| نوع نمايش : بيشترين بازديد | بالاترين امتياز | جديدترين | اتفاقي |
|
جمعا 7789 ورودي در دفتر وجود دارد. صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 »
پريسا از تهران | امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۳۰ سلام و ممنون که خونديد.من در مورد شيفتگي ميخواستم بنويسم.به نظر من آدمها در سطح عاطفي هم بايد همديگر رو بشناسند.اگر تعهدي و اخلاقيات نباشه چه فرقي با دوستي دختر و پسر 18-19 ساله داره که زود فراموش ميشه.چطور ميشه با کسي زندگي کرد که نميتونه ويا بلد نيست محبتش رو اظهار کنه(قابل توجه خودم!!!!!!). چطور فقط با چند جلسه صحبت رسمي ميشه فهميد با يک کوه يخ طرفيد(بازم خودم!! ) يا يک ادم نرمال با همه دغدغه هايش و با همه احساساتش و نگرانيهايش.من فکر ميکنم هر کسي که بدونه هدفش چيه و براي چي ميخواد ازدواج کنه واز زندگي چه انتظاري داره بيخود شيفته نميشه.منظورم اينه که يک دختر و پسر نرمال که هدفشون از اشنايي زندگي مشترکه دليلي نداره که در ابتدا عاشق و واله هم بشند ولي ميشه يک علاقه مبتني بر عقل و فکر داشت نه در اول کار بلکه وقتي که ادم بفهمه اين اشنايي ميتونه به جاي دلخواه برسه. ولي باز هم اعتقاد دارم ادمها در سطح عاطفي هم بايد از هم چنددرصدي مطمئن بشند(بد فکر نکنيد).اميدوارم مهارت شنيدنم خوب باشه!!!مرسي که باز هم ميخونيد.اگر جوابي بود باز هم مينويسم. شهاب مرادی :سلام/ شما در کنار
ذکر اهمیت هوش
هیجانی و عاطفی
به یک اصل مهم در
این گفتگو ها
اشاره دارید:
هدف
گفتگوهای
ابتدایی دو نفر
پس از جلسه
خواستگاری؛ هدف:
شناخت درست و
دقیق از هم با
خودداری از شیفته
سازی خود و دیگری
است ، تا هر یک
ببینند آیا با
همین وضعیت و
شرایط طرف مقابل
می تواند به
عنوان همسر با او
زندگی کند یا
نه؟ معمولا هیجان و
عواطف و احساسات
تمایل طرفین را
به گپ زدن بی ثمر
و صرفا لذت بخش
بیشتر می کنند تا
گفتگوی هوش
مندانه
،محترمانه و
هدفمند. هوش هیجانی مهم
است. با توجه به
متن شما نباید به
خودتان نسبت هایی
چون کوه یخ و... را
بدهید. شما به
انعطاف
نزدیکترید تا صفت
دیگر. | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8658 |
523 امتياز
|
رفعتي از تهران | امضا شده : ۰۷ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۴۷ با سلام اگر بخواهيم شما را بعنوان مرجع تقليد انتخاب كنيم چه اقداماتي لازم است ؟ شهاب مرادی :سلام/ جایگاه
رفیع مرجعیت شیعه
و شأن و منزلت
مراجع عظام تقلید
بسیار محترم و
مقدس است و
افتخار امثال من
شاگردی این
بزرگان است. شما باید
از بین مراجع
عظام یک مرجع
برای خود انتخاب
کنید. »»»
مراجع طراز اول
تقلید
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9942 |
521 امتياز
|
123 از مشهد | امضا شده : ۱۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۵۲ با عرض سلام يک سوال داشتم که خيلي ذهنمو مشغول کرده اگر انسان از يک گناه کبيره توبه کنه و دوباره اون رو تکرار کنه و دوباره پشيمون بشه و توبه کنه گناهش بخشيده ميشه و توبه اش قبوله؟ تا چند بار خداجون ميبخشه؟ شهاب مرادی :سلام/ بی اندازه و
بی حد توبه را می
پذیرد و تا زمانی
که زنده ایم؛
نگرانِ بخشیدنِ
خدا و توبه
پذیریِ او نباش!
نگران این
باش که تکرار
گناه با دل آدمی
کاری می کند که
دیگه از توبه بدش
می آید و از خدا
فرار می کند و
آیات خدا را
انکار و مسخره می
کند! نگران
این باش.
سوره روم
آیه 10 را
بخوان | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:13029 |
516 امتياز
|
واقعا پريشان از آ.ش | امضا شده : ۰۸ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۱۴ سلام بزارين شمارتونو داشته باشم فقط يکبار تماس ميگيرم چون واقعا نياز دارم حرف بزنم يعني قابل نوشتن نيست شايد شما چراغي باشين تا من بتونم راهمو درست برم بدون اينکه زمين بخورم کمکم کنين که خدا داره ميبينه که من بدجوري محتاج کمکم به ايميلم لطفن ارسال کنين من نااميد نميشم و منتظر ارسال شمارتونم تا باهاتون تماس بگيرم فقط يکبار و بعد اون ديگه وقتتونو نميگيرم متشکرم شهاب مرادی :سلام/ باید
ضوابطم را خودم
رعایت کنم حتی
اگر شما رعایت
نکنید. دقت کنید ایمیل
و تلفن جز مواردی
است که از ابتدا
عرض کردهام
امکان ندارد. کمک
من در اینجا فقط
مکتوب و عمومی
است. یک بار
دیگر ضوابط
را مطالعه
بفرمایید. چرا به
مشاور مراجعه نمی
کنید؟
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10462 |
509 امتياز
|
پريسا از تهران | امضا شده : ۰۱ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۴ سلام.يادداشت تولد (از طرف آقاي مرادي،البته آدم زنده وکيل ووصي نميخواد) شايد شما هم از آن دسته آدمهايي باشيد که روز تولد ندارند يعني هر روز و هر ساعت تولدي تازه دارند. آغاز يک روز،آشنايي با آدمهاي جديد، پيدا کردن راهي نو، ساختن انديشه اي بکر، بالفعل درآوردن يک فکر بالقوه، همه وهمه شروعي تازه است و تولدي دوباره؛ انگار ثانيه اي پيش اين ما نبوديم. به نظر من تولد يادآوري يک ابتداء است ابتداي محرم هرسال، يادآوري تازه اي از حسين،از تفکر و آزادانديشي او،از تلاشش براي احياي عشق و ايمان؛بيان انديشه ها؛ راه و رسمي نو؛ نه فقط نينوا و فرات ،تشنگي ، ذوالجناح ووو چه خوب آنهايي که مثل حسين ابتداهاي مکرر دارند. شروع بکار اين سايت تولدي تازه در ورطه اي ديگر بود. در هر لحظه ديدار اين پيامها من با شما بودم، فکر کردم، غصه خوردم، رنجيدم، نوشتم به اميد تولدي نو در شما و تغييري در رفتار و انديشه هاي جامعه کوچک بازديدکنندگان. فکر ميکنم موفق بودم بنابراين اين کودک نوپا به رشد خود ادامه می دهد با بهره گيري از نيروي عشق و همراهي شما و صبر و حوصله ی من--- حالا من ، نيمه شب ، خلوت آسمان، لحظات ناب، هجوم کلمات، ريزش احساس، چشمهای در انتظار پاسخ، واژه هاي دلتنگي من در برابر ديدگان چه کسي نقش ميبنددو در گوش کدام آشنا زمزمه خواهد شد؟ بسم رب الحسين تولد دوسالگي مبارک خدايا شکر
شهاب مرادی :سلام/ توصیفی
زیبا و لطیف از
حال من و سایت و بهترین
کادوی تولد سایت
دوساله ام؛
ممنون. | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7591 |
505 امتياز
|
بنده از زمين | امضا شده : ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۲۷ با سلام خدمت شما حاج اقا شما تنهاترين راهنماوسنگ صبور من هستيد خواهش ميکنم جواب نامه ام رو زود زود بديد من دختري 26 ساله ام که در خانواده متدين بزرگ شدم و خدا را شاکرم که اينجوري بزرگ شدم نه اهل دوست پسر و اينجور رابطه ها نبودم 2 سال پيش پسر عمويم رسما از من خواستگاري کرد ولي چون از لحاظ عقيدتي با هم اختلاف داشتيم جوابم منفي بود با سماجت او 6 ماه بعد بالاخره راضي شدم با او صحبت کنم تا شايد به توافق برسيم مادرم به خاطر شناخت خانواده پدريم راضي به اين امر نبود از اشکالات بزرگ پسر عمويم اين بود که به قول معروف پايه ثابت رقص در مجالس وعروسي ها بود واين رو تنها تفريح خودش ميدونست که حاضر شد باه خاطر من با تفريحات ديگه جايگزين کنه در نماز وعبادت هم کاهل بود که راضي به خوندنش شد وحتي منو براي نماز صبح بيدار ميکرد ولي کم کم ترکش کرد و هر بار بهانه اي مي اورد من کم کم به او و او به من وابسته شديم وچون دانشجوي شهر ديگري بودم اين وابستگي شديدتر شد و تقريبا هر روز با هم حرف ميزديم واو هر بار قول ميداد که سر حرفهايش هست عيد 87 انها به خواستگاري من امدند و قرار شد بعد پايان ترم ازمايش ژنتيک بدهيم داديم و جوابش 2 روز قبل ماه رمضان امد و قرار شد تا پايان ماه رمضان دست نگه داريم ولي ديگه خبري از خانواده عموم نشد که نشد ولي ما همچنان در ارتباط بوديم واو يک بار مشغله کاري و يک بار دست تنگي رو ووووبهانه نيومدنش ميکرد تا تير88 که درسم تمام شد اونها زنگ زدند ولي خانواده من جواب ندادند و گفتند تاخيرشون بي دليله وکار تموم شده اس 3هفته بعد در عروسي اقوام نزديک با هم برخورد کرديم خانواده اش به خوبي برخورد کردند ولي خودش انگار که من و خانواده هم را نميشناخت فردايش پدر ومادرش با روي نه چندان خوش امدند بعد همه گلايه ها من در خواست صحبت مجدد با او را دادم که انها گفتند مگه شما به توافق نرسيديد که رفتيد ازمايش ؟چون بعد از تماس بي پاسخ خانواده انها او رابطه اش را با من قطع کرده بود من ميخواستم حرف هاي نهايي اش را بشنوم ولي او گفت(با اس ام اس)که فقط به اصرار خانواده اش مي ايد براي صحبت و همه چي برايش تمام شده به خاطر جواب ندادن به تلفن خانواده اش!چند روز بعد امدند من گفتم که چرا به قولت وفادار نبودي ودر عروسي رقصيدي گفت ناراحت بودم ودر ضمن همه چي برام تمام سده بود کلي از حرفهايش تغيير کرده بود بعد هم که رفت اس ام اس داد که حلالم کن ديگه هم جواب زنگ واس ام اس مرا نداد من به خاطر علاقه ام خيلي التماسش را کردم ولي او گفت که نميتوانم خودم را انطور که تو ميخواهي عوض کنم يک بار هم به مرز بازگشت دوباره رسيد ولي بعد دوباره براي هميشه خداحفظي کرد و رفت ومن وخانواده ام را با کوله باري از سوالات تنها گذاشت خانواده اش هم فعلا سکوت کرده اند من دارم از درون داغون ميشم خيلي غصه اين 2 سال رو ميخورم نميخوام خانواده ام بيشتر از اين غصه مرا بخورند همه چي رو ميريزم تو خودم من ساکن شهرستان کوچکي هستم وبه روانشناس و مرکز مشاوره دسترسي ندارم تو رو خدا کمکم کنيد من هنوز به او علاقه مندم چطور فراموشش کنم؟ايا من حقي بر گردن او دارم؟چطور گذشته تلخم را فراموش کنم؟خيلي حرف نگفته با درم چه کنم؟زود جوابم را بدهيد که در مرز افسردگي ام من رابطه ام را با خدا نزديک تر کرده ام دعا کنيد خدا مرا ببخشد و دستم را بگيرد اگر او روزي برگشت شايسته گذشت هست؟(البته او گذشته پاکي هم نداشت که من در زمان علاقه مندي ام فهميدم و چشم پوشي کردم!) شهاب مرادی :سلام/ خدا را شکر
کنید که نشد. شأن
خودت را حفظ کن و
التماسش نکن! و
اگر برگشت قاطع
میگویم پاسخ مثبت
نده و مذاکره هم
نکن! cut والسلام. اما شما
در انتخاب همسر
چند خطا
داشته اید: 1. قصد
اصلاح او را
داشتید(نرقصیدن
و نماز خواندن و
...) امر به معروف و
نهی از منکر خوب
است ولی نه در
مرحله حساس و
خطیر انتخاب
همسر دخترم ازدواج
درمانگاه
نیست! اردوگاه
تربیتی و اصلاح
رفتار نیست! باید
چشمتان را باز
کنید و ببینید
آیا با خواستگار
بدون هیچ تغییری
در خلق و خوی و
شرایطش می توانید
زندگی کنید؟ اگر
نه که نه. 2. به جای شناخت
درست او ، خود را
تشویق و یا مجبور
کردید به "علاقه
سازی" این
علاقهی اَلکی
ساختهی دست
خودت است اگر او
ایجاد کرده بود
با رفتنش و ترک تو
و جفا خرابش کرده
بود پس این علاقه
بیشتر معلول خیال
و وهم خودت است
»»»» سرچ کن و
یادداشت جناب
سروان و هشدارهای
قبل از ازدواج را
بخوان. و چند خطای دیگر
...
پسرهای
"متدین واقعی" کم
نیستند ولی
معمولا دخترهای
"خوب و خوش اعتقاد
و معنوی" که ظاهر
شرعی مناسبی
ندارند و "خوش
حجاب" نیستند
خواستگار متدین
ندارند.
عبارتی
کوتاه و مهم از
حدیث اول کتاب
شریف اربعین حدیث
امام خمینی رضوان
الله علیه: و بدان
که هیچ راهی در
معارف الهیه
پیموده نمی شود
مگر آنکه ابتدا
کند انسان از
ظاهر شریعت ، و تا
انسان متأدب به
آداب شریعت حقّه
نشود هیچ یک از
اخلاق حسنه از
برای او به حقیقت
پیدا نشود و ممکن
نیست که نور
معرفت الهی در
قلب او جلوه کند و
علم باطن و اسرار
شریعت از برای او
منکشف
شود. | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7641 |
503 امتياز
|
پريسا از تهران | امضا شده : ۱۸ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۵۷ سلام. از تعارفات معمول ميگذرم. من با نظرات شما در مورد ازدواج دختران موافقم (حتي به عنوان يک دختر مجرد 35 ساله متخصص وجراح با جندين مقاله در کنگره هاي خارجي و زندگي شغلي و اجتمايي موفق!!!!!!!) ولي من سن 24-25 سال رو قبول دارم نه 20 سال. به نظر من مخالفين شما يا خيلي بچه اند(سني و فکري) يا در ايران با شرايط فرهنگي خاص و حال حاضر اين مملکت زندگي نمي کنند و يا دوست دارند واقعيتهاي زندگي و جبر زمان و طبيعت رو نبينند. من در کل شايد 3-4 ساعت از اين برنامه و 1 ساعت از صحبتهاي شما رو در طول اين 1/5سال ديده باشم ولي اين قسمت از حرفهاي شما رو به شدت قبول دارم. اگر اين پيام رو جواب داديد بقيه رو مينويسم چون دوست دارم براي گوشهايي که ميشنوند حرف بزنم...ممنون که ميخونيد. شهاب مرادی :سلام/ از توجه و
اظهار نظر شما
متشکرم . 18 تا 20 سال را
برای دخترخانم ها
حداقلِ
مطلوب سن
ازدواج عرض کردم
و هشداری بود به
خانواده های دختر
که خواستگارها را
رد نکنند! و شاید
شما با توجه به
نمونه های متعدد
از دختر خانم های
20 ساله که ظاهرا
آمادگی ازدواج را
نداشته اند و
البته از سر
نگرانی، 24-25
سالگی را ، سن
مناسب ازدواج می
دانید؛ و جمع این
دو نظر ضرورت
اهتمام همگانی
برای توجه بیشتر
به تربیت درست
فرزندان را تاکید
می کند. باید
دخترانمان را
مسولیت پذیر بار
بیاوریم تا
بتوانیم به موقع
به آنها اعتماد
کنیم. | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4458 |
487 امتياز
|
مريمbeyond of world از اراك | امضا شده : ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۱۳ با سلام من دختري تقريبا 18ساله هستم خواستگاران زيادي دارم البته پدرم تا به حال به هيچ كدام اجازه نداده كه به خانه ي ما بيايند يا من با انها صحبت كنم و مي گويد كه بايد درس بخوانم البته عيد 87 كه من براي اولين از خواستگارانم اگاه شدم رفتار پدرم به كلي با ما عوض شد خيلي گريه مي كرد ومي گفت اگر تو از اين خانه بروي من زنده نمي مانم و من هم نمي توانم چيزي به او بگويم و به حرف هيچ كس هم گوش نمي كند اگر مي توانيد راهكاري به من ارائه كنيد.بسيار متشكرم. شهاب مرادی :سلام/ محبت و
علاقه به عزيزان
نزديکان و دوستان
اگر از حد معمول
خارج و به
وابستگي تبديل
شود براي هر دو
طرف دردسرساز و
گاه آزاردهنده مي
شود. ما
نبايد ديگران را
به خاطر خودمان
بخواهيم و دوست
داشته باشيم و به
اين دليل مانع
پيشرفت يا زندگي
عادي آنها شويم
چرا که اين
خودخواهي است نه
دوست داشتن. پدر شما
شايد در گذشته
تجربه فراق،
فقدان، کمبود و
يا حتي افراط در
محبت را داشته که
امروز نگران
ازدست دادن حضور
شما در خانه است؛
شما نبايد با از
دست دادن فرصتهاي
مناسب ازدواج با
او همراهي کنيد!
ابتدا
از يکي از اقوام
نزديک مثل عمو ،
دايي يا يکي از
دوستانشان
بخواهيد که با
ايشان صحبت کند.
خودتان نيز در يک
فضاي صميمانه و
توام با ادب و
احترام با او
گفتگو و علاقه و
محبت خود را به او
ابراز کنيد و
اطمينان بدهيد
جايگاه ايشان نزد
شما هميشه محفوظ
است و ازدواجتان
-اگرچه با قبول
مسووليتهاي جديد
همراه است- موجب
بي توجهي به
ايشان نخواهد شد. | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16226 |
479 امتياز
|
حسين ش از تهران | امضا شده : ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۳۸ بسمه تعالي باعرض سلام وخسته نباشيد وهمچنين عرض تسليت بمناسبت ايام شهدت حضرت صديقه کبري حضرت فاطمه زهرا (س)اينجانب سوالاتي که از طرف خود ودوستانم طرح شده بود را خدمتتان ارسال کردم که متاسفانه جواب نداديد بنابراين مجددا مزاحم شدم که انشالله ايندفعه جواب بگيرمواما سوالات بر دوبخش اعتقادي ومشاوره اي است که خدمتتان ارسال ميگردد. اعتقادي 1- فلسفه وجود انسان چيست؟ اصلا به چه دليل انسان بدنيا ميايد مدتي خوب يا بد درآن زندگي ميكند ومي رود؟ ... [مفصل + چند سوال...] باتشکر وتقديم احترام شهاب مرادی :سلام/ امتحان
می گیرید؟ 15-10 تا
سوال آن هم
سوالات عمومی،
کلی و غیر پیچیده
. شنیده اید که
بهتر است که ماهی
گیری آموزش دهیم
به جای ماهی
دادن؟... اگر مایل
باشید عرض می کنم
با این شیوه اگر
تمام سوالات را
هم پاسخ دهم
هرچند مفصل می
شود ولی مشکل
برطرف نمی شود.
شنیده ای که برخی
از دوستانت می
گویند سوال دارم
ولی هیچ کس نمی
تواند مرا قانع
کند و... ؛ مشکل
این افراد در
مسائل شخصیتی و
خُلقی است تا
ندانستن و به
همین دلیل آموزش
و دانستن مشکل
آنها را بر طرف
نمی کند. مشکل در
شیوه یادگیری
اوست و مهارت های
فراگیری نه در
کتاب! این درد است که
عادت کردیم با
رودرواسی و تعارف
فقط مشتری داری
کنیم ؛ شاگرد
داری کنیم تا
تربیت و دانشجو
پروری. عادت کردیم "کم
دقت" باشیم و با
همین شیوه درس می
خوانیم که
معمولا سوالاتی
که پاسخ آنها در
کتاب های درسی
دبیرستان به
سادگی و متین
پاسخ داده شده را
مجدد می پرسیم
باز هم دقت نمی
کنیم. مثلا خود
چنابعالی چرا به
ضوابط ارسال پیام
توجه نمی کنید؟
-عذرخواهی می کنم
هرچند لازم می
دانم صریح بگویم-
:»» http://www.shahab-moradi.ir/akobook/Itemid,34/func,sign/catid,15/ پسر خوبم
مجدد به کتاب های
دینی دبیرستان
مراجعه کنید و به
دقت برای فهمیدن
و درک مفاهیم
مطالعه کن پاسخ
اکثر این سوالها
را به دست می
آورید و بعد برای
خودت یک دوره
مطالعه آثار شهید
مطهری را برنامه
ریزی کن؛ آسان و
موثر، یعنی فقط
روزی چند صفحه
حدود نیم ساعت یا
45 دقیقه و مستمر و
یادداشت کن و
سوالاتت را از یک
روحانی دانشگاه
یا مسجد محل یا
هیئت خودتان یک
به یک بپرس و چقدر
مفید خواهد بود
که جلسات دینی و
هیئت های هفتگی
دانشجویی با هیئت
اصناف و کسبه از
لحاظ فرم و محتوا
تفاوت پیدا کند.
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9196 |
474 امتياز
|
رويا از تهران | امضا شده : ۰۷ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۰۸ سلام وعرض ادب . من براي کمک در زمينه دانستن حکم يه مشکل فقهي مزاحم اوقات شريف شما شدم .من متاسفانه يکسال الوده به گناه روابط نامشروع با مردان بوده ام و به ياري امام حسين از ابتداي محرم توبه کرده ام. در خصوص عده نگه داشتن و عدم گناه تصميم راسخ دارم که ديگر آلوده به گناه نشوم . اما نمي دانم براي ارتباط شرعي با اقايي که به خواستگاريم امده چطور بايد رفتار کنم به دفتر چند مرجع هم ميل زده ام اما هيچکدام جواب من را نداده اند. خواهش مي کنم به من کمک کنيد و منو از دو دلي و ترس نجات بديد. براي زن بدکاري مثل من که توبه کرده ايا امکان اين وجود داره که با کسي که قبل از توبه ارتباط داشتم دوباره ارتباط داشته باشم اما در 4 چوب شرعي ؟ممنون و التماس دعا شهاب مرادی :سلام/ خدا را بابت
توبه، شکر کنید و
متوجه باشید که
با توبه اصلاحات
زیربنایی و اساسی
اتفاق نمی افتد! توبه ؛
(یک پشیمانی
+تصمیم برای ترک
گناه مذکور +طلب
مغفرت) است؛ که
خدای غفار و
مهربان هم از
سرلطفش عفو می
کند و گناه، بی
گناه ؛ التائب من
الذنی کمن لاذنب
له ولی
نکته مهم قلع
و قمع کردن و
ریشه کن کردن
گناه است که
کار می برد و
مراقبت لازم دارد
و به دانش و عمل
نیازمند است و به
آن جهاد با نفس می
گویند. شما توجه کنید
که همچنان ریشه و
زمینه اختلال و
مشکلات شخصیتی
باقی است. سوال شما
حکایت از این
آشفتگی دارد.
پاسخ فقهی را عرض
می کنم -هرچند در
ضوابط ارسال
توضیح دادهام-
اما قبل از آن به
شما پیشنهاد می
دهم از خودتان
بپرسید:
سوال
کنید ولی سرزنش
ممنوع! - چرا من
گناه کردم و هرزه
شدم؟ - و به گناه
خو گرفتم؟ - و یک
فرد گناهکار
(یعنی شریک و
همکارم در جنگ با
خدا) را دوست
دارم؟؟؟ - تمایلات
طبیعیِ من چرا
افراطی شد؟ - چرا
نتوانستم خودم را
کنترل کنم؟ - ویا
چرا خواستم گناه
کنم؟ یا اصرار
برگناه داشتم؟ اگر ریشه
ها و زمینه های
بروز این مسائل و
شرایط مستعد برای
گناه و خطا را
شناسایی کنید، با
چشم باز می
توانید تقوی را
رعایت کنید
و نگرانی ها
و وسوسه های
متنوع شیطانی
کمتر آزارتان
میدهد در این مسیر یک
مشاور خوب و
متدین کمک موثری
می تواند باشد در سوال
اول واژه های
"رابطه شرعی" و
"خواستگاری"
متناسب نیستند و
منظورتان را درست
متوجه نمی شوم و
اگر اشتباه نکنم
همان مورد سوال
دوم خواستگار
سوال اول است؛ به
هر حال اگر زن و
مرد زنای محصنه
نکرده باشند به
هم حرام نمی شوند
یعنی زن بعد از
جدایی یا فوت
همسرش می تواند
با زانی ازدواج
کند. ولی چرا؟!
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5749 |
472 امتياز
|
N.USA از USA | امضا شده : ۰۹ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۰۵ با سلام. من خانمی هستم که در USA زندگی می کنم, در این مدت هم همیشه حجاب را به صورت کامل داشتم و به ان افتخار می کنم. اما دوستانم هر کدام کم کم حجاب خود را از دست داده اند و هر یک با دلایل محکم خود!!!!!! می گویند خدا به دل و نیت کار دارد و حجاب به این صورت در قران نیامده یا اینکه اول اخلاقمان اسلامی باید باشد تااینکه حجاب بزاریم و غیره. می شه لطف کنید آیات و احادیث معتبر و دلایلی مورد قبول نسل جدید ""خارج از کشور""" ذکر کنید که من بتوانم دوستانم را قانع کنم که حجاب هم جز اسلام و واجب هست. ممنون شهاب مرادی :سلام/ 1.آفرین و
خدا را شکر. 2. قانع
کردن دوستان را
در فهرست اهداف
درجه یک خود قرار
ندهید. 3. به نهی از منکر
زبانی اکتفا
کنید. و مستحضر
باشید: حجاب از
جمله دستورات
الهي است كه
خداوند در قران
كريم سوره نور
ایه 31صریحا به
رعایت آن امر
فرموده است و
معصومین ع نیز در
احادیث فراوانی
به تشریح و تفسیر
این دستور الهی
پرداخته اند . این که
اوامر الهی را به
بهانه های واهی
زیر پا گذاریم از
دامهای شیطان است
که باید از آن به
خدای بزرگ پناه
برد. دقت کنید : خداوند
متعال هم با دل ما
کار دارد و هم
بااعمال و
رفتارمان. خداوند
دستورات فراوانی
برای ما ابلاغ
فرموده است که در
عمل باید بدان
پایبند باشیم و
رسیدن به اخلاق
پسندیده و
پاکیزگی روحی
منوط به عمل بدین
فرامین است . اگر
خداوند بزرگ فقط
با دل کار داشت
لازم نبود مجموعه
ای از باید ها و
نباید ها را بیان
فرماید . این سخن دوستان
شما به معنای ان
است که یا خداوند
هیچ دستور عملی
صادر نکرده است
یعنی نعوذ بالله
پیامبران الهی به
خدا دروغ بسته
اند و یا خداوند
این دستورات را
بدون هیچ هدف و
غرضی بیان فرموده
است !! که بطلان هر
دو گزینه بسیار
روشن است. در حقیقت
این سخن دوستان
شما از خود بی
حجابی و بد حجابی
خیلی خطرناکتر
است چرا که بی
حجابی فسق و گناه
کبیره است ولی
این گونه سخنان
اگر جدی و از روی
اعتقاد بیان شود
به معنای انکار
حجاب و کفر محسوب
می شود . انسان مومن
نباید تحت تاثیر
کسانی که از راه
صحیح دور افتاده
اند قرار گیرد
بلکه به روش درست
و در حد امکان
باید دیگران را
تحت تاثیر اخلاق
و رفتار شایسته
خود قرار دهد شما که در
محیطی غیر اسلامی
زندگی میکنید
بایدبیشتر در
رعایت شئونات
اسلامی بکوشید و
در اجرای احکام
الهی کوشا باشید
در این صورت
اجرتان بسیار
بیشتر وثوابتان
عظیم تر خواهد
بود بهترین منبعی که
برای فهم و تفهیم
درست مسئله حجاب
می تواند مفید
باشد
کتاب مسئله حجاب
اثر استاد شهید
مطهری است . | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4104 |
458 امتياز
|
سهيلا ذاکري777 از ساري | امضا شده : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۱۳ سلام اقاي مرادي: شما امروز در دانشگاه مازندران سخنراني داشتيد ،من هم يکي از دانشجويان حاضر در سالن بودم و اينکه توفيق حضور در جلسه سخنرانيتان را داشتم خدا را شاکرم. اگرچه قبلا بارها از تلويزيون صحبت هايتان را پي گيري مي کردم ولي هيچگاه به اندازه امروز متحول نشده بودم چون خيلي چيزها ياد گرفتم: من امروز از شما ياد گرفتم بيشتر ازاينکه حرف بزنم، فکر کنم. از شما ياد گرفتم که چگونه بايد به حرفهاي مخاطبم گوش کنم. از شما ياد گرفتم بجاي نقد سريع مخاطبم ارامشم را حفظ کنم و به حرفهايش فکر کنم . از شما ياد گرفتم با حرفهاي تند ديگران بهم نريزم و کنترلم را حفظ کنم. از شما ياد گرفتم بايد فکر کردن صحيح را در خودم تقويت کنم و از همه مهمتر اينکه ياد گرفتم بايد اوقاتي از روزم را به خودم، خدايم،خانواده ام و ...اختصاص دهم و به انها فکر کنم. استاد،از همه چيزهايي که به من ياد دادي،متشکرم. شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله
روز خوب و جلسه ی
خوبی بود از شما و
تمامی دانشجویان
محترم و فرهیخته
حاضر در جلسه
تشکر می کنم. یاعلی
التماس دعا. | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6352 |
458 امتياز
|
ياس61 از تهران | امضا شده : ۲۶ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۰۲ سلام حاج آقا با عرض پوزش ميخوام بدونم چراهر چيزي که از خدا ميخوام بايد سالهانذر ودعا کنم تابدست بيارم مطمئنم ميگيدخداصلاح نميدونه ياحکمت خداست،خيلي ها ميگن بستنت درسته؟يا اين از ضعف ايمانمه ؟تاحالا تا تونستم فقط توکل کردم به خدا،مي ترسم خسته بشم ايمانم سست بشه،چه کار کنم؟ شهاب مرادی :سلام/ پيشنهاد مي
كنم به جاي نذر
مسئله را
منطقي،منصفانه
و
خردمندانه
تحليل كن و
نقش
خودت و
شرايط
خانواده و
جامعه پيرامونت
را در به
وجود آمدن شرايط
فعلي بررسي كنی و
در نظر داشته
باشید كه لزوما
تنها راه برون
رفت "دعا و نذر"
نيست! البته كه
دعا حتما در
سلسله اسباب و
علل نقش دارد و
خوب است شما به
جاي درخواست
معجزه!، از خدا
بركت در تشخيص و
جرات و شجاعت در
انتخاب و استحكام
در تصميم و...
بخواه . راستی
شايد خدا هم از
شما انتظارتي
داشته و دارد و
اصلا مديريت اين
مسئله را خدا،
امتحان شما قرار
داده و بايد
مديريت كني. انفعال و
دست و پا را گم
كردن با توكل و
تفويض امور به
خداوند، تفاوت
بسیاری دارد!
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7858 |
432 امتياز
|
مهسفا از تهران | امضا شده : ۲۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۰۷ سلام و پيشاپيش از پاسخ شما ممنونم راستش نمي خوام جواب سوالم را جستجو کنم مي خوام خودتون جوابم را بديد راستش من دختري از خانواده مذهبي هستم تا يک سال و نيم پيش زندگيم کاملا عادي بود مثل بقيه آدمها ولي از آذر پارسال که سرکار رفتم در محل کار با پسري آشنا شدم که به هم علاقمند شديم ولي اينجا آخر کار نبود من که آدم فوق العاده احساسي هستم به او وابسته شدم و هر چه او گفت من هم تبعيت کردم چون او را خيلي دوست داشتم و دارم و مشکل من درست همينجاست چون او اصلا اون جور که اول خودش را معرفي کرده بود نيست و مشکل مهمتر خودمم راستش توان جدايي از او را ندارم اصلا از نبودش وحشت دارم تا حالا چند بار وقتي او را با دختر ديگه اي ديدم تصميم گرفتم تا از اين مهلکه خودم را خلاص کنم ولي هر دفعه با يک تماس يا اس ام اس او دوباره به سمتش رفتم او هم دقيقا اين موضوع را فهميده که چقدر دوستش دارم و چقدر بودنش برام مهمه نميدونم چي کار بايد بکنم از طرف ديگه چند وقت پيش پدرم فوت کرد و وابستگي من به او بيشتر شد از طرف ديگه اين فکر که شايد به خاطر تقاص گناه من بود که پدرم اينقدر زود و ناگهاني از پيش ما رفت آزارم ميده ولي حتي اين هم مانع من نميشه تا با او نباشم تروخدا شما بگيد چي کار کنم واقعا اضطراري به کمکتون نياز دارم چون ديگه نميتونم ادامه بدم شهاب مرادی :سلام/ فعلا 1.
تو هنوز نمی دانی
که او را دوست
نداری؟ تو حتی او
را نمی پسندی. حتی
او را قبول نداری.
چون او هم خودش را
با "عدم
صداقت" معرفی
کرده و هم وفادار
نیست و هم خداترس
نیست. 2.
عادت با
علاقه فرق
دارد. 3.
احساس گناه چیز
خوبی نیست و
خطرناک است. از
منظر دین علت
مرگ پدر، گناه
شما نبوده! اگر
قرار بود خدا این
طور عمل کند که
باید هر شبانه
روز "قتل
عام" می کرد و
اصلا در روزگاران
قدیم کسی روی
زمین زنده نمی
ماند تا در
روزگار ما بشر
حدود 7 میلیارد
نفر بشود! به خدای
مهربان بدبین
نباش. حیات
فرصت امتحان است
و در امتحان برخی
موفق و برخی
سرافکنده می
شوند. و درِ توبه
بازِ باز است. مابقی پاسخ را
قبلا به دیگران
پاسخ دادم کمی
بگرد و بخوان.
23
اسفندماه ،
بسیاری از پیام
ها تکراری بود! و
جستجو
همچنان
مهجور | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:18350 |
419 امتياز
|
دکترخراساني از tehran | امضا شده : ۲۱ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۴۹ سلام و خدا قوت.قبل از هر چيز ميخواستم از امکان انتخاب اتفاقي پيامها تشکر کنم که بسيار مفيد واقع شده است.از زماني که شما در سايت اين امکان را قرار داده ايد به جرات ميتونم بگويم که اکثر پيامها و جوابها را خوانده ام ؛ بعضي از آنها را چندين بار و بهتر است بگويم که با آنها زندگي کردهام و چيزها آموخته ام. من هر شب در اوقات فراغت صفحات را يکي يکي باز ميکردم و بعد در حالت آفلاين ميخواندم. پيامهاي زیادي گله و شکايت از جواب ندادنهايتان بود و من زياد دور نميبينم روزي که اين همه گلايه شما بزرگوار خوب را خسته کند و راه را ادامه ندهيد البته اميد وارم که تا زماني که من زندهام اين اتفاق نيفتد و اين دلخوشي از من گرفته نشود. تا حدودي از روي پاسخهايتان با افکار و سلايق شما آشنا هستم شايد قطره اي باشد از اقيانوس اما خيلي مفيد است و خيلي خوب است که يک انسان ارزشهاي براي خود داشته باشد و آنها را محترم بداند و به آنها عمل کند و زندگي مفيدي داشته باشد و به فکر ديگران باشد و بخواهد و بتواند که به آنها کمک کند . سخن کوتاه: ... حاج آقا ما در مملکتي زندگي ميکنيم که ۳۰ استان و چندين شهر و شهرستان دارد شما اقاي خوب که به اين شهرها سفر ميکنيد براي موعظه و سخنراني بعد هم جلسه پرسش و پاسخ و نامه و و و نا خواسته انتظاراتي را در مردم به وجود ميااوريد...جدأ آيا فکر کرده ايد که در آيندهاي نه چندان دور حتي فرصت ۱ دقيقه کانکت شدن پيدا نخواهيد کرد؟و آن روز همين مردمي که شما را مشهور کرده اند و دوستتان دارند شما را از آن بالا با مغز به زمين ميکوبند؟البته ميدانم که هدف شما راضي کردن همه نيست اما آيا صحيح است که شمأيي که ميتوانيد به مشکلات مردم به بهترين نحو رسيدگي کنيد البته در حجم محدود،زندگيتان پر شود از امواج منفي ديگراني که خود شما اين انتظار را در آنها به وجود آورده و دانه اش را در دلشان کاشته ايد؟فقط درد دلي بود با شما که مردم اين همه فقط خودشان را مي ابينند و طوري بعضي از اين بزرگواران رفتار ميکنند که.......بگذريم. ب از هم خدا قوت شاداب باشيد و بمانيد.التماس دعا. شهاب مرادی :سلام/ مشکلم با
"گلایه" و "عدم
رضایت" برخی از
مراجعین محترم ،
جدی تر از این
حرفهاست و به
نفسِ گله کردن
ارتباط ندارد
بلکه به ریشه های
این اخلاق ربط
مستقیم دارد. غصه می
خورم که برخی از
ما مواردی را که
می بایست می
آموختیم و تمرین
می کردیم و در
اخلاقمان
نهادینه می شد را
نیاموخته ایم و...
مثلا: 1.
توجه و احترام به
قانون و مقررات و
اجرای آن 2. انصاف 3.تحلیل
منطقی و
خردمندانه 4. انعطاف
پذیری و... و
اینها امور بسیار
مهمی هستند و
تماما نیازمند
آموزش و تربیت.
شیوه
خواندن پیام ها
به صورت آفلاین،
پیشنهاد خوبی
است. [ویراست مجدد
پاسخ] | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16873 |
403 امتياز
|
مریلا از تهران | امضا شده : ۰۷ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۳۳ من چند وقت دیگه کنکور دارم . کمی استرس دارم . چه کار کنم ؟ دعایم کنید تا در رشته مورد نظرم قبول شوم. شهاب مرادی :سلام/ ان
شاءالله کنکور
مهم است! بله مهم
است ولی
«
کنکور به معنی
تمام زندگی
نیست!» "کمی
استرس" که برای
کنکور ضروری است
و اگر اصلا استرس
نداشته باشیم که
نمی شود خوب
زندگی کرد اما
اگر این مقدار
استرس و یا
اضطراب مانع
تمرکز و تلاش شما
شده باید توجه
داشته باشید که
معمولا این ترس
به خاطر "مبهم
بودن نتیجه" ،
"انتظار و توقع
والدین یا
اطرافیان" و یا
"موثر دانستن
نتیجه این آزمون
در زندگی
آینده" پیش می
آید. بهر حال
علت آن هر چیز که
باشد باید
بدانید اضطراب
یکی ازموانع اصلی
یادگیری و مانع
موفقيت در آزمون
است و
برای کاهش دادن
آن توجه به نکات
زیر میتواند مفید
باشد:
-
در روزهای
باقیمانده با
برنامه ریزی دقیق
مهمترین مطالبی
را که باید
بدانید مرور
کنید. - هر
روز قبل از شروع
درس خواندن چند
دقیقه نرمش سبک
انجام دهید. - به تغذیه
خود اهمیت بیشتری
بدهید و از خوردن
غذاهای سنگین
خودداری کنید. - زیاد با
دوستانتان
درباره ی حجم
مطالبی که خوانده
اید گفتگو نکنید
و سعی کنید
برنامه خودتان را
دنبال کنید. - توجه داشته
باشید هر آزمونی
ممکن است نتیجه
دلخواه را به
همراه نداشته
باشد ولی این به
معنی پایان همه
چیز نیست. همیشه
می توان از اول
شروع کرد. -
یاد خداوند،
مستقل از هر
نتیجه ای و در هر
حالی؛ پیروزی و
شکست ، آرامش بخش
دلهاست.
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8649 |
386 امتياز
|
فرزانه اشرفي از تهران | امضا شده : ۲۲ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۴۱ با سلام من 2تا سوال داشتم كه ممنون مي شم جواب بدين : اول اينكه 1 شخصي رو مي شنا سم كه هيچي از اسلام نمي دونه و مسلمون نيست من بايد چي كار كنم تا اين مسلمون بشه ؟ و سوال ديگم اين هست كه 1از دوستام يك گناه خيلي بدي رو مرتكب شده و به تنهاچيزي كه فكر نمي كنه خداست من چي كار مي تونم انجام بدم تا بفهمه كارش اشتباه بوده ؟ خدا خيرتون بده جواب سوالهاي منو بدين . ممنون شهاب مرادی :سلام/1و2. هیچ
کاری. آخه
چرا مسلمون
بشه؟؟؟ مگر چه
قابلیتی در او
دیده اید؟
محل قابل
و آنگه نصیحت
قائل!
مبادا
گول اظهار بی
دینی ها و طلب
هدایت برخی
شیادهای حرفه ای
در جامعه یا
فضاهای مجازی مثل
تالارهای چت را
بخورید! و یا
اظهار دینمداری
هایی مثل
این سوال و
جواب ها را دقیق
بخوانید:»»»
لينك
و لينك
و لينك و لينك | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16552 |
377 امتياز
|
دکترخراساني از tehran | امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۲۴ سلام خوب هستين؟۱_من ديروز در پاسداران بنرهاي تبليغاتي ديدم که عکس شما روش بود براي دهه اول ماه محرم از ساعت ۸ تا ۲۳ اما شما درج فرموديد در مسجد امام هادي(ع).خودتان اطلاع داشتيد؟ ۲-برنا ه دهه اول از شب جمعه شروع ميشود يا جمعه شب؟ ۳_عوض کردن اسم يک فايل در کامپيوتر ذهنمان براي يک موضوع بسيار بسيار نکته جالب و خوبي بود که براي من شخصاً يک (معادل فارسي اونو نميدونم)turning point بود. من که خيلي استفاده کردم و فکر ميکنم براي تبديل کردن عادتهاي ناخوب به خوب خيلي هم موثر باشدپيشنهاد ميکنم به صورت يک يادداشت مفصل تر بنويسيد.ممنون از شما که هميشه يک مطلب آموزنده و کاربردي براي ما داريد من همين الان بعد از نماز ميخواهم شروع کنم به تغيير نام خيلي چيز ها.... شهاب مرادی :سلام/خوب است به
بهانهي پيام
شما مطلبی را عرض
کنم:
اعلام جلسات
خوب است و البته
اين بنرها هم
مقوله اي است که
هم از جهت ضرورت و
هم اجرا و محتوا
نياز به مطالعه و
فرهنگ سازي دارد
مثلا
اگر هر جلسه اي
جمله اي کوتاه را
در مورد امام
حسين عليه السلام
يا روضه تبليغ مي
کردند، خوب بود و یا مثلا
اي کاش تمام
جلسات امسال يک
تصويري از امام
راحل را در بنرها
قرار مي دادند و يا
ضابطهای وضع مي
شد که هر بنر
تبليغي در معابر
به تناسب سرعت
متوسط خودرو ها
در آن معبر، بايد
چند واژه داشته
باشد و
همچنين برای
برخي از تبليغات
که از لحاظ طراحي
و گرافيک و رسم
الخط، تاثير منفي
در سليقه عمومي
مردم مي گذارند،
فکری می شد و در
تهران عکس واعظ و
مداح مرسوم نبوده
و مد نشود (لااقل
در مورد تصویر
خودم اصلا نمي
پسندم ؛ تذکر هم
دادم ولي بي
ثمر...)
1. مسجد
امام هادي ساعت 8
و جلسهي ارتش (06)
خيابان پاسدارن
قبل از چهارراه
شب ها حدود 9و نيم
يا 9:45 2.
برنامه هاي دهه
اول محرم شبانه
ها از پنجشنبه و
روزانه ها از
جمعه روزهاي ماه قمري
از غروب روز قبل و
روزهاي شمسي از
صبح همان روز
شروع مي شود
هرچند که مبناي
تقويم و ساعت از 12
بامداد است. 3. ان
شاءالله | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6264 |
363 امتياز
|
مهدوي از اراك | امضا شده : ۰۷ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۱۱ به نام خدا سلام حاج آقا! پيشاپيش عيد ميلاد پيامبر و امام صادق مباركتان باشد انشاءالله! حاج آقا! بنده يك دو سه ماهي است كه اگر خدا قبول كند تا آنجا كه در توان دارم نافلهها و نماز شب را خوانده و سعي در گفتن ذكر دارم! بي خير و بركت هم مسلما نبوده حداقل اينكه توانستهام به كمك خدا آن هم پس از حدود 10 سال عادت زشت(...)را ترك كنم! ولي يك مشكل اساسي دارم! و آن اينكه هرگز نميتوانم محض رضاي خدا يك نماز با تمركز خوانده و يا نيتي خالص براي خدا داشته باشم! حواسم همه جا ميرود الا آنجا كه بايد! احساس ميكنم مصداق همانهايي هستم كه امام علي تاجرشان ناميده! هنوز هم گاهي كنترلم را ازدست داده و زود عصباني ميشوم! هنوز هم در خواندن قرآن كم حوصله بوده و هي امروز و فردا ميكنم! از طرفي ديگر حاجتي بسيار مهم از خدا دارم! چند سالي ميشود ولي اكنون دايما به شك ميافتم كه آيا اصلا اين خواستهي من در چارچوب حكمت خدا هست يا نه! بارها نماز استخاره خوانده و حتي در اولين سفرم به مسجد جمكران از امام زمان كمك گرفتم كه دل مرا به هر سويي كه صلاح هست هدايت كند! الحق بر حاجتم مصرتر شدم ولي باز هم شك به سراغم آمده است! شما براي رهايي از اين مسايل چه پيشنهادي داريد! چگونه بايد خالص شد و چگونه بايد در نماز تمركز يافت! و... با تشكر يا علي! شهاب مرادی :سلام/ اسعدالله
ایامکم. مشکل را
در دو موضوع
تمرکز و
نیت
بیان
کردید: 1. تمرکز: در این
خصوص و در مورد
نیت، زمینه ای
برای وسوسه
شیطانی وجود
دارد. به خدا پناه
ببر؛ فاستعذ
بالله بدان و خدا را
شکر کن که این
نمازی که موفق می
شوی، می خوانی ؛
خوب است و باعث
بالا رفتن تو می
شود و زمینه
خیرهای فراوانی
برای تو و
خانواده و
دوستانت میشود.
بله حتی برای اهل
شهر و دیارت. مغرور
نشو و نذار
ناامیدی و یأس و
یا فرح و عُجب به
سراغت بیاید و
راه کار همه ی این
مراقبت ها و
ایجاد اعتدال
شُکر است. شکر کن
و بدان همه ی این
کشش ها و توفیق ها
از سوی خدای
مهربان است و
بس! و در
مورد تمرکز و
حضور قلب در
جستجوی سایت
جستجو کن و
پیامهایی را که
پیدا می شود همه
را به دقت
بخوان: کلیک کن »»» shahab-moradi.ir/...search...newest
بعد خودتان واژه
های مرتبط را سرچ
کنید و پیام های
به دست آمده را
بخوانید مثلا :
پیام سید حسین
مسعود نیا . 2. نیت :
همین نیتی که
دارید که با نماز
به خدا نزدیک تر
شوید و با قدرت
معنوی بر گناه
غلبه کنید نیت
بسیار مقدس و
محترمی است و
معلوم است که
شیطان ناراحت می
شود و ناله سر می
دهد که وای این
جوان از دستم
دارد میرود... و
وسوسه می کند
هوشیار باش و به
خدا پناهنده
باش. و
نکته دیگر اینکه
عبادت تجار،
عبادت بدی نیست.
اشتباه نکنید! یکی از
روزهای سال گذشته
مقام معظم رهبری
قبل از درس خارج
فقه طبق روال
همیشگی حدیثی را
از کتاب شریف تحف
العقول خواندند
آن حدیث از
امیرالمومنین
علیه السلام
بود:إنّ قوما
عبدوالله رغبة
فتلک عبادة
التجار وإنّ قوما
عبدوالله رهبة
فتلک عبادة
العبید و إنّ
قوما عبدوالله
شکرا فتلک عبادة
الاحرار و
تاکید فرمودند که
عبادت تجار و
بردگان در این
روایت تقبیح نشده
و این دو عبادت و
این دو حال رغبت و
رهبت خوب و
پسندیده است ... و
در تشهد نماز
مقام عبد بودن
پیامبر اعظم ،
مقدم است بر مقام
رسالت آن بزرگوار
؛ و اشهد انّ
محمدا عبده و
رسوله. پس عبادت تجار
خوب است و عبادت
از سر ترس و شوق و
شکر و معرفت و
شناخت و عشق همگی
پله های نردبان
بندگی است و
نردبان پله به
پله و سعی کنید از
هر حال و مقامی که
دارید -من که دست
خالی هستم و فقیر-
چون پنجره ای به
سوی خداست لذت
ببرید و شکر کنید
تا نعمت افزون
شود و زباده
خواهی جاهلانه
آدمی را دور می
کند. | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6388 |
362 امتياز
|
مهين1356 از كرج | امضا شده : ۲۳ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۲۸ با عرض سلام 15 سال است با پسرخاله ام ازدواج كرده ام.سالهاي اول زندگي خوب بود.تا كم كم دخالتهاي مادرشوهرم در زندگي شروع شد. پدرشوهرم سالها قبل فوت كرده بود و شوهرم با اينكه برادر بزرگتر نبود اما چون وضعيت مالي خوبي داشت سرپرستي مادر و برادر كوچكترش را بعهده داشت. مادر شوهرم در يك روستا زندگي ميكرد و از نظر مالي كمبودي نداشت اما بخاطر بلندپروازيهاي شوهرم و اصرار مادر و برادرانش يك ويلاي مجلل در همان روستا ساخته شد و مادرشوهرم خانه خود را رها كرده و در آنجا ساكن شد. و در عمل خانه ي پدري به يكي از برادرشوهرهايم رسيد و او بهمراه خانواده اش در همانجا ساكن شد. سالها گذشت.برادرشوهر كوچكتر به پشتيباني مالي شوهرم در دانشگاه آزاد تهران تحصيل و بعد از مدتي ازدواج كرد. خرجهاي گزاف اين مجالس عروسي و ساخت آن ويلا باعث ورشكستگي شوهرم شد. از سال 80 تا بحال هنوز هم زير بار قرضهاي آن دوران هستيم. در اين مدت فقر و بدبختي و بدهكاري تنها براي من و فرزندانم بود. برادرشوهرها كه خود را خارج از گود مي ديدند روز به روز وضعيت مالي بهتري پيدا مي كردند. گذشت و گذشت تا سال پيش كه مادرشوهرم فوت كرد. بعد از مدتي كم كم اين زمزمه به گوش رسيد كه ويلا براي همه ي افراد خانواده است و كسي حق فروش يا اجاره آنرا ندارد. درصورتيكه تمام اسناد و مدارك بنام شوهرم ميباشد. اما از آنجاييكه شوهرم فردي بسيار ساده لوح،مهربان و خانواده دوست است، هرگز بصورت علني با خانواده اش خصوصا برادر بزرگترش كه داعيه دار اين مطالب بود مخالفت نكرد. عيد امسال همه افراد خانواده از تهران به روستاي پدري در يكي از مناطق شمالي آمدند.بعد از گذشت چند روز بخاطر اوضاع وخيم مالي من و شوهرم قصد اجاره ويلا را بمدت سه روز به يكي از آشنايان داشتيم اما با مخالفت شديد برادرشوهر بزرگتر مواجه شديم و كار بيخ پيدا كرد.از آنجاييكه شوهرم هرگز روي حرف بزرگترش حرف نميزند من بخاطر فرزندانم با برادرشوهرم به مقابله برخاستم.آنها وضعيت مالي خوبي دارند ميتوانستند به خانه پدر زنش يا خانه پدريشان يا حتي به هتل برونداما در صورتيكه سالهاي پيش دو سه روز بيشتر نزد مادرشان در ويلا نمي ماندند امسال براي مبارزه با من و براي اينكه روي مرا كم كنند 15 روز تمام در ويلا ماندند و اجازه اجاره ويلا را به ما ندادند. من و فرزندانم هم بعد از آن اصلا به ويلا نرفتيم.اما به برادرشوهر بزرگم در همان درگيري لفظي گفتم به خدا پناه ميبرم از اينكه شما ميخواهيد حق من و فرزندانم را بخوريد. گذشت و بعد از يكماه دختر بزرگ برادرشوهرم در يك سانحه ي تصادف از دست رفت.دختري كه دانشجو بود خانواده خيلي آرزوها برايش داشتند البته رابطه ي بسيار خوبي هم با من و شوهرم داشت و ما خيلي خيلي به او علاقه مند بوديم. ضربه روحي بزرگي به برادرشوهرم وارد شد. حالا او مرا مقصر مي داند. در مراسمهاي سوم و هفتم رفتار معمولي با من داشت اما حالا گفته كه يك طالع بين به من گفته كه برادرزنت بچه ات را نفرين كرده است. اين موضوع را در هر مجلسي جلوي غريبه و آشنا مطرح كرده و داد و فرياد ميكند و قصد دارد آبروي مرا ببرد. اكنون همه ديد بدي بمن دارند حتي شوهرم هم بسيار ناراحت است و با من بد برخورد ميكند.نميدانم در مراسم چهلم شركت كنم يا نه؟ بخدا راضي نبودم از سر دخترش يك تار مو كم شود. چكاركنم؟؟؟ شهاب مرادی :سلام/ چندين نكته
مهم در اين سوال
وجود دارد. 1. ابتدا
در مورد شركت شما
در مراسم چهلم: در
فرهنگ اغلب مناطق
ايران، مراسم
چهلم دعوتي است
-البته در مورد
افراد درجه يك
مثل برادر، نيازي
به دعوت نيست- مگر
با قرينه اي شما
را از عدم
تمايلشان براي
شركت در مراسم با
خبر كنند. پس اگر
مانعي نيست به
شوهرتان بگوييد
كه علي رغم
اظهارات نارواي
پدر متوفي مي
خواهيد در مراسم
شركت كنيد و اصلا
دلخور نيستيد (و
دلخور نباشيد و
حال آن خانواده
را درك كنيد و
آزادانه احساس
عاطفي خود را
بيان كنيد تا همه
بدانند شما او را
دوست داشتيد و
نفرين نكرديد)
اگر شوهرتان
مخالف نبود حتما
شركت كنيد و عادي
برخورد كنيد و
خودتان را در
معرض اهانت قرار
ندهيد. 2. خودت را اصلا
مسئول اين حادثه
و فوت آن جوان
نازنين ندان و از
عذاب وجدان بي جا
و احساس گناهِ
كاذب رها شو. 3. سرزنش اصلا
كار خوبي
نيست.
تاثيري هم
ندارد. پس، نه
خودت و نه شوهرت
را، سرزنش نكن.
اما با هم با حس
همفكري و تعامل
اشتباهات گذشته
تان را بررسي
كنيد و راه كار
منطقي و شرعي
براي جبران ضررها
را بيابيد. 4. بلند
پروازي ، چشم و هم
چشمي و
رودربايستي، با
نيت خالص و صادق
جمع نمي شود و اگر
با بهترين عبادات
و خيرات -مثلا
نيكي به والدين-
همراه شود براي
فرد توليد آرامش
نمي كند. 5. به هر حال
تحصيل رضايت
والدين، ملكوت
خوبي دارد كه ان
شاءالله همان
ملكوت شما را كمك
مي كند. 6. در مورد مسائل
مالي به يكي از
علماي مورد وثوق
مراجع عظام و يا
امام جمعه مراجعه
كنيد و اگر او
شوهرتان را مالك
ويلا دانست بدون
تحصيل رضايت مدعي
آن را بفروشيد. 7. از اين
به بعد، به جاي
دعوا و لجبازي،
منطقي و مستدل
عمل كنيد و مستدل
و منطقي سخن
بگوييد. 8. اين شيوه
رفتار با همسر و
خانواده را كه
شما 15 سال است
امتحان و تجربه
كرديد، را چرا
تغيير اساسي نمي
دهيد؟؟؟ باور
كنيد با اين شيوه
فقط محبوبيت و
وجاهتتان را
بيشتر از دست مي
دهيد و شما را به
اهدافتان نمي
رساند. 9. اين زندگي
درست نمي شود تا
شخص خودت هم
نسبت به سهم و نقش
خودت در تلخي ها و
ناكامي ها آگاهي
پيدا كرده و
شرافتمندانه به
اصلاح خودت
بپردازي. 10. صدقه، صله
رحم، استغفار و
خوش اخلاقي موجب
ازدياد رزق مي
شود و ترك هر يك
باعث كم شدن
روزي!
خدا خاله و
نوه ي خاله شما
را رحمت كند.
التماس
دعا | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8619 |
354 امتياز
|
راضيه دادفر از اصفهان | امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۲۸ باسلام خدمت استادمحترم وعزيزم ميخواستم بدونم چرا با مهريه ي كم مخالفيد. اصلا بهتره مهريه در چه حدودي باشه؟بسيارمتشكر م.التماس دعا شهاب مرادی :سلام/ لطفا دقت
کنید! با تحمیل
«مهریه
کم» به دختر
(از ناحیه
خانواده پسر)
مخالفم! و همیشه
با تشویق و زمینه
سازی فرهنگی
«مهریه کم»
از ناحیه
دختر و خانواده
دختر موافق. مهریه
متوسط و متعادل
خوب است و ما نباید حق
یک دختر خانم را
در مورد تعیین
میزان مهریه اش
ندیده
بگیریم. مثلا از 14
تا 110 تا سکه
بسیارخوب است و 300
و400 هم بد و
ناپسند نیست. مهم
این است که توجه
به مادیات جلوه
های معنوی ازدواج
را کمرنگ نکند. »»»مهربان
از اصفهان
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3158 |
349 امتياز
|
خصوصی از اصفهان | امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۴۵ سلام خدا قوت پسري هستم حدود 22 سال مدتي پيش به خانمي علاقه مند شدم و به شدت خواهان ازدواج با ايشان بودم اما ايشان پس از چند بار قبول و رد کردن جواب منفي دادن. پس از گذشت مدتي از اين قضيه دچار مشکات روحي و افسردگي شدم و جهت فرار از اين قضيه تصميم به ازدواج گرفتم که چند نفري پيشنهاد شد ولي هيچ علاقه اي به آنها نداشتم تا اينکه موردي خواهرم معرفي کردند و چون اکثر معيارهاي مرا داشت قبول کردم در حالي که باز هم علاقه اي نداشتم و پيش خودم فکر کردم که با گذشت زمان علاقه مند مي شوم چون مي خواستم از اون وضعيت روحي در بيام اما با گذشت 4 ماه از عقدم هيچ علاقه اي ندارم در حالي که همسرم بسيار ابراز علاقه مي کند و انصافا هم خيلي دختر خوبي است و از بسياري جهات از آن مورد بهتر است. الان از لحاظ روحي خيلي داغونم از يک طرف خودم رو در مقابل همسرم مجرم مي دونم و فکر مي کنم که من به ايشون خيانت بزرگي کردم و از طرفي هم موندم که چه کار کنم من دوست داشتم عاشقانه زندگي کنم چون طعمش رو چشيده بودم اما با بچگي همه زندگيمو خراب کردم و حتي زندگي يه نفر ديگرو داغون کردم لطفا کمکم کنيد اگر ممکنه پيام رو يه جوري خصوصي جواب بدين چون ممکنه خانومم ببينه اگر هم نميشه که همين جوري. مچکرم . اين توضيح رو هم بدم که من ضربه هاي روحي ديگه اي هم تو زندگيم خوردم که فشار اينها و نبودن کسي که منو راهنمايي کنه و عدم مشورت توسط خودم باعث اين تصميات شد. آقاي مرادي يعني ميشه من هم از زندگي لذت ببرم خيلي دلم مي خواد شرايط روحيم مساعد بشه تا به اهداف بزرگ زندگيم تا به هدف غائي خلقتم برسم. التماس دعا. يا علي مدد. خدانگهدار شهاب مرادی :سلام/ نباید هدف
ازدواج و انتخاب
همسر فرار یا
درمان مشکلات
روحی و شخصیتی
باشد. شما بهتر
بود به خودتان
کمی فرصت می
دادید تا حالتان
بهتر می شد و آن
وقت برای انتخاب
همسر اقدام می
کردید.ولی
الحمدلله در
انتخاب اشتباهی
صورت نگرفته. اتفاقا این حال
شما به عشق نزدیک
تر است تا آن حال
علاقمندی تان به
آن خانم. با
بیشتر کردن فضای
گفتگو وتعامل
وتوجه به فضاهای
با هم بودن مثل
پیاده روی باهم و
مشارکت در انجام
کارهایی با علاقه
و مهربانی و...
زمینه ی علاقمندی
و عشق شما بیشتر
می شود. به
وسوسه های شیطان
حتی با عنوانی
چون "عذاب
وجدان" توجه
نکن. زندگی
همسرت را با
شراکت خودش بهتر
بساز و سعی کن
شوهری مهربان
،دلسوز، فداکار و
دوستداشتنی برای
همسرت باشی. در
مورد ضربه های
روحی کمتر فکر کن
و بدان که خیلی از
زخم های روحی هم
مثل زخم های جسمی
به تدریج بهبودی
پیدا می کنند. از
انرژی های مثبت
ازدواج و الطاف
خدای مهربان به
زن وشوهر غفلت
نکن؛خدا به نماز
تو دو برابر قبل
از ازدواج نگاه
می کند... اگر
اوضاع روحی بهتر
نشد به روان شناس
مراجعه کن. | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9424 |
348 امتياز
|
رامین صداقتی از کوالالامپور | امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۷:۴۸ با سلام و خیر مقدم به شما برادر عزیز جناب آقای مرادی خیلی خوشحالم فرصتی فراهم شده تا ایرانیان دور از وطن بتوانند از تجارب و دانش جنابعالی استفاده نمایند و نقدی هم داشتم در مورد اطلاع رسانی نامناسب دعوت کنندگان که شایسته بود قبل از حضور جنابعالی از طریق 3 سایت متولی و مرتبط (سایتهای رابزنی فرهنگی، رابزنی علمی و سفارت) اطلاع رسانی دقیق در خصوص جایگاه علمی و اجتماعی ویژه شما در نزد ایرانیان به عمل می آورد.
شهاب مرادی :سلام/ با توجه به
آمار غیررسمی
حدود 50 هزار نفر
ایرانی ساکن
مالزی، به نظرم
وجود یک سامانه ی
اطلاع رسانی سریع
و ارزان برای
ایرانیان ساکن
مالزی از ضروریات
باشد. مثلا یک
بانک جامع ایمیل
یا بانک شماره
موبایل جهت اس ام
اس | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5211 |
347 امتياز
|
sargol از تهران | امضا شده : ۲۸ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۱۵ سلام:طاعات و عباداتتون قبول باشه.من دختر 23ساله اي هستم که تقريبآ2سال پيش با پسري آشنا شدم.البته ايشان يکي از آشناهاي خانوادگيمون هستن.ايشان به من پيشنهاد ازدواج دادن حدود1سال و نيم پيش.من هم چون از من کوچکتر بودن چند شرط گذاشتم که انجام بدن.حالا بعد1 سال هم سربازي رفته و چون دانشگاه نرفته بود به اسرار من کنکور شرکت ميکنن و امسل قبول ميشه.از نظر خانوادگي هم تقريبا مثل هم هستيم البته اونا يه ذره حجابشون از ما بهتره.حالا من مي خواستم با هين توضيح هايي که من دادم شما راهنمايييم کنيد که اگر ما باهم ازدواج کنيم از نظر سن دچار مشکل نميشويم؟اصلآ به نظر شما صلاح است ما باهم ازدواج کنيم؟ شهاب مرادی :سلام/
دختر نباید از
پسر بزرگتر
باشد و
معمولا برای این
نوع ازدواج ها
نمی شود موفقیت
چندانی را پیش
بینی کرد. شاید
بگویید استثناء
هم وجود دارد،
بله ؛ احتمال
دارد ولی شناخت
استثناء حتی برای
مشاور خبره نیز
دشوار است و ریسک
زیادی دارد
بنابراین توصیه
می شود از این نوع
انتخاب صرف نظر
کنید! و فقط
خواستگاری رسمی
را جدی بگیرید. لينك | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4815 |
338 امتياز
|
ايدين از اصفهان | امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۰۳ حاج اقا سلام.اين شب ها عالي بودمثل هميشه.لحن بعضي پيامها رو که ميبينم ياد صحبت ديشبتون ميفتم که گفتيد:کاش عادت ميکرديم که توي زندگي بيشتر بدهکار باشيم تا طلب کار...... چقدر جاتون توي برنامه هايي مثل سمت خدا و يا اين شبها خاليه شهاب مرادی :سلام/ تلویزیون
را نظر مردم می
سازد. این را
مومنین باور
نکرده اند!
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:17306 |
337 امتياز
|
نرگس از مشهد | امضا شده : ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۳۹ استاد عزيزم،سلام.خسته نباشيد. استاد من يک دختر 22ساله هستم که اعتماد به نفس خيلي پاييني دارم و به خاطر همين عدم اعتماد به نفسم،مغرور هم شدم.يعني چون اعتماد به نفس ندارم،خودم ميگيرم که مثلا ديگران فکر کنن من براي خودم شخصيتي دارم.ميدونم اگه آدم اعتماد به خودش داشته باشه درجه ي فروتنيش بالا مي ره ،من خيلي دوست دارم فروتن باشم،لطفا در صورت امکان راهنمايي فرماييد که چطوري از دست غرورم راحت بشم؟ از لطفتون بي نهايت ممنونم ياعلي خيلي دوستون دارم شهاب مرادی :سلام/ فروتني يا
تواضع ، خصلتي
است که از يک
اعتقاد سرچشمه مي
گيرد و در واقع ،
يک ريشه دروني و
يک نمود بيروني
دارد . گاهي براي
اين که رفتاري در
انسان ايجاد شود
يا رشد کند لازم
است از سطح ، شروع
شده و کم کم در
اثر تکرار ، به
صورت عادت و خلق
درآمده و نهايتا
در انسان ملکه
شود. براي
رسيدن به اين
منظور گاهي بايد
از شيوه "
تحميل به نفس
" استفاده
کرد . يعني به
دليل آن که انجام
آن رفتار مطلوب ،
براي انسان سخت
است ،اما به
ضرورت آن نيز
پي برده ، خود
را "مجبور"
کند تا عليرغم
ميل باطني آن را
انجام دهد ، مثل
بيماري که از تلخ
بودن دارو يا سخت
و دردناک بودن
عمل جراحي آگاه
است اما براي
بهبودي ، به آن تن
ميدهد . از اين رو
پيشنهاد ميشود
براي رسيدن به
اين ويژگي
(فروتني): -
همیشه در سلام
کردن به همه
پيشقدم شويد.
- با
کساني که تصور مي
کنيد ، تأکيد مي
کنم ، تصور مي
کنيد ! از شما
پايين ترند ( از
هر جهت ) بيشتر
نشست و برخاست
کنيد و گرم تر حال
و احوال.
- از کارهاي
خوب ديگران حتی
رقیب یا مخالف
تعريف کنيد .
- هرجا وارد
مي شويد در اولين
جاي خالي بنشينيد
.
- گاهي
بدون اين که
از شما
بخواهند
براي اطرافيان ،
کاري (و خدمتی هر
چند کوچک ) انجام
دهيد ( آوردن چاي
، کمک در حمل
وسايل و...)
- سوال يا
مطلبي را که نمي
دانيد از کسي که
مي داند بپرسيد .
ضمنا با
مطالعه کتاب هاي
اخلاقي ، با اين
فضيلت و فوايد آن
بيشتر آشنا شويد . | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16766 |
330 امتياز
|
زهرا_ض از تهران | امضا شده : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۳۱ سلام چند وقتي ميشه ميخوام بيام ازتون کمک بگيرم اما هي نميشه! يا کاري برام پيش ميومده که نميتونستم بشينم پاي کامپيوتر يا صفحه وبتون خيلي دير بالا ميومده و سرعت من پايين بوده! يکي از دوستام ميره کلاس هايي که توي بعضي از ... ها و... برگزار ميشه! کلا اينطوري که من متوجه شدم کلاساي بدي نيست. يه بار داشتيم باهام حرف ميزديم. گفت ماها از هرچيزي توي اسلام فقط ظاهرش رو گرفتيم و باطنش برامون مهم نيست. وقتي ازش خواستم مثال بزنه گفت: مثلا نماز خوندنمون. برامون مهم اينکه سر وقت بخونيم و از وقت خارج نشه ولي مهم نيست با چه کيفيتي بخونيم. الان خودش هم همين طوري نماز ميخونه. يعني نماز ميخونه ولي نه توي اون ساعتي که بايد بخونه که قضا نشه. ساعتش براش مهم نيست ولي هميشه نمازايي که ميخونه با ارامش کامل . يعني ميفهمه نمازي که ميخونه چيه! ميخواستم کمکم کنيد. اخه دختر بدي نيست. با اينکه حجابش کامل نيست و بعضي از چيزاش مي لنگه اما دل پاکي داره. چکار کنم؟ چه جوري با چه استدلالي بهش بگم نمازي که توي وقت خونده بشه درسته؟! ممنون ميشم کمکم کنيد آقاي مرادي. خدا پشت و پناهت ياعلي شهاب مرادی :سلام/ همانطور که
شما متوجه شدید
این یک وسوسه
شیطانی است! مسئله
مهم این است که
اول
باید نماز درست و
صحیح و سالم باشد
یعنی مراعات
قواعد فقهیّه مثل
توجه به درستی
وضو، داخل بودن
وقت، قبله، قیام
و رکوع و سجده ووو
بعد
باید به آداب
قلبیه آن توجه
کرد و کم و کاستی
های آن را با
نمازهای نافله
-تمرینی برای
عشقبازی با خدا- و
تعقیبات نماز
جبران کرد. وگرنه
نماز نادرست،
باطل را چه با
حضور قلب بخوانی
و یا با فکر مشغول
هیچ فرقی
ندارد.»»» لينك
و »»»
لينك شاید این دوست
شما برداشت
نادرستی از آن
کلاس داشته ولی
اگر این آموزش ها
واقعا جایی ارائه
می شود باید به
آنها تذکر داده
شود.(ویراست
مجدد)
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6500 |
327 امتياز
|
mandana از تهران | امضا شده : ۲۶ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۱۵ با سلام انتقاد: انقدر قوانين زيادي داريد كه به اخريش ميرسيم اوليش يادمون ميره. تشكر: بچه هاي مدرسه ما كه كلا با اخوند جماعت مخالفن خيلي با شما حال ميكنن اجرتون با اقا امام زمان. التماس 2عا شهاب مرادی :سلام/ ياعلي مدد و
متشكرم. اما
فراموش نكنيم
كه: استعمار
سالهاست كه براي
ايجاد حس جدايي
مردم و روحانيت
كار مستمر و
پيگير اطلاعاتي و
فرهنگي مي كند و
وظيفه من و شما و
هر مومني است تا
نقشه دشمن را با
چشم باز شناسايي
كرده و به
وظايفمان خوب عمل
كنيم و ... لازم
است طلبه هاي
جوان براي ارتباط
موثر با مردم
آموزش ببينند و
تمرين كنند و
آماده شوند و
مردم -پير و جوان-
هم مهارت هاي
ارتباطي را
بياموزند و احساس
نياز "مراجعه به
متخصص" و ارتباط
ديني و معنوي با
روحاني در آنها
تقويت شود.
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8111 |
327 امتياز
|
منتقد افراطي از نصف جهان | امضا شده : ۰۷ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۵۸ سلام جناب مرادي چرا بين بچه هاي عاشوراييان شما از مصطفي قرباني بيشتر خوشتون مياد دليل اين انتخاب چيه ؟چرا ميخواين از اين انتخاب بقيه هم مطلع بشن؟ شهاب مرادی :سلام/ انتظار
دارید همه را
برابر دوست داشته
باشم؟ چرا؟! این
مساوات خواهی چیز
خوبی نیست. این
برادر شهید را نه
به خاطر "بودن در
عاشوراییان" که
به خاطر امام
حسینی بودن ،
ادب، تقوی، اخلاص
و تواضع و... دوست
دارم سلیقه اش را
می پسندم و ... خوب
است که دوستی ها
را اظهار
کنیم و در
بیان خوبی ها
احتیاط نکنیم.
تلاش می کنم
روابط جوانانی
مثل شما با خودم
تبدیل به مرید و
مرادبازی نشود و
در فضای دوستی
محترمانه و گرامی
تعریف شود. و این
دوستی یک روزه و
دو روزه نیست
مصطفی را مثل
پسرم دوست دارم. و این به
این معنا نیست که
دیگران را دوست
ندارم. شما هم اگر
خودتان را با این
واژه ناپسند
معرفی نکنید بهتر
است، لااقل
"منتقد معتدل"
باشید! راستی: 1. این انتقادها
و چنگ انداختن به
صورت یک دیگر ، کم
کم تمام عرصه های
زندگی ما را دارد
فتح می کند. در
حالی که هر یک از
ما به عنوان یک
مسلمانِ معمولی
باید برای دیگر
مسلمانان برادری
مهربان ، متواضع
و امین ، مشفق و
مشوق، دلسوز و
خیرخواه و ناصح
باشیم و هر یک از
ما با این صفات ،
امر به معروفش از
عسل شیرین تر و
نهی از منکرش
موثر و دلنشین می
شود. 2.
از پیام شما
احساس کردم بیش
از این باید به
جوانان نازنین
توجه کرد و از
محبت کردن خارها
را گل کنیم. 3. پسر
عزیزم تو را هم
ندید، دوست دارم. | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5971 |
323 امتياز
|
خاكسار ميكده از تهران | امضا شده : ۰۸ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۱۹ يا حسين .ع. سلام بر شما آقاي مرادي دوستي ميگفت: در طوفانهاي مشكلات بجاي اينكه «ناخدا» باشي، «با خدا» باش. موفق باشين . شهاب مرادی :سلام/ هر چند شما
سوال نکردید (و در
مقام یادگیری و
پرسش نیستید) اما
توضیح می دهم: باخدا
بودن یعنی
همان ناخدا و
فرمانده و کنترل
کننده زندگی
بودن، و این
همان بندگی و
اطاعت از خداوند
است و می تواند
همراه با توکل
باشد اما توکل به
هیچ وجه جایگزین
آن نمی شود مگر
زمانی که اختیار
و توانی باقی
نباشد که در آن
حال مسئولیت و
تکلیفی هم نیست! چون خدا ما را
مختار قرار داده
و در مقابلِ ذره
ذره ی این اختیار
حساب کشیِ دقیق
خواهد کرد پس کسی
نمی تواند بگوید
من مسئولیتم را
به گردن تویِ خدا
می اندازم و خودت
مسئول عملکرد و
نتایج و آثار
زندگی من هستی
و گفته اند
که: با توکل
زانوی اشتر
ببند.
حکایتی
دوباره از دریا و
سکان
خدا و ناخدا | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4839 |
320 امتياز
|
نوشدارو از تهران | امضا شده : ۰۴ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۵۵ سلام استاد مهربان برای خاله ی جوانم که دانشجوی دانشگاه تهران است خواستگار می آید ولی از جانب مادر بزرگم به راحتی رد میشود. چرا؟! چون خاله ی بزرگترم که خودش قبلا با لجبازی و ... شانس های ازدواج خودش را خودش از بین برده و الان حدود 40 سال دارد هر چند خیلی ماه است و دوستش دارم آیا این کار مادر بزرگم درست است؟ من فضول نیستم ...و سایت شما را با هم میبینند. شهاب مرادی :سلام/ قبلا گفته
ام در این شرایط
خانواده ها باید
با ازدواج دختر
کوچکتر مخالفت
نکنند و آن را
مانع ابدی ازدواج
خواهر بزرگتر
ندانند. قطعا
عواملی که معمولا
باعث تاخیر
ازدواج دخترخانم
ها بالای سن
جوانی یعنی 35+ سال
می شود، قوی تر و
موثر تر از
ازدواج خواهر
کوچکترشان است.
بپذیریم.
(مقدم دانستن
ازدواج خواهر
مجرد برای ازدواج
خواهرهای
کوچکتر)؛ موجب
کاهش و از بین
رفتن شانس ازدواج
خواهرهای جوانتر
هم میشود.
متاسفانه این شرط
صرفا احساسی و در
مواردی غیر منطقی
و در شرایطی
ظالمانه! است.
در
سبک زندگی ما،
خصوصا در شهرهای
کوچک و روستاها،
خاص
"دخترخانم های
مجرد و مسن"
حمایت های مناسب
قانونی و فرهنگی
و برنامه و
راهکارهای
منطقی، عرف پسند
و سبک و مدلی برای
یک زندگی پویا،
امن، شاد وجود
ندارد و
منفعلانه می
بینیم که شرایط
روحی برخی از
آنها در معرض
آسیب قرار می
گیرد... باید
فکری کرد! و
شاید استفاده از
ظرفیت های علمی و
تجربی خانم های
مجرد با تحصیلات
مختلف و مطالعات
گوناگون پتانسیل
مفید علمی و
البته مغفولی است
که شاید روزی در
شرایطی منطقی و
دور از هیجان به
کار گرفته شود.
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9593 |
319 امتياز
|
اعظم از تهران | امضا شده : ۱۱ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۳۸ Dear Mr. Moradi I sent you a message 2 weeks ago, but I didn't see it on this page. Did you omit some messages? you know i have a question regarding your lectures in Ammar Yaser mosque I mean depression. I have a good life style, studied in major that I liked it and now I work in a good company but I don't enjoy my life and sometimes I get tired of living . I think this world is REALLY boring. Would you please tell me what I shall do? Regards شهاب مرادی :سلام/ پیام دو
هفته پیش را یادم
نیست اما مسلما
به بسیاری از
پیام ها نمی
توانم (یعنی فرصت
نمی کنم) پاسخ
دهم. اما در
مورد افسردگی
باید بگویم احساس
های متفاوت گاهی
اوقاتِ افراد در
مورد زندگی و
نظرشان در موضوع
لذت بردن از
زندگی برای تشخیص
اختلال افسردگی
کافی نیست هرچند
شما بعید است که
افسردگی
داشته باشید ( از
اوضاع شغلی و
تحصیلی و سبک
زندگی رضایت
دارید چیزی از
احساس گناه و...
بیان نکردید و
کاهش یا افت
عملکرد و
وظایف(Function)
ندارید.) اما
چنانچه در همان
جلسات مسجد عمار
یاسر یک روز در
کنار بیان فهرست
وار علائم تشخیصی
این اختلال تاکید
کردم؛ برای تشخیص
و به عنوان گام
اول به مشاور
مراجعه کنید.
و
لطفا همگی
فارسی را پاس
بداریم.
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9844 |
315 امتياز
|
باران از اراک | امضا شده : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۲۳ سلام خسته نباشيد من خيلي به جواب ايميلي که براي شما ارسال کرده ام احتياج دارم من بايد تا فردا جواب اين خواستگارم را بدم همان طور که در پيامم نوشته بودمخيلي از شرايط من را دارد ولي روز خواستگاري دست خالي آمد و از نظر خانوادگي از من پايين تر است اگر ممکن است جوابم را زودتر بدهيد من هر ساعت يک سري به اين سايت براي گرفتن جواب مي زنم شهاب مرادی :سلام/ خواستگاریه
مسابقه که نیست! در اعلام نظر و
پاسخ به
خواستگاران اصلا
نباید تعجیل
کرد.با صبر و
حوصله مراحل
بررسی، تفکر،
گفتگو و مشاوره
را طی کنید. اين يادداشت ها
را با دقت هر چه
بيشتر بخوانيد.
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8118 |
314 امتياز
|
حامد قلمزن اشرف از نجف اشرف | امضا شده : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۱۵ سلام استاد عزيز يادداشت امروز شما و لينك هاي مربوط به ان را خواندم. ؛؛؛ دلباخته امير مومنان (ع)؛؛؛ از شهر اين امير و در كنار وادي السلام كه يقين دارم روح حاج محسن شما در اين وادي براي اميرش دلباختگي ميكند برايش طلب مغفرت داريم انشالله خداوند به حق اين امام و مولا به عاشقانش توفيق دلباختگي عنايت فرمايد . اينجا شنيدم كه ارواح مسلمانان در اين وادي جمع اند ايا شامل همه ميشود؟ التماس دعا شهاب مرادی :سلام/ بسیار
متشکرم. این پیام
شما خیلی دلچسب ،
آرامبخش و موثر
بود. ممنون هرچند متولد
تهرانم ولی در
تمام عمرم در هیچ
شهری مثل نجف
احساس وطن نکردم.
خوشا به حالتان.
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5479 |
314 امتياز
|
... از ايران | امضا شده : ۰۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۴۸ سلام حاج اقا من همون دختر16 ساله گناهکارم. توروخ احاج اقا کمکم کنيد راهمنماييم کنيد.خواهش ميکنم من دارم ديوونه ميشم. حاج اقا دستم به دامنتون. کمکم کنيد. شهاب مرادی :سلام/ تمام پیام
های شما را
خواندم. دخترم
اصلا نگران نباش.
خدای
مهربان پشیمانی
را توبه حساب می
کند، هرچند شما
استغفار هم
کردید؛ پس خودت
را گناهکار ندان
. التائب
من الذنب کمن لا
ذنب له | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6522 |
306 امتياز
|
nashenash از تهران | امضا شده : ۲۸ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۴۶ سلام,مي خواستم بدانم آيا مي شود دعا را فارسي خواند؟ودر اين صورت آدم حاجت مي گيرد؟ شهاب مرادی :سلام/ بله میشود
به هر زبانی دعا
کرد ولی برخی
مفاهیم در زبان
عربی کامل تر و
بهتر ادا می شود
اما در مورد زبان
مادری ؛ نه تنها
می شود بلکه باید
با زبان خودمان
با او درد دل کنیم
و مناجات کنیم. ولی نه انحصارا
فارسی بلکه
آمیخته با عربی
(مثل صلوات ، اسما
الهی؛ الله ،رب
،غفور رحیم و...
،ادعیه قرآنی ) اما دعاهایی که
از ائمه طاهرین
علیهم السلام
نقل شده مثل
"کمیل"
،"ابو
حمزه"و... را
عربی بخوانید و معانی
آن را کم کم
بیاموزید یا
ترجمه اش را
بخوانید. مراقب باشید
دچار وسوسه های
شیطان نشوید! هم عربی را
بخوانید (چون لفظ
دعا از زبان ائمه
عليهم السلام
صادر شده نور است
و حيف است که
شيريني آن را
نچشيد و مزه
نکنيد) و هم برخی
اوقات فارسی و
حرف دل. | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6822 |
302 امتياز
|
غ.صالحي از تهران | امضا شده : ۰۹ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۲۸ سلام خدمت ارامش بخش ترين مخلوق هستي. شما اولين کسي هستيد که با همه ي مسائل خيلي راحت بخورد ميکنين وخيلي منطقي راه حل نشون ميدين. کاش تمام مخلوقات عالم ذره اي از منطق شما رو داشتن اونوقت مطمئنم تمام مشکلاتمون حل مي شد. من امسال کنکور دارم البته سال قبل هم شرکت کردم اما قبول نشدم ازتون ميخوام دعا کنيد که اگه صلاح خدا هست من قبول شم ,خواهش ميکنم منو از دعاي خيرتون محروم نکنين. اگر بخواهيم در مورد موضوعي باهاتون مشورت کنيم از نظر شما مشکلي نداره؟ شهاب مرادی :سلام/ ابتدا از
لطف شما و
تفقدتان تشکر می
کنم ولی سوالم
این است چرا
در مورد من اغراق
می کنید؟ اغراق کردن و
سخن دور از
اعتدلال و انصاف
از شأن خود شما به
دور است. در
هیچ مورد و در
مورد هیچ کس
اغراق نکنیم. خواهش می کنم یک
بار دیگر
نوشتهی خود را
بخوانید و خودتان
نقدش کنید. | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:13962 |
302 امتياز
|
يلدا صبوحي از تهران | امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۱۳ سلام. مي بينيد؟ همان وقتي كه دنيايم ويران شد بايد شما مشغول پروژه علمي شويد. خدا دنياي عجيبي برايم ساخته... شهاب مرادی :سلام/ چرا ویران؟!
مشکل را
بنویسید.
[به یک دوستی که
قبلا سوال کرده
بود گزارش دادم ؛
حجم کار
مطالعاتیام
زیاد شده و اشاره
کردم بیشتر درسی
و فقهی است ولی
این اصلا به معنی
تعطیلی سایت
نیست. فقط زمانم
محدودتر شده
و بیشتر مثل
امشب ، قبل یا بعد
از نماز صبح ان
شاءالله در
خدمتم.]
جا دارد دوباره
همهی مراجعین
گرامی را به
سرچ و
امتیازدهی و توجه
به امتیازها
برای سهولت
دیگران در پیدا
کردن پاسخ های
مناسب تر توصیه
کنم. | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10921 |
301 امتياز
|
حسن شالباف از اهواز | امضا شده : ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۴۴ 1- خانواده هاي سنتي اين چيزها رو لوس بازي مي دونن .در اکثر ازدواج هاي قديم عشق و علاقه جايگاهي نداشته .اختلاف سني بالا در بعضي خانواده ها مثل خانواده ما .پدر احساس مي کنه بچه هاش و همسرش پررو مي شن و قضيه پدر سالاري کمرنگ مي شه .پدر ها مخصوصا و مادرها بعضا تحمل شنيدن انتقاد رو ندارن .استفاده ابزاري از مطالب مطرح شده در جلسات در مواقع ديگه، يه چيزي شبيه خر بگيري خودمون، مي تونه يه عامل براي فرار از اين جلسلت باشه 2-سعي کردم با انتقاد پذير نشون دادن خودم از پدر و مادر و برادرهام بخوام بعضي اوقات دور هم بشينن و در مورد مشکلات من نظر بدن تو همچنين شرايطي اغلب سر دل خودشون هم باز مي شه و حرفهاي خوبي زده مي شه، البته اگه در نهايت دعوا نشه! حالا نوبت شماست که جواب بديد الوعده وفا شهاب مرادی :سلام/ متشکرم و
سوال 2 را مجدد
بررسی و پاسخ
دهید.
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6755 |
298 امتياز
|
باران از تهران | امضا شده : ۰۶ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۰۱ سلام حاج آقا.سال نومبارك. خواهري دارم 22 ساله.دانشجوي ترم آخرحقوق.دختر خيلي خوب و سنگينيم هست.امانميدونم چراهرچي خواستگار براش مياد اون نمي پسنده. اون قد متوسطي داره آيا به خاطراين مورد همه خواستگاراش نمي پسندنش؟؟؟ البته يه بار يكي گفت بهش ايشالله پيشه بابات بموني،يعني ممكن نفرين اون فرد هم اثر داشته باشه؟؟؟؟ چون از نظر خانوادگي مشكلي نداريم وهم پدرم وهم مادرم هردو تحصيل كرده هستند. به نظر شما اشكال از كجاست. شهاب مرادی :سلام/ با هم گفتگو
کنید. محترمانه و
دور از ترحم و
تحقیر یا خدای
ناکرده سرزنش. خطر کاهش تدریجی
شانس ازدواج دختر
خانم ها را به او
یادآوری کنید.
معمولا
علاقه مندی های
یک طرفه دختر
خانم ها شایع
ترین عامل رد
کردن خواستگار
است.
جلسه ی
گفتگوی خانوادگی
مهم است. به
نفرین آن فرد
توجه نکنید ولی
اگر خواهرشما به
او ظلم کرده حتما
جبران کند. | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3961 |
297 امتياز
|
شقايق114 از تهران | امضا شده : ۰۴ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۲۶ سلام عليكم خدا قوت وتشکر از زحمات شما استاد دانش آموزي در زمينه مسائل اعتقادي ابراز مي کند که در خانواده آنها هنگام تولد نوزادي در گوشش اذان و اقامه نمي گويند چون معتقدند که بايد بگذارند آن شخص وقتي بزرگ شد خودش در مورد انتخاب دينش تصميم بگيرد حالا ايشان با 15 سال سن طبق سخن خودش هيچ ديني ندارد و باز طبق صبحتهايي که کرده کتاب تورات،انجيل و قرآن را مطالعه کرده و به کشورهاي مختلفي هم سفر نموده است ولي نتوانسته تصميم درستي بگيردو همچنين عمه ايشان طبق تشخيصي که داده اند به دين مسيحيت در آمده اند(ارمني شده اند) همچنين بايد بگويم ايشان فقط خدا را قبول دارند.واعتقادي به پيامبران،امامان و عالم برزخ و قيامت ندارد. حال مي خواستم شما بفرمائيد بايد چگونه با ايشان صحبت کرده يا اينکه شما کتابي را معرفي کنيد که بدرد ايشان بخورد يا در صورت امکان از مرکز مشاوره زندگي بهتر برايش وقت مشاوره اي گرفته شود. اگر خود شما باشيد که چه بهتر وگرنه شما خودتان لطف کنيد و يک مشاوره مذهبي مجرب معرفي کنيد با سپاس از زحمات شما و خدا قوت مجدد.خدانگهدار ملتمس دعا شهاب مرادی :سلام/ چون مسلمان
زاده است و بر
فطرت اسلام به
دنیا آمده
مسلمان است حال
چه اذان به گوشش
خوانده باشند چه
نخوانده باشند.
اما این که هر
مسلمانی باید با
اصول تقلید نکند
و خود به آن برسد
درست اما شیوه
تحقیق او علمی
نبوده(البته اگر
راست گفته باشد!)
روش شناسی مهم
است. کمک به او
سخت نیست اما قبل
از مشاوره مذهبی
چنین کیسی باید
مورد مطالعه روان
شناختی و مشاوره
روحی روانی قرار
بگیرد و تعامل
خانواده اش در
مراحلی لازم است.
اگر خودش
مایل به مراجعه
است من درخدمتم.
البته وقت و نوبت
ربطی به من ندارد.
من فقط هفتهای
نیم روز آنجا می
روم. و اگر
کاملا موافق باشد
مایلم چند جلسه
با او درکلاس با
حضور دانشجوبان
مشاوره داشته
باشم.. روش
مناسب REBT است. چون
موضوع مربوط به
نظام باورهاست.
و در خصوص
عمه و ارمنی
[مسیحی]شدن!:
تا امروز
موارد معدودی را
که از این دست
دیدهام و به
من مراجعه داشته
اند بدون استثناء
از یک یا چند
اختلال روانی رنج
می برده اند. فرد سالم از
لحاظ روحی این
مشکلات برایش
حادث نمی شود.پس
خانواده ها باید
از سر دلسوزی به
آنها در درمان
کمک کنند و در این
امور حتما از
مراکز مشاوره یا
مشاورینی که در
هر دو حیطه دین و
مشاوره اطلاع
دارند کمک
بگیرند( مثلا
آقایان مهدوی،
محمودی و حجه
الاسلام سرلک از
مشاورین زندگی
بهتر)
در
ضمن ارمنی به
اتباع ارمنستان
یا ارمنی تبارها
یا کسانی که زبان
مادری آنها ارمنی
است گفته می شود
پس ارمنی ملیت
است نه دین! و
ارامنه ایران
عموما مسیحی
هستند و مذهبشان
گریگوری است. بد نیست بدانید
که فرهنگ ارامنه
متاثر از فرهنگ
ایران بوده چون
ارمنستان سالهای
سال جز ایران
بوده و حدود 180
سال پیش (1206 هجری
شمسی) از ایران
جدا شده در زمان
فتحعلی شاه قاجار
طی معاهده
ترکمانچای. | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7055 |
288 امتياز
|
مريم مرادي از علي اباد کتول | امضا شده : ۱۶ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۳۲ سلام عليکم و رحمت الله و برکاته استاد ببخشيد چرا مي فرماييد سوالات فقهي از شما نشود پس شما چه جور روحاني هستيد؟ شهاب مرادی :سلام/ خواهش می
کنم. ولی من هم
انتظار دارم شما
دوستان مسائل را
بهتر تحلیل
کنید. لطفا دقت
بفرمایید؛ من باید
فتوای مرجع
تقلید شما
را عیناً بنویسم
و شما بخوانید،
درست است؟ پس اگر
سواد دارید و به
اینترنت دسترسی
-که دارید- لینک
سایتهای مراجع
عظام را در تمام
صفحات سایتم قرار
دادم ، مستقیما
پاسخ خود را دسته
بندی شده و منظم
در سایت مرجع خود
بخوانید. لطفا.
همگی
تمرین کنیم تا ان
شاءالله روزی
"عیبجویی"، "عیب
یابی" و "محکوم
کردن یکدیگر" و
"گلایه" در اخلاق
و رفتارمان تمام
شود. | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3157 |
283 امتياز
|
زاهده از تهران. | امضا شده : ۰۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۵۸ سلام.ديشب واسم يكي از پر خاطره ترين و بهترين شبايي بود كه توي خوابگاه الزهرا دانشگاه شهيد بهشتي گذشت.اخه شما اومدين واسه ما دختراتون كلي حرفاي قشنگ زدين.حرفاتون خيلي روم اثر گذاشت اينو جدي ميگم. من دختري هستم كه هيچ وقت لياقت ديدين و احساس كردن يا حتي به لب اوردن واژه پدر رو نداشتم.چون روزي روزگاري پدرم جانش رو در طبق اخلاص گذاشت و عازم جبهه شد و ديگه برنگشت اما ديشب وقتي ميگفتين دختراي من.واقعا براي اولين بار احساس پدر داشتن كردم چون حس كردم پدرم مثه شما فكر ميكرد.كاااااااا اااش ميشديك بار پدرمرو ببينم حتي تو خواب.و كاش ميشد به شما بگم بابا.و كاش ميشد پدري به خوبي شما داشتم.و كاش ميشد هر مشكلي داشتم مثه دخترخودتون ميتونستم باهاتون در ميون بذارم.خيلي حرفاتون ديشب روم اثر گذاشت مخصوصا واسه حجاب.ممنون.خداخي رتون بده.خداحافظ شهاب مرادی :سلام/ 1. الحمدلله
علي رغم پيش
بينيام جلسهي
خوبي بود وقتي شما
دخترخانمهاي
دانشجوي متدين ،
با اراده و
پرتلاش را مي
بينم به آينده
اميدوارتر مي
شوم. 2.
هر مشكلي بود
برايم بنويسيد.
و سلام
خدا بر پدر شما و
تمامي شهداي
عزيزمان.
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6379 |
281 امتياز
|
فرشته از zahedan | امضا شده : ۲۴ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۲۰ سلام جناب أقاي مراى من چند هفته پيش پيام دادم ولي جواب ندادين .اگه ميشه بفرمائيد که دوران نامزدي آدم عقد باشه بهتره يا اينکه نامحرم با تشکر از لطف بي دريغ شما. شهاب مرادی :سلام/ هدف
شما از دوران
نامزدی چیست؟ 1. اگر هدف
شناخت یکدیگر است
محرم نباشید و
عقد هم نکنید تا
بدون صمیمیت و
دور از لذت جویی،
در یک فضای رسمی
(مهم است) و
محترمانه، با
برنامه مشخص و
مکتوب، هدفمند و
دقیق، گفتگو و
بررسی کنید. پس
اسم نامزدی و این
مسائل را نباید
روی این ارتباط
گذاشت! و خانواده ها
باید توجیه
باشند. 2. اگر هدف لذت
است و خوشی، گپ و
گفت و گشت و گذار،
یعنی مراحل
انتخاب و گزینش
عاقلانه طی شده
است و شما دو نفر
مصمم برای شروع
زندگی هستید
بنابراین حتما
عقد کنید، دائم
یا موقت و در این
صورت باز هم اسمش
نامزدی نیست؛ عقد
است. نتیجه: نامزدی
یک مرحله ی
زائد در روند
انتخاب همسر و
ازدواج می باشد. برای
اصلاح فرهنگ
ازدواج باید همه
کمک کنید و تبلیغ
کنید و رفتار
عاقلانه را ترویج
کنید.
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6779 |
280 امتياز
|
سبحان 68 از اصفهان | امضا شده : ۱۵ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۸:۳۴ سلام حاج اقا خدا قوت ! حاجي دلم گرفته چه کنم؟ شما دلت مي گيره چه مي کني؟ چه دعايي کنم ؟ دعام کنيد شهاب مرادی :سلام/ من دلم
بگیره (که زیاد می
گیره) پناه می برم
به مناجات با
خدای مهربان و
توسل به امام
حسین علیه السلام
و با اولین قطرها
ی اشکی که سرازیر
می شود دل آرام می
شود. اگر
"گرفتن دل"
را « دل تنگی
» و پیام
لطف و مُحبت دوست
تعبیر کنی اوضاع
بهتر می شود (تو را زکنگره
عرش می زنند
صفیر...) که یعنی
بنده کجایی؟!
چرا
تو ای شکسته دل
خدا خدا نمی
کنی...
ذکر خدا و توسل
از عوامل آرامش ،
بهجت و نشاط قلب
است. خودت با
خدا حرف بزن؛
محتوای سخن می
تواند فرازی از
هر دعایی که در آن
لحظه دل از آن
استقبال می کند
باشد یا غزلی از
حافظ یا دوبیتی
هایی از بابا
طاهر یا ... مثلا: این فراز
لطیف از دعای
شریف ابو حمزه:
«
إلهي
وسيدي وعزتك و
جلالك لئن
طالبتني بذنوبي
لاطالبنك بعفوك ،
و
لئن طالبتني
بلؤمي لاطالبنك
بكرمك ، و لئن
أدخلتني النار
لاخبرن أهل النار
بحـُبي لك إلهي و سيدي
إن كنت لا تغفر
إلا لأوليائك
وأهل طاعتك ،
فالى من
يفزع المذنبون ؟
وإن كنت لا تكرم
إلا أهل الوفاء
بك ، فبمن يستغيث
المسيئون
...»
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4832 |
278 امتياز
|
هاشمي از قزوين | امضا شده : ۲۳ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۲۹ حاج آقا سلام. من قبلا براتون پيام گذاشته بودم ، جواب دادين ولي کوتاه.... خواهشا جوابمو خصوصي بدين و پياممو پخش نکنيد. ممنون بابت راهنمايي هاي گذشته. دختري که از همه قطع اميد کرده... شهاب مرادی :سلام/ در اغلب
موارد توجه ،
تکرار و تمرکز
افراد در موضوع
جنسی خود، موجب
تشدید احساس نیاز
آنها به مسئله
جنسی می شود. با يک فرد
امين , مثل يکي از
اقوام دلسوز و
مطمئن يا يک معلم
يا يک مشاور مورد
اعتماد گفتگو
کنيد ... سعي کنيد
تا رسيدن به
موقعيت مناسب , با
ورزش , عبادت ,
مطالعه و گذراندن
مفيد اوقات فراغت
بر احساسات و
غرايز خود غلبه
کنيد . توجه داشته
باشيد که نبايد
به خاطر آنکه
ازدواج کنيد
عجولانه تصميم
بگيريد . »»» حسین
از کرج | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2426 |
277 امتياز
|
پريسا از تهران | امضا شده : ۰۵ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۳۰ سلام امروز از 7 تير با تا کسي مي اومدم؛سر در جيب تفکر در حال خوندن کتاب اين مردم نازنين رضا کيانيان با رانندهاي مدعي مديتيشن و انرژي درماني و فرادرماني و صد البت فال واسطرلاب.موقع پياده شدن به دوخانم عقبي که محو فيوضات جناب راننده بودند گفت:شما کارتون درسته و براي اداي حاجات سرکاران عليه دعا ميکنم اما تو اي ضعيفه صندلي جلويي,در در قلبت بسته شده و چنين و چنان. فکر کردم ديدم يه زماني معني اسمم رو به آدمهاي غيرايروني بگم،ميگفتم يعني مثل پري؛شبيه فرشته؛LIKE ANGLE ولي مدتهاست چنين چيزي به کسي نگفتم؛چي شده و از کجا شروع شده درست يادم نيست. انگار جدي جدي قلبم از سنگ شده؛ سخت شده؛از کي شعر رو کنار گذاشتم نميدونم ولي ميدونم مدتهاست سراغ دفترهايي که نوشتم نرفتم،گذشته شبهايي که بيدار ميموندم و راه شب گوش ميکردم تا شعر جديد بشنوم؛ خيلي وقته که مولوي و حافظ و خيام رو فراموش کردم؛مدت زياديه که کلمات آهنگين و لطيف توي حرفهام بکار نميره. الغرض ياد دختر خانمهاي گلي افتادم که اسمشون رو گذاشتند غزل بدون اينکه حتي يک غزل بخونند ويا بدونند؛ ياد اونهايي که قبل از اينکه غزل درست زندگي کردن رو مثل اسمشون بگن،غزل خداحافظي رو خوندند؛ ياد اونهايي که شعر پابلونرودا رو ازبرميکنندولي روزبزرگداشت سعدي ازش ميپرسند سعديامردنکونام نميرد هرگز رو کي گفته گفت فکر ميکنم ناصرخسرو! عنوا اين يادداشت باعث شد من يک بار ديگه فکر کنم و غزل زير يادم بياد سمن بويان غبارغم چو بنشينند بنشانند - پري رويان قرار از دل چو بستيزنند بستانند بفتراک جفا دلها چو بربندند بربندند - ززلف عنبرين جانهاچوبگشايند بفشانند --------- و در آخر چنينم هست ياد از پير دانا- فراموشم نشد هرگز همانا که روزي رهروي در سرزميني- به لطفش گفت رندي ره نشيني که اي سالک چه در انبانه داري- بيا دامي بنه گر دانه داري جوابش داد و گفتا دام دارم- ولي سيمرغ ميبايد شکارم . . . تو گوهر بين ز خرمهره بگذر- زطرزي کان نگردد شهره بگذر چو من ماهي کلک آرم بتحرير- تو از نون والقلم مي پرس تفسير روان را با خرد در هم سرشتم- وزان تخمي که حاصل بود کشتم . . . مگر خضر مبارک پي درآيد ز يمن همتش کاري گشايد شهاب مرادی :سلام/ مرحبا
»»»
آشتی با
غزل | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3632 |
276 امتياز
|
مريم از زنجان | امضا شده : ۱۰ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۳:۵۵ سلام براي اولين بار پس از بارها خوندن پيام هاي ديگران براي خودم مشکلي پيش اومده که به کمک سريعتون خيلي احتياج دارم. ماجرا از اين قراره که دوست صميمي من با پسري به قصد ازدواج دوست بود(درست و غلطش بماند!)بعد از مدتها به دلايلي دوستي و در نهايت قرار ازدواج اين دو نفر منتفي شد. آقا پسر با من تماس گرفت و از من خواست پادرميوني کنم تا ازدواجشون سر بگيره. من هم با دوستم و چندين بار هم با اون آقا پسر تلفني صحبت کردم. (فقط در همين رابطه و با رعايت ضوابط)خلاصه رابطه اين دو بکلي قطع شد!همون روز اون آقا پسر با من تماس گرفت و به من ابراز علاقه کردو از من خواست با اون رابطه دوستي برقرار کنم البته به قول خودش براي ازدواج. ميدونستم اين کار اون 2دليل بيشتر نداره يا ميخواد از دوست صميمي من زهرچشمي بگيره يا اينکه ميخواد من جاي اونو براش پر کنم .من از اونجا که به هيچ وجه نميتونم باپسري دوست باشم ردش کردم و تماسمو باهاش قطع کردم . از اون روز اون آقا مدام تلفن ميکنه و اس ميده .شب ،نصفه شب ...کلافه شدم !فکرشو بکنين ساعت 3نصفه شب زنگ ميزنه و بعد اس ميده و منو به خداو معصومين وزمين و زمان قسم ميده که جوابشو بدم . ميگه حالش خرابه و داره داغون ميشه .البته من احتمال دروغ بودن حرفاشو ناديده نميگيرم اما از نگراني اينکه ممکنه واقعا به کمک احتياج داشته باشته يا اينکه من کاري کردم که اون به اينجا برسه دارم ديوونه ميشم . چند روز از فرجه امتحاناتم گذشته و من حتي يه کلمه درس نخوندم.ترس از اينکه مبادا قدم کج برداشته باشم يا با جواب دادن به تلفناش وضع خرابتر از اين بشه ولم نميکنه شما رو بخدا منو از اين سردرگمي نجات بدين!اگه به جزئيات بيشتري نيازه بگينا!!!به خاطر طولاني بودن پيامم معذرت ميخوام التماس 2آ شهاب مرادی :سلام/ در اینکه او
نیاز داره تردید
نکنید ولی نه
نیاز هم فکری و
مشاور و مشاوره
بلکه فقط ... و به
دنبال یک پاسخ
دمِ دستی، فوری و
موقت -و به دور از
مسئولیت- به نیاز
جنسی و عاطفی خود
می باشد. به هیچ وجه
پاسخش را ندهید و
او را یک مزاحم
بدانید! و
اصلا خودت را
مسئول ندان و
ملامت نکن. و فراموش
نکنید: همگی باید
مراقب باشیم تا
از برخی دخالت
ها، کمک ها و
واسطه شدن های
"دور از تدبیر و
نادرست" -مثل
دخالت شما-
خودداری کنیم،
حتی اگر مشاور
باشیم. این نوع
حمایت و
پادرمیانی ها را
باید
خانواده
پسر انجام
دهند؛ آن هم
رسماً و از طریق
خانواده
دختر. مگر
آنکه رابطه از
نوع خواستگاری
رسمی نباشد و از
دسته دوستی های
معمول دختر و پسر
و ... باشد که
واسطه شدن در آن
حرام است و موجب
دردسر! چنانچه می
بینید.
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6852 |
274 امتياز
|
شازده كوچولو از تهران | امضا شده : ۲۴ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۳۷ سلام. خوب هستيد حاج آقا؟ اين مدت كه نبودم روزاي خوبي هم نبود. راستش... يا دتونه خيلي قبل ترها كه دلم ناآروم بود بهم گفتيد آيةالكرسي بخونم و يه دعاي بينهايت آرامش بخش كه بعدها توي قرآن ديدمش؟ كم مي شه كه سعادت شركت در مجالس شما رو داشته باشم اما حساسيت و مخالفتتون با ذكرهای مدعیان (مندراوردی) و اينجور چيزا رو توي سخنراني تكيه تجريش يادمه. مي دونم كه حتماً دعايي هست كه با خوندنش حس كنم خودم و خانواده ام در پناه خداي مهربون هستند. و اينم مي دونم كه شما بهترين شخصي هستيد كه مي تونم ازش كمك بخوام. براي اينكه شما خداي مهربوني كه هميشه من پرستيدم رو برام معرفي كرديد. پيشاپيش ممنون و ياعلي شهاب مرادی :سلام/ در این خصوص
از امام صادق
علیه السلام دعای
مهمی نقل شده و
فرموده اند 3 بار
صبح و 3 بار مغرب
خوانده شود واقعا این دعای
کوتاه و مختصر
دعایی بسیارمهم و
با تاثیری است:
«
اللّهم اجعَلنی
فی دِرعِکَ
الحَصینَة التی
تـَجعَـلُ فیها
مَن تـُرید
»در حال خواندن
دعا خود را به
خدای مهربان
سپرده واز او
بخواهید شما را
در دژ مستحکم و
حصین خود محافظت
کند از تمام
بلاها و خطرات و
گناهان اخیرا عالم
ربانی جناب حاج
آقای فاطمی نیا
-از قول حضرت آیه
الله العظمی بهجت
رضوان الله علیه-
ادامه ای برای
این دعا برایم
نقل کردند؛ -فرموده
بودند- بعد از 3
مرتبه بگویید:
و مَن
یعـنیـنی
اَمرُهُ
و دیگران
را در این دعا
وارد کنید . لطفا
ما را هم فراموش
نکنید.
| | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10278 |
273 امتياز
|
اصغري از تهران | امضا شده : ۱۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۰۲ آيا خواستگاري و بله برون بدون جشن وشادي در ماه محرم اشکالي دارد؟ شهاب مرادی :سلام/ نه اشکال
شرعی
ندارد ولی روز
عاشورا و تاسوعا
که برای این قبیل
امور، مبارک و
مناسب نیست و کلا
در نیمه اول محرم
وهن عزای
سیدالشهدا است و
ماه صفر هم که کلا
معروف به نحوست
است پس یا زود
باش از الان یک
هفته وقت دارید،
یا دو ماه به
احترام امام حسین
علیه السلام صبر
کن تا خیر
ببینی. هر کسی
به بساط روضه و
عزای امام حسین
احترام گذاشت
عاقبت به خیر شد. | | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7993 |
269 امتياز
|
|