آمار

بازدیدکنندگان: 7077827
حاضرین در سایت : 40 نفر
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 266385
بازديد هفته گذشته : 57718
بازديد روز گذشته : 5694
بازديد سال جاري : 1136081
بازديد ماه جاري : 103314
بازديد هفته جاري : 1081
بازديد امروز : 1081

  اللهم ربَّ  شهر رمضان!
اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام و العافية المجللة و الرزق الواسع و دفع الاسقام
اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا و تسلمه منا و سلمنا فيه‏

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7789 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 »

نامورودی
سیدعلی ر
از iran
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۴۵
سلام استاد از این یادداشت اخیر میشه فهمید که شما ماه رجب را یه جور دیگه دوست دارید. درست فهمیدم؟
شهاب مرادی :سلام/ بله خیلی این ماه را دوست دارم
 
و آن را بسیار باعظمت و مهم می دانم و به آن امید بسیار دارم.
 
رجب ماه شروع و آغاز است. »»»صدای پا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6948  |  252 امتياز

dara
از teh
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۳۷
سلام من يه دوست دارم كه خيلي وسواس فكري داره هر چند وقت يكبار يه موضوعي به سرش ميزنه ودر مورد اون خيلي فكر ميكنه چه جوري كمكش كنم؟
شهاب مرادی :سلام/ با تشویقش برای مراجعه به یک مرکز مشاوره‌ی خوب
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5676  |  8 امتياز

معصومه
از تهران
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۲۸
سلام.من خواستگاري دارم و ميخواهم يک زماني با هم صحبت بکنيم تا بهتر بتوانم تصميم بگيرم.نميدانم مادرم را در جريان بذارم يا نه.دودل هستم ميخواهم برام استخاره کنيد
شهاب مرادی :سلام/ خواستگاری غیررسمی را توصیه نمی کنم.


 در همین 5-4 صفحه‌ی اول بالاترين امتياز تعداد قابل توجهی پاسخ تکمیلی می توانید پیدا کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5778  |  18 امتياز

غ.صالحي
از تهران
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۲۴
سلام حاج اقا من مطمئنم در مورد شما اغراق نکردم شايد با افرادي مثل شما کمتر ارتباط داشتم.اما در کل معذرت مي خوام اگر با گفتم ناراحتتون کردم.ما محتاج دعائيم فراموشمون نکنيد.
شهاب مرادی :سلام/ درخواست کردم نقد کنید!
لازم است صریحا عرض کنم که من به خاطر خودم ناراحت نشدم ؛ چون وقتی خودم خودم را می شناسم مدح و ذم ضرری نمی زند.
ولی تمرین اعتدال برای شما و من و همه لازم است.
لينك پیام قبلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4986  |  14 امتياز

باران1989
از تهران
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۲۱
سلام حاجآقا. 
ازتون خواهش مي كنم شماره يك روانپزشك خانم رو بهم بديد. من مشكل دارم.
شهاب مرادی :سلام/ خانم دکتر طاهره کرمانی؛ مرکز مشاوره زندگی بهتر
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4899  |  2 امتياز

فاطمه ذبيحي مفرد
از yazd
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۱۸
سلام.اميدوارم خدا به شما خيرکثير عنايت کند 
براي اين خواهر کوچک خود دعا مي کنيد؟
شهاب مرادی :سلام/ برای شما و همه ی مومنین : اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4925  |  11 امتياز

پير ساده توانا
از دزفول
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۱۵
سلام. اين سومين باره كه دارم براي شما پيغام ميدم اما هيچ جوابي روي وبلاگتون نمي‌بينم. يه بار هفدهم يا هجدهم خرداد ماه بود كه براتون پيغام دادم. يه سري هم بيست و سوم خرداد ماه بوده نمي دونم چه مشكلي هست؟؟؟ اميدوارم اين بار پيغامم بهتون برسه چون خيلي دلم ميخواد با شما ارتباط داشته باشم. ميگن تا سه نشه بازي نشه. در هر حال خواستم عرض ادبي بكنم و يكي از كسايي باشم كه براتون پيام ميده. دنبال اين بودم كه يه جوري با شما حرف بزنم تا اينكه به سرم زد بيام ايترنت شايد اينجا بتونم پيداتون كنم حالا كه پيداتون كردم هيچ جوابي از شما دريافت نمي كنم. اين بار هم فرستادم ببينم اين بار تيرم به هدف ميخوره يا نه؟؟؟
شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما ممنونم. یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4903  |  7 امتياز

يلدا صبوحي
از تهران
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۱۳
سلام. 
مي بينيد؟  
همان وقتي كه دنيايم ويران شد بايد شما مشغول پروژه علمي شويد. 
خدا دنياي عجيبي برايم ساخته...
شهاب مرادی :سلام/ چرا ویران؟! مشکل را بنویسید.

[به یک دوستی که قبلا سوال کرده بود گزارش دادم ؛
حجم کار مطالعاتی‌ام زیاد شده و اشاره کردم بیشتر درسی و فقهی است ولی این اصلا به معنی تعطیلی سایت نیست. فقط زمانم محدودتر شده و بیشتر مثل امشب ، قبل یا بعد از نماز صبح ان شاءالله در خدمتم.]


جا دارد دوباره همه‌ی مراجعین گرامی را به سرچ و امتیازدهی و توجه به امتیازها برای سهولت دیگران در پیدا کردن پاسخ های مناسب تر توصیه کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10920  |  301 امتياز

آذر
از تهران
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۰۲
سلام ممنون از اينکه وقت گذاشتيد و راهنماييم کرديد. راه حلي که با عنوان "چشيدن طعم زندگي" اشاره کرديد دقيقا يکي از مشکلات منه که مدت هاست نتونستم براش راه حلي پيدا کنم. واقعيت اينه که من از هيچ چيز زندگيم لذت نمي برم. از بعضي چيزها در عذابم و باقي، هيچ احساسي در من ايجاد نمي کنه. علاقمندي راجع به يادگيري بعضي چيزها در خودم احساس مي کردم پيش از اين، اما هربار که نزديک شديم به يکيشون - مثلا طراحي- در همون دو سه جلسه ي اول تمام علاقه ام از بين رفت. و مثثل اين زياد پيش اومده، اينطور نيست که الان به يادگيري موضوعي علاقه نداشته باشم ولي انگار يک اصل کلي ته نشين شده در ذهنم که اين هم مثل بقيه اس. طراحي برام يه هنر بود ولي الان تکرار مکرر خط هاي منحنيه. نمي تونم خودم رو متقاعد کنم که باقي عمرم رو بگذارم براي مهارت پيدا کردن در کشيدن يک سري خط. يا رنگ يا صدا. فرقي مي کنن؟ به شناختن آدم ها هم علاقه داشتم به همين دليل روانشناسي خوندم ولي اون چيزي که فکر مي کردم نبود بنابراين ولش کردم. - مي بخشيد که توصيه ي شما رو براي رفتن پيش يک روانشناس نمي تونم بپذيردم چون مي دونم اونها آدم شناس نيستن- الان فردي رو ميشناسم که خيلي چيزها مي دونه راجع به دين مطالعه کرده خودش، نهج البلاغه درس مي ده و بينش راجع به هيئت و نجوم و .. هم حرفي مي زنه. موضوع خيلي جالبيه برام. يه زماني مي خواستم شروع کنم ولي خدا طبق معمول يکي از نشانه هاش رو فرستاد: "علم را در شکم هاي خالي قرار داديم پس آن را با شکم هاي پر مي جويند پس کجا آن را پيدا کنند" .رهاش کردم چون طاقت گشنگي ندارم. و غير از اين درس دين خوندن خيلي ترسناکه برام. به هزار دليل که بهتره نگم. مصداق اون آيه ي از سوره ي بقره هستم: حيران در شب تاريک بدون مهتاب، گاهي رعدي فضا رو روشن مي کنه ولي بعد باز هم تاريکي.
شهاب مرادی :سلام/ تا برای درمان قطعی به روانشناس مراجعه نکنید هر روزتان براین منوال خواهد بود. از ما گفتن.
یک بار دیگر پیام قبلی و پاسخ مرا بخوانید »لينك

برای سوال جدید شما در همین 5-4 صفحه‌ی اول بالاترين امتياز تعداد قابل توجهی پاسخ مناسب پیدا می شود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4945  |  9 امتياز

فاطمه سادات
از تهران
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۰۴
سلام: 
براي سلامتي، طول عمر وتوفيق روز افزون مقام معظم رهبري حضرت ايت الله خامنه اي : 
صلوات
شهاب مرادی :سلام/
اللهم صل علی محمد وآل محمد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8379  |  250 امتياز

مهتاب روز
از beyrot
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۲۹
سلام آقاي مرادي 
اميدوارم خوب باشيد 
خوش بحال همه ي افرادي که اونجا[ایران] هستند و از حضورتان بي بهره نيستنيد 
التماس دعا از شما استاد بزرگوار
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4931  |  5 امتياز

مهناز م
از تهران
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۵
سلام ، در كتاب برترين بانوي جهان فاطمه زهرا(س) ،از آيت الله مکارم شيرازي آمده: 
«اين نکته شايان دقت است که معمولا جمله «فاطمه بضعة مني» به معني فاطمه پاره تن من است تفسير و ترجمه مي‏کنند، در حالي که در اين جمله سخني از تن در ميان نيست، بلکه مفهوم حديث اين است که فاطمه‏(س) پاره‏اي از وجود و هستي پيامبر(ص) است، هم از نظر جسمي و هم روحي،»  
(صحيح بخاري «کتاب النکاح» باب ذب الرجل عن ابنته - مضمون اين دو حديث در بسياري از کتب معروف مانند «خصائص نسائي» «فيض الغدير»، «کنز العمال»، «مسند احمد»، «صحيح ابي داود» و «حلية الاوليا» آمده است) 
چنانچه مايليد ترجمه حديث را اصلاح بفرماييد. متشكرم
شهاب مرادی :سلام/ درست می فرمایید این مفهوم درست حدیث شریف نبوی است و آن ترجمه‌ی ساده و ممکن!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5483  |  22 امتياز

مريم مومني
از تهران
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۴
سلام استاد خوب هستيد؟ خسته نباشيد.  
يادداشتتون در مورد ماه رجب و شروع يک ماه پر از زيبايي که [یعنی]"ماه خودت و خداي خودته" فوق العاده بود .  
يک حال خوبي به آدم دست ميده وقتي به اين همه نزديکي و مهربوني که توي اين ماه وجود داره و يک نعمت ديگه است براي ما آدمهاي پر از مشغله فکر ميکنه .  
 
اميدوارم توي تحقيقتون موفق باشيد. 
 
خيلي دعامون کنيد.
شهاب مرادی :سلام/ سپاس .»»»صدای پا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5480  |  99 امتياز

وحيد1221
از تهران-نارمك
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۴۵
سلام . ارادتمنديم و دعاگو. عيدي كه گذشت را بر شما مخصوصا همسرتان تبريك ميگويم. اگر هم ميشود مختصرا توضيحي در باب غيبت تان بفرمائيد...كلا مخلصيم . باز هم ياعلي
شهاب مرادی :سلام/ سخت مشغول نوشتن و کارعلمی(درسی)هستم و دعای شما کمک خوبی خواهد بود.
و در فواصل کار در خدمت شما عزیزان هستم و به لطف و مدد خدای مهربان.

البته مجدد خواندن این لينك را از دوستان جدید درخواست می کنم .
همچنان موضوع بخشی از پیام های دریافتی جدید، تکراری است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5845  |  179 امتياز

احسانه بيگي
از تهران
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۴۰
سلام جناب آقاي مرادي 
به دور از هر گونه حاشيه اي مي روم سر اصل مطلب. 
من از شما راهنمايي مي خواستم. 
خانواده خواهر من کانادا زندگي مي کنند و براي يک دوره يک ساله قصد عزيمت به ايران را دارند. پسر 20 ساله اي هم دارند که از همراهي خانواده سر باز زده. مي خواستم به طريقي که خودتان صلاح مي دانيد ارتباطي با خانواده خواهرم داشته باشيد و آنها از راهنمايي شما استفاده کنند. 
ببخشيد خيلي سعي کردم مفيد و مختصر بگويم. 
ممنون از تمامي محبت هاي شما.
شهاب مرادی :سلام/ اگر در اینجا سوال کنند و مشورت بخواهند من هم نظرم را عرض می کنم.   »»» ضوابط ارسال پيام
با توجه به لزوم مدیریت زمان و حجم کارهای علمی و درسی‌ام باید پروتکل های روشنی را مراعات کنم
و انتظار دارم همه ی مراجعین محترم سایت هم به ضوابط توجه کنند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5151  |  21 امتياز

محمد سعيد 28.03.88
از تهران
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۳۱
با سلام خدمت شما استاد گرامي  
لازم به ذكر است كه از شنيدن صحبتهاي شما بسيار خوشحال ميشوم و خدا را شكر ميگويم و طول عمر با عزت شما را از خدا مي خواهم. 
تقاضايي از شما داشتم من قصد ازدواج دارم و با خانواده در ميان گذاشته ام . لطف بفرماييد سوالاتي را كه به تظر شما در جلسات خواستگاري مهم است و حتما بايد پرسيده شود را به نحوي براي جواناني چون من بيان فرماييد و حتي كتابي در اين زمينه تاليف فرماييد تا راه را براي افرادي چون من روشن كند. 
ممنون از شما .اميدوارم پاسخم را بدهيد .
شهاب مرادی :سلام/ قبلا اجمالا پاسخ داده‌ام  جستجو بفرمایید و در مورد نوشتن کتاب هم ان شاءالله چشم ولی نه در آینده‌ی نزدیک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5155  |  6 امتياز

يه بنده ي خدا
از زير آسمون خدا (تهران شلوغ)
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۱۵
سلام ايام مبارک. به هدي خانم و همسرتون هم تبريک بگيد.  
من اون دختري هستم که همديگرو تقريبا يک سال پيش تو مطب دکتر بيات که با همسرتون اومده بوديدديديم... 
 
حاج آقا چند بار پيام گذاشتم اما جواب؟؟؟  
امسال کلاس دوم دبيرستان در رشته ي رياضي بودم (که خدارو شکر تموم شد)متاسفانه يا---معلم رياضي مون علاقه ي بسيار شديدي نسبت به من پيدا کرد طوري که تو کلاس هرکي چيزي از معلم ميخواست بپرسه به من مي گفت بپرسم ،منو که ميديد لبخندي تحويلم ميداد که همه ي بچه ها برميگشتن نگاه مي کردن يا دوستم که بغل دستم ميشست مي گفت بابا اينو جمع کن حتي ايشون تلفنشون رو برخلاف ضوابط مدرسه به من دادن و خواستن که من هم تلفنم رو بهشون بدم ولي من با تجربه ي پيشيني که از اينجور رفتار هاي معلما و اينکه هر وقت اتفاقي بيافته ميخواد زنگ بزنه هر دفعه يه بهونه آوردم.حتي يه شب کابوس ايشونو ديدم که دارم از دستشون فرار مي کنم و ايشون دنبالم مي کنن . متاسفانه احتمال اينکه ايشون علارقم [علیرغم]هر سال که سوم تجربي رو بر ميدارن به خاطر من بعيد نيست که سوم رياضي رو هم بردارن. حالا من چي کار کنم . از يکي از معلم هاي خوبم کمک گرفتم ولي به اين معلم هم حسودي کردو هر وقت ايشونو مي بينن چپ چپ نگاهشون مي کنن.لطفا کمکم کنيد!!!!1
شهاب مرادی :سلام/ تبریک و سپاس، پیام شما را رساندم و از شما متشکریم.
 
ظاهرا رفتار این خانم معلم را عشق تفسیر کرده‌اید که نادرست است متاسفانه تحلیل همکاران او هم نادرست و غیرعلمی است
 
دخترم مجدد موضوع را با احتمال های دیگر آن بررسی کن:
 
احتمالا چون شما دختر مودب و خوش برخوردی هستید(و یا هر صفت خوب دیگری) او شما را تشویق و تقویت می کند،
 
شاید با توجه بیشتر به شما قصد دارد رفتار غلط دیگری را اصلاح و او را به تغییر تشویق کند،
 
شاید تو شبیه دختر یا خواهر یا عزیزی از عزیزانش هستی و هزار شاید دیگر
 
دختر خوب
 
1. در تحلیل توجه و محبت معلم افراط نکن و موضوع را ساده ببین.
 
2. گمان نمی کنید علت تفسیر نادرست شما از رفتار و منش معلم ، نظرات و متلکهای همکلاسی ها باشد؟
 
این اظهار نظرهای دوستان گروه همسال در بسیاری از موارد در پدید آمدن توهم عاشقی موثر است. توهم ِعشق به فلان پسربچه یا فلان شخص یا فلان هنرپیشه یا ورزشکار. پس بیشتر دقت کن!
 
3. با توجه به تجربه‌ای که به آن اشاره کردید و تاثیری که سخن دوستان روی شما گذاشته خوب و البته ضروری است سه کار انجام دهید :
 
الف) خودت را نسبت به سایر دانش آموزان دارای تفاوت و امتیاز ندانی ؛ مثلا: چون من خیلی خوبم یا جذابم یا... خانم معلم مرا بیشتر نحویل می گیرد. بلکه به جای آن حسِ مضر که موجب عُجب، کبر و خودخواهی می شود، در تفسیر و تحلیل رفتار او با ساده کردن مسئله بگو: او معلم مهربانی است و من دانش آموزی مثل تمام دانش آموزها (همین و نه بیشتر)
 
ب) رابطه های خانوادگی را بسیار مهم بدانید و ایفای نفش در خانه را مهمتر
 
ج) علاوه بر حفظ دوستی های متعادل با دوستان متعادل و دیندار؛ گفتگوهای دو نفره‌ی خودت را جداگانه با مادر با پدر با خواهر و برادر حفظ و تقویت کن
 
و ابراز علاقه و "گفتن حرفهای عاطفی" و گفتن حرفِ دل را خصوصا به والدین بیشتر کنید و به "گفتگوهای خانوادگی" در قالب جلسات منظم اهمیت بدهید.
4. رفتارت را با این معلم و تمام معلم ها بر اساس دانش آموز بودنت تنظیم کن یعنی یک رفتار ثابت و دائمی همیشه رسمی و متواضع . نه بر اساس روحیه ،منش و خُلق و خوی معلم های گوناگون!
 
5. شماره تلفن به دانش آموز دادن کار حرفه ای و درستی نیست و نشانه کم تجربه بودن آموزگار محترم است.
 
6. به هر حال اگر این به این قبیل وابستگی و دوستی های تحمیلی جنس موافق، اهمیت ندهید معتدل می شود. مگر اینکه معلم شما مذکر باشد و رفتار شما هم دور از وقار که خطرناک است و مقدمه گناه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:18897  |  742 امتياز

سندوس
از سايه سار لطف امام رضا (ع)
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۰۳
سلام و خدا قوت. 
اين يادداشت زيباتون مثل نسيم خوش رجب دل ها رو نوازش ميده.  
راستي لطفا ليله الرغائب بين همه دعاهاي خوبتون براي فرج آقا و عاقبت به خيري همه از جمله جوونا دعاکنيد. 
يه خواهش ؛ ظاهرا داره تغييراتي توي زندگيم ايجاد ميشه ازتون خواهش مي کنم دعا کنيد تا هر آنچه خير و صلاح من و البته طرف مقابلم هست پيش بياد. 
موفق باشيد و همچنان بنده خدا  
التماس دعاي مخصوص مخصوص مخصوص
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله که با مشورت ، تدبیر و توکل مبارک باشد.
 
یک بار دیگر یادداشت ها و پیام های مرتبط با انتخاب همسر را مرور کنید.
 
یاعلی
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5073  |  34 امتياز

زهرا
از مازندران
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۰۰
سلامي دوباره.کاش منم ارامش شما را داشتم زندگي بدون ارامش خيلي سخته.تقريبا تو اين 2ماه که به سايتتون ميام همه اي پياما وجواباشونا خوندم.خيلي با ارامش ومنطقي با مسائل برخورد ميکنين.خيلي وقته ديگه هيچي برام مهم نيست ديگه هيچي شادم نميکنه همش ميخوام يه جاي باشم که هيچکسي به غير من نباشه تنهاي تنها .ديگه نه روحيه دارم حرف بزنم بگم بخندم نه ميخوام حتي از خونه برم بيرون.نسبت به همه چيز بي تفاوت شدم نه درسم برام مهمه نه آيندم با تمام وجودم حس ميکنم هيچ دليلي براي زندگي براي شاد بودن ندارم.از اين همه بي انگيزه بودن خودم خسته شدم.سعي کردم به فکر درسام باشم ولي بعد از 2روز ميگم آخرش که چي .درسم بخوني هيچي عوض نميشه حتي امرروز امتحاناما خراب کردم.وقتي بقيه را ميبينم که شاد هستن که با روحيه اي تمام درس ميخونن ومعدل بالا ميارن نسبت به خودم حس بدي پيدا ميکنم.از خودم ميپرسم خدايا يعني من اينقدر بي لياقتم که حتي حق ندارم مثل ادما باشم.البته خيلي وقته به اين نتيجه رسيدم که لياقت هيچي را ندارم ولي نميدونم چطوري لياقت پيدا کردم که انسان افريده شم کاش اين لياقتم نداشتم.به خدا ديگه از اين همه فکروخيال ازاينهمه سوال بي جواب خسته شدم ميخوام مثل بقيه بخندم همين.بهترين سالاي زندگيم با اين گذشته که ميخوام مثل بقيه باشم.بهترين شباي عمرم با گريه ودردودل کردن با خدا گذشته وهميشه مطمئن بودم که يه روزي جوابما ميده با تمام وجودم ايمان داشتم که جوابما ميده25 ساله منتظره جوابشم .ولي الان حتي شک دارم که منا ميبينه.خيلي سخته همه اي جوني تا با مسالي بگذروني که نتوني جوابي براشون پيدا کني بعد چشمتا باز کني وببيني که تنها کسي که فکر ميکردي دوست داره وبه خاطرش از خيلي از گناهات دست کشيدي وبا تمام وجود صداش کردي همه اي حرفاتا به اون زدي همه اي گريه هاتا پيش اون کردي کسي که تنها سنگ صبورت بود کسي که هرجا ودر هر شرايطي صداش کردم وقتي شاد بودم وقتي ناراحت بودم وقتي تنها بودم وقتي تو جمع بودم وقتي شب قدر بود وقتي ليل الرغائب بود وقتي شب جمعه بود وقتي ماه رجب بود وقتي ماه شعبان بود وقتي ولادت ائمه بود وقتي شهادت بود وقتي صبح بود.اونوقت بعد از 25 سال ببيني تنهاي. تنهاي تنهادلم خيلي از خدا شکست واقعا من جزءادمام هموناي که خدا گفته از رگ گردنم بهشون نزديکترم از مادر براشون مهربونترم براشون رحمانم رحيمم رئوفم غفورم ودودم شک دارم که از اونا باشم والا اين وضعيتم نبود.واقعا عذر ميخوام ولي حتي شما هم نميتونيد درک کنيد که ادماي در شرايط من با چه وضعيتي زندگي ميکنن.حرفام نيمه کاره موند بايد برم .فعلا خداحافظ وخسته نباشيد.
شهاب مرادی :سلام/ معمولا این حال تلخ برای تمام انسانها حداقل یک بار در طول عمر پیش می آید و به علت شایع بودن و ساده بودن درمان روان شناسان آن را به سرماخوردگی تشبیه می کنند.
 
پیام شما به وضوح علائم افسردگی (سرماخوردگی روحی) را بیان می کند
 
این مشکل به سادگی قابل حل است. حتما در شهر یا مازندران به یک روانشناس مراجعه کنید که با روش CBT کار می کند و نسبت به درمان افسردگی اقدام کنید.
 
خاطرم هست که شما قبلا در مورد ts گفته بودید و به نظرم درمان افسردگی برای درک درست و کنار آمدن با این سندرم و داشتن یک زندگی بهتر به شما کمک شایانی می کند. ان شاءالله.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5500  |  234 امتياز

عليرضا ط .
از طهران
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۵۱
سلام عليکم و رحمت الله ، 
اميدوارم حالتون خوب باشه . 
ميخواستم بپرسم يک انسان با چه آدابي بايد بخاطر اشتباهي که کرده عذرخواهي کنه ، اما طوري نشه که مورد تحقير طرف مقابل قرار بگيره ؟ 
ممنونم 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ با مسولیت پذیری ، کوتاه و مجمل(به دور از طول و تفصیل)
عذرخواهی و پذیرش اشتباه -برخلاف تصور بسیاری- موجب تکریم و عزت شما خواهد شد. ان شاءالله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5341  |  40 امتياز

علي سنجري
از چالوس
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۵۱
سلام برادر 
بله.اعتکا هم رسيد 
صداي قدم هايش برايم دلرباست
شهاب مرادی :سلام/ التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5005  |  2 امتياز

آرزو صادقي
از اصفهان
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۳۵
سلام من خيلي خيلي تحت تاثير حرف هاي شما قرار ميگيرم و خيلي خوشحالم که تونستم وبت سايتتون رو پيدا کنم در مورد تسلط بر خود و کنترل خود و همچنين افزايش تمرکز ممنون ميشم اگه راهنماييم کنين (من 19 سالمه)
شهاب مرادی :سلام/ خدا و ناخدا
التماس دعا.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5030  |  7 امتياز

مهتاب روز
از tehran
امضا شده : ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۱۰
ُسلام آقاي مرادي 
خسته نباشيد  
---سعي کردم ضوابط رو رعايت کنم. 
شبتون بخير
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4542  |  0 امتياز

يسنا
از تهران
امضا شده : ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۳۲
باسلام خدمت شما 
مشكلي دارم كه تا بحال فقط راه حلش را از خداون خواستم اما بعد از نه سال هنوز حل نشده هنوز منتظر مدد الهي هستم اما از شما هم كمك مي خواهم از نه سال پيش به پسر همسايه مان علاقمند شدم او هم چندين بار ابراز علاقه كرد اما من او را براي دوستي نمي خواستم و از اول قصدم براي ازدواج بود اما آن زمان نه من موقعيت ازدواج داشتم نه او چندين سال گذشت و از تب و تاب افتاديم به قولي بزرگ شديم اما خيال مي كردم بعد از گذشت چندين سال همه چيزاز ياد مي رود. اما نشد او همان كسي است كه هميشه دنبالش بودم و از طرفي مورد تاييد پدرم هم هست چندين ماه پيش قرار شد با پدرم شراكتي داشته باشند اما آن موضوع كنسل شد ولي يكي دوبار رفت و آمد خانوادگي پيدا كرديم و خانواده شان هم مورد تاييد خانواده ام قرار گرفت و همين موضوع باعث شد تمام بي قراري هاي گذشته به سراغم بيايد. مشكل من اين است كه از دل او از نظر او بي خبرم و كس ديگري را هم نمي توانم جايگزين او كنم و به جز او نمي توانم به كسي فكر كنم. الان خواستگاري دارم كه شرايطش بد نيست ولي از نزديك با خود پسر صحبت نكردم مي خواهم از او خيالم جمع شود بعدادرباره او راحت تر تصميم نگيرم . شماره تلفن همراهش را دارم استخاره كردم خوب درامد تا او را از حال خودم با خبر كنم. ولي باز هم دودل هستم مي خواهم از شما راهنمايي بخواهم به نظر شما چطور بفهمم آيا اين علاقه يك طرفه است يا مثل گذشته دو طرفه است؟ اگر با او مطرح كنم تحقير نمي شوم؟ در ضمن دوست ندارم خانواده ام را در جريان بگذارم جون اگر بفهمند هم باورشان نمي شود من به كسي دل بسته باشم. من فوق العاده مغرورم همين غرورم هم باعث شد نتوانم احساسم را به او نشان دهم. خواهش مي كنم راهنماييم كنيد من زياد وقت ندارم از طرف خواستگارم به شدت در فشارم.آنها مي خواهند زودتر به خواستگاري بيايند ولي من براي اينكه فرصت داشته باشم اين موضوع را به بعداز امتحانات دانشگاهم موكول كردم.
شهاب مرادی :سلام/ روشن است که این یک علاقه یک طرفه است.
در همین 5-4 صفحه‌ی اول بالاترين امتياز تعداد قابل توجهی پاسخ مناسب پیدا می شود. حتما بخوانید.

با توجه به نبود اطلاعات از شما و سن و سال و شرایط دو طرف تنها توصیه ام مراجعه شما به مشاور است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5521  |  25 امتياز

بوردتلا
از تهران
امضا شده : ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۰۹
با سلام و خسته نباشيد . حاج آقا من تو شرايط بدي گير افتادم كه به راهنماييتون نياز دارم. دختري هستم 24 ساله. از اقوام خواستگاري دارم كه هنوز نيتشون رو مطرح نكردن. اما هر دفعه اين آقا پسر با رفتار رمانتيكش اعصاب منو خورد ميكنه احساس ميكنم ازش متنفرم( خوب چيكار كنم. دست خودم نيست) اونها منتظر من هستن تا امتحانم تموم شه. اوايل حس خاصي نسبت بهشون نداشتم اما الان از همه خونوادش كينه به دل دارم. آيا من ميتونم براي نجات از اين شرايط به دروغ بگم كه قصد ازدواج با كس ديگه اي رو دارم؟ فكر ميكنم دروغم مصلحتيه چون اولا رابطه خونوادگي بهم نميخوره و دلخوري پيش بياد . چون تمام خوانواده با اون پسر مخالفن.( پارسال هم از اقوام موردي بود كه پدرم بعد از فهميدن ... . نميخوام دوباره تاريخ تكرار شه) در ضمن نميخوام كه اونا بدونن كه من هم از قضيه باخبرم چون بعدها دايم ميخوان همسرمو با پسرشون مقايسه كنن. ميشه خواهش كنم كمكم كنين؟ تو فاميل هم كسي رو سراغ ندارم كه بخوام توسط ايشون منظورمون رو به اونا بفهمونم.  
در ضمن ملاك اين دوتا خواستگارم متانت و حجاب من بوده ،* آيا اين حق منه كه به خاطر حجابم اينقدر از دنيا سير شم؟ * 
حاج آقا من تا تير ماه بيشتر وقت ندارم. آيا اجازه دارم دروغ بگم؟ باز اينطوري اونا فكر مينن كه من و خونوادم هيچي از اين ماجرا نميدونستيم. اگه هر پيشنهاد ديگه اي هم داريد به گوش جان ميشنوم. 
دعاي خيرم بدرقه راهتون  
يا حق
شهاب مرادی :سلام/ اگر از کسی انزجار و تنفر دارید صریح و محکم و قاطع پاسخ منفی بدهید. و تمام.
چرا موضوع کش پیدا می کند؟
چرا رودرواسی؟!
و
چرا دروغ ؟؟؟! مومن دروغ نمی گوید.خدا هیچ خیری در دروغ قرار نداده
با توجه به این انزجار به هیچ وجه به توصیه‌هایی از این دست که ازدواج کنی بعدا بهتر میشود‌و‌به او علاقمند میشوی، توجه نکن.

خواندن یادداشت های مرتبط را توصیه می کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7090  |  134 امتياز

اعظم مقدم
از تهران
امضا شده : ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۶
به نام خدا 
سلام حاج آقا من كلا آدم كم همتي هستم واين يكي از بزرگترين نقاط ضعف منه كه درانجام وظائف ديني هم گريبان من راگرفته به طوريكه طراوت روحم از بين رفته ودر راه آدم شدنم پس رفت داشته ام چكنم؟...
شهاب مرادی :سلام/ اصلا سخت نگیرید و گام به گام از واجب شروع کنید تا به مستحب های کوچک و مستمر(قلیلٌ یدوم) و گام های بعدی آسان تر و پرشتاب تر خواهد بود
فراموش نکنید رفتن به سمت خدا مثل راه رفتن در سراشیبی است.
برای بهتر شدن شرایط روحی و انس بیشتر با وظایف دینی

1. به نماز واجب اهمیت بدهید
 - اول وقت نماز خواندن
 - رفتن به مسجد حداقل در یکی از اوقات نماز
 - و در منزل ؛ داشتن سجاده خوب و مرتب
 - عطر و ادکلن زدن قبل از هر نماز
 - لباس مرتب و خاص برای نماز مثلا چادر نماز فقط چادر نماز باشد و اوقات دیگر چادر دیگری را سر کنید (در صورت امکان!) مثلا پیراهن یا عبای خاص نماز.

2. مستحبات از خواندن آیةالکرسی بعد از نماز، تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها و یک یا دو صفحه قرآن و... ولی کم کم و در حد نشاط و هر بار خدا را بابت این عبادات ها شکر کنید و سجده شکر

3. دعا کردن بعد از نماز و تعقیبات ؛ برای خود و برای دیگران خصوصا اگر به سنت فاطمی باشد تاثیر خوبی دارد.
 مانوس شدن با دعاها مثلا دعای مکارم الاخلاق و ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:17688  |  848 امتياز

سندوس
از سايه سار امام رضا (ع)
امضا شده : ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۳۶
سلام بزرگوار، کجايين ؟ غيبتتون خيلي طولاني شده.دلمون براتون تنگ شده . 
خوشحالمون مي کنيد اگر از حالتون با خبرمون کنيد . 
موفق باشيد و همچنان بنده خدا 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ خوبم الحمدلله و دعاگو
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5277  |  10 امتياز

باران
از تهران
امضا شده : ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۳۶
سلام آقاي مرادي 
خدا قوت  
اميدوارم در انجام اين كار علمي كه حسابي مشغولتون كرده موفق باشيد. 
خيلي به دعاي شما و ديگرا دوستان نيازمندم منو از دعاي خيرتون محروم نكنيد. 
التماس دعا 
يازهرا(س)
شهاب مرادی :سلام/ سپاس و تبریک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4275  |  3 امتياز

رضا اسدي مقدم
از مشهد الرضا
امضا شده : ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۳۲
سلام استاد مرادي.دلمون گرفته آقا 
... مرا هم از دعاي خيرت بي نصيب نذاريد 
يا زهرا س
شهاب مرادی :سلام/ چشم
شما هم سلام ما را به آقا امام رضا برسون.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4306  |  10 امتياز

كوچ پرستو
از تهران
امضا شده : ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۳۰
سلام و درود بر شما 
 
برايتان بهترين ها را آرزومنديم  
 
ولادت حضرت زهرا (س) پيشاپيش بر شما گرامي و مبارك باد. 
 
ارادتمند
شهاب مرادی :سلام/ تبریک و سپاس
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4253  |  2 امتياز

منصوره
از تهران/کرج
امضا شده : ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۲۹
با سلام  
جناب آقاي شهاب مرادي  
مهرباني و ساده و مردمي سخن گفتن شما مرا شيفته ي شما ساخته . اما لازم است که در مورد مسائلي مرا ياري کنيد که سخت درمانده و عاجزم. 
دانشجوي رشته ي رياضي هستم . بارها و بارها خوابي ديدم که باعث نگراني من شده است.البته نگراني نه به خاطر تعبيير آن به خاطر جبران گذشته ها و چگونگي انجام آن . 
البته چون اعتقاد به دوزخ و خدا دارم توبه کردم و تمام تلاش من اين است تا  
گناهي که خداوند آنها را منع فرموده مرتکب نشوم. 
من بارها و بارها خواب عروسي خودم را ديدم . تعبيرش را هم که به قول ماها تابلوست . بيشترين چيزي که باعث نگراني من شده مردن نيست ٬ آخرت و اعمالم مرا نگران کرده .البته من دختر بدي نبودم وتمام تلاشم براي آينده همين است اما ... 
تصميم داشتم فوق ادامه دهم البته نا اميد نشدم و تا زماني خداوند به من زندگي ببخشد ادامه ميدهم . 
از شما مي خواهم راهي به من نشان دهيد تا جبران کنم و خوب باشم. 
کمکم کنيد من فقط وفقط به شما اعتماد دارم. 
من يه دنيا ازتون سوال دارم .که اگه عمري باقي باشه از شما خواهم پرسيد.  
 
با سپاس
شهاب مرادی :سلام/ تکيه بر خواب و تعبیرهای عمومی و غیرعلمی آن
و ترس و نگراني (و يا حتي اميد واهي)حاصل از آن، عقلائی و منطقي نيست.
هریک از ما حتما روزي از اين دنيا مي رويم.
قدر و ارزش افراد به مدت اقامتشان در اين دنيا نيست بلکه به جنس اقامت بستگی دارد و ارزش آنها از نحوه معاشرتشان با مردم و حُـسن خُـلق ، تواضع ، نماز و زکات و کسب علم و خدمت به مردم و ... و در یک کلام : در بندگی خداست.
فرزند آیت الله العظمی بهجت نقل می کردند که آن بزرگوار وقتی سوالی در مورد ترس از مرگ شنیده بودند از سر تعجب خنده‌شان گرفته بود و دستوراتی هم فرموده بودند ولی اجمالا فرموده بودند مرگ چیزی مثل همین خوابیدن است که قرآن کریم اشاره می فرماید...
علاج نگرانی از برزخ هم توبه است و هم تفویض(واگذاری کار به خدا) و رجاء(امید به خدای مهربان).

مابقی پاسخ تکراری است که می گذرم لطفا یادداشت ها از جمله ترس از آینده و پاسخ پیام های با امتیاز بیشتر را بخوانید.
 
راستی قدر لحظه لحظه‌ی این حیات ذی‌قیمیت را بدان و هرچه بیشتر قدر بدانیم "پُرقیمت تر" می شود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4688  |  84 امتياز

مريم اکبري
از تهران
امضا شده : ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۲۲
سلام آقاي مرادي،يکي ازدوستانم درمورديک خواستگاري که اصرارهاي مکرر ميکند ميخواست يک مشاوره اي داشته باشد.ميدانم خودتان خيلي سرتان شلوغ هست وحالا حالاها وقت نداريد!!لذادرمجم وعه"زندگي بهتر"چه کسي رادراين باره پيشنهاد ميکنيد؟؟ممنون ازتوجه تان
شهاب مرادی :سلام/ آقای دکتر جعفری نژاد ، خانم دکتر بهرامی و آقای دکتر بهمنی و آقای علیرضا مهدوی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5286  |  16 امتياز

ستاره771
از کاشان
امضا شده : ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۲۰
شب تاريک و بيم موج و گردابي چنين هائل  
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها* 
همه کارم زخودکامي ببدنامي کشيد آخر 
نهان کي ماند آن رازي کزو سازند محفلها* 
حضوري گر همي خواهي از او غايب مشو حافظ 
متي ما تلق من تهوي دع الدّنيا و اهملها* 
سلام و خسته نباشيد، 
خداي نکرده مشکلي پيشامده، چند روزه به اين طرفا(منظورم سايته) سر نميزنيد! ولي اين کارتون ماهارو مجبور کرد، تو سايت چرخ کاملي بزنيم و مطالب و عکسهاي جالب رو ببينيم و بااجازه مواردي رو هم سيو کنيم و حتي ازطريق سايت به سايت علماي ديگه مخصوصاً آية الله خامنه اي سري بزنيم، جالب بود. 
 
يه سوال:... که ساکن علي آباد استان... هستن مرجع تقليد هستند؟ 
خوب ببخشيد نميخواستم زياد مزاحم بشم غرض عرض ارادت بود. 
بازم دَهمِتون گرم 
ياحق
شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله خوبم و در جواب سوال شما: نمی دانم چون ایشان را نمی شناسم.
 البته در فهرست طراز اول اعلامی از جامعه مدرسین که نیستند »» لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5287  |  8 امتياز

م.ف.
از Tehran
امضا شده : ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۱۶
سلام آقاي مرادي،  
چند روزه خبري از شما نيست؟! اميدوارم سلامت و پايدار باشيد.
شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله . یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5220  |  6 امتياز

مهسا
از کرج
امضا شده : ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۱۴
سلام سه روزه تو سايت مي يام مي بينم خبري ازتون نيست نگرانمون کرديد . 
اميدوارم هر جا هستيد سلامت باشيد
شهاب مرادی :سلام/ از دعای شما ممنونم. الان عرض کردم کمی مشغولم و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5196  |  8 امتياز

sadegh
از tehran
امضا شده : ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۱۲
سلام برادر.نگرانم.کجا ييد؟کم پيش مياد اين قدر طول بکشه و به سايت سر نزنيد.!عادت هر شب ما حول و حوش اين ساعت سر زندن به سايت شماست و خوندن پيام هاي جديد.منتظر حضور مجددتون هستيم استاد
شهاب مرادی :سلام/ مشغول یک کار علمی هستم در حوزه‌ی فقه و درخدمت شما دوستان مهربان.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5294  |  25 امتياز

محمود
از تهران
امضا شده : ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۰۶
با عرض سلام و ادب  
آقا ما خيلي مخلصيم. من به شخصه از طرز گويش و بينش شما و نگاه شما به مسائل خوشم مياد و استقبال مي کنم. من 3 ساله ازدواج کردم و الان حدود يک ساله که با همسرم مشکل پيدا کرديم و اين اواخر تصميم به جدايي گرفتيم ، البته ايشون ميخواد جدا بشه و من تا اونجايي که عقلا" و شرعا" بتونم مانعش ميشم و سعي ميکنم به همديگه کمک کنيم ولي مثل اينکه اون نميخواد به خودش و من کمک کنه يا شايد بقول خودش نميتونه. من سعي کردم از طريق " مرکز خدمات مشاوره اي زندگي بهتر " يه وقت ملاقات با شما بگيرم ولي اونا گفتن که براي 3 الي 4 ماهه ديگه ميتونن به من براي شما وقت بدن و من و نااميد کردن چونکه ممکنه تا هفته ديگه يا دو هفته ديگه ما از هم جدا بشيم، حالا درخواست عاجزانه من از شما اينه که اگر براتون ممکنه يه وقت ملاقات به بنده بديد چونکه سوالات و مشکلات من خيلي بيشتر از اونه که در اين مقال بگنجه. با تشکر و خواهش در تسريع جواب .
شهاب مرادی :سلام/ چرا با سایر مشاورین مرکز مشاوره نکردید؟
مجدد تماس بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5208  |  4 امتياز

منتظر
از خراسان رضوي ،شهرستان فريما
امضا شده : ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۵۹
سلام خدمت شماحاج آقاي مرادي اميدوارم در صحت وسلامتي كامل باشيد از اين كه وقت گراميتان را براي ما ميگذاريدكه مشكلاتمان را رفع كنيد بسيار متشكرم واز اين كه با سايت شما آشنا شدم بسيار خوشحال و خرسندم
شهاب مرادی :سلام/ همچنین شما ؛ سلامت و سربلند باشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5200  |  3 امتياز

مهري
از مشهد مقدس
امضا شده : ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۵۹
با سلام وخسته نباشيدجناب استاد شهاب مرادي من در دوره کارشناسي با دختري دوست شدم واز آنجا تا الان با او دوست هستم الان در دوره کارشناسي ارشد هستم واوخيلي به من حساس است و نمي گذارد با کس ديگري باشم وهمش نگران است من ازدوااج کنم وخيلي من را اذيت مي کند ونمي گذارد با کس ديگري جايي بروم لطفاً مرا کمک کنيد
شهاب مرادی :سلام/ پیشنهاد می کنم به جناب آقای بهادرخان از مشاوران مجرب مشهد مراجعه بفرمایید. احتمالا در خیابان ابن سینا مرکز مشاوره ...
 ویک پیام مشابه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4590  |  4 امتياز

منتظر
از خراسان رضوي ،شهرستان فريما
امضا شده : ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۲۰
باعرض سلام خدمت شما حاج آقاي مرادي اميداوارم در صحت وسلامتي كامل باشيد از اين كه باسايت شما آشنا شدم بسيار خوشحال و خوشبختم كه ميتوانم مشكلاتم رامطرح؛ به حل آن با كمك شمابپردازم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4552  |  1 امتياز

ف.ق
از اصفهان
امضا شده : ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۱۹
سلام آقاي مرادي چرا به پيام ها جواب نميديد؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4539  |  6 امتياز

معین
از گرگان
امضا شده : ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۵۳
سلام... لطفا از دوستان بپرسم که چرا امتیاز نمی دهند؟ واقعا برام سواله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5320  |  21 امتياز

sadegh
از tehran
امضا شده : ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۳۲
سلام استاد عزيز.خداقوت.يادد اشت جديد برام بسيار جالب بود.شعري زيبا و پرمغز.الحق امام خميني(ره) در تاريخ معاصر يکي بودند. 
فرموده بوديد 2 پست(يادداشت) آينده راجع به فرزند و///.اما خبري نشد! 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ در حال خلاصه کردن یادداشت چغلی هستم شاید چند روز دیگر.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5673  |  65 امتياز

سارا تهراني
از تهران
امضا شده : ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۲۲
با سلام خدمت شما و تشکر از اينکه به سوالات ما پاسخ مي دهيد 
نمي دونم که از کجاي مشکلم بايد بگم فقط اينو مي دونم که من خيلي بدم. من همين امروز با مادر و پدرم دعوايم شد البته موضوع جديدي نيست. ميدونم که در هر شرايطي من مقصرم چون دينمون گفته ولي ديگه خسته شدم. 
مامانم ميگه تو از سه سالگيت با من لجبازي مي کردي و به خاطر دوستات جلوي من مي ايستادي. هر چي بهشون ميگم آخه مگه بچه سه ساله چيزي ميفهمه گوش نميدن. من سال 82 شهرستان دانشگاه قبول شدم و رفتم وقتي برگشتم مشکلات ما چندين برابر شده بود و تا الان هم ادامه داره مامانم ميگه يزد منو خراب کرده ولي من ميگم تربيت 22 سال يک طرف و تربيت 2 سال يک طرف. پس تربيت اونا مشکل داشته . وقتي مامانم تو چشماي من نگاه مي کنه و منو نفرين مي کنه چرا من بايد دوسش داشته باشم سر هر موضوعي که دعوا ميشه من نفرين ميشم .ديگه خسته شدم و تحمل هيچ چيزي رو ندارم. فقط از شما مي خوام به من جواب بدين که بچه سه ساله مي تونه از روي عقل با مادرش سر دوستاش لجبازي کنه يا يه کمبودي باعث اين موضوع ميشه. دوم اينکه من 2 سال رفتم شهرستان به قول مامانم سرکش شدم اون نبايد يه کاري مي کرد اعتماد من بهشون جلب بشه نه اينکه با دعوا و نفرين و نکته سنج شدن هر روز منو از خودش دورتر کنه. امروز به من ميگه برو براي خودت يه زندگي مستقل درست کن . 
آخه آدم به دختر جوونش اين حرفو ميزنه؟ 
وقتي هم که گفتم باشه ميرم بابام عصباني شد و گفت ديگه حق ندارم برم سر کار البته از دبستان تا من کار اشتباهي ميکردم کيف و کتابم جمع ميشد و ديگه نبايد مي رفتم مدرسه ديگه عادت کردم. من هم بد ميکنم ولي نه اونقدر. اونام خيلي نسبت به من نکته سنجي مي کنن من هم ديگه خسته شدم. 
اين يک اپسيلون از حرفاي منه  
ببخشيد که وقتتون را گرفتم
شهاب مرادی :سلام/ دخترم قبول دارم که:
 
- کودک 3 ساله را متهم به لجبازی کردن و "برچسب زدن" به دیگران در هر سنی اصلا کار درستی نیست.
- نفرین کردن هم کار نادرستی است.
- طرد کردن دختر جوان متعادل و نرمال هم کار ناپسندی است.
- تنبیه آن هم افراطی و شدید ، بی تاثیر و مخرب است.

و صد البته ؛ رعایت احترام و احسان و تواضع نسبت به والدین ؛ واجب.
فعلا اعلام آتش بس! کنید و برای بهبود اوضاع برنامه ریزی

بسم الله:

عوامل زيادي ممکن است روابط بين مادر و فرزند را تيره و مخدوش کند که پيدا کردن عامل اصلي ، نيازمند بررسي است.

- شما چند خواهر و برادريد؟
- رابطه مادرتان با آنها  و آنها با مادر چگونه است؟
- رابطه والدينتان با يکديگر چگونه است؟
- مشغوليت مهم مادرتان چيست ؟
   (مثلا: اشتغال در خارج از منزل ، تحصيل ، مراوده با دوستانش ، انجام کارهاي منزل ،پرداختن به تجملات و ظواهر زندگي ، عبادت افراطي يا ....)

همه ي اين پرسشها بايد پاسخ داده شود تا بتوان جمع بندي دقيقي از شرايط ، انجام و راهکار مناسبي ارايه کرد.

فعلا پيشنهاد ميکنم ابتدا سعي کنيد در قالب يک گفتگوي دو نفره و حتي الامکان صميمانه یا اگر نشد ، رسمی ، با مادرتان صحبت کنيد و خواسته ها و انتظارات و نيازهاي خود را با يکديگر در ميان بگذاريد.
بعد با يک توافق ، قرار بگذاريد تا مدتي مثلا يک ماه به سه تا از مهمترين خواسته هاي يکديگر عمل کنيد.
موقعيت هاي تنش زا را شناسايي و کنترل کنيد.
در اين مدت حداقل هفته اي دوبار نيز اين گفتگوها را تکرار و شکايت ها ، نظرات يا تشکرات خود را به يکديگر منتقل کنيد. اگر اوضاع -حتي اندکي- بهتر شد به همين شيوه ادامه دهيد ، در غير اين صورت حتما با يکديگر به  يک مرکز مشاوره ، مراجعه کنيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:19679  |  618 امتياز

بنده ي روسياه ارحم الراحمين
از في الارض المقدس
امضا شده : ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۱۶
سلام-خدا قوت 
خيلي وقت بود به سايتتون سر نزده بودم دلم خيلي براتون تنگ شده مخصوصا وقتي تو پيام هاديدم که برنامه تلويزيوني داشتيد و من نديدم دلتنگيم بيشتر شد 
خيلي التماس دعا و خيلي مشتاق ديدارتون 
يا علي
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5426  |  30 امتياز

مريم
از اصفهان-کاشان
امضا شده : ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۷
سلام آقاي مرادي 
چقدرخوشحا لم که موفق شدم به اين طريق با شما ارتباط بگيرم. 
جناب مرادي من 25 ساله و متاهل هستم.نماز و قرآن ميخونم.تقريبا آدم معتقدي هستم ولي حجابم رو رعايت نميکنم. اهل آرايش و به شکل زننده گشتن نيستم اما پوشش موهام خوب نيست و اين به خاطر تربيت خانوادمه. الان هم احساس ميکنم به خاطر اين مسئله نمازوکارهاي خوب ديگم زير سواله و کلا ارتباطم با خدا اون طور که بايد نيست. سعي ميکنم اما از ترس اينکه دوستام و اقوام بهم چه جوري نگاه کنن ميترسم.هر چي باشه 25سال منو اينطوري ديدن. 
کمکم کنيد اين مسائل رو براي خودم حل کنم.حس مي کنم از خدا دورم.
شهاب مرادی :سلام/ دستورالعمل هاي ديني ، به اين دليل از سوي خداوند قرار داده شده که انسان با رعایت آنها و استفاده از نعمت های الهی (استعدادهاي بالقوه و خدادادي) به رشد و کمال و تعالي و البته آرامش و رضايت برسد.
و چه کسي از خالق مهربان به نيازهاي مخلوقاتش آگاه تر؟
از اين رو ، مجموعه اي از قوانين و دستورات در قالب احکام واجب و مستحب و همچنين نواهي (محرمات و مکروهات که مانع براي شکوفايي انسان هستند) به ما معرفي شده است.
هرچه پايبندي ما به اين دستورات ، کامل تر باشد سرعت حرکتمان به سوي کمال ، بيشتر و احتمال انحرافمان کمتر خواهد بود. حال که شما به اين باور رسيده ايد که رعايت نکردن حجاب کامل ، باعث دوريتان از خدا مي شود -چون وجوب حجاب يکي از دستورات مهم خداوند واز ضروريات دينداري است- از انتخاب آگاهانه تان نگران نباشيد و از نگاه سرزنش بار ديگران نترسيد.
حتی اگر انسان به خاطر خدا مورد تمسخر يا حتي آزار ناآگاهان  فرار گيرد ، مورد نوازش کريمانه‌ی خداي مهربان واقع مي شود و او جبران کننده است.
 اطرافيان نيز وقتي ببينند شما با آگاهي ، پوششتان را تغيير داده ايد کم کم با احترام با شما برخورد خواهند کرد به شرط آنکه در راهتان ثابت قدم باشيد .
و فراموش نکنيد اخلاق پسنديده و اخلاص در عمل ، تأثير زيادي در نگرش مثبت اطرافيان خواهد داشت .
و آخر این که مراقب عجب باشید مبادا خود را به خاطر حجاب و دین از دیگران (مثلا بی حجاب)بهتر بدانید. و برای خود تکرار کنیم که هرچه داریم از معنویات و ایمان و اعمال صالحه؛ همه لطف خداوند است و بس.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10143  |  199 امتياز

alllll
از tehran
امضا شده : ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۲۶
سلام حاج آقا اون بيت شعر از سروده هاي کيه جواب صدرا از جهرم با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ از مولوی
البته تردید دارم که مشتاق نگاهیم یا محتاج...، جدیدا ندیدم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5658  |  9 امتياز

آذر
از تهران
امضا شده : ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۵۳
سلام ، يه سوالي داشتم من دو تا خصوصيت دارم که من رو خيلي مي ترسونه، پيش روانشناس رفتم و از بعضي هم سوال کردم ولي جوابي نتونستن بدن. چند وقتيه که خودمو بسته بودم به دعا و ذکر و توسل، که شما ديروز در سخنراني اي که ازتون پخش شد چنين چيزي رو گفتيد دعا کردن به تنهايي کافي نيست تصميم و فکر کردن مهمتره ، تصميم گرفتن از خودتون بپرسم ، من اول خيلي بدخلقم و بعد هم خيلي بي رحمم. البته بي رحمي فقط در مورد اتفاقاتي که براي آدم ها مي افته مي خواد آسيب باشه يا مرگشون. هيچ کدوم من رو به گريه نمي اندازه هيچ وقت احساس "فراق" يا "غم دوري" که در ديگرون هست رو درک نمي کنم، مسلما دليلش نوع تربيتمه. خانواده ي من سال هاست که با هيچ کسي رفت و آمد نداره به دليل بدخلقي پدرم. کسي دوست نداره بياد خونه ي ما ، دوران کودکيم هم به ندرت ميومدن ولي اونم خيلي ساله که قطع شده، من هم هيچ وقت نمي تونستم دوستامو بيارم خونه، انقدر بد رفتار مي کردن باهاشون که ترجيح مي دادم نبينن تا آبروم حفظ شه. دليل بدرفتاريم اينه که الگويي غير از يه پدر فحاش بدرفتار نداشتم.و از طرف ديگه مادرم چندان فرقي با يه سنگ نداره.مادر خودشم اينطوري بوده. از بچگيم فکر مي کردم که من اينطوري نيستم يه روز که بزرگ شدم فحش نمي دم با همه هم مهربون ميشم ولي نشد، ولي الان که 26 سالمه هم فحش مي دم هم حوصله ي ديگرون رو ندارم هم محبت کردن بقيه برام مسخره اس. يعني چيزي به اسم دوست داشتن برام مفهوم ماهوي نداره، يه خصوصيت ديگه هم اکتساب کردم، من دو تا خواهر برادر بزرگتر از خودم دارم با فاصله سني 11 و 13 سال، به همين دليل من هميشه تنها بودم زماني که من نياز به هم بازي داشتم اونها جوون بودن و روحياتشون با من فرق داشت دوستي هم نداشتم هيچ وقت، خارج از مدرسه هم که هيچ وقت جايي نمي گذاشتن برم، بنابراين 1- حرف زدن ياد نگرفتم 2- عادت کردم به تنهايي. دوران نوجوانيم خيلي دوست داشتم به ارتباط برقرار کردن با ديگران مسلمه که چون اولين تجربه هاي من بود خيلي ناشي بودم و به همين دليل تقريبا همه بعد از يکي دوبار ازم زده مي شدن ولي اميد داشتم که درست بشه رفتارم. اما الان گرچه تا حدي مي دونم چطور بايد با ديگران رفتار کنم اما ديگه حوصله ندارم، در تنهايي راحتم. نمي خوام با ديگرون باشم در حالي که اين خصوصيت براي سن من اشتباهه.  
چيزي که من رو مي ترسونه اينه که من نمي تونم براي خدا و پيغمبر هم گريه کنم. موقع زيارت عاشورا يا دعا خوندن. اون اوايلي که تازه آشنا شده بودم حدود 6 سال پيش مي تونستم، فکر مي کردم آدم بديم به خاطر گناهام گريه مي کردم و فکر مي کردم اونها آدم هاي خوبي بودن به خاطر مصيبت هاشون گريه مي کردم ولي بعد که ديدم همه ي گريه هام باعث نشد عذاب وجدان ناشي از گناهام کم بشه ، و يا اينکه فهميدم اماما جاشون راحته زندگيشون هم از نظر ما سخت بوده براي خودشون نه، گريه ام از بين رفت. خصوصيات منافقين رو مي خونم مي بينم همه اش رو دارم، به خودم نگاه مي کنم مي بينم از اول به ندرت خوبي ديده باشم، خيلي وقته به اين نتيجه رسيدم که منم مصداق اون حديثم که يه صدايي همه شنيدن پيامبر گفت سنگي بود که هفتاد سال درحال سقوط بود الان به ته جهنم رسيد بعد خبر آوردن يکي مرده. در سنگ بودنم شکي نيست و در جهنم بودنم هم. البته مي دونم که نااميدي از شيطانه ولي اميدواريم 26 ساله ام جواب نداده .  
چطور مي تونم بفهمم که اشکال زندگي بي مفهوم و غيرعاديم کجاست؟
شهاب مرادی :سلام/ در پيام شما چند نکته به نظر مي رسد :

 - شما تا حدود زيادي نسبت به خود ، روحيات و معايب رفتاريتان اشراف و آگاهي داريد .
 - همان طور که اشاره کرده ايد ريشه اصلي اين خصايص منفي ؛ الگوهاي رفتاري غلط يعني والدينتان هستند .
 - به نظر مي رسد به دينداري و مسائل مذهبي توجه و پايبندي داريد .
 - از وضعيت موجود خودتان راضي نيستيد .

مجموعه موارد فوق براي اصلاح ، اميدوار کننده است ؛ پس به نکات زير توجه کنيد :

 1.  ادامه اين مسیر، افسردگي و اختلال روحي و رواني است.
 2.  هيچ انساني مقهور و زير سلطه‌ي شرايط نيست .
 3.  تغییر و اصلاح  را از خودتان شروع کنيد و خیلی به فکر اصلاح ديگران نباشيد .
 4.  از همين امروز کسب مهارت هاي فردي يا فراگيري علم ، هنر يا ورزش جديدي را شروع کنيد . اين کار ، اعتماد به نفس شما را بالا مي برد ، باعث آشناييتان با افراد ، مکان ها و موقعيت هاي جديد مي شود ، فرصت کسب تجربه هاي جديد را براي شما فراهم مي کند و کم کم شما را از پيله تنهايي و انزوا بيرون مي آورد .
 5.  چیزی به عنوان طعم زندگی در برنامه های زندگی داشته باشید و آن را بچشید. منظورم انجام کارهای مورد علاقه و اشتیاق است که به نسبت فرد و سلیقه و پسند و آرزوها متفاوت است. مثل دیدن دوست ،رفتن به یک زیارتگاه دلخواه و دلپسند، گشت و گذار در پارک یا یوستان، و...
 6.  در خانه تغييراتي هرچند کوچک به وجود بياوريد ، در نظافت و مرتب کردن منزل فعال باشيد ، گياهي را پرورش دهيد ، آشپزي کنيد ، به وضع ظاهري خود توجه کنيد ، دکوراسيون منزل يا اتاق خود را تغيير دهيد  و...
 7.  به تکاليف و واجبات ديني خود بيشتر اهتمام بورزيد و گاهي عبادات مستحبي انجام دهيد و بر حجم برنامه های خود به تدریج و کم کم اضافه کنید مجدد تاکید کنم: کم کم .
 8.  بيشتر مطالعه کنيد ( شعر ، داستان هاي آموزنده ، مهارت هاي ارتباطي و ...)
 9.  گفتگوی خانوادگی
 10. آشتی با غزل

و نهايتا پيشنهاد مي شود براي درمان -و نه صرفا گپ و گفتگو- به يک روانشناس با تجربه مراجعه کنيد .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:20229  |  1083 امتياز

نرگس
از مشهد
امضا شده : ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۳۹
استاد عزيزم،سلام.خسته نباشيد. 
استاد من يک دختر 22ساله هستم که اعتماد به نفس خيلي پاييني دارم و به خاطر همين عدم اعتماد به نفسم،مغرور هم شدم.يعني چون اعتماد به نفس ندارم،خودم ميگيرم که مثلا ديگران فکر کنن من براي خودم شخصيتي دارم.ميدونم اگه آدم اعتماد به خودش داشته باشه درجه ي فروتنيش بالا مي ره ،من خيلي دوست دارم فروتن باشم،لطفا در صورت امکان راهنمايي فرماييد که چطوري از دست غرورم راحت بشم؟ 
از لطفتون بي نهايت ممنونم 
ياعلي خيلي دوستون دارم
شهاب مرادی :سلام/ فروتني يا تواضع ، خصلتي است که از يک اعتقاد سرچشمه مي گيرد و در واقع ، يک ريشه دروني و يک نمود بيروني دارد . گاهي براي اين که رفتاري در انسان ايجاد شود يا رشد کند لازم است از سطح ، شروع شده و کم کم در اثر تکرار ، به صورت عادت و خلق درآمده و نهايتا در انسان ملکه شود.
 براي رسيدن به اين منظور گاهي بايد از شيوه " تحميل به نفس "  استفاده کرد . يعني به دليل آن که انجام آن رفتار مطلوب ، براي انسان سخت است ،اما به ضرورت آن نيز پي  برده ، خود را "مجبور" کند تا عليرغم ميل باطني آن را انجام دهد ، مثل بيماري که از تلخ بودن دارو يا سخت و دردناک بودن عمل جراحي آگاه است اما براي بهبودي ، به آن تن ميدهد . از اين رو پيشنهاد ميشود براي رسيدن به اين ويژگي (فروتني):
 
 - همیشه در سلام کردن به همه پيشقدم شويد.

 - با کساني که تصور مي کنيد ، تأکيد مي کنم ، تصور مي کنيد ! از شما پايين ترند ( از هر جهت ) بيشتر نشست و برخاست کنيد و گرم تر حال و احوال.

 - از کارهاي خوب ديگران حتی رقیب یا مخالف تعريف کنيد .

 - هرجا وارد مي شويد در اولين جاي خالي بنشينيد .

 - گاهي بدون اين که از شما بخواهند براي اطرافيان ، کاري (و خدمتی هر چند کوچک ) انجام دهيد ( آوردن چاي ، کمک در حمل وسايل و...)

 - سوال يا مطلبي را که نمي دانيد از کسي که مي داند بپرسيد .

ضمنا با مطالعه کتاب هاي اخلاقي ، با اين فضيلت و فوايد آن بيشتر آشنا شويد .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16765  |  330 امتياز

فرزانگاني
از تهران
امضا شده : ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۳۵
سلام اقاي مرادي 
بازم يه سوال حاشيه اي دارم 
لطف ميكنيد جواب بديد 
شما استقلالي هستيد يا پرسپوليسي؟
شهاب مرادی :سلام/ فوتبالی نیستم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5120  |  13 امتياز

بالا