آمار

بازدیدکنندگان: 6486182
حاضرین در سایت : 18 نفر و 1 نفر عضو
  • آسا
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 183462
بازديد هفته گذشته : 48732
بازديد روز گذشته : 7401
بازديد سال جاري : 810778
بازديد ماه جاري : 44396
بازديد هفته جاري : 37890
بازديد امروز : 5516
نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7576 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 »

نامورودی
سهراب كاشي زاده
از Tehran
امضا شده : ۳۰ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۴۸
سلام.من به خاطراين كه شخصيت و حس مسئوليت پذيري ام براي اداره زندگي ندارم ميخواهم ازدواج نكنم  
ايرادي دارد؟
شهاب مرادی :سلام/ آفرین، ولی نه برای همیشه تا بهبود و تقویت مسئولیت پذیری
پس هر چه زودتر برای درمان به مشاور مراجعه کن و سپس ازدواج موفق ان شاءالله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1427  |  86 امتياز

سيد مجيد عمادي
از تهران
امضا شده : ۲۰ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۳۷
برادر گرانقدر جناب آقاي مرادي 
با سلام و عرض ارادت تقاضاي نشست ماهانه براي جمعي از دانشجويان ودانشكاهيان وخانواده ايشان را درمنزل تقديم داشتم كه پاسخ ان نرسيده است سپاسگزار خواهم يود اگر اعلام نظر فرماييد مكان خيابان شيخ بهايي حوالي دانشگاه الزهرااست
شهاب مرادی :سلام/ مشکلی نیست. لطفا از طریق یک معرف اقدام بفرمایید.لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1427  |  0 امتياز

لالهامضا شده : ۲۹ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۰:۴۱
salam sobe jomatoon bekheeyr agha moradi 
hamishe montazere in lahze boodam ke betoonam biyam o ye alame harff bezanam amma alan hame soalam yadam raff 
ammma ye chizi- agha moradi khoda ta che andaze tobe ghabool mikone?ta chan bar?az zendegim ba hameye talkhiya va shiriniyash raziyam amma gahi khodam baese azare khodam misham haj agha moradi gerye kardane ziyad gonahe?
شهاب مرادی :سلام/1.مهم در توبه حس پشيماني وعزم جدي براي عدم تكرار گناه است .مغفرت ومهرباني خدا بي نهايت است .
2.گريه از سر نا اميدي يا نارضايتي از زندگي وبه معني ناسپاسي ونارضايتي از الطاف ونعمت هاي خداكار خوبي نيست گريه ي با ارزش گريه ي شوق وعشق به خداست وگريه برحسين عليه السلام والبته بر هر درد بي درمان دواست
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1426  |  20 امتياز

مهلا 28
از مشهد
امضا شده : ۱۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۲۷
÷سلام من دختر معلول 28 ساله نسبتا موفقي هست تا الان خيلي به فکر اينده نبودم يعني بون و نبودن يه مرد تو زندگي ام خيلي مهم نبود اما مدتي خيلي دارم اذيت ميشم از همه لحاظ طوري که بارها تنها راه ÷اک موندن و راحت شدن از اين حس رو خودکشي ديدم به نظر شما مرگ به ازاي راحت شدن از شر شيطنان گناه؟؟ تو رو خدا جوابم رو بدين
شهاب مرادی :سلام/ گمان می کنم پاسخ این سوال را خودتان هم می دانید که در حل مسئله، فرار(خودکشی یا مراتب پایین تر آن) در هیچ منطق عاقلانه ای پسندیده نیست.
آیا به مشاور مراجعه کرده اید؟ برخی از مشاوران بهزیستی را بسیار خبره و باتجربه دیدم.
اما یک توصیه: روی این مسئله کمتر فوکوس کنید! فراموش نکنید که تمرکز و تکرار یک موضوع -حتی معمولی- از آن یک معضل می سازد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1426  |  79 امتياز

مريم
از زير اسمان خداي مهربانم
امضا شده : ۲۵ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۳
سلام  
خدايا !درست است که خسته ،در هم شکسته ، خون به چشم نشسته ، پرنده اميد پاي بسته وخواب از چشم رسته از بارگاه تو رانده شوم ؟مگر من به غير تو مي شناسم؟مگر به منزلي جز خانه تو راه مي برم ؟مگر دل به معشوق ديگري داده ام ؟مگر پيشاني بر خاک ديگري سائيده ام ؟مگر در هجران ديگري سوخته ام ؟که اميد به غير تو داشته باشم؟مگر جز تو تمامت خوبيست ومگر نه تمامي خير به دست توست ؟چگونه در آرزوي غير تو باشم وآفرينش وفرمان به دست تو باشد ؟تويي که ميوه ناطلبيده از درخت فضل خويش برايم با آورده اي ، تو که چشمه ناگفته ام آب جوشانده اي .چگونه حال که گرسنه وتشنه به اميد بوستان ومزرعه تو آمده ام تهيدستم بازمي گرداني ؟من دست خسته به تو داده ام وتو آن را محتاج دست خسته ديگر مي کني ؟ من دل شکسته به تو بسته ام ، تو به بيچاره اي ديگر حوالتش مي دهي ؟ من در خانه تو را مي زنم ، تو مرا به پيش مثل خويش مي فرستي ؟ نه ، اي در انديشه وجود نيست ، اين در باور ممکنات نمي گنجد ، اين غير ممکن است .اي آنکه هر که در جاده رحمتت گام نهاده ، به بوستان سعادتت رسيده ! هر دل که هواي تو کرده ، پا بر فرق تو نهاده !هر سر که سوداي تو گرفته چشم از سواد وبياض عالم برگرفته !در هر دل که ياد تو تپيده ، خاطرش آرميده وباور غير تو رميده !با انتقام تو هيچ گنهکار طالب بخششي به وادي شقاوت نرسيده .چگونه فراموشت کنم که تو از يادم نبرده اي !چگونه چشم از تو برگيرم که تو چشم به من دوخته اي !چگونه از تو بگريزم که تو مرا در بر گرفته اي ! خداي من ! دست به دامن کرم تو آويخته ام وپاي اميد براي نيل به عطاياي تو سرعت بخشيده ام ودست آرزو براي برگرفتن نعمت تو گشاده ام ! خدايا !مرا در کارگاه يکتايي خويش صيقل ببخش تا آينه دار جمال تو باشم .مرا در کوره توحيد بندگانت امتيازي ديگر گونه بخش که کارگزار تو باشم .اي پناه هر گريزنده ! و اي اميد گاه هر جوينده!اي برترين قله اميد ! واي زيباترين قاصد نويد!اي آنکه به تو جز با تو نتوان رسيد !اي مهربانترين منادي !اي آنکه اشک را قبل از اينکه بر زمين بريزد به دامن مي گيري !اي آنکه دلهاي شکسته را بند دستگيري مي زني !اي آنکه محرومان وسائلان وفقيران را نه رد نمي کني که در لطف مي گشايي !اي آنکه گل آرزوي خودت را نه پرپر ني کني که خود آبياري مي کني !اي آنکه خواننده گانت را در رحمت گشاده اي واميدوارانت را پرده بالا زده اي !به بزرگواريت بخشش بي نهايتت قسم که بر من آنسان منت نهي از عطايت که چشمم روشنايي بيايد ، واز اميدت که دلم اطمينان واز يقينت که مصايب دنياي فاني بر من آسان شود مرا آنچنان يقيني ده که پرده هاي ظلماني چشم دلم پاره پاره گردد ، به رحمت جاودانه ات ، اي مهربانترين مهربانان . منبع : صحيفه سجاديه امام سجاد (ع) 
التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1426  |  0 امتياز

خاطره
از اصفهان
امضا شده : ۲۵ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۴۸
سلام حاجي.من فردا بليت دارم دارم ميرم مشهد برا 2سال.دانشگاه. 
بر م دعا کنيد. 
شايد ديگه نتونم پيام بزارم.خواستم خداحافظي کنم.يا علي
شهاب مرادی :سلام/ فالله خیرٌ حافظاً و هو ارحمُ الراحمینَ.
چرا؟ دسترسی به اینترنت که دشوار نیست. من هم از شما که می روید و مجاور حضرت میشوید التماس دعا . یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1426  |  2 امتياز

حسین زیبائامضا شده : ۱۷ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۵:۲۶
سلام از صحبتهای جالب شما در تلویزیون بسیار متشکرم امیدوارم این روند همچنان جاری و هدفمند باشد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1425  |  0 امتياز

شرارهامضا شده : ۲۹ دی ۱۳۸۵ ساعت ۰۰:۱۱
مطمئناً از مفاخر این سرزمین هستید... همین کافی که از تمامیِ اسامیِ خالقمان «هو الرئوف» را انتخاب کرده اید که خود گویای نیاتِ باطنیِ شماست... 
برایتان آرزوی نورِ بیشتر و بیشتر رادارم...
شهاب مرادی :سلام/... بلكه مفتخرم كه در اين سرزمين پاك كه مهد شيران ودليران ومهدعشق به اهل بيت است، به دنيا آمدم.يا علي
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1425  |  47 امتياز

حسین مظفری
از رشت
امضا شده : ۳۰ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۳۹
بانام ویاد خدا 
سلام 
پسری هستم که عاشق خواهرزن برادرم هستم ولی مادرم راضی به این وصلت نیست من بااین خانم رابطه تلفنی دارم و هروقت به خانه ی برادرم میروم بااودیدار میکنم یک دعای کاری درحال این جوان عاشق بفرمایید تامادرم راضی شود ومن بااین دختر وصلت کنیم ان شا الله
شهاب مرادی :سلام/ مراقب باش به گناه آلوده نشوی!
اگر بر مبنای استدلال و تعقل این انتخاب و ازدواج به صلاح توست، آن استدلال ها را اول با یکی از یزرگان وعقلای فامیل مطرح کن و اگر او هم تائید کرد که عاقلانه است ،همان استدلال ها را با رعایت ادب و تواضع برای مادر بیان کن حتما می پذیرد.
عقل، تفکر و بهره بردن از مشورت دیگران خصوصا پدر ومادر بهتراست تا پیروی از دل.
لینک را ببین و به دقت بخوان .
موارد یادداشت "یک نه، برای موفقیت و سعادت " را هم مد نظر داشته باش.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1425  |  2 امتياز

زهره
از مشهد مقدس
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۹
دوباره سلام آقا  
شرمنده مي خواستم بگم من خيلي براي جواب دادن طولش بدم تا آخر صفر است خواهش مي کنم اگه مي شه زودتر جواب منو بدين مي خوام نظر شما رو که زياد تجربه دارين رو هم بدونم يه خواهشي اين که به قول خودتون اينو رو هم در نظر بگيرين که ممکنه موقعيتهاي من با توجه به اين که مثل بقيه دختر خانوما نيستم کمتر باشه يا در حد من نباشه  
التماس دعاي خيلي زياد
شهاب مرادی :سلام/ مورد خوبی است آیا رسما اقدام به خواستگاری کرده؟
با توجه به شرایط شما مطلقه بودن و همسنی شما رضایت و همراهی خانواده پسر شرط جدی و مهمی است.
چند جلسه ای صحبت کنید و اگر مشکلی نبود ازدواج کنید.ان شاءالله سپید بخت شوید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1425  |  2 امتياز

يکي که رضايت خدا واسش مهمه
از سرزمين عشق
امضا شده : ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۶
سلام حاج اقا.خدا قوت.ميخواستم بدونم حرف زدن با نامحرم حتي اگه بدون نگاه باشه{تلفني} حتي اگه حرفاي معنوي باشه و در حين مکالمه از ياد خدا غافل نشيم باز هم حرامه؟ يه سوال ديگه هم داشتم.دعا کردن واسه نامحرم اشکال داره؟حتي اگه در طي مسير حق کمکمون کرده باشه؟ممنون موفق باشيد
شهاب مرادی :سلام/ خودت را گول نزن! وقتت را تلف نکن.

1. در طی مسیر حق بهترین کمک این است که به هر چه می دانی عمل کنی ... فبما علمت فعمل

2. اگر راست می گی حرفهای معنوی و دلیت را با خود خدا بزن!

3. کسی که اظهار عشق و علاقه می کند و نسبت به خواستگاری رسمی فوری تو اقدام نمی کند را مزاحم بدان.

خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1425  |  61 امتياز

اسحاقی
از کرج
امضا شده : ۰۱ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۱۳
سلام حاج آقا ، وقت بخیر . می دونم هنوز اصفهان هستید و معلوم نیست کی این پیام رو بخونید . 
 
هر کار کردم نتونستم خودمو نگه دارم و این پیام رو نفرستم . دیروز توی پیوندها ، وبلاگ آقا محسن رو دیدم و رفتم یادداشت ها رو خوندم . واقعاً نمی خوام ناراحتتون بکنم مخصوصاً تو این روزها که نزدیک سالگردشونه ، هر وقت خواستم ازتون سئوال کنم نتونستم ، هر دفعه کتاباشونو توی کتابخونه دیدم خواستم چیزی بگم دلم راضی نشد که ناراحت بشید ولی دیگه نمی تونم خودمو نگهدارم . 
 
... خواستم بگم یه جورایی کپی برابر اصل خودتون بود (نمی دونم اینجا باید بگم دور از جون شما یا نه ، به هر حال بلا از شما دور) ، حاج آقا معلومه چنین آدمی روی زمین موندنی نیست ، خدا منو ببره که چی بشه ؟ معلومه اونو می بره و مشتاق دیدنشه . حاج آقا اعصابم خورده ، بیشتر یادداشت های آخرشون روی بلاگ از نظر زمانی وقتی بوده که من با کاروان عمره دانشجویی ، اونم تو ماه رجب ، مدینه و مکه بودم (نمی دونم اینو قبلاً بهتون گفته بودم یا نه ؟ مهم نیست) دیروز یه لحظه فکر کردم این آدم (به معنای واقعی آدم) با ما تو اون سفر بوده ، هرچند اینجا روی تخت بوده و درد داشته . نمی دونم برای چی این پیام رو گذاشتم ، از دیروز تا حالا دارم فکر می کنم که فرق من با این آدمها چیه ؟ کجای کارم می لنگه ؟ 
 
می دونم اعصابتون رو خرد کردم ، منو ببخشید . برامون دعا کنید ، برای من و همه مریضای مثل من . 
 
(در ضمن بلاگ زندگی بهتر باز نمیشه
شهاب مرادی :سلام/ . از تفقد شما متشکرم البته ما سالگرد را به تاریخ شمسی می گیریم(20 آبان)
ولی عصبانی؟! نه، چرا؟؟؟ جداً راضی هستیم به رضای او
و شادم که او را دوست داشته و دارم و ممنون خدای مهربانم برای همان چند سالِ محدود برادری و دوستی با آقا محسن عزیز
رحمه الله تعالی و حَـشَرَه الله مع اولیائه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1425  |  19 امتياز

سعيده حسين بور
از آذربايجان شرقي-مرند
امضا شده : ۲۸ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۲
با سلام 
دختري هستم 18ساله دانشجوي رشته ... با يک خانواده مذهبي. بسري19ساله ... خصوصی... آقاي مرادي کمکم کنيد تا ترس ازآينده نداشته باشم .باتشکر
شهاب مرادی :سلام/ به هیچ یک فکر نکن و توهم عاشقی نداشته باش خواستگاری رسمی را معتبر بدان نه گوشه و کنایه!
بهتراست با پسری که کمی بزرگتر باشه ازدواج کنی
 یک پاسخ ، پاسخ دیگر ،
 سرچ علاقه های یک طرفه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1425  |  29 امتياز

ف.ا
از ايران
امضا شده : ۳۰ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۱۰
سلام حاج آقا... 
نماز و روزه هاتون قبول باشه... 
 
...( خصوصي) ... 
حالا حاج آقا من چه كنم كه ازين آشفتگي رها بشم ؟ 
چه دليلي براش بيارم ؟  
چي كار كنم اون منو فراموش كنه؟ 
اصلا اگه من جاي دختر شما بودم شما چي كار ميكردين ؟ 
آيا موافقت ميكردين؟ 
التماس دعاي فراوون.
شهاب مرادی :سلام/ پیام خیلی طولانی بود.
مسئله به این پیچیدگی نیست . او فقط یک خواستگار است .همین !
که البته ظاهرا نباید پسر بدی باشد.

نکته مهم: خواستگاری با عقد کنان متفاوت است در خواستگاری نباید کسی منتظر شنیدن "بله" از دختر باشد.
همیشه باید  "بررسی" و "چند جلسه گفتگو" مقدمه ی پاسخ نهایی از طرف دختر باشد.
به موضوعات فانتزی و شبه عرفانی که از طرف مقابل (پسر یا دختر یا خانواده های آنها) مطرح می شود، توجه نکنید و جدی نگیرید مثل: در خواب شما را به ما معرفی ...
به دنبال حرف های منطقی و معقول و سنجیده باشید.
طرفین از خیال بافی (که یکی از مکانیزم های دفاعی است) بپرهیزید.

در ضمن ؛ تمام پیام های ارسالی شما را خواندم ...
لطفا پیام های قبلی را جدی تر بخوانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1424  |  82 امتياز

من ملک بودم
از فردوس برین جایم بود
امضا شده : ۰۷ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۴۴
سلام 
من از چند سال پيش گرفتار گناه استمناء شدم  
بعد از مدتي فهميدم که اگر کسي جنب شد بايد غسل کند  
ولي نميدانستم فقط آقايان بايد غسل کنند يا خانمها هم بايد غسل کنند  
به هر حال بعد از اون باز هم به اين گناه ادامه دادم ولي غسل ميکردم  
هر چند تا 7 ماه پيش چون از عواقب اي کار خبر نداشتم گرفتارش بودم ولي وقتي متوجه شدم جدا از عواقب جسمي و جنسي و رواني که اين کار داره در روز قيامت خدا از کساني که مرتکب اين گناه ميشوند روي گردان است و اينان از ملاقات با خدا محروم هستند مصمم به ترک اين گناه شدم 
الحمدلله به لطف خدا و واقعا به کمک خودش و توجه بيشتر و بهتر به نمازم و خواندن نماز اول وقت مدت 7 ماه است که به طور کامل اين گناه رو ترک کردم و از خدا طلب بخشش و مغفرت کردم  
و به عينه تاءثير آيه اي که ميفرمايد (( همانا نماز شما را از فحشا و منکر باز ميدارد )) را در زندگي حس کردم چون به لطف خدا نه تنها از اين گناه بلکه از خيلي از زشتيها و گناهان ديگه رهايي پيدا کردم .  
سوال من اين است که اگر خانم ها هم بايد غسل کنند تکليف نماز و روزه هاي بدون غسل من چيست 
با تشکر  
خدانگهدار  
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ پاسخ
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1424  |  2 امتياز

سعيد
از تهران
امضا شده : ۰۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۱۴
سلام  
خيلي خيلي ممنونم ازتون بخاطر همه چيز: 
از قبل با شما آشنا بودم اما بعد از اعتکاف و سخنرانيتون در مسجدالنبي شهرک غرب فکر کنم دوستتون دارم 
سوال: 
ملاک هاي ازدواج چيه؟ 
يعني چه سوالهايي بايد از طرف بکنم؟ 
چه رفتارهايي ازش ببينم؟ 
چه بحث هايي بايد بشه؟ 
واقعا نميدونم  
2-يه دخترخانمي تو دانشگاه بهم علاقه مند شده!يه مدتي هم با هم رابطه داشتيم (سالم) 
فکر ميکنم از لحاظ خانواده و فکر ... هيچ سنخيتي با هم نداريم 
اگر هم داشتيم الان به ازدواج فکر نمي کنم(نميتونم فکر کنم) 
چطور و با چه دلايلي خيلي منطقي رابطه رو قطع کنم که بهش ضربه روحي وارد نشه ؟ 
خيلي ممنون 
خيلي دعاتون ميکنم 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ دلایل شما منطقی است در قالب خبر به او اطلاع بده و از او عذر خواهی کن و خداحافظی کامل و
تمام.
این حتما به صلاح اون دختر خانم محترم است و اصلا نگران او نباش.
پاسخی برای دیگران
ریسک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1424  |  33 امتياز

طاهره
از تهران
امضا شده : ۲۱ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۴۳
سلام من از خودم خسته شدم تا حالا خيلي توبه كردم ولي هربار شكستمش از شهوت  
حس ميكنم اگه ي بار ديگه توبه كنم خدا منو نميبخشه چكار كنم ك شيطون ديگه گولم نزنه؟ بهم كمك كنيد توروخدا
شهاب مرادی :سلام/ صد بار اگر توبه شکستی بازای
به مقابله و جنگ با شیطان درونی برخیز
با تقویت عقل (به وسیله مطالعه و تفکر و تلاوت قرآن و تدبّر در آیات کریمه قرآن )
و با تکثیر و تقویت معنویت در برنامه های روزانه ات مثل خواندن نماز نافله و ذکر و توجه بیشتر به حجاب و ...
خدا حتما کمکت می کند.
خودت را سرزنش نکن ولی از موعظه دریغ نکن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1424  |  7 امتياز

mohanna
از تهران
امضا شده : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۲
سلام حاج اقا 
شبتون بخير 
خدا قوت 
چند شبه اعلاميه سخنراني شما را حوالي خيابان فخر اباد زده اند اما خبري از اين اعلام در برنامه هاي شما نيست ! 
قضيه چيه؟ 
التماس دعا 
ياحق
شهاب مرادی :سلام/ بله (روضه ی منزل حاج آقای حدادیان) یک شب قول داده ام

و آن ؛ شب جمعه است 24 بهمن
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1424  |  0 امتياز

مهشيد67
از نائين
امضا شده : ۱۹ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۰۶
سلا حاج آقا 
عيد بر شما مبارك 
من را به خاطر داريد؟ 
اومدم خبر بدم با همون خواستگاري كه اولش خانوادم مخالفت مي كردن ازدواج كردم. 
بعد از تحقيقات نه تنها مخالفتشون خوابيد بلكه مشتاقم شدن. 
از اينكه توي اين مدت وقتتونا براي من گذاشتيد سپاسگذارم. 
التم س دعا
شهاب مرادی :سلام/ مبارک باشد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1423  |  3 امتياز

راضيه
از اصفهان
امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۱۴
سلام اين عيد خجسته را به شما وخانواده محترمتان تبريك عرض ميكنم اين دوبيت شعر راهم براي بازديد كنندگان محترم مي نويسم البته اگر منتشر بشه  
زيباست كه با خداي خود چت بكنيم  
درسايت نماز شب عبادت بكنيم  
اي كاش كه فلاپي دلها را  
با عشق رسول الله فرمت بكنيم  
خيلي هم خوشحال شدم كه امشب برنامه در تلويزيون داريد عيدي خيلي خوبي هست ممنون
شهاب مرادی :سلام/ و یک شوخی : اجمالا نسبت به چت با این فرهنگ چت مخالفم حتی با خدا
از همان روش سنتی دعا و مناجات استفاده کنید بهتر است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1423  |  4 امتياز

محدث
از بجنورد- مشهد
امضا شده : ۳۱ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۵۳
سلام  
چقدر پیام گذاشتن برای شما سخت است... 
یک مطلب در مورد مسجد نوشته ام . خوشحال می شوم بخوانید و نظر دهید 
 
(http://manma...gf a.com/post-104.aspx) 
 
[سل م 
 
مدتی است که در برنامه «مردم ایران سلام» بخشی اختصاص پیدا کرده به موضوع مساجد . کارشناس برنامه جناب آقای مرادی هستند. بنده هم قصد داشتم در مورد مساجد و موضوع این برنامه مطلبی بنویسم که البته تا کنون میسر نشده بود. امروز فرصتی دست داد تا همزمان با روز مساجد این مطلب را بر روی وبلاگ قرار دهم. 
 
۱- آقای مرادی خیلی دقیق و جالب در مورد مساجد صحبت کردند. به نظر من مطالبی که ایشون گفتند تا کنون در رسانه های ما بهش پرداخته نشده بود.مانند دستشویی ها، سر و صدا، تهویه، برخورد با نوجوانان، سیستم صوتی و... . افرادی که کم و بیش به مسجد رفته باشند متوجه می شوند که آقای مرادی با چه نکته سنجی و دقتی به ان مسایل نگاه کردند. خیلی خوشحالم که بالاخره در رسانه ملی به این مسائل پرداخته شد. در اینجا از مسئولین محترم برنامه مردم ایران سلام و همچنین جناب آقای مرادی تشکر می کنم. 
 
۲- پدر من سالهاست که عضو هیئت امنای مسجد محل مان هستند. مسجد محل ما یک مسجد موقوفه است که واقف آن تولیت مسجد را به پدر من سپرده است. این ها را عرض کردم تا روشن کنم که زیاد هم با مسایل مسجد بیگانه نیستم. به خاطر نوع مسئولیت پدرم با خیلی از مسایل ریز و درشت مساجد آشنا هستم. خوشبختانه جناب آقای مرادی اکثر مسائل را فرمودند من اینجا قصد دارم به چند تا خاطره از مسجد محل و همچنین یکی دو نکته ای که اقای مرادی کمتر به آن پرداختند اشاره کنم. 
 
من مدت هاست که در مساجد چیزی نمی خورم . چون در بسیاری از مساجد خودم در آبدارخانه مسجد حضور داشته ام و دیده ام که چه فجایعی رخ می دهد. به عنوان نمونه در چند مسجد اطراف محل ما که همیشه در آن ها فعالیت می کردم می دیدم که در آبدارخانه مسجد استکان های چای به هیچ وجه شسته نمی شوند و چای دوباره در آن ها ریخته می شود. در مسجد محل خودمان خادمی بود که یک سیستم جالب برای شستشوی استکان ها داشت به این صورت که یک استکان را پر از آب جوش می کرد بعد آن را داخل استکان دیگری خالی می کرد سپس استکان دوم را در استکان سوم و سوم را در چهارم ... تا آخرین استکان! حالا شما تصور کنید آلودگی ها به صورت تجمعی در استکان های آخر مجتمع می شد و چه آش قلمکاری می شد! 
 
حالا شستن میوه ها و سبزی ها و پنیر خرد کردن برای صبحانه صبح های جمعه و ناهار های ظهر عاشورا و ... بماند. 
 
یکی از مسایلی که فکر می کنم آقای مرادی به آن نپرداختند بحث خدام مساجد است . در واقع گاهی وقت ها خادمین مساجد برای خود دارای چنان قدرتی می شوند که امام جماعت و هیئت امنا هم از پس ان ها بر نمی آیند. خیلی وقت ها برخورد نامناسب خادم مسجد با نمازگزاران باعث رنجش ان ها و دور شدنشان از مساجد می شود. گاهی اوقات خادم مسجد برای خود مافیایی درست می کند که در آن به فعالیت های مختلف از جمله فعالیت های اقتصادی می پردازد. 
 
مثال: خادمی در مسجد محل ما فعالیت می کرد که خود بدون اطلاع هیئت امنا مسجد را برای مجالس ترحیم اجاره می داد. یا مبلغی اضافه از عزاداران می گرفت. یا خادمی بود که برای کسبه اطراف مسجد کلید دستشویی مسجد را ساخته بود و برا یاستفاده از دستشویی از آن ها ماهانه پول می گرفت. جالب اینکه برای تمام خدام تاریخ این مسجد یک دهنه دکان با کاربری تجاری هم در نظر گرفته شده بود(علاوه بر مقرری ماهانه و محل خواب و اسکان و مزایای دیگر) 
 
در سال ۱۳۷۴ یا ۷۵ بود که در راستای طرح اوقات فراغت در تابستان با همکاری یکی دو نفر از دوستانم اقدام به برگزاری کلاس های تابستانی برای بچه های اطراف مسجد کردیم.(آن موقع سوم دبیرستان یا پیش دانشگاهی بودم). ماجراهای زیادی داشتیم . یکی از مسائلی که برای ما پیش آمد بحث تبلیغ بود. آن موقع پدرم رئیس هیئت امنای مسجد بودند و اتفاقا خادم مسجد هم رابطه خوبی با پدرم نداشت.قرار بود هر روز قبل از اذان ظهر و قبل از اذان مغرب از طریق بلندگوی مسجد بای کلاس ها تبلیغ کنیم . بعد از مدتی تبلیغ دیدیم هیچ کس مراجعه نمی کند. بعد از کمی بررسی متوجه شدیم هنگامی که ما از بلند گوی مسجد اطلاعیه می خواندیم خادم مسجد بلندگوی بیرونی را که برای اهالی محل پخش می شد خاموش می کرده و بلندگوی داخل مسجد را روشن می کرده است (یعنی خودمان برای خودمان اطلاعیه می خواندیم)بعد ما هم مجبور شدیم یک بلندگوی دستی برداریم و در خیابان ها راه برویم و تبلیغ کنیم (که اتفاقا به همراه چند تکنیک دیگر موثر هم افتاد) 
 
یکی دیگر از مباحثی که اقای مرادی به آن پرداختند بحث حضور کودکان در مساجد بود. مسجد محل ما بعد از اینکه بحث شوراهای محلی و دادن قالی و یجچال و ... منتفی شد روز به روز خلوت تر شد. بعد از مدتی صف نمازگزاران تشکیل شده بود از پیرمردها و بچه ها! همین موضوعی شده بود که دشمنان ! به انتقاد از مسجد بپردازند و بگویند: اینجا مسجد بچه هاست. واقعا که اشتباه بزرگی بود. همه جا تلاش می کنند نسل جدید را هر جور شده به سمت مسجد بکشانند اما کمتر موفق می شوند اما اینجا که همه خودجوش آمده بودند این همه انتقاد می شد. بعد کم کم یک جو ضد کودک و نوجوان در مسجد شکل گرفت .خادمین مسجد هم در این راستا سنگ تمام گذاشتند و حتی گاهی اوقات بچه ها را راه نمی دادند. کلاس های تابستانی ما هم از این قضیه در امان نماند. با اینکه ما توانسته بودیم حدود ۱۲۰ نفر از بچه های محل را در این کلاس ها دور هم جمع کنیم و یک تابستان مفید را برای آن ها رقم بزنیم اما هیئت امنا روی خوشی به نشان نمی داد. خادم هم از موقعیت استفاده کرده و انواع کارشکنی ها را داشت. کلاس ها هر روز باید جا به جا می شد. از طبقه دوم به طبقه اول از بخش برادران به بخش خواهران از همکف به زیر زمین ... اما هر چه بود ما کلاس ها را برگزار کردیم و نکته جالب این بود که در طول ۲ ماه و اندی کمترین ریزش را در کلاس ها داشتیم (به جرئت* می توانم بگویم کمتر از ۵-۶ نفر ) 
 
یکی از خاطرات جالب آن روزها این بود که : یک روز که باز به بهانه برگزاری مجلس ترحیم ما را به زیر زمین مسجد فرستادند کلاس قرائت قرآن بود که دوستم اقای اعتمادنیا تدریس می کرد. بالا هم مجلس ترحیم داشت شروع می شد. اقای اعتماد نیا داشت تلفظ صحیح طا را آموزش می داد و می گفت بعضی ها به اشتباه طا را غا تلفظ می کنند مثلا می گویند : اعوذ بالله من الشیغان الرجیم ، که این اشتباه است و از سر راحتی خود اینگونه تلفظ می کنند در همین هنگام صدای قاری مجلس بالا به گوش رسید که می خواند: اعوذ بالله من الشیغان الرجیم... همه یک لحظه سکوت کردند و بعد انفجار خنده... 
 
خیلی پراکنده گویی نکنم . مطلب زیاد است و وقت کم . به اشاره می گذرم و اگر مجالی بود در فرصتی دیگر کامل تر می نویسم. 
 
دو رویی ها، تناقض ها، تبعیض ها می تواند جوانان را از مساجد دور کنند.یادم می آد گاهی وقت ها در مجالس عزاداری معصومین و ائمه اطهار چیزهایی می دیدم که مایه تاسف من می شد. مثلا افرادی را می دیدم که در وسط مجلس میاندار سینه زنی بودند و به شدت می گریستند و سینه می زدند گاهی غش می کردند و بیحال ان ها را خارج می کردند. ... 
... 
یادم می آد در همان روزهایی که مسجد محل مان را، صفوف نماز را مجالس عزاداری را ، جلسات قرآن ماه رمضان را کودکان و نوجوانان پر می کردند.هرگاه به چیزهایی مثل هدیه دادن یا غذا دادن و این جور چیزها می رسید نوجوانان یا به حساب نمی آمدند یا جزء آخرین نفرها بودند. حتی یادم می آید ظهر های عاشورا که دست های عزاداری از حرم امام رضا(ع) بر می گشتند چند نفر قلدر را دم در می گذاشتند تا بچه ها را راه ندهند. همان بچه هایی که در سرما و گرما چراغ مسجد را روشن نگه می داشتند. 
 
شاید در فرصتی دیگر از جفاهایی که بر ما در برگزاری کلاس های تابستانی مسجد رفت بگویم. 
 
اما خیلی خوشحالم که حالا هر وقت به مشهد می روم و از کنار محله های کنار مسجد می گذرم جوانان برومندی را می بینم که هنوز هم آن روزهای خوب مسجد را فراموش نکرده اند. هنوز هم یک احساس معلم و شاگردی بین ما هست. جوانان خوبی که الان تمام فعالیت های مدهبی و فرهنگی مسجد را پوشش می دهند. باز هم خدار را شکر 
 
(حتما بعدا خاطرات بیش تری از مسجد و مجالس مذهبی خواهم گفت)]
شهاب مرادی :سلام/  متن کامل پست شما را خواندم و به پیامتان اضافه کردم.مفید است خدا قوت.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1422  |  29 امتياز

مريم
از بابل
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۱۶
باسلام خدمت آقاي مرادي  
باتشكر ازشما خواهشمندم كمي مرادرموردمشكلم كه در زير برايتان توضيح مي دهم راهنمايي كنيد. 
من 8سال است كه ازدوج كرده ام وشوهرم خيلي به خانواده اش وابسته است واين وابستگي بيش از حد او به خانوادهاش ومي شود گفت كمي بي توجهي اش به من وپسرم زندگي را برايم مشكل ساخته است .در ضمن اوتصميم دارد براي زندگي به منزل پدرش برويم ومن مخالفت مي كنم خواهشمندم مرا راهنماي كنيد. 
خدانگهدار
شهاب مرادی :سلام/ منظور از وابستگي چيست؟
 اگر صرف سر زدن به آنها و رفع بعضي از نيازهايشان توسط شوهرتان را وابستگي ميدانيد بايد گفت اين تنها يک "احساس" منفي از جانب شماست.

هر فرزندی نسبت به والدین تکالیفی دارد که خدا واجب فرموده ..."وبالوالدین احسانا"... مبادا حقوق والدین را ندیده بگیرید.
هردو باید به والدینتان توجه و رسیدگی داشته باشید و یکدیگر را در این انجام وظیفه کمک کنید. اما با اعتدال و نه به قیمت ضایع کردن حقوق یکدیگر!

 اگر شوهرتان بيشتر اوقات خود را با آنها مي گذراند و به احتياجات آنها بيشتر از نيازهاي شما توجه دارد و يا مثلا در تصميم گيريها فقط طبق نظر آنها عمل ميکند، (که کار درستی نیست) بهتر است به تدريج و با مهرباني و در موقعيتي با نشاط و صميمي در اين باره با او صحبت کنيد و بدون جبهه گيري خواسته هاي خود را در ميان بگذاريد.
پرخاش کردن و حساسيت زياد نشان دادن وضع را بدتر ميکند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1422  |  0 امتياز

دختر بيچاره
از تهران
امضا شده : ۰۷ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۳۷
سلام خدمت حاج آقا 
دختري هستم 26 ساله و دانشجوي ترم آخر ... 
شما را به خدا قسم ميدم من رو راهنمايي كنيد كه چه جوري اين عادت رو ترك كنم از اشكالات شرعي اون بگين ، الان فرصت پاكي از اين گناه رو دارم؟  
خواهش ميكنم بگين من چه كار كنم؟
شهاب مرادی : سلام/ بله می توانید و خدا هم کمکتان می کند.
با آرامش برای توبه و بهتر شدن وموفقیت بیشتر برنامه ریزی کنید. پاسخ
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1422  |  16 امتياز

خصوصی56453
از اصفهان
امضا شده : ۰۷ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۲۷
سلام.من 20 سالمه و دانشجوام. از خيلي وقت پيش از يکي از همکلاسام به دليل اينکه فوق العاده پسر نحيب و پاکي بود خوشم ميومد.اون کسيه که همه به خوب بودن ميشناسنش. مدتيه که اين احساس 2 طرفه شده و ايشون ابراز علاقه ميکنه ولي از طرفي هنوز حرف جدي بهم نزده ما به خاطر شرايط همکاري در يکي از تشکلها شماره ي هم را داشتيم الان از طريق اس ام اس سعي ميکنه به من بفهمونه که علاقه داره. همونطور که گفتم خيلي پاکه ولي من ترديد دارم که جوابم مثبته يا نه.نميتونم تصميم بگيرم چون 4 ماه از من کوچيکتره واحساس ميکنم جو گير شده(کلا شرايط ازدواج نداره) فعلا نمي خوام اين رابطه ادامه پيدا کنه به خاطرخودم و خودش .ولي چون مستقيم حرفي نزده نميدونم چه جوري بهش بفهمونم. شما بگين من چه کار کنم؟
شهاب مرادی :سلام/ تکرار می کنم: هر ابراز علاقه ای را با خواستگاری رسمی و خانوادگی بسنجید.
اگر به خواستگاری رسمی به بهانه های مختلف اقدام نمی کند به او و علاقه اش اعتماد نکنید. او را مزاحم بدانید و مذاکره و گفتگو نکنید.
 و به خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دختران نیز توجه داشته باشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1422  |  5 امتياز

عطا لیاری اامضا شده : ۱۷ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۷:۰۱
باسلام  
امروز صبح شما را در برنامه مردم ایران سلام دیدم  
وقتی ادرس سایت شما را اعلام کردند  
خوشحال شدم  
اقای مرادی خیلی خوشحالم که سما در این برنامه حضور دارید  
التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1421  |  0 امتياز

sharifi
از تهران
امضا شده : ۲۵ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۴
سلام خداقوت - در پاسخ به دوسوالي که مطرح کرديد : 
سوال اول : به نظر من يکي از دلايل اساسي فراراز گفتگو در خانواده عدم دريافت بازخوردهاي مناسب طرفين به دفعات از يکيديگر ميباشد خانمي يا اقايي که يک بار يا دو بار يا بيشتر زمينه اي را فراهم ميکند تا با همسر خود صحبت کند ولي از سوي فرد مقابلش با کلماتي چون : حوصله ندارم - حالا بعدا - الان چه وقت اين حرفهاست و... روبرو ميشود به اين وضعيت شرطي شده و با ترسي که در وجودش پيدا ميشود هرگز ديگر وارد صحبت نميشود و رفته رفته روابط رو به سردي ميرود 
دليل ديگر ان عدم شناخت دقيق و عدم درک دقيق طرفين از يکديگر ميباشد مثلا فردي که همسرش را نشناخته و نيميداند که او چه زماني به صحبت احتياج دارد فرد مقابلش را نسبت به خود دلسرد ميکند و در رابطه با او گفته ميشود توکه متوجه نميشي چرا برات بگم 
 
سوال دوم : به نظر من همسران بيشتر بايد کوشش کنند که همديگر را بشناسند زيرا در حال حاضر شناخت بيشتر همسران از يکيديگر بسيار محدود است وبه چيزهاي ظاهري و ساده ختم ميشود - شناختها عميق نيست - 
مود ديگر اينکه يکديگر را به قول معروف بيشتر تحويل بگيرند وعلايق و محبتهايي طرفين که چندين سال است رنگ کهنگي به خود گرفته و از ياد رفته از سوي طرف مقابل تقويت شود و اهميت داده شود  
باتشکر از سوال بجا و خوبي که مطرح کرديد خسته نباشيد .
شهاب مرادی :سلام/ پاسخ سوال دو را مجدد بنویسید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1421  |  2 امتياز

قاصدک
از شيراز
امضا شده : ۱۲ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۰۰
سلام آقاي مرادي 
اول از اينکه اين سايتو راه اندازي کردين تا مردم و مخصوصا جوونا بتونن مشکلاتشونو باهاتون در ميون بذارن ازتون تشکر مي کنم. 
يه سئوال هم از خدمتتون دارم:شما مي فرمايين که به هيچ عنوان به بستن بخت و اينجور چيزها عقيده نداشته باشيم.اين به اين معنيه که اصلا چنين کاري با "سحر و جادو "محاله؟ 
چون طبق آيات قرآن و روايات براي در امان ماندن پيامبر از شر ساحران آيه و دعا داريم ;نميشه سحر و ساحري رو منکر شد. ميخواستم بدونم آيا اساسا بستن بخت امري محال است يا نه؟ممنونم.
شهاب مرادی :سلام/ محال نیست ولی این قدر ساحر واقعی و... وجود ندارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1420  |  3 امتياز

گنهکار
از ايران
امضا شده : ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۵۰
با سلام خدمت شما . من سوالات زيادي دارم ولي امروز فقط يکي را مطرح مي کنم  
جناب آقاي مرادي من در زندگي ام دو گناه بزرگ انجام دادهام و مي دانم که به خاطر اين دو گناه تمام شانسهاي زندگي از من روي برگردانده گناهها :...(به صورت خصوصي )اگر امکان دارد با تشکر از شما
شهاب مرادی :سلام/  کمی سخت می گیرید. مراقب باشید. اسلام دین اعتدال است.
یک بار عذرخواهی و طلب مغفرت همراه با تصمیم عدم تکرار گناه، می شود توبه.
اگر گناه (علی رغم تصمیم شما) تکرار شد، دوباره توبه کن ...

این درگه ما درگه نومیدی نیست        صد بار اگر توبه شکستی بازآی

فراموش نکن : خدا ارحم الراحمین است و غفور و رحیم.
سرزنش کردن خود و تکرار خاطرات گناه(پس از توبه) به نفع شیطان است!
 می خوام نمی شه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1420  |  48 امتياز

ماه132
از شيراز
امضا شده : ۱۱ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۲۳
سلام آقاي مرادي. من شما رو خيلي قبول دارم.حرف شما براي من سند هست.قبل از هر چيزي بايد بگم توي خانواده ي مذهبي بزرگ شدم و به همه چيز پايبند هستم.من چند سال هست که چت ميکنم و با آدماي مختلفي حرف زدم. چه دختر و چه پسر.اما من مثل بقيه از اين حرفاي مسخره منظورم عشقو عاشقي هست نميزنم. من در مورد دينم در مورد نماز و اسلام حرف ميزنم با پسراي يهودي حرف ميزنم. از دينم دفاع ميکنم . حتي با ايراني هم حرف ميزنم در مورد همين چيزاست. مثلا با يه پسري حرف زدم بعد ازم پرسيد صبحا کي بيدار ميشم بهش گفتم که براي نماز که بيدار ميشم ديگه نميخوابم. گفت خوش به حالت.من که نمازم گاهي اوقات قضا ميشه. منم بهش گفتم که هر وقت نمازش قضا شد خودشو جريمه کنه مثلا يه روز روزه بگيره يا.... 2ماه بعد که دوباره با هم حرف زديم بهم گفت که ديگه نمازش قضا نشده.اون منو مثل خواهرش ميدونه. فقط اون نيست همشون اين جوري هستن.اينو بارها به خودمم گفتن. منم اونا رو مثل برادرم ميدونم.  
حالا شما بگيد کار من بد؟ اگه بگيد که ديگه چت نکنم ديگه اين کارو نميکنم. خواهش ميکنم جوابمو بديد چون نميدونم اين که با پسر حرف ميزنم گناه هست يا نه؟
شهاب مرادی :سلام/ آیا تحصیلات و شغل شما تبلیغ است؟ اگر نه ترک کنید چون خطرناک است.
بهتر است نظرات و مطالبتان را برای مخاطب عمومی در یک ویلاگ منتشر کنید و از ارتباط مستقیم برقرار کردن با مخاطبین هم دوری کنید.


راه هموار است و زیرش دامها...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1420  |  11 امتياز

سارا
از esfahan
امضا شده : ۲۷ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۰۶
استمناء چه حكمي دارد؟ چه خطراتي در پي دارد؟
شهاب مرادی :سلام/ حرام است..."پاسخی به چند سوال"
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1420  |  3 امتياز

لطفی پور
از تهران
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۱۴
سلام حاج آقا.خسته نباشید.خیلی پیام کوتاه دادم مردم ایران سلام ولی نوبت به من نرسید.حاج آقا من الحمدلله مشکلی ندارم.یکسال و نیمه که ازدواج کردم و اگه چشم نخوریم خیلی زیاد خوشبختیم که من اینو از شوهرم میدونم که خیلی آقاست.به تمام معنا.طولانی نکنم. 
حاج آقا شوهر من انقدر آقاست که یه دوست صمیمی نداره که بخواد باهاش تفریح وگردش بره.یه دفعه شما توی مردم ایران سلام گفتید بذارید شوهرانتون تفریح خارج از خانواده داشته باشن که اتفاقآ منم موافقم . 
ایشون دوستانشون یا همکاراشون هستند یا دوستای دانشگاه که به خاطر مشغله ی زیاد فراموش شده اند.و چون ایشون با دوستانشون برنامه ای ندارن منم که قبل از ازدواج با دوستانم رفت وآمد داشتم اونم دیگه ندارم.من این کمبود رو در طرفین حس میکنم و سعی میکنم که تفریحات 2نفره داشته باشیم ولی بازم این وسط یه چیزی کمه.اونم وجود دوستانی که روحیه ی تازه ای بدن.حالا میخوام که هم منو راهنمایی کنین که دیگه چکار میتونم بکنم که تا حالا نکردم.و هم برامون دعا کنین.
شهاب مرادی :سلام/ هر دو به دوست یا دوستانی متاهل،متدین و سالم از لحاظ روحی و شخصیتی نیاز دارید. این دوستی ها نباید جای دوستی ارزشمند زن و شوهر را بگیرد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1419  |  2 امتياز

sima86
از tehran
امضا شده : ۱۸ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۱۹
سلام آقاي مرادي . لطفا متن نامه را به هيچ وجه درج نكنيد...
شهاب مرادی :سلام/ تصمیم گیری قطعی برای ازدواج با کسي که از ابتدا با شما اختلاف نظرهاي اساسي دارد (مثل : حجاب،محل زندگي،ديدگاه مذهبي و...) مهمترین اشتباه شماست چرا که هر کدام از آن اختلاف ها براي شما که فرد تحصيل کرده اي هستيد (و حتما عقبه اعتقادات و نظراتتان محکم و منطقی است) مانعي جدي برای تفاهم و آرامش خواهد بودد.
در مجموع به نظر ميرسد اين ازدواج چندان به صلاح نيست خصوصا اينکه مدت مديدي کشمکش داشته ايد.منصرف شوید و خودتان را ناراحت نکنید.
درست است که زمان قابل توجهي را از دست داده ايد اما تجربه اي کسب کرده ايد و بعضي تجربه ها به قيمت گراني بدست مي آيند.

[مجموعا بیش از 120 سطر شرح حال شما را خواندم .لطفا خلاصه تر بنویسید.]
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1419  |  14 امتياز

نگار22
از مشهد
امضا شده : ۱۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۴۳
آقاي مرادي سلام. 
من دختري 22 ساله هستم. زماني داشتم به خدا نزديک مي شدم. اونقدر نزديک شده بودم که در لحظه لحظه ي زندگيم حضورش رو حس مي کردم.اما يه جايي احساس کردم نمي تونم جلوتر برم نه اينکه نخوام نمي شدو اون موقع تازه معني ازدواج رو فهميدم.فهميدم چرا بايد ازدواج کرد تا کامل شد. اما متاسفانه نمي تونم بپذيرم که فردي که اصلا نمبشناسم و براي اولين بار در مراسم خواستگاري ميبينمش مي تونه منو به هدفم برسونه.آخه همه ميخوان يک زن يا مرد زندگي داشته باشن که توي چندسال عمرشون تنها نمونن ولي من دلم ميخواد هدف آفرينش رو توي زندگيم محقق کنم اما هميشه از طرف بقيه به ايده آل نگري محکوم ميشم.خيلي کم پيدا ميشن کساني که مثل من فکر کنن.لطفا بگين من چه کار کنم.خيلي التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ به توهم عاشقی و دلدادگی توجه نکنید.علاقمندی آقا پسرها را با آمدن به خواستگاری رسمی(به همراه خانواده) بسنجید. اگر نمی تواند یعنی انتخاب شما انتخاب درستی نیست!
تا نیامدن خواستگار واقعی کمتر به آن فکر کنید (و در ذهنتان چیزی از او نسازید) با آرامش آماده باشید تا در موقع خواستگاری ،منطقی و آرام او را ارزیابی کنید و پس از چند جلسه گفتگو، بررسی، تحقیق و مشورت تصمیم نهایی را بگیرید.بله یا خیر .

در مورد احساستان در مورد خدا چون نیاز به اطلاعات بیشتر است اظهار نظر نمی کنم .
و توصیه عمومی در این زمینه رعایت تقوی و انجام عبادات واجب و انجام مستحبات با شرط نشاط و تمایل درونی
و خودداری ازخرافات، تخیل و فانتزی است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1419  |  1 امتياز

يک منتظر برا جواب حياتي
از mashhad
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۱۵
سلام حاج اقا.. 
عزاداري ها مقبول حق وبه اميد کمک بيشتر براي هدايت و راهنمايي همه.. 
نمي دونم تو يک دو دلي گير کردم که تنها کسي که به فکرم رسيد مي تونه کمکم کنه شماييد..پس ازتون خواهش مي کنم حداقل تا اواسط هقته اينده جوابمو بديد.. 
راستش حاج اقا من اهل مشهدم..درضمن خصوصي باشه پيام خيلي بهتره... 
من دختري 21 سالم.دانشجو از يک خانواده کاملا معمولي...و تقريبا مذهبي...يعني سعي مي کنم باشم... 
تقريبا 8 ماه که با اقا پسري اشنا شدم که اين اشنايي از راه اينترنت بوده...اوايل فقط يک رابطه کاملا جدي اينترنتي تا تقريبا سه ماه پيش که کم کم زمينه مهر و علاقه اين اقا در من به وجود اومد..راستي ايشون اهل کرجن و 21 ساله و دانشجو...و کاملا مذهبي... 
من خيلي به خودم فشار اوردم خيلي خواستم جلو احساسمو بگيرم خيلي ولي با ذفتار و عقايدي که از ايشون مي ديدم و مسايلي که نا خداگاه بين ما پيش اومد مسئله اين علاقه مطرح کردم و متوجه علاقه ايشون هم شدم...و 1 ماه که من و اين اقا رابطه کاملا عاطفي و احساسي دارم..البته تنها وسيله ارتباطي ما smsو تلفن است... 
اقاي مرادي مي دونم مي گيد اشتباه است ...ما توي اين سه ماه سه بار در استانه جدايي از هم قرار گرفتيم...که اونم همه به خواسته ايشون بوده چون دلايل مختلفي دارند از جمله نا محرمي،دور بودن،نارضايتي خدا و..... 
راستش من سر نمازام هميشه ايشون از خدا خواستم...راستش تو اين يک ماه هم من و هم ايشون به اين نتيجه ريسيديم که طرف مقابل بهترين فرد براي ازدواج با طر ف ديگست...نمي دونم علاقه عجيبي در درونمون هست که نمي دونم عشقه يا نه... 
اقاي مرادي ا ين اقا داره هفته اينده مياد مشهد و تنها هدف خودشو جدايي مي دونه چون معتقد به هم نمي رسيم..ايشون زمان ازدواج خودشو 4 سال ديگه مي دونه..بعد درس..سربازي...و.. 
استش حاجاقا من مخالفم...من بهش مي گم منتظرش مي مونم...اره شما گفتيد نبايد بدون اطلاع خانواده ها منتظر موند...ولي من کسي که از نظر ديني،فکري،فرهتگ ي،خانوادگي کاملا شبيه خ.دمه چرا از دست بدم؟؟؟ 
راستش به نظر من برا ازدواج سه تا عامل اصليه1-ايمان2-تقو ا3-علاقه...و خب عوامل فرعي ديگه که تک تک مي تونه موثر باشه ولي اگه اين سه تا باشه همه اونها قابل تحمله..که نمي دونم خوشبختانه همه اينها در طرف مقابل من هست و ايشونم مي گند اينها در من هست.. 
اقاي مرادي رابطه اي که هدفش ازدواج باشه ايرادش چيه؟؟؟؟؟؟راستش از وقتي اين اقا وارد زندگي من شده ايمانم قوي تر شده..کمتر سراغ گناه مي رم... 
نمي دونم از نظر من اين اقا هيچ ايرادي برا ازدواج با من نداره ..مي دونم خانوادمم موافقت مي کنند چون از نظر اونها همون سه عامل ملاکه.. 
اقاي مرادي چي کار کنيم...چرا بايد زندگي که مي دونيم مي تونيم با هم باشيم و بهترين هم باشه خراب کنيم؟؟؟؟؟ 
راستش به نظز من اين اقا سخت مي گيره...مي دونم که اين رابطه ها نمي شه زياد روش حساب باز کرد... 
مي دونم... 
ولي يک سوال اينه که چطور ميشه سريع بهم رسيد تا رابطه شرعي داشته باشيم...چطوري صبر کنيم تا همه چي فراهم بشه..چطوري از هم بگذريم در حالي که مطمئنيم برا هم بهترينيم..راستش اقاي مرادي اينا احساس نيست...چون ما سه روز از هم دور بوديم و جفتمون از زندگي کار و درس افتاديم...همه زندگيمون خراب شد..اقاي مرادي وقتي حس مي کنيم مکمل زندگي هميم چرا بايد از هم جدا شيم...راستش من خيلي دارم سعي مي کنم اين اقا قانع کنم که ميشه به هم رسيد..اره سخته..مي دونم...ولي وقتي هدف مشخص باشه و تلاش کنيم به نظرتون ايرادي داره؟؟؟؟اين اقا ميگه تا کي اينطوري باشيم.تا کي؟.من مي خوام ولي شرايطش نيست.. 
اقاي مرادي من دختر و شرايط ازوواج دارم..اين اقا ميگن من مي خوام فقط درس بخونم و تمرکز داشته باشم...نمي دونم چي کار کنم تا راضي بشه.چطوري بخوام ؟راستش حاج اقا من مي دونم بدون اين اقا هيچم وبهترين فرد براي منه...همش اين سوال مي پرسم چرا وقتي همو مي خوام اينطوري جدا شيم؟؟؟؟؟؟؟.خواه ا منو راهنمايي کنيد حداقل تا قبل از چهار شنبه هفته ديگه..ازتون مي خوام براي رسيدنمون راه جلو پامون بزاريد...ممنون...ا لتماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ اولین شرط این است که پسر تو را بخواهد و خواستگار امروزت باشد.
او ظاهرا فقط یک گپ دور از تقوا زده و در رودرواسی تو مانده و منصرف است .
به هر جهت هرچند از نظر تو او خوب است ولی خواستگار نیست!
با این اشتباه نه فقط او را بلکه شانس های واقعی ازدواجت را  از دست می دهی.
توصیه من ختم رابطه است.
نگران نباش و به خدا توکل کن. خدا همسری شایسته روزیت میکند ان شاءالله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1419  |  84 امتياز

سایهامضا شده : ۱۷ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۷:۰۰
تبریک می گم  
یه سوال هم داشتم ولی نمی دونم چطور باید بپرسم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1418  |  0 امتياز

سجاد
از بيرجند
امضا شده : ۲۵ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۰۹:۱۵
شما الان داريد درباره ي مسجد و اينكه آدم بايد توي اين مكان آرامش داشته باشه صحبت مي كنيد ولي ما يك تجربه ي بد از مسجد رفتن داريم توي سفر براي نماز خواندن جايي بهتر از مسجد پيدا نمي كني ولي خوب تو مسافرت زود رسيدن يا دير رسيدن دست خودت نيست ولي در صورتي كه ما باز هم آنقدر دير نرسيديم و به نماز دوم آنها رسيديم ولي خوب بدون وضو كه نميشه نماز كرد براي همين تاوقتي كه وضو گرفتيم نمازشان تمام شد وخادم با عصبانيت و دشنام ما را از مسجد بيرون كرد آخه ما اگه اونجا نماز نمي كرديم باز تا شهر بعدي بايد صبر مي كرديم خلاصه اين خادم بد اخلاق ما را از مسجد بيرون كرد و درب مسجد را هم محكم پشت سر ما بست يعني در اصل ما را از خانه خدا با توهين وبي احترامي بيرون كرد. 
من از اون روز اگر هم به مسجد بروم با ترس و نگراني است خلاصه اون شب نمازمون به ساعت 11 شب افتاد اين مسجد در شهر ساري و مسجدي به نام ... بود. 
پيشاپيش از توجه شما متشكرم 
حضور شما در برنامه ي مردم ايران سلام خيلي مفيد و اثر بخش است. 
از شما خواهش مي كنيم سعي كنيد تا حرف هاي خوب شما هرچه زودتر عملي شود.
شهاب مرادی :سلام/ رفتار خادم بد و ناپسند ولی شما هم نباید یک برخورد این قدر در شما تاثیر بگذارد.
بدی ها را فراموش کنید ، او را حلال کنید و برای او طلب مغفرت کنید. بد نیست تا چند شب در نماز شب یا پس از نماز واجب او را با مهربانی دعا کنید و برای مدتی شیطان را از ایجاد کینه در خودت ناامید کنی.
موفق باشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1418  |  22 امتياز

من من
از گنبد
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۵۶
با عرض سلام خدمت حجت السلام والمسلمين حاج آقا شهاب مرادي.  
حاج آقا من يه سوالي به ذهنم رسيده که تصميم گرفتم امروز از شما بپرسم  
حاج آقا من از چکيده جوابهاتون اين جوابها رو گرفتم که عاشقي و ازدواج به صورت اينترنتي که اصلا توصيه نميشود وحتي بد هم هست البته من هم همين عقيده رو دارم وهمينطور از طريق دوستيهاي خياباني که باز هم باهاتون موافقم وميگفتيد که از رابطه دانشگاه و مدرسه هم نميشه به اون حد رسيد که بشه براي ازدواج انتخاب بشه باز هم با شما موافقم و.... 
ولي ميخواستم درمورد موردي که خودم دچارش شدم سوال کنم 
تو برخي از پيامهاتون ديده ميشد که ميگيد از رابطه هاي فاميلي ازدواج توصيه نميشه . اما من اين سوال رو ازتون دارم که به قول حاج آقا احمد نزاد که توفيق داشتيم دهه دوم محرو رو در هيئت فاطميئپون شهرستانمون خدمتشون باشيم که ميگفت بيشتر امامان ازدواج فاميلي داشتندو از فاميل زن گرفتند . 
مي خواهم اين ر ازتون بپرسم که پس چرا امامان اينگونه ازدواج کردند واما شما اين نوع ازدواج رو هم توصيه نمي کنيد  
در ضمن شما در ضمن جوابهاتون تمامي اين ازدواجها رو بد ميدونستيد که البته در بسياري ازجاها با شما موافق بودم.ولي پس شما چه نوع ازدواجي رو توصيه ميکنيد با تشکر خدا نگهدار
شهاب مرادی :سلام/ در ازدواج فامیلی (پسرعمو-دخترعمو یا دخترخاله-پسرخاله ) ریسک مسائل ژنتیکی زیاد است و مشکل آن در حوزه سلامت است اگر مشاوره ژنتیکی و پزشکی قبل از ازدواج انجام شود،مشکل دیگری نیست
(احتمال خطاها و مشکلات مشترک هر انتخاب و هر ازدواجی می ماند که باید به دقت بررسی شود)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1418  |  23 امتياز

ناصر
از کرمان
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۰۴:۳۴
سپاس و تشکر به خاطر صبر و تحمل و مهربانی در شنیدن دردو دل من و همشهری هام. 
جدا آرزو کردم ای کاش طلبه شده بودم بر ام الان جذاب ترین لباس لباس آخوندیه. فدات فدات. باز هم به شهر کریمان بیایید.
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1418  |  0 امتياز

مهديس نورى
از تهران
امضا شده : ۳۰ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۵۲
سلام 
خدا قوت.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1418  |  0 امتياز

نيکي
از تهران
امضا شده : ۰۸ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۱۶
آقاي مرادي سلام 
جاي بسيار تاسف است که اينجا هم پيام ها فيلتر ميشود چرا پيام من را در انتقاد از صحبت هاتون در مورد والنتاين تو سايت نگذاشتيد و جوابي ندادين؟من گفتم بهتر است خود يک روز رو براي عشق انتخاب کنيم نه ان را از غرب بگيريم و نه آن را از اعراب و نه روز سپندگان . ما ايراني هستيم وعرب و ايتاليايي نيستيم. عرب رات از اين جهت گفتم که در تلويزيون گفتين روز عشق را روز ازدواج حضرت علي ع و فاطمه س قرار دهيم. ميشه بگين چرا؟آنها قابل احترام و عزيز 
چون مسلمانيم بايد هويت عربي پيدا کنيم؟فرقش با پذيرفتن والنتاين چيست؟ 
اميدوارم اينبار جواب منو بدين . ممنون
شهاب مرادی :سلام/ پیام قبلی شما از لحاظ رعایت شان مذهب محترمانه نبود!
پاسخ شما را با یک سوال می دهم:
امروز اجزاء فرهنگ ایرانی چیست؟
یا
امروز سهم مذهب شیعه در هویت ایرانی چقدر است؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1418  |  20 امتياز

ارسالي
از ايران
امضا شده : ۱۸ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۵:۲۱
سلام سال نو مبارك 8 ماه است كه با سايت آشنا شدم تقريبا هميشه پيامها رو ميخونم و حرص مي خورم. 
يه واقعه دردناك خصوصي لطفا 
...  
تصميم جدي دارم كه اين كار را ترك كنم و هم چنين هچ گاه ازدواج نكنم...در زمان نماز شب به جاي پدرم برايم دعا كنيد. 
... حرصم ميگيره ... حالا پشيمون حرص مي خورم حرص  
برام دعا كنيد خيلي بارها خواستم به مشاور مراجه كنم اما هزينه اش سرسام آور بود.. برايم دعا كنيد
شهاب مرادی :سلام/
یک حرف تکراری: قدر نیمه ی پر لیوان را بدان . شما صفات و روحیات مثبت قابل تحسینی دارید که قدر آن را نمی دانید و در قبال آنها از خدا و پدر ومادت متشکر نیسنی!
نسبت به پدرت با حسن ظن بیشتری برخورد کن.
یک عادت ناپسند به این سادگی ترک نمی شود مقاومت و مداومت می خواهد. یادداشت ها را می خوانید؟ یادداشت
تصمیم شما برای ترک ازدواج خلاف سنت رسول خدا و کار نادرستی است.

در این فرصت باقی مانده تا اذان صبح برای شما و همه مومنین دعا می کنم و از شما التماس دعا دارم .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1418  |  25 امتياز

آريان
از تهران
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۸
من يک پسر 18 ساله هستم . پدر و مادرم را خيلي دوست دارم ديروز پدرم عصباني بودند .من چيز خاصي نفهميدم ولي يک دفعه مادرم من را صدا زد رفتم،پدرم داشت مادرم را ميزد ومن پدرم را به يک سمت هل دادم و دستان او را گرفتم تا مادرم بلند شود و برود به نظر شما کار من درست بود يا غلط.البته اي کار پدرم بار دوم بود ولي من براي اولين بار اين کار را کردم.  
خواهش ميکنم خيلي سريع چون خيلي از کار پدرم و خودم ناراحتم.
شهاب مرادی :سلام/ در مشاجره و دعوای پدر و مادر دخالت نکنید و مهم تر هیچ گاه قضاوت نکنید!
اگر می شود با محبت و تواضع از آن دو بخواهید (مثلا با یک یادداشت عاطفی) تا برای حل مشکلاتشان به مشاور مراجعه کنند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1418  |  5 امتياز

mahdiye
از tehran
امضا شده : ۲۷ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۵۷
be mamnam migam khoshbehale hajagha kheyli aroome mamnam mige az eimane ghavitoone kash eimane manam mese shoma bood yani mishe 1roozi manm mese shome ba harfam dele in hame javoono aroom konam 
bebakhshod farsi zadan kheyli sakhte
شهاب مرادی :سلام/ این حُـسن ظن شماست، ممنونم. ایمان و توکل به خدا، جدا مایه آرامش است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1418  |  1 امتياز

maryam
از esfahan
امضا شده : ۰۲ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۱۷
age rabete doste dokhtar va pesar faratar az dosti sade bashad yane ta hadi be ravabete bad keshide shavad che hokme darad?gonahesh dar che hadi mahsob mishavad?khaheshan javab bedin
شهاب مرادی :سلام/ روابط نامشروع و خدای ناکرده زنا
احتیاط در ترک این مراودات خطرناک است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1418  |  0 امتياز

اوجاني
از ايران
امضا شده : ۳۰ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۲۶
سلام ميخواستم درخواست كنم قسمتهاي بعدي يادداشت باورهاي نادرست را بنويسيد
شهاب مرادی :سلام/ شاید شما اولین کسی هستید که پیگیر ادامه آن یادداشت هستید!!!
باورهای نادرست - 1
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1418  |  4 امتياز

آوين
از تهران
امضا شده : ۲۳ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۰۱
من دختري 20 ساله هستم.3سال با پسري دست بودم حالا ميخوام جدا شم اما نميشه.اين آقا واقعا مشکل رواني داره ميگه اگه جدا بشي اسيد ميپاشم تو صورتت. سال اول دوستيمون خانواده ام ميدونستن اما مامانم بهم گفت جدا شو و من نشدم و از اون به بعد نميدونن. ولي حالا بايد جدا بشم.حاج آقا توروخدا کمکم کنيد لطفا
شهاب مرادی :سلام/ نمی خواهم کسی را سرزنش کنم ولی دخترم چرا برای خودت دردسر خریدی؟ و ...
 به یکی از دفاتر مشاوره نیروی انتظامی مستقر در کلانتری ها مراجعه کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1418  |  12 امتياز

زينب-وامضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۴۴
سلام عليكم 
جناب آقاي مرادي بسيار از حضور ارزشمندتان متشكريم. برخلاف درخواست بيشتر مشتاقان براي افزايش وقت شمادر برنامه فكر ميكنم همين كوتاه بودن وقت شماست كه صحبتهايتان به ياد ما مي ماند. باز هم از شما بسيار متشكريم.
شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما متشکرم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1416  |  0 امتياز

عباس4عباس
از ايران
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۴۴
بابا ولش کن!بريم گمراه بشيم خيلي بهتره!هزار رحمت به آخونداي قديم! 
وقت نداشتين حاج آقا خوب آخوند نمي شدين! 
!!! 



شوخی کردم حاج آقا! 
ناراحت نشين ها!ولي خدائيش خدا به جوونا رحم کنه تو اين آخرالزمانيه که بيراه از راه خيلي بيشتره و سهل تر! 

اما حرف اصلي! 
حاج آقا ديشب داشتم به سخنرانيتون تو عاشورائيان (بحث امانت داري) گوش مي دادم!خيلي خوب بود!ممنون!ولي ايکاش يه بحث مستقل در مورد قسمت اول حرفتون که در مورد آسيب شنسي بچه ها و جمع هاي مومن و حزب الهي بود بکنين!همون حرفايي که ما از اخلاقيات دور شديم و نياز به کتک داريم!خدائيش زدين تو خال!به هر حال!خسته نباشين!دعاتون ميکنيم!لبخند سبز مهدي زهرا صورت بند دنيا و آخرتتان! 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1416  |  0 امتياز

مهدي
از تهران
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۲۸
haji eltemas 2a  
شنيده ايد که ميگن  
انان که سنگ را به نظر کميا کنند ايا شود که گوشه ي چشمي به ما کنند 
من سخت به گوشهي چششمي نيازمندم
شهاب مرادی :سلام/ جناب حافظ ظاهرا در پاسخ به غزلی از شاه نعمت الله ولی گفته:
آنان که خاک ره را به نظر...
ولی پیامی از شما نداشتم. لطفا ضوابط را دقیق رعایت کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1416  |  0 امتياز

nazanin20
از تهران
امضا شده : ۰۲ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۲۹
سلام خسته نباشید.عرضم به حضورتون من یه مدت پیش از تنهایی رفتم تو ... چت .تو چت ادمای متفاوتین بعد بعضی وقتا ادمای ÷ست و بی ادبی pmمیدادن بهد من سعی میکردم راهنماییشون کنم یعنی میدونین ناراحت میشدم ... 
... 
البته احساس گناه دارم لطفا بگین من گناه کردم؟ 
تو عمومی هم کل مطلبو نیارین  
لطفا جوابمو بدین احساس گناه دارم
شهاب مرادی :سلام/ خیلی از بچه های خوب دچار این اشتباه می شوند.
 
و این اشتباه ، (یعنی؛ کمک به گناهکار و هدایت او از طریق رفاقت و هم راهی با او ،کسب شباهت، و یا ازدواج!  و همچنین تساهل و تسامحِ نابجا و سبک شمردن گناه او و یا مشارکت در گناه او و...) از وسوسه های رایج شیطان است.
 
احساس گناه شما به جا و واقعی است. توبه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1416  |  146 امتياز

بالا