آمار

بازدیدکنندگان: 4824364
حاضرین در سایت : 18 نفر
تست آمار روزانه
بازديد ماه گذشته : 265135
بازديد هفته گذشته : 18774
بازديد روز گذشته : 2450
بازديد سال جاري : 1520916
بازديد ماه جاري : 58688
بازديد هفته جاري : 15843
بازديد امروز : 525
آمار از تاريخ:1388/1/28
اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی؛
الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری، الصدیق الشهید، صلاه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7107 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 »

نامورودی
f66
از تهران
امضا شده : ۲۱ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۵۲
سلام  
واقعا خسته نباشيد 
جسارته ولي مي خواستم بگم عكسي كه از خودتون روي سايت گذاشتيد خيلي جالب نيست و يه جوريه اگه ميشه يه عكس ديگه تون رو بذاريد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:809  |  0 امتياز

نفيسه
از iran
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۱۰
کماکان منتظر جواب شما هستم!! 
با آرزوي سلامتي شما راهنماي گرامي.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:825  |  0 امتياز

ح خدري
از تهران
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۱۰
سلام 
دوست گرانقدرم، 
يکي از اساسي ترين اهداف پيامبر اسلام ،اوليائ دين و فقها، سعي در تطبيق همه جانبه تعاليم عاليه دين مبين اسلام بازواياي مختلف زندگي فردي و اجتماعي انسانها ميباشد، 
در هر دوره اي که مردم سعي در تطبيق امور زندگي خود و آئين اسلام نموده اند ودر اين راستا علاوه بر تلاش از راهنمائي وکمک بزرگان ديني بهره گرفته اند، 
اثرات مثبت و نشانه هاي سعادت وموفقيت در تمام شئون زندگي ايشان ،نمود يافته است. 
در اين راستا نقش کساني که با آگاهي وشناخت صحيح وبدور از هرگونه اغراض دنيوي ، با راهنمائي و مشاوره ، بالاخص با ارائه روشهاي عملي و اجرائي به علاقمندان به زندگي به شيوه زندگي اسلامي و انساني کمک نموده اند، بسيار ارزشمند، ارزنده و ضروري است. 
 
نظر به وجود نعمتهاي خاصي که خداوند به شما داده است (شناخت وآگاهي نسبت به آئين و مفاهيم ديني - ايجاد تمايل و رغبت در ارتباط مردم با شما) شايسته است با برنامه ريزي بسيار هوشمندانه وهدفمند ، توام با بهره گيري از تمامي امکانات و دستاورد هاي علمي و روشهاي مدبرانه، نظامي را طراحي و پياده سازي نمائيد که ثمره آن اثر گذاري در زندگي روزمره مردم در جهت تطبيق هرچه بيشتر آن با نگرش وبينش اسلامي و حرکت جامعه به سوي تصفيه باور ها و اعتقادات ، و از همه مهمتر جلو گيري از رسوخ ورخنه باورهاي ديگر مکاتب به جاي پاسخ هاي همه جانبه اسلام به نيازهاي وجودي بندگان خداباشد، آنهم در دوره اي که سعي دشمنان قسم خورده اسلام، در جهت جايگزيني باورهاي غلط و ناروا به جاي تعلقات فطري بشر به خداپرستي وآزادگي ، بسيار مغرضانه ، ريشه اي و برنامه ريزي شده و مخرب است. 
براي تحقق اين مهم اقداماتي لازم است که انشاا... در فرصتي ديگر و البته در صورت تمايل شما به آن خواهيم پرداخت.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:829  |  1 امتياز

محمد
از اصفهان
امضا شده : ۲۱ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۵۳
دوست دارم آقاي مرادي
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:821  |  0 امتياز

وحيد کريمخاني
از تهران
امضا شده : ۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۲۵
حاج آقا سلام 
اگر خدا قبول کنه ما در ايام محرم مراسم سوگواري در منطقه نياوران برپا ميکنيم و به دليل فقر مدهبي که دراين منطقه وجود دارد نياز به دعوت از يک روحاني براي سخنراني داريم آيا حضرتعالي امکان اينکار يا معرفي ما به حاج آقا نقويان و يا حاج آقا انصاريان را داريد يا خير؟
شهاب مرادی :سلام/ شرمنده
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:808  |  0 امتياز

محمد 4337
از شيراز
امضا شده : ۲۱ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۵۶
براي دعوت جنابعالي به شيراز چكار كنيم؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:829  |  0 امتياز

ضحي
از ري
امضا شده : ۲۱ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۰۶
سلام آقاي مرادي. من هر روز ميام ببينم جوابي برام گذاشتيد يا نه ولي چيزي نيست. مي خوام مطمئن شم پيام هاي قبليم به دستتون رسيده. اگه نرسيده دوباره بذارم. 
مؤيد باشيد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:788  |  0 امتياز

نصف النهار مبدا
از اصفهان
امضا شده : ۲۱ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۰۷
سلام اقاي مرادي خوب هستيد . 
گاهي دلم واقعا برا خودم ميسوزه . 
ميدونم اين دفعه ديگه جواب پيام منو ميديد ...!!! 
خواستم بگم به خاطر همه ي زحمتي كه ميكشيد ممنون...!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:798  |  0 امتياز

س.خ
از تهران
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۵۸
سلام حاج آقا از اينكه جوابمو ندادين ناراحت نشدم!ميخواهم يه سوال ديگه بپرسم.من مدتهاست كه فكر ميكنم خدا نظر ويژه اي به من داره!هميشه سعي داره كه كمكم كنه بعضي وقتها فكر ميكنم منو بيشتر از بقيه دوست داره ايا با اين طرز تفكر به زندگي ادامه دادن درسته يا اينكه نبايد خودمو از بقيه جدا بدونم. البته اين موضوع باعث شده كه من كمتر گناه كنم چون ميترسم خدا ديگه دوستم نداشته باشه.ياعلي
شهاب مرادی :سلام/ خدا مراتبی از مهربانی اش عمومی است(رحمت رحمانیه) و مراتبی از رحمتش خصوصی و ویژه(رحمت رحیمیه). چه اشکالی دارد که شما قدردان مهربانی های خدای رئوف و رحیم باشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:812  |  0 امتياز

حميد
از فعلاً دانشجو ام. اقامت خانو
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۴۴
سلام خدمت جناب آقاي مرادي؛ 
من اهل يکي از روستاهاي شمال غرب کشور و سنّي مذهب مي باشم در يکي از شهرهاي جنوبي کشور دانشجوي تحصيلات تکميلي مي باشم و از نظر شغل و درآمد هم، مشکلي خدا را شکر ندارم. 
راجع به ازدواج با خانمي با اصالت يزدي و ساکن مشهد مقدس و شيعه از خدمتون راهنمائي مي خواستم: 
با ايشان کاملاً هم رشته مي باشم فقط دو سال به لحاظ تحصيلي از من عقب تر مي باشند. از نظر سن هم، من 37 سالمه و ايشان 26 سالشون است. 
تنها دغدغه مان مشترک نبودن مذهب مي باشد، لطفاً مرا در امر راهنمائي بفرمائيد. 
متشکر ... 
حميد
شهاب مرادی :سلام/ این ازدواج از نظر فقهی اشکالی ندارد.
اما به دلایل فرهنگی تفاوت مذهبی و احتمال عدم موفقیت ، معمولا این قبیل ازدواج ها توصیه نمی شود.
البته فضای مذهبی و میزان پذیرش متقابل دو فامیل در این امر بسیار موثر است.هرچند تفاوت های فرهنگی شما کمی بیشتر از تفاوت مذهب است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:810  |  2 امتياز

soha
از mashhad
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۴۶
سلام حاج آقا.حاج آقا شما كه مي گين ما بايد توي جلسه اي كه خانواده ها براي دختر و پسر مي ذارن(كاملا رسمي و شرعي) همديگررو بشناسيم من با حرفتون موافقم . كاملا متين 
اما من خودمو مي گم  
موردي كه واسه من پيش اومده قصد ازدواج و به خاستگاري اومدن رو داره  
اما مي خواد اول جواب قطعي(كه دوست داره مثبت باشه) رو از من بگيره  
بعد به طور رسمي اقدام كنه . 
پسر خوبيه اما با 4تاsmsكه نميشه واقعيت وجودشو شناخت . 
تو خانواده من اينطوريه كه اگه مادر و پدرم پسري رو قبول كنن(از همه لحاظ - يعني جواب اونا قطعا مثبت باشه )اجازه ميدن كه پسر به خاستگاري بياد وگرنه اصلا توي خونه راهش نميدن و به منم اصلا نميگن . 
حالا به اينا كار ندارم مي گم اگه بهش جواب مثبت بدم مي ترسم وقتي توي اون جلسه كه با هم صحبت كنيم اون معيارايي كه مي خوام رو نداشته باشه - شايدم واقعا داشته باشه - اما اومدن اون تنها وقتيه كه من بهش جواب مثبتو بدم واز همين مي ترسم كه اگه بياد نتونم باهاش كنار بيام . از طرفي هم اينقدر روم تاثير گذاشته كه نمي تونم هم بهش نه بگم . 
ببخشيد كه وقتتونو گرفتم 
البته شايد به نظر شما و خيلي ها اين موضوع بچگانه و خنده دار باشه اما براي من خيلي مهمه  
ممنون مي شه راهنماييم كنيد 
بازم تشكر 
با سپاس فراوان 
اجرتون با آقا امام حسين(ع) و حضرت رقيه(س)
شهاب مرادی :سلام/ اصلا به او پاسخ قطعی و وعده ی ازدواج ندهید.
رابطه اس ام اس را قطع کنید. تا قبل از عقد باید رابطه رسمی و غیر پنهان باشد!

نکته:
دختر و خانواده دختر "اجازه آمدن پسر و خانواده اش به خواستگاری" را می دهند،نه قول ازدواج!
وعده ی ازدواج بماند پس از جلسات گفتگوی پسر و دختر و پس از مشورت آن دو با خانواده اشان
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:826  |  1 امتياز

فاطمه
از تهران
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۹
سلام آقاي مرادي  
نميدونم مطالبي که به شما مفرستيم چه شرايطي بايد داشته باشد که شما جواب بدين من 2 بار براتون پيام گذاشتم..اما جوابي نداشتم اما حتي اگر جوابي هم نداديد باز برامون عزيزيد...التماس دعا و يا علي...
شهاب مرادی :سلام/ گزینشی پاسخ نمی دهم .لطفا صبر کنید .شاید امروز به 45% پیام ها بیشتر پاسخ ندادم. شرمنده
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:757  |  1 امتياز

123
از تهران
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۹
سلام واقعا خسته نباشيد
شهاب مرادی :سلام/ درمانده نباشید.سلامت باشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:783  |  0 امتياز

مجتبي عليجانيان
از اصفهان
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۰۲
سلام آقاي مرادي بار سوم است که پيام مي دهم اما چوابي در کار نيست البته متوجه شدم که ايميلي که گذاشته ام از طريق ياهو بسته شده اگه به خاطر اينست که جواب نمي دهيد بگوييد تا عوض کنم مچکرم خدانگهدار
شهاب مرادی :سلام/ پاسخ دادم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:770  |  0 امتياز

s_110
از اصفهان
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۰۰
""خواهشا در سايت نگذاريد."" 
حاج آقا سلام، خسته نباشيد.درد دلي داشتم، 
جواني ام22ساله که جواني ام شده 7 سال تنهايي، تنهايي که از اوايل دبيرستان به خاطر افراطي گري هاي ديني با از دست دادن دوستانم شروع و تاکنون (ترم آخر دانشگاه) ادامه دارد. در سالهاي آخر دبيرستان فشارهاي شديد روحي (ناشي از تنهايي)موجب افت شديد معنوي و بلاخره ارتکاب گناه ... و گرفتاري در آن شد. در اثر نداشتن همصحبت، روز به روز از نظر روابط اجتماعي نزول کرده و اين موضوع ، يافتن دوست خوب را مشکلتر نمود. هر چند با افرادي نيز شروع به رابطه دوستي نمودم وليکن پس از مدت کوتاهي متوجه مي گشتم که روي خوش نشان دادنشان تنها براي حل مشکلات خودشان(درسي، علمي،مالي) بوده که اين موضوع بر شدن فشارهاي روحي مي افزود.به نحوي که زندگي ام شده بود: 
"عهد بستن به ترک گناه_تزريق اميدواري به خودم_سرخوردگي و افزايش فشارها_گناه_عهد جديد_..." و به دنبال آن کاهش بازده فکري و ... که جهت پايبندي به عهدم توسلات مختلفي نيز داشتم.  
تا اينکه امسال در عاشورائيان با شما آشنا شدم. 
در محرم تصميم جدي بر متحول شدن گرفتم ولي آنچه از آن ميترسم تنهايي _ گناه و .... است. لذا مي خواهم بپرسم:1-آيا خداوند برايم تنها بودن را مقرر کرده و بايستي آن را بپذيرم؟ و يا 2-مشکل در جايي ديگر است و بايد از تنهايي رها شوم؟ 
خيلي ممنون، التماس دعاي شديد!!
شهاب مرادی :سلام/ ظاهرا تنها ماندن شما در خانه یکی از عوامل جدی گناه است،پس تدبیری کنید که کمتر تنها بمانید مثلا از کتابخانه برای درس خواندن استفاده کنید. برای نماز به مسجد برویدو...
پاسخي به چند سوال
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:775  |  2 امتياز

ترنم مددي
از تهران
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۰۰
سلام ... 
من براي جستجو دچار مشکل شدم ، مي خواستم ببينم تمام پيام هاي که پاسخ ميديد توو همين صفحه پيامهاي شماست ؟  
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ بله همه در همین بخش منتشر میشه.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:770  |  0 امتياز

احمد
از تهران
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۲
سلام. 
حاج آقاي عزيزتر از جان. 
تو را به خدا جوابمو بده.من ديگه نميدونم راه من چيه . بمونم با اين دختر با شرايطي که گفتم يا نه. 
به خدا موندم .من به شما و عقايدتون اطمينان دارم.و سخن شما براي من حجته. 
شما را به خدا جوابمو بدين من تکليف خودم رو بدونم. 
يک دنيا ممنون.
شهاب مرادی :سلام/ با شرایطی که گفتید ؛رابطه را تمام کن.
و برای حفظ سلامت روح و روان و شخصیتت به موارد مشابه هم اقدام نکن. تا به موقع و بهنگام به انتخاب و خواستگاری رسمی اقدام کنی.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:773  |  0 امتياز

يک منتظر برا جواب حياتي
از mashhad
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۱۵
سلام حاج اقا.. 
عزاداري ها مقبول حق وبه اميد کمک بيشتر براي هدايت و راهنمايي همه.. 
نمي دونم تو يک دو دلي گير کردم که تنها کسي که به فکرم رسيد مي تونه کمکم کنه شماييد..پس ازتون خواهش مي کنم حداقل تا اواسط هقته اينده جوابمو بديد.. 
راستش حاج اقا من اهل مشهدم..درضمن خصوصي باشه پيام خيلي بهتره... 
من دختري 21 سالم.دانشجو از يک خانواده کاملا معمولي...و تقريبا مذهبي...يعني سعي مي کنم باشم... 
تقريبا 8 ماه که با اقا پسري اشنا شدم که اين اشنايي از راه اينترنت بوده...اوايل فقط يک رابطه کاملا جدي اينترنتي تا تقريبا سه ماه پيش که کم کم زمينه مهر و علاقه اين اقا در من به وجود اومد..راستي ايشون اهل کرجن و 21 ساله و دانشجو...و کاملا مذهبي... 
من خيلي به خودم فشار اوردم خيلي خواستم جلو احساسمو بگيرم خيلي ولي با ذفتار و عقايدي که از ايشون مي ديدم و مسايلي که نا خداگاه بين ما پيش اومد مسئله اين علاقه مطرح کردم و متوجه علاقه ايشون هم شدم...و 1 ماه که من و اين اقا رابطه کاملا عاطفي و احساسي دارم..البته تنها وسيله ارتباطي ما smsو تلفن است... 
اقاي مرادي مي دونم مي گيد اشتباه است ...ما توي اين سه ماه سه بار در استانه جدايي از هم قرار گرفتيم...که اونم همه به خواسته ايشون بوده چون دلايل مختلفي دارند از جمله نا محرمي،دور بودن،نارضايتي خدا و..... 
راستش من سر نمازام هميشه ايشون از خدا خواستم...راستش تو اين يک ماه هم من و هم ايشون به اين نتيجه ريسيديم که طرف مقابل بهترين فرد براي ازدواج با طر ف ديگست...نمي دونم علاقه عجيبي در درونمون هست که نمي دونم عشقه يا نه... 
اقاي مرادي ا ين اقا داره هفته اينده مياد مشهد و تنها هدف خودشو جدايي مي دونه چون معتقد به هم نمي رسيم..ايشون زمان ازدواج خودشو 4 سال ديگه مي دونه..بعد درس..سربازي...و.. 
استش حاجاقا من مخالفم...من بهش مي گم منتظرش مي مونم...اره شما گفتيد نبايد بدون اطلاع خانواده ها منتظر موند...ولي من کسي که از نظر ديني،فکري،فرهتگ ي،خانوادگي کاملا شبيه خ.دمه چرا از دست بدم؟؟؟ 
راستش به نظر من برا ازدواج سه تا عامل اصليه1-ايمان2-تقو ا3-علاقه...و خب عوامل فرعي ديگه که تک تک مي تونه موثر باشه ولي اگه اين سه تا باشه همه اونها قابل تحمله..که نمي دونم خوشبختانه همه اينها در طرف مقابل من هست و ايشونم مي گند اينها در من هست.. 
اقاي مرادي رابطه اي که هدفش ازدواج باشه ايرادش چيه؟؟؟؟؟؟راستش از وقتي اين اقا وارد زندگي من شده ايمانم قوي تر شده..کمتر سراغ گناه مي رم... 
نمي دونم از نظر من اين اقا هيچ ايرادي برا ازدواج با من نداره ..مي دونم خانوادمم موافقت مي کنند چون از نظر اونها همون سه عامل ملاکه.. 
اقاي مرادي چي کار کنيم...چرا بايد زندگي که مي دونيم مي تونيم با هم باشيم و بهترين هم باشه خراب کنيم؟؟؟؟؟ 
راستش به نظز من اين اقا سخت مي گيره...مي دونم که اين رابطه ها نمي شه زياد روش حساب باز کرد... 
مي دونم... 
ولي يک سوال اينه که چطور ميشه سريع بهم رسيد تا رابطه شرعي داشته باشيم...چطوري صبر کنيم تا همه چي فراهم بشه..چطوري از هم بگذريم در حالي که مطمئنيم برا هم بهترينيم..راستش اقاي مرادي اينا احساس نيست...چون ما سه روز از هم دور بوديم و جفتمون از زندگي کار و درس افتاديم...همه زندگيمون خراب شد..اقاي مرادي وقتي حس مي کنيم مکمل زندگي هميم چرا بايد از هم جدا شيم...راستش من خيلي دارم سعي مي کنم اين اقا قانع کنم که ميشه به هم رسيد..اره سخته..مي دونم...ولي وقتي هدف مشخص باشه و تلاش کنيم به نظرتون ايرادي داره؟؟؟؟اين اقا ميگه تا کي اينطوري باشيم.تا کي؟.من مي خوام ولي شرايطش نيست.. 
اقاي مرادي من دختر و شرايط ازوواج دارم..اين اقا ميگن من مي خوام فقط درس بخونم و تمرکز داشته باشم...نمي دونم چي کار کنم تا راضي بشه.چطوري بخوام ؟راستش حاج اقا من مي دونم بدون اين اقا هيچم وبهترين فرد براي منه...همش اين سوال مي پرسم چرا وقتي همو مي خوام اينطوري جدا شيم؟؟؟؟؟؟؟.خواه ا منو راهنمايي کنيد حداقل تا قبل از چهار شنبه هفته ديگه..ازتون مي خوام براي رسيدنمون راه جلو پامون بزاريد...ممنون...ا لتماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ اولین شرط این است که پسر تو را بخواهد و خواستگار امروزت باشد.
او ظاهرا فقط یک گپ دور از تقوا زده و در رودرواسی تو مانده و منصرف است .
به هر جهت هرچند از نظر تو او خوب است ولی خواستگار نیست!
با این اشتباه نه فقط او را بلکه شانس های واقعی ازدواجت را  از دست می دهی.
توصیه من ختم رابطه است.
نگران نباش و به خدا توکل کن. خدا همسری شایسته روزیت میکند ان شاءالله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:797  |  83 امتياز

بينوا
از تهران
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۵۱
salam 
dahe fajr mobarak 
lotf mikonid javabamo beid. 
tashakor
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:787  |  0 امتياز

يک بنده صبور
از تهران
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۳۹
سلام آقاي مرادي اگه جواب هيچ پيامي از ما را ندي بازم مخلصتيم.خيلي آقاييد ‏
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:767  |  0 امتياز

امين قاسمي
از مشهد
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۴۰
سلام. جواب سوالمو ندادين و من مجبور شدم دوباره بنويسم. من دانشجوي فقه و حقوق فردوسي ام و تو كلاس ما دختري هست كه از اول ترم بهم علاقه مند شديم. هر دو مشهدي هستيم و خانواده هامونم تقريبا يك سطحا فقط تنها مشكلم اينه كه اين خانم از من حدود 20 روز بزرگتره. آيا اين ميتونه مشكله بهم خوردن ازدواج بشه؟ در ضمن ميخواستم بدونم اين خانم كه دوست نداره تا موقع عقد شرعي نه تلفني حرف بزنه و نه ملاقاتي داشته باشه و تا اون موقع فقط در حد همكلاسي باشه ميتونه دختره خوب و پاكي باشه؟؟؟ در ضمن از نظر حجاب هم شرايط ايده آل را داراست. و چون پدر من روحاني و پدر ايشون سپاهين بيشتر رو اين قضيه تكيه كنند. نظر شما چيه؟؟ واسه آخرين سوال من الان سنم 20 ساله ازدواج در سن 22 سالگي زود نيست؟؟ 
ممنون از شما خواهشا زودتر و اورژانسي جوابمو بدين.
شهاب مرادی :سلام/ پس از خواستگاری و چند جلسه گفتگو و مشورت با خانواده تصمیم بگیر. چرا الان تصمیم ؟!
2 سال تعویق ازدواج و تعهد دخترآن هم بدون نظر و اطلاع خانواده ها؛ برای دختر خطرناک است و ریسک دارد!
«خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دختر خانم ها»
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:814  |  0 امتياز

مجتبي اسکندري
از زنجان - نيک سازان
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۴۳
به نام خدايي که صلاح مارو بهتر ميدونه 
سلام آقا شهاب  
25سالمه آخراي سربازي بودم داشتم با موبايلم ور ميرفتم که ناخاسته به جان مادرم ناخواسته يه پيام بي مفهوم به دختر خاله ام الهام فرستادم اون موقع من به يه نفر ديگه فکر ميکردم که بعدا به دلايلي منصرف شدم بعد الهام اس ام اس داد کلي قربون صدقه رفت و ابراز دل تنگي کرد و آخه منو با خواهرم اشتباه گرفت بعد که بهش گفتم معذرت خواهي کرد و گفت تو رو خدا به کسي نگي گفتم چشم گفتم راستي پيام خوب داشتي بده گفت باشه بعد که با خودم داشتم فکر ميکردم گفتم کي بهتر از الهام با حجاب که هست با وجود وضع مالي خوب هم ساده زنگي ميکنه هم اصلا خودشو نميگيره بهش گفتم الهام اگه شرايط منو قبول ميکني من بهت پيشنهاد ازدواج ميدم راستش خواستم ببينم اگه نظرش مثت باشه بعد بع خانواده ها اطلاع بديم اول گفت نه من گفتم باشه ولي من پيشنهاد ازدواج که ندادم گفتم اگه شرايطم رو قبول داري ... گفت پس با اس ام اس نميشه بايد حرف بزنيم . قرار گذاشتيم تو دفتر کارم آخه من با اينکه تو شهرستان نزديک خدمت ميکردم همزمان کار هم ميکردم و درامد خوبي هم داشتم من يه معمار جونم فوق ديپلم دارم ولي واسه تنبلا پايان نامه ارشد هم دادم الهام اومد دفتر گفتم الهام من سعي ميکنم بد و خوب رو تشخيص بدم از خدا هم فقط راه راست ميخوام همين و وقتي فهميدم چي خوبه چي بد ديگه از هيچ کس جز خدا ترس يا خجالت ندارم مثل جشن عروسي مرسوم چون فکر ميکنم اسراف توش زياده و غلط کار ندارم چون همه اين کارو ميکنن منم بکنم و کلي از اين حرفا . الهام يه لبخند زد و گفت قبول ميکنم هيچي نگفت و هيچ شرطي نزاشت شيفته حرفاي من شده بود . اون از همون اول با خاله کوچيکه که هم تحصيل کرده و هم مومن ومتهله مشورت کرده بود نگو اون گفته بود نه خانواده هاتون جور نيستن . الهام به من گفت خوانواده هامون چي من ميترسم گفتم ترس نداره درسته ما قبل وضع مالي خوبي داشتيم الن چند بار ورشکست شذيم و شما الان وضع مالي خيلي خوبي نسبت به ما پيدا کردين ولي مهم سطح فرهنگ و تحصيلات که همسطح اند و بقيه اش دست خدا ست هر چه پيش آيد خوشايد گفت نه اگه نشه خيلي بد ميشه . گفتم تو کاري که رو بکن که خدات راضيه بعد اگه ايمان داري حق نگراني نداري چون اون ميدونه چي برات خوبه چي بد هر چي داد با همون خوش باش . بعد قرار شد تا سوالي برامون پيش نيومده ارتباتي نداشته باشيم . و صبر کنيم تا ازدواج برادر بزرگترش . بعد دوسه بار واسمون سوال پيش اومد که همديگرو ديدم يکمي هم زياده رويکرديم شايد هم گناه بعد سريع ديدم که اينجوري ميشه تصميم گرفتيم همديگرو نبينيم الهام يه روز گفت من ديگه تاقت ندارم زود تر بيا خواستگاري گفتم باشه ولي يه تاريخ واسه يه ما ديگه بگو من اقدام ميکنم الان سرم شلوغه تقويم رو شانسي باز کرد گفت 21 آذر سالروز ازدواج ماه و خورشيد علي و زهرا گفتم ديگه چي ميخواي . بعد از قضاي روزگار انگار کساي از دو خونواده بو بردن و الهام تحت فشار قرار گرفت خواهرم رفته بود بهش گفته بود مامنم داره دق ميکنه دست از سره مجتبي بردار الهم گفت زودتر بايد يکاري بکنب گفتم باشه شبش اس ام زد مامنم فهميده گفته خوشو ميکشه چرا اين کارو کردي ديگه ولش کن مجتبي صداشم در نيار مانم ازم قسم فران گرفته که ديگه اسمتو نيارم خاله کچيکه فرداش بهم زنگ زد رفتم پيشش گفت مامانتون دارن شر درست ميکنن به من گفتن از تو بخوام دست برداري چي ميگي گفتم الهام بگه منو نميخواد به اين دلايل منم بگم باشه گفت الاهم به من گفته من از روي ترحم جواب مثبت دادم منم گفتم باشه . شب 21 آذر بود تاقت نياوردم رفتم در خونشون تقريبن تا اونجايي که شر پيش نياد همه چي رو به باباش گفتم گفت کي بهتر از تو تعريف تو کار کردنت مومن بودنت همه فاميل و برداشته ولي هر چي الهم بگه باباش رفت تو مامانش اومد گفت همين که اومدي واسم کافي ولي دست از سر ما بردار منم قول ميدم هروقت الهام بگه خودم بيام سراغت منم رفتم .الان هم بيشتر از 30-40 روز گذشته ولي چون جواب قانع کنندهاي از الهام و جواب منفي اش نگرفتم يه لحظه هم از ذهنم بيرون نميره نکه ناراحتي کنم و بي قراري نه خدا رو هم شکر ميکنم که منو با سختي ها و بلتکليفي ها ساخته و پرداخته ميکنه حالا ميگن چيکار کنم .....
شهاب مرادی :سلام/ راه حل مشکل خواستگاری رسمی به همراه پدر ومادرت .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:838  |  11 امتياز

مصطفي
از تهران-نسيم شهر
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۷
سلام حاج آقا من يه پسري ام كه خيلي يه نفر رو دوست دارم يعني عاشقشم ولي الان براي فرد مورد نظر خواستگار اومده و پدر ايشان بدون خواستن نظر دخترشان بله گقته اند و هم من و هم دختره مونديم تو 2راهي كه چيكار كنيم البته اين رو هم بگم كه ايشون 2 سال از من بزرگ تر هستن و به خاطر همين من تا الان نرفتم خواستگاري الان ميخواستم ببينم چيكار ميشه كرد با اينكه دختره هم ميگه من نميتونم رو حرف بابام حرف بزنم موندم چيكار كنم ميشه يه راهنمايي كنيد ممنون از لطفتون
شهاب مرادی :سلام/ مزاحمش نشو.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:794  |  0 امتياز

همايون
از کاشان
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۴۳
سلام 
آقاي مرادي  
ممنون که هميشه جواب منو مي ديد. خيلي ممنون 
""از اين به بعد خصوصي""... 
ممنون 
دانگهدار
شهاب مرادی :سلام/ خوب است که تصمیم گرفتی به مشاور مراجعه کنی . پس از چند جلسه نتیجه را برایم بنویس
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:793  |  0 امتياز

نسترن
از تهران
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۰۴
(لطفا خصوصي) 
با سلام و سپاس 
ممنون مي شوم سريع (در صورت امکان)راهنمايي فرماييد 
24 ساله هستم خواستگاري 27 ساله و داراي شرايط خوبي از لحاظ ايمان و نجابت و کسب حلال دارم و نيز هم کفو و داراي خانواده اي آرام و هم شان ما 
اما يک مساله است که تصميم گيري در اين زمينه را برايم دشوار ساخته و ... 
...نمي دانم چه تصميمي بگيرم و چون به استخاره معتقدم با اينکه مي دانم درست نيست اما از اين دو راهي نجاتم مي دهد اما نمي خواهم استخاره کنم  
ممنون مي شوم رانمايي فرماييد
شهاب مرادی :سلام/ هنوز برای تصمیم گیری زود است.چند جلسه دیگر گفتگو کنید و سپس تصمیم نهایی را بگیرید.
با استخاره برای انتخاب همسر (به معنی فالگیری)مخالفم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:790  |  2 امتياز

علي313
از اهواز
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۰۳
سلام جناب استاد مرادي 
شما رو به خدا اين دفعه سوم که سوال مي پرسم و جواب نمي گيرم. وقتي مي تونيد با 3 دقيقه وقت گذاشتن مشکل يه نفرو حل کنيد چرا نکنيد؟ 
جوان 25 ساله اي هستم داراي مدرک کارشناسي ارشد رشته عمران، معتقد،مهربان،بذ له گو که تا الان هيچ نامحرمي را حتي لمس نکرده و رابطه اي (چه کلامي ،چه غير آن) نداشته ام. پدرم کارمند و مادرم خانه دار است و به همراه سه خواهر اعضاي خانواده 6 نفري هستيم. همانطور که متوجه شديد من {يکي يه دونه (خل و ديونه، عزيز خونه ،...!!!!!)} بوده و الحمدلله داراي خانواده اي شاد و مهربان و صميمي هستم. وضع مالي نسبتا خوبي داريم و خودم هم مشغول کار هستم. 
با توجه به شرايط اجتماعي،خانوادگ ي و اخلاقي راه ازدواج سنتي را انتخاب کردم ولي حدود 4 سال است دنبال همسر مناسب گشته و موفق به انتخاب نشده ام.اوائل حدود 12 شرط و معيار داشتم که اکنون به 4 شرط زير تقليل پيدا کرده است. 
1.خانواده هم کفو ( که به تبع آن اعتقادات را هم شامل مي شود) 
2.همشهري بودن(آداب و رسوم وزبان مشترک) 
3.چادري بودن 
4.سفيد بودن رنگ پوست 
هر چه بيشتر ميگرديم بيشتر نا اميد مي شويم. انگار طلسم شده باشيم.لازم به ذکر است تمايلي به ازدواج فاميلي ندارم. بسيار خاستگاري رفته و مايوس بازگشته ايم. 
فکر مي کنم موارد زير اهم دلايل شکست من است: 
1.ترس زيادم از انتخاب و باز کردن اين هندونه در بسته و نداشتن هيچ شناختي از طرف مقابل 
2.تعدد مراجع تصميم گيري(مادر و 3 خواهرو خودم و...) 
شما را به خدا کمکم کنيد. 4 سال زمان کمي براي گشتن نيست، چه بايد بکنم؟ 
سوال بعدي اين است که کدام معيار را بايد ( مي شود ) کنار بگذارم؟ آيا اگر از سفيدي پوست بگذرم بعدا مشکلي از لحاظ روحي و جسمي برايم پيش نمي آيد؟ لازم به ذکر است کساني هستند که آن 3 شرط ديگر (جز سفيدي) را دارند و اخلاق و خانواده خوبي دارند 
از شما بسيار متشکرم. 
خدايتان بيامرزاد.
شهاب مرادی :سلام/ بله این شرط و شرط غیر فامیل بودن، جزء دغدغه های اصلی جوانان و خانواده هاست و در بررسی ها در رتبه دوم سوالات و مشکلات جوانان قرار دارد هرچند اصلی و جدی به نظر نمی رسد.
البته در مورد خود دختر معیار شما فقط "چادری بودن" و"رنگ پوست"است بدیهی است که نارسا و سردگم کننده باشد.
در مورد ملاک ها و معیارها و راه های تشخیص آن بیشتر تفکر و بررسی کنید. پیام های مشابه را جستجو کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1110  |  50 امتياز

محمد
از قزوين
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۳۵
سلام آقاي مرادي واقعا خسته نباشين خدا قوت 
مي خواستم يك خبر بدي رو به شما بدم 
سايت شما فيلتر شده. نمي دونم براي چي، براي همين به اطلاعتون رسوندم كه پيگيري كنين 
يا علي
شهاب مرادی :سلام/ بله یکی از یادداشت ها(پاسخی به چند سوال) به اشتباه فیلتر شده که با مسولین مربوطه صحبت کردم، گفتند که برطرف شده. لطفا اگر هنوز فیلتر هست با ذکر صفحه و شهر از همین طریق اطلاع بدهید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:787  |  0 امتياز

سارا.س.ن
از tehran
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۱
سلام  
مي شه چند تا جمله درباره علت زندگي کردن و انگيزه زندگي کردن و نشاط در زندگي لطف کنيد . 
البته اگه وقت دارين  
 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ نظر شما درباره "علت زندگي کردن" و "انگيزه زندگي کردن" و "نشاط در زندگي" چیست؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:800  |  0 امتياز

پيرنار
از اذربايجان
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۰۳
با سلام  
مي خواستم بپرسم من عادت به ... دارم و نميتونم ترک کنم و هميشه مانع از واجباتم هم شده و شرايط لازم براي ازدواج رو هم فعلا ندارم واقعا الن چيکار کنم.به دادم برسيد
شهاب مرادی :سلام/ پاسخي به چند سوال
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:760  |  1 امتياز

ستايش
از ايران زمين
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۲۹
آقاي مرادي سلام.ببخشيد مي خواستم راجع به فقير که ميان دم در خونه سوال کنم که آيا ما بايد به اونها کمک کنيم؟...اما ما چطوري ميتونيم به همشون اعتماد کنيم و به اونها کمک کنيم .ممنون ميشم اگر پاسخ بديد.
شهاب مرادی :سلام/ با این همه توصیه اسلام
به صدقه (وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ . لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ)
و سخاوت (قال رسول الله ص :السخاء خلق الله الاعظم)
و ذم شدید بخل (وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ)
 نباید جای سوال باقی بماند!
به هر حال، خدا در قرآن می فرماید :«واما السائل فلا تنهر»
؛ سائل را نباید رد کرد!
 

حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در شب زفاف پیراهن عروسی خود را به سائل داد.
آقا امیرالمومنین در نماز در حال رکوع انگشترش را به سائل داد و بسیار موارد از زندگی اهل بیت علیهم السلام...
پس؛ با روی باز و چهره گشاده برخورد کنید و دست نیازمند را رد نکنید.

یک بار دیگر این آیات را بخوانید:
- و لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط فتقعد ملومامحسورا (اسراء-29)
- و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا-انما نطعمكم لوجه الله‏لا نريد منكم جزاء و لا شكورا (انسان-8و9)
- مثل الذين ينفقون اموالهم فى سبيل الله كمثل حبة انبتت‏سبع سنابل فى كل‏سنبلة ماة حبة و الله يضاعف لمن يشاء و الله واسع عليم (بقره- 261)
- الذين ينفقون اموالهم بالليل و النهار سرا و علانية فلهم اجرهم عند ربهم و لاخوف عليهم و لا هم يحزنون (بقره-274)
- لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شى‏ء فان الله به‏عليم (آل عمران-92)
- الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلاة و مما رزقناهم ينفقون (بقره-3)
- يحبون من هاجر اليهم و لا يجدون فى صدورهم حاجة مما اوتوا و يؤثرون على‏انفسهم و لو كان بهم خصاصة (حشر-9)

اما اگر نمی توانید حاجت کسی را برطرف کنید، و نمی توانید مقدار کمی هم حتی صدقه بدهید، مبادا با سرزنش، سخن تلخ، ترش رویی ،غرور و یا بی توجهی برخورد کنید.بلکه با نرمی و مهربانی عذر خود را از عدم امکان کمک بیان کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:801  |  5 امتياز

احسان
از شيراز
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۵۹
سلام حاج اقا خسته نباشيد يه بار فرستادم جواب نگرفتم لطف کنيد جواب بديد 
من پسري دانشجو 26 ساله هستم چند ماهي است با خانمي از اطراف شيراز اشنا شدم وبراي ازدواج با هم صحبت کرديم و فهميدم که دختر خوبيه و داراي تفاهم خوبي هستيم و مشاوره هم رفتيم گفت که دختر واقعا خوبيه. 
اما يه مشکلي وجود داره واون زيبايي ايشونه , در اوايل اشنايي ايشون برايم زيبا بود اما وقتي مامانم ايشون را ديد و گفت خيلي زيبا نيست خيلي رو من تاثير گذاشت و هر چه گذشت زيبا نبودن اين دختر بيشتر برام نمود پيدا کرد و حتي مشاوره هم گفت که در حد من زيبا نيست و الان در سر گمي هستم و خيلي برام سخت شده نميدونم ادامه بدهم يا نه؟ 
در ضمن چيزه ديگه اي که هست اين اولين باريه که من با يه خانم برا ازدواج صحبت ميکنم ايا لازمه که باز هم خواستگاري برم؟ 
خيلي خيلي ممنونم از شما ,با ارزوي موفقيت
شهاب مرادی :سلام/ اگر تنها معیار شما زیبایی است .منصرف شو و عذرخواهی کن و تمام.
اما اگر ملاک و معیار های دیگری داری، سبک سنگین کن و معدل بگیر(البته احتمالا معدلت خودت 20 است!) ببین معدل این خانم ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:800  |  2 امتياز

خصوصی
از اصفهان
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۴۵
سلام خدا قوت 
پسري هستم حدود 22 سال 
مدتي پيش به خانمي علاقه مند شدم و به شدت خواهان ازدواج با ايشان بودم اما ايشان پس از چند بار قبول و رد کردن جواب منفي دادن. پس از گذشت مدتي از اين قضيه دچار مشکات روحي و افسردگي شدم و جهت فرار از اين قضيه تصميم به ازدواج گرفتم که چند نفري پيشنهاد شد ولي هيچ علاقه اي به آنها نداشتم تا اينکه موردي خواهرم معرفي کردند و چون اکثر معيارهاي مرا داشت قبول کردم در حالي که باز هم علاقه اي نداشتم و پيش خودم فکر کردم که با گذشت زمان علاقه مند مي شوم چون مي خواستم از اون وضعيت روحي در بيام اما با گذشت 4 ماه از عقدم هيچ علاقه اي ندارم در حالي که همسرم بسيار ابراز علاقه مي کند و انصافا هم خيلي دختر خوبي است و از بسياري جهات از آن مورد بهتر است. الان از لحاظ روحي خيلي داغونم از يک طرف خودم رو در مقابل همسرم مجرم مي دونم و فکر مي کنم که من به ايشون خيانت بزرگي کردم و از طرفي هم موندم که چه کار کنم من دوست داشتم عاشقانه زندگي کنم چون طعمش رو چشيده بودم اما با بچگي همه زندگيمو خراب کردم و حتي زندگي يه نفر ديگرو داغون کردم لطفا کمکم کنيد اگر ممکنه پيام رو يه جوري خصوصي جواب بدين چون ممکنه خانومم ببينه اگر هم نميشه که همين جوري. مچکرم .  
اين توضيح رو هم بدم که من ضربه هاي روحي ديگه اي هم تو زندگيم خوردم که فشار اينها و نبودن کسي که منو راهنمايي کنه و عدم مشورت توسط خودم باعث اين تصميات شد. 
آقاي مرادي يعني ميشه من هم از زندگي لذت ببرم خيلي دلم مي خواد شرايط روحيم مساعد بشه تا به اهداف بزرگ زندگيم تا به هدف غائي خلقتم برسم. 
التماس دعا. يا علي مدد. خدانگهدار
شهاب مرادی :سلام/ نباید هدف ازدواج و انتخاب همسر فرار یا درمان مشکلات روحی و شخصیتی باشد.
شما بهتر بود به خودتان کمی فرصت می دادید تا حالتان بهتر می شد و آن وقت برای انتخاب همسر اقدام می کردید.ولی الحمدلله در انتخاب اشتباهی صورت نگرفته.
اتفاقا این حال شما به عشق نزدیک تر است تا آن حال علاقمندی تان به آن خانم.
با بیشتر کردن فضای گفتگو وتعامل وتوجه به فضاهای با هم بودن مثل پیاده روی باهم و مشارکت در انجام کارهایی با علاقه و مهربانی و... زمینه ی علاقمندی و عشق شما بیشتر می شود.
به وسوسه های شیطان حتی با عنوانی چون "عذاب وجدان" توجه نکن.
زندگی همسرت را با شراکت خودش بهتر بساز و سعی کن شوهری مهربان ،دلسوز، فداکار و دوستداشتنی برای همسرت باشی.
در مورد ضربه های روحی کمتر فکر کن و بدان که خیلی از زخم های روحی هم مثل زخم های جسمی به تدریج بهبودی پیدا می کنند. از انرژی های مثبت ازدواج و الطاف خدای مهربان به زن وشوهر غفلت نکن؛خدا به نماز تو دو برابر قبل از ازدواج نگاه می کند...
اگر اوضاع روحی بهتر نشد به روان شناس مراجعه کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4964  |  299 امتياز

سارا
از نا آرام
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۰۱
سلام 
اگر انسان بداند ....برايم دعا كنيد و راهنمايي نماييد خواهشمندمسوال را در سايت نمايش ندهيدو يا درتلوزيون مطرح ننماييد فقط پاسخ ممنون
شهاب مرادی :سلام/ چیزی از سوالتان متوجه نشدم،لطفا خلاصه ولی کامل وبدون کنایه و استعاره بنویسید تا متوجه شوم .اجمالا دعا می کنم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:763  |  0 امتياز

مهدي معراجي
از تهران
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۰۰
حاج اقا سلام.کمکم کنيد. من يه دانشجوي 20 ساله ام به حالت رسمي رفتم خواستگاري دختري 17 ساله.بعد از 7/5 ماه اشنايي به اين نتيجه رسيديم که مي تونيم به هم کمک کنيم و همسر ايده الي واسه هم باشيم.اما نمي دونم چي شد که يهو همه چيز رو ريخت به هم و گفت امادگي ازدواج ندارم. 
حالا من بايد چي کار کنم؟؟؟ تو رو خدا کمکم کنيد
شهاب مرادی :سلام/ اگر واقعا علت را نمی دانید بهتر است با اطلاع خانواده دختر یک فرصت 3-2 ماهه موضوع را در حالت تعلیق درآورید تا دختر خانم راحت تر بتواند فکر کند و مجدد موضوع را رسما و با احترام دنبال کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:949  |  27 امتياز

مهدي
از تهران
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۶
سلام 
من ميخواهم شما را از نزديك ملاقات كنم اگر بدانم كدام مسجد هستيد خودم مي آيم. 
خيلي ضروري است. مادرم هم روي اين مسئله خيلي تاكيد ميكند از لطف شما ممنونم. 
منتظر جواب هستم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:776  |  0 امتياز

جاماسپ
از طهران
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۰۲
با عرض سلام و احترام، 
مدتي پيش مادرم پيشنهادي به بنده فرمودند. استدعا دارم اگر نظر و راهنمايي درين باره داريد بفرماييد. 
ايشان فرمودند بنده عالمي را بيابم تا جلساتي تشکيل دهيم با جوانان فاميل تا سوالاتشان را مطرح کنند و پاسخها را بيابند و هم آموزش ببينند. 
باتشکر فراوان
شهاب مرادی :سلام/ بسیار خوب است و ضروری .
ادب شما هم نسبت به مادرتان ستودنی است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:801  |  0 امتياز

هديه
از تهران
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۴۲
حاج آقا عرض سلام وادب خدمت شما من چندي پيش فردي از طرف يکي از دوستان خانوادگي معرفي شدن براي خواستگاري من دختري هستم که در محله بالايي از تهران ساکنم واون آقا پسر از يکي از مناطق جنوبي تهران بود با اينکه من در گذشته اينگونه مسائل برايم مهم بود ولي در اين چند ساله گذشته سعي کردم به ديگر بر جواني که به خواستگاريم مي آيد سخت نگيرم و به اون چيزي که خدا گفته عمل کنم در روز خواستگاري ايشون همونجا گفتن نظرشون مثبت ولي يه چهزي منو ناراحت کرد ودلسرد ايشون گفتن من از هر لحاظ نمون کسي هستم که مي خوان اما گفتن بايد يه استخاره کنن استخارشونم به اين صورت بود که گفتن اسم من ومادرم واسم خوشون ومادرشونو به يه آخوندي ميدن وايشون از اين طريق ميگه که اين ازدواج خوبه يه بد من نمي دونم واقعا يه همچين علمي وجود داره چون به نظر من اين بشتر شبيه فالگوييه اين آقا پسر فرد بسيار معتقدي بودن ولي اين موضوع منو خانوادمو ناراحت کرده اگر زحمتي نيست جواب منو زود بدين چون تا چند روز ديگه عازم سفر کربلا هستم.در پناه حق باشيد.
شهاب مرادی :سلام/ برای ازدواج استخاره نکنید.
البته این استخاره نیست از آموزه های حوزوی هم نیست بلکه از طریق حروف ابجد و رمل و... و اموری که من بلد نیستم، محاسباتی می کنند.
حالا چه جوابی دادند؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:812  |  1 امتياز

ل . پناهي
از کرج
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۳۳
با سلام خدمت شما و با تشکر از مطالب و سخنان دلنشينتان .  
با اميد به اينکه بتوانيد در مورد مشکلي که من دارم نيز راهنما و يا حداقل ....
شهاب مرادی :سلام/ یا حداقل چی؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:775  |  0 امتياز

کمال پور
از تهران
امضا شده : ۱۰ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۰۳
با سلام خدمت شما. من در وضع بحراني هستم از نظر روحي دچار تشويش شده ام و بي صبرانه منتظر پاسخ شما هستم.در مورد درخواست پاسخ از طريق ايميل بنده جواب را فوقا دريافت داشتم و از طريق مراجع با سوال هيچ پاسخي تا کنون دريافت نداشتم. من الله توفيق
شهاب مرادی :سلام/ سوال؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:757  |  0 امتياز

تايماز
از اراک
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۲۷
سلام مجدد ببخشيد تو رو خدا لطف کنيد متن نامم رو توي سايت نزارين
شهاب مرادی :سلام/ خانم خدا به شما اختیار عطا کرده که خودتون تصمیم بگیرید .
 اما در مورد انصراف این آقا با توجه به شرایط ایشان حتی اگر ازدواج می کردید،
 نمی شد برای اون ازدواج موفقیت زیادی را پیش بینی کرد.
از بین خواستگارهای  بعدی انتخاب کن و تصمیم بگیر.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:764  |  1 امتياز

ghadir
از birjand
امضا شده : ۱۰ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۲۱
سلام حاج آقا از اينکه چند وقته توفيق شنيدن صداي شما را ندارم خيلي ناراحتم اما ميدونم که سرتون خيلي شلوغه بچه هاي کانون اصلاح و تربيت همه جوياي احوال شما هستند و سلام مي رسونن اميد وارم هرجا که هستين خوشو خرم باشين ارادتمند سيد قدير مرتضوي
شهاب مرادی :سلام/ همچنین. یاد اون شب به خیر،به همه بچه ها سلام برسون. التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:774  |  0 امتياز

a_rino
از mashhad
امضا شده : ۱۰ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۱۲
سلام حاج آقا لطفا اگر تا به حال پيامي با اسم "ع_رو" را پاسخ نفرموده ايد حداقل اين يکي را پاسخ بفرماييد.گفتم شايد در ارسال پيام مشکلي پيش آمده باشد آخه تا به حال چند بار پيام فرستاده ام ! 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ لطفا ضوابط را به دقت رعایت فرمایید. با این ایمیل فقط دو پیام پیگیری از شما دریافت کردم ولی سوال نه.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:775  |  0 امتياز

گلناز عزتي
از تهران
امضا شده : ۱۰ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۰۹
سلام.نمي گم بابت سخنراني ها و حضورتون در مجالس خسته نباشيد . مي گم زنده و سلامت باشيد و خدا توفيق شناخت درست احکامشو به ما بده. 
سوال هاي من که کم هم نيست در باره ي مسايل اعتقاديه.در باره خدا و پيامبر آخرش و 12 امام شک ندارم الحمدلله.ولي سوال هاي اساسي و خيلي مهمي دارم که گفتم اگه تو سايت گذاشته بشه شايد باعث بد خيالي .و.... عده اي بشه.اصلا نميدونم شما به اونها جواب ميديد يا به سوال هاي در باره ازدواج پاسخ ميديد فقط.اگه همکانش هست عالمي يا موسسه اي يا هرچي صلاح مي دونيد معرفي کنيد تا از اونجا جواباما بگيرم.در ضمن مجتهد من آقاي سيستاني هستند که متاسفانه خيلي از سئال هام بي جواب مونده که البته قابل درکه.شايد ممکنه تعبير سياسي بشه از سوال هم که اصلا ربطي به سياست و اين چيزا نداره. 
به هر حال بفرماييد تو سايتتون سوال هام رو بپرسم لطف مي کنيد جواب بديد؟شما رو از خيلي روحاني هاي ديگه بيشتر قبول دارم. 
ممنون
شهاب مرادی :سلام/ سلامت باشید.
لطفا یک به یک و خلاصه بنویسید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:784  |  0 امتياز

soha
از مشهد
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۳۱
سلام حاج آقا يعني من حتي لياقت جواب گرفتن هم از شما ندارم؟ 
توروخدا جوابمو بدين  
نميدونم اين چندمين پيام كه براتون ميفرستم  
اما 
هنوز منتظر جوابم 
سپاسگذارم  
خداقوت
شهاب مرادی :سلام/ پاسخ دادم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:776  |  0 امتياز

وحيد1221
از تهران-نارمک
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۳۹
سلام و عرض ادب خدمت معلّم مهربان و بازديدکنندگان عزيز باادب ‏ 
‏ لا ميراث کالادب ‏ 
‏ عرض يک نکته خيلي لازم آمد با رعايت ادب. دقت که مي کنيم در سوالهامان در مي يابيم که بعضي از سوالها ‏طوريست که گويا ما اينجا طلب کاريم و يا پدر کشتگي داريم که در هر دوي آن موارد هم ادب امري است ‏لازم چه رسد به اينجا که ما در جايگاه دانش آموز هستيم و ادب نسبت به معلم امري بسيار مسلٌم ( به ‏کسي که از او علم مي آموزيد ... اگر کسي يک کلمه به شما بياموزد.... و بسيار است از اين قبيل) قربان ‏ادبتان ‏ 
‏ طالبان را صبر ميبايد بسي (مخصوصاً طالبان جواب را)‏
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:776  |  0 امتياز

وحيد1221
از تهران-نارمک
امضا شده : ۱۰ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۱۲
به نام خداوند بود و نبود يكي بود و غيرش دگر هيچ بود ‏ 
سلام آقاي مرادي خدا قوت از اين حجم كار و به اميد توفيقات بيشتر ‏ 
بيت:‏ 
‏ "نخست موعظه پير صحبت اين حرف است كه از مصاحب ناجنس احتراز كنيد‏ 
‏ هر آن كسي كه در اين حلقه نيست زنده به عشق بر او نمرده به فتواي من نماز كنيد"‏ 
 
بعد از جلسه اي كه در سال 84 در مورد قلب و دل صحبت كرديد خيلي تو فكر بازنگري بودم .بعدش هم محرم ‏امسال (سال86) در هيئت انصارالعباس در مورد دوستي ها و(لطافت و ظرافت قلب ) وآن شعر معروف :‏ 
‏ ‏ 
‏ اي بسا ابليس آدمرو كه هست پس به هردستي نبايد داد دست 
 
شروع كردم به بازنگري اساسي در زندگي و معتقدم اگر 10 سال اشتباه بري و يه شب بفهمي و 5 سال بعد ‏درست زندگ كني بهتر است از 15 سال زندگي غلط 
‏ اولش بسيار سخت بود ولي حالا كه برايتان مي نويسم دستم را از دست بسياري از دوستان بد كشيدم . ‏يادمه گفتيد: ‏ 
‏ "-- بعضی وقت ها به یک گناهکار فقط دست ميدي هر چه داري از دست ميدي -- "  
ما هم رويش فكر كرديم و از خيلي ها دست ‏كشيديم چه چيزها كه به دست نياورديم. الحمدلله اوضاع امروزخوبه. اولش سخت مي نمود اما " ‏شيرين تر از اين زهر شكر نيست " يا حق .‏
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:785  |  2 امتياز

مرکان
از اصفهان
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۴۰
آقاي مرادي سلام،خسته نباشيد.عزاداريه يتان قبول 
قراربودپسر م در5شب اول محرم براي صحبت درمورد تحصيل درحوزه به نزدشما بيايد.اما 
متاسف نه بدليل سرما وبرف شديد ونداشتن وسيله درچهارشب اول سخنراني درهيئت عاشورائيان موفق به حضور نشديم .البته سي دي هاي آنها راگرفتيم وچندبارگوش داديم.فقط درشب پنجم (روضه حضرت قاسم(ع))بهمراه دخترم آمديم وواقعاَ از همه برنامه هاي عاشورائيان بخصوص سخنرانيهاي شما استفاده کرده ولذت برديم وپسرم هم در شبهاي بعدآمد وعضوهيئت شد. 
شما درسخنرانيتان گفتيد واقعا اصفهان جاي خوبي است .من هم بااينکه اصفهاني نيستم باشما هم عقيده ام زيرا دراصفهان هرچيزي سرجاي خودش است وبقول يکي از فاميلهاي تهراني ما همه چيز قانونمنداست. 
ام من مطلبي را از شما در برنامه مردم ايران سلام شنيدم که حضور در هيئتهاي کوچک و خانگي (که الحمدلله دراصفهان بسيار زياد است) دراين ايام بهتر از تمرکز در يک نقطه از شهر است. در حاليکه من تاحالا فکر ميکردم بعلت نمايش عظمت وشکوه مسلمين هميشه و هر جا تجمع و يکپارچگي آنان بر تفرقه ودسته دسته شدن ترجيح دارد. کاش بيشتربه اصفهان بيائيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:781  |  0 امتياز

طوبي
از تهران
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۴۳
سلام و توفيق روزافزون شما
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:776  |  0 امتياز

وحيد1221
از تهران-نارمک
امضا شده : ۰۹ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۰۳
سلام علیکم. يکي از استفاده های من از سخنرانی امسال محرم شما این بود 
( و بالاخره در اين مغز فرو رفت) 
که هر مطلب را به خود و براي خود بشنويم  
هدفم اصلاح و تغییر خودم باشد 
-اگر سخن از حقوق فرزند است از جایگاه فرزند نگاه کنم از جایگاه پدر! 
-اگر موعظه در موضوع غیبت ... از جایگاه غیبت کننده بشنوم و به فکر توبه و اصلاح باشم  
 
نه فقط براي اينکه " بقيه را درست کنم!"  
متشکرم. 

شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:761  |  0 امتياز

احمد
از تهران
امضا شده : ۰۹ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۰۳
سلام حاج آقا. من قبلا هم پيام داده بودم. به هر حال ميخوام مشکلم رو که خواسته بودم تلفني خدمتتون عرض کنم رو اينترنتي بگم!البته جسارت منو به خاطر انتقاده کوچکم ببخشيد ديگه. 
حاج آقا من 20 سالمه پشت کنکور هستم.من ساله قبل با دختر خانومي دوست شدم و بين ما علاقه ايجاد شد. 
و بعد از مدت بسيار کمي تصميم به ازدواج گرفتيم و اين رابطه که کاملا پاک بود و بدونه هيچ گونه قصد بد همراه بود ادامه پيدا کرد. 
ما در روز حداقل 7 ساعت با هم حرف ميزديم.البته مادر من هم از اين موضوع مطلع شد اول مخالفت کرد و بعد موافق شد ضمنا ما همسايه هستيم. 
خلاصه بگم ما چند باري نزديک بود از هم جدا شيم من در ابتدا خيلي خيلي علاقه شديد داشتم تا حدي که وقتي چند باري خواست بهم بزنه تا حد سکته داشتم پيش ميرفتم و اون اين کارا رو به خاطر هم آزمايش من و هم حتي آزار من کرد. 
بعد از مدتي به من گفت در ابتدا منو رو به خاطر ازدواج نخواسته بود و در ادامه به اين حس رسيده. 
به هر حال ما با هم بوديم تا من احساس کردم که حجاب او کامل نيست و خواستم که رابطه رو بعد از تذکرات زياد قطع کنم که با التماس هاي بسيار اون اين کار و نکردم. 
در ضمن حاج آقا اون قبلا با چندين نفر رفاقت کرده بود که همه رو صادقانه به من گفت و من هم گذشت کردم. 
اما من متوجه شدم اون هم به من وابسته شده اما حاج آقا من در دل احساس ميکنم اون زن مورد دلخواه من نيست و از طرفي خانواده هامان به هم نميخورند و از طرفي به خدا شرمنده امام زمان هستم. 
چه کنم؟ 
از يک طرف علاقه از يک طرف آينده .در ضمن در اين مدت دوستي چند مورد از اون ديدم اما رو حساب بچه گي و خامي گذاشتم. 
البته اون زياد دختره آروم و قانعي نيست.اما به اون خيلي وابسته شدم.و البته بزرگترين مشکل من ناراحتي امام زمانه. 
به من بگيد که با اين شرايط ادامه بدم يا رابطه رو قطع کنم؟ 
اون هم از اين قطع رابطه عذاب ميکشه. 
تو رو به خدا راهنماييم کنيد. 
ديگه به خدا بريدم. 
ممنون.
شهاب مرادی :سلام/ این رابطه که شرعی نیست و باید قطع بشه
ولی در مورد تصمیم شما برای انتخاب همسر وقتی به نتیجه رسیدی او مناسب نیست چرا با عواطف او بازی می کنی؟چرا تمامش نکردی؟ قطعا این گناه سنگین تراست که با دروغ و بازی، تمام فرصت های ازدواج یک دختر را به تدریج از او بگیری!(حتی اگر امروز خود دختر متوجه این خطر نباشد و نفهمد و بر ادامه رابطه اصرار داشته باشد.)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:807  |  72 امتياز

بالا