آمار

بازدیدکنندگان: 4824356
حاضرین در سایت : 4 نفر
تست آمار روزانه
بازديد ماه گذشته : 265135
بازديد هفته گذشته : 18774
بازديد روز گذشته : 2450
بازديد سال جاري : 1520914
بازديد ماه جاري : 58686
بازديد هفته جاري : 15841
بازديد امروز : 523
آمار از تاريخ:1388/1/28
اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی؛
الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری، الصدیق الشهید، صلاه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7107 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 »

نامورودی
طاها تنها
از تهران
امضا شده : ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۱۵
سلام .خوبين ؟ 
خواستم يه عرض ادبي کنم و بگم باشه حاج آقا !با خودم گفتم تو اين دوره زمونه يکي پيداشده به درددل جوونايي مثل من گوش ميکنه و واسه هدايتشون بي چشمداشت، راهنماييشون ميکنه. اما من بنده کمترين ،تا حالا دوبار (تو3-4 روز گذشته )واستون مشکلمو گفتم و هرروز(شايدم چند ساعت يه بار) ميام و انتظار ميکشم که شايد منم رو از راهنمايي خوبتون مستفيض کنين ؛اما خبري نميشه . 
حاج آقا 2-3سال پيش به لطف راهنمايي شما تا اينجا دوام آوردم و حالا هم انتظار گوشه چشمي داشتم از شما ...اما... 
به هرحال بازم از زحماتتون در راه مشاوره و هدايت جوونا ممنون و سپاسگزارم .در پناه حق شاد و موفق باشين .التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ لطفا اصل سوال را بنویسید.
... مدیریت زمان!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3420  |  6 امتياز

حسن .مجيديه
از تهران
امضا شده : ۲۵ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۴۰
سلام حاج اقا خيلي ارادت داريم التماس دعا داريم غرق در گناهم گرفتاريم خيلي زياده هرروزم بدتره ديروزمه 
چيکارر بايد بکنم  
کمکم بکنيد. ممنونم  
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ الان توبه کن و روز از نو
پوست موز       و لینکهای آن و لینک های یادداشت های مرتبطش را دنبال کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2565  |  6 امتياز

مهتاب
از اصفهان
امضا شده : ۰۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۲۹
سلام حاج آقا خسته نباشيد ميخواستم بگم سايتتون خيلي آرامش بخشه من از شما خيلي چيز ها ياد گرفتم گاهي اوقات پاسخ هاي قشنگي که به سوا لها ميدهيد را يادداشت ميکنم تا اونارو ياد بگيرم ودر راهنمايي به دوستا م ازشون استفاده ميکنم .من هشت شبه سخنراني تو قائميه رو با خانوادم اومدم خيلي استفاده کرديم اميدوارم به زودي دوباره به اصفهان بياييد. 
 
[2.] (خصوصي: حاج آقا من يه دختر دانشجو 21 ساله هستم... 
... من به دوستم گفتم اول نظر شما رو ميپرسم بعد جوابمو ميدم . خيلي طولاني شد ببخشيد. ممنون از راهنماييتون
شهاب مرادی :سلام/ 1. متشکرم.
2. من هم با نظر شما موافقم و نرفتن را توصیه می کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2339  |  6 امتياز

سولماز
از تهران
امضا شده : ۰۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۲۳
سلااااااااااااا م/حالتون خوبه؟خسته نباشيد.خدا رو شکر .مام خوبيم.راستي شد 16 تا.حداقل پيام هامو به عنوان يک الگو چاپ کنيد. دوستان انقدر معترض نباشند.يا علي.
شهاب مرادی :سلام/ این هم نمونه ای از صبر
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2332  |  6 امتياز

زهرا_ض
از تهران
امضا شده : ۰۳ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۱۹
سلام 
قالب تو مبارک. 
خيلي ذوق کردم ديدم قالبتون رو عوض کرديد!
شهاب مرادی :سلام/ متشکرم . معلوم میشه دیر به دیر سر می زنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2962  |  6 امتياز

پرپرواز
از تهران
امضا شده : ۰۳ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۵۶
سلام  
 
خسته نباشيد  
 
از راهنمايي و توجهتان کمال سپاس را دارم . در به کارگيري نصايحتان تمام تلاشم را خواهم کرد. 
 
در پناه حق موفق مويد و پرثمر باشيد .
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی . پاسخ قبلی را تکمیل کردم لطفا دوباره بخوانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3679  |  6 امتياز

معصومه سلطاني
از تهران
امضا شده : ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۰۵
سلام حاج آقا. نميخواد هر روز جواب منو بديد.خسته ميشيد!!بابا يكي مياد يه سلام خالي ميده جوابشو ميدين ولي من هر روز ميام خبري نيست. ما رو گذاشتين تو آب نمك؟!منم بابام روحانيه ولي خيلي با شما فرق داره!اينقدر كه ترجيح دادم بيام از شما راهنمايي بخوام.لطفا جواب بديييين
شهاب مرادی :سلام/ غیر از پیام اول که منتشر شد, 4 پیام از شما خواندم بیشتر التماس دعا و تشکر بود لطفا اصل مشکل را تیتروار و با 3.2.1 بنویسید و سوال را مطرح کنید. به پدر سلام برسانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3075  |  6 امتياز

منم
از رضوي
امضا شده : ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۴۶
سلام خسته نباشيد سفر به خير و سلامتي راستي سرعت اينترنت اونجا چطوره ؟؟؟؟؟؟؟؟ در امر تبليغ و ترويج دين موفق باشيد
شهاب مرادی :سلام/ سریع و خوب.
متشکرم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3044  |  6 امتياز

donya
از mazandaran
امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۱۸
salam va arze adab va ezhare deltangi-too in roozaye eido shadi doa kardan baraye hamdigaro faramoosh nakonim
شهاب مرادی :سلام/ چرا دلتنگی؟
پیشنهاد خوبیه ؛ همگی همیشه برای هم دعا کنیم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2053  |  6 امتياز

منتظر313
از بحرين
امضا شده : ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۳۸
با عرض سلام 
يك خواهش داشتم ازتون جناب مرادى،اﮔـر ميشه خاطرات و نظراتتون رو در مورد سفر هايى كه ميرويد در سايت درج كنيد مخصوصاً در مورد سفر به بحرين . 
با تشكر،،، 
يا علي
شهاب مرادی :سلام/ حتما به زودی.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:720  |  6 امتياز

فاطمه معصومي حقيقي
از شيراز
امضا شده : ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۲۰
سلام و عرض ارادت مجدد 
جداً چرا محلم نمي زارين؟ 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ دخترم!
1. من اینجا به خواست خودم و در حد توانم پیامهای وارده را می خوانم و می نویسم؛ نه منتی است و نه موضوع محل گذاشتن و بی محلی کردن! رابطه ی حرفه ای را شخصی تلقی نکن.
2. این دومین پیام شماست که دریافت کرده ام و هر دو با همین مضمون. سوالی ندیدم شاید با اسم یا ایمیل دیگری ارسال کردید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:723  |  6 امتياز

فراموش شده
از مازندران
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۴۰
سلام حاج اقا ازاينكه پيامها وجوابهاي شما روميخونم خيلي اروم ميشم امادلم ميخواد جواب ماروهم بدين. 22سالمه امانميتونم براي زندگيم تصميم درست بگيرم. اسم خواستگاركه ميادبهم ميريزم وانگاردنيا روسرم خراب ميشه يكسال تمام به ادمي فكرميكردم كه نميشناختمش وخودش هم خبرنداشت. ميشناختمش اما نميدونستم ازدواج كرده موقعيتش خوب بود مومن ودرس خونده بود الان هم به اين خاطر نميتونم همسرايندم روانتخاب كنم.خيلي بچگانه است ميدونم هيچ وقت فكرنميكردم تواين موقعيت وشرايط سخت انتخاب قراربگيرم خواهش ميكنم بيشتر كمكم كنيد التماس دعا....................يا حق
شهاب مرادی :سلام/ شاید بدترین اشتباه یک دختر خانم همین علاقمندی یک سویه و توهمی است. اما به جای خوبی رسیدی ؛ پس به جای سرزنش و عشق پردازی توأمان ، (با عرض معذرت) خودت را از ابلهانه بودن این احساس باخبر کن و به این اشتباه بخند و با آرامش و امید و نشاط خواستگارها را راه بده.
این پیام و موضوع فوق تکراری است. »»» جناب سروان را بخوان.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1307  |  6 امتياز

عبد76
از تهران
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۴۰
آقاي مرادي سلام. سوال مختصر مفيد ميخواين؟ باشه . اينم سوال: اگه آدم بعد چندين سال زندگي مشترک بفهمه که نه شوهرش رو دوست داره نه بچه هاشو چيکار بايد بکنه؟
شهاب مرادی :سلام/ تماس با مرکز مشاوره و تعیین وقت.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1303  |  6 امتياز

حرمت الله
از تهران- کوالا
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۴۲
سلام حضرت آقاي مرادي 
از وقتي که محبت فرمودين متشکرم 
ليکن 2-3 ساعتي علي رغم محاوره کوتاه تو فکر رفته و دلنگران شدم و بعدش کات کردمش 
به هر حال ممنون مي شدم اگه ميتونستين کمک و راهنمائي بيشتري مي داشتين ارادتمند حرمت
شهاب مرادی :سلام/ با سفارت هماهنگ کنید و پیگیری کنید تا در این دو روز پایانی شما را هم نیم ساعت ببینم. ان شاءالله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1302  |  6 امتياز

مهدي مجلسي
از کوالالامپور
امضا شده : ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۰۷
سلام حاج آقا شهاب...کلام اول اين که براي اولين بار که سايتتان را باز کردم چشمم به صلوات بر حضرت زهرا(سلام الله عليها) افتاد. چون خوانده ام و معتقدم که هرکس ارادت ويژه اي به خانم داشته باشديک جورايي عيارش با بقيه فرق دارد مثل حضرت امام(ره). استنباطم اين بود که شما هم همين طوريد و انشا الله که خدا به همه ما توفيق دهد که انس باخانم داشته باشيم. پر حرفي کردم.  
حرف آخر: سفر به سلامت ، نائب الزياره باشيد از طرف همه بچه هاي اينجاکه دلشان پيش حرم آقاست.التماس دعا. يا علي
شهاب مرادی :سلام/ در مورد صدیقه طاهره درست می گویید؛ ...
"وعلی معرفتها دارت القرون الاولی" و ...
او که "حُبُّها من الصفات العالیه" ، به راستی تجسم تمام خوبی ها بود. اما ما را اگر به دوستداری محبین و شیعیانشان و خدمت به آنها محسوب نمایند، مایه مباهات و البته موجب نجات است.
ان شاءالله، شما هم دعا کن پروازها به موقع انجام بشه تا به زیارت آقا برسم حتما جناب عالی و همه دوستان را دعاگو نایب الزیاره خواهم بود.
التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:728  |  6 امتياز

محمدرضاامضا شده : ۱۹ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۵:۰۸
با سلام به شما میخواستم لطف کنید و چند کتاب خوب در مورد خواستگاری و ازدواج معرفی کنید به خصوص در مورد خواستگاری و حرفهائی که در این بخش مهم هستند. با تشکر محمد از اصفهان .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1763  |  5 امتياز

آتناامضا شده : ۲۰ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۹:۵۸
با سلام خدمت آقای مرادی من چند شبی است که خواب می بینم که یکی از اقوام مرده ومن جای قبر او را که برایش کنده اند می بینم و این خواب ها بعد از یک روز یا چند روز بعد اتفاق می افتد مثلا همین یک هفته پیش خواب دیدم که تمام اقوام ما بالای سر یک مرده گریه میکنند وبعد ازسه روز دختر دائی مادرم فوت کرد وتمام این خوابهاطرف صبح اتفاق می افتد ومن ازاین مسئله خیلی ناراحتم مرا راهنمایی کنید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1419  |  5 امتياز

علی دوستدار شما
از شمال
امضا شده : ۰۸ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۰
واقعن مطلب شما (پاسخی به چند سوال)عالی بود.من هم دچار این گناه بزرگ می شوم...
شهاب مرادی :سلام/ پس همان توصيه ها را جدي عمل كنيد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:723  |  5 امتياز

علیرضا
از چناران
امضا شده : ۱۴ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۳۲
ایاکسی که عاشق دختری میشود اگر اورا نشناسد وبه چهره ی او بدون شهوت نگاه کند گناه دارد
شهاب مرادی :سلام/ دختر خانم هاي نوجوان این پیام را بخوانید!
 اين معني خيلي ازعاشقي هاي اين روزگاره!
مرحوم علامه جعفري رحمة الله عليه مي فرمود: يه آقا پسري به مادرش گفته بود عاشق شدم ، التماس و زاري كه بايد برام بري خواستگاري ، مادر گفت خوب ميرم ،بگو كيه؟ پسره گفت :هر كي شما بگي.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:699  |  5 امتياز

مسعود
از اردبیل
امضا شده : ۲۱ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۵
سلام حاج اقا من همیشه از خدا میخواستم واسه نماز شب بیدار بشم.تا به حال 3 بار بیدار شدم اما هر سه بار تنبلی کردم.پیش خدا احساس شرمندگی میکنم .راهنماییم کنید
شهاب مرادی :سلام/ اصلا احساس شرمندگی نکن . امشب بیدارشو (از نیمه شب تا قبل از اذان صبح هر موقع که میتونی) و فقط 2رکعت بخون . شب های بعد اگر نشاط داشتید کم کم تعداد رکعت ها  را بیشتر کن تا 11رکعت. البته همان بیدارشدن در سحر هم ثواب دارد هم اثر . التماس دعا
( ای کاش نمازم به اندازه حس خجالت تو خریدار داشت.)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:750  |  5 امتياز

ندا
از مشهد
امضا شده : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۴
با سلام خدمت استاد گرامي آقاي مرادي . 
اين دفعه دومي است كه من درد دلهامو براي شما مي نويسم اما گويا دفعه ي قبل يا گفته هاي من به دست شما نرسيده و يا جواب شما به من ارسال نشده. ازتون خواهش ميكنم مشكل من رو پخش نكنين و حتي اشاره اي هم تو برنامه هاي تلويزيوني يا جاهاي ديگه نكنين. 
من دختري 20 ساله هستم... 
 
...خصوصی.. . 
 
حالا سوالم از شما اينه [1]كه من به خاطر كاري كه كردم اون دنيا چقدر بايد عذاب بكشم  
[2] وآيا خدا بعد از اين ارتكاب گناه از طرف من به دعاها يا خواسته هاي من يا اصلا به خود من توجهي ميكنه يا نه منو رها كرده؟ 
[3] و ايا اين درسته كه من ايشونو از خدا بخوام يا نه؟  
[4] سوال بعديم اينه همه بهم ميگن اين رابطه فايده اي نداره اگر آخر اين رابطه ها به ازدواج ختم بشه بعد از ازدواج علاقه از بين ميره و به جدايي ميرسه و اين خيلي منو ميترسونه .  
ازتون خواهش ميكنم يه راهي پيش پام بذارين و كمكم كنين من واقعا درمونده شدم و قدرت تصميم گيريمو از دست دادم. 
آقاي مرادي نمي دونين چه عذابي مي كشم همش فكر ميكنم[5] خدا براي كاري كه كردم يه روز يه بلايي سرم مياره يا ازدواجم حتماً با يه شكست همراه . 
فكر ميكنم وقتي با خدا حرف ميزنم اصلاً توجهي نمي كنه و من رو به حال خودم رها كرده . 
از توجه شما بينهايت ممنونم ... بازم ازتون ممنونم . خواهش ميكنم جواب منو زودتر بدين من نابود شدم . خدا حافظ.  

شهاب مرادی :سلام/ 1. اگر توبه کردید، هیچ
2.بله حتما. برمبنای آنچه نوشتید شما را گنهکار نمی دانم ولی خدا خدای همه است رحمن است در حق همه مهربان است نیکوکار وگنهکار، همه.
3و4.دعا اشکالی ندارد ولی بهتراست اول او یا هر پسر دیگری بیاید خواستگاری (خواستگاری یعنی نقطه شروع) وشما با مشورت ونظر خانواده پس از تحقیق وبررسی تصمیم بگیرید.
بهتر است بی دلیل علاقه سازی وعشق پردازی نکنید تا به موقع بتوانید عاقلانه و درست تصمیم  بگیرید.
این آقا پسر چند نقطه ضعف دارد که شما آنها را نمی بینید.
5. تصور شما از خدا غلط ونادرست است. خدا بسیار بخشنده، بسیار آمرزنده ومهربان است . خدا لجباز نیست.
روزانه چند مورد مشابه مشکل شما می بینم اگر در صحبت هایم اشاره کردم ناچارم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:789  |  5 امتياز

مریم
از اهواز
امضا شده : ۰۲ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۳۴
سلام 
آقای مرادی من یک دوستی دارم که مدت 5 ساله به همکلاسی دانشگاهش علاقه منده ولی آن آقا تا به حال به بهانه های مختلف به خواستگاری ایشان نیامده و با تعریفهایی که من از دوستم شنیدم چون تازگی با هم قهر کرده اند(مدام در حال قهر و آشتی smsای هستند)قصد خواستگاری به هیچ وجه ندارد.ولی دوست من با خوشخیالی هنوز به او امیدوار است در حالی که خانواده اش اصلا خبر ندارند و خانواده های این دو از نظر مسایل اعتقادی کاملا با هم متفاوتند.چون من به نوعی سنگ صبور دوستم شده ام چطور اورا راهنمایی کنم که با کمترین آسیب روحی این آدم را پشت سر بگذارد؟(این دختر به خاطر همین مسءله افسردگی و بحران روحی شدیدی در گذشته تجربه کرده.)بسیار متشکرم
شهاب مرادی :سلام/  باید فورا رابطه اش را قطع کند هر دختری در شرایط این چنین قراربگیرد شانس ازدواج را کم کم از دست می دهد و با کمال اطمینان می گوید بخت مرا بسته اند! .لینک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:819  |  5 امتياز

Ali 360
از كرج
امضا شده : ۰۳ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۵۰
سلام. عجب جوابي داديدا . من 1/3/86 پيغام دادم اما جوابي مشاهده نميشه. حالا اشكال نداره. 
ببخشيد من با پدرم مشكل زيادي دارم. اگه اون بگه روز من ميگم شب. اگه اون بگه سياه من ميگم سفيد. همين 1 هفته پيش يه پرشياي سفيد برام خريد امروز ميگه پرشيا برات بزرگه ميخوام برات پرايد بگيرم اصلا درك نميكنه كه بابا جان من اين همه اينور و اونور پخش كردم خير سرم پرشيا دارم بعد من فردا با پرايد برم اينور اونور نميگن يارو خالي بسته پرشيا داره. 
در ضمن پول هم فقط 20-30 هزار تومان بيشتر نميده اونم هفته اي. من هم 19 سالم با اين پولا كه نميشه آدم سرشو بالا بگيره. اصلا خود شما . من ازتون انتظار دارم خوشرو و خوشبو ووو باشيد حالا همه از من انتظار دارن اگه پشت ماشين ميشينم عينك 300 هزار توماني بزنم . شما راهنماييم كنيد. ممنون
شهاب مرادی :سلام/ انتظار من هم از شما این است که مودب تر باشید و فرصت جوانی را به جای غفلت و بازی ها و پُز دادن های کودکانه، صرف درس خواندن و پیشرفت کنید.
با کسانی معاشرت کنید که ثمره معاشرت با آنان بهشت باشد،
کسانی که ارزش آدمی را به ماشین وعینک ندانند!

تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:832  |  5 امتياز

هانیه
از مشهد
امضا شده : ۱۸ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۲
سلام حاج اقا مرادی ممکن در مورد تصمیم گیری در سایت صحبث کنید من در انجام هر کاری مردد هستم ونمیتوانم تصمیم بگیرم وهمچنین در مورد نماز واینکه چگونه نماز را با خلوص نیت بخوانیم وسهل انگاری نکنیم با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ ترديد در تصميم گيري معمولا به خاطر ضعف اعتماد به نفس کم بودن دانش و اطلاع درباره موضوع و يا ترس از روبرو شدن با عواقب تصميم بوجود مي آيد.
هرگاه ميخواهيد تصميم بگيريد ابتدا درباره تمام جوانب آن خوب فکر کرده و عواقب و نتايج مثبت و منفي آن را يادداشت کنيد.
پيرامون آن موضوع مطالعه يا با افراد مطمئن و آگاه مشورت کنيد.
وقتي به تصميمي رسيديد که نتايج مثبت آن بر عواقب منفي برتري داشت با توکل بر خدا آن را انجام دهيد و از تصميم خود دفاع کنيد.ممکن است در ابتدا تصميم هاي اشتباهي هم بگيريد اما به مرور که تجربه تان بيشتر شد تصميمات صحيح تر و منطقي تر خواهد شد.
مطالعه درباره فلسفه و حکمت وجوب نماز و همچنين آثار آن ميتواند به شما کمک کند.براي شروع مطالعه کتابهاي جناب حجت الاسلام آقای قرائتي درباره نماز مفید است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:801  |  5 امتياز

حسين كياني
از شيراز
امضا شده : ۰۷ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۱۵
سلام عليكم محضر شريفتان عرض ارادت داريم . دوستان شيرازي معترضند كه تحويل نميگيريد . با ما به از اين باش كه با خلق خدايي . چند روز گذشته اين دو بيت بسيار مرا مشغول كرده بود و برايتانsms كردم جدا كه در اين شرايط وصف الحال دوستان شيرازي شماست. و اما آن دو بيت :  
نه در مسجد گذارندم كه مستي / نه در ميخانه كين ميخاره خام است 
ميان مسجدوميخانه راهيست / غريبم بي كسم آن ره كدامست 
خداحافظ
شهاب مرادی :سلام/ ما با توییم و با تو نه ایم اینست بوالعجب

راه دهید امشبم مسجدیان تا سحر     مستم وگم کرده ام راه خرابات را
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:748  |  5 امتياز

متولد ماه مهرامضا شده : ۲۵ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۵۸
با سلام خدمت حاج آقا.به نظرم مطلبي كه در مورد استمنا نوشته بوديد بسيار تكراري مينمود.الان خيلي از جوانها به كار دست ميزنند چون از لحاظ غريزي درمضيقه هستند.خيلي ها آدم هاي مومني هستند و اصلا اهل مطالب مستهجن و ... نيستند.اما بعضي وقتها اين نياز به آنها فشار مياورد.شمادلايل زيادي براي انجام اينكار گفتيد.اما اصل كاري را بيان نكرديد.تورو خدا يه كم واقع بين باشيد.يه جوان 3سال 4سال 10 سال ميتونه تحمل كنه.ولي همه كه معصوم نيستند.بلاخره يه جايي هم آدم ديگه خسته ميشه و اين به خاطر شرايط بدنه.دست خودشون كه نيست.كساني كه ازدواج كرده اند خيلي راحت ميگن اينكارو نكنين.اما اسلام واقعا براي سركوب نيازها اومده؟ 
حاج آقا جواب اين سوالات اگه درست داده بشه خيلي ها از گمراهي نجات پيدا ميكنند.فقط درست جواب بديد.اين يه سوال اساسيه.آيا اسلام ميخواد كه نيازهاي انسان سركوب بشه؟تا كي؟تا كجا؟شايد شما بگوييد كه همين فشارها عامل رشدروحي هست.اما واقعا آدم يه جايي كم مياره.
شهاب مرادی :سلام/ اسلام به هيچ وجه نمیخواهد نیازهای انسان را سرکوب کند چرا که قانونگذار اسلام خداوند است و او ازهمه به نیازهای انسان آگاهتراست.
چیزی که دین اسلام میخواهد به انسانها بیاموزد اولا ارضای نیازهای اساسی او از راه طبیعی و با کمترین آسیب
 وثانیا کنترل خود است.
تفاوت انسان با سایر موجودات نیزدرهمین است. نیاز و مضیقه مجوزی برای انجام کار اشتباه نیست. برای ارضای این نیاز ضروری باید به طور جدی به ازدواج فکر و به انجام آن اقدام کرد.
مراجعه به روانشناس نیز مفید است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:774  |  5 امتياز

حامد میرزایی
از اصفهان
امضا شده : ۲۵ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۵۶
شما موسیقی گوش می کنید ؟
شهاب مرادی :سلام/ فقط آقاي  شجريان
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:741  |  5 امتياز

s.kh
از mashhad
امضا شده : ۰۲ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۰۰
با سلام خدمت جناب آقای مرادی  
راستش بخواهید من تازه حدود 2 ماه است که برنامه شما را نگاه می کنم و جدا حرف های شما مثل دیگر روحانی ها سخت و صقیل نیست و خیلی هم ملموس است 
برای همین شما را بهترین فرد دیدم که از او راهنمایی بخواهم . 
من جدیدا و به طور همزمان در دانشگاه دو تا خواستگار دارم . هردو از شرایط خوبی برخوردار هستندولی برای من تصمیم گیری سخت است من بطور اجمالی شرایط آنها را براتون می گم و خواهش میکنم زودتر جواب من را بدهید. 
اولی فوق لیسانسش را تمام کرده و از لحاظ شغلی مشکلی ندارد فقط خانوادهاش مذهببی است ولی در مجالسشان نوار هم دارند ولی ما نه ، و وقتی این مورد را من عنوان کردم گفت برای من نوار اصلا مهم نیست و به خاطر من میگذرد و همین طور خانواده اش گرچه باید بگویم از لحاظ اعتقادی دیگر مشکلی هم نداردو پسر نجیبی است از طرف دیگر هم اینها 4 پسرند و مادرشان خیلی به آنها وابسته 
مورد دوم امسال فوق قبول شده و از لحاظ شغلی مثل مورد اول نیست ولی کار میکند و آدم با عرضه ای است 
و لحاظ مذهبی مثل خانواده ما هستند ولی مشکلی که هست وقتی با هاش صحبت کردم خیلی از خود راضی و مغرور به نظر رسید شاید چون تک پسر است  
آقای مرادی خواهش می کنم کمکم کنید من ایمان و اخلاق برام خیلی مهم است . میترسم ،نمیدونم چطوری و با چه سئولاتی می توانم مطمئن شوم 
خواهش می کنم کمکم کنید .مثل امروز به گفته خودتون من قبل از ازدواج از شما راهنمایی می خواهم. 
ممنون، خدا خیرتان دهد،التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ اين جا فقط سخن از سه معيار ايمان ، شغل و تحصيلات است .و تفاوت در ايمان وتناسب داشتن دو خانواده از لحاظ فرهنگي است پس اولويت با مورد دوم است البته اگر زياد مغرور نباشد پس از خواستگاري رسمي معيار هاي ديگر را بررسي كن و از زمان به بهترين وجه استفاده كن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:724  |  5 امتياز

S.K
از THE
امضا شده : ۰۲ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۳۴
سلام آقاي مرادي خوب هستين؟ 
من يك پيام براتون فرستاده بودم كه مشورتي داشتم راجع به اختلاف در خانواده پسر و ...پيامم به دستتون رسيده؟
شهاب مرادی :سلام/ پيام را خواندم اگر اختلاف پدر و مادرش در او تاثيرات محسوسي مثل پرخاشگري يا افسردگي  ايجاد نكرده اشكال ندارد البته مراجعه به مشاور هم مفيد است ولي جاي نگراني نيست اگر علت اختلاف والدين را مي داند تا  هر دو با خودداري از آن خطا بهتر زندگي كنيد.يعني عبرت...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:735  |  5 امتياز

طاهره
از بدبختانه زمین
امضا شده : ۰۹ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۴۸
سلام حاج اقا من از خدا خیلی گله دارم شما که بهتر خدا رو میشناسید بگید چرا خدا اینقدر عذاب میده من تو زندگی خیلی کمبودها رو تحمل کردم دست از پا خطا نکردم با وجودیکه خیلی موقعیتش بود اما همش میگفتم نه خدا بالا سرمه گناه داره در مقابل بعدش کمکم میکنه اون موقع 13 14 سالم بود پراز انرژی و امید اما الان که 28 سالمه وقتی به گذشته نگاه میکنم میبینم چقدر ساده بودم اشتباه کردم که به خدا اعتماد کردم باید مثل دوستام که از مدرسه فرار میکردن بودم الان هم سر زندگیشونن باید خودم برا خودم تلاش میکردم نه اینکه بسپرم دست خدا الان دیگه رمق هیچ کاریو ندارم مخصوصا از وقتی که پدرم فوت کرده میخوام بدونم پس کو اون مع العسر یسری که خدا میگه ...
شهاب مرادی :سلام/ بله باید برای زندگی تلاش کنید ولی منظور شما از تلاش چیه؟
اگر منظورتان کاشت گندم برای برداشت گندم است ،موافقم
ولی اگر منظورتان گناه و... برای رسیدن به خوشبختی!نه مخالفم.
مشکلتان چیست؟ چرا احساس شکست وناامیدی می کنید در حالی که احساس نمیشه که شما یک فرد شکست خورده و عاجز باشید.
قدر رفاقت با خدا را بدان. اصل موضوع را بنویسید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:769  |  5 امتياز

س86
از بابل
امضا شده : ۱۳ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۳۰
با عرض سلام خدمت شما 
حاج آقامن چند بار نامه فرستادم ولي جوابي دريافت نكردم اما دوباره مطرح ميكنم من حدود 11 سال پيش ازدواج كردم خانواده ما اصلا با خانواده شوهرم همخواني ندارد من در خانواده اي بزرگ شدم كه به روابط فاميلي وصله رحم اهميت ميدهند ما چندين سال با عمه هايم همسايه بوديم روابط بسيار خوبي بين مادرم وآنها برقرار بود من با اين ديدگاه خوشبينانه ازدواج كردم ولي وقتي با خانواده شوهرم مواجه شدم تا مدتها از برخوردهايشان گيج بودم شوهرم مرد خوب وبا ايماني است ولي خواهر شوهرهايم بخصوص بزرگترين آنها هميشه ميخواستند كاري كنند كه برادرشان فقط در حد كنيز زنش را دوست بدارد و علاقه واقعي براي خانواده آنهاباشد بنا بر اين به بهانه هاي مختلف فتنه گري ميكردند تا اين فاصله را ايجاد كنند بسيار اهل حرف و حديث اند با توجه به اين كه برادرشان از بچگي با آنها بزرگ شده بود روي او نفوذ دارند من دو برادر شوهر ديگر دارم كه آنها هم خانم هايشان وضعي مشابه با من دارند ما از 4 سال پيش تا اكنون باهم قطع ارتباط كرديم از آن موقع تا بحال زندگي من بهتر شده دخالت آنها وجود ندارد و علاقه شوهرم به من و بچه هايم بيشتر شده . اما مادرشوهر وپدرشوهرم بسيار به من علاقمند ند و من وشوهرم از نظر مالي بسيار به آنها كمك ميكنيم من از آنها بدي نديدم و هميشه به آنها سر ميزنيم ولي من از بابت قطع ارتباط با خواهرهايش ناراحتم ازطرفي برايم مثل روز روشن است اگر ارتباط برقرار كنم همان آش وهمان كاسه است چون آنها چنان ماهرانه عمل ميكنند كه حتي برادرانشان با وجود شناخت آنها باز تحت تاثير قرار ميگيرند آنها چنان ماهرانه ريشه را قطع ميكنند كه تنه كاملا سالم ميگذارند فقط زماني متوجه ميشويم كه كار از كار ميگذرد 
 
من فقط ميخواهم بدانم آيا از لحاظ شرعي گناه متوجه ماست يا نه ؟ ما بايد چكار كنيم ؟  
باتشكر از شما 

شهاب مرادی :سلام/ به هيچ وجه اجازه قطع رحِـم  نداريم. روابطتان را محدود و مديريت شده و با مدارا داشته باشيد تا خدا هم به شما كمك كند. و تا مي توانيد با شوهر ،مهربان و صميمي باشيد و به لطف و مهرباني (همان انجام وظيفه) نسبت به پدر ومادر ادامه دهيد. يادداشتهاي "بگو عزيزم" و " يك زبان و دو گوش" را بخوانيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:804  |  5 امتياز

حبیب
از اراک
امضا شده : ۰۲ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۳
بسم رب الحسین 
... گرامی حاج آقا مرادی سلام عرض میکنم 
خیلی سعی کردم بتوانم به صورت تلفنی برخی مشکلات را با شما در میان بگذارم ظاهرا مثل خیلی دیگر از کارها نشد. به ناچار مجبور شدم در اینجا مطرح کنم. 
برنامه شما را از شبکه دو سیما و برنامه مردم ایران سلام دنبال میکنم. چرا به برخی از خانواده ها که معنی مهر و محبت را نمی فهمند نمی پردازید . نمی خواهم فکر کنید من آدم بی شعور و قدر نشناسی هستم .من در خانواده ای مذهبی زندگی میکنم ...ولی تا کنون نشده که ما در خانه خود جملاتی که حاوی مهر و محبت باشند رد و بد کنیم . 
فشارهای بیخودی که روی من جوان می آورند و هنوز فکر میکنند زمانه همان زمان 50 سال پیش است که باید با زور حرفتان را به اثباط برسانید . من مدرک کاردانی گرفتم و به خدمت اعزام شدم و الان بعد از پایان خدمت خیلی دنبال کار گشتم و امیدوار بودم بتوانم در کنار کار به درسم هم ادامه بدهم . الان شرایط طوری شده که من احساس میکنم یک نفر مازاد در خانه هستم . شاید افکار من غلط باشد ولی ..... 
شمارا به خدا مرا راهنمایی کنید همه بدبختی ها را پدر در خانه بر ما تحمیل می نماید ولی خنده ها برای مردم است . گاهی اوقات دست از همه چیز میکشم و به امید اینکه دیگر به خانه بر نگردم از خانه بیرون میزنم ولی نمیدانم چرا خدا اینهمه از من بدش میاد که حاضر نیست حتی راه نجاتی یا مرگی را برایم رقم بزند .به امید روزی که همه جهان شاهد مردمی با فرهنگ و مهربان داشته باشد. 
الهم عجل لولیک الفرج 

شهاب مرادی :سلام/ بیشتر رفتارهای ما ناشی از تربیت خانوادگی ما در دوران کودکی هستند. این نوع تربیت شخصیت افراد را شکل میدهد و هر چه سن انسان بالاتر میرود انعطاف پذیری اش برای تغییر رفتار کمتر میشود.
پدر شما صرف نظر از موقعیتی که دارد احتمالا تحت تاثیر تربیت کودکی و رفتارهای آمرانه والدینش است و همان شیوه را در مورد فرزندانش نیز بکار میبرد.
در هر صورت شما باید در درجه اول ضمن رعایت کامل ادب و احترام ،با ایشان مدارا کنید.
اگر امکان دارد با مهربانی و تواضع در شرایط مناسبی با او گفتگو و نظر خود را درباره رفتارهایش بیان کنید.چنانچه این امر میسر نیست سعی کنید او را همینگونه که هست بپذیرید. در عوض خودتان رفتارهای مطلوب را در پیش بگیرید.
فکر فرار از خانه را هم از خود دور کنید.
فضای خانه هرطور که باشد امن ترین مکان برای زندگیست.
با اعتماد به نفس به دنبال شغل مناسبی باشید تا انشاءالله هر چه زودتر بتوانید زندگی مستقلی را آغاز کنید.
از آنچه که امروز شما را آزار میدهد پرهیز کنید و در آینده پدر خوب و شایسته ای برای فرزندانتان باشید. 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:721  |  5 امتياز

مریم
از سمنان
امضا شده : ۱۶ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۲۸
سلام من یه دختر27ساله هستم از بچگی یکی از پسرای فامیل رل دوستداشتم ولی متوجه دم که که این دوست داشتن یک طرفه است الان دو مشکل دلرم یکی می خواهم ازفکر او بیرون بیایم ودوم آنکه نمی خواهم امسال که برای دانشگاه درس می خوانم به درسهایم لطمه بزند از شما می خواهم که راهی به من نشان دهید متشکرم
شهاب مرادی :سلام/ شما تنها از يك صفت او يا برخي صفات او خوشتان مي آمده مثلا قد بلند ، ادب ، دينداري و ... نه از خود او ولي دچار اشتباه شده بوديد كه خدا را شكر از اشتباه بيرون آمديد ولي كماكان از آن معيار ها خوشتان مي آيد وبا در نظر گرفتن همان معيار ها (اگر باز مورد تائيدت باشند) از بين خواستگارهاي رسمي كسي را انتخاب خواهيد كرد. ان شاء الله . موفق باشيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:732  |  5 امتياز

راحله1
از تهران
امضا شده : ۲۱ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۴۹
سلام بي مقدمه من همسر پسري شدم كه فكر مي كردم بسيجي هيئتي و از خانواده مذهبي است اما بعدا فهميدم كه هيئت را قبل از ازدواج به خاطر من مي آمده ئ الان كه 1 سال از ازدواجم مي گذرد اصلا نمي فهمم كه چه زماني دهه فاطميه شد و او هم با من نمي آيد هيات .  
سوال: 
1.آيا بدون او بروم؟ 
2.آيا انقدر اين مسئله مهم است كه هر دفعه سر هيات رفتن با او بحث كنم؟ 
3.همش اين فكر به ذهنم خطور مي كند كه او به من دروغ گفته و اين در روابطم با شوهرم تاثير دارد چه كار كنم؟ 
4.همچنين براي تقويت زبانم مي خواهم ماهواره بخرم آيا اشكال شرعي دارد يا خير؟
شهاب مرادی :سلام/ 1. اگر رضایت دارد گاهی بروید .
2. نه چندان
3. دروغ بسیار زشت و ناپسند است ولی اگر از جهت سایر معیارها همسر خوبی است ،این دروغ را به پای علاقه ی او بگذار و اگر او را غیر هیئتی و کم علاقه نسبت به جلسات معنوی و مذهبی می دانی او را با خوش خلقی ،محبت و اظهار خوش بینی جذب کن.
4. حکم را از دفتر مرجع معظم تقلید سوال کنید. البته راه های بهتری برای یادگیری وجود دارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:764  |  5 امتياز

پریسا.ک
از شیراز
امضا شده : ۳۱ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۴۹
با سلام. خواهرم شما را به من معرفی کرد.ایشان هم از طریق دانشگاه با شما اشنا شدند. مشکلی هست که میخواستم شما ما را راهنمایی کنید 
ما سه خواهر هستیم که من کوچکتر هستم  
خواهر اولم 26 سال دارد و لیسانس دارد 
خواهر دومم 22 سال داردوالان  
دانشجو است 
من هم که 19 سال دارم و امسال دانشجو میشوم 
البته یک خواهر 30 ساله هم دارم که ایشان ازدواج کرده اند.دو برادر29و 24 ساله هم دارم. 
مشکل در مورد خواهر26ساله ام است.او همه چیز خود را از ما مخفی میکند.همه ی وقت و زندگی خود را با دوستان هم دانشگاهی خود سپری میکند ان هم با دوستانی که از نظر فرهنگی و خوانوادگی با او خیلی تفاوت دارند.وضع مالی ما ضعیف است پدرم همه ی توان خود را خرج کار کردن میکند چون بیسواد است والبته مهربان .مادرم هم همینطور.میخواهم این را بگویم که انها متوجه ی این مسائل نمی شوند که خواهرم در چه وضعی به سر میبرد.مدتی است که در کار تمرین تئاتر با دختری اشنا شده است که بسیار ثروتمند است و البته سیگاری .خواهر من هم که بسیار از جو دوستان خود تاثیر پذیر.او هم مخفیانه سیگار میکشد.جدیدا در یک دفتر هم کار میکند ولی همع ی پول خود را خرج دوستانش می کند.او همیشه در خانوادهی ما بیشتر از بقیه خرج میکند چون دوست دارد خود را هم ردیف انها بداند.فرد بسیار دست و دل بازی است .این را هم بگویم که با همه ی این مسائل درگیر مسائل ناشایست تری نشده است و به بعضی از اصول اخلاقی پای بند است.او خیلی به دوستانش وابسته است.هر شب ساعتها تلفنی با انها صحبت میکند.همه ی کار های دوستانش را او انجام میدهد حتی برای کارهای انها خودش هزینه میکند .با دوستانش خیلی مهربان است ولی با خانواده اصلا. هر وقت پول میخواهد هر طوری شده باید از پدرم بگیرد البته انها هم بدون هیچ سوالی در اختیارش قرار میدهند حتی اگر با قرض شده . 
ولی ما خواهر برادرها بعضی اوقات از خواسته های خودمان میزنیم چون میدانیم در توان پدرمان نیست. وضعیت روحی خوانواده ی ما خوب نیست هر کس سرش به کار خودش است . 
مادرم حتی همه ی کار های شخصی خواهرم را انجام می دهد 
خواهرم هم وقتی به خانه می اید داخل اتاقی می رود و اصلا بیرون نمی اید.وقتی هم که ما سه خواهر با هم صحبت میکنیم و به او میگوییم که این کارها اشتباه است قبول نمیکند حتی با ما دعوا هم میکند.و ما را عقب مانده و بی فرهنگ میداند .این را هم بگویم که خودش بعضی اقات ان هم به ندرت در مورد مسائلی ما را نصیحت میکند.او حتی در مورد بحث های خوانواده گی خود را دخالت نمی دهد. 
امیدوارم ما را راهنمایی کنید  
با تشکر فراوان
شهاب مرادی :سلام/خواهر شما به لحاظ تربیتی و شخصیتی ناهماهنگ با خانواده حرکت میکند و این رفتارها ریشه در گذشته او دارد که بهرحال گذشته گذشته است.در حال حاضر توصیه میشود با محبت و احترام ، حسن نیت خود را برای تغییر رفتار به او ثابت کنید و با بها دادن او را در جمع خواهرانه خود پذیرا شوید.با مهربانی و بدون ملامت کردن  (ضمن آنکه رفتارها و خصوصیات مثبت او را نیز یادآور میشوید)سعی کنید او را متقاعد کنید که باید در بعضی از رفتارهایش تجدیدنظر کند.اگر توانستید زمینه مراجعه او را به یک مشاور فراهم کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:705  |  5 امتياز

فرشته
از مشهد
امضا شده : ۰۱ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۵۰
سلام آقاي مرادي يكي از سرگرمي هاي من وقتي خسته ميشم اينكه بيام سايت شما رو ببينم وبخونم ممنون از شما. تا به حال چند بار ميل براي شما فرستادم همه بي جواب مثل حرفهام ودعاهام از خدا كه تا حالا جواب نگرفتم ؟؟ ...... 

شهاب مرادی :سلام/ اکثر پیام های شما پیگیری بود نه سوال و سوال اخیرتان را امشب پاسخ دادم و در جدیدترین صفحه منشر شد.
راستی شاید سوال شما از خدا هم سوال نیست که جواب نداره.خیلی اوقات حواجت ها براورده شده است ولی متوجه نمی شویم.

بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:753  |  5 امتياز

امير
از اراك
امضا شده : ۰۸ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۵۷
باسلام فقط مي خوام تشكر كنم ازتون. اميدوارم هنگام جون دادن ( بعد از سالهاي سال ) حضرت ارباب حسين ع به بالينتون بيان و سرتون رو روي دامان مباركشون قرار بدن . التماس دعاي مخصوص . حسين آرامش دلهاي تنگ است . ميلاد حضرت عي اكبر ع مبارك باد.
شهاب مرادی :
سلام/
سر عاشق به وقت مردن از عشق
عزیزم روی زانوی حســـــین است
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:746  |  5 امتياز

باران الهي
از مازندران
امضا شده : ۰۱ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۴۷
سلام. فردزودرنجي هستم وباكوچكترين چيزي گريه ام ميگيرد واين باعث ميشود كه مورد تمسخر قرار بگيرم ودر اين مواقع خيلي عصبي ميشوم وحرمت را ميشكنم لطفا مراراهنمايي كنيد كه چگونه جلوي عصبانيتم را بگيرم. 
خواهش ميكنم لااقل شما به درددل من گوش دهيد واگر توانستيد مرا راهنمايي كنيد . درتكميل آنچه كه برايتان فرستاده بودم بايد بگم حرمت شكني هايي كه گفتم تنها از جانب من نيست . من از علاقه ي فراوان خانواده ام نسبت به خودم خبر دارم وآنها هم ميدانند كه من به آنها خيلي علاقه دارم اما احساس ميكنم ما زبان هم را نميفهميم يا شايد هم نميخواهيم بفهميم من ميگم احترام بايد دوطرفه باشد ولي آنها ميگويند اگه ما به تو حرف زشتي ميزنيم تو نبايد جواب ما را بدهي البته بايد بگويم اين حرمت شكني هيچ وقت به پدر ومادرم نبوده ومشكل من با خواهرانم است كه تفاوت سنيمان 8 سال است آنها مدام ميگويند تو به ما احترام نميكني . اگر بخواهيم در جمع با تو حرف بزنيم ميترسيم كه تو آبروي ما را ببري اما من هيچوقت تو جمع آبروي آنها را نبردم.مگر در جمع خانوادگي كه متاسفانه دامادها هم حضور دارند . آنها ميدانند كه من از گير دادن زياد خوشم نمياد اما آنها مدام به من گير ميدهند و ميگويند خواهر هاي ديگران را ميبينيم حسرت ميخوريم كه چرا ما اينطور نيستيم. آنها مرا بداخلاق ميدانند در حاليكه ميبينند تا زماني كه به من گير ندهند شوخترين آنها من هستم جالبتر اينجا است كه در دوستانم منو به عنوان يك فرد خوش اخلاق ميشناسند. باور كنيد بيشتر لباسهايي كه ميپوشم به سليقه ي آنها خريده شده واگر سليقه ي آنها را قبول نداشته باشم به من ميگويند تو اصلا تيپ نميزني برو فلاني رو نگاه كن چه تيپي ميزنه و راه ميره . به نظر شما من چطور به آنها بفهمانم كه من هم وجود دارم. من هم احساس دارم مثل هر نوجوان و جوان ديگري دوست دارم از من تعريف بشه نه اينكه راه به راه ديگري را به رخ من بكشند.ازتون خواهش ميكنم گرهي كار مارا باز كنيد . ازاينكه وقتتون را در اختيار من گذاشتيد خيلي ممنونم و منتظر جوابم هستم . خيلي ممنون
شهاب مرادی :سلام/ یک موعظه عمومی: بعضي اوقات ما از ديگران انتظار داريم ولي خودمان به انتظارات آنها توجه نميکنيم از آنها توقع احترام و محبت و مهرباني داريم اما خودمان؟!!...
و در پاسخ به شما چند نکته را عرض می کنم  خودتان نتيجه گيري کنيد:
1-ادب زينت انسان است .آدم باادب نزد همه عزيز است.
2-محبت کردن کليد برقراري هر ارتباط انساني آرامش بخشي است.
3-خوش اخلاقي از صفات پسنديده است به شرطي که خوش خلقی گزینشی نباشد و با همه خوش خلق باشيم.
4-پذيرش نظرات و انتقادهاي سازنده نشانه منطق و عقل است.
    نباید هر انتقادي را "گير دادن" تلقي کرده و به آن زیاد فکر کنيم. اگر هم انتقاد وارد نبود یا از سر حسادت و لجاجت طرف مقابل مطرح شده بهترین انتخاب بی اعتنایی است و یا با منطق آن را رد کنيم .
5-خانه امن ترين مکان براي رسيدن به آرامش و خانواده مطمئن ترين کانون مهرورزي است.
اصلاح روابط خانوادگي باعث ميشود بيشتر از زندگي لذت ببريم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:759  |  5 امتياز

س.س.ن
از تهران
امضا شده : ۲۲ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۴۴
سلام حاج آقا خسته نباشید میخوام باهاتون دردودل کنم شما هم اگه وقت داشتین کمکم کنید. حاج آقایکیو خیلی دوست دارم اونم همیشه میگه میدونی که خیلی دوست دارم اما حاج آقا یه مشکلی هست میگه عشق زندگی تو این دنیارو نداره میگه خستس از همه میگه خیلیا بهش نارو زدن خلاصش که گله ای از اینا نداره گله از موندنش داره منم روم نمیشه بهش بگم نباشه منم نیستم نمیدونم شاید این حرفارو میزنه تا همینو بشنوه حاج آقا نمیدونم شاید درست نباشه این حرفو بزنم اما هرجا سفره ی دردو دلو با صابخونه دلم باز میکنم نمیدونم چرا همش یادشم .از من دوتا قول گرفته یکی این که حلالش کنم یکیم این که دعا کنم از این دنیا کنده شه میگه وقتی فکر بودن اون ور میفتم لذت میبرم اما من بهش نگفتم وقتی تو اینجا نباشی منم نیستم حاج آقا تروخدا من چیکار کنم که عشق موندن پیدا کنه من خیلی اهل دردودل با خدام خیلی. اصلا یه جورایی حس میکنم همش باهامه تا لب باز میکنم روشو از همه برمیگردونه و به من نگاه میکنه اما دلم میخواد یه درخواستی جلو شما ازش بکنم شما هم آمین آخرشو بگین خدا من خیلی تنهام فقط تورو دارم میخوام ازت دیگه به من گوش ندی فقط دل همرو به عشق خودت رنگیو نورانی کنی که دیگه یه بنده ی خوبت درخواست رفتن نکنه  
حاج آقا زیاد حرف زدم حاج آقا دعاش کنید خیلی زیاد اما از خدا بخواین تا وقتی من زندم اون به حاجت دلش نرسه.  
التماس دعا حاج آقا  
خدانگهدار
شهاب مرادی :سلام/ ظاهرا او از مشکل روحی رنج میبره و تا درمان نشده نباید به فکر ازدواج با او باشید.و در صورت ازدواج موفق نخواهید بود.منصرف شوید
مراجعه به روانشناس را به او توصیه کنید.  کم کم علاقه خود را مدیریت کنید. عاقلانه تصمیم بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:736  |  5 امتياز

قاسم
از تهران
امضا شده : ۰۱ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۹
سلام.بعضی مواقع سوالاتی برام پیش می آید که نیاز به پاسخ فوری دارم. سوالات اعتقادی شماره تماس خودتان یا کس دیگری را می خواهم که با او در میان بگذارم. 
ممنونم
شهاب مرادی :سلام/ امام جماعت مسجدتان گزینه خوبی است و خیلی مفید است که هر کس با یک روحانی در تماس باشد .
 سوالات غیر اورژانس را می توانید از این طریق مطرح کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:695  |  5 امتياز

nazanin20
از تهران
امضا شده : ۰۲ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۲۹
سلام خسته نباشید.عرضم به حضورتون من یه مدت پیش از تنهایی رفتم تو ... چت .تو چت ادمای متفاوتین بعد بعضی وقتا ادمای ÷ست و بی ادبی pmمیدادن بهد من سعی میکردم راهنماییشون کنم یعنی میدونین ناراحت میشدم ... 
... 
البته احساس گناه دارم لطفا بگین من گناه کردم؟ 
تو عمومی هم کل مطلبو نیارین  
لطفا جوابمو بدین احساس گناه دارم
شهاب مرادی :سلام/ خیلی از بچه های خوب دچار این اشتباه می شوند
 و این اشتباه ، یعنی؛
« کمک و هدایت گناهکار از طریق رفاقت و هم راهی با او ، کسب شباهت، مشارکت در گناه و ... و ازدواج!»
 
از وسوسه های رایج شیطان است.
احساس گناه واقعی است. توبه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:792  |  5 امتياز

م610
از ايران
امضا شده : ۱۳ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۱۲
سلام جناب آقاي مرادي، 
با اينکه ديره ولي سال نوتون مبارک ان شالله که سال خوبي پيش رو داشته باشيد. 
اول ازتون درخواست مي کنم حتما حتما حتما سوالم خصوصي بمونه. ممنون مي شم. 
 
من چند ماه پيش خواستگاري داشتم که حالا البته الحمدالله به توافق رسيديم 
... 
 
بازم مي خواستم تاکيد کنم حتما سوالم خصوصي بمونه .  
ازتون ممنونم. 
خيلي التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ این نوع ازدواج ها ازدواج خاص است مثل ازدواج با یک فرد نظامی که شغل در مدیریت داخله زندگی او تاثیر دارد مثل تاثیر ارتش در انتخاب شهر محل ماموریت به عبارتی ماموریت شغلی فرد خانواده او را هم تحت تاثیر دارد این نوع زندگی جذابیت ها و مشکلات خود را دارد.
اگر در حوزه های دیگر زندگی (عادات روزانه، دین، سبک زندگی، خانواده، پول و مسائل مالی ،سیاست، درس و تحصیلات و تفریح ووو)گفتگوی جدی و رسمی و دور از علاقه پردازی ، در قالب پرسش و پاسخ کرده اید و به توافق رسیده اید و او را فرد مناسب و شایسته ای دیده اید با او ازدواج کنید. ان شاءالله مبارک باشد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:884  |  5 امتياز

روحي
از تهران
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۲۲
بسمه تعالي 
برادر و استاد محترم ؛ جناب اقاي مرادي سلام و خداقوت ...  
جواني هستم که ماههاي پايان 26 سالگي را پشت سر ميگزارم ، در ايام نوروز سال 83 به گروه کاري گلد کوئست پيوستم ، چند ماهي بعد کار ما غير قانوني شد و من هم بالطبع غير فعال ، اما در همان زمان در جمع بچه هاي گروه دوستاي زيادي همه از قشر تحصيلکرده پيدا کردم ، من در خانواده اي متدين اما ضعيف از نظر مالي رشد کردم ؛ نان حلال و پاک مرحوم پدرم و مهر بي پايان مادرم ، از ما فرزندان اين خونواده بچه هائي ساخت که مورد احترام و افتخار همه ، پدر و مادر بي سواد من ، با قدرت ايمان و عشق ، شايد در فاسد ترين نقاط جنوب شهر، فرزنداني رو تربيت کردند که فکر ميکنم خدا از اونها راضي باشه مثل مردم ...  
اينها رو گفتم تا وقتي به مسئله من پي بردين ، راه حل مناسبي برام پيشنهاد کنيد ، من ه بچه هيئتي و مثبت و به قول بعضي ها پاستوريزه ، به خانمي در اون جمع دل بسته شدم ، يه دخترکه فرزند شهيد بود ؛ تحصيل کرده و اگرچه با هم تفاوت داشتيم اما از نظر اعتقادي نزديک تر از بقيه ، دختر خانم 2 سال از من بزرگتر بود و ليسانسه ، من هم ديپلم داشتم و علت اصليش عدم بنيه مالي براي ادامه تحصيل ... اما موضوع ديگري هم در بين بود ، دختر خانم تجربه تلخ يک جدائي رو تو زندگيش داشت که من از اولين روزي که ديدمش در جريان بودم . با قرار گرفتن تو جمع خيلي پيشرفت کردم ، تو دانشگاه ثبت نام کردم و شدم آدمي اهل مطالعه ، دوستان با سواد انگيزه خوبي برام ايجاد کرده بود ...  
چند ماهي از اين همکاري ميگذشت و من نسبت به اون خانم علاقه اي رو در خودم حس ميکردم که نه جراتي براي بروزش داشتم و نه تواني و نه عقل تاييد ميکرد، اوايل فکر ميکردم يه جور عادت که تو همکاري پيش اومده و از اونجا که رابطه ما تبديل به رابطه اي صميمي و خانوادگي شده بود ، يه دلبستگي معمولي و گزراست ...  
دختر مورد علاقه من براي تحصيل از ايران رفت و با رفتنش تازه فهميدم که دلي براي من نمونده ، من جواني احساسي بودم و حالا ، احساس تنفر آميز تنهائي من رو آزار ميداد ، هيچوقت نفهميده بودم که کي يا چه جوري عاشق شدم ، اما کارم به جائي رسيده بود که هر نمازم رو با چندتا شک ميخوندم ، خواب و خور نداشتم ، و زمان چيزي از حدت قضيه کم نمي کرد ، هر چه از نديدنش ميگذشت ، بيشتر دلتنگ ميشدم و منتظر تر ، تنها رابطه ما تو اين مدت ايميل بود ، اون هم جسته و گريخته ، بنا به رسم روزگار ، اين فاصله داشت کار خودش رو ميکرد و اون از من دلسرد ميشد و من هر روز دلداده تر ، بين ترم ، چند روزي اومد ايران و دوباره ارتباط ...  
تو اين مدت خيلي تلاش ميکردم و خدا هم چيزي از لطف برام کم نگذاشت ، من رشد ميکرد م و نگار هم ... بعد از اون سفر ، داغ دلم تازه تر شد ، اينبار جور ديگه اي با خدا حرف زدم ، نذر کردم که خدايا تو از راز دل من با خبري ، و از خواسته ام و از ترسي که از آن ناگزيرم ، دل خانه تو بود من غير تو را در آن جا دادم ، تو فرمودي که " علي به ذکر الله..." و من ذکر ميگيرم براي تو ، 40 روز و هر روز 100 بار تسبيحات اربعه ، و خواسته ام در پايان چهله اين است که اگر به صلاح من است ، تو خود کارگزار و وکيل من باش و خودت مرا به مراد دل برسان و اگر نه ، دلم را از او خالي کن ... 
40 روز گذشت و من روزانه شايد بيش از 1000 بار ذکر ميگفتم ، و خدا خدا ميکردم ،اما در پايان چيزي از مهر او کم که نشد ، که بيشتر شد ، باز هم با کسب اجازه از خدايم با يکي از معتبر ترين روانشناسان و مشاوران اين امر که خدا را شکر از نظر مذهبي هم مورد وثوق بودند ( دکتر رضا پور حسين ) مشورت کردم ، داستان را گفتم و ايشان پس از پرسشهاي معمولشان ، عشق من را تاييد کردند و مرا براي رسيدن به او راهنمائي نمودند .  
با هزار مکافات و گذر از هفتصد خوان رستم ، نظر مساعد خانواده را براي خواستگاري گرفتم و در اولين سفر نگار به تهران توسط خانواده اقدام به خواستگاري نمودم ، جواب نگار ، علي رغم نظر مثبت خانواده اش منفي بود و اظهار کرد که من را مانند برادر دوست دارد اما در مورد ازدواج ...  
احساسم اين بود که او نيز اين ازدواج را عقلاني نمي داند و به واسطه تجربه تلخ زندگيش ، نمي خواهد اين بار درگير احساسات شود و مشاور هم احساسم را تائيد کرد ، جواب اگرچه نه ، اما واقعيت چيز ديگري بود . من به تلاشهايم ادامه دادم ، و مي دهم ، و خدا را شکر در زندگي آدم موفقي شدم ، خانه کوچکي تهيه کردم تا در پايان تحصيلش زندگيم را شروع کنيم ، اما او دانشجوي ممتاز دانشگاه شد و موفق به کسب بورسيه رايگان دکترا ، من حالا فوق ديپلم دارم و هنوز تلاش ميکنم . امروز يک سال از خواستگاري من مي گذرد ، ما هنوز با هم ارتباط داريم و نمي توانيم دل از هم بشوئيم ، اما نمي دانم چرا نمي توانم به او ثابت کنم که من ريسمانم نه مار ، که انتخابم اگرچه احساسي اما نا معقول نيست ...  
نگار من ، امروز مسائلي را مطرح ميکند که هر چه تلاش ميکنم راه حل موثري برايش نمي يابم ، او ميگويد که از نظر اعتقادي تغيير کرده ، اما هنوز به ارزشهايش پايبند است ، نامه ام طولاني شده ، اما در پايان بگويم که رابطه ما به عنوان دو جوان ، يک رابطه کاملا انساني ، و خدا را شکر خالي از انحراف ( ان شاالله ) بوده است و تحت نظر خانواده ها . من از او حجاب با چادر را خواسته ام و او اين را نمي پذيرد . خانواده من حتي يک زن مانتوئي هم ندارد ...  
غير از اين ، او مسائلي را مطرح مي کند که از دست من و خودش خارج است ...  
نه جوابي ميگيرم که منفي کامل باشد و نه مثبت به آن حد که موجب کمال ، به نظر مشاور او با اين بازي براي خودش زمان ميسازد تا تصميم بگيرد اگرچه نا خودآگاه ... و متاسفانه دود اين آتش در چشم من ميرود و البته خودش ، اين همه تنش و فرسايش باعث ايجاد زمزه هاي مخالفتي در اطرافيان من گشته و از سوئي خودم نيز نياز بيشتري نسبت به ازدواج احساس ميکنم . بايد گفت بدون احتساب سالهاي قبل از خواستگاري رسمي ، يک سال است که بين هوا و زمين معلق مانده ام ، نه ميتوان دست کشيد و دل شست و نه ميشود با اين وضع ادامه داد ...  
شما ميگوئيد چه بايد بکنم ؟  
نمي دانم ...  
لطفا ضمن راهنمائي ، من را هم دعاي خاص کنيد ...  
 
برادر کوچک شما  
 
( لطفا اندازه خط سايت را درشت تر کنيد ، خيلي ريزه )
شهاب مرادی :سلام/ يکبار ديگر شرايط را مرور مي کنيم :
 1- او دو سال از شما بزرگتر است
 2- او تا حد دکترا تحصيل کرده و شما فوق ديپلم هستيد
 3- تجربه يک جدايي و شکست در زندگي دارد
 4- احساس خاصي نسبت به شما ندارد
 5- از نظر اعتقادي تغيير کرده و ارزشهايتان متفاوت شده
هر يک از موارد فوق به تنهايي براي عدم موفقيت يک زندگي ميتواند کافي باشد.

 پشتکار و تلاش و موفقيت هاي شما نشان ميدهد که انسان با اراده اي هستيد.
 پس بهتر است با همين اراده و با قطع تدريجي ارتباطتان کم کم موضوع را فراموش کنيد. سخت است ولي گذشت زمان همه چيز را آسان ميکند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:839  |  5 امتياز

علي کريمي
از تهران
امضا شده : ۱۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۳۵
اقاي مرادي من قبلا از صحبتهاي شما خيلي لذت ميبردم هر وقت شما رو تو يه برنامه اي ميديدم حتما پاي صحبتتون ميشستم هم چهرتون گيرا است وهم صداتون  
منتها چند وقتي ميبينم داريد در باره زنها و بخصوص دخترها طوري صحبت ميکنيد که انگار اونا يه کالايي هستن که فقط براي ما مردها افريده شدن که هر جوري خواستيم ازشون استفاده کنيم وانسان نيستند بلله يه کالا هستن چطور شما اجازه به خودتون ميدين که بگين دختر سن بالا نبايد ازدواج کنه چون با بجه اختلاف سني زياد پيدا ميکنه ولي ميگين مرد هر سني ازدواج کنه اشکال نداره يعني مرد اگه اختلاف سني داشته باشه با بچش عيب نداره اگه دختري به هر علتي ازدواج نکرد بايد محکوم بشه که هچيوقت ازدواج نکنه پس زنهايي که ازدواج کردن و تو سن مثلا 35 نبايد بچه دار بشن اگه مردم حرفهاي شما را عمل کنن...[ چند تا ... و نفرین!که من حذف کردم.]...
شهاب مرادی :سلام/  خوب گوش کردن یک مهارت است.
من نگفتم "بشود" بلکه با آه و افسوس گفتم "هست!" و می گویم بیایید همه با هم آسیب های ازدواج را کنترل کنیم.
و محور بحثم را -با توجه علمی به تفاوت های واقعی دختر و پسر- کمک به حل مشکل ازدواج جوانان خصوصا دختر خانم ها قرار دادم.
آن هم در حد بضاعت یک برنامه نیم ساعته در هفته؛ در بین این همه برنامه ؛و شبکه های مختلف؛ و این همه صدا...

اگر میگویم 35 سالگی برای بارداری خطرناکه با استناد به مقالات علمی روز دنیاست، نه سلیقه ی شخصی من و فقط برای ارتقاء سلامت نسل آینده و سلامت مادران امروز وفرداست.
امیدوارم یائسگی بانوان در 50 سالگی را هم از چشم من نبینی! چون واقعا بی تقصیرم!
اگر خانواده پسر به خواستگاری دختری که از پسرشان فقط یک سال بزرگتر است نمی روند(مگر با دلخوری ناله ونفرین) تقصیر من است؟!
------------
شما چند ساله اید؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:817  |  5 امتياز

mina
از tehran
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۵۹
سلام حاج آقا 
چراجوابمو نمي ديد؟ 
دختري هستم 20ساله خيلي دوست دارم ازدواج کنم از خدا هم هميشه اينو مي خوام که زودتر ازدواج کنم.خواهرم1سال و نيم از من کوچيکتره و از من خوشگلتر دوست ندارم زودتراز من ازدواج کنه اين بده؟دعاکنيد زودتر ازدواج کنم.تورو خدا جوابمو بديد 
======== 
سلام 
من يه دختر20ساله هستم دوست دارم ازدواج کنم تاحدي هم خواستگار دارم ولي مورد خيلي خوبي پيش نيامده خواهرم 1 سال از من کوچيکتره و از من خوشگلتره دوست ندارم زودتر از من ازدواج کنه اين بده که دوست ندارم زودتر از من ازدواج کنه؟از خدا خواستم که کمکم کنه ولي تا الان که نکرده.مي ترسم چيزي رو که دوست ندارم به سرم بياره.راهنماييم کنيد 
============= 
سل م و خسته نباشيد 
دختري هستم 20 ساله هميشه دلم ميخواد خدا ازم راضي باشه فکر مي کنم يک صفت بد دارم هميشه از خدا خواستم اين صفت رو ازم بگيره شما بهم بگين چيکار کنم آدم حسودي هستم 
============== 
سل ام حاج آقا 
چرا جواب منو نمي ديد؟ 
چندبار براتون نوشتم
شهاب مرادی :سلام/  اين حس لزوما به خاطر حسادت نيست بلکه بيشتر به دلايل فرهنگي و نگاه جامعه به اين موضوع است
که معمولا رسم است دختر بزرگتر زودتر ازدواج کند.(البته ازدواج او با توجه به سن شما مشکلی برای شما ایجاد نمی کنه)
وقتي ميتوان گفت اين حالت از روي حسادت است که شما مانعي در راه ازدواج خواهرتان ايجاد کنيد. نگران نباشيد .
با درايت و واقع بيني از بين خواستگارانتان مناسبترين فرد را انتخاب کنيد .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:877  |  5 امتياز

حسيني
از قم
امضا شده : ۱۸ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۴۰
خسته نباشيد  
موضوع تحليل علمي عشق امروز هم در مردم ايران پيگيري شد 
ظاهرادر جريان مسئله هستيد  
-از آنجا که آقاي شهيدي ابراز کردند اين قسمت به توصيه شما تدارک ديده شده است- چند نکته به نظرم آمد که شايد قابل تامل باشد: 
- علي رغم اينکه مطالب ارائه شده کاملا پژوهشي هشدار دهنده وبررسي شده از جنبه هاي مختلف بود اما برخي ارنتايج با فرهنگ اسلامي کشور ما منطبق نبود و نمي شد به اين راحتي از اين تفاوت گذشت و گفت اين مسئله همه گير است و ...( مثلا اينکه موفق ترين و با دوام ترين زندگي ها از آن زوج هايي است که قبل از ازدواج با هم همکار و دوست بوده و شناخت و انس و الفت داشته اند نه شور عشق ) 
- راه شناخت طرف مقابل و انتخاب عاقلانه او در فرهنگ ما با مراحل شناخت در ديگر فرهنگ ها متفاوت است حتما به اين نکته در جلسات بعدي بايد تاکيد شود و بين آموزش هاي حضرتعالي در اين مسير و اين نتايج ارتباط برقرار شود که بنده به اين مسئله در بحث کارشناسي آقايان نرسيدم 
- بهتر است در اين برنامه از تجربه هاي بزرگترها و آمار علمي اين موضوع در جامعه خودمان_ اگر چيزي موجود است- استفاده شود 
- شما در يادداشت جناب سروان به هيجان زودگذري اشاره کرده ايد که با عشق دائمي اشتباه گرفته مي شود اما در اين برنامه همين هيجان ، شور عشق ناميده شد که يکي از سه عنصر عشق است به تدريج افول مي کند و در نهايت فقط صميميت و تعهداست که امکان ماندگاري دارد يعني آن طور که بنده برداشت کردم به نوعي اصلا عشق مفيد و ماندگار و شورانگيز وجود خارجي نداشته بلکه عشق زودگذر دردسر ساز و مختل کننده زندگي است و فقط دوستس معمولي و صميميت است که اگر با تعهد همراه شود زندگي به کام دو طرف خواهد بود 
- آقاي دکتر يزداني تاکيد مي کردند عشق مثل گرسنگي است وجود دارد نمي شود گفت خوب است يا بد است پيش مي آيد فقط بايد مديريت شود و براي اين کار بايد هوش عاطفي افراد را با آموزش و تمرين بالا برد نظر شما در اين رابطه چيست؟  
- با اينکه تاکيد مي شد که اين برنامه به عشق به عنوان يک بيماري و بررسي درمان آن نگاه نمي کند اما اين قدر درباره آفات آن و شباهتش به بيماري وسواس و .... حرف زده شد که چيزي غير از اين برداشت نمي شد 
- مهمان ديگر برنامه بيان کردند که براي کسب توانمندي در مديريت عشق بايد به افراد اجازه دهيم در چارچوب فرهنگ خود مقداري از آن را تجربه کنند تا بعدا به مشکل نشوند اما اين مسئله باز نشد که چگونه مي شود اين احساس را بدون عوارضش تجربه کرد؟ 
درباره هوش عاطفي اگر ممکن است راهنمايي بيشتري کنيد  
- اين مطالب را براي خود برنامه هم ارسال کرده ام 
موفق باشيد 
-
شهاب مرادی :سلام/ من صرفا موافقتم را با طرح موضوع عشق توسط سایر کارشناسان برنامه اعلام کردم.
 برنامه را ندیدم اما صرفا در مورد هوش عاطفی و هیجانی که سابقا در برنامه گفته ام موافقم ولی در مورد کلیت بحث عشق نظرم را در برنامه در چند مرحله بیان کرده ام.
 در خصوص "هوش ریاضی؛ IQ"،"هوش هیجانی" و عاطفی ان شاءالله در یک یادداشت خواهم نوشت.
در مورد "هوش معنوی" هم مطالب تازه ای گفته می شود که تطبیق آن با فرهنگ اسلامی کمی کار می برد و ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:806  |  5 امتياز

گل مرداب
از اصفهان
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۰۹
سلام.من گاهي برنامه ي تلويزيون شما رو نگاه مي کنم. مردم ايران سلام رو ميگم. 2 شب هم قسمت شد و اومدم عاشورائيان.  
من 2 تا مشکل دارم. البته اينها حاد تر از بقيه است... ازدواج کردم. ... اما مشکل من اينکه ...[خصوصی]...  
از خودم خجالت مي کشم. بارها و بارها توبه ميکنم اما 1 روز نشده روز از نو و روزي از نو. من خدا رو دوست دارم.باهاش حرف ميزنم . مثلا 1 برگ سبز درخت که ميبينم به دلم ميشينه و خدا رو شکر ميکنم. يا براي هر چيز کوچکي که همه ي مردم به راحتي از کنارش رد مي شوند من به خاطر افريدنش تشکر مي کنم. لطفا بگيد من ادم بدي هستم يا اميدي بهم هست؟  
کمکم کنيد.
شهاب مرادی :سلام/
1. نماز را جدی بگیرید و سر وقت نماز بخوانید.
2. برای آن مشکل (که نخواستید منتشر شود) اولا از افتادن در گناه بترسید! ولا تقربوا الزنا. ثانیا در رفاقت و مهربانی با شوهر خوبتان بیشتر تلاش کنید. و ثالثا اگر بهتر نشد حتما به یک روان شناس متدین مراجعه کنید.
3. بله شما آدم مومن و خوبی هستید اگر نمازتان را بخوانید ولی در معرض خطر! پس به خدا پناه ببرید،از او مدد بخواهید و زیاد اذکاری را مثل:اعوذ بالله السمیع العلیم من همزات الشیاطین واعوذ بالله ان یحضرون ان الله هو السمیع العلیم را بخوانید و...
آقا امیرالمومنین علیه السلام خواندن 11 مرتبه سوره قل هو الله را قبل از طلوع سفارش فرمودند که نافع است برای خودداری از گناه.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:876  |  5 امتياز

ستايش
از ايران زمين
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۲۹
آقاي مرادي سلام.ببخشيد مي خواستم راجع به فقير که ميان دم در خونه سوال کنم که آيا ما بايد به اونها کمک کنيم؟...اما ما چطوري ميتونيم به همشون اعتماد کنيم و به اونها کمک کنيم .ممنون ميشم اگر پاسخ بديد.
شهاب مرادی :سلام/ با این همه توصیه اسلام
به صدقه (وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ . لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ)
و سخاوت (قال رسول الله ص :السخاء خلق الله الاعظم)
و ذم شدید بخل (وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ)
 نباید جای سوال باقی بماند!
به هر حال، خدا در قرآن می فرماید :«واما السائل فلا تنهر»
؛ سائل را نباید رد کرد!
 

حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در شب زفاف پیراهن عروسی خود را به سائل داد.
آقا امیرالمومنین در نماز در حال رکوع انگشترش را به سائل داد و بسیار موارد از زندگی اهل بیت علیهم السلام...
پس؛ با روی باز و چهره گشاده برخورد کنید و دست نیازمند را رد نکنید.

یک بار دیگر این آیات را بخوانید:
- و لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط فتقعد ملومامحسورا (اسراء-29)
- و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا-انما نطعمكم لوجه الله‏لا نريد منكم جزاء و لا شكورا (انسان-8و9)
- مثل الذين ينفقون اموالهم فى سبيل الله كمثل حبة انبتت‏سبع سنابل فى كل‏سنبلة ماة حبة و الله يضاعف لمن يشاء و الله واسع عليم (بقره- 261)
- الذين ينفقون اموالهم بالليل و النهار سرا و علانية فلهم اجرهم عند ربهم و لاخوف عليهم و لا هم يحزنون (بقره-274)
- لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شى‏ء فان الله به‏عليم (آل عمران-92)
- الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلاة و مما رزقناهم ينفقون (بقره-3)
- يحبون من هاجر اليهم و لا يجدون فى صدورهم حاجة مما اوتوا و يؤثرون على‏انفسهم و لو كان بهم خصاصة (حشر-9)

اما اگر نمی توانید حاجت کسی را برطرف کنید، و نمی توانید مقدار کمی هم حتی صدقه بدهید، مبادا با سرزنش، سخن تلخ، ترش رویی ،غرور و یا بی توجهی برخورد کنید.بلکه با نرمی و مهربانی عذر خود را از عدم امکان کمک بیان کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:800  |  5 امتياز

خصوصی56453
از اصفهان
امضا شده : ۰۷ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۲۷
سلام.من 20 سالمه و دانشجوام. از خيلي وقت پيش از يکي از همکلاسام به دليل اينکه فوق العاده پسر نحيب و پاکي بود خوشم ميومد.اون کسيه که همه به خوب بودن ميشناسنش. مدتيه که اين احساس 2 طرفه شده و ايشون ابراز علاقه ميکنه ولي از طرفي هنوز حرف جدي بهم نزده ما به خاطر شرايط همکاري در يکي از تشکلها شماره ي هم را داشتيم الان از طريق اس ام اس سعي ميکنه به من بفهمونه که علاقه داره. همونطور که گفتم خيلي پاکه ولي من ترديد دارم که جوابم مثبته يا نه.نميتونم تصميم بگيرم چون 4 ماه از من کوچيکتره واحساس ميکنم جو گير شده(کلا شرايط ازدواج نداره) فعلا نمي خوام اين رابطه ادامه پيدا کنه به خاطرخودم و خودش .ولي چون مستقيم حرفي نزده نميدونم چه جوري بهش بفهمونم. شما بگين من چه کار کنم؟
شهاب مرادی :سلام/ تکرار می کنم: هر ابراز علاقه ای را با خواستگاری رسمی و خانوادگی بسنجید.
اگر به خواستگاری رسمی به بهانه های مختلف اقدام نمی کند به او و علاقه اش اعتماد نکنید. او را مزاحم بدانید و مذاکره و گفتگو نکنید.
 و به خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دختران نیز توجه داشته باشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:885  |  5 امتياز

سيد مجتبي ميري
از تهران
امضا شده : ۰۲ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۰۲:۳۱
1.سلام 
2.بدونيد که همه ما سپاسگذار شما هستيم و قدر زحماتتون رو ميدونيم. 
3. 26سالمه، فوق ديپلم نرم افزار، ديشب به همراه خانواده به ديدن دخترخانمي در منزلشان رفتيم. مجلسي کاملا رسمي. ايشان را مادرم پيشنهاد داده بودند. اين خانم دقيقا هشت سال و نيم از بنده کوچکترند و پيش دانشگاهي. خانواده اي بسيار محترم و پايبندي دارند که با اصول خانوادگي ما هماهنگ است. برايند حدود پنج دقيقه صحبت غير منتظره براي من (چون فکر ميکردم اين جلسه تنها براي آشنايي خانواده هاست) ساده گي و معصوميت ايشان بود چنان که از طرح سوالاتشان برايم محرض شد. مختصر اينکه پس از بازگشت مسئله ديگري از طرف خاله مطرح شد و آن زيبايي معمولي اين خانم بود که به عروسهاي ديگر خانواده ما نمي خورد و ... هيچگاه اولين ملاک من براي انتخاب همسر زيبايي نبوده، و هميشه در رده هاي بعدي قرار داشته. تنها چيزي که نگرانم ميکنم شيوع اين نظر در بعد از ازدواج احتمالي بنده با اين خانم است. لطفا در اين خصوص و اختلاف سني زياد (به زعم بنده) راهنمايي بفرمائيد. 
اين اولين باري ست که بنده به پيش خواستگاري مي روم و اولين کسي هستم که درب آن را براي خواستگاري مي زنم. علاقه اي به اين خانه و آن خانه رفتن ندارم و هميشه دوست داشته ام اولين خواستگاري ام آخرينش باشد. 
4.مثلا مختصر نوشتم! 
5. يا علي. پايدار باشيد.
شهاب مرادی :سلام/ 3. به حرف خاله توجه نکن.
به 5 دقیقه گفتگو اصلا ملاک نیست.
پس از بررسی های مجدد و مشورت با خانواده و اجازه خانواده دختر در چند جلسه با هم صحبت کنید و در قالب پرسش و پاسخ و موقعیت... بعد تصمیم بگیرید.
 لزومی ندارد کل فامیل طرفین بدانند که خواستگاری رفتید .
یادت باشه فقط برای خودت زن بگیری. نه برای تکمیل گروه عروس های فامیل
(مثل انتخاب یک عضو برای گروه سرود یا گروه آکروبات که باید همه به هم بیان!!!!!!!!!)

1و2و 4و5- یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1016  |  5 امتياز

بالا