آمار

بازدیدکنندگان: 6483348
حاضرین در سایت : 21 نفر
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 183462
بازديد هفته گذشته : 48732
بازديد روز گذشته : 7401
بازديد سال جاري : 809356
بازديد ماه جاري : 42974
بازديد هفته جاري : 36468
بازديد امروز : 4094
نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7576 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 »

نامورودی
لیلاشیخی
از فسا
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۲۵
سلام حاج اقاخواهرم خیلی نسبت به کارهای دختر پنج ساله اش حساس است و مدام با هم جر و بحث می کنند رفتار دخترش هم خیلی بدتر شده وحرفاشو گوش نمیکندضمنا همسر خواهرم هم یک ساله که فوت کرده است
شهاب مرادی :سلام/رفتار كودك طبيعي است.گاهي به او امكان عزاداري وگريه بدهيد واگر دختر با دايي يا مرد ديگري در خانواده ارتباط باشد بهتر است ودر اين شرايط خواهرتان بايد با بچه مدارا كند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1308  |  73 امتياز

elham
از ilam
امضا شده : ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۳۲
سلام ماازدانشجویان دانشگاه ایلام هستیم اومده بودین ایلام در جلستان بودیم خیلی عالی بود لطفا دوباره به شهر ما بیایید باتشکر
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله به دوستان خوب و متدین دانشجو سلام برسانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1225  |  73 امتياز

احمد
از تهران
امضا شده : ۰۹ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۰۳
سلام حاج آقا. من قبلا هم پيام داده بودم. به هر حال ميخوام مشکلم رو که خواسته بودم تلفني خدمتتون عرض کنم رو اينترنتي بگم!البته جسارت منو به خاطر انتقاده کوچکم ببخشيد ديگه. 
حاج آقا من 20 سالمه پشت کنکور هستم.من ساله قبل با دختر خانومي دوست شدم و بين ما علاقه ايجاد شد. 
و بعد از مدت بسيار کمي تصميم به ازدواج گرفتيم و اين رابطه که کاملا پاک بود و بدونه هيچ گونه قصد بد همراه بود ادامه پيدا کرد. 
ما در روز حداقل 7 ساعت با هم حرف ميزديم.البته مادر من هم از اين موضوع مطلع شد اول مخالفت کرد و بعد موافق شد ضمنا ما همسايه هستيم. 
خلاصه بگم ما چند باري نزديک بود از هم جدا شيم من در ابتدا خيلي خيلي علاقه شديد داشتم تا حدي که وقتي چند باري خواست بهم بزنه تا حد سکته داشتم پيش ميرفتم و اون اين کارا رو به خاطر هم آزمايش من و هم حتي آزار من کرد. 
بعد از مدتي به من گفت در ابتدا منو رو به خاطر ازدواج نخواسته بود و در ادامه به اين حس رسيده. 
به هر حال ما با هم بوديم تا من احساس کردم که حجاب او کامل نيست و خواستم که رابطه رو بعد از تذکرات زياد قطع کنم که با التماس هاي بسيار اون اين کار و نکردم. 
در ضمن حاج آقا اون قبلا با چندين نفر رفاقت کرده بود که همه رو صادقانه به من گفت و من هم گذشت کردم. 
اما من متوجه شدم اون هم به من وابسته شده اما حاج آقا من در دل احساس ميکنم اون زن مورد دلخواه من نيست و از طرفي خانواده هامان به هم نميخورند و از طرفي به خدا شرمنده امام زمان هستم. 
چه کنم؟ 
از يک طرف علاقه از يک طرف آينده .در ضمن در اين مدت دوستي چند مورد از اون ديدم اما رو حساب بچه گي و خامي گذاشتم. 
البته اون زياد دختره آروم و قانعي نيست.اما به اون خيلي وابسته شدم.و البته بزرگترين مشکل من ناراحتي امام زمانه. 
به من بگيد که با اين شرايط ادامه بدم يا رابطه رو قطع کنم؟ 
اون هم از اين قطع رابطه عذاب ميکشه. 
تو رو به خدا راهنماييم کنيد. 
ديگه به خدا بريدم. 
ممنون.
شهاب مرادی :سلام/ این رابطه که شرعی نیست و باید قطع بشه
ولی در مورد تصمیم شما برای انتخاب همسر وقتی به نتیجه رسیدی او مناسب نیست چرا با عواطف او بازی می کنی؟چرا تمامش نکردی؟ قطعا این گناه سنگین تراست که با دروغ و بازی، تمام فرصت های ازدواج یک دختر را به تدریج از او بگیری!(حتی اگر امروز خود دختر متوجه این خطر نباشد و نفهمد و بر ادامه رابطه اصرار داشته باشد.)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1436  |  73 امتياز

محمد 4337
از شيراز
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۰۱:۱۱
نظر جنابعالي در مورد لعن فرستادن به دشمنان اهل البيت (س ) چيست؟
شهاب مرادی :سلام/ اللهم العنهم جمیعا

زیارت عاشورا؛ مشق هویت
...شأن او از کینه های شخصی و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1719  |  73 امتياز

تافته
از ahvaz
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۴۲
سلام 
بهتره بگم سلام حاج آقاي محبوب خودم 
بگزريم من بد جوري تو حچل گير کردم نميدونم چيکار کنم با عقل پيش برم يا با دل 
... تو چت با يه پسر واقعن اقا آشنا شدم مدتي که با هم ارتباط تلفني داريم البته از نظر آقا ملاک هايي که من يه عمر دنبالشون ميگشم براي زندگي مشترک  
من 19 سالمه و بچه اهوازم اون بچه مشهد پسره بارها ميخواسته که با پدرش حرف بزنه در مورد موضوعمون ولي نشده به دلايل مختلف هر دو خانواده هاي متعصبي داريم واينکه دلتنگ که ميشيم حرف هاي نامربوط هم ميزنيم ما واقعن هم رو دوست داريم اما اون هنوز شرايطش براازدواج کامل نيست حالا موندم چيکار کنم به حرف دل خودم گوش کنم يا اينکه قيد همه چيز رو بزنم چون خلاف ميلمون نميدونم چرا حرفاي خوب نميزنيم چند وقته به حر حال توش گير کردم ميدونم الان هرهر ميخندين بهم اما دارم به نظر شما من چيکار کنم من برا شما احترام خاصي قائلم نميخوام تعريف کنم ازتون ولي به هر حال اگر يه چاره بزارين جلو پام ممنون ميشم 
ا راستي سال نو هم مبارک وخدانگهدار دوباره مزاحم ميشم
شهاب مرادی :سلام/ سال نو مبارک
بارها گفته ام که چت مضر و خطرناکه
و بارها گفته ام علاقه ی یک پسر را با خواستگاری رسمی و فوری تست کنید.
به جای "عقل و دل " بفرمایید "عقل و جهل" درست تر است.
نظر من قطع رابطه است هرچند اولش شاید یه کم سخت به نظر بیاد!

فراموش نکن که یک انتخاب عاقلانه است که ازدواجی عاشقانه را در پی خواهد داشت.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1756  |  73 امتياز

mahdieh anisi
از tehran
امضا شده : ۲۱ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۵۰
با سلام خدمت شما من دختری 16 ساله هستم و می خوا هم هیچ وقت گناه انجام ندهم مخصوصا غیبت اما یک دفعه اشتباه می کنم می خوا ستم ببینم چه کار کنم با تشکر از شما
شهاب مرادی :سلام/ هیچ وقت یعنی عصمت!
 
هر وقت اشتباها گناه کردی (مثلا غیبت) مقدمات گناه را بررسی کن. یعنی ببین چی شد که گناه کردی و بعد از آن مراقب باش آن شرایط کمتر تکرار شود.
 
مهم است که ما به گناه نزدیک نشویم بسیاری از گناهان کوچک زمینه ای برای گناهان بزرگتر است.
 
شما در این سن به ملکوت نزدیک ترید ...قدر بدانید. التماس دعا.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1231  |  72 امتياز

فرياد رير اب
از تهران
امضا شده : ۲۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۵۱
سلام جناب مرادي 
 
خسته نباشيد-اينقدر بد هستم كه لايق جواب نبودم؟ 
واي به حال من
شهاب مرادی :سلام/ نه!
 
شرح حال خصوصی شما را خواندم. مشکل شما جنسی نیست بلکه جنسیتی است و پس از مراجعه و بررسی های لازم با مشاوره روانشناختی و پزشکی ان شاءالله کاملا برطرف می شود. مراجعه کنید و نگران نباشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1301  |  72 امتياز

باران
از تهران
امضا شده : ۰۵ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۰۴:۰۲
سلام 
خدا قوت 
در جواب يكي از پيامها در مورد اطاعت از نايب صاحب الزمان ارواحنافداه گفته بوديد... 
...دلم شكست و احساس شرمندگي در برابر خدا و حضرت مهدي (عج) كردم. 
من از همه دوستان عاجزانه در خواست ميكنم توي اين ماه پر بركت رجب كه ماه توبه است به درگاه خداوند استغفار كنيم تا خداوند از ما رو به خاطر اين همه كوتاهي در حق ولايت ببخشد و از خداوند بخواهيم تا مارو هدايت كنه تا بدرستي در راه ولايت قدم برداريم همگي دعا كنيم و از خدا سلامتي و طول عمر براي رهبر عزيزمون بخواهيم. 
...و در آخر: 
اللهم عجل لوليك الفرج  
تو شب آرزوها مارو هم از دعاي خيرتون محروم نفرماييد. 
التما دعا 
يا زهرا (س)
شهاب مرادی :سلام/ آمین یا رب العالمین
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5071  |  72 امتياز

زينب
از تهران
امضا شده : ۱۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۵۷
سلام.همه از شما تشکر مي کنند اما بنده از خدا تشکر مي کنم که شما را به ما داده است. 
آقاي مرادي بنده يک دانشجو هستم معتقد صد در صد به اسلام. 
خلاصه مي کنم در کلاس ما پسري هست که برادر شهيد است و داراي خانواده ي مذهبي اما متاسفانه در دو سال پيش با دو تا از بجه هاي کلاس دوست شد .البته به هر دو هم پيشنهاد ازدواج داد.پسر خيلي خوبي است و الان از کارهاي ان زمانش پشيمون.خيلي با بنده خوب و حرفهاي زيادي با من زده. همه ميگن يک جور ديگه من را دوست دارد. من هم او را دوست دارم.حال برخي از دوستان من مي خواهند پيش قدم شوند تا به يکي از خانم هاي کلاس که سن بالايي دارد بگويند تا او به آن آقا بگويند از بنده خواستگاري کند و بگويند که من خبر ندارم.خواهش مي کنم نظرتون را بگوييد.
شهاب مرادی :سلام/ ظاهرا پاسخ های بخش پیام های شما و یادداشت های مرا نخوانده اید.
واسطه شدن آن خانم و پیشنهاد خوب است اما آیا خود آقا پسر برای تشکیل خانواده در این زمان آمادگی دارد؟ آیا از لحاظ شخصیتی به حد نرمال رسیده؟ چرا 3 دوستی در مدت کم داشته؟ چرا تو را دوست دارد؟ چرا آن دو را دوست داشته و رفاقت داشته؟ و چرا دیگر دوست ندارد؟ و آیا واقعا دوست ندارد؟ چرا پشیمان شده؟ چرا و چرا و ...
اگر چند "چرا"ی جدید طرح کنی بهتر به تصمیم می رسی.
 نقش خانواده مذهبی او در انتخاب همسرش چقدر است؟
و ملاک های  تو چیست؟ عفت و تقوا و پاکی چشم و دل برایت مهم است؟ بخش قابل توجهی از آرامش فردای یک زن در این قبیل صفات شوهرش تامین می شود!


برای انتخاب درست ، خوب فکر کنید و جوگیر نشوید!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7010  |  72 امتياز

بانو
از تهران
امضا شده : ۰۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۳۶
سلام 
 
من 2 پاراگراف اول رو که خوندم ، مجبور شدم از پشت سيستم بلند بشم . فکر کردم قرار از حضرت محسن بنويسيد ! 
بعد متوجه شدم که نوشته تون مربوط به مرگ . موضوع مطالعه ي ديشبم .  
اين حياتي ، خفيه در نقش ممات  
وآن مماتي خفيه در قشر حيات 
 
"بيگانگي با خود و دلبستن به آرزوها فاصله ي انسان را با مرگ طولاني مي نمايد ." 
 
بااحترام
شهاب مرادی :سلام/  دلم رمیده شد و ...

من و بغض و آه و ...
وای کمتر این طور در بارش متواتر واژگان و هجوم لغات اسیر می شوم!
...

           دود بود و آتش و دیوار و در           بهر محسن کرد احساس خطر
            
           ... ولست ادری خبر المسمار
     سل صدرها خزانة الاسرار
و فی جنین المجد ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3223  |  72 امتياز

ر-ب-خوشبخت
از تهران
امضا شده : ۳۱ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۵۰
باسلام و تشكرفراوان از برنامه ها و زحمتي كه براي ما مي كشيد. من 28 سال دارم 8 سال است ازدواج كرده ام ويك دختر 7 ساله دارم.من اكثر برنامه هاي شما را ديده ام وكلي حرف و سؤال دارم. 
از قسمت خوبش شروع مي كنم و به تدريج براتون ميفرستم. 
من تجربه ي خوبي در محبت به شوهر و نتيجه ي مثبتي كه در زندگيمون داشته دارم.اوايل ازدواج خيلي با شوهرم اختلاف داشتيم دليلش هم نداشتن مهارت كافي در ارتباط با يكديگر بود البته بيشتر از طرف من.دوران نامزدي شوهرم خيلي به من ابراز محبت و علاقه مي كرد ولي بعد از ازدواج خيلي كم شد من هم كار خاصي كه نشانه علاقه من به او باشد انجام نمي دادم.  
من هر دعا مي كردم كه خدا محبت و علاقه ما را نسبت به هم زياد كند ولي در عمل كاري نمي كردم و روابط ما سردتر وسرد تر مي شد.شوهرم بداخلاق تر مي شد من كم حوصله تر مي شدم.باهم خيلي كم حرف ميزديم با كوچكترين مسئله اي بدون اينكه حرفي بزنيم باهم قهر ميكرديم.ولي بعد از هر دعوا روابط ما بهتر مي شد چون حرفهايمان را به هم مي زديم و معلوم مي شد كه كي چي مي خواهد.در يكي از اين دعواها يمان گفت تو به من محبت نمي كني.سعي كردم بيشتر بااو باشم وعلاقه ام را به او نشان بدهم ولي ترس وغروراين را محدود مي كردو ما بعد از گذشت 6-7 سال هنوز باهم صميمي نشده بوديم. 
يك روز بعد از يك دلخوري من را بغل كرد وبوسيد وگفت كه خيلي دوستم داردو گفت كه دوست داردمن با او صحبت كنم و علاقه ام را به اوابراز كنم.انگار كه دنيا را به من داده باشند،احساس مي كردم كه مرده بودم و دوباره زنده شدم. سعي كردم توي خانه آرامش باشه ووظايف همسري ام را به خوبي انجام بدهم ،مسائل را ساده ومثبت نگاه كنم وبا خوشرويي با ان بر خورد كنم. 
بعدا... متوجه شدم كه عشق ومحبت مي تواند بي قيد و شرط وچقدر عميق باشد.همين كار را انجام دادم ،نتيجه فوق العاده بود.هم روابط ما بهتر شده هم صميمي تر شده ايم.اخلاق شوهرم خيلي خوب شده،خيلي مهربان شده واشتباهات كوچك مرا ناديده مي گيرد يا با ملايمت به من گوشزد مي كند.اين در روابط ما با دخترم هم تاثير خوبي گذاشته است ودخترم با پدرش صميمي تر شده است. 
ما باهم قرار گذاشته ايم كه گذشته ها را فراموش كنيم. 
زندگي ما هنوز ايرادهايي دارد كه بايد رفع بشود ومن بايد چيزهاي بيشتري ياد بگيرم ولي با اين وجود احساس خوشبختي مي كنم.  

شهاب مرادی :سلام/ متشکرم.

:: خواندن این پیام را به همسران جوان توصیه می کنم ::
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1629  |  71 امتياز

سپیده
از اردبیل
امضا شده : ۰۹ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۴۸
با عرض سلام و خسته نباششید به جنابعالی،من دختری هستم 20 ساله دانشجوی سال اول نرم افزار ،مدت 7 یا 8 سال میشود که یک نفر را دوست دارم این آقا تقریبا 27 یا 26 سال سن دارند و در یکی از رشته های ورزشی هم چند بار قهرمان کشور و یک بار هم قهرمان جهان شده اند و در حال حاظر برای کارشناسی ارشد درس میخوانند .از طرف دیگر پسر عموی من خاستگار من است و خیلی هم من را دوست دارم حالا نمیدانم به این آقا که از نظر من همه چیز تمام هستند چطور علاقه ام را بفهمانم چرا که ایشون خیلی خیلی مغرور هستند و از طرف دیگر اگه ایشون از من خوششان نیامد در مورد پسر عمویم که خیلی خیلی مرا دوست دارم ولی هیچ یک از خصوصیات فرد مورد علاقه من را که همه اش را این آقا دارند را ندارد چه جوابی بدم؟آیا خواهان کسی باشم که خواهان من است 
در ضن این آقایی که گفتم همسایه ما هستند خیلی خوشحال میشوم مرا راهنمایی کنید
شهاب مرادی :سلام/ شروع علاقه در 7-8 سال پیش، یعنی 12 سالگی؟! آن هم یک طرفه!... اصلا این حرفها را جدی نگیر.
خواستگار واقعی را جدی بگیر و مطالعه وبررسی کن اگرشاخص های منفی  را نداشت
و اگر معیارهای مثبت را تا حد معمولی و متعادل داشت بسم الله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1679  |  71 امتياز

روشنک 4547/فاطمه - فاطمه تنها و روشنک
از تهران
امضا شده : ۳۰ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۳۹
سلام حلج آقا  
این چهارمین نامه ای است که برایتان می نویسم و امیدوارم که این چهارمی را پاسخ دهید تا گرهی از کار خلقی بدست شما وسیله خداوند انشاالله باز شود . 
من دختری 21 ساله هستم که در یک خانواده مذهبی زندگی می کنم خودم دارای اعتقادات خدارا شکر محکمی هستم ...خصوصی ... 
کمکم کنید حاج آقا لطفا این یکی را جواب بدهید
شهاب مرادی :سلام/ جلب رضایت مادرش به عهده ی خود اوست . نه شما!
(دختر نباید ناز بکشد و پسر و یا خانواده ی پسر ناز کنند.)
یک مهلت کوتاه مناسب به او بدهید اگر به خواستگاری نیامدند.cut و تمام.
حتما برای شما خواستگاران متدین متناسب با شأنتان وجود دارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1701  |  71 امتياز

ف.مصري
از ايران
امضا شده : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۱۷
هرسال وقتي 22اسفند ماه هزاران شهاب به سمت زمين هجوم مياوردن 
از خودم مي پرسيدم 
چه اتفاقي افتاده که حتي اهل آسمون ميخوان خودشونو به زمين برسونن؟  
و امسال فهميدم اونا به پيشواز حضور مسافري ميان که زمينو 
با گامهاي مهربونش روشن کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه .... 
***تولدتون مبارک *** 
با سلام و عرض خسته نباشيد. دير وقته و نميتونستم تصميم بگيرم براي تبريك تولدتون چي و چطوربنويسم كه خوب باشه.جمله اي كه از يكي از دوستانم ياد گرفتم رو انتخاب كردم بازم تولدتون رو تبريك ميگم اميدوارم صد سال عمر كنيد و خدا به شما عمر با عزت بده.يا حق
شهاب مرادی :سلام/ موفق و سربلند و سلامت باشید شما و همه دوستان خوب اینجا.



از سایر دوستان خوب و بزرگواراجازه می گیرم
تا دیگه پیام های تبریک تولد را منتشر نکنم
تا سال دیگه ان شاءالله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8939  |  70 امتياز

متين
از تهران
امضا شده : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۱۴
[سلام] 
آقا رضا از فرانسه(اگر آقا مناسب باشه،که نيست...وحيف نام زيباي رضا که روي آدم بد دهني مثل شما گذاشتند)اولاً به آقا شهاب ما توهين نکن،که70مليون ايراني دوسش دارن.هر جوري که هست دوسش داريم.چون حرف هامون رو ميفهمه و راه رو برامون هموار ميکنه.درضمن انتخاب کليد واژه و زدن کليد enter دست خودته،چرا اومدي تو اين سايت گشتي؟(اگه ميگي مال يه آدمه متحجر و بي سواده؟البته خدا ميدونه خودت چي هستي!!!)اين همه سايت ها و وبلاگ هاي علمي براي شما باسوادها بود.چرا نرفتي اونجاها بگردي؟ بر فرض محال خيلي تصادفي وارد سايت شدي،چرا متن کلاه قرمزي رو انتخاب کردي؟چه چيزي داشت که جذبت کرد!!!؟ 
بد نيست يه نيم نگاهي به کتاب هاي حوزوي بکني.يه تورق کوچيک.ببين ميتوني از روي متن کتاب بخوني؟بعد اظهار فضل کن. 
آقا...از فرانسه.خيلي مهمه که آقا شهاب ما پا به پاي کوچولو هاشون نشستن پاي تلويزيون و همراهيشون کردن،ومهمه که مثل خيلي از پدرهاومادرها بچه ها رو به حال خودشون رها نکردن،ومهمه که در لباس يک روحاني به بچه ها و کوچک ترين چيز راجع به اونها حساس هستند،ومهمه که... 
ما آقا شهاب عزيزمون رو همين جوري دوست داريم.... 
خوش باش با"تجدد"
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3959  |  69 امتياز

حميد
از تهران
امضا شده : ۱۰ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۳۶
سلام  
حاج آقا سوالي از شما دارم لطفا راهنماييم کنيد: 
پسري هستم 30 ساله تا حالا هميشه خودمو از گناهاي بزرگ مثل زنا و مشروب و... دور نگه داشتم حرام نخوردم در حق کسي نامردي نکردم هميشه سعي داشتم تا در حق کسي ظلم نکنم .... 
اما هميشه توي زندگيم مشکلات بزرگ داشتم در حال حاضر مدرک ليسانس دارم کار هم بلدم اما به هر دري ميزنم کار پيدا نميکنم 3 ساله که بيکارم تمام دوستانم کار دارن و تشکيل زندگي دادن کساني رو ميشناسم که هميشه در حال زنا کردن و مشروب خوردن بودن اما الان من آرزوي زندگي اون ها رو ميکشم هر چي هم دعا ميکنم و تلاش ميکنم زندگيم سرو سامون نميگيره روي هر دختري که دست ميزارم يا از طرف خودش يا پدر و مادرش جواب منفي ميشنوم مثل اينکه خدا هم با من کاري نداره  
ديگه رقبتي به خوندن نماز هم ندارم با خدا قهر کردم دلم نميخواد عبادتشو بکنم من که هميشه خودمو از گناه دور نگه داشتم حالا اين وضع زندگيمههمين روزا خودمو ميکشم تا برم اون دنيا از خدا بپرسم چرا؟
شهاب مرادی :سلام/ کمی صریح و روشن با هم مرور کنیم.
1. خیلی خوب است که شما از معاصی بزرگ خودداری کرده اید ولی گناه ریز و درشت نداره همه ی گناهان بزرگ و عظیمه هستند چون مخالفت با خدای بزرگ محسوب می شوند حتی گناهان کوچک! و لزوم عذرخواهی و استغفار از تمام گناهان امری است روشن.
2. یکی از علت های سختی در معیشت، گناه کردن است و یکی دیگر ترک عبادت و ...
برادرم وقتی ما به واسطه لطف خداوند (عدم ارتکاب به گناه که در نگاه دینی از موارد لطف و عنایت پروردگار است) از او طلبکار میشویم و به جای شکر، منت سر خدا می گذاریم حال بدی پیدا می کنیم حالی که "عجب" باعث می شود خودمان را از دیگر بندگان خدا بهتر و سزاوارتر و شایسته تر بدانیم و خدا را -متاسفانه- نامهربان و ناعادل! این حال، حال خوبی نیست و درمان آن شکر است و بس.
پیشنهاد می کنم این شبها دعای افتتاح را بخوانید و در مفاهیم آن توجه و دقت داشته باشید.
3. اما از آنجا که خدای مهربان، کریم و رئوف و ارحم الراحمین است احتمال اینکه علت مشکلات افرادی مثل شما "زمینی" و شخصی باشد بسیار بیشتر از آن است تا علل "آسمانی"!
با توجه به این شرح حال مختصر احتمال افسردگی در مورد شما وجود دارد و خود این مشکل مسیر تعامل و تفاهم را با دیگران (ازدواج ،کار، معاشرت و...)دشوار می کند بنابراین با مراجعه به روانشناس نسبت به مشاوره و در صورت نیاز درمان افسردگی و اصلاح فرایندها و عملکرد خود و خانواده در قبال دیگران و یادگیری مهارت های لازم و تقویت سازگاری و تعامل و... اقدام کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6899  |  69 امتياز

آنا
از تهران
امضا شده : ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۲۷
سلام حاج آقا لطفا صريحا بفرماييد آيا ميشه از طريق سرکتاب و رمل وجفر پيش بيني کرد که دو نفري که با هم قصد ازدواج دارند به هم ميرسند يا خوشبخت ميشن؟يا... 
اصلا ميشه به چنين چيزايي اعتماد کرد؟
شهاب مرادی :سلام/ نه. خوشبختی شما به دست خودتان است به اختیار خودت.
 
با تدبیر و تعقل و با مدارا، بزرگواری و کرامت و صفا و انس و صمیمیت و... آن را حفظ کنید!
 
حالا به فرض بله، متخصص این رشته کیه؟ و با چه شیوه ای شناسایی می کنید.
 
از خرافه خودتان را دور کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6375  |  69 امتياز

مجتبی
از تهران
امضا شده : ۲۰ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۱۰
سلام 
از اینکه در برنامه مردم ایران سلام شرکت می کنید و انصافا هم خوب صحبت می کنید متشکرم 
شما در روز شنبه گفتید که به خاطر اینکه یه کسی رو مسلمون کنیم یا نماز خون کنیم هرگز با کسی ازدواج نکنیم و نخوایم که مکمل هم باشیم 
به نظرم این خیلی غلط توش داره به خاطر اینکه یک زن و شوهر دارای نواقصی هستند که می توانند با ازدواج اون رو تکمیل کنند و مکمل هم باشند اگر قرار بود که با یه ادمی زندگی کینیم که عین خود ما باشه که دیگه ازدواج نیست اون باید بدی هغای طرف مقابل رو اصلاح کنه و بالعکس 
یک زن و شوهر که با هم ازدواج می کنن بایستی مکمل هم باشند و به نظرم هم می شود ازدواج کرد و طرف مقابل رو با صحبت به نیکی دعوت کرد به اینکه حجاب والاتری داشته باشه و خودشو اصلاح کنه 
هستن کسانی که اصا نماز نمی خوندند ولی چون زنشون نماز خون بوده اونها هم به مراتب نماز خون شدند 
به نظرم هیچ اشکالی نداره ولی ممکنه که بعضی ها از پس این مشکل بر نیایند که ان وقت سخن شما درست است 
پس لطف کنید که صحبت خود را همگانی و مطلق نکنید
شهاب مرادی :سلام/ نگفتم مکمل. 
ولی باز می گویم نباید هدف ازدواج اصلاح  و  تعمیر باشد مثل مسلمان کردن، مثل نماز خوان کردن و ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1788  |  68 امتياز

ر 300009
از تبریز
امضا شده : ۳۰ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۵۳
با سلام خدمت اقای مرادی. 
ممنون که تا حالا به هیچ سوالم جواب ندادین.درسته بازم اعتقاد دارم که شما اصلا مجبور به جواب دادن نیستید ولی با دیدن پاسخ های شما به افراد دیگه کمی حسودیم می شه. 
واقعا کشور ما به افرادی مثل شما واقعا نیاز داره این رو از ته دل می گم. کاش همه روحانیون مثل شما باشند. 
من با اجازه شما سوالم رو مطرح می کنم و این بار دیگه منتظر جواب هستم. 
سوال: 
کامل ا خصوصي: 
من پسري 22 ساله هستم دانشجوي سال 3 کامپيوتر.مدتي پيش دوستام فقط براي شوخي و سرگرمي يکي از دختر ها رو برام نشون کردند. البته همين طوري. و من هيچ احساسي نسبت به اين دختر خانم نداشتم. تا اينکه يواش يواش حس کردم يه احساسي نسبت به اين دختر خانم پيدا کردم. نمي دونم اسمش چي هست ولي فکر کنم همون دوست داشتن باشه. ولي چون من از يک خانواده ي مذهبي هستم از اين جور احساس ها تقريبا مي ترسم. 
از طرفي بعد از مدتي ديگه اون احساس رو نسبت به اون دختر نداشتم البته بود ولي کمتر شد. چون چند تا از هم کلاسي ها هم در فکر اون دختر بودند.و من ناراحت شدم.البته از خودم.يعني چطور ممکنه همه به اون دختر علاقه مند بشن و عشق همشون پاک باشه.البته مطمئن هستم عشق خودم پاک بوده.آقاي مرادي ما 2 جور وصلت داريم. يکي اينکه به مادر مي گيم بره و برامون يکي رو پيدا کنه و يا اينکه خودمون عاشق يه دختر مي شيم.هر کدوم از اين روش ها ضرر و سود خودشون رو دارند.من با روش اول بيشتر مخالف هستم که مادر بره پيدا کنه چون در اين روش فکر مي کنم اصلا بين دختر و پسر اون رابطه ي خوب و عاشقانه نباشه. از طرفي هم مي دونم که عاشق شدن هم اشکال داره. چون عقلي در کار نيست.حالا موندم که چي کار کنم.آيا در مورد اون دختر خانم تحقيق کنم يا نه؟ 
آيا هنوز بايد صبر کنم؟ همچنین خواهش دارم در مورد راه های بهتر شناختن همسر آینده رو در برنامه مردم ایران سلام مطرح کنین همه می گن باید خوب تحقیق کنیم اما هیچ کس نمی گه چطور؟ با چه روش های ؟  
خواهش مي کنم اين دفعه جواب من رو بدين. ممنون مي شم. خداحافظ
شهاب مرادی :سلام/ ابتدا از لطف شما متشکرم.

بهترین مدل همان کمک خانواده یا دوستان (البته از نوع آدم حسابی و عاقل) در انتخاب است که اگر با تحقیق و بررسی و گفتگوی رسمی طرفین ،میزانی از علاقه به وجود آید ،ازدواج و زندگی موفقی را به دنبال خواهد داشت.
نباید این علاقه ی ابتدایی مرحله انتخاب (همان حکایت "علف و بزی") که حکایت از اشتراک ،تفاهم و تناسب دارد را با عاشقی اشتباه کنید یا از این علاقه انتظار عشق را داشته باشید.
دختر بازی و معاشرت های نامشروع و ...(و یا روابط مشروع غیر رسمی ) شیوه ای برای انتخاب همسر نیست بلکه تلاشی است برای فراهم کردن پاسخی " فوری " و" دم دستی "و " نا پایدار " به نیازهای عاطفی و جنسی .
 واین با هدف ازدواج و پیامدهای آن هم پوشانی کامل ندارد.

انتخاب همسر بایدعاقلانه، قاعده مند و مطابق پُـرتکل های خاص شرعی و عرفی خود باشد.
از حذف بخش هایی از پیامتان به جهت عمومیت خودداری کردم و به حذف اسمتان اکتفا کردم. اگر با همین مشخصات ( نام و ایمیل) عدم رضایتتان را اعلام کنید این پیام را حذف می کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2252  |  68 امتياز

67فرياد بي صدا
از k
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۰۲
سلام حاج اقا.من از 10 سالگي استمناء را شروع كردم.از اين كاري كه انجام مي دادم هيچ اگاهي نداشتم.در پانزده سالگي فهميدم كه اسم اين حسي كه به من دست مي دهدشهوته واين كار از گناهان كبيرست واسم اين كار من استمناء است.به من حق بدهيد كه بعداز چندسال كه متوجه شدم اين كار گناه دارد ترك كردنش سخت بود.استمناء جزئي ازعادات من شده بود.حالا درسن 20 سالگي زيان هاي اين عادتم را درسايت شما خواندم.ازخودم تنفرپيداكردم.حا اقا من 10 سال ملعون خدا قرار گرفته ام.من 10 سال ازرحمت خدا دور بوده ام.تقصيرمن چيه كه ندانسته واز روي ناداني دست به اين كار زدم.حاج اقا من توي اين 10 سال خيلي ضرر كردم.تصميم گرفته ام كه ترك كنم.كمكم كنيد.خواهش مي كنم جوابم را بدهيد.
شهاب مرادی :سلام/ اگر در ترک دچار مشکل شدید حتما به روان شناس مراجعه کنید و
اصلا نگران نباشید، توبه ضررهای گناه را جبران می کند و فراموش نکنید که

«« خدا بسیار بسیار جبران کننده است هوالجبّـار »»

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1506  |  68 امتياز

پرتویی از مهر
از تهران
امضا شده : ۲۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۱۶
سلام 
غروب شد...آسمان که گرفت کودکي گريست...محو شد ...صداي گريه اش ميان هياهوي آدمها...خدا را که ديد عاشق شد...خنديد... سالهايي گذشت...درس ها آموخت... جوان شد ...پادشاهي که درون خويش را مي ستايد 
کودکي متولد شد...آبي ياس ...چون تو .شب ميشود؛شب تولد تو ...خدا بدرقه ات ميکند... 
کودکي متولد شد...ستاره چشمک زد... 
 
شهابي فرو افتاد ...از کاروان عشق به زمين هديه شد...آسمان درخشيد...  
شور زندگي ... 
 
بسم رب النور 
 

شهاب مرادی :سلام/ بسیار متشکرم.
و همین جا از سایر عزیزانی که پیام تبریک ارسال کردند و پیامهایشان را تا الان همه را خواندم تشکر می کنم و اگر اجازه بدهیدبه همین پیام به عنوان نمونه اکتفا کنم .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4566  |  68 امتياز

متين
از تهران
امضا شده : ۰۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۳۹
سلام!شهاب عزيز.بي پرده بگم،به هيچ روانشناسي نميتونم اعتماد کنم.چرا!خودم هم نميدونم.شايد چون تاحالا هر روانشناسي رو که ديدم بعدا باعث آبرو ريزي مراجعش شده.به همين خاطر فقط با مادرم مشورت ميکنم و اون رو امين ترين فرد زندگيم ميدونم.(اما راستش روم نشد اين يکي رو با مادرم درميون بذارم) 
گرچه خودش کلي راهنماييم کرد.وقتي براي شما پيام دادم مطمئن بودم که صد در صد امين هستين.درست مثل مادرم. اما شما مشاور رو پيشنهاد ميکنيد و مشاور من مادرمه. يه جورايي دارم دور خودم ميچرخم.راهنمايي کنيد که من چطور با مادرم صحبت کنم.ممنون.
شهاب مرادی :سلام/ اتفاقا توصیه می کنم برای مشاوره و درمان به شخص دیگری مراجعه کنید نه مادر!
دقت کن: مادر ؛ مادر است! نه درمانگر حتی اگر روانشناسی حرفه‌ای باشد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3933  |  67 امتياز

مهسا
از مشهد
امضا شده : ۱۰ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۷:۴۷
سلام حاج اقا.خسته نباشيد.خلاصه بگم من دختري22ساله ام که فوق العاده اززندگيم راضي بودم هميشه در همه کار به خداتوکل داشتم وهميشه اميدواربه رحمت حق بودم.خداهم کمکم ميکردوهيچ کمبودي برام نذاشته بود.تااينکه پارسال دقيقا همين روزا خواستگاري داشتم که بعداز چندجلسه گفتگووخواستگاري رسمي تصميم به ازدواج گرفتيم امابعدازتحقيق متوجه شديم که ايشون بيماري افسردگي دارن.براي همين ازدواجمون بهم خورد.امامن چون روحيه ي خيلي بالايي داشتم وهميشه به خدااميد داشتم جوري بااين موضوع کنار اومدم که همه ازروحيه وتوکل من تعجب کردن.بعداز گذشت1سال يعني امسال4اذر پسري به خواستگاريم اومد که همه ي معياراي منوداشت ازنظر من هيچي کم نداشت (البته در اين فاصله خواستگاراي ديگه هم داشتم)اونم بعدازگفتگوهاي رسمي تصميم به ازدواج گرفته شدوچون ماهميشه درحدودتقريبا1ما ازطرف مقابل تحقيق ميکنيم براي همين پس ازاتمام تحقيق به محرم خورديم همه گفتن ايرادنداره تومحرم عقدکنين امامن دوست داشتم احترام محرم حفظ بشه.براي همين تصميم گرفته شدبعداز صفرعقدشيم.توي اين مدت3ماه ماباهم رفت وامدميکرديم.خون اده ي اونا ميومدن خونه ي ماوبرعکس خلاصه مادوتاشديدادلبس ته ي هم شديم من ايشونوخيلي بيشتراز مورد قبل دوست داشتم بعد ازاينکه تاريخ عقد مشخص کرديم مامانش زنگ زدگفت من خواب بدديدم،گفت توحرم آقاخواب ديدم شما بدبخت شدين بايد استخاره کنم هرچي ماگفتيم بايد اول اينکارو ميکردين قبول نکردن.ايشون استخاره گرفتن وجوابش بداومد 2روز پيش زنگ زدن وگفتن از نظرماهمه چي تمومه البته هيچ کس باايشون موافق نبوداماميگفت من بيشتراز اين جلونميام 2روزپيش من وپسرشون به حالت مرگ افتاديم تب شديدکرديم ومريض شديم اما مامانش ميگفت بايد به حرف استخاره کردخلاصه الان همه چي بهم خوردبدون هيچ دليل.الان ديگه من اون دختر هميشگي نيستم همش دعاميکنم خدامنوببره امادعامو مستجاب نميکنه.مثل ديونه هاشدم ديگه انگيزه اي واسه زندگي ندارم منکه هيچوقت ناشکري نکردم حتي درمورد خواستگار پارسالم اماالان همش ميگم خداچرابامن اينکارارو ميکني؟تروخداکمک م کنين حاج اقا.خونوادم وخودم خيلي مومن ومعتقديم خواستگاري هم دقيقارسمي وبراساس شرع بود نميدونم ديگه چيزي نمونده که راهي تيمارستان بشم.اخه ابرومم رفته به همه ي فاميلاتاريخ عقدو گفتيم خب باخودشون نميگن چرامن2بار ازدواجم بهم خورده؟تروخدا بيجوابم نزارين.ميترسم ايمانم کم بشه.کاش مرده بودم...کاش مردن به اختيار مابود 
اگه جوابمو ندين به خدا حالم بدتر ميشه.
شهاب مرادی :سلام/ 1. نظر پسر چیه؟ اگر موافق ازدواج است و پسر لایق و قابلی باشد باید بتواند محترمانه و منطقی با والدینش صحبت کند.
اگر نمی تواند یا نمی خواهد ، بهتر که نشود. شانس اوردی. پسر که نباید تب کند و غش کند باید مردانه و مودبانه بحران را مدیریت کند اگر نمی تواند یا ضعف دارد هنوز آماده ی ازدواج نیست و این آزمون خوبی برای شناخت همسر آینده ات است. دقت کن.
2. خانواده ی شما یعنی پدر و مادر باید با پدر و مادر او حضوری در خانه شما -آنها را دعوت کنید- خیلی قاطع و منطقی و محترمانه از حق تو دفاع کنند و اگر خانواده ی مقابل نیامدند یا برخورد منطقی نداشتند بهتر که نشود.
3. از این به بعد چیزی که قطعی نشده را اظهار نکنید تا دچار مشکل نشوید. این مضمون یک حدیث است.
4. شما که عقد نبودید و روابطتان در حد خواستگار بوده نباید ناراحت شوید و اگر خدای نکرده مخفیانه عقد موقت یا رابطه ای صورت گرفته پس از مشاوره و نظر مشاور در جمع دو خانواده مطرح کنید.
5. مکرر در مکرر گفته ام و نوشته ام که در جلسه ی اول شرط کنید که در هیچ مرحله ای استخاره نکنید.
6. اظهارات مادر پسر را برمبنای آنچه شما نقل کردید را غیر منطقی، عوامانه و فریبکارانه ارزیابی می کنم. صادقانه به نظر نمی رسد.
معمولا "استخاره مردیم خوب نیامده" بهانه ی افراد ضعبف و بی جرأت برای فرار است.
7. اصلا خودت را ناراحت نکن و از خدا مکرر تشکر کن و بگو الحمدلله رب العالمین
8. با کسی درددل نکن!
9. و برای حرف مردم اعم از فامیل و دوست و همسایه وغیره دو ریال هم ارزش قائل نباش. زندگی کن برای خودت و برای رسیدن به خدا. 
تو -همه ی ما- مسافر به سوی خدا هستی مراقب باش مترسک مردم نشوی!

حرم مشرف شدید التماس دعا.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5571  |  67 امتياز

سما
از اصفهان
امضا شده : ۲۲ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۲۶
سلام حاج آقا خسته نباشيد. 
سحرگاها ميان سجده ي سبزت...اگر بر خاطرت رد شد ...دعايم کن،که من محتاج محتاجم
شهاب مرادی :سلام/ حاجت روا باشید و عاقبت به خیر ان شاءالله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3638  |  67 امتياز

دريا
از اصفهان
امضا شده : ۲۲ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۲۶
سلام.خسته نباشيد. 
مهدي جان! 
سئوالي ساده دارم از حضورت من آيا زنده ام وقت ظهورت 
اگر که آمدي من رفته بودم اسير سال و ماه و هفته بودم  
دعايم کن دوباره جان بگيرم بيايم در رکاب تو بميرم 
فرج اقا صلوات
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3695  |  67 امتياز

تیناامضا شده : ۰۳ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۵۸
سلام،آقای مرادی این سومین باری است که به شما نامه می نویسم ولی تابحال جوابم راندادید من اصلاٌحال خوبی ندارم آنقدردعاکرده ام برای حل شدن مشکلاتم به هر طریقی و باهرروشی به درگاهش متوسل شده ام ولی مشکلاتم حل نشده خصوصی: ... مدام گریه میکنم میترسم کورشوم
شهاب مرادی :سلام/ شما بیش از حد به فال و استخاره توجه ، اعتماد و اعتقاد دارید. چرا؟!
فال و خیال پردازی و... یک واکنش نادرست روانی و یک نوع مکانیزم دفاعی است.ونقش خودتان را برای حل مشکل نادیده می گیرید.
از اصرار برای مجبور کردن همکارتان برای خواستگاری منصرف شوید و بدانید به هیچ وجه رابطه شما عشقی نیست. رابطه شما فقط همکار بودن است و بس.
سن شما زیاد نیست نترسید با آرامش با اولین خواستگار مذاکره کنید.
با اعتماد به نفس و کمک گرفتن از مشورت افراد عاقل و با تجربه ، تصمیم بگیرید وسبک زندگی و مدل برخورد با مشکل را بهتر کنید و به خدا توکل کنید. در سایه توکل و ارتباط با خدا آرامش دلچسبی را به دست می آورید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2843  |  66 امتياز

شيپورچي 2002
از تهران اسلامشهر
امضا شده : ۲۱ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۴۵
با عرض سلام خدمت آقاي شهاب مرادي ببخشيد يکي از آشناهاي بنده که يه دختر 13 ساله است مي گويد به خدا شک کرده ام مثلا وقتي فکر مي کنم که خدا کي به وجود آمده و کي از بين مي رود يا خدا تا کي هست او ميگويد سر درد ميگيرد استرس دارد دودل است همين امر باعث شوده بين ما کودرت پيش بيايد لطفا مرا رهنمايي کنيد چون کسي جواب مرا نداده وخودم هم نمي توانم اين مشکل را حل کنم با عرض تشکر
شهاب مرادی :سلام/ هرچند این سوال ها عقلی است ولی اشتباه است و به سوال اشتباه نباید پاسخ داد! (معمولا بچه های سوالات اشتباه را زیاد می پرسند که کمتر تجربه موفقیت دارند در کنار پاسخ و راهنمایی آنها را در کسب موفقیت کمک کنید.)
خدا واجب الوجود است پس اگر بگوییم از کجا آمده یا کی آمده این سوال غلط است.
چرا سوال غلط ایجاد می شود چون اطلاعمان از موضوع سوال کم است .
یکی از صفات خدا ازلی بودن است
سوال های درست و بهتر را موقعی می توانی بپرسیم که از آن اطلاع نسبی پیدا کنیم.
شما به این سوال من پاسخ بده:"چه کسی مسیر حرکت هواپیما ها را در آسمان ریل گذاری  کرده؟ وچه کسی چرخ های آهنی آن را  ساخته؟" چرا کسی به سوال من جواب نمی دهد؟!
پاسخ: این سوال ها غلط است.
اگر هواپیما روی ریل حرکت کند دیگر هواپیما نیست قطار است! یکی از صفات هواپیما این است که روی هوا حرکت کند (صفت ثبوتی)
در این مثال یکی از صفات هواپیما "چرخ آهنی نداشتن" و"روی ریل حرکت نکردن" است.(صفت سلبی)
یکی از صفات سلبی پروردگار این است که از جایی نیامده، کسی او را نزاییده و کسی او را خلق نکرده و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1881  |  66 امتياز

يه دوست
از اصفهان
امضا شده : ۰۳ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۳۳
سلام وخدا قوت.يه بار ديگه هم پرسيده بودم اما جواب ندادين.من 19 سالمه و مدتيه دلم مي خواد يه کاري يا دعايي را ياد بگيرم که هميشه انجام بدم تا يه همسر خيلي خوب و پاک خدا بهم بده من ازاينکه دير ازدواج کنم يا همسر بي تقوا داشته باشم واهمه دارم.و با ديدن وشنيدن زندگي ديگران دوست دارم که از الان کاري براي خودم انجام بدم.ممنونم ازتن يا حق
شهاب مرادی :سلام/ چرا می ترسید؟ نترس و به جای ترس و واهمه، "تقوی" و "توکل" داشته باش؛ «و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی ء قدرا»
 
خوب است بدانید غیر از گناه (که هر گناهی مثلا ترک نماز و دوری از یاد خدا،زندگی را دچار سختی و بی برکتی می کند،)
 
اشتباهات رایج دختر خانم ها مثلا: علاقمندی های یک طرفه و...
 
واشتباهات خانواده ها مثلا: رد کردن خواستگارهای-به گمان خود- زودهنگام و...
 
از عوامل رایج در بالا رفتن سن ازدواج دختر خانم ها و کم شدن شانس ازدواجشان می شود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1431  |  66 امتياز

سينا
از تهران
امضا شده : ۲۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۵۱
کاش مي تونستم به شما چند تا فحش آبدار بدم بس که اينقدر خودخواه و کم شعور و نفهم هستيد !!! 
متاسفم براي شما !!!!
شهاب مرادی :سلام/ اگر فحش و ناسزا ،
درمان "خودخواهی" دیگران و علاج "کم شعوری" و"نفهمی" است
دریغ نکن و فحش بده تا بهره ببریم!

 و 3 پیشنهاد:

1. پسرم به فرض که افکار یا رفتار کسی مورد رضایت تو نباشد (و تو به هر دلیل تصمیم تغییر آن رفتار یا اندیشه را داری)
    برای تغییر آن از شیوه ی منسوخ "تنبیه" استفاده نکن!
2. جنس کلامت نسبتا مودبانه است. مراقب باش به ناسزا عادت نکنی . ترک فحش کار سختی است.
3. همیشه منظورت را (بدون کنایه و ناسزا و نفرین و امثال آن)
 " صریح " و " محترمانه " بیان کن یا از اظهار نظر خودداری کن. این خودداری همان تقوی است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2808  |  66 امتياز

زيرا
از تهران
امضا شده : ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۳۴
اقاي مرادي عزيز سلام 
من هم يه زماني مشکل وسواس فکري داشتم البته اون موقعها فکر ميکردم مشکل اعتقادي دارم فکر ميکردم دارم کافر ميشم حتي به خدا هم شک کرده بودم روزهاي خيلي سختي بود خيلي سخت اون موقع فکر نميکردم کس ديگري هم مشکل من رو داشته باشه حتي مي ترسيدم در مورد افکارم با کسي حرف بزنم چون ميترسيدم اون هم دچار مشکل من بشه هيچ جوابي وجود نداشت که منو قانع کنه بالاخره با توصيه اطرافيان به يک روانپزشک مراجعه ومشکلم حل شد  
با ديدن پيامهاي دوستان احساس وظيفه کردم تجربه خودم را بنويسم و با اجازه شما ميخواستم کتابي که در اين زمينه خيلي به من کمک کرده رو به دوستان معرفي کنم 
کتاب غلبه بر وسواس/ نوشته دکتر لي بائر/ ترجمه مسعود محمدي ليلا کوهي محمد دهگانپور/ انتشارات رشد
شهاب مرادی :سلام/ بله درست است و کتاب هم کتاب مفیدی است. برای افراد مبتلا لزوم مراجعه به روان شناس را تکرار می کنم.
پیام آقای  Desert_son از...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3537  |  66 امتياز

نويد
از کرج
امضا شده : ۰۵ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۱۲
پدر بزرگ من در 28 مرداد در مشهد مقدس به رحمت خدا رفته است. طي نه مجلسي که برگزار شده بود, با اينکه هر دو شمع با هم روشن شده بودند,شمع سمت شانه چپ عکس پدر بزرگم زود تر مي سوخت . مي خواستم دليل آن را بدانم؟
شهاب مرادی :سلام/ باد کولر.
پسرم خدا او را رحمت کند مراقب باشید به خرافه مبتلا نشوید!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9041  |  66 امتياز

مخاطب ناآشنا
از مشهد
امضا شده : ۱۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۰۳
سلام. خدا قوت. من تازه با فعاليت محوري شما در امر آگاهي بخشي جوانان براي ازدواج آشنا شده ام. از طريق همين سايت. ديشب در برنامه "اين شب ها" نشاني سايتتان را شنيدم. حسرت ميخورم که چرا زودتر با شما آشنا نشدم مخصوصا حسرتم وقتي بيشتر عمق گرفت که بخش "قبل از ازدواج و هشدارهاي ضروري" را خواندم و ديدم که بسياري مواردش را غافل بوده ام. البته هنوز مجردم اما کم کم دارم به مرحله ي "جيغ زدن سوپاپ اطمينان" نزديک ميشوم. تقريبا در همان مرحله ام. اين "کم شدن تدريجي شانس ازدواج دختران"تان سوزاندم! 
حيف که آب رفته به جوي نايد باز.  
مشهد تشريف نمي آوريد؟ ترجيحا يکي از روزهاي اول هفته که ما هم مستفيذ شويم؟ چرا هر چي امکاناتانه ما اين تهرونياس؟ :)
شهاب مرادی :سلام/ حسرت نخورید و برای امروز با شرایط امروزتان برنامه ریزی کنید. دیر نشده و دانستن همیشه مفیدتر از ندانستن است.
 

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5253  |  66 امتياز

بنده اي خطاكار
از مشهد
امضا شده : ۲۶ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۴:۴۵
لطفا كتاب هم معرفي كنيد تا سايتتون پر بارتر بشه . 
من مي خواهم كسي را مسلمان كنم ابتدا از چه كتاب هايي را به او براي خواندن معرفي كنم؟
شهاب مرادی :سلام/ او را به یک عالم معرفی کنید و بهتر است اصراری بر مسلمان کردن او نداشته باشید.
لطفا روی این حرف خوب فکر کن!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1777  |  65 امتياز

سعيد خياباني
از تهران
امضا شده : ۰۱ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۰۴
سلام 
بدون مقدمه: 
تا چند سال پيش فکر ميکردم بايد با يک دختر مذهبي ازدواج کنم 
اما الان نميدانم چه ميخواهم؟ 
ملاک هاي ازدواج چيست؟ 
بايد با چه معيارهايي شخص مقابل را بسنجم  
سردرگم هستم! 
با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ سر در گمي شما به خاطر ندانستن ملاک هاي ازدواج نیست شاید به دليل نشناختن نيازها ، تمايلات و به طور کلي نداشتن شناخت کافي از خودتان باشد.
 
به خودت فکر کن و در یک وقت مناسب، آرام روي یک برگه کاغذ ويژگيهاي اخلاقي ، توانايي ها ، استعدادهاي ذاتي ، آرزوهایت و شرايط و امکاناتت را بنويس ،بعد با انصاف و واقع بينی خود را ارزيابي کن. آنگاه به شناخت ملاک هاي مورد نظرت نزدیک می شوی.
 
از همنشینی و مشورت با خردمند غافل نباش.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1251  |  65 امتياز

مهدي مقدم
از تهران
امضا شده : ۲۸ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۴۳
با عرض سلام 
من جواني هستم 24ساله که مدت 1ساله با همسرم مشکل پيداکردم در اون زمان من با مشکل بي کاري مواجه بودم ولي در حال حاضر مشغول به کار در يک شرکت معتبر هستم 
در حال حاضر مادر همسرم از مواجه من با همسرم جلوگيري مي کند.در حال حاضر ايشان ازطريق وکيلشان درخواست طلاق داده که باز هم بنده ايشان را تا به حال رويت نکرده ام  
من همسرم را دوست دارم وقست [قصد] جدايي ندارم 
لطفاً مرا ياري نماييد لازم بذکر که ما  
86/01/24باهم ازدواج کرده ايم و تقريباً 
مدت 6ماه با هم زندگي کرده ايم  
با تشکر فراوان
شهاب مرادی :سلام/ مسلما این همه ی مسئله نیست. و لزوما باید حضوری هر دو به مشاور مراجعه کنید.
برای مراجعه به مشاور از او دعوت کن
و با صداقت، مهربانی و احترام ، محبتت را به او اثبات کن و برای بازگشت به خانه از او دعوت کن و برای گوش دادن به حرفهای او تلاش کن  و وقت بذار و پاسخ هایی منطقی و منصفانه و صادقانه به او بده و با متانت و سادگی و همواره توأم با علاقه و محبت مطالبت را به او بگو با فرمول یک زبان و دو گوش
او همسر شرعی و قانونی شماست و نبودش در خانه ی تو نشانه قوت و موفقیت تو نیست! برای عبور از این شرایط از خانواده ات، خانواده ی او  و مشاور کمک بگیر.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1377  |  65 امتياز

زکيه
از تهران
امضا شده : ۱۱ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۰۹
با عض سلام و خسته نباشيد . من خيلي از خدا دور شدم و خيلي بد.اگر بخوام بنويسم مثنوي هفتاد من است ميشه حضوري يا تلفني با شما صحبت کنم.تو رو خدا کمکم کنيد به خاطر پسرم .
شهاب مرادی :سلام/ از کجا متوجه شدید که از خدا دور شدید؟
 
چرا شما از خدا دور شدید؟  آیا خدا هم از شما دور شده؟
 
راه نزدیک شدن و آشتی کردن را بلدید؟...
 
مشکل چیست؟ اگر مسئله گناه است؛ توبه کنید.
 
منتظر هستید تا خدا ناز بکشد؟ ... شاید حق دارید، نمی دانم
 
هرچند خدای مهربان با فرستادن انبیا و با فرستادن قرآن و پیامبر مهربانی و کرامت؛ محمد مصطفی صلی الله علیه و آله، ناز تمام دور شده ها را کشیده و همه را به آشتی و بازگشت دعوت کرده:
 
یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله، ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم
 
 

 

 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10408  |  65 امتياز

بهار
از تهران
امضا شده : ۱۲ دی ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۱۱
سلام. امروز دارم مي رم گناه کنم. خيلي اين در و اون در زدم تا جوابي واسه سوالم پيدا کنم... دعام کنيد ... کاش باهام حرف مي زدين... شايد کمي آروم مي شدم
شهاب مرادی :سلام/ دخترم از گناه بترس و از خدا بخواه کمکتون کنه
زیاد "لاحول ولا قوة الا بالله" بگو
و قدر این ایام محرم را بدان حتما در مجالس روضه امام حسین علیه السلام شرکت کن و با اشک چشم و سوز دل از امام حسین بخواه نگاهت کند تا آرام شوی دخترم نگاه او کار کیمیا می کند یعنی مس سیاه و زنگ زده دل را -جلا نمی دهد- بلکه طلا می کند!

گناه (هر گناهی) انتها ندارد و تمامی نداره و سیر شدن و سیراب شدن نداره؛
 مثل آب شور دریا فقط میکشه! سیر نمیشی

اگر جواب من را دیر می خوانی و خدای نکرده ... فورا فورا توبه کن و به ذکر خدا و عبادت پناه ببر .
 امام حسین پناه و کشتی نجات است از او دور نشو


فعلا از تمام دوستان عذرخواهم در این دهه واقعا برای پاسخگویی فرصت ندارم. ان شاءالله یکی دو روز بعد از عاشورا...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1806  |  65 امتياز

sus_sus1360
از mashhad
امضا شده : ۱۶ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۵۱
سلام من هميشه به سايت شما زياد سر ميزنم سوالم مثل سوال خودم زياد ديدم ولي مثل خيلي ها فکر ميکنم مورد من فرق داره .من دختر 19 ساله اي هستم که از 3 سال پيش با يک پسري که الان 21 سالشه اشنا شدم (با چت) من از مشهد اون از يزد تا الانم 2 بارم حضوري هم ديديم. مهر سال پيش بود که من مي خواستم تموم کنم برم که اون گفت من به قصد ازدواج با تو اشنا شدم... ديگه نميدونم چي شد که موندم تا الان. ما هر دو تامون بچه هاي مثبتي بوديم بزرگترين خلافمون چت بود متاسفانه کاش نبود که به اينجا برسيم .اون الان سال اول دانشگاه مهندسي سربازيم نرفته. منم واسه کنکور ميخونم .خانواده هر 2 تامونم با اين روشا مخالفن شديد خبرم ندارن. منم خواستگارايي که دارم شرايطشون با اين پسر قابل مقايسه نيست خيلي بهتر از اين هستن. اون الان يه وابستگي خيلي زيادي به من پيدا کرده اگه يه روز با من صحبت نکنه ديونه ميشه بعضي روزا 100 اس ام اس بيشتر به هم ميزنيم من اونقدري که دوستم داره دوسش ندارم شايد به بودنش عادت کردم . ديگه من الان حرف اينکه نباشم جرات ندارم بگم. اون تا چند سال ديگه شرايط ازدواج نداره من مي ترسم الان جدا بشم اون يه بلايي سر خودش بياره يا اينکه يه کار عجولانه کنه بياد خواستگاري ابرمونو ببره . کمکم کنيد بگيد چي کار کنم؟ اقاي مرادي خيلي ذهنم درگير شده ؟ يه راه حل عملي به من بگيد
شهاب مرادی :سلام/ این سوال از نمونه های یک سوال تکراریه!
لينك، لينك، لينك
مجدد عرض می کنم:
1. قطع رابطه فوری و بی ملاحظه و
2. توبه!
3. جدی گرفتن خواستگارهای واقعی

چرا یادداشت ها را نمی خوانید؟ مثلا همین یادداشت آخر
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1526  |  65 امتياز

sadegh
از tehran
امضا شده : ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۳۲
سلام استاد عزيز.خداقوت.يادد اشت جديد برام بسيار جالب بود.شعري زيبا و پرمغز.الحق امام خميني(ره) در تاريخ معاصر يکي بودند. 
فرموده بوديد 2 پست(يادداشت) آينده راجع به فرزند و///.اما خبري نشد! 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ در حال خلاصه کردن یادداشت چغلی هستم شاید چند روز دیگر.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5454  |  65 امتياز

سين
از تهران
امضا شده : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۱۸
سلام 
برنامه امروزتون خيلي خيلي مفيد بود. با اينکه زمان برنامه کمه ولي همون اشارات کوچيکي که به مسائل داريد خيلي بهمون کمک مي کنه. ممنونم. 
سفر عمره هم انشالله به سلامتي تشريف ببريد و ما رو هم از دعاي خيرتون بي نصيب نگذاريد.
شهاب مرادی :سلام/ از لطف و دعای شما ممنونم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7726  |  65 امتياز

ليدا
از تهران
امضا شده : ۲۵ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۵۸
سلام ازبرنامه هاتون خيلي ممنون.همسر من خيلي به جتchat وابسته شده است...(خصوصي)
شهاب مرادی :سلام/ گاهی اوقات افراد بدلیل اینکه خلاهایی درزندگی احساس میکنند خود را با چیزها یا کارهایی مشغول میکنند که ممکن است حتی با افکار و اعتقاداتشان ناهماهنگ یا مغایر باشد. شاید همسر شما که فردی با اعتقادات مذهبی است نیز نیازهایی دارد که تامین نشده است. محیط خانه را دلپذیر، شاد و سرشار از مهر و محبت کنید. با برنامه ریزیهایی مثل تدارک میهمانی تفریح سفر و... اوقات فراغت او و خودتان را به نحو مفید و مطلوب پر کنید. و با او بیشترحرف بزنید. به جای اینکه با او در این مورد بحث یا او را نصیحت کنید سعی کنید بفهمید این کار چه فایده یا لذتی برای او دارد. تلاش کنید با توجه به نیازهایش با او رفتار کنید. برای بیشتر افراد تعامل زیبا و سالم انسانی دلنشین تر و لذت بخش تر از ارتباطات مجازی است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1281  |  64 امتياز

Hiamir
از tehran
امضا شده : ۱۲ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۰۰
سلام 
حاج آقا من پسري 21 ساله هستم و از بچه گي با دختر عمه خود بزرگ شدم و از همان بچه گي ايشان را دوست داشتم بطوري که الان اين علاقه من بيشتر هم شده بطوري که تقريبا يکسال شايد بيشتر باشد که من سر نماز براي ازدواج با ايشان دعا ميکنم که شرايط آن فراهم بشه حتي من يک عمره به اين نيت ازدواجمان و سلامتي ايشان به جا آوردم.فکر ميکنم اين علاقه دو طرفه باشه  
در ضمن من الان آمادگي چرخاندن زندگي را ندارم يک زندگي را ندارم ولي براي ازدواج به غير از ايشان نمي توانم به کس ديگري فکر کنم 
حالا سوال من اين است : 
آيا ايرادي دارد من خودم مستقيم از ايشان بپرسم که به من علاقه دارند تا هم من مطمئن شوم و هم حسن نيت من به ايشان ثابت شود؟ 
لطفا کمکم کنيد 
ممنون
شهاب مرادی :سلام/ این علاقه ساخته‌ی یک رابطه عاشقانه یا یک زندگی مشترک نیست بلکه ساخته و پرداخته ذهن یک آقا پسر کوچولو است که هرچی بزرگ شده این علاقه را با خود نگه داشته و هر روز و در هر موقعیتی به رشد این علاقمندی یک طرفه  و "عشق دست ساز" همت گماشته و الان که یک آقا پسر جوان 21 ساله شده و خود را مجبور به سرانجام رساندن عشقی می بیند ؛ حتی نمی داند دختر خانم او را دوست دارد یا نه؟!!!!

بررسی عاقلانه کن.
 نیاز اساسی امروز تو در این موضوع دعا و عمره نیست بلکه تفکر و تدبیر است!
قبل از ابراز علاقه به دختر خانم شرایط ازدواج او و ازدواج خودت را جداگانه بررسی کن و ...
بعد با یک مشاور و بعد با خانواده ات روشن و رسمی مشورت کن
از خیال پردازی فاصله بگیر
با توکل به خدای بزرگ و مهربان برنامه ریزی واقعی بینانه ، دقیق و مدبرانه داشته باش.
و...
مراقب خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دخترخانمها باش.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4372  |  64 امتياز

پرپرواز
از تهران
امضا شده : ۰۳ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۳۶
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم  
 
بسم الله الحمن الرحيم  
 
 
 
"يارحمن يارحيم يامقلب القلوب ثبت قلوبنا علي دينک "  
 
با عرض سلام واحترام خدمت تمامي انسا نهايي که قربت الي الله(انشاءالله)خ ودراوقف خدمت به خلق خداکرده اندوعرض سلام واحترام خدمت شما برادر محترم وذکر دعاي هرروزه براي شما وامثا ل شما جهت رزق روز افزون توفيق اين خدمت عظيم.که نه فقط جو انان ونوجوانان ما که همهءانسانهادر تمامي مراحل زندگي هميشه محتاج هدايتها ومشاوره هاي درست و خدايي هستند .واما بعد غرض از خسته کردنتان وگرفتن وقت پر بهايتان مشاوره نيست که شايد کارم از مشاوره گذشته باشد . چرا که تمامي مشورتهايم در سختترين وحساسترين مرحلهءزندگي يعني "ازدواج"بي نتيجه ما ند. سعي ميکنم خلاصه بنويسم گرچه متا سفا نه به اين کار خوب عادت ند ارم(اميدوارم حوصله کرده وبخوانيد).  
 
12سال است که به شغل شريف معلمي درحساسترين مقطع سني(راهنمايي)مشغ ول به خدمت هستم وهميشه از خدا خواستم تا ياريم کند ... 
 
... [حدود 45 پاراگراف را حذف کردم] ... 
 
 
... بازهم به خاطر طولاني شدن مطلب عذر خواهم به نظرم نگاشته ام سرشار از بد آموزي است و براي عزيزان خواننده ء سايتتان مضر است 
هر طور صلاح ميدانيد اما همه اش را در سايت نگذاريد متشکرم
شهاب مرادی :سلام/ لطفا ضوابط را رعایت کنید!
 

 
این ماجرای غم انگیز و تلخ را خواندم و حتما می دانید که متاسفانه شما و پسرتان تنها نیستید و هر روز دختران زیادی در یکی از مراحل این پروسه قرار دارند از قبل خواستگاری تا بعد از طلاق و همه باید برای کاهش خطرات و مشکلات زندگی دختران و پسران عزیزمان تلاش کنیم.
 
امروز یکی از مهمترین نیازهای جوانان دانستن مهارت انتخاب همسر است
 
و تمرکز مباحثم در مبحث انتخاب همسر، به همین دلیل است.
 

 
نوشتنِ مشکلات و شرح حال کار مفیدی است
 
هرچند مفصل و بدانید که من کاملا آن را خواندم.
 

 
یک تذکر: به دنبال تقویت احساس گناه خودتان نباشید و موضوع را تبدیل به یک امر پیچیده ی آسمانی نکنید اشتباهات احمقانه ی یک انسان با اختلالات شخصیتی او مشکلات را برای یک دختر خانم ظاهر بین و ساده دل ، سخت تر و سخت تر کرد تا شد آنچه شد.
 

 
اما چند نکته:
 
1. مراقب باشید، این جمله ی نادرست "کارم از مشاوره گذشته" مانع بهبود وضع شما نشود!
 
2. توصیه می کنم خلاصه نوشتن و چکیده نوشیبن و خلاصه سازی را یاد بگیرید و تمرین کنید
 
2/1. و عادت کنید مطالبتان را با شماره بیان کنید حجم نامه ی شما حدودا 50 برابر پیامهای عادی سایت بود با مقدمه و موخره و چندین فصل و بخش و موضوع ؛ در هم و بی نظم ! همین موجب تشدید سردرگمی و افزایش فشارهای درونی می شود.
 
3. حتما به مشاور مراجعه کنید.
 
پیشنهاد من زندگی بهتر است و برای ازدواج مجددتان هیچ خواستگاری را فورا رد نکنید و در مسیر مشاوره شرایط و مشخصات خواستگار جدید را با مشاورتان چک کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3935  |  64 امتياز

مريم 65
از تهران
امضا شده : ۱۸ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۴۶
سلام حاج آقا وقتي بعد از مدتها گشت و گذار در پيامها و خواندن آنها و پيدا نكردن پيام خودم داشتم نا اميد ميشدم خواستم براي آخرين بار امتحان كنم شايد فرجي حاصل شد ميخواستم از شما بپرسم اگر قبل از ازدواج به كسي علاقمند بوديم و ميخواستيم ازدواج كنيم و به هر دليلي منصرف شديم لازم هست الان در آستانه ي شروع زندگي مشترك اين مطلبو به كسي كه او را براي زندگي انتخاب كرديم بگوييم به خصوص اگر در رابطه با اين فرد زياده روي كرده و احتمال برود او براي ما مشكلي ايجاد كند اميدوارم اين دفعه پيامم به شما برسه و بتونم از راهنمايي هاي شما استفاده كنم چون خيلي وقته دنبال پاسخ هستم پيشاپيش از لطف شما تشكر نموده توفيقات روز افزون براي شما از خدا طلب ميكنم
شهاب مرادی :سلام/ بیان علاقمندی ِ تمام شده ی قبل از ازدواج یا خواستگارهای قبلی ، لزومی ندارد و نباید مطرح شود.
نامزدهای قبلی را بگویید ولی بدون نقل ریز خاطرات فقط در یک جمله و پکیج کوچک -دور از ابراز علاقه- یا احساس ؛ بدون ذکر اسم کوچک او ؛ خلاصه و با رعایت احتیاط ، اصرار خواستگارجدید(همسر) هم نباید شما را به بیان خاطرات مجبور کند!
ولی اگر از هر کدام از موارد تهدید یا احتمال خطر یا مزاحمتی احساس می کنید از مشاوره ی خانواده و در صورت لزوم مشورت با پلیس غفلت کنید. در این موارد بیان موضوع در قالب یک مزاحم مانعی ندارد!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2138  |  63 امتياز

مريم موسوي
از اصفهان
امضا شده : ۱۶ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۶
با سلام و خسته نباشيد خدمت حاج اقا اميدوارم ايام به کام باشد من يک سوال دارم من دختري 30 ساله هستم 6 ماه پيش در سايت ک... با پسري که 33 سال دارد اشنا شدم او خود را دکتر معرفي کرد و هدف از اشنايي را اشنايي منجر به ازدواج خطاب کرد هرچه با او بيشتر صحبت کردم او را بي اعتقاد به همه مسايل ديني ديدم او شماره تلفن همراه داد ولي من با او تماس نگرفتم چون تا به حال با هيچ پسري پشت تلفن حرف نزدم خلاصه با دو بار چت کردن او به من گفت که حتي حج واجب رفته 10 سال پيش خانواده اش مذهبي اند ولي او با انها قهر کرده پدرش هر هفته در خانه شان روضه مي گرفته من با ايميل با او خيلي حرف زدم تا اينکه او گفت که خدا را قبول دارد و پيغمبر را نيز قبول دارد ولي قبول ندارد که با شمشير او ما مسلمان شديم نمي دانم در اين 10 سال چه بلاليي بر سرش رفته که بي مذهب شده خلاصه من نخواستم از نظر عاطفي او را درگير کنم در ميل اخري جوري به او فهماندم که پدرم روحاني است و او از قشر روحاني بدش مي ايد من رابطه ام را قطع کردم از شما سوال دارم ايا ادامه اين رابطه فايده دارد من مي توانم با تلفن کردن عقايد ان را عوض کنم وايا اصولا اين نوع ارتباطات صحيح است در صورتيکه من به او اعتماد کردم ولي به دکتر بودنش اعتماد ندام در ضمن من ليسانس دارم و بيکارم
شهاب مرادی :سلام/ شما گام به گام خطا رفتید ادامه ندهید! این ارتباط ها غلط، مضر و خطرناک است.
او با عواطف و عقایدتان بازی می کند چرا ملعبه می شوید؟
او نه خواستگار است و نه طالب هدایت و نه مستعد هدایت
سن و شرایط امروز شما ؛ یک دخترخانم 30 ساله اصلا اقتضای چنین ریسک هایی را ندارد!
 
جایگاه و اهمیت خواستگاری رسمی را جدی بگیرید.


خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دختر خانم ها را فراموش نکنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1564  |  63 امتياز

فاطمه
از يزد
امضا شده : ۲۱ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۵۱
سلام مي خواستم بدونم چه طوري ميشه رفت به کربلاوزيارت امام حسين و با معرفت برگشت يا به طور کلي چطوري ميشه معرفت واقعي رو کسب کرد?
شهاب مرادی :سلام/ معرفت شما که امام حسین و ائمه شیعه را اولیاء و خلفاء خداوند و جانشینان برحق رسول خدا ص می دانید، واقعی و درست است ولی شاید کامل نباشد برای رفتن به سمت کمال این معرفت بدان که :
نردبان پله پله !
و با خواندن عقاید شروع کنید اگر کلاس باشد صدالبته بهتر است
و دقت در مفاهیم زیارات خصوصا جامعه کبیره
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6726  |  63 امتياز

رقيه
از كاشان
امضا شده : ۰۱ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۴۶
با سلام اقاي مرادي من با پسري در دانشگاه اشنا شدم بعداز 1سال اشنايي وعلاقه زياد دو طرفه من متوجه شدم عقايدمون كاملا شبيه هم نيست من در جواب خواستگاريشون شرط كردم كه بايد 1 مومن واقعي بشه تا جواب مثبت بدم حالا ايا اگه شرطمو قبول كردايا اين مومن شدن بدرد ميخوره چون فقط مسلمان شناسنامه اي هستش خواهش ميكنم نصيحتم كنين كمكم كنين .تشكر
شهاب مرادی :سلام/ منصرف شوید حتی اگر تغییر روش داد!

چشمتان را باز کنید ببینید آیا با همین خواستگارتان بدون هیچ تغییر و اصلاحی در رفتارش، عقایدش، وضع علمی و مالی‌اش می توانید زندگی کنید یا نه؟
و بر مبنای همین الان، کاملا واقع بینانه ، تصمیم بگیرید.
بنابراین از او هیچ تعهدی برای تغییر و اصلاح نگیرید و اگر خودش هم وعده و قولی در این زمینه داد اصلا توجه نکنید. بله ملاک حال فعلی افراد است
در یک انتخاب درست و ازدواج عاقلانه اگر فردا و فرداها، شرایط همسر و شرایط شما از هر جهت، هرچه بهتر شد سود زندگی مشترک است. نه پس از 10 سال زندگی، تازه بشود عامل انتخاب همسر !



يك نه ... (با این افراد ازدواج نکنید)

قبل از ازدواج و هشدارهای ضروری - 1
قبل از ازدواج و هشدارهای ضروری - 2
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5792  |  63 امتياز

يه دختر معمولي
از مشهد مقدس
امضا شده : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۰۰
سلام حاجاقا.خسته نباشيد. از اينكه زحمت كشيديد و به دانشگاهمون(فردو ي)اومديد ممنونم. سالاي قبل هميشه به عشق ديدن شما تو مردم ايران سلام صبح ها زود از خواب بيدار ميشدم.امروز وقتي اطلاعيه اومدنتون رو ديدم كلي خوشحال شدم با اينكه ديشب تا ساعت 3 تمرين تحويلي آماده ميكردم ولي از كلاسام زدم و اومدم كلي استفاده كردم .خداقوت كاش خوابگاه ميذاشت شبم ميومدم سخنرانيتون. 
من يه دختر 19-20 ساله م دانشجو تو مشهد.از يه خونواده نيمه مذهبي كه به ظواهر دين زياد اهميت نميدن.از وقتي اومدم دانشگاه عاشق اين اخلاقاي اسلامي شدم(مثل ساق دست كردن و جلوي نامحرم جوراب پوشيدن و...)كلي تشويق شدم راجع به دينم و مذهبم و امام زمانم كه قبلا فقط ميدونستم بايد دعا فرج بخونم و بس تحقيق كنم به جاهاي خوبي هم رسيدم ولي ميترسم چون سروكله خواستگارا پيدا شده و همشونم از نظر مذهبي هم خط خونواده منن ولي من نميخوام عقايدي كه با كلي زحمت اينجا بدست آوردم از دست بدم.تا الآن هم از خانوادم خيلي حرفا شنيدم كه اين مسخره بازي ها چيه و... دختراي فاميل ما همشون وقتي ازدواج ميكنن عقايدشون هم كمرنگتر ميشه من نميخوام اينجوري بشم.تصميم گرفته بودم با يك مشاور حرف بزنم وقتي اومدم سايتتون رو ديدم فهميدم بهترين مشاور كه منم عقايد و طرز فكرشو قبول داشته باشم شماييد.اگه ميشه راهنماييم كنيد.ببخشيد طولاني شد.روزتون بخير
شهاب مرادی :سلام/ ترس شما به جاست ولی راه ندادن خواستگار خوب نیست. تک تک با آنها صحبت کن و ابتدا فرصت بده خودشان را معرفی کنند و تو هم خودت را معرفی کن و در مسیر گفتگوهای صریح، محترمانه و شفاف به دور ار هیجان و جوگیر شدن به نتیجه بری که مناسب است یا نه. به دنبال پسری کاملا مثل خودت نباش با کمی تفاوت هم می شود زندگی خوبی داشت. هشدارها و پاسخ های مرتبط را در سایت دقیق مطالعه کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7024  |  63 امتياز

سروش
از تهران
امضا شده : ۱۴ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۰۱
باعرض سلام و خسته نباشید  
می خواستم به طور شفاف و دقیق بدانم که وظایف زن در خانواده چیست با سند اسلامی و معتبر . 
من در جایی شنیدم که کارهای منزل از قبیل نظافت و بخت و بز وظیفه ای نیست که اسلام ان را مقرر کرده باشد ولی چون اساس خانواده بر مبنای محبت بناشده است زن  
می تواند این کارها را از روی محبت و نه وظیفه انجام دهد والبته همانند مسیله شیر دادن به فرزندش که می تواند تقاضای اجرت نمایددر این مورد هم می تواند تقاضای اجرت ویا کارگر بنماید
شهاب مرادی :سلام/ مطلب شما درست است اما کامل نیست
چون فقط بخشی از حقوق زن است .برای انتخاب این مدل و سبک زندگی (لایف استایل) باید تمام جوانب آن یعنی حقوق، تکالیف و وظایف زن و شوهر را در نظر بگیرید، نه اینکه برخی از حقوق را در یک مدل و برخی اختیارات و وظایف را در مدل دیگر !
با توجه به غیر علمی بودن بسیاری از این دست مباحث و سنگینی سایه اقناع جمهور بر سر آن،انگیزه کافی برای تشریح و توضیح موضوع را احساس نمی کنم.

یک مدل خوب وکارامد:
...رسول خدا (ص): فاطمه جان کار داخل خانه با تو و کار بیرون خانه با علی.
در این سبک زندگی می بینید که به جای حقوق مدنی زمین محور ِدنیا مدار، قانون عشق و فداشدن برای هم، حکومت می کند.
حتی فاطمه(س) کارِ خانه را با خادمه (کنیز) نیز تقسیم می کند و...  الله اکبر.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1675  |  62 امتياز

سعيد
از تهران
امضا شده : ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۴۱
سلام حاج آقا از اوني که فکر مي کردم زودتر بهم پاسخ داديد 
... 
...  
دو مشکل دارم: 
1- بعضي اوقات با شورت تو جمع دوستانه هستم خجالت مي کشم چي کار کنم؟... 
2- از ازدواج مي ترسم در حالي تقريبا شرايط ازدواج دارم. نمي دونم چه طور اين مسئله را با همسر آينده ام در ميان بگذارم. 
من 24 سل سن دارم. 
کمکم کنيد. ممنون
شهاب مرادی :سلام/ 1. خوب خجالت هم دارد مردانه تر رفتار کنید مسئله حل می شود
آقا پسرها در منزل پوشش استخر و زمین تنیس را نداشته باشید. شلواری که پوشیدنش مناسب باشد (چه کنیم با این نظام نصف و نیمه ی آموزش؟)
2. به متخصص ارولوژی مراجعه کنید. با شیوه های علمی مشکل برطرف می شود .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1361  |  62 امتياز

بالا