آمار

بازدیدکنندگان: 4835441
حاضرین در سایت : 24 نفر
تست آمار روزانه
بازديد ماه گذشته : 265135
بازديد هفته گذشته : 17263
بازديد روز گذشته : 1945
بازديد سال جاري : 1526717
بازديد ماه جاري : 64489
بازديد هفته جاري : 4381
بازديد امروز : 4381
آمار از تاريخ:1388/1/28
نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7122 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 »

نامورودی
شيخ محمد
از ايران (قم) و عراق
امضا شده : ۰۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۳۴
بسمه تعالى 
حاج آقاي مرادي 
سلام عليكم اميدوارم خوب و سلامت باشيد. 
بنده شما را حدود 15 روز پيش در فرودگاه امام خميني ملاقات كردم سپس باهم به طرف بحرين حركت كرديم در فرودگاه بحرين هم با شما صحبت كردم. 
از ملاقات شما خوشحال شدم اگر يادتان باشد من عازم عراق بودم (البته عراقي هم هستم) به فكر شما بودم و دعا كردم سالم برگرديد اميدوارم موفق باشيد.  
شيخ محمد الثامر
شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما متشکرم. چهره ی مهربان و عفیف شما را فراموش نکردم .
خیلی التماس دعا خصوصا حرم مولی امیرالمومنین
سلامت و منصور باشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4692  |  9 امتياز

گلابتون
از مشهد
امضا شده : ۰۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۴۵
حاج آقـــــــــــــ ــــــــــا کجايي ؟چراجواب مارونميدي؟ هزارسال گذشت .
شهاب مرادی :سلام/ اینجا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4518  |  9 امتياز

ali mohajer
از esfahan
امضا شده : ۰۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۸
ba salam,man esfahan ke tshrif dashtin (ghaemie)dar hotele shoma residam khetmatetun,ba madaram va khaharam va bache khaharam,mohamd sadra! bayad bebakhshid ke fingilish neveshtam akhe camputere man farsi nadare,faghat mikhastam az shoma babate matalebe arzeshmandetun dar website tashakor konam
شهاب مرادی :سلام/ موفق باشی پسر خوب. التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4447  |  9 امتياز

ف.مصري
از ايران
امضا شده : ۰۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۰۱
سلام حالتون چطوره ما خوبيم شما که برگشتين ايران بهتر هم شديم رسيدن بخير اگه تونستين کمي از خاطرات سفرتون برامون بنويسيد اميدوارم بهتون خوش گذشته باشه راستي حال و هوا تو بحرين چطوريه؟از مردمانش بگين ؟بازم رسيدن بخير حالا که برگشتين چند روزي کمتر خودتون رو خسته کنيد.يا حق
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4469  |  9 امتياز

mehranoosh
از tehran
امضا شده : ۲۵ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۳۴
سلام وعرض ادب!حاج آقارحلت پيامبراکرم(ص)وشه ادت امام حسن مجتبي(ع)راخدمت شماوخانواده ي گراميتان تسليت عرض مينمايم./ 
شهاب مرادی :سلام/ صلوات الله علیهم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2562  |  9 امتياز

درد
از اصفهان
امضا شده : ۲۵ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۲۵
کماندار:حاج آقاايشان از لحاظ مادي ضعيف است ميشود اين را به عنوان دليل گرفت؟چه کاري به صلاح من است؟ 
درد: ببخشيد به نظر شما چون ايشان الان با اطلاع هستند امکان برگشتشان نيست
شهاب مرادی :سلام/ هر دو از هر دو انتخابِ یک طرفه تان صرف نظر کنید.
یادداشت "جناب سروان" را بخوانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2816  |  9 امتياز

hatef
از ankara
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۳۹
ba salam 
hozooretan dar ankara besyar moghtanam bod . 
na az in ro ke manbari bod va oghati az ham vatanan por shod .bishtar az in babat ke harfe dele kheylee ha ro zadid . besyari az adamha harfhaye khobi baladand .ama kalam nadarand . mozoe dige neghahe amigh va roshan be mozoati hast ke dar labelaye rozmarregiha gom mishe.  
harfhaye dishab dar rayzani raje be sefate beheshtian tasir goozar bod .  
in ra man az kheyleha shenidam .
شهاب مرادی :سلام/ شما لطف دارید و این انعکاس خوبی خودتان بوده، متشکرم.
التماس دعا.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2445  |  9 امتياز

سعيد آقايي إز قطر
از قطر
امضا شده : ۲۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۵۹
سلام؛خواهشأ جواب بدين؛همانطور که گفتم دختري را ميخوام؛مادرم امروز گفت تحقيق کرده به ما نمي خورن تعدادي دليل آورد که اصلأ منطقي نيست و من را راضي نکرد حتي با ديگران مقايسه کرد که من دوست ندارم؛بحث کرديم؛حاج آقا آن کسي که من ميپسندم مادرم نميخواد و آن کسي که مادرم ميخواد من نميخوام؛اين زندگي من است؛کمکم کنيد راهنماي مي خوام؛منتظرم؛
شهاب مرادی :سلام/ این سوال را چند بار جواب دادم. لطفا یه جستجوی کوچولو ...
اگر پیدا نشد بگو
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2224  |  9 امتياز

شاهين
از تهران
امضا شده : ۰۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۰۲
شب ششم يا هفتم محرم توي سرما بيرون مسجد الهادي بود که با صحبتهاي شما آشنا شدم و با خود گفتم بعد از خدا و اهل بيت مي تونم از شما کمک بگيرم و حتماً جواب مي گيرم.3بار پيام فرستادم که محض رضاي خدا به هيچ کدوم جواب نداديد.و منم اصل مشگلمو وقتي ديدم 1بار هم جواب نمي ديد نگفتم.حيف.....و100ح ف....
شهاب مرادی :سلام/ و حیف ، که دقت نمی کنید!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2055  |  9 امتياز

فهيمه 2794
از خوي
امضا شده : ۰۷ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۹
چه زيباست توكل به خداكردن ودرميان طوفانها بااطمينان قلب پروازنمودن ودرعمق گردابهاي خطرناك عاشقانه غوطه خوردنودرمعركه حيات وممات بي پروابه آغوش شهادت رفتن ودرقربانگاه عشق همه وجودخود رابه قرباني خدا دادن وازهمه چيز خود گذشتن وبه آزادي مطلق رسيدن.شهيدچمران 
 
سلام اواسط بهمن ماه پيامي برايتان فرستادم چون باروال سايتتان زياد آشنا نيستم نتوانستم پيامهاي بهمن راپيداكنم وببينم آيا جوابي داده شده يانه؟ 
التماس دعا.
شهاب مرادی :سلام/ ترتیب پیامها در سایت به ترتیب انتشار است نه به ترتیب ارسال
و تاریخ آن هم تاریخی است که پیام را می خوانم و منتشر می کنم نه تاریخ ارسال
و معمولا "در هم" پاسخ می دهم.
بهترین راه سرچ اسم خودتان است.
»»»لطفا یک بار این پاسخ را بخوان
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3841  |  9 امتياز

پرتویی از مهر
از تهران
امضا شده : ۲۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۱۶
سلام 
غروب شد...آسمان که گرفت کودکي گريست...محو شد ...صداي گريه اش ميان هياهوي آدمها...خدا را که ديد عاشق شد...خنديد... سالهايي گذشت...درس ها آموخت... جوان شد ...پادشاهي که درون خويش را مي ستايد 
کودکي متولد شد...آبي ياس ...چون تو .شب ميشود؛شب تولد تو ...خدا بدرقه ات ميکند... 
کودکي متولد شد...ستاره چشمک زد... 
 
شهابي فرو افتاد ...از کاروان عشق به زمين هديه شد...آسمان درخشيد...  
شور زندگي ... 
 
بسم رب النور 
 

شهاب مرادی :سلام/ بسیار متشکرم.
و همین جا از سایر عزیزانی که پیام تبریک ارسال کردند و پیامهایشان را تا الان همه را خواندم تشکر می کنم و اگر اجازه بدهیدبه همین پیام به عنوان نمونه اکتفا کنم .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:220  |  9 امتياز

sharifiامضا شده : ۳۰ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۴۲
با سلامووقت بخير ايا صحبت با همكلاسي پسر گناه دارد
شهاب مرادی :سلام/ صحبت با نا محرم باید شغل مدار و با رعایت وقار وعفاف باشد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:738  |  8 امتياز

یک مادر نگران!
از تهران
امضا شده : ۱۹ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۱۲
با سلام فروان پسر دانش جویی دارم که شبهاتی در دین برایش به وجود آمده است خواهش میکنم اجاده دهید تا او حضوری با شما صحبت کند .خداوند به شما پاداش خیر دهد.
شهاب مرادی :سلام/ این مطلب را بخوانند و اگر لازم  بوداز همین طریق برایم بنویسند یا در صورت ضرورت دریکی از جلسات سخنرانی تشریف بیاورند...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:711  |  8 امتياز

Leila
از tehran
امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۵۰
سلام حاج آقا ممنون از صحبت هاي قشنگ امروزتون مي خواستم بپرسم چه طوري ميشه کسي که از خدا فاصله گرفته رو با خدا آشتي داد من دوتا عمه مجرد با سن هاي 35و 31 دارم که به خاطر اشتباهات پدرومادرشون که الان در قيد حيات نيستند تا حالا ازدواج نکردند البته خودشون هم مقصر بودند ولي الان به کلي نااميدند حتي يک بار هم به بهشت زهرا سر خاک پدر و مادرشون نمي روند نماز نمي خونند و يکي شون داره منحرف هم ميشه و حرف هيچ کسیو هم قبول ندارند و با هم مدام دعوا مي کنند ما واقعا نمي دونيم چي کار کنيم البته من 18 سالمه و خيلي از اونها کوچکترم منظورم بزرگترهاي فاميل هستند مي خواستم اگر ممکنه شما راهنماييمون کنيد با وجود ليسانس و فوق ليسانس حتي راضي نيستند سر کار بروند
شهاب مرادی :سلام/ مهربانی و دلسوزی شما قابل تقدیر است ولی در کارشان دخالت نکن و زیاد نگرانشان نباش.
این شرایط برای هر دختر خانمی دشوار است ولی اصلا نباید مجرد بودن عامل خروج آنها از اعتدال شود.
جناب مریم علیها سلام یکی از چهار خانم برگزیده ی عالم، مجرد بود و نتوانست هیچگاه ازدواج کند.او در قیامت و در روز حساب حجتی است از جانب خداوند متعال برای تمام خانم های مجرد.
آنها را از طریق بزرگترها به ازدواج مناسب (متناسب) و مراجعه ی جداگانه به مشاور تشویق کنید.
شما هم  در انتخاب به موقع همسر دقت کن .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:747  |  8 امتياز

م
از ايران
امضا شده : ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۰۱:۱۰
سلام خسته نباشيد راستش اصلا نمي دونم اين مشكلم و به كي بگم خوب وقتي بقيه پيام ها رو ديدم وبرنامتون تو شبكه 2 هم ديدم به نظرم رسيد كه شما مي تونيد كمكم كنيد 
دختري 22 ساله هستم دانشجوي رشته مهندسي تك دختر و وضعيت مالي متوسط و چهره اي معمولي ولي تا حالا خواستگاري نداشتم اين در حالي كه دخترهاي كوچكتر از من تو همسايه ها و فاميلها يا نامزد كردن يا 7-8 تا خواستگار دارن شرايطم خوبه اينم بگم كه در رابطه با پسرها چون پدر سخت گير بودن خيلي معذبم اهل آرايش نيستم و پايدار در اصول دين اما خوب جالبيش به اينه كه حتي بهم پيشنهاد دوستي هم ندادن چه برسه به خواستگاري 
يكي از دوستام گاهي غير مستقيم بهم مي گه از بس كه سر بزيري و به پسره كاري نداري نظرشون بهت جلب نميشه يا نمي بيننت اينم ميدونم كه آقايون دنبال دخترهاي خوشگلن به خدا وقتي يك كم آرايش ميكنم از خيلي ها خوشگل تر ميشم ولي درسته كه ما كه سالميم عنگ ترشيدگي بگيريم و بقيه كه وضعشو كمي بدتره با موقعيت هاي خوب مواجه باشن؟ من خيلي مي ترسم كه مجبور بشم مجرد بمونم شما بگين چيكار كنم؟آيا منم خودنمايي كنم تا كسي بفهمه كه منم هستم؟لطفا متنم خصوصي بمونه
شهاب مرادی :سلام/این که خدا به شما لطف فرموده وشما را از شر گناه و گناهکاران حفظ کرده، شکر دارد
 با حفظ حجاب ووقار،فعالیت اجتماعی خود را افزایش دهید و نگران نباشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:731  |  8 امتياز

یاس
از تهران
امضا شده : ۱۷ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۰۰
خصوصی 
سلام ،خسته نباشید. 
من یه دختر 23 سالم و دوره کارشناسی رو تموم کردم ، سال 85 برای کنکور ارشد درس می خوندم . در اکثر زمانی که می خواستم درس بخونم دائما فکرهای منفی به ذهنم می یومد نه در مورد درس، در مورد اینکه اگر اتفاق بدی تو زندگیم بیفته اگر تنها بمونم و یا پدر و مادرم تنها بمونن. 
به طور کل من آدمیم که زیاد فکر می کنم ( مسائل اعتقادی ( زندگی و مرگ )، شخصی،اجتماعی و ...) و همین باعث می شه همیشه ذهنم درگیر باشه. 
چون من تک فرزندم این مسئله هم خوب تشدید کننده است اما من جوری تربیت شدم که هیچ کس باور نمی کنه تک فرزندم ، و همه تعجب می کنن. 
فکر کردن به مرگ روی روحیه من تاثیر بدی داره می ذاره. 
یکی از دوستام خواب منو در حالتی که مویی در سر ندارم دید. حقیقتش از اون روز بیشتر به هم ریختم از جهت اینکه اگر یعنی مریضی و ... نمی دونم خواب درستیه و اینکه چه معنی می ده؟ شایدم به معنی رفع مشکلی باشه؟!نمی دونم! واقعا نمی دونم،فقط می دونم درگیرم کرده. 
آدمی نیستم که ناراحتیمو نشون بدم اما چون در مورد مسائل درونیم با کسی حرف نمی زنم هم اذیت می شم.  
ظاهرا همه فکر می کنن من خیلی شادم اما درونن به هم ریختم. از اون به بعد تنها کاری که میکنم دعا کردن و زمزمه کردن بیشتر آیه الکرسی و صلوات. میشه لطفا راهنماییم کنید.  
در مورد تقدیر : من تا قبل فکر می کردم اگر با صداقت از خدا بخوایم حتما بهمون عطا می کنه، اما به دلیل مسئله ای دیگه این اعتقادم کم رنگ شد آیا واقعا با دعا میشه مسیر یه زندگی رو عوض کرد .من خیلی کارا تو زندگی می خوام بکنم اما می ترسم محکوم به تقدیر خوبی نباشم . یا نتونم با دعا و عمل بهشون برسم . اعمال خیر و پر برکت، داشتن همسری خوب و همراه زندگی و ..... 
برام دعا کنید. ببخشید طولانی شد . 

شهاب مرادی : سلام/ مشکل شما يکي از اختلالات اضطرابيست. ويزگي اصلي اين حالت ترس از آينده است. اين ترس معمولا بي اساس بوده و دليل منطقي وواقعي ندارد.
مراجعه به روانشناس توصيه مي شود.
به هر حال :
براي زندگيتان  برنامه هاي جديدي طراحي کنيد.
-شرکت در يک کلاس هنري يا ورزشي
-يادگيري يک مهارت جديد
-ارتباط بيشتر با دوستان
-شرکت در ميهماني های سالم و محترمانه
-رفتن به گردش، سفر و زیارت
-و بازگويي و نوشتن خاطرات خوشايند در کاهش ترسها و نگرانيهايتان بسيار موثر است.
بدانيد و مدام به خود بگوييد که شما نيز انساني مثل ميليونها انساني هستيد که روي زمين زندگي مي کنند و تقدير کمر به از بين بردن خوشبختي شما نبسته است.
از عبادات به ويژه دعا و ياد خدا بهترين بهره ها را ببريد و با نيروي ياد خدا و توكل به خداوند مهربان که سرنوشت همه به دست اوست به افکار منفي اجازه ظهور ندهيد.موفق باشيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:828  |  8 امتياز

علیرضا
از آذربایجان
امضا شده : ۱۴ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۰۷
سلام حاج آقا خسته نباشید 
سوالی داشتم  
اسلام در مورد ازدواج پسر با دختر بزرگتر از خودش چی می گه  
می دونید که پیامبر باحضرت خدیجه که 15 سال از خودش بزرگتر بود ازدواج کرد  
خوب در مورد این چنین ازدواج توضیحی بدید  
ممنون  
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ بله حرام نيست ولي شاخص هاي شخصيت ام المومنين خديجه كبري سلام الله عليها بسيار بسيار گسترده تر از سن آن بزرگ بانوست.

ولي تجربه نشان داده (در شرايط عمومي و عادي) ازدواج دختر با پسر كوچكتر ( پسر با دختر بزرگتر) موفقيت آميز نيست. و معمولا با شكست روبرو مي شود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:930  |  8 امتياز

ستاره
از تهران
امضا شده : ۰۲ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۲۶
با سلام و خسته نباشید.مدتی قبل برایتان پیغام نوشتم و در آن چندین سوال پرسیده بودم (روح و مکه و...).ولی متاسفانه هر بار به سایت مراجعه کردم جوابی ندیدم.گو این که با این مراجعه ها و دیدن جواب های شما به بقیه دوستان مطالب بسیاری متوجه شدم و برایم مفید بود.این بار می خواستم سوالی در مورد افرادی که فوت شده اند از شما بپرسم و اینکه برایشان به جز قرآن خواندن و خیرات کردن چکار می توانم انجام دهم.با توجه به اینکه ایشان نماز و روزه قضا ندارند.ان شاءالله جواب تمام سوال های مرا یکدفعه بدهید.
شهاب مرادی :سلام/ زیارت قبور آنها را شاد می کند
(عن امیرالمومنین علیه السلام:زوروا موتاکم فانهم یفرحون بزیارتکم)
نیابت آنها در زیارت اهل بیت (ع) و خصوصا حج و عمره و هر کار خیری و هر عبادتی که برای آنها هدیه شود بسیار مفید است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:716  |  8 امتياز

m45
از تهران
امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۳۸
ضمن عرض ادب و احترام خدمت شما  
جناب آقاي مرادي 
مي خواستم در مورد مشکلم از شما به صورت خصوصي راهنمايي بگيرم . 
خصوصي 
دختري 23 ساله هستم ، که به تازگي وارد دوره کارشناسي ارشد شده ام .در سال دوم دانشگاه چندين خواستگار داشتم که چون آن وقت به ازدواج فکر نمي کردم (البته از مردها متنفر بودم) به آنها پاسخ رد داده ام و به خانواده ام که آن زمان براي حتي يک بار صحبت کردن با خواستگارانم به من اصرار مي کردند گفته بودم که تا درسهايم به پايان نرسد به ازدواج فکر نمي کنم . 
به همين دليل آنها نيز در حال حاضر هم به همين بهانه همه را رد مي کنند ، 
بين من و مادر و پدرم هم انگار ديواري است که من هيچوقت نمي توانم با آنها صحبت کنم . 
چگونه مي توانم به آنها بگويم که من قصد ازدواج دارم و واقعا از تنهايي خسته شده ام.  
در ضمن از چيزي هم بيشتر از همه رنج مي برم که نمي دانم چگونه آن را بيان کنم. 
4 سال پيش با آقايي که به بهانه ازدواج براي آشنايي اقدام کرده بود و از اقوام نزديک هم بود رابطه داشته ام که در خلال آن به گناه آلوده شدم .البته اين آقا يک سال بعد ازدواج کرد و من هم بعد از توبه و انابه ، با استفاده از چادر سعي کردم نه تنها حجاب بلکه اعمالم را حتي درست انجام دهم .  
از آن زمان تا کنون از رابطه زناشويي پدر ومادرم رنج مي برم . 
من از گناهي که به آن عادت کرده بودم و واقعا آن را ترک کرده بودم ، متنفرم و علل وعوارض آن را نيز به خوبي ميدانم . به تازگي دوباره هم افکار شيطنت آميز و خاطراتم مرا وسوسه مي کند .  
اما نمي دانم که چه کاري و چگونه انجام دهم تا راه درست را طي کنم ؟  
راستش در حال حاضر هم کسي براي ازدواج مرا انتخاب نکرده است .اما حدود 3 ماه پيش نيز از طريق اينترنت ( نه چت بلکه گروه هاي علمي ) با مردي (31ساله ) آشنا شدم که من در ابتدا نمي دانستم که او متاهل است ، ... و مرا به عنوان دوست ، در ايميل هاي خود گذاشته و با ايميل با هم در ارتباط بوديم . چند وقت که از ايميل ها گذشت فهميدم که به او علاقه مند شدم و چقدر مشترکات داريم ، در همين زمان فهميدم که او متاهل است .از آن به بعد سعي کرده ايم نه تنها sms بلکه ايميل هم بهم نزنيم ، اما تا کنون کاملا موفق نشديم . البته او به علاقه من نسبت به خود آگاه است و قطع شدن رابطه را نيز قبول دارد اما مي گويد اگر من با خودم کنار بيايم مي توانيم دوستان خوبي براي هم در حد يک رابطه ايميل باشيم که فقط به ارسال فايلها و مطالب مفيد اکتفا شود( تا به حال هم رابطه ما در حد ارسا کتب اينترنتي و فايل هاي جذاب معنوي و معرفي سايت هاي مفيد درسي و علمي بوده است ). او خانواده اش را دوست دارد و براي من هم دوست خوبي است و مرا از افکار و خاطراتم دور کرده است. مي دانم که رابطه ام با وي دچار اشکال است اما از بازگشتن به افکار شيطاني ام که يکبار اخيرا مرا به اقدام خودکشي کشانده است و آلوده شدن به عادتم به شدت مي ترسم . 
تورابه خدا کمکم کنيد ،آدرس يک مشاور را هم گرفته ام اما به ازاي نيم ساعت مبلغ گزافي (بيست هزار تومان) بايد بپردازم که نمي دانم به چه بهانه اين مبلغ را بگيرن 
.خيلي سعي کرده ام به خدا نزديک تر شوم اما شرايط و محيط اطرافم مرا وسوسه مي کند . 
...  
 
(شايد بگيد توجيه است اما من فکر کردم که خدا او را سر راه من گذاشته است واما الان که من درمانده ام) از خدا نيز خجالت مي کشم که چرا توبه ام را شکسته ام و..... 
از اينکه به مشکلات من هم گوش داديد و راهنمايي مي کنيد ، سپاسگزارم . 
(m45)
شهاب مرادی :سلام/ بخش هایی از پیام شما را(البته با حذف برخی از قسمت ها) جهت اطلاع و استفاده مراجعین محترم سایت منتشر کردم .

- با توجه به توبه و اصلاح رفتارتان، از مرور خاطرات گناه و بازگویی آنها خودداری کنید.
- به مغفرت الهی مطمئن باشید.
- دقت کنید: مقایسه ی "ارتباط جنسی نا مشروع" (و حتی مشروع غیر رسمی)
با ازدواج و روابط زناشویی غلط فاحش است.
به مادر و پدرتان بد بین نباش.
-  و سعی کنید با مهربانی و ادب و تشکیل جلسات خانوادگی فاصله ها را با پدر و مادرتان کم کنید.
- ارتباطتان را با این فرد -هرچند مجازی و بدون ارتباط حضوری- قطع کنید.
- پرداخت وجه در مشاور جزء پُـرتـُکل های حرفه ای آن است ولی اگر مشکلاتتان در همین حد است با عمل به این توصیه ها فعلا نیازی به مراجعه به مشاور ندارید.
- به معنویت و عبادت های مستحب به صورت متعادل و با شرط نشاط توجه بیشتری کنید.
- اوقات خود را با مطالعه، یادگیری مهارتهای جدید و آشنایی با مباحث تازه و ورزش و تفریح پر کنید.
- با توجه به سن شما ،شانس ازدواجتان کم نیست پس از گفتگوی صمیمی و صریح با مادر و پدر هیچ خواستگاری را رد نکنید و پس از بررسی های لازم در مورد گزینه مطلوب تصمیم بگیرید.
- به خدا و رابطه عاشقانه ی با او توجه کنید.
-  تا خدای به این مهربانی و رئوفی داری نگران نباش .

خوب است به این یادداشت ها عمل کنید.
می خوام نمی شه
بگو عزیزم!
پاسخي به چند سوال
يك نه . براي موفقيت و سعادت
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:872  |  8 امتياز

شقايق 120
از سمنان
امضا شده : ۰۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۲۵
با عرض سلام وخسته نباشيد من دختري 26 ساله هستم و مجرد راستش مي خواستم در مورد بستن بخت از شما سوالي بکنم ايا صحت دارد يا خير چون بنده تا حالا خواستگاري نداشته ام البته به جز 3 موردو از لحاظ ظاهري يا از نظر مالي و غيره هيچ مشکلي ندارم ودختر سخت گيري هم نيستم ولي... راستش اين موضوع تا حدي ذهن مرا به خود مشغول کرده تا جايي که ايمانم را سست کرده البته ادمي نيستم که به بسته شدن بخت اعتقادي داشته باشم ولي اطرافيان با حرفهاشون کاري کردن که اين موضوع دارد براي خودم هم معنا پيدا مي کند از شما خواهش مي کنم مرا راهنمايي کنيد چون در بد وضعيتي هستم من از خداوند خيلي کمک خواستم ولي ظاهرا حاضر نيست به بنده حقيرشان کمک کند لطفا شما بگوييد که چه کار کنم تا به اعتقاداتي که برام ارزش دارند ودستش دارم به خاطر يک مسئله مثل ازدواج سست نشود خواهش مي کنم اگر براي شما مقدور است جواب را در ايميلم بگوييد چون من شاغل هستم و سعادت ديدن برنامه شما را در آن وقت روز را ندارم خواهش مي کنم جوابم را بدهيد من منتظر راهنماييهاي شما هستم. 
با تشکرصميمانه موفق و پيروز باشيد
شهاب مرادی :سلام/ نه . چندین بار هم گفته ام مانع اساسی ازدواج دختر خانم ها جدی نگرفتن خواستگارهای اول (حول و حوش 20 سالگی )و جدی گرفتن عشق های موهوم و علاقه پردازی های افراطی،عاشقی های یک طرفه و سخت گیری ها و... است و سهم سحر و جادو بسیار کم است.
نگران نباشید به خرافات توجه نکنید .دل را به خدا بسپارید. صبح ها چهار قل بخوانید
 در خانه صدای اذان بلند باشد مفید است و...
خواستگارهای واقعی را جدی بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:940  |  8 امتياز

صدوده
از مشهد
امضا شده : ۱۸ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۱۲
سلام خيلي قشنگه که يکي بياد و ازمشکلت جواناحرف بزنه همه هم دوستش داشته باشن خيلي طرفدار داشته باشه اما اميد وارم مثل اوناييکه فقط ياد گرفتن حرفاي قشنگ بزنن نباشه به اون حرفايي که مي زنن اعتقاد داشته باشن من زياد شخصيت هاي دوست داشتني ديدم که خيلي ساده ازاعتماد مردم سواستفاده کردهو اون شخصيتيکه به مردم نشون داده نبوده معذرت مي خوام که اينارو گفتم دلم خيلي پره اينا شايد به شما ربطي نداشته باشه اما من کمتر به شخصيت هاي روحاني اعتماد ميکنم استاد احکام ما خيلي ازاحکامهارو اشتباه تدريس کرده عقايد شخصيشو به ما تحميل ميکنه مي گن نظر بده اما...تا يه خرده سوال مي کني جوابتو نمي دن حوزه ي امام صادق مگه اين جوري بود يکي هم پيدا شده مسلون ها رو کافر مي کنه کافر هارو مسلمون که علما اونو ردش کردن اما کيه که جلوشو بگيره . خيلي حرف مي زنم عذر مي خوام حاج آقا وقتي يه دختره شيعه يک پسر سني رو دوست داشته باشه و به هم علاقه مند باشن اما اعتقادات دختر اجازه فکر ازدواج رو نده چرا که اون سنيه و پسر هم با تمام علاقه اش حاضر به شيعه شدن نيست چه بايد بکنه؟ اگه پسر بخواد شيعه بشه بايد قيد خيلي چيزهارو بزنه حاج آقا دارم ديونه مي شم اي کاش مي تونستم که خيلي راحت خيلي چيزارو بگم اما جامعه ي ما اينارو قبول نمي کنه و شايد باعث از بين رفتن اتحاد بشه من دوستش دارم اما راضيم به رضاي خدا . من سر يه مسايلي به بيماري روحي دچار شدم واقعا دارم بدتر مي شم عشق حقيقي قشنگ تر از مجازيه همه اينارو مي دونم اما.. مي چي کار کنم؟ التماش دعا
شهاب مرادی :سلام/ شما کمی عصبانی هستید.
1. بد بینی شما را نسبت به خودم و سایرین خیلی جدی نمی بینم.
2. ازدواج شیعه و سنی اشکال شرعی ندارد. اما معمولا به دلیل تفاوت های فرهنگی ازدواج موفقی نمی شود به همین دلیل توصیه نمی شود.
3. چرا تا به هدف نمی رسید دم از دیوانه شدن و... می زنید؟ چیزی نشده: با کسی می خواستید ازدواج کنید، تلاش کردید، تشخیص دادید که بهتر است ازدواج نکنید. پس تحمل کنید و آرام باشید.
4.عشق خیلی خوبه چه حقیقی چه مجازی .فقط توَهم عشق خطرناکه!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:836  |  8 امتياز

نسترن
از تهران
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۰۴:۳۸
(لطفا و خواهشا خصوصي چون در غير اين صورت ممکن است برايم مشکل ايجاد شود) 
____________________ 
 
با سلام و سپاس 
----------------- 
طف مي کنيد اگر همچون قبل پاسخ گو باشيد و مرا در انتخاب راهنمايي فرماييد. 
------------- ------------- 
لطفا تا انتها مطالعه نماييد تکراري نيست. 
------------------- ----- 
.... 
... 
متاسفم که بناچار طولاني شد 
_______________________ 
 
و من الله التوفيق
شهاب مرادی :سلام/ 1.نه خیلی
2. هنوز برای تصمیم گیری زود است لازم است چند جلسه دیگر با او گفتگو کنید.به مخالفت خواهرتان توجه نکنید و با مادر تان جداگانه صحبت کنید و او را موافق جلسات گفتگو با خواستگار کنید.
3. جلسات پس از خواستگاری رسمی
و در موضوعات متنوع اعم از
- گذشته: تحصیلات، سربازی،محل تولد و سکونت ،بیماری و...
- دین،مذهب و امور دینی ؛مسجد ،هیئت و...
- خانواده ،افراد موثر در او و خانواده اش
- عادات روزانه و علایق و سلیق ها و ...
- شغل
- آینده
- سیاست
- وضعیت روحی و عاطفی
- سبک زندگی
4. برای انتخاب همسر استخاره نکنید! برسی ،گفتگو،تفکر و مشورت و توکل کنید و استخاره نکنید.
5. نه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1076  |  8 امتياز

پارسا اينترنتي
از ايران
امضا شده : ۱۶ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۴
سلام.خيلي مخلصم 
يه سوال دارم ازتون، ببخشيد که رک حرف ميزنم (اگه بي ادبيه ببخشيد و خصوصي باشه 
... 
من 20سالمه ... 
و سعي ميکنم همينطور پا بر جا بمونه 
اين توبه ي من واقعي واقعي ست 
... 

شهاب مرادی :سلام/ بله با این توضیح حتما توبه واقعی است. مراقب وسوسه های شیطان باش.
جایی برای نگرانی نیست.اصلا فکرش را هم نکن. التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:698  |  8 امتياز

سپيده زد سلام کن
از تهران
امضا شده : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۱۶
سلام خسته نباشيد 
اجرتون با سلطان بنده نواز اقا علي ابن موسي الرضا 
 
من 22سالمه فارغ التحصيل رشته علوم اجتماعي 2تا سوال دارم  
يکي اينکه کتاب 1001 پرسش قبل از ازدواج اثر کيست؟؟چون در سايتتان فاميلي نويسنده درست مشخص نيست.. 
سوال دوم من اينه که من دوست دارم براي کارشناسي ارشد درس بخونم اما ميدونم اگه قبول بشم شانسم براي ازدواج مياد پائين چون در اطراف ما پسران تحصيل کرده دنبال دختراني هستند که به دانشگاه نرفته اند و با توجه به اينکه تحصيل کرده بودن طرف مقابل براي من مهم است به نظر شما در اين دوره از زمان من براي ارشد درس بخوانم؟؟يا به طور جدي در مورد ازدواج و موقعيت هايي که پيش مي ايد فکر کنم؟؟چند نفر وقتي متوجه شدند من ميخواهم درسم را ادامه دهم منصرف شدند...سپاسگذارم استاد.
شهاب مرادی :سلام/ کتاب 1001 پرسش پیش از ازدواج نوشته مونیکا موندز لیهی ترجمه فرناز فرود انتشارات صابرین
تکرار کنم  هرچند برخی موارد آن با فرهنگ ما تناسب و تطابق کامل ندارد ولی کتاب خوب و مفیدیست
1001Questions to Ask Before You Get Married
Monica Mendez Leahy
2. هدف شما از ادامه تحصیل چیست؟ چند نفر! منظورتان چند خواستگار رسمی پس از چند جلسه گفتگوست؟؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1050  |  8 امتياز

هادي آشتياني
از تهران
امضا شده : ۱۶ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۲۰
سلام  
شهادت امام هادي (ع) را بر پيروان و دوستداران حضرتش بخصوص خدمتگزاران هيئت امام هادي تسليت مي گويم . ياد محسن عزيز را در اين شب شهادت گرامي ميدارم ان شائ الله سر سفره مولايش امام هادي متنعم است . يا علي
شهاب مرادی :سلام/ آجرکم الله. 
هادی عزیز از ابراز لطف و محبتت ممنونم.
       یادی از مداح امام هادی علیه السلام     
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:788  |  8 امتياز

mahtab
از تهران
امضا شده : ۰۹ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۱۷
سلام آقاي مرادي. من يک مشکلي داشتم، 19 سالمه با يک پسري از سن 14 سالگي تو اوج بچگي و از روي کنجکاوي دوست شدم اين دوستي تا الآن ادامه داشت که تصميم گرفتم ديگه تا قبل از ازدواج با هيچ کس دوست نشم و کلا از لحاظ مذهبي اصلا" مقيد نبودم و الآن تقريبا 6ماهه از اين رو به اون رو شدم مشکلم فقط احساس گناهه نمي دونم بايد چيکار کنم.همه اش حس مي کنم خيلي آدم بدي و گناهکاري ام.
شهاب مرادی :سلام/ به آتش این احساس دامن نزنید.وسوسه شیطان است. خدا توبه کننده را می بخشد بی تردید. می خوام نمی شه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:808  |  8 امتياز

بلند پرواز هميشه موفق
از آسمون
امضا شده : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۲
سلام حاج آقاي عزيز 
من کنکوري هستم ودرسم هم نسبتا خوبه(تو کلاس هميشه جزء دو نفر اول هستم) 
قصد دارم تو يه کشور ديکه بورس بشم و خواهرم که خودش اونجاست بهم توصيه کرده که قبل از رفتنم شروع کنم به حفظ کردن قرآن.خواستم ازتون بپرسم که بذارم باسه بعد از کنکور بهتره يا از همين روزا بشروعم 
خيلي دوستون دارم و اگه جواب بدين ممنون ميشم
شهاب مرادی :سلام/ بلند پروازی همیشه موفقیت به همراه ندارد!مراقب باش.
بهتر است برنامه ای موازی تا انجام کنکور نداشته باشی!
خوب است در مورد بورس با یک مشاور تحصیلی مشورت کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:866  |  8 امتياز

محسن
از اهواز
امضا شده : ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۱۴
1. بنده فکر [می کنم] مهم ترين علت بد بودن ما نيست بلکه نداشتن همچين مهارتيه [گفتگو] خيلي در اين مهارت ضعيفيم مثه همون هوش عاطفي که خيليش اکتسابيه. 
2. در اين مورد به نااميدي کامل رسيدم چون تمام توانمو گذاشتم ولي به نتيجه اي نرسيد
شهاب مرادی :سلام/ در ناامیدی بسی امید است       پایان شب سیه سپید است


همچنان منتظر پاسخ مابقی دوستان

به دو سوال یادداشت "فرار از گفتگو" هستم

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1444  |  8 امتياز

ن ت 1387
از تهران
امضا شده : ۰۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۲۵
با سلام مجدد و عرض خسته نباشيد .  
وپاسخ سوال دوم شما : 
2- اول* بايد موقع شناس باشم و بعد  
*تا لحظه گفتگو تمامي خواسته هاي معقول همسرم رو بجا بيارم  
* فضا رو مناسب كنم تلويزيون و ديگر مشغوليات در دسترس نباشند 
* اگه بحث مربوط به ماست بچه ها نباشند  
*از حاشيه پردازي بپرهيزم  
*از ديگران و مقايسه با مسال زندگي اونا بحثي نكنم و معطوف به زندگي خود باشم  
*علايق طرف مقابل رو درزندگي تحسين كنم تا حالا كه دوست دارم باهاش صحبت كنم به اين امر راغب باشد يعني پيشتر شنونده خوبي بوده باشم  
*از محكوم كردن بپرهيزم 
* از طعنه و كنايه جدا بپرهيزم 
* بر تكرار اين جلسات مداومت كنم حتي اگه نتايجش در ابتدا رضايت مند نباشد 
*و ديگر اينكه جزيات رو از كارشناساني چون شما جويا شوم تا ذره ذره در اين مهارت خبره شوم و ازهمه مهمتر  
*بنيان اين گفتگو ها رو از اوتين روزهاي اشنايي مون بگذارم و  
***از اون خانواده هايي كه بدين سان به كهنسالي رسيدن كسب تجربه نمايم .  
ممنون ميشم ميزان موافقت و مخالفتتون و بفرماييد التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ خیلی خوب، شاد و مثبت . ممنونم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2722  |  8 امتياز

نيما علياني
از اهواز
امضا شده : ۰۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۳۵
سلام 
ممنون از اينکه کامنت بنده رو مثال زده ايد. اين تشکر از آنجا ناشي مي شود که در قلب بنده علاقه ي زيادي به شما و مطالب شما وجود دارد. 
اميدوارم اين علاقه را بي پاسخ نگذاريد. 
------------- ------------- 
فکر مي کنم يکي از هنرهاي يک مرد در زندگي مشترک، ايجاد و نگهداري رابطه ي سالم ميان خانواده ي خود و خانواده ي پدري زوجين است. 
به نظر بنده مي رسد که علت برخي از مشکلات اين چنيني، يک توهم(بدبيني) تاريخي ميان افراد با اسامي و جايگاه هاي جديد(عروس/داماد/ ادرزن/مادرشوهر/. ..) است. 
ريشه يابي اين مسائل و ارائه راهکار منطقي و مناسب براي تعديل روابط، بسيار مفيد خواهد بود. 
البته فکر مي کنم بررسي جداگانه ي اين مسائل براي زن و شوهر، مفيدتر باشد. يعني مرد در اين گونه موارد چه کار بايد بکند و نيز زن بايد چگونه برخورد کند. 
شرمنده/ياعل ي
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2711  |  8 امتياز

صفا
از اصفهان
امضا شده : ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۱۱
سلام حاج آقا خسته نباشيد من امروز دارم مي روم کربلا و براي تولدتان نيستم مي خواستم پيشاپيش تولدتان(22/12/) را تبريک بگويم.يا علي
شهاب مرادی :سلام/ زیارت شما هم پیشاپیش قبول.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2782  |  8 امتياز

ريحانه رضوي
از قم
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۵۶
سلام سالروز به امامت رسيدن آخرين حجت حق، امام عصر، حضرت حجة‌بن‌الحسن‌ لمهدي(عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) بر شما و همه شيعيان مباركباد. به اميد اينكه چنين روزي را در كنارش و در حضور و ظهورش جشن بگيريم. 
متي ترانا و نراك؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2399  |  8 امتياز

بي نام
از بيرجند
امضا شده : ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۴۸
سلام آقاي مرادي 
هنوزم اگه وقت فکر کردن داشته باشم به 2 تا سوالتون فکر مي کنم. 
1- معمولاً خانم ها دوست دارن که همسرشون باهاشون گفتگوي عاطفي داشته باشه ولي مثلاً باباي من حتي توي مسائلي که لازمه خيلي با مامانم حرف نمي زنن چه برسه به حرفاي عاطفي. 
* يه دليلش به نظرم اينه که باباي 51 ساله من توي دوره اي بزرگ شده که مردا حتي از به زبون آوردن اسم همسرشون هم امتناع مي کردن(به اسم پسر بزرگ يا با عنوان منزل)، يا تمام تصميمارو خودشون مي گرفتن و از همسرشون نظرخواهي نمي کردن. 
* و يا حتي توي جغرافياي مختلف اين مسائل متفاوته مثلاً توي شهر ما که کويري محسوب مي شه کلاً آدما کلام و رفتارشون خيلي خشک و نَچَسبه يا اينکه خانواده ها اکثراً مرد سالارن(نه پدر سالار). 
* يه دليل ديگه هم اينه که وقتي مرد مياد خونه به دليل حضور بچه ها و وجود نداشتن خلوتي مخصوص خودش و همسرش گفتگو حذف مي شه به جاي اينکه سعي بشه لوازم گفتگو فراهم بشه. 
و از کوچکترين ابراز احساسات جلوي بچه ها امتناع مي کنن (که دليلشو نمي دونم) و اونوقته که همش فاصله ها زياد ميشه و ديگه معمولي ترين حرفا هم با غرغر و گله و شکايت همراهه. 
* تلويزيون هم که قوز بالاي قوزه. توي اغلب سريال ها و فيلما زن ملاغه به دست توي آشپزخونه ست يا هم از قشر روشنفکره و مدام با دوستاش بيرون از خونه ست و هيچ هنري هم نداره، گفتگوي عاطفي هم در حد صفره. 
نشون دادن سوژه هاي چند همسري هم بيشتر به شک و بد بيني زن ها دامن مي زنه. وقتي توي يک سريال قرآني اين موضوع به بدترين وجه نشون داده مي شه عواقب بدتري هم داره.(به عنوان مثال مي گن: مردا سر و ته يه کرباسن ، وقتي يه پيامبر (یعقوب)اينجورييه از بقيه چه انتظاري ميشه داشت) 
 
2- بابام به خاطر کارشون هر 2 هفته اي 2-3 روز خونه ان و فقط مي خوان استراحت کنن ولي مامانم مي خوان که بابا مسائل وکاراي مربوط به خونه رو حل و فصل کنه، من سعي مي کنم مامانو متقاعد کنم که به بابا حق بدن ولي گاهي موفق نمي شم. 
* تقريباً من و مامانم تمام وقت باهميم و بابا و داداشم هم معمولاً نيستن، من سعي مي کنم راجع به تمام دلخوري هايي که پيش مياد با مامان حرف بزنم و يه ديد مثبت بهشون بدم ولي بازم گاهي موفق نمي شم. 
* هر کاري بکنم هر حرفي که با دوستام بزنم رو به مامانم مي گم که باعث ايجاد يه اعتماد قوي شده. براي بوسيدن هم فقط منتظر اعياد نمي شيم حتي توي يه روز معمولي بدون دليل خاصي(شايد حتي به نظر خواهرم هم خيلي لوس باشم). 
* ولي هر وقت توي جمع 4نفرمون يه بحثي شروع شده 90 درصد به مجادله و ناراحتي ختم شده. و باز اعصاب خرد شده و افسردگي مامان و قرص هاي آرام بخشي که بايد 2 برابر بشن، براي همين سعي نمي کنم که گفتگويي با مرداي خونه بوجود بياد. 
خيلي طولاني شد. شرمنده ام، ببخشيد. 
التماس دعا... 
موفق و مؤيد باشيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2005  |  8 امتياز

زينب خاكنگار
از TEH
امضا شده : ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۰۹
سلام و ادب 
تا چه حد روی ازدواج اينترنتي حساب كنيم ؟
شهاب مرادی :سلام/ هیچ!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2494  |  8 امتياز

ريحانه رضوي
از قم
امضا شده : ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۱۲
سلام.  
چه لطيف است حس آغازي دوباره،  
و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز 
تنفس... و چه اندازه عجيب و شيرين است ، روز ابتداي بودن! روز ميلاد!  
بعضي روزها چه مناسبند براي قشنگ شدن، قشنگ ديدن، قشنگ خنديدن و قشنگ زندگي كردن. بعضي روزها نام دارند: نامهايشان از يادمان نمي‌روند. مي‌آيند و مي‌مانند در دفترچه خاطرات، حتي اگر چند برگ كهنه باشد! بعضي روزها حال و هواي قشنگي دارند براي تولد! اما تولد شما از جنس هميشه است! ثانيه به ثانيه نو شدن و جلو رفتن! پرواز با بالهاي عقل و علم و ايمان و البته عشق! و مي‌دانم كه برايتان تنها پرواز كردن نه معنا دارد و نه زيبايي! پس دست خيلي‌ها را گرفتيد و سهم جواني و جوانان در اين ميلاد‌هاي مكرر از همه بيشتر بوده و به لطف سرمنشا هستي باز هم خواهد بود و اين بار از پس سي و هفت سال تجربه و عقل و علم و عمل و شوق وگهگاه نم نم باران احساس و غمي مه‌آلود كه از پس كلامتان پيداست، دنيا را طور ديگري مي‌بينيد و اين مسير رو به رشد در كنار همه شادي‌ها و غمها ادامه دارد و در نهايت مژده آينده‌اي شيرين كه نغمه غم‌انگيز هجران را به زمزمه شادي‌بخش وصال بدل مي‌كند. به اميد روزي كه زير سايه تنها هستي‌بخش مهربان جهان و تنها واسطه فيض و سبب اتصال زمينيان و آسمانيان و در كنار همسرعزيز و صبورتان و فرزنداني كه قطعا بي‌نهايت دوستتان دارند و دوستشان داريد و تمام دوستان و ياران همراهتان و البته همسفران اين دنياي مجازي به صد و سي و هفت سالگي برسيد.  
تولدتون هزاران بار مبارك. 
... چند روز پيش رفتم براي شركت در اردوي راهيان نور ثبت نام كنم، گفتند پر شده و 58نفر هم ذخيره ثبت نام كرده‌اند و من در كمال نااميدي نفر 59ام بودم. مي‌دانستم نمي‌شود. ديروز از دانشگاه تماس گرفتند كه...........اگر مي‌خواهي بيايي بيا--------نمي‌دان تم بايد باور كنم يا نه!!!! سالها بود منتظر بودم! دو سال پيش دعواي سختي با مامان و بابا كردم اما اجازه ندادند همون شب دو تا نامه مفصل و مجزا يكي براي شهيد آويني نوشتم و يكي هم براي شهيد چمران و دادم به يكي از دوستام تا از طرف من امانت بذاره تو خاك مقدس فكه و دهلاويه! اون قدر التماسشونو كردم ! اون قدر ناله زدم و گريه كردم! اونقدر دلم هوايي ميشد وقتي پلاكاردهاي راهيان نور رو تو دانشگاه و سطح شهر مي‌ديدم! اما خداييش شهدام ناز دارنا! كلي نازشونو كشيدم تا بالاخره امسال رضايت دادن! البته هنوز هم نميشه گفت صد در صده! تا پام به جنوب نرسه باورم نميشه! البته اونا كريمتر از اين حرفان! همين الانم كه اين حرفا رو زدم مطمئنم كه ميگن ما ناز نداريم تو تا حالا لياقت نداشتي! و از حالا تا روز سفر و در تمام روزهاي خوش اونجا بايد حواسم بيشتر به خودم باشه! مي‌دونم كه اگه برم و برگردم مسووليتم سنگينتر ميشه! دعا كنيد يا آدم شم و برگردم يا اصلا برنگردم! دعا كنيد عوض شم. دعا كنيد متولد شم! يه تولد دوباره! به شيريني لبخند يه كودك معصوم يا شيرين‌تر از اون! به شيريني لبخند آخره يه ش.... لياقتشو ندارم كه حتي بنويسمش! فقط دعا كنيد بتونم استفاده كنم. ابتداش كه خوب بود. در سخت‌ترين و مرددترين روزها و در حال شبيه نااميدي قشنگه احساس كني كسايي كه چندين سال از دوران قشنگ جووني و البته تنهاييت صداشون زدي دارن جوابتو ميدن و مي‌خوان با كيمياي بهشتي‌شون مس وجودتو طلا كنن. مي‌دونم كه از اينجا به بعدش دسته خودمه كه چقدر بتونم ظرفمو پر كنم. برام دعا كنيد. دعا كنيد منم از اين به بعد تولدم رو اسفند جشن بگيرم. دعا كنيد دست پر برگردم.تولدتون مبارك التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2768  |  8 امتياز

هديه
از تهران
امضا شده : ۲۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۱۳
سلام حاج آقا 
ميلاد رسول اكرم به شما تبريك ميگم. تولدتونم مبارك باشه  
حاج آقا خيلي بهتون احتياج دارم سعي كنيد در تلويزيون حضور پيدا كنيد حرفاتون آرامش بخش هست.  
ممنون
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5298  |  8 امتياز

نسيم
از جنوب
امضا شده : ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۴۰
ببخشيد 
فقط مي‌خواستم اينو بگم: 
 
الهي لا تودبني بعقوبتك 
و لا تمكر بي في حيلتك 
من اين لي الخير يا رب 
ولا يوجد الا من عندك 
و من اين لي النجاة 
ولا تستطاع الا بك... 
و لا الذي اساء و اجترء عليك و لن يرضك خرج عن قدرتك 
الحمد لله ... 
اگر يادتان بود و باران گرفت 
دعايي به حال بيابان كنيد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4913  |  8 امتياز

هاجر66
از مشهد
امضا شده : ۱۸ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۴۰
سلام 
واي آقاي مرادي،اگه بدونين چه حالي شدم الان وقتي خط آخر يادداشتتون رو خوندم،خوش به سعادتتون که الان کنار مقبره بهترين پدر دنيا (بابا محمد) هستيد.کاشکي منم لياقت داشتم چون خيلي دلم براي اون شهر قشنگ تنگ شده. 
حاج آقاشايد باور نکنيد ولي از وقتي با شما آشنا شدم هر وقت ميرفتم حرم خيلي دوست داشتم از طرف شما هم نائب الزياره باشم اما هميشه وقتي ميومدم بيرون يادم مي افتاد و ناراحت ميشدم،گفتم حتما آدماي خوبي مثل شما احتياجي به نائب الزياره حقيري مثل من ندارن،تا اينکه شب تولد پيامبر (بابا محمد) بود که بدون برنامه ريزي امام رضا دعوتم کرد و رفتم حرم، وقتي زيارت نامه رو خوندم ناخودآگاه ياد شما افتادم و از طرف شما هم زيارت نامه خوندم. 
الان واسم خيلي جالب بود که شما خودتون اونجايين. 
مثل هميشه محتاج دعاي خيرتون هستيم،مخصوصا تو اين سفر معنوي. 
راستي سال نو هم خدمت شما و خانواده محترمتون مبارک،اميدوارم سالي سرشار از خير و برکت وسلامتي داشته باشيد.
شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما ممنونم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3488  |  8 امتياز

صفا
از اصفهان
امضا شده : ۲۹ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۴۶
سلام آقاي مرادي زيارت قبول. مي خواستم بدانم ... 
 
...واين اولين باري است که چنين مشکلي برام پيش مي ايد.خواهشا کمکم کنيد.راستي خانواده ام مرتب به سايت شما مي ايند پس لطفا مخفي بماند.التماس دعا .يا علي
شهاب مرادی :سلام/ موضوع را در یک جمله به مادرتان بگویید و(از علاقمندی خود به خواستگار) با او صحبت کنید
البته لازم است تا قبل از ازدواج از علاقه سازی خودداری کنید.

يك نه . براي موفقيت و سعادت (با این افراد ازدواج نکنید) و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4875  |  8 امتياز

ضحي
از تهران
امضا شده : ۲۹ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۰۰
سلام حاج آقا! 
عرض ادب و احترام! 
خداقوت! 
چندروز پيش سؤالي كه ذهنم رو اين روزها خيلي مشغول كرده خدمتتون مطرح كردم ولي حتماً فرصت پاسخگويي نداشتيد...لذا دوباره عنوان مي كنم: اختلاف سني يازده سال ميان طرفين دختر بيست و شش ساله و پسر سي و هفت ساله،‌چه هشدارهايي مي تواند در پي داشته باشد و اصلا مي تواند احتمال قابل توجهي براي موفقيت داشته باشد؟ با فرض تناسب نسبي در ساير زمينه ها؟ 
به اندرز و بيان نظرتان در اين زمينه نيازمندم. 
ممنون .
شهاب مرادی :سلام/ همین نگرانی منطقی شما در مورد اختلاف سن زیاد را ما هم داریم درحالی که قاطع نمی گویم جواب منفی بدهید پس به همین خاطر توصیه می کنم به مشاور مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3509  |  8 امتياز

مهتاب بي تاب
از کرج
امضا شده : ۲۹ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۱۲
سلام 
من يک سئوال مهم دارم 
من يک گناهي کردم که قبلا توبه کرده بودم از اين گناه ولي باز هم اين گناه رو به اميد اينکه خدا مي بخشه منو انجام دادم مي خوام بدونم الان چيکار کنم؟ دوباره توبه کنم قبول ميشه؟ خواهش مي کنم بمن بگيد چيکار کنم خيلي احساس بد گناه دارم  
ممنونم
شهاب مرادی :سلام/"توبه" کن و صد بار اگر توبه شکستی بازای
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3531  |  8 امتياز

ياسمينا
از يزد
امضا شده : ۳۰ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۵۳
سلام و درود به آقاي مرادي عزيز و ارجمند 
خيلي خوشحالم که بالاخره سايتتان را يافتم.دوست دارم در آينده اي نزديک از راهنمايي هاي خردمندانه شما کمال استفاده راببرم.گرچه من هميشه از صحبت هاي حکيمانه شما لذت و استفاده برده ام. 
برقرار و سرافراز باشيد.
شهاب مرادی :سلام/ شايد اينجا خواندن پيام هاي دوستان و شرح حال ها و تجارب گروه همسالانتان خواندني تر و پرفايده تر باشد. خوب است با اتفاقي شروع کنيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4246  |  8 امتياز

عليرضا محموديان
از زنجان
امضا شده : ۳۱ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۰۰
سلام؛ سري قبل كه تو برنامتون تو دانشگاه زنجان واسه خانمها مشكل پيش اومد؛ مقصر مسئولين برگزاري بودن؛ اونها براي اون تعداد دانشجو(كه بالاي هزار نفر بودن) تعداد خيلي كمي اتوبوس تدارك ديده بودن و اون اتوبوسها كفاف نصف دانشجو ها رو هم نداد؛ اگر تعداد اتوبوسها كافي بود هيچ مشكلي پيش نميومد؛ ضمنا الان وضعيت بهتر هم شده، هوا نسبت به اونوقت دير تر تاريك ميشه و همچنين ساعت ها رو هم يك ساعت جلو كشيدن؛ مشكل فقط تعداد اتوبوسهاست. 
چون تا زمان برگزاري برنامه چيزي نمونده احتمالا مسئولين برگزاري به حرف ما توجه نكنن، اما تذكر شما تاثير گذاره؛ اگه برنامه تو همون زمان قبلي برگزار شه و تعداد سرويس ها و تاكسي ها كافي باشه مشكلي پيش نمياد؛ يا اينكه لا اقل ساعت برنامه رو از 5 الي 8 به 6 الي 9 تغيير بدن تا تداخلش با كلاس بچه ها كمتر شه، اگه ممكن بود شما تذكر بديد؛ تذكر شما تاثير گذارتره؛ ما هم از اينجا پيگير ميشيم 
ممنون 
الت ماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4248  |  8 امتياز

ابراهيم
از بلغارستان
امضا شده : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۰۵
سلام. روز معلم رابه شما تبريک مي گويم.اگر امکان داره از سخنراني هاي خودتان در سايت بزارين تا ما استفاده کنيم
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله. یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2500  |  8 امتياز

محمد
از زنجان
امضا شده : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۵۱
دلم شكستي وجانم هنوز چشم به راهت * چوشب سياهم ودر آرزوي طلعت ماهت  
در انتظار توچشمم سپيد گشت وغمي نيست *اگر قبول تو افتد فداي چشم سياهت ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2799  |  8 امتياز

آسمان
از همدان
امضا شده : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۰۵
سلام اقاي مرادي عزيز: 
دو روزي که همدان بوديد سعادت داشتم و تو جلستون حاضر شدم. 
برخورد شما با آدماي ... فوق العادست.با صبر و اعتماد به نفس ، خيلي مودبانه،جدي و خيلي جالب رفتار مي کنيد که البته مسلما به دليل تجربيات و دانش شماست.اين راه و کار شما خيلي تحسين برانگيزه شما دارين فرهنگ سازي ميکنيد.و اميدوارم نسل بعد از ما که ماها تربيت کنندشون ميشيم بفهمن:هرسخن جايي و هرنکته مکاني دارد.
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2809  |  8 امتياز

مهسا
از مشهد
امضا شده : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۲۵
سلام،آقاي مرادي دوست دارم روز معلم را به شما که راهنما ومعلممين تبريک بگم.
شهاب مرادی :سلام/ ممنونم التماس دعا خصوصا در محضر امام رئوف علي بن موسي الرضا عليه السلام.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2935  |  8 امتياز

رحمان
از خیلی دور خیلی نزدیک
امضا شده : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۱۶
استاد مهربان و نازنین سلام  
یک جوان شافعی مذهب هستم و شما را دوست دارم و دوست دارم در یکی از مجالس مواعظ شما شرکت کنم. 

شهاب مرادی :سلام/ قدم به چشم ؛ جلسات عمومی است و حاجب و دربان ندارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2283  |  8 امتياز

چشم بسته
از کرج
امضا شده : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۱۰
سلام عليکم 
آقاي مرادي آقاي رضا از فرانسه چي مي گه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 
ي کي نيست که بگه آخه مرد حسابي ، اگه عاقلي کارنداشته باش چه کسي،ببين حرفش چيه؟ آدم عاقل حرف درست رو قبول مي کنه،... 
ياعلي
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2328  |  8 امتياز

ريحانه6
از تهران
امضا شده : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۵۵
سلام. 
خيلي ممنون از پاسختون. 
پاسخ داديد بايد بگم. 
اما گفتن اين مطلب مشكلاتي ايجاد مي كند كه من تا اين سن بخاطر بيماري نداشته ام. 
جدلي در پاسخ شما ندارم. 
راهنمايي كنيد چطور بايد بگم و چه بايد بكنم.
شهاب مرادی :سلام/ در جلسه اول و دوم گفتگوي خواستگاري نگوييد. با آرامش و شفاف و روشن مسئله را مطرح كنيد و شماره تلفن پزشك خودتان را هم جهت مشاوره به او بدهيد تا اطلاع لازم را كسب كند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2080  |  8 امتياز

بالا