آمار

بازدیدکنندگان: 7078880
حاضرین در سایت : 17 نفر
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 266385
بازديد هفته گذشته : 57718
بازديد روز گذشته : 5694
بازديد سال جاري : 1136627
بازديد ماه جاري : 103860
بازديد هفته جاري : 1627
بازديد امروز : 1627

  اللهم ربَّ  شهر رمضان!
اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام و العافية المجللة و الرزق الواسع و دفع الاسقام
اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا و تسلمه منا و سلمنا فيه‏

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7789 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 »

نامورودی
خصوصی
از اصفهان
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۴۵
سلام خدا قوت 
پسري هستم حدود 22 سال 
مدتي پيش به خانمي علاقه مند شدم و به شدت خواهان ازدواج با ايشان بودم اما ايشان پس از چند بار قبول و رد کردن جواب منفي دادن. پس از گذشت مدتي از اين قضيه دچار مشکات روحي و افسردگي شدم و جهت فرار از اين قضيه تصميم به ازدواج گرفتم که چند نفري پيشنهاد شد ولي هيچ علاقه اي به آنها نداشتم تا اينکه موردي خواهرم معرفي کردند و چون اکثر معيارهاي مرا داشت قبول کردم در حالي که باز هم علاقه اي نداشتم و پيش خودم فکر کردم که با گذشت زمان علاقه مند مي شوم چون مي خواستم از اون وضعيت روحي در بيام اما با گذشت 4 ماه از عقدم هيچ علاقه اي ندارم در حالي که همسرم بسيار ابراز علاقه مي کند و انصافا هم خيلي دختر خوبي است و از بسياري جهات از آن مورد بهتر است. الان از لحاظ روحي خيلي داغونم از يک طرف خودم رو در مقابل همسرم مجرم مي دونم و فکر مي کنم که من به ايشون خيانت بزرگي کردم و از طرفي هم موندم که چه کار کنم من دوست داشتم عاشقانه زندگي کنم چون طعمش رو چشيده بودم اما با بچگي همه زندگيمو خراب کردم و حتي زندگي يه نفر ديگرو داغون کردم لطفا کمکم کنيد اگر ممکنه پيام رو يه جوري خصوصي جواب بدين چون ممکنه خانومم ببينه اگر هم نميشه که همين جوري. مچکرم .  
اين توضيح رو هم بدم که من ضربه هاي روحي ديگه اي هم تو زندگيم خوردم که فشار اينها و نبودن کسي که منو راهنمايي کنه و عدم مشورت توسط خودم باعث اين تصميات شد. 
آقاي مرادي يعني ميشه من هم از زندگي لذت ببرم خيلي دلم مي خواد شرايط روحيم مساعد بشه تا به اهداف بزرگ زندگيم تا به هدف غائي خلقتم برسم. 
التماس دعا. يا علي مدد. خدانگهدار
شهاب مرادی :سلام/ نباید هدف ازدواج و انتخاب همسر فرار یا درمان مشکلات روحی و شخصیتی باشد.
شما بهتر بود به خودتان کمی فرصت می دادید تا حالتان بهتر می شد و آن وقت برای انتخاب همسر اقدام می کردید.ولی الحمدلله در انتخاب اشتباهی صورت نگرفته.
اتفاقا این حال شما به عشق نزدیک تر است تا آن حال علاقمندی تان به آن خانم.
با بیشتر کردن فضای گفتگو وتعامل وتوجه به فضاهای با هم بودن مثل پیاده روی باهم و مشارکت در انجام کارهایی با علاقه و مهربانی و... زمینه ی علاقمندی و عشق شما بیشتر می شود.
به وسوسه های شیطان حتی با عنوانی چون "عذاب وجدان" توجه نکن.
زندگی همسرت را با شراکت خودش بهتر بساز و سعی کن شوهری مهربان ،دلسوز، فداکار و دوستداشتنی برای همسرت باشی.
در مورد ضربه های روحی کمتر فکر کن و بدان که خیلی از زخم های روحی هم مثل زخم های جسمی به تدریج بهبودی پیدا می کنند. از انرژی های مثبت ازدواج و الطاف خدای مهربان به زن وشوهر غفلت نکن؛خدا به نماز تو دو برابر قبل از ازدواج نگاه می کند...
اگر اوضاع روحی بهتر نشد به روان شناس مراجعه کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9427  |  348 امتياز