پرواز را بهخاطر بسپار،پرنده مردني است. از کرج | امضا شده : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۲۸ سلام عليکم نظرات دوستان را تا اينجا خواندم.اکثراٌسا ت سوال اول رو در غرور مي ديدند.اما به نظر من تنها غرور نيست. اولاً لازم نيست فقط متاهل ها به سوال اول جواب دهند چون دختر و پسري که بلد نيست با مادر و پدر خود صحبت عاطفي داشته باشد،خيلي خيلي سخت مي تواند با همسر اين صحبت را داشته باشد.چه اشکالي دارد به به مادرمان بگوييم خيلي دوستش داريم؟؟؟ دليل اين نگفتن شايد غرور است. اما اينکه در بعضي خانواده ها گفتوگو باب نيست يا اگر هم هست راجع به آب و هواست تا خود(مثل خانواده ما که بيشتر صحبت هاي معمولي مي شود تا حرف هاي مهم.البته بعد از انتقاد شديد مادر از من مبني بر اينکه چرا حرف نمي زنم و مثل غريبه ها رفتارمي کنم و اين پرسش که فرق تويي که مادر داري با کسي که مادر ندارد در چيست ؟؟ من تغيير کردم)علاقه شديد اعضاي خانواده به هم است. وقي من مشکلي دارم که مي دانم با مطرح کردنش در خانواده جز استرس اضافي تحميل کردن به پدر و مادر فايده ديگري ندارد،پس مطرح نمي کنم و براي اين که در معرض نگاه هاي نافذپدر و مادر نباشم در جمع خانوادگي شرکت نمي کنم. اگر پدر و مادر و خواهرم هم اينطور فکرمکنند ،ديگر جمع خانواده اي تشکيل نمي شود که فرصت گفت و گو باشد. درجواب سوال دوم،من در خانواده خودمان،اگر قدري تحمل و حوصله ام را بيشتر و کمي علاقه و محبتم را ابراز کنم،خيلي در گرمتر شدن خانه موثر خواهم بود. ياعلي در پناه حق |
| لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:855 |
1 امتياز
|