آمار

بازدیدکنندگان: 4826584
حاضرین در سایت : 14 نفر
تست آمار روزانه
بازديد ماه گذشته : 265135
بازديد هفته گذشته : 18774
بازديد روز گذشته : 2450
بازديد سال جاري : 1522116
بازديد ماه جاري : 59888
بازديد هفته جاري : 17043
بازديد امروز : 1725
آمار از تاريخ:1388/1/28
نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7107 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 »

نامورودی
قائميه.سخنراني
از اصفهان
امضا شده : ۲۵ دی ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۳۴
سلام خسته نباشيد. 
با وجود امتحانام به عشق صحبتهاتون ميام قائميه. دختري 24 ساله ام.5سال پيش از دين شناسنامه اي بيرون شدم وعقلا وقلبا مسلمون شدم.باهمه چيزش کناراومدم وپذيرفتموحال ميکنم بجز چادر.پوششم شأن دختر مسلمون ايروني را حفظ کرده ولي با اصل چادر کنار نميام. خواستگاري دارم بد نيست.با شرايطي کاملا معمولي و از من ميخواد بين اقوامش چادربپوشم!کمک کنيدوراهنمايي حاج آقا. من چادر را با دلايل محکم خودم عقلا وقلبا نپذيرفتم. 
در ضمن من نگاهم به ازدواج رشدورشدورشد بوده.همه موارد ازدواج را رد کردم چون نميتونستن به رشدم کمک کنند . اين قضيه چقدر مهمه که از نظر فکري و پذيرش دينداري روشنفکر باشه!! خلاصه کنم تو دينش گلابي {شناسنامه اي}نباشه. 
اين چند شب در موردش صحبت کنيد لطفا.کمکمون کنيدخواهشا. 
کاش حضوري به ما جوونا فرصت حرف زدن ميداديد.کاش.کاش. اش اگر امکانش هست فراهم کنيد. لطفا 
يا علي.
شهاب مرادی :سلام/ پیام شما را دیرتر می خوانم و فقط یک شب از مجلس باقی مانده.
منبر که مجازی نیست حضوری است شاید منظورتان مشاوره است که ملاحظه می فرمایید جمعیت متقاضی بیشتر از حدی است که بتوان تک به تک و حضوری صحبت کنم.
چند روز هم توفیق شد صبح تا ظهر حدودا با 8-7 نفری مشاوره داشته باشم که اغلب خانواده های جوان بودند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3969  |  7 امتياز

كيانا
از تهران
امضا شده : ۲۵ دی ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۰۰
سحرگاهان كه شبنم آيتي از پاك بودن را به گلها هديه ميبخشد به آن محراب پاكش آرزو كردم برايت خوب بودن ،خوب ديدن، خوب ماندن را 
التماس دعا-يا علي
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3858  |  7 امتياز

روژان
از لرستان
امضا شده : ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۰۴
اي كاش جواب سوال من رو هم مي داديد:(
شهاب مرادی :سلام/ ای کاش وقت بیشتری داشتم و ای کاش توفیق بیشتری داشته باشم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3662  |  7 امتياز

حميده
از تهران
امضا شده : ۰۷ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۲۶
سلام حاج اقا مي خواستم خواهش کنم برام يک استخاره بگيريد خيلي سريع به جوابش احتياج دارم ممنون ميشم.
شهاب مرادی :سلام/ پاسخ استخاره: خوب است .

لطفا مرا در معذور قرار ندهید.»»» marziye

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4054  |  7 امتياز

ثنا
از ايران
امضا شده : ۱۰ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۷:۵۲
سلام 
با سپاس وستايش از توجهات خداي متعال و دعاي خير شما حال برادرم بهتر شده  
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4710  |  7 امتياز

علي واشقاني فراهاني
از تهران
امضا شده : ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۱۶
بسمه تعالي سلام عليكم سايت جديد مبارك باشد . براي جنا بعالي از خداوند متعال سعادت سلامت و سر بلندي و موفقييت در عرصه تبليغ و ارشاد امت اسلامي مسئلت مي نمايم .
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3843  |  7 امتياز

منم
از رضوي
امضا شده : ۲۵ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۱۱
سلام فقط محض دلتنگي اومدم بگم التماس دعا خيلي دعا  
ياعلي
شهاب مرادی :سلام/ مشهد و دلتنگی؟!!!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2633  |  7 امتياز

سادات
از تهران
امضا شده : ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۵۸
سلام حاج آقا خداهميشه همراهتون باشه . ما که هرچه پيام گذاشتيم جواب داده نشد ! دعامون کنيد تو اين روزهاي عزيز 
باشد که از خزانه ي غيبش دوا کنند.
شهاب مرادی :سلام/ ...طبیبان مدعی؟!   دست شما درد نکنه.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2539  |  7 امتياز

م.ن
از تبريز
امضا شده : ۲۵ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۶
سلام حاج آقا خسته نباشيد 
 
لطفا نظرتونو در مورد فرادرماني بگين؟
شهاب مرادی :سلام/ منفی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2296  |  7 امتياز

monfared
از ankara
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۲۹
ba salam 
ertebatate khob va gostarde haj aghaye moradi ba javanan va hamrahi va hamsohbati va hamdeli ba anan mojeb khoshhali ast enshaallah movaffagh bashand
شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما متشکرم. التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2430  |  7 امتياز

نرگس
از تهران
امضا شده : ۲۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۳۰
سلام.مطلب مربوط به بند ناف رو خوندم جالب بود به خصوص براي من كه تازه از يه حادثه تصادف جون سالم به در بردم خدا خيلي بهمون رحم كرد.ماشينمون مچاله شد.اما خود مساله مردن واقعاً ترس داره؟اكثراً خيلي آني اتفاق مي افته.من از بعد مردن ميترسم.از تنهايي رفتن اون مسير...از تاريكي قبر و ... و از همه بيشتر از جدا شدن از اونهايي خيلي دوسشون دارم.سياحت غرب و خوندين يا گوش دادين؟تازه اون آدم خوبي بوده اما اون همه عذاب ميكشه تا به آرامش نهايي برسه.من از اون عذابها ميترسم.شنيدم كه عذاب قبر براي همه آدمها هست به خاطر تغيرات فشار هوا روي زمين و زير خاك حتي شنيدم كه براي همين نبش قبر حرومه چون جسم دوباره دچار فشار قبر ميشه.حاج آقا يعني هر چقدر هم كه سعي كنيم خوب باشيم بايد با درد و رنج به ديدار پروردگارمون بريم؟
شهاب مرادی :سلام/ لطفا یک بار دیگر با آرامش و دقت یادداشت مذکور را بخوان: »»» بند ناف
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2227  |  7 امتياز

جواد
از دمشق
امضا شده : ۲۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۳۳
باسلام  
حاج اقا متن برنامه شما در مورد ولنتاين رو مي خواستم
شهاب مرادی :سلام/ بررسی پدیده ولنتاین
متن را هم یکی از دوستان ارسال کرده بود باید پیدا کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2219  |  7 امتياز

غريبه ي آشنا
از ناکجاآباد
امضا شده : ۲۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۱۶
سلام.چه عجب ازسفراومدين ويه فکري براي ماجوون هاي بدبخت وبيچاره کردين.من همون بيچاره ازجهنم هستم که گفتين مشکلمو بهتون بگم تاالان بخدابيشتراز8بار وشتم ولي شما هيچ وقت جواب ندادين!اشکال نداره دوبار ميگم:18سالمه وکنکوري هستم از14سالگي به جنس مخالف علاقه پيداکردم وبه طورمداوم ازبعضي پسرهاخوشم ميومد ودوسشون داشتم ولي بعدازشون متنفرمي شدم اين موضوع هنوزم ادامه داره وخييلي جدي شده .همش مي خوام بايکي رابطه داشته باشم عاشقم باشه عاشقش باشم.ولي چون يک سال پيش بايک ... 
... ازهرچي ميل جنسي متنفرم ونمي خوام ازدواج کنم.حاجي چاره چيه؟چي کارکنم؟توروخداا زاين مرداب نجاتم بده.منتظرم.ياحسي ن
شهاب مرادی :سلام/ قبلا پاسخ شما را دادم ، دیدید؟ »»»  لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2232  |  7 امتياز

يک دانشجو
از شاهرود
امضا شده : ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۵۱
با سلام خدمت استاد عزيز و بزرگوار خودم 
بنده يک دانشجو هستم که با يک مشکل بزرگ مواجهه شدم و از شما طلب کمک دارم 
بنده دانشجو رشته روانشناسي هستم استاد من به من يه تحقيق داده در مورد فلسفه وجود کودکان استثنايي،تحقيق جالبيه و لي من نمي دونم چطور و از کجا مطلب در بيارم 
مي شه شما لطف کنيد چند کتاب يا سايت معتبر معرفي کنيد تا بتونم تحقيق و کنفرانس خوبي ارائه بدم 
 
با تشکر از شما
شهاب مرادی :سلام/ با مراجعه به کتابخانه دانشکده روانشناسی دانشگاه تهران و دانشکده های روانشناسی یا علوم انسانی در دانشگاههای مختلف و سرچ در پایان نامه های مرتبط.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3215  |  7 امتياز

coral
از استوا
امضا شده : ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۵۱
سلام. (خصوصي خصوصي!)... 
... 
 
... اگر به نظر شما من خودم رو زياد تحويل گرفتم و يک سوال عادي رو بزرگ کردم در جواب حتما بنويسيد.ممنون.
شهاب مرادی :سلام/ متن مفصل را خواندم . احتمال افسردگی از دیگر فرض های مد نظر شما بیشتر است و اختلال تمرکز با درمان افسردگی بهتر می شود.
برای درمان افسردگی به یک روان درمانگر با روش cbt مراجعه کنید.
خواندن یادداشت ترس از آینده را توصیه می کنم.
معنویتت را تقویت کن.
اگر منظورتان از استوا, مالزی است در جلسه مدرسه یا دعای کمیل، چند دقیقه در خدمتم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3108  |  7 امتياز

منصور
از اصفهان
امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۱۶
بسمه تعالي  
با سلام خدمت شما حاج آقاي مرادي: 
لطفا يادداشت خود در مورد درمان وسواس را ادامه دهيد. 
اميدوارم راه نجاتي براي  
با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله قبل از پایان اسفند ماه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2190  |  7 امتياز

فراموش شده
از مازندران
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۴۰
سلام حاج اقا ازاينكه پيامها وجوابهاي شما روميخونم خيلي اروم ميشم امادلم ميخواد جواب ماروهم بدين. 22سالمه امانميتونم براي زندگيم تصميم درست بگيرم. اسم خواستگاركه ميادبهم ميريزم وانگاردنيا روسرم خراب ميشه يكسال تمام به ادمي فكرميكردم كه نميشناختمش وخودش هم خبرنداشت. ميشناختمش اما نميدونستم ازدواج كرده موقعيتش خوب بود مومن ودرس خونده بود الان هم به اين خاطر نميتونم همسرايندم روانتخاب كنم.خيلي بچگانه است ميدونم هيچ وقت فكرنميكردم تواين موقعيت وشرايط سخت انتخاب قراربگيرم خواهش ميكنم بيشتر كمكم كنيد التماس دعا....................يا حق
شهاب مرادی :سلام/ شاید بدترین اشتباه یک دختر خانم همین علاقمندی یک سویه و توهمی است. اما به جای خوبی رسیدی ؛ پس به جای سرزنش و عشق پردازی توأمان ، (با عرض معذرت) خودت را از ابلهانه بودن این احساس باخبر کن و به این اشتباه بخند و با آرامش و امید و نشاط خواستگارها را راه بده.
این پیام و موضوع فوق تکراری است. »»» جناب سروان را بخوان.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1443  |  7 امتياز

مهدي مجلسي
از کوالالامپور
امضا شده : ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۰۷
سلام حاج آقا شهاب...کلام اول اين که براي اولين بار که سايتتان را باز کردم چشمم به صلوات بر حضرت زهرا(سلام الله عليها) افتاد. چون خوانده ام و معتقدم که هرکس ارادت ويژه اي به خانم داشته باشديک جورايي عيارش با بقيه فرق دارد مثل حضرت امام(ره). استنباطم اين بود که شما هم همين طوريد و انشا الله که خدا به همه ما توفيق دهد که انس باخانم داشته باشيم. پر حرفي کردم.  
حرف آخر: سفر به سلامت ، نائب الزياره باشيد از طرف همه بچه هاي اينجاکه دلشان پيش حرم آقاست.التماس دعا. يا علي
شهاب مرادی :سلام/ در مورد صدیقه طاهره درست می گویید؛ ...
"وعلی معرفتها دارت القرون الاولی" و ...
او که "حُبُّها من الصفات العالیه" ، به راستی تجسم تمام خوبی ها بود. اما ما را اگر به دوستداری محبین و شیعیانشان و خدمت به آنها محسوب نمایند، مایه مباهات و البته موجب نجات است.
ان شاءالله، شما هم دعا کن پروازها به موقع انجام بشه تا به زیارت آقا برسم حتما جناب عالی و همه دوستان را دعاگو نایب الزیاره خواهم بود.
التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:864  |  7 امتياز

saraامضا شده : ۰۹ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۰۲:۵۱
haj agha salam khaste nabashid. 
man ye 2khtare 17 sale hastam ke too in 17 sal barkhalafe doostan khodam ta be hal ba pesari doost va ham sohbat nashodam khodam ham az in kar esteghbal nemikonam va aghide daram bejoz haman ke shar,e jayez karde kare dorosti nist.ama modati e ke nemidoonam esmesh eshghe ya havas gir oftadam harchi mikham bekhodam beghabooloonam ke (bikhial besham) nemishe man hatta esme tarafe moghabelam ro ham nemidoonam.oon khaili pesar khoob o sar bezirie vali... mikham agar emkan dare komakam konin ta az in fekraye sheitani biroon biam
شهاب مرادی :سلام/ اين كه خيلي روشنه كه حتي علاقه هم نيست چه برسه به عشق. كمتر در معرض حرف ها وحكايت هاي (بعضا ساختگي ) دوستانت قراربگير .معنويتت را زياد كن ووقتت را بيشتر با درس وكارهاي ديگه در خانه پر كن ويك كلام پاك بمون و مواظب اين پاكي  باش! كه خدا پاكان را دوست دارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:751  |  6 امتياز

علي خدادوسامضا شده : ۱۶ بهمن ۱۳۸۵ ساعت ۱۷:۳۴
سلام آقا شهاب 
من از دوستان محسن هستم. اولين رفيقش تو علم و صنعت از ساعت اول تا ...بدشانسي آوردم كه فوق افتادم تبريز و روزهاي آخر نتونستم دينمو بهش ادا كنم 2-3باري اومدم پيشش...قصد ناراحت كردنتونو ندارم ولي من تا روز تشييع هم نمي تونستم با حقيقت كتار بيام...حتي اگر اونروزي كه تو بيمارستان در جواب سوال ما از بيماري محسن بغض گلوتونو گرفت و به من و مهدي گفتيد از من نخواهيد كه جواب بدمهم. بهم حقيقت رو مي گفتيد ، بازهم قبول نمي كردم(سرطان خون)....به هرحال محسن به همه ي آرزوهاش رسيدو بالاتر از اون به سعادت كامل رسيد. ...ما هم از مشتريهاي برنامه قابل قبول و مورد تحسين مردم ايران سلام هستيم و خودم شخصا تعريف اطرافيانم رو (كه خيلي هم از روحاني جماعت دل خوشي ندارند)رو از صحبتهاي دلنشين و مثبت شما شنيده ام...اين نظر رو براي دل خودم و خودتون نوشتم اصراري بر نمايشش ندارم...موفق و پايدار باشيد
شهاب مرادی :سلام / چند بار چند جور جواب نوشتم .پاک کردم ...بی جواب بپذیر یا علی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:661  |  6 امتياز

houra pakizehdel
از كويت
امضا شده : ۰۵ اسفند ۱۳۸۵ ساعت ۲۳:۲۷
salam.hajagha man raje be hejab ghane shodam 
 
پرسشي در مورد خدا... 
 
merci age javab bedid.
شهاب مرادی :سلام/ به این جور سوالات میگن "وسوسه" به اين چيزها اصلا توجه نكنيد.به زودي اين سوالات از ارزش واهميت مي افتد. توصيه من اين است كه به دنبال پاسخ ( هر چند آسان وساده ) اين سوالات نباشيد. به تدريج در مسير تحصيل ومطالعات تمام اين پاسخ ها را ياد ميگيري. 
مهم اين است كه شيطان مسير تحقيق ومطالعه وبحث را مشخص نكند 
زياد ‹‹ اعوذ بالله السميع العليم من همزات الشياطين...›› را بخوانيد  
 
مهم عدم اطاعت از شيطان است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:911  |  6 امتياز

رضا
از تهران
امضا شده : ۰۵ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۴۷
سلام، برنامه شما رو تقريبا" هميشه از مردم ايران سلام مي بينم. خيلي از روشي كه براي صحبت كردن داريد لذت مي برم. 
الان يه راهنمايي ميخوام، من 5 سال پيش با يكي از دوستام يك كار شروع كردم كه خوشبختانه به سوددهي رسيد و اوضاع رو خوب كرد، اما متاسفنه بدلايل شرايط بد كاري ... اوضاعمون بد شد، هرچند كه خودمون هم بي تقصير نبوديم. 
حالا 50 ميليون بدهكاري داريم، در همين شرايط يك كار خيلي خوب براي من پيدا شد كه من براش دو بار استخاره كردم و خيلي خوب اومد، اما شريكم راضي نيست و مي ترسه كه همه چيزشو بعد از رفتن من از دست بده اما من كلي مشكل دارم، من متاهلم و اون مجرد و اون خونه داره و من مستاجر و نمي تونيم خرجمونو در بياريم.... به نظر شما ترك اين كار درسته؟
شهاب مرادی :سلام/ اگر مخالف شرایط و تعهدات شراکتتان نیست، کار بهتر را انتخاب کن تا بدهی مردم را پرداخت کنی و به تعهدت نسبت به شریکت پایبند باش. اگر مفصل تر است با یک خبره مشورت کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:724  |  6 امتياز

زهره
از تهران
امضا شده : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۳۱
باعرض سلام خدمت شما. آقای مرادی من زنی سی ساله هستم که یازده سال است که ازدواج کرده ام. متاسفانه از روز اول علاقه چندانی به همسرم نداشتم و بنا به صلاحدید پدرم که ایشان را فرد مومن و معتقدی میدانستند با ایشان ازدواج کردم.البته انصافاایشان انسان خوب وشایسته ای هستند ولی مرد خیلی سرد و خشک وبی احساسی هستند وما هیچ وقت روابط گرمی با هم نداشتیم.من دختر هفت ساله ای هم دارم وبه همین دلیل نمیخواهم از ایشان جدا شوم چون خودم طعم تلخ طلاق پدر و مادرم را چشیده ام ونمیخواهم دخترم هم دچار این بدبختی بشود ولی از طرفی این زندگی هم خیلی برایم سخت شده است. ما رابطه جنسی درستی هم نداریم و بعضی از مشاوران میگویند که ایشان اگر دارو مصرف کنند بر روابط احساسیشان هم اثر میگذارد ولی ایشان اصلا فکر نمیکنند که مشکلی داشته باشند. البته مشکل من روابط جنسی نیست و درحال حاضر خودم هم تمایلی به این مسئله ندارم ولی از نظر احساسی شدیدا ضربه پذیر شده ام. البته ایشان به من سخت نمیگیرند و من درحال حاضر دردانشگاه علامه طباطبایی درحال درس خواندن هستم و همیشه فکر میکردم دخترم و یادرس خواندن در رشته مورد علاقه وسرگرم شدن این خلا احساسی را پرکنند ولی درحال حاضر میبینم که اینطور نشده ومن به حدی افسرده هستم که نمیتوانم با دخترم هم رفتار درستی داشته باشم وکاملا عصبی شده ام به حدی که فشار خون من به نوزده و بیست رسیده است و از دارو استفاده میکنم.میخواستم اگربرای شما مقدور است من را راهنمایی کنید. از مرحمتتان سپاسگزارم.
شهاب مرادی :سلام/ مرکز ثقل مشکل شما جنسی است. هر دو با مراجعه به پزشک برای حل آن اقدام کنید و پس از2ماه به مشاور مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:778  |  6 امتياز

ماه نو
از اصفهان
امضا شده : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۴۹
من از خدا دور شده ام اين را احساس مي كنم مرا راهنمايي كنيد
شهاب مرادی :سلام/ خدا به موسی(ع)وحی کرد: قَصدُکَ لی ، وصلُکَ اِلیّ . آهنگ رسیدن به خدا رسیدن به خداست .اگر احساس دوری می کنید یعنی از جانب محبوب دعوتی و کششی نسبت به شماست یعنی لیاقت رسیدن به خدا را دارید
ومن یخرج من بیته الی الله کمی از خودمان دور شویم و به او نزدیک  تر شویم. بسم الله.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:705  |  6 امتياز

مریم
از زمین
امضا شده : ۰۶ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۸
سلام آقای مرادی . من خانم 29 ساله هستم با تحصيلات دکتری ، متاهل ودارای يک دختر 5/2ساله که از نوجوانی مبتلا به افسردگی بوده واز سن 20 سالگی تحت درمان بوده ام ولی چيزی که مدت چند ماهی است بسيار آزارم می دهد اضطراب مداوم وخورنده است که با يا بدون علت اکثر اوقات با من است و داروهای در اين زمينه همه خواب آور هستند به علاوه دوست دارم اين مشکل من با تمرينات و اتصال به آرامش اصلی خداوند درمان پيدا کند لطفا" راههای موجود در زمينه دين ودعا وقرآن را به من بياموزيد . چون من در حال حاضر هيچ مشکل ونگرانی عمده که باعث این اضطراب باشد ندارم .همسر وفرزند سالم وخوب ، شغل و موقعيت اجتمايی خوب و سطح مالی خوبی دارم اما گذشته بسيار ناخوشايندی داشته ام که هنوز از آثار آن رنج ميبرم حتی اگر نخواهم به آن فکر کنم اين اضطراب بدون علت از درون مرا می خوردو تنهاناخوشی من در اين زندگی همين مشکلات روحی من است که مانع لذت بردن از نعمات خوبی که در اختيار دارم شده است خواهش میکنم به من کمک کنيد
شهاب مرادی :سلام/ براي کاهش اضطراب ميتوانيد موقعيتهايي را که برايتان اضطراب آورند شناسايي کنيد و گاهي خودتان را در معرض آنها قرار دهيد چون دوري از اين موقعيتها گاهي اضطراب را بيشتر ميکند.
ورزش کنيد.
به سفربرويد.
يك برنامه آموزشي تازه (هرچند كوتاه وساده وآسان)براي فراگيري  داشته باشي.د
درمجالس ومحافل مذهبي بيشترشرکت کنيد.
بادوستان صميمي تان که شما را درک مي کنند و روحيه بانشاطي دارند بيشتر در ارتباط باشيد.
ارتباطتان را كساني كه سعي در يادآوري اضطراب ها وناراحتي هاي شما دارند ، كم كنيد و به حداقل برسانيد.
به اين فکرنکنيد که حالات گذشته شما مانع از بهبودتان ميشود.
درعين حال توصيه ميشود حتما به يک روانشناس مراجعه كنيد و با جديت توصيه هايش را اجرا کنيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:773  |  6 امتياز

mohsen
از iran
امضا شده : ۱۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۰۶
سلام 
من مي خوام مثل حضرت علي بشم يعني مي خوام الگوم رو حضرت علي انتخاب كنم اما چيز زيادي از ايشون نمي دونم يم خواستم شما كمكم كنيد و مي خواستم خدا رو احساس كنم يعني چطور ميشه من خدا رو احساس كنم ممنون
شهاب مرادی :سلام/ خیالِ حوصله بحر می‌پزد هیهات          چه‌هاست در سر این قطره محال اندیش
 
نردبان پله پله... به واجب و حرام بیشتر توجه کن.
و آشنایی با اهلبیت علیهم السلام را با خواندن کتاب های ساده و آسان شروع کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:825  |  6 امتياز

محدثه
از خراسان
امضا شده : ۰۱ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۵۴
با سلام . از اينكه مرا راهنمايي كرديد بسيار ممنونم و خواهشمندم كه در اين موضوع نيز مرا راهنمايي كنيد . حاج آقا همانطور كه در پيام قبلي فرستادم گفتم خواهري دارم كه 27 سال سن دارد و هنوز ازدواج نكرده مي خواهم كمي در مورد او برايتان بگويم ... 
...ولي خواهرم توجهي ندارد و شايد اين گونه رفتار او از سر سادگي او است و من خود اين را باور كرده ام سعي كردم از راهنمايي شما براي او نيز استفاده كنم شما گفته بود اوقات خودم را با فعاليتهاي مفيد و سازنده پر كنم ولي او هيچ گونه علاقه اي به هيچ كدام از اين فعاليتها ندارد مي خواهم موضوعي را برايتان بازگو كنم خواهرم حدود 2, 3 سال با يك پسر كه حدود 4 سال از او كوچكتر است دوست و با او در ارتباط بوده تا اينكه يك روز حدود 1 سال پيش 3 ,4 ماه قبل از عملش من به رفت و آمد هايش مشكوك شدم تا اينكه يك روز ديدم كه ازكوچه اي خانه پسر دايي و دوستان پسره بود بيرون آمد پسره كه خواهرم با او دوست بود هر دفعه كه خواهرم پيش او مي رفت زنگ مي زد به دوستانش و آنها مي آمدند سر كوچه كه خانه او قرار داشت جمع مي شدند .اون روز هم مانند دفعات قبل همانطور شلوغ بود , وقتي كه خواهرم رو ديدم ابتدا فكر كردم دارم خواب مي بينم باور كنيد داشتم منفجر مي شدم چون او نا اونجا بودند چيزي به او نگفتم دوستاش هم فكر كردن من از اون بي غيرت ها هستم و داشتم با خواهرم بر مي گشتم يكي از آن پسر ها دنبال ما كرد من در عين حال كه بسيار عصباني بودم به پسر فحاشي كردم و پسره يكدفعه به من گفت تو اگه غيرت داري جلو خواهرت و بگير و بگو خانه پسر غريبه چكار مي كرده حاج آقا دچار سوء تفاهم نشيد من اگه پسري دنبالم ميومده سرم رو بالا نمي آوردم چه برسه به اينكه به اون فحاشي كنم اون دفعه از كنترل خارج شده بودم و همانطور كه گفتم بسيار عصباني بودم نمي دونيد چقدر سخت گذشت اون شب به من دوست داشتم فقط زمين دهان باز كنه و منو ببلعه اون شب اون به من قول داد كه ديگه دنبال پسره نره ولي اين ماجرا دو سه بار ديگه تكرار شد تا اينكه زنگ زدم به پسره و گفتم به زبون خوش بهت مي گم دست از سرش بردار و گر نه آبروتو مي برم پسره در جوابم گفت تو كه هيچ باباي تو هم نمي تونه آبرومو ببره خواهش كردم ازش اونم با كمال پر رويي گفت بايد يه بار ديگه ببينمش مي خوام يه امانتي دستم داره بهش بدم گفتم با اون امانتي كه دستته هر غلطي مي خواي بكن فقط دست از سرش بردار . خلاصه هر طوري بود تا يه مدت كوتاه خواهرم و كنترل كردم و بعد از مدتي نه چندان طولاني پسره ازدواج كرد مدتي خيالم آسوده بود تا اين كه من ديوانگي كردم و تلفن همراه در اختار خواهرم قرار دادم و روز اول هم به او گفتم شماره رو به كسي نده يك روز كه داشتم از در اتاق رد مي شدم ديدم كه موبايلش زنگ مي خورد خواهرم كه مي رفت موبايلش را جواب بدهد يكدفعه برگشت ازش سوال كردم چرا جواب نمي دهي پاسخي نداد رفتم شماره را نگاه كردم و با طرف تماس گرفتم از روي لهجه اش فهميدم كه يا خود بي عرضاش است يا دوستان عوضي اش اول تلفن را قطع كرد دوباره كه او را ترساندم و گفتم شماره ات را پيگيري مي كنم ترسيد و گفت اشتباه گرفته از خواهرم كه سوال كردم با اسرار و تهديد فراوان گفت پسره است ديگر نمي توانستم خودم را كنترل كنم ولي باز هم نشستم و با خونسردي او را راهنمايي كردم شايد شما هم تعجب كنيد كه من با ده سال تفاوت سني چطور به خود اجازه مي دهم او را راهنمايي يا با او دعوا كنم ولي باور كنيد بارها خودم خجالت كشيده ام و اين را نيز بازگو كرده ام ولي وقتي مي بينم پدر و مادرم نيز ساده اند چطور مي توانم او را به حال خود رها كنم خب زياد وارد حواشي نشويم داشتم مي گفتم او را راهنمايي كردم و نيز تلفن همراه را از او گرفته و جمع كردم تا اينكه يك روز برادرم آن را روشن كرد من هم كه نمي توانستم دليل خاموش كردنش را بگويم سكوت كرده و چيزي نگفتم خلاصه طي مدتي كه تلفن در دستش بود مورد مشكوكي نديدم تا اينكه يك شب براي تفريح به بيرون رفتيم در آن مكاني كه ما بوديم پسره با زنش و دوستانش هم با زنانشان بودند اتفاقا يكي از دوستان او پسر همسايه دوستم و زنش دوست خودم بود كه آن دو مرا به خوبي مي شناختند خلاصه آن شب گذشت و ما رسيديم به خانه . فرداي آن روز زن برادرم گفت خواهرت ديشب داشته براي پسره اس ام اس مي فرستاده و پسره هم به كمك دوستاش دور از چشم زنش جواب او را مي داده با آنكه چند بار از راه منطقي وارد شده بودم و نتيجه نگرفته بودم ولي چون زن برادرم گفته بود باور نكرده و از او سؤال كردم او اول انكار كرد تا اينكه گفت آره بوده ; باور كنيد اگه همان بار اول كه عروسمان گفته بود و باور مي كردم با آن عصبانيتي كه داشتم دل و مي زدم به دريا و اول زنگ مي زدم به زن پسره و آبروشو مي بردم و بعد خواهرم رو مي كشتم ولي بازهم گذشتم و مثل دفعه قبل موبايل را از او گرفته خاموش كردم خب چيزي كه اينجا من رو سر دو راهي قرار داده اينه كه حالا كه شرايط كمي آرام شده خواهرم دوباره موبايل رو از من مي خواد به نظر شما با اين تجربه تلخ آيا مي توانم چنين ريسكي بكنم وگوشي همراه را در اختيار او قرار دهم ؟ من خودم به اين نتيجه رسيده ام كه آزموده را آزمودن خطاست نظر شما چيه ؟ آقاي شهاب مرادي و قتي كه پسره و دوستاش به من و خانواده ام مي رسند طوري نگاه ما مي كنند كه همه فهميده اند بارها خواسته ام بر گردم و چند فحش به او بدهم ولي باز هم كوتاه آمده ام شما مي گوييد من با اين گونه رفتار آنها چطور برخورد كنم و چگونه نگاه خواهرم را كنترل كنم كه به او توجهي نكند؟ حاج آقا ميان مطالبم در مورد پدر و مادرم و در مورد سادگي آنها صحبت كردم راستش رو بخواهين من گذشته خودم و موردي كه براي خواهرم و مواردي شبيه به همين موضوع كه براي او پيش آمده (اين را كه مي گويم مواردي چون به قول خودش اين اولين نبوده و مي ترسم آخري هم نباشد) از چشم پدر و مادرم مي بينم و آنها را مقصر مي دانم چون اگر آنها از اول رفت و آمد ما را كنترل مي كردند الان چنين مواردي پيش نمي آمد و مردم از سادگي ما سوء استفاده نمي كردند البته شايد پدر و مادرم به ما اطمينان دارند و ما از اعتماد آنها سوء استفاده كرده ايم . حاج آقا وقتي خواهرم بيرون مي رود تا برمي گردد دلم خون مي شود و بايد با اين موضوع چه طور بر خورد كنم واقعا مي ترسم و بارها خواسته ام بر ترسم غلبه كنم ولي نشده ; خواهش مي كنم كمكم كنيد ؟ خواسته ديگري كه از شما دارم اين است كه اين موضوع مانند موضوع قبلي خصوصي باشد . ممنون  
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ پنهان کردن گوشی موبایل و کنترل رفت و آمدها و کارهایی از این قبیل برخورد با معلول است نه علت.
باید علت اصلی رفتار خواهرتان پیدا کنید تا رفع شود که به نظر نمیرسد این کار از عهده شما به تنهایی بر آید.
بهتر است ضمن اینکه با پدر و مادرتان در این مورد صحبت میکنید با ملایمت و مهربانی خواهرتان را برای مراجعه به یک روانشناس یا مشاور راضی کنید.
در غیر این صورت ممکن است تلاشهایتان بی نتیجه بماند یا موجب تشدید شود و خودتان نیز از نظر روحی و روانی خسته و فرسوده شوید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:671  |  6 امتياز

میثمه حسینی
از شهر علامه ها
امضا شده : ۰۱ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۰۹
به نام تغییر دهنده تغییر ناپذیر. 
سلام.بند ه یک سوال در مورد روانشناسی داشتم . 
آیا تا کنون تحقیقاتی تحت عنوان روانشناسی اسلامی انجام شده است؟اگر شده است چرا در محافل علمی فقط منابع غربی مطرح است و هیچ نظریه ای از اسلام گفته نمیشود؟ 
آیا لزوم تکلیفی شرعی برای تحقیق در این مورد را لازم میدانید؟بخصوص در مورد روانشناسی بالینی. 
لطفا نگویید که در چارچوب پیامها نمیکنجد. شما را قسم میدهم به نفسهای روحانی اساتیدتان لطفا پاسخ دهید.با تشکر.منتظر جوابتان هستم.
شهاب مرادی :سلام/ بله تاکنون مطالعات زیادی در زمینه روانشناسی اسلامی انجام شده است چه به صورت بیان مباحث روانشناسی از نظر اسلام (این مطالعات در آثار ابن سینا و غزالی و دیگران نیز دیده میشود و تا امروز نیز ادامه دارد.)و چه به صورت انطباق دادن یافته ها و مطالعات روانشناسی با دستورات و احکام اسلامی.
به نظر میرسد امروز مطالعه و تحقیق در زمینه روانشناسی اسلامی میتواند به کار بردن این علم را در زندگی مسلمانان و بویزه متدینین -خصوصا بالا بردن بهداشت روانی با رعایت دستورهای اسلامی - با اطمینان بیشتری همراه کند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:702  |  6 امتياز

روح الله صدرايي
از تهران
امضا شده : ۱۸ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۳۷
سلام چندين روز قبل از شما گله اي کردم که چرا بدون توجه به شرايط کنوني جامعه به دفاع از ميراث رضا خان که همان سربازي است پرداختهايد و گفتم که من وبلاگي دارم و در آن به بيست و پنج دليل ثابت کردهام که سربازي اجباري بايد حذف شود و همچنين اسامي 77 کشور که سربازي اجباري را حذف کرده بودند ذکر کردم. اما اکنون مي بينم که به سوال من هنوز پاسخ نداده ايد. مي دانم سرتان شلوغ است ولي اگر براي جوانان ايراني ارزش قايل هستيد وبلاگ من را ديده و اگر قانع شديد به حق حضرت زهرا قسمتان مي دهم که دردهاي ما جوانان را ... برسانيد. با تشکر 
------------ 
ما زياران چشم ياري داشتيم؟ 
متاسفان ه شنيدم كه چند ماه قبل شما در تلويزيون از يك پديده رضاخاني دفاع كرده ايد. بله سربازي را مي گويم. 
من در وبلاگم اسامي 77 كشور جهان كه سربازي اجباري را لغو كرده اند را آورده ام . اولين مطلب وبلاگ من هم بيست و پنج دليل براي حذف سربازي اجباري است كه در آنجا به تاريخچه سربازي و مخالفت علماي بزرگي چون سيد ابوالحسن اصفهاني با آن و نيز نامه علماي تهران كه سربازي را ريشه كن و خانمان سوز دانسته اند اشاره كرده ام. همچنين تاثير منفي سربازي بر ازدواج را ذكر كرده ام. خواهشمندم اكنون كه خود را متخصص سربازي هم دانسته ايد حتما مطالب وبلاگ من و به خصوص بيست و پنج دليل را بخوانيد و اگر قانع شديد در تلويزيون از ما جوانان عذر خواهي كنيد و اگر هم نشديد لااقل نمك روي زخم ما نريزيد و اگر هم از جمله آخوندهاي درباري هستيد كه به هر نحوي مي خواهند همه چيز را توجيه كنند خوب با شما حرفي ندارم. البته اين را هم بگويم من خودم و خانواده ام كاملا مذهبي و ولايتي و انقلابي هستيم ولي سربازي را نقض اسلام و حقوق جوانان در جمهوري اسلامي مي دانم و با آن شديدا مخالفم.
شهاب مرادی :سلام/ این دو پیام و بخش هایی از وبلاگتان را دیدم ،خواندم تعجب کردم و قانع نشدم.
همواره دوران خدمت سربازیم را(با تمام دشواری هایش)از روزهای خوب زندگی ام می دانم
و بر اساس اصول منطقی معتقدم سربازی، مقدس ،مهم و ضروری است و باید به کارکرد های آن بیشتر توجه کرد.
البته جالب است بدانید که امام راحل(ره) خدمت مقدس سربازی را از "عبادات اسلام" می دانستند.
و همچنین:
«خدمت وظیفه عمومی واقعا یک خدمت مقدسی است ... همه خانواده ها و همه احاد جوانان باید اهمیت آن را درک کنند و با شوق و علاقه به سوی آن بشتابند.» مقام معظم رهبری
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:795  |  6 امتياز

آذر8
از مشهد
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۰۷
جناب آقاي مرادي چند برنامه اخير شما را که در مورد ازدواج است در شبکه 2 ديده ام چند پيشنهاد دارم که اميد وارم به آنها توجه فرماييد. من دختري 27 ساله ام دانشجوي مقطع دکترا و در حال حاضر در چند دانشگاه تدريس مي کنم تا کنون خواستگار هاي زيادي داشته ام اما هيچ کدام با ملاک هاي من نزديکي نداشته اند و بنابراين تا کنون ازدواج نکرده ام اما در حال حاضر به علت بالا رفتن سن و فشار نزديکان به يکي از خواستگاران که از نظر روحيات و فرهنگ خوانوادگي خيلي با هم متفاوتي جواب مثبت داده ام. خواهش مي کنم در برنامه اتان يک طرفه به قاضي نرويد و بين دختران با سطح تحصيلات و نوع شغل بالا با ساير افراد فرق بگذاريد.
شهاب مرادی :سلام/  این تفاوت را باید خواستگارها و خانم های خانواده ی خواستگاران(که در تصمیم گیری پسر از همه مهم ترند) در نظر بگیرند که نمی گیرند. پس ریسک نکنید!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:785  |  6 امتياز

يک دوست
از تهران
امضا شده : ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۴۳
سلام حاج اقا. يک سوال داشتم خدمتتون عرض کنم با پسري که فارغ التحصيل رشته حقوق است يک سالي است که اشنا شدم ولي من به دليل اينکه رابطه شرعي نيست و حرام است خواهان تمام کردن اين رابطه بودم البته بيشتر دليل منم هم به صحبت هاي شما برميگرده ولي ايشان گفتند که در فقه خواندن اگه دو نفر همديگه رو بخواهند و با هر لفظي هم ديگه رو بخوانند زن و شوهر ميشوند و رابطه شون شرعي ميشه شما که خبره در اين کار هستيد ايا گفته ايشان را رد ميکنيد يا قبول داريد؟ممنون از لطف بيکرانتون
شهاب مرادی :سلام/ اگر سوالتان در مورد صحت عقد و نکاح است (و کل ماجرا همین است که گفتید) به دلایل فقهی باید عرض کنم نه درست نیست.
اما موضوع انتخاب همسر شایسته موضوع مهمتری است؛ چرا که با مراجعه به یک عالم یا یک دفتر رسمی ثبت ازدواج ،عقد شرعی انجام می شود اما انتخاب ...!!!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:780  |  6 امتياز

فرشته6670
از کرج
امضا شده : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۱۳
سلام آقاي مرادي 
خسته نباشيد 
روز معلم هم براي شما استاد گرامي مبارک واين روز را همراه با همراهي خداوند گذرانده باشيد. 
امروز در دانشگاه خيلي خوب بود ولي تنها از اين که بچه ها بدون هيچ فکر وتاملي جواب سوالات پر مفهوم وعميق را مي دادند کمي آزرده ام. 
... 
من طرز فکر شمارا خيلي قبول دارم وفکر ميکنم تنها کسي که دراين شرايط ميتونه به من کمک کند شما هستيد . روز دوشنبه حرف از قدرت بيان وصحبت کردن زدين ودست گذاشتين روي نقطه ضعف من. بايد بگم که من قدرت بيان ندارم واصلا حرف زدن بلد نيستم . توي فرم هاي نظر خواهي هم که دادين پر کنيم ، نوشتم.ميدونم که خيلي جاها هم اين موضوع به ضرر من است مثل امروز [پنجشنبه]و دوشنبه که هيچ کدام از مشکلاتم را بيان نکردم وفکر مي کنم اين يه مريضي .حتي توي خانه هم شايد روي هم يک ساعت صحبت نکنم ، ولي خوب تاحالا پزشکي که بتونه معالجم کنه پيدا نکردم .اميدوارم شما بتونين کمکم کنيد. 
يه سوال ديگه هم دارم وآن درمورد پسري که از من خواستگاري کرده طي اس ام اس هايي که بهم ميزديم فهميديم که خيلي طرز فکر وعقيده هامون بهم نزديکه نميدونم شايد هم اشتباه فکر کنم.با توجه به اين که اونهايي که چندين سال زير يک سقف با هم زندگي ميکنن هم روي هم شناخت کاملي ندارن. فقط چند تا مشکل داره : نه شغلي داره ، نه سرمايه ، نه خانواده اي که بتونن کمکش کنند خودش هم دانشجوي رشته متالوژيه ،يعني صفر صفر. 
اي کاش اين کلاس هارا زودتر برگزار کرده بودين ،به خاطر جمله اي که دوشنبه گفتين ميگم (تا متعلق به هم نباشيد دل نبازيد) يه مشکل ديگش اين که از طريق چت و اينترنت با يکي دوتا از دختر هاي فاميل ارتباط داشته ، از اين زياد دلخور نيستم ،از اين ترديد ي توي دلم راه افتاد که از صداقت وسادگي من (به گفته خودش) سوء استفاده کرده چون من جرياني که مشابه همين برايم پيش اومده بود برايش تعريف کردم. 
يکي از طرز فکرهاش هم منو ترساند اين که گفت من با پوشش مانتو بيشتر از چادر موافقم وگفت برام تنها پاکي تو مهمه. 
توي سايتتون گفتين که شماره تلفن يا ملاقات حضوري غير ممکن ولي ميتونم تقاضا کنم که با شما يه ملاقات کوچيک داشته باشم چون از اين دنياي مجازي اصلا رازي نيستم. 
لطفا من را راهنمايي کنيد.اميدوارم که شمارا در دانشگاه کرج به طور مداوم وپي در پي ببينيم .  
منتظر جوابتون هستم.
شهاب مرادی :سلام/ متشکرم.
1. به مشاور مراجعه کنید.
2. ظاهرا خواستگاری رسمی انجام نشده با توجه به شرحی که بیان کردید این خواستگاری نیست و بهتر است تمام شود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:787  |  6 امتياز

هديه
از رشت
امضا شده : ۱۰ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۴۴
سلام در مورد مراسم عروسي بدون گناه وپاک،خيلي سخته که بشود برگزار کرد.زيرا دايي و خاله ها واقعا توقع دارند که مراسم را متداول برگزار کنند هر چند که باعث ناراحتي عروس يا داماد شود
شهاب مرادی :سلام/ جداً گناه نکردن و شاد بودن سخته ؟ غیر ممکنه؟!
فامیل عروسی را برای عروس و داماد می آیند یا برای خودشان؟  با احترام و محبت با آنها جداگانه صحبت کنید و معیارهای و علاقه هایتان را بگویید...
شما هم  در مصادیق حدود شرعی سخت نگیرید از دفتر مرجع تقلیدتان سوال کنید تا خدای ناکرده حلال را حرام نکنید!
پیشاپیش مبارک باشد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:777  |  6 امتياز

طاهره
از تهران
امضا شده : ۲۱ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۴۳
سلام من از خودم خسته شدم تا حالا خيلي توبه كردم ولي هربار شكستمش از شهوت  
حس ميكنم اگه ي بار ديگه توبه كنم خدا منو نميبخشه چكار كنم ك شيطون ديگه گولم نزنه؟ بهم كمك كنيد توروخدا
شهاب مرادی :سلام/ صد بار اگر توبه شکستی بازای
به مقابله و جنگ با شیطان درونی برخیز
با تقویت عقل (به وسیله مطالعه و تفکر و تلاوت قرآن و تدبّر در آیات کریمه قرآن )
و با تکثیر و تقویت معنویت در برنامه های روزانه ات مثل خواندن نماز نافله و ذکر و توجه بیشتر به حجاب و ...
خدا حتما کمکت می کند.
خودت را سرزنش نکن ولی از موعظه دریغ نکن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:884  |  6 امتياز

زهرا السادات
از تهران
امضا شده : ۳۰ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۷
خواهش ميکنم خصوصي 
سلام 3 سال پيش با دختري آشنا شدم مذهبي و چيذري و ولايتي. گريه کن امام حسينه. به اصرارش با دانشگاه رفتيم مشهد.نظر لطف امام رضا شامل حال من شد و مني که بي نماز و بي حجاب و بي معرفت بودم شدم نمک خورده ي آقا و دلم جا موند همون جا. دو سال با هم بوديم.برام خيلي مقدس بود.آدم پاک و با خدايي که ديدن و نشستن با او من تشنه رو به ياد خدا ميانداخت. خيلي بهم نزديک شديم.واقعا آسموني دوستش داشتم. سختي هايي که به خاطر تغييراتم تو خانواده ميکشيدم به اصرار خودش بهش منتقل ميشد . مي خواست خيلي بهم نزديک باشيم .از لحظه لحظه ي زندگيم ميخواست با خبر باشه. کارمون به روزي 30 تا اس ام اس رسيده بود.اگه جواب نميدادم گله ميکرد که تو جواب محبت منو نميدي. برات مهم نيستم. به هر کس هم که به من نزديک بود حسودي ميکرد. تا اينکه محرم پارسال من که تازه عزادار حسين (ع) شده بودم اصلا متوجه او نبودم تو اين ايام.و اون به خاطر همين نبودن من تصميم گرفت که بره .ديگه با من نباشه. گفت که از مشکلات من خسته شده.هر چي التماسش کردم که دوستي پاکمون و عقد خواهريمون رو نشکن و نرو گوش نکرد.ارتباطش رو به کل با من قطع کرد. کلي هم توهين و.. به تازگي هم با يکي از همکاراش تو مدرسه يه همچين ارتباطي برقرار کرده بود. رفت.و حالا بعد از يک سال برگشته.بدون هيچ عذر خواهي يه سري دليل واسه رفتنش نوشته و ميگه ميخوام برگردم.خيلي درمانده شدم.من به خاطر اعتقاداتش خيلي دوستش دارم.ولي نميدونم آيا بايد دوباره باهاش دوستي آغاز کنم يا نه.اگه آره تا چه حد؟ تا کجا يک ارتباط مورد تاييد اسلامه.آقاي مرادي من واقعا مستاصل شدم .خواهش ميکنم کمکم کنيد. 
خصوصي خواهش ميکنم.
شهاب مرادی :سلام/ رابطه قبلی شما، متعادل نبوده و شروع مجدد آن را توصیه نمی کنم.
اساسا هر رابطه ای که در آن گلایه، مکرر و دلخوری، پی در پی است، رنج آور و نا مناسب است.
ولی اگر اعتدال را طرفین رعایت کنند به جهت دینداری و تقوی می تواند دوستی بی ضرری باشد به شرط عدم تبدیل دوستی به رابطه مرید و مراد

چرا خصوصی؟ مشکل بین همسن و سالهای شما رایج است و این سوال و جواب ان شاءالله مفید.
(البته اگر اعلام کنید حذف می کنم)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:892  |  6 امتياز

تصميم87
از تهران
امضا شده : ۱۳ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۰۴
سلام. خدا قوت.اگه ميشه پيامم ناقص درج بشه.من دختري 24 ساله ... با خانواده اي غير مذهبي هستم. حدود ده سال هست که به خودارضايي گرفتارم هر چند بارها خواستم ترک کنم. در 6 ماهه اخير هم متأسفانه با ورودم به چت  
به ...چت هم خودم رو گرفتار کردم. به خودکشي زياد فکر مي کنم. نياز شديد به ازدواج دارم. گاهي سرشار از ايمان و اميد و توکل هستم و با فاصله چند ساعت کاملا برعکس مي شم.حاج آقا خسته شدم از خودم. ممکنه يک خانم مذهبي حالا چه روانشانس چه --- به من معرفي کنيد تا کمک بگيرم.التماس دعاي شديد دارم.
شهاب مرادی :سلام/ پاسخي به چند سوال
برای درمان و ترک این عادت مراجعه به روانپزشک الزامیست و پیشنهاد من:
خانم دکتر کرمانی رنجبر(روانپزشک و از مشاورین مرکز مشاوره زندگی بهتر)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1027  |  6 امتياز

دکترخراساني
از TEHRAN
امضا شده : ۲۸ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۱۴
اگر چه بين شما تشنه سخن بودم کسي که درد دلش را نگفت من بودم...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:919  |  6 امتياز

علي سنجري
از چالوس
امضا شده : ۰۱ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۲۹
سلام راستشو بخواين هنوز نه مراجعه نكرده ام ولي به اميد خدا مي روم 
راستي به پدرم چطور بگويم كه ايشان ناراحت نشوند كه من به مشاور مراجعه ميخواهم بكنم؟
شهاب مرادی :سلام/ چرا ناراحت بشن؟!تو قراره مراجعه کنی و مراجعه به مشاور یک مهارت است.
البته 24 ماه پیش به شما عرض کردم به مشاور مراجعه کنید!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1819  |  6 امتياز

شرافتي
از شيروان
امضا شده : ۰۱ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۲۸
سلام.ديشب در خواب ديدم که شما بالاخره فايلهايي براي دانلود قرار داده ايد 
يعني ميشود؟؟؟؟
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله خیر است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2077  |  6 امتياز

منصوره منصور سمايي
از انزلي
امضا شده : ۰۱ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۵۵
با سلام 
برنامه ولنتاين را دانلود کردم.1:عجب برنامه اي بود اين مردم ايران سلام! 
واقعن عالي بود 
2:درباره خطر ولنتاين همين يک مورد را بگويم:خطرات ارتباطات دختر و پسر که حاصل اين رسم مزخرف است باعث انحرافات جنسي ميشود 
يک تلنگر اساسي اين برنامه که پارسال هم من را لرزاند اين جمله بود: 
"بعد از ارضاي مسائل جنسي زن وشوهر از هم متنفر ميشوند"
شهاب مرادی :سلام/ برای اصلاح فرهنگ ها و آداب و رسوم اشتباه و باورهای نادرست باید همه با هم تلاش کنیم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1881  |  6 امتياز

sani
از tehran
امضا شده : ۰۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۵۸
سلام حاجي. 
خداقوت.من تقريبا 3روز بعد از انتشار سوالاتتون به اونها جواب دادم ولي نمي دونم به دستتون رسيده يا نه چون چيزي روي سايت نديدم.. 
راستشو بخواين سوالاتتون فکرمو خيلي درگير کرد چون خودم هميشه ازينکه مادرم بلد نيست به بچه هاش ابراز محبت کنه ناراحت و نگران بودم. 
در پي پرسش هاي شما،از مادرم سوال کردم که يادت هست کي منو بوسيدي؟ و بعد از يه عالمه فکر کردن گفت عيد پارسال! و من هم با ناراحتي همراه با دلخوري ولي به آرامي و احترام بهش گفتم آخه چرا هيچ وقت نمياي منو بغل کني و ببوسي و بگي که بهم افتخارميکني و دوستم داري؟واون هم درحالي که از خجالت سرخ شده بود(!) گفت از اين لوس بازيها خوشم نمياد دختر،آخه چه معني ميده اين کارا؟!!!!بهت بگم دوسِت دارم که چي بشه؟!!!  
خنده داره حاجي ،نه؟! 
اينکه يک مادر از ابراز علاقه و رفتار عاطفي با دختر کوچيکش خجالت بکشه! 
اين مسئله بايد موشکافانه توي خانواده ها بررسي بشه و اگه من ِ نوعي بتونم اين مشکل رو فقط تو خونواده ي خودم حل کنم ميتونم اميدوار باشم که در آينده اين مشکل براي بچه هاي من پيش نمياد.اگه هرکدوم از ما بتونيم اين مشکل رو از تو خونواده ي خودمون حل کنيم زندگي برامون خيلي زيبا تروقابل تحمل تر ميشه..
شهاب مرادی :سلام/ اگر قرار بود به این پاسخ ها نمره بدهم به شما از 20 کمتر از 10 می دادم!
مهم نقش خودِ تو به عنوان یک فرد موثر است فردی که تغییر ایجاد می کند در فضای عاطفی خانه فردی که طلبکار نیست و به بدهکاری های عاطفی روابط خانوادگی فکر مکند نه مدام در حال بررسی مطالبات!

لطفا به سوال " شماره 2 " پاسخ بدهید. شاید 20 بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1877  |  6 امتياز

زهرا خداخواه
از تهران
امضا شده : ۱۰ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۰۴
سلام حاج اقاي مهربون ممنون از اينکه جواب داديدبسيار بسيار زياد. در مورد ياداشتتون در موردامام رضاي خودمون خيلي خيلي ممنون مخصوصاً بخاطر اون شعر زيبا.التماس دعا کاش طرفاي ماهم سخنراني داشتيد ما شهرک محلاتي ساکن هستيم انتهاي جادهلشگرک. التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2888  |  6 امتياز

افشين كارزي
از لامرد
امضا شده : ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۳۵
با سلام محضر شما 
شما شعر جناب سعدي را قبول نداريد؟
شهاب مرادی :سلام/ چی؟ سعدی؟؟!!!! دست شما درد نکنه.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2719  |  6 امتياز

سيب سرخ
از تهران
امضا شده : ۲۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۴۳
سلام خسته نباشيد چند بار پيغام گذاشتم جوابي نداديدو براي تمام مريض ها دعا مي کنم و به تمام کساني که بيمارند و يا هر مشکل و مسئله اي دارند ميخوام بگم با توکل به خدا و با اميد از همين الان شروع کنن به القاي حس رسيدن به سلامتي کامل ، مي دونم سخته اما بسم الله قانون جاذبه رو پياده کنين. تفکر فقط در جهت رسيدن به سلامتي و بهبود ، هرچي رو هي تکرار کنيم به همون مي رسيم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4431  |  6 امتياز

کودک تنها
از زير سايه خدا
امضا شده : ۲۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۱۸
بازم سلام 
حاج آقا شرمنده مزاحم شدم 
(خواهشا خصوصي) 
ممنون 
يا علي
شهاب مرادی :سلام/ فردا مجدد اقدام کنید من هم سفارش می کنم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5584  |  6 امتياز

چشم بسته
از کرج
امضا شده : ۲۹ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۹:۵۶
سلا حاج آقا مرادي 
1)خيلي جالبه که مي تونيم نوع نمايش رو خودمون انتخاب کنيم.دستتون درد نکنه که به ما انتخاب داديد.اين انتخاب خيلي خوبه.دست مريزاد!!! 
2)نوروز خوب و سال خوب تري داشته باشيد،عيدتون هم پيشاپيش مبارک.انشالله که عيدي واقعي رو در کنار مولايمان داشته باشيم. 
... 
موفق باشيد 
ياعلي 
در پناه حق
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5234  |  6 امتياز

سوره عيوضي
از مشهد
امضا شده : ۲۴ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۵۶
سلام آقا معلم.خيلي خيلي ممنون.دارم تمرين هاي آدم شدن رو ميکنم.کمي تا قسمتي سخته ولي انجام ميدم.
شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله. شما حتما موفق می شوید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3716  |  6 امتياز

مريم مومني
از تهران
امضا شده : ۳۰ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۴۹
سلام. خسته نباشيد. 
ببخشيد بخاطر اينکه با طريقه کار بخش پيامها آشنا نبودم پيام اولم رو 2 بار فرستادم. 
 
از ذوق آشنايي با سايت شما روزي حداقل 5/6 بار به سايت و بخشهاي مختلفش سر ميزنم. 
 
راستي از لينکي که براي توبه گذاشتيد واقعاٌ ممنون هستم از وقتي که خوندمش خيلي آروم شدم. البته هميشه اميد به بخشش خدا داشتم ولي از ياددآوري گناهام و اينکه تعدادشون خيلي زياده دلم ميگره و حالم بد ميشه آخه ميدونين احساس ميکنم با هر گناهي که کردم جواب اون همه نگاه مهربان رو اون همه چيزهاي خوبي رو که خواسته و نا خواسته بهم داده اين همه هوامو داشته رو چه جوري دادم (خيلي حس بديه). 
 
هميشه ازش خواستم که به حرمت خوبهاش منو ببخشه.اميدوارم که توبه منو هم قبول کنه. 
 
ممنون 
دعا کنين.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4251  |  6 امتياز

پرهام
از همدان
امضا شده : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۱۷
با سلام خدمت جنابعالي...واقعا خوش حال شدم شما را از نزديک تو همدان ديدم.من تمام برنامه هاي شما را از شبکه 2 نگاه ميکنم.خيلي خودموني و جالب سخنرانی ميکنيد.از اينکه اومدين همدان و قدم رو چشم ما گذاشتيد ممنونم.حرفاي قشنگتون واقعا به من کمک کرد که دوره تمامه کارايي که تا الان ميکردم و ميدونستم غلطه و باز هم ادامه ميدادم رو ترک کنم من 24 سالمه و دانشجوي سال سوم مهندسي عمران هستم.تصميم گرفتم اگه خدا کمکم کنه ديگه دنبال دوست شدن با دخ..... نرم.بازم ازتون ممنونم.من مديون شما هستم.اگه حال داشتيد يه خط واسم بنويسيد.
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی مدد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2778  |  6 امتياز

tanhaytanha
از ---
امضا شده : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۱۵
سلام 
متاسفم اين حرفي بزنمولي شما فقطبهحرفکسايي اهميت ميديدکه ازشماتعريف کنندمن چندبارازشماکمک خواستم ولي هيچ بارجواب نداديدمن که تمام شد.بدترازاون که ميشدديگه هيچي واسم مهم نيست ولي حداقل کلاسش نگذاريد خدا هم هر کاري مي خواد ميکنه چه ما بخواهيم چه نخواهيم چه شما بگيد چه نگيد............
شهاب مرادی :سلام/ سوال شما تکراری است و عرض کرده ام که سوال تکراری را پاسخ نمی دهم جالب است یکی از افرادی که پرسیده خود شما بودید که در " ۱۷ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۱۱" پاسخ دادم. ببینید: لينك
شما با یک ایمیل و 5اسم و فارسی و فینگلیش ...  معمولا هم از دکمه اسپیس استفاده نمی کنید. مثل این جمله ی معروف:{منمشتعلعشقعلیم}
و این احوال که نوشته اید«...من که تمام شد.بدترازاون که ميشدديگه هيچي واسم مهم نيست  ولي حداقل کلاسش نگذاريد»اصلا با اون سوال تناسب ندارد. لطفا بیشتر توجه و بررسی کنید!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2511  |  6 امتياز

بالا