آمار

بازدیدکنندگان: 6486451
حاضرین در سایت : 118 نفر و 1 نفر عضو
  • آسا
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 183462
بازديد هفته گذشته : 48732
بازديد روز گذشته : 7401
بازديد سال جاري : 810813
بازديد ماه جاري : 44431
بازديد هفته جاري : 37925
بازديد امروز : 5551
نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7576 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 »

نامورودی
حرمت الله
از تهران- کوالا
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۴۲
سلام حضرت آقاي مرادي 
از وقتي که محبت فرمودين متشکرم 
ليکن 2-3 ساعتي علي رغم محاوره کوتاه تو فکر رفته و دلنگران شدم و بعدش کات کردمش 
به هر حال ممنون مي شدم اگه ميتونستين کمک و راهنمائي بيشتري مي داشتين ارادتمند حرمت
شهاب مرادی :سلام/ با سفارت هماهنگ کنید و پیگیری کنید تا در این دو روز پایانی شما را هم نیم ساعت ببینم. ان شاءالله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3807  |  6 امتياز

donya
از mazandaran
امضا شده : ۲۳ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۵
salam-tavalodetoono tabrik migam-omre baezat dashte bashin-eltemase doa
شهاب مرادی :سلام/ سپاس
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6122  |  6 امتياز

حامد ستوده
از اهواز
امضا شده : ۲۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۳۵
سلام  
مشكلم رو يه بار مطرح كردم، جواب نداديد مي دونم امكان جواب به همه رو ندارين. اما اگه ممكنه يه نگاه بندازين ببينين اون سوال طولاني من رسيده خدمتتون يا نه.
شهاب مرادی :سلام/ چرا سوال طولانی ؟!
لطفا ضوابط را رعایت کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4439  |  6 امتياز

sadegh
از tehran
امضا شده : ۲۵ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۴۹
سلام.نميدونستم براي لينک کردن بايد اجازه گرفت.تو وبلاگ خودم سايت شما رو لينک دادم.راضي هستيد؟
شهاب مرادی :سلام/ دست شما درد نکنه ممنون. ولی اجازه؟! برای چی؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5467  |  6 امتياز

محمد
از تهران
امضا شده : ۲۶ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۰۱:۲۰
سلام. 
از شما سوالهايي در مورد پيامبر اسلام و... پرسيده بودم 
اما شما جواب نداديد 
چرا؟
شهاب مرادی :سلام/ به نظر شما چرا؟!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6017  |  6 امتياز

متهم رديف اول
از اصفهان
امضا شده : ۲۶ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۰۱:۲۰
سلام .فكركنم سوالمو30دقيقه پيش فرستادم.خواهش مي كنم مشاوري پيشنهاد كنيد ‚من در رابطه با موضوع سرچ كردم ولي چيزي پيدا نكردم ‚زندگي بهتر فقط به تهرانيها سرويس مي ده ودختر مجرد نمي تونه تنهايي بره تهران براي مشاوره‚مشاوره تلفني هم نمي كنن ‚اگر دراصفهان كسي رو مي شناسيد كه قابل اطمينان باشه خواهشا معرفي كنيد . با تشكروالتماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ یک بار این طور سرچ کنید لطفا: سرچ
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5997  |  6 امتياز

sahar
از esfahan
امضا شده : ۲۶ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۰۱:۴۲
واي خدا...........هنوز که نيمدين..به خدا ما دلمون به شما خوشه..
شهاب مرادی :سلام/ آمده ام و در خدمتم. التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7464  |  6 امتياز

فرشيد
از Malaysia
امضا شده : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۵۵
خيلي مخلصتم به مولا.خدايي خيلي مردي.اميدورام يه روز شما رو از نزديک ببينم و رو در رو ازتون عذر بخواهم. خدايي من همون ساعت فهميدم کارم بي نهايت بد بود.راستش کمي حالم بد بود. مطمئن باش از اين به بعد يکي به طرفداراتون اضافه شد.هميشه در پناه خدا باشيد. با نهايت ارادت 
فرشيد
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 
اگر اعلام کنید این پیام را خذف می کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6687  |  6 امتياز

هاله السادات ميرباقري
از تهران
امضا شده : ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۱۴
سلام آقاي مرادي  
واقعا برنامه شما خيلي دوست داشتني و آموزنده است .  
من خدا را شکر مشکلي ندارم يک مشکل هست فقط نمي دونم چگونه ازدواج کنم در اين اوضاع نابسامان جامعه و آدمها لطفا مرا راهنمايي بفرماييد .
شهاب مرادی :سلام/ با خواندن یادداشت ها شروع کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6319  |  6 امتياز

همسايه امام رئوف
از مشهد
امضا شده : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۳۸
سلام حاج آقا 
روزتون مبارک 
حاج آقا لطفا زمان و مکان دقيق سخنراني هاتون رو توي مشهد اعلام کنيد 
ممنون 
خدان گهدار
شهاب مرادی :سلام/ متشکرم. جلسه شب در خودِ میدان شهدا در یک خیمه برپاست و جلسه ظهر هم در یک خیمه در دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5534  |  6 امتياز

sima
از wien austria
امضا شده : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۵۵
emshab barname shoma ra didam az jamejam cheghadr delam mikhad ba shoma hata telefoni shohbat konam ke kheili be komak ehtijaj daram
شهاب مرادی :سلام/ شرمنده ام امکان تماس ندارم. پروتکل و ضوابط ...
 
1. سوالتان را بنویسید.
 
2. قرار بود اواخر اسفند یا اواسط فروردین بیام اتریش، هنوز ویزا آماده نشده (ان شاءالله اگر به موقع ویزا بدهند!) و تداخل با سایر برنامه هایم نداشته باشد جلساتی در آلمان و اتریش و... ، اعلام می کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4765  |  6 امتياز

سيد محمد حسن
از تهران
امضا شده : ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۱۹
سلام لطفا پيامي که من صبح براي شما فرستادم را در سايت قرار ندهيد و اگر شد جواب شخصي به ايميل من بدهيد 
ممنون
شهاب مرادی :سلام/ شرمنده. لطفا به ضوابط ارسال پیام احترام بگذارید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7628  |  6 امتياز

مشاور
از شيراز
امضا شده : ۱۰ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۳:۳۳
باعرض سلام وخسته نباشيد 
من دانشجوي رشته مشاوره هستم ودوست دارم در آينده بتونم مثل شما بشم وبه مردم خدمت کنم برام دعا کنيد
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله که همیشه موثر و موفق باشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5871  |  6 امتياز

آسا
از تهران
امضا شده : ۱۶ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۲۳
سلام حاج آقا .  
برنامه شما را در شبکه 5 ديدم ,در بيان مسئله اعتياد به مشروبات الکلي واقعا شجاعت به خرج دادين از ته دلم براتون دعا کردم... 
,... خصوصی... 
ممنون که به حرفام گوش دادين خيلي خدا رو شکر خيلي زياد خدا رو شکر , خيلي مراقب خودتون باشين حاج آقا خيلي . 
مواردي هم که درمورد نوشتن گفتين خيلي جالب بود حتما پيشرفتم رو به شما ميگم . 
در پناه خدا . يا علي و يا زهرا .
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله موثر باشه.
 

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3907  |  6 امتياز

هادي
از اصفهان
امضا شده : ۱۶ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۱۹
سلام و عرض تبريک ميلاد دو نفر از عزيراني که واقعا دوستشون دارم.خيلي زياد 
حدود 6 هفته اي هست که توفيق مطالعه پيام ها و جواب هايش را ندارم.اين دفعه ظاهر سايتتون مهندسي تر شده. مبارکه. واي از اعتکاف گفتيد و دلمو کرديد کباب. الان يکسالي هست که درس تموم شده و ارتباطم با دانشگاه کم. 
در اين 6 هفته سربازي فرصت قطع رابطه با دنياي پر هياهو فرصت نابي بود اما قطع رابطه به تنهايي لطفي نداره.رابطه جايگزين لازمه. دلم براي همه خوبيها تنگ شده و از خوب نبودنم هراسانم. 
به حق خوبان عالم من را هم از محتاجان شديد دعاهاي خوبتان بشماريد.به اميد ديدار شما و يادگيري هر چه بيشتر خوب بودن
شهاب مرادی :سلام/ سربازی توفیق است و زودگذر به خودت سخت نگیری!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3887  |  6 امتياز

محمد علي
از فسا
امضا شده : ۱۶ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۳۸
مي خواستم از اينکه تشريف آوردين شيراز تشکر کنم واينکه باز هم از اين کارا بکنين.درخواستي داشتم:اگر ممقدور هست يک موضوع اجتماعي خانوادگي مطرح کنين تا در موردش تحقيق کنم.ممنونم.
شهاب مرادی :سلام/ در بین مسائل مطروحه در اینجا خودت انتخاب کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4862  |  6 امتياز

عطيه60
از تهران
امضا شده : ۱۹ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۳:۱۳
با عرض سلام 
براي ذخيره صفحه يادداشتها مشکل دارم "فايرفکس راهم دانلود کردم امانشد"بااين برنامه بايدکارخاصي بجز runکردن انجام داد؟ 
سپاسگزارم.
شهاب مرادی :سلام/ و به عنوان مرورگر اینترنت به جای "اینترنت اکسپلورر" از "فایر فاکس" استفاده کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3887  |  6 امتياز

علي هادي
از اصفهان
امضا شده : ۲۶ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۵۹
سلام. تو دعا مريضا رو هم فراموش نکنيد بي معرفتيه! 
(آدم خوب)
شهاب مرادی :سلام/ ياعلي
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6739  |  6 امتياز

حقايق
از ابهر
امضا شده : ۱۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۳۸
سلام حاجي 
زيارت قبول چند وقت بود به دليل مشغله از سايت شما غافل شدم ببخشيد. يه همفکري و مشاوره از شما مي خوام تو منطقه ابهر يک آدم خير يک ساختمان مجهز با حدود 1000 متر بنا در اختيار ما گذاشته تا جهت امور خيريه کارهايي انجام بديم چند فکر که يکيش همکاري با بهزيستيه تو ذهنمون رسيده لطفا شما هم که مي دونم تو چنين اموري تجربه کافي دارين ما رو رهنمود کنين اگر صلاح دونستين با هم ارتباط بگيريم يه کاري در راه رضاي خدا انجام دهيم. ممنون التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ مرکز مشاوره
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4903  |  6 امتياز

بچه دهات
از فعلا مدينه
امضا شده : ۱۷ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۱۹
سلام حاجي 
چقدر وقتي پيامتون رو ديدم كه خداحافظي كرده بودين حسرت خوردم. 
... 
ياد لحظاتي كه زود گذشت به خير 
ولي خب 
خوشحالم كه آشنايي اوليه من با شما پشت ويترين تلويزيون نبود. 
يه جاي غريب 
اون هم مدينه 
 
نايب الزياره هستم  
دعا كنيد
شهاب مرادی :سلام/ من هم از دوستی با شما که الحمدلله مردی فهیم، خالص و منصف هستید، خوشحالم. دعاگویم و خیلی خوب میشه گاهی سلام ما را هم به اهل بیت علیهم السلام برسانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4004  |  6 امتياز

مهسا سجاد
از اصفهان
امضا شده : ۲۲ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۰۲
سلام حاج آقا.شما شب شهادت روهم امام زاده بوديد؟ يامن خيالم جمع باشه که اگه نيومدم کلاس درس شما روهم از دست ندادم!آخه به من گفتن شما شب شهادت رو ميرين قم.انشاءالله خدا بهتون سلامتي واجر خاصه اش رو بده حاج آقا چند شب امام زاده نرمي خيلي چيز ها ازتون ياد گرفتم( مثل هميشه)حاج آقا خيلي حرف ها داشتم که براتون بزنم اما از ايميل هاي ديگه فهميدم که شب شهادت رو هم اينجا بوديد والان به خاطر ازدست دادن يک جلسه از صحبت هاتون خيلي ناراحتم ممنون به خاطر همه ي خوبي هاتون.
شهاب مرادی :سلام/ التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4273  |  6 امتياز

يارقلي
از ايران
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۴۶
سلام آقاي مرادي،راستش من نمي خواهم سوال بپرسم که شما جواب بدهيد قضيه من کاملا متفاوت است. من هم مي خواهم مثل شما به ديگران کمک کنم.دورشدن مردم از اصل ايراني واسلامي خودشان باعث شدکه درصدد مشتاق کردن مردم به اصل خودشان باشم وبه اين نتيجه رسيدم که بهترين راه همان ساخت فيلم است،اول دوست دارم که ايده ام رابا شمادرميان بگذارم وبعدبا سيما فيلم ايده ام رامطرح کنم،خواهش ميکنم کمکم کنيد.با اين فيلم مي توان ايران واقعي رابه جهان و مردم خود ايران نشان داد.اگر موافق هستيدووقت داريد، پاسخم رابدهيد تاخلاصه اي از آن رابراي شما ارسال کنم. 
خواهش ميکنم اين قضيه را به خاطر ايران هم که شده جدي بگيريد. 
باتشکر فراوان (يارقلي)
شهاب مرادی :سلام/ قبلا از شما فیلمی دیده ایم؟ ترجیح می دهم یکی دو تا از فیلم های اکران شده شما را ببینم و اگر هنوز کاری نکردید، ابتدا شروع کنید یکی دوتا بسازید ان شاءالله بعد ... . ضوابط ارسال پیام را مجدد ملاحظه بفرمایید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1895  |  6 امتياز

يك شاگردامضا شده : ۱۷ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۲۱
افتتاح سايت را به شما استاد عزیز اخلاق تبريك عرض مي كنم و اميدوارم كه همه صراط مستقيم كه همان راه اميرالمومنين است را به سلامت بپيمائيم.  
يا علي
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3743  |  5 امتياز

ليلا م.امضا شده : ۲۳ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۰۴
فكر ميكنم كنزالاعمال درست است
شهاب مرادی :سلام/نه 
نام كتاب: كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال ، معروف به كنز العمال . 
تاليف:علي بن حسام الدين المتقي الهندي (از كتب اهل سنت) 
ناشر : مؤسسة الرسالة - بيروت 1989 م  
آدرس حديث:(( 34126 جز 12 صفحه 169 ))
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1217  |  5 امتياز

علی دوستدار شما
از شمال
امضا شده : ۰۸ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۰
واقعن مطلب شما (پاسخی به چند سوال)عالی بود.من هم دچار این گناه بزرگ می شوم...
شهاب مرادی :سلام/ پس همان توصيه ها را جدي عمل كنيد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1241  |  5 امتياز

علیرضا
از چناران
امضا شده : ۱۴ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۳۲
ایاکسی که عاشق دختری میشود اگر اورا نشناسد وبه چهره ی او بدون شهوت نگاه کند گناه دارد
شهاب مرادی :سلام/ دختر خانم هاي نوجوان این پیام را بخوانید!
 اين معني خيلي ازعاشقي هاي اين روزگاره!
مرحوم علامه جعفري رحمة الله عليه مي فرمود: يه آقا پسري به مادرش گفته بود عاشق شدم ، التماس و زاري كه بايد برام بري خواستگاري ، مادر گفت خوب ميرم ،بگو كيه؟ پسره گفت :هر كي شما بگي.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1172  |  5 امتياز

علی
از چالوس
امضا شده : ۲۲ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۳۳
سلام آقای شهاب مرادی.می خواستم کمی با شما درددل کنم.راستش من پس از سفری که پارسال با راهیان نور به مناطق جنگی رفتم واقعن دچار تحول بسیار خوبی شدم.از هر جهت که در نظر بگیرید من خوب بودم تا اینکه پس از چند ماه واقعن از هر چه دین بود خسته شدم شاید به خاطر این که قلب خود را خسته کردم بسیار دلتنگم.حالا که پر حرفی کردم بگذارید یک مشکل دیگرم را نیز بگویم.من دچار لکنت زبان هستم و نمی توانم با دیگران دوست شوم آیا اگر همین روند(تنهایی و دوست نداشتن)را ادامه دهم از نظر شما درست است یا اینکه بدنبال افراد خوب برای دوستی باشم؟
شهاب مرادی :سلام/ برای جوان اعتدال در عبادت ضروری است تا از عبادت فراری نشود؛ یعنی عمل مستحب را بدون نشاط قلبی انجام ندهید.
دوستی با آقا پسرهای مومن و مؤدب بسیار مفید است.
مبادا به جای رفع و بهبود این شرایط ، با اشتباه به دام مشکلات دیگر بیافتید.
لکنت زبان مشکل قابل حل است!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1181  |  5 امتياز

خصوصي
از تهران
امضا شده : ۲۹ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۰۰
سلام  
حاج آقا امروز در برنامه مردم ايران سلام درمورد صله رحم توضيح اندكي داديد بايد بگويم آخه چه صله رحمي ؟خود من شخصا هر جمعي ميروم بايد به سوالات ديگران جواب بدهم كه چرا سركارنميروي؟؟؟؟ چرا ازدواج نميكني؟؟؟چرا چرا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟بعد هم كه به منزل ميايم بااعصاب خرد بايد گريه كنم و...چي بگم ؟؟/به اين مردم فضول ؟بگم من راستي حاج آقا ممكنه من زير اين گنبد كبود هيچ جفتي نداصلا خواستگارندارم كه نميشه باوز كنيد بعضي مواقع حرف از ازدواج كساني ميزنند كه من اصلا آنها را نميشناسم و علاقه اي هم به شنيدن اين حرفها ندارم همين باعث شده ازمردم به دور باشم همين پارسال دلم گرفته بود به اتفاق مادرم وچند نفر از خانمهاي قرآني به جمكران رفتيم در راه برگشت يكي ازخانمها گفت :(نذر كردم اگه بخت دخترت باز بشه بيام اينجا پول بيندازم )حاج آقا نميدونيد چه حالي پيدا كردم احساس خيلي بدي داشتم شما درك نميكنيد من چي ميگم خلاصه بگم مردم فضولن ديگه البته ببخشيد من اينقدر راحت حرف ميزنم منم به خدا گفتم دلم ازدست اين بندهات گرفته خيلي دلم گرفته. من به تازگي ديپلم خياطي گرفتم خياطي ميكنم وقصد ادامه آن را دارم تا خدا چي بخواهد داشته باشم ؟ 
ببخشيد كه من اينقدر مزاحمتان ميشوم من اين حرفها را تا الان به جز پدر مادرم به هيچ كس نگفتم باز هم معذرت خواهي ميكنم كه مزاحم شدم .
شهاب مرادی :سلام/ این رفتارهای زشت وغیر اخلاقی (آزار دیگران با زبان) را همه باید تقبیح کنیم  تا از فرهنگ ما خارج شود.
ولی نباید از جهالت دیگران ناراحت شوید....
به هر حال حضورتان را در اجتماع وجمع فامیل بیشتر کنید و به هیچ وجه به انزوا نروید .یک بار دیگر یادداشت "بدون تغییر ممنوع " را مطالعه کنید. منظورم درآن یادداشت فقط حجاب نیست بلکه استمرار تغییر است.
ان شاءالله هر چه زودتر ازدواج کنید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1305  |  5 امتياز

ندا
از مشهد
امضا شده : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۴
با سلام خدمت استاد گرامي آقاي مرادي . 
اين دفعه دومي است كه من درد دلهامو براي شما مي نويسم اما گويا دفعه ي قبل يا گفته هاي من به دست شما نرسيده و يا جواب شما به من ارسال نشده. ازتون خواهش ميكنم مشكل من رو پخش نكنين و حتي اشاره اي هم تو برنامه هاي تلويزيوني يا جاهاي ديگه نكنين. 
من دختري 20 ساله هستم... 
 
...خصوصی.. . 
 
حالا سوالم از شما اينه [1]كه من به خاطر كاري كه كردم اون دنيا چقدر بايد عذاب بكشم  
[2] وآيا خدا بعد از اين ارتكاب گناه از طرف من به دعاها يا خواسته هاي من يا اصلا به خود من توجهي ميكنه يا نه منو رها كرده؟ 
[3] و ايا اين درسته كه من ايشونو از خدا بخوام يا نه؟  
[4] سوال بعديم اينه همه بهم ميگن اين رابطه فايده اي نداره اگر آخر اين رابطه ها به ازدواج ختم بشه بعد از ازدواج علاقه از بين ميره و به جدايي ميرسه و اين خيلي منو ميترسونه .  
ازتون خواهش ميكنم يه راهي پيش پام بذارين و كمكم كنين من واقعا درمونده شدم و قدرت تصميم گيريمو از دست دادم. 
آقاي مرادي نمي دونين چه عذابي مي كشم همش فكر ميكنم[5] خدا براي كاري كه كردم يه روز يه بلايي سرم مياره يا ازدواجم حتماً با يه شكست همراه . 
فكر ميكنم وقتي با خدا حرف ميزنم اصلاً توجهي نمي كنه و من رو به حال خودم رها كرده . 
از توجه شما بينهايت ممنونم ... بازم ازتون ممنونم . خواهش ميكنم جواب منو زودتر بدين من نابود شدم . خدا حافظ.  

شهاب مرادی :سلام/ 1. اگر توبه کردید، هیچ
2.بله حتما. برمبنای آنچه نوشتید شما را گنهکار نمی دانم ولی خدا خدای همه است رحمن است در حق همه مهربان است نیکوکار وگنهکار، همه.
3و4.دعا اشکالی ندارد ولی بهتراست اول او یا هر پسر دیگری بیاید خواستگاری (خواستگاری یعنی نقطه شروع) وشما با مشورت ونظر خانواده پس از تحقیق وبررسی تصمیم بگیرید.
بهتر است بی دلیل علاقه سازی وعشق پردازی نکنید تا به موقع بتوانید عاقلانه و درست تصمیم  بگیرید.
این آقا پسر چند نقطه ضعف دارد که شما آنها را نمی بینید.
5. تصور شما از خدا غلط ونادرست است. خدا بسیار بخشنده، بسیار آمرزنده ومهربان است . خدا لجباز نیست.
روزانه چند مورد مشابه مشکل شما می بینم اگر در صحبت هایم اشاره کردم ناچارم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1298  |  5 امتياز

ترانه ج
از لاهيجان
امضا شده : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۴۸
آقاي مرادي سلام خسته نباشيد من دختري 23 ساله هستم و عاشق زندگي هستم در زندگي 23 ساله ام خيلي از پسرها به من ابراز محبت كردند و عاشقم شدن ولي غرور بيش از حد من باعث شد هيچكدوم از حرفهايه اونارو جدي نگيرم و خيلي راحت از نه گفتنم لذت مي بردم در كنار اين قضيه يه چيز ديگه هم هست اونم اينه كه 1 بار در نوجواني ناخواسته وارد عشقي شدم كه با دوستي و گفتگوي تلفني به ظاهر بچه گانه شروع شد و خلاصه سرنوشت بدي پيدا نكرديم جز اينكه هر دو خيلي عقلمون زياد بود و فقط همديگر و در زندگي نصيحت مي كرديم اون با نصيحت هاي من سيگار كشيدن و ترك كرد سر كار رفت و بعد خيلي راحت منو ترك كرد و ازدواج كرد و نميدونم چرا هر پسري به من ميرسه عاشقانه دوستم دارن و به من محبت مي كنن و در آخر كه بايد حرف از ازدواج بزنيم با رويي نگران ميگن ترانه به خدا با من بدبخت ميشي بذار رابطه ما تو همينجا خاتمه پيدا كنه و من از اين بيشتر عذاب وجدان نداشته باشم با همه ي وابستگي هاي عاطفي ام به آنها 2 تا از پسرها را اينگونه فراموش كردم و حالا باز هم اين داستانها همچنان ادامه دارد و من خوب مي دانم نتيجه ي اينهمه عشق اينها هم به اين موضوع جدايي به خاطر نداشتن عذاب وجدان ختم مي شود جالبه حاج اقا بدونيد من فقط عاشق مادر شدنم و هيچ چيزي جز بغل كردن بچه و تربيت بچه و محبت كردن به شوهر از خدا نخواستم نمي دانم چرا همه دلشان نمي ياد با من باشن و منو بزرگتر از خودشون مي بينن ميشه منو راهنمايي كنيد گرچه همگان آينده اي بسيار روشن را برايم ديده اند اما من احساس مي كنم هرگز شاهد آن آينده نخواهم بود خيلي حرفها دارم بازم مي يام به ديدن وب سايت شما راستي من يكي از وبلاگ نويسان تقريبا فعال هستم كه در كافي نت كار مي كنم دانشجو هم هستم و برنامه شما را زماني كه مي خواهم تند تند آماده بشم براي رفتن سركار فقط گوش مي كنم هر وقت آهنگ پاياني برنامه مردم ايران سلام بين حرفهاتون مي ياد به خودم مي گم واي ترانه بدو لباس هنوز نپوشيدي يه خوش به حال هم به مجري اين برنامه ميگم كه مي تونه راحت جلوتون بشينه و گوش كنه به حرفهاي زيباي شما منه بيچاره كه در حال دويدن به حرفهاتون گوش مي دم تا اين حد از شما خوشم اومد كه دنبال سايت تون اومدم نمي دونم اونايي كه لم ميدن تماشا مي كنن چه حالي دارن تنها روحانيه محبوب من هستيد البته بعد از آقاي محسن قرائتي يك ايول هم داريد چون خوب تو دل جوونها ميرين شكر خدا از اين روحاني هاي سربالا يا سرپايين نيستيد كه همش از مردم فراري هستن خوشم مياد مخصوصا زمانيكه عين مردم عادي صحبت مي كنيد و لفظ قلم نمي ياين من خيلي رك هستم و راحت حرفامو ميزنم هرجا بي احترامي بود شرمنده.
شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما متشکرم.
مشکل اصلی اینه که این روابط عشق نیستند واگر هر دختری به این اشتباه افتاده باشد شانس ازدواج را کم کم از دست می دهد.
در کم ترین فرصت وکوتاه ترین زمان عشق!و عاشق! را با خواستگاری محک بزنید و... لینک
ظاهرا شرایط شغلی شما موجب تقویت این توهم است(همه عاشق من هستند و...) تمایل جنسی و تمایل به ارتباط به اصطلاح عشقی وعاطفی (بدون هر نوع تعهد وتقیدی) با انتخاب وخواستگاری مردانه فرق می کند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1325  |  5 امتياز

مهتاب
از یزد
امضا شده : ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۲۱
حاج آقا سلام 
من همان کسی هستم که در مسجد اعظم به شما نامه ای را داده ام.فرموده بودید نامه را به زودی مطالعه میکنید.من منتظر راهنمایی شما هستم. 
می دانم نامه ام خیلی طولانی است وشما فرصت ندارید ولی از شما خواهش می کنم.با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ نامه ی شما را  کاملا خواندم.
آن (14 صفحه A4) حکایتِ رفتار استاندارد یک معلم معمولی دانشگاه
و خیال پردازی (عشق سازی و علاقه پروری) یک دختر خانم  خوب دانشجو بود. دختر خانمی با اشتباهات کودکانه.
دخترم هر وقت کسی رسما به خواستگاری شما آمد،علاقه مند و مصمم برای ازدواج است.
اگر این آقا به خواستگاری شما بیاید شرایط عمومی او خوب ومتناسب است.
البته شاید پذیرش این مسئله که شما در اشتباه هستید برایتان سخت باشد ولی قطعا مفید است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1203  |  5 امتياز

زهرا كيا
از تهران
امضا شده : ۰۲ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۴۰
با سلام و خسته نباشيد. مي‌خواستم از شما تشكر كنم بابت بحثهاي زيبا و فكر شده شما. دختري هستم كه 22 سال دارم و به تازگي معني دين و حجاب را فهميدم و از دوران جاهليت بيرون آمدم. 
بسيار خوشحالم كه وظيفه خود را فهميدم و انجام ميدهم، ولي خدمت شما عرض كنم كه از جانب اطرافيانم اذيت مي شوم. خواهشي داشتم كه در مورد افرادي كه چنين خصوصيتي رادارند و بجاي تشويق كردن به دين دار بودن و حجاب داشتن باعث اذيت و آزار كساني مي‌شوند كه به تازگي وظيفه خود را فهميده اند و انجام مي‌دهند.  
من از اين اتفاق اصلآ ناراحت نيستم كه مرا اذيت مي‌كنند.چون برايم مهم نيست و حجابم را تاج سرم مي‌دانم.  
ولي از اين ناراحتم كه ما در يك كشور اسلامي و دين دار هستيم و بايد همه را به اين كار دعوت كنيم نه اينكه تا كسي حجاب خود را رعايت كرد اونو مسخره كنيم و بگيم همه اين كارا تظاهره و بخاطر كسي يا ازدواج اين كارو كرده. مي‌خواستم درد دلي با شما كرده باشم از اينكه وقتتونو گرفتم پوزش مي‌خواهم و سپاسگزارم
شهاب مرادی :سلام/  آفرین و خوشا بر حالت .مبادا نادانی برخی از جاهلان را جدی بگیرید. به استقبال و رضایت خدا فکر کنید روایت داریم (حدیث قدسی)که خداوند می فرماید: هر کس به سوی من یک گام بردارد من 10 گام به سوی او میروم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1231  |  5 امتياز

مریم
از اهواز
امضا شده : ۰۲ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۳۴
سلام 
آقای مرادی من یک دوستی دارم که مدت 5 ساله به همکلاسی دانشگاهش علاقه منده ولی آن آقا تا به حال به بهانه های مختلف به خواستگاری ایشان نیامده و با تعریفهایی که من از دوستم شنیدم چون تازگی با هم قهر کرده اند(مدام در حال قهر و آشتی smsای هستند)قصد خواستگاری به هیچ وجه ندارد.ولی دوست من با خوشخیالی هنوز به او امیدوار است در حالی که خانواده اش اصلا خبر ندارند و خانواده های این دو از نظر مسایل اعتقادی کاملا با هم متفاوتند.چون من به نوعی سنگ صبور دوستم شده ام چطور اورا راهنمایی کنم که با کمترین آسیب روحی این آدم را پشت سر بگذارد؟(این دختر به خاطر همین مسءله افسردگی و بحران روحی شدیدی در گذشته تجربه کرده.)بسیار متشکرم
شهاب مرادی :سلام/  باید فورا رابطه اش را قطع کند هر دختری در شرایط این چنین قراربگیرد شانس ازدواج را کم کم از دست می دهد و با کمال اطمینان می گوید بخت مرا بسته اند! .لینک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1347  |  5 امتياز

هانیه
از مشهد
امضا شده : ۱۸ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۲
سلام حاج اقا مرادی ممکن در مورد تصمیم گیری در سایت صحبث کنید من در انجام هر کاری مردد هستم ونمیتوانم تصمیم بگیرم وهمچنین در مورد نماز واینکه چگونه نماز را با خلوص نیت بخوانیم وسهل انگاری نکنیم با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ ترديد در تصميم گيري معمولا به خاطر ضعف اعتماد به نفس کم بودن دانش و اطلاع درباره موضوع و يا ترس از روبرو شدن با عواقب تصميم بوجود مي آيد.
هرگاه ميخواهيد تصميم بگيريد ابتدا درباره تمام جوانب آن خوب فکر کرده و عواقب و نتايج مثبت و منفي آن را يادداشت کنيد.
پيرامون آن موضوع مطالعه يا با افراد مطمئن و آگاه مشورت کنيد.
وقتي به تصميمي رسيديد که نتايج مثبت آن بر عواقب منفي برتري داشت با توکل بر خدا آن را انجام دهيد و از تصميم خود دفاع کنيد.ممکن است در ابتدا تصميم هاي اشتباهي هم بگيريد اما به مرور که تجربه تان بيشتر شد تصميمات صحيح تر و منطقي تر خواهد شد.
مطالعه درباره فلسفه و حکمت وجوب نماز و همچنين آثار آن ميتواند به شما کمک کند.براي شروع مطالعه کتابهاي جناب حجت الاسلام آقای قرائتي درباره نماز مفید است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1336  |  5 امتياز

حسين كياني
از شيراز
امضا شده : ۰۷ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۱۵
سلام عليكم محضر شريفتان عرض ارادت داريم . دوستان شيرازي معترضند كه تحويل نميگيريد . با ما به از اين باش كه با خلق خدايي . چند روز گذشته اين دو بيت بسيار مرا مشغول كرده بود و برايتانsms كردم جدا كه در اين شرايط وصف الحال دوستان شيرازي شماست. و اما آن دو بيت :  
نه در مسجد گذارندم كه مستي / نه در ميخانه كين ميخاره خام است 
ميان مسجدوميخانه راهيست / غريبم بي كسم آن ره كدامست 
خداحافظ
شهاب مرادی :سلام/ ما با توییم و با تو نه ایم اینست بوالعجب

راه دهید امشبم مسجدیان تا سحر     مستم وگم کرده ام راه خرابات را
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1219  |  5 امتياز

حامد میرزایی
از اصفهان
امضا شده : ۲۵ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۵۶
شما موسیقی گوش می کنید ؟
شهاب مرادی :سلام/ فقط آقاي  شجريان
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1284  |  5 امتياز

آرمان
از کرمان
امضا شده : ۰۲ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۶
نمیدونم.گفتن این کلمات و ساختن جملات با اونا سخته.اما شیرین! 
.گناه..توب ه...کناه..توبه...با زم گناه...آه. 
گناه خودارضائی. 
فقط می خوام راهنماییم کنید کخ چه خوری باهاش مبارزه کنم؟جه جوری باید عزت نفس پیدا کنم؟چه جوری میشه آثار این گناه رو پاک کرد؟ 
سخت بود ولی شیرین! 
چون میدونم حتما خوب راهنمایی مشم 
با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ متاسفانه اين گناه وعمل غيرطبيعي در بسياري از افراد شايع است واگر زياد تکرار شود يک اختلال رواني محسوب ميشود. معمولا بعد از اين عمل به فرد احساس گناه دست ميدهد ولي اغلب افراد اين عمل را غيرقابل کنترل ميدانند وبه همين خاطر مزمن مي شود.
 برخي از زيانهاي اين عادت عبارتنداز:

* دور شدن از تيررس رحمت خدا.
   رسول خدا(ص)، فردآلوده به اين گناه را ملعون مي داند.(ميزان الحكمه /5655)
* کاهش قواي جسمي که به ضعف عمومي بدن و پيري زودرس منجر ميشود. 
* کاهش نسبي جريان خون
* ضعف بينايي 
* بي اشتهايي
* ضعف نيروي جنسي(که گاه موجب شکست در روابط جنسي طبيعي ميشود)
* اختلال و ضعف حافظه
* کاهش اراده
* گوشه گيري
* احساس ياس ونااميدي
* احساس گناه واحساس غم و اندوه و...
شايد به دليل اين ضررها اسلام اين عمل را حرام وانجام آن را گناه دانسته است.

علل اين رفتار به 3 گروه زيستي، رواني و اجتماعي تقسيم مي شود .
1. در بعضي موارد برخي ضايعات مغزي ميتواند موجب بروز اين عادت شود که درمانهاي دارويي و پزشکي مي تواند مفيد باشد.
2. مهمترين علل رواني آن عبارتند از:
 *  خيال پردازي
 *  تجارب جنسي(اتفاقي)دوران کودکي 
 *  احساس حقارت و ناتواني (درروابط جنسي يا روابط انساني) 
 *  اضطراب
 *  ترس از ضعيف شمرده شدن.و...
3. مهمترين علل اجتماعي عبارتند از:
 *  الگو گرفتن (يادگيري)از کساني که چنين عادتي داشته اند(بويژه همسالان)
 *  تماشاي افراد يا فيلمها يا تصاوير تحريک کننده

بهترين راه درمان و ترک اين عادت مراجعه به روانشناس است تا با بررسيهاي دقيق , علت اين عادت را شناسايي و شما را در درمان آن كمك کند.
اما چنانچه به هر دليل دسترسي به روانشناس نداريد، موارد زير توصيه ميشود :
 
* توبه و عزم و اراده جدي براي ترک اين عمل همراه با فکر و توجه مداوم به ضررهاي آن گناه
* پرهيزاز تماشا : خودداري از ديدن محرکهاي جنسي ؛اعم از اشخاص ( نگاه شهواني وگناه آلود) فيلم ، عکس. البته خواندن مطالب محرك يا شنيدن چنين مطالبي چه در قالب داستان ويا جوك وغيره نيز بايد ترك شود.
* پرهيز از خيال : خودداري از خيال پردازي هاي جنسي به طور كامل
* پرهيز از خلوت :دوري کردن از موقعيتهايي که ميل به اين عمل را در فرد زياد ميکند( مکانهاي خلوت  وتاريک). براي اين فرد اوقات فراغت خطرناك است. استحمام نبايد بيش تراز 5 تا 10 دقيقه طول بكشد .قبل از رفتن به رخت خواب بايد كاملا خسته ودر چرت باشد پس حجم فعاليت هاي روزانه بايد بيشتر شود وخواب روز حذف شود.
* كنترل رژيم غذايي: برخي معتقدند رژيم غذايي پر كالري در تحرك جنسي موثر است به اصطلاح معروف مواد گرم .( در اين مورد با پزشك تغذيه مشورت كنيد.)
* ورزش
* برنامه ريزي هاي مستمر براي كسب موفقيت هاي زودبازده مثل يادگيري علوم، فنون ،هنر و مهارت ها (رانندگي، خياطي ، خطاطي ،زبان خارجي و...) وتكرار حس موفقيت.
* ازدواج
* ازهمه مهم تر ياد خدا و
* کمک گرفتن از عبادات مستحب مثل روزه مستحب در روزهاي دوشنبه وپنجشنبه
بخش عمده ايي از يادداشت " پاسخي به چند سوال" .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1349  |  5 امتياز

s.kh
از mashhad
امضا شده : ۰۲ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۰۰
با سلام خدمت جناب آقای مرادی  
راستش بخواهید من تازه حدود 2 ماه است که برنامه شما را نگاه می کنم و جدا حرف های شما مثل دیگر روحانی ها سخت و صقیل نیست و خیلی هم ملموس است 
برای همین شما را بهترین فرد دیدم که از او راهنمایی بخواهم . 
من جدیدا و به طور همزمان در دانشگاه دو تا خواستگار دارم . هردو از شرایط خوبی برخوردار هستندولی برای من تصمیم گیری سخت است من بطور اجمالی شرایط آنها را براتون می گم و خواهش میکنم زودتر جواب من را بدهید. 
اولی فوق لیسانسش را تمام کرده و از لحاظ شغلی مشکلی ندارد فقط خانوادهاش مذهببی است ولی در مجالسشان نوار هم دارند ولی ما نه ، و وقتی این مورد را من عنوان کردم گفت برای من نوار اصلا مهم نیست و به خاطر من میگذرد و همین طور خانواده اش گرچه باید بگویم از لحاظ اعتقادی دیگر مشکلی هم نداردو پسر نجیبی است از طرف دیگر هم اینها 4 پسرند و مادرشان خیلی به آنها وابسته 
مورد دوم امسال فوق قبول شده و از لحاظ شغلی مثل مورد اول نیست ولی کار میکند و آدم با عرضه ای است 
و لحاظ مذهبی مثل خانواده ما هستند ولی مشکلی که هست وقتی با هاش صحبت کردم خیلی از خود راضی و مغرور به نظر رسید شاید چون تک پسر است  
آقای مرادی خواهش می کنم کمکم کنید من ایمان و اخلاق برام خیلی مهم است . میترسم ،نمیدونم چطوری و با چه سئولاتی می توانم مطمئن شوم 
خواهش می کنم کمکم کنید .مثل امروز به گفته خودتون من قبل از ازدواج از شما راهنمایی می خواهم. 
ممنون، خدا خیرتان دهد،التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ اين جا فقط سخن از سه معيار ايمان ، شغل و تحصيلات است .و تفاوت در ايمان وتناسب داشتن دو خانواده از لحاظ فرهنگي است پس اولويت با مورد دوم است البته اگر زياد مغرور نباشد پس از خواستگاري رسمي معيار هاي ديگر را بررسي كن و از زمان به بهترين وجه استفاده كن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1271  |  5 امتياز

S.K
از THE
امضا شده : ۰۲ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۳۴
سلام آقاي مرادي خوب هستين؟ 
من يك پيام براتون فرستاده بودم كه مشورتي داشتم راجع به اختلاف در خانواده پسر و ...پيامم به دستتون رسيده؟
شهاب مرادی :سلام/ پيام را خواندم اگر اختلاف پدر و مادرش در او تاثيرات محسوسي مثل پرخاشگري يا افسردگي  ايجاد نكرده اشكال ندارد البته مراجعه به مشاور هم مفيد است ولي جاي نگراني نيست اگر علت اختلاف والدين را مي داند تا  هر دو با خودداري از آن خطا بهتر زندگي كنيد.يعني عبرت...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1281  |  5 امتياز

هاديb
از تهران
امضا شده : ۱۳ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۰۸
سلام خسته نباشيد  
ميدونم كه وقت نداريد باور كنيد اگه مسئله مهمي نبود مزاحمتون نميشدم خواهش ميكنم راهنمائيم كنيد  
آقاي مرادي مشكل من اينه كه در مقابل دختر ها خيلي ضعيفم اول اينكه دختري را كه دوست دارم اصلا نميتوانم با او ارتباط برقرار كنم و اگر هم ارتباط برقرار كنم به خاطر از دست ندادن او حاضرم هر كاري بكنم.آقاي مرادي من آدم هوسبازي نيستم فقط به خاطر اين احساس نياز به جنس مخالف ميكنم كه تنهاييم پر بشه فقط زماني احساس شادماني ميكنم كه با دختر مورد علاقه ام صحبت ميكنم وقتي نميتوانم با او صحبت كنم حتي گريه هم ميكنم و اين براي يك پسر 24 ساله خيلي بده خانواده خيلي خوبي دارم اما گفتم فقط با صحبت كردن با آن دختره كه از لحاظ روحي ارضا ميشم در حال حاضر با دختري ارتباط دارم كه خيلي دوستش دارم ولي شرايط ازدواج برايم مهيا نيست از طرفي او هم به خاطر شرايط خانوادگي نميتونه صبر كنه . مسئله من اين دختر نيست بلكه مهمتر از آن اين است كه چگونه ميتوانم از اين تفكرات بيرون بيام كه اينقدر زود به دختري دل نبندم هر چقدر كه او خوب باشد چون فكر ميكنم كه در زندگي هم آسيب پذير باشم .  
استدعا ميكنم راهنماييم كنيد . قبلا از حسن نظر شما به مردم كمال تشكر را دارم
شهاب مرادی :سلام/ اول اگر (واقعا)  امكان ازدواج با آن دختر خانم مورد نظر فراهم نيست و ... ، رابطه را قطع كنيد تا مشكلي براي او فراهم نشود.
در اولين فرصت براي ازدواج تصميم بگيريد.
احساس شما تقريبا احساسي عمومي است و به تنهايي هم ربط جدي نداره فقط اعتدال را رعايت كن.
حد اعتدال در احساس عاطفي و جنسي نسبت به جنس مخالف ازدواج است.
و به جاي سردرگمي در خصوص نحوه و ميزان ارتباط ، كار را با خواستگاري شروع كن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1298  |  5 امتياز

س86
از بابل
امضا شده : ۱۳ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۳۰
با عرض سلام خدمت شما 
حاج آقامن چند بار نامه فرستادم ولي جوابي دريافت نكردم اما دوباره مطرح ميكنم من حدود 11 سال پيش ازدواج كردم خانواده ما اصلا با خانواده شوهرم همخواني ندارد من در خانواده اي بزرگ شدم كه به روابط فاميلي وصله رحم اهميت ميدهند ما چندين سال با عمه هايم همسايه بوديم روابط بسيار خوبي بين مادرم وآنها برقرار بود من با اين ديدگاه خوشبينانه ازدواج كردم ولي وقتي با خانواده شوهرم مواجه شدم تا مدتها از برخوردهايشان گيج بودم شوهرم مرد خوب وبا ايماني است ولي خواهر شوهرهايم بخصوص بزرگترين آنها هميشه ميخواستند كاري كنند كه برادرشان فقط در حد كنيز زنش را دوست بدارد و علاقه واقعي براي خانواده آنهاباشد بنا بر اين به بهانه هاي مختلف فتنه گري ميكردند تا اين فاصله را ايجاد كنند بسيار اهل حرف و حديث اند با توجه به اين كه برادرشان از بچگي با آنها بزرگ شده بود روي او نفوذ دارند من دو برادر شوهر ديگر دارم كه آنها هم خانم هايشان وضعي مشابه با من دارند ما از 4 سال پيش تا اكنون باهم قطع ارتباط كرديم از آن موقع تا بحال زندگي من بهتر شده دخالت آنها وجود ندارد و علاقه شوهرم به من و بچه هايم بيشتر شده . اما مادرشوهر وپدرشوهرم بسيار به من علاقمند ند و من وشوهرم از نظر مالي بسيار به آنها كمك ميكنيم من از آنها بدي نديدم و هميشه به آنها سر ميزنيم ولي من از بابت قطع ارتباط با خواهرهايش ناراحتم ازطرفي برايم مثل روز روشن است اگر ارتباط برقرار كنم همان آش وهمان كاسه است چون آنها چنان ماهرانه عمل ميكنند كه حتي برادرانشان با وجود شناخت آنها باز تحت تاثير قرار ميگيرند آنها چنان ماهرانه ريشه را قطع ميكنند كه تنه كاملا سالم ميگذارند فقط زماني متوجه ميشويم كه كار از كار ميگذرد 
 
من فقط ميخواهم بدانم آيا از لحاظ شرعي گناه متوجه ماست يا نه ؟ ما بايد چكار كنيم ؟  
باتشكر از شما 

شهاب مرادی :سلام/ به هيچ وجه اجازه قطع رحِـم  نداريم. روابطتان را محدود و مديريت شده و با مدارا داشته باشيد تا خدا هم به شما كمك كند. و تا مي توانيد با شوهر ،مهربان و صميمي باشيد و به لطف و مهرباني (همان انجام وظيفه) نسبت به پدر ومادر ادامه دهيد. يادداشتهاي "بگو عزيزم" و " يك زبان و دو گوش" را بخوانيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1366  |  5 امتياز

حبیب
از اراک
امضا شده : ۰۲ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۳
بسم رب الحسین 
... گرامی حاج آقا مرادی سلام عرض میکنم 
خیلی سعی کردم بتوانم به صورت تلفنی برخی مشکلات را با شما در میان بگذارم ظاهرا مثل خیلی دیگر از کارها نشد. به ناچار مجبور شدم در اینجا مطرح کنم. 
برنامه شما را از شبکه دو سیما و برنامه مردم ایران سلام دنبال میکنم. چرا به برخی از خانواده ها که معنی مهر و محبت را نمی فهمند نمی پردازید . نمی خواهم فکر کنید من آدم بی شعور و قدر نشناسی هستم .من در خانواده ای مذهبی زندگی میکنم ...ولی تا کنون نشده که ما در خانه خود جملاتی که حاوی مهر و محبت باشند رد و بد کنیم . 
فشارهای بیخودی که روی من جوان می آورند و هنوز فکر میکنند زمانه همان زمان 50 سال پیش است که باید با زور حرفتان را به اثباط برسانید . من مدرک کاردانی گرفتم و به خدمت اعزام شدم و الان بعد از پایان خدمت خیلی دنبال کار گشتم و امیدوار بودم بتوانم در کنار کار به درسم هم ادامه بدهم . الان شرایط طوری شده که من احساس میکنم یک نفر مازاد در خانه هستم . شاید افکار من غلط باشد ولی ..... 
شمارا به خدا مرا راهنمایی کنید همه بدبختی ها را پدر در خانه بر ما تحمیل می نماید ولی خنده ها برای مردم است . گاهی اوقات دست از همه چیز میکشم و به امید اینکه دیگر به خانه بر نگردم از خانه بیرون میزنم ولی نمیدانم چرا خدا اینهمه از من بدش میاد که حاضر نیست حتی راه نجاتی یا مرگی را برایم رقم بزند .به امید روزی که همه جهان شاهد مردمی با فرهنگ و مهربان داشته باشد. 
الهم عجل لولیک الفرج 

شهاب مرادی :سلام/ بیشتر رفتارهای ما ناشی از تربیت خانوادگی ما در دوران کودکی هستند. این نوع تربیت شخصیت افراد را شکل میدهد و هر چه سن انسان بالاتر میرود انعطاف پذیری اش برای تغییر رفتار کمتر میشود.
پدر شما صرف نظر از موقعیتی که دارد احتمالا تحت تاثیر تربیت کودکی و رفتارهای آمرانه والدینش است و همان شیوه را در مورد فرزندانش نیز بکار میبرد.
در هر صورت شما باید در درجه اول ضمن رعایت کامل ادب و احترام ،با ایشان مدارا کنید.
اگر امکان دارد با مهربانی و تواضع در شرایط مناسبی با او گفتگو و نظر خود را درباره رفتارهایش بیان کنید.چنانچه این امر میسر نیست سعی کنید او را همینگونه که هست بپذیرید. در عوض خودتان رفتارهای مطلوب را در پیش بگیرید.
فکر فرار از خانه را هم از خود دور کنید.
فضای خانه هرطور که باشد امن ترین مکان برای زندگیست.
با اعتماد به نفس به دنبال شغل مناسبی باشید تا انشاءالله هر چه زودتر بتوانید زندگی مستقلی را آغاز کنید.
از آنچه که امروز شما را آزار میدهد پرهیز کنید و در آینده پدر خوب و شایسته ای برای فرزندانتان باشید. 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1381  |  5 امتياز

مریم
از سمنان
امضا شده : ۱۶ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۲۸
سلام من یه دختر27ساله هستم از بچگی یکی از پسرای فامیل رل دوستداشتم ولی متوجه دم که که این دوست داشتن یک طرفه است الان دو مشکل دلرم یکی می خواهم ازفکر او بیرون بیایم ودوم آنکه نمی خواهم امسال که برای دانشگاه درس می خوانم به درسهایم لطمه بزند از شما می خواهم که راهی به من نشان دهید متشکرم
شهاب مرادی :سلام/ شما تنها از يك صفت او يا برخي صفات او خوشتان مي آمده مثلا قد بلند ، ادب ، دينداري و ... نه از خود او ولي دچار اشتباه شده بوديد كه خدا را شكر از اشتباه بيرون آمديد ولي كماكان از آن معيار ها خوشتان مي آيد وبا در نظر گرفتن همان معيار ها (اگر باز مورد تائيدت باشند) از بين خواستگارهاي رسمي كسي را انتخاب خواهيد كرد. ان شاء الله . موفق باشيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1251  |  5 امتياز

راحله1
از تهران
امضا شده : ۲۱ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۴۹
سلام بي مقدمه من همسر پسري شدم كه فكر مي كردم بسيجي هيئتي و از خانواده مذهبي است اما بعدا فهميدم كه هيئت را قبل از ازدواج به خاطر من مي آمده ئ الان كه 1 سال از ازدواجم مي گذرد اصلا نمي فهمم كه چه زماني دهه فاطميه شد و او هم با من نمي آيد هيات .  
سوال: 
1.آيا بدون او بروم؟ 
2.آيا انقدر اين مسئله مهم است كه هر دفعه سر هيات رفتن با او بحث كنم؟ 
3.همش اين فكر به ذهنم خطور مي كند كه او به من دروغ گفته و اين در روابطم با شوهرم تاثير دارد چه كار كنم؟ 
4.همچنين براي تقويت زبانم مي خواهم ماهواره بخرم آيا اشكال شرعي دارد يا خير؟
شهاب مرادی :سلام/ 1. اگر رضایت دارد گاهی بروید .
2. نه چندان
3. دروغ بسیار زشت و ناپسند است ولی اگر از جهت سایر معیارها همسر خوبی است ،این دروغ را به پای علاقه ی او بگذار و اگر او را غیر هیئتی و کم علاقه نسبت به جلسات معنوی و مذهبی می دانی او را با خوش خلقی ،محبت و اظهار خوش بینی جذب کن.
4. حکم را از دفتر مرجع معظم تقلید سوال کنید. البته راه های بهتری برای یادگیری وجود دارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1321  |  5 امتياز

ميلاد
از مشهد
امضا شده : ۲۷ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۵۷
با سلام . آقاي مرادي من تا به حال 10 تا سوال از شما پرسيدم اما شما جواب نداديد.من اميدم به شما بود .شما هم كه به بي پناه ترين انسان محل نمي ديد . اگه ميشه جواب منو توي صحفه اول بدهيد . 
حاج اقا اگه با دوست دخترم كه خيلي هم دوستش دارم بخوام ازدواج كنم مشكل نداره؟ 
من از بعد ازدواج مي ترسم . اگه انگشت نماي محل بشم چي؟ 
به خدا ر... رو خيلي دوست دارم اما تنهام نميدونم بايد چي كار كنم. من الان18 سال سن دارم اما خيلي عجله دارم مي ترسم عشقمو از دست بدم . با خودم شرط گذاشتم يا ازدواج با ر... يا خودكشي از ارتفاع . شما براي من راه حل پيدا كنيد. برام دعا كنيد  
اميدم اول به خدا و چهارده معصوم و بعد به اطرافيانم كه شما باشيد
شهاب مرادی :سلام/ اولین پیشنهاد همراه داشتن چتر نجات است.
برادر عزیزم چقدر خوب است خودت ، خودت را بشناسی ،اگر با جوانی و شرایط این روزهای  خوب جوانی آشناتر شوی دیگر هیجانات و علاقه مندی های  18 سالگی را  خیلی جدی و واقعی نمیگرفتی .
پس  با موضوع ازدواج و انتخاب همسر عاقلانه تر و از منظر تدبیر برخورد کنید.
در مورد مصداق ازدواج  هم فعلا صبر کنید  تا زمان انتخاب فرا رسد .
 یادداشت جناب سروان را به دقت بخوانید .

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1257  |  5 امتياز

yek farde moztar
از tehran
امضا شده : ۰۸ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۸
سلام آقای مرادی. منو می بخشين که انشای درستی ندارم . متاسفانه در شرايط بسيار بسيار بدی گير کردم . من مادری دارم که دارای مشکل سرطان بوده و در اثر داروهای شيميايی موهای سر خودش رو از دست داده . پدرم به همين دليل ( خودش انکار می کنه ) هيچ گونه رابطه ای با او نداره . اينها حتی سلام هم به هم نمی کنن . پدرم آدم خوبيه ولی متاسفانه از مواد مخدر ( ترياک) استفاده می کنه . البته نه جلوی ما . برادری دارم که ۲۷ سالس و ما پول نداريم که اون رو زن بديم . همه جا جواب رد بهمون می دن . ايشون توسط همين کامپيوتری که من دارم باهاش برای شما می نويسم به طور علنی در خونه به عمل استمنا می پردازه . من هيچ گونه ارتباطی با برادرم ندارم . ايشون دچار وسواس شديدی شده و بسيار بد دهن و فحاشه و هيچ راهی وجود نداره که من با ايشون ارتباط بر قرار کنم . بسيار مظطرب هستم . ولی توکل بر خدا دارم و از آيندم خيلی می ترسم . از اين که کسی به خاطر خانوادم با من ازدواج نکنه . در ضمن مادرم هم با وجود اين که متعلق به يک خانواده ی مذهبی هستن ولی چنان فحش هايی می دهن و خيلی بد دهن هستن . من از مادرم خيلی می ترسم . ايشون مکرر آبروی منو پيش دوستام بردن و من اعتماد به نفسم رو به شدت در مقابل دوستانم از دست دادم . در ضمن من در يکی از بهترين مدارس تهران تحصيل می کنم و همه می گن که آدم باهوشی هستم . ( خودم دقيقا نمی دونم ) ولی به علت مشکلاتی که دارم و دعواها و استرس ايی که در منزل وجود داره اصلا قادر به خوب درس خوندن نيستم . آقای مرادی من اصلا حالم خوب نيست و شديدا احتياج به کمک و دعای شما دارم . اميدوارم که هر چه سريع تر من رو راهنمايی بفرمايين . متشکرم .
شهاب مرادی :سلام/ مشکلات و مسائل زندگی همانطور که میتوانند مانع رشد و ترقی انسان شوند اگر با درایت و هوشمندانه به آنها نگریسته شود می توانند راهی بسوی پیشرفت بگشایند.
مسائل زندگی شما واقعی و قابل توجهند اما شما از تواناییها و قابلیت هایی برخوردارید که می توانند زمینه عبور شما را از این شرایط دشوار و حرکت بسوی آینده ای روشن فراهم کنند.
یکی از آنها همین هوش و استعداد خدادادی شماست.
از این امکان بخوبی استفاده کنید و نگذارید با تسلیم شرایط سخت شدن فردایی همچون امروز برایتان رقم بخورد.
رابطه تان را با خداوند تقویت کنید.
با دوستان خوب ارتباط برقرار کنید و با امید و اعتماد به نفس درس بخوانید.
انشاءالله حتما موفق خواهید شد.
من هم دعا می کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1360  |  5 امتياز

باران الهي
از مازندران
امضا شده : ۰۱ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۴۷
سلام. فردزودرنجي هستم وباكوچكترين چيزي گريه ام ميگيرد واين باعث ميشود كه مورد تمسخر قرار بگيرم ودر اين مواقع خيلي عصبي ميشوم وحرمت را ميشكنم لطفا مراراهنمايي كنيد كه چگونه جلوي عصبانيتم را بگيرم. 
خواهش ميكنم لااقل شما به درددل من گوش دهيد واگر توانستيد مرا راهنمايي كنيد . درتكميل آنچه كه برايتان فرستاده بودم بايد بگم حرمت شكني هايي كه گفتم تنها از جانب من نيست . من از علاقه ي فراوان خانواده ام نسبت به خودم خبر دارم وآنها هم ميدانند كه من به آنها خيلي علاقه دارم اما احساس ميكنم ما زبان هم را نميفهميم يا شايد هم نميخواهيم بفهميم من ميگم احترام بايد دوطرفه باشد ولي آنها ميگويند اگه ما به تو حرف زشتي ميزنيم تو نبايد جواب ما را بدهي البته بايد بگويم اين حرمت شكني هيچ وقت به پدر ومادرم نبوده ومشكل من با خواهرانم است كه تفاوت سنيمان 8 سال است آنها مدام ميگويند تو به ما احترام نميكني . اگر بخواهيم در جمع با تو حرف بزنيم ميترسيم كه تو آبروي ما را ببري اما من هيچوقت تو جمع آبروي آنها را نبردم.مگر در جمع خانوادگي كه متاسفانه دامادها هم حضور دارند . آنها ميدانند كه من از گير دادن زياد خوشم نمياد اما آنها مدام به من گير ميدهند و ميگويند خواهر هاي ديگران را ميبينيم حسرت ميخوريم كه چرا ما اينطور نيستيم. آنها مرا بداخلاق ميدانند در حاليكه ميبينند تا زماني كه به من گير ندهند شوخترين آنها من هستم جالبتر اينجا است كه در دوستانم منو به عنوان يك فرد خوش اخلاق ميشناسند. باور كنيد بيشتر لباسهايي كه ميپوشم به سليقه ي آنها خريده شده واگر سليقه ي آنها را قبول نداشته باشم به من ميگويند تو اصلا تيپ نميزني برو فلاني رو نگاه كن چه تيپي ميزنه و راه ميره . به نظر شما من چطور به آنها بفهمانم كه من هم وجود دارم. من هم احساس دارم مثل هر نوجوان و جوان ديگري دوست دارم از من تعريف بشه نه اينكه راه به راه ديگري را به رخ من بكشند.ازتون خواهش ميكنم گرهي كار مارا باز كنيد . ازاينكه وقتتون را در اختيار من گذاشتيد خيلي ممنونم و منتظر جوابم هستم . خيلي ممنون
شهاب مرادی :سلام/ یک موعظه عمومی: بعضي اوقات ما از ديگران انتظار داريم ولي خودمان به انتظارات آنها توجه نميکنيم از آنها توقع احترام و محبت و مهرباني داريم اما خودمان؟!!...
و در پاسخ به شما چند نکته را عرض می کنم  خودتان نتيجه گيري کنيد:
1-ادب زينت انسان است .آدم باادب نزد همه عزيز است.
2-محبت کردن کليد برقراري هر ارتباط انساني آرامش بخشي است.
3-خوش اخلاقي از صفات پسنديده است به شرطي که خوش خلقی گزینشی نباشد و با همه خوش خلق باشيم.
4-پذيرش نظرات و انتقادهاي سازنده نشانه منطق و عقل است.
    نباید هر انتقادي را "گير دادن" تلقي کرده و به آن زیاد فکر کنيم. اگر هم انتقاد وارد نبود یا از سر حسادت و لجاجت طرف مقابل مطرح شده بهترین انتخاب بی اعتنایی است و یا با منطق آن را رد کنيم .
5-خانه امن ترين مکان براي رسيدن به آرامش و خانواده مطمئن ترين کانون مهرورزي است.
اصلاح روابط خانوادگي باعث ميشود بيشتر از زندگي لذت ببريم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1294  |  5 امتياز

س.س.ن
از تهران
امضا شده : ۲۲ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۴۴
سلام حاج آقا خسته نباشید میخوام باهاتون دردودل کنم شما هم اگه وقت داشتین کمکم کنید. حاج آقایکیو خیلی دوست دارم اونم همیشه میگه میدونی که خیلی دوست دارم اما حاج آقا یه مشکلی هست میگه عشق زندگی تو این دنیارو نداره میگه خستس از همه میگه خیلیا بهش نارو زدن خلاصش که گله ای از اینا نداره گله از موندنش داره منم روم نمیشه بهش بگم نباشه منم نیستم نمیدونم شاید این حرفارو میزنه تا همینو بشنوه حاج آقا نمیدونم شاید درست نباشه این حرفو بزنم اما هرجا سفره ی دردو دلو با صابخونه دلم باز میکنم نمیدونم چرا همش یادشم .از من دوتا قول گرفته یکی این که حلالش کنم یکیم این که دعا کنم از این دنیا کنده شه میگه وقتی فکر بودن اون ور میفتم لذت میبرم اما من بهش نگفتم وقتی تو اینجا نباشی منم نیستم حاج آقا تروخدا من چیکار کنم که عشق موندن پیدا کنه من خیلی اهل دردودل با خدام خیلی. اصلا یه جورایی حس میکنم همش باهامه تا لب باز میکنم روشو از همه برمیگردونه و به من نگاه میکنه اما دلم میخواد یه درخواستی جلو شما ازش بکنم شما هم آمین آخرشو بگین خدا من خیلی تنهام فقط تورو دارم میخوام ازت دیگه به من گوش ندی فقط دل همرو به عشق خودت رنگیو نورانی کنی که دیگه یه بنده ی خوبت درخواست رفتن نکنه  
حاج آقا زیاد حرف زدم حاج آقا دعاش کنید خیلی زیاد اما از خدا بخواین تا وقتی من زندم اون به حاجت دلش نرسه.  
التماس دعا حاج آقا  
خدانگهدار
شهاب مرادی :سلام/ ظاهرا او از مشکل روحی رنج میبره و تا درمان نشده نباید به فکر ازدواج با او باشید.و در صورت ازدواج موفق نخواهید بود.منصرف شوید
مراجعه به روانشناس را به او توصیه کنید.  کم کم علاقه خود را مدیریت کنید. عاقلانه تصمیم بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1243  |  5 امتياز

قاسم
از تهران
امضا شده : ۰۱ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۹
سلام.بعضی مواقع سوالاتی برام پیش می آید که نیاز به پاسخ فوری دارم. سوالات اعتقادی شماره تماس خودتان یا کس دیگری را می خواهم که با او در میان بگذارم. 
ممنونم
شهاب مرادی :سلام/ امام جماعت مسجدتان گزینه خوبی است و خیلی مفید است که هر کس با یک روحانی در تماس باشد .
 سوالات غیر اورژانس را می توانید از این طریق مطرح کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1224  |  5 امتياز

یک سائل!
از مشهد
امضا شده : ۲۵ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۰۰
با سلام و تشکر از شما و دست اندرکاران در تهیه این سایت. 
من حدود یک سال پیش تصمیم جدی به ازدواج گرفتم. با اینکه از نظر خیلی ها چون هنوز درسم تموم نشده بود و سربازی نرفته بودم، شرایط ازدواج و نداشتم ولی خودم احساس میکردم که آمادگیش و دارم. اگه بخوام به خاطر این چیزا ازدواجم و عقب بندازم اون دنیا که ازم سئوال کنن، این چیزا دلایل قانع کننده ای نیست.  
خیلی جاها رفتیم خواستگاری و به خاطر همین چیزا ردم میکردن (یا اینکه اونا معیارهای من و نداشتن). حتی خیلی جاها به خاطر اینکه خونه و ماشین نداشتم من و رد میکردن!! اصلا به نظر من منطقی نمیاد که پسر همه سختیها رو تنهایی تحمل کنه بعد که خونه زندگیی درست کرد، یک دختر بیاد شروع کنه به زندگی. اگه قراره که زن و شوهر شریک زندگی هم باشن، باید تو سختیها و خوشیها هر دو شریک باشن. همین که من شغل داشتم و دستم به دهنم میرسید از نظر بلوغ مالی کفایت میکنه. 
بالاخره خدا نصیب کرد و با همسر کاملا مناسبی ازدواج کردم و الان خیلی راضیم و خدا رو شکر میکنم. ما هر چه بیشتر میگذره به هم دیگه بیشتر علاقمند میشیم. طوری که اگه فقط نصف روز احوال هم و نپرسیم شدیدا دلتنگ هم میشیم. 
ولی حالا که داره به زمان رفتن من به سربازی نزدیک میشه مشکلی که پیش اومده اینه که روز به روز داره به نگرانی نامزدم از رفتن من اضافه میشه. با اینکه سعی میکنه خیلی بروز نده و مدام میگه که برو سربازی ولی نگرانیش کاملا مشخصه. گاهی اوقات که... میبینم که دور چشماش خیسه. 
حاج آقا من خیلی از این کاری که کردم ناراحتم. خدا میدونه هدفم از ازدواج امریه گرفتن و این چیزها نبوده، درسته که اینها رو هم داشته ولی من هدفم این بوده که ازدواجم و دو سال عقب نندازم و اینکه اگه همسرم میتونه، شرایطی رو برای من آسونتر بکنه، خوب این کار باید انجام بشه. حالا احساس میکنم من آدم خودخواهی بودم که به خاطر خودم دختری رو تا این حد ناراحت کردم. حالا شما بگین من اشتباه کردم؟ 
حالا که ازدواج کردیم و همه چیز تموم شده، گاهی اوقات با خودم میگم شاید خوب باشه از محبتم بهش کم کنم حتی یک کمی بدرفتاری هم بکنم تا راحتتر بتونه دوریم تو این سه ماه آموزشی تحمل کنه. ولی نمیدونم کار درستیه یا نه. به نظر شما این کار، منطقیه؟ راه بهتری هم هست؟
شهاب مرادی :سلام/ این دوری ها و سختی ها نمک زندگی است و مایه ی تشدید علاقه.
از علاقه ورزی به او کم نکن و مسئله را خیلی منطقی و درست دنبال کن این به هیچ وجه خودخواهی نیست.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1414  |  5 امتياز

بالا