آمار

بازدیدکنندگان: 4835415
حاضرین در سایت : 10 نفر
تست آمار روزانه
بازديد ماه گذشته : 265135
بازديد هفته گذشته : 17263
بازديد روز گذشته : 1945
بازديد سال جاري : 1526705
بازديد ماه جاري : 64477
بازديد هفته جاري : 4369
بازديد امروز : 4369
آمار از تاريخ:1388/1/28
نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7122 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 »

نامورودی
عطيه 61
از تهران
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۵۹
سلام آقاي مرادي 
سخن شما متين اما وقتي ميخواي يه نفرو فراموش کني با خودتم عهد ميبندي ديگه سراغي ازش نگيري ولي اون طرف به هر نحوي خودشو به آدم نشون ميده تماس ميگيره ديگه اين چيزا دست خود آدم نيست که نذاره.بدتر ذهن ادم اشفته تر ميشه.اين جور موقع ها چرا خدا اينطوري ميکنه.تقدير يعني اينو ميخواد
شهاب مرادی :سلام/ به شما هم رودرواسی دارد آسیب می زند. هوشیار باش.
به سادگی ابراز عدم علاقه و اعتراض از مزاحمت و گام های بعدی مشکل را حل می کند.
و یک بار دیگر یادداشت های مرتبط را بخوانید و در آرامش فکر کنید و تصمیم بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2672  |  51 امتياز

فراري از زندگي
از تهران
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۵۸
سلام آقاي مرادي، من هميشه پيگير سخنرانيها و برنامه هاتون بودم و واقعا از شما بعنوان يه روحاني روشنفکر خوشم مياد و همين باعث شد که درمورد مهمترين مساله زندگيم از شما مشورت بخوام، ازتونم خواهش ميکنم اين پيغامو روي سايت نذاريد.  
من 4 سال پيش با آقايي آشنا شدم. من اون موقع دبيرستاني بودم و ايشون ... 
... 
من خيلي دوستش دارم و اون هم. از طرفي ميگم اگه منو دوست داشت چرا ... ميدونم از اول اشتباه کردم و بارهاهم به خاطرش توبه کردم و از امام زمان کمک خواستم ولي اگه اون نباشه با کس ديگه ايم نميتونم زندگي کنم ولي قطعا پدر و مادرم نميذارن ازدواج نکنم. واقعا مستاصلم. ببخشيد خيلي حرف زدم ولي خلاصه تر از اين نمي تونستم بگم. لطفا راهنماييم بکنيد. 
بازم خواهش ميکنم پياممو روي سايت نذاريد. متشکرم
شهاب مرادی :سلام/ بالاخره دوستش داری یا نه؟ از این رابطه پشیمانی یا نه؟ چرا توبه؟ چرا توسل؟ و ...
از پیام شما متوجه شدم که بیشتر
در حال رودرواسی هستی تا تصمیم
و در عادت تا علاقه
یک بار دیگر یادداشت های مرتبط را بخوانید و در آرامش فکر کنید و تصمیم بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2646  |  40 امتياز

محمد مهدي خادمي
از تهران
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۱۰
سلام با اين همه شرط و شروط که شما براي پيام ها گذاشتيد پشيمون شدم يه متن يه صفحه اي نوشته بودم تا براي شرکت توي يه جلسه دانشکده اي تو يه جمع محدود از بچه مذهبي ها دعوتتون کنم ولي ووو 
به هر حال موفق باشيد.
شهاب مرادی :سلام/ ضوابط را خوب مطالعه فرمودید اگر به بند شماره 3 عمل می فرمودید نیازی به ارسال پیام و دلخوری نبود کلیک کنید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2140  |  3 امتياز

sadegh
از tehran
امضا شده : ۱۷ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۰
سلام.خداقوت. ديدم آن لاين هستيد گفتم اين داستان به نظر خودم زيبا رو بفرستم براتون به عنوان يه استراحت وسط خوندن اين همه پيام: 
مردي صبح زود از خواب بيدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. 
 
لباس پوشيد و راهي خانه خدا شد. 
 
در راه به مسجد، مرد زمين خورد و لباسهايش کثيف شد. او بلند شد، 
 
خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. 
 
مرد لباسهايش را عوض کرد و دوباره راهي خانه خدا شد. در راه به مسجد و 
 
در همان نقطه مجدداً زمين خورد! 
 
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. يک بار ديگر لباسهايش 
 
را عوض کرد و راهي خانه خدا شد. 
 
در راه به مسجد، با مردي که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسيد. 
 
مرد پاسخ داد: (( من ديدم شما در راه به مسجد دو بار به زمين افتاديد.))، 
 
از اين رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. 
 
مرد اول از او بطور فراوان تشکر مي کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد 
 
ادامه مي دهند. همين که به مسجد رسيدند، مرد اول از مرد چراغ بدست 
 
در خواست مي کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. 
 
مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداري مي کند. 
 
مرد اول درخواستش را دوبار ديگر تکرار مي کند و مجدداً همان جواب را مي شنود. 
 
مرد اول سوال مي کند که چرا او نمي خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند. 
 
مرد دوم پاسخ داد: ((من شيطان هستم.)) مرد اول با شنيدن اين جواب جا خورد. 
 
شيطان در ادامه توضيح مي دهد: 
 
((من شما را در راه به مسجد ديدم و اين من بودم که باعث زمين خوردن شما شدم.)) 
 
وقتي شما به خانه رفتيد، خودتان را تميز کرديد و به راهمان به مسجد برگشتيد، 
 
خدا همه گناهان شما را بخشيد. من براي بار دوم باعث زمين خوردن شما شدم 
 
و حتي آن هم شما را تشويق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بيشتر به راه مسجد برگشتيد. 
 
به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشيد. من ترسيدم که اگر يک بار ديگر 
 
باعث زمين خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشيد. 
 
بنا براين، من سالم رسيدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3220  |  42 امتياز

مهدي محمدي
از تهران
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۵۵
سلام حاج آقا ... 
موضوع از اين قراره كه من با يك دختري حدود 2 ماه پيش مراسم خواستگاري انمجام داديم و مراسم بله بران نيز انجام شد 
و خانواده دختر خانم گفتند كه بعد از محرم و صفر مراسم عقد انجام شود تو اين مدت من چندين بار به ديدن دختر خانم رفتم ولي بعد از اين مدت يه احساسي پيدا كردم كه نميتونم اين دختر خانوم رو دوست داشته باشم و با بعضي صحبتهايي كه ايشان از بنده انتظار داشتند بنده دلسرد شده و همچنين كه گفتم نمي توانم احساس عشق به ايشان كنم  
البته 5 روز پيش نيز پيش يك مشاوره ازدواج رفتيم و با صحبتهايي كه آقاي دكتر با بنده انجام دادم متوجه شدم كه اين خانم بهدرد بنده نميخورد(البته آقاي دكتر اينقدر صريح نگفت )حال از شما ميخواهم كه تورو به اين روز عزيز جواب منه منتنظرو بدي بازم ممنونم از شما.
شهاب مرادی :سلام/ آیا در این مدت با هم گفتگو هم کردید؟ واژه های گفتگو، خواستگار، و... سرچ کنید.
عجالتا مراسم عقد را دو ماه به تاخیر بیاندازید.
من باید حداقل 15-14 تا سوال از شما حضوری بپرسم ... پس بهتره باز به همون مشاور محترم مراجعه کنی و مفصل صحبت کنی.

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3186  |  24 امتياز

ريحانه رضوي
از قم
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۵۶
سلام سالروز به امامت رسيدن آخرين حجت حق، امام عصر، حضرت حجة‌بن‌الحسن‌ لمهدي(عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) بر شما و همه شيعيان مباركباد. به اميد اينكه چنين روزي را در كنارش و در حضور و ظهورش جشن بگيريم. 
متي ترانا و نراك؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2398  |  8 امتياز

هادی
از کرمان
امضا شده : ۲۰ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۷
آخه چرا شبکه تهران ؟! پس ما چی؟؟؟؟ 
...
شهاب مرادی :سلام/ لطفا خاطره ای به رنگ نیایش
را ملاحظه بفرمایید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2381  |  7 امتياز

كاوه ولي احمدي
از سقز
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۴۲
سلام،چي؟ درست خوندم ؟شما شبكه تهران برنامه داريد؟ 
چندشنبه ها؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2431  |  11 امتياز

خورشيد سام دليري
از كجور
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۳۰
سلام چندماه است در شبكه٥برنامه داريد؟
شهاب مرادی :سلام/ فقط شنبه هفته گذشته؛ دوم ربیع الاول ؛ یک روز ؛ یک جلسه.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2421  |  12 امتياز

دلنوشته
از تهران
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۰۰
سلام. منتظر نظرات خوب شما در مورد دلنوشته هستم  
www.delneveshteh.com 
لين ك شما رادر لينكستان گذاشته ام
شهاب مرادی :سلام/ خدا قوت، ارادت، یاعلی.
پیوندها
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2272  |  1 امتياز

yellow rose
از زير آسمان خدا
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۵۹
به تماشا سوگند و به آغاز کلام: سلام.... 
پدرم،اي کاش فرياد نگاهم را در سکوت چشمانم مي ديدي.اي کاش بغض اضطرابم را از هيايوي سينه ام مي شنيدي.اي کاش در حضور لحظه هاي تلخ،شراره ي سرد و سينه سوز سيگارت را خاموش مي کردي و با لبخند گرمت،نفس هاي معطرت و نگاه مهربانت، مرهمي بر زخم عميق دلم مي نهادي.... 
اي کاش.... 
 
عاجزانه مي گويم:دعا کنيد نظاره گر روزي باشم که پدرم را در هاله اي از دود نبينم. پدري که مي خواني دست خط خسته ي مرا اگر تو هم ذره ذره وجود فرزندت را دود مي کني،تامل نکن،بشکن اين گوي غبار آلود را و فرزند چشم انتظارت را شادي بخش ..... 
 
اي کاش تو هم مي خواندي..... 
اي کاش.....
شهاب مرادی :سلام/ نامه ی خوبی است برای اهالی دود.
به راستی یکی از مظاهر جاهلیت همین استعمال دخانیات نیست؟ چه رسد به مواد افیونی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3114  |  33 امتياز

چشم بسته
از کرج
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۴۵
سلام عليکم 
خواهش مي کنم ساعت و شبکه برنامه هاي تلوزيوني تون رو هم تو سايت اعلام کنيد.شما نمي دونيد وقتي مي شنويم که شما تلوزيون برنامه داشتيد و ما نديدم،چه حسرتي مي خوريم و چه آه سوزناکي از نهادمان بلند مي شه. 
خدا قوت 
در شب شهادت پدر بزرگوار امام زمان،ايشون رو به پدرشون قسم بديم که همه بيماران را شفا بدن. 
 
اللهم کن لوليک الحجة بن الحسن  
صلواتک عليه و علي آبائه 
في هذه الساعه  
و في کل الساعه  
ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً  
حتي تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فيها طويلاً
شهاب مرادی :سلام/ چشم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2878  |  15 امتياز

Nasim
از Tehran
امضا شده : ۱۷ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۲
سلام 
يعني بايد شهوت ما رو نابود كند و شما تازه نيت كرديد كه يادداشتي دراين مورد بنويسيد؟ 
تورو خدا زودتر 
هلاك داريم ميشيم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2014  |  5 امتياز

ن.محمدي
از خمين
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۵۹
سلام و خدا قوت خدمت حاج آقا مرادي سخنور خوب و بااعتماد 
 
سوگند به هر چهارده آيه نور 
 
سوگند به زخم هاي سرشار غرور 
 
آخر شب سرد ما سحر مي گردد 
 
مهدي به ميان شيعه برمي گردد 
 
يا امام زمان انتظار هم از نيامدنت بي تاب شد ... 
شهادت امام حسن عسگري (ع) به ساحت مقدس او که ساليان طولانيست به انتظار آمدنش نشسته ايم تسليت باد. 
 
 
آمدم از شما تشکر فراوان کنم به خاطر صحبتهاي بسيارجذابتان در برنامه (( تا نيايش )). 
شنبه همين هفته تهران بودم و ازديدار دوباره شما در تي وي بسيارخرسند شدم.  
کاش م يشد دردانشگاه ما((آزادواحد خمين)) هم سخنراني داشته باشد! 
با اين حال بازهم از شماممنونم که با راهنمايي هايتان مرا سر به راه کرديد. 
ممنون و خدا يار ونگهدارتون. 
يا حق
شهاب مرادی :سلام/ ياعلي
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2272  |  4 امتياز

عطيه61
از تهران
امضا شده : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۵۴
با سلام دوباره 
الان 2ساله از خدا ميخوام که يک نفرو فراموش کنم اما با ديدن دوباره او نميتونم.ازخدا خواستم راهي رو پيشه روم بذاره تا بتونم فراموشش کنم.اما هر روز که ميگذره وابستگيم بيشتر ميشه.ديگه نمي دونم چيکار کنم
شهاب مرادی :سلام/ کارهاي خودت را خودت بايد انجام بدي نه خدا!
با مراجعه به مشاور، توانايي و دانايي خودت را افزايش بده تا خدا هم کمکت کند. ان شاءالله.


از تو حرکت                               
 از خدا برکت



 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3422  |  47 امتياز

حامد د
از زنجان
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۴۷
با عرض سلام خدمت جناب حاج آقا مرادي 
من يکي از دانشجوهاي دانشکده مهندسي دانشگاه زنجان هستم.با تشکر از تشريف فرمايي شما به دانشگاه زنجان. 
من قبل از اومدن شما به دانشگاه فقط حدود 5 دقيقه حرفاتون رو از تلويزيون شنيده بودم. همين کافي بود تا من راغب اومدن به جلستون در دانشگاه بشم. واقعا از حرفهاتون لذت بردم. خصوصا شب اول.متشکر که اين همه به فکر جوون هاييد در حالي که مي تونستيد راه ديگه اي رو هم بريد. و واقعا همونطور که خودتون فرموديد طوري صحبت نکرديد که ما خوشمون بياد و واقعيات رو گفتيد. 
من که ازطرز فکرتون کيف کردم. 
 
ولي همه متوجه شدن که هيچ جوابي براي چگونگي تحمل دلتنگي و تنهايي و فشار ميل جنسي نداريد. چون اصلا جوابي وجود نداره و تقصير شما هم که نيست. وضعيت جامعه مشکل داره. شايد تنها راهش توکل به خدا و سعي بر پاک موندن باشه. 
 
حالا بگذريم! 
 
من دو تا سوال داشتم که واقعا اگر جوابشون رو بدونم تحمل تنهايي که خيلي اذيتم مي کنه شايد واسم راحت تر بشه ! 
اولي اينکه شما فرموديد الان سن مناسبي واسه ازدواج و حتي انتخاب واسه پسرها نيست. ولي الان که ما تو اين سن هستيم و تو دانشگاه دور و برمون پر دختره و با خيلي ها ارتباط داريم و ممکنه اوني رو که دوستش داريم و فکر مي کنيم به ايده آل هامون نزديکه واحساس ميشه که مناسب باشه از جنبه هاي مختلف مثل خانواده به همين راحتي ها پيدا نکنيم. حالا چند سال بعد که تو اين جور محيط ها نيستيم چطور قراره اين دختر پيدا بشه؟؟؟؟؟ 
... 
 
 
ح لا نميدونم اين رو بخونيد و بهم جواب بديد يا نه ولي اميدوارم کمکم کنيد. 
راستي لطفا پيام رو کامل نشون نديد. 
با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله رب العالمين
 در مورد تنهايي موضوع بحث نيود و در مورد دوم حق با شماست
براي هر دو موضوع ان شاءالله برسم ؛ يادداشت هاي مستقل مي نويسم.
فعلا اين يادداشت ها را بخوانيد:

ترس از آینده
پوست موز
خدا و ناخدا
یک پاسخ
عادت
پاسخي به چند سوال

1. اختلاف سن و مباحث آن را گفتم و شرح دادم . حاصل: همسر مطلوب آينده تو الان دانش آموز است چرا در دانشگاه دنبال او مي گردي؟ و چرا الان؟!!!
2. خدا را شکر کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3339  |  47 امتياز

عطيه 61
از تهران
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۷
سلام آقاي مرادي  
همين چند دقيقه پيش براي شما پيامي فرستادم به دستتون رسيد يا نه؟ 
اگر رسيده لطفا راهنمايي کنيد .
شهاب مرادی :سلام/ نه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2321  |  -1 امتياز

مصطفي زاده
از نطنز
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۸
سلام استاد 
شهادت اقا امام حسن عسگري را به شيعيان راستين حضرتش تسليت عرض مي كنم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2605  |  9 امتياز

علي67
از يزد
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۷
سلام 
من اصلا متوجه نمي شم چرا شما جواب منو نميديد! 
نكنه اصلا به دستتون نمي رسه! 
خدا نكنه خدا كسي را محتاج خلقش كنه!
شهاب مرادی :سلام/ پيامتان را الان ديدم، ازدواج براي شما زود است و کمتر به اين هيجان و توهم علاقه به دختر خاله توجه کن. سوال شما جدا تکراري است لطفا سرچ کنيد. یک تمرین ساده ی ساده برای کار با « جستجو » و
لينك و لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2358  |  5 امتياز

همسا
از شميران
امضا شده : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۵۶
سلام حاج اقا 
خسته نباشيد. 
خداوندش اوخانواده محترمتان رادر 
پناه خود حفظ بفرمايد. 
ياحق
شهاب مرادی :سلام/ ياعلي
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2229  |  1 امتياز

رياکار
از تهران
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۳
سلام 
خسته نباشيد 
من دانشجوي سال اول يک رشته مهندسي دانشگاه تهران هستم و از ديدگاه خانواده و دوستان آدمي مذهبي--- 
قضيه از اين قراره که من تو  
دوم دبيرستان باعث ... 
من الان چي کار بايد بکنم.
شهاب مرادی :سلام/ پس از توبـه راه کار اساسي براي حل مشکل شما يعني اين احساس گناه و اضطراب مراجعه به مشاور است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2234  |  2 امتياز

وحيد1221
از تهران -نارمک
امضا شده : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۴۱
سلام و عرض ارادت .همواره به يادتان هستم
شهاب مرادی :سلام/ ياعلي
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2311  |  -2 امتياز

آزيتا صديقي
از مشهد مقدس
امضا شده : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۴۱
سلام 
اينك داريم برنامه گلبرگ كه درباره ازدواج هست را مي بينيم 
از ته دل افسوس مي خورم،شما چرا در تلويزيون نيستيد؟؟؟؟!!!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3096  |  21 امتياز

جواد
از تهران
امضا شده : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۴۱
سلام حاج آقا 
خيلي ممنون که شما برا مخاطبينتون احترام قايليد و خودتون رو ملزم مي دونيد که حتي بهشون گزارش بديد. 
تغييرات سايت به نظرم خيلي خوبه. 
اين امتياز دادن به پيام ها به نظر کار خيلي خوبي مياد . 
خدا حفظتون کنه.
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3702  |  36 امتياز

ساحل
از تهران
امضا شده : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۷
سلام حاج آقا خسته نبايد. 
من فکر مي کنم دليلش اين باشه که بزرگتر هاي ها که ميشن جووناي قديمي اين کارو زشت مي دونن يا لوس بازي مثلا اينکه پدر خانواده در حضور فرزندانش به همسرش ابراز علاقه کنه تو نظرشون گناه بزرگيه.و واي که نمي دونن همين کار مي تونه چقدر به فرزندانشون کمک کنه
شهاب مرادی :سلام/ متشکرم و پاسخ سوال "2" ؟

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3018  |  12 امتياز

اسير تنهايي
از جهنم خاکي (تهران)
امضا شده : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۱
سلام  
شنيدم که شما ميتونيد به من کمک کنيد . من خيلي حرفها براي گفتن دارم و فکر مي کنم شما ميتونيد شنونده ي خوبي باشيد . چون نه من و نه شما همديگرو نميشناسيم . پيش خودم فکر ميکنم که شما ميتونيد با شنيدن حرفهاي من کمکي به من بکنيد.من 5 ساله تنها زندگي ميکنم يعني مجبورم کردن که تنها زندگي کنم . الانم خيلي داغونم . خيلي نياز به کمک دارم چون يه جورايي دارم ديوونه ميشم . موندم چي کار کنم چون ديگه عقلم به جايي قد نميده . شما رو يکي از دوستان معرفي کرد . منم گفتم ما که به آب و آتيش زديم نشد اين يک بارم روش . سنگ مفت گنجشکم مفت اين بارم از آقا مرادي کمک ميخايم ببينيم چي ميشه . اميدوارم بتونيد کمکم کنيد يا حداقل من بتونم با گفتن حرفام يه کم خالي بشم .  
اميدوارم ... .
شهاب مرادی :سلام/ چرا به مشاور مراجعه نمی کنید؟ بنویسید.
مشاوره مجازی با مراجعه بسیار متفاوت است.
به هر حال گنجشک که قیمت داره ، سنگ هم مفت نیست این ثانیه های عمر پر قیمت من و شماست که داره هزینه می شه و...!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3109  |  40 امتياز

ليلا49
از زنجان
امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۰۸
سلام.اول از همه از برنامه واقعاً عالي و پربارتان در دانشگاه زنجان واقعاً سپاسگذارم. 
من دانشجوي دانشگاه زنجان نيستم و در دانشکده فني دخترانه درس ميخوانم و به عنوان مهمان حضور داشتم. ولي بعد از اين برنامه واقعاً متأسف شدم. به خاطر فساد حاکم بر دانشگاه زنجان.مي خواستم نظر شما را راجع به دانشگاه زنجان و دانشجوهاي آن بدانم. و در ضمن از نحوه برخورد شما با دانشجويان گستاخ و ... خيلي ممنونم. 
... 
با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ جواب سوال اول:
خدا را شاکرم که توفیق شد آمدم و الان بهترین تصویر را از دانشجویان آن دانشگاه دارم.
آن دو سه برادر هیچ یک گستاخ نبودند معلوم است که حرف نگفته دارند و به سخنشان گوش داده نشده و ما باید با الگوی یک زبان و دو گوش بیشتر بشنویم و حیف که در جلسه عمومی مجالی برای گفت و شنود دو نفره نبود.
به هر حال بیش از 3 ساعت در هر شب در جلسه حاضر بوده ؛ در آن ازدحام ... به خدا قسم  آن جمع را دوست دارم.

باید باور کنیم عقل ، دین و معنویت و اخلاق نیاز اساسی است و تنها نیاز دانشجو سیاست نیست!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9349  |  464 امتياز

sadegh
از tehran
امضا شده : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۸
سلام.زمان کلاساي دانشگاهتون رو نگفتيد!
شهاب مرادی :سلام/ سه شنبه ها اما در مورد حضور دانشجویان مهمان هنوز به نتیجه نرسیدم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2909  |  27 امتياز

darya255
از تهران
امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳۸
سلام 
اومدم از حضورتون در دانشگاه زنجان تشکر کنم 
از بعد از سخنراني و فرداي اون روز،نقل سخن خيلي از بچه ها از همه طيف،شما و حرفاتون شده! 
با سخنراني و پاسخ به سوالا به خيلي از ما کمک کرديد 
هممون منتظر ديدنتون در سال جديد هستيم 
يه حرفا و صحبتاتون خيلي نياز داريم 
خيل دلم به حال جوونايي که راهشونو به اشتباه رفتن و الان به نظر خودشون ديگه راه برگشت ندارن مي سوزه، دوست دارم بهشون کمک کنم اما نه راهشو بلدم و نه تخصص دارم و کاملا بي تجربه ام 
کاش همه مثل شما جوونا رو در مي يافتن!!!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2960  |  59 امتياز

نيما علياني
از اهواز
امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۰۶
سلام 
از ساعت امضاي پيام ها فهميدم که الان آن لاين هستيد. 
براي من و خانواده ام دعا کنيد. فرزند اولمان سقط شد و الان فرزند دومم در راه است--- احتمال هر موردي وجود دارد--- از همه بخواهيد به روال سابق براي ما و فرزندمان دعاي خاص کنند. 
ممنون- ياعلي
شهاب مرادی :سلام/ فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین
من دعا می کنم و دوستان هم مهربان تر از این حرفها هستند...
شما هم هوای همسرتان را بیشتر داشته باشید تا در آرامش خیالِ بیشتر دوره ی بارداری را سپری کنند.
به جای پرداختن به احتمالات منفی با تکرار بهترین و شادترین خاطرات کامتان را شیرین و خاطرش را آسوده کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4141  |  74 امتياز

sسs
از ;
امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۴۷
سلام 
بدون مقدمه ميخوام حرف بزنم.آقاي مرادي پدرم مسبب خيلي از سختيهاي زندگيمون هست.مطمئنم اگر ماچند تا بچه نبوديم تا حالا مامان رو کشته بود.اعتماد بنفسمون رو گرفته.به زور تونستم موفق بشم که به اين آدم حالا تبديل بشم... 
... من نميخوام دردودل کنم هدفم اينه که در قبال اين همه زور چکار کنم مامان رواني شده ومن صبرم داره تموم ميشه ميدونم ميخواين بگين بي احترامي نکن چون قبلا هم گفته بوديدخداهم خيلي توقرآن ميگه. التماس ميکنم بگيد چکار کنم همه خواستگارا رو رد کرده حالا ميگه برو تو جامعه تا مردم ببيننت.ميگن سوره والعصر براي صبر خوبه ديگه چه دعايي بکنم( راستي نذر 40شب نماز شب دارم).من بازم بابا رو دوست دارم ولي داغونم کرده چکار کنم چکارکنم
شهاب مرادی :سلام/ بی شک پدر شما بیمار است و از سالهاست که ازاختلال روحی روانی رنج می برد؛و باید تحت نظر و درمان روانژزشک و درمانگر قرار گیرد اما چه او به درمانگر مراجعه کند و یا فرار از درمان؛ زندگی با چنین فردی (با شرایطی که شرح دادید و اینجا نمایش ندادم) حتما نیاز به دانستن مهارت ها و اطلاعاتی است که مراجعه شما را به مشاور ضروری می کند.
پیشنهاد من :آقای دکتر بهمن بهمنی از مشاورین مرکز مشاوره زندگی بهتر
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3136  |  48 امتياز

fahimeh
از shahreza
امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۰۶
سلام حاج اقاي صبور و مهربون 
من دو سه روزه با نام وشخصيت و نحوه ي سخنرانيتون در دانشگاه زنجان اشناشدم.ازاين بابت هم خداراشاکرم که قسمت کرد ازشخنراني بي نظير شما بهره مند شم.از حضورتون درزنجان خيلي سپاسگزارم.التما دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2325  |  5 امتياز

ريحانه 61
از زنجان
امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳۹
سلام.از تشريف فرمايي شما به دانشگاه زنجان بسيار متشکريم.بدون شک تاثير گذار بود.  
در پناه حق.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2081  |  3 امتياز

اشنا
از اصفهان
امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۰۷
سلام باز هم از ديدار شما خوشحال شديم هر چند بسيار کوتاه بود .  
واقعا تعبير زيبايي از دلهاي بسياري از ما کرديد که ديگر قدمگاهي بيش نيست . کاش هيچوقت بزرگ نمي شديم و دلهامان حرمش بود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2535  |  11 امتياز

صفا
از اصفهان
امضا شده : ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۱۱
سلام حاج آقا خسته نباشيد من امروز دارم مي روم کربلا و براي تولدتان نيستم مي خواستم پيشاپيش تولدتان(22/12/) را تبريک بگويم.يا علي
شهاب مرادی :سلام/ زیارت شما هم پیشاپیش قبول.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2781  |  8 امتياز

REZA KARAMI
از ARAK
امضا شده : ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۴۱
سلام داستان اين مثبت و منفي ها چيه؟
شهاب مرادی :سلام/ توصیه ی شما به دیگر دوستان برای خواندن یک پیام
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3361  |  27 امتياز

حسن شالباف
از اهواز
امضا شده : ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۴۴
1- خانواده هاي سنتي اين چيزها رو لوس بازي مي دونن 
.در اکثر ازدواج هاي قديم عشق و علاقه جايگاهي نداشته 
.اختلاف سني بالا در بعضي خانواده ها مثل خانواده ما 
.پدر احساس مي کنه بچه هاش و همسرش پررو مي شن و قضيه پدر سالاري کمرنگ مي شه 
.پدر ها مخصوصا و مادرها بعضا تحمل شنيدن انتقاد رو ندارن 
.استفاده ابزاري از مطالب مطرح شده در جلسات در مواقع ديگه، يه چيزي شبيه خر بگيري خودمون، مي تونه يه عامل براي فرار از اين جلسلت باشه 
 
2-سعي کردم با انتقاد پذير نشون دادن خودم از پدر و مادر و برادرهام بخوام بعضي اوقات دور هم بشينن و در مورد مشکلات من نظر بدن 
تو همچنين شرايطي اغلب سر دل خودشون هم باز مي شه و حرفهاي خوبي زده مي شه، البته اگه در نهايت دعوا نشه! 
 
 
حالا نوبت شماست که جواب بديد 
الوعده وفا
شهاب مرادی :سلام/ متشکرم و سوال 2 را مجدد بررسی و پاسخ دهید.

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5305  |  293 امتياز

ندا
از اراک
امضا شده : ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۳۴
سلام .در مورد مطلب فرار از گفتگو ميتونم بگم متاسفانه خيلي از افراد با والدينشون گفتگو نميکنن يکيشونم من (متاسفانه)نميدون م چرا و نميدمنم چطور ميتونم اين مساله رو براي خودم حل کنم.شما چه راهکاري به من پيشنهاد ميکنيد؟
شهاب مرادی :سلام/ قرار شد شما جواب بدید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2527  |  4 امتياز

پريسا
از تبريز-ميانه
امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳۸
با سلام 
تشکر مي کنم در مورد گفت وگوي زيبايتان در دانشگاه زنجان اگه بعضي سوالهارو نمي تونين تو جمع جواب بدين دل جوان مردم رو چرا مي شکنين 
مي تونين خصوصي باهاش حرف بزنين بازم سري به زنجان بزنين 
حاج اقا تورو خدا اينقدر از کمبود شوهر پيش پسرها حرف نزنين پسرهاي جامعه ي ما سوء 
استفاده مي کنن. 
با تشکر فراوان
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2034  |  7 امتياز

سعديه
از تهران
امضا شده : ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۱۵
سلام و خدا قوت 
اين متن بخشي از مقاله اي با عنوان «مردها و احساسات آن ها» در سايت آفتاب مي باشد: 
.... مردها نمي توانند چيزي را كه با معني است اندازه بگيرند. اگر يك مرد دو ساعت اضافه كاري كند و در قبال آن اضافه كاري پول دريافت كند،‌اين سودي است كه مستقيم به جيبش مي رود و براي او با معني است اما اگر همان دو ساعت را صرف صحبت با همسرش و يا قدم زدن در تنهايي كند چه سودي مي برد؟ 
او اين سود و فايده را نمي تواند اندازه بگيرد. ميزان عددي ندارد. بنابراين به اندازه ي آن اضافه كاري و اضافه حقوق برايش معنا و مفهوم نخواهد داشت. تفاوت سيستم ها و نظام هاي ارزشي مردانه و زنانه باعث به وجود آمدن درگيريها،‌ياس ها و سرخوردگي هاي زيادي در روابط بين آنها شده است. مثلا شما به همسرتان مي گوييد كه دوست داريد وقت بيشتري را به حرف زدن با شما اختصاص دهد، اما او فوري جواب مي دهد راجع به چه موضوعي؟ 
ناگهان شما ناراحت مي شويد و احساس سردرگمي مي كنيد. چرا بايد هميشه يك تيتر باشد كه بر اساس آن صحبت كنيم؟ آيا همين كافي نيست كه بدانيم فقط مي خواهيم حرف بزنيم؟ به نظر مردها اين طور نيست..... 
http://aftab.ir /lifestyle/view.php?id=122085 
 
در پناه حق باشيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3315  |  40 امتياز

هستي
از اراک
امضا شده : ۱۰ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۵۶
سلام استاد ارجمند  
تبريک و ويژه به مناسبت 
هجرت پيامبر از مکه به مدينه (مبدأ تاريخ هجري،تاريخ مسلمانان)وليله المبيت (شبي که علي"ع" دربستر پيامبر"ص" خوابيد) 
به جنابعالي و کليه خواهران و برادران مسلمان.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4536  |  59 امتياز

زهرا خداخواه
از تهران
امضا شده : ۱۰ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۰۴
سلام حاج اقاي مهربون ممنون از اينکه جواب داديدبسيار بسيار زياد. در مورد ياداشتتون در موردامام رضاي خودمون خيلي خيلي ممنون مخصوصاً بخاطر اون شعر زيبا.التماس دعا کاش طرفاي ماهم سخنراني داشتيد ما شهرک محلاتي ساکن هستيم انتهاي جادهلشگرک. التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2891  |  6 امتياز

همسا
از شميران
امضا شده : ۱۰ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۰۸
با سلام 
ياداشت دلنشينتان را خواندم 
بيت اخرشعرنکنم ردزدرت اباالحسن درست ميباشدخطاي تايپي شده 
ياعلي
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3211  |  13 امتياز

هديه
از تهران
امضا شده : ۰۷ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۵۵
سلام حاج آقا 
من تا امروز فقط توي تلويزيون حرفاي شما را گوش ميدادم ولي الان از سايتتون خيلي خوشم اومد. حرفاي شما در محرم خيلي روم تاثير گذاشت و احساس كردم بايد يه تغيري در خودم بدم.خيلي ممنونم
شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3055  |  11 امتياز

هستي
از اراک
امضا شده : ۰۷ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۵۲
سلام استاد ارجمند آقاي مرادي 
استاد محترم الان من دارم سخنراني شما را در اراک گوش ميدم و دانشجوي مکتب شما هستم بازم سپاسگزارم از سخنراني و حضورتان در شهر اراک. اميدوارم بزودي مجددا شاهد تشريف فرمايي شما باشيم  
حاج آقا من پاسخ فرار از گفتگو را دادم اما تو ليست پيامها نبود چند تا پيام ديگه هم فرستادم اميدوارم ديده باشيد اگه پيامهامو خونديد لطفا راهنمايي کنيد بسيار ممنون ميشم . با آرزوي سلامتي و توفيق شما. 
دانشجوي مشتاق شما
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2480  |  5 امتياز

علي سنجري
از چالوس
امضا شده : ۰۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۱۳
سلام آقاي مرادي شريف  
نيم ساعت ديگه 7:30 مراسم هيأت شروع مي شود اما  
وضعيت قلبم داغونه! 
ياري ام ميكنيد؟ 
 
يك نكته عجيب ازوقتي براي وضعيت خودم (براي بدبختي ام)گريه ميكنم اشكم خيلي زياد شده،عجيب نيست؟
شهاب مرادی :سلام/ برادر جان شما همچنان رکورددار بازدید و ارسال پیام به اینجا هستید
جالب است بدانید حدود یک سال پیام های تکراری را حذف می کردم و شاید برخی از پیام های تکراری و پیگیری های شما هم حذف شده باشد
الان با اون همه حذف؛
     از شما 321 پیام در این باکس دارم که حدود 65 پیام منتشر شده!

بی تردید شما مدتهاست از یکی دو اختلال روحی رنج می برید و بی جهت تحمل می کنید!
چرا؟؟؟؟
مثلا این افسردگی غول بی شاخ و دمی نیست که از مبارزه و غلبه بر آن منصرف شده ای!
به یک روانشناس مجرب و خبره مراجعه کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3615  |  49 امتياز

مسيبي64
از تهران
امضا شده : ۰۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۵۵
سلام آقاي مرادي خسته نباشيد. 
 
راستش نمي دونم دقيقا از کجا بايد شروع کنم. نوع فعاليت شما واقعا تحسين برانگيزه و اينکه شما خيلي خوب تونستيد با مردم و خصوصا جوونها ارتباط برقرار کنيد. فقط يه وقتايي من فکر مي کنم خيلي خوبتر ميشد اگر ميشد از اطلاعات شما و افرادي مثل شما در يک سطح وسيع تري هم استفاده مي کرد خب خيلي ها اينجا رو نمي شناسند، خيلي ها هم شايد حال و حوصله ي سر زدن نداشته باشند توي اين دنياي مجازي رنگارنگ شايد کمتر وقت بذارن اين جور جاها هم بيان. اين روزها همه به دنبال سواد بيشتر هستيم، کلاسهاي متفاوت، کسب مهارتهاي مختلف؛ منم دنبال اين چيزها هستم مثل همه چون واقعا مفيدن و توي اين عصر هم به دردمون مي خورن فقط فکر مي کنم کم سراغ خودمون ميريم، 
کم يه حالي از دلمون مي پرسيم،  
کم فکر ميکنيم ببينيم چي کارا مي کنيم، 
کدوماشون درستن و کدوماشون نه.  
مي دونيد آقاي مرادي بعضي کارهاي غلط اونقدر همه گير شده ( ميدونم گفتنش هم خوب نيست )که اصلا يادمون رفته اين کارا درست نيستن؛ خصوصا مسايل اخلاقيمون. کارهاي غلطمون رو به عنوان عادت بهشون نگاه مي کنيم و فکر ميکنيم اگر مشکلي هست مشکل ديگرانه که نمي تونن ما رو درک کنن. من نمي خوام بگم من آدم خوبيم که اينا رو مي نويسم ولي واقعا دلم مي خواد روز به روز بهتر بشم. 
از طرفي راستش فکر ميکنم 
اين حيف که فقط از سواد و اطلاعات شما در يک حدود و طيف خاص استفاده بشه. صد در صد که ازدواج، عشق و ار تباطهاي بين دختر و پسر مهمند و دانستن راجع به اونها توي عصر ما خيلي مهمه ولي راستش من فکر ميکنم يه سري از اشتباهتمون توي رابطه ها فقط مختص اونها نيست ما مثل اون اشتباه رو بارها و بارها تو جاهاي مختلف توي زندگيهامون مرتکب شديم فقط متوجه نشديم. در اصل فکر کنم هر اشتباهي در هر جايي از زندگي يه ريشه اي داشته باشه که تا ريشش پيدا نشه اصل مشکل برطرف نميشه مثلا شايد براي قبل از ازدواج براي يه مدتي تلاش کرديم و سعي شد که يکسري از مشکلات رو برطرف کنيم ولي بعد از ازدواج ديگه يه دوران کوتاه نيست که بشه مقطعي کار کرد اونجاست که اگه ريشه درست نباشه من فکر کنم بقيه ي کار مشکل ميشه. 
 
با همه ي اين تفاسير خيلي خوب ميشد اگر اين حرفها و درست فکر کردن ها روتين زندگيهامون ميشد. چقدر خوب ميشد. 
 
من يه فکري داشتم که شايد بتونه يه کمکي باشه براي پررنگ تر شدن اين روتين مثبت تو زندگيهامون؛ البته اميدوارم با اين حرفها يه وقت خداي نکرده جسارت نکرده باشم؛ اگر شما عالم نبوديد گفتن اين حرفها هم به شما فايده اي نداشت. 
فقط دلم مي خواست اول نظرتون رو درباره درستي حرفام بدونم؛ اصلا با نظرام موافقين؟
شهاب مرادی :سلام/ موافقم و چند مبحث هم برای سیما در ذهنم پخت و پز کرده ام. شاید وقتی دیگر...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5321  |  108 امتياز

زهرا خداخواه
از تهران
امضا شده : ۰۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۴۸
در مورد سوال دوم بنظر من مسئوليت من در گرم و صميمي کردن خانواده ام اينه که  
1-حتما تا جايي که امکان دارد ساعاتي از شب که معمولا پدر و مادر خانه هستتد و از سرکار آمده اند من هم خانه باشم و بتونيم شام رو در کنار هم باشيم  
2- اگر خسته هستيم بازهم براي داشتن خانواده منسجم در کنار هم بمونيم و سر صحبت را درباره مسائل روزمان باز کنم تا با وجود خسته گي ولي موضوعي را براي تعامل پبش بکشمو در موردشون اگر کاري هم از دست کسي برنمياد حداقل صحبت کنيم. 
3-سعي مي کنم با پدرم درباره مشکلاتي که درباره ماست ولي بهر دليلي نميتونه دربارش صحبت کنه حرف بزنم تا احساس آرامش بيشتري کنه 
4- با برادرم چون کوچکتره و بيشتر دوست داره با دوستانش باشه و خيلي باهم بحث مي کنيم سعي مي کنم ارتباطي پيدا کنم که اعتماد کنه و درددل کنه  
5- براي مادرم هم سعي ميکنم با کمک در خونه و گوش دادن به حرف هاييکه با يکي دلش ميخواد درميون بزاره به ارامشش کمک کنم 
البته خيلي آرماني رسيدن به اينها حتيگاهي دلسرد مي شم چون همکاري و رغبتي وجود نداره ولي روي زياد اينجا کمکم مي کنه. 
اميدوارم اين دفعه سربلندبشم پيش شما که ايرادي ازم نگيريدالبته بگيريد هم مسئله اي نيست سعي مي کنم برطرف کنم و دفعه بعدي اون مشکل هم مرتفع بشه. التماس دعا بشدت  
حاج اقا يا من سردر نميارم يا نميدونم چي بگم ولي وقتي www را نميزنم پيغام آدرس ايميل را درست وارد کنيد مي گيرم. ببخشيد لطفاً مسخره ام نکنيد واقعا نميدونم.
شهاب مرادی :سلام/ متشکرم و
در مورد ایمیل مشکل از نرم افزار سایت است؛ ان شاءالله حل می شود. چرا مسخره؟!
 www در آدرس وب درج می شود نه ایمیل ولی ظاهرا گاهی مجبور شدید اشتباه بنویسید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2374  |  3 امتياز

اوليا وكيلا
از ساوه
امضا شده : ۰۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۳۴
سلام چرا سياست يك بام و چند هوا را اتخاذ ميكنيد؟ 
به يكي از دوستان كه درخواست "پيشنهاد"كتابي را دادند گفتيد نمي شود 
درحالي كه چندين مورد اين ضابطه را خودتان نقض كرده ايد!!!
شهاب مرادی :سلام/ من می توانم ضوابط خودم را گاهی انجام ندهم ولی به ضوابط دیگران باید عمل کنم. کمی بیشتر تفکر و توجه بفرمایید.
ضوابط ارسال پيام
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2430  |  5 امتياز

ياس
از تهران
امضا شده : ۰۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۳۴
سلام، 
درباره سوال 1: يکي از اصلي ترين مسائل به نظر من اينه که آقايون اکثرا با حرف زدن در مورد مسائل مهمشون با ديگران ميونه خوبي ندارند. 
اگر در اوائل ازدواج خانم اين رفتار رو خيلي بينه با وجود اينکه خانم دوست داره حرفهاشو به همسرش بگه اما شايد خانم هم از بيان مطالب و حرفهاش کوتاه بياد و ديگه مطرح نکنه. 
به نظر من اين مسئله يعني ياد گرفتن خوب و مؤثر حرف زدن بايد آموزش داده بشه ما اکثرا بلد نيستيم، اين روشو.
شهاب مرادی :سلام/ لطفا به سوال " شماره 2 " پاسخ بدهید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2463  |  15 امتياز

بالا