امضا شده : ۰۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۰۴سلام. کمکم کنيد...حاج اقا دارم ميترکم.قضيه مربوط ميشه به يه اشتباه،شايد،نمي دونم. من دختري هستم تو يه خانواده ي مذهبي..چند وقت پيش توي يه چت روم با يکي اشنا شدم..رئيس چت روم بود...و تقريبا همه دختراي اونجا دوسش داشتن..من ادمه مغروري بودم اونجا..اما کم کم از اون پسر خوشم اومد..اما نه مثله بقيه اويزونش شدم نه تو خصوصي چيزي براش نوشتم...فقط به يکي از دختراي اونجا که تقريبا باهاش رابطه دوستانه داشت..گفتم ازاش خوشم اومده..اون گفت مي خواي بهش بگم؟گفتم اصلا.اونم چيزي نگفت بهش..فقط يه بار سر يه بحثي تو خصوصي چيزي براش نوشتم..اخه تو عمومي نوشت من يه ادمه تنهاهستم...منم بهش گفتم هر کسي يه جور تنهاست اما دليل نميشه چون کسي مثله تو جار نمي زنه تنها ام نباشه..همينو گفتم خب چون داشتم باهاش تو خصوصي حرف ميزدم..بيشتر ازش خوشم اومد تصميم گرفتم يه مدت نرم اونجاو نرفتم...شايد حدوده يه ماه شد سعي کردم فراموشش کنم..گفتم اصلا تيکه ي من نيست..تا رفتم خودش اومد تو خصوصيم..گفت يکي خيلي وقته داره دنبالت مي گرده..با اسمش که هميشه ميومد نيومده بود..واسه همين گفتم مدل حرف زدنت برام اشناست ميشه خودتو معرفي کني؟خودش بود گفت من از تو خوشم اومده.خودتون ميدونين عکس العمل من چي ميتونست باشه...گفت مي خوام بيشتر باهات اشنا شم..مي تونم ايديتو داشته باشم..منم ايديمو دادم...ديگه شروع شد...با اين تفاوت که من واقعا دوسش داشتم اما اونو نمي دونستم..اونم ميگفت من عاشقتم و دوست دارم و..ازين حرفا. اصلا نمي خواستم ازش سوال کنم..گيج بودم..هنوزم احساس مي کردم اون رئيسه.. چند وقت بعد گفت من سرطان خون دارم..بعضي وقتاام که چت مي کرديم مي گفت از بينيم داره خون مياد...تا اينکه کم کم شروع کرد به ايه ياس خوندن که دکترا گفتن تا يه ماهه ديگه بيشتر زنده نيست...گفت دکترا گفتن بايد بستري بشي..چند روز بعد هرچي بهش اس ام اس دادم ديدم جواب نميده..نگران شدم خيلي... تاحالا باهاش تلفني حرف نزده بودم از نگراني زنگ زدم يه پسر جواب داد اسمه خودشو گفتم به حالته سوال گفت نه من دوستش هستم فلاني بيهوشه... چون تاحالا باهاش حرف نزده بودم نمي دونستم خودش بود يا واقعا دوستش..چند وقتيم که راستو دروغشم هنوز نمي دونم بيمارستان بود من با دخترخالش در ارتباط بودم خودش اينطور ميگفت اما اشتباهه من اين بود که زنگ نزدم ببينم واقعا يه دختر بر ميداره...يا حتي با يه شماره ديگه زگ بزنم ببينم قضيه راسته يا دروغ تا اينکه چند وقت بعدش گفت تشخيصه دکترا غلط بوده و اين حرفا...به دوستم که گفتم گفت امکان نداره دروغ گفته بود گفت اولا که سرطان خوب شدني نيست بعدشم دکتر که اينقدر خنگ نسيت ...شک کردم اما هيچي نگفتم. اين يه ماهه اخر دعواهامون بيشتر شده بود اما بعضي وقتا که خوب بودو نمي پريد بهم مي گفت من تورو براي اينده مي خوام منم ازش پرسيدم منظورت از اينده ازدواج که نيست؟گفت اتفاقا هست..جاخوردم من سنم خيلي واسه اين حرفاکمه خيلي...از طرفي خودش قبلا بهم گفته بود که مامانش مرده و باباش وضعه ماليش خوبه..اما اينا برا من مهم نبود من واقعا خودشو مي خواستم...چند روز پيش که پيش يکي ديگه از دوشتام بودم در مورده اين يارو ازم سوال کرد منم گفتم ااينجوريه اونجوريه ميگه وضعه بابش توپه اما ميگه رابطم باهاش خوب نيست..دوستم گفت نه بابا چاخان بسته وگرنه اگه باباش پول دار بود اويزونش مي شدوپايين نميومد..باز شک کردم..ديشب بهش اس ام اس دادم که بيا نت باهات کار دارم..طرفاي ساعت 2 بود که شروع کردم تمامه اين چيزارو گفتنو پرسيدن...گفتم من الان نمي دونم بايد چيکار کنم اومدم از خودت سوالامو بپرسم...وقتي شروع کردم تند تند گفتن گفت يکي يکي...حالا اون داشت جوابه سوالامو ميداد گفت قضيه سرطان ماله اين بود که من پارسال ميرفتم مهماني هاي شبانه قرص مصرف مي کردم...بعد از چند وقت که ديگه مصرف نکردم اين جوري شدم گفت دکترا نفهميدن از چي بوده...گفتم پس حتما خودت به اين نتيجه رسيدي،گفتم تا اونجايي که من مي دونم خونريزي از بيني از عوارضه مصرف کردن قرصه اکس نيست..باز پيچوند... گفت قرص اکس نبود يه اسمه ديگه گفت..گفتم در هر صورت تو پارتي ادويل يا استامينوفن که پخش نمي کنن بالاخره ارام بخشه ديگه...گفتم خوب اين از اين در اين مورد که نتونستي قانعم کني که حرفات راست بوده...حرفايي که دوستم در مورده باباش گفته بودو يکم تو لفافه پيچوندمو گفتم..گفت بابام سياسيه که ازش خوشم نمياد...جانبازه.. باور نکردم ديگه داشتم بهش مشکوک مي شدم...بعد ازاين حرفا که تقريبا ديشب همش با دعوا زده شد..گفت اگه حرفي مونده بگو و برو..گفتم من فقط سوال پرسيدم مگه هميشه بهم نمي گفتي بيا از خودم بپرس..گفت تو به من شک کردي ..منو باور نکردي...گفت ديگه نمي خوام اسمي از تو توي زندگيم باشه...خوردم کرد..شکستم چون دوسش داشتمو دارم..من برام اينا مهم نبود خودشو مي خواستم..که ديشب اينجوري ردم کرد..خيلي راحت..خيلي..حالا نمي ونم چيکار کنم..ديشب همش گريه کردم من ساده رفتم جلو اما اون باهام بد تا کرد...الانم حسابي بهم ريختم..لطفا کمکم کنيد..منتظرم.خدا گهدارتون.شهاب مرادی :سلام/ با معرفی
شما با آن فرد
آشنا شدیم؛ آن
فرد یک بی تقوای
دروغ گو و شیاد
است و منظورش از
بازی با عواطف تو
و تمارضش، کشاندن
تو به ورطه
گناهان سیاه تر
بوده. اما تو چی؟!
تو چه جور انسانی
هستی؟ از خودت
پرسیدی؟؟؟؟
قبل از
خواندن مابقی
پاسخ من کاغذ و قلم
بیار و پاسخ
این سوالات را
کامل روی کاغذ
برای خودت بنویس
و در آخر جمعبندی
و تحلیل کن:
1. خدا از
نماز و روزه و
حجاب و ... و
افکارتو
رضایت دارد؟ هر
یک را جداگانه
بنویس.
2. خانواده
مذهبیِ تو،
نظارتی روی رفتار
تو و مجموعه
دوستانت ندارند؟!
آیا رابطه تو با
آنها محترمانه
است؟ آیا خدا از
رابطه تو با
والدینت راضی
است؟
3.
هیجانها و
احساسات را می
شناسی؟ (نه معلوم
است که نمی شناسی.
چون دختر خوبی با
رفتارهای بد یکی
از دلایل رفتارش
عدم شناختش از
خودش است) چه کاری
برای آشنایی بهتر
خودت با
خودت
داری؟
4.
چرا چت
کردی؟ فراموش
نکن تو
به انتخاب خودت در
دام یک فاسد[چت
روم] قدم گذاشتی و
اصرار داشتی فریب
بخوری و با
کودکانه ترین حقه
ها فریب خوردی و
چقدر به روحت
فشار وارد کردی و
در این مدت مثلا
گریه کردی و شاید
برای خدا هم
بارها ناز کردی و
درخواست های مضر
و خطرناک که ای
خدا چه و چه و چه و
گله کردی و... چرا؟
5.
بالاخره تو باید
خودت را
مسئول خطاهایت بدانی.
چون خدا در هر
شرایطی فقط تو را
مسئول رفتارت می
داند و در دنیا و
آخرت عذاب و عقاب
رفتارهای بد
گریبان خود فرد
را می گیرد.
6. اگر
نمیخواهی ادامه
بدهی، برنامه
ات برای
اصلاح
رفتارهایت چیست؟
-
برای بهتر شدن
فقط به یک انقلاب
احتیاج داری.
انقلابی در درون
و بیرونِ خودت تا
ماه رمضان شروع
نشده، بسم الله.
شروع کن. گام اول
توبه است.
- پاسخ
های بسیاری با
موضوعات مختلف به
دختر و پسرهای
همسن و سال شما
داده ام که
خواندن آنها را
به شما توصیه می
کنم.»»» بالاترين
امتياز
بانو رنوشتندبرپيشاني خورشيد ماهي که جهان منتظرش بوددرخشيدشهاب مرادی :سلام/ تبریک و
التماس دعا. ان
شاءالله هفته
آینده دو روز می
آیم کرمان برای
سخنرانی ولی
متاسفانه جلسه
عمومی ندارم.
امضا شده : ۰۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۰۵ما معتقديم عشق سر خواهد زد بر پشت ستم کسي تبر خواهد زد سوگند به هر چهارده آيه نور سوگند به زخم هاي سرشار غرور آخر شب ما سحر مي گردد مهدي (عج) به ميان شيعه بر مي گردد... سلام بر شما استاد ارجمند . عيد بزرگ ، عزيز ولي غمگين نيمه شعبان را به شما و تمامي دوستان تبريک عرض مي نمايم . عيد را غمگين خواندم چرا که تا او نيايد تمامي عيدها رنگي از غم دارند ... و در آخر جمله اي تقديم به وجود نازنينش : سوالي ساده دارم از حضورت من آيا زنده ام وقت ظهورت اگر که امدي من رفته بودم اسير سال و ماه و هفته بودم دعايم کن دوباره جان بگيرم بيايم در رکاب تو بميرم ( تعجيل در فرج آن يار سفر کرده صلوات ) التماس دعاشهاب مرادی :سلام/ اسعد الله
ایامکم . امروز
باید شاد باشیم و
اظهار شادی کنیم.
امروز مکرر خدا
را شکر کنیم و
برای امام
زمانمان دعا کنیم
و بسیار به ایشان
سلام کنیم . امروز
روز نیمه شعبان
است!
المنةُ لِلّه
که در میکده باز
است
زان
رو که مرا بر در
او روی نیاز
است
امضا شده : ۰۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۵۳مهدی جان: صبح بیتو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد بیتو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد بیتو میگویند تعطیل است کار عشقبازی عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد جغد بر ویرانه میخواند به انکار تو اما خاک این ویرانهها بویی از آن گنجینه دارد خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرم ای خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد در هوای عاشقان پر میکشد با بیقراری آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد ناگهان قفل بزرگ تیرگی را میگشاید آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه داردشهاب مرادی :سلام/ هدیه به روح
قیصر امین پور،
صلوات.
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۵۸سلام استاد . خسته نباشيد.اگه اينطور باشه که خانم صباميگن حيف شد که من برنامه شما رو نديدم و لي خوشحالم که بلاخره يه با موقع آنلاين بودنتون منم آنلاينم. نمي خوام گله کنم ولي آخرش جواب اولين پيامم رو ندادين . راستي کاش بازم دانشگاه ما ميومدين . پيام نور زرين شهر رو ميگم. راستي پشت پنجره هاي بقيع ما رو هم دعا کردين ؟. ممنون از توجه شما التماس دعاشهاب مرادی :سلام/ بله دعا
کردم و دانشگاه
شما ان شاءالله
حتما میام به
آقای نظام الدینی
سلام برسانید.
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۱۱سلام حاجاقا صبح بخير. ديروز برنامه ي دانشگاه اصفهان در تلوزيون[شبکه اصفهان] پخش شد که مثل هميشه عالي بود. به نظرم قسمتهاييش حذف شده بود و خودتون تو سخنرانيتون فرموديد ادامه موضوع رو از طريق تلوزيون پيگيري کنيد.حالا نميدونم امروز هم ميذارن يا نه؟شهاب مرادی :سلام/ قرار نبوده
پخش کنند! خیر
است. نمی دانم
ادامه دارد یا نه.
این برنامه برای
شبکه دو ضبط شد و
بعد از اصفهان
دانشگاه شهرکرد و
علامه و آب و برق
رفتیم و با تغییر
رییس شبکه دو
،ادامه ندادم.
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۰۰سلام نميدونم شايد ايميل رو اشتباها" وارد کرده باشم.
لينک برنامه تا نيايش 20 خرداد
شهاب مرادی :سلام/ کامل دیدم و
بسیار ممنونم و
مورد استقبال
دوستان هم قرار
می گیرد. چون حجم
فایل بالاست لطفا
ابتدا فایل آپلود
شده را حذف کنید و
پس از ادیت و حذف 7
دقیقه اول آن ،
مجدد آپلود
کنید.
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۳۴سلام. .... خصوصی... چون گفتيد خلاصه، منم توضيح اضافه اي ندادم که پرحرفي نشه. ...شهاب مرادی :سلام/ چکیده عرض
کنم: پرهیز از
"عجب"،"افراط" و
"عجله" را تمرین
کن و بدان ادبِ جوانی و
شاگردی را
رعایت کردن بسیار
خوب و پربرکت است
و پیشکسوتی
زودرس، بسیار
بد!
برنام ي امروز[31-4-89] در تلوزيون تون رو ديدم. مثل هميشه ناب بود. اما چرا اين همه زمانش کمه؟ چه چيزي مهم تر از اين؟ نيم ساعت خيلي سريع گذشت. ياد قانون نسبيت آلبرت انيشتين افتادم. ولي ... البته چيز هاي فراواني از همين نيم ساعت هاي کمي که ديدم ياد گرفتم.
اون طرز موافقت کردن تون با درخواست مجري براي طرح سوالش، دوست داشتنيه.
شما قوانين يک زندگي واقعي رو ارائه مي ديد. بعد کلي وقت فهميدم زندگي خيلي ساده، قوانين خودش رو اجرا مي کنه. ممنون از خدا و شما.
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۰۹حاج آقا شهاب مرادي سلام عليکم، من سيمين کياني ساکن آلمان هستم . اميدوارم حال شما خوب باشه... چند شعر هست که من سرودم. که در سايتتان به نام من درج کنيد.... چه جايي بهتر از اينجا؟ من به ياد نينوا شور ونوا دارم به دل صد نيستان ناله بهر نينوا دارم به دل شور عشق زاده زهرا بوَد بر سر مرا مهر جان بخش شهيد كربلاءدارم به دل آتش داغ جهانسوز امام عاشقان شعله هاي آه در هر غمسرا دارم به دل
---------------- جان به قربان حسين آن مشعل راه هدي كشته شد تا زنده گردد مكتب دين خدا ساربان از بهر انگشتر ،بريد انگشت او پيش چشم مادر مظلومه اش خير النساء آن شهيد عشق را نازم،كه شد در دشت خون بي ريا جسمش كفن،با قطعه اي از بوريا
---------------- ------------ اي کاش ميشد چشمامو ميبستم ، بازمي کردم مي ديدم تو صحن امام رضا هستم،دارم به سمت گنبد راه ميرم .. باد ميپيچه به دور چادرم .. صداي اذان پخش شده توي صحن به گوشم ميخوره ..حتي صداي شلپ شلوپ قطره هايي که از فواره ها رو سينه ي حوض ميوفتن.. بعد نگاه ميکردم به گنبد طلاييش و ميگفتم : ء اي که يک گوشه ي چشمت غم عالم ببرد حيف باشد که تو باشي و مرا ...غم ببرد. ------------------- --------- ...بسيار خوشحال ميشم که نظرتون را برام بنويسيد.شهاب مرادی :سلام/ خوبم
الحمدلله. ان
شاءالله بخشی از
صله این اشعار،
زیارت قریب
الوقوع عتبات
عالیات و مشهد
مقدس باشد.
التماس دعا
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۰۰هر شب با خون دل بايد مردي به ظاهر متدين را تماشا کنم که دائم پي مچ گيري از پسران نوجوان و جوانش است و به حساب پدري کردن، دائم دست پسرانش را جلو خود آنها و ديگران باز مي کند که بگويد من پدر حواس جمع و در ضمن مقيدي هستم! امشب ناگهان ياد صحبت هاي ارزشمند شما در مسجد ارک افتادم. "تغافل، تغافل،تغافل" هم ن تغافل، شايد کليد گشايش باشد و از خود شما ياد گرفته ام "از اشرف اخلاق کريم، تغافل است" اما همين کليد از ديد نويسندگان و سازندگان فيلم هاي ما دور مانده. نمي دانم چطور قرار است اين "فاصله ها" ي ايجاد شده توسط پدري به ظاهر متدين که بويي از "تغافل" نبرده، طي چندين و چند قسمت يهو با يک پيام اخلاقي در آخرش جمع و جور شود ! يا آيا اصلا قرار هست جمع شود يا نه؟ نمي دانم آخر سريال، حق به کدام جبهه داده خواهد شد و اين سريال ها چه نقشي روي شکل گيري شخصيت ها بازي مي کنند فقط همين قدر مي دانم که سازندگان فيلم ها بلدند مفاهيم ديني ارزشمند و شيرين ما را به نحوي نمايش دهند که بي ارزش شود(منصف باشم، همه شان نه!) و کي قرار است به اصل دين و صحيح ترين شيوه نمايش آن پي ببرند خدا مي داند. ("سلام" مي شود آخر نامه ذکر شود؟ يا حق)شهاب مرادی :سلام/ نقد شما را
دوبار خواندم.
منم حرف دارم ولی
اجازه بدهید نظر
ندهم چون سریال
را کامل ندیده ام
و بحث مفصل است و
دردها و آرزوها
متعدد.
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۱:۵۱باعرض سلام ...خصوصی...من به اين خاطر شبها نمي توانم بخوابمشهاب مرادی :سلام/ توبه کن.
گناهت را به هیچ
کس نگو و اگر
افکار آزارت می
دهند
حتما به
یک مشاور متدین
مراجعه کن.
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۱:۴۹من چيزهايي ميبينم هم در خواب هم در بيداري خوابهاي معنوي پيچيده از كسی پرسيدم گفتند بايد شاگردي كني راه براي تو باز است پيش چه كسي شاگردي كنمشهاب مرادی :سلام/ استاد را هم
از خود آن فرد می
پرسیدی. (با ترک
معصیت و انجام
واجبات شروع
کنید) بترسید از
این راه های پر
دام! (منظورم مرید
و مراد بازی و این
قبیل فریب کاری
هاست!)
اگر چکیده و
تیتروار خواب ها
را بنویسید شاید
به فهم بهتر
مسئله کمک کند.
تاکید می کنم
چکیده و با 3-2-1 . و
اگر نوشتنش سخت
است توصیه جدی من
مراجعه به یک
مشاور مثل: خانم
دکتر کرمانی در
زندگی بهتر را
جدی بگیر.
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۱:۴۲سلام خواهش مي کنم منو راهنمايي کنيد قبلا هم براتون پيام گذاشتم ولي جواب نداديد.من دختري 19 ساله و دانشجوي سال اول رشته it هستم.به تازگي يکي از دوستان برادرم به خواستگاري من آمده است که از هر نظر پسر خوبي است.درسش تمام شده ، سر کار هم مي رود در ضمن مداح هم هست و سربازيش هم تمام شده ولي مشکلي که دارد اين است که او اصلا خانواده ي خوبي ندارد و دو برادر بزرگتر از خودش معتاد هستند و از نظر مالي و فرهنگي خيلي خيلي از خانواده ما پايين تر هستند. خواهش مي کنم به من بگيد بايد چي کار کنم به نظر شما اگر من موافقت کنم با خانواده ي او مشکل پيدا نمي کنم ؟ اگر منو راهنمايي کنيد خيلي خيلي به من لطف مي کنيدشهاب مرادی :سلام/ چه ضرورتی
داره پاسخ شما
مثبت باشه؟! و
تردید شما برای
چیست؟
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۱:۲۷سلام.مرسي پدرم.هيچ وقت محبت پدر رو حس نکردم.دعام کنيد.شهاب مرادی :سلام/ دعایی که
برای خودم می
کنم برای شما
هم مسئلت دارم.
خدا به عقل شما
برکت دهد.
قدر پدرت
را بدان و اگر
محبتش را کم
احساس کردی او را
از محبت بسیارت
بهره مند کن.
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۱:۲۱سلام خداقوت من 3 يا 4 بار در باره مشکلي که 7 سال است با آن دست و پنجه نرم ميکنم از شما سوال کردم اما جوابي دريافت نکردم اگر قصد راهنمايي داريد اعلام کنم تا شايد براي آخر بار مشکلم را مطرح کنم. در پناه حضرت حق و مولايمان حضرت مهدي باشيد هر دم که به چهره تان نگاه ميکنم دعا برايتان فراموشم نميشود. يا حقشهاب مرادی :سلام/ پسرم اگر به
جای مقدمه و
تعلیق اصل ماجرا
را چکیده نوشته
بودی الان جواب
می دادم کو تا
دوباره در بین
این همه پیدات
کنم. الان بنویس
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۱:۰۸سلام آقاي مرادي ميخواستم نظرتون رو راجع به مجالسي که در آن موسيقي است بدانمشهاب مرادی :سلام/ لازم است
ابتدا نظر مرجع
محترم تقلیدت را
بدانی. نظر ایشان
چیست؟
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۱:۰۴سلام درباره ي طرح ارس باران و ثبت نام ان در سايت توضيح يا از طريق ايميل مراحل ثبت نام را براي من ارسال کنيد با تشکرشهاب مرادی :سلام/ مراجعه
حضوری زوج با
شناسنامه.
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۱:۰۳آقاي مرادي سلام . از دور دستت رو مي بوسم.. خسته ام، از گناه و کاستي هايي که دارم..فکر مي کنم خدا در مورد اين همه گناه از من خشمگينه ..چطور مي شه رابطه با خدا رو تقويت کرد؟ ممنون .شهاب مرادی :سلام/ فقط با توبه
و انابه. سحر برو
حرم و روز از نو،
روزی از نو،
رابطه با خدا از
نو، آبرو از نو و
... .
و
برادر عزیزم به
جای بوسیدن از
راه دور دست من
برو از نزدیک دست
پدر و مادرت را
ببوس. گنج است!
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۵۹سلام آقاي مرادي.دختري 21 ساله هستم که پدري دارم که بسيار عصبي است و اين عصبانيت را فقط در خانه نشان مي دهد.مادر بسيار پاکدامن و با خدايي دارم که مورد تهمت هاي بسيار زشت پدرم است و عرصه را بر ما تنگ کرده. بسيار بد دهن و بد بين است. چند سال است براي مرگش دعا مي کنم اما نتيجه اي نمي گيرم. چه کنم که خدا بزرگ ترين آرزويم را برآورده کند؟شهاب مرادی :سلام/ فورا چند
پیام مرتبط با
والدین را در 4
صفحه اول بیشترین
امتیازها
پیدا کن و بخوان.
فقط
بگویم راه
خطرناکی را می
روی و بعید است
عاقبت به خیر شوی
!
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۵۷سلام پيشنهاد firefox عالي بود نميدونم چرا موضوع به اين سادگي به ذهنم نرسيده بود به هرحال ممنون راستي يه سوال سايت شما مشخصات ويزيتورها و IP آنها ذخيره ميشود؟شهاب مرادی :سلام/ یاعلی .
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۵۳سلام استاد.دلم براتون تنگ شده بود.تازه اين ترم چرا تو دانشکده کلاس نداشتيد بيايم خدمتتون؟نميگيد ما اين وسط چي کار کنيم؟ به هر حال خيلي خوشحالم که الان تونستم دوباره بيام تو سايتتون. خدا کنه بتونم اون کلاسا رو (خانواده نوپا)رو شرکت کنم.فقط نميدونم چه جوري بايد ثبت نام کنم.
براتون دعا ميکنم.برام دعا کنيد.موفق باشيد؛ استاد خيلي خوبم.شهاب مرادی :سلام/ برای ثبت
نام باید به
فرهنگسرا بروید.
سیدخندان خ جلفا.
و کپی
شناسنامه ها را
همراه داشته
باشید. از لطف شما
متشکرم.
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۵۰سلام حاج آقا.عادت کرده ام قبل از خواب ،بعد از دوازده شب سه رکعت نماز شب بخونم،چون ميترسم براي نماز بيدار نشوم،فکر ميکنم از نظر تربيت نفس تنبل شدهام و عقب ميافتم.نظر شما چيست؟چه راهحلي پيشنهاد ميکنيد؟ گوش دادن به تلاوت استاد شاطري با توجه به عقايدشان نسبت به شيعه ميتواند اثر سوء در رشد معنوي داشته باشد؟شهاب مرادی :سلام/ در روایات
این شیوه توصیه
شده. عادت هم فعلا
اشکال ندارد اما
اگر مجبور باشی و
اگر نخوانی
اضطرابت افزایش
پیدا می کند، بد
است. به آن سه
رکعت نماز می
گویند "شفع" دو
رکعتی و "وتر" یک
رکعت. و نماز شب 8
رکعت است.
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۴۶سلام آقاي مرادي،راستش من نمي خواهم سوال بپرسم که شما جواب بدهيد قضيه من کاملا متفاوت است. من هم مي خواهم مثل شما به ديگران کمک کنم.دورشدن مردم از اصل ايراني واسلامي خودشان باعث شدکه درصدد مشتاق کردن مردم به اصل خودشان باشم وبه اين نتيجه رسيدم که بهترين راه همان ساخت فيلم است،اول دوست دارم که ايده ام رابا شمادرميان بگذارم وبعدبا سيما فيلم ايده ام رامطرح کنم،خواهش ميکنم کمکم کنيد.با اين فيلم مي توان ايران واقعي رابه جهان و مردم خود ايران نشان داد.اگر موافق هستيدووقت داريد، پاسخم رابدهيد تاخلاصه اي از آن رابراي شما ارسال کنم. خواهش ميکنم اين قضيه را به خاطر ايران هم که شده جدي بگيريد. باتشکر فراوان (يارقلي)شهاب مرادی :سلام/ قبلا از شما
فیلمی دیده ایم؟
ترجیح می دهم یکی
دو تا از فیلم های
اکران شده شما را
ببینم و اگر هنوز
کاری نکردید،
ابتدا شروع کنید
یکی دوتا بسازید
ان شاءالله بعد ...
. ضوابط ارسال
پیام را مجدد
ملاحظه
بفرمایید.
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۳۰سلام.اعياد ماه شعبان به خصوص نيمه شعبان بر شما مبارک. من خواستگاري داشتم که 2 بار جواب منفي به وي داده ام (به علل مالي ) چگونه مي توانم موافقت خود را نسبت به او ابراز بدارم.ائ فرد مومن و خوبي است.از جواب منفي خود پشيمانم!شهاب مرادی :سلام/ برای گام
های بعدی مراجعه
به مشاور را لازم
می دانم. احتمال
خطا...
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۲۱سلام حاج آقا.. چرا جوابمو نميديد.گفتيد دلايله انتخابمو بهتون بگم . 1- ....شهاب مرادی :سلام/ دخترم تمام
پیامهایت را
خوانده ام و گمان
می کنم دقت نکردی!
این انتخاب مناسب
نیست و شما در
اشتباهی.
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۲۰زنگ زدم مركز مشاوره اي زندگي بهتر وقت مشاوره بگيرم متاسفانه گفتن شما تا 1 سال آينده وقت ندارين . راه ديگه، جاي ديگه اي هست ؟خب من چي كار كنم پس !!!شهاب مرادی :سلام/ با یکی از
مشاوران مرکز
شروع کنید.
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۱۹سلام زنگ زدم فرهنگسرا براي شرکت در دوره گفتند که از مزدوجين سال 84 به بعد ثبت نام مي کنند، اينجا هم شرط ورودي داره، حالا ما که سال 77 ازدواج کرديم و دوست داريم از اين کلاسها بهره مند بشيم بايد چکار کنيم، شهاب مرادی :سلام/ هدفم در این
دوره، فقط خانواده های
نوپا هستند
و این محکی است
برای اصرارهای
مکرر دوستان که
برگزاری کلاس
منظم و دوره را
مکرر پیشنهاد
داده اند. ان
شاءالله اگر گروه
فعال و خوبی
تشکیل شود برای
تربیت کودک و
دوره قبل از
انتخاب همسر هم
دوره ی مناسب
طراحی می کنیم.
فعلا به
دوستانتان این
دوره را اطلاع
رسانی کنید. تا
بعد نوبت شما
شود.
امضا شده : ۳۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۰۲سلام آقاي مرادي کجايين چرا جواب نمي دين من هر روز به سايت شما سر ميزنم واز 26 تير براي شما پيغام گذاشتم ضروري. خواهش مي کنم جوابم رو بدين شرمنده ميدونم گرفتارين اما اگر برام مهم نبود اصرار نمي کردمشهاب مرادی :سلام/ سرگرم کار
پژوهشی و درسی
هستم. و البته در
خدمتم. سرچ کنید
اغلب سوالها
تکراری است.
امضا شده : ۳۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۰۰سلام.خيلي ممنون از اين همه تلاش و لطف بي حدتون نسبت به جوونا،کاش کلاسهايي مثل فرهنگسراي ارسباران توي جنوب شهر هم برگزار ميشد.ماچه گناهي داريم که پايين شهريم؟ جان بي بي دو عالم خيلي التماس دعا دارم.خيلي خيليشهاب مرادی :سلام/ دست شما درد
نکنه. جنوب شهر و
شمال شهر نداره
که، تهران مگر
چقدره که این
مقدار ...
یک جوان! آن هم
از ملتی که "علم
اگر در ثریا هم
باشه آنها به دست
می آورند" نباید
بگه سیدخندان دور
است! و آه و ناله و
...
چاره
کار: مترو
ایستگاه مصلی.
چهار قدم هم تا
سیدخندان. این
دوره ان شاءالله
فقط در فرهنگسرای
ارسباران اجرا می
شود .
امضا شده : ۳۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۵۶سلام علت ترس از مرگ چيست؟ (چرا پيام هاي من به دستتون نمي رسه؟)شهاب مرادی :سلام/ لطفا ابتدا
یادداش بند
ناف و ترس
از آینده را
مطالعه کنید.
امضا شده : ۳۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۵۲سلام حالتون خوبه خانواده خوبند دلم خيلي براتون تنگ شده كاش شماره تماس داشتیم ميدونم خيلي گرفتاريد .براي مشاوره به كجا بايد مراجعه كنم شديدا نياز دارم .خيلي خيلي التماس دعا به خانواده محترم سلام برسانيد.شهاب مرادی :سلام/ یک روز
درماه رجب در
مسجد النبی ص،
ذکر خیر شما و
همسرتان را با
همکلاسی شما؛
خانم دکتر رضایی
و خانواده ایشان
داشتم و دعایتان
کردم، سلام هم
رساندم و ...قرار
شد تمام
دانشجویان خوبم
در آن دو سه ترم
مثل شما، خانم
دکتر رهبری، دکتر
مطهر، دکتر مرادی
و... همگی با هم،
هماهنگ کنید و یک
روز در مرکز
مشاوره زندگی
بهتر بیایید و
نشستی داشته
باشیم.
امضا شده : ۳۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۴۳سلام من پسري هستم 17-18 ساله پارسال در مدرسه... خصوصی... ممنون از شما (ببخشيد سوال طولانيه)بازم مچکرم ببخشيد هندوانه در بسته چيه؟شهاب مرادی :سلام/ در صورت
امکان مدرسه ات
را عوض کن. به یک
مشاور مراجعه کن
یا ماجرا را با
جزئیات و 3-2-1 دقیق
و چکیده برایم
ارسال کن.
امضا شده : ۲۷ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۲۱سلام خيلي خوشحا ل شدم به اردکان اومديد ديشب ه م اومدم و پاي س خنراني تون نشست م خيلي جالب بو د انشاالله بتون يم توصيه هاتون رو تو زندگيمون جامه عمل بپوشان يم در ضمن اميدوارم در اردکان بهتو ن خوش گذشته باش ه خداحافظتون با شه شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله
موفق باشید .
اردکان هم
الحمدلله خیلی
خوب بود.
امضا شده : ۲۷ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۱۰سلام استادمرادي مطالب نابي داريد خصوصاهمين نوپابودن البته شايدبشودگفت فاصله گرفتن ازمعارف ديني که شامل احکام و اخلاق دين ميشود مهمترين علت براي اين درگيريهاواختلاف ات وجداييهاست. از سايت بهره مندشدم متشکرمشهاب مرادی :سلام/ درست است
جهل و دوری ما از
فرهنگ و سنن
پیامبر اعظم و
اهل بیت علیهم
السلام، موجب این
گرفتاری هاست. و
ناامیدی و انفعال
بدترین عکس
العمل!
امضا شده : ۲۷ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۰۴سلام-سوال راجع به خمس دارم. مقلد مقام معظم رهبري هستم. آيا به پولي که پس انداز کرده ام تا مهريه همسرم را بدهم خمس تعلق مي گيرد. آيا اين کار فرار از خمس است؟شهاب مرادی :سلام/ چرا پس
انداز؟! خُب به
تدریج مهریه
همسرت را بده.
امضا شده : ۲۷ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۵۶سلام حاجاقا ميخواستم بدونم اين کلاسهاي فرهنگسرافقط مخصوص زوجهاست ومجردها نميتونن شرکت کنن؟ التماس دعاشهاب مرادی :سلام/ بله فقط مخصوص زوج
های جوان است
و یک شروع است ؛
شروع یک کار
منظمِ علمی.
امضا شده : ۲۴ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۲۲سلام.اعياد بر شما مبارک.لطفا اين برنامه فرهنگ سراي ارسباران ضبط شود که بقيه اونايي که نمي تونن بيان هم بتونن با تهيه سي دي استفاده کنن.متشکرمشهاب مرادی :سلام/ یکی از
ضوابط اصلی
کارگاه، عدم ضبط
صدا و تصویر
جلسات است.
امضا شده : ۲۴ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۲۰سلام جناب أقاي مراى من چند هفته پيش پيام دادم ولي جواب ندادين .اگه ميشه بفرمائيد که دوران نامزدي آدم عقد باشه بهتره يا اينکه نامحرم با تشکر از لطف بي دريغ شما.شهاب مرادی :سلام/ هدف
شما از دوران
نامزدی چیست؟
1. اگر هدف
شناخت یکدیگر است
محرم نباشید و
عقد هم نکنید تا
بدون صمیمیت و
دور از لذت جویی،
در یک فضای رسمی
(مهم است) و
محترمانه، با
برنامه مشخص و
مکتوب، هدفمند و
دقیق، گفتگو و
بررسی کنید. پس
اسم نامزدی و این
مسائل را نباید
روی این ارتباط
گذاشت!
و خانواده ها
باید توجیه
باشند.
2. اگر هدف لذت
است و خوشی، گپ و
گفت و گشت و گذار،
یعنی مراحل
انتخاب و گزینش
عاقلانه طی شده
است و شما دو نفر
مصمم برای شروع
زندگی هستید
بنابراین حتما
عقد کنید، دائم
یا موقت و در این
صورت باز هم اسمش
نامزدی نیست؛ عقد
است.
نتیجه: نامزدی
یک مرحله ی
زائد در روند
انتخاب همسر و
ازدواج می باشد.
برای
اصلاح فرهنگ
ازدواج باید همه
کمک کنید و تبلیغ
کنید و رفتار
عاقلانه را ترویج
کنید.
امضا شده : ۲۴ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۰۴ba salam o tabrike ayade shabaniya inshaallah dr ardakan be shoma khoosh gozashtah bashad az inkeh dar ardakan nistam ta dar khetmte shoma basham ozrkhahi mikonan be ommide didarشهاب مرادی :سلام/ تبریک و
سپاس . جای شما
بسیار خالی است.
امضا شده : ۲۴ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۰۱سلام آقاي مرادي من به سخنراني هاي شما فوقالعاده علاقه دارم وتنها حرفهاي شما روي من تاثير دارد من خيلي علاقه دارم از دينم بيشتر بدانم مي شود شما من را راهنمايي کنيد واز کلاسهايي که تشکيل مي دهيد من را هم مطلع کنيدشهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله
به زودی یک دوره
ویژه زوج های
جوان در
فرهنگسرای
ارسباران شروع می
کنم و ظاهرا ثبت
نامش آغاز شده. با
فرهنگسرا تماس
بگیرید.
امضا شده : ۲۲ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۰۴سلام ...من با خانواده صحبت كردم و قرار شد اونها جلو برند . ولي وقتي تلفن زده بودند براي اجازه گرفتن اصلا خانواده دختر خانوم اجازه ندادند و گفتن كه جواب ما منفيه . خوب حاج آقا شما ميگين من در حال حاضر چيكار كنم بهتره . ممنون ميشم راهنمايي ام كنيد . التماس دعاشهاب مرادی :سلام/ شاید اگر در
انتخاب همسر عجله
نکنی بهتر باشد.
مثلا تا پایان
سال 90 به انتخاب
شغل و جا افتادن
در کار اهتمام
داشته باش و
ازدواج را از
اولویت برنامه ات
خارج کن. (این
پاسخ عمومی نیست.)
امضا شده : ۲۲ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۲۶خيلي سلام زيارت قبول.مطالبم ارسال نميشه نميددونم چرا؟اينم امتحان ميکنم.من براتون مواقع دعا حتي با زبون روزه دعاميکنم اميدوارم شما هم منو يادتون نره که بدجوري محتاجم.درپناه حق.شهاب مرادی :سلام/ لطف دارید و
متشکرم این را هم
یادآوری کنم که
امام صادق(ع)
فرمودند: دعای
مومن در حق مومن
بلا را از او دور
میکند و روزیش را
زیاد میگرداند.