آمار

بازدیدکنندگان: 4827482
حاضرین در سایت : 23 نفر
تست آمار روزانه
بازديد ماه گذشته : 265135
بازديد هفته گذشته : 17263
بازديد روز گذشته : 1945
بازديد سال جاري : 1522577
بازديد ماه جاري : 60349
بازديد هفته جاري : 241
بازديد امروز : 241
آمار از تاريخ:1388/1/28
نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7119 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 »

نامورودی
يلدا صبوحي
از تهران
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۱۳
سلام. 
مي بينيد؟  
همان وقتي كه دنيايم ويران شد بايد شما مشغول پروژه علمي شويد. 
خدا دنياي عجيبي برايم ساخته...
شهاب مرادی :سلام/ چرا ویران؟! مشکل را بنویسید.

[به یک دوستی که قبلا سوال کرده بود گزارش دادم ؛
حجم کار مطالعاتی‌ام زیاد شده و اشاره کردم بیشتر درسی و فقهی است ولی این اصلا به معنی تعطیلی سایت نیست. فقط زمانم محدودتر شده و بیشتر مثل امشب ، قبل یا بعد از نماز صبح ان شاءالله در خدمتم.]


جا دارد دوباره همه‌ی مراجعین گرامی را به سرچ و امتیازدهی و توجه به امتیازها برای سهولت دیگران در پیدا کردن پاسخ های مناسب تر توصیه کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8865  |  295 امتياز

nashenash
از تهران
امضا شده : ۲۸ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۴۶
سلام,مي خواستم بدانم آيا مي شود دعا را فارسي خواند؟ودر اين صورت آدم حاجت مي گيرد؟
شهاب مرادی :سلام/ بله میشود به هر زبانی دعا کرد ولی برخی مفاهیم در زبان عربی کامل تر و بهتر ادا می شود اما در مورد زبان مادری ؛ نه تنها می شود بلکه باید با زبان خودمان با او درد دل کنیم و مناجات کنیم.
ولی نه انحصارا فارسی بلکه آمیخته با عربی (مثل صلوات ، اسما الهی؛ الله ،رب ،غفور رحیم و... ،ادعیه قرآنی )
اما دعاهایی که از ائمه طاهرین علیهم السلام  نقل شده مثل "کمیل" ،"ابو حمزه"و... را عربی بخوانید و معانی آن را کم کم بیاموزید یا ترجمه اش را بخوانید.
مراقب باشید دچار وسوسه های شیطان نشوید!
هم عربی را بخوانید (چون لفظ دعا از زبان ائمه عليهم السلام صادر شده نور است و حيف است که شيريني آن را نچشيد و مزه نکنيد) و هم برخی اوقات فارسی و حرف دل.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4964  |  294 امتياز

حسن شالباف
از اهواز
امضا شده : ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۴۴
1- خانواده هاي سنتي اين چيزها رو لوس بازي مي دونن 
.در اکثر ازدواج هاي قديم عشق و علاقه جايگاهي نداشته 
.اختلاف سني بالا در بعضي خانواده ها مثل خانواده ما 
.پدر احساس مي کنه بچه هاش و همسرش پررو مي شن و قضيه پدر سالاري کمرنگ مي شه 
.پدر ها مخصوصا و مادرها بعضا تحمل شنيدن انتقاد رو ندارن 
.استفاده ابزاري از مطالب مطرح شده در جلسات در مواقع ديگه، يه چيزي شبيه خر بگيري خودمون، مي تونه يه عامل براي فرار از اين جلسلت باشه 
 
2-سعي کردم با انتقاد پذير نشون دادن خودم از پدر و مادر و برادرهام بخوام بعضي اوقات دور هم بشينن و در مورد مشکلات من نظر بدن 
تو همچنين شرايطي اغلب سر دل خودشون هم باز مي شه و حرفهاي خوبي زده مي شه، البته اگه در نهايت دعوا نشه! 
 
 
حالا نوبت شماست که جواب بديد 
الوعده وفا
شهاب مرادی :سلام/ متشکرم و سوال 2 را مجدد بررسی و پاسخ دهید.

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5303  |  293 امتياز

باران
از تهران
امضا شده : ۰۶ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۰۱
سلام حاج آقا.سال نومبارك. 
خواهري دارم 22 ساله.دانشجوي ترم آخرحقوق.دختر خيلي خوب و سنگينيم هست.امانميدونم چراهرچي خواستگار براش مياد اون نمي پسنده. 
اون قد متوسطي داره آيا به خاطراين مورد همه خواستگاراش نمي پسندنش؟؟؟ 
البته يه بار يكي گفت بهش ايشالله پيشه بابات بموني،يعني ممكن نفرين اون فرد هم اثر داشته باشه؟؟؟؟ 
چون از نظر خانوادگي مشكلي نداريم وهم پدرم وهم مادرم هردو تحصيل كرده هستند. 
به نظر شما اشكال از كجاست.
شهاب مرادی :سلام/ با هم گفتگو کنید. محترمانه و دور از ترحم و تحقیر یا خدای ناکرده سرزنش.
خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دختر خانم ها را به او یادآوری کنید.

معمولا علاقه مندی های یک طرفه دختر خانم ها شایع ترین عامل رد کردن خواستگار است.

جلسه ی گفتگوی خانوادگی مهم است.
به نفرین آن فرد توجه نکنید ولی اگر خواهرشما به او ظلم کرده حتما جبران کند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2555  |  291 امتياز

فاطمه
از تهران
امضا شده : ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۹
سلام: ببخشید میشه بفرمایید برادرتان به چه علت و در چند سالگی فوت کردند؟ 
تسلیت میگم 
یا علی. 
 

شهاب مرادی :سلام/ بسیار دلتنگ اویم ...
پیام شما بهانه ای شد تا دلی و سینه ای سبک کنم.

برادر نازنینم آقا محسن ؛هرچند از دانشگاه علم وصنعت در رشته مهندسی مواد فارغ التحصیل شد ولی همیشه افتخارش این بود که مداح اهل بیت (ع) و نوکر امام حسین (ع)است.
تسلط خوبی هم در ادبیات فارسی داشت. قبل از دوران مدرسه اشعاری از شاهنامه  و حکایت هایی از گلستان سعدی را حفظ بود و در نوجوانی محفوظات شعری او باعث تعجب بسیاری از شعرا ومداحان معنون بود.
 او در یک کلام عاشق و دلباخته ی آقا امیر المومنین (ع) بود.
همین عبارت هم نقش مزارش شد: دلباخته امیرالمومنین
 
از عوان نوجوانی در جلسات هیئت امام هادی علیه السلام در کنار مدیحه سرایی و ذکر مصیبت، دعای کمیل ،زیارت عاشورا و به ویژه زیارت جامعه کبیره را نیز از حفظ با صدایی دلنشین می خواند.
دو عنوان کتاب از او به یادگار مانده: زندگانی امام حسن مجتبی علیه السلام (چاپ انتشارات آخرین پیام) و زندگانی امیر المومنین علیه السلام (چاپ همان ناشر) که این دو اثر را در دوران تحصیل در دبیرستان (گسترش) به عنوان تحقیق درسی، نوشته بود.

این سخن بگذار تا وقت دگر...

محسن جان عزیز در 22 سالگی در20 آبان ماه 83 پس از تحمل یک دوره 110 روزه ی بسیار سخت بیماری به علت سرطان خون پرکشید.
یا حسین
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5267  |  288 امتياز

شقايق114
از تهران
امضا شده : ۰۴ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۲۶
سلام عليكم خدا قوت وتشکر از زحمات شما استاد  
دانش آموزي در زمينه مسائل اعتقادي ابراز مي کند که در خانواده آنها هنگام تولد نوزادي در گوشش اذان و اقامه نمي گويند چون معتقدند که بايد بگذارند آن شخص وقتي بزرگ شد خودش در مورد انتخاب دينش تصميم بگيرد حالا ايشان با 15 سال سن طبق سخن خودش هيچ ديني ندارد و باز طبق صبحتهايي که کرده کتاب تورات،انجيل و قرآن را مطالعه کرده و به کشورهاي مختلفي هم سفر نموده است ولي نتوانسته تصميم درستي بگيردو همچنين عمه ايشان طبق تشخيصي که داده اند به دين مسيحيت در آمده اند(ارمني شده اند) همچنين بايد بگويم ايشان فقط خدا را قبول دارند.واعتقادي به پيامبران،امامان و عالم برزخ و قيامت ندارد. حال مي خواستم شما بفرمائيد بايد چگونه با ايشان صحبت کرده يا اينکه شما کتابي را معرفي کنيد که بدرد ايشان بخورد يا در صورت امکان از مرکز مشاوره زندگي بهتر برايش وقت مشاوره اي گرفته شود. اگر خود شما باشيد که چه بهتر وگرنه شما خودتان لطف کنيد و يک مشاوره مذهبي مجرب معرفي کنيد با سپاس از زحمات شما و خدا قوت مجدد.خدانگهدار ملتمس دعا
شهاب مرادی :سلام/ چون مسلمان زاده است و بر فطرت اسلام به دنیا آمده مسلمان است حال چه اذان به گوشش خوانده باشند چه نخوانده باشند. اما این که هر مسلمانی باید با اصول تقلید نکند و خود به آن برسد درست اما شیوه تحقیق او علمی نبوده(البته اگر راست گفته باشد!) روش شناسی مهم است.
کمک به او سخت نیست اما قبل از مشاوره مذهبی چنین کیسی باید مورد مطالعه روان شناختی و مشاوره روحی روانی قرار بگیرد و تعامل خانواده اش در مراحلی لازم است.

اگر خودش مایل به مراجعه است من درخدمتم. البته وقت و نوبت ربطی به من ندارد. من فقط هفته‌ای نیم روز آنجا می روم.
و اگر کاملا موافق باشد مایلم چند جلسه با او درکلاس با حضور دانشجوبان مشاوره داشته باشم..
روش مناسب REBT است. چون موضوع مربوط به نظام باورهاست.

و در خصوص عمه و ارمنی [مسیحی]شدن!:

 تا امروز موارد معدودی را که از این دست دیده‌ام و به من مراجعه داشته اند بدون استثناء از یک یا چند اختلال روانی رنج می برده اند.
فرد سالم از لحاظ روحی این مشکلات برایش حادث نمی شود.پس خانواده ها باید از سر دلسوزی به آنها در درمان کمک کنند و در این امور حتما از مراکز مشاوره یا مشاورینی که در هر دو حیطه دین و مشاوره اطلاع دارند کمک بگیرند( مثلا آقایان مهدوی، محمودی و حجه الاسلام سرلک از مشاورین زندگی بهتر)

در ضمن ارمنی به اتباع ارمنستان یا ارمنی تبارها یا کسانی که زبان مادری آنها ارمنی است گفته می شود پس ارمنی ملیت است نه دین!
و ارامنه ایران عموما مسیحی هستند و مذهبشان گریگوری است.
بد نیست بدانید که فرهنگ ارامنه متاثر از فرهنگ ایران بوده چون ارمنستان سالهای سال جز ایران بوده و حدود 180 سال پیش (1206 هجری شمسی) از ایران جدا شده در زمان فتحعلی شاه قاجار طی معاهده ترکمانچای.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5589  |  283 امتياز

N.USA
از USA
امضا شده : ۰۹ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۰۵
با سلام. من خانمی هستم که در USA زندگی می کنم, در این مدت هم همیشه 
حجاب را به صورت کامل داشتم و به ان افتخار می کنم. اما دوستانم هر کدام کم کم حجاب خود را از دست داده اند و هر یک با دلایل محکم خود!!!!!! می گویند خدا به دل و نیت کار دارد و حجاب به این صورت در قران نیامده یا اینکه اول اخلاقمان اسلامی باید باشد تااینکه حجاب بزاریم و غیره.  
می شه لطف کنید آیات و احادیث معتبر و دلایلی مورد قبول نسل جدید ""خارج از کشور""" ذکر کنید که من بتوانم دوستانم را قانع کنم که حجاب هم جز اسلام و واجب هست. ممنون
شهاب مرادی :سلام/ 1.آفرین و خدا را شکر.
2. قانع کردن دوستان را در فهرست اهداف درجه یک خود قرار ندهید.
3. به نهی از منکر زبانی اکتفا کنید.
و مستحضر باشید
حجاب از جمله دستورات الهي است كه خداوند در قران كريم  سوره  نور ایه 31صریحا به رعایت  آن امر فرموده است .
معصومین بزرگوار علیهم السلام نیز در احادیث فراوانی به تشریح و تفسیر این دستور الهی پرداخته اند .
این که اوامر الهی را به بهانه های واهی زیر پا گذاریم از دامهای شیطان است که باید از آن به خدای بزرگ پناه برد.
دقت کنید : خداوند متعال هم با دل ما کار دارد و هم بااعمال و رفتارمان.
خداوند دستورات فراوانی برای ما ابلاغ فرموده است که در عمل باید بدان پایبند باشیم  و رسیدن به اخلاق پسندیده و پاکیزگی روحی منوط به عمل بدین فرامین است .
اگر خداوند بزرگ فقط با دل کار داشت لازم نبود مجموعه ای از باید ها  و نباید ها را  بیان فرماید .

این سخن دوستان شما به معنای ان است که یا خداوند هیچ دستور عملی صادر نکرده است یعنی نعوذ بالله پیامبران الهی به خدا دروغ بسته اند
و یا خداوند این دستورات را بدون هیچ هدف و غرضی بیان فرموده است !!
که بطلان هر دو گزینه بسیار روشن است  
در حقیقت این سخن دوستان شما از خود بی حجابی و بد حجابی خیلی خطرناکتر است چرا که بی حجابی فسق و گناه کبیره است ولی این گونه سخنان اگر جدی  و از روی اعتقاد بیان شود به معنای انکار حجاب و کفر محسوب می شود .
انسان مومن نباید تحت تاثیر کسانی که از راه صحیح دور افتاده اند قرار گیرد بلکه به روش درست و در حد امکان باید دیگران را  تحت تاثیر اخلاق و رفتار شایسته خود قرار دهد
شما که در محیطی غیر اسلامی زندگی میکنید بایدبیشتر در رعایت شئونات اسلامی بکوشید و در اجرای احکام الهی کوشا باشید در این صورت اجرتان بسیار بیشتر وثوابتان عظیمتر خواهد بود
بهترین منبعی که برای فهم و تفهیم درست مسئله حجاب می تواند برای شما مفید باشد کتاب مسئله حجاب اثر استاد شهید مطهری است .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2700  |  275 امتياز

سبحان 68
از اصفهان
امضا شده : ۱۵ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۸:۳۴
سلام حاج اقا خدا قوت ! 
حاجي دلم گرفته چه کنم؟ شما دلت مي گيره چه مي کني؟ چه دعايي کنم ؟  
دعام کنيد
شهاب مرادی :سلام/ من دلم بگیره (که زیاد می گیره) پناه می برم به مناجات با خدای مهربان و توسل به امام حسین علیه السلام و با اولین قطرها ی اشکی که سرازیر می شود دل آرام می شود.
اگر "گرفتن دل" را « دل تنگی » و پیام  لطف و مُحبت دوست تعبیر کنی اوضاع بهتر می شود
(تو را زکنگره عرش می زنند صفیر...) که یعنی بنده کجایی؟!

 چرا تو ای شکسته دل خدا خدا نمی کنی...

ذکر خدا و توسل از عوامل آرامش ، بهجت و نشاط قلب است.
خودت با خدا حرف بزن؛ محتوای سخن می تواند فرازی از هر دعایی که در آن لحظه دل از آن استقبال می کند باشد یا غزلی از حافظ یا دوبیتی هایی از بابا طاهر یا ...
مثلا: این فراز لطیف از دعای شریف ابو حمزه:

« إلهي وسيدي
وعزتك و جلالك لئن طالبتني بذنوبي لاطالبنك بعفوك ،
و لئن طالبتني بلؤمي لاطالبنك بكرمك ،
و لئن أدخلتني النار لاخبرن أهل النار بحـُبي لك
إلهي و سيدي إن كنت لا تغفر إلا لأوليائك وأهل طاعتك ،
فالى من يفزع المذنبون ؟ وإن كنت لا تكرم إلا أهل الوفاء بك ، فبمن يستغيث المسيئون ...»
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3395  |  270 امتياز

شازده كوچولو
از تهران
امضا شده : ۲۴ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۳۷
سلام. 
خوب هستيد حاج آقا؟ 
اين مدت كه نبودم روزاي خوبي هم نبود. 
راستش... 
يا دتونه خيلي قبل ترها كه دلم ناآروم بود بهم گفتيد آيةالكرسي بخونم و يه دعاي بينهايت آرامش بخش كه بعدها توي قرآن ديدمش؟ 
كم مي شه كه سعادت شركت در مجالس شما رو داشته باشم اما حساسيت و مخالفتتون با ذكرهای مدعیان (مندراوردی) و اينجور چيزا رو توي سخنراني تكيه تجريش يادمه. 
مي دونم كه حتماً دعايي هست كه با خوندنش حس كنم خودم و خانواده ام در پناه خداي مهربون هستند. و اينم مي دونم كه شما بهترين شخصي هستيد كه مي تونم ازش كمك بخوام. براي اينكه شما خداي مهربوني كه هميشه من پرستيدم رو برام معرفي كرديد. 
پيشاپيش ممنون 
و ياعلي
شهاب مرادی :سلام/ در این خصوص از امام صادق علیه السلام دعای مهمی نقل شده و فرموده اند 3 بار صبح و 3 بار مغرب خوانده شود
واقعا این دعای کوتاه و مختصر دعایی بسیارمهم و با تاثیری است:

« اللّهم اجعَلنی فی دِرعِکَ الحَصینَة التی تـَجعَـلُ فیها مَن تـُرید »

در حال خواندن دعا خود را به خدای مهربان سپرده واز او بخواهید شما را در دژ مستحکم و حصین خود محافظت کند از تمام بلاها و خطرات و گناهان

اخیرا عالم ربانی جناب حاج آقای فاطمی نیا -از قول حضرت آیه الله العظمی بهجت رضوان الله علیه- ادامه ای برای این دعا برایم نقل کردند؛
-فرموده بودند- بعد از 3 مرتبه بگویید:

 و مَن یعـنیـنی اَمرُهُ

و دیگران را در این دعا وارد کنید . لطفا ما را هم فراموش نکنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8391  |  268 امتياز

پريسا
از تهران
امضا شده : ۰۵ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۳۰
سلام 
امروز از 7 تير با تا کسي مي اومدم؛سر در جيب تفکر در حال خوندن کتاب اين مردم نازنين رضا کيانيان با رانندهاي مدعي مديتيشن و انرژي درماني و فرادرماني و صد البت فال واسطرلاب.موقع پياده شدن به دوخانم عقبي که محو فيوضات جناب راننده بودند گفت:شما کارتون درسته و براي اداي حاجات سرکاران عليه دعا ميکنم اما تو اي ضعيفه صندلي جلويي,در در قلبت بسته شده و چنين و چنان. 
فکر کردم ديدم يه زماني معني اسمم رو به آدمهاي غيرايروني بگم،ميگفتم يعني مثل پري؛شبيه فرشته؛LIKE ANGLE ولي مدتهاست چنين چيزي به کسي نگفتم؛چي شده و از کجا شروع شده درست يادم نيست. 
 
انگار جدي جدي قلبم از سنگ شده؛ سخت شده؛از کي شعر رو کنار گذاشتم نميدونم ولي ميدونم مدتهاست سراغ دفترهايي که نوشتم نرفتم،گذشته شبهايي که بيدار ميموندم و راه شب گوش ميکردم تا شعر جديد بشنوم؛ خيلي وقته که مولوي و حافظ و خيام رو فراموش کردم؛مدت زياديه که کلمات آهنگين و لطيف توي حرفهام بکار نميره.  
 
الغرض ياد دختر خانمهاي گلي افتادم که اسمشون رو گذاشتند غزل بدون اينکه حتي يک غزل بخونند ويا بدونند؛ 
 
ياد اونهايي که قبل از اينکه غزل درست زندگي کردن رو مثل اسمشون بگن،غزل خداحافظي رو خوندند؛ 
 
ياد اونهايي که شعر پابلونرودا رو ازبرميکنندولي روزبزرگداشت سعدي ازش ميپرسند سعديامردنکونام نميرد هرگز رو کي گفته گفت فکر ميکنم ناصرخسرو! 
 
عنوا اين يادداشت باعث شد من يک بار ديگه فکر کنم و غزل زير يادم بياد 
 
سمن بويان غبارغم چو بنشينند بنشانند - پري رويان قرار از دل چو بستيزنند بستانند 
بفتراک جفا دلها چو بربندند بربندند - ززلف عنبرين جانهاچوبگشايند بفشانند 
--------- 
و در آخر 
چنينم هست ياد از پير دانا- فراموشم نشد هرگز همانا 
که روزي رهروي در سرزميني- به لطفش گفت رندي ره نشيني 
که اي سالک چه در انبانه داري- بيا دامي بنه گر دانه داري 
جوابش داد و گفتا دام دارم- ولي سيمرغ ميبايد شکارم 



تو گوهر بين ز خرمهره بگذر- زطرزي کان نگردد شهره بگذر 
چو من ماهي کلک آرم بتحرير- تو از نون والقلم مي پرس تفسير 
روان را با خرد در هم سرشتم- وزان تخمي که حاصل بود کشتم 



مگر خضر مبارک پي درآيد 
ز يمن همتش کاري گشايد
شهاب مرادی :سلام/ مرحبا                   »»» آشتی با غزل
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2214  |  267 امتياز

اصغري
از تهران
امضا شده : ۱۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۰۲
آيا خواستگاري و بله برون بدون جشن وشادي در ماه محرم اشکالي دارد؟
شهاب مرادی :سلام/ نه اشکال شرعی ندارد
ولی روز عاشورا و تاسوعا که برای این قبیل امور، مبارک و مناسب نیست و کلا در نیمه اول محرم وهن عزای سیدالشهدا است و ماه صفر هم که کلا معروف به نحوست است
پس یا زود باش از الان یک هفته وقت دارید،
یا دو ماه به احترام امام حسین علیه السلام صبر کن تا خیر ببینی.
هر کسی به بساط روضه و عزای امام حسین احترام گذاشت عاقبت به خیر شد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6387  |  265 امتياز

هدي
از تهران
امضا شده : ۱۵ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۴۶
باسلام 
خيلي خيلي ممنونم از اينکه وقتتون رو گذاشتيد و سوالم رو خونديد وهمدردي کرديداما من مي خواستم بدونم اشکال کار از کجاست؟وراه حلش چيه ؟ البته ببخشيد من منظورتون رو از اينکه گفتيد باخطاهاي راهبردي خودم در آميزم چي بود؟اگه وقت نداريد کوتاه پاسخ بديد اما يه جوري که واضح باشه .بازهم ممنونم.
شهاب مرادی :سلام/ خطاهای راهبردی یا استراتژیک یک دختر خانم را می توان در مواردی مثل عاشقی یک طرفه، توهم عاشقی ، دوستی با نامحرم و روابط گناه آلود؛ (در هر حدی!؛ همین که عدم رضایت خدا در رابطه ای باشد برای سیاهی و بی برکتی آن رابطه کافیست) ، انتخاب نادرست همسر، جوگیر شدن، عدم استفاده از مشاوره با خبره و خردمند، بی توجهی به نقش اساسی خانواده اصلی در ازدواج و تشکیل خانواده جدید، عدم آگاهی از هویت جنسیتی ، سستی در فراگیری مهارتهای لازم برای انتخاب همسر و مهارت های زندگی مشترک موفق و ... دانست.

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3358  |  258 امتياز

مينا
از اروميه
امضا شده : ۱۰ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۴۹
باسلام خدمت حاج اقامرادي من يك مشكل دارم كه اصلا نمي توانم مقابله كنم ان هم خواب زيادي است وقتي كه به نماز صبح كه بلند ميشوم بعد نماز بلا فاصله خوابم ميگيرد البته اين رانيزبگويم من در دوران تحصيلي ام اين اگونه نبودم تا نصفها ي شب بيدار بودم وحتي خسته هم نمي شدم در سال 81 من برادرم راازدست دادم ازان موقع به بعد اينطور شده ام الا ن من دانشجو هستم واين خواب مرا رنج ميدهد در ضمن وقتي ناراحت ميشوم زودمرا خواب مي گيرد از كم خوني هم نيست چون من كم خون نيستم حالا چكا ر كنم خواهش مي كنم كمكم كنيد با تشكر فراوان التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ ظاهرا این حالت "فرار" است و فرار یکی از مکانیزم های دفاعی است.
احتمالا یک اختلال اضطرابی شما را رنج می دهد و تشخیص دقیق و درمان به گفتگو و مصاحبه بیشتری نیاز است. اصلا نگران نباشید و در شهرتان به یک مشاور روانشناس با تجربه مراجعه کنید ان شاءالله با پیگیری درمان، این مشکل به سادگی برطرف می شود.

اما خوب است بدانید:

نحوه برخورد اکثر خانواده ها با مصیبت و سوگ که در ایجاد افسردگی سهم بسزایی دارد، باید اصلاح شود.

در هر حالی ما باید با دو بال "صبر" و "شکر" در پرواز باشیم تا زمینگیر خوشی ها و ناخوشی ها نشویم.

با برادر فقیدتان خداحافظی کنید و به قول معروف او را به خدا بسپارید و راحت زندگی کنید.

در زندگی و موقعیت های طلایی خدمت به مردم و کسب رضای خدا، او و اموات فامیل و جمیع اموات مسلمین را سهیم و شریک کن.
گاهی برایش طلب مغفرت کن ولی بدان و به خودت یادآوری کن که زمان سوگواری تمام شده! باور کن!

فقط یک مصیبت همیشه زنده است و آن هم عزای خون خدا ؛حسین بن علی ؛ سیدالشهدا صلوات الله علیه است.
... کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا ...

با خانواده (خصوصا والدین)، فامیل و دوستان ارتباط داشته باشید این روابط خصوصا صله رحم و کارهای خیری چون اطعام(به غنی یا فقیر) ،کمک به دیگران و صدقه دادن و یاد خدا در بهبود تالمات روحی بسیار مفید و موثراند.
پاسخ مرتبط
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3544  |  251 امتياز

يه آشناي دور
از همين نزديکيها
امضا شده : ۱۸ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۳۶
دوباره سلام اقاي مرادي خسته نباشيد خوشبختانه امروز هم به خواست خدا تونستم از حرفهاي زيباتون بهرهمند بشم ولي يه سوالي ذهنم رو مشغول کرده و ناراحت  
شايد بگيد براي فرد 17-18 ساله زوده که از اين حرفها بزنه ولي شما امروز چند سوال رو مطرح کرديد که دختر خانومها بايستي براي شناختن خواستگارشان بپرسند {گذشته-فرهنگ خوانواده..} 
ولي خود شما بهتر از من ميدونيد که اکثر خانواده ها هيچوقت جلسه ي خانوادگي ندارند 
يا شايد امکان داره که فرد خود شخصي متدين باشد ولي خانواده ي فرد اينطور نباشند 
پس اين به اين معنا است که نميشود هيچوقت با اين فرد زندگي خوبي را شروع کرد؟ چون فرهنگ خانواده ها فرق ميکند؟ پس اين فرد هيچوقت معناي خوشبختي رو نميفهمه؟ اين سوال کمي مربوط به مشکل من هم ميشه . 
هميشه ميترسم از گذشتم بگم گذشته اي که پر از تلخي هاست و سعي ميکنم فراموشش کنم ولي واقعيت اينه که گذشته قسمتي از منه نميتونم جداش کنم. من بر خلاف خانوادم فرد متديني هستم{نميخوام از خودم تعريف کنم}و براي نگه داشتن اعتقاداتم خيلي سختي ها رو تحمل ميکنم با وجود اينکه کسي منو نميفهمه و در خانه ي خودم احساس تنهايي ميکنم. 
با حرف شما پس من ديگه هيچوقت نميتونم حتي در آينده به ازدواج فکر کنم چون به اعتقاد من فرد مقابل بايد بيشتر از خود آدم ديندار باشه و حتما خانواده هابا هم دچار مشکل ميشن حتي گاهي وقتها اينقدر از پدرم ميترسم که نميتونم حتي بهش سلام بدم چه برسه باهاش حرفم بزنم  
مادرم هم وقتي از ازدواج حرفي به ميون مياد ميگه من نميذارم قبل از 30 سالگي ازدواج کني . 
ديگه مهم نيست. 
شايد حق با شماست ولي من تسليم گذشتم نميشم يا تحقير هاي اطرافيانم. 
باز هم متشکرم. يا حق.التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ اولا شنیدن این حرفا و سوال کردن زود نیست بلکه به موقع است.
دوم اینکه گفتن از گذشته و خانواده اگر منطقی و واقعی باشه مفید است و ضروری.
چقدر خوب گفتید که شما [بخشی از] همان گذشته تان هستید .
دخترها و پسرهای بسیاری شرابط خانوادگی تو را دارند.
تفاوت های خانوادگی و فرهنگی مهم است ولی تا حدودی بسیاری از تفاوت ها قابل مدیریت است.
نظر مادر شما از لحاظ دینی و انسانی غلط است.
تلاش کنید گام به گام با اهالی خانه ارتباط و دوستی برقرار کنید و جلسات گفتگوی خانوادگی را سامان دهید.
سوم از پیام های متعدد شما گذشته ی بدی احساس نمی شود لطفا بیشتر توضیح دهید.
چهارم لطفا ضوابط را رعایت فرمایید و از اسم ثابت استفاده کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2112  |  249 امتياز

فاطمه سادات
از تهران
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۰۴
سلام: 
براي سلامتي، طول عمر وتوفيق روز افزون مقام معظم رهبري حضرت ايت الله خامنه اي : 
صلوات
شهاب مرادی :سلام/
اللهم صل علی محمد وآل محمد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7250  |  245 امتياز

sara
از mashhad
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۱۹
سلام حاج اقا.. 
اولا ممنون بابت پاسخي که بابت نامه اولم دادين ... 
راستش حاج اقا دوباره به کمکتون نياز دارم... 
همون طوري که گفتم اون اقا اومد مشهد و همو ديدم...از نظر ظاهر و عقيدتي هم کاملا مثل هم بوديم ... 
راستش قصد اين اقا جدايي بود ولي با ديدن من وحرفام نظرش عوض شد..ما خيلي راجب ازدواج و شدنش حرف زديم و به اين نتيجه رسيديم که ميشه ولي سختي و مشکلات زياد داره.... و زمانشم خوب.. 
شما گفتيد ايشون تو رودربايستي مونده ولي خودش ميگه نه... 
راستش از وقتي ايشون برگشتند زندگي براي جفتمون هدف دار و معني دار شده و يا به قول خودش مسئوليتمون سنگين تر....حاج اقا اگه ميشه از اينجا به بعد خصوصي باشه...ممنون 
ايش ن 21 ساله وي ... 
يک اتاق کوچولو با امکانت اوليه... 
توکل و ايمان و تلاش بايد داشت... 
راستش من هم 21 سالمه و دانشجو ام... 
حاج اقا خودتون ميگيد که موقعيت ازدواج از دست نديد..منم نمي خوام....مي دونم خانواده من ايشون تاييد مي کنند چون مثل خودم و خودمون هستند و فردي نجيب و مذهبي... 
شايد بگيد اين شناخت سطحيه ولي حاج اقا خودتون گفتين نماز خوندن طرف و دعا خوندنشو ببنيد...منم ديدم..ايشون نماز شب مي خونند و مسجد هم زياد ميرند و قران هم الگوش مي دونه...راستش نمي نوتم بگم کاملا مذهبي ولي مذهبيه...ايشون به قول خودش تو اين خط نبوده ولي حالا که اين اتفاق براش افتاده و اين موقعيت پيش اومده مونده چي کار کنه و چطوري باهاش کنار بياد...چطوري همه چيو جمع کنه.... 
حاج اقا به نظر من ايشون يکي از بهترين موقعيتايي که برام پيش اومده و ممکنه که ديگه پيش نياد..به خاطر اينکه کاملا و جدا هموني هست که هميشه مي خواستم و ازروم بوده و تمام کردار و رفتارمون شبيه هم هست...حتي نوع سختي هايي که کشيديم...واسه همين تصميمو گرفتم تا بهترين موردي که دارم برسم... 
حاج اقا من خودمو خوب مي شناسم و خانوادمو و موقعيتمو...من شکر خدا فرد صبوري هستم در قبال مشکلاتي که تا حالا داشتم...ولي مي دونم که هم چين موردي پيش نمي ياد برام... 
راستش شايد باورتون نشه ولي من ايشون هديه خدا مي دونم و تمامي لحظات ايشونو از خدا خواستم و توکلمو کردم...راستش به اين نتيجه رسيدم هديه خداست... 
راستش امروز از من خواست تا مشورت کنيم،مطالعه کنيم تا اولا ببينيم اين کار ميشه ..خوبه که بشه يا نه..به نفعمونه...راستش من مطمئنم که به نفعمه..چون در کنار کسي زندگي مي کنم که دوسش دارم و هميشه منتظرش بودم و تمام کارهاش مثل خودمه...و اينکه چطوري ميشه سريع تر بهم رسيد..شرايط زودتر مهيا کرد..در رابطه با رابطمون قبل ازدواج..اسون تر شدن سختي هاش..کوتاه تر شدنش...و در واقع شدنش.. 
حاج اقا ما همو دوست داريم وهمو مي خوايم..د. من به شخصه حاضرم هر گونه سختي تحمل کنم و مي دونمم که سخته ..ولي چون معتقدم خدا باهامه و توکلم به اوست کممکون مي کنه..اين اقا همينو ميگه..ميگه خدا تو کاري که خودش گقته تنهامون نمي زاره...حاج اقا اينکه چطوري خانواده ها در جريان بزاريم؟؟؟؟بهشون بگيم؟؟؟؟؟؟؟؟راس تش مشکل بزرگ ما الان مشکلات ماليه... 
راستش از شما مطمئن تر و بهتر پيدا نکردم...شما هم تجربتون زياده و حتما مورد هايي مثل ما ديديد...و کمکشون کرديد... 
حالا منم ازتون مي خوام که بهمون کمک کنيد .سختي هاشو قبول کرديم...1-.اينکه ميشه يا نه؟؟؟ 
2-چطوري راه شو بهتر و سريع تر فراهم کنيم.چطوري سختي ها تحمل کنيم..تلاشمون بيش تر کنيم....تا هم خدا راضي باشه و هم خودمون...تا به هدفمون که کماله و با ازدواج ميسر تر ميشه برسيم. 
3-اصلا حاج اقا به نظر تون تو اين شرايط الان همين حالا ميشه يا نه؟؟؟؟؟من که امادگيشو دارم ولي ايشون فکر نکنم... 
4-کسايي بودن مثل ما؟؟؟؟..چي کار کردند؟؟؟؟ 
.به دو تا جوون که فقط خدا دارند و دستاشون خاليه ولي همو دوست دارند و مي دونند بهترينند براي هم و مي دونند سختي پيش رو شونو کمک کنيد....ممنون...وا عا..در ضمن محتاج دعا تونم هستيم...خيلي زياد..ببخشيد طولاني شد ولي جدا به کمکتون نياز داريم..ايشالله با دعا تو حرم اقا جبران کنم....ممنون
شهاب مرادی :سلام/ او هنوز خواستگارشما نیست و ظاهرا همچنان تحت شرایط و فشار عاطفی شماست.و این احتمال موفقیت را کم می کند.

« تا کسی رسما و مسئولانه و با برنامه روشن و عملیاتی به همراه خانواده‌اش به خواستگاری شما نیامده، او را خواستگار ندانید!»

حال شما را درک میکنم ولی ضرورت تفکر و تدبیر را هم نباید فراموش کرد.
همیشه احتمال وجود "چاهی" بعد از "چاله" وجود دارد مراقب باش.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1901  |  242 امتياز

محمد 46329
از تهران
امضا شده : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۳۵
باز هم سلام: 
ديشب تو هيئت فاطميه مجمع الانصار دو تا ذكر و صلوات رو متذكر شديد كه تو روز بكار ببريم و گفتيد اول سايت هست ولي كو؟
شهاب مرادی :سلام/ عرض کردم سرچ کنید: search
 

اما آن موارد:
1. چهارقل و آیة الکرسی را بسیار بخوانید و تفکر کنید تا دل آرام تر شود.

2.  و «اعوذ بالله السميع العليم من همزات الشياطين واعوذ بالله ان یحضرون ان الله هوالسمیع العلیم » را هر روز 10 مرتبه ، قبل از طلوع و قبل از غروب بخوانید.

3. روزه ی مستحبی روزهای 
پنجشنبه های اول و آخر ماه و چهارشنبه وسط ماه قمری برای غلبه بر وسواس سفارش شده

4.
اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی، الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری، الصدیق الشهید، صلاه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3243  |  236 امتياز

ياس کبود
از تهران
امضا شده : ۲۴ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۵۸
با سلام  
دختر 18ساله اي دارم که يک پسر همسن خود ازطريق چت روم وبعد تماس تلفني عاشق شده وميگويد ميخواهم بااوبيرون بروم تا بيشتر بشناسمش در ضمن مااز خانواده مذهبي هستيم من چه برخوردي بايد کنم سر اين مسئله مرتب بحث داريم لطفا راهنمايي کنيد
شهاب مرادی :سلام/ چند نکته را عرض می کنم لطفا دقیق بخوانید:

1. چت خطرناک است و معمولا موجب ساخته شدن علاقه های وَهمی و غیر واقعی و عاشقی های خیالی! می شود و زمینه‌ی مساعد برای رفتارهای پرخطر است و دام شیادان و ...
2. به علاقمندی پسرها زیر 20 سال اعتماد نکنید.
3. هر علاقمندی ای باید با انجام خواستگاری رسمی از سوی پسر و خانواده اش چک و تایید شود. یعنی علاقه‌ی بدون خواستگاری فوری و رسمی، تقلبی است و می تواند بهانه ای برای ارتباط و ارضای نیاز بدون مسئولیت و...!
4. این آقا پسر بر خلاف دخترخانم های هم سن و سال خود، آماده ازدواج نیست و به مصلحتش هم نیست؛ و ازدواج برای او زوده! غیر از جنبه های شخصیتی و. هیجانی، سربازی، تحصیل و شغل و... همه موضوعات مهمی هستند.
در حالی که 19-18 سالگی، پیک خواستگار برای دخترهاست که عموما با ناشی گری خوانده ها این فرصت های ازدواج های واقعی از بین می رود و خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دخترها کلید می خورد.
(در این باره مکرر گفتم و نوشتم سرچ کنید و بخوانید.)
5. چرا بحث؟ گفتگوی موثر و فعال و قاعده مند و عاقلانه را جایگزین بگومگوهای بی ثمر کنید که خداوند "قیل و قال" را دوست ندارد!
6. نظر پدرش در مورد این آشنایی و مراحل تکمیلی آن چیست؟
  اگر نمی داند، چرا؟
  و یا اگر نظری ندارد، چرا؟؟؟ و
7. آیا شما فقط بیرون رفتن دو نامحرم را بد می دانید یا چت کردن یک دختر 18 ساله را هم ناپسند می دانید؟

و نکته آخر:
8. ظاهرا نقش و جایگاه مادر بودن خودتان را در حد یک دوست همسن و یک همکلاسی پایین آورده اید که رفتار دور از تدبیر و دور از وقار و عفاف او را نتوانستید هدایت کنید.
 مراقب جایگاه خودتان باشید.
منظورم خشم و دعوا و تنبیه نیست اصلا چون نتیجه‌ی مطلوبی هم ندارد.
بلکه فراگیری مهارت مادری و کسب تخصص والد بودن منظورم است تا با مدل درشتی و نرمی به هم در، به است در یک کلام مادری کنید تا با رفتارتان که باید آمیزه ای از "مهربانی و رٱفت و عقل و تدبیر" باشد، بتوانید فرزندپروری کنید و آنها را باربیاورید و رشد بدهید؛ نه کنترلِ محض ، هرچند بسیاری از والدین علی رغم تلاششان در همین کنترل هم ناتوانند! کنترل به مراتب سخت تر از تربیت کردن است و انرژی بیشتری می طلبد و مکرر و تکراری است و ...
این خوب است که مادر با فرزندش رفیق باشد ولی رفاقت با بچه ها به مفهوم از دست دادن جایگاه نیست!
شما بدون اقتدار و نفوذ و بدون قدرت معنوی و مادی و اتوریته‌ی لازم (فرانسوی: Autorité) حتی نمی توانید برای سعادت فرزندانتان به وظایف و تکالیف ساده شرعی خود عمل کنید یعنی حداقل های تربیت دینی ، چه رسد به رشد و تعالی فرزند و حتما عندالله -سبحانه و تعالی- مسئول خواهید بود و خدای نکرده شرمسار.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4733  |  235 امتياز

لیلا
از اصفهان
امضا شده : ۰۸ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۴۷
با عرض سلام وخدا قوّت به شماو باعرض تشکر از برنامه های شما در صداوسیما امیدوارم که همیشه موفق و موید باشید. 
من دختری 27ساله هستم ودر خانواده متوسطی بزرگ شده ام ومشکلاتی دارم که می خواستم از شما کمک بگیرم بدین شرح که همیشه وابستگی شدیدی به مادرم دارم وهیچگاه بدون مادرم نمی توانم جایی روم ویا کاری انجام دهم وگاهی وقتها از این مسئله رنج میبرم مواقعی که به بیرون از خانه میرویم حتی یک لحظه هم نمی توانم از مادرم دور 
شوم همیشه از جامعه وافراد درون آن می ترسیدم واعتماد به نفس کمی داشته ام ونسبت به هر کسی بی اعتماد هستم و ناامید لطفا" مرا راهنمایی کنید که چطور میتوانم اعتماد به نفس زیادی داشته باشم. 
قبلا"ازراه نمایی شما خیلی ممنونم .
شهاب مرادی :سلام/ نداشتن اعتماد به نفس اغلب حاصل نشناختن تواناييهاي فرد است ویا نبودن فرصت بروز آن تواناییها.
از اين رو جرات نمي کند هر کاري را که مي خواهد انجام دهد و اين حالت به انسان حس ناتواني ترس و بي لياقتي مي دهد.
راه تقويت اعتماد به نفس اين است که به جاي نگراني و ترس قدم به قدم توانمنديهاي خود را بروز دهيد.

براي مثال يک بار که با مادرتان بيرون ميرويد شما از خانمی  ساعت را بپرسيد. در گامهاي بعدي در کنار او باشيد ولي شما قيمت کالايي را بپرسيد و يا چيزي بخريد. شما به تلفن ها جواب بدهيد. کم کم گاهي تنها فقط مسافت کمي در خيابان راه برويد و برگرديد. و...

هر کدام از اين گامها يک موفقيت محسوب شده و کم کم ترس شما کمتر مي شود.

اگر فقط بنشينيد و غصه بخوريد نااميدي بر شما مسلط مي شود.
براي اين که در آينده زندگي موفق و شادي داشته باشيد نياز به اعتماد به نفس و ابراز وجود داريد.
پس از همين امروز شروع کنيد.
لینک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1108  |  233 امتياز

ا.ط59
از مشهد
امضا شده : ۰۴ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۳
سلام حاج آقاي مرادي 
قبل از هرچيز سال نو را تبريك عرض مي كنم نمي دانم اصلا پيام هاي من به دست شما رسيده يا نه آخرين اون براي رفقاي شهيدم بود كه در حادثه جاده انديمشك سوختند و پروانه وار به ديار باقي شتافتند جستجو كه كردم مطلب من نبود فقط يه مطلب بود از يه كاربر ديگه راجع به دانشگاه خيام به هرحال يه بار ديگه مي گم خدمتتون 24سال سن دارم و ماههاي آخر خدمت را مي گذرونم مدرك فوق ديپلم سخت افزار و براي شغل آينده خود هم برنامه ريزي كردم و دوست دارم ازدواج كنم بدون در نظر داشتن فرد خاصي ولي از مطرح كردن اين موضوع براي مادر يا خواهرانم خجالت مي كشم اگر امكان دارد مرا راهنمايي كنيد.
شهاب مرادی :سلام/ مشکل اکثر خانواده ها نبود ارتباط کلامی موثر و گفتگوی خانوادگی در قالب جلسه خانوادگی است اگر شما جلسات خانوادگی را بتوانید در خانه تشکیل دهید به تدریج و به سهولت تمام حرفهایتان شنیده می شود.
یک زبان و دو گوش
بگو عزیزم!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1216  |  227 امتياز

بهتره نگمامضا شده : ۱۴ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۴۶
آقاي مرادي سلام ازتون خواهش ميكنم پيغاممو تا آخر بخونيد ميدونم شايد حالا حالا ها جوابمو نديد ولي حاج آقا بدجور تو عذابم .گذشته بدي داشتم خدا كسي رو سر راهم گذاشت كه قدرشو ندونستم .خيلي تو زندگيم اشتباه كردم خيلي گناه كردم.من 19 سالمه تقريبا 20 سال . بدجور بعضي وقتا احساس ميكنم به خدا نزديكم شايد درست نباشه گفتنش ولي بعضي وقتا مثل الان كه ياد خدا مي كنم بي اختيار گريم مي گيره.خدا يك عشق گذاشت تو زندگيم كه سرچشمش خودشه باور كنيد وقتي يادش مي افتم يك دردي تو وجودم حس مي كنم كه نميشه تو كلمه ها جا داد .خدا تنها كسيه كه دارم ولي بازم با بعضي گناها از خودم دورش ميكنم .شما به عشق اعتقاد داريد؟اون كسي رو كه دوست دارم منطقيه يعني براي خودش استدلال داره . حاج آقا بهش گفتم كه بهش علاقه دارم.من سن پاييني دارم .دوست دارم تو زندگيم تلاش كنم يعني از خدا مي خوام كه به هردومون كمك كنه تا اخلاقاي خوب رو تو خودمون پرورش بديم . يعني به قول امام سجاد(ع) خوبي خدا رو از خودش مي خوام براي هردومون.ولي ميترسم حاج آقا ميترسم از دستش بدم .نميدونم شايد صبر بهترين راه باشه ولي ميترسم.از گناه كردن هم ميترسم .حاج آقا باور كن اين حرفارو به هيچ كس نگفتم .باور كنيد هر چي دارم به خدا ميگم همه كسم اونه آخه فقط اون منو درك ميكنه.تورو خدا راز داره من باش برام دعا كنيد. بدجور تنهام.من نمي خوام زندگيشو خراب كنم دوست دارم به اميد خدا يك زندگي خوب بتونيم با هم بسازيم ولي من هيچ وقت نميتونم حاج آقا حرفمو درست بگم .سر قنوت نماز اين دعا رو هم مي خونم رب اشرح لي صدري ويسرلي امري .... .حاج آقا همش فكر ميكنم هيچ كس حرفامو جدي نميگيره البته ببخشيدا ميگم (حتي شما).باور كنيد دلم ميخواد خودمو بسازم ايرادامو رفع ميكنم ولي باور كنيد ميترسم . پدر مادرم رو خيلي دوست دارم ولي اونا اخلاقاي بدي دارن سعي ميكنم احترامشونو نگه دارم ولي بعضي وقتا بدجور بهم ميريزم.يعني بايد چي كار كنم. دعام كنيد.
شهاب مرادی :سلام/  نوع رابطه ای که شما با خداوند دارید هدیه و موهبتی از جانب خدا به شماست.
مطالعات ديني را زياد کنيد انجام برخي عبادات مستحب(درحد نشاط) در ارتقاي روحيه معنوي موثر است.
اینکه کسی اکثر اوقات خدا را حاضر و ناظر و به خود نزدیک ببیند و از خطاهای گذشته پشیمان باشد و در عین حال زیباییهایی را که در زندگی می بیند از جانب او بداند همه نشانه های رابطه ای توام با معرفت با خداوند است.
عشق نیز میتواند یکی از این موهبتها باشد به شرطی که با گناه و هوس آلوده نبوده ، منطقی و واقع بینانه باشد.
اگر شما واقعا فرد مورد نظر را برای زندگی مناسب و همتراز خود تشخیص میدهید و او نیز به شما علاقه دارد با توکل بر خدا حرکتی جدی را برای رسیدن به اهدافتان شروع کنید.
جستجوی شغل مناسب و سپس خواستگاری از او گامهای اولیه این حرکت است.
تلاش و پشتکار و امید شما برای ساختن آینده نیز میتواند حمایت دیگران و مخصوصا خانواده را برای شما بهمراه بیاورد.
او نیز اگر واقعا شما را برای زندگی مناسب بداند حتما تا رسیدن به شرایط مطلوب برای ازدواج صبر خواهد کرد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1280  |  225 امتياز

جعفري 8589
از اصفهان
امضا شده : ۱۱ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۳۸
با عرض سلام خدمت حاج اقا مرادي  
من دختري 27 ساله و مجرد هستم مدتي پيش در اينترنت سايتهايي هست که داستانهاي س ک سي وجود دارد ايا خواندن اين مطالب در صورتي که همراه با لذت باشد گناه محسوب مي شود اگر بله چگونه تمايلم را نسبت به خواندن اين مطالب کم کنم لطفا کمکم کنيد من نمي خواهم خدا ازمن ناراضي باشد
شهاب مرادی :سلام/ بله و بسیار مضر است.
1. به سادگی تصمیم بگیرید و خودتان را برای اجرای تصمیمات عاقلانه تشویق کنید.
2. برای استفاده از اینترنت، «از قبل» برای خود با برنامه زمانی (چند دقیقه کانکت باشی)، و کجا بروی (آدرس های مشخصی را پیش بینی کنید مثلا سایت های 4.3.2.1...)
3. ایمیل های گروهی مشکوک وغیر اخلاقی را باز نکنید و برای فرستنده آن عدم تمایلتان را برای دریافت ایمیلهای ناشایست اعلام کنید
4. از فیلتر شکن استفاده نکنید
و به خودت کمک کن تا از وبگردی های مضر دور شوید!
لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2010  |  224 امتياز

گناهکار
از tehran
امضا شده : ۲۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۴۰
سلام جناب مرادي طاعاتتون قبول حق 
 
لطفا خصوصي 
 
دختري هستم... 
 
 
 
حالا خلاصه کلام-من از کثيف بودن بدم مياد.مي خوام توبه کنم اما ... 
شايد من و مشکلم ارزش نداشته باشيم اما تورو خدا بگيد اگه توبه کنم خدا مي بخشدم؟حق اون ... چي ميشه؟ 
 
حاج اقا من به خاطر مشکلات هورمونيم خيلي مشکلات داشتم که خدا ميدونه 
 
تورو خدا بگين اي ن نماز روزه هام رو مي پذيره خدا؟توبه کنم ... 
من بد هستم مي دونم اما خواهش مکنم کمکم کنين مثل خوره به جونمه و شکه توبه و اينکه حدا ببخشدم مي ترسونتم 
 
التماس دعا-خدافظ
شهاب مرادی :سلام/ خدا مافوق تصور و خیال تو مهربان و آمرزنده و بزرگ است.
نترس توبه کن و تصمیم بگیر تکرار نشه.
اگر بیان موضوع و عذرخواهی از آن خانم مشکلاتی را برای شما درست می کند نیازی به عذرخواهی از او نیست.
نماز و روزه ات را محافظت کن
و مراقب باش شیطان با وسوسه های مکارانه اش و در قالب سرزنش و ملامت، تو را از نماز و عبادت جدا نکند.
در این سحرهای ماه رمضان آغوش رحمت بی نهایت خدا در انتظار هر توبه کننده ایست.
یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1684  |  218 امتياز

سارا
از مشهد
امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۲۸
سلام.وقت بخير 
به نظر شما ادامه آشنايي دختر و پسربراي ازدواج،از طريق خانواده در ماه محرم اشکال دارد؟يعني اينکه دومين جلسه آشنايي يا همان خواستگاري وارد روزهاي محرم شود.آيا بايد به خاطر محرم اين آشنايي به بعد از محرم و صفر موکول شود يا اشکالي ندارد
شهاب مرادی :سلام/ سعی کنید دهه اول را به روضه و هیئت و عزای امام حسین اختصاص بدهید تا زندگی با برکت تری داشته باشید و بعد از دهه اول و عاشورا هر کاری دارید انجام بدهید.
»»» اصغری از تهران
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4181  |  212 امتياز

پريسا
از تهران
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۳۰
سلام و ممنون که خونديد.من در مورد شيفتگي ميخواستم بنويسم.به نظر من آدمها در سطح عاطفي هم بايد همديگر رو بشناسند.اگر تعهدي و اخلاقيات نباشه چه فرقي با دوستي دختر و پسر 18-19 ساله داره که زود فراموش ميشه.چطور ميشه با کسي زندگي کرد که نميتونه ويا بلد نيست محبتش رو اظهار کنه(قابل توجه خودم!!!!!!). چطور فقط با چند جلسه صحبت رسمي ميشه فهميد با يک کوه يخ طرفيد(بازم خودم!! ) يا يک ادم نرمال با همه دغدغه هايش و با همه احساساتش و نگرانيهايش.من فکر ميکنم هر کسي که بدونه هدفش چيه و براي چي ميخواد ازدواج کنه واز زندگي چه انتظاري داره بيخود شيفته نميشه.منظورم اينه که يک دختر و پسر نرمال که هدفشون از اشنايي زندگي مشترکه دليلي نداره که در ابتدا عاشق و واله هم بشند 
ولي ميشه يک علاقه مبتني بر عقل و فکر داشت نه در اول کار بلکه وقتي که ادم بفهمه اين اشنايي ميتونه به جاي دلخواه برسه. ولي باز هم اعتقاد دارم ادمها در سطح عاطفي هم بايد از هم چنددرصدي مطمئن بشند(بد فکر نکنيد).اميدوارم مهارت شنيدنم خوب باشه!!!مرسي که باز هم ميخونيد.اگر جوابي بود باز هم مينويسم.
شهاب مرادی :سلام/ شما در کنار ذکر اهمیت هوش هیجانی و عاطفی به یک اصل مهم در این گفتگو ها اشاره دارید: هدف گفتگوهای ابتدایی دو نفر پس از جلسه خواستگاری؛
هدف: شناخت درست و دقیق از هم با خودداری از شیفته سازی خود و دیگری است ، تا هر یک ببینند آیا با همین وضعیت و شرایط طرف مقابل می تواند به عنوان همسر با او زندگی کند یا نه؟
معمولا هیجان و عواطف و احساسات تمایل طرفین را به گپ زدن بی ثمر و صرفا لذت بخش بیشتر می کنند تا گفتگوی هوش مندانه ،محترمانه و هدفمند.
هوش هیجانی مهم است.
با توجه به متن شما نباید به خودتان نسبت هایی چون کوه یخ و... را بدهید. شما به انعطاف نزدیکترید تا صفت دیگر.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4911  |  208 امتياز

راضيه دادفر
از اصفهان
امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۲۸
باسلام خدمت استادمحترم وعزيزم ميخواستم بدونم چرا با مهريه ي كم مخالفيد.اصلا بهتره مهريه در چه حدودي باشه؟بسيارمتشكر م.التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ لطفا دقت کنید! با تحمیل «مهریه کم» به دختر (از ناحیه خانواده پسر) مخالفم!
 و همیشه با تشویق و زمینه سازی فرهنگی «مهریه کم» از ناحیه دختر و خانواده دختر موافقم. »»»لينك
ما نباید حق یک دختر خانم را در مورد تعیین میزان مهریه اش ندیده بگیریم.
مهریه متوسط و متعادل و معقول موافقم.
مثلا از 14 تا 110 تا سکه بسیارخوب است و 300 و400 هم بد و ناپسند نیست.

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1735  |  207 امتياز

غزل
از تهران
امضا شده : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۲۶
مدتي چار افسردگي شدم و زماني اين افسردگي بيشتر شده كه يكي از اقوام ازم خواستگاري كرد و جواب من منفي بود و ايشان هم مداوم با پيام وحرفاش تهديد ميكند و مي گويد اهم دامنت را ميكيرد و من هم خيلي ميترسم كه مبدا اهش دامنم رابگيرد و اين مسله خيلي منا را بهم ريخته است خاهشمندم راهي نشانم دهيد وكمكم كنيد كه كمي ارامتر شوم
شهاب مرادی :سلام/ به این حرفهای "خاله زنکی" اصلا اهمیت نده و توجه نکن.
از این پس او را مزاحم تلقی کن! نه یک خواستگار. و گاهی با مزاحم برخورد تند لازم است.
در این مورد با خانواده ات مشورت کن.
 آه و نفرین یعنی چی؟! مگر تو ظلمی کردی در حق او؟ خواستگاری کرده و دلت نخواسته جواب مثبت بدهی حتی اگر بهترین انسان بوده. جای آه کشیدن و ناله نیست!
این چه عاشقی است که تو را تهدید و نفرین می کند؟؟؟؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4096  |  202 امتياز

عباس مهدوي
از اراك
امضا شده : ۰۹ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۰۸
به نام خدا 
سلام و خسته نباشيد نماز و روزه هايتان مورد قبول حق تعالي ان شاء الله براي ما هم دعا بفرماييد 
حاج آقا بهترين راه براي تدبر در آيات قرآن چه مي باشد؟ 
اخيرا تصميم گرفتم پس از چندين بار شكست در حفظ قرآن ترجمه ي آن را ابتدا حفظ كنم نظر شما چيست؟ 
تا پيش از رمضان دايم دلم برايش تنگ مي شد ولي اكنون كه تنها 12 روز به پايان آن مانده عملا مي بينم از آن استفاده نكرده ام براي اين دوازده روز باقي مانده چه پيشنهادي داريد 
يا علي
شهاب مرادی :سلام/ تلاوت قرآن به جای خود به عنوان یک عبادت مستقل انجام دهید و مطالعه ترجمه و تفسیر قرآن را هم به عنوان یک عبادت دیگر در وقتی دیگر.
هنگام تلاوت اگر آیه ای برای شما مبهم بود یا علاقه داشتید بیشتر بدانید شماره آیه وعنوان سوره را بنویسید و بعد از پایان تلاوت روزانه (حداقل یک جز) به تفسبر(تفسیر نمونه) مراجعه کنید.
ان شاءالله رفته رفته با تلاوت ، مفاهیم را هم متوجه می شوید.
مبادا "لزوم تدبیر در قرآن و دانستن تاویل و تفسیرآن" مانع تلاوت قرآن شود. (که این قبیل از وسوسه های شیطان است!)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2160  |  200 امتياز

ريحانه
از تهران
امضا شده : ۰۴ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۰۹
سلام 
لطفا"جواب سوال منو واضح بديد چون فكر كنم سوال خيليها در جامعه باشه: 
خانمهاي مذهبي رو مي شناسم كه براي نزديك شدن به خدا راه عرفان رو در پيش گرفتن و ميگن علاوه بر انجام واجبات و ترك حرام و انجام مستحبات بايد پا روي دل گذاشت و اعمال مباح را هم ترك كرد! 
ولي ميبينم كه شور زندگي عادي در اونها ميميره و بعنوان يك زن طراوتشونو از دست ميدن و ديگه به خود رسيدن و به زندگي علاقه نشون دادن و به شوهر رسيدن هم براشون سخت ميشه! و اگر هم اينكارا رو انجام بدن براي انجام وظيفه است و ازش شخصا لذتي نميبرن! 
من بعنوان يك زن كه ميخواهم ديندار هم باشم و لحظه به لحظه به خدا نزديكتر هم بشم آيا بايد حتما"اين مسيرو طي كنم؟ 
اگر جواب آري است چطور بايد روحيه زنانه و شور زندگي را هم در خودم زنده نگه دارم؟ 
در مقابل اين خانمها واقعا"احساس ميكنم كه از ديانت عقب افتاده ام ولي نميدانم راهشان درست است يا نه؟البته برطبق احاديث و روايات عمل ميكنند ولي نميدانم كجاي كار ميلنگد؟ خواهش ميكنم جواب واضح بدهيد كه با توجه به روحيات خانمها آيا لذت بردن از نعمتهاي خدا در حد متوسط آدم رو از خدا دور ميكنه؟ 
خدا چي ميخواد ؟ 
چطور در جريان خودسازي خانما ميتونن روحيه شادابشون رو هم حفظ كنن و دنيا زيادي از نظرشون نيفته .... 
اميدوارم منظورمو خوب منتقل كرده باشم. 
در پناه خدا. 
و هميشه شاد باشيد.
شهاب مرادی :
سلام/ دنیا دشمن آخرت نیست بلکه مزرعه آخرت است.

ازدواج و همسرداری و توجه و رسیدگی به همسر و عشق و محبت و معاشقه و مغازله با او موجب رضای پروردگار و از مصادیق شکر نعم الهی است و دوری از ازدواج و (در صورت ازدواج)دوری از همسر؛ دوری از سنت رسول الله و جدایی از او و از خداست که هزاران بار این حدیث را شنیده اید که آن بزرگوار فرموده اند:
النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی


تلاش برای «حلال کردن حرام ها» ویا «حرام کردن حلال ها» هر دو تحربف اسلام عزیز و موجب انحراف و گمراهی مردم است و خدا آرامش و سعادت دنیا و آخرت هیچ کس را در گمراهی قرار نداده است.

* قـل مَن حَـرَّمَ زینة الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق قل هی للذین آمنوا فی الحیاة الدنیا خالصة یوم القیامة کذلک نفصل الآیات لقوم یعلمون ﴿32﴾ قل انما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها وما بطن والاثم والبغی بغیر الحق وان تشرکوا بالله ما لم ینزل به سلطانا وان تقولوا علی الله ما لا تعلمون﴿33﴾ سوره اعراف
* يا ايهاالذين آمنوا لا تحرموا طيبات ما أحل الله لكم ولاتعتدوا ان الله لا يحب المعتدين

* امام صادق(ع) : "حلال محمدٍ حلالٌ ابدا الی یوم القیامه و حرامه حرام ابدا الی یوم قیامه لایکون غیره ولا یجیء غیره"
  (حلال محمد(ص) همیشه تا روز قیامت حلال است و حرامش همیشه تا روز قیامت حرام است، غیر از حکم او حکم نیست و جز او پیغمبری نیاید. اصول کافی جلد 1)
حالا چرا برای برخی، نشاط و شادابی که از شروط اصلی عبادات مستحبه است حرام!!! میشود ناشی که از تعالیم مروجین عرفانهای دست ساز و الکی است، زمینه ی انحرافات و خطاهای بزرگتری خواهد شد و معمولا عدم ارتباط با عالم ربانی
و اعتماد نابجا به افراد بی سواد و مدعی عرفان و سیر و سلوک
مشکلات متعددی ایجاد می کند که این بخشی از آن است.

طی این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات است بتـرس از خـطـر گمــراهی

از حداقل های شرایط یک سخنران دینی و مربی مباحث تربیتی و عرفانی، تحصیلات عالیه حوزوی و داشتن تائیدیه از سوی مراجع عظام تقلید است.

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست
کلاه داری و آیین سروری داند
. . .
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست
 نه هر که سر بتراشد قلندری داند
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1227  |  200 امتياز

faghat ye ashegh
از zire asemoone khoda
امضا شده : ۰۴ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۵
سلام آقاي مرادي 
اول يه تشکر ازتون بکنم که معناي واقعي روحاني بودن رو به مردم نشون داديد.  
بعد يه راهنمايي ازتون مي خواستم راجع به اين که 
من يه دختر 18 ساله اگه عاشق يه پسر 18 ساله شده باشم و اونم 100 برابر بيشتر عاشق من شده باشه و تا حالا هيچ رابطه اي بين ما وجود نداشته و فقط از يک رابط اينو تونستم بفهمم و مطمئنم که اون منو دوست داره ولي نمي دونه که منم دوسش دارم فقط اينو مي خوام بدونم که من مي تونم روي يک پسر 18 ساله حساب کنم البته با وجود اين که خيلي دوسش دارم اون اصلا قصد دوست شدن با من رو نداره فقط قصدش ازدواج هست از نظر خانواده و ديگر مسائل هم موقعيت خوبي داره . آقاي مرادي با اين تفاسير من بايد چه جوابي بهش بدم؟ چون خوانوادش رو در جريان گذاشته اين قضيه برام خيلي مهمه 
يه چيزي هم که توي دل منه اينه که من ميگم مگه عشق سن و سال ميخواد خيلي ها سنشون زياده ولي هنوز معناي واقعي عشق رو نفهميدن. 
نظر شما برام خيلي مهمه. منتظرم
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله .
1. این فقط حرفهای یک رابط! است -که کارش هم مورد پسند خدا نیست-
2. فقط به خواستگاری رسمی توجه و اعتماد کنید.
3. اگر خواستگار رسمی ( یعنی به همراه پدر و مادرش و خلاصه رسمی) با برنامه روشن ومنطقی داشتید آن موقع در مورد شرایطش فکر و مشاوره کنید.
    نه الان که نه به باره نه به داره!!!!!
4. عواطف پسرها زیر 20 سالگی زیاد قابل اعتماد نیست.
5. دقت کنید: معمولا برنامه زندگی یک پسر 18 ساله برای ازدواج، حدود 4-3 سال از یک دختر 18 ساله(با برنامه تحصیل دانشگاهی مشابه)عقب تر است و تاخیر دارد. به دلیل مسولیتهای پسر و تحصیل ، سربازی و شغل و ...
6.  جناب سروان! را بخوانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1165  |  198 امتياز

مريم
از اصفهان-کاشان
امضا شده : ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۷
سلام آقاي مرادي 
چقدرخوشحا لم که موفق شدم به اين طريق با شما ارتباط بگيرم. 
جناب مرادي من 25 ساله و متاهل هستم.نماز و قرآن ميخونم.تقريبا آدم معتقدي هستم ولي حجابم رو رعايت نميکنم. اهل آرايش و به شکل زننده گشتن نيستم اما پوشش موهام خوب نيست و اين به خاطر تربيت خانوادمه. الان هم احساس ميکنم به خاطر اين مسئله نمازوکارهاي خوب ديگم زير سواله و کلا ارتباطم با خدا اون طور که بايد نيست. سعي ميکنم اما از ترس اينکه دوستام و اقوام بهم چه جوري نگاه کنن ميترسم.هر چي باشه 25سال منو اينطوري ديدن. 
کمکم کنيد اين مسائل رو براي خودم حل کنم.حس مي کنم از خدا دورم.
شهاب مرادی :سلام/ دستورالعمل هاي ديني ، به اين دليل از سوي خداوند قرار داده شده که انسان با رعایت آنها و استفاده از نعمت های الهی (استعدادهاي بالقوه و خدادادي) به رشد و کمال و تعالي و البته آرامش و رضايت برسد.
و چه کسي از خالق مهربان به نيازهاي مخلوقاتش آگاه تر؟
از اين رو ، مجموعه اي از قوانين و دستورات در قالب احکام واجب و مستحب و همچنين نواهي (محرمات و مکروهات که مانع براي شکوفايي انسان هستند) به ما معرفي شده است.
هرچه پايبندي ما به اين دستورات ، کامل تر باشد سرعت حرکتمان به سوي کمال ، بيشتر و احتمال انحرافمان کمتر خواهد بود. حال که شما به اين باور رسيده ايد که رعايت نکردن حجاب کامل ، باعث دوريتان از خدا مي شود -چون وجوب حجاب يکي از دستورات مهم خداوند واز ضروريات دينداري است- از انتخاب آگاهانه تان نگران نباشيد و از نگاه سرزنش بار ديگران نترسيد.
حتی اگر انسان به خاطر خدا مورد تمسخر يا حتي آزار ناآگاهان  فرار گيرد ، مورد نوازش کريمانه‌ی خداي مهربان واقع مي شود و او جبران کننده است.
 اطرافيان نيز وقتي ببينند شما با آگاهي ، پوششتان را تغيير داده ايد کم کم با احترام با شما برخورد خواهند کرد به شرط آنکه در راهتان ثابت قدم باشيد .
و فراموش نکنيد اخلاق پسنديده و اخلاص در عمل ، تأثير زيادي در نگرش مثبت اطرافيان خواهد داشت .
و آخر این که مراقب عجب باشید مبادا خود را به خاطر حجاب و دین از دیگران (مثلا بی حجاب)بهتر بدانید. و برای خود تکرار کنیم که هرچه داریم از معنویات و ایمان و اعمال صالحه؛ همه لطف خداوند است و بس.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8569  |  194 امتياز

سيده نجمه
از سمنان
امضا شده : ۲۸ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۲۴
سلام/ چه جور بايد توبه کنم که خدا منو ببخشه . 
بعضي مواقع فکر ميکنم من که نماز ميخونم چرا خدا جوابمو نميده چه کار بايد بکنم
شهاب مرادی :سلام/ این یادداشت را بخوانید و اگر سوالی داشتید ارسال کنید.
 می خوام نمی شه ( توبـه )
دخترم نماز واجب، واجب است؛ یعنی تکلیف است. اگر انجام ندهی گناه کرده ای و اگر انجام دهی باز، "از عهده ی شکرش" به در نیامدی بیشتر تفکر کن و بدان که ما به جای حس نامطلوب طلبکاری از خدا باید به حس  واقعیِ بدهکاری به خدا برسیم مثل بزرگانی که نماز واجب و نافله را با اشک و حال خوش می خواندند و در قلب باور داشتند نماز آنها هدیه و تحفه ایست مثل "ران ملخ" در بارگاه "سلیمان(ع)" و از بابت عبادت هایشان از خدا عذرخواه و شرمنده بودند نه از گناه!
از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل می کنند که : ما عبدناک حق عبادتک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2279  |  189 امتياز

زهرا
از teh
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۳۵
سلام 
حاج آقا در آستانه ماه رمضان من نمي دانم كه چگونه نيت كارهايم را براي رضايت خدا خالص كنم؟ 
احساس مي كنم هر كاري كه مي كنم بيشتر براي رفع حاجاتم و يا احيانا ترس است تا خشنودي خدا.بايد چه كنم؟!
شهاب مرادی :سلام/ همین هم خوب است و مایه ی قرب
فراموش نکن: نردبان پله پله
ترس از عذاب آخرت زیر بنای سعادت است چنانچه شوق و طمع به بهشت
و الا خدای حکیم این قدر آیات در این باب نازل نمی فرمود 
انبیاء همگی بشیر و نذیر بودند. سلام الله علیهم

عشق با خیال پردازی فرق دارد
عشق واقعی است و دل گناه آلوده‌ی نترس و مغرور و ایمن از مکر خدا جای عشق نیست
همانطور که دل نا امید از روح الله و بدبین به خدا و مرعوب شیطان نیز جایگاه عشق نیست



"افامنوا مکرالله فلا يأمن مكرالله الا القوم الخاسرون" سوره اعراف
قال امیرالمومنین علیه السلام: "الفقية كل الفقية من لم يقنط الناس من رحمة الله ، و لم يؤيسهم من روح الله ، و لم يؤمنهم من مكر الله"
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4256  |  184 امتياز

منتقد افراطي
از نصف جهان
امضا شده : ۰۷ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۵۸
سلام جناب مرادي چرا بين بچه هاي عاشوراييان شما از مصطفي قرباني بيشتر خوشتون مياد دليل اين انتخاب چيه ؟چرا ميخواين از اين انتخاب بقيه هم مطلع بشن؟
شهاب مرادی :سلام/ انتظار دارید همه را برابر دوست داشته باشم؟ چرا؟!
این مساوات خواهی چیز خوبی نیست.
این برادر شهید را نه به خاطر "بودن در عاشوراییان" که به خاطر امام حسینی بودن ، ادب، تقوی، اخلاص و تواضع و... دوست دارم سلیقه اش را می پسندم و ...
خوب است که دوستی ها را اظهار  کنیم و در بیان خوبی ها احتیاط نکنیم. تلاش می کنم روابط جوانانی مثل شما با خودم تبدیل به مرید و مرادبازی نشود و در فضای دوستی محترمانه و گرامی تعریف شود.
و این دوستی یک روزه و دو روزه نیست مصطفی را مثل پسرم دوست دارم.
و این به این معنا نیست که دیگران را دوست ندارم.
 شما هم اگر خودتان را با این واژه ناپسند معرفی نکنید بهتر است،  لااقل "منتقد معتدل" باشید!
راستی:
 1. این انتقادها و چنگ انداختن به صورت یک دیگر ، کم کم تمام عرصه های زندگی ما را دارد فتح می کند. در حالی که هر یک از ما به عنوان یک مسلمانِ معمولی باید برای دیگر مسلمانان برادری مهربان ، متواضع و امین ، مشفق و مشوق، دلسوز و خیرخواه و ناصح باشیم و هر یک از ما با این صفات ، امر به معروفش از عسل شیرین تر و نهی از منکرش موثر و دلنشین می شود.
 2. از پیام شما احساس کردم بیش از این باید به جوانان نازنین توجه کرد و از محبت کردن خارها را گل کنیم.
 3. پسر عزیزم تو را هم ندید، دوست دارم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4223  |  179 امتياز

حامد قلمزن اشرف
از نجف اشرف
امضا شده : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۱۵
سلام استاد عزيز يادداشت امروز شما و لينك هاي مربوط به ان را خواندم. 
؛؛؛ دلباخته امير مومنان (ع)؛؛؛ از شهر اين امير و در كنار وادي السلام كه يقين دارم روح حاج محسن شما در اين وادي براي اميرش دلباختگي ميكند برايش طلب مغفرت داريم  
انشالله خداوند به حق اين امام و مولا به عاشقانش توفيق دلباختگي عنايت فرمايد . اينجا شنيدم كه ارواح مسلمانان در اين وادي جمع اند ايا شامل همه ميشود؟ التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ بسیار متشکرم. این پیام شما خیلی دلچسب ، آرامبخش و موثر بود. ممنون
هرچند متولد تهرانم ولی در تمام عمرم در هیچ شهری مثل نجف احساس وطن نکردم. خوشا به حالتان.
»»»  سالگرد آقا محسن
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4002  |  178 امتياز

وحيد1221
از تهران-نارمك
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۴۵
سلام . ارادتمنديم و دعاگو. عيدي كه گذشت را بر شما مخصوصا همسرتان تبريك ميگويم. اگر هم ميشود مختصرا توضيحي در باب غيبت تان بفرمائيد...كلا مخلصيم . باز هم ياعلي
شهاب مرادی :سلام/ سخت مشغول نوشتن و کارعلمی(درسی)هستم و دعای شما کمک خوبی خواهد بود.
و در فواصل کار در خدمت شما عزیزان هستم و به لطف و مدد خدای مهربان.

البته مجدد خواندن این لينك را از دوستان جدید درخواست می کنم .
همچنان موضوع بخشی از پیام های دریافتی جدید، تکراری است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4794  |  177 امتياز

زاهده
از تهران.
امضا شده : ۰۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۵۸
سلام.ديشب واسم يكي از پر خاطره ترين و بهترين شبايي بود كه توي خوابگاه الزهرا دانشگاه شهيد بهشتي گذشت.اخه شما اومدين واسه ما دختراتون كلي حرفاي قشنگ زدين.حرفاتون خيلي روم اثر گذاشت اينو جدي ميگم. 
من دختري هستم كه هيچ وقت لياقت ديدين و احساس كردن يا حتي به لب اوردن واژه پدر رو نداشتم.چون روزي روزگاري پدرم جانش رو در طبق اخلاص گذاشت و عازم جبهه شد و ديگه برنگشت اما ديشب وقتي ميگفتين دختراي من.واقعا براي اولين بار احساس پدر داشتن كردم چون حس كردم پدرم مثه شما فكر ميكرد.كاااااااا اااش ميشديك بار پدرمرو ببينم حتي تو خواب.و كاش ميشد به شما بگم بابا.و كاش ميشد پدري به خوبي شما داشتم.و كاش ميشد هر مشكلي داشتم مثه دخترخودتون ميتونستم باهاتون در ميون بذارم.خيلي حرفاتون ديشب روم اثر گذاشت مخصوصا واسه حجاب.ممنون.خداخي رتون بده.خداحافظ
شهاب مرادی :سلام/ 1. الحمدلله علي رغم پيش بيني‌ام جلسه‌ي خوبي بود
 وقتي شما دخترخانمهاي دانشجوي متدين ، با اراده و پرتلاش را مي بينم به آينده اميدوارتر مي شوم.
2. هر مشكلي بود برايم بنويسيد.


 و سلام خدا بر پدر شما و تمامي شهداي عزيزمان.                 

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4952  |  175 امتياز

رفعتي
از تهران
امضا شده : ۰۷ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۴۷
با سلام اگر بخواهيم شما را بعنوان مرجع تقليد انتخاب كنيم چه اقداماتي لازم است ؟
شهاب مرادی :سلام/ جایگاه رفیع مرجعیت شیعه و شأن و منزلت مراجع عظام تقلید بسیار محترم و مقدس است و افتخار امثال من شاگردی این بزرگان است.

شما باید از بین مراجع عظام یک مرجع برای خود انتخاب کنید. »»» مراجع طراز اول تقلید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6473  |  173 امتياز

راضيه88
از اصفهان
امضا شده : ۲۷ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۳۰
سلام... 
خستتون کردم از پراکندگي مطالب معذرت ميخوام... 
التماس دعا زياد. 
(دوست دارم فقط جوابما بديد نوشته هام نباشن.بازم ممنون)
شهاب مرادی :سلام/ دخترم احساس شما در مورد پدرتان وقتی با حس افتخار همراه است و مرز بین خیال و واقعیت برایتان روشن و مشخص است اصلا جای نگرانی نیست.

واقعیت این است که او شهید شده است و نزد خدای مهربان زنده است و روزی می گیرد. درد دلهای شما را می شنود و برایت دعا می کند ولی دیدن و یا احساس کردن او در منزل و کنارتان حتما "توهم" است و اگر این احساس تا ماه آینده ادامه داشت با یک روانشناس بالینی باسواد و متدین مشاوره کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4379  |  172 امتياز

خانم جامعه شناس
از تهران.فرمانيه
امضا شده : ۱۳ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۷
من23 سال دارم خواستگاري دارم که با من 25 سال اختلاف سني دارد.اگر به تفاهم برسيم و تمام معيار ها با هم جور باشد آيا ميتوان از اين اختلاف سني چشم پوشيد؟
شهاب مرادی :سلام/ ازدواج بهار با زمستان؟! چرا؟

چه ضرورتی برای ازدواج با او وجود دارد؟  آیا تصمیم شما عاقلانه و از روی انتخاب است؟

آیا دختر خانم مجرد در همان محدوده سنی آقای خواستگار 48 ساله‌ی شما (حتی 40 ساله یعنی با 8-7 سال اختلاف) وجود ندارد؟ چرا او از شما خواستگاری کرده؟

حتما به مشاور مراجعه کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2985  |  172 امتياز

باران
از تهران
امضا شده : ۰۷ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۴۸
با عرض و ادب خدمت شما استاد گرانقدر.(پيام بنده مقداري طولاني از خداوند بزرگ ميخواهم كه فرصت خواندنش را پيدا كنيد . ديشب از حافظ شيراز پرسيدم كه اين پيام رو براي شما بفرستم يا نه ؟ كه گفت: 
هماي اوج سعادت به دام ما افتد  
اگر ترا گذري برمقام ما افتد 



به نااميدي ازين در مرو بزن فالي 
بود كه قرعه دولت به نام ما افتد) 
ديروز براي اولين بار زماني كه پيامهاي رسيده به شما را ميخواندم رسيدم به پيامهايي كه در ارتباط با فوت برادر محترم شما بود( كه خيلي ناراحت شدم تسليت بنده را با 3 سال تاخير بپذيريد)ناگهان ياد غمي افتادم كه خودم در سينه دارم ياد حرفهايي كه 6سال به كسي نتوانستم بگويم نميدانم چرا(شايد چون شما هم مثل من دل سوخته ايد شايد چون شما گفتيد ان...مع الصابرين شايد چون شما هم داغ عزيز ديده ايد.)ولي بالاخره تصميم گرفتم با شما حرف بزنم و چند تايي سوال از شما بپرسم  
وقتي 14سال داشتم ...درست روز آخر عيدوقتي پدرم منو تنها گذاشت و به قول بچه ها رفت پيش خداو من موندم و يه دنيا دلتنگي - يه دنيا دلشكستگي ويه دنيا آدمايي كه يادشون رفته من كه الان يه دختر تنهاييم يه روزي يك تاج سر داشتم كه نمي ذاشت آب توي دلم تكون بخوره 
خلاصو اون رفت ومن كه حالا دختري 20 ساله هستم حتي نتونستم يكي رو پيداكنم كه بهش بگم :چقدر دلم براي آقاجونم (پدرم)تنگ شده(البته بجز شما)ولي نمي دونم كه چرا آقاجونم باهام قهر كرده و ديگه سراغي از من نميگيره؟خدا ميدونه چقدر دعا ميكنم تا خوابشو ببينم(تو خواب همه ميره فقط پيش من نمياد) 
سوال من از شما اينه : شما كه خودتون پدر هستيد و يك دختر داريد به من بگييد من چه كار بدي ميتونم كرده باشم كه مستحق چنين مجازاتي هستم؟ 
من كه هميشه سعي كردم دختر خوبي باشم. 
سال هاي اول لااقل در خواب سفارش مو به ديگران ميكرد حتي يكبار تو خواب به خواهرم گفت كه از من راضي ولي الن ديگه منو فراموش كرده 
ولي خوب چكار ميشه كرد منم مثل شما صبر پيشه كردم ولي خوب منم آدمم ديگه دلم به بابام تنگ ميشه. 
براي شما بهترينها رو آرزو ميكنم و همچنين آرزو ميكنم كه هروقت دلتون براي برادرتون تنگ شد خوابشو ببينيد. 
يك سوال ديگه داشتم :به نظر شما يه سنگ صبور - يه محرم راز چه خصوصياتي ميتونه داشته باشه؟ از كجا ميشه پيداش كرد؟(هرچند كه من فكر ميكنم فقط خدا همدم تنهاييهايم ميتونه باشه) 
نهايت تشكر و سپاسگذاري بنده را به خاطر وقت وحوصله اي كه گذاشتيد بپذيريد.
شهاب مرادی :سلام/ چند نکته و پاسخ:
1. خدا را به خاطر این قلب مهربان و شخصیت قدرشناس، شکر کن.
به هر فسرده لب خشک وچشم تر ندهند     قبول داغ محبت به هر جگر ندهند

2. اساسا مکانیزم خواب به گونه ایست که اکثر خواب هایی را که می بینیم پس از بیداری به یاد نمی آوریم. پس شاید بارها خواب او را دیده ای و به یادت نمانده!

3. از احوالات و احساسات عاطفی خود خصوصا در مورد دلتنگی‌هایتان (در جلسات خانوادگی) اعضای خانواده را باخبر کنید تا تدریجا از شدت این احساس کاسته می شود
البته برخی افراد ناخواسته مقاومت درونی نسبت به خروج از حالت سوگ دارند و ترس از آن دارند که با گذر زمان و روال جاری زندگی از غم، غصه و دلتنگی آنان نسبت به عزیز فقیدشان کاسته شود وآن اتفاق(کم شدن غم)را نامردی،بی وفایی و بی غیرتی می دانند!
هرچند که خدای مهربان اراده فرموده بشر پس هر فقدانی با گذر زمان و با بهره بردن از فراموشی و غفلت و... به زندگی عادی باز گردد.
 نترس و دل به خدا بده و پدرت را به او بسپار که او از همه مهربان تر است.

4. شاید این که پدر به خواب تو نمی آید به خاطر بدی تو نیست بلکه خوبی اوست که در حد مست کننده ای غرق در نعمت های خدای مهربان است و جدایی اش را از تو تا صبح قیامت به کوتاهی نیمروزی میپندارد!

5. مادر،برادر یا خواهر و یک دوست و خلاصه هر که با مهربانی ، تعقل و رازداری سخن تو را بشنود و پس از گفتگوی با او احساس سبکی و شادی کنید.
از ابراز لطف شما متشکرم .التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1925  |  170 امتياز

1122
از کرمان
امضا شده : ۲۱ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۲۳
سلام،اقاي مرادي شماموقعي که در کرمان بوديد من پشت سرشماخيلي غيبت کردم، 
اين پيام فرستادم که ازشماعذرخواهي کنم انشاالله منو ببخشيد.
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی .بخشیدم. ولی چرا غیبت؟!
 غیبت دون شأن شماست. غیبت گناه خطرناکی است که معمولا با تهمت و بدگمانی همراه میشود و ...

 اگرغیبت کردن شما از يک واعظ، مانعی برای شنیدن مطالب او و مانعي براي هدایت احتمالي دیگری بشود و ...، در پيشگاه خدا مسولیتتان سنگین تر و کار سخت می شود و... پس در مورد ديگران هم احتیاط کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1326  |  166 امتياز

مائده15
از شيراز
امضا شده : ۰۹ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۰۷
سلام.خسته نباشيد.خصوصي:[با اجازه حذف نکردم] 
خيلي وقتي احساس تنفر از خودم /اينكه چرا شهامت راست گفتنو ندارم/چرا نمازامو اخر وقت مي خونم/چرا همه چيزو مي دونم ولي عمل نمي كنم/چرا اينقدر زود عصباني مي شم/چرا تا اين حد با پدرو مادرم وبرادرم بد برخورد مي كنم/چرا كاري براي نزديك كردن ضهور اقا و بهبود وضعيت جامعه ام انجام نمبدم/چرا تا اين حد عمرمو تلف ميكنم چرا همه ي توبه هاموبه اين راحتي ميشكنم/و...هزاران چراي ديگه انقدر ازارم مي ده كه به خدا مي گم خدا من كه از دست خودم خسته شدم نمي دونم تو چطور منو تحمل مي كني/نميگم نا اميدم نه /اتفاقا چون اميدوارم از شما مي خوام كه كمكم كنيد و چندتا تمرين براي حذف همه ي اون غيبهايي كه گفتم بهم بدين. ازتون خواهش مي كنم مثل هميشه يه حرفه تازه بزنين. تمرين هاتون رو هم يه جوري بدين كه به درد ما شاگرد تنبلا بخوره.
شهاب مرادی :سلام/ با تشخيص مشکل نصف راه درمان را طي کرده ايد.
شما انتظاراتي از خود داريد که همگي پسنديده است اما اراده محقق کردن آنها را نداريد.
يکي از روشهاي رايج براي تغيير رفتار ثبت رفتارهاست.
هر شب تمام رفتارهاي مثبت و منفيتان را در دو ستون جداگانه يادداشت کنيد.
جريمه اي براي خود در صورت انجام رفتارهاي منفي مقرر و عزم خود را براي اجراي آن جزم کنيد.بعد از مدتي مي توانيد کنترل رفتارهاي خود را بدست گيريد.
هيچ کس جز خود شما نميتواند در اين مورد به شما کمک کند.
رابطه معنوي خود را با خداوند تقويت کنيد.
انجام برخي عبادات مستحب را در برنامه روزانه خود بگنجانيد.
اگر ميتوانيد در مسجدو جلسات مذهبي يا کلاسهاي اخلاق شرکت کنيد تا تحت تاثير معلم و روحيه جمعي کلاس اراده تان براي تغيير رفتار قويتر شود.

هر گام به جلو يک موفقيت است و شيريني طعم موفقيت رشد و حرکت را سريعتر ميکند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1631  |  164 امتياز

مهبانو
از تهران
امضا شده : ۱۸ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۱۵
سلام.ميترسم بگم ولي ميگم: 
من 11 سالم20/2/76 
مامان و باباي من وقتي تصميم به ازدواج ميگيرن با مخالفت هاي متنوعي مواجه ميشن و تصميم ميگيرن بدون اينکه وارد شناسنامه کنند ازدواجشون صورت بگيره.ازدواج ميکنند.مامانم ميشه عروس و بابام داماد در جشن عروسي 2 نفره.تا ماه پيش که در تصادف ازبين رفتند15 سال با هم زندگي کردند.من حاصل زندگيشون هستم و يک خواهر و برادر 2قلوگلي و دانيال4 ساله.ما توي خونمون هستيم چون ياد گرفتيم تنها زندگي کردن رو.البته اونها هنوز نفهميدن چه خبره ودنيا--- 
عمو مرادي من ميترسم از زندگي از همه چيز.ما 3تا حرومميم مگه نه؟وحق زندگي نداريم.عمو شما اولين کسي هستين که دارم باهاش حرف ميزنم.من هيچ جا،جا ندارم حتي توي اينترنت چون سنم کمه.وواي اگه کسي بفهمه من حرومم خودم به درک اون 2 تا--- 
عمو من نمازم درسته؟؟؟روزه هام؟؟مگه نه اينکه خدا من رو قبول نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟ 
عمو ميدونم شما هم به چشم 1 بچه به من نگاه ميکنيد اونم حروم.پياماتون و پي ام گذاشته هاتون مال 18،20 به بالاهاست.دلم گرفته فقط به خاطر اين 2تا زنده ام و تلاش ميکنم.دوستون دارم عمو جونم. 
ببخشيد.
شهاب مرادی :سلام/ مخفی نمی کنم که ادبیات این متن به دختر خانم یازده ساله نمی خورد! یعنی شاید سرِکاری باشه.

ولی من جدی می گیرم و پاسخ می دهم:

ثبت ازدواج در شناسنامه ربطي به ازدواج شرعي ندارد
ممکن است پدر و مادر مرحوم شما خوشان یا توسط عاقد، عقد ازدواج را جاري کرده باشند (کاری که کمتر از یک دقیقه زمان لازم دارد)و آنها همسر شرعی بوده اند و طبعا فرزندان آنها هم حلال زاده.
اگر پدر و مادرتان اهل نماز و رعايت احکام اسلامي بوده اند قاعدتا عقد شرعي ازدواج را جاري کرده اند و ثبت نکردن ازدواج در شناسنامه هيچ ربطي به وجه شرعي ازدواج ندارد .
حتي اگر شما در اين باره شک هم داشته باشيد نمي توانيد خود را فرزند حرام بدانيد!
فقط در صورتي مي توانيد چنين سخني بگوئيد که يقين داشته باشيد تمام رابطه آنها حرام(زنا) زناشویی بدون عقد شرعی ، که پديد آمدن چنين يقيني بسيار بسیار بعيد است!
از کجا اطمينان داريد پدر و مادرتان اين کار را نکرده اند ؟!
گذشته از همه اينها حتی کسي که از ارتباط نامشروع به دنيا امده است هم نماز و روزه اش قبول است.
خدا نيز ارحم الراحمين و عادل است و معنا ندارد کسي را که هيچ لغزشي نکرده است از رحمتش دور کند .
--------------------------------------
از ابراز لطف و دوستی شما متشکرم. لطفا در مورد نحوه تامین مخارج و مدیریت زندگیتان برایم بنویس.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1494  |  163 امتياز

بي قرار
از اصفهان
امضا شده : ۰۵ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۲۲
سلام 
هميشه به دنبال روزي،ساعتي ويا حتي لحظه اي معنوي وبا معرفت مي گردم تادرآن لحظه ها خواسته ها ونياز هاي خود را باخدا در ميان بگذارم وبا زبان بي زباني از او بخواهم (با اين که مي دانم خود او به همه ي آنها آگاه است)ولي نمي دانم چرا هميشه در آن لحظه هاي کمياب هيچ حرفي براي گفتن ندارم وهيچ چيز نمي توانم بگويم فرقي هم نمي کند که خواسته ونيازم مادي باشديا معنوي . 
شما نمي دانيد چرا؟؟؟
شهاب مرادی :سلام/ لحظات ناب رمضان دم افطار است و لحظات سحر و هر دو موقع خوب و تضمین شده ایست برای دعا.
شما هر روز لحظه ی شاد افطار (که فرمودند انّ لصائم فرحتان فرحة عند الافطار ...) یک دعای رد نشدنی در درگاه خدای مهربان دارید، دعا کنید چرا دعا نکنید؟
و بهتر است برای شروع از دعاهای معروف آغاز کنید؛ دعاهای قرآنی و یا ادعیه ای که در کتاب شریف مفاتیح الجنان آمده
مثلا دعای افتتاح یا دعاهای گوناگونی که برای تعقیب نمازها سفارش شده. مهم است ساده نگیرید!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8726  |  163 امتياز

sadegh
از tehran
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۳
سلام رسيدن به خير زيارت قبول ان شالله براي اولين بار عازم مکه ام.حلال کنيد حاج آقا.اگه ميشه يه توصيه کنيد که بهترين استفاده رو ببري اونجا چون شايد ديگه قسمتمون نشه.ممنون
شهاب مرادی :سلام/ خوشا به حالت. قدر لحظات اين سفر را بدان
و براي همه آرزومندان زيارت رسول خدا و صديقه طاهره و ائمه بقيع عليهم السلام دعا کن 
و لطفا براي من ؛ کنار مزار حضرت خديجه دعا کن لطفا مفصل!
و سلامم را به آن بانوي بزرگ و با عظمت برسان و برايم از مادر مهربان مومنين هديه اي بگير.
او پيشگام در ايمان است و بعد از رسول خدا و اميرالمومنين اولين مومن است ؛ از او در دينداري و ايمان و يقين و... براي همه بخواه و براي اين روسياه
فراموش نکني !
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4903  |  161 امتياز

حميده
از قم
امضا شده : ۲۳ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۳۹
سلام حاج اقا 
- خدا اخويتونو بيامرزه 
خدا خيرتون بده 
 
- راستي اين که ميگن سير 
از گشنه خبر نداره همينه 
من واقعا باورم نميشه 
همچين ادمايي وجود داشته باشن 
خدا قسمت نکنه 
 
- حاج اقا يه سوال داشتم: 
يه پسري اومده خواستگاري يه  
دختر اين دختر بد بخت مدتي پيشش 
به پسره اس ام اس ميزده که بگه 
دوسش داره 
ه نظر شما توي خواستگاري  
بايد بگه که اون مزاحم خود اين دختر بوده يا نه؟
شهاب مرادی :سلام/ حالا که تحت تاثیر قرار گرفتید اقدام به کمک کردید؟ یا نه؟ بنویسید تا دوستان دیگر هم تشویق شوند

اما آن دختر خانم:
چرا بگوید؟!
چرا اس ام اس زده؟
اگر نگوید چه می شود؟
تا کی می تواند مخفی کند؟ سخت است؟ مهم است؟
اگر بعد از ازدواج بگوید عکس العمل شوهرش را چگونه پیش بینی می کند؟
چرا دوستش داشته؟
او را از کجا می شناخته و چقدر؟

وچند سوال اساسی تر
معیارهای دختر در مورد همسر مناسبش چیست؟
آیا خواستگارش با معیارها تطبیق دارد؟
با چه سوالاتی از او اطلاع بیشتر کسب کرده؟
چه مهارتهایی را برای انتخاب درست و آگاهانه همسر آموخته ای؟
فهرست نبایدها و هشدارهای قبل از انتخاب را میدانی؟
با چه کسی در این موضوع مهم و اساسی ترین انتخاب عمر مشورت کرده؟
و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6791  |  160 امتياز

عسلامضا شده : ۰۶ اسفند ۱۳۸۵ ساعت ۱۶:۳۵
حاج آقا من عاشق همكارم شدم 2 ماه با هم تلفني حرف زديم اونم ميگفت منو دوست داره ولي حالا جدا شديم من نميتونم فراموشش كنم دعا هم ميكنم ولي مستجاب نميشه نميدونم چيكار كنم .من 31 سالمه و ازدواج نكردم هيچ كس رو هم نميتونم جايگزينش بكنم وبرام دعا كنين يا يه راهي نشون بدين .سر همين ماجرا به افسردگي خفيف دچار شدم .ممنونم از لطفتون
شهاب مرادی :سلام/ این روابط هر چند (به نظر شما) غیر جنسی و سالم ، ولی برای دخترخانم ها خصوصا در سنین شما ریسک است چون ذره ذره شانس ازدواج را از شما میگیرد.
یک علاقه مندی سالم باید فورا در " پروسه " ازدواج قرار گیرد.
خواستگاری و.... کنترل و هدایت این امر را باید دختر خانم ها در دست داشته باشند.
بعیده شما افسرده باشید( چه خفیف - چه شدید) مگر چند روز گذشته؟! زندگی تان را با شادی ادامه بدید
و از خطاها استغفار کنید.
شما الان ناراحتید .نه افسرده.


یادم باشه یه مطلب در مورد دعا واستجابت و کاربرد اشتباه این دو کلمه مظلوم بعدا بنویسم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1293  |  159 امتياز

گراويتون
از تبريز
امضا شده : ۰۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۳۹
بسم الله النور  
سلام حاج آقا مرادي اميدوارم که وقت داشته باشيد تا پيام منو بخونيد و بهم جواب بدهيد ، واقعا به کمکتان احتياج دارم. 
دختري هستم 21 ساله و دانشجوي ترم 7 ، چندي قبل يکي از پسرهاي ترم بالايي ازم خواستگاري کرد 24 ساله است و معافيت پزشکي دارد (به علت ديسک کمر) و فعلا شغلي ندارد ولي فردي با ايمان است . بار اول که آمد و پيشنهاد ازدواج داد خيلي شوکه شدم اصلا تا به حال متوجه نشده بودم که به من علاقه دارد ولي چون نزديکي هاي کنکور ارشد هست گفتم قصد ازدواج ندارم و از طرفي او هم بيکار است . يک ماه بعد دوباره آمد و گفت که کار پيدا کرده است، تدريس در يک آموزشگاه خصوصي و اجازه خواست که بعد از کنکور ارشد خانواده اش را بفرست براي خواستگاري رسمي ، ولي من هيچ جوابي نداشتم که بهش بدهم چون از پدرم مي ترسم پدرم فردي بسيار خودراي است يک چيزي تو مايه هاي هيتلر! ( سال پيش پسر دوستش ازم خواستگاري کرد و بعد از يکسال علاف کردن آن بيچاره بهش جواب رد داد آخرش هم به هيچکس نگفت که چرا بعد از يکسال جواب سربالا دادن ردش کرد؟) مي ترسم اگه بابام بفهمه، فکر کنه که من تو اين سه سالي که دانشگاه مي رفتم با اين پسره دوست بودم درحالي که اصلا اينطوري نيست من با اين پسره حتي يک کلمه هم حرف نزده بودم. پدرم فکر مي کند که هيچ کس در حد و اندازه هاي خانواده ما نيست و تا به حال خواستگاران زيادي را به اين علت و بدون مشورت با من و مادرم رد کرده است ولي اين همکلاسي ام با بقيه فرق مي کند و من يه جورايي ازش خوشم مي ايد بسيار چشم پاک است و خيلي هم به خدا ايمان دارد درست برعکس پدر من که از اسلام فقط نماز خواندنش را بلد است و بس.  
اين پسره که ازم خواستگاري کرده به نظر نمي رسد که احساسي تصميم گرفته باشد چونکه بسيار در مورد من تحقيق کرده است. 
با توجه به مطالعه اي که براي کنکور داشته ام و با توکل به خدا اميدوارم که از کارشناسي ارشد قبول شوم براي همين تصميم گرفتم به اين خواستکارم بگم که بعد از اينکه من ارشد قبول شدم بيايد خواستگاري يعني چيزي حدود يکسال بعد و ميدانم که قبول مي کند چون گفته که تا هر وقتي که من بگم منتظر مي ماند البته به شرطي که بداند که جواب من مثبت است. 
خواهش مي کنم کمکم کنيد و بهم بگيد چيکار کنم؟ ايا با توجه به اينکه مي دانم به احتمال زياد پدرم قبول نمي کند بر خلاف ميل خودم به همکلاسيم جواب رد بدهم يا اينکه صبر کنم تا بلکه گذر زمان همه چيز را حل کند؟ 
 
ببخشيد يه خواهشي هم داشتم اين پيام رو تو تلويزيون نگين چونکه بابام برنامه شما رو تو مردم ايران سلام مي بينه و خيلي هم تيزه ممکنه متوجه بشه و برام دردسر ايجاد کنه. 
 
خداحافظ
شهاب مرادی :سلام/ 1. این "خواستگاری" نیست "پیشنهاد ازدواج" یا "کسب اجازه ی آمدن به خواستگاری"است.
2. خواستگاری رسمی را اصلا به تاخیر نیاندازید.
3. پس از خواستگاری رسمی و گفتگوی با آقا پسر و پس از مشورت با خانواده بله یا خیر را بگویید نه الان!
4. اگر پدر بیننده ی برنامه است چرا جلسات خانوادگی را راه نیانداخته اید؟
 با تشکیل این جلسات و شروع گفتگو، روحیه بابا از دیکتاتوری به دمکراسی نزدیک می شود. و تعامل شما هم منطقی تر می شود.
5. به "خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دختران" توجه داشته باشید!
=============
یاددآوری:
=============
با  اين افراد اصلا ازدواج نكنيد :
1. معتاد (مگر ترك انگيزه اي كند و ديگر معتاد به حساب نيايد)
2. بيمار رواني (بيماري كه ارتباطش را با واقعيت از دست داده و تا كاملا درمان نشده)
3. بي دين و لا مذهب ( رعايت اين توصيه براي تمام افراد بشر با هر دين و مذهبي مفيد است)
4. بد اخلاق ، تند خو (كسي كه اخلاقش قابل پيش بيني نيست)
5. مادي و بخيل
6. مجرم خو ، تبهكار و خلاف كار
7. دوست باز افراطي (و مطلقا بي تمايل نسبت به خانواده)
8. بي كاره و علاف
9. زن زيبا از خانواده فاسد
10. بچه ننه (حالت افراطي ِ وابستگي به مادر وخانواده)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1141  |  158 امتياز

سهيلا ذاکري777
از ساري
امضا شده : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۱۳
سلام اقاي مرادي: 
شما امروز در دانشگاه مازندران سخنراني داشتيد ،من هم يکي از دانشجويان حاضر در سالن بودم و اينکه توفيق حضور در جلسه سخنرانيتان را داشتم خدا را شاکرم. اگرچه قبلا بارها از تلويزيون صحبت هايتان را پي گيري مي کردم ولي هيچگاه به اندازه امروز متحول نشده بودم چون خيلي چيزها ياد گرفتم: 
من امروز از شما ياد گرفتم بيشتر ازاينکه حرف بزنم، فکر کنم.  
از شما ياد گرفتم که چگونه بايد به حرفهاي مخاطبم گوش کنم.  
از شما ياد گرفتم بجاي نقد سريع مخاطبم ارامشم را حفظ کنم و به حرفهايش فکر کنم .  
از شما ياد گرفتم با حرفهاي تند ديگران بهم نريزم و کنترلم را حفظ کنم. 
از شما ياد گرفتم بايد فکر کردن صحيح را در خودم تقويت کنم و از همه مهمتر اينکه ياد گرفتم بايد اوقاتي از روزم را به خودم، خدايم،خانواده ام و ...اختصاص دهم و به انها فکر کنم. 
استاد،از همه چيزهايي که به من ياد دادي،متشکرم.
شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله روز خوب و جلسه ی خوبی بود از شما و تمامی دانشجویان محترم و فرهیخته حاضر در جلسه تشکر می کنم.
 یاعلی التماس دعا.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5146  |  154 امتياز

بالا