آمار

بازدیدکنندگان: 7077768
حاضرین در سایت : 37 نفر و 1 نفر عضو
  • marziye_m0
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 266385
بازديد هفته گذشته : 57718
بازديد روز گذشته : 5694
بازديد سال جاري : 1136051
بازديد ماه جاري : 103284
بازديد هفته جاري : 1051
بازديد امروز : 1051

  اللهم ربَّ  شهر رمضان!
اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام و العافية المجللة و الرزق الواسع و دفع الاسقام
اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا و تسلمه منا و سلمنا فيه‏

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7789 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 »

نامورودی
خلیلی
از TEHRAN
امضا شده : ۲۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۳۷
سلام، اين آخرين پيامي است که من براي شما ارسال مي‌کنم و براي هميشه با شما و سايتتان خداحافظي مي‌کنم،خيلي‌ چيز‌ها اين مدت از شما ياد گرفتم.مرا حلال کنيد .من آدم خيلي‌ بدي هستم و لياقت هيچ چيز را ندارم... 
... اميدوارم از اينکه فکر ميکرديد من معصومتر هستم و بعد ديديد آدم کثيفي هستم... 
من را حلال کنيد.خداحافظ آقاي مرادي.
شهاب مرادی :سلام/ به این آخرین تلاشهای شیطان هم توجه نکنی نجات پیدا می کنی ان شاءالله
وسوسه و فریب همین است! شما چه تصوری از نیرنگ شیطان دارید؟! اشتباه نکن شیطان مکرهای بسیار و فریب های رنگارنگ دارد.
موضوع را یک بار دیگر بررسی کن:

1. به هر علتی اشتباه کردی و مرتکب گناه شدی
2. گناه را ترک کردی
3. از خدا طلب مغفرت کردی
4. باز آرام نبودی و شیطان مدام تو را به "سرزنش خودت" و "اتیکت و برچسب زدن به خودت" تشویق کرد؛
  که تو گناه کاری و بدی و لایق این زندگی و نعمات و... نیستی.
5. از یک طلبه(من) سوال کردی و این مراحل را گفتی و او به تو گفت:خدا حتما بخشیده و موضوع تمام شده است و
«ان الله یغفر الذنوب جمیعا ، انه هو الغفور الرحیم»
6. و الان شیطان دوباره از این در وارد شده که تو بدی و نا لایقی و... فلانی از تو بدش آمد!!!
 
برادر دوباره این مراحل را چک کن و ببین جایی برای ناامیدی و فرار هست؟؟؟
  »»» توبه؛  التائب من الذنب کمن لا ذنب له
یعنی گناه ، بی گناه. یعنی شتر دیدی ندیدی. بعنی خدا با توبه گناهان را در پرونده ات تبدیل به حسنه کرده!

جداً خوشحال نیستی که خدای مهربان ، کریم و بخشنده ای داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جداً شاد و مسرور نیستی که خدایی داری که اصلا لجبازی و سخت گیری و کینه نسبت به توبه کننده ندارد؟ و اصلا او را خجالت نخواهد داد؟؟؟؟؟؟

همه از شر شیطان رجیم به خدای مهربان پناه ببریم

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:22210  |  1751 امتياز

کودک تنها
از زير سايه خدا
امضا شده : ۲۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۸:۲۴
سلام 
اول ازهمه تبريک بنده رو به مناسبت ميلاد رسول رحمت بپذيريد 
خواهشا خصوصي باشه 
حاج آقا 
من يه پسر 26 ساله هستم که 1 سال متوجه شدم سرطان مغز استخوان دارم... 
خواهشا خصوصي باشه
شهاب مرادی :سلام/ شرمنده یک خط از نامه را منتشر کردم تا مهربونهای عزیزی که به اینجا سرمیزنند برای شفای شما و تمام بیماران دعا کنند.
 
اما دقت کن و بدان که سرطان = مرگ نیست!
 
از 100 نفری که در یک روز از دنیا می روند چند نفر به علت سرطان و چند نفر کاملا سالم و سلامت و در اثر حادثه ؟؟؟
 
من آماری ندارم اما هر دو می دانیم علت بسیاری از مرگ و میرها، حوادث و سوانح است و امور بعضاً غیر قابل پذیرش و عجیب و می پذیرید که احتمال زنده ماندن و زندگی کردن برای یک بیمار سرطانی با تمام سختی ها و رنج ها، بسیار از احتمال مرگ بیشتر است؛ تکست بوک های پزشکی هم در مورد انواع سرطان، بیمار را دارای شانس حیات می دانند و اصلا محکوم به مرگ معرفی نکرده اند! از پزشک معالجت بپرس...
 
 
هرچند مرگ وعده دیدار دوست است و سفر به دنیایی که محبوب ترین ها در آنجا هستند و آن هم عالمی دارد اما انسان زنده تکالیف زندگان را دارد حال چه بیمار باشد یا گرفتار زندان و فقر و سختی و مشکلات و ...
 
به تو و همه ی دوستان عزیز عرض می کنم با هر حالی و هر وضعی:
 
 
الان که زنده اید، زندگی کنید؛ شاد و خوش و مهربان
 
و خدای مهربان را به خاطر تمام نعمت هایش شکر کنید و بر ناملایمات صبر کنید؛ آن هم صبرِ سپاسگزاران! نه صبری از سر عجز و انفعال و از این روزهای خوب خدا ولو یک روز! لذت ببرید.
 
در مورد سوال مشاوره می تواند به شما کمک موثری کند اگر تهران هستید: مرکز مشاوره زندگی بهتر پیشنهاد می کنم.
 
اللهم انی اسئلک صبر الشاکرین لک...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:21963  |  1924 امتياز

از تهران
از تهران
امضا شده : ۲۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۲۸
يک قسمتي از سايت بنويسيد  
لطفا درباره ي تبريک ولادت يا تولد يا روز هاي خوش يا تسليت عزا يا مرگ اقوام پيغامي ننويسند يا نوشتن مطلبي که در وبلگ شخصي بهتر است نوشته شود 
همچنين به نظر من شما سايتتون رو برنامه ريزي کنيد يعني چندتا قسمت يا فولدر اماده کنيد روي هر فولدر مثلا روي يک فولدر مسائل مربوط به خواستگاري يک فولدر مسائل مربوط به مسائل بعد ازدواج و زنا شويي يک فولدر درباره طلاق 
فکر مي کنم وقتي موضئع بندي بشه کار به ان خيلي راحت باشه(درضمن نگاه کنيد يک سوم پيام هايي که براي شما امدهتبريک تسليت تشکر و ... است)
شهاب مرادی :سلام/ اسعدالله ایامکم
 
فراموش نکنید اینجا سایت شخصی من است و من هم یک آدم هستم با روابط انسانی نه یک سازمان!
 
با تبریک و تسلیت و تشکر و پیشنهاد موافق هستم
 
و با فرهنگ فریبکارانه ی "استقبال از انتقاد" مخالف.
 
بین انتقاد و امر به معروف و نهی از منکر اسلامی تفاوت بسیار است!
 
امتیازدهی به پیام ها(یا همان توصیه به دیگران) در دراز مدت پیامهای مناسبتی و تبریک ها و... را از سوال و جواب های اساسی و مفید جدا می کند و این مشارکت همه ی دوستان را می طلبد؛ لطفا در صفحات مختلف پیامها بگردید و فقط به پیام های مفید امتیاز بدهید.
 
آقای" از تهران" از توجه و پیشنهاد شما ممنونم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:21708  |  1218 امتياز

يلدا صبوحي
از تهران
امضا شده : ۲۱ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۱۵
سلام. 
يادتونه توي دو پست قبلتون يك پيشنهاد طلايي داده بوديد؟ 
من تصميم گرفتم واقعاً طلايي ش كنم براي خودم و طوري باشه كه فراموشم نشه و فقط براي ماه رجب نباشه كه آغازش توي ماه پربركت رجب باشه. 
براي همين هم با محك تماس گرفتم و يكي از قلك هاشون رو گرفتم و روي ميز كارم گذاشتم. 
اينطوري هم خودم يادم نمي ره كه عمل كنم و هم اينكه با استقبال تمام همكاراي قسمت خودم مواجه شده و همه هر روز كلي ثواب مي كنن. 
از اينكه سبب خير شدين مثل هميشه ممنون. 
يا علي
شهاب مرادی :سلام/ بسیار خوب . صدقه، رزق و روزی و عمر انسان را زیاد می کند.پس؛ طوبی لکم
 
 
پيشنهاد طلايي
 
یک تذکر:
 
من به هیچ وجه با موسسه محک و مسئولین و مدیرانش آشنا نیستم ، ولی با سرطان در سال 83 آشنا شدم و در تمام بیمارستانها و آزمایشگاه های مختلفی که برای پیگیری درمان مرحوم اخوی می رفتم ، خانواده‌هایی را می دیدم که با آن همه مشکلات روحی و عاطفی خاص، چون از پس هزینه های درمان عزیزانشان برنمی ٱمدند، نگرانی و استیصال و شرمندگی از چهره آنها پیدا بود و مشکلات مالی گره کوری بود بر ...
 
آن روز این جمله معروف به ذهنم آمد:   "سرطان غیر از درد هزینه هم دارد!" بله درست است؛  درد و هزینه!
 
خودم بیمار نوجوانی را دیدم که حتی خانواده اش توان خرید کمپوت! هم نداشت چه رسد به هزینه های درمان و یا داروهای گرانقیمت و نایاب ، هرچند بی تفاوت عبور نکردم و انجام وظیفه کردم ... ولی امروز هم چنین بیمارانی هستند ولی ما از حال آنها بی خبریم درحالی که کمک های این چنینی موثر است ان شاءالله.
 
و می دانیم کمک نکردن به چنین افرادی دور از شأن مسلمانی و انسانیت است (... فَلیسَ بِمُسلم)
 
آنها را به راحتی می توانیم از این طریق و طرق مشابه کمک کنیم حتی کمکی اندک ولی مستمر!
 
بله حتی فقط با یک هزار تومانی
 
و برای شفای همه‌ی بیماران دعا کنیم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:20839  |  1890 امتياز

مهسا
از مشهد
امضا شده : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۰۸
سلام،خسته نباشيد. ببخشيد ولي منم باگفته دوستم سميرا خانوم موافقم. شمااکثرا به پيام افرادي که دوست دارين جواب ميدين منم 2بار از شما سوال پرسيدم اماهيچ کدومو جواب ندادين،البته به هيچ وجه اسم اينو نمي زارم پارتي بازي،اما به هرحال ازاين کار شما خيلي دلشکسته و ناراحت شدم.  
شمافرموديد سوال تکراري جواب نميدين اما من هر روزه شاهد جمع کثيري از پيامهاي تکراري دوستانم هستم که شما به رغم تکراري بودنشان به آنها جواب دادين!!!!! با همه ي اين حرفها من مطمئنم که هدف شما جز خدمت بي ريا به خلق،چيز ديگه اي نيست اما اميدوارم هيچگاه غرور دامن گيرتون نکنه و بتونين هميشه علاوه بر تمجيدهاي دوستان از انتقاداتشون هم بهره ببرين. 
الان که ميخوام پيامم ارسال کنم باخودم ميگم مطمئنن اين پيامم راهم بي پاسخ ميزارين.
شهاب مرادی :سلام/ از توجه و لطف شما و موعظه مشفقانه تشکر می کنم و این که سایر اشتغالات من باعث دلشکستگی و ناراحتی شما و دیگر نورچشمی های گرامی می شود عذرخواهی می کنم.
 
ای کاش پاسخگویان متعددی در دسترس شما بود تا سهم من از شرمندگی کمتر می بود.
 
برای روشن شدن موضوع برای چندمین بار عرض می کنم:
 
1. به تناسب فراوانی بازدیدفراوانی ارسال پیام را می شود حدس زد و روشن است که پاسخ به تمام سوالات توسط من (یعنی فقط یک نفر) واقعا محال است. دقت بفرمایید: محال!
 
2. پیام های دریافتی مثل هندوانه ی دربسته است تا باز نکنم نمی دانم موضوعش چیست.
 
3. اسامی را هم که معلوم است نمی شناسم.
 
4. بعد از خواندن چه کنم جواب بدهم یا نه؟؟؟؟
 
البته تلاش میکنم پیام های مغایر با ضوابط ارسال پیام خصوصا سوال های تکراری را پاسخ ندهم، ولی زمان صرف می شود؛ یعنی می خوانم و می بندم و بر اندک گلایه های گزنده صبر می کنم...
 
و دو سوال:
 
1. برخی افراد از دیدن یا شنیدن "حال و احوال کردن صمیمی دیگران" و "خوش و بش کردن آنها" ،" احترام و تکریم" و حتی "شادی کردن دیگران"عصبانی می شوند. به نظر شما چرا؟
 
در صورتی که این حال و احوال پرسیدن ها که مورد سفارش اسلام عزیز است و حکایت ازسلامت روانی و سلامت اجتماعی افراد دارد و تعامل محترمانه و همه ی اینها جزئی از زندگی است. زندگی که فقط مشکلات، غم و بدبختی و ناامیدی و ... نیست.
 
2. راستی به این فکر کردید چرا معمولا تحلیل ها،نظرات و انتظارات ما از دیگران با منطق و واقعیت و انصاف فاصله دارد؟ و راه کاراصلاح این ضعف چیست؟ 

 
[ویراست مجدد]
 
 
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:20805  |  1835 امتياز

آذر
از تهران
امضا شده : ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۵۳
سلام ، يه سوالي داشتم من دو تا خصوصيت دارم که من رو خيلي مي ترسونه، پيش روانشناس رفتم و از بعضي هم سوال کردم ولي جوابي نتونستن بدن. چند وقتيه که خودمو بسته بودم به دعا و ذکر و توسل، که شما ديروز در سخنراني اي که ازتون پخش شد چنين چيزي رو گفتيد دعا کردن به تنهايي کافي نيست تصميم و فکر کردن مهمتره ، تصميم گرفتن از خودتون بپرسم ، من اول خيلي بدخلقم و بعد هم خيلي بي رحمم. البته بي رحمي فقط در مورد اتفاقاتي که براي آدم ها مي افته مي خواد آسيب باشه يا مرگشون. هيچ کدوم من رو به گريه نمي اندازه هيچ وقت احساس "فراق" يا "غم دوري" که در ديگرون هست رو درک نمي کنم، مسلما دليلش نوع تربيتمه. خانواده ي من سال هاست که با هيچ کسي رفت و آمد نداره به دليل بدخلقي پدرم. کسي دوست نداره بياد خونه ي ما ، دوران کودکيم هم به ندرت ميومدن ولي اونم خيلي ساله که قطع شده، من هم هيچ وقت نمي تونستم دوستامو بيارم خونه، انقدر بد رفتار مي کردن باهاشون که ترجيح مي دادم نبينن تا آبروم حفظ شه. دليل بدرفتاريم اينه که الگويي غير از يه پدر فحاش بدرفتار نداشتم.و از طرف ديگه مادرم چندان فرقي با يه سنگ نداره.مادر خودشم اينطوري بوده. از بچگيم فکر مي کردم که من اينطوري نيستم يه روز که بزرگ شدم فحش نمي دم با همه هم مهربون ميشم ولي نشد، ولي الان که 26 سالمه هم فحش مي دم هم حوصله ي ديگرون رو ندارم هم محبت کردن بقيه برام مسخره اس. يعني چيزي به اسم دوست داشتن برام مفهوم ماهوي نداره، يه خصوصيت ديگه هم اکتساب کردم، من دو تا خواهر برادر بزرگتر از خودم دارم با فاصله سني 11 و 13 سال، به همين دليل من هميشه تنها بودم زماني که من نياز به هم بازي داشتم اونها جوون بودن و روحياتشون با من فرق داشت دوستي هم نداشتم هيچ وقت، خارج از مدرسه هم که هيچ وقت جايي نمي گذاشتن برم، بنابراين 1- حرف زدن ياد نگرفتم 2- عادت کردم به تنهايي. دوران نوجوانيم خيلي دوست داشتم به ارتباط برقرار کردن با ديگران مسلمه که چون اولين تجربه هاي من بود خيلي ناشي بودم و به همين دليل تقريبا همه بعد از يکي دوبار ازم زده مي شدن ولي اميد داشتم که درست بشه رفتارم. اما الان گرچه تا حدي مي دونم چطور بايد با ديگران رفتار کنم اما ديگه حوصله ندارم، در تنهايي راحتم. نمي خوام با ديگرون باشم در حالي که اين خصوصيت براي سن من اشتباهه.  
چيزي که من رو مي ترسونه اينه که من نمي تونم براي خدا و پيغمبر هم گريه کنم. موقع زيارت عاشورا يا دعا خوندن. اون اوايلي که تازه آشنا شده بودم حدود 6 سال پيش مي تونستم، فکر مي کردم آدم بديم به خاطر گناهام گريه مي کردم و فکر مي کردم اونها آدم هاي خوبي بودن به خاطر مصيبت هاشون گريه مي کردم ولي بعد که ديدم همه ي گريه هام باعث نشد عذاب وجدان ناشي از گناهام کم بشه ، و يا اينکه فهميدم اماما جاشون راحته زندگيشون هم از نظر ما سخت بوده براي خودشون نه، گريه ام از بين رفت. خصوصيات منافقين رو مي خونم مي بينم همه اش رو دارم، به خودم نگاه مي کنم مي بينم از اول به ندرت خوبي ديده باشم، خيلي وقته به اين نتيجه رسيدم که منم مصداق اون حديثم که يه صدايي همه شنيدن پيامبر گفت سنگي بود که هفتاد سال درحال سقوط بود الان به ته جهنم رسيد بعد خبر آوردن يکي مرده. در سنگ بودنم شکي نيست و در جهنم بودنم هم. البته مي دونم که نااميدي از شيطانه ولي اميدواريم 26 ساله ام جواب نداده .  
چطور مي تونم بفهمم که اشکال زندگي بي مفهوم و غيرعاديم کجاست؟
شهاب مرادی :سلام/ در پيام شما چند نکته به نظر مي رسد :

 - شما تا حدود زيادي نسبت به خود ، روحيات و معايب رفتاريتان اشراف و آگاهي داريد .
 - همان طور که اشاره کرده ايد ريشه اصلي اين خصايص منفي ؛ الگوهاي رفتاري غلط يعني والدينتان هستند .
 - به نظر مي رسد به دينداري و مسائل مذهبي توجه و پايبندي داريد .
 - از وضعيت موجود خودتان راضي نيستيد .

مجموعه موارد فوق براي اصلاح ، اميدوار کننده است ؛ پس به نکات زير توجه کنيد :

 1.  ادامه اين مسیر، افسردگي و اختلال روحي و رواني است.
 2.  هيچ انساني مقهور و زير سلطه‌ي شرايط نيست .
 3.  تغییر و اصلاح  را از خودتان شروع کنيد و خیلی به فکر اصلاح ديگران نباشيد .
 4.  از همين امروز کسب مهارت هاي فردي يا فراگيري علم ، هنر يا ورزش جديدي را شروع کنيد . اين کار ، اعتماد به نفس شما را بالا مي برد ، باعث آشناييتان با افراد ، مکان ها و موقعيت هاي جديد مي شود ، فرصت کسب تجربه هاي جديد را براي شما فراهم مي کند و کم کم شما را از پيله تنهايي و انزوا بيرون مي آورد .
 5.  چیزی به عنوان طعم زندگی در برنامه های زندگی داشته باشید و آن را بچشید. منظورم انجام کارهای مورد علاقه و اشتیاق است که به نسبت فرد و سلیقه و پسند و آرزوها متفاوت است. مثل دیدن دوست ،رفتن به یک زیارتگاه دلخواه و دلپسند، گشت و گذار در پارک یا یوستان، و...
 6.  در خانه تغييراتي هرچند کوچک به وجود بياوريد ، در نظافت و مرتب کردن منزل فعال باشيد ، گياهي را پرورش دهيد ، آشپزي کنيد ، به وضع ظاهري خود توجه کنيد ، دکوراسيون منزل يا اتاق خود را تغيير دهيد  و...
 7.  به تکاليف و واجبات ديني خود بيشتر اهتمام بورزيد و گاهي عبادات مستحبي انجام دهيد و بر حجم برنامه های خود به تدریج و کم کم اضافه کنید مجدد تاکید کنم: کم کم .
 8.  بيشتر مطالعه کنيد ( شعر ، داستان هاي آموزنده ، مهارت هاي ارتباطي و ...)
 9.  گفتگوی خانوادگی
 10. آشتی با غزل

و نهايتا پيشنهاد مي شود براي درمان -و نه صرفا گپ و گفتگو- به يک روانشناس با تجربه مراجعه کنيد .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:20229  |  1083 امتياز

ترنم
از جايي همين نزديکي
امضا شده : ۱۰ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۶
سلام  
يه سوال فوري دارم خواهش ميکنم بدون جواب نذارين . 
خواستگاري براي خواهر کوچک من اومد که پدر و مادرم چون هنوز من ازدواج نکردم جواب رد دادن بعد از يه هفته خونواده خواستگار عذر خواهي کردن و گفتند ما نميدونستيم دختر بزرگتري دارين اجازه بدين براي ايشون بيايم خواستگاري . 
با توجه به شرايط مناسب اين پسر خونوادم راضي هستند ولي من به شدت با اين موضوع مخالفم در ضمن فاصله سني من و خواهرم کمه . به نظر شما اينکار درسته ؟
شهاب مرادی :سلام/ اگر پسر سابقه ذهنی در مورد این انتخاب نداره و خانواده قرار شده مقدمات انتخاب را فراهم کنند مخالفت نکنید بهتر است 
و تاکید می کنم اجازه دادن به خانواده ای برای خواستگاری رسمی به منزله موافقت دختر خانم برای ازدواج با خواستگار نیست! بلکه صرفا یعنی:
 
تشریف بیاورید‍!
 
ومن خودم پس از جلسه خواستگاری
 
با آرامش فکر می کنم ،
 
و با خواستگارم در چند جلسه رسمی، گفتگو می کنم ،
 
و با خانواده ام و مشاورم مشورت می کنم ،
 
و مجدد با در نظر گرفتن معیارها و ملاکهایم، موضوع را بررسی می کنم،
 
و با توکل به خدای مهربان،
 
محترمانه پاسخ قطعی‌ام -منفی یا مثبت- را اعلام خواهیم کرد!
 
»»»»ف - ب
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:19870  |  1492 امتياز

سارا تهراني
از تهران
امضا شده : ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۲۲
با سلام خدمت شما و تشکر از اينکه به سوالات ما پاسخ مي دهيد 
نمي دونم که از کجاي مشکلم بايد بگم فقط اينو مي دونم که من خيلي بدم. من همين امروز با مادر و پدرم دعوايم شد البته موضوع جديدي نيست. ميدونم که در هر شرايطي من مقصرم چون دينمون گفته ولي ديگه خسته شدم. 
مامانم ميگه تو از سه سالگيت با من لجبازي مي کردي و به خاطر دوستات جلوي من مي ايستادي. هر چي بهشون ميگم آخه مگه بچه سه ساله چيزي ميفهمه گوش نميدن. من سال 82 شهرستان دانشگاه قبول شدم و رفتم وقتي برگشتم مشکلات ما چندين برابر شده بود و تا الان هم ادامه داره مامانم ميگه يزد منو خراب کرده ولي من ميگم تربيت 22 سال يک طرف و تربيت 2 سال يک طرف. پس تربيت اونا مشکل داشته . وقتي مامانم تو چشماي من نگاه مي کنه و منو نفرين مي کنه چرا من بايد دوسش داشته باشم سر هر موضوعي که دعوا ميشه من نفرين ميشم .ديگه خسته شدم و تحمل هيچ چيزي رو ندارم. فقط از شما مي خوام به من جواب بدين که بچه سه ساله مي تونه از روي عقل با مادرش سر دوستاش لجبازي کنه يا يه کمبودي باعث اين موضوع ميشه. دوم اينکه من 2 سال رفتم شهرستان به قول مامانم سرکش شدم اون نبايد يه کاري مي کرد اعتماد من بهشون جلب بشه نه اينکه با دعوا و نفرين و نکته سنج شدن هر روز منو از خودش دورتر کنه. امروز به من ميگه برو براي خودت يه زندگي مستقل درست کن . 
آخه آدم به دختر جوونش اين حرفو ميزنه؟ 
وقتي هم که گفتم باشه ميرم بابام عصباني شد و گفت ديگه حق ندارم برم سر کار البته از دبستان تا من کار اشتباهي ميکردم کيف و کتابم جمع ميشد و ديگه نبايد مي رفتم مدرسه ديگه عادت کردم. من هم بد ميکنم ولي نه اونقدر. اونام خيلي نسبت به من نکته سنجي مي کنن من هم ديگه خسته شدم. 
اين يک اپسيلون از حرفاي منه  
ببخشيد که وقتتون را گرفتم
شهاب مرادی :سلام/ دخترم قبول دارم که:
 
- کودک 3 ساله را متهم به لجبازی کردن و "برچسب زدن" به دیگران در هر سنی اصلا کار درستی نیست.
- نفرین کردن هم کار نادرستی است.
- طرد کردن دختر جوان متعادل و نرمال هم کار ناپسندی است.
- تنبیه آن هم افراطی و شدید ، بی تاثیر و مخرب است.

و صد البته ؛ رعایت احترام و احسان و تواضع نسبت به والدین ؛ واجب.
فعلا اعلام آتش بس! کنید و برای بهبود اوضاع برنامه ریزی

بسم الله:

عوامل زيادي ممکن است روابط بين مادر و فرزند را تيره و مخدوش کند که پيدا کردن عامل اصلي ، نيازمند بررسي است.

- شما چند خواهر و برادريد؟
- رابطه مادرتان با آنها  و آنها با مادر چگونه است؟
- رابطه والدينتان با يکديگر چگونه است؟
- مشغوليت مهم مادرتان چيست ؟
   (مثلا: اشتغال در خارج از منزل ، تحصيل ، مراوده با دوستانش ، انجام کارهاي منزل ،پرداختن به تجملات و ظواهر زندگي ، عبادت افراطي يا ....)

همه ي اين پرسشها بايد پاسخ داده شود تا بتوان جمع بندي دقيقي از شرايط ، انجام و راهکار مناسبي ارايه کرد.

فعلا پيشنهاد ميکنم ابتدا سعي کنيد در قالب يک گفتگوي دو نفره و حتي الامکان صميمانه یا اگر نشد ، رسمی ، با مادرتان صحبت کنيد و خواسته ها و انتظارات و نيازهاي خود را با يکديگر در ميان بگذاريد.
بعد با يک توافق ، قرار بگذاريد تا مدتي مثلا يک ماه به سه تا از مهمترين خواسته هاي يکديگر عمل کنيد.
موقعيت هاي تنش زا را شناسايي و کنترل کنيد.
در اين مدت حداقل هفته اي دوبار نيز اين گفتگوها را تکرار و شکايت ها ، نظرات يا تشکرات خود را به يکديگر منتقل کنيد. اگر اوضاع -حتي اندکي- بهتر شد به همين شيوه ادامه دهيد ، در غير اين صورت حتما با يکديگر به  يک مرکز مشاوره ، مراجعه کنيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:19679  |  618 امتياز

رشيد
از اصفهان
امضا شده : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۳۸
با سلام خدمت استاد ارجمند  
از اينكه وقت پر مايه خود را به پاسخ دادن به اين سوال اختصاص ميدهيد ممنونم. 
پسري هستم 25 ساله كه مشغول ادامه تحصيل در مقطع دكتري مهندسي عمران هستم. 
پدري دارم كه به بيماري وسواس شديد و همين طور اسكيزوفرمي مبتلا است. 
نميدانم تا چه حد با بيماري هاي روان آشنايي داريد.  
اين بيماري به شكلي است كه باعث نفرت و انزجار من از پدرم شده به طوري كه حتي از ديدن حركاتش عصبي ميشوم. 
نمي دانم چه كار كنم. لطفا راهنماييم كنيد. 
با تشكر
شهاب مرادی :سلام/ خواندن یک اختلال در کتاب یا دیدن فرد مبتلا به آن اختلال مطمئناً با زندگی کردن با چنین فردی متفاوت است و انصافا تجربه‌ی سختی است.
 
بله شرایط تو دشوار و حساس است.
 
می دانید که روان گسیختگی ، روان پریشی ، شیزوفرنی یا همان Schizophrenia اسکیزوفرنی، اختلالی حاد، پیچیده و آزاردهنده است که پندار ، احساس و رفتار و کنش فرد را تحت تاثیر قرار می دهد.
 
  - هذیان و باورهایی که وجود ندارند (مثلا افراد یا موجوداتی که با او در ارتباطند یا او را آزار می دهند ،به او دستوراتی می دهند و...) توهم (شنیدن یا دیدن چیزهای غیر واقعی و موهوم) و افت انگیزه ، رکود احساسات و رکود هیجانات با گوشه گیری و انزوا و رفتار آشفته و اختلال در محیط کار و امور اجتماعی و ... از مشخصات این اختلال است،
 
البته تشخیص حتما باید توسط روانپزشک یا روان شناس بالینی انجام شود.
 
  - تشخیص واقعیت و توهم برای فرد مقدور نیست و فشارهای روحی و روانی شدیدی او را درگیر می کند.
 
  - در نیمی از مبتلایان سابقه خودکشی وجود دارد!
 
او حال خوبی ندارد و بیش از هر زمانی مهربانی و تحمل شما را نیازدارد نه خشم و نفرت شما را !
 
برادر عزیزم بهشت تو همین پدر است بهشتت را نیکو بساز.
 
عذاب وجدانِ تو کمکی به پدر رنجورت نمی کند. فعال و پر توان و پر امید یاریش کن و خانواده را برای کمک به او بسیج کن.
 
درمان دارویی و بیمارستانی تمام درمان نیست.
 
خانواده‌ی افراد مبتلا می توانند به او در موارد بسیاری کمک کنند.
 
مثلا:
 
1. اغلب فرد مبتلا از بیماری خود خبر ندارد پس در پذیرفتن احتمال بیماری و تشویق به مراجعه به روانپزشک و یا اجبار به مراجعه یا دعوت از روانپزشک و مساعدت به او در قبول کردن بیماری
 
2. تشویق و ترغیب برای درمان و ادامه درمان چه درمان های دارویی و روان درمانی
 
3. ارائه اطلاعات لازم بیماری او به درمانگر چون از بیان معمولا امتناع دارند.
 
4. در قبال تهمت هایی مثل اعتیاد از او حمایت و دفاع کنند. چون برخی ازعلائم این اختلال با اعتیاد مشترک است!
 
( وای بر تهمت زنندگان
 
رسول خدا ص فرمودنده اند: درقیامت عذاب زبان از عذاب تمام اعضاء و جوراح بیشتر و شدیدتر است.)
 
5. او را تشویق و حمایت کنند تا توانایی‌های مثبت خود را بازیابد
 
(فیلم سینمایی "یک ذهن زیبا" در مورد زندگی "جان نش" ریاضی دان معروف امریکایی را دیده‌اید؟ او(جان نش)هم مبتلا به این اختلال بود و در دهه 90 برنده جایزه نویل ریاضی شد... ببینید.)
 
6. و موارد متعددی مثل عکس العمل در قبال باورهای توهمی و هذیان‌های او ... و بسیاری از مهارت ها که برای کمک به او باید فرا گیرند.
 
7. او را از مصرف مواد مخدر -که برای امثال او بسیارمضرتر است- دور نگه دارند.
 
خود شما نیز برای بازسازی احساس و تنظیم مناسباتتان و البته یادگیری روش های کمک به پدرتان به مشاوره نیاز دارید. مراجعه کنید.
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:19654  |  1862 امتياز

مادري نگران
از يکي از روستاهاي خمين
امضا شده : ۰۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۰۱
با سلام 
(لطفا خصوصي) 
حاج آقا من در روستا زندگي مي کنم و متاسفانه به خيلي از امکانات از جمله مراکز مشاوره و اينترنت دسترسي ندارم، به همين دليل اين نامه را نوشتم و از خواهر زاده ام خواستم براي شما بفرستد ، ممنون ميشوم اگر مرا راهنمايي بفرماييد.... 
... 
ب تشکر بي صبرانه منتظر جوابتان هستم.
شهاب مرادی :سلام/ 1. می دانید که شرایط تحصیل دختر خانم شما مناسب نیست، اگر امکان دارد به مدرسه دخترانه منتقل شود.
2. ارتباطش با پدر خوب است ولی به او فرصت استقلال هم بدهید.
3. به دور از بدبینی کنجکاوی های جنسی او را عادی دانسته و با نگاه مثبت و در قالب حیا خودتان به آنها پاسخ لازم را بدهید. بحث و اطلاع رسانی دقیق و دور از اضطراب های کاذب از مسئله بلوغ و عادت ماهانه و بیان احکام شرعی آن و ضوابط اخلاقی و تربیتی آن می تواند شروع خوبی باشد.
از دانسته های جنسی کودکان و نوجوانان تعجب نکنید و
 این دانسته ها را امتیاز ندانید!
و دانستن را جرم تلقی نکنید!
و هوشمندانه و مدبرانه  به دانسته های آنها جهت بدهید و تکرار می کنم حیا را عملا به آنها بیاموزید.
حتی اگر یک رفتار دور از حیا دیدید از "برچسب زدن" مثلا «چه دختر بی حیایی!» پرهیز کنید. بلکه بگویید «این رفتار موافق حیا نیست این کار را تکرار نکن!»(این کار، خوب نیست ولی تو خوبی)
اینجا در پیامهای دیگران خوانده ام {برخی زنان در بسیاری از مهمانی های زنانه و یا محافل زنانه ، حرمت و ارزشی برای حیای دختربچه ها و یا دخترخانم های جوان قائل نمی شوند و با طرح این موضوع که "اینها از ما بیشتر می دانند" با شوخی ها، رفتارها و سخنان جلف و سبُک خود و تشویق دیگران به بی حیایی ... تاثیرهای مخربی بر تربیت و حیای دختر خانم ها می گذارند؛
پس مراقب باشید چون تاثیر این جلسات که اهالی آن از گروه همسالان نوجوانان و جوانان نیستند و مادر و اقوام نزدیک معمولا در آن حاضرند؛ بسیار از دوستانشان در مدرسه و دانشگاه (گروه همسالان) بیشتر است}
بچه ها پاک و مطهر هستند و امانت خدا.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:19593  |  964 امتياز

نيلوفر123
از اصفهان
امضا شده : ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۳۲
سلام اقاي مرادي 
از اين حرفا بگذرم كه همه ي برنامه هاي شما رو ديدم و خيلي علاقه دارم به حرفاتون 
هر چند كه مهمه ولي ميدونم كه ميدونيد وگرنه هرگز نميومدم اينجا وووو 
برم سر اصل مطلب؟ 
من دختر 22 ساله هستم از يه خانواده ي مذهبي 
نزديك به يك سال پيش از طريق چت با يه پسري اشنا شدم ،اون يه سال از من كوچيكتره و پسر خوبيه 
ما همديگه رو خواهر و برادر ميدونيم و حرفاي بيربط و مزخرف هم نميزنيم وقتي مشكلي واسه من پيش بياد باهاش در ميون ميگذارم و اون هم بهم كمك ميكنه و همينطور اون 
به حرف همديگه گوش ميديم 
قبلترها من اصلا نماز صبح نميخوندم ولي اون موقع اذان به موبايلم زنگ ميزد تا بيدار شم و نمازمو بخونم  
با هم نماز ميخونيم ،قران ميخونيم 
قرار ميذاريم قدر پدر و مادرهامون رو بدونيم ، قرار ميذاريم به كساني كه دوستشون داريم ياداوري كنيم كه واقعا دوستشون داريم 
وقتي با باباش دعواش ميشه سعي ميكنم از اون فكرايي كه موجب ميشه از خانواده اش بدش بياد دورش كنم و البته گاهي اوقات هم شده كه من از مامانم اينا دلخور شدم و رفتم تنها يه گوشه نشستم و اون بهم گفته فكر كن منم پيش اونا نشستم و منو راضي ميكنه كه از كسي دلخور نمونم 
بهم ميگه وقتي ميرم بيرون موهامو بپوشونم ، و وقتي كه ميرم بيرون زود برگردم كه توي كوچه هاي خلوت كسي مزاحمم نشه 
قرار ميذاريم با هم بقيه خوشرفتاري كنيم ووو 
اون از يه شهر ديگه و من هم از يه شهر وديار ديگه! ولي واقعا بعضي وقتا بهتر از پدر و مادرم واسم كار كرده و منطقش بهتر منو راضي كرده 
هيچ وقت با هم برنامه ريزي نكرديم كه همو ببينيم يا اينكه هر چيز غير منطقي و غير اخلاقي ديگه اي از هم ديگه بخواهيم 
اون واقعا واسه من يه داداشه 
گاهي ايميل گاهي چت و گاهي هم تلفني از هم خبر ميگيريم 
يه اتفاقات خاصي بين ما افتاده كه ما نميتونيم بيخيال هم بشيم ، من اندازه ي خانواده ي خودم واسش نگران ميشم،  
خيلي چيزاي ديگه اي هم هست ولي من نميخوام وقت شما رو بگيرم 
نظرتون چيه؟ 
اگه دو نفر اينجوري باشن؟؟؟ موردي داره؟ 
دين چي ميگه؟ 
فكر ميكنم موردمون اينقدر خاص هست كه شما رو راغب كنه خيلي زود جواب منو بديد
شهاب مرادی :سلام/ دخترم این مورد خاص نیست بلکه واقعا عام است و شایع
و سوال شما از موضوعات خیلی تکراری است.
(لطفا به جای ارسال سوال تکراری سرچ کنید)
فضای زیبا و دلچسبی را ترسیم کردید اما
1. شرع مقدس این رابطه را جایز و حلال نمی داند. رابطه ی با نامحرم پروتکل خود را دارد!
2. در این حد و سطح مشکلی نیست اما معمولا این قبیل آشنایی ها در چنین خانواده هایی منجر به ازدواج نمی شود(چندین مورد به خاطر دارم) و اگر به ازدواج ختم شود در اکثر موارد آن ازدواج، موفق و ماندگار نخواهد بود.
3. خصوصا این قبیل رفتارها مثل تماس برای نماز اول وقت و ... از شگردهای رایج در فضای چت برای جذب دخترهای سالم و یا پسرهای مومن و متدین است،
    گول نخورید یک پسر متدین دختربازی نمی کند!
4. اختلاف سن منفی خوب نیست. لطفا جستجو کنید.

5. بارها گفته ام چت ؛ مضر و خطرناک است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:19394  |  1216 امتياز

اسماعیل ابراهیمی
از قم
امضا شده : ۲۱ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۵۹
«« مُردم اَندر حسرتِ فهم درست »» 
 
دوستان عزیز و محترم یک نفر با زندگی معمولی خانوادگی باضافه درس + تحصیل + تحقیق + مطالعه + تدریس + منبر و تبلیغ + ورزش و تفریح +  
خواندن و نوشتن در اینجا: صرفا به عنوان یک وبگاه شخصی ؛ 
یک نفر که اگر به قول خودش سازمان هم بود و پاسخ گویی با چند نفر بود نمی توانست «به لحظه» پاسخ من و شما را بدهد 
 
عصبانی میشوم وقتی می بینم که یک مراجعه کننده ی محترم پس از چند ساعت از ارسال سوال اولش (شایدهم با یک موضوع تکراری) به استاد محترم ما ناسزا می گوید، فحش می دهد که چرا جواب نمی دهید وووو 
در حالی که در پیام قبلی خودش در تعریف و... از ایشون افراط کرده بوده 
 
لطفا مثل این آقای دکتر خراسانی صفحات اتفاقی را بخوانید و یا سرچ کنید و...  
 
========================== ====================== 
( حاج آقا سلام علیکم ببخشید که ... است و ناراحت نشید از این گلایه ها  
یک بار در پاسخ به کسی در مورد شهرت و حال و هواش صحبت بود که از خودتون شنیدم که گفتید کم کم برای آدم باید در چنین شرایطی مدح و ذم مساوی شود چون اغلب اَلَکی و ظاهری و «وَهمی» است!)
شهاب مرادی :سلام/ ياعلي
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:19368  |  531 امتياز

غريبه آشنا
از تهران
امضا شده : ۲۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۴۷
سلام با تبريک ميلاد رحمه للعالمين و امام جعفر صادق(ع)و تبريک سال نو 
مدت 8سال که به دختر عمه ام علاقه دارم همديگر را دوست داريم همه غير از پدرشون در خانواده مطلع هستند. 
من دانشجوي سال آخر نرم افزار و ايشان دانشجوي سال سوم حسابداري هستند.ايشان ه م من را دوست دارند ولي چون هنوز خدمت نرفته ام و کاري ندارم ترديد دارند. ازطرفي از اينکه خدايي نکرده به گناه بيفتيم هردو ميترسيم و مانده ايم چه کنيم در ضمن هنوز هيچ حرفي مبني برخواستگاري زده نشده است لطفا مرا راهنمايي کنيد  
پيشاپيش سال نو مبارک التماس دعا حاجي  
غريبه اشنا
شهاب مرادی :سلام/ عجب خانواده ای و عجب پدری ؛ که از 8 سال علاقمندی دخترش بی خبر است!!!!
غصه می خورم و نگرانم که گفتگوهای خانوادگی مهجور است.
نظر و تصمیم پدر و مادر شما چه بوده؟!!!
این گونه روابط شانس ازدواج دخترخانم ها را تهدید می کند و به صلاح آنها نیست!
هر دو دقت کنید و به تاریخ تولید این علاقه توجه کنید در زمان شکل گیری این علاقه شما کمتر از 20 سال، سن داشتیدو به علاقمندی...
قبل از ازدواج و هشدارهای ضروری - 2
این نوع انتخاب ها از شاخص های یک انتخاب عاقلانه و مدبرانه برخوردار نیست و
انتخاب عاقلانه ، ازدواج عاشقانه را می سازد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:19144  |  595 امتياز

اصغر کفعري
از تهران
امضا شده : ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۳۷
سلام.يک ايده اي دارم: 
يک شماره حساب اعلام کنيد تا مايي که از شما "توقع" داريم وقت گرانبهاي خويش را به ما اختصاص دهيد و يادداشت هايي از شما خواهانيم،از نظر مالي هم حرفه اي عمل کنيم  
خلاصه ايده ام اين است که يک مشارکت دو جانبه:شما به ما خدماتي ارائه مي دهيد و ما "متقابلا" دستمزدتان را پرداخت مي کنيم
شهاب مرادی :سلام/ این زمانی را که من پاسخ اختصاص می دهم خیلی ها به وب گردی و یا تماشای tv اختصاص می دهند خدا نکند که با منت خرابش کنم.
 
آشکارا تلاش می کنم تا با هم انصاف و احترام متقابل را تمرین کنیم و "گلایه کردن " را کنار بگذاریم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:19123  |  798 امتياز

عليرضا
از اراک
امضا شده : ۲۰ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۳۷
سلام 
در وضعيت خيلي بدي هستم .2روز است که با يک  
... .از خودم بدم مياد از عاقبت کارم ميترسم تروخدا راهنماييم کنيد خواهش مي کنم.
شهاب مرادی :سلام/ گناه بسیار خطرناک و بزرگی است و عقوبت و عذاب های سختی در دنیا و آخرت در پی دارد اگر توبه انجام نشود.
 
فورا رابطه ات را قطع کن و لحظه ای ناامید نشو! فورا توبه کن یعنی برگرد در آغوش لطف خدای مهربان
 
عزم و اتخاذ تصمیم جدي براي نزدیک نشدن به آن گناه ضروری است.
 
در این باره با کسی سخن نگو ! مبادا اشاعه ی فحشا شود و مبادا ابلیس آدم رویی با نفس آلوده اش این مقدار ترس و توجه را هم از تو بگیرد و شتاب تو را به سوی خشم الهی زیاد کند. نعوذبالله
 
از گناه باید ترسید و هرکس باید خودش را موعظه کند( کُن واعظا لِنفسِک) خود را بترساند.
 
گناه؛ هر گناهی، انتها ندارد، تمامی ندارد، سیر شدن و سیراب شدن نداره؛
 
 
گناه مثل آب شور دریا فقط میکُـشد! و سیراب نمی کند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:19008  |  1359 امتياز

alllllll
از tehran
امضا شده : ۰۳ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۲۵
سلام خدايا برسان منجي نجات بخشت را .
شهاب مرادی :سلام/ آمین.
و ...فراموش نکنیم اطاعت از نایب او ؛ مهمترین امتحان روزگار غیبت است.

اللهم عجل لولیک الفرج
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:18972  |  1514 امتياز

يه بنده ي خدا
از زير آسمون خدا (تهران شلوغ)
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۱۵
سلام ايام مبارک. به هدي خانم و همسرتون هم تبريک بگيد.  
من اون دختري هستم که همديگرو تقريبا يک سال پيش تو مطب دکتر بيات که با همسرتون اومده بوديدديديم... 
 
حاج آقا چند بار پيام گذاشتم اما جواب؟؟؟  
امسال کلاس دوم دبيرستان در رشته ي رياضي بودم (که خدارو شکر تموم شد)متاسفانه يا---معلم رياضي مون علاقه ي بسيار شديدي نسبت به من پيدا کرد طوري که تو کلاس هرکي چيزي از معلم ميخواست بپرسه به من مي گفت بپرسم ،منو که ميديد لبخندي تحويلم ميداد که همه ي بچه ها برميگشتن نگاه مي کردن يا دوستم که بغل دستم ميشست مي گفت بابا اينو جمع کن حتي ايشون تلفنشون رو برخلاف ضوابط مدرسه به من دادن و خواستن که من هم تلفنم رو بهشون بدم ولي من با تجربه ي پيشيني که از اينجور رفتار هاي معلما و اينکه هر وقت اتفاقي بيافته ميخواد زنگ بزنه هر دفعه يه بهونه آوردم.حتي يه شب کابوس ايشونو ديدم که دارم از دستشون فرار مي کنم و ايشون دنبالم مي کنن . متاسفانه احتمال اينکه ايشون علارقم [علیرغم]هر سال که سوم تجربي رو بر ميدارن به خاطر من بعيد نيست که سوم رياضي رو هم بردارن. حالا من چي کار کنم . از يکي از معلم هاي خوبم کمک گرفتم ولي به اين معلم هم حسودي کردو هر وقت ايشونو مي بينن چپ چپ نگاهشون مي کنن.لطفا کمکم کنيد!!!!1
شهاب مرادی :سلام/ تبریک و سپاس، پیام شما را رساندم و از شما متشکریم.
 
ظاهرا رفتار این خانم معلم را عشق تفسیر کرده‌اید که نادرست است متاسفانه تحلیل همکاران او هم نادرست و غیرعلمی است
 
دخترم مجدد موضوع را با احتمال های دیگر آن بررسی کن:
 
احتمالا چون شما دختر مودب و خوش برخوردی هستید(و یا هر صفت خوب دیگری) او شما را تشویق و تقویت می کند،
 
شاید با توجه بیشتر به شما قصد دارد رفتار غلط دیگری را اصلاح و او را به تغییر تشویق کند،
 
شاید تو شبیه دختر یا خواهر یا عزیزی از عزیزانش هستی و هزار شاید دیگر
 
دختر خوب
 
1. در تحلیل توجه و محبت معلم افراط نکن و موضوع را ساده ببین.
 
2. گمان نمی کنید علت تفسیر نادرست شما از رفتار و منش معلم ، نظرات و متلکهای همکلاسی ها باشد؟
 
این اظهار نظرهای دوستان گروه همسال در بسیاری از موارد در پدید آمدن توهم عاشقی موثر است. توهم ِعشق به فلان پسربچه یا فلان شخص یا فلان هنرپیشه یا ورزشکار. پس بیشتر دقت کن!
 
3. با توجه به تجربه‌ای که به آن اشاره کردید و تاثیری که سخن دوستان روی شما گذاشته خوب و البته ضروری است سه کار انجام دهید :
 
الف) خودت را نسبت به سایر دانش آموزان دارای تفاوت و امتیاز ندانی ؛ مثلا: چون من خیلی خوبم یا جذابم یا... خانم معلم مرا بیشتر نحویل می گیرد. بلکه به جای آن حسِ مضر که موجب عُجب، کبر و خودخواهی می شود، در تفسیر و تحلیل رفتار او با ساده کردن مسئله بگو: او معلم مهربانی است و من دانش آموزی مثل تمام دانش آموزها (همین و نه بیشتر)
 
ب) رابطه های خانوادگی را بسیار مهم بدانید و ایفای نفش در خانه را مهمتر
 
ج) علاوه بر حفظ دوستی های متعادل با دوستان متعادل و دیندار؛ گفتگوهای دو نفره‌ی خودت را جداگانه با مادر با پدر با خواهر و برادر حفظ و تقویت کن
 
و ابراز علاقه و "گفتن حرفهای عاطفی" و گفتن حرفِ دل را خصوصا به والدین بیشتر کنید و به "گفتگوهای خانوادگی" در قالب جلسات منظم اهمیت بدهید.
4. رفتارت را با این معلم و تمام معلم ها بر اساس دانش آموز بودنت تنظیم کن یعنی یک رفتار ثابت و دائمی همیشه رسمی و متواضع . نه بر اساس روحیه ،منش و خُلق و خوی معلم های گوناگون!
 
5. شماره تلفن به دانش آموز دادن کار حرفه ای و درستی نیست و نشانه کم تجربه بودن آموزگار محترم است.
 
6. به هر حال اگر این به این قبیل وابستگی و دوستی های تحمیلی جنس موافق، اهمیت ندهید معتدل می شود. مگر اینکه معلم شما مذکر باشد و رفتار شما هم دور از وقار که خطرناک است و مقدمه گناه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:18897  |  742 امتياز

مهسفا
از تهران
امضا شده : ۲۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۰۷
سلام و پيشاپيش از پاسخ شما ممنونم راستش نمي خوام جواب سوالم را جستجو کنم مي خوام خودتون جوابم را بديد راستش من دختري از خانواده مذهبي هستم تا يک سال و نيم پيش زندگيم کاملا عادي بود مثل بقيه آدمها ولي از آذر پارسال که سرکار رفتم در محل کار با پسري آشنا شدم که به هم علاقمند شديم ولي اينجا آخر کار نبود من که آدم فوق العاده احساسي هستم به او وابسته شدم و هر چه او گفت من هم تبعيت کردم چون او را خيلي دوست داشتم و دارم و مشکل من درست همينجاست چون او اصلا اون جور که اول خودش را معرفي کرده بود نيست و مشکل مهمتر خودمم راستش توان جدايي از او را ندارم اصلا از نبودش وحشت دارم تا حالا چند بار وقتي او را با دختر ديگه اي ديدم تصميم گرفتم تا از اين مهلکه خودم را خلاص کنم ولي هر دفعه با يک تماس يا اس ام اس او دوباره به سمتش رفتم او هم دقيقا اين موضوع را فهميده که چقدر دوستش دارم و چقدر بودنش برام مهمه نميدونم چي کار بايد بکنم از طرف ديگه چند وقت پيش پدرم فوت کرد و وابستگي من به او بيشتر شد از طرف ديگه اين فکر که شايد به خاطر تقاص گناه من بود که پدرم اينقدر زود و ناگهاني از پيش ما رفت آزارم ميده ولي حتي اين هم مانع من نميشه تا با او نباشم تروخدا شما بگيد چي کار کنم واقعا اضطراري به کمکتون نياز دارم چون ديگه نميتونم ادامه بدم
شهاب مرادی :سلام/ فعلا
1. تو هنوز نمی دانی که او را دوست نداری؟ تو حتی او را نمی پسندی. حتی او را قبول نداری. چون او هم خودش را با "عدم صداقت" معرفی کرده و هم وفادار نیست و هم خداترس نیست.
2. عادت با علاقه فرق دارد.
3. احساس گناه چیز خوبی نیست و خطرناک است. از منظر دین  علت مرگ پدر، گناه شما نبوده! اگر قرار بود خدا این طور عمل کند که باید هر شبانه روز "قتل عام" می کرد و اصلا در روزگاران قدیم کسی روی زمین زنده نمی ماند تا در روزگار ما بشر حدود 7 میلیارد نفر بشود! به خدای مهربان بدبین نباش.
حیات فرصت امتحان است و در امتحان برخی موفق و برخی سرافکنده می شوند. و درِ توبه بازِ باز است.
مابقی پاسخ را قبلا به دیگران پاسخ دادم کمی بگرد و بخوان.

23 اسفندماه ، بسیاری از پیام ها تکراری بود! و جستجو همچنان مهجور
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:18348  |  419 امتياز

ليلا49
از زنجان
امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۰۸
سلام.اول از همه از برنامه واقعاً عالي و پربارتان در دانشگاه زنجان واقعاً سپاسگذارم. 
من دانشجوي دانشگاه زنجان نيستم و در دانشکده فني دخترانه درس ميخوانم و به عنوان مهمان حضور داشتم. ولي بعد از اين برنامه واقعاً متأسف شدم. به خاطر فساد حاکم بر دانشگاه زنجان.مي خواستم نظر شما را راجع به دانشگاه زنجان و دانشجوهاي آن بدانم. و در ضمن از نحوه برخورد شما با دانشجويان گستاخ و ... خيلي ممنونم. 
... 
با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ جواب سوال اول:
 
خدا را شاکرم که توفیق شد آمدم و الان بهترین تصویر را از دانشجویان آن دانشگاه دارم.
 
آن دو سه برادر هیچ یک گستاخ نبودند معلوم است که حرف نگفته دارند و به سخنشان گوش داده نشده و ما باید با الگوی یک زبان و دو گوش بیشتر بشنویم و حیف که در جلسه عمومی مجالی برای گفت و شنود دو نفره نبود.
 
به هر حال بیش از 3 ساعت در هر شب در جلسه حاضر بوده ؛ در آن ازدحام ... به خدا قسم آن جمع را دوست دارم.
 
باید باور کنیم عقل ، دین و معنویت و اخلاق نیاز اساسی است و تنها نیاز دانشجو سیاست نیست!
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:18156  |  678 امتياز

زهرا
از شيراز
امضا شده : ۱۰ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۳۵
سلام،خدا قوت. 
امسال براي اولين بار براي اعتکاف نام نويسي کردم اما يه مشکلي دارم نميدونم چرا دچار ترس و اظطراب شدم با خودم فکر مي کنم دوستانم بهتر از من تو اين سه روز ميتونن با خدا راز ونياز کنن و من شايد نتونم اونوقته که آبرو ريزي ميشم.چندين بار رفتم که انصراف بدم اما دلم راضي نميشه. 
خواهش مي کنم کمکم کنيد.
شهاب مرادی :سلام/ همین تصمیم رفتن به اعتکاف نشانه ای از روح پاک و علاقه شما به معنویات است و حتی همین نگرانی ها -هر چند نادرست- مورد عنایت خدای رئوف است.
اما فکر می کنم مواردی نیاز به توضیح دارد عرض می کنم تا همه با هم بررسی کنیم:
 
1. در عبادت و سیروسلوک نقش اصلی را او دارد نه ما! به قول حافظ:
به رحمت سر زلف تو واثقم ور نه
کشش چو نبود از آن سو، چه سود کوشيدن

به قول معروف:
تا که از جانب معشوق نباشد کششی                کوشش عاشق بی چاره به جایی نرسد

2. فریادها ، التماس ها و دعاهای دیگران مانع و مزاحم شنیدن نجواهای عاشقانه شما از سوی خدای مهربان و بنده نواز نیست.
 در تعقیبات نماز خوانده اید که: (وای این دعا چقدر زیباست!)

 یا منلا یشغلُهُ سمعٌ عن سمعٍ و یا من لا یغلطه السائلون و یا من لا یبرمه الحاح الملحین اذقنی برد عفوک و حلاوة رحمتک و مغفرتک‏»

ای وجود بی‏همتایی که هیچ شنیدنی تو را از توجه به کلام دیگری باز نمی‏دارد
و طلب‏کنندگان و خواهندگان مختلف تو را به اشتباه نمی‏اندازد
و اصرار جویندگان به ستوهت نمی‏آورد،
خُـنکای عفوت و شیرینی رحمت و بخششت را به من بچشان.

3."عبادت و مناجات" محل رقابت نیست (شاید با "شهادت و فدا شدن در راه خدا" مشتبه شده که شنیده ایم اولیا خدا در شهادت بر هم سبقت می گرفتند مثل سخنان حماسی جناب علی اکبر سلام الله علیه در شب عاشورا...)
 و "سبقت در خیرات" با "رقابت با هم" فرق می کند.

 - هر کسی را که به سمت خدا می رود دعایش کن و از خوب بودن آنها شاد باش (و البته می دانید که برای هدایت گمراهان و گناهکاران نیز باید دعا کنید.)
 - برای موفقیت های مادی و معنوی دیگران خدا را شکر کنیم تا دچار بلای خانمان سوز عجب ، کبر ، حسد و کینه نشویم. ((پناه به خدا ببریم))

4. یک نکته از آداب مشترک "میهمانی" و "عبادت" :
 از آداب غذا خوردن این است که آن را با بسم الله الرحمن الرحیم شروع کنیم
و سرِ سفره به بشقاب و طعام خود نگاه کنیم و به غذا خوردن دیگر میهمانان دقت و توجه نکنیم.
(زشت است لقمه های دیگران را شمردن!)
 در چنین مواقعی مثل ماه رجب ،شعبان و رمضان و یا در حج، عمره و زیارت و نماز و مناجات و... مثل همیشه ، ما همه میهمان خدا هستیم و خدای کریم و مهربان؛ میزبان.
 شاید میزبان به یک نفر بیشتر و یک نفر کمتر عطا کند چنانچه در یک مهمانی یا عروسی به بچه ها غذای کمتری تعارف می کنند و به بزرگترها بیشتر
و یا مثل هواپیمای مسافربری که فقط به بچه ها هدیه داده می شود (هر چند بلیط شان ارزان تراست)
اما نکته مهم این است که بدانیم و تکرار کنیم تا قلبمان هم قبول کند که هرچه خدای مهربان می کند آن عین عدالت است -هرچند ما حکمت های آن را نفهمیم- و هر نعمتی که می دهد همه لطف و احسان اوست
هرچه آن خسرو کند شیرین بوَد.

و   کلام آخر از حافظ:

به کوی عشق منه بی دلیل راه قدم              که من به خویش نمودم صد اهتمام و نشد

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:17841  |  806 امتياز

اعظم مقدم
از تهران
امضا شده : ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۶
به نام خدا 
سلام حاج آقا من كلا آدم كم همتي هستم واين يكي از بزرگترين نقاط ضعف منه كه درانجام وظائف ديني هم گريبان من راگرفته به طوريكه طراوت روحم از بين رفته ودر راه آدم شدنم پس رفت داشته ام چكنم؟...
شهاب مرادی :سلام/ اصلا سخت نگیرید و گام به گام از واجب شروع کنید تا به مستحب های کوچک و مستمر(قلیلٌ یدوم) و گام های بعدی آسان تر و پرشتاب تر خواهد بود
فراموش نکنید رفتن به سمت خدا مثل راه رفتن در سراشیبی است.
برای بهتر شدن شرایط روحی و انس بیشتر با وظایف دینی

1. به نماز واجب اهمیت بدهید
 - اول وقت نماز خواندن
 - رفتن به مسجد حداقل در یکی از اوقات نماز
 - و در منزل ؛ داشتن سجاده خوب و مرتب
 - عطر و ادکلن زدن قبل از هر نماز
 - لباس مرتب و خاص برای نماز مثلا چادر نماز فقط چادر نماز باشد و اوقات دیگر چادر دیگری را سر کنید (در صورت امکان!) مثلا پیراهن یا عبای خاص نماز.

2. مستحبات از خواندن آیةالکرسی بعد از نماز، تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها و یک یا دو صفحه قرآن و... ولی کم کم و در حد نشاط و هر بار خدا را بابت این عبادات ها شکر کنید و سجده شکر

3. دعا کردن بعد از نماز و تعقیبات ؛ برای خود و برای دیگران خصوصا اگر به سنت فاطمی باشد تاثیر خوبی دارد.
 مانوس شدن با دعاها مثلا دعای مکارم الاخلاق و ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:17688  |  848 امتياز

سما
از تهران
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۲۳
سلام طاعاتتون قبول 
شمااولين روحاني هستيد که قبولش دارم وپاي صحبتاتون بادل وجونم ميشينم 
من ازديشب شماروبه عنوان روحاني خودم انتخاب کردم وازتو ن خواهش ميکنم پاسخگوي من باشيد 
من يه مشکلي دارم که نميتونم الني مطرح کنم تورابطم باهمسرم خيلي تاثيرگذاشته 
چطوراز راهنماييون استفاده کنم ممنون
شهاب مرادی :سلام/ این قبیل مشکلات را با مراجعه به مشاور برطرف کنید. »»»خانواده نوپا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:17373  |  23 امتياز

علي شهميرزادي
از تهران
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۵۰
باسلام از برنامه ديشب بسيار درس گرفتم لطفا" به اين پرسشم پاسخ دهيدكه چه بايد بكنم همسر من ازاينكه بديدن پدر ومادرم در شهرستان بروم بشدت خشمگين وتا مدتها آرامش منزل را برهم ميزند وفرزاندانم را از ديدن آنها محروم كرده در حالي كه پدرم مريض والزايمر دارد ومادرم پير شده واحتياج رواني بديدن من دارند.
شهاب مرادی :سلام/ برای حل تعارض با همسرت به مشاوره و آموزش نیازداری تا با گفتگو موثر بتوانید زندگی را بسازید. ناامید نشوی!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:17329  |  37 امتياز

سپيده...!
از تهران
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۴۰
سلام استاد طاعاتتون قبول. 
دوتا سوال ازتون داشتم اولي درمورد عضويت درسايتتون هستش، من علي رغم اينکه عضو هستم تا به حال پيامي دريافت نکردم. طبق فرموده خودتون هنوز فعال نشدم،ميخواستم بدونم براي فعال شدن،من بايد کاري انجام بدم؟يابايد مجدد عضو بشم؟ اگر بايد دوباره عضو بشم بايد با اطلاعات جديد اين کار بکنم يا نه؟ سوال دومم مربوط ميشه به بحث جمعه شبتون. من بايکي از اقوام اختلاف ومشکلي دارم که مسبب اون شخص سومي است. من ميدو نم که اگه برم سراغش يا بهش زنگ بزنم تحقيرم ميکنه،چند باري هم براش پيام فرستادم اما هيچ عکس العملي ازش نديدم، بااين وجود چه کارکنم بازم برم سراغش؟ آخه خودتون دربرنامه تانيايش فرمودين که هيچکس حق تحقير کردن مارو نداره يعني ما نبايد بهش اين اجازه رو بديم. لطفا راهنماييم کنيد. 
به اندازه يه دنيا التماس دعا.
شهاب مرادی :سلام/ در مورد عضویت ؛ بعد از درخواست شما، سیستم برای شما یک ایمیل ارسال می کند و شما آن ایمیل را یا در inbox یا در spam دریافت می کنید با باز کردن آن و کلیک کردن روی لینک آخرین مرحله عضویت تمام می شود.
 
در مورد سوال شما چند مورد مشابه هم پرسیدند اگر شد امشب توضیح می دهم ان شاءالله، و الا در یک یادداشت مستقل ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:17310  |  26 امتياز

ايدين
از اصفهان
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۰۳
حاج اقا سلام.اين شب ها عالي بودمثل هميشه.لحن بعضي پيامها رو که ميبينم ياد صحبت ديشبتون ميفتم که گفتيد:کاش عادت ميکرديم که توي زندگي بيشتر بدهکار باشيم تا طلب کار...... چقدر جاتون توي برنامه هايي مثل سمت خدا و يا اين شبها خاليه
شهاب مرادی :سلام/ تلویزیون را نظر مردم می سازد. این را مومنین باور نکرده اند!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:17304  |  337 امتياز

آرش
از تبريز
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۲۳
سلام آقاي مرادي عزيز 
من در شهرستان دانشجو هستم چون بيشتر از 10 روز مي مانم پس مسافر نيستم و بايد نمازم را کامل بخوانم اما زماني که به تبريز بر ميگردم و کمتر از 10 روز مي مانم مسافر محسوب ميشوم و بايد شکسته بخوانم يا خير چون وطنم است پس نمازم کامل است ؟ 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ در هر دو شهر نمازت کامل است. از چه بزرگواری تقلید می کنی؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:17261  |  11 امتياز

شهريار
از شيراز
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۵۹
سلام استاد  
حقيقتش خيلي گلي  
شما اولين روحاني هستين که تودلم جا کردين  
اميدوارم که بتونم بيشتر با شما اشنا بشم
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله آخرین نباشم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:17089  |  178 امتياز

مهسان
از تهران
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۱۱
سلام حاج آقا، برنامه امشبتون فوق العاده بود، خدا خيرتان دهد، انشالله بهره کافي برده باشيم و لحظه اي خدا رو از يادمون نبريم، در ضمن من همچنان جواب سوالم رو نگرفتم، اسم کتاب مي خواستم براي آشنايي بيشتر با دين اسلام، حقيقت اينه که من به خدا و قيامت قلبا ايمان و اعتقاد دارم اما مي خوام يه مسلمون واقعي باشم که اگه کسي ازم پرسيد مثلا چرا دينت اسلام هست، بتونم با دليل و قاطعيت پاسخ بدم، فکر ميکنم به عنوان يک مسلمان وظيفه دارم دين خودم و حتي ساير اديان الهي رو خيلي خوب و شايسته بشناسم، لطفا من را راهنمايي بفرماييد. التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ ضوابط لطفا...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16909  |  61 امتياز

علي
از مشهد
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۱۴
سلام حاج آقا/استاد 
1-اميد ارم هرکجاکه هستيد در پناه حق باشيد چون بسيار از شما يادگرفته ام. 
2-کاش در ماه رمضان به مشهد بياييد. 
3-دوستون دارم. 
4-سخنراني هاي خودتون را در صورت امکان به صورت صوتي يا تصويري در سايت براي دانلود بگذاريد تا کساني هم که از نظر وقت در تنگنا هستند بتوانند در اوقات فراغت بهره مند شوند. 
5-التماس دعا.
شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما ممنونم. قبل از ماه مبارک مشهد مشرف بودم. سخنرانی ها و مصاحبه هایم را ندارم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16906  |  22 امتياز

سعيده ترکمندي
از تهران
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۰۸
سلام اگر همسرم رابطه من وخانواده ام را قدقن کرده باشد تکليف من چيست الان نزديک به يکسال است خانواده ام را نديده ام اگر تلفني بي اذن همسر با آنها تماس بگيرم گناه کرده ام
شهاب مرادی :سلام/ نه. ولی ابتدا مشکلت را با همسرت برطرف کن. ازدواج با بردگی و اسارت و جنگ فرق دارد. گره بسیاری از اختلافات را با مراجعه به مشاور باز کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16899  |  226 امتياز

mohamad
از damghn
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۱۲
سلام عليکم 
خيلي التماس دعا دارم 
همين.
شهاب مرادی :سلام/ چشم .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16876  |  18 امتياز

دکترخراساني
از tehran
امضا شده : ۲۱ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۴۹
سلام و خدا قوت.قبل از هر چيز مي‌خواستم از امکان انتخاب اتفاقي‌ پيام‌ها تشکر کنم که بسيار مفيد واقع شده است.از زماني‌ که شما در سايت اين امکان را قرار داده ايد به جرات مي‌تونم بگويم که اکثر پيامها و جواب‌ها را خوانده ام 
؛ بعضي‌ از آنها را چندين بار و بهتر است بگويم که با آنها زندگي‌ کرده‌ام و چيزها آموخته ام. 
من هر شب در اوقات فراغت صفحات را يکي‌ يکي‌ باز مي‌کردم و بعد در حالت آفلاين ميخواندم. 
 
پيام‌هاي زیادي گله و شکايت از جواب ندادن‌هايتان بود و من زياد دور نميبينم روزي که اين همه گلايه شما بزرگوار خوب را خسته کند و راه را ادامه ندهيد  
البته اميد وارم که تا زماني‌ که من زنده‌ام اين اتفاق نيفتد و اين دلخوشي از من گرفته نشود. 
تا حدودي از روي پاسخ‌هايتان با افکار و سلايق شما آشنا هستم شايد قطره اي باشد از اقيانوس اما خيلي‌ مفيد است و خيلي خوب است که يک انسان ارزش‌هاي براي خود داشته باشد و آنها را محترم بداند و به آنها عمل کند و زندگي‌ مفيدي داشته باشد و به فکر ديگران باشد و بخواهد و بتواند که به آنها کمک کند . 
سخن کوتاه: ...  
حاج آقا ما در مملکتي زندگي‌ مي‌کنيم که ۳۰ استان و چندين شهر و شهرستان دارد شما اقاي خوب که به اين شهر‌ها سفر مي‌کنيد براي موعظه و سخنراني بعد هم جلسه پرسش و پاسخ و نامه و و و نا خواسته انتظاراتي را در مردم به وجود ميااوريد...جدأ آيا فکر کرده ايد که در آينده‌اي نه چندان دور حتي فرصت ۱ دقيقه کانکت شدن پيدا نخواهيد کرد؟و آن روز همين مردمي که شما را مشهور کرده ا‌ند و دوستتان دارند شما را از آن بالا با مغز به زمين ميکوبند؟البته ميدانم که هدف شما راضي‌ کردن همه نيست اما آيا صحيح است که شمأيي که ميتوانيد به مشکلات مردم به بهترين نحو رسيدگي کنيد البته در حجم محدود،زندگيتان پر شود از امواج منفي‌ ديگراني که خود شما اين انتظار را در آنها به وجود آورده و دانه اش را در دلشان کاشته ايد؟فقط درد دلي‌ بود با شما که مردم اين همه فقط خودشان را مي ابينند و طوري بعضي‌ از اين بزرگواران رفتار ميکنند که.......بگذريم. 
 
ب از هم خدا قوت شاداب باشيد و بمانيد.التماس دعا.
شهاب مرادی :سلام/ مشکلم با "گلایه" و "عدم رضایت" برخی از مراجعین محترم ، جدی تر از این حرفهاست و به نفسِ گله کردن ارتباط ندارد بلکه به ریشه های این اخلاق ربط مستقیم دارد.
 
غصه می خورم که برخی از ما مواردی را که می بایست می آموختیم و تمرین می کردیم و در اخلاقمان نهادینه می شد را نیاموخته ایم و... مثلا:
 
1. توجه و احترام به قانون و مقررات و اجرای آن
 
2. انصاف
 
3.تحلیل منطقی و خردمندانه
 
4. انعطاف پذیری
 
و...
 
و اینها امور بسیار مهمی هستند و تماما نیازمند آموزش و تربیت.
 

 
شیوه خواندن پیام ها به صورت آفلاین، پیشنهاد خوبی است. [ویراست مجدد پاسخ]
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16870  |  403 امتياز

مريم
از تهران
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۱۱
سلام/وقتتون به خير.  
(خواهش مي كنم خصوصي باشه) 
1. ... 
خواهش مي كنم كمك كنيد 
ضمنا برنامه ديشبتون خيلي جالب بود. 
خيلي التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ لطفا طبق ضوابط و یک به یک ، چکیده و غیر تکراری و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16848  |  18 امتياز

نرگس
از مشهد
امضا شده : ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۳۹
استاد عزيزم،سلام.خسته نباشيد. 
استاد من يک دختر 22ساله هستم که اعتماد به نفس خيلي پاييني دارم و به خاطر همين عدم اعتماد به نفسم،مغرور هم شدم.يعني چون اعتماد به نفس ندارم،خودم ميگيرم که مثلا ديگران فکر کنن من براي خودم شخصيتي دارم.ميدونم اگه آدم اعتماد به خودش داشته باشه درجه ي فروتنيش بالا مي ره ،من خيلي دوست دارم فروتن باشم،لطفا در صورت امکان راهنمايي فرماييد که چطوري از دست غرورم راحت بشم؟ 
از لطفتون بي نهايت ممنونم 
ياعلي خيلي دوستون دارم
شهاب مرادی :سلام/ فروتني يا تواضع ، خصلتي است که از يک اعتقاد سرچشمه مي گيرد و در واقع ، يک ريشه دروني و يک نمود بيروني دارد . گاهي براي اين که رفتاري در انسان ايجاد شود يا رشد کند لازم است از سطح ، شروع شده و کم کم در اثر تکرار ، به صورت عادت و خلق درآمده و نهايتا در انسان ملکه شود.
 براي رسيدن به اين منظور گاهي بايد از شيوه " تحميل به نفس "  استفاده کرد . يعني به دليل آن که انجام آن رفتار مطلوب ، براي انسان سخت است ،اما به ضرورت آن نيز پي  برده ، خود را "مجبور" کند تا عليرغم ميل باطني آن را انجام دهد ، مثل بيماري که از تلخ بودن دارو يا سخت و دردناک بودن عمل جراحي آگاه است اما براي بهبودي ، به آن تن ميدهد . از اين رو پيشنهاد ميشود براي رسيدن به اين ويژگي (فروتني):
 
 - همیشه در سلام کردن به همه پيشقدم شويد.

 - با کساني که تصور مي کنيد ، تأکيد مي کنم ، تصور مي کنيد ! از شما پايين ترند ( از هر جهت ) بيشتر نشست و برخاست کنيد و گرم تر حال و احوال.

 - از کارهاي خوب ديگران حتی رقیب یا مخالف تعريف کنيد .

 - هرجا وارد مي شويد در اولين جاي خالي بنشينيد .

 - گاهي بدون اين که از شما بخواهند براي اطرافيان ، کاري (و خدمتی هر چند کوچک ) انجام دهيد ( آوردن چاي ، کمک در حمل وسايل و...)

 - سوال يا مطلبي را که نمي دانيد از کسي که مي داند بپرسيد .

ضمنا با مطالعه کتاب هاي اخلاقي ، با اين فضيلت و فوايد آن بيشتر آشنا شويد .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16764  |  330 امتياز

معصومه باغاني
از تهران
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۱۹
سلام.ادرس دفترتون و ميخواهم
شهاب مرادی :سلام/ دفتر ندارم. اگر منظورتون "زندگی بهتر" است آنجا دفتر من نیست؛ مرکز مشاوره ایست با حدود 20 نفر روان شناس و مشاور و روان پزشک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16746  |  24 امتياز

محمد خيرآبادي
از سبزوار
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۱۶
سلام.حرفاتون قشنگه.ولي چرا ما اين همه پاي منبر شما ميشينم.تغييري تو رفتارمون ديده نميشه؟ اصولا چه کنم بتونم شخصيتمواونجور که مي خوام تغيير بدم؟ زياد تلاش کردم نميشه .همون يه ساعتي که پاي برنامه ي شما ميشينيم خوبيم بعدا همه چي يادمون ميره. ممنون تونستيد امشب يه اشاره اي بکنيد.
شهاب مرادی :سلام/ شما هم از امشب با کاغذ و خودکار گوش کنید و نکات را بنویسید و سوالاتتان را هم یادداشت کنید و تصمیماتتان را هم بنویسید، مطمئن باشید بهتر میشود. برای هر منبری از این شیوه استفاده کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16727  |  134 امتياز

قرباني
از ساوه
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۱۷
متشکرم
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16724  |  11 امتياز

فرزانه اشرفي
از تهران
امضا شده : ۲۲ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۴۱
با سلام  
من 2تا سوال داشتم كه ممنون مي شم جواب بدين :  
اول اينكه 1 شخصي رو مي شنا سم كه هيچي از اسلام نمي دونه و مسلمون نيست من بايد چي كار كنم تا اين مسلمون بشه ؟  
و سوال ديگم اين هست كه 1از دوستام يك گناه خيلي بدي رو مرتكب شده و به تنهاچيزي كه فكر نمي كنه خداست من چي كار مي تونم انجام بدم تا بفهمه كارش اشتباه بوده ؟  
خدا خيرتون بده جواب سوالهاي منو بدين . ممنون
شهاب مرادی :سلام/1و2. هیچ کاری.
 آخه چرا مسلمون بشه؟؟؟ مگر چه قابلیتی در او دیده اید؟
محل قابل و آنگه نصیحت قائل!    

مبادا گول اظهار بی دینی ها و طلب هدایت برخی شیادهای حرفه ای در جامعه یا فضاهای مجازی مثل تالارهای چت را بخورید! و یا اظهار دینمداری هایی  مثل

این سوال و جواب ها را دقیق بخوانید:»»» لينك و لينك و لينك و لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16549  |  377 امتياز

مريمbeyond of world
از اراك
امضا شده : ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۱۳
با سلام من دختري تقريبا 18ساله هستم خواستگاران زيادي دارم البته پدرم تا به حال به هيچ كدام اجازه نداده كه به خانه ي ما بيايند يا من با انها صحبت كنم و مي گويد كه بايد درس بخوانم البته عيد 87 كه من براي اولين از خواستگارانم اگاه شدم رفتار پدرم به كلي با ما عوض شد خيلي گريه مي كرد ومي گفت اگر تو از اين خانه بروي من زنده نمي مانم و من هم نمي توانم چيزي به او بگويم و به حرف هيچ كس هم گوش نمي كند اگر مي توانيد راهكاري به من ارائه كنيد.بسيار متشكرم.
شهاب مرادی :سلام/ محبت و علاقه به عزيزان نزديکان و دوستان اگر از حد معمول خارج و به وابستگي تبديل شود براي هر دو طرف دردسرساز و گاه آزاردهنده مي شود.
 
ما نبايد ديگران را به خاطر خودمان بخواهيم و دوست داشته باشيم و به اين دليل مانع پيشرفت يا زندگي عادي آنها شويم چرا که اين خودخواهي است نه دوست داشتن.
 
پدر شما شايد در گذشته تجربه فراق، فقدان، کمبود و يا حتي افراط در محبت را داشته که امروز نگران ازدست دادن حضور شما در خانه است؛ شما نبايد با از دست دادن فرصتهاي مناسب ازدواج با او همراهي کنيد!
 
ابتدا از يکي از اقوام نزديک مثل عمو ، دايي يا يکي از دوستانشان بخواهيد که با ايشان صحبت کند. خودتان نيز در يک فضاي صميمانه و توام با ادب و احترام با او گفتگو و علاقه و محبت خود را به او ابراز کنيد و اطمينان بدهيد جايگاه ايشان نزد شما هميشه محفوظ است و ازدواجتان -اگرچه با قبول مسووليتهاي جديد همراه است- موجب بي توجهي به ايشان نخواهد شد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16224  |  479 امتياز

محسن
از اهواز
امضا شده : ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۵۸
سلام آقاي مرادي عزيز.  
جاي سخنرانيهاي شما در سايتتان خالي است. 
واقعا مفيدند اگر بگذاريد. کمتر از منابع ديگر مي توانيم به حرفهايتان دسترسي پيدا کنيم. خودتان هم که اينجا وقت کم داريد . سخنرانيهاينان را دانلود مي کنيم لااقل. خواهشا يک فکري در اين باره بکنيد  
 
.مطمئنم اين نظر همه خواننده هاي اين سايت است . 
 
مي خواهيد امتحان کنيد ببينيد چقدر امتياز به اين مطلب داده مي شود.  
 
ممنون
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله امتیاز این پیام را همگی 10 روز دیگر می بینم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16104  |  1179 امتياز

حامد قلمزن اشرف
از تهران
امضا شده : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۳۵
"اشتي باغزل" 
يادداشت شما اگر چه دير بود اما برايم هميشه تازه است: 
 
اي پيك پي خجسته كه داري نشان دوست 
با ما مگوي بجز سخن دلنشان دوست 
حال از دهان دوست شنيدن چه خوش بود 
يا از دهان انكه شنيد از دهان دوست 
 
اين غزلي است از سعدي تقديم شما و ديگر دوستان هربار كه به سراغ شعرها و نيز سخنان بزرگان ما كه در ان ادرس الهي وجود دارد اين شعر سعدي بيادم مي ايد البته پيشنهاد شما و يادداشتتان را فراموش نميكنيم. يا علي 
يا علي گفتيم و عشق اغاز شد...
شهاب مرادی :سلام/ سپاس؛
...
بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در
الا شهـــــید عشق به تیر از کمــان دوست
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16079  |  554 امتياز

salma
از EU
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۳۳
سلام آقا شهاب! 
1.دو سال پيش با هزار ز حمت وارد دانشگا ه شدم در رشته پرستارى. حال قا نون اماكن بهدشتى ، درمانى جديد شده و پوشيدن روسرى را ممنوع كردن.  
2. كار كردن تمرينى در بيمارستان هم شامل درس ها ميشود. 
3.دو سال مونده كه تمام كنم. 
4. طى اين دو سال هم خوب وقتم رفته هم پولم هم عصابم. 
5. ولى نمى خواهم كه ايمانم را هم از دست بدهم. 
6. تا جايى كه توانستم حجابم را رعايت كردم ، هميشه و خدا را شكر تا حالا توانسته ام. 
7. من تاز ه با شما آشنا شدم ، و خيلى خيلى از اين آشنايى خوشحال استم،اميد وارم كه باعث خسته گيتان نشم! 
;) ممنونم خدا حافظ ،فعلا!
شهاب مرادی :سلام/ شما که تکلیف شرعی خودتان را به خوبی می دانید من هم برای اطمینان شما عرض کنم: حفظ حجاب حتی اگر ضرر مالی و تحصیلی داشته باشد واجب است و یقین داشته باشید خدای مهربان، بسیار جبران کننده است و حتما برای شما در همین دنیا و آخرت جبران می کند. و اساسا ثمره تقوی گشایش است ومن یتق الله یجعل له مخرجا
 
اما اگر بخواهید تحصیلتان را در ایران ادامه بدهید ظاهرا طبق مقررات منعی ندارد ...
 
یاد یادداشت 20 شهریور 83 مرحوم اخوی افتادم . روحش شاد »»» آدم خوب
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:15969  |  119 امتياز

افسانه ک
از کرمانشاه
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۳۲
سلام.برنامه ديروزتون ديدم.عالي بود.من ازبرنامه ماه عسل شمارو شناختم اما نميدونستم سايت دارين.خيلي خوشحال شدم.ممنون.سال نو مبارک.ياعلي.
شهاب مرادی :سلام/ سال نو مبارک. یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:15801  |  10 امتياز

فاطمه
از اصفهان
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۳۷
سلام حاج آقا  
حال و احوال چطوره؟ 
جناب مرادي من هيچ گاه در مطلب ارسالي قبليم اغراق نکردم اين فقط نظر شخصيم بود در مورد شما. 
 
دوست دارم نظر شما را در مورد اتفاقي که در زندگي ام افتاد بدانم: 
چند وقت قبل يکي از خويشاوندان(پسر عمه پدرم) به خواستگاري من آمد ايشان 19 ساله و دانشجو هستند اما گفتند به علت اين که نه من آمادگي ازدواج را دارم نه ايشون فقط خواستند که ما جواب بله را بدهيم و بدون اين که کسي ار اقوام بفهمد ما مال هم باشيم تا ايشان مطمين باشند که من مال ايشان هستم وبا کس ديگري ازدواج نخواهم کرد و من و خانواده ام هم موافقت کرديم آخه هم خانواده ايشان براي ما شناخته شده هستند و هم خودشان به علت رفاقت با برادرم خوبيشان برايمان ثابت شده است دوست دارم نظر شما را در اين رابطه بدانم به نظر شما چند درصد از پسر ها در چنين مواقعي روي حرف خود باقي مي ماند و يا چند درصدشان عشق واقعي دارند اصلا کار ما درست بوده؟  
من يک دختر هفده ساله هستم که تا به حال عشق را تجربه نکرده ام علاقه اي هم به اين کار قبل از ازدواج ندارم علاقه خاصي هم به ايشان ندارم البته نه اين که دوستش نداشته باشم اما تا زماني که ازدواجم با ايشان حتمي نشده نمي خواهم خودم را درگير عشق کنم چون مي ترسم ايشان چند وقت بعد نظرشان عوض شود .
شهاب مرادی :سلام/  تصمیم مدبرانه ای به نظر نمی آید. و سوالات متعددی وجود دارد مثلا:
 
1. چرا بدون اطلاع فامیل.
 
2. اگر از مرحله ی انتخاب عبور کردید چرا عقد رسمی علنی نکنید؟ و اگر انتخاب قطعی نیست جرا هزینه ی ریسک آن را فقط دختر بدهد.
 
3. برنامه مدون و زمان بندی شده ی پسر و خانواده اش بسیار مهم است! یک پسر 19 ساله برای ازدواج چه می تواند داشته باشد؟! آیا زمان ازدواج یک پسر 19 سالگی است؟!!! انجام تحصیل،سربازی و به دست آوردن شغل و تمهید مقدمات زندگی واقعا زمان بر است در حالی که شانس ازدواج در گذر این زمان بهتر هم می شود و شانس ازدواج دختر  هم سن و سالش کم و کمتر!
 
4. دخترم مراقب باش خانوادگی جوگیر نشوید.
 
لطفا به جای ادامه سوال و جواب فکر کن و حضوری از مشاور کمک بگیر.  شما فقط 2روز است با اینجا آشنا شدید و معلوم است که پیامها (بیش از 7000 پیام! ) و یادداشت ها را نخوانده اید. وقت بذارید و بخوانید و بخوانید...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:15704  |  120 امتياز

باران1389
از حوالي تهران
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۴۲
سلام 
 
در پرسشنامه گزينه 8 را ( چک باکس بگذاريد ) نه بوک مارک
شهاب مرادی :سلام/ مجدد دیدم، شما هم دقت بفرمایید چک باکس لازم ندارد چون فرد فقط یک مورد را باید مشخص کند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:15634  |  18 امتياز

حاج ناصر
از tabriz
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۳۹
سلام سال نو مبارک با پیامک خیلی موافقم خیلی. در جلسات مهمانی عید به جوان تر ها توصیه کردم بیایند و بخوانند.
شهاب مرادی :سلام/ سال نو مبارک .  یاعلی »»» پیامک؟!
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:15597  |  42 امتياز

غزل
از تهران
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۱۵
سلام حاج آقا.اسم من غزله.برنامتونو ديدم.حاج آقا خدا خيرتون بده واقعا از فرمايشاتتون لذت بردم اما فکر ميکنم نزديک به ۵ـ۶ ساله که شادي براي من معناشو از دست داده از وقتي که پدرم ما رو به ازاي عشوه هاي يه زن کثيف و خيابوني فروخت.از وقتي که به هر بهانه اي و به خاطر هر حرفي از بي کسي مادرم سواستفاده کردو به قصد کشت کتکش زد.از زماني که همه گول ظاهر حق به جانب و ريش و نمازاي رياييشو خوردن و گفتن حق با اونه اين در حالي بود که من و مادرم چه شبهايي که تا صبح کاري جز گريه نداشتيم و چه محبتها و چه وقتها و چه پولهايي که از جانب پدرم صرف هوي و هوسش نشد. پدرم فقط به ما خيانت نکرد اون به ما ظلم کرد ظلمي که حتي دشمنم به آدم نميکنه چه برسه به يه مرد در حق زن و بچش.شايد کاري که من کردم هيچ بچه اي نکنه يا دلش نياد اما من آرزوي مرگ پدرمو کردم از کارمم اصلا پشيمون نيستم يا از عذابش نميترشم چون اون به ناحق به ما ظلم کرد.به ناحق مادرمو عذاب داد ------ .با اين حال شما بگين من چطور ميتونم شاد زندگي کنم؟؟؟؟؟.اگه بدونين چقدر دلم از همه چي پره و نميتونم به کسي بگم ----- -به خدا اگه از ترس اون دنيا و ترس از بي کسيها و تنهايي هاي مادرم نبود تا حالا صد بار خودمو کشته بودم-----.حاج آقا من فقط ميخواستم يه کم درد و دل کنم اما شما که به خدا نزديکترين به خودش قسمتون ميدم بهش بگين اين حق من نبود.من که هيچ وقت ازش غافل نشدم.من که هميشه گفتم توکل به خودش..بگين اگه امتحانم بود ديگه بسه ----- بگين ديگه نميتونم------- (غزل18 ساله)
شهاب مرادی :سلام/ تا حدودی میشه تصور کرد که چه حالی دارید. احساس خشم و نفرت و دلبستگی! و سرخوردگی از کلام شما پیداست. واقعا سخته که آدم نگاهش نسبت به پدر یا مادرش که اساس هویت او هستند، عوض بشه. و آنها را دوست خود نداند به قول سعدی 
از دشمنان برند به دوستان شکایت                چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟
 
اما شرافت انسان در کنترل و تقواست. امام صادق علیه السلام می فرمایند کسی که به والدین ظالمِ خود با خشم بنگرد خدا نماز آن فرزند را قبول نمی کند.
 
خدا از ما انتظار دارد خشم و نفرتمان را کنترل کنیم والا اسب خشم و ... اگر رم کند، به سوار خود آسیب فراوان می زند و شاید او را نابود کند؛ چراکه الغضب مفتاح کل شر غضب کلید تمام بدی ها و شرهاست.
 
 
اگر تصمیم گرفتی این احساس را کنترل و تعدیل کنی، توصیه می کنم برای فراگیری مهارتهای لازم و سایر کمکها به مشاور مراجعه کنی. مثلا خانم ایران منش ؛ زندگی بهتر
 
زهرا سادات از تهران

 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:15519  |  109 امتياز

ف_ب
از همدان
امضا شده : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۵۲
سلام! 
مزاحمت منو ببخشيد . چند وقت پيش هم2بار براتون پيغامگذاشتم ولي خوب ماشالله با اين حجم ورودي حدس ميزدم که پيامم ديده نشه. موضوع مورد سوالم رو سرچ کردم و چندتا نمونه ي تقريبا مشابه ديدم ولي يه جاهايي ابهام داشتم پس با اجازه ي صاحب سايت : 
پسر عموم 5 سال بود که با سماجت خواستگاري ميکرد ( از 21 سالگيش) ، اون اوايل همه مخالف اين ازداج بوديم به جز خودش ، تا اينکه آذر 87 اومدن خونمون تا پرونده ي اين خواستگاري لعنتي دوباره به جريان بيفته ! جواب من ( که الان 22 سالمه) مثل هميشه يه چيز بود ؛ نه ! اما اين دفه همه راضي بودن ! تقريبا 6 ماه از اون موقع ميگذره و چون شغل پسر عموم هنوز تثبيت نشده اجازه ي عقد ندادم و شکر خدا هي سنگ ميافته جلوي قضيه و ماجرا عقب ميفته ! من دلم ميخواد که يک سرش کنم ولي مادرم نميذاره و مدام اين جمله ي عجيشو تکرار ميکنه که : از اين بهتر براي تو نمياد و مطمئنم اينو به خاطر وضعيت خوب ماديشون ميگه اما اينکه چرا اين آقا به دل من نميشينه به خاطر يه سري رفتاراشه که ميخواستم چندتاشو براتون بشمرم تا نظر شمارم بدونم و ببينم که بايد ازشون بترسم يا نه :  
( اگرچه خانوادم ميگن اين حرفا چرنده )  
1) خيلي ضد نظام حرف ميزنه که از اونجايي که من واقعا نظام کشورمو دوست دارم حرفاش برام سنگينه  
2) هيچ اعتقادي به ... و روحانيت و مجالس اهل بيت نداره ، مثلا شما که اومده بودين همدان و سخنراني داشتين ،هرچي سعي کردم بياد باهم بريم 
قبول نکرد و با يه بهانه ايي به قول خودش پيچوندم يامثلا الان که آقاي پناهيان اينجا سخنراني دارن ، محض امتحان بهش گفتم بيا ، گفت : روضه موضه که ندارن ؟ حالم از روضه بهم ميخوره !!!که البته اونم پيچوند .  
3 ) توي گوشيش کليپ هاي تصويري از خواننده هاي طاغوتي زن فراوونه که نسبت به يکيشون ارادت خاصي داره !  
4) 26 سالشه اما از زماني که به سن قانوني رسيده تا الان هرگز و هرگز و هرگز دنبال کار ، حرفه ، هنر ،علم و... نبوده ، کارشو باباش ميخواد براش جور کنه ، خونشو باباش براش خريده ، جورابشو باباش ميخره خلاصه يه صد تومني از خودش تو جيبش نداره . ( خانواده ي خوبي داره اما نميدونم چرا بين خواهرو برادرش اين يکي اينجوريه) 
5) خيلي لوس بار اومده ، من بارها بهش گفتم اين دوران قبل از عقد فقط براي شناخت بيشتره نه براي اينکه بهم محبت کنيم اما عملا به من فهمونده من وظيفمه از الان به آقا محبت کنم!( ... )  
6) من چادريم و به حجاب معتقد ومقيدم ، حتي عطر و آرايش هم بيرون از منزل ندارم، ميگه " آرايش کن بيا برون ببينم چه شکلي ميشي ؟ " يا " نکنه مثه اين بسيجي ها چادر بپوشي " يني کيپ چادر نپوش !  
7) يکي از آشناها بهم ميگه نکنه نه بگي دلشو بشکني ، پاشو ميخوري اونوقت ! من با اين بشر جه کنم آخه ؟ مادرمم اينجور موقع ها باز از اون جمله هاي شاهکارش ميگه که : تو برو و اصلاحش کن ! ولي من نه توانش رو دارم ونه حوصله شو ، خانواده ي من مذهبي هستن باورم نميشه موافقن ! شما بگيد حاج آقا اين آدم ترسناک نيست ؟ اصلا جوجوئه !ميدونم طولاني شد .اگه تونستين سريع جوابمو بدين وقتم داره تموم ميشه ديگه، حلالم کنيد به قولي يک در دنيا صد در آخرت ! يا علي
شهاب مرادی :سلام/ يك نه محكم و بدون ترديد بگوييد خيال خود را راحت كنيد.
 
البته 4 مورد از خطاهاي اين انتخاب شما را در همايش همدان شرح دادم. هرچند كه شما خود را در موضع انفعال و "تحميل تصميم" قرار داده ايد.
 
هر دو جمله تكراري مادر 1. بهتر از اين نمي آيد و 2. اصلاحش كن نادرست است.
 
(احترام والدين را حتي در زماني كه اشتباه و يا خداي نكرده ظلم هم مي كنند نگهداريد. و محترمانه، با تواضع و ابراز محبت ؛
 
تصميم و نظرتان را قاطع بيان كنيد و مشئوليت تصميم خود را بپذيريد.)
 

 
اين يادداشت را مجددا با دقت بيشتر بخوانيد.
 

 
 
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:15497  |  1173 امتياز

غزال
از تهران
امضا شده : ۱۹ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۵:۳۸
سلام حاج اقا مرادي.  
يک سوال از خدمتتون داشتم. آيا فکر گناه هم گناهه؟ مثلا" در خيالمون فکر کنيم داريم يک گناه را انجام ميديم. متشکرم.
شهاب مرادی :سلام/ فکر نیز جزء افعال است و اگر آلوده باشد صاحب آن فعل معصیت کرده است.
 
افکار، اوهام ،خیالات و گمان ها را باید کنترل کرد؛«اجتنبوا کثیرا من الظن انّ بعض الظن اثم»
 
به این چنین فکرهایی که اشاره کردید "خیال" می گویند و لازم است که مراقب خیال باشید و آن را کنترل کنید زیرا اسب خیال سرکش است و مقدمه ورود به بسیاری از گناهان، خیال های آلوده است.
 
(مثلا ابتلا و عادت به استمناء با خیال پردازی های جنسی شدیداً ارتباط دارد.)
 
اما تصمیم به انجام معصیتی که فرد از انجام آن منصرف میشود، معمولا عقوبت ندارد ولی باز بهتر است که استغفار کند.
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:15196  |  897 امتياز

آذردخت
از شيراز
امضا شده : ۱۹ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۱۹
با سلام و خسته نباشيد. راستش از ديدن سايت و اين حجم سوال و بيشتر از اون، پاسخهاي شما هيجان زده شدم. واقعاً ممنون 
راستش من 28سالمه، کارشناس ارشد روانشناسي و مشاور هستم. دو سال هست که ازدواج کردم. با پسري که به قول مادرش بسيار متقي است و البته من که نميدونم ملاکهاي تقوا چيه؟ ولي الان بخاطر برخي مسايل دچار مشکل هستم که هم راهنمايي براي خودم ميخوام و هم براي کساي ديگه اي که مثل من هستند(البته ببخشيد که صريح صحبت ميکنم): 
همسر من به لحاظ ميل جنسي بسيار قوي هست اما خيلي به من راغب نيست و اين موضوع را به اين دليل ميدونه که من اندام خوش تراشي ندارم. کمي بعد از ازدواج به من گفت که قبلا با دخترخانمي صيغه محرميت خوانده و فقط نيازهاي جنسي اش را برطرف مي کرده، فيلمها و عکسهايي را در اينترنت سرچ ميکنه که بسيار زننده است. حتي براي همين موضوع اقدام به خريد ماهواره کرد که من بارها به طرق گوناگون صحبت ردم و نهايتاً با دعوا از دست کانالهاي ماهواره راحت شدم. تمام اين مسايل با اين توجيه بوده که وضعيتش نسبت به من که همسرش هستم بهتر ميشه حتي من رو مجبور ميکرد براش دنبال زن صيغه اي بگردم تا به عنوان جايزه کمي به من توجه کنه وووو 
من بسيار در فشار هستم چون خودم هم نيازهايي دارم و خيلي کم و مطابق شرع اسلام 4ماه يکبار برآورده ميشه. 
خيلي کارها کردم که بهتر بشه، خيلي خرج ظاهرم کردم اما بنظر ميرسه همه اش بهانه است و يکي از بهانه ها اين است که اشان از نظر عاطفي حساس هستند اگر مثلا اسم يکي از اعضاي خانواده شان را بياورم روي احساسشان نسبت به من تاثير منفي مي گذارد. من چه کار بايد بکنم؟ براي همسرم؟ براي رفع نياز خودم؟ 
واقعاً ملاکهاي تقوا چيه؟
شهاب مرادی :سلام/ سرآغاز مسئله در عزت نفس (Self-esteem) شماست.
 
لطفا دقت کنید: او حق ندارد و اجازه ندارد همسرش را تحقیر کند و ... ولی پایه مشکل در اینجاست که شما این توهین و تحقیر را پذیرفته اید. نپذیرید و با او قاطع صحبت کنید. حقوق مسلم خودت را بیان کن و با احترام و محبت و البته قاطعیت برای بهبود شرایط قوانین جدید و باید و نبایدهای شرعی و عقلی را در خانه و خانواده حاکم کنید و از او برای بهتر شدن زندگی قول بگیر و مراجعه به مشاور .
 
در ابتدای مرحله خوب است مادرش را و یا خانواده ها را در جریان بخشی از امور قرار دهید.
 
شما روانشناس هستید و نه من شما را به هیچ وجه سرزنش می کنم برای این انتخاب غیر کارشناسانه
 
و نه خودتان غصه بخورید و از سرزنس بپرهیزید بلکه توصیه می کنم برای حل مسئله و ساختن این زندگی با اراده محکم و اعتماد به نفس (confidence) تلاش کنید و وضع را از خرابتر شدن حفظ کنید.
 
از برخی مراجعین شنیده‌ام که پیشنهادهای بی شرمانه‌ی بسیار کثیفی از این جور شوهرها شنیده اند و یا...
 
اگر بهتر نشد به طلاق فکر کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:15078  |  664 امتياز

بالا