آمار

بازدیدکنندگان: 6486297
حاضرین در سایت : 60 نفر و 1 نفر عضو
  • آسا
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 183462
بازديد هفته گذشته : 48732
بازديد روز گذشته : 7401
بازديد سال جاري : 810791
بازديد ماه جاري : 44409
بازديد هفته جاري : 37903
بازديد امروز : 5529
نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7576 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 »

نامورودی
مریم
از اهواز
امضا شده : ۱۵ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۴۵
سلام/آقای مرادی من یک دختر معمولیم که سواد دینی و معرفتی چندانی ندارم، به اهل بیت(ع) خیلی علاقه و اعتقاد دارم به خصوص حضرت علی(ع)و بانو فاطمه زهرا(س)،اما وقتی به گناهکار بودن خودم فکر می کنم از این حضرات به شدت خجالت میکشم و میترسم، به طوری که حتی به خودم جرات اینک اسم مبارکشان را ببرم و بخواهم به آنها توسل پیدا کنم ندارم. وقتی به جایگاه بلند ایشان نزد خدا فکر میکنم بیشتر از خودم بدم میاد. مخصوصا اینکه دیگران فکر میکنند من آدم خوبیم ولی فقط من و خدا میدونیم تو دل من چه خبره. 
تمنا دارم من راهنمایی کنید. 
یک سوال دیگر:اگه مثلا پدر من گناه بزرگی مثل ترک نماز یا... مرتکب شده یا میشده من چطور او را در دلم ببخشم، 
آیا گناه او روی زندگی من تاثیری دارد یا مسیولیتی را متوجه من میکند؟ 
از اینکه توجه و راهنمایی میکنید یک دنیا ممنون
شهاب مرادی :سلام/ اینگونه ملاحظات و وسواس در ارتباط با اهل بیت (ع) می تواند از وسوسه های شیطان باشد تا کم کم ارتباط ما را با اهل بیت وخدا قطع کند.
در هر حالی که هستید با علاقه وامید با اهل بیت علیهم السلام ارتباط داشته باش.
اما در مورد پدر :مگر نافرمانی تو را کرده که تو باید ببخشی؟!!! خدا غفور و رحیم است.
بیشتر به پدرت احسان کن و ادب را بیشتر مراعات کن. یا علی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1492  |  29 امتياز

محدث
از بجنورد- مشهد
امضا شده : ۳۱ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۵۳
سلام  
چقدر پیام گذاشتن برای شما سخت است... 
یک مطلب در مورد مسجد نوشته ام . خوشحال می شوم بخوانید و نظر دهید 
 
(http://manma...gf a.com/post-104.aspx) 
 
[سل م 
 
مدتی است که در برنامه «مردم ایران سلام» بخشی اختصاص پیدا کرده به موضوع مساجد . کارشناس برنامه جناب آقای مرادی هستند. بنده هم قصد داشتم در مورد مساجد و موضوع این برنامه مطلبی بنویسم که البته تا کنون میسر نشده بود. امروز فرصتی دست داد تا همزمان با روز مساجد این مطلب را بر روی وبلاگ قرار دهم. 
 
۱- آقای مرادی خیلی دقیق و جالب در مورد مساجد صحبت کردند. به نظر من مطالبی که ایشون گفتند تا کنون در رسانه های ما بهش پرداخته نشده بود.مانند دستشویی ها، سر و صدا، تهویه، برخورد با نوجوانان، سیستم صوتی و... . افرادی که کم و بیش به مسجد رفته باشند متوجه می شوند که آقای مرادی با چه نکته سنجی و دقتی به ان مسایل نگاه کردند. خیلی خوشحالم که بالاخره در رسانه ملی به این مسائل پرداخته شد. در اینجا از مسئولین محترم برنامه مردم ایران سلام و همچنین جناب آقای مرادی تشکر می کنم. 
 
۲- پدر من سالهاست که عضو هیئت امنای مسجد محل مان هستند. مسجد محل ما یک مسجد موقوفه است که واقف آن تولیت مسجد را به پدر من سپرده است. این ها را عرض کردم تا روشن کنم که زیاد هم با مسایل مسجد بیگانه نیستم. به خاطر نوع مسئولیت پدرم با خیلی از مسایل ریز و درشت مساجد آشنا هستم. خوشبختانه جناب آقای مرادی اکثر مسائل را فرمودند من اینجا قصد دارم به چند تا خاطره از مسجد محل و همچنین یکی دو نکته ای که اقای مرادی کمتر به آن پرداختند اشاره کنم. 
 
من مدت هاست که در مساجد چیزی نمی خورم . چون در بسیاری از مساجد خودم در آبدارخانه مسجد حضور داشته ام و دیده ام که چه فجایعی رخ می دهد. به عنوان نمونه در چند مسجد اطراف محل ما که همیشه در آن ها فعالیت می کردم می دیدم که در آبدارخانه مسجد استکان های چای به هیچ وجه شسته نمی شوند و چای دوباره در آن ها ریخته می شود. در مسجد محل خودمان خادمی بود که یک سیستم جالب برای شستشوی استکان ها داشت به این صورت که یک استکان را پر از آب جوش می کرد بعد آن را داخل استکان دیگری خالی می کرد سپس استکان دوم را در استکان سوم و سوم را در چهارم ... تا آخرین استکان! حالا شما تصور کنید آلودگی ها به صورت تجمعی در استکان های آخر مجتمع می شد و چه آش قلمکاری می شد! 
 
حالا شستن میوه ها و سبزی ها و پنیر خرد کردن برای صبحانه صبح های جمعه و ناهار های ظهر عاشورا و ... بماند. 
 
یکی از مسایلی که فکر می کنم آقای مرادی به آن نپرداختند بحث خدام مساجد است . در واقع گاهی وقت ها خادمین مساجد برای خود دارای چنان قدرتی می شوند که امام جماعت و هیئت امنا هم از پس ان ها بر نمی آیند. خیلی وقت ها برخورد نامناسب خادم مسجد با نمازگزاران باعث رنجش ان ها و دور شدنشان از مساجد می شود. گاهی اوقات خادم مسجد برای خود مافیایی درست می کند که در آن به فعالیت های مختلف از جمله فعالیت های اقتصادی می پردازد. 
 
مثال: خادمی در مسجد محل ما فعالیت می کرد که خود بدون اطلاع هیئت امنا مسجد را برای مجالس ترحیم اجاره می داد. یا مبلغی اضافه از عزاداران می گرفت. یا خادمی بود که برای کسبه اطراف مسجد کلید دستشویی مسجد را ساخته بود و برا یاستفاده از دستشویی از آن ها ماهانه پول می گرفت. جالب اینکه برای تمام خدام تاریخ این مسجد یک دهنه دکان با کاربری تجاری هم در نظر گرفته شده بود(علاوه بر مقرری ماهانه و محل خواب و اسکان و مزایای دیگر) 
 
در سال ۱۳۷۴ یا ۷۵ بود که در راستای طرح اوقات فراغت در تابستان با همکاری یکی دو نفر از دوستانم اقدام به برگزاری کلاس های تابستانی برای بچه های اطراف مسجد کردیم.(آن موقع سوم دبیرستان یا پیش دانشگاهی بودم). ماجراهای زیادی داشتیم . یکی از مسائلی که برای ما پیش آمد بحث تبلیغ بود. آن موقع پدرم رئیس هیئت امنای مسجد بودند و اتفاقا خادم مسجد هم رابطه خوبی با پدرم نداشت.قرار بود هر روز قبل از اذان ظهر و قبل از اذان مغرب از طریق بلندگوی مسجد بای کلاس ها تبلیغ کنیم . بعد از مدتی تبلیغ دیدیم هیچ کس مراجعه نمی کند. بعد از کمی بررسی متوجه شدیم هنگامی که ما از بلند گوی مسجد اطلاعیه می خواندیم خادم مسجد بلندگوی بیرونی را که برای اهالی محل پخش می شد خاموش می کرده و بلندگوی داخل مسجد را روشن می کرده است (یعنی خودمان برای خودمان اطلاعیه می خواندیم)بعد ما هم مجبور شدیم یک بلندگوی دستی برداریم و در خیابان ها راه برویم و تبلیغ کنیم (که اتفاقا به همراه چند تکنیک دیگر موثر هم افتاد) 
 
یکی دیگر از مباحثی که اقای مرادی به آن پرداختند بحث حضور کودکان در مساجد بود. مسجد محل ما بعد از اینکه بحث شوراهای محلی و دادن قالی و یجچال و ... منتفی شد روز به روز خلوت تر شد. بعد از مدتی صف نمازگزاران تشکیل شده بود از پیرمردها و بچه ها! همین موضوعی شده بود که دشمنان ! به انتقاد از مسجد بپردازند و بگویند: اینجا مسجد بچه هاست. واقعا که اشتباه بزرگی بود. همه جا تلاش می کنند نسل جدید را هر جور شده به سمت مسجد بکشانند اما کمتر موفق می شوند اما اینجا که همه خودجوش آمده بودند این همه انتقاد می شد. بعد کم کم یک جو ضد کودک و نوجوان در مسجد شکل گرفت .خادمین مسجد هم در این راستا سنگ تمام گذاشتند و حتی گاهی اوقات بچه ها را راه نمی دادند. کلاس های تابستانی ما هم از این قضیه در امان نماند. با اینکه ما توانسته بودیم حدود ۱۲۰ نفر از بچه های محل را در این کلاس ها دور هم جمع کنیم و یک تابستان مفید را برای آن ها رقم بزنیم اما هیئت امنا روی خوشی به نشان نمی داد. خادم هم از موقعیت استفاده کرده و انواع کارشکنی ها را داشت. کلاس ها هر روز باید جا به جا می شد. از طبقه دوم به طبقه اول از بخش برادران به بخش خواهران از همکف به زیر زمین ... اما هر چه بود ما کلاس ها را برگزار کردیم و نکته جالب این بود که در طول ۲ ماه و اندی کمترین ریزش را در کلاس ها داشتیم (به جرئت* می توانم بگویم کمتر از ۵-۶ نفر ) 
 
یکی از خاطرات جالب آن روزها این بود که : یک روز که باز به بهانه برگزاری مجلس ترحیم ما را به زیر زمین مسجد فرستادند کلاس قرائت قرآن بود که دوستم اقای اعتمادنیا تدریس می کرد. بالا هم مجلس ترحیم داشت شروع می شد. اقای اعتماد نیا داشت تلفظ صحیح طا را آموزش می داد و می گفت بعضی ها به اشتباه طا را غا تلفظ می کنند مثلا می گویند : اعوذ بالله من الشیغان الرجیم ، که این اشتباه است و از سر راحتی خود اینگونه تلفظ می کنند در همین هنگام صدای قاری مجلس بالا به گوش رسید که می خواند: اعوذ بالله من الشیغان الرجیم... همه یک لحظه سکوت کردند و بعد انفجار خنده... 
 
خیلی پراکنده گویی نکنم . مطلب زیاد است و وقت کم . به اشاره می گذرم و اگر مجالی بود در فرصتی دیگر کامل تر می نویسم. 
 
دو رویی ها، تناقض ها، تبعیض ها می تواند جوانان را از مساجد دور کنند.یادم می آد گاهی وقت ها در مجالس عزاداری معصومین و ائمه اطهار چیزهایی می دیدم که مایه تاسف من می شد. مثلا افرادی را می دیدم که در وسط مجلس میاندار سینه زنی بودند و به شدت می گریستند و سینه می زدند گاهی غش می کردند و بیحال ان ها را خارج می کردند. ... 
... 
یادم می آد در همان روزهایی که مسجد محل مان را، صفوف نماز را مجالس عزاداری را ، جلسات قرآن ماه رمضان را کودکان و نوجوانان پر می کردند.هرگاه به چیزهایی مثل هدیه دادن یا غذا دادن و این جور چیزها می رسید نوجوانان یا به حساب نمی آمدند یا جزء آخرین نفرها بودند. حتی یادم می آید ظهر های عاشورا که دست های عزاداری از حرم امام رضا(ع) بر می گشتند چند نفر قلدر را دم در می گذاشتند تا بچه ها را راه ندهند. همان بچه هایی که در سرما و گرما چراغ مسجد را روشن نگه می داشتند. 
 
شاید در فرصتی دیگر از جفاهایی که بر ما در برگزاری کلاس های تابستانی مسجد رفت بگویم. 
 
اما خیلی خوشحالم که حالا هر وقت به مشهد می روم و از کنار محله های کنار مسجد می گذرم جوانان برومندی را می بینم که هنوز هم آن روزهای خوب مسجد را فراموش نکرده اند. هنوز هم یک احساس معلم و شاگردی بین ما هست. جوانان خوبی که الان تمام فعالیت های مدهبی و فرهنگی مسجد را پوشش می دهند. باز هم خدار را شکر 
 
(حتما بعدا خاطرات بیش تری از مسجد و مجالس مذهبی خواهم گفت)]
شهاب مرادی :سلام/  متن کامل پست شما را خواندم و به پیامتان اضافه کردم.مفید است خدا قوت.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1423  |  29 امتياز

وجيهه
از تهران
امضا شده : ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۳۲
سلام حاج آقا نمي دونم اين سؤال جواب ميدين يا نه ؟ 
من 30 سال دارم از قشرهاي مختلف خواستگار زياد داشتم اما خيلي دوست دارم با ي روحاني ازدواج كنم از خدام خواستم كمكم كنه به نظر شما اين انتظار و  
طرز فكر درسته ؟
شهاب مرادی :سلام/ این سلیقه است نه تفکر!
پس باید منتظر خواستگاری یک آقا پسر طلبه(روحانی) مجرد و بالای 30 سال باشید که از موارد بسیار بعید است. چون معمولا طلاب زود ازدواج می کنند .
بهتراست از بین خواستگارهای فعلی یک نفر را انتخاب کنید تا باقی مانده ی شانس ازدواجتان باقیست. سخت نگیرید!
سال نو مبارک.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1487  |  29 امتياز

سعيده حسين بور
از آذربايجان شرقي-مرند
امضا شده : ۲۸ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۲
با سلام 
دختري هستم 18ساله دانشجوي رشته ... با يک خانواده مذهبي. بسري19ساله ... خصوصی... آقاي مرادي کمکم کنيد تا ترس ازآينده نداشته باشم .باتشکر
شهاب مرادی :سلام/ به هیچ یک فکر نکن و توهم عاشقی نداشته باش خواستگاری رسمی را معتبر بدان نه گوشه و کنایه!
بهتراست با پسری که کمی بزرگتر باشه ازدواج کنی
 یک پاسخ ، پاسخ دیگر ،
 سرچ علاقه های یک طرفه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1426  |  29 امتياز

فرزانگاني
از تهران
امضا شده : ۰۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۳۶
سلام اقاي مرادي 
نميدونم جوابمو ميدين يا نه چون شايد به نظرتون سوالم بد باشه 
ولي برام مهمه 
ميخواستم بدونم شما چند سالتونه و چند سال تو حوزه بودين؟ 
بنا به برخورد هاي شما كه خيلي پخته است و اين كه بهتون نمياد سن زيادي داشته باشيد من كنجكاو شدم. 
ممنون ميشم جواب بدين 
با اميد موفقيت هاي بيشتر شما
شهاب مرادی :سلام/ 37 ساله و حدود 19-18 سال است که طلبه هستم الان هم درس خارج ادامه دارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2550  |  29 امتياز

بنده ي روسياه ارحم الراحمين
از في الارض المقدس
امضا شده : ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۱۶
سلام-خدا قوت 
خيلي وقت بود به سايتتون سر نزده بودم دلم خيلي براتون تنگ شده مخصوصا وقتي تو پيام هاديدم که برنامه تلويزيوني داشتيد و من نديدم دلتنگيم بيشتر شد 
خيلي التماس دعا و خيلي مشتاق ديدارتون 
يا علي
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5224  |  29 امتياز

ندا
از مشهد
امضا شده : ۱۵ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۴۰
سلام. براي صالح جان دعا کردم. اخه ميدونيد من کارمندبيمارستان در بخش راديولوژي هستم و مدتي هم در بيمارستان تخصصي اطفال بودم وبا درد و رنج بيماران اشنا. هميشه همه ما بايد براي شفاي بيماران اسلام دعا کنيم. يا من اسمه دوا وذکره شفا. التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ يا من اسمه دوا وذکره شفا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4707  |  29 امتياز

شميم
از شيراز
امضا شده : ۰۱ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۲۳
سلام 
التماس دعا دارم حاج آقا 
اين شبها براي همه دختر خانم هايي كه داره از سن ازدواجشون ميگذره دعا كنيد 
براي من هم دعا كنيد 
29 ساله هستم 
ولي هنوز مجرد 
برام دعا كنيد كه ازدواج كنم 
به صاحب اين روزها قسموتون ميدم من رو فراموش نكنيد 
ممنون
شهاب مرادی :سلام/ از شدت نگرانی خود کم کنید و
چشم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4509  |  29 امتياز

سولماز
از تهران
امضا شده : ۱۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۱۶
سلام.خدا قوت.اجرتون با سيدالشهداء.چند وقتي بود نيومدم سايت.پيامهاي جديد رو خوندم.فقط حسرتش واسه ما ميمونه که نمي تونيم از اين مباحث استفاده کنيم.من با نظر باران موافقم شديد.خودمم حتما شرکت ميکنم. خلاصه پايه زياد هست.حالا شما لطف کنيد يه بررسي کنيد شايد شد.مسجد دانشگاه تهران پنج شنبه ها فکر کنم همه ي تهراني ها بتونن بيان. البته فقط تهراني ها ميتونن بيان.اين مشکلو داره. شما که جواب ما رو نميديدولي من ازسوال وجواب شما و دوستان خيلي استفاده ميکنم.يا علي.
شهاب مرادی :سلام/ این موضوع به اعلام نظر و بررسی بیشتری نیازمند است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4676  |  29 امتياز

فاطمه حسيني
از قطر
امضا شده : ۲۱ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۰۶
سلام عرض مي کنم خدمت شما 
واقعا خسته نباشيد  
چند سال پيش شما رو تو يکي از برنامه هاي تلويزيوني ديدم و حرفاتونو شنيدم راستش خيلي خوشم اومد  
همينطور که داشتم نوشته هاي دوستان رو مي خوندم يه چيزي خيلي ناراحتم کرد اونم اين بود که شما جاهاي زيادي رفتيد و داريد ميريد اما قطر رو چي تا حالا اومديد ؟ 
اگه نيومديد حتما بيايد مشتاق حرفاتون هستيم  
ممنون ميشم  
با تشکر خدانگهدار 
راستي التماس دعا دارم براي آورده شدن حاجاتم که رسيدن به معشوقمه 
در پناه حق
شهاب مرادی :سلام/ دعا مي کنم ولي چرا رسيدن به معشوق کارش به دعا و توسل کشيده؟! اين بايد شما را به بررسي جدي و واقع بينانه ي علاقمندي و تصميمتان وادار کند.
ان شاءالله اگر برنامه اي در قطر داشتم اعلام مي کنم.
التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3842  |  29 امتياز

نيايش
از تهران
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۰۰
هر شب با خون دل بايد مردي به ظاهر متدين را تماشا کنم که دائم پي مچ گيري از پسران نوجوان و جوانش است و به حساب پدري کردن، دائم دست پسرانش را جلو خود آنها و ديگران باز مي کند که بگويد من پدر حواس جمع و در ضمن مقيدي هستم! 
امشب ناگهان ياد صحبت هاي ارزشمند شما در مسجد ارک افتادم. "تغافل، تغافل،تغافل" 
هم ن تغافل، شايد کليد گشايش باشد و از خود شما ياد گرفته ام "از اشرف اخلاق کريم، تغافل است" 
اما همين کليد از ديد نويسندگان و سازندگان فيلم هاي ما دور مانده. نمي دانم چطور قرار است اين "فاصله ها" ي ايجاد شده توسط پدري به ظاهر متدين که بويي از "تغافل" نبرده، طي چندين و چند قسمت يهو با يک پيام اخلاقي در آخرش جمع و جور شود ! يا آيا اصلا قرار هست جمع شود يا نه؟ نمي دانم آخر سريال، حق به کدام جبهه داده خواهد شد و اين سريال ها چه نقشي روي شکل گيري شخصيت ها بازي مي کنند فقط همين قدر مي دانم که سازندگان فيلم ها بلدند مفاهيم ديني ارزشمند و شيرين ما را به نحوي نمايش دهند که بي ارزش شود(منصف باشم، همه شان نه!) و کي قرار است به اصل دين و صحيح ترين شيوه نمايش آن پي ببرند خدا مي داند. 
("سلام" مي شود آخر نامه ذکر شود؟ يا حق)
شهاب مرادی :سلام/ نقد شما را دوبار خواندم. منم حرف دارم ولی اجازه بدهید نظر ندهم چون سریال را کامل ندیده ام و بحث مفصل است و دردها و آرزوها متعدد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1870  |  29 امتياز

مشکات
از تهران
امضا شده : ۱۷ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۴۴
سلام حاج آقا؛... 
من برنامه صبح دوشنبه تونو ديدم . خواهش مي کنم اينم تذکر بدين که :بله گفتگو وجلسه اعضاء خانواده باهم ميتونه مفيد وموثر باشه به شرط اينکه مثلا: 
الف -مراد از گفتگوي والدين با بچه ها متقاعد کردن اونها وعقايد خود رو به اونها تحميل کردن نباشه .متاسفانه بعضي والدين فقط ميخوان نظر خودشونو بزور به خورد بچه ها بدن؛ بدون اينکه به بقيه مسايل توجه کنن.  
ب-والدين شخصيت وموقعيت سني ووحتي اجتماعي بچه ها بخصوص جوونا روهم در نظر بگيرن.فقط با اين ديد که طرف گفتگوشون فرزند اونهاست واز بچگي ترو خشکش کردن و...به موضوع نگاه نکنن.شخصيت مستقل اونا رو هم در نظر بگيرن.بدونن ايني که الان جلوشون نشسته جواني مثلا 24 سالست با تحصيلات فلان وموقعيت اجتماعي فلان و... عقايد مذهبي وفرهنگي فلان.نبايد با اون مثل يه بچه چشم وگوش بسته اي که چون سرد وگرم روزگارو نچشيده وخيلي تجربه ها رو نداشته پس هيچي از صلاح ومصلحت خودشو نميدونه رفتارو گفتار داشته باشن.  
ج-والدين به اين موضوع توجه داشته باشن "بخصوص درخانواده هاي مذهبي":درسته که در شرع مطهر ما خيلي به احترام بوالدين اهميت داده شده وامر به احترام بسيار؛ ونهي از بي احترامي -حتي به کوچکي يک اف گفتن –نسبت به اونا شده اما در کنارش براي اونها هم نسبت به بچه ها دستوراتي هست که اونا هم بايد رعايت کنن.  
د-بي زحمت والدين هر اختلاف نظري از جانب فرزندان رو بي ادبي و توهين به خودشون تلقي نکنن. 
وخيلي مسائل ديگه که هم فرزندان وهم والدين بايد رعايت کنن تا نتيجه "نشست خانوادگي"بجاي انس گرفتن بيشتر , دلخوري ودعوا ومرافعه ودورتر شدن از هم نشه.ببخشيد طولاني شد .التماس دعا.
شهاب مرادی :سلام/ به تدریج باید در فضای گفتگوی خانوادگی و با یادگیری مهارت های لازم بیش از آن که به فهماندن عواطف،هیجانات و نیازهای خود اهتمام کنید به سوی درک نیازها، هیجانات و عواطف پدر و مادر (طرف مقابل) حرکت کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1377  |  28 امتياز

golestan
از اصفهان
امضا شده : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۳۹
سلام حاج آقا،شب خوش  
كفته بودم تامهر مزاحم نميشم ولي باخواندن اين بيام طاقت نياوردم كه به اين آقاكمك نكنم. 
تقديم به رضا از فرانسه: 
خداوند بردلهاي انان مهرزد وبر كوش ها وجشم هاي شان برده كشيد "تانشنوند نبينند ومعارف الهي رادرك نكنند"وبراي انان عذابي سخت "مقرر"است 
مثل انان مثل كسي است كه آتش مي افروزد تااطراف خود راروشن كند،خداآن روشنايي راميبرد وايشان رادرتاريكي رهاميكندتاهيج نبيند 
آنان كروgong‏ وكورند و ازgomrahi ‎‏ خود برنميكردند 
‏(آي اتي ازسوره بقره'7،18،17) 
با نوشتن اين آيه هاخواستم روشن ات كنم كه جرا منظور يادداشت كلاه قرمزي رانفهميدي. 
 
‏gar اش شودعيوب penhaniye ‎ما 
اي واي به خجلت وparishanye‏ما 
 
ماغ ه به دينداري وشاد ازاسلام 
‏ ‏gabranمتنفراز مسلماني ما  
ودر آخر: 
خنده رسوا مي نمايدpesteyeh ‎ بي مغزرا 
جون نداري مايه،ازلاف سخن خاموش باش 
‏ ‏ 
باتو اي مشك خالي خداحافظي ميكنم واينكه 
"درون خانهء خود هر geda شهنشاهي است 
قدم برون منه از حد خويش وسلطان باش" 
‏ 
آقاي مرادي شب بخيرو ديكه مزاحم نميشم
شهاب مرادی :سلام/ چرا مشکل فونت فارسی را حل نمی کنید؟ این طوری اذیت میشید
اگر از موبایل استفاده می کنید و سیمبین باشه مشکلش به راحتی قابل حل است.

به هر حال اگر انتشار پیام هایی مثل این پیام از فرانسه موجب ناراحتی دوستان و ... می شود عذرخواهی می کنم.
 یاعلی مدد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3283  |  28 امتياز

معصومه
از اصفهان
امضا شده : ۱۰ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۱۴
سلام. بعد از مدتي با خوندن وبلاگ شما آرامش گرفتم. مگه نمي گن ال بذکر الله تطمئن القلوب؟ مگه آرامش شما با همين ياد خدا نيست؟  
من دچار افسردگي شدم. بي هيچ دليلي. خدا ازبهترين نعمت هاش به من داده از خانواده خوب بگيريد تا هر چيز. از 2 سال پيش غصه ميخوردم که چرا ازدواج نکردم. الان يک ماهه که حتي به اونم فکر نمي کنم. از خودم مي ترسم.از افکارم. رفتم دکتر. به نظر شما افسردگي درمان قطعي داره؟ 
شما رو به جان فاطمه زهرا برام دعا کنيد تا به زندگي قبليم برگردم.
شهاب مرادی :سلام/ نگران نباشید قطعا درمان دارد.
در سایت همین واژه افسردگی را جستجو کنید و پیامهای مرتبط را بخوانید و خواندن یادداشت ها را توصیه می کنم. مثلا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4653  |  28 امتياز

ف.مصري
از ايران
امضا شده : ۱۶ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۴۱
پدر مهربانم سلام امبدوارم حالتان خوب باشد واقعا نميدانم از چه برايتان بگويم از روزگار بگويم که بي وفاست از دوري بگويم که بي معناست از حسرت بگويم که بي فايدست اما ميخواهم بگويم متشکرم.متشکرم که حس اعتماد و محبت به يک پدر را يادم دادي .فقط در يک جمله ميگويم تا ابد روزت مبارک. يا حق
شهاب مرادی :سلام/ ياعلي
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6922  |  28 امتياز

سميرا
از تهران
امضا شده : ۱۲ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۲۲
سلام.ببخشيدا ولي اين دفعه مجبورم بگم حاج اقا جون مادرتون جواب بدين اخه هيچوقت جواب من بخت برگشته رو نميدين.ايا ميشه اعمال شب قدر رو كه انجام ميدم نيت كنم كه ثوابش به روح بابام برسه؟يعني نيت كنم تمام دعا و نماز و قران سر گرفتن كه انجام ميدم برسه به روح بابام؟توروخدا اين يكيو جواب بدين ديگه منتظرم.
شهاب مرادی :سلام/ بله چرا نمیشه؟ در غیر لیله قدر هم میشود.
 حتما هم به روح پدرتان می رسد. البته پدر و مادر در خوبی ها و ثواب های فرزندانشان به خاطر تربیت و... سهم دارند حتی اگر شما هنگام عبادت و عمل صالح آنها را فراموش کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6832  |  28 امتياز

زهرا صابر
از رشت
امضا شده : ۱۸ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۰۸
سلام خسته نباشيد. امروز به دانشگاه ما اومده بوديد.خيلي استفاده کرديم دستتون درد نکنه هر چند خيلي کوتاه بودو... من تازه دارم ياد ميگيرم ولي منابع مناسب مثل چنين جلساتي خيلي کمه!!!!اميدوارم هرچه زودتر دوباره به ما سر بزنيد و سفر به شهر ما براتون خوشايند بوده باشه.موفق باشيد و خدانگهدار
شهاب مرادی :سلام/ سلامت باشید. یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4212  |  28 امتياز

چشم بسته
از کرج
امضا شده : ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۳۶
سلام عليکم 
خدا قوت.متن برنامه شما در مورد ولنتاين به آدرس زير موجود است. 
موفق باشيد.ياعلي 
http:// www.cheshmbasteh.blogfa.com/po st-101.aspx
شهاب مرادی :سلام/ دست شما درد نکنه البته من نگاه کردم ولی کامل نخواندم.
 http://www.cheshmbasteh.blogfa.com/post-101.aspx
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3552  |  28 امتياز

ف.الف
از اصفهان
امضا شده : ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۱۲
سلام حاج آقا الان که دارم اين متن رو مينويسم داره اذون ميگه شمارو به اين وقت عزيز و گرامي قسم جوابمو بدين.پريشونم نمازمو ترک کردم فقط به اين خاطر که خدا نگام نمي کنه شما هم جوابمو ندين ديگه واقعا احساس مي کنم که خدا منو به حال خودم رها کرده.
شهاب مرادی :سلام/ 1. یادداشت های را خوانده اید؟ مثل:  ترس از آینده ووو
2. پیامهای مشابه سوال خودتان را چطور؟ خواند‌ه‌اید؟ مثلا: کلمه امیدبخش "خدا" را جداگانه هر بار به همراه کلماتی مثل نگاه نمی کند ، ناامید ، دور شدم و یا نمازم را ترک  و ... جستجو کنید. و پیام هایی که پیدا می شود را روی آن راست کلیک کنید و در یک tabجدید یا صفحه جدید باز کنید و سر صبر بخوانید بین آن پیامها حتما پاسخ مناسب پیدا می شود. جستجو 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3586  |  28 امتياز

كلثوم ندايي پور
از تهران
امضا شده : ۰۱ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۱۰
مطالب شما تحت عنوان وسواس را خواندم . مدت هاست كه هر چند وقت يكبار وسواس فكري درقالب هاي جديدي به سراغم مياد كه به قول دكتر حبشي اينها نتيجه و آثار اضطراب در من هستن . با اينكه مي دونم وسواس فكري دارم ولي چون بعضي هاشون ريشه اعتقادي دارن نمي تونم كنار بزارم .
شهاب مرادی :سلام/ وسواس به ارزش های شما می چسبد و برای هر وسواسی موضوع وسواسش مهم است!
»»» از خودت چه خبر؟ (وسواس -1) و 2 و 3 ...

4 هم ان شاءالله به زودی می نویسم ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2885  |  28 امتياز

زهرا
از اصفهان
امضا شده : ۰۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۲۴
سلام امروز به عنوان اولين جلسه پيش خانم ديباج رفتم  
سعي ميكنم شهركرد ببينمتون
شهاب مرادی :سلام/ یادم نیامد موضوع شما چی بوده . لطفا از ترکیب اسم و فامیلی استفاده کنید بدون تغییر هرچند مستعار یا با کمی تغییر تا در ذهنم بماند.
 
به هر حال خانم دیباج مشاوری با سواد و مفید هستند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4535  |  28 امتياز

شيلا19ساله
از پايتخت
امضا شده : ۰۷ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۰۲
سلام سفرهاي بين المللي خوش ميگذره؟؟!! 
بهتر نيست به جاي ارشاد جوانها  
به "تربيت "والدين اونها بپردازيد؟!!! 
چون به نظر ميرسه مشکلاتي که جوونها دارن خيلي هاش بازخورد رفتارهاوالگوهاي غلط تربيتي اونهاست.! 
شايد به خاطر اينه که هر زن و مردي صرف داشتن توانايي جنسي بچه دار ميشن!
شهاب مرادی :سلام/ اینکار را هم می کنم ولی نه در حضور بچه ها!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4702  |  28 امتياز

پرنيا
از شهر کوچک
امضا شده : ۰۸ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۲۶
من دست به دامن شما شدم که کمکم کنين مرتکب گناه نشم 
ولي شما سوال منو بي جواب گذاشتين 
هم خودم و هم شما رو به خدا ميسپرم 
خودش بين من سرگردون و شما عالم دين قضاوت کنه
شهاب مرادی :سلام/ هرچند در "شهر کوچک" شما  و کشور بزرگمان، عالمان فراوانی زندگی می کنند که من فقط شاگرد معدودی از آن بزرگوارن هستم و روحانیون و طلاب فراوان و کثیری که از من با سوادتر و موثرتر هستند و خدا این را می داند ولی واقعا از کوتاهی ها و کم کاری هایم از خدای مهربان شرمسار و خجل هستم و هوالغفور الرحیم.
البته سوال شما تکراری است و پاسخ مشابه آن فعلا در این صفحه وجود دارد چک کردم  یکی از پیامهای با امتیاز بیش از 500 لطفا کلیک کنید و آن را بخوانید:
http://www.shahab-moradi.ir/akobook/viewtype,2/Itemid,34/startpage,1/
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5318  |  28 امتياز

تولدي دوباره
از شهرري
امضا شده : ۲۶ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۰۱:۲۳
به نام خدا و با سلام  
 
خانمي هست كه خيلي مومنه براي رفع مشكلات مردم ابتدا به اون ها قهوه مي ده ميخورن . بعد اسم مادر و اسم مخاطب رو مي پرسه . بدون اينكه اطلاعاتي از شما بگيره تمام اطلاعات رو درست مي ده و براي مشكلات فقط خواندن برخي آيات قرآن رو پيشنهاد مي ده بدون اينكه دعا و .... بده . فقط آيات خاصي رو مي گه بخونيد و چند بار . نظر شما چيه ؟ 
ممنون
شهاب مرادی :سلام/ عاقلانه است که به این رفتارها بد بین باشید.
 
تا کنون حتی یک مورد هم روایتی ندیدم که رسول الله یا یکی از اهل بیت علیهم السلام از کسی نام مادر او را سوال کنند و بر اساس ابجد و چه و چه و محاسبات آینده او را بگویند و یا این شیوه را به کسی آموزش بدهند.
 
شاید این آغازی برای امور دیگر باشد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7493  |  28 امتياز

دومان 24ساله
از کرج
امضا شده : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۴۲
سلام.امروز متوجه شدم که از طريق سايت ميتوانم از شما راهنمايي بگيرم. 
24ساله هستم و کارهاي هنري(شرکت در نمايشگاهها)انجا ميدهم. عضو رسمي صنايع دستي هستم. 
اخيرا پسر يکي از اقوام مادرم به خواستگاريم امده که از لحاظ خانواده و تحصيلات واعتقادات ديني خانواده ام تاييدش ميکنند و تنها مشکل اينجاست که در اولين جلسه اشنايي که 20دقيقه هم نشد فقط دو مورد داشتن تعصب و از نظر خودش منطقي بودن را عنوان کرد که با کار من در خارج از منزل مخالف است مگر اينکه محيط کاملا زنانه باشد.و از نظر او چون من در شهرستان تحصيل کرده و کارهاي نمايشگاهي ميکنم،پدرم کاملا ازاد فکر ميکنند.من در خانواده مذهبي با ديد باز بزرگ شده ام و حرفهاي او من را نگران و دودل کرده است ولي خانواد با تکيه به نکات مثبت بالا اين موضوع(نوع اخلاق)وي را مسئله جزئي دانسته و ميگويند بعد ازدواج حل خواهد شد. 
و يک سوال ديگه:قبل ازدواج چند جلسه صحبت لازم است؟ 
(ببخشيد که نامه اول خيلي طولاني شد ولي چاره نبود و اينکه من بايد سريع پاسخ دهم.)
شهاب مرادی :سلام/ چندین جلسه لازم است. برای تصمیم گیری زود است. برای خواندن مطالب سایت وقت بذار.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4807  |  28 امتياز

غريب آشنا
از تهران
امضا شده : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۸:۳۷
سلام حاجاقا 
خيلي دل گرفته ودل شکستم.فقط ميگم که شبا با گريه ميخوابم و صبام با دل گرفته بيدارميشم. خيلي به دعاتون احتياج دارم.لطفادعام کنيد. 
ياعلي
شهاب مرادی :سلام/ دعا می کنم و توصیه می کنم به مشاور مراجعه کنید تا این حال بد به لطف خدا زود برطرف شود تا از زندگی لذت ببرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6885  |  28 امتياز

ص.ع
از تهران
امضا شده : ۲۲ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۲۹
السلام عليک يا صاحب الزمان 
هرچند که بيمار تو هستيم همه 
ديوانه ديدار تو هستيم همه  
بين خودمان بماند آقا عمريست 
انگار طلب کار تو هستيم همه 
اين شعر رو توي يک سايت ديدم که متاسفانه اسمش يادم نيست ان شاءالله که راضي باشند. 
اعياد شعبانيه مبارک.يا علي
شهاب مرادی :سلام/ با آقا بهتر از این باید حرف زد!
 
شاعر این رباعی احتمالا آقای صفربیگی، اهل ایلام  است -که او را نمی شناسم و ندیده ام- شاعر است و محترم و به دنبال مضمون. چند رباعی دیگر هم از او خوانده ام.نقدم متوجه او نیست اما به نظرم این جنس عبارت ها، مناسب گفتگو با حجت خدا و امام زمان اروحنا فداه نیست! کمی تامل کنید و مفهوم را بررسی کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3693  |  28 امتياز

سختامضا شده : ۰۷ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۲۶
سلام فوری فوری دراسرع وقت پاسخ دهید دختری هستم برای طی کردن مسیر وبه خدا رسیدن استادی میخواهم اگر کسی را میشناسید معرفی کنید با شماره اش واگر دختر پسری باهم اشنا شده ولی امکان ازدواجشان تا مدتی نباشد وبه خانواده هاهم نتوانند به هیچ وجه بگویند چگونه باید باهم ارتباط داشته باشند و چه کار کنند
شهاب مرادی :سلام/ فعلا استاد لازم نیست ، درس لازم است. درس: ترک محرمات . انجام واجبات. برو تمرین کن

و اگر ناراحت نمی شوید، به یک مشاور مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1410  |  27 امتياز

سپیده
از تهران
امضا شده : ۱۸ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۴۸
سلام عرض می کنم. 
یادداشت دو یادواره در یک روز رو خوندم. خیلی به جا بود و اون سه دسته ای که از شهید باکری مطرح کردید. این سه دسته رو شاید خیلی هامون به چشم خودمون دیدیم و خوشا به حال دسته سوم! 
اما می خواستم یه چیزی رو که خودم خیلی اطرافم دیدم رو بگم. 
دسته ای هم هستن که از گذشته شون پشیمون نیستن اما مجبورن فراموشش کنن! به خاطر خانوادشون!!! به خاطر فرزنداشون که روشون نمیشه بگن پدر من جانبازه یا جبهه رفته! چرا؟ واقعاَ چرا اینقدر دفاع مقدس برای ما بی ارزش شده تا جایی که باید این برخورد ها رو ببینیم؟
شهاب مرادی :سلام/ به هیچ وجه نباید کم بیاوریم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1223  |  27 امتياز

لیلا نظری
از تهران
امضا شده : ۱۵ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۳۰
سلام حاج اقا شما تنها اخوندی هستید که حرفتون را قبول دارم می خواستم بگم من دانشجو هستم و همانطور که می دونید کلاسمان پر از پسر ایا صحبت کردن من با انها گناه است البته بگم صحبت ما معمولا راجع به درس است و هیچ وقت برای دلبری من با هیچ کدامشان صحبت نکردم در ضمن همه انهایی که من با انها ارتباط دارم چشم پاک هستند و هیچ وقت هم با هم شوخی نمی کنیم
شهاب مرادی :سلام/ رابطه دختر و پسر نامحرم میبایست شغل مدار و با رعایت حجاب ،وقار و عفاف باشد.
البته فراموش نکنید که این روابط ریسک دارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1316  |  27 امتياز

مهدي معراجي
از تهران
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۰۰
حاج اقا سلام.کمکم کنيد. من يه دانشجوي 20 ساله ام به حالت رسمي رفتم خواستگاري دختري 17 ساله.بعد از 7/5 ماه اشنايي به اين نتيجه رسيديم که مي تونيم به هم کمک کنيم و همسر ايده الي واسه هم باشيم.اما نمي دونم چي شد که يهو همه چيز رو ريخت به هم و گفت امادگي ازدواج ندارم. 
حالا من بايد چي کار کنم؟؟؟ تو رو خدا کمکم کنيد
شهاب مرادی :سلام/ اگر واقعا علت را نمی دانید بهتر است با اطلاع خانواده دختر یک فرصت 3-2 ماهه موضوع را در حالت تعلیق درآورید تا دختر خانم راحت تر بتواند فکر کند و مجدد موضوع را رسما و با احترام دنبال کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1510  |  27 امتياز

خدیجه
از tehran
امضا شده : ۲۹ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۱
سلام, کلاس دوساعت و نیمه جنابعالی مدرسه(دانشگاه) عالی شهید مطهری که با صبر حوصله دلسوزی و دانش همراه بود برای من تاثیر عمیق و عجیبی داشت شاید تا الان کلاسی به این پویایی ندیدم.به نظرم شما باید خدا را زیاد شکر کنبد 
و شاید برای من توجه و اهمیت دادن شما به حجاب و تفکر در خلال مباحث که یاداور ظاهر و باطن بود از همه موثرتر بود 
این اسم را که شما به جهت عظمت حضرت خدیجه علیهاسلام زیاد و همه جا سفارش می کنید انتخاب کردم تا پیامم را بخوانید.
شهاب مرادی :سلام/ سلام خدا بر ام‌المومنین خدیجه کبری
از لطف شما متشکرم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1497  |  27 امتياز

حامد ميرزايي
از اصفهان
امضا شده : ۲۹ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۰۵
سلام حاج آقا ؛ 
 
از اين که جوابم را داديد ممنونم . آدرس پيام قبلي ام که شما جواب داده بوديد ، اين است : 
 
http://www.shahab-moradi. ir/akobook/ 
Itemid,99999999/i d,33919/ 
 
 
سوالي در مورد اثبات وجود خدا داشتم و نظريه اي زا مطرح کردم. شما از من براي اثبات آن نظريه دليل خواستيد . ولي حاج آقا باور کنيد من مدافع آن نظريه نيستم و فقط به ذهنم رسيده است . من از دنيايي که بي خدا باشد ميترسم و مي دانم اگر خدا نباشد هيچ چيزي نمي تواند معنا داشته باشد . 
 
من دليلي ندارم و اين وسط گيج مانده ام . من از شما مي خواهم با ذکر دلايلي اين نظريه را که به ذهن من رسيده ، رد کنيد و اگر نمي توانيد مرا راهنمايي کنيد مرا به جايي ارجاع دهيد . 
 
خيلي ممنون .
شهاب مرادی :سلام/ جنابعالی این حرف را که در سوال قبل مطرح کردید را اصلا واجد اعتبار علمی نمی دانید پس اصلا به دنبال رد آن نباشید.
 اشتباه نکنید « به هر سوال یا هر شبه ای نباید پرداخت! »
 شما کاملا مومن هستید و مراقب وسوسه های شیطان باشید.
سوال مشابه
و این ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1638  |  27 امتياز

REZA KARAMI
از ARAK
امضا شده : ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۴۱
سلام داستان اين مثبت و منفي ها چيه؟
شهاب مرادی :سلام/ توصیه ی شما به دیگر دوستان برای خواندن یک پیام
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3964  |  27 امتياز

sadegh
از tehran
امضا شده : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۸
سلام.زمان کلاساي دانشگاهتون رو نگفتيد!
شهاب مرادی :سلام/ سه شنبه ها اما در مورد حضور دانشجویان مهمان هنوز به نتیجه نرسیدم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3478  |  27 امتياز

ح رضوي
از تهران
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۵۲
مهارت گوش كردن 
از ميان مهارت‌هاي گوناگون انسان، گوش كردن يكي از مهم‌ترين مهارت‌هايي است كه با پرورش آن مي‌توان كارايي خود را در تمامي مراحل زندگي به‌ويژه دوران تحصيل افزايش داد؛ ضمنا اين مهارت يكي از مشكل‌ترين مهارت‌هاست.  
 
گوش دادن تعهدي براي فهميدن و رسيدن به درك همدلانه است؛ به اين معنا كه از علايق، نيازها و تعصبات خود بكاهيد و با چشمان فرد مقابل به مسائل نگاه كنيد؛ خودتان را جاي او بگذاريد و از دريچه چشم او نگاه كنيد. گوش دادن در ضمن نشانه مهر و محبت شماست. مثلا هنگام گوش دادن به طرف مقابل درواقع مي‌گوييد: به تو علاقه‌مندم و تو برايم اهميت‌داري، مي‌خواهم بدانم به چه فكر مي‌كني و چه احساسي و چه نيازي داري؟ 
 
اصطلاح «گوش دادن» در برخوردهاي اجتماعي به 2 معنا به كار مي‌رود. يكي از آنها اشاره به گوش دادن آشكار دارد كه گوش دادن فعال ناميده مي‌شود. ما وقتي فعالانه گوش مي‌دهيم كه رفتارهايي انجام دهيم كه حاكي از توجه ما به طرف مقابل است. دومين معناي گوش دادن به فرايند‌شناختي جذب اطلاعات اشاره دارد. در اين تعبير گوش دادن نشانه رفتارهاي آشكار شنونده نيست بلكه به جنبه‌هاي نهفته رفتارهاي او اطلاق مي‌شود. براي مثال ممكن است به‌طور پنهاني بي‌آنكه علامتي دال بر توجه به ديگران از خودمان نشان دهيم به صحبت‌هاي آنان گوش دهيم. گوش دادن منفعلانه به همين گوش دادن گفته مي‌شود.  
 
گام‌هاي مؤثر براي گوش دادن 
 
گوش كردن فعال: خانم عبدي مي‌گفت: هرگز نتوانستم موضوعي را براي همسرم به‌طور كامل تعريف كنم چون ميان صحبت‌هاي من گاهي دستش را بلند مي‌كند و با اشاره به تلويزيون يعني كه حرف نزن، گوش مي‌كنم و يا چيزي از من مي‌خواهد يعني كه حرف نزن، به‌طور كلي شنونده خوبي نيست و گاهي نيز هيچ عكس‌العملي نشان نمي‌دهد. 
 
وقتي خوب گوش مي‌دهيد همسرتان را بهتر درك مي‌كنيد و با او هماهنگ مي‌شويد، از روابط خود بيشتر لذت مي‌بريد. بي‌آنكه مجبور به ذهن خواني باشيد مي‌فهميد كه همسرتان چرا چنين مي‌گويد و چنين مي‌كند.واقعيت اين است كه گوش دادن به اين معني نيست كه گوشه‌اي بنشينيد و دهانتان را ببنديد. گوش كردن روند فعالي است كه مستلزم مشاركت شماست. براي درك كامل مفهوم يك گفت‌وگو اغلب ناگزيريد سؤالاتي بكنيد و واكنش‌هايي نشان بدهيد؛ بدين ترتيب از حالت كنش پذير گامي فراتر مي‌گذاريد و در روند گفت‌وگو مشاركت مي‌كنيد. 
براي گوش دادن فعال بهتر است شيوه زير به كار گرفته شود: 
 
بازسازي عبارت‌ها: آنچه مي‌پنداريد طرف مقابلتان گفته است، به بيان خود‌تان در ذهن تكرار كنيد. بازسازي عبارت‌ها، يكي از ابزارهاي اصلي براي گوش كردن واقعي است. 
امتحان اين شيوه به ما كمك مي‌كند كه اگر صحبت‌هاي طرف مقابل را هم خوب نشنيده باشيم و يا او تصور كرده كه به حرف‌هايش گوش نداده‌ايم با بازسازي عبارت‌ها به او بفهمانيم كه حرف‌هايش را شنيده‌ايم. در بازسازي اغلب مي‌توانيم از عبارت «منظورت اين بود» و يا «آنچه اتفاق افتاده اين بود» استفاده كنيم. 
 
گوش دادن به همسر: شايد مهم‌ترين كاربرد مهارت‌هاي شنيداري هنگام ارتباط با همسر باشد؛ شيوه‌اي كه آن را ارتباط دو جانبه مي‌نامند؛ ساختاري كه در چارچوب آن مي‌توان واقعا به حرف‌هاي يكديگر گوش داد. اين شيوه از اين قرار است: هر‌گاه درباره موضوعي صحبت مي‌كنيد كه مي‌تواند بحران‌زا باشد، هنگامي كه گوينده هستيد ديدگاهتان را خلاصه كنيد و مختصر و مفيد شرح دهيد، از سرزنش كردن و يا بردن نام اشخاص خاص اجتناب كنيد، طرف مقابل را متهم نكنيد، بر نقاط ضعف و اشتباهات همسرتان تأكيد نورزيد. 
 
هنگامي كه شنونده هستيد، كاملا به گفته‌هاي همسرتان توجه كنيد. با آنچه مي‌گويد مخالفت نكنيد، از مشاجره و مباحثه بپرهيزيد و سؤال كنيد. مزيت رعايت اين شيوه آن است كه از سرعت گفت‌وگو مي‌كاهد و مناقشات لجام‌گسيخته را گسترش نمي‌دهد. 
گوش كردن داراي موانع بي‌شماري است از آن جمله: 
 
مقايسه: اين كار گوش كردن را بسيار دشوار مي‌كند زيرا شما دائم در تلاشيد تا بفهميد چه كسي باهوش‌تر، داناتر يا تواناتر است يا از سلامت عاطفي بيشتري برخوردار است؛ شما يا ديگري؟ به اين ترتيب نمي‌توانيد در بحث شركت كنيد، چرا كه سخت گرفتار سنجش خودتان هستيد. 
 
خواندن ذهن: كسي كه سعي مي‌كند ذهن افراد را بخواند نمي‌تواند توجه چنداني به آنچه مردم مي‌گويند داشته باشد. 
 
دلجويي كردن: شما مي‌خواهيد مهربان، خوشايند و حمايت‌گر باشيد، مي‌خواهيد محبوب مردم باشيد، پس با تمام گفته‌هايشان موافقت مي‌كنيد، شايد تظاهر به گوش دادن مي‌كنيد و به جاي شركت در بحث و فهم فقط درصدد به دست آوردن دل ديگران هستيد. 
 
حق به جانب بودن: شما نمي‌توانيد اصلاح شويد، نمي‌توانيد شيوه تغيير دادن اخلاق خود را فرا گيريد. اعتقادات شما خدشه ناپذيرند. 
 
پند دادن: حلال مشكلات بودن، كيسه‌اي از پند و اندرز در اختيار داشتن و با شنيدن چند جمله از مخاطب سر كيسه پند و اندرز را باز كردن نمي‌گذارد كه با مخاطب ارتباط صميمانه‌اي داشته باشيد. هرگز به محض شنيدن مشكلات گوينده موعظه نكنيد چون مخاطب (گوينده) در نهايت احساس تنهايي خواهد كرد. 
 
همخوان‌سا زي: بسياري از مردم ما هر آنچه مي‌شنوند، به ياد كاري مي‌افتند كه خود انجام داده‌اند و آنچنان در خاطرات خود غرق مي‌شوند كه ديگر فرصتي براي گوش كردن واقعي به حرف‌هاي گوينده و يا تلاشي در جهت شناخت او ندارند. 
 
رؤيا پردازي: در حال گوش كردن هستيد، يكي از گفته‌هاي گوينده ناگهان زنجيره‌اي از وقايع را در ذهن شما تداعي مي‌كند و به رؤيا فرو مي‌رويد، در اين صورت تعهدي به شناخت يا احترام به گوينده در خود احساس نمي‌كنيد و اين نشانگر آن است كه ارزش چنداني براي گفته‌هاي او قائل نيستيد. 
 
قضاوت كردن: انگ زدن تاثير بسيار زيادي دارد اگر شما كسي را احمق فرض كنيد، به آنچه مي‌گويد توجه نخواهيد كرد. قضاوت عجولانه درباره يك گفته بحث را واپس مي‌زند. يكي از قوانين درست گوش كردن آن است كه پس از شنيدن تمام گفته‌ها درباره آن قضاوت شود. لازمه قضاوت درست به كار گرفتن زبان توضيحي است نه زبان داوري. 
 
پالايش كردن: بسياري از افراد حرف‌هاي گوينده را پالايش مي‌كنند؛ يعني برخي از نكات را گوش مي‌دهند و مابقي را نشنيده مي‌گيرند؛ در حقيقت به حالات فرد توجه مي‌كنند. 
 
سخن پاياني 
 
ارتباط به‌نظر موضوع ساده‌اي است و همه ما خود را در آن متخصص مي‌دانيم و گفت‌وگو را امري طبيعي تلقي مي‌كنيم اما در شرايط اختلاف، وقتي تضادي مطرح مي‌شود آن وقت است كه بايد مهارت كلامي خود را مورد قضاوت قرار دهيد. 
 
به راستي در حالت عصبانيت چگونه گفت‌وگو مي‌كنيد؟ اگر در مواقع حساس بتوانيد به خوبي و به‌گونه‌اي مؤثر ارتباط برقرار‌سازيد نقش ارتباط خوب و حياتي را ايفا كرده‌ايد.
شهاب مرادی :سلام/ کاملا قابل استفاده است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4957  |  27 امتياز

فاطمه
از اراک
امضا شده : ۱۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۳۲
سلام.عيدتون مبارک.باوجودکثر کاراميدوارم جوابمو بدين.حاج آقامن نميدونم آدماچراازدواج ميکنن؟به نظرم يکي به خاطرمحدوديت خانوادگي،يکي طرفشودوست داره،يکي بخاطرمشکلات مالي و... اماکسي که هيچکدوم ازاينارونداره چي؟اون آرامش وکمالي که ميگن کجاست؟چيه؟چطوري ه؟من نميتونم اينوبفهمم.من باازدواج مخالف نيستم.اماميگم چراآدماخيلي راحت خودشون تموم ميشن وبايد به يکي ديگه برسن؟چيه اين باعث آرامشه؟پيشاپيش از جوابتون ممنونم.
شهاب مرادی :سلام/ بله اگر یک طرفه باشه همین جوری میشه ولی مبنا این است که همه چیز در ازدواج دوطرفه و اشتراکی است و در باب مفاعله
اون به شما می رسه و شما به اون...
هر دو برای هم و هر دو فدای هم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3083  |  27 امتياز

فرزاد
از قوچان
امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۱۵
سلام بر مرادي  
1.فكر كرده ايد چرا مجرياني كه در مردم ايران سلام بودندبراي شما پيام نميدهند؟ 
2.شماسا عت8صبح در مسجد الهادي منبر ميري؟چون نوشته اي8
شهاب مرادی :سلام/ 1. چون حضوري و يا با تلفن با هم صحبت مي کنيم. به نظر شما علتش چيست؟
2. شب ها
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5733  |  27 امتياز

زهرا
از تهران
امضا شده : ۱۶ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۰۹
سلام. من صبح تا شب سر کار ميرم و پسر طفلکيم رو مهد ميزارم. ديشب خيلي سرحال نبودم و پسرم همش ميومد آشپزخونه وسط کارام بهانه گيري ميکرد حسابي عصبي بودم طوريکه دلم ميخواست داد بزنم. ولي همش ياد اين ميفتادم که بايد تمرين کنم تا مهارت کنترل خودم و در دست گرفتن سکان کشتي نفسم رو بدست بيارم. خدا کنه موفق بشم. خواهش ميکنم برام دعا کنيد. 
منتظر بقيه راه هستم. خدا به شما توفيق بده.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5954  |  27 امتياز

احمدرضا1361
از شيراز
امضا شده : ۰۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۵
سلام 
حال شما خوبه 
خواهش ميكنم به تمام حرفهاي من گوش كنيد و بعد پاسخ بدهيد 
يكسال پيش يك روحاني معروف در يكي از دانشگاههاي كشور اعلام ميكند كه دوام ازدواج افراد از طريق حروف ابجد دقيقا جواب ميدهد و فرمولي ارائه ميكند كه متاسفانه يا خوشبختانه اين فرمول درست است (ما اين فرمول را براي خانواده هاي مختلف امتحان كرديم همگي درست بود حتي افرادي كه از هم طلاق گرفته اند درست بود ) و يكي از افراد خانواده من در اين جلسه حضور داشته و ان را در خانواده مطرح كرد 
حالا من كه يك پسر 27 ساله هستم يكسال است كه هر چه گزينه براي ازدواج انتخاب ميكنم طبق اين فرمول مناسب نيست و خانواده هم مخالفت ميكند  
تمنا ميكنم خواهش ميكنم من را راهنمايي كنيد 
من را از اين بلاتكليفي نجات دهيد 
ايا اين فرمول درست است با توجه به اينكه اين روحاني از روحانيون معرف ميباشد
شهاب مرادی :سلام/ به این حرفها توجه نکنید. و اگر بر این مبنا انتخاب کنید به دختر خانم باید توصیه شود قبول نکند!
پیامها و یادداشت های مربوط به انتخاب همسر را بخوانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5167  |  27 امتياز

حسن .مجيديه
از تهران
امضا شده : ۲۵ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۴۰
سلام حاج اقا خيلي ارادت داريم التماس دعا داريم غرق در گناهم گرفتاريم خيلي زياده هرروزم بدتره ديروزمه 
چيکارر بايد بکنم  
کمکم بکنيد. ممنونم  
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ الان توبه کن و روز از نو
 
پوست موز و لینکهای آن و لینک های یادداشت های مرتبطش را دنبال کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3282  |  27 امتياز

ساکن مالزي
از کوالالامپور
امضا شده : ۰۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۱۶
محل اجراي برنامه هاي شما در مالزي کجاست وتا ما بتوانيم در اين مراسم شرکت کنيم
شهاب مرادی :سلام/ احتمالا در محل سفارت یا رایزنی فرهنگی ولی به زودی اعلام می کنم لطفا شما هم لینک برنامه مالزی را برای دوستانتان در کوالالامپور ارسال کنید تا من هم دوستان بیشتری را زیارت کنم.
هفته وحدت ؛ مالزی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4437  |  27 امتياز

حامد محقق
از تهران
امضا شده : ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۰۱:۲۷
سلام حاج آقا مرادي 
من حامدم (محقق)دبيرستان ره توشه. داستان عينکتون . انشاالله که يادتون باشه . 
همه جا دنبالتون گشتم . تا مسجد الهادي دنبالتون امدم . اگه ميشه ميخوام ببينمتون .
شهاب مرادی :سلام/ من هم از دیدنتون خوشحال میشم ؛ یکی از اماکنی که سخنرانی دارم بیا و خودت را حتما معرفی کن؛ طبیعتا بعد از این سال ها چهره یک آقا پسر 15-14 ساله با مرد 29-28 ساله کمی فرق کرده. به پدر و مادرت سلام برسان.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5828  |  27 امتياز

زندگي
از ايران
امضا شده : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۵۹
سلام  
خيلي گرفتارم شايدم بيشتر از خيلي که جز خدا کمک نکند هيچم مثل کبوتري که در قفس هر چي تلاش مي کند به بن بست مي خورد در اين ايام مي خواهم من فراموش نکنيد شايد خدا به خاطر شما حرفهام بشنود چون خيلي صداش مي کنم اما ...
شهاب مرادی :سلام/ هو السمیع العلیم. شک نکن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5906  |  27 امتياز

فهيمه
از مشهد الرضا(ع)
امضا شده : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۸:۴۱
سلام 
من چند دقيقه پيش پيامم را فرستادم(در مورد اخلاق پدرم ووو) جواب شما رو به يکي از دوستان خوانده بودم که شما در موردي مشابه، رفتن پيش مشاور را پيشنهاد داديد.خواستم بگم که پدرم عمرا!!!! بيان مشاور و اصلا اين کارو قبول ندارن.ممنون
شهاب مرادی :سلام/ ارتباط یک امر دوسویه است، پس خودت به تنهایی به مشاور مراجعه کن و برای بهتر شدن زندگی تلاشت را شروع کن. فعال و موثر باش و از انفعال متنفر باش. پاسخ تکمیلی را در دو-سه صفحه اول پیام های با امتیاز بیشتر بخوانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9440  |  27 امتياز

z_moradi
از اصفهان
امضا شده : ۰۶ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۲۰
سلام حاج آقا . خسته نباشيد . ديروز واستون پيام گذاشتم ولي جواب نداديد ، احتمال دادم شايد به اين دليل بوده که تا اين اولين پيامم بوده . ولي من ناراحت نميشم چون مي تونم مشغله کاري شما رو در کنم . ضمنا من دانشجوي مهندسي IT هستم واز اينکه شما در دنياي وب هم فعاليت دارين خيلي خوشحالم چون معمولا قشر شما با اينترنت مخالفن !واقعا چرا؟! 
ممنون که وقت گذاشتين خوشحال ميشم اگه جواب سوالمو بديد. 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ دیروز که من اصفهان بودم و نیمه شب رسیدم تهران و تا دقایقی دیگر تجریش منبر دارم و...
 
بعید می دانم تاکنون فردی از علما و روحانیون با اینترنت مخالفت کرده باشد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6966  |  27 امتياز

احسانامضا شده : ۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ساعت ۱۴:۴۱
به ياد محسن مرادي 
دوباره مرغ روحم هواي كربلا كرد/ دل شكسته ام را اسير و مبتلا كرد / نه طاقت و توانم به لب رسيده جانم/ كه هر چه كرد با من فراق كربلا كرد/ 
 

شهاب مرادی :سلام/ ...براي من هم لحظه لحظه ي محرم وجمله جمله ي مراثي يادآور محسن عزيز و سوز و شور و حال خوش اوست . اين سومين محرم است كه صداي اورا نمي شنوم. هديه به روح او و جميع ذاكرين حسين عليه السلام صلوات.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1398  |  26 امتياز

سيد پورآذر
از قم
امضا شده : ۱۱ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۴:۰۶
سلام استاد  
يادداشت هائي که براتون مي فرستم کوتاه جواب مدهيد ، به ذهنم چيزي خطور کرد ولي با خودم گفتم که استاد وقت اضافه ندارد که تلف کند و به همين خاطر کوتاه جواب مي دهد . 
با اين حال مي خواهم آنچه به ذهنم خطور کرد را براتون بگم شايد رفع سوء تفاهم بشه؛ با خودم گفتم که استاد از اين که من در کلاس به نصيحت شون گوش کردم ولي ... 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ سیدحسن عزیز من شما و همکلاسی های شما را شاگرد و دانشجوی خودم نمی دانم. دانشکده الهیات؛ چند طلبه؛ همه با هم همکلاسی هستیم و رفیق و از جنابعالی اصلا دلخور نیستم. التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3479  |  26 امتياز

نغمه
از تهران
امضا شده : ۲۲ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۴۱
سلام: 
ميترسم. همه چيز داره زود تمام مي شه. 
لحظه ها. روزها. عمر . ترس داره مگه نه ؟
شهاب مرادی :سلام/ نه. ترس از چی؟ از فنا شدن و نابودی؟ مگر قراره که نابود بشیم؟!

آیا مرگ نابودیست؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4332  |  26 امتياز

محمد021
از tehran
امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۰۳
inke ma vaghean be tarze ajibi dar sorati ke hich rahi baraye peyda kardane ham nadashtim,nemitone neshon dahahndeye harf zadane khoda ba ma bashad?
شهاب مرادی :سلام/ قبل از انتخاب همسر جوگير نشويد!
انتخاب همسر مقوله‌ي اختيار و انتخاب و مسئوليت است نه کشف و شهود و الهام و فال نيک!
ظاهرا شما براي اين ازدواج نه چندان منطقي اصرار داريد، چرا پس ...؟

هيچ فکر کرده بوديد که برخي افراد خودشان تلاش مي کنند تا خوشي و آرامش را براي خودشان در آينده محدود مي کنند و بعدا خدا را مسئول ناخوشي خود مي دانند.
سابقه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5826  |  26 امتياز

بالا