آمار

بازدیدکنندگان: 6486295
حاضرین در سایت : 59 نفر و 1 نفر عضو
  • آسا
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 183462
بازديد هفته گذشته : 48732
بازديد روز گذشته : 7401
بازديد سال جاري : 810791
بازديد ماه جاري : 44409
بازديد هفته جاري : 37903
بازديد امروز : 5529
نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7576 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 »

نامورودی
اعظم
از هرمزگان . ميناب
امضا شده : ۱۹ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۴۲
سلام اقاي مرادي ... باهمسرم از بندرعباس اومديم تهران.خوبيدکه انشاالله؟خيلي دلم ميخواست ملاقات ديگري باشماداشته باشم اما چه کنيم که فاصله زياد است.راستش همسرم خيلي بهترازقبلش شده ولي نميدونم چه طور ميشه درهمين وضعيتي که قرار داره بمونه خودتون بهترميدونيد که راه من خيلي دوراست اگر امکان داره دراين مورد با من همکاري کنيد. بازم ممنون که اومدم تهران وقتتون رو بهم داديد.خدانگهدار
شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله خوبم. به دکتر سلام برسونید. و بگویید از این که اوضاع شما بهترشده خیلی خوشحالم
توصیه های قبلی را ادامه بدهید
و هوشمندانه و متنوع برای اوقات فراغت و سرگرمی‌هایتان برنامه ریزی کنید.
اگر مورد خاصی بود برایم بنویسید و پیگیری کنید.
و هر دو عبادات مستحب را با نشاط و شادابی در برنامه های شخصی خود داشته باشید. حتی اگر 5 دقیقه باشد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6844  |  34 امتياز

بريسا عاشري
از تهران
امضا شده : ۲۵ دی ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۲۱
سلام حاج آقا من و نامزدم به علت مشکلاي شديد مالي چند ساله که نميتونيم زندگيمونو شروع کنيم و اين باعث به وجود اومدن مشکلاي ديگه اي شده ازتون خواهش ميکنم اگه وقت کردين برامون دعا کنيد بگين به خدا که مشکلاي بريسا اينا رو حل کنه خودس ميفهمه مرسي
شهاب مرادی :سلام/ الان دعا کردم.
شما هم به این چند کار برای برطرف شدن مشکل اقدام کنید.
1. اعتماد و توکل به خدا که خودش روزی همه را تکفل کرده.
2. استغفار و زیاد گفتن استغفرالله ربی و اتوب الیه
3. تکرار ذکر الله اکبر با توجه به بزرگی و عظمت بی مانند خدا
4. صدقه دادن مخفی و آشکارا که صدقه روزی را به بارش درمی آورد.
5. صله رحم؛ سرزدن و محبت و کمک و ... به آنان
6. روضه امام حسین(برپایی جلسه روضه در منزلتان حتی خیلی محدود)
7. دعا
8. خواندن تعقیبات نماز عشا
و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4741  |  34 امتياز

الهام مرادي
از تهران
امضا شده : ۲۵ دی ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۳۳
سلام خدا قوت 
سادگي قالب جديد آرامش بخش است
شهاب مرادی :سلام/ خدا را شکر.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6083  |  34 امتياز

مادر عباس
از بحرين
امضا شده : ۰۷ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۲۲
بسم الله الرحمن الرحيم 
رسيدن بخير ... حال شما؟ 
آقاي مرادي ... خيلي ممنون سما هستيم أز زحمت هايتان در شهر ماه در ماتم كتو ( مأتم العجم الكبير )وأكر تقصير بود در حقتان ببزركي خودتان مارا ببخشيد .. ما خيلي خوشحال شوديم كه زير ممبر شما شركت كرديم وخيلي أستفاده كرديم أز صحبتهاي خوبتان .. متأسفانه كه خيلي أز مردم نتوانستن شركت كنن در مجالس شما جون وقت ممبر خيلي دير بود ( در مأتم كوتو ) عجم الكبير وموقيت إمتحانات بجه ها بود سبب شود كه خيلي أز مردم نتوانستن شركت كنن زير ممبر شما .. همه مارا ببخشيد أز تقصير مان ... 
 
أز إين كه إيراني نوشتنم خيلي ركيك هست مارا ببخشيد  
خوش حال شوديم بمعرفي شما  
خدا حافظ شما به أميد ديدار
شهاب مرادی :سلام/ خیلی هم خوب نوشتید. زبان شیرین فارسی انعطافش زیاد است.
چه تقصیری؟ من از توجه و تشویق و لطف همه بزرگوارن تشکر می کنم.
ان شاءالله بخش زنانه ماتم گتو -چنانچه در منبر پیشنهاد دادم- به همت عجم های فهیم و فرهیخته بحرینی ساخته شود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4689  |  34 امتياز

سما
از اصفهان
امضا شده : ۰۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۰۴
سلام آقاي مرادي.خدا قوت.با خواندن" بند ناف"دوباره مطالب 8شب قائميه برام زنده شد.واقعا چه سخنراني زيبايي کرديد .دوباره رفتم و نوشته هاي اون شبها رو خوندم.به اميد سخنراني مجدد شما در اصفهان. 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ التماس دعا                      »»» بند ناف
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2865  |  34 امتياز

f.50
از shiraz
امضا شده : ۰۷ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۰۸
حاج اقا سلام... خصوصی است.
شهاب مرادی :سلام/ به مشاور مراجعه کنید بهتر است. به هر حال ، اوقات فراغتتان را با کار و توجه به امور خانواده پر کنید. به خدا پناه ببرید و از او کمک بخواهید. به عبادات واجب پایبندتر باشید. به برخی عبادات مستحب مثل تلاوت قرآن و نماز نافله و برخی اذکار و ادعیه(فقط از مفاتیح الجنان و با شرط نشاط قلبی) توجه جدی داشته باشید.
 
اگر خاطرات مزاحم ، گناه بوده با توبه و عدم سرزنش خودتان وپرهیز از مرور آن خاطرات ، و نامگذاری مجدد آن فایل ها در حافظه  ، مزاحمت آن افکار کمتر می شود.خدای مهربان توبه پذیر است و غفور و رحیم.
 
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1323  |  33 امتياز

احسان
از tehran
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۴۵
باعرض سلام و تشکر : 
...  
آقای مرادی من اصلا انگیزه ای برای ازدواج ندارم و با خود فکر میکنم من الان صبح تا شب سر کارم ازدواج کنم که چی یعنی کلا هدف زندگی را نمیدانم بعد با ازدواج یک نفر دیگر را نیز که به این زندگی کذایی وارد کنم در ضمن من آدمی معتقد به اسلام واقعی و عمل به آن هستم و وقتی میبینم که مردم به اسم اسلام کارهای خلاف اسلام میکنند از ادامه زندگی نا امید میشوم ببخشید خیلی طولانی شد ممنون از شما که جوانان را راهنمایی میکنید پدر مادر ها فقط دلسوزی میکنند نه راهنمایی؟؟؟!!!!!!!
شهاب مرادی :سلام/ شما چند ساله اید ؟
تحصیلات؟
شغلتان چیست؟
 بعيد است هدف از ازدواج و تشکيل خانواده را ندانید.
 در اين زمينه مطالعه کنید و با افرادي که زندگي خانوادگي موفقي دارند گفتگو.
به نظر ميرسد تمايل  شما به مسئوليت پذيري کم است.
- شما که به اسلام "واقعي" معتقديد بايد بدانيد يکي از توصيه هاي موکد اسلام ازدواج و تشکيل خانواده است.
- اين جمله: "بعضي ها به اسم اسلام کارهاي خلاف اسلام مي کنند" جمله ای رایج ولی نادرست است.
 در اکثر موارد گناهکاران به نام خودخواهی و منافعشان گناه می کنند نه به اسم اسلام!
- پسرم "مسلمان گناهکار" از "غیرمسلمان گناهکار" بهتر است!
- بايد بتوانیم بين عمل آدمها و خود آنها تفاوت بگذاریم.
معلومات خود را در زمينه معارف و تعاليم والاي اسلامي بيشتر کنيد تا بتوانيد اهدافي متناسب با اعتقاداتتان در زندگي بیابید و براي رسيدن به آنها تلاش کنيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1379  |  33 امتياز

محمد دربانيان
از شاهرود
امضا شده : ۰۶ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۵۳
با سلام 
... 
1_من يک دانشجوي سال چهارم دانشگاه صنعتي شاهرودم . 
 
2_از خانوادهاي سنتي با در آمد 300_350 هزار تومان درماه.ساکن شاهرود. 
 
3_تمام برادرخواهرانم ازدواج کرده اند. 
 
اما آنچه مرا ترغيب به نوشتن اين نامه کرد: 
 
1_نياز به ازدواج و محبت همسر ومحبت کردن به او. 
 
2_شرايطي که گمان مي کنم اگر در آن بمانم استعداد هايم کور خواهد شد. 
 
3_فکر مرگ که تاحدودي مرا آزاد کرده است.خدا کند که غلو نباشد. 
 
4_دوستي واحساس رفاقت با شما. 
 
5_خوا ندن يک گزارش به نام "خدا قولش را داده " که در مورد ازدواج ساده وخوشبختي جواني به نام علي بود. 
 
خوب حالا اصل موضوع: 
 
از شما ميخواهم براي من خواستگاري کنيد يابهتر بگويم شخصي را معرفي کنيد. 
 
صبر کنيد فکر نکنيد هرکس رامعرفي کنيد قبول است من هم شرايطي دارم: 
 
1_ميخواهم همسرم از يک کشوري ديگر باشد_اگر از لبنان باشد بهتر_. 
 
2_درحوزه ي علميه تحصيل کرده باشد_براي همين به شما مراجعه کردم_. 
 
3_نگاه کن من دانشجويم رک وراست بگويم نمي خواهم همسرم خشک ومقدس باشد. 
 
4_دوست دارم پنج جلسه قبل از ازدواج با طرف خود صحبت کنم . 
 
5_لطفا تا تاريخ 30/1/87 پاسخ دهيد. 
 
خوب قبول که من مشکل پسندم ولي براي تمام موارد بالا دليل دارم در ضمن اگر شرايط بالا در کسي باشد حتي اگر آفريقايي وسياه ترين دختر دنيا هم باشد چون وچرا ندارد .....  
 
ومن الله التوفيق 
 
با تشکر  
 
محمد دربانيان  

شهاب مرادی :سلام/ از من کمکی ساخته نیست.
من در انتخاب همسر(مصداق) فقط به فرزندانم ان شاءالله مشورت خواهم داد و لاغیر!
لطفا از خانواده خود کمک بگیرید.
چون پیام شما حکایت از یک تفکر پویا و روشن در حوزه ازدواج و شناخت خود ندارد، بنابراین به شما تامل و تحمل را توصیه می کنم.
ظاهرا در مسولیت پذیری به کمک نیاز دارید به مشاور مراجعه کنید.
این نوع انتخاب و آرزو پردازی را نوعی مکانیزم دفاعی میدانم...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1237  |  33 امتياز

سعيد
از تهران
امضا شده : ۰۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۱۴
سلام  
خيلي خيلي ممنونم ازتون بخاطر همه چيز: 
از قبل با شما آشنا بودم اما بعد از اعتکاف و سخنرانيتون در مسجدالنبي شهرک غرب فکر کنم دوستتون دارم 
سوال: 
ملاک هاي ازدواج چيه؟ 
يعني چه سوالهايي بايد از طرف بکنم؟ 
چه رفتارهايي ازش ببينم؟ 
چه بحث هايي بايد بشه؟ 
واقعا نميدونم  
2-يه دخترخانمي تو دانشگاه بهم علاقه مند شده!يه مدتي هم با هم رابطه داشتيم (سالم) 
فکر ميکنم از لحاظ خانواده و فکر ... هيچ سنخيتي با هم نداريم 
اگر هم داشتيم الان به ازدواج فکر نمي کنم(نميتونم فکر کنم) 
چطور و با چه دلايلي خيلي منطقي رابطه رو قطع کنم که بهش ضربه روحي وارد نشه ؟ 
خيلي ممنون 
خيلي دعاتون ميکنم 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ دلایل شما منطقی است در قالب خبر به او اطلاع بده و از او عذر خواهی کن و خداحافظی کامل و
تمام.
این حتما به صلاح اون دختر خانم محترم است و اصلا نگران او نباش.
پاسخی برای دیگران
ریسک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1425  |  33 امتياز

yellow rose
از زير آسمان خدا
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۵۹
به تماشا سوگند و به آغاز کلام: سلام.... 
پدرم،اي کاش فرياد نگاهم را در سکوت چشمانم مي ديدي.اي کاش بغض اضطرابم را از هيايوي سينه ام مي شنيدي.اي کاش در حضور لحظه هاي تلخ،شراره ي سرد و سينه سوز سيگارت را خاموش مي کردي و با لبخند گرمت،نفس هاي معطرت و نگاه مهربانت، مرهمي بر زخم عميق دلم مي نهادي.... 
اي کاش.... 
 
عاجزانه مي گويم:دعا کنيد نظاره گر روزي باشم که پدرم را در هاله اي از دود نبينم. پدري که مي خواني دست خط خسته ي مرا اگر تو هم ذره ذره وجود فرزندت را دود مي کني،تامل نکن،بشکن اين گوي غبار آلود را و فرزند چشم انتظارت را شادي بخش ..... 
 
اي کاش تو هم مي خواندي..... 
اي کاش.....
شهاب مرادی :سلام/ نامه ی خوبی است برای اهالی دود.
به راستی یکی از مظاهر جاهلیت همین استعمال دخانیات نیست؟ چه رسد به مواد افیونی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3673  |  33 امتياز

طليعه
از همدان
امضا شده : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۴۶
سلام  
اولا تشكر ميكنم از حضورتون در همدان و عذرخواهي بابت نواقص. 
من به مشكل بزرگي برخوردم باكسي دارم كار ميكنم(روي يك پروزه علمي)و متاسفانه چندروز پيش فهميدم وجود خدارو قبول نداره.توايران بزرگ شده و به قول خودش تمام ديني ومعارفي كه من خوندم رو تو مدرسه و دانشگاه خونده.كمي دراين مورد باهم حرف زديم اما بعلت مطالعه كمم نتونستم چيزي بگم البته ايشون از راه علم فيزيك منكر خدا ميشه(رشته تحصيلي ما فيزيكه).درآخرقرا رشد من مطالعه وتحقيق كنم واگرتونستم خدارو بهش بشناسونم(چون ميگه تعصبي رو عقيده ام ندارم اگرفكربهتري باشه قبول ميكنم)حالا من بايد چي كنم لطفا راهنماييم كنيد و چندتا منبع به من معرفي كنيد. 
درضمن ايشون ميگه من فقط به انسانيت و اخلاق معتقدم كه دين هم همين روميگه!!!؟... 
فقط نميخوام اسم وايميلم معلوم باشه. 
مرسي و التماس دعاي بسيار
شهاب مرادی :سلام/ گول نخور! هر که سرش سوزد کلاه دوزد
او خواب نیست خود را به خواب زده و شگردی برای گپ زدن و گدایی توجه است. به این نوع افراد محل نذارید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2970  |  33 امتياز

فرزانگاني
از تهران
امضا شده : ۲۲ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۳۶
سلام حاج اقا 
نگرانتون شديم چرا انقدر كم پيدائين؟ 
منتظر ادامه مطالبتون هم هستيما 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ لطف دارید اما چرا نگران؟! این میل به نگرانی چیز خوبی نیست.
اعلام کرده بودم که شبهای قدر ؛ اصفهان هستم!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5141  |  33 امتياز

علي سنجري
از چالوس
امضا شده : ۱۵ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۰۰
سلام برادر.ديروز غروب پيش مشاور رفتم. گفت حالت خراب است و بايد دارو مصرف کنم  
من گفتم مي خواهم با گفتار خودمو درست کنم ولي ايشان تاکيد مي کردند دارو مصرف کنم 
ولي ايشان گفتند تا هفته بعد روي تست ها کار مي کند و بعد نتيجه را مي گويند 
و البته تاکيد کردند درمان زمان بر است
شهاب مرادی :سلام/ شما همزمان به دارو درمانی(توسط روانپزشک) و روان درمانی(توسط روان شناس) احتیاج دارید من نظرم را به شما در حرم حضرت رضا علیه السلام  گفتم ولی شما اجرا نکردید. ان شاءالله خدا کمکت کند و بهبودی کامل حاصل شود. هرچند در مورد مشاوری که نمی شناسم هیچ نظری ندارم!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4347  |  33 امتياز

شهناز
از کرج
امضا شده : ۱۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۰۹
سلام حاج اقا.ديشب برنامه جالبتون رو از شبکه 1 ديدم. حاج آقا شوهر من يک خانمي که 17 سال از خودش بزرگتره رو صيغه کرده بود به قول خودش اشتباه کرده اما من نميتونم ببخشمش چي کار بايد بکنم که فراموش بکنم.وقت هايي که داريم از زندگي لذت ميبريم اون خاطره که يادم مياد همه چيز رو بهم ميريزم
شهاب مرادی :سلام/ به قول برخی از روان درمانگران با سطل آشغال هایتان  زندگی نکنید! آشغال ها را دور بریزید. حتما ببخشیدش و بدون اینکه بیان کنید کاستی ها و ضعف های خودت را شناسایی و برطرف کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2949  |  33 امتياز

يه گنه کار
از کاشان
امضا شده : ۰۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۱۸
سلام.حاج آقاممنون که جوابمودادين.خيل آروم شدم خداخيرتون بده اگه قسمت باشه ميخوام برم کربلا،ازآقام مي خوام که هرچي ميخواين وبه صلاحتونه بده.امشب شب عزاست خيلي دلم گرفته فقط مي خوام گريه کنم وباامام زمانم دردودل کنم.توروخداواسم دعاکنيدکه اونجوري بشم که خداازم راضي باشه.خداحافظ.ياح سين
شهاب مرادی :سلام/ خدا همین الان هم از تو راضی است باید خودت را با خودت آشتی دهی و شناختت را از خودت اصلاح کنی؛ خودت را بد و گناهکار ندان و خودت را پاک و مومن و محب اهل بیت و با تقوی بدان که در مسیر تقویت تمام این صفات می خواهی حرکت کنی.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4474  |  33 امتياز

يگانه
از شهرکرد
امضا شده : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۰۸
سلام حاجي خدا قوت من يه بسر عمو دارم که از همه نظرشبيه هميم خيتي دوستش دارم ولي نميدونم اون چه نظري نسبت به من داره؟ضمنآ خيلي بامن راحته ولي هيچ حرفي در اين مورد نزده.يا علي
شهاب مرادی :سلام/ احتیاط کن. و حتما پیامهای 5 صفحه اول بالاترین امتیاز را به دقت و با آرامش بخوان و چکیده مطالب را بنویس.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6522  |  33 امتياز

سعیدی
از اصفهان
امضا شده : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۲۵
اگر ادم گناه کنه وتوبه کنه بعد دوباره مرتکب اون گناه بشه وتوبه کنه توبه ان قبول است
شهاب مرادی :سلام/ بله »»»لیــــــــــــنک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1227  |  32 امتياز

سروش م
از مشهد
امضا شده : ۱۴ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۵۲
سلام آقای مرادی . به خاطر همه چیز از شما متشکرم . برای اولین بار بعد از چند سال روحانی می بینم که با معلومات قابل قبول وارد عرصه ارشاد شده است . برایتان آرزوی موفقیت را دارم. 
آقای مرادی من جوان 24 ساله ای هستم که شدیدا به مسائل شهوانی وابسته گردیده ام . 
این وابستگی به شکلی ضعیف تر و مبهم تر از دوران خردسالی با من بوده و تا به امروز هم با آن درگیرم. معتقد می باشم . نمازهایم در اکثر موارد در اول وقت ادا می شود . به فکر ضعفا هستم ووو اما این مشکل من را در تمامی مراحل همراهی می کند . 
این را هم بگویم که تا به حال بسیار سعی کرده ام اما ... .  
ازدواج هم برایم مقدور نمی باشد . اگر هم مقدور بود این کار را نمی کردم ، چون دوست ندارم کسی که قرار است شریک زندگی ام گردد به این دلیل انتخاب گردد. مقام زن بسیار بالا ست و این گونه انتخاب ظلم به او . لطفا مرا راهنمایی نمائید.
شهاب مرادی :سلام/ اگر چه تنها دليل ازدواج، مسائل شهواني و ارضاي آنها نيست اما يکي از مهمترين دلايل آن همين است.
هدف اصلي ازدواج رسيدن به آرامش است و يکي از راههاي رسيدن به آرامش ارضاي صحيح ميل جنسي است.
 پس با اين تفکر که ازدواج (تنها) بااين انگيزه ظلم به طرف مقابل است از ازدواج و قبول مسووليت زندگي فرار نکنيد. چرا که به تعويق انداختن اين امر مهم ميتواند موجب بروز مشکلات جدي روحي وجسمي يا خداي ناکرده انحرافات اخلاقي درشما شود.
تا آن موقع با ذکر و ياد خدا ، ورزش و انجام فعاليتهاي مفيد و پرهيز از موقعيت هاي تحريک کننده مراقب سلامت جسم و روح خود باشيد.
مراجعه به يک مشاور (روانشناس) نيز ميتواند براي شما مفيد باشد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1430  |  32 امتياز

hossein
از اصفهان
امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۱۵
سلام جناب اقاي مرادي...... 
من بهتون خسته نباشد ميگم..... ارزش .اين خدمتيو که به مردم دارين ميکنين رو نميتونم با هيچي تو اين دنيا معادل کنم.. 
فقط ميتونم تشکر کنم......کاشکي همه ... 
مثل شما فهم وبينش اجتماعي داشتند 
نميخوام سرتونو درد بيارم...سريع مرم سر اصل مطلب 
منم مثل همه يه سئوال ازتون داشتم 
من از ظاهر و دورنماي شکلي ورفتاري دختري خوشم اومدوپشبندش رفتم وبهش اين حسمو صريح گفتم ...اونم خيلي منطقي پذيرفت..بعد چند وقت فميدم که .مسکه اونم مثل منيه همچين حسي داشته نسبت به من.... 
حالا من دنبال شناخت بيشتر اين دختر هستم...ومهمترين چيز واسم سلامت اخلاقي وپاک دامنيشه اينکه نه قبل ونه بعدها در اينده خللي در عقايد ش در اين زمينه ايجاد نشه..وخلاصه اينکه درمورد اين قضيه به اطمينان خاطر برسم  
ميخوام بدونم با چه سئوالايي باچه ترفندي ميتونم اين قضيه رو بشش برسم
شهاب مرادی :سلام/ سن شما؟ شغل شما؟ سربازی رفتی؟ درست تموم شده؟ برنامه شما برای خواستگاری رسمی و ازدواج سریع؟ و...
و چندتا سوال منطقی و روشن از خودت بپرس.
اگر 4 تا پسر دیگه هم همینجوری در طی چند سال با عواطف و احساسات این دختر خانم برخورد کنند و شانس ازدواج او را رفته رفته هرچند ناخواسته ولی غیر قابل انکار از او بگیرند آنوقت سلامت روحی وشخصیتیش باید فقط خدا براش حفظ کنه! مراقب باش!

لطفا فکر کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1437  |  32 امتياز

BaqirMohammad
از Karachi-Pakistan
امضا شده : ۲۹ دی ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۳۶
Salam ezdewaj bar man wajeb shode.haal baraye man ye CASE k ziad monaseb nist pish aamade. 
aaya dar in soorat in kar ra bokonam va khodam ra az gonah nejat daham ya be dombalae case monasebe khodam basham
شهاب مرادی :سلام/ 1. چرا ازدواج برای تو واجب شده؟ برایم بنویس
(لطفا فارسی)
2. کمی از مشخصات کلی خودت و او را؟
3. خواندن این مطالی رابه شما توصیه می کنم:

 قبل از ازدواج و هشدارهای ضروری (ویراست دوم)
 يك نه . براي موفقيت و سعادت (با این افراد ازدواج نکنید)
 این حس شدید نیاز به همسر و ازدواج...
 یک تمرین ساده ی ساده برای کار با « جستجو »
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1523  |  32 امتياز

همايون
از کاشان
امضا شده : ۰۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۴۹
درود 
امشب به يادتون افتادم. گفتم بيام و عرض ادبي.. 
اومدم و ديدم که صحبت ادبيات و شعر و«غزلِ»! 
گرم باز آمدي محبوب سيم اندام سنگين دل 
گل از خارم برآوردي و خار از پا و پا از گل 
 
در اين معني سخن بايد، که جز «سعدي» نيارايد 
که هرچ از جان برون آيد، نشيند لاجرم بر دل.. 
 
روزهاي اولي که به سعدي دلبستم آنقدر عصباني شدم که چرااينقدر دير به سراغ اين استاد غزل سراي ايران رفته بودم و از ديگر خوشحال بودم و مي دانستم که لذتي دارد که... 
من همان روز که آن خال بديدم، گفتم 
بيم آن است بدين دانه که در دام افتم 
هرگز آشفته ي رويي نشدم يا مويي 
مگر اکنون که به روي تو چو موي آشفتم 
پيش از اين خاطر من خانه ي پر مشغله بود 
با تو پرداختمش، وز همه عالم رُفتم... 
دوست دارم بيش از اين ها از سعدي بنويسم ولي «جايي که آب هست تيمم باطل است!!» بسنده مي کنم به خاتمه دادن عرايضم البته با غزلي از سعدي که موي بر اندام سيخ مي شود از خواندنش... 
 
از در درآمدي و من از خود به در شدم 
گفتي کزين جهان به جهان دگر شدم 
 
گوشم به راه تا که خبر مي دهد ز دوست 
صاحب خبر بيامدو من بي خبر شدم 
 
چون شبنم اوفتاده بُدم پيش آفتاب 
مهرم به جان رسيد و به عيّوق بر شدم 
 
گفتم ببينمش مگرم درد اشتياق 
ساکن شود، بديدم و مشتاق تر شدم 
 
دستم نداد قوت رفتن به پيش يار 
چندي به پاي رفتم و چندي به سر شدم 
 
تا رفتنش ببينم و گفتنش بشنوم 
از پاي تا به سر همه سمع و بصر شدم 
 
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت 
کاوّل نظر به ديدن او ديدور شدم 
 
... 
اورا خودالتفات نبودش به صيد من 
من خويشتن اسير کمند نظر شدم 
 
گويند روي سرخ تو سعدي چه زرد کرد؟ 
اکسير عشق بر مسم افتاد و زر شدم 
 
با تشکر و خسته نباشيد 
خيلي مخلصيم 
بدرود
شهاب مرادی :سلام/ ياعلي
                 »»» آشتی با غزل
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2610  |  32 امتياز

زهرا حقي
از تهران
امضا شده : ۲۷ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۱۲
با سلام چند وقتي است که بي حوصله و عصبي شدم از چيزهايي ناراحت ميشوم که هيچ يک از اطرافيانم اصلا متوجه آنها نمي شوند خواهش ميکنم کمکم کنيد ميترسم افسرده شوم(در ضمن دختري 24 ساله ام)
شهاب مرادی :سلام/ برنامه های روزانه خود را تغییر دهید و کارهای مورد علاقه را در فهرست کارهایتان قرار دهید.
خواندن یادداشت های "بدون تغییر ممنوع" و توصیه های "ترس از آینده" را پیشنهاد می کنم.
از افسردگی و هیچ چیز دیگر نترسید تا خدا دارید و بر هر مشکلی با قدرت و لطف خدا پیروز شوید.
درمان افسردگی سخت نیست.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6132  |  32 امتياز

ياس
از تهران
امضا شده : ۱۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۵۸
سلام حاج آقا.ديشب زيارتتون کردم،خوشحالم که سلامت هستيد.من تازه ديشب فهميدم که همچين پل ارتباطي وجود داره.سوال ومشکل که زياده و متاسفانه من آدمي هستم که هم دير يخم باز ميشه هم صحبت کردن و مطرح کردن برام مشکله.اميدوارم خدا ياري کنه تا بتونم ازتون کمک بگيرم.التماس دعاي مخصوص
شهاب مرادی :سلام/ هم به ضوابط توجه کنید و هم پیامها را وقت بذارید در چند هفته بخوانید تا با فضا آشنا شوید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5157  |  32 امتياز

فاطمه حسيني
از زير سقف آسمون
امضا شده : ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۲۲
سلام حاج آقا 
واقعا از اينکه جواب ماها رو ميديد واقعا ممنونم و تشکر مي کنم 
قبلا براتون نوشته بودم که کسي رو دوست دارم و براي رسيدن به اون برام دعا کنيد جوابمو داديد و گفتيد دعا مي کنم ولي چرا رسيدن به معشوق کارش به دعا و توسل کشيده؟! اين بايد شما را به بررسي جدي و واقع بينانه ي علاقمندي و تصميمتان وادار کند 
 
راستش من از طريق اينترنت باهاش آشنا شدم و هردومون تو خانواده ي مذهبي بزرگ شديم و خانواده هامون سخت مخالف چت کردنن و اگه بدونن ما از طريق اينترنت آشنا شديم مخالفت مي کنن در صورتي که ما واقعا همديگه رو مي خوايم و من نمي تونم اينو به خانوادم بگم چون مخالفت مي کنن و ما اينو نميخايم 
چون واقعا دوست داشتنه ما از شهوت و هوس نبوده و نيست  
من چون ايران نيستم، منتظرم تا روزي که بخام بيام ايران و اونوقت اون بياد خواستگاري و اينم خيلي گناهه نمي دونم چکار بايد کنم تنها يه چيزي ذهنمو مشغول کرده اونم اينه که ازش جدا بشم و روزي که خواستم برم ايران خبرش بدم و اونم بياد خواستگاري نمي دونم اگه شما اينو درست مي دونيد بهم بگيد يا راه حل درستو بهم بگيد تا انجام بدم 
ممنون ميشم موفق باشيد 
التماس دعا  
خدانگهدار
شهاب مرادی :سلام/ برداشتتان را از مشاوره اصلاح کنید کار مثل دندانپزشکی نیست که شما غیر فعال فقط دهانتان را باز نگهدارید. نه ! من حتما به فکر و اندیشه و منطق و هیجان شما برای بهتر شدن وضع شما نیازدارم اگر آن را دریغ کنید هم وقت مرا و هم وقت خودتان را تلف کردید.
مرور: از شما خواستم بررسی کنید و واقع بین باشید اما همچنان در حال توصیف این دلدادگی هستید. »»»لينك

شما هم متناسب سوالتان به توصیه ‌ام به  ف- الف از اصفهان عمل کنید و دوباره برایم بنویسید.(البته لطفا دیگر اسم و ایمیل و نام شهر را تغییر ندهید)
حتما جناب سروان را بخوانید و یادداشت های مربوط به کنترل را بخوانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3531  |  32 امتياز

ريحان88
از تهران
امضا شده : ۰۱ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۴۸
با سلام به طور خلاصه پي بردم كه همسرم با خانمي رابطه جنسي برقرار كرده و در واقه به من خيانت كرده.نميدانم چه بكنم آيا به رويش بياورم يا نه چگونه ديگر شوهرم را دوست داشته باشم و به او محبت كنم. ديگربه او اعتماد ندارم.زندگيم مختل شده لطفا راهنماييم كنيد 4 ساله ازدواج كردم و يك فرزند 10 ماهه دارم آيا به كسي مثلا مادرش بگويم كه با او صحبت كند؟ممنون
شهاب مرادی :سلام/ شاید اشتباه می کنید ولی برنامه ات این باشد که فقط با خودش صحبت کنی ؛ با آرامش و به دور از پیش داوریاگر هیجاناتت مانع گفتگوی آرام و منطقی می شود برای او نامه بنویس و او را از خوش بینی‌ات و اعتماد همیشگی‌ات به او باخبر کن
اگر باز برایت سخت است اول به یک مشاور باتجربه ی خوب مراجعه کن بعد با همسرت گفتگو کن.
همسرت، فرزندت و زندگی ، همه زندگی تو هستند و برای حفظ آن مدبرانه تلاش کن و به جای انفعال مزاحم را از زندگی ات بیرون کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2889  |  32 امتياز

حرمت الله
از تهران مالزي
امضا شده : ۱۳ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۱۸
ديشب برا بار اول بود که ديدمتون خوب بود ولي جا برا نقد کردن هم گذاشتين 
اگه ميشد 15 دقيقه هم باهاتون مشورت ميکردم ممنون مي شدم قربانت حرمت الله
شهاب مرادی :سلام/ در ukm یا در مسیر جلسه دعای کمیل در ماشین می شد خدمتتون باشم که نشد شاید هم یکی از بزرگوارنی که بعد از جلسه در محوطه صحبت کردیم شما بودید.
به هر حال نقد منصفانه و علمی خوبه با رعایت روش شناسی.
گفتم "عادت به انتقاد" خوب نیست و همچنان تاکید می کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4555  |  32 امتياز

مجيد
از تهران
امضا شده : ۰۶ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۱۱
هوالرئوف 
سلام شهاب جان! 
مفتخرم که به نام مهربان ترين آغاز کنم و بعد ... به نام مادر هستي « زهرا» عليها سلام الله. 
نمي دونم چرا مسير حرکت چند دقيقه ايم توي سايتت ، من رو برد پيش داداش محسن؟!!! 
مي دوني از اونجا کجا رفتم؟ پيش داداش محمدم! 
والان در دل شب ، دل من ، تو حرم اربابه! 
در اعتقاداتمون ، يادمون دادين که : 
ما در مذهبمون ، قايل به اتفاق نيستيم. 
پس حتما حکمتي داشته. 
روح محسن عزيز و محمد گلمون ، توي اين زيارت ، شريک! 
ايامت به کام و عزتت مستدام و عاقبتت به خير. 
ياحق.
شهاب مرادی :سلام/ جناب آقای یراقبافان عزیز از لطف شما متشکرم. خدا همه ی علاقمندان امام حسین را که از پیش ما رفته اند را میهمان دائمی کربلا و محضر ارباب قرار دهد. یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6447  |  32 امتياز

الهه
از tehran
امضا شده : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۵۸
سلام اينکه مي گن حاج آقا خدا قوت ظاهرا از سوال هاي من مهم تره. جالب تره واقعا.
شهاب مرادی :سلام/ نه این طور نیست. چون این گلایه تکراری است! لطفا پاسخم را اینجا »»»لينك بخوانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3786  |  32 امتياز

حسن
از اراك
امضا شده : ۰۹ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۰۲
باعرض سلام و خسته نباشيد. حاجي من دانشجو هستم و سوالي داشتم:  
ازدواج كردن با دختري كه دانشجو و همكلاسي بنده است واز لحاظ شرعي وعرفي، شرايط لازم وكافي را براي ازدواج داراست وتنها مشكل دوري محل سكونت ايشان از شهر محل اقامت بنده مي باشد(حدود 1000كيلومتر فاصله)،اين ازدواج بعدها چه عواقب وتبعاتي دارد؟از اين ازدواج صرف نظر كنم يا نه؟
شهاب مرادی :سلام/ اگر مشخصات او فقط "همکلاسی" و "1000كيلومتر فاصله" است،دشوار است و تفاوت های فرهنگی و دوری از خانواده مشکل ساز خواهد بود.
ولی اگر امتیازات و صفات دیگری هم دارد موضوع و پاسخ فرق می کند.
ظاهرا احساسی و لحظه ای تصمیم گرفتی (واقع بینانه بررسی کن و پس از مشورت تصمیم بگیر)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1468  |  31 امتياز

سارا
از تهران
امضا شده : ۰۱ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۱۳
هميشه فکر مي کنم زندگي يه طاقچه اس. يه طاقچه پر از شيشه هاي شبه عطري که اتفاقا در- شون خرابه و به همين دليل لحظه ها از توي شيشه بيرون مي پرن و مي پرن و تو يه روز به خودت مياي که شيشه خالي شده . 
رو طاقچه ي زندگي من از اين شيشه ها خيلي زياده. خيلي زياد. اول صف يه شيشه ي کوچولوي آبي هست که روش برچسب داره: 62-61روز بي بازگشت.مال رضاست و ياد آور تمام اون روزايي که رفت و بر گشت و من به اميد رسيدن نامه اش يا شنيدن صداش لحظه هاي پريده رو مي شمردم. دومي يه شيشه ي طلا ييه. مال انتظار ده ساله و روش برچسب زدم: 72-62 روز هاي انتظار. مال روزايي که منتظر بودم هر لحظه صداي زنگ در بياد و تو چهار چوب در نه تصوير که خود احمد باشه. برگشته از سالهاي دوري. ولي.... لحظه ها پريد و نشد که بشه.شيشه هاي ديگه اي هم هست. ماه رمضونهاي هر ساله و هر کدوم هم با يه مايه رنگ: آ بي سبز طلايي نقره اي سفيد و.... شايد که بايد همگي سبز باشن. شيشه هاي محرم هاي هر ساله که روشون بر چسب مي زنم : هيهات من الذله و همگي مايه رنگ سرخ دارن.  
اين شيشه ي آخري که ميخوام بذارم سر طاقچه ي زندگي ام يه شيشه ي فيروزه اي بزرگ و قشنگه که بايد روش بر چسب بزنم 86-85 ولي تمام لحظه هايي که از اين شيشه بيرون پريدند نپريدند که مثل قاصد ک تو هوا چرخ زدند و آرزوهامونو اين طرف و اون طرف بردن و حالا ...... و حالا شايد که بايد روي شيشه ي قشنگم بر چسب بزنم :86-85 خدا حافظ مردم ايران سلام.
شهاب مرادی :سلام/ بسیار جالب و تاثیرگذار است.
خدا را شکر . جداً باید به آقای شهیدی فرد آفرین گفت.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1563  |  31 امتياز

مهدي محمدي
از تهران
امضا شده : ۲۹ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۹
ازکنج تنهايي دلم سلام.هيچگاه نتوانستم بفهمم چرابرخي ازمشاوران به راحتي ازکنارمعضلات ماجوانهاميگذرند ووقتي هم راه حل راميپرسيم ياميگويندصبرکن يابازبان بي زباني ميگويندچندجلسه بايدپيشم بيايي تاادمت کنم. 25سال دارم وعلي رغم همه پيشرفتهاي تحصيليم درليسانس وفوق ليسانس پدرومادرم حاضرنيستندگامي اساسي درازدواجم بردارند من هم به خاطرعدم پشتوانه مالي ازازدواج ميترسم ميخواهم سراغ ازدواج موقت بروم تانيازم برطرف شود.نظرتان چيست...
شهاب مرادی :سلام/ 1. آنچه روشن است شما به دنبال شناخت مشکل و کشف راه حل علمی آن نیستید بلکه به دنبال بهانه ای برای ازدواج موقت می گردید و این شاید از پایین بودن اعتماد به نفس و ضعف مسئولیت پذیری شما دارد!
2. ظاهرا شما مُراجع حرفه ای هستید و به مشاوران متعدد مراجعه کرده اید ولی ناقص
3. راهنمایی و مشورت و پاسخ به شما بدون مصاحبه و انجام تست و ملاقات با والدین، علمی نیست.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1569  |  31 امتياز

مينومحمودي
از اصفهان
امضا شده : ۱۴ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۴
سلام 
خسته نباشيد. 
يه سوال دارم: 
صحبت کردن باپسراي دانشگاه ودرمواقع ضروري جزوه گرفتن ازپسرا گناه داره؟همه ميگن گناهه.آخه مابه چشم همکلاسي بهشون نگاه مي کنيم يعني بازم گناهه؟
شهاب مرادی :سلام/ نه.نظر فقهای عظام این است که اگر این صحبت کردن "شغل مدار" ؛ ضروری و خالی از ریبه باشد و با حجاب و وقار همراه باشد، مانع شرعی ندارد!

"همه" یعنی تمام فقها و مراجع؟؟؟! سوالات فقهی را فقط از رساله مرجع تقلیدتان بخوانید و یا بر آن مبنا بپرسید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1375  |  31 امتياز

مريم
از تهران
امضا شده : ۲۰ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۴۰
سلام و وقتتون به خير 
20 آبان سالگرد پرواز برادر عزيزتان آقا محسن (ره) را تسليت مي گويم. اميد كه با مقربان درگاه خدا همنشين باشد. 
روز 27 آبان هم اولين سالگرد پركشيدن برادر عزيزم هست كه در اثر بيماري سرطان خون ما را تنها گذاشت و رفت. 18 سالش بود ولي به اندازه ساليان سال از خود خاطرات قشنگ به جا گذاشت. خيلي برايش دعا كنيد. ممنون
شهاب مرادی :سلام/ ابقاکم الله
خدا هر دو را ميهمان بهترين مراتب رحمت و مغفرتش بفرمايد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3770  |  31 امتياز

تانيا
از اصفهان
امضا شده : ۱۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۳۵
حاجي تركونديا! 
آمار سايتو ديدم گرخيدم! 
خداييش خيلي دوستون دارن
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6871  |  31 امتياز

صدرا
از زندان
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۳۵
سلام .زيازت قبول . 2 بار پيام دادم جواب نداديد شايد نمي رسه . شايد اين هم نرسه . يه سوال دارم . اگر انسان در مواقع عصبانيت هيچ واکنشي ظاهري نداشته باشه ولي در درون خشمگين و عصباني باشه مثلا به جاي داد زدن و شکاندن چيزي اين کار را در ذهن و فکر خودش انجام دهد البته نه با اراده و اختيار و تخيل بلکه از شدت خشمگين بودن و در نظر داشتن کنترل خشم . از نظر اسلام به اين عکس العمل هم کضم غيظ اطلاق ميشه؟
شهاب مرادی :سلام/ نه اين خشم است و كظم و كنترل نيست. و طبق روايات به شما آسيب وارد مي كند. (نياز به شرح مفصل دارد)
 
خلاصه؛ در فرايند كظم غيظ حتما بايد عفو و گذشت وجود داشته باشد و اگر احسان هم باشد بهتر.يك بار ديگر آيه را مرور كنيد: 
والكاظمين الغيظ و العافين عن الناس و الله يحب المحسنين
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6773  |  31 امتياز

پرنيان
از تهران
امضا شده : ۳۱ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۱
سلام. اميدوارم كه اين نامه ي من رو بخونيد.لطفا" خصوصي باشد. خدايا ...خصوصی والبته طولانی... 
(لازم به ذكر است كه پدر من يك مهندس هستند با طرز فكري قديمي ولي سني كم) 
جناب آقاي مرادي: 
من اين نامه رو براي خدا مينوشتم كه يكدفعه به ذهنم رسيد براي شما يه نسخه از درد دلام رو با خدا بفرستم تا از خواندن اون بفهميد اشكال كار من و پدرم در كجاست و كمكم كنيد.اي كه دستت ميرسد كاري بكن. 
و من الله التوفيق 
من دوست ندارم اين مطلب در سايت شخصي شما در معرض ديد همه باشد .با تشكر از شما. 

شهاب مرادی :سلام/ ما همیشه نمیتوانیم آدمهایی را که با آنها زندگی میکنیم تغییر دهیم. اما در روابط با آنها میتوانیم رفتارهایشان را پیش بینی و کنترل کنیم.
یکی از واقعیات زندگی شما پدری است با خصوصیاتی که توصیف کرده اید(که فرض می گیریم کاملا درست باشد).شما میتوانید با شناختی که از پدرتان دارید موقعیتها را تا حدودی کنترل کنید.
-در حد توانتان حساسیتهایش را در نظر بگیرید.
-خشم او را تحریک نکنید.
-با احترام و محبت با او رفتار کنید.
-با انجام فعالیتهای سازنده و آرامش بخش مثل ورزش تنش ها و عصبانیتهای خود را نیز کم کنید.
-دائما در ذهنتان رفتارهای او را تحلیل و او را با دیگران مقایسه نکنید.
-توجه به نکات مثبت شخصیت و رفتار ایشان نیز فراموش نشود.
خود شما نیز از این قبیل رفتارها اجتناب کنید تا در آینده مادری مهربان برای فرزندانتان باشید. 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1583  |  30 امتياز

نفیس
از کرمان
امضا شده : ۲۲ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۵۹
من امسال کنکوری بودم و به دلایلی در رشته مد نظر قبول نشدم و رمضان گذشته بااین که راندمان کارم افت زیادی داشت روزه گرفتم امسال می گویند روزه نگیر چون یک ماه کاری مفید رااز دست میدهی.خودم هم دوست ندارم روزه های این ماه مبارک را از دست بدهم چون هیچ وقت این کار رانکرده ام. لطفا مرا راهنمایی کنید.
شهاب مرادی :سلام/ بگو اعوذ بالله   و از این حرفها به خدا پناه ببر. روزه بگیر و از برکت آن بهره ببر.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1283  |  30 امتياز

sadaf
از teh
امضا شده : ۲۴ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۴۲
با سلام وخسته نباشيد و تشكرا‍ز حضورتون در دانشگاه فني تهران جنوب ... 
من 22 سالمه و خيلي خسته ام .ديگه از هرچي خواستگار وخواستگاريه حالم به هم مي خوره.از رفتارهاي تكراري سوالات تكراري پاسخ هاي تكراري و همه چي. هميشه از خدا ميخوام كه فرد هم كفوم رو هرچي زودتر سرراهم قرار بده تا از اين ادم هاي عجيب و غريب خلاص شم ولي دعام شنيده نميشه. باور كنيد كه من مهم ترين معيارم ايمانه بهانه الكي هم نمي اورم با همه موارد طوري برخورد ميكنم كه جوابي دربرابر خدا داشته باشم. حالا شما فرض كنيد من دختر شمام اگه دخترتون شرايط ازدواج رو داشته باشه چه ميكنيد با به قول خودتون پايين اومدن شانس ازدواج. فكر كنم قبلا هم براتون نوشتم 3 بار رفتم مكه وهربار كه كعبه رو ديدم گفتم خدايا از خزانه غيب ات شوهر هم كفوم رو به من عطا كن به نظرتون چيكار كنم با دعاهايي كه شنيده نميشه؟؟؟ اخرين مطلب كه البته نميخواستم بگم و الان ميگم كه حواستون رو بيشتر جمع كنيد(چون بقيه كه شمارو ميبينند خيلي حواسشون جمه) اينكه اون روز كه اومده بوديد دانشگاه ما زير استين سمت راست پيراهن تون پارگي داشت.منو ببخشيد ولي گفتم كه بيشتر حواستون باشه. اگه جوابي برام بگذاريد يك دنيا ممنون ميشم. 
تو که آهسته مي خواني قنوت گريه هايت را  
ميان ربناي سبز دستانت دعايم کن  
(التماس دعا)
شهاب مرادی :سلام/ دعای هر دعاکننده ای شنیده میشه تردید نکنید.
شما هنوز 22 سالتون هست تعجیل نکنید تا با آرامش بیشتر از بین خواستگارهای واقعی و رسمی همسر مناسب و شایسته را انتخاب کنید. البته ظاهرا شما ملاکهای خودتون را خیلی کلی تعیین کردید و نیاز به کارگاه های مفیدی در این موضوع دارید.
در کنار این مطالب به دخترم می گویم دختر گلم واقعا به خدا اعتماد کن و توکل !

اما پیراهن: 1. اسمش قباست
2. مدل قبا ها همیشه این جوری بوده از اول و هر دو طرف زیر حلقه ی آستینش کمی باز است . البته این از لزوم تشکر من از شما بابت دلسوزی و توجه شما کم نمی کند
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1445  |  30 امتياز

miona88
از tehran
امضا شده : ۲۷ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۰۷
سلام آقاي مرادي عزيز. خداقوت! فکر نميکردم هيچ وقت از اين سوالات از شما بپرسم! 
خواستگار دارم (اولين کسي است که پذيرفتم!). فرزند شهيد، آرام و درونگرا، تحصيلکرده (هم سطحيم هر دوارشدمهندسي خونديم)مومن ومذهبي. آدم خوبيه و ظاهرا خوش اخلاق.هيچ دوست نزديکي (بجز همکاران) ندارد. سرگرمي خاصي ندارد. اهل مطالعه نيست.به هنر خاصي علاقه ندارد و ميگويد اگر همراهي داشته باشم اهل سرگرمي هستم . ولي ذوق هنري ندارم.اهل تلاش و پشتکار در کار. 
من :مذهبي و معتقدم.چند دوست تثبيت شده نزديک دارم. بسيار اهل مطالعه، اهل ادبيات و شعرم. نقاش (علاوه بر تحصيلاتم) گاهي ورزش ميکنم. مسلط به انگليسي و در حال آموختن فرانسه. (اهل ترجمه ام). به همه هنرها علاقمندم و به عنوان مخاطب پيگيري ميکنم.اهل گردشم. 
دو جلسه صحبت کرده ايم . 
احساس ميکنم برداشت کاملا متفاوتي از زندگي داريم. 
اگرچه هر دو هدفمان آرامش است، آرامش من پويا وآرامش او ايستاست!  
(برداشت من تا الان اينه وجوابم منفي) از کجا مطمئن شوم درسته؟(حاضر به استخاره نيستم) اوخيلي عجله دارد ومن اصلا عجله ندارم. آيا ممکن است بعد از ازدواج به علاقمنديهاي من علاقمند شود و مرا همراهي کند، ممکن است اجتماعي تر شود؟! شرمنده انقدر طولاني شد. اجرکم عندالله.
شهاب مرادی :سلام/ 1. در راه دادن خواستگارها سخت گیری نکنید.
2. پسر خوبی است اما اگر خودتان را "برون گرا" می دانید و با توجه به تفاوت روحیات و هیجانات که شرح دادید، بهتر است با او ازدواج نکنید.
3. در گفتگوهای قبل از ازدواج ببینید با این فرد بدون هیچ تغییری خوشبخت می شوید یا نه اصلا برای اصلاح و تغییر و تعمیر حسابی باز نکنید!
4. یک بار دیگر همه یادداشت های مربوط را بخوانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6266  |  30 امتياز

غفور شكابي
از قم
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۳۳
سلام.چگونه باتيد متوجه بشويم خدا من رو بخشيده؟توبه ام را قبول كرده اند؟؟؟ 
راهي داره كه بفهمم ؟؟؟؟؟؟؟؟
شهاب مرادی :سلام/ »»»»خلیلی...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8777  |  30 امتياز

خائف
از تهران
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۴۴
سلام استاد  
الان 182 نفر آنلاین هستند  
لطفا همین الان برای سلامتی آقا امام زمان با هم صلوات بفرستیم و من حاجتی دارم یک دعای کوچولو برام بکنند. 
یاعلی
شهاب مرادی :سلام/ اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
ای کاش از دعا در حق هم دریغ نکنیم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8863  |  30 امتياز

محسن رضاپور
از مشهد
امضا شده : ۰۵ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۰۳
سلام 
چند ماهه که ازدواج کردم... 
لطفا متن پيام منو روي سايت منتشر نکنيد.ممنون ميشم اگه زياد منتظرم نذاريد 
اجرکم عندالله
شهاب مرادی :سلام/ تعجب و ناراحتی شما مادامی که با بدبینی همراه نشده طبیعی است و حق داری.
نظرت را قاطع و محترمانه به همسرتان و خانواده اش بگویید ؛
نباید صمیمیت به "وقار و احترام متقابل " آسیب بزند
و در مورد مناسبات دیگران با همسرتان، او باید نقشی جدی تری ایفا کند و حریم و آرامش تو را بیشتر رعایت کند.
اگر اوضاع بهتر نشد به مشاور مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8836  |  30 امتياز

صادق
از اصفهان
امضا شده : ۰۳ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۳۶
باعرض سلام وخسته نباشيد. 
سايت بسيار جالبي داريدوکار بسيارارزنده اي را انجام ميدهيد 
من پسر18ساله هستم که امسال به دانشگاه شهرکرد ميرم وازدر تنهايي هاچه داخل خونه،چه بيرون ازخونه ازنظر جنسي ونگاه اذيت ميشم چندين بارتوبه کردم که شکستم.خودم تجربه کردم که اگر درلحظه وسوسه خودم رو مشغول کنم نتيجه ميدهد مي خواستم من رو در اين راهنماي کنيد متشکرم
شهاب مرادی :سلام/ آفرین همین که قصد خودداری و مبارزه با نفس داری خدا کمکت می کند این وعده‌ی خداست.
یادداشت پوست موز  و یادداشت های مرتبط آن را بخوان
و کنترل فکر و خیال و تماشا را در دست خودت بگیر و همیشه شأن خودت را از هرزگی بالاتر بدان
و به مفاهیم مقدسی مثل تقوی، غیرت و ناموس و ... توجه داشته باش و
زیاد خدا را یاد کن خصوصا با ذکر لاحول ولا قوة الا بالله العلی العظیم
روزه های مستحبی و خواندن 11 مرتبه سوره توحید قبل از طلوع آفتاب آدمی را در مقابله با گناه کمک می کند(براساس فرمایش حضرت امیر علیه السلام)

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4965  |  30 امتياز

ناشناس
از مشهد
امضا شده : ۱۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۰۷
با سلام خدمت شما اقاي مرادي 
من يک مشکلي دارم که اميدوارم کمکم کنيد 
من با پدر خود مشکل دارم مشکل که چه عرض کنم  
متاسفانه کمي تنفر 
خودم از اين موضوع به شدت رنج ميبرم 
چون ميدانم خداوند نيز از من راضي نميباشد 
خب ميدانيد تقصير خود او هم است زيرا کارهايي انجام ميدهد مثل دروغ که من واقعا متنفرم 
ممنون اگر کمکم کنيد 
من با شما خيلي کار دارم  
فعلا
شهاب مرادی :سلام/ لطفا این مطلب را بخوانید »»» زهرا سادات از ایران
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5219  |  30 امتياز

sahar
از esfahan
امضا شده : ۱۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۲۶
سلام فکر کنم خيلي بده ادم معروف باشه چون ديگه دست از سرش برنميدارن.اميدو رم خدا قوتتون بده. 
راستش من يه دختر21ساله هستم.سال اخردبيرستان با يه پسري که يکسال از خودم بزرگتر بود نامزد کردم.درواقع بابرادر شوهر خواهرم.ازقبل به خاطرهمين اشنايي پنهاني دوستش داشتم يعني به خاطر حرفهايي که خواهرم ازش ميگفت عاشقش شدم.اون خيلي پسر خوبيه واز يه خانواده سرشناس ولي مشکل از روزي پيدا شدکه من دانشگاه قبول شدم حالا بعد از دوسال که از نامزديمون ميگذره انگارازش دلزده که نه ولي...اون سيکل داره شغلشم ازاده يعني شاگرد ميکانيکه خونشم داره ميسازه.من با درسش خيلي مشکل پيدا کردم.اينو بهشم گفتم ولي ميگه روزي که اومدم خواستگاري قبول کردي.راستم ميگه ولي من اون روز فقط به خودش فکر ميکردم.حالا وقتي کسي ازم درموردش ميپرسه خجالت ميکشم جواب بدم.گاهي هم دروغ ميگم. ازنظر عشق ومحبت هم توي فاميل زبانزديم.من همين الانم براش ميميرم ودوريشو نميتونم تحمل کنم.حالا با توجه به اينکه خيلي دوستش دارم خواهش ميکنم يه چيزي بگين که يه کم اروم بشم.البته من از انتخابم پشيمون نيستم چون خودم خواستم .ممنون
شهاب مرادی :سلام/ روزی دو ساعت وقت بذاره و پاره وقت دیپلمش را بگیره. یک مقطع اختلاف هیچ بد نیست! مراقب باش در دانشگاه جوگیر نشی!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5703  |  30 امتياز

natanail
از مشهد
امضا شده : ۰۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۲۹
سلام دومين باره که پيام ميذارم.دفعه اول فکرکنم توي دي بود.درخواست حلاليت اگه تونستين بخونيد. 
مطلب جنين خيلي خوب بود خيلي از دلواپسيمو کم کرد ولي يه چيزي منو خيلي آزار ميده اونم ترس از قبر،من از مردن نميترسم ولي از تصور تنهاموندن توي يک چاله تاريک مو به تنم راست ميکنه اينقدر که گاهي آرزو ميکنم توي هوا منفجر شم.من از اين مسائل عجيب غريب زياد دارم فکر کنم مجبوريد ازاين به بعد خيلي منو تحمل کنيد.
شهاب مرادی :سلام/ در برزخ یعنی بعد از مرگ تا قبل از رستاخیز ، جسم درگیر چیزی نیست و جسد اصلا حس و نفَس و ... ندارد مُرده.
اگر منفجر و پودر هم بشوید -خدای نکرده- تمام عذاب های روح به روح می رسد. و عذاب تولید خود شماست می توانید با یک تصمیم ساده آن را از بین ببرید. دیگر دوستان هم فکر کنند و نظراتشان را بنویسند. یک بار باید این موضوع را کامل شرح دهم الان وقتم خیلی کم است.
»»»»»»»  بند ناف
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5311  |  30 امتياز

کيانفرد
از تورونتو-کانادا
امضا شده : ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۱۶
باعرض سلام 
شهادت حضرت زهرا(س)را به شما و همه عزيزان تسليت عرض مي کنم. 
 
شعري را که در اين زمينه سرودم، تقديم شما مي کنم. اشکالات ادبي آن را به بزرگواري حضرت زهرا(س)ببخشيد. 
م ينه شهر غربتها، چه شد زهرا  
که مي خواندش محمد مادر بابا  
مدينه، شهر ماتمها، چه آمد برسر صديقه کبري  
که اکنون کودکانش بانگ دارند، اه و واويلا  
مدينه، شهر تنهايي، تو مفهوم غم چشمان حيدر را نمي داني؟ 
تو معناي فراق و رنج را از اشک چشمانش نمي خواني؟ 
در و ديوار اين خانه ز ظلم آشنا رنجيد 
دل خونين ميخ در تمام ماجرا را ديد 
که بود آنکس که با کينه درِ آن خانه را سوزاند؟ 
که بود آنکس که با سيلي دل صديقه را لرزاند؟ 
که بود آنکس که با جورش رسن بر دست حيدر بست؟ 
که بود آنکس غديرخم بديد و حرمتش بشکست؟ 
گل ياسِ پدر اکنون دلش نيلي شده از درد  
اميدش، محسنش جان داد ز ظلم و جور آن نامرد 
علي تنها و سرگردان،علي بي ياور و حيران 
تو بيني شير ميدان را دوچشمش ابرِ پر باران 
حسن،تنها و افسرده، حسينش را غمي برده 
و زينب مادري کوچک که خواهر در برش خفته 
صداي ناله مادر، صداي گريه فضه 
علي در گوشه اي تنها، سرش در چاه غم برده 
صدا کن فضه، حيدر را، بگو آيد به ديدارم 
سخنهاي فراواني براي گفتگو دارم 
 
بياور گوشِ دل را سوي اين حرف و سخنهايم 
مکن گريه علي جانم،تو اي مولاي تنهايم 
توهستي عشق زهرا، نور چشمانش 
تويي بعد از خدا، تنها پناهِ اين يتيمانش 
تو مي داني حسن تنهاترين سردار خواهد شد 
تو مي داني حسين آن تشنه بي يار خواهد شد 
تو ميداني که سجادت چه سان بيمار خواهد شد 
و زينب بر سپاه غم، مهين غمخوار خواهد شد 
بدان مولا، گلستان علي يک ياس مي خواهد 
سپاه تشنه فردا، عمو عباس مي خواهد 
علمدار سپاه حق، همان سقاي لب تشنه 
اميد خواهرش زينب، براي دشمنان دشنه 
بدان مولا که زهرا را شبانه کفن بايد کرد 
بدان اين جسم زخمي را نهانه دفن بايد کرد 
من از اين ظالمانِ بي مروت، سخت دلگيرم 
من از اين مردمانِ دين فروشِ پست، دل سيرم 
که آنها ظلم را ديدند و از امداد ترسيدند 
که آنها حرمت آل عبا را زود برچيدند 
ولي غم نيست مولا، منتَظر ياري کند ما را 
بگيرد انتقام حق تو، آن گوشواره، دست سقا را 
التماس دعا.
شهاب مرادی :سلام/ احسنت . آجرک الله .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8517  |  30 امتياز

فاطميه
از تهران
امضا شده : ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۰۳
حضرت حيدر به نام فاطمه حساس بود** 
خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود** 
اي که ره بستي ميان کوچه ها بر فاطمه** 
گردنت را ميشکست آنجا اگر عباس بود**
شهاب مرادی :سلام/ یا فاطمه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8499  |  30 امتياز

خوش سیرت
از mashhad
امضا شده : ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۲۹
سلام  
بعد از چند سال چشم انتظاري ديدم تو سايتتون اعلام کردين مياين مشهد منم با هزار اميد آرزو تصميم گرفتم هر جوري شده تو جلسه هاتون شرکت کنم ؛ نميدونين چقدر با خانوادام بحث کردم حرف زدم تا کمي راضي شدن تا تو جلسه هاتون شرکت کردم . چندين شب دقدقه فکريم اين بود ايا ميشه باهاتون حرف بزنم , چي بگم بهتون چون فقط شما ميتونين کمک کنين چون هم مشاوره ديني و هم اخلاقي انجام ميدين همين هست که شما رو با بقيه مشاوره ها جدا کرده. شب اول ميدان شهدا اومدم گفتند 8:30 شروع ميشه من اومدم ولي شما حدود45 دقيقه ديرتر امدين و منم بعد از نيم ساعت وسط حرفاي شيرين و جذابتون امدند دنبالم . با هزار ناراحتي رفتم خونه تا امدم دانشگاه فردوسي نشستم پاي حرفاتون اي کاش منم مثل احمد اقا بودم هميشه همراهتون بودم. گفتين سوالاتون بنويسين بدين من دادم گفتم اگه ميشه حداقل واسه 5 دقيقه اخر جلسه با من حرف بزنين تا از اين حالت روحي خارج بشم. تا حتي امدم بيرون از جلسه که اون خانم داشت سوال مي کرد و من سمت چپتون ايستاده بودم که از نظر ظاهري تاييدم کردين. ديدم همراهتون کاغذ بهتون ندادن تا محل اتاقي که نهار مي خواستين بخورين امدم ولي بازم نشد ديگه حرف بزنم فقط از خدا مي خواستم بشه سوالات مو ازتون بپرسم خانوادم با اينکه خيلي اصرار کردم ديگه نياوردنم جلسه با اينکه خيلي دوست داشتم تمام جلساتتون حتي مسجد العلي هم شرکت کنم حتي دوست داشتم ميدونستم کي ميرين حرم تا فقط فقط واسه چند دقيقه هم که شده باهاتون حرف بزنم چون نميتونم برم مشاوره اي کاش مشاوره زندگي بهتر تلفني بود تا من زنگ مي زدم ولي ... من تمام صفحات پرسش ها رو براي خودم بعد از خواندن ذخيره مي کنم .اين تقريبا چند تا سوالا هاي من است راهنمايي کنين ممنون ميشم: 
1-گفته بودم از بهمن بهش دروغ گفتم و ارتباط پيامکي و تماسي قطع کردم ( گفتم مامانم ازم گوشي گرفته) ولي بازم وسوسه دست بردار نيست . مخصوصا وقتي رفت ماه عسل و برگشت دائم مي گفت چرا زنگ نزدي؟ حداقل يک تک زنگ مي زدي ولي من با اينکه هر لحظه دلم مي خواست بهش زنگ بزنم ولي از ترس اينکه يک زماني به سرم نياد اين کار را انجام نميدم.. چه کار کنم موندم از اين هم سس عنصري خودم؟ 
2-چند وقتيه که نمازام شده اخر وقت نميدونم چه کار بکنم که بشم مجنون خدا... 
3-موندم با دلم به اين دليل که دائم سراغ ديگران مي کنه تا يکي از بستگان واسه پسراش پيشنهاد داد من ديگه دوباره خواب زندگيم شد فکر خيال ....  
4-چند وقتيه خيلي پرخاشگر وتند خو شدم با خانوادم , از دست خودم خسته شدم با اين اخلاقم ... 
5- اگه ادم دعا کنه زود ازدواج کنه , خدا رو اجبار نکرده؟؟ 
6-............ ........... 
ببخشيد چون اگه بخوام بنويسم خيلي طولاني ميشه هر چند که الان سرتون به درد اوردم و احتمالا با خودتون ميگين يک سري حرف هاي بي خودي نوشتم ولي اينا با هزار تاي ديگه حرفاي دلم و دغدغه ذهني من شده ممنون ميشم کمکم کنين اگه ميشه راهنمايي کنين و بگين چه کار کنم . 
لطفا راهنمايي کنيين چون به بن بست فکري رسيدم فقط نگين برو پيش مشاوره راهنماييت ميکنه چون مي خوام خودتون اين کار بکنين چون اونا دائم ميگن حضوري بايد بياي وقت بگيري ولي من نميتونم برم...  
 
ببخشيد واقعا عذر مي خوام که طولاني شد 
يا علي
شهاب مرادی :سلام/ 1.حق با شماست و اما در مورد زمان جلسه قبلا در برنامه ها ساعت را اعلام کرده بودم با توضیح، لطفا دوباره ملاحظه بفرمایید: 21-24 اردیبهشت، مشهد مقدس
 
2. تمام پیام های قبلی شما را خواندم. دخترم یک کلام؛ ختم کلام: ارتباطت را با آن پسر برای همیشه قطع کن! ادامه رابطه حتی در حد "یک تک زنگ" یا "یک پیامک خالی" هیچ توجیهی ندارد؛ پس قاطع، محکم و جدی پایان همه چیز را به او اعلام کن و راحت بگو : زین پس او فقط یک مزاحم است! اگر ابراز ناراحتی کرد هم اعتنا نکن و جدی و محکم بدون توسل به دروغ واضح نظرت را به او یک بار بگو و تکرار هم نکن
 
ادامه ی این رابطه و رودرواسی ، بی تردید پایه های عفت و پاکدامنی تو را سست خواهد کرد و مشکلاتِ ادامه داری را برای تو ایجاد می کند!
 
3. قبلا هم گفته ام در مشهد از مشاوره آقای بهادرخان و آقای دکتر حبشی استفاده کن.
 
لطفا سلام و عرض حاجت مارا به سلطان علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه برسانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8306  |  30 امتياز

سارا صفالو
از تهران
امضا شده : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۱۷
بابت آرامشی که به مردم هدیه میدید از شما ممنونم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1219  |  29 امتياز

بالا