آوردم ولي الان اصلا بهش فکر نکردم. 
به نظر شما آيا اين تفکر درسته؟ 
از طرفي فکر مي کنم که کسي که يک سال سر تفکرش مونده و با اينکه جواب رد شنيده باز هم نظرش عوض نشده اين انتخابش از روي احساس نبوده، چون بالاخره رفتار من رو در مدتي که تحت نظرم گرفته بوده، ديده و همين هم، تا حدي ولو کم، خصوصيات من رو نشونش داده. 
اما از طرفي هم حرف پدرم درست به نظر مي رسه و الان نميدونم چي کار کنم؟  
 
1- من چادري هستم و وقتي بيرون مي روم آرايش نمي کنم و کلا ظاهري ندارم که توجه ديگران را جلب کنم و فکر نمي کنم که اين آقا از روي قيافه من را انتخاب کرده باشد، و مسلما يکي از ملاک هاي ايشان همين چادري بودنم است و...، کسي را بخاطر چادرش و مذهبي بودنش انتخاب کند، لا اقل ارزش فکر کردن را دارد. 
آيا اين نظرم درست است؟ 
 
2- آيا پدرم درست ميگه و ديگر نبايد به اين آقا فکر کنم يا اينکه نظر پدرم درست نيست و بايد روي اين مورد کمي بيشتر فکر کنيم؟  
 
3- اگر نظر پدرم (که زماني نظر من هم بود و الان هم تا حدودي هست)درست نيست چه دلايل منطقي مي تونم برايش بيارم تا هم خودم مطمئن تر قدم بردارم و هم پدرم راضي بشه که آنها بيايند و بيشتر با هم آشنا بشيم و بعد تصميم بگيريم. پدرم آدم منطقي است و با دليل و برهان ميشه راضي اش کرد. 
 
4- از طرفي اطراف ما در فاميل پسري که سن و سالش به من بخوره وجود نداره و کسي که در آينده همسر من ميشه مسلما از فاميل نيست، يا از همکارانم خواهد بود که فعلا همچين آدمي در محل کارم نيست، يا از هم دانشگاهي هام، يا کساني که توي مجالس و جاهاي ديگه من رو مي بينند، مي خوام بگم اين اتفاق ممکنه باز هم برام بيفته و بالاخره يکي از همين آدم هايي که يا خودشون يا خانواده شان منو مي بينند و مي پسندند، همسرم ميشه و اگه ما بخوايم همشونو با همين تفکر رد کنيم که نميشه، درسته؟ 
بالاخره يک اولين باري بايد وجود داشته باشه، نه ؟ 
 
5- يک مشکل ديگه هم دارم و اون اينه که چطوري مي تونم به مادرم بگم که نظر من درباره ازدواج فرق کرده و قصد ازدواج دارم؟ 
نمي دونم چه طوري بهش بگم که خواستگارام رو رد نکنه، آخه همشونو که مثل اين مورد من نمي فهمم که بخوام نظرم رو بگم. 
اصلا روم نميشه و نميدونم که چه طوري باهاش اين موضوع رو مطرح کنم که يه وقت فکر نکنه من براي ازدواج عجله دارم و هول شدم. 
در ضمن اصلا دوست ندارم که دير ازدواج کنم، چون در اطرافم مي بينم کساني که سنشون بالاست و هنوز ازدواج نکردند 
اولا توقعاتشون بالاتر ميره يا اينکه از لحاظ فکري توي انتخاب دچار وسواس ميشن،  
ثانيا افرادي که مي آيند خواستگاريشون اغلب کساني هستند که سنشون خيلي از اون ها بيشتره و من اصلا با فاصله سني زياد نمي تونم کنار بيام، 
ثالثا اين افراد آخرش هم کسي رو که انتخاب مي کنند کسي نيست که هميشه مي خواستند، و من نمي خوام دچار اين مشکلات بشم. 
باز هم متشکرم. اجرتون با خدا، چه جوابمو بديد چه نه.
شهاب مرادی :سلام/ برای بهبود فرهنگ ازدواج با آمدن خواستگار رسمی همیشه موافق باشیم و به خواستگار احترام بگذاریم.
 
فراموش نکنیم که خواستگاری به مفهوم عقد نیست! خواستگاری مانع اختیار و انتخاب دختر خانم ها نیست. و تعهدی برای خانواده دختر نمی آورد.
 
در جلسه خواستگاری اگر کلیات مورد پسند خانواده ها و دو جوان قرار گرفت، دختر و پسر باید چند جلسه با هم گفتگو کنند و خود را به یکدیگر معرفی کنند و هوشمندانه واقعا یکدیکر را بشناسند و تصمیم نهایی بله یا خیر را بگیرند.
 
به مادرتان هم مودبانه و محترمانه و خیلی روشن و صریح نظرتان را بگویید ودقت کنید نه ادب فدای صراحت شود نه صراحت فدای ادب.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5146  |  251 امتياز

ياسمن
از تهران
امضا شده : ۰۳ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۱۹
مدت هاست که شيطان بد من را محاصره کرده و اصلا اراده ي راسخي براي ترک انها ندارم هر چي هم از خدا مي خوام کمکم کنه اما نمي شه و دوباره مرتکب اون گناه ها مي شم چي کار کنم کمکم کنيد...
شهاب مرادی :سلام/ روایت: ... وقتی شیطان آدمیزاد را تهدید کرد...
 
ملائکه از خدا سوال کردند وقتی شیطان آدم را محاصره می کند (از 4 جهت) بیچاره آدیمزاد چه کند؟!
 
خدا : در دو جهت راه فرار برای آدمیزاد همیشه وجود داردپایین و بالا یعنی با سجده و دعا خود را از شرّ محاصره شیطان رها کند.
 
بسم الله
 

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16232  |  251 امتياز

زهرا
از teh
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۳۵
سلام 
حاج آقا در آستانه ماه رمضان من نمي دانم كه چگونه نيت كارهايم را براي رضايت خدا خالص كنم؟ 
احساس مي كنم هر كاري كه مي كنم بيشتر براي رفع حاجاتم و يا احيانا ترس است تا خشنودي خدا.بايد چه كنم؟!
شهاب مرادی :سلام/ همین هم خوب است و مایه ی قرب
 
فراموش نکن: نردبان پله پله
 
ترس از عذاب آخرت زیر بنای سعادت است چنانچه شوق و طمع به بهشت و الا خدای حکیم این قدر آیات در این باب نازل نمی فرمود
 
انبیاء همگی بشیر و نذیر بودند. سلام الله علیهم.
 
عشق با خیال پردازی فرق دارد
 
عشق واقعی است و دل گناه آلوده‌ی نترس و مغرور و ایمن از مکر خدا جای عشق نیست
 
همانطور که دل نا امید از رَوح الله و بدبین به خدا و مرعوبِ شیطان نیز جایگاه عشق نیست
 
"افامنوا مکرالله فلا يأمن مكرالله الا القوم الخاسرون" سوره اعراف
 
و قال امیرالمومنین علیه السلام: "الفقية كل الفقية من لم يقنط الناس من رحمة الله ، و لم يؤيسهم من روح الله ، و لم يؤمنهم من مكر الله"
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8303  |  250 امتياز

هاله
از اردبيل
امضا شده : ۱۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۲۸
سلام 
عيدتون مبارک. 
از شواهد پيداست که شما به سوال آدم خوبا جواب مي ديد و با اونايي که پناهي ندارند و از ناچاري براتون سوال مي فرستند کاري نداري. 
باور کنيد مستاصل به تمام معنام. 
راهنمايي کنيد. 
در چه حد با خواستگارم صادق باشم؟ 
اصلا چه جوري مسئله رو بهش بگم؟ 
براي اينکه جوابمو بديد دعا مي کنم؟حداقل ميدونم که خدا مثل بعضي نيست به بنده هاي بدش هم نگاه ميکنه. 
در پناه مولا علي.
شهاب مرادی :سلام/ صادق باشید ولی به گناهانی که تمام شده و توبه کردید و آثاری هم ندارد و تاثیری در زندگی آینده ندارد، اصلا اقرار نکنید.
 
اگر مبهم است چکیده و بدور از گلایه مصداق را بپرس تا عرض کنم.
 
پیام مربوط به "هندونه در بسته" را پیدا کنید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8843  |  250 امتياز

سين
از تهران
امضا شده : ۰۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۲۶
سلام آقاي مرادي 
بي شک ميتونم بگم که يادداشت جديدتون (ستار شو ستار شو) يکي از بهترين يادداشت هايي بود که تا حالا تو اين سايت خوندم و بالاخص حديث زيبا و قابل تاملي که مطرح کرديد. 
من اين حديث رو تا به حال نشنيده بودم، الان که شنيدم بيشتر نسبت به خودم و ديگران احساس مسئوليت ميکنم و البته نسبت به ترک گناه غيبت. 
خيلي ممنون 
هميشه سلامت و جاري باشيد. 
ياحق.
شهاب مرادی :سلام/ باید مکرر به خودمان یادآوری کنیم تا ملکه شود. ان شاءالله
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10060  |  248 امتياز

علي حسيني
از ايران اسلامي!
امضا شده : ۳۱ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۰۲:۲۷
سلام 
پيگيري 
صحب تاتون خيلي آرامش بخشه ولي واقعي نيست. نمي دونم زندگي شما چجور بوده و هست ولي اينو مطمئنم به سختي زندگي من نبوده و نيست. يعني زندگي هيچکس به سختي زندگي من نبوده و نيست. وقتي افرادي مثل شما ميشننن توي تلويزيون و حرف ميزنن، حرفاشون قشنگه ولي فقط قشنگه. 
اينکه من جوون بسيجي اينقدر توي زندگيم تلخي و تنهايي ديدم که با خداي خودم دعوام ميشه که اگر دليل خلقت من فقط حال گيري بوده که پس چرا خلق کردي! من که اجباري براي به اين دنيا اومدن نداشتم. 
مورد من يک مورد خاصه! من توي اين دنيا هيچي ندارم که دلمو بهش خوش کنم و با يادش زندگي کنم. يک تکفرزند که نه پدر و مادر خوبي داشته، نه خواهر و برادري داره، نه خانواده خوبي، نه پول و ثروتي، نه زيبايي اي، و نه از لحاظ جسمي سلامت کامل، نه دوست وفاداري، نه اميد به ازدواج، و نه اميدي به رحمت و عدالت خدا، که شايد تا آخر عمر بايد تنهايي رو تحمل کنم! 
جواب من مثل بقيه يک کلمه نيست که از اين به بعد زندگي خوبي داري؛ نميدونم شايد افسردگي گرفتم. 
من شما رو به مناظره دعوت مي کنم ولي مطمئنم هيچکس نميتونه جواب گوي مشکلات من باشه! يعني آخرش به اين ميرسه که قضا و قدر الهي و خدا اون دنيا برات جبران ميکنه! 
والسلام
شهاب مرادی :سلام/ حالا چرا "مناظره"؟! ...
 
مناظره که نه ولی یک جوک برات می نویسم:
 
میگن کسی به یک پزشکی، با عصبانیت و بی تابی گفت: تمام بدنم درد می کنه دست به هرجا می زنم دردم می گیره مثلا سرم ، صورتم، بازوم، کمرم ، شکمم ، پام و... همین طور که می گفت دکتر با لبخند و به آرامی بهش گفت چیز مهمی نیست؛ احتمالا انگشتت در رفته و به هر جا می زنه درد می گیره! انگشتت درد می گیره نه تمام بدن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7123  |  248 امتياز

پریسا
از تهران
امضا شده : ۰۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۴۳
سلام(ادامه گفتگوي دو جنين) 
 
نميدونم چقدر درسته ولي بنظر ميرسه 
پاداش اين قطع اتصال ،شروع حضور در مسير تکامل ،شرط اعلان ورود به اين دنيا دريافت چند هشداره که جنين عزيز من فکر ميکنه اگر جيغ بزنه و فرياد بکشه بهتره! 
اين در هر مسيري از زندگي اتفاق ميفته.هر جرياني از زندگي ميتونه همينطوري باشه :تحصيل؛ازدواج،ا اره خانواده،مديريت زندگي و کاروووو.در برخورد با هرکدوم اينها گاهي اشاره کافي نيست گاهي لازمه براي اينکه ياد بگيريم، بزرگ شيم درست رفتار کنيم ،تصميم عاقلانه بگيريم چند تا نيشگون ازمون بگيرند. 
ياد حکايت ديگري افتادم: 
يک روز پسري به يک بنز در حال حرکت سنگ ميزنه. 
راننده براي دعوا پياده ميشه ولي پسر اون رو بالاي سر خواهر مريضش ميبره و ازش کمک ميخواد راننده ميگه چرا اشاره نکردي جرا ماشين رو داغون کردي؟ پسر ميگه من يک ساعته دارم براي هر ماشيني دست تکون ميدم ولي کسي واينستاد مجبور شدم ايندفعه سنگ پرتاب کنم! 
منظور اينکه خدا خيلي وقتها اشاره ميکنه؛ واسطه ميفرسته وقتي توجه نميکنيم چند تلنگر ميزنه بعد ما هم مثل جنين عزيز من چندتا جيغ و فرياد و زاري و بعدش آخه چرا خدا؟ پس تو کجايي،خدا؟ 
تمام شد. شکر 
 

شهاب مرادی :سلام/ تکمله ای مفید بر یادداشت بند ناف .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6328  |  246 امتياز

سخنران
از تهران
امضا شده : ۱۸ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۲:۴۸
باسلام بنده روحاني هستم ومنبري امشب به طور اتفاقي صحبتهاي شما را در شبکه يک درباره وضع منبرها شنيدم و اينکه همش شده سخن از رجبعلي خياط والبته شيخ جعفر مجتهدي ومولوي واين شهامت شما خيلي مرا خوشحال کرد و خبر دارم که در هيئت ... وقتي اين خبر را هم شنيدم خوشحال شدم چون روش بنده در منبر نقد عقايد صوفيان است که متاسفانه امروز گريبان اکثر مداحان و هيئت هاي مارا گرفته است.من خيلي با عقايد شما آشنا نيستم ولي همين که ميدانم متوجه خطر اشخاص بي سوادي که امروز اسوه هستند شده ايد براي شما دعا کردم که همه ما به دعاي امام غريبمان حضرت حجت عليه السلام نيازمنديم ايمل نام مستعار است .يا علي عليه السلام.
شهاب مرادی :سلام/ متشکرم . مرحوم آقای نکوگویان مرد پاک و الهی بوده، صوفی هم نبوده و ... اما به شرحی که عرض کردم مخالف تمرکز مباحث در کشف و کرامات و ... و بزرگ نمایی فضائل این قبیل انسان های محترم و الهی هستم.
 
هرچند مخالف عرفان نیستم اما مروج عرفان هم نیستم!
 
من و شما طلبه ایم و مبلغ و مروج مکتب اهل بیت علیهم السلام.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8628  |  246 امتياز

minaelahe
از london
امضا شده : ۱۱ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۴۰
سلام . لطفا خصوصي... 
... 
قراره تا يه چند ماهه ديگه طلاق بگيريم. ميشم اولين دختره طلاق گرفته تويه خانوادمون. خيلي نگرانم.  
ممنون ميشم از راهنمايي تون. لطفا خصوصي....
شهاب مرادی :سلام/ پیشنهاد من بازگشت به ایران و انجام مشاوره حضوری با یک مشاوره خبره و سر و سامان دادن زندگی است.
 
چند نکته روشن و واضح:
 
1. زندگی از هر چیزی مهم تر است حتی تحصیل.
 
2. زندگی مشترک نیازمند آموختن مهارت و به کار بستن آنهاست.
 
3. از طلاق نترس زندگی مشترک را برای ارزش های ذاتی خودش و ارزش همسزت حفظ کن. نه از ترس حرف مردم
 
4. زندگی در هر جای زمین اگر به رفاقت انسان با خدا آسیب نزند خوب است اما فراموش نکن ملاک ارزش، تو هستی؛ ایمان و عملت؛ نه محل سکونتت!
 
خارج از کشور بودن فقط، برای افراد بی هویت، مهم، بزرگ و پُز دادنی است. و تو مراقب نگاهت باش که به محل سکونت موقت و یا دائمت در خارج از وطن چگونه نگاه می کنی. تمام زمین ملک خداست آسمان آسمان خداست یا به تعبیر شاعرانه ی سهراب نگاه کن؛ آسمان مال من است. مبادا برای این سبک زندگی بهای گزافی پرداخت کنی!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:13000  |  245 امتياز

همسفر
از دنيا
امضا شده : ۲۵ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۱۷
ممکنه خوندن اين پيام فقط وقت شما رو تلف کرده باشه، ولي ديدم دور از انصافه اگه نگم : 
اميدوارم خدا به زندگي شما برکت و شادي بده ،که آرامشو به زندگي من برگردونديد
شهاب مرادی :سلام/ خوشحالم و خدا را شکر.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:11093  |  245 امتياز

زهرا
از مازندران
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۰۰
سلامي دوباره.کاش منم ارامش شما را داشتم زندگي بدون ارامش خيلي سخته.تقريبا تو اين 2ماه که به سايتتون ميام همه اي پياما وجواباشونا خوندم.خيلي با ارامش ومنطقي با مسائل برخورد ميکنين.خيلي وقته ديگه هيچي برام مهم نيست ديگه هيچي شادم نميکنه همش ميخوام يه جاي باشم که هيچکسي به غير من نباشه تنهاي تنها .ديگه نه روحيه دارم حرف بزنم بگم بخندم نه ميخوام حتي از خونه برم بيرون.نسبت به همه چيز بي تفاوت شدم نه درسم برام مهمه نه آيندم با تمام وجودم حس ميکنم هيچ دليلي براي زندگي براي شاد بودن ندارم.از اين همه بي انگيزه بودن خودم خسته شدم.سعي کردم به فکر درسام باشم ولي بعد از 2روز ميگم آخرش که چي .درسم بخوني هيچي عوض نميشه حتي امرروز امتحاناما خراب کردم.وقتي بقيه را ميبينم که شاد هستن که با روحيه اي تمام درس ميخونن ومعدل بالا ميارن نسبت به خودم حس بدي پيدا ميکنم.از خودم ميپرسم خدايا يعني من اينقدر بي لياقتم که حتي حق ندارم مثل ادما باشم.البته خيلي وقته به اين نتيجه رسيدم که لياقت هيچي را ندارم ولي نميدونم چطوري لياقت پيدا کردم که انسان افريده شم کاش اين لياقتم نداشتم.به خدا ديگه از اين همه فکروخيال ازاينهمه سوال بي جواب خسته شدم ميخوام مثل بقيه بخندم همين.بهترين سالاي زندگيم با اين گذشته که ميخوام مثل بقيه باشم.بهترين شباي عمرم با گريه ودردودل کردن با خدا گذشته وهميشه مطمئن بودم که يه روزي جوابما ميده با تمام وجودم ايمان داشتم که جوابما ميده25 ساله منتظره جوابشم .ولي الان حتي شک دارم که منا ميبينه.خيلي سخته همه اي جوني تا با مسالي بگذروني که نتوني جوابي براشون پيدا کني بعد چشمتا باز کني وببيني که تنها کسي که فکر ميکردي دوست داره وبه خاطرش از خيلي از گناهات دست کشيدي وبا تمام وجود صداش کردي همه اي حرفاتا به اون زدي همه اي گريه هاتا پيش اون کردي کسي که تنها سنگ صبورت بود کسي که هرجا ودر هر شرايطي صداش کردم وقتي شاد بودم وقتي ناراحت بودم وقتي تنها بودم وقتي تو جمع بودم وقتي شب قدر بود وقتي ليل الرغائب بود وقتي شب جمعه بود وقتي ماه رجب بود وقتي ماه شعبان بود وقتي ولادت ائمه بود وقتي شهادت بود وقتي صبح بود.اونوقت بعد از 25 سال ببيني تنهاي. تنهاي تنهادلم خيلي از خدا شکست واقعا من جزءادمام هموناي که خدا گفته از رگ گردنم بهشون نزديکترم از مادر براشون مهربونترم براشون رحمانم رحيمم رئوفم غفورم ودودم شک دارم که از اونا باشم والا اين وضعيتم نبود.واقعا عذر ميخوام ولي حتي شما هم نميتونيد درک کنيد که ادماي در شرايط من با چه وضعيتي زندگي ميکنن.حرفام نيمه کاره موند بايد برم .فعلا خداحافظ وخسته نباشيد.
شهاب مرادی :سلام/ معمولا این حال تلخ برای تمام انسانها حداقل یک بار در طول عمر پیش می آید و به علت شایع بودن و ساده بودن درمان روان شناسان آن را به سرماخوردگی تشبیه می کنند.
 
پیام شما به وضوح علائم افسردگی (سرماخوردگی روحی) را بیان می کند
 
این مشکل به سادگی قابل حل است. حتما در شهر یا مازندران به یک روانشناس مراجعه کنید که با روش CBT کار می کند و نسبت به درمان افسردگی اقدام کنید.
 
خاطرم هست که شما قبلا در مورد ts گفته بودید و به نظرم درمان افسردگی برای درک درست و کنار آمدن با این سندرم و داشتن یک زندگی بهتر به شما کمک شایانی می کند. ان شاءالله.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8523  |  244 امتياز

علي
از مشهد
امضا شده : ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۰۴
سلام اقاي شهابي 
وقتي سرم روي مهر گذاشتم شکست نشانه ي چيزيه يا که هيچي نيست؟
شهاب مرادی :سلام/ هیچی نیست. مهر نمازت را عوض کن.
 
مراقب دام ها و وسوسه های شیطان به سمت خرافه و توهم های عرفانی باشید که شیطان تا امروز خیلی ها را با هیچ و پوچ بیچاره کرده!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8245  |  244 امتياز

مائده15
از شيراز
امضا شده : ۰۹ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۰۷
سلام.خسته نباشيد.خصوصي:[با اجازه حذف نکردم] 
خيلي وقتي احساس تنفر از خودم /اينكه چرا شهامت راست گفتنو ندارم/چرا نمازامو اخر وقت مي خونم/چرا همه چيزو مي دونم ولي عمل نمي كنم/چرا اينقدر زود عصباني مي شم/چرا تا اين حد با پدرو مادرم وبرادرم بد برخورد مي كنم/چرا كاري براي نزديك كردن ضهور اقا و بهبود وضعيت جامعه ام انجام نمبدم/چرا تا اين حد عمرمو تلف ميكنم چرا همه ي توبه هاموبه اين راحتي ميشكنم/و...هزاران چراي ديگه انقدر ازارم مي ده كه به خدا مي گم خدا من كه از دست خودم خسته شدم نمي دونم تو چطور منو تحمل مي كني/نميگم نا اميدم نه /اتفاقا چون اميدوارم از شما مي خوام كه كمكم كنيد و چندتا تمرين براي حذف همه ي اون غيبهايي كه گفتم بهم بدين. ازتون خواهش مي كنم مثل هميشه يه حرفه تازه بزنين. تمرين هاتون رو هم يه جوري بدين كه به درد ما شاگرد تنبلا بخوره.
شهاب مرادی :سلام/ با تشخيص مشکل نصف راه درمان را طي کرده ايد.
شما انتظاراتي از خود داريد که همگي پسنديده است اما اراده محقق کردن آنها را نداريد.
يکي از روشهاي رايج براي تغيير رفتار ثبت رفتارهاست.
هر شب تمام رفتارهاي مثبت و منفيتان را در دو ستون جداگانه يادداشت کنيد.
جريمه اي براي خود در صورت انجام رفتارهاي منفي مقرر و عزم خود را براي اجراي آن جزم کنيد.بعد از مدتي مي توانيد کنترل رفتارهاي خود را بدست گيريد.
هيچ کس جز خود شما نميتواند در اين مورد به شما کمک کند.
رابطه معنوي خود را با خداوند تقويت کنيد.
انجام برخي عبادات مستحب را در برنامه روزانه خود بگنجانيد.
اگر ميتوانيد در مسجدو جلسات مذهبي يا کلاسهاي اخلاق شرکت کنيد تا تحت تاثير معلم و روحيه جمعي کلاس اراده تان براي تغيير رفتار قويتر شود.

هر گام به جلو يک موفقيت است و شيريني طعم موفقيت رشد و حرکت را سريعتر ميکند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6087  |  243 امتياز

فاطمه
از .....
امضا شده : ۲۷ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۵۸
سلام آقاي مرادي من با هزار اميد اومدم شما جواب همه رو دادين اما جواب منو ندادين آخه چرا 
---------------------- -------------------------- 
م ن يه دختر 19 ساله هستم مدت 8 ماه با يه پسر ارتباط تلفني داشتم به طور کامل همديگرو شناختيم اما مدت 8ماه قبل همديگرو ديده بوديم و اصلا قيافه همديگه يادمون نميومد الان 2 ماه قطع رابطه کردم ميگفت ميخواد ازدواج کنه همديگرو خيلي دوست داشتيم به هيچ وجه نمي خوام فراموشش کنم از يه طرف باور ندارم ازدواج کرده از يه طرفمميترسم راست باشه الانم دانشگاه قبول شدم همون جا که اون درس ميخونه مي ترسم برم خيلي دوسشدارم چي کار کنم 
---------------------- -------------------------
شهاب مرادی :سلام/
 
فقط پسری واقعا به شما علاقمند است که می آید خواستگاری رسمی
 
تازه این فرد که عملا ابراز بی تمایلی و ... کرده و از ازدواج با تو انصراف داده!
 
چرا خودت را با اصرار به آن پسر برای ازدواج تحمیل می کنید؟؟؟ (به فرض که او ازدواج نکرده باشد) این مناسب شأن یک دختر خانم با شخصیت است؟ و اگر بشود آیا تضمینی برای ثبات در چنین روابطی وجود دارد؟؟؟
 

 
مشکل کجاست که شما خودت و ارزشهای واقعی را فراموش کردی؟
 
»»» لينك 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5122  |  243 امتياز

سعيده ترکمندي
از تهران
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۰۸
سلام اگر همسرم رابطه من وخانواده ام را قدقن کرده باشد تکليف من چيست الان نزديک به يکسال است خانواده ام را نديده ام اگر تلفني بي اذن همسر با آنها تماس بگيرم گناه کرده ام
شهاب مرادی :سلام/ نه. ولی ابتدا مشکلت را با همسرت برطرف کن. ازدواج با بردگی و اسارت و جنگ فرق دارد. گره بسیاری از اختلافات را با مراجعه به مشاور باز کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:27105  |  241 امتياز

beyondmind0631
از Tehran
امضا شده : ۱۲ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۲۱
سلام. 
بر حسب اتفاق برنامه ماه محبوب شما رو ديدم.يه سوال داشتم از خدمتتون! 
من چه احتياجي به شما دارم که بايد يه قدم بردارم تا شما هم لطف فرموده(!) و يه قدم به سمت من برداريد؟هيچ قصد توهين ندارم اماچطور کسي ميتونه فکر کنه لباسي که پوشيده لباس عملگيه اما هر دو قدم رو خودش برنداره؟ 
واقعا دوست دارم بدونم من چه احتياجي ميتونم به شما داشته باشم؟ 
منتظره جوابتون هستم و اگر امکان داره مثل بقيه همکارانتون از سر باز کردن نباشه، لطفا!
شهاب مرادی :سلام/
 
1. "عدم نیاز" در نگاه روانشناسان گام نخست چرخه "عدم موفقیت" است. و این مشکلی جدی و مهم است چون تا زمانی که فرد به وجود چیزی احساس نیاز نکند و به آن راغب نباشد، برای رسیدن به آن تلاش نخواهد کرد و اگر فردی در زندگی امور مهم را تشخیص ندهد و آنها را نشناسد ، به بهبود زندگی او نباید امید داشت، چنین فردی به اهداف خود نمی رسد و دور باطلی در درون او به وجود خواهد آمد که حاصل آن تکرار حس عدم موفقیت و تشدید نا امیدی و ناتوانی است .
 
2. عمله و کارگر هم خدمات خود را تحمیل نمی کنند. و گدا با کارگر فرق دارد! «لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی»
 
3. همین سوال و جواب حکایت آن گام و این گام است.
 
4. حکم کردن در مورد اهالی هر صنف و گروهی بدون استفاده از شیوه های علمی تحقیق، کاری غیر علمی و نظری "فاقد اعتبار" است و شأن ما باید از چنین اظهاراتی بالاتر باشد.
 
5. شاید امثال من را به دلیل شوق زاید الوصف به هدایت و راهنمایی، به« سرِ کار رفتن» بیشتر بشود متهم کرد تا «از سر باز کردن».
 
6. همانطور که در آن برنامه عرض کردم مدرسه و خانواده ما را برای برقراری ارتباط، آموزش نمی دهند و احساس نیازمان را به روحانی و سایر متخصصین پرورش نمی دهند و متاسفانه در این سامانه رسانه ها نقش موثر و ندارد!
 
7. اما چه احتیاجی داری؟ به میزان سهم و نقش دین و معنویت در زندگی شما، سهم و نقش روحانی تعریف می شود و ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5760  |  238 امتياز

ا.ط59
از مشهد
امضا شده : ۰۴ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۳
سلام حاج آقاي مرادي 
قبل از هرچيز سال نو را تبريك عرض مي كنم نمي دانم اصلا پيام هاي من به دست شما رسيده يا نه آخرين اون براي رفقاي شهيدم بود كه در حادثه جاده انديمشك سوختند و پروانه وار به ديار باقي شتافتند جستجو كه كردم مطلب من نبود فقط يه مطلب بود از يه كاربر ديگه راجع به دانشگاه خيام به هرحال يه بار ديگه مي گم خدمتتون 24سال سن دارم و ماههاي آخر خدمت را مي گذرونم مدرك فوق ديپلم سخت افزار و براي شغل آينده خود هم برنامه ريزي كردم و دوست دارم ازدواج كنم بدون در نظر داشتن فرد خاصي ولي از مطرح كردن اين موضوع براي مادر يا خواهرانم خجالت مي كشم اگر امكان دارد مرا راهنمايي كنيد.
شهاب مرادی :سلام/ مشکل اکثر خانواده ها نبود ارتباط کلامی موثر و گفتگوی خانوادگی در قالب جلسه خانوادگی است اگر شما جلسات خانوادگی را بتوانید در خانه تشکیل دهید به تدریج و به سهولت تمام حرفهایتان شنیده می شود.
یک زبان و دو گوش
بگو عزیزم!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5256  |  237 امتياز

حسام...
از تهران
امضا شده : ۱۰ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۳۰
سلام 
1 -دانشجوي بهداشت حرفه اي در دانشگاه تهران هستم 
2-20 سال دارم 
ايا درسته براي شخصيتهاي ظهور تعيين مصداق كنيم مثلا... و نظر شخصي تونو درباره نزديكي ظهور ميخاستم بدونم 
پيشاپيش از جوابتون ممنونم
شهاب مرادی :سلام/ پا به رکاب را بخوان. ان شاءالله فرج نزدیک است ولی این به معنی اطلاع ما از زمانی تقریبی برای آن نیست، یک امید مومنانه است نه یک اطلاع و آگاهی از زمانی خاص. اصلا نمی شود برای آن وقتی تعیین کرد. هیچ کس نمی تواند حتی خود امام معصوم علیه السلام!
 
دعا برای تعجیل در فرج را اهل بیت توصیه و سفارش فرموده اند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:12011  |  237 امتياز

azin.abtin
از ghaemshahr
امضا شده : ۱۳ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۶:۱۸
سلام.با تشکر از شما و صحبتهاي بسيار خوبتون.من و پسرم هميشه برنامهي‌ شمارو گوش ميکرديم.هر برنامه‌اي که داشتين ما دنبال ميکرديم مخصوصا پسرم. 
متاسفانه پسرم در سانحه تصادف فوت کرد.همين يه پسر هم داشتم.دوست دارم شمارو از نزديک ببينم تا مرگ را برام واقعا تعريف کنيد. نمي‌خوام از خودم تعريف کنم اما واقعا در حق هيشکي بعدي نکردم نه من نه شوهرم. پسرم هم واقعا فهميده بود بعد از تصادفش همه گفتن که چرا اين پسر به اين خوبي‌ رفت.  
مي‌خوام واقعا بدونم که چرا خدا اينجور ادامها که به خوبي‌ زندگي‌ مي‌کنن باعث عذر[آزار] کسي‌ نيستن در حق کسي‌ بدي نميکنن را زود ميبره؟.البته اين موضوع واسم قابل هضم نيست که آيا واقعا پسرم به امر طبيعي رفت يا ماشينش باعث مرگش شد چون پسرم رنو داشت.چون پدرش ميگه باعث مرگش رنو شد،ميگه رنو ماشين خوبي‌ نبود.بخاطر همين عذاب وجدان داريم. پدرش ميگه مرگ دست خود آدم.اگر پسرم رنو نداشت يه ماشين بهتر و با امکانات بيشتر داشت فوت نميکرد.از شما تقاضا دارم تا حقيقتو به من بگيد.نمي‌خوام آرومم کنيد فقط حقيقتو بگيد که آيا رنو باعث مرگش شد يا به امر خدا بود.البته پسرم هم اهل سرعت نبود.خيلي‌ با شخصيت بود.اصلا آدم بي‌نظمي نبود.آدمي‌ بود که با سن ۲۶ سال ۲ بچه بي‌ سر پرست حمايت ميکرد،آخه واقعا حقش بود که انقدر زود از اين دنيا بره؟ منتظر جواب شما هستم.خيلي‌ خیلي‌ ممنونم.
شهاب مرادی :سلام/ ابتدا به شما و خانواده محترم تان تسلیت می گویم. و از خدای مهربان برای پسر عزیزتان مغفرت و آرامش و رحمت مسئلت دارم و برای شما صبر و اجر بیشتر. 
 
1. سوالات اطرافیان شما که شایع و رایج است؛ ریشه در یک باور نادرست دارد. آن باور غلط این است: "مرگ جریمه الهی است." یا "مرگ عقوبت است." ویا "مرگ نتیجه اعمال بد و گناهان فرد است."
 
این موارد اصلا کلیّت ندارند. پس معتبر نیستند. به عبارتی هیچ کدام از این جمله ها درست نیست: " او مُرد. معلوم می شود آدم بدی بوده" یا "او مُرد. معلوم می شود آدم خوبی بوده" مگر انبیا نمُردند؟ مگر کفار و طواغیت نمردند؟ کلُّ من علیها فان. همه ی اهالی زمین فانی هستند همه ی خوب ها و همه ی بدها.
 
2. ملاک ارزیابی خوب و بد بودن اعمال و نیّات انسان هاست و ما صلاحیت قضاوت در مورد دیگران را نداریم و از نیّات غیر از خودمان بی خبریم.
 
3. در مورد ماشین و ... با توجه به شرح حال؛ این فرض را هم مقبول نمی دانم. فقط برای درک بهتر مسئله و آرامش شما توجه شما را به این آیه جلب می کنم: أَيْنَمَا تَكُونُواْ يُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوجٍ مُّشَيَّدَةٍ ... یعنی زمانی که قرار است مرگ کسی فرا رسد اگر در بهترین و مستحکم ترین ماشین باشد حتی اگر در تانک هم باشد فرا می رسد [ترجمه و چند تفسیر در مورد این آیه] احتیاط مهم است اما اینجا از مصادیقش نیست. دقت کنید. در شرایط عادی این مسئل به مخلوط می شود و در شرایط عاطفی خاص بیشتر.
 
4. حتما یادداشت بند ناف را بخوانید.
 
5. مکرر لاحول و لا قوةالا بالله بگویید.
 
6. اللهم انی اسالک صبرَ الشاکرین لک.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:13335  |  237 امتياز

marjan
از Irani
امضا شده : ۱۸ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۰۳
سلام.  
... خصوصی... بلکه مسیحی شده اند... 
به خدای عالم قسم میخورم من واقعا در حیرتم. 
... شما نظرتون رو نمی گید؟
شهاب مرادی :سلام/ اگر کسي به دنبال حقيقت باشد حتما به اسلام کامل ترین دین الهي گرايش پيدا مي کند.
 
امروزه در اینترنت وشبکه های فارسی ماهواره ای تلاش مستمر و البته کاملا نمایشی ، برای پر رنق نشان دادن گرایش به مسیحیت در بین فارسی زبانان دیده می شود. شما نگران تبلیغات دروغین سایت های مبلغ و مروج مسیحیت نباشید. این اقدامات حاصل انفعال غرب و سران مسیحیت اروپایی است در قبال موج اسلام خواهی امروز غرب.
 
امکان دارد کسی مرتد شود یا منکر هر اعتقادی شود و همچنین ممکن است شما عادت های عبادی یک فرد را (که ریشه در اعتقادات حتی ساده وابتدایی قلبی او هم نداشته)اعتقاد یا عقیده فرض کنید و آن فرد از سر مشکلات (عموما مشکلات و اختلالات روحی و شخصیتی ) و در قالب مکانیزم دفاعی مثلا لجبازی و... آن عادت یا عقايد را تغيير دهد ولی این نباید موجب نگرانی شما شود چرا که اين مسئله به ضعف فکري و اختلال شخصیتی او باز ميگردد نه به حقانیت اسلام عزیز.
 
حقانیت یک دین به تعداد معتقیدین آن نیست به درستی و محکمی خود آن است. اسلام بیشترین احترام را برای تفکر و تعقل قائل است وملاک حقانیت را در استدلال و برهان می داند و قرآن کریم را برهان می نامد:«یا ایّها النّاس قد جائکم برهانٌ من ربّکم وانزلنا الیکم نوراً مبیناً».
 
الاسلام یعلو و لا یعلی علیه .
 
این دو وبلاگ را هم ملاحظه کنید: مسجد و کلیسا // گفتگوهای من با مسیحیان
 

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4091  |  236 امتياز

اعظم محمدي
از تهران
امضا شده : ۲۵ دی ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۵۸
سلام استاد!من از دانشجويان دانشكده اليهات دانشگاه تهران هستم. بهمن سال گذشته فارغ التحصيل شدم بچه هاي بسيج بهم گفتن شما كلاس داريد تو دانشكده ولي خانمها رو راه نميدين؟ آخه چرا؟ 
من از كلاساتون خيلي چيزا ياد گرفتم اين انصاف نيست كه ما نتونيم جايي رو هم كه ميتونيم شما رو پيدا كنيم،از حضورتون استفاده نكنيم. در هر صورت لطف ميكنيد اگر كلاس آموزش مشاوره گذاشتيد اجازه بديد ما هم از كلاستون استفاده كنيم. ممنون استاد. 
تو اين فتنه هاي اخير اگر دعا كرديد براي راه گريز براي ما هم دعا بفرماييد.
شهاب مرادی :سلام/ از ابتدا که من و مدیریت گروه مخالفتی نداشتیم.
 
اما نق نق های طالبانی و متحجرانه برخی دانشجویان بی سواد، بهانه گیر و ...
 
...خوش به حال شهدا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8037  |  236 امتياز

مهسا سجاد
از اصفهان
امضا شده : ۰۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰۴
سلام خسته نباشيد باتشکر ازحضور گرمتون در برنامه ي تانيايش .اگه ميشه درمورد عضويت در بخش خبر نامه بيشتر توضيح بديد.التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ برای اطلاع رسانی سریع تر و نظر خواهی در مورد سایت و مشورت خواستن من از شما، این خبرنامه را پیش بینی کردم و البته ویرایش لازم داره و یا از کامپوننت دیگری استفاده کنم.
 
لطفا برای عضویت؛ اطلاعاتتان را دقیق وارد کنید و فرم را کامل پر کنید. اگر آدرس ایمیل درست نباشد عضویت انجام نمی شود باید هر یک از شما در این باکس ایمیل خودتان مرحله آخر را تمام کنید.
 
اسم کاربری، غیر از اسم و فامیل واقعی و ایمیل شما باشد تا در دسته بندی دچار مشکل نشویم. 
این عضویت هیچ ربطی به ارسال پیام و استفاده از مطالب سایت ندارد!
 

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:13443  |  236 امتياز

Mor20
از تهران
امضا شده : ۱۳ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۲۱
سلام 
درباره ي سخنراني در مسجد سوالي داشتم شما که گفتيد قران را حتي در مترو بخوانيم ريا نميشود پس درباره ي انجام دادن هر کاري در هر مکاني ريا نميشود؟  
2)ازکجا بفهميم که کاري که انجام ميدهيم ريا هست يا خير؟
شهاب مرادی :سلام/ چرا ریاء بشه؟!!!!!!!!! مگه ریا یک فرایند اتفاقی است؟
 
ریا کاری است که فقط در قلب و ذهن تو مدیریت می شود و قطعا ناخودآگاه و ناهوشیار نیست. البته احتیاط هایی لازم است که در جایش باید بگویم الان می خواهم ترس شما از بیان اعتقادات و عمل به واجبات بریزد و به ترویج دین و ترویج نماز و ... بی ترس و بی واهمه اقدام کنید و تعظیم شعائر انجام شود
 
اگر قصدت برای انجام کاری "خوش آیند" دیگران است؟ و قصدت از انجام اون کار جلب رضایت خدا و قرب و نزدیکی به خدا نباشد اون ریاء است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8834  |  235 امتياز

مسعود
از تهران
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۵۰
با سلام 
حاج اقا يه سوال فني از حضورتون داشتم اونم اينه كه اگر به يه مطلبي مثبت بديم در واقع به سوال مثبت داديم يا به جواب شما. 
اگر به سوالم جواب بدين ممنون ميشم. 
تا حالا در عرض سه روز اين سومين پياممه كه به دو تاي قبلي جواب ندادين حداقل به اين يكي جواب بدين
شهاب مرادی : سلام/ مفهوم مثبت و منفی در این سایت چون ماهیتش بحث و جدل نبوده یعنی توصیه به دیگران برای خواندن این سوال و جواب نه موافقت و مخالفت با محتوای سوال یا پیام
 
اما در کامنت های ذیل مطالب به معنی تایید است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:18571  |  235 امتياز

بالا
جوملا فارسی : jpersian.ir