آمار

بازدیدکنندگان: 6486471
حاضرین در سایت : 129 نفر و 1 نفر عضو
  • آسا
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 183462
بازديد هفته گذشته : 48732
بازديد روز گذشته : 7401
بازديد سال جاري : 810814
بازديد ماه جاري : 44432
بازديد هفته جاري : 37926
بازديد امروز : 5552
نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7576 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 »

نامورودی
یک مادر نگران!
از تهران
امضا شده : ۱۹ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۱۲
با سلام فروان پسر دانش جویی دارم که شبهاتی در دین برایش به وجود آمده است خواهش میکنم اجاده دهید تا او حضوری با شما صحبت کند .خداوند به شما پاداش خیر دهد.
شهاب مرادی :سلام/ این مطلب را بخوانند و اگر لازم  بوداز همین طریق برایم بنویسند یا در صورت ضرورت دریکی از جلسات سخنرانی تشریف بیاورند...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1222  |  8 امتياز

Leila
از tehran
امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۵۰
سلام حاج آقا ممنون از صحبت هاي قشنگ امروزتون مي خواستم بپرسم چه طوري ميشه کسي که از خدا فاصله گرفته رو با خدا آشتي داد من دوتا عمه مجرد با سن هاي 35و 31 دارم که به خاطر اشتباهات پدرومادرشون که الان در قيد حيات نيستند تا حالا ازدواج نکردند البته خودشون هم مقصر بودند ولي الان به کلي نااميدند حتي يک بار هم به بهشت زهرا سر خاک پدر و مادرشون نمي روند نماز نمي خونند و يکي شون داره منحرف هم ميشه و حرف هيچ کسیو هم قبول ندارند و با هم مدام دعوا مي کنند ما واقعا نمي دونيم چي کار کنيم البته من 18 سالمه و خيلي از اونها کوچکترم منظورم بزرگترهاي فاميل هستند مي خواستم اگر ممکنه شما راهنماييمون کنيد با وجود ليسانس و فوق ليسانس حتي راضي نيستند سر کار بروند
شهاب مرادی :سلام/ مهربانی و دلسوزی شما قابل تقدیر است ولی در کارشان دخالت نکن و زیاد نگرانشان نباش.
این شرایط برای هر دختر خانمی دشوار است ولی اصلا نباید مجرد بودن عامل خروج آنها از اعتدال شود.
جناب مریم علیها سلام یکی از چهار خانم برگزیده ی عالم، مجرد بود و نتوانست هیچگاه ازدواج کند.او در قیامت و در روز حساب حجتی است از جانب خداوند متعال برای تمام خانم های مجرد.
آنها را از طریق بزرگترها به ازدواج مناسب (متناسب) و مراجعه ی جداگانه به مشاور تشویق کنید.
شما هم  در انتخاب به موقع همسر دقت کن .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1290  |  8 امتياز

زهره
از تهران
امضا شده : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۳۱
باعرض سلام خدمت شما. آقای مرادی من زنی سی ساله هستم که یازده سال است که ازدواج کرده ام. متاسفانه از روز اول علاقه چندانی به همسرم نداشتم و بنا به صلاحدید پدرم که ایشان را فرد مومن و معتقدی میدانستند با ایشان ازدواج کردم.البته انصافاایشان انسان خوب وشایسته ای هستند ولی مرد خیلی سرد و خشک وبی احساسی هستند وما هیچ وقت روابط گرمی با هم نداشتیم.من دختر هفت ساله ای هم دارم وبه همین دلیل نمیخواهم از ایشان جدا شوم چون خودم طعم تلخ طلاق پدر و مادرم را چشیده ام ونمیخواهم دخترم هم دچار این بدبختی بشود ولی از طرفی این زندگی هم خیلی برایم سخت شده است. ما رابطه جنسی درستی هم نداریم و بعضی از مشاوران میگویند که ایشان اگر دارو مصرف کنند بر روابط احساسیشان هم اثر میگذارد ولی ایشان اصلا فکر نمیکنند که مشکلی داشته باشند. البته مشکل من روابط جنسی نیست و درحال حاضر خودم هم تمایلی به این مسئله ندارم ولی از نظر احساسی شدیدا ضربه پذیر شده ام. البته ایشان به من سخت نمیگیرند و من درحال حاضر دردانشگاه علامه طباطبایی درحال درس خواندن هستم و همیشه فکر میکردم دخترم و یادرس خواندن در رشته مورد علاقه وسرگرم شدن این خلا احساسی را پرکنند ولی درحال حاضر میبینم که اینطور نشده ومن به حدی افسرده هستم که نمیتوانم با دخترم هم رفتار درستی داشته باشم وکاملا عصبی شده ام به حدی که فشار خون من به نوزده و بیست رسیده است و از دارو استفاده میکنم.میخواستم اگربرای شما مقدور است من را راهنمایی کنید. از مرحمتتان سپاسگزارم.
شهاب مرادی :سلام/ مرکز ثقل مشکل شما جنسی است. هر دو با مراجعه به پزشک برای حل آن اقدام کنید و پس از2ماه به مشاور مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1329  |  8 امتياز

اسيه
از خراسان
امضا شده : ۲۹ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۱۳
سلام اقاي مرادي اكنون كه برايتان مينويسم ساعت40دقيقه ي بامداد روز يك شنبه است اقاي مرادي من يك مشكل دارم كه واقعا از حل ان عاجزم من نزديك دو سال است كه عاشورا مي خوانم يعني اسفند سال 84 از دانشگاه 
...خصوصی. .. 
اما حالا چه كنم به راهنماييتان بسيار محتاجم از اينكه اينقدر طولاني شد معذرت مي خواهم راستي اگر مي شود خصوصي بماند بسيار متشكرم  
اسيه
شهاب مرادی :سلام/ دعا تنها عامل موفقیت نیست پس سهم اراده و تلاش انسان چه می شود؟
1. در مورد انصراف از تحصیل اگر دلیل دیگری نداشته اید، اشتباه کردید پس حتما تحصیل در دانشگاه را ادامه دهید. برای این تحقق این هدف بررسی،برنامه ریزی و تلاش کنید.
2. در مورد مشکل خواهرتان حتی مراجعه به پزشک هم کاری عجولانه بوده چه برسد به آن همه نذر و نیاز و توسل!
3. به شما توصیه ای را پیشنهاد می کنم که امیرالمومنین به فرزندشان وصیت فرمودند:"در عبادت میانه رو باش"
4. روزتان را با کار و تلاش و تحصیل و عبادت واجب ، پر کنید و حضورتان را در اجتماع با رعایت حجاب و وقار بیشتر کنید.
5. از عبادت های مستحب که از روح نشاط و شادابی خالی است جدا بپرهیز و توصیه های افراطی در چله نشینی های غیر مجرب را کنار بگذار(این چه عبادتی است که موجب طلبکاری شما از ملکوت می شود؟)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1354  |  8 امتياز

ستاره
از تهران
امضا شده : ۰۲ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۲۶
با سلام و خسته نباشید.مدتی قبل برایتان پیغام نوشتم و در آن چندین سوال پرسیده بودم (روح و مکه و...).ولی متاسفانه هر بار به سایت مراجعه کردم جوابی ندیدم.گو این که با این مراجعه ها و دیدن جواب های شما به بقیه دوستان مطالب بسیاری متوجه شدم و برایم مفید بود.این بار می خواستم سوالی در مورد افرادی که فوت شده اند از شما بپرسم و اینکه برایشان به جز قرآن خواندن و خیرات کردن چکار می توانم انجام دهم.با توجه به اینکه ایشان نماز و روزه قضا ندارند.ان شاءالله جواب تمام سوال های مرا یکدفعه بدهید.
شهاب مرادی :سلام/ زیارت قبور آنها را شاد می کند
(عن امیرالمومنین علیه السلام:زوروا موتاکم فانهم یفرحون بزیارتکم)
نیابت آنها در زیارت اهل بیت (ع) و خصوصا حج و عمره و هر کار خیری و هر عبادتی که برای آنها هدیه شود بسیار مفید است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1260  |  8 امتياز

m45
از تهران
امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۳۸
ضمن عرض ادب و احترام خدمت شما  
جناب آقاي مرادي 
مي خواستم در مورد مشکلم از شما به صورت خصوصي راهنمايي بگيرم . 
خصوصي 
دختري 23 ساله هستم ، که به تازگي وارد دوره کارشناسي ارشد شده ام .در سال دوم دانشگاه چندين خواستگار داشتم که چون آن وقت به ازدواج فکر نمي کردم (البته از مردها متنفر بودم) به آنها پاسخ رد داده ام و به خانواده ام که آن زمان براي حتي يک بار صحبت کردن با خواستگارانم به من اصرار مي کردند گفته بودم که تا درسهايم به پايان نرسد به ازدواج فکر نمي کنم . 
به همين دليل آنها نيز در حال حاضر هم به همين بهانه همه را رد مي کنند ، 
بين من و مادر و پدرم هم انگار ديواري است که من هيچوقت نمي توانم با آنها صحبت کنم . 
چگونه مي توانم به آنها بگويم که من قصد ازدواج دارم و واقعا از تنهايي خسته شده ام.  
در ضمن از چيزي هم بيشتر از همه رنج مي برم که نمي دانم چگونه آن را بيان کنم. 
4 سال پيش با آقايي که به بهانه ازدواج براي آشنايي اقدام کرده بود و از اقوام نزديک هم بود رابطه داشته ام که در خلال آن به گناه آلوده شدم .البته اين آقا يک سال بعد ازدواج کرد و من هم بعد از توبه و انابه ، با استفاده از چادر سعي کردم نه تنها حجاب بلکه اعمالم را حتي درست انجام دهم .  
از آن زمان تا کنون از رابطه زناشويي پدر ومادرم رنج مي برم . 
من از گناهي که به آن عادت کرده بودم و واقعا آن را ترک کرده بودم ، متنفرم و علل وعوارض آن را نيز به خوبي ميدانم . به تازگي دوباره هم افکار شيطنت آميز و خاطراتم مرا وسوسه مي کند .  
اما نمي دانم که چه کاري و چگونه انجام دهم تا راه درست را طي کنم ؟  
راستش در حال حاضر هم کسي براي ازدواج مرا انتخاب نکرده است .اما حدود 3 ماه پيش نيز از طريق اينترنت ( نه چت بلکه گروه هاي علمي ) با مردي (31ساله ) آشنا شدم که من در ابتدا نمي دانستم که او متاهل است ، ... و مرا به عنوان دوست ، در ايميل هاي خود گذاشته و با ايميل با هم در ارتباط بوديم . چند وقت که از ايميل ها گذشت فهميدم که به او علاقه مند شدم و چقدر مشترکات داريم ، در همين زمان فهميدم که او متاهل است .از آن به بعد سعي کرده ايم نه تنها sms بلکه ايميل هم بهم نزنيم ، اما تا کنون کاملا موفق نشديم . البته او به علاقه من نسبت به خود آگاه است و قطع شدن رابطه را نيز قبول دارد اما مي گويد اگر من با خودم کنار بيايم مي توانيم دوستان خوبي براي هم در حد يک رابطه ايميل باشيم که فقط به ارسال فايلها و مطالب مفيد اکتفا شود( تا به حال هم رابطه ما در حد ارسا کتب اينترنتي و فايل هاي جذاب معنوي و معرفي سايت هاي مفيد درسي و علمي بوده است ). او خانواده اش را دوست دارد و براي من هم دوست خوبي است و مرا از افکار و خاطراتم دور کرده است. مي دانم که رابطه ام با وي دچار اشکال است اما از بازگشتن به افکار شيطاني ام که يکبار اخيرا مرا به اقدام خودکشي کشانده است و آلوده شدن به عادتم به شدت مي ترسم . 
تورابه خدا کمکم کنيد ،آدرس يک مشاور را هم گرفته ام اما به ازاي نيم ساعت مبلغ گزافي (بيست هزار تومان) بايد بپردازم که نمي دانم به چه بهانه اين مبلغ را بگيرن 
.خيلي سعي کرده ام به خدا نزديک تر شوم اما شرايط و محيط اطرافم مرا وسوسه مي کند . 
...  
 
(شايد بگيد توجيه است اما من فکر کردم که خدا او را سر راه من گذاشته است واما الان که من درمانده ام) از خدا نيز خجالت مي کشم که چرا توبه ام را شکسته ام و..... 
از اينکه به مشکلات من هم گوش داديد و راهنمايي مي کنيد ، سپاسگزارم . 
(m45)
شهاب مرادی :سلام/ بخش هایی از پیام شما را(البته با حذف برخی از قسمت ها) جهت اطلاع و استفاده مراجعین محترم سایت منتشر کردم .

- با توجه به توبه و اصلاح رفتارتان، از مرور خاطرات گناه و بازگویی آنها خودداری کنید.
- به مغفرت الهی مطمئن باشید.
- دقت کنید: مقایسه ی "ارتباط جنسی نا مشروع" (و حتی مشروع غیر رسمی)
با ازدواج و روابط زناشویی غلط فاحش است.
به مادر و پدرتان بد بین نباش.
-  و سعی کنید با مهربانی و ادب و تشکیل جلسات خانوادگی فاصله ها را با پدر و مادرتان کم کنید.
- ارتباطتان را با این فرد -هرچند مجازی و بدون ارتباط حضوری- قطع کنید.
- پرداخت وجه در مشاور جزء پُـرتـُکل های حرفه ای آن است ولی اگر مشکلاتتان در همین حد است با عمل به این توصیه ها فعلا نیازی به مراجعه به مشاور ندارید.
- به معنویت و عبادت های مستحب به صورت متعادل و با شرط نشاط توجه بیشتری کنید.
- اوقات خود را با مطالعه، یادگیری مهارتهای جدید و آشنایی با مباحث تازه و ورزش و تفریح پر کنید.
- با توجه به سن شما ،شانس ازدواجتان کم نیست پس از گفتگوی صمیمی و صریح با مادر و پدر هیچ خواستگاری را رد نکنید و پس از بررسی های لازم در مورد گزینه مطلوب تصمیم بگیرید.
- به خدا و رابطه عاشقانه ی با او توجه کنید.
-  تا خدای به این مهربانی و رئوفی داری نگران نباش .

خوب است به این یادداشت ها عمل کنید.
می خوام نمی شه
بگو عزیزم!
پاسخي به چند سوال
يك نه . براي موفقيت و سعادت
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1436  |  8 امتياز

شقايق 120
از سمنان
امضا شده : ۰۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۲۵
با عرض سلام وخسته نباشيد من دختري 26 ساله هستم و مجرد راستش مي خواستم در مورد بستن بخت از شما سوالي بکنم ايا صحت دارد يا خير چون بنده تا حالا خواستگاري نداشته ام البته به جز 3 موردو از لحاظ ظاهري يا از نظر مالي و غيره هيچ مشکلي ندارم ودختر سخت گيري هم نيستم ولي... راستش اين موضوع تا حدي ذهن مرا به خود مشغول کرده تا جايي که ايمانم را سست کرده البته ادمي نيستم که به بسته شدن بخت اعتقادي داشته باشم ولي اطرافيان با حرفهاشون کاري کردن که اين موضوع دارد براي خودم هم معنا پيدا مي کند از شما خواهش مي کنم مرا راهنمايي کنيد چون در بد وضعيتي هستم من از خداوند خيلي کمک خواستم ولي ظاهرا حاضر نيست به بنده حقيرشان کمک کند لطفا شما بگوييد که چه کار کنم تا به اعتقاداتي که برام ارزش دارند ودستش دارم به خاطر يک مسئله مثل ازدواج سست نشود خواهش مي کنم اگر براي شما مقدور است جواب را در ايميلم بگوييد چون من شاغل هستم و سعادت ديدن برنامه شما را در آن وقت روز را ندارم خواهش مي کنم جوابم را بدهيد من منتظر راهنماييهاي شما هستم. 
با تشکرصميمانه موفق و پيروز باشيد
شهاب مرادی :سلام/ نه . چندین بار هم گفته ام مانع اساسی ازدواج دختر خانم ها جدی نگرفتن خواستگارهای اول (حول و حوش 20 سالگی )و جدی گرفتن عشق های موهوم و علاقه پردازی های افراطی،عاشقی های یک طرفه و سخت گیری ها و... است و سهم سحر و جادو بسیار کم است.
نگران نباشید به خرافات توجه نکنید .دل را به خدا بسپارید. صبح ها چهار قل بخوانید
 در خانه صدای اذان بلند باشد مفید است و...
خواستگارهای واقعی را جدی بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1471  |  8 امتياز

s16
از تهران
امضا شده : ۱۸ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۵۳
سلام. خدا قوت. ... 
از فکر گناه آلود يا نگاه گناه آلود مي ترسم. نميدانم چه کنم؟ از اين کارهايم دلم بسيار گرفته است. اگر مرا راهنمايي کنيد، ممنون مي شوم.
شهاب مرادی :سلام/ لازم است شناخت بهتری از احساسات و هیجانات خود بدست آورید.
از گزارش شما از احوالاتتان این برداشت می شود که بهانه نفس شما برای نگاه به نامحرم «انتخاب یا پیش بینی همسر» است.
پس برای ازدواج تصمیم عاقلانه بگیر و اتخاذ هر تصمیمی را به آمدن خواستگار رسمی موکول کن.
و دیگر مردان نامحرم را به چشم انتخاب و سنجش نبین!(همان نگاه به چشم خواهر و مادر مردانه)
لازم است به یاد داشته باشید هر نوع دیدن نامحرم(با حجاب شرعی)حرام نیست.
بلکه دیدن نامحرم که مفسده ، ریبه و قصد لذت جویی در آن باشد حرام است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1398  |  8 امتياز

روحي
از تهران
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۲۲
بسمه تعالي 
برادر و استاد محترم ؛ جناب اقاي مرادي سلام و خداقوت ...  
جواني هستم که ماههاي پايان 26 سالگي را پشت سر ميگزارم ، در ايام نوروز سال 83 به گروه کاري گلد کوئست پيوستم ، چند ماهي بعد کار ما غير قانوني شد و من هم بالطبع غير فعال ، اما در همان زمان در جمع بچه هاي گروه دوستاي زيادي همه از قشر تحصيلکرده پيدا کردم ، من در خانواده اي متدين اما ضعيف از نظر مالي رشد کردم ؛ نان حلال و پاک مرحوم پدرم و مهر بي پايان مادرم ، از ما فرزندان اين خونواده بچه هائي ساخت که مورد احترام و افتخار همه ، پدر و مادر بي سواد من ، با قدرت ايمان و عشق ، شايد در فاسد ترين نقاط جنوب شهر، فرزنداني رو تربيت کردند که فکر ميکنم خدا از اونها راضي باشه مثل مردم ...  
اينها رو گفتم تا وقتي به مسئله من پي بردين ، راه حل مناسبي برام پيشنهاد کنيد ، من ه بچه هيئتي و مثبت و به قول بعضي ها پاستوريزه ، به خانمي در اون جمع دل بسته شدم ، يه دخترکه فرزند شهيد بود ؛ تحصيل کرده و اگرچه با هم تفاوت داشتيم اما از نظر اعتقادي نزديک تر از بقيه ، دختر خانم 2 سال از من بزرگتر بود و ليسانسه ، من هم ديپلم داشتم و علت اصليش عدم بنيه مالي براي ادامه تحصيل ... اما موضوع ديگري هم در بين بود ، دختر خانم تجربه تلخ يک جدائي رو تو زندگيش داشت که من از اولين روزي که ديدمش در جريان بودم . با قرار گرفتن تو جمع خيلي پيشرفت کردم ، تو دانشگاه ثبت نام کردم و شدم آدمي اهل مطالعه ، دوستان با سواد انگيزه خوبي برام ايجاد کرده بود ...  
چند ماهي از اين همکاري ميگذشت و من نسبت به اون خانم علاقه اي رو در خودم حس ميکردم که نه جراتي براي بروزش داشتم و نه تواني و نه عقل تاييد ميکرد، اوايل فکر ميکردم يه جور عادت که تو همکاري پيش اومده و از اونجا که رابطه ما تبديل به رابطه اي صميمي و خانوادگي شده بود ، يه دلبستگي معمولي و گزراست ...  
دختر مورد علاقه من براي تحصيل از ايران رفت و با رفتنش تازه فهميدم که دلي براي من نمونده ، من جواني احساسي بودم و حالا ، احساس تنفر آميز تنهائي من رو آزار ميداد ، هيچوقت نفهميده بودم که کي يا چه جوري عاشق شدم ، اما کارم به جائي رسيده بود که هر نمازم رو با چندتا شک ميخوندم ، خواب و خور نداشتم ، و زمان چيزي از حدت قضيه کم نمي کرد ، هر چه از نديدنش ميگذشت ، بيشتر دلتنگ ميشدم و منتظر تر ، تنها رابطه ما تو اين مدت ايميل بود ، اون هم جسته و گريخته ، بنا به رسم روزگار ، اين فاصله داشت کار خودش رو ميکرد و اون از من دلسرد ميشد و من هر روز دلداده تر ، بين ترم ، چند روزي اومد ايران و دوباره ارتباط ...  
تو اين مدت خيلي تلاش ميکردم و خدا هم چيزي از لطف برام کم نگذاشت ، من رشد ميکرد م و نگار هم ... بعد از اون سفر ، داغ دلم تازه تر شد ، اينبار جور ديگه اي با خدا حرف زدم ، نذر کردم که خدايا تو از راز دل من با خبري ، و از خواسته ام و از ترسي که از آن ناگزيرم ، دل خانه تو بود من غير تو را در آن جا دادم ، تو فرمودي که " علي به ذکر الله..." و من ذکر ميگيرم براي تو ، 40 روز و هر روز 100 بار تسبيحات اربعه ، و خواسته ام در پايان چهله اين است که اگر به صلاح من است ، تو خود کارگزار و وکيل من باش و خودت مرا به مراد دل برسان و اگر نه ، دلم را از او خالي کن ... 
40 روز گذشت و من روزانه شايد بيش از 1000 بار ذکر ميگفتم ، و خدا خدا ميکردم ،اما در پايان چيزي از مهر او کم که نشد ، که بيشتر شد ، باز هم با کسب اجازه از خدايم با يکي از معتبر ترين روانشناسان و مشاوران اين امر که خدا را شکر از نظر مذهبي هم مورد وثوق بودند ( دکتر رضا پور حسين ) مشورت کردم ، داستان را گفتم و ايشان پس از پرسشهاي معمولشان ، عشق من را تاييد کردند و مرا براي رسيدن به او راهنمائي نمودند .  
با هزار مکافات و گذر از هفتصد خوان رستم ، نظر مساعد خانواده را براي خواستگاري گرفتم و در اولين سفر نگار به تهران توسط خانواده اقدام به خواستگاري نمودم ، جواب نگار ، علي رغم نظر مثبت خانواده اش منفي بود و اظهار کرد که من را مانند برادر دوست دارد اما در مورد ازدواج ...  
احساسم اين بود که او نيز اين ازدواج را عقلاني نمي داند و به واسطه تجربه تلخ زندگيش ، نمي خواهد اين بار درگير احساسات شود و مشاور هم احساسم را تائيد کرد ، جواب اگرچه نه ، اما واقعيت چيز ديگري بود . من به تلاشهايم ادامه دادم ، و مي دهم ، و خدا را شکر در زندگي آدم موفقي شدم ، خانه کوچکي تهيه کردم تا در پايان تحصيلش زندگيم را شروع کنيم ، اما او دانشجوي ممتاز دانشگاه شد و موفق به کسب بورسيه رايگان دکترا ، من حالا فوق ديپلم دارم و هنوز تلاش ميکنم . امروز يک سال از خواستگاري من مي گذرد ، ما هنوز با هم ارتباط داريم و نمي توانيم دل از هم بشوئيم ، اما نمي دانم چرا نمي توانم به او ثابت کنم که من ريسمانم نه مار ، که انتخابم اگرچه احساسي اما نا معقول نيست ...  
نگار من ، امروز مسائلي را مطرح ميکند که هر چه تلاش ميکنم راه حل موثري برايش نمي يابم ، او ميگويد که از نظر اعتقادي تغيير کرده ، اما هنوز به ارزشهايش پايبند است ، نامه ام طولاني شده ، اما در پايان بگويم که رابطه ما به عنوان دو جوان ، يک رابطه کاملا انساني ، و خدا را شکر خالي از انحراف ( ان شاالله ) بوده است و تحت نظر خانواده ها . من از او حجاب با چادر را خواسته ام و او اين را نمي پذيرد . خانواده من حتي يک زن مانتوئي هم ندارد ...  
غير از اين ، او مسائلي را مطرح مي کند که از دست من و خودش خارج است ...  
نه جوابي ميگيرم که منفي کامل باشد و نه مثبت به آن حد که موجب کمال ، به نظر مشاور او با اين بازي براي خودش زمان ميسازد تا تصميم بگيرد اگرچه نا خودآگاه ... و متاسفانه دود اين آتش در چشم من ميرود و البته خودش ، اين همه تنش و فرسايش باعث ايجاد زمزه هاي مخالفتي در اطرافيان من گشته و از سوئي خودم نيز نياز بيشتري نسبت به ازدواج احساس ميکنم . بايد گفت بدون احتساب سالهاي قبل از خواستگاري رسمي ، يک سال است که بين هوا و زمين معلق مانده ام ، نه ميتوان دست کشيد و دل شست و نه ميشود با اين وضع ادامه داد ...  
شما ميگوئيد چه بايد بکنم ؟  
نمي دانم ...  
لطفا ضمن راهنمائي ، من را هم دعاي خاص کنيد ...  
 
برادر کوچک شما  
 
( لطفا اندازه خط سايت را درشت تر کنيد ، خيلي ريزه )
شهاب مرادی :سلام/ يکبار ديگر شرايط را مرور مي کنيم :
 1- او دو سال از شما بزرگتر است
 2- او تا حد دکترا تحصيل کرده و شما فوق ديپلم هستيد
 3- تجربه يک جدايي و شکست در زندگي دارد
 4- احساس خاصي نسبت به شما ندارد
 5- از نظر اعتقادي تغيير کرده و ارزشهايتان متفاوت شده
هر يک از موارد فوق به تنهايي براي عدم موفقيت يک زندگي ميتواند کافي باشد.

 پشتکار و تلاش و موفقيت هاي شما نشان ميدهد که انسان با اراده اي هستيد.
 پس بهتر است با همين اراده و با قطع تدريجي ارتباطتان کم کم موضوع را فراموش کنيد. سخت است ولي گذشت زمان همه چيز را آسان ميکند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1379  |  8 امتياز

سيد مجتبي ميري
از تهران
امضا شده : ۰۲ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۰۲:۳۱
1.سلام 
2.بدونيد که همه ما سپاسگذار شما هستيم و قدر زحماتتون رو ميدونيم. 
3. 26سالمه، فوق ديپلم نرم افزار، ديشب به همراه خانواده به ديدن دخترخانمي در منزلشان رفتيم. مجلسي کاملا رسمي. ايشان را مادرم پيشنهاد داده بودند. اين خانم دقيقا هشت سال و نيم از بنده کوچکترند و پيش دانشگاهي. خانواده اي بسيار محترم و پايبندي دارند که با اصول خانوادگي ما هماهنگ است. برايند حدود پنج دقيقه صحبت غير منتظره براي من (چون فکر ميکردم اين جلسه تنها براي آشنايي خانواده هاست) ساده گي و معصوميت ايشان بود چنان که از طرح سوالاتشان برايم محرض شد. مختصر اينکه پس از بازگشت مسئله ديگري از طرف خاله مطرح شد و آن زيبايي معمولي اين خانم بود که به عروسهاي ديگر خانواده ما نمي خورد و ... هيچگاه اولين ملاک من براي انتخاب همسر زيبايي نبوده، و هميشه در رده هاي بعدي قرار داشته. تنها چيزي که نگرانم ميکنم شيوع اين نظر در بعد از ازدواج احتمالي بنده با اين خانم است. لطفا در اين خصوص و اختلاف سني زياد (به زعم بنده) راهنمايي بفرمائيد. 
اين اولين باري ست که بنده به پيش خواستگاري مي روم و اولين کسي هستم که درب آن را براي خواستگاري مي زنم. علاقه اي به اين خانه و آن خانه رفتن ندارم و هميشه دوست داشته ام اولين خواستگاري ام آخرينش باشد. 
4.مثلا مختصر نوشتم! 
5. يا علي. پايدار باشيد.
شهاب مرادی :سلام/ 3. به حرف خاله توجه نکن.
به 5 دقیقه گفتگو اصلا ملاک نیست.
پس از بررسی های مجدد و مشورت با خانواده و اجازه خانواده دختر در چند جلسه با هم صحبت کنید و در قالب پرسش و پاسخ و موقعیت... بعد تصمیم بگیرید.
 لزومی ندارد کل فامیل طرفین بدانند که خواستگاری رفتید .
یادت باشه فقط برای خودت زن بگیری. نه برای تکمیل گروه عروس های فامیل
(مثل انتخاب یک عضو برای گروه سرود یا گروه آکروبات که باید همه به هم بیان!!!!!!!!!)

1و2و 4و5- یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1583  |  8 امتياز

هادي آشتياني
از تهران
امضا شده : ۱۶ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۲۰
سلام  
شهادت امام هادي (ع) را بر پيروان و دوستداران حضرتش بخصوص خدمتگزاران هيئت امام هادي تسليت مي گويم . ياد محسن عزيز را در اين شب شهادت گرامي ميدارم ان شائ الله سر سفره مولايش امام هادي متنعم است . يا علي
شهاب مرادی :سلام/ آجرکم الله. 
هادی عزیز از ابراز لطف و محبتت ممنونم.
       یادی از مداح امام هادی علیه السلام     
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1302  |  8 امتياز

mahtab
از تهران
امضا شده : ۰۹ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۱۷
سلام آقاي مرادي. من يک مشکلي داشتم، 19 سالمه با يک پسري از سن 14 سالگي تو اوج بچگي و از روي کنجکاوي دوست شدم اين دوستي تا الآن ادامه داشت که تصميم گرفتم ديگه تا قبل از ازدواج با هيچ کس دوست نشم و کلا از لحاظ مذهبي اصلا" مقيد نبودم و الآن تقريبا 6ماهه از اين رو به اون رو شدم مشکلم فقط احساس گناهه نمي دونم بايد چيکار کنم.همه اش حس مي کنم خيلي آدم بدي و گناهکاري ام.
شهاب مرادی :سلام/ به آتش این احساس دامن نزنید.وسوسه شیطان است. خدا توبه کننده را می بخشد بی تردید. می خوام نمی شه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1293  |  8 امتياز

زهرا
از سنندج
امضا شده : ۲۶ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۴۵
سلام حاج آقا، خسته نباشين، حاج آقا من قبلا هم از شما سوال پرسيدم ولي جواب ندادين، ميدونم سرتون شلوغه، چند روز يه بار ميام تو سايت و پياماتونو ميخونم، يادداشت آخرتون عالي بود،حاج آقا من يه خواستگار دارم كه از هر لحاظ مورد پسند من و خانوادم هستش، فقط يه مشكل بزرگ داره، اونم اينه كه ايشون مذهبشون با ما فرق داره،اهل تسنن هستن ،شناخت من از اخلاق و رفتار و زندگي ايشون اونقدر كامل و زياد هستش كه حتي با وجود اين اختلاف مطمينم كه كنار ايشون خوشبختم... ولي مادرم ميگه كه ازدواج من با يك غير هم مذهب گناهه، خواستم نظر شما رو هم بدونم،اگه ميشه راهنماييم كنين، هنوز پيش مشاور نرفتم ولي نظر شما در اين مورد مثل نظر يه بزرگتر خيلي مهمه برام،اگه جواب بدين ممنون ميشم.
شهاب مرادی :سلام/ ازدواج شیعه و سنی اشکال شرعی ندارد. اما توصیه نمی شود!
و معمولا به دلیل تفاوت های فرهنگی، ازدواج موفقی نمی شود به همین دلیل توصیه نمی شود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1482  |  8 امتياز

بلند پرواز هميشه موفق
از آسمون
امضا شده : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۲
سلام حاج آقاي عزيز 
من کنکوري هستم ودرسم هم نسبتا خوبه(تو کلاس هميشه جزء دو نفر اول هستم) 
قصد دارم تو يه کشور ديکه بورس بشم و خواهرم که خودش اونجاست بهم توصيه کرده که قبل از رفتنم شروع کنم به حفظ کردن قرآن.خواستم ازتون بپرسم که بذارم باسه بعد از کنکور بهتره يا از همين روزا بشروعم 
خيلي دوستون دارم و اگه جواب بدين ممنون ميشم
شهاب مرادی :سلام/ بلند پروازی همیشه موفقیت به همراه ندارد!مراقب باش.
بهتر است برنامه ای موازی تا انجام کنکور نداشته باشی!
خوب است در مورد بورس با یک مشاور تحصیلی مشورت کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1409  |  8 امتياز

محسن
از اهواز
امضا شده : ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۱۴
1. بنده فکر [می کنم] مهم ترين علت بد بودن ما نيست بلکه نداشتن همچين مهارتيه [گفتگو] خيلي در اين مهارت ضعيفيم مثه همون هوش عاطفي که خيليش اکتسابيه. 
2. در اين مورد به نااميدي کامل رسيدم چون تمام توانمو گذاشتم ولي به نتيجه اي نرسيد
شهاب مرادی :سلام/ در ناامیدی بسی امید است       پایان شب سیه سپید است


همچنان منتظر پاسخ مابقی دوستان

به دو سوال یادداشت "فرار از گفتگو" هستم

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1926  |  8 امتياز

ن ت 1387
از تهران
امضا شده : ۰۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۲۵
با سلام مجدد و عرض خسته نباشيد .  
وپاسخ سوال دوم شما : 
2- اول* بايد موقع شناس باشم و بعد  
*تا لحظه گفتگو تمامي خواسته هاي معقول همسرم رو بجا بيارم  
* فضا رو مناسب كنم تلويزيون و ديگر مشغوليات در دسترس نباشند 
* اگه بحث مربوط به ماست بچه ها نباشند  
*از حاشيه پردازي بپرهيزم  
*از ديگران و مقايسه با مسال زندگي اونا بحثي نكنم و معطوف به زندگي خود باشم  
*علايق طرف مقابل رو درزندگي تحسين كنم تا حالا كه دوست دارم باهاش صحبت كنم به اين امر راغب باشد يعني پيشتر شنونده خوبي بوده باشم  
*از محكوم كردن بپرهيزم 
* از طعنه و كنايه جدا بپرهيزم 
* بر تكرار اين جلسات مداومت كنم حتي اگه نتايجش در ابتدا رضايت مند نباشد 
*و ديگر اينكه جزيات رو از كارشناساني چون شما جويا شوم تا ذره ذره در اين مهارت خبره شوم و ازهمه مهمتر  
*بنيان اين گفتگو ها رو از اوتين روزهاي اشنايي مون بگذارم و  
***از اون خانواده هايي كه بدين سان به كهنسالي رسيدن كسب تجربه نمايم .  
ممنون ميشم ميزان موافقت و مخالفتتون و بفرماييد التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ خیلی خوب، شاد و مثبت . ممنونم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3226  |  8 امتياز

نيما علياني
از اهواز
امضا شده : ۰۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۳۵
سلام 
ممنون از اينکه کامنت بنده رو مثال زده ايد. اين تشکر از آنجا ناشي مي شود که در قلب بنده علاقه ي زيادي به شما و مطالب شما وجود دارد. 
اميدوارم اين علاقه را بي پاسخ نگذاريد. 
------------- ------------- 
فکر مي کنم يکي از هنرهاي يک مرد در زندگي مشترک، ايجاد و نگهداري رابطه ي سالم ميان خانواده ي خود و خانواده ي پدري زوجين است. 
به نظر بنده مي رسد که علت برخي از مشکلات اين چنيني، يک توهم(بدبيني) تاريخي ميان افراد با اسامي و جايگاه هاي جديد(عروس/داماد/ ادرزن/مادرشوهر/. ..) است. 
ريشه يابي اين مسائل و ارائه راهکار منطقي و مناسب براي تعديل روابط، بسيار مفيد خواهد بود. 
البته فکر مي کنم بررسي جداگانه ي اين مسائل براي زن و شوهر، مفيدتر باشد. يعني مرد در اين گونه موارد چه کار بايد بکند و نيز زن بايد چگونه برخورد کند. 
شرمنده/ياعل ي
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3246  |  8 امتياز

ريحانه رضوي
از قم
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۵۶
سلام سالروز به امامت رسيدن آخرين حجت حق، امام عصر، حضرت حجة‌بن‌الحسن‌ لمهدي(عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) بر شما و همه شيعيان مباركباد. به اميد اينكه چنين روزي را در كنارش و در حضور و ظهورش جشن بگيريم. 
متي ترانا و نراك؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2927  |  8 امتياز

بي نام
از بيرجند
امضا شده : ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۴۸
سلام آقاي مرادي 
هنوزم اگه وقت فکر کردن داشته باشم به 2 تا سوالتون فکر مي کنم. 
1- معمولاً خانم ها دوست دارن که همسرشون باهاشون گفتگوي عاطفي داشته باشه ولي مثلاً باباي من حتي توي مسائلي که لازمه خيلي با مامانم حرف نمي زنن چه برسه به حرفاي عاطفي. 
* يه دليلش به نظرم اينه که باباي 51 ساله من توي دوره اي بزرگ شده که مردا حتي از به زبون آوردن اسم همسرشون هم امتناع مي کردن(به اسم پسر بزرگ يا با عنوان منزل)، يا تمام تصميمارو خودشون مي گرفتن و از همسرشون نظرخواهي نمي کردن. 
* و يا حتي توي جغرافياي مختلف اين مسائل متفاوته مثلاً توي شهر ما که کويري محسوب مي شه کلاً آدما کلام و رفتارشون خيلي خشک و نَچَسبه يا اينکه خانواده ها اکثراً مرد سالارن(نه پدر سالار). 
* يه دليل ديگه هم اينه که وقتي مرد مياد خونه به دليل حضور بچه ها و وجود نداشتن خلوتي مخصوص خودش و همسرش گفتگو حذف مي شه به جاي اينکه سعي بشه لوازم گفتگو فراهم بشه. 
و از کوچکترين ابراز احساسات جلوي بچه ها امتناع مي کنن (که دليلشو نمي دونم) و اونوقته که همش فاصله ها زياد ميشه و ديگه معمولي ترين حرفا هم با غرغر و گله و شکايت همراهه. 
* تلويزيون هم که قوز بالاي قوزه. توي اغلب سريال ها و فيلما زن ملاغه به دست توي آشپزخونه ست يا هم از قشر روشنفکره و مدام با دوستاش بيرون از خونه ست و هيچ هنري هم نداره، گفتگوي عاطفي هم در حد صفره. 
نشون دادن سوژه هاي چند همسري هم بيشتر به شک و بد بيني زن ها دامن مي زنه. وقتي توي يک سريال قرآني اين موضوع به بدترين وجه نشون داده مي شه عواقب بدتري هم داره.(به عنوان مثال مي گن: مردا سر و ته يه کرباسن ، وقتي يه پيامبر (یعقوب)اينجورييه از بقيه چه انتظاري ميشه داشت) 
 
2- بابام به خاطر کارشون هر 2 هفته اي 2-3 روز خونه ان و فقط مي خوان استراحت کنن ولي مامانم مي خوان که بابا مسائل وکاراي مربوط به خونه رو حل و فصل کنه، من سعي مي کنم مامانو متقاعد کنم که به بابا حق بدن ولي گاهي موفق نمي شم. 
* تقريباً من و مامانم تمام وقت باهميم و بابا و داداشم هم معمولاً نيستن، من سعي مي کنم راجع به تمام دلخوري هايي که پيش مياد با مامان حرف بزنم و يه ديد مثبت بهشون بدم ولي بازم گاهي موفق نمي شم. 
* هر کاري بکنم هر حرفي که با دوستام بزنم رو به مامانم مي گم که باعث ايجاد يه اعتماد قوي شده. براي بوسيدن هم فقط منتظر اعياد نمي شيم حتي توي يه روز معمولي بدون دليل خاصي(شايد حتي به نظر خواهرم هم خيلي لوس باشم). 
* ولي هر وقت توي جمع 4نفرمون يه بحثي شروع شده 90 درصد به مجادله و ناراحتي ختم شده. و باز اعصاب خرد شده و افسردگي مامان و قرص هاي آرام بخشي که بايد 2 برابر بشن، براي همين سعي نمي کنم که گفتگويي با مرداي خونه بوجود بياد. 
خيلي طولاني شد. شرمنده ام، ببخشيد. 
التماس دعا... 
موفق و مؤيد باشيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2514  |  8 امتياز

زينب خاكنگار
از TEH
امضا شده : ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۰۹
سلام و ادب 
تا چه حد روی ازدواج اينترنتي حساب كنيم ؟
شهاب مرادی :سلام/ هیچ!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3024  |  8 امتياز

ريحانه رضوي
از قم
امضا شده : ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۱۲
سلام.  
چه لطيف است حس آغازي دوباره،  
و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز 
تنفس... و چه اندازه عجيب و شيرين است ، روز ابتداي بودن! روز ميلاد!  
بعضي روزها چه مناسبند براي قشنگ شدن، قشنگ ديدن، قشنگ خنديدن و قشنگ زندگي كردن. بعضي روزها نام دارند: نامهايشان از يادمان نمي‌روند. مي‌آيند و مي‌مانند در دفترچه خاطرات، حتي اگر چند برگ كهنه باشد! بعضي روزها حال و هواي قشنگي دارند براي تولد! اما تولد شما از جنس هميشه است! ثانيه به ثانيه نو شدن و جلو رفتن! پرواز با بالهاي عقل و علم و ايمان و البته عشق! و مي‌دانم كه برايتان تنها پرواز كردن نه معنا دارد و نه زيبايي! پس دست خيلي‌ها را گرفتيد و سهم جواني و جوانان در اين ميلاد‌هاي مكرر از همه بيشتر بوده و به لطف سرمنشا هستي باز هم خواهد بود و اين بار از پس سي و هفت سال تجربه و عقل و علم و عمل و شوق وگهگاه نم نم باران احساس و غمي مه‌آلود كه از پس كلامتان پيداست، دنيا را طور ديگري مي‌بينيد و اين مسير رو به رشد در كنار همه شادي‌ها و غمها ادامه دارد و در نهايت مژده آينده‌اي شيرين كه نغمه غم‌انگيز هجران را به زمزمه شادي‌بخش وصال بدل مي‌كند. به اميد روزي كه زير سايه تنها هستي‌بخش مهربان جهان و تنها واسطه فيض و سبب اتصال زمينيان و آسمانيان و در كنار همسرعزيز و صبورتان و فرزنداني كه قطعا بي‌نهايت دوستتان دارند و دوستشان داريد و تمام دوستان و ياران همراهتان و البته همسفران اين دنياي مجازي به صد و سي و هفت سالگي برسيد.  
تولدتون هزاران بار مبارك. 
... چند روز پيش رفتم براي شركت در اردوي راهيان نور ثبت نام كنم، گفتند پر شده و 58نفر هم ذخيره ثبت نام كرده‌اند و من در كمال نااميدي نفر 59ام بودم. مي‌دانستم نمي‌شود. ديروز از دانشگاه تماس گرفتند كه...........اگر مي‌خواهي بيايي بيا--------نمي‌دان تم بايد باور كنم يا نه!!!! سالها بود منتظر بودم! دو سال پيش دعواي سختي با مامان و بابا كردم اما اجازه ندادند همون شب دو تا نامه مفصل و مجزا يكي براي شهيد آويني نوشتم و يكي هم براي شهيد چمران و دادم به يكي از دوستام تا از طرف من امانت بذاره تو خاك مقدس فكه و دهلاويه! اون قدر التماسشونو كردم ! اون قدر ناله زدم و گريه كردم! اونقدر دلم هوايي ميشد وقتي پلاكاردهاي راهيان نور رو تو دانشگاه و سطح شهر مي‌ديدم! اما خداييش شهدام ناز دارنا! كلي نازشونو كشيدم تا بالاخره امسال رضايت دادن! البته هنوز هم نميشه گفت صد در صده! تا پام به جنوب نرسه باورم نميشه! البته اونا كريمتر از اين حرفان! همين الانم كه اين حرفا رو زدم مطمئنم كه ميگن ما ناز نداريم تو تا حالا لياقت نداشتي! و از حالا تا روز سفر و در تمام روزهاي خوش اونجا بايد حواسم بيشتر به خودم باشه! مي‌دونم كه اگه برم و برگردم مسووليتم سنگينتر ميشه! دعا كنيد يا آدم شم و برگردم يا اصلا برنگردم! دعا كنيد عوض شم. دعا كنيد متولد شم! يه تولد دوباره! به شيريني لبخند يه كودك معصوم يا شيرين‌تر از اون! به شيريني لبخند آخره يه ش.... لياقتشو ندارم كه حتي بنويسمش! فقط دعا كنيد بتونم استفاده كنم. ابتداش كه خوب بود. در سخت‌ترين و مرددترين روزها و در حال شبيه نااميدي قشنگه احساس كني كسايي كه چندين سال از دوران قشنگ جووني و البته تنهاييت صداشون زدي دارن جوابتو ميدن و مي‌خوان با كيمياي بهشتي‌شون مس وجودتو طلا كنن. مي‌دونم كه از اينجا به بعدش دسته خودمه كه چقدر بتونم ظرفمو پر كنم. برام دعا كنيد. دعا كنيد منم از اين به بعد تولدم رو اسفند جشن بگيرم. دعا كنيد دست پر برگردم.تولدتون مبارك التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3295  |  8 امتياز

هديه
از تهران
امضا شده : ۲۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۱۳
سلام حاج آقا 
ميلاد رسول اكرم به شما تبريك ميگم. تولدتونم مبارك باشه  
حاج آقا خيلي بهتون احتياج دارم سعي كنيد در تلويزيون حضور پيدا كنيد حرفاتون آرامش بخش هست.  
ممنون
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5825  |  8 امتياز

سيد هاشم ربيعي
از مشهد
امضا شده : ۲۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۸
شمابا سخنراني چند نفر را هدايت ميكنيد؟ 
واگرهما ن بيانات را در وب بذاريد چند نفر؟ 
واضح است جواب 
از طرف ديگر بيشتر كساني كه پاي منابرشما مينشينند براي ديدن روي شما ميآيند و به معارفي كه بيان ميكنيد توجه ندارندولي دروب برعكس اتفاق مي افتد 
بيشتر فكركنيد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5506  |  8 امتياز

نسيم
از جنوب
امضا شده : ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۴۰
ببخشيد 
فقط مي‌خواستم اينو بگم: 
 
الهي لا تودبني بعقوبتك 
و لا تمكر بي في حيلتك 
من اين لي الخير يا رب 
ولا يوجد الا من عندك 
و من اين لي النجاة 
ولا تستطاع الا بك... 
و لا الذي اساء و اجترء عليك و لن يرضك خرج عن قدرتك 
الحمد لله ... 
اگر يادتان بود و باران گرفت 
دعايي به حال بيابان كنيد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5430  |  8 امتياز

هاجر66
از مشهد
امضا شده : ۱۸ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۴۰
سلام 
واي آقاي مرادي،اگه بدونين چه حالي شدم الان وقتي خط آخر يادداشتتون رو خوندم،خوش به سعادتتون که الان کنار مقبره بهترين پدر دنيا (بابا محمد) هستيد.کاشکي منم لياقت داشتم چون خيلي دلم براي اون شهر قشنگ تنگ شده. 
حاج آقاشايد باور نکنيد ولي از وقتي با شما آشنا شدم هر وقت ميرفتم حرم خيلي دوست داشتم از طرف شما هم نائب الزياره باشم اما هميشه وقتي ميومدم بيرون يادم مي افتاد و ناراحت ميشدم،گفتم حتما آدماي خوبي مثل شما احتياجي به نائب الزياره حقيري مثل من ندارن،تا اينکه شب تولد پيامبر (بابا محمد) بود که بدون برنامه ريزي امام رضا دعوتم کرد و رفتم حرم، وقتي زيارت نامه رو خوندم ناخودآگاه ياد شما افتادم و از طرف شما هم زيارت نامه خوندم. 
الان واسم خيلي جالب بود که شما خودتون اونجايين. 
مثل هميشه محتاج دعاي خيرتون هستيم،مخصوصا تو اين سفر معنوي. 
راستي سال نو هم خدمت شما و خانواده محترمتون مبارک،اميدوارم سالي سرشار از خير و برکت وسلامتي داشته باشيد.
شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما ممنونم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4008  |  8 امتياز

صفا
از اصفهان
امضا شده : ۲۹ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۴۶
سلام آقاي مرادي زيارت قبول. مي خواستم بدانم ... 
 
...واين اولين باري است که چنين مشکلي برام پيش مي ايد.خواهشا کمکم کنيد.راستي خانواده ام مرتب به سايت شما مي ايند پس لطفا مخفي بماند.التماس دعا .يا علي
شهاب مرادی :سلام/ موضوع را در یک جمله به مادرتان بگویید و(از علاقمندی خود به خواستگار) با او صحبت کنید
البته لازم است تا قبل از ازدواج از علاقه سازی خودداری کنید.

يك نه . براي موفقيت و سعادت (با این افراد ازدواج نکنید) و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5400  |  8 امتياز

احسان ليالي راد
از تهران
امضا شده : ۲۹ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۵۸
سلام 
برنامه بوشهر به چه مناسبتي است؟
شهاب مرادی :سلام/ یک هیئت هفتگی است. فردا ان شاءالله آدرسش را می نویسم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4040  |  8 امتياز

ضحي
از تهران
امضا شده : ۲۹ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۰۰
سلام حاج آقا! 
عرض ادب و احترام! 
خداقوت! 
چندروز پيش سؤالي كه ذهنم رو اين روزها خيلي مشغول كرده خدمتتون مطرح كردم ولي حتماً فرصت پاسخگويي نداشتيد...لذا دوباره عنوان مي كنم: اختلاف سني يازده سال ميان طرفين دختر بيست و شش ساله و پسر سي و هفت ساله،‌چه هشدارهايي مي تواند در پي داشته باشد و اصلا مي تواند احتمال قابل توجهي براي موفقيت داشته باشد؟ با فرض تناسب نسبي در ساير زمينه ها؟ 
به اندرز و بيان نظرتان در اين زمينه نيازمندم. 
ممنون .
شهاب مرادی :سلام/ همین نگرانی منطقی شما در مورد اختلاف سن زیاد را ما هم داریم درحالی که قاطع نمی گویم جواب منفی بدهید پس به همین خاطر توصیه می کنم به مشاور مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4050  |  8 امتياز

مهتاب بي تاب
از کرج
امضا شده : ۲۹ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۱۲
سلام 
من يک سئوال مهم دارم 
من يک گناهي کردم که قبلا توبه کرده بودم از اين گناه ولي باز هم اين گناه رو به اميد اينکه خدا مي بخشه منو انجام دادم مي خوام بدونم الان چيکار کنم؟ دوباره توبه کنم قبول ميشه؟ خواهش مي کنم بمن بگيد چيکار کنم خيلي احساس بد گناه دارم  
ممنونم
شهاب مرادی :سلام/"توبه" کن و صد بار اگر توبه شکستی بازای
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4083  |  8 امتياز

ياسمينا
از يزد
امضا شده : ۳۰ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۵۳
سلام و درود به آقاي مرادي عزيز و ارجمند 
خيلي خوشحالم که بالاخره سايتتان را يافتم.دوست دارم در آينده اي نزديک از راهنمايي هاي خردمندانه شما کمال استفاده راببرم.گرچه من هميشه از صحبت هاي حکيمانه شما لذت و استفاده برده ام. 
برقرار و سرافراز باشيد.
شهاب مرادی :سلام/ شايد اينجا خواندن پيام هاي دوستان و شرح حال ها و تجارب گروه همسالانتان خواندني تر و پرفايده تر باشد. خوب است با اتفاقي شروع کنيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4759  |  8 امتياز

عليرضا محموديان
از زنجان
امضا شده : ۳۱ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۰۰
سلام؛ سري قبل كه تو برنامتون تو دانشگاه زنجان واسه خانمها مشكل پيش اومد؛ مقصر مسئولين برگزاري بودن؛ اونها براي اون تعداد دانشجو(كه بالاي هزار نفر بودن) تعداد خيلي كمي اتوبوس تدارك ديده بودن و اون اتوبوسها كفاف نصف دانشجو ها رو هم نداد؛ اگر تعداد اتوبوسها كافي بود هيچ مشكلي پيش نميومد؛ ضمنا الان وضعيت بهتر هم شده، هوا نسبت به اونوقت دير تر تاريك ميشه و همچنين ساعت ها رو هم يك ساعت جلو كشيدن؛ مشكل فقط تعداد اتوبوسهاست. 
چون تا زمان برگزاري برنامه چيزي نمونده احتمالا مسئولين برگزاري به حرف ما توجه نكنن، اما تذكر شما تاثير گذاره؛ اگه برنامه تو همون زمان قبلي برگزار شه و تعداد سرويس ها و تاكسي ها كافي باشه مشكلي پيش نمياد؛ يا اينكه لا اقل ساعت برنامه رو از 5 الي 8 به 6 الي 9 تغيير بدن تا تداخلش با كلاس بچه ها كمتر شه، اگه ممكن بود شما تذكر بديد؛ تذكر شما تاثير گذارتره؛ ما هم از اينجا پيگير ميشيم 
ممنون 
الت ماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4775  |  8 امتياز

قربان عباسي
از زنجان
امضا شده : ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۴۰
سلام 
خيلي از لطفت ممنونم که نسبت به بنده داشتين
شهاب مرادی :سلام/ خواهش می کنم  بیشتر مزاحم کار شما بودم.
عکس های آقای عباسی از  سخنرانی دانشگاه زنجان 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4039  |  8 امتياز

ابراهيم
از بلغارستان
امضا شده : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۰۵
سلام. روز معلم رابه شما تبريک مي گويم.اگر امکان داره از سخنراني هاي خودتان در سايت بزارين تا ما استفاده کنيم
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله. یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3022  |  8 امتياز

محمد
از زنجان
امضا شده : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۵۱
دلم شكستي وجانم هنوز چشم به راهت * چوشب سياهم ودر آرزوي طلعت ماهت  
در انتظار توچشمم سپيد گشت وغمي نيست *اگر قبول تو افتد فداي چشم سياهت ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3345  |  8 امتياز

آسمان
از همدان
امضا شده : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۰۵
سلام اقاي مرادي عزيز: 
دو روزي که همدان بوديد سعادت داشتم و تو جلستون حاضر شدم. 
برخورد شما با آدماي ... فوق العادست.با صبر و اعتماد به نفس ، خيلي مودبانه،جدي و خيلي جالب رفتار مي کنيد که البته مسلما به دليل تجربيات و دانش شماست.اين راه و کار شما خيلي تحسين برانگيزه شما دارين فرهنگ سازي ميکنيد.و اميدوارم نسل بعد از ما که ماها تربيت کنندشون ميشيم بفهمن:هرسخن جايي و هرنکته مکاني دارد.
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3345  |  8 امتياز

مهسا
از مشهد
امضا شده : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۲۵
سلام،آقاي مرادي دوست دارم روز معلم را به شما که راهنما ومعلممين تبريک بگم.
شهاب مرادی :سلام/ ممنونم التماس دعا خصوصا در محضر امام رئوف علي بن موسي الرضا عليه السلام.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3461  |  8 امتياز

رحمان
از خیلی دور خیلی نزدیک
امضا شده : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۱۶
استاد مهربان و نازنین سلام  
یک جوان شافعی مذهب هستم و شما را دوست دارم و دوست دارم در یکی از مجالس مواعظ شما شرکت کنم. 

شهاب مرادی :سلام/ قدم به چشم ؛ جلسات عمومی است و حاجب و دربان ندارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2783  |  8 امتياز

چشم بسته
از کرج
امضا شده : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۱۰
سلام عليکم 
آقاي مرادي آقاي رضا از فرانسه چي مي گه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 
ي کي نيست که بگه آخه مرد حسابي ، اگه عاقلي کارنداشته باش چه کسي،ببين حرفش چيه؟ آدم عاقل حرف درست رو قبول مي کنه،... 
ياعلي
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2831  |  8 امتياز

ريحانه6
از تهران
امضا شده : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۵۵
سلام. 
خيلي ممنون از پاسختون. 
پاسخ داديد بايد بگم. 
اما گفتن اين مطلب مشكلاتي ايجاد مي كند كه من تا اين سن بخاطر بيماري نداشته ام. 
جدلي در پاسخ شما ندارم. 
راهنمايي كنيد چطور بايد بگم و چه بايد بكنم.
شهاب مرادی :سلام/ در جلسه اول و دوم گفتگوي خواستگاري نگوييد. با آرامش و شفاف و روشن مسئله را مطرح كنيد و شماره تلفن پزشك خودتان را هم جهت مشاوره به او بدهيد تا اطلاع لازم را كسب كند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2601  |  8 امتياز

شهين انجم
از تبريز
امضا شده : ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۱۲
سلام 
گفته بودين حداكثر تا شش ماه پس از استراحت ازدوباره در tvحضور پيدا ميكنيد؛چه شد؟؟؟!
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله در نیمه اول امسال ؛ شبکه دو و ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2669  |  8 امتياز

ياعلي!
از كاشان
امضا شده : ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۳
سلام  
الان ساعت4صبح روزجمعه است،ديشب سوالي كردم كه باعث شده ديشب تاحالاخواب درستي نرفتم ومنتظرجواب. حالا صبح اول وقت حسابي نيرو دارم  
آخه ؟؟؟؟  
واقعابراتون مهم نيست كه اين" ياعلي "حرفش جيه؟ 
شكرنعمت نعمت ات افزون كند 
كفرنعمت، ازكفت بيرون كند 
حاج آقاحداقل يكبارجواب من رابفرماييدتاكه بنده شكرهمان يكدفعه رابجابيارم و براي دفعات بعدكه قراراست جواب دريافت نكنم يك راه اميدي باشد كه "يكدفعه جواب توراداده " 
كمك،كمك،كمك..... .
شهاب مرادی :سلام/پاسخ سوال قبلی: هیچ.
سوال شما را همان روز 5 اردیبهشت خواندم ؛ چون در مورد خودتان نبود و از مصادیق دخالت!بود پاسخ ندادن.
... کار خود کن کار بیگانه نکن!
خانم محترم از خودت بپرس : در مورد برادرتان و مادرتان  به دنبال چه هستید؟!!! چرا میخواهید مدیریت کار را در دست بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2644  |  8 امتياز

ياعلي
از كاشان
امضا شده : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۰۰
باسلام وتشكرفراوان خدمت شمابرادر مهربان 
تشكرميكن م از اينكه جواب بنده راداديد. 
لطف كنيد ... 
 
...خواهشا وملتمسا خصوصي باشد 
بازهم تشكرو قدرداني اززحمتهاي شما
شهاب مرادی :سلام/ به همراه مادر به مشاور مراجعه کنید. مبادا به مادرت سخت بگیری
شما که دخترخانم مومنه و صبوری هستید از مادر اطاعت کن (هرچند درخواست های ایشان از شما معمولی و رایج است ولی پرثواب است پس با منت گذاشتن و غر زدن اجرت را خراب نکن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2702  |  8 امتياز

najar
از tehran
امضا شده : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۳۶
سلام 
از يادداشت جديدتون با عنوان اشتي با غزل ممنون 
از امروز شروع کردم : 
 
سحر با باد ميگفتم حديث ارزومندي / خطاب امد که واثق شو به الطاف خداوندي/دعاي صبح اه شب کليد گنج مقصود است/ بدين راه و روش مي رو که با دلدار پيوندي
شهاب مرادی :سلام/ آفرین 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3250  |  8 امتياز

مهسا
از کرج
امضا شده : ۰۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۱۸
سلام حاج آقا چرا تلويزيون برنامه داريد اعلام نمي کنيد ؟
شهاب مرادی :سلام/ ببخشيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2482  |  8 امتياز

نعيمه
از همدان
امضا شده : ۰۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۳۵
شب شما بخير 
يكي از دوستان گفته بود كنكور... 
بايد بگم كه تو ايران مثل قيفي كه برعكس باشه از اين طرف با هزار فشار و اضطاب ميريم دانشگاه و از اون طرفش البته دور از جون شما خودم رو ميگم كه يك مشت آدم ليسانه ،يعني فقط اسم ليسانس روشه مياييم بيرون!اونم خيليييييييييي راحت! 
ولي تو جاهاي دنيا از طرف باز قيف ميرن و از اون طرف...!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4162  |  8 امتياز

مهسا
از کرج
امضا شده : ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۱۴
سلام سه روزه تو سايت مي يام مي بينم خبري ازتون نيست نگرانمون کرديد . 
اميدوارم هر جا هستيد سلامت باشيد
شهاب مرادی :سلام/ از دعای شما ممنونم. الان عرض کردم کمی مشغولم و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4999  |  8 امتياز

ستاره771
از کاشان
امضا شده : ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۲۰
شب تاريک و بيم موج و گردابي چنين هائل  
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها* 
همه کارم زخودکامي ببدنامي کشيد آخر 
نهان کي ماند آن رازي کزو سازند محفلها* 
حضوري گر همي خواهي از او غايب مشو حافظ 
متي ما تلق من تهوي دع الدّنيا و اهملها* 
سلام و خسته نباشيد، 
خداي نکرده مشکلي پيشامده، چند روزه به اين طرفا(منظورم سايته) سر نميزنيد! ولي اين کارتون ماهارو مجبور کرد، تو سايت چرخ کاملي بزنيم و مطالب و عکسهاي جالب رو ببينيم و بااجازه مواردي رو هم سيو کنيم و حتي ازطريق سايت به سايت علماي ديگه مخصوصاً آية الله خامنه اي سري بزنيم، جالب بود. 
 
يه سوال:... که ساکن علي آباد استان... هستن مرجع تقليد هستند؟ 
خوب ببخشيد نميخواستم زياد مزاحم بشم غرض عرض ارادت بود. 
بازم دَهمِتون گرم 
ياحق
شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله خوبم و در جواب سوال شما: نمی دانم چون ایشان را نمی شناسم.
 البته در فهرست طراز اول اعلامی از جامعه مدرسین که نیستند »» لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5062  |  8 امتياز

dara
از teh
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۳۷
سلام من يه دوست دارم كه خيلي وسواس فكري داره هر چند وقت يكبار يه موضوعي به سرش ميزنه ودر مورد اون خيلي فكر ميكنه چه جوري كمكش كنم؟
شهاب مرادی :سلام/ با تشویقش برای مراجعه به یک مرکز مشاوره‌ی خوب
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5483  |  8 امتياز

زهرا السادات
از تهران
امضا شده : ۰۲ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۱۲
سلام  
امروز يکي از دوستام گفت داره ميره کربلا. از وقتي شنيدم اشک از چشمام پاک نشده. دلم مي خواد برم . خيلي ... 
حسين من آقا جان! دلم برات تنگه. 
به خدا مي ارزه يه عمر به خاطر شما خوب زندگي کردن .بهشت رو به خاطر شما خواستن. حسينم ! همه چيزم! 
فردا روز زيارتي شماست آقا 
صل الله عليک يا ابا عبد الله...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4861  |  8 امتياز

فاطمه
از کرمان
امضا شده : ۰۵ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۵۵
چرا پيام من پس نيست؟ 
 
منم منتظر جواب سئوالمم ولي سئوال منو ننوشتيد
شهاب مرادی :سلام/ خیلی از پیامها را نمی رسم پاسخ دهم. لطفا کمی پاسخهای دیگران را ملاحظه و مطالعه بفرمایید.
مثلا:هندوانه...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5129  |  8 امتياز

بالا