آمار

بازدیدکنندگان: 7078646
حاضرین در سایت : 19 نفر
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 266385
بازديد هفته گذشته : 57718
بازديد روز گذشته : 5694
بازديد سال جاري : 1136503
بازديد ماه جاري : 103736
بازديد هفته جاري : 1503
بازديد امروز : 1503

  اللهم ربَّ  شهر رمضان!
اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام و العافية المجللة و الرزق الواسع و دفع الاسقام
اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا و تسلمه منا و سلمنا فيه‏

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7789 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 »

نامورودی
راهبه
از اراک
امضا شده : ۰۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۲
باعرض سلام به شهر ما خوشامدي حاج اقا من گذشته بدي داشتم پر از گناه اما توبه کردمو چادري شدم مسجدي شدمموسيقي گوش نکردم نرقصيدم يه کم خوش اخلاق شدم اهل قران و دعا شدم و سعي کردم خوب باشم اماچند تا بدي دارم اولا غيبت ميکنم دوما صبور نيستم 6-7 ساله ازدواج کردم ولي باردار نميشم و اين موضوع تمام زندگيمو تحت تاثير قرار داده انگيزه اي براي ادامه دادن ندارم همش فکر ميکنم بچه دار نشدنم به خاطر گناهامه درست فکر ميکنم مگه نه؟ به نظر شما چه کار کنم؟بهم ميگن شايد به صلاحت نيست بچه دار بشي اما با اين حال مثل ديشب برام دعا کنيد.ممنون
شهاب مرادی :سلام/ از مهربانی خدای مهربون و حکیم بعید است که شما را جریمه کرده باشد و انصافا خودتان هم برای این نگرانی و احتمال هیچ دلیلی ندارید که این بچه دار نشدن عقوبت است
 
پس هر کسی بچه دار شده معصوم وبی خطا است؟؟؟؟ کمی تفکر لطفا.
 
دلایل زمینی این مشکلات خیلی بیشتر و شایع تر از علل آسمانیه
 
پیشنهاد می کنم اول برای غلبه بر اضطراب ها اقدام کنید
 
 
 
و تا مدتی از فکر بچه دارشدن و بچه دار نشدن! کامل بیرون بیایید و زندگی را ادامه بدهید تا بعد.
 
زندگی کنید نه رهبانیت! می خوام نمی شه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3200  |  264 امتياز

عبدالله
از بحرين-طشان
امضا شده : ۰۶ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۵:۳۲
salam hajagha haletoon khoobe ? 
matame emam reza khedmatetoon raseda boodeem 
dar mourede shaitan gofti ke vasvasahaye oo az tareeghe harfhaye sheek va package shodaye oo mibashad. 
masalan dar ebadat ke hastam gahi vasvasa baram pish miad ke maslan quran nakhoon tafseer ro bekhoon 
.va soale man injast ke chejoore mitoonam befahmam ke in harf harfe aghle ya shaitan? 
eltemase doa daram -ya ali
شهاب مرادی :سلام/ خیلی ساده دقت کن:
 
عقل جمع بین دو کار خوب را پیشنهاد می کند (هم تلاوت و هم تفسیر) و شیطان ابتدا رها کردن یکی و انتخاب عمل دیگر! تا... از هر دو محروم شویم.(می گوید: تلاوت بی تفسیر بی فایده است)
 
به دوستان سلام برسان
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4773  |  262 امتياز

مينا
از اروميه
امضا شده : ۱۰ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۴۹
باسلام خدمت حاج اقامرادي من يك مشكل دارم كه اصلا نمي توانم مقابله كنم ان هم خواب زيادي است وقتي كه به نماز صبح كه بلند ميشوم بعد نماز بلا فاصله خوابم ميگيرد البته اين رانيزبگويم من در دوران تحصيلي ام اين اگونه نبودم تا نصفها ي شب بيدار بودم وحتي خسته هم نمي شدم در سال 81 من برادرم راازدست دادم ازان موقع به بعد اينطور شده ام الا ن من دانشجو هستم واين خواب مرا رنج ميدهد در ضمن وقتي ناراحت ميشوم زودمرا خواب مي گيرد از كم خوني هم نيست چون من كم خون نيستم حالا چكا ر كنم خواهش مي كنم كمكم كنيد با تشكر فراوان التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ ظاهرا این حالت "فرار" است و فرار یکی از مکانیزم های دفاعی است.
احتمالا یک اختلال اضطرابی شما را رنج می دهد و تشخیص دقیق و درمان به گفتگو و مصاحبه بیشتری نیاز است. اصلا نگران نباشید و در شهرتان به یک مشاور روانشناس با تجربه مراجعه کنید ان شاءالله با پیگیری درمان، این مشکل به سادگی برطرف می شود.

اما خوب است بدانید:

نحوه برخورد اکثر خانواده ها با مصیبت و سوگ که در ایجاد افسردگی سهم بسزایی دارد، باید اصلاح شود.

در هر حالی ما باید با دو بال "صبر" و "شکر" در پرواز باشیم تا زمینگیر خوشی ها و ناخوشی ها نشویم.

با برادر فقیدتان خداحافظی کنید و به قول معروف او را به خدا بسپارید و راحت زندگی کنید.

در زندگی و موقعیت های طلایی خدمت به مردم و کسب رضای خدا، او و اموات فامیل و جمیع اموات مسلمین را سهیم و شریک کن.
گاهی برایش طلب مغفرت کن ولی بدان و به خودت یادآوری کن که زمان سوگواری تمام شده! باور کن!

فقط یک مصیبت همیشه زنده است و آن هم عزای خون خدا ؛حسین بن علی ؛ سیدالشهدا صلوات الله علیه است.
... کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا ...

با خانواده (خصوصا والدین)، فامیل و دوستان ارتباط داشته باشید این روابط خصوصا صله رحم و کارهای خیری چون اطعام(به غنی یا فقیر) ،کمک به دیگران و صدقه دادن و یاد خدا در بهبود تالمات روحی بسیار مفید و موثراند.
پاسخ مرتبط
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4737  |  256 امتياز

پرستو مسافر
از شهرري
امضا شده : ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۰۴
سلام خدا قوت... خانم 27 ساله هستم مدت4سال است لطف خدا شامل حالم شد وعلي رغم مخالفتها،سرزنش وتفاوت فاحشي که بين من و اطرافيانم بوجود مي امد توبه کردم.خدارا بسيار شاکرم وبه جهان خرمم.اما ازاين فرهاد کش فرياد.بارها از خودش خواستم مرا در گروهي قرار دهد که موجب ارتقائم شود، راه دراز است وسخت،واين راه همسفر ميخواد. حتي علي(ع)هم بال پرواز داشت.شوهرم ذات خوبي دارد زمينه هدايت رادارد اما اعتقاداتش ضعيف است.سعي ميکنم همسري باشم که خدا دوست دارد اما حضور ماهواره،موسيقي حرام با صداي بلند مرا بيشتر زميني ميکند واز اخرت او هم نگرانم.نمي توانم چندان مخالفت کنم،مي ترسم دينزده شود.سؤال اول:با اين همه درد بي عشقي خودم چه کنم.دوم:با اين همه تفاوت و تنهاي چه کنم.سوم:با مخالفتها ومقاومتهاي همسرم چه رفتاري داشته باشم(البته براي راهنمائي بهتر بايد بگويم 7سال است که ازدواج کرديم ويک فرزند5\2ساله داريم،شوهرم بارها در حضور وغياب من مي گويد از من خيلي راضيست.به برکت حضور خدا).چه جواب بگوئيد ونه سپاسگزارم،چراکه خدا اگر بخواهد خود مرا هدايت خواهد کرد.
شهاب مرادی :سلام/ 1. کسی که "بی عشقی" خود را نسبت به خدا احساس می کند واضح است که حتی اگر بی عشق باشد ولی "بی درد" نیست "بی معرفت" و ناسپاس نیست و از جهل مرکب نجات پیدا کرده و در مسیر قرار گرفته و این خیلی خوب است و چای شکر فراوان دارد. همه باید بسیار توبه و انابه کنیم و مکرر به خدا پناه ببریم . مسئله خظرناک برای اهالی ایمان عُجب و خودبزرگ بینی و خود شیفتگی است و الّا "عجز و نداری و فقر و گدایی" در درگاه رب العالمین، بهترین حال برای بندگی و قرب و ان شاءالله وصل است. مراقب باشید این حرفها و این احوال تبدیل به لوس بازی و تصنع نشود.
 
2. کسی یوسف 9 ساله را در بازار برده فروشها دید و از سر دلسوزی گفت کسی به این بچه ی غریب رحم کند یوسف با احترام پاسخ داد کسی که خدا دارد غریب نمی شود.
 
اما آدم های مغرور، متکبر، گرفتار عجب شدیدا احساس غربت می کنند و خود را از دیگران بهتر و بالاتر می دانند. مدام مراقب باش و خودت را از دیگران بالاتر ندان آن وقت دیگر احساس غربت نمی کنی و تکرار کنم در گناه هیچ کس مشارکت نکن ولی گناهکار را در ذهنت خوار و خفیف و سرزنش نکن؛ شاید ان شاءالله هدایت شود و عاقبت به خیر شود و مهم عاقبت است و هر کس برای خودش بترسد که گناه زمینه عاقبت به خیری را از ابین می برد و در مورد دیگران امیدوار باشیم. و این ربطی به معیارهای صحیح برای انتخاب دوست، انتخاب همنشین و شریک و یا انتخاب همسر ندارد.
 
3. برخی از اولیا خدا همسرشان خوب و برخی همسرشان بد بوده مثلا آسیه این زن بزرگ همسرش فرعون بود و...
 
- با همسرت مهربان تر باش او را تشویق کن و با مهربانی و گام به گام امر به معروف و نهی از منکر کن و در مورد او با تغافل و تحمل عمل کن.
 
- در مورد موسقی وقتی خودت انتخاب نکردی که گوش کنی موضوع خیلی فرق می کند بی جهت خودت را آزار نده و استماع نکن شنیدن با گوش دادن فرق دارد...
 
و در آخر لطفا ضوابط را رعایت کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8679  |  256 امتياز

يه آشناي دور
از همين نزديکيها
امضا شده : ۱۸ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۳۶
دوباره سلام اقاي مرادي خسته نباشيد خوشبختانه امروز هم به خواست خدا تونستم از حرفهاي زيباتون بهرهمند بشم ولي يه سوالي ذهنم رو مشغول کرده و ناراحت  
شايد بگيد براي فرد 17-18 ساله زوده که از اين حرفها بزنه ولي شما امروز چند سوال رو مطرح کرديد که دختر خانومها بايستي براي شناختن خواستگارشان بپرسند {گذشته-فرهنگ خوانواده..} 
ولي خود شما بهتر از من ميدونيد که اکثر خانواده ها هيچوقت جلسه ي خانوادگي ندارند 
يا شايد امکان داره که فرد خود شخصي متدين باشد ولي خانواده ي فرد اينطور نباشند 
پس اين به اين معنا است که نميشود هيچوقت با اين فرد زندگي خوبي را شروع کرد؟ چون فرهنگ خانواده ها فرق ميکند؟ پس اين فرد هيچوقت معناي خوشبختي رو نميفهمه؟ اين سوال کمي مربوط به مشکل من هم ميشه . 
هميشه ميترسم از گذشتم بگم گذشته اي که پر از تلخي هاست و سعي ميکنم فراموشش کنم ولي واقعيت اينه که گذشته قسمتي از منه نميتونم جداش کنم. من بر خلاف خانوادم فرد متديني هستم{نميخوام از خودم تعريف کنم}و براي نگه داشتن اعتقاداتم خيلي سختي ها رو تحمل ميکنم با وجود اينکه کسي منو نميفهمه و در خانه ي خودم احساس تنهايي ميکنم. 
با حرف شما پس من ديگه هيچوقت نميتونم حتي در آينده به ازدواج فکر کنم چون به اعتقاد من فرد مقابل بايد بيشتر از خود آدم ديندار باشه و حتما خانواده هابا هم دچار مشکل ميشن حتي گاهي وقتها اينقدر از پدرم ميترسم که نميتونم حتي بهش سلام بدم چه برسه باهاش حرفم بزنم  
مادرم هم وقتي از ازدواج حرفي به ميون مياد ميگه من نميذارم قبل از 30 سالگي ازدواج کني . 
ديگه مهم نيست. 
شايد حق با شماست ولي من تسليم گذشتم نميشم يا تحقير هاي اطرافيانم. 
باز هم متشکرم. يا حق.التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ اولا شنیدن این حرفا و سوال کردن زود نیست بلکه به موقع است.
دوم اینکه گفتن از گذشته و خانواده اگر منطقی و واقعی باشه مفید است و ضروری.
چقدر خوب گفتید که شما [بخشی از] همان گذشته تان هستید .
دخترها و پسرهای بسیاری شرابط خانوادگی تو را دارند.
تفاوت های خانوادگی و فرهنگی مهم است ولی تا حدودی بسیاری از تفاوت ها قابل مدیریت است.
نظر مادر شما از لحاظ دینی و انسانی غلط است.
تلاش کنید گام به گام با اهالی خانه ارتباط و دوستی برقرار کنید و جلسات گفتگوی خانوادگی را سامان دهید.
سوم از پیام های متعدد شما گذشته ی بدی احساس نمی شود لطفا بیشتر توضیح دهید.
چهارم لطفا ضوابط را رعایت فرمایید و از اسم ثابت استفاده کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3214  |  254 امتياز

سیدعلی ر
از iran
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۴۵
سلام استاد از این یادداشت اخیر میشه فهمید که شما ماه رجب را یه جور دیگه دوست دارید. درست فهمیدم؟
شهاب مرادی :سلام/ بله خیلی این ماه را دوست دارم
 
و آن را بسیار باعظمت و مهم می دانم و به آن امید بسیار دارم.
 
رجب ماه شروع و آغاز است. »»»صدای پا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6950  |  252 امتياز

آپولو 11
از semnan
امضا شده : ۲۰ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۴۱
سلام من هم مثل خيلي هاي ديگه گناهکار و دل شکسته ام. يکي دوتا هم نيست بابت بعضي ها توبه کردم اما متاسفانه توبه شکستم. 
آقاي مرادي ميترسم از خدا از روز انتقام از پرده اي که رو دل آدمها ميکشه که ديگه نه ميبينند و نه ميشنوند. ميترسم فراموشم کنه راستش از توبه هم ميترسم که نتونم از نفسم مواظبت کنم و دوباره گناه کنم راسته که ميگن صد بار اگر توبه شکستي بازآ؟ 
به نظر شما من رو ميپذيره؟  
من هيچ کسي رو جز او ندارم اگر دست رد به سينه ام بزنه کجا بر؟> چي کار کنم؟ به کي بگم؟ درسته که غفور و رحيمه اما ذوالانتقام هم هست جبار هم هست احساس ميکنم اين بار فرق داره يا نسبت به من بي اعتماده و من رو توبه ام رو قبول نميکنه يا قبول ميکنه اما آخرين شانس منه و مسئوليتم خيلي سنگينه راستش چوب خطم پره من هم بودم قهر ميکردم و فرد خاطي رو نميبخشيدم اما خدا که مثل من نيست فرق داره  
آقاي مرادي خيلي به هم ريخته ام دارم خرد ميشم راهنمايي ام کنيد خيلي دوستش دارم از قهر و خشم و عذابش ميترسم با من حرف بزنيد بگيد راهنمايي ام کنيد اون که با گناه کارها حرف نميزنه حداقل شما ما را آشتي بديد
شهاب مرادی :سلام/ خدای مهربان برای "هر" توبه کننده و "هر" پشیمانی، بسیار آمرزنده و بسیار توبه پذیر است و بسیار بسیار مهربان.
 
و برای کافران، ظالمانِ لجباز و خیره سران و گناهکارانِ بی شرم و مصرِّ بر گناه که نمی خواهند توبه کنند که در حال جنگ با خدا هستند اگر به همان حال از دنیا بروند، شدید العقاب است البته "با عدالت".
 
"توبه" ، آغوش همیشه باز خداست.
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3847  |  251 امتياز

فاطمه سادات
از تهران
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۰۴
سلام: 
براي سلامتي، طول عمر وتوفيق روز افزون مقام معظم رهبري حضرت ايت الله خامنه اي : 
صلوات
شهاب مرادی :سلام/
اللهم صل علی محمد وآل محمد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8380  |  250 امتياز

sara
از mashhad
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۱۹
سلام حاج اقا.. 
اولا ممنون بابت پاسخي که بابت نامه اولم دادين ... 
راستش حاج اقا دوباره به کمکتون نياز دارم... 
همون طوري که گفتم اون اقا اومد مشهد و همو ديدم...از نظر ظاهر و عقيدتي هم کاملا مثل هم بوديم ... 
راستش قصد اين اقا جدايي بود ولي با ديدن من وحرفام نظرش عوض شد..ما خيلي راجب ازدواج و شدنش حرف زديم و به اين نتيجه رسيديم که ميشه ولي سختي و مشکلات زياد داره.... و زمانشم خوب.. 
شما گفتيد ايشون تو رودربايستي مونده ولي خودش ميگه نه... 
راستش از وقتي ايشون برگشتند زندگي براي جفتمون هدف دار و معني دار شده و يا به قول خودش مسئوليتمون سنگين تر....حاج اقا اگه ميشه از اينجا به بعد خصوصي باشه...ممنون 
ايش ن 21 ساله وي ... 
يک اتاق کوچولو با امکانت اوليه... 
توکل و ايمان و تلاش بايد داشت... 
راستش من هم 21 سالمه و دانشجو ام... 
حاج اقا خودتون ميگيد که موقعيت ازدواج از دست نديد..منم نمي خوام....مي دونم خانواده من ايشون تاييد مي کنند چون مثل خودم و خودمون هستند و فردي نجيب و مذهبي... 
شايد بگيد اين شناخت سطحيه ولي حاج اقا خودتون گفتين نماز خوندن طرف و دعا خوندنشو ببنيد...منم ديدم..ايشون نماز شب مي خونند و مسجد هم زياد ميرند و قران هم الگوش مي دونه...راستش نمي نوتم بگم کاملا مذهبي ولي مذهبيه...ايشون به قول خودش تو اين خط نبوده ولي حالا که اين اتفاق براش افتاده و اين موقعيت پيش اومده مونده چي کار کنه و چطوري باهاش کنار بياد...چطوري همه چيو جمع کنه.... 
حاج اقا به نظر من ايشون يکي از بهترين موقعيتايي که برام پيش اومده و ممکنه که ديگه پيش نياد..به خاطر اينکه کاملا و جدا هموني هست که هميشه مي خواستم و ازروم بوده و تمام کردار و رفتارمون شبيه هم هست...حتي نوع سختي هايي که کشيديم...واسه همين تصميمو گرفتم تا بهترين موردي که دارم برسم... 
حاج اقا من خودمو خوب مي شناسم و خانوادمو و موقعيتمو...من شکر خدا فرد صبوري هستم در قبال مشکلاتي که تا حالا داشتم...ولي مي دونم که هم چين موردي پيش نمي ياد برام... 
راستش شايد باورتون نشه ولي من ايشون هديه خدا مي دونم و تمامي لحظات ايشونو از خدا خواستم و توکلمو کردم...راستش به اين نتيجه رسيدم هديه خداست... 
راستش امروز از من خواست تا مشورت کنيم،مطالعه کنيم تا اولا ببينيم اين کار ميشه ..خوبه که بشه يا نه..به نفعمونه...راستش من مطمئنم که به نفعمه..چون در کنار کسي زندگي مي کنم که دوسش دارم و هميشه منتظرش بودم و تمام کارهاش مثل خودمه...و اينکه چطوري ميشه سريع تر بهم رسيد..شرايط زودتر مهيا کرد..در رابطه با رابطمون قبل ازدواج..اسون تر شدن سختي هاش..کوتاه تر شدنش...و در واقع شدنش.. 
حاج اقا ما همو دوست داريم وهمو مي خوايم..د. من به شخصه حاضرم هر گونه سختي تحمل کنم و مي دونمم که سخته ..ولي چون معتقدم خدا باهامه و توکلم به اوست کممکون مي کنه..اين اقا همينو ميگه..ميگه خدا تو کاري که خودش گقته تنهامون نمي زاره...حاج اقا اينکه چطوري خانواده ها در جريان بزاريم؟؟؟؟بهشون بگيم؟؟؟؟؟؟؟؟راس تش مشکل بزرگ ما الان مشکلات ماليه... 
راستش از شما مطمئن تر و بهتر پيدا نکردم...شما هم تجربتون زياده و حتما مورد هايي مثل ما ديديد...و کمکشون کرديد... 
حالا منم ازتون مي خوام که بهمون کمک کنيد .سختي هاشو قبول کرديم...1-.اينکه ميشه يا نه؟؟؟ 
2-چطوري راه شو بهتر و سريع تر فراهم کنيم.چطوري سختي ها تحمل کنيم..تلاشمون بيش تر کنيم....تا هم خدا راضي باشه و هم خودمون...تا به هدفمون که کماله و با ازدواج ميسر تر ميشه برسيم. 
3-اصلا حاج اقا به نظر تون تو اين شرايط الان همين حالا ميشه يا نه؟؟؟؟؟من که امادگيشو دارم ولي ايشون فکر نکنم... 
4-کسايي بودن مثل ما؟؟؟؟..چي کار کردند؟؟؟؟ 
.به دو تا جوون که فقط خدا دارند و دستاشون خاليه ولي همو دوست دارند و مي دونند بهترينند براي هم و مي دونند سختي پيش رو شونو کمک کنيد....ممنون...وا عا..در ضمن محتاج دعا تونم هستيم...خيلي زياد..ببخشيد طولاني شد ولي جدا به کمکتون نياز داريم..ايشالله با دعا تو حرم اقا جبران کنم....ممنون
شهاب مرادی :سلام/ او هنوز خواستگارشما نیست و ظاهرا همچنان تحت شرایط و فشار عاطفی شماست.و این احتمال موفقیت را کم می کند.

« تا کسی رسما و مسئولانه و با برنامه روشن و عملیاتی به همراه خانواده‌اش به خواستگاری شما نیامده، او را خواستگار ندانید!»

حال شما را درک میکنم ولی ضرورت تفکر و تدبیر را هم نباید فراموش کرد.
همیشه احتمال وجود "چاهی" بعد از "چاله" وجود دارد مراقب باش.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3012  |  248 امتياز

هاله
از اردبيل
امضا شده : ۱۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۲۸
سلام 
عيدتون مبارک. 
از شواهد پيداست که شما به سوال آدم خوبا جواب مي ديد و با اونايي که پناهي ندارند و از ناچاري براتون سوال مي فرستند کاري نداري. 
باور کنيد مستاصل به تمام معنام. 
راهنمايي کنيد. 
در چه حد با خواستگارم صادق باشم؟ 
اصلا چه جوري مسئله رو بهش بگم؟ 
براي اينکه جوابمو بديد دعا مي کنم؟حداقل ميدونم که خدا مثل بعضي نيست به بنده هاي بدش هم نگاه ميکنه. 
در پناه مولا علي.
شهاب مرادی :سلام/ صادق باشید ولی به گناهانی که تمام شده و توبه کردید و آثاری هم ندارد و تاثیری در زندگی آینده ندارد، اصلا اقرار نکنید.
 
اگر مبهم است چکیده و بدور از گلایه مصداق را بپرس تا عرض کنم.
 
پیام مربوط به "هندونه در بسته" را پیدا کنید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5889  |  245 امتياز

زهرا
از teh
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۳۵
سلام 
حاج آقا در آستانه ماه رمضان من نمي دانم كه چگونه نيت كارهايم را براي رضايت خدا خالص كنم؟ 
احساس مي كنم هر كاري كه مي كنم بيشتر براي رفع حاجاتم و يا احيانا ترس است تا خشنودي خدا.بايد چه كنم؟!
شهاب مرادی :سلام/ همین هم خوب است و مایه ی قرب
 
فراموش نکن: نردبان پله پله
 
ترس از عذاب آخرت زیر بنای سعادت است چنانچه شوق و طمع به بهشت و الا خدای حکیم این قدر آیات در این باب نازل نمی فرمود
 
انبیاء همگی بشیر و نذیر بودند. سلام الله علیهم.
 
عشق با خیال پردازی فرق دارد
 
عشق واقعی است و دل گناه آلوده‌ی نترس و مغرور و ایمن از مکر خدا جای عشق نیست
 
همانطور که دل نا امید از رَوح الله و بدبین به خدا و مرعوبِ شیطان نیز جایگاه عشق نیست
 
"افامنوا مکرالله فلا يأمن مكرالله الا القوم الخاسرون" سوره اعراف
 
و قال امیرالمومنین علیه السلام: "الفقية كل الفقية من لم يقنط الناس من رحمة الله ، و لم يؤيسهم من روح الله ، و لم يؤمنهم من مكر الله"
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5365  |  242 امتياز

سين
از تهران
امضا شده : ۰۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۲۶
سلام آقاي مرادي 
بي شک ميتونم بگم که يادداشت جديدتون (ستار شو ستار شو) يکي از بهترين يادداشت هايي بود که تا حالا تو اين سايت خوندم و بالاخص حديث زيبا و قابل تاملي که مطرح کرديد. 
من اين حديث رو تا به حال نشنيده بودم، الان که شنيدم بيشتر نسبت به خودم و ديگران احساس مسئوليت ميکنم و البته نسبت به ترک گناه غيبت. 
خيلي ممنون 
هميشه سلامت و جاري باشيد. 
ياحق.
شهاب مرادی :سلام/ باید مکرر به خودمان یادآوری کنیم تا ملکه شود. ان شاءالله
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7151  |  240 امتياز

محمد 46329
از تهران
امضا شده : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۳۵
باز هم سلام: 
ديشب تو هيئت فاطميه مجمع الانصار دو تا ذكر و صلوات رو متذكر شديد كه تو روز بكار ببريم و گفتيد اول سايت هست ولي كو؟
شهاب مرادی :سلام/ عرض کردم سرچ کنید: search
 

اما آن موارد:
1. چهارقل و آیة الکرسی را بسیار بخوانید و تفکر کنید تا دل آرام تر شود.

2.  و «اعوذ بالله السميع العليم من همزات الشياطين واعوذ بالله ان یحضرون ان الله هوالسمیع العلیم » را هر روز 10 مرتبه ، قبل از طلوع و قبل از غروب بخوانید.

3. روزه ی مستحبی روزهای 
پنجشنبه های اول و آخر ماه و چهارشنبه وسط ماه قمری برای غلبه بر وسواس سفارش شده

4.
اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی، الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری، الصدیق الشهید، صلاه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4499  |  239 امتياز

لیلا
از اصفهان
امضا شده : ۰۸ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۴۷
با عرض سلام وخدا قوّت به شماو باعرض تشکر از برنامه های شما در صداوسیما امیدوارم که همیشه موفق و موید باشید. 
من دختری 27ساله هستم ودر خانواده متوسطی بزرگ شده ام ومشکلاتی دارم که می خواستم از شما کمک بگیرم بدین شرح که همیشه وابستگی شدیدی به مادرم دارم وهیچگاه بدون مادرم نمی توانم جایی روم ویا کاری انجام دهم وگاهی وقتها از این مسئله رنج میبرم مواقعی که به بیرون از خانه میرویم حتی یک لحظه هم نمی توانم از مادرم دور 
شوم همیشه از جامعه وافراد درون آن می ترسیدم واعتماد به نفس کمی داشته ام ونسبت به هر کسی بی اعتماد هستم و ناامید لطفا" مرا راهنمایی کنید که چطور میتوانم اعتماد به نفس زیادی داشته باشم. 
قبلا"ازراه نمایی شما خیلی ممنونم .
شهاب مرادی :سلام/ نداشتن اعتماد به نفس اغلب حاصل نشناختن تواناييهاي فرد است ویا نبودن فرصت بروز آن تواناییها.
از اين رو جرات نمي کند هر کاري را که مي خواهد انجام دهد و اين حالت به انسان حس ناتواني ترس و بي لياقتي مي دهد.
راه تقويت اعتماد به نفس اين است که به جاي نگراني و ترس قدم به قدم توانمنديهاي خود را بروز دهيد.

براي مثال يک بار که با مادرتان بيرون ميرويد شما از خانمی  ساعت را بپرسيد. در گامهاي بعدي در کنار او باشيد ولي شما قيمت کالايي را بپرسيد و يا چيزي بخريد. شما به تلفن ها جواب بدهيد. کم کم گاهي تنها فقط مسافت کمي در خيابان راه برويد و برگرديد. و...

هر کدام از اين گامها يک موفقيت محسوب شده و کم کم ترس شما کمتر مي شود.

اگر فقط بنشينيد و غصه بخوريد نااميدي بر شما مسلط مي شود.
براي اين که در آينده زندگي موفق و شادي داشته باشيد نياز به اعتماد به نفس و ابراز وجود داريد.
پس از همين امروز شروع کنيد.
لینک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2191  |  238 امتياز

علي
از مشهد
امضا شده : ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۰۴
سلام اقاي شهابي 
وقتي سرم روي مهر گذاشتم شکست نشانه ي چيزيه يا که هيچي نيست؟
شهاب مرادی :سلام/ هیچی نیست. مهر نمازت را عوض کن.
 
مراقب دام ها و وسوسه های شیطان به سمت خرافه و توهم های عرفانی باشید که شیطان تا امروز خیلی ها را با هیچ و پوچ بیچاره کرده!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5202  |  235 امتياز

زهرا
از مازندران
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۰۰
سلامي دوباره.کاش منم ارامش شما را داشتم زندگي بدون ارامش خيلي سخته.تقريبا تو اين 2ماه که به سايتتون ميام همه اي پياما وجواباشونا خوندم.خيلي با ارامش ومنطقي با مسائل برخورد ميکنين.خيلي وقته ديگه هيچي برام مهم نيست ديگه هيچي شادم نميکنه همش ميخوام يه جاي باشم که هيچکسي به غير من نباشه تنهاي تنها .ديگه نه روحيه دارم حرف بزنم بگم بخندم نه ميخوام حتي از خونه برم بيرون.نسبت به همه چيز بي تفاوت شدم نه درسم برام مهمه نه آيندم با تمام وجودم حس ميکنم هيچ دليلي براي زندگي براي شاد بودن ندارم.از اين همه بي انگيزه بودن خودم خسته شدم.سعي کردم به فکر درسام باشم ولي بعد از 2روز ميگم آخرش که چي .درسم بخوني هيچي عوض نميشه حتي امرروز امتحاناما خراب کردم.وقتي بقيه را ميبينم که شاد هستن که با روحيه اي تمام درس ميخونن ومعدل بالا ميارن نسبت به خودم حس بدي پيدا ميکنم.از خودم ميپرسم خدايا يعني من اينقدر بي لياقتم که حتي حق ندارم مثل ادما باشم.البته خيلي وقته به اين نتيجه رسيدم که لياقت هيچي را ندارم ولي نميدونم چطوري لياقت پيدا کردم که انسان افريده شم کاش اين لياقتم نداشتم.به خدا ديگه از اين همه فکروخيال ازاينهمه سوال بي جواب خسته شدم ميخوام مثل بقيه بخندم همين.بهترين سالاي زندگيم با اين گذشته که ميخوام مثل بقيه باشم.بهترين شباي عمرم با گريه ودردودل کردن با خدا گذشته وهميشه مطمئن بودم که يه روزي جوابما ميده با تمام وجودم ايمان داشتم که جوابما ميده25 ساله منتظره جوابشم .ولي الان حتي شک دارم که منا ميبينه.خيلي سخته همه اي جوني تا با مسالي بگذروني که نتوني جوابي براشون پيدا کني بعد چشمتا باز کني وببيني که تنها کسي که فکر ميکردي دوست داره وبه خاطرش از خيلي از گناهات دست کشيدي وبا تمام وجود صداش کردي همه اي حرفاتا به اون زدي همه اي گريه هاتا پيش اون کردي کسي که تنها سنگ صبورت بود کسي که هرجا ودر هر شرايطي صداش کردم وقتي شاد بودم وقتي ناراحت بودم وقتي تنها بودم وقتي تو جمع بودم وقتي شب قدر بود وقتي ليل الرغائب بود وقتي شب جمعه بود وقتي ماه رجب بود وقتي ماه شعبان بود وقتي ولادت ائمه بود وقتي شهادت بود وقتي صبح بود.اونوقت بعد از 25 سال ببيني تنهاي. تنهاي تنهادلم خيلي از خدا شکست واقعا من جزءادمام هموناي که خدا گفته از رگ گردنم بهشون نزديکترم از مادر براشون مهربونترم براشون رحمانم رحيمم رئوفم غفورم ودودم شک دارم که از اونا باشم والا اين وضعيتم نبود.واقعا عذر ميخوام ولي حتي شما هم نميتونيد درک کنيد که ادماي در شرايط من با چه وضعيتي زندگي ميکنن.حرفام نيمه کاره موند بايد برم .فعلا خداحافظ وخسته نباشيد.
شهاب مرادی :سلام/ معمولا این حال تلخ برای تمام انسانها حداقل یک بار در طول عمر پیش می آید و به علت شایع بودن و ساده بودن درمان روان شناسان آن را به سرماخوردگی تشبیه می کنند.
 
پیام شما به وضوح علائم افسردگی (سرماخوردگی روحی) را بیان می کند
 
این مشکل به سادگی قابل حل است. حتما در شهر یا مازندران به یک روانشناس مراجعه کنید که با روش CBT کار می کند و نسبت به درمان افسردگی اقدام کنید.
 
خاطرم هست که شما قبلا در مورد ts گفته بودید و به نظرم درمان افسردگی برای درک درست و کنار آمدن با این سندرم و داشتن یک زندگی بهتر به شما کمک شایانی می کند. ان شاءالله.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5501  |  234 امتياز

فاطمه
از .....
امضا شده : ۲۷ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۵۸
سلام آقاي مرادي من با هزار اميد اومدم شما جواب همه رو دادين اما جواب منو ندادين آخه چرا 
---------------------- -------------------------- 
م ن يه دختر 19 ساله هستم مدت 8 ماه با يه پسر ارتباط تلفني داشتم به طور کامل همديگرو شناختيم اما مدت 8ماه قبل همديگرو ديده بوديم و اصلا قيافه همديگه يادمون نميومد الان 2 ماه قطع رابطه کردم ميگفت ميخواد ازدواج کنه همديگرو خيلي دوست داشتيم به هيچ وجه نمي خوام فراموشش کنم از يه طرف باور ندارم ازدواج کرده از يه طرفمميترسم راست باشه الانم دانشگاه قبول شدم همون جا که اون درس ميخونه مي ترسم برم خيلي دوسشدارم چي کار کنم 
---------------------- -------------------------
شهاب مرادی :سلام/
 
فقط پسری واقعا به شما علاقمند است که می آید خواستگاری رسمی
 
تازه این فرد که عملا ابراز بی تمایلی و ... کرده و از ازدواج با تو انصراف داده!
 
چرا خودت را با اصرار به آن پسر برای ازدواج تحمیل می کنید؟؟؟ (به فرض که او ازدواج نکرده باشد) این مناسب شأن یک دختر خانم با شخصیت است؟ و اگر بشود آیا تضمینی برای ثبات در چنین روابطی وجود دارد؟؟؟
 

 
مشکل کجاست که شما خودت و ارزشهای واقعی را فراموش کردی؟
 
»»» لينك 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1970  |  233 امتياز

ا.ط59
از مشهد
امضا شده : ۰۴ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۳
سلام حاج آقاي مرادي 
قبل از هرچيز سال نو را تبريك عرض مي كنم نمي دانم اصلا پيام هاي من به دست شما رسيده يا نه آخرين اون براي رفقاي شهيدم بود كه در حادثه جاده انديمشك سوختند و پروانه وار به ديار باقي شتافتند جستجو كه كردم مطلب من نبود فقط يه مطلب بود از يه كاربر ديگه راجع به دانشگاه خيام به هرحال يه بار ديگه مي گم خدمتتون 24سال سن دارم و ماههاي آخر خدمت را مي گذرونم مدرك فوق ديپلم سخت افزار و براي شغل آينده خود هم برنامه ريزي كردم و دوست دارم ازدواج كنم بدون در نظر داشتن فرد خاصي ولي از مطرح كردن اين موضوع براي مادر يا خواهرانم خجالت مي كشم اگر امكان دارد مرا راهنمايي كنيد.
شهاب مرادی :سلام/ مشکل اکثر خانواده ها نبود ارتباط کلامی موثر و گفتگوی خانوادگی در قالب جلسه خانوادگی است اگر شما جلسات خانوادگی را بتوانید در خانه تشکیل دهید به تدریج و به سهولت تمام حرفهایتان شنیده می شود.
یک زبان و دو گوش
بگو عزیزم!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2259  |  231 امتياز

بهتره نگمامضا شده : ۱۴ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۴۶
آقاي مرادي سلام ازتون خواهش ميكنم پيغاممو تا آخر بخونيد ميدونم شايد حالا حالا ها جوابمو نديد ولي حاج آقا بدجور تو عذابم .گذشته بدي داشتم خدا كسي رو سر راهم گذاشت كه قدرشو ندونستم .خيلي تو زندگيم اشتباه كردم خيلي گناه كردم.من 19 سالمه تقريبا 20 سال . بدجور بعضي وقتا احساس ميكنم به خدا نزديكم شايد درست نباشه گفتنش ولي بعضي وقتا مثل الان كه ياد خدا مي كنم بي اختيار گريم مي گيره.خدا يك عشق گذاشت تو زندگيم كه سرچشمش خودشه باور كنيد وقتي يادش مي افتم يك دردي تو وجودم حس مي كنم كه نميشه تو كلمه ها جا داد .خدا تنها كسيه كه دارم ولي بازم با بعضي گناها از خودم دورش ميكنم .شما به عشق اعتقاد داريد؟اون كسي رو كه دوست دارم منطقيه يعني براي خودش استدلال داره . حاج آقا بهش گفتم كه بهش علاقه دارم.من سن پاييني دارم .دوست دارم تو زندگيم تلاش كنم يعني از خدا مي خوام كه به هردومون كمك كنه تا اخلاقاي خوب رو تو خودمون پرورش بديم . يعني به قول امام سجاد(ع) خوبي خدا رو از خودش مي خوام براي هردومون.ولي ميترسم حاج آقا ميترسم از دستش بدم .نميدونم شايد صبر بهترين راه باشه ولي ميترسم.از گناه كردن هم ميترسم .حاج آقا باور كن اين حرفارو به هيچ كس نگفتم .باور كنيد هر چي دارم به خدا ميگم همه كسم اونه آخه فقط اون منو درك ميكنه.تورو خدا راز داره من باش برام دعا كنيد. بدجور تنهام.من نمي خوام زندگيشو خراب كنم دوست دارم به اميد خدا يك زندگي خوب بتونيم با هم بسازيم ولي من هيچ وقت نميتونم حاج آقا حرفمو درست بگم .سر قنوت نماز اين دعا رو هم مي خونم رب اشرح لي صدري ويسرلي امري .... .حاج آقا همش فكر ميكنم هيچ كس حرفامو جدي نميگيره البته ببخشيدا ميگم (حتي شما).باور كنيد دلم ميخواد خودمو بسازم ايرادامو رفع ميكنم ولي باور كنيد ميترسم . پدر مادرم رو خيلي دوست دارم ولي اونا اخلاقاي بدي دارن سعي ميكنم احترامشونو نگه دارم ولي بعضي وقتا بدجور بهم ميريزم.يعني بايد چي كار كنم. دعام كنيد.
شهاب مرادی :سلام/  نوع رابطه ای که شما با خداوند دارید هدیه و موهبتی از جانب خدا به شماست.
مطالعات ديني را زياد کنيد انجام برخي عبادات مستحب(درحد نشاط) در ارتقاي روحيه معنوي موثر است.
اینکه کسی اکثر اوقات خدا را حاضر و ناظر و به خود نزدیک ببیند و از خطاهای گذشته پشیمان باشد و در عین حال زیباییهایی را که در زندگی می بیند از جانب او بداند همه نشانه های رابطه ای توام با معرفت با خداوند است.
عشق نیز میتواند یکی از این موهبتها باشد به شرطی که با گناه و هوس آلوده نبوده ، منطقی و واقع بینانه باشد.
اگر شما واقعا فرد مورد نظر را برای زندگی مناسب و همتراز خود تشخیص میدهید و او نیز به شما علاقه دارد با توکل بر خدا حرکتی جدی را برای رسیدن به اهدافتان شروع کنید.
جستجوی شغل مناسب و سپس خواستگاری از او گامهای اولیه این حرکت است.
تلاش و پشتکار و امید شما برای ساختن آینده نیز میتواند حمایت دیگران و مخصوصا خانواده را برای شما بهمراه بیاورد.
او نیز اگر واقعا شما را برای زندگی مناسب بداند حتما تا رسیدن به شرایط مطلوب برای ازدواج صبر خواهد کرد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2337  |  229 امتياز

جعفري 8589
از اصفهان
امضا شده : ۱۱ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۳۸
با عرض سلام خدمت حاج اقا مرادي  
من دختري 27 ساله و مجرد هستم مدتي پيش در اينترنت سايتهايي هست که داستانهاي س ک سي وجود دارد ايا خواندن اين مطالب در صورتي که همراه با لذت باشد گناه محسوب مي شود اگر بله چگونه تمايلم را نسبت به خواندن اين مطالب کم کنم لطفا کمکم کنيد من نمي خواهم خدا ازمن ناراضي باشد
شهاب مرادی :سلام/ بله و بسیار مضر است.
1. به سادگی تصمیم بگیرید و خودتان را برای اجرای تصمیمات عاقلانه تشویق کنید.
2. برای استفاده از اینترنت، «از قبل» برای خود با برنامه زمانی (چند دقیقه کانکت باشی)، و کجا بروی (آدرس های مشخصی را پیش بینی کنید مثلا سایت های 4.3.2.1...)
3. ایمیل های گروهی مشکوک وغیر اخلاقی را باز نکنید و برای فرستنده آن عدم تمایلتان را برای دریافت ایمیلهای ناشایست اعلام کنید
4. از فیلتر شکن استفاده نکنید
و به خودت کمک کن تا از وبگردی های مضر دور شوید!
لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3047  |  228 امتياز

بدر
از تهران
امضا شده : ۰۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۷
باز هم سلام 
شما جواب سلام و احوالپرسي و حرف هاي نه چندان مهم و..رو ميديد اما اگه يکي يه سؤال مهم داشته باشه هزار بار بايد براتون پيام بفرسته تا شايد جواب بدين.  
ميدونم طولانيه و پيامها زياد و وقت شما براي پاسخگويي کم، اما ما هم به جواب شما نياز داريم. 
باور کنيد کسي رو ندارم که باتجربه باشه وگرنه مزاحم شما نمي شدم. 
دوباره مي فرستم به اميد اينکه اين بار جوابمو بدين: (لطفا همه پيام رو در سايت نذاريد) 
من دختري 23 ساله هستم و خانواده اي مذهبي دارم(البته نه از نوع افراطيش). 
سال گذشته در راه دانشگاه پسري که اصلا نمي شناختمش جلوي من را گرفت و گفت که از در خانه تا اينجا(يعني نزديک دانشگاه)دنبال من براي امر خير اومده و من به او گفتم که خيلي کار اشتباهي کرده و گذاشتم رفتم. 
حدود 1 ماه بعد خواهرش را فرستاد دم در خانه و با مادرم صحبت کرد و معلوم شد که خواهرش در کوچه ما مي نشيند و اين آقا حدود 1 ماه من را تحت نظر داشته و بعد براي خواستگاري اقدام کرده. 
آن زمان ما جواب رد داديم به خاطر اينکه مي خواستم درس بخوانم و قصد ازدواج نداشتم اما ناگفته نماند که بدم نمي آمد يک بار بيايند و بيشتر درباره اش بدانم و درباره اش فکر کنم. چون تقريبا موارد ظاهري و اوليه اش خوب بود: به گفته خواهرش فوق ديپلم رياضي داشت و در يک شرکت عمراني کار مي کرد،اهل رفيق بازي و سيگار نبود و نماز و روزه اش هم به جا بود. يک خانه و ماشين هم داشت. 
اما مهم ترين دليل ما براي رد کردن او اين بود که من را در خيابان ديده و انتخاب کرده بود و اين شيوه انتخاب او از نظر من و خانواده ام اصلا درست نبود. 
به نظر ما کسي که اينقدر راحت و از روي ظاهر همسرش رو انتخاب کنه و درباره زندگيش تصميم بگيره، درباره مسائل مهمتر زندگيش هم مسلما همين طور تصميم خواهد گرفت. 
خلاصه که گذشت و من پيش خودم فکر کردم که حتما کس ديگري رو ميبينه و دنبال اون ميره.  
اما بعد از يک سال دوباره دو تا از خواهرهاش اومدند دم در خانه(البته خودش و مادرش هم آمده بودند اما جلو نيامدند) و دوباره همان حرف ها را به مادرم زدند. 
نگو که آقا تو اين 1 ساله تو فکر من بوده و هرچي دختراي ديگه رو بهش پيشنهاد مي دادند قبول نميکرده و خواهرش رو مقصر ميدونسته که ما جواب رد داديم وگفته که حتما خواهرش طوري صحبت کرده که ما قبول نکرديم. 
مادرم طبق حرف هايي که هميشه وقتي حرف ازدواج به ميان مي آمد، من مي گفتم، به آنها گفته بود که من قصد ازدواج ندارم(اما مدتي است که اين نظر من عوض شده ولي به مادرم هنوز نگفته ام). 
خلاصه، قرار شد که مادرم با من صحبت کند و به آنها جواب دهد. وقتي موضوع را با من درميان گذاشت ازش پرسيدم نميشه حالا بيايند و صحبت کنيم و درباره اش فکر کنيم؟ 
دليلم هم اين بود که مسائل اوليه که لازم است را ظاهرا اين شخص دارد، و مادرم موافقت کرد اما وقتي موضوع را با پدرم درميان گذاشت او مخالفت کرد و گفت کسي که همين طوري يکي رو مي بينه و به همين راحتي انتخاب مي کنه به درد زندگي نمي خوره. 
پدرم همون دليلي رو آورد که پارسال خودم آوردم ولي الان اصلا بهش فکر نکردم. 
به نظر شما آيا اين تفکر درسته؟ 
از طرفي فکر مي کنم که کسي که يک سال سر تفکرش مونده و با اينکه جواب رد شنيده باز هم نظرش عوض نشده اين انتخابش از روي احساس نبوده، چون بالاخره رفتار من رو در مدتي که تحت نظرم گرفته بوده، ديده و همين هم، تا حدي ولو کم، خصوصيات من رو نشونش داده. 
اما از طرفي هم حرف پدرم درست به نظر مي رسه و الان نميدونم چي کار کنم؟  
 
1- من چادري هستم و وقتي بيرون مي روم آرايش نمي کنم و کلا ظاهري ندارم که توجه ديگران را جلب کنم و فکر نمي کنم که اين آقا از روي قيافه من را انتخاب کرده باشد، و مسلما يکي از ملاک هاي ايشان همين چادري بودنم است و...، کسي را بخاطر چادرش و مذهبي بودنش انتخاب کند، لا اقل ارزش فکر کردن را دارد. 
آيا اين نظرم درست است؟ 
 
2- آيا پدرم درست ميگه و ديگر نبايد به اين آقا فکر کنم يا اينکه نظر پدرم درست نيست و بايد روي اين مورد کمي بيشتر فکر کنيم؟  
 
3- اگر نظر پدرم (که زماني نظر من هم بود و الان هم تا حدودي هست)درست نيست چه دلايل منطقي مي تونم برايش بيارم تا هم خودم مطمئن تر قدم بردارم و هم پدرم راضي بشه که آنها بيايند و بيشتر با هم آشنا بشيم و بعد تصميم بگيريم. پدرم آدم منطقي است و با دليل و برهان ميشه راضي اش کرد. 
 
4- از طرفي اطراف ما در فاميل پسري که سن و سالش به من بخوره وجود نداره و کسي که در آينده همسر من ميشه مسلما از فاميل نيست، يا از همکارانم خواهد بود که فعلا همچين آدمي در محل کارم نيست، يا از هم دانشگاهي هام، يا کساني که توي مجالس و جاهاي ديگه من رو مي بينند، مي خوام بگم اين اتفاق ممکنه باز هم برام بيفته و بالاخره يکي از همين آدم هايي که يا خودشون يا خانواده شان منو مي بينند و مي پسندند، همسرم ميشه و اگه ما بخوايم همشونو با همين تفکر رد کنيم که نميشه، درسته؟ 
بالاخره يک اولين باري بايد وجود داشته باشه، نه ؟ 
 
5- يک مشکل ديگه هم دارم و اون اينه که چطوري مي تونم به مادرم بگم که نظر من درباره ازدواج فرق کرده و قصد ازدواج دارم؟ 
نمي دونم چه طوري بهش بگم که خواستگارام رو رد نکنه، آخه همشونو که مثل اين مورد من نمي فهمم که بخوام نظرم رو بگم. 
اصلا روم نميشه و نميدونم که چه طوري باهاش اين موضوع رو مطرح کنم که يه وقت فکر نکنه من براي ازدواج عجله دارم و هول شدم. 
در ضمن اصلا دوست ندارم که دير ازدواج کنم، چون در اطرافم مي بينم کساني که سنشون بالاست و هنوز ازدواج نکردند 
اولا توقعاتشون بالاتر ميره يا اينکه از لحاظ فکري توي انتخاب دچار وسواس ميشن،  
ثانيا افرادي که مي آيند خواستگاريشون اغلب کساني هستند که سنشون خيلي از اون ها بيشتره و من اصلا با فاصله سني زياد نمي تونم کنار بيام، 
ثالثا اين افراد آخرش هم کسي رو که انتخاب مي کنند کسي نيست که هميشه مي خواستند، و من نمي خوام دچار اين مشکلات بشم. 
باز هم متشکرم. اجرتون با خدا، چه جوابمو بديد چه نه.
شهاب مرادی :سلام/ برای بهبود فرهنگ ازدواج با آمدن خواستگار رسمی همیشه موافق باشیم و به خواستگار احترام بگذاریم.
 
فراموش نکنیم که خواستگاری به مفهوم عقد نیست! خواستگاری مانع اختیار و انتخاب دختر خانم ها نیست. و تعهدی برای خانواده دختر نمی آورد.
 
در جلسه خواستگاری اگر کلیات مورد پسند خانواده ها و دو جوان قرار گرفت، دختر و پسر باید چند جلسه با هم گفتگو کنند و خود را به یکدیگر معرفی کنند و هوشمندانه واقعا یکدیکر را بشناسند و تصمیم نهایی بله یا خیر را بگیرند.
 
به مادرتان هم مودبانه و محترمانه و خیلی روشن و صریح نظرتان را بگویید ودقت کنید نه ادب فدای صراحت شود نه صراحت فدای ادب.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1923  |  226 امتياز

سعيده ترکمندي
از تهران
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۰۸
سلام اگر همسرم رابطه من وخانواده ام را قدقن کرده باشد تکليف من چيست الان نزديک به يکسال است خانواده ام را نديده ام اگر تلفني بي اذن همسر با آنها تماس بگيرم گناه کرده ام
شهاب مرادی :سلام/ نه. ولی ابتدا مشکلت را با همسرت برطرف کن. ازدواج با بردگی و اسارت و جنگ فرق دارد. گره بسیاری از اختلافات را با مراجعه به مشاور باز کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16901  |  226 امتياز

اعظم محمدي
از تهران
امضا شده : ۲۵ دی ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۵۸
سلام استاد!من از دانشجويان دانشكده اليهات دانشگاه تهران هستم. بهمن سال گذشته فارغ التحصيل شدم بچه هاي بسيج بهم گفتن شما كلاس داريد تو دانشكده ولي خانمها رو راه نميدين؟ آخه چرا؟ 
من از كلاساتون خيلي چيزا ياد گرفتم اين انصاف نيست كه ما نتونيم جايي رو هم كه ميتونيم شما رو پيدا كنيم،از حضورتون استفاده نكنيم. در هر صورت لطف ميكنيد اگر كلاس آموزش مشاوره گذاشتيد اجازه بديد ما هم از كلاستون استفاده كنيم. ممنون استاد. 
تو اين فتنه هاي اخير اگر دعا كرديد براي راه گريز براي ما هم دعا بفرماييد.
شهاب مرادی :سلام/ از ابتدا که من و مدیریت گروه مخالفتی نداشتیم.
 
اما نق نق های طالبانی و متحجرانه برخی دانشجویان بی سواد، بهانه گیر و ...
 
...خوش به حال شهدا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5028  |  224 امتياز

گناهکار
از tehran
امضا شده : ۲۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۴۰
سلام جناب مرادي طاعاتتون قبول حق 
 
لطفا خصوصي 
 
دختري هستم... 
 
 
 
حالا خلاصه کلام-من از کثيف بودن بدم مياد.مي خوام توبه کنم اما ... 
شايد من و مشکلم ارزش نداشته باشيم اما تورو خدا بگيد اگه توبه کنم خدا مي بخشدم؟حق اون ... چي ميشه؟ 
 
حاج اقا من به خاطر مشکلات هورمونيم خيلي مشکلات داشتم که خدا ميدونه 
 
تورو خدا بگين اي ن نماز روزه هام رو مي پذيره خدا؟توبه کنم ... 
من بد هستم مي دونم اما خواهش مکنم کمکم کنين مثل خوره به جونمه و شکه توبه و اينکه حدا ببخشدم مي ترسونتم 
 
التماس دعا-خدافظ
شهاب مرادی :سلام/ خدا مافوق تصور و خیال تو مهربان و آمرزنده و بزرگ است.
نترس توبه کن و تصمیم بگیر تکرار نشه.
اگر بیان موضوع و عذرخواهی از آن خانم مشکلاتی را برای شما درست می کند نیازی به عذرخواهی از او نیست.
نماز و روزه ات را محافظت کن
و مراقب باش شیطان با وسوسه های مکارانه اش و در قالب سرزنش و ملامت، تو را از نماز و عبادت جدا نکند.
در این سحرهای ماه رمضان آغوش رحمت بی نهایت خدا در انتظار هر توبه کننده ایست.
یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2746  |  223 امتياز

beyondmind0631
از Tehran
امضا شده : ۱۲ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۲۱
سلام. 
بر حسب اتفاق برنامه ماه محبوب شما رو ديدم.يه سوال داشتم از خدمتتون! 
من چه احتياجي به شما دارم که بايد يه قدم بردارم تا شما هم لطف فرموده(!) و يه قدم به سمت من برداريد؟هيچ قصد توهين ندارم اماچطور کسي ميتونه فکر کنه لباسي که پوشيده لباس عملگيه اما هر دو قدم رو خودش برنداره؟ 
واقعا دوست دارم بدونم من چه احتياجي ميتونم به شما داشته باشم؟ 
منتظره جوابتون هستم و اگر امکان داره مثل بقيه همکارانتون از سر باز کردن نباشه، لطفا!
شهاب مرادی :سلام/
 
1. "عدم نیاز" در نگاه روانشناسان گام نخست چرخه "عدم موفقیت" است. و این مشکلی جدی و مهم است چون تا زمانی که فرد به وجود چیزی احساس نیاز نکند و به آن راغب نباشد، برای رسیدن به آن تلاش نخواهد کرد و اگر فردی در زندگی امور مهم را تشخیص ندهد و آنها را نشناسد ، به بهبود زندگی او نباید امید داشت، چنین فردی به اهداف خود نمی رسد و دور باطلی در درون او به وجود خواهد آمد که حاصل آن تکرار حس عدم موفقیت و تشدید نا امیدی و ناتوانی است .
 
2. عمله و کارگر هم خدمات خود را تحمیل نمی کنند. و گدا با کارگر فرق دارد! «لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی»
 
3. همین سوال و جواب حکایت آن گام و این گام است.
 
4. حکم کردن در مورد اهالی هر صنف و گروهی بدون استفاده از شیوه های علمی تحقیق، کاری غیر علمی و نظری "فاقد اعتبار" است و شأن ما باید از چنین اظهاراتی بالاتر باشد.
 
5. شاید امثال من را به دلیل شوق زاید الوصف به هدایت و راهنمایی، به« سرِ کار رفتن» بیشتر بشود متهم کرد تا «از سر باز کردن».
 
6. همانطور که در آن برنامه عرض کردم مدرسه و خانواده ما را برای برقراری ارتباط، آموزش نمی دهند و احساس نیازمان را به روحانی و سایر متخصصین پرورش نمی دهند و متاسفانه در این سامانه رسانه ها نقش موثر و ندارد!
 
7. اما چه احتیاجی داری؟ به میزان سهم و نقش دین و معنویت در زندگی شما، سهم و نقش روحانی تعریف می شود و ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2828  |  223 امتياز

محمد
از نيشابور
امضا شده : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۰۰
سلام آقاي مرادي واقعا بهتون خسته نباشيد ميگم و خوشحالم در جمهوري اسلامي افرادي مثل شما پيدا ميشن كه به فكر مشكلات جوونا هستن. مي بخشين من بي مقدمه مي رم سر سوال و مشكلم. راستش اين سوال يا مشكل ذهن منو خيلي به خودش مشغول كرده و گاهي وقتا ميمونم چه جور جوابي بهش بدم و خودم رو راحت كنم. 
خصوصي.--- 
(... شرح مفصل که حذف شد...) 
به نظرشما با توجه به عرايض بالا و شرايط بنده . من چيكار كنم بهتره .  
ممنون ميشم اگه جواب سوالم رو مفصل بدين . باز هم ازتون تشكر ميكنم . .
شهاب مرادی :سلام/ ترس نابجایی است.
 
خواستگاری رسمی، شرافتمندانه و محترمانه است. اگر واکنش پدرش -که محترم و خوب است- منفی باشد ضعف درک و فهم اجتماعی و شخصیت فردیِ اوست . بله ضعف است، ولی نه ضعف تو
 
بنابراین بدون ترس، با کنترل و مدیریت خجالت و به دور از پیش داوری و تایید زود هنگام به خواستگاری بروید و حتما چند جلسه گفتگو و بررسی داشته باش و تصمیم نهایی را در جلسه اول و دوم نگیر.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4156  |  218 امتياز

سارا
از مشهد
امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۲۸
سلام.وقت بخير 
به نظر شما ادامه آشنايي دختر و پسربراي ازدواج،از طريق خانواده در ماه محرم اشکال دارد؟يعني اينکه دومين جلسه آشنايي يا همان خواستگاري وارد روزهاي محرم شود.آيا بايد به خاطر محرم اين آشنايي به بعد از محرم و صفر موکول شود يا اشکالي ندارد
شهاب مرادی :سلام/ سعی کنید دهه اول را به روضه و هیئت و عزای امام حسین اختصاص بدهید تا زندگی با برکت تری داشته باشید و بعد از دهه اول و عاشورا هر کاری دارید انجام بدهید.
»»» اصغری از تهران
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5317  |  215 امتياز

حسن بخشي پور
از خاورشهر
امضا شده : ۲۱ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۲۷
حاج اقا ببخشيد از سخنراني امروز شما در دانشکده فني تهران جنوب خيلي استفاده کرديم اما بايد من را ببخشيد چون پشت سرتون غيبت کردم اگه منو بخشيديد يه جوري به من خبر بديد.باتشکر
شهاب مرادی :سلام/ حلال .اما غیبت هیچ مسلمانی حتی گنه کار ، مورد رضای خدا نیست احتیاط کنید و خودمون را عادت بدیم فقط از خوبی ها بگوییم.
 
قلب.../ « ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولا »
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1590  |  213 امتياز

احمد بجنوردي
از بجنورد
امضا شده : ۲۹ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۱۶
سلام حاج آقا 
من سعي مي کنم غيبت نکنم،ولي يه سوال دارم،اگه همسرم با من درباره ي کسي صحبت کنه(شايد غيبت)يا درد دل بازم مي شه غيبت؟ آخه چرا؟ ايشون مي گن که با صحبت کردن آروم مي شن؟ لطفاً راهنماييم کنيد. 
در ضمن من نمي دنم با حق الناس چکار کنم؟ در باره ي گذشته خودم نگرانم
شهاب مرادی :سلام/ بله. شنونده غیبت با گوینده غیبت فرقی ندارد.
 
معمولا شوهرانی که در گفتگوهایشان همسر خود را سرزنش و محکوم می کنند، ناخواسته باب غیبت و تحقیر دیگران را باز می کنند. در کنار رفتارهای مشترک معنوی و موثر (مثل رفتن به مسجد و زیارت و صله رحم و اطعام مساکین و...) و ... با هم حرفهای عاطفی، مثبت و گرم بزنید و یکدیگر را در گناه (هیچ گناهی) تایید و تقویت نکنید تا به راحتی و کریمانه بتوانید از خطاها و عیوب دیگران بگذرید تا نیازی به درد دل های "بی پایان" ، "بی ثمر" و "کدورت زا" نباشد!
 
غیبت خوراک...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2414  |  211 امتياز

ح رضوی
از تهران
امضا شده : ۱۴ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۲۵
(این بار با حاج آقا کاری ندارم) 
سلام به همه دوستان خصوصا شما بلاگرهای عزیز 
 
(مث حاج آقا بنویسم؟): 
- خواهش می کنم بیایید حتما در مورد یادداشت های استاد بنویسیم(اینجا) حتی یک جمله, بدون سوال, که انتشارش وقت آقای مرادی را نگیرد. 
 
- در مراجعه به اینجا سرچ سایت را که آقای مرادی گاهی (با قرار دادن کلیدواژهای مختلف ) آموزش و تمرین می دهند را جدی بگیریم. 
 
- گله نکنیم گله نکنیم گله نکنیم. 
 
- آمار بازدیدهای سایت را می بینم ولی شاید 1000 تاش فقط منم یعنی : 
 
«««هنوز خیلی ها اینجا رو بلد نیستند!»»» 
 
نقش تو میتونه خیلی موثر باشه و در ثواب شریکت کنه 
 
- در وبلاگهای خودمون لینک یادداشت های جدید را با برداشتمان بنویسیم و اون ها رو به یک مسئله و موضوع تبدیل کنیم.مثل: http://doostdoost.blogfa.com/ 
 
 
- وبلاگ هایی که لینک این سایت را در پیوندها قرار دادند را خبر کنیم تا اینجا پیام بذارن و حاجی رو باخبر کنن تا به قول خودشون "جواب سلام لینک های دیگران" را در صفحه پیوندها: http://www.shahab-moradi.com/l inks.html/ 
بدهند. تا ما با هم آشنا تر شویم. 
 
---------------------- 
@ حالا حاج آقا شهاب ؛ سلام@ 
ببخشید خارج ضابطه نوشتم و طولانی لطفا منتشرش کنید. اگر اجازه بدید بازم چند نکته دارم بنویسم. خیلی التماس دعا  
لطفا دایی من را دعا کنید جانباز شیمیایی و ---
شهاب مرادی :سلام/ هو الشافی و چشم خدا به همه بیماران خصوصا تمام عزیزان جانباز شفای عاجل مرحمت فرماید.
 
از توجه شما متشکرم لطفا به من هم چند تذکر وبی بدهید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4892  |  210 امتياز

ريحانه
از تهران
امضا شده : ۰۴ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۰۹
سلام 
لطفا"جواب سوال منو واضح بديد چون فكر كنم سوال خيليها در جامعه باشه: 
خانمهاي مذهبي رو مي شناسم كه براي نزديك شدن به خدا راه عرفان رو در پيش گرفتن و ميگن علاوه بر انجام واجبات و ترك حرام و انجام مستحبات بايد پا روي دل گذاشت و اعمال مباح را هم ترك كرد! 
ولي ميبينم كه شور زندگي عادي در اونها ميميره و بعنوان يك زن طراوتشونو از دست ميدن و ديگه به خود رسيدن و به زندگي علاقه نشون دادن و به شوهر رسيدن هم براشون سخت ميشه! و اگر هم اينكارا رو انجام بدن براي انجام وظيفه است و ازش شخصا لذتي نميبرن! 
من بعنوان يك زن كه ميخواهم ديندار هم باشم و لحظه به لحظه به خدا نزديكتر هم بشم آيا بايد حتما"اين مسيرو طي كنم؟ 
اگر جواب آري است چطور بايد روحيه زنانه و شور زندگي را هم در خودم زنده نگه دارم؟ 
در مقابل اين خانمها واقعا"احساس ميكنم كه از ديانت عقب افتاده ام ولي نميدانم راهشان درست است يا نه؟البته برطبق احاديث و روايات عمل ميكنند ولي نميدانم كجاي كار ميلنگد؟ خواهش ميكنم جواب واضح بدهيد كه با توجه به روحيات خانمها آيا لذت بردن از نعمتهاي خدا در حد متوسط آدم رو از خدا دور ميكنه؟ 
خدا چي ميخواد ؟ 
چطور در جريان خودسازي خانما ميتونن روحيه شادابشون رو هم حفظ كنن و دنيا زيادي از نظرشون نيفته .... 
اميدوارم منظورمو خوب منتقل كرده باشم. 
در پناه خدا. 
و هميشه شاد باشيد.
شهاب مرادی :
سلام/ دنیا دشمن آخرت نیست بلکه مزرعه آخرت است.

ازدواج و همسرداری و توجه و رسیدگی به همسر و عشق و محبت و معاشقه و مغازله با او موجب رضای پروردگار و از مصادیق شکر نعم الهی است و دوری از ازدواج و (در صورت ازدواج)دوری از همسر؛ دوری از سنت رسول الله و جدایی از او و از خداست که هزاران بار این حدیث را شنیده اید که آن بزرگوار فرموده اند:
النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی


تلاش برای «حلال کردن حرام ها» ویا «حرام کردن حلال ها» هر دو تحربف اسلام عزیز و موجب انحراف و گمراهی مردم است و خدا آرامش و سعادت دنیا و آخرت هیچ کس را در گمراهی قرار نداده است.

* قـل مَن حَـرَّمَ زینة الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق قل هی للذین آمنوا فی الحیاة الدنیا خالصة یوم القیامة کذلک نفصل الآیات لقوم یعلمون ﴿32﴾ قل انما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها وما بطن والاثم والبغی بغیر الحق وان تشرکوا بالله ما لم ینزل به سلطانا وان تقولوا علی الله ما لا تعلمون﴿33﴾ سوره اعراف
* يا ايهاالذين آمنوا لا تحرموا طيبات ما أحل الله لكم ولاتعتدوا ان الله لا يحب المعتدين

* امام صادق(ع) : "حلال محمدٍ حلالٌ ابدا الی یوم القیامه و حرامه حرام ابدا الی یوم قیامه لایکون غیره ولا یجیء غیره"
  (حلال محمد(ص) همیشه تا روز قیامت حلال است و حرامش همیشه تا روز قیامت حرام است، غیر از حکم او حکم نیست و جز او پیغمبری نیاید. اصول کافی جلد 1)
حالا چرا برای برخی، نشاط و شادابی که از شروط اصلی عبادات مستحبه است حرام!!! میشود ناشی که از تعالیم مروجین عرفانهای دست ساز و الکی است، زمینه ی انحرافات و خطاهای بزرگتری خواهد شد و معمولا عدم ارتباط با عالم ربانی
و اعتماد نابجا به افراد بی سواد و مدعی عرفان و سیر و سلوک
مشکلات متعددی ایجاد می کند که این بخشی از آن است.

طی این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات است بتـرس از خـطـر گمــراهی

از حداقل های شرایط یک سخنران دینی و مربی مباحث تربیتی و عرفانی، تحصیلات عالیه حوزوی و داشتن تائیدیه از سوی مراجع عظام تقلید است.

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست
کلاه داری و آیین سروری داند
. . .
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست
 نه هر که سر بتراشد قلندری داند
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2270  |  206 امتياز

محمد
از نيشابور
امضا شده : ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۲۷
سلام حاج آقا وقت بخير . اين براي بار چهارم است كه اين سوالات را از شما مي پرسم . خواهش مي كنم بي جواب نذارين... 
1_فاصله سني بنده و اون خانوم 6.5 ساله و به نظر شما ازدواج يك آقاي 21 ساله با يك خانم 15 يا 16 ساله صحيحه يا اجازه بديم يكي دوسال ديگه زمان بگذره و بعدش اقدام كنيم . 
2-در حال حاضر بنده تازه خدمت سربازي رو تموم كردم و هنوز بحث ادامه تحصيل و پيدا كردن شغل رو هم در پيش دارم . باز هم شما ميگين پا پيش بذارم و جلو برم . 
خودم خيلي به آيات قرآن معتقدم و بارها در اين مدتي كه با قرآن مانوسم شاهد بركات زيادي بوده ام . و قرآن هم تاكيد زيادي به ازدواج كرده ولي باز هم نگراني از آينده و مشكلات پيش رو باعث ميشه كمي شك كنم كه آيا الان وقتشه يا بايد يه كم ديگه صبر كنم. 
ممنون التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ 16 سالگی سن مناسب ازدواج دختر خانم نیست و از لحاظ انتخاب همسر؛ ادامه دادن نامزدی یا علاقمندی با عقد و ازدواج فرق چندانی نداره.
 
شما را در این چند پیام بیش از حد "ذوق زده" دیدم چرا؟ نباید جایگاه اجتماعی و سایر ویژگی های پدر دختر، عامل اساسی و اصلی انتخاب تو باشد! یک دختر را به خاطر خصوصیات خودش انتخاب کن و به خانواده او هم توجه داشته باش.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8481  |  206 امتياز

غزل
از تهران
امضا شده : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۲۶
مدتي چار افسردگي شدم و زماني اين افسردگي بيشتر شده كه يكي از اقوام ازم خواستگاري كرد و جواب من منفي بود و ايشان هم مداوم با پيام وحرفاش تهديد ميكند و مي گويد اهم دامنت را ميكيرد و من هم خيلي ميترسم كه مبدا اهش دامنم رابگيرد و اين مسله خيلي منا را بهم ريخته است خاهشمندم راهي نشانم دهيد وكمكم كنيد كه كمي ارامتر شوم
شهاب مرادی :سلام/ به این حرفهای "خاله زنکی" اصلا اهمیت نده و توجه نکن.
از این پس او را مزاحم تلقی کن! نه یک خواستگار. و گاهی با مزاحم برخورد تند لازم است.
در این مورد با خانواده ات مشورت کن.
 آه و نفرین یعنی چی؟! مگر تو ظلمی کردی در حق او؟ خواستگاری کرده و دلت نخواسته جواب مثبت بدهی حتی اگر بهترین انسان بوده. جای آه کشیدن و ناله نیست!
این چه عاشقی است که تو را تهدید و نفرین می کند؟؟؟؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5135  |  205 امتياز

عباس مهدوي
از اراك
امضا شده : ۰۹ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۰۸
به نام خدا 
سلام و خسته نباشيد نماز و روزه هايتان مورد قبول حق تعالي ان شاء الله براي ما هم دعا بفرماييد 
حاج آقا بهترين راه براي تدبر در آيات قرآن چه مي باشد؟ 
اخيرا تصميم گرفتم پس از چندين بار شكست در حفظ قرآن ترجمه ي آن را ابتدا حفظ كنم نظر شما چيست؟ 
تا پيش از رمضان دايم دلم برايش تنگ مي شد ولي اكنون كه تنها 12 روز به پايان آن مانده عملا مي بينم از آن استفاده نكرده ام براي اين دوازده روز باقي مانده چه پيشنهادي داريد 
يا علي
شهاب مرادی :سلام/ تلاوت قرآن به جای خود به عنوان یک عبادت مستقل انجام دهید و مطالعه ترجمه و تفسیر قرآن را هم به عنوان یک عبادت دیگر در وقتی دیگر.
هنگام تلاوت اگر آیه ای برای شما مبهم بود یا علاقه داشتید بیشتر بدانید شماره آیه وعنوان سوره را بنویسید و بعد از پایان تلاوت روزانه (حداقل یک جز) به تفسبر(تفسیر نمونه) مراجعه کنید.
ان شاءالله رفته رفته با تلاوت ، مفاهیم را هم متوجه می شوید.
مبادا "لزوم تدبیر در قرآن و دانستن تاویل و تفسیرآن" مانع تلاوت قرآن شود. (که این قبیل از وسوسه های شیطان است!)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3224  |  203 امتياز

faghat ye ashegh
از zire asemoone khoda
امضا شده : ۰۴ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۵
سلام آقاي مرادي 
اول يه تشکر ازتون بکنم که معناي واقعي روحاني بودن رو به مردم نشون داديد.  
بعد يه راهنمايي ازتون مي خواستم راجع به اين که 
من يه دختر 18 ساله اگه عاشق يه پسر 18 ساله شده باشم و اونم 100 برابر بيشتر عاشق من شده باشه و تا حالا هيچ رابطه اي بين ما وجود نداشته و فقط از يک رابط اينو تونستم بفهمم و مطمئنم که اون منو دوست داره ولي نمي دونه که منم دوسش دارم فقط اينو مي خوام بدونم که من مي تونم روي يک پسر 18 ساله حساب کنم البته با وجود اين که خيلي دوسش دارم اون اصلا قصد دوست شدن با من رو نداره فقط قصدش ازدواج هست از نظر خانواده و ديگر مسائل هم موقعيت خوبي داره . آقاي مرادي با اين تفاسير من بايد چه جوابي بهش بدم؟ چون خوانوادش رو در جريان گذاشته اين قضيه برام خيلي مهمه 
يه چيزي هم که توي دل منه اينه که من ميگم مگه عشق سن و سال ميخواد خيلي ها سنشون زياده ولي هنوز معناي واقعي عشق رو نفهميدن. 
نظر شما برام خيلي مهمه. منتظرم
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله .
1. این فقط حرفهای یک رابط! است -که کارش هم مورد پسند خدا نیست-
2. فقط به خواستگاری رسمی توجه و اعتماد کنید.
3. اگر خواستگار رسمی ( یعنی به همراه پدر و مادرش و خلاصه رسمی) با برنامه روشن ومنطقی داشتید آن موقع در مورد شرایطش فکر و مشاوره کنید.
    نه الان که نه به باره نه به داره!!!!!
4. عواطف پسرها زیر 20 سالگی زیاد قابل اعتماد نیست.
5. دقت کنید: معمولا برنامه زندگی یک پسر 18 ساله برای ازدواج، حدود 4-3 سال از یک دختر 18 ساله(با برنامه تحصیل دانشگاهی مشابه)عقب تر است و تاخیر دارد. به دلیل مسولیتهای پسر و تحصیل ، سربازی و شغل و ...
6.  جناب سروان! را بخوانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2305  |  203 امتياز

ضامن آهو
از h
امضا شده : ۲۲ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۱۰
باسلام  
من 5 سال است که ازدواج کردهام در اين پنج سال هروقت با همسرم به مشکلي برميخورم با هم بحث شديدي ميکنيم و بعد قهر اگر قهر باشيم من پيش قدم نميشوم چون او بدتر ميکند بايد صبر کنم تا آرام شود بعد براي آشتي پيش قدم ميشود من دوست ندارم با هم قهر کنيم اما او در اينصورت بهتر به حرفهاي من گوش ميدهد بايد حتما به او بي محلي کنم تا بفهمد که من چقدر از کارش ناراحت شدم اوايل در روزهاي قهرمان غذا ميپختم و تمام کارهايش را هم انجام ميدادم اما بعد فهميدم که او بيشتر سوءاستفاده ميکند و ومثل يک خدمتکار با من رفتار ميکند ميريزد ميپاشد خانه را کثيف ميکند حسابي خوش ميگذراند الان دو روز است که قهريم و من برايش غذا نمي پزم خودش کارهايش را ميکند اين به من احساس بهتري ميدهد حداقل حس ميکنم که او ازمن سوء استفاده نميکند 
به نظر شما کار من درست است يانه؟
شهاب مرادی :سلام/ شما و شوهرت زندگی را شوخی گرفته اید و مطمئن هستید 100 سال عمر می کنید. و قدر زندگی مشترک را نمی دانید که هیچ، قدر زندگی فردی را هم نمی دانید.
 
تا دیر نشده برای یادگیری مهارت های لازم اقدام کن. مثلا مهارت حل تعارض و...
 
و فعلا خودت! یقین داشته باش بابت تمام لحظات تلخی که ایجاد کردی و تمام لحظات تلخی که همسرت برایت ایجاد کرده، باید به خدا پاسخ بدهی!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5090  |  200 امتياز

عاطفه
از tehran
امضا شده : ۲۶ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۰۹:۵۲
سلام اقای مرادی شما در برنامه مردم ایران در جواب دختری که گفته بود یکی از بچه های دانشگاه از من خواستگاری کرده ولی خانواده بی توجه هستند فرمودید که چرا باید یه دختر خودش این موضوع را مطرح کنه من با اصل نظر شما مبنی بر اینکه به این طریق ممکنه در زندگی اینده دچار مشکل بشه موافقم ولی یه سوالی دارم و ان اینکه اگر یه دختری یه نفر رو واقعا دوست داشته باشه با این منطق تکنلیفش چیه؟ چرا دخترا مجبور از بین فقط افرادی که از انها خواستگاری کردند انتخاب کنند
شهاب مرادی :سلام/ من خواستگاری دختر از پسر را تقبیح کردم نه تحریم .چون به صلاح دختر ومناسب شأن آنها نیست و به ثبات زندگی زناشویی آسیب می زند.
 
در چنین فرضی اگر دختر خانم ها به اشارتی و کنایتی اکتفا کنند بهتر است. نه خواستگاری و التماس و اصرار و....
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2094  |  199 امتياز

مريم
از اصفهان-کاشان
امضا شده : ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۷
سلام آقاي مرادي 
چقدرخوشحا لم که موفق شدم به اين طريق با شما ارتباط بگيرم. 
جناب مرادي من 25 ساله و متاهل هستم.نماز و قرآن ميخونم.تقريبا آدم معتقدي هستم ولي حجابم رو رعايت نميکنم. اهل آرايش و به شکل زننده گشتن نيستم اما پوشش موهام خوب نيست و اين به خاطر تربيت خانوادمه. الان هم احساس ميکنم به خاطر اين مسئله نمازوکارهاي خوب ديگم زير سواله و کلا ارتباطم با خدا اون طور که بايد نيست. سعي ميکنم اما از ترس اينکه دوستام و اقوام بهم چه جوري نگاه کنن ميترسم.هر چي باشه 25سال منو اينطوري ديدن. 
کمکم کنيد اين مسائل رو براي خودم حل کنم.حس مي کنم از خدا دورم.
شهاب مرادی :سلام/ دستورالعمل هاي ديني ، به اين دليل از سوي خداوند قرار داده شده که انسان با رعایت آنها و استفاده از نعمت های الهی (استعدادهاي بالقوه و خدادادي) به رشد و کمال و تعالي و البته آرامش و رضايت برسد.
و چه کسي از خالق مهربان به نيازهاي مخلوقاتش آگاه تر؟
از اين رو ، مجموعه اي از قوانين و دستورات در قالب احکام واجب و مستحب و همچنين نواهي (محرمات و مکروهات که مانع براي شکوفايي انسان هستند) به ما معرفي شده است.
هرچه پايبندي ما به اين دستورات ، کامل تر باشد سرعت حرکتمان به سوي کمال ، بيشتر و احتمال انحرافمان کمتر خواهد بود. حال که شما به اين باور رسيده ايد که رعايت نکردن حجاب کامل ، باعث دوريتان از خدا مي شود -چون وجوب حجاب يکي از دستورات مهم خداوند واز ضروريات دينداري است- از انتخاب آگاهانه تان نگران نباشيد و از نگاه سرزنش بار ديگران نترسيد.
حتی اگر انسان به خاطر خدا مورد تمسخر يا حتي آزار ناآگاهان  فرار گيرد ، مورد نوازش کريمانه‌ی خداي مهربان واقع مي شود و او جبران کننده است.
 اطرافيان نيز وقتي ببينند شما با آگاهي ، پوششتان را تغيير داده ايد کم کم با احترام با شما برخورد خواهند کرد به شرط آنکه در راهتان ثابت قدم باشيد .
و فراموش نکنيد اخلاق پسنديده و اخلاص در عمل ، تأثير زيادي در نگرش مثبت اطرافيان خواهد داشت .
و آخر این که مراقب عجب باشید مبادا خود را به خاطر حجاب و دین از دیگران (مثلا بی حجاب)بهتر بدانید. و برای خود تکرار کنیم که هرچه داریم از معنویات و ایمان و اعمال صالحه؛ همه لطف خداوند است و بس.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10144  |  199 امتياز

سيده نجمه
از سمنان
امضا شده : ۲۸ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۲۴
سلام/ چه جور بايد توبه کنم که خدا منو ببخشه . 
بعضي مواقع فکر ميکنم من که نماز ميخونم چرا خدا جوابمو نميده چه کار بايد بکنم
شهاب مرادی :سلام/ این یادداشت را بخوانید و اگر سوالی داشتید ارسال کنید.
 می خوام نمی شه ( توبـه )
دخترم نماز واجب، واجب است؛ یعنی تکلیف است. اگر انجام ندهی گناه کرده ای و اگر انجام دهی باز، "از عهده ی شکرش" به در نیامدی بیشتر تفکر کن و بدان که ما به جای حس نامطلوب طلبکاری از خدا باید به حس  واقعیِ بدهکاری به خدا برسیم مثل بزرگانی که نماز واجب و نافله را با اشک و حال خوش می خواندند و در قلب باور داشتند نماز آنها هدیه و تحفه ایست مثل "ران ملخ" در بارگاه "سلیمان(ع)" و از بابت عبادت هایشان از خدا عذرخواه و شرمنده بودند نه از گناه!
از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل می کنند که : ما عبدناک حق عبادتک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3292  |  193 امتياز

ريحانه رضوي
از قم
امضا شده : ۱۴ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۷
سلام ورودتون به مهماني خدا مبارک از طرح مجدد اما زيباي قصه آفرينش ممنون  
جالبه اما نميدونم چرا حالم خوب نميشه منظورم يه حال معنوي خوبه از فرصت طلايي رجب و شعبان به خاطر کلاسهاي فشرده و پرحجمي که ميرفتم نتونستم استفاده کنم به خودم ميگم هرسال که از رجب منتظر اومدن ماه مبارک بودم نميتونستم ماه رمضان رو خوب درک کنم امسال که بدون آمادگي پريدم وسط مهموني خدا که ديگه هيچ!!!!!! 
حاج آقا مشکلم اينجاست که نتونستم با خدا ارتباط  
برقرار کنم وقتي با خدا حرف ميزنم احساس ميکنم دارم ادا در مي آورم و خودم نيستم در حالي که وقتي با آدمها ارتباط دارم بيشتر به خودم نزديکم چرا اينجوريه؟با اين که ميدونم خدا منو ميبينه و از رگ گردن به من نزديکتره اما نميتونم باهاش ارتباط برقرار کنم يعني ارتباطم مصنوعي ميشه و به دلم نمي چسبه. 
خيلي وقتها هم به خاطر فاصله زيادي که به خاطر غفلتها و گناهانم بين من و خدا افتاده از شرمندگي روم نميشه که چيزي بگم و اين فاصله فهم خدا رو برام سخت کرده البته همون طور که گفتم از لحاظ تئوري مشکلي ندارم ميدونم خدامهربونه و بخشنده و غفور و بنده هاش رو با همه بديهاشون ميپذيره اما وقتي به عمل ميرسم همه چيز تصنعي ميشه. ازتون خواهش ميکنم تو ماهي که بهترين فرصت براي ارتباط با خداست راه رو نشونم بديد که اگه اين ماه بگذره و من آمرزيده نشم...!!!
شهاب مرادی :سلام/ راه ؛ همان راه گدایی
 
یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله؛ .
 
این حال وسوسه شیطان است بی توجه به شیطان و غرق در مولا باشید و عادت کنید قبل از عبادات مثل تلاوت قرآن و یا دعا کردن به خدای متعال از شر شیطان پناه ببرید با ذکر ساده ی اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و پاسخی مفید
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2541  |  191 امتياز

يك آدم مستأصل
از برزخ وحشتناك استيصال
امضا شده : ۱۰ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۷:۱۵
سلام حاجي 
خيلي سعي كردم و به خودم فشار آوردم تا ذهنمو آروم كنم و بخودم بقبولونم كه پيامم باز هم نرسيده و نميدونمم كه چرا --- و با اون هجم بدبيني و شك و بي اعتمادي كه در من هست خيلي هم موفق شدم 
اما خيلي دلم ميخواست امروز كه چندين مرتبه اومدم و به سايتتون نگاه كردم جوابي از شما بگيرم اما نشد با اونكه من محض اطمينان دو بار پيامم رو فرستادم كه به دست شما برسه 
اما انگار قسمت نيست از اينجام جواب بگيرم 
حاجي بخدا ديگه ناي نوشتن هم ندارم و گرنه شده بود هزار بارم حرفامو براتون بنويسم تا بالاخره جوابمو بدين  
ميبينيد حاجي ؟ 
هر چي سنگه مال پاي لنگه 
در تمام عمرم فقط يه دفعه اونطور با كسي درددل كرده بودم جوري كه كلي هم سبك شدم و سر نماز مغرب كمي آرومتر از روزا و شباي قبل بودم 
و بشدت منتظر جوابي بودم كه از شما خواهم گرفت 
اما در خوشبينانه ترين حالتش تصورم اينه كه پيامي كه دوبار هم براتون فرستادم نرسيده --- 
فقط حاجي خيلي دلم ميخواست پيامم رو بخونين كه اولين و آخرين درددل من بود با يه نفر 
و دلم ميخواست اون يه نفر شما باشيد كه انگار قسمت نبود 
اگه ناي نوشتنشو داشتم دوباره و هزار باره مينوشتم اما حيف كه توانشو ندارم 
فقط خواستم بگم امشب حال عجيبي دارم يه حال بخصوص 
كه بي سابقه است 
و در بين استيصال ها و آشفتگي هاي اينمدت يه آب روي آتيشه 
با اونكه شما هنوز جوابي به من نداده ايد 
سر نماز خيلي بيادتون بودم 
و خيلي منتظر بودم براي كلماتي كه ازتون بخونم 
فقط خواستم در دل اين شب عجيب كه چراغ ِ خدا آسمونو روشن كرده بهتون بگم كه همينقدر كه ظهري جواب من درمونده رو با شده يكي دو جمله دادين و نروندين و طرد نكردين و ناراحت نشدين ، خيلي 
برام خوب و زيبا اومد 
حس كردم يه ذره روشن شده ام 
اما ايكاش پيامم به دستتون رسيده بود --- 
ميدونم حاجي 
اينجا رو زدين براي جواب دادن به سوالا و سوالا بايد مختصر و مفيد باشه 
اما من ديگه بعد از اينهمه سوال كردن و اونجور جواب شنيدن 
هيچ جوابي آرومم نميكرد 
همينقدر كه حرفمو بزنم اونم براي شما كه حالمو نگرفتيد و نروندين و ناراحت نشدين خيلي خوب بود --- 
ديگه بقيه اش مهم نيست 
شايد خدا ميخواد همينطور بمونم 
شايد اينطوري بهتره 
برام دعا كنيد 
اينو بگم و يا علي ؛ 
حاجي اينجا يه چيزي داره كه هيچ جاي ديگه نبود يا شايدم من پيداش نكردم  
و از اينجا هم فهميدم راست گفتين از مريد و مراد بازي بدتون مياد 
اينجا خيلي صداقت داره 
آدمو روشن ميكنه ، حتي اگه آروم نكنه  
منو ببخشيد سرتونو درد آوردم 
دلم ميخواست منو از اين برزخ كه دراونم خلاصم كنيد ، نشد اما يه كم روشن شدم --- 
كاش يك روزي آروم بشم حاجي 
دعام كنيد .
شهاب مرادی :سلام/ گام به گام ضوابط ارسال پیام را عمل کنید.
 
اسم مناسب و نام واقعی شهرتان را بنویسید.
 
تیتر مشکلتان را بدون آه و ناله بنویسید و خیلی خلاصه ارکانش را بنویسید. مثل دیالوگ حاج کاظم در آژانس شیشه ای :" دلم سوخت. شیشه شکست. مامور اوردن. اسلحه‌اش چسبید به دستم"
 
من بعد از این مدت نسبت به فحش و تعریف و تمجید تقریبا ضد ضربه شده ام. پس لطفا در زمان من هم صرفه جویی کنید.
 
فراموش نکنید هرگاه احساس کنم یکی از مخاطبین رابطه سوال و جواب خودش را با من خاص و شخصی احساس و تصور کند دیگر جوابش را نمی دهم! هر چند با هویت مستعار باشد،هرچند نشناسمش و ندانم کیست.
 
باز هم خواندن پاسخم به پیام "مهسا از مشهد" را توصیه می کنم.
 
پیام قبلی شما که دیروز پاسخ دادم »»»يك آدم مستأصل
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5869  |  189 امتياز

آهو
از تهران
امضا شده : ۰۲ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۰۹
سلام خدمت استاد گرامی 
فرموده بودبد دوباره سوال را مطرح کنم اطاعت کردم : 
من دختری هستم 21 ساله که حدود 5 سال است با یکی از پسرهای فامیل قرار ازدواج گذاشته ایم و منتظر فراهم شدن شرایط بودیم و تمام سعی مان را برای این کار انجام دادیم 
البته درتمام این مدت خانواده هردو مان از این علاقه با خبر بودند. 
این پسر از اقوام همسر خاله من است و چون خاله من که مشکلات روانی هم دارد ، در فامیل شوهرش فتنه ها و درگیری های زیاد و بی موردی ایجاد کرده، حالا که وقت خواستگاری و انجام مراسم رسمی رسیده است مادر این آقا به تمام خانواده ما بدبین است و پا پیش نمی گذارد. 
از شما درخواست دارم من و ایشان را برای جلب اعتماد و رفع سوظن ایشان راهنمایی کنید در حالی که این خانم به حرف پسرش اصلا گوش نمی کند و او را در سن 24 سالگی احساساتی می داند.
شهاب مرادی :سلام/ یک مهلت منطقی و محدود به آقا پسر بدهید تا مادرش را راضی کند و اگر نشد شما شانس های واقعی ازدواجتان را از دست ندهید. (خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دختران که با بالارفتن سن دختر خانم شانس ازدواج او کمتر می شود را جدی بگیرید.)
 
اما یک نکته دیگر :(چون هر دو می خوانید!)
 
شما به هم علاقمند هستید ولی فرصت انتخاب منطقی و شناخت یکدیگر را نداشتید. هرچند شناخت اجمالی از هم دارید (به جهت نسبت فامیلی) ولی خوب است پس از موافقت مادرِ آقا پسر، مراحل را از خواستگاری رسمی و گفتگوهای جدی و منطقی، دور از علاقه ورزی و علاقه پردازی در قالب پرسش و پاسخ صریح و منطقی شروع کنید تا انتخابی عاقلانه و ازدواجی عاشقانه داشته باشید.
 
جوگیر شدن شاخ و دم ندارد؛ وقتی یک نفر از تفکر و بررسی مجدد برای چک کردن انتخابش طفره می رود به نوعی جوگیر شده!
 
سال نو مبارک ان شاءالله سپید بخت و عاقبت به خیر شوید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1953  |  186 امتياز

زينب حداد
از تهران
امضا شده : ۲۲ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۷
باسلام  
زني 27 ساله هستم که حدود 5 سال است ازدواج کرده ام.  
همواره تلاش کرده ام که دلبستگي ام به دنيا کم باشد، به مرگ خود و نزديکانم زياد مي انديشم و از اموال و عوايدم راحت به همنوعاني که مشکل دارند مي بخشم، و براي حل مشکلشان وقت مي گذارم. چنديست که اطرافيانم مرا تشويق به بچه دار شدن مي کنند اما من احساس مي کنم اولاد باعث دلبستگي انسان به دنيا مي شود و ديگر نمي توانم آزادانه به مرگ بيانديشم چراکه مسئوليت فرد ديگري را به گردن دارم. و نمي توانم آن طور که دوست دارم از اموالم انفاق کنم چون در قبال آينده فرد ديگري هم مسئولم. از آنجا که شما را به عنوان فردي با افکار روشن و معقول قبول دارم. از شما خواهش مي کنم اگر اشتباه مي کنم مرا قانع کنيد.
شهاب مرادی :سلام/ لکم فی رسول الله اسوة حسنه؛ رسول خدا (ص) فرزند نداشتند؟؟؟!
 
کمی تفکر کنید و از شر وسوسه های شیطان و غرور به خدا پناه ببرید و این مدل فکر کردن به مرگ بیشتر به یک اختلال شبیه است تا یک فضیلت!
 
خانواده بیش از هر چیزی به امید و نشاط نیازمند است.
 
اگر با خواندن این پاسخ ساده و کوتاه همچنان بر نظرتان پافشاری دارید لازم است موضوع را با یک روانشناس مجرب در میان بگذارید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1729  |  186 امتياز

کيخسرو دلسعيد
از کاشان
امضا شده : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۵۲
سلام آقاي مرادي.کجاييد آقا بعد از مردم ايران سلامو يه پنج شش جا ديگه اصلا نديدمتون. 
آقا من يه مشکل داشتم که خواهشا بهم ميل کنيد.چون توي ااين همه کامنت گم ميشم من! 
مشکل اينه که اين قانون از قوانين اسلام که گناه و ثواب ديگران هم ممکنه به حساب من نوشته بشه منو بدجور در تنگنا قرار داده.مثلا يه کليپ نيمه مجاز متمايل به مجاز رو بلوتوث مي کنم،بعد ميمونم که آيا از طريق پخش اين بلوتوث گناهي مرتکب ميشم يا نه.حالا بعضي جاها هم بهم ميگن هرکيو تو گور خودش مي خوابونن.موندم به مولا. 
حاج آقا مديونيد اگه جوابمو بهم ميل نکنين...
شهاب مرادی :سلام/ برادرم احتیاط کنید چون خودت می دانی که در این بلوتوث بازی ها احتمال گناه زیاد است.
 
ملاک گناه و غیر گناه روشن است اگر محتوای آن کلیپ یا تصویر اشکال شرعی دارد شما در گناه گیرنده و گیرنده های بعدی شریک هستی.
 
به هیچ کس ایمیل نمی زنم ؛ اصلا هم مدیون نیستم چون اول شرط کردم. لطفا ضوابط ارسال را بخوانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3101  |  186 امتياز

amir
از tehran
امضا شده : ۱۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۵۷
با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت شما حاج آقاي مرادي، دانشجو هستم و برنامه اين شب ها رو به مورخ 14.9.88 ديدم. اميدوارم در چند مورد منو راهنمايي کنيد: 
1. مخالف شديد مراسم هاي بدون فکر و آموزش ماه محرم هستم و کمک به ديگران رو مهمتر از خورشت قيمه مي دونم. کاري که جا انداختن فرهنگش با شماست. 
2. بحث هاي سني و شيعه رو مطرح کرديد(مثال سر ضربت حورده) که شايد در فضاي امروز جامعه چندان مصلحت آميز نباشه.به خصوص زماني که دوستان سني هيچ جايگاهي در رسانه ملي ندارند. 
3. به عنوان يک طرفدار فوتبال، اگه نتيجه بازي چلسي مهمتر از برنامه صدا و سيماست بدونيد عيب از معلم هاي بي تجربه و تکرار مکررات است. 
ممنون منتظر نظرات خوب شما هستم.
شهاب مرادی :سلام/ اگر قرار است شما آموزش بدهید و خط بدهید ما هم جا بیاندازیم پس نقش مراجع تقلید و بزرگان دین چه می شود؟ امثال من مبلغ هستیم ولی گوش به عقلانیت و فقاهت داریم نه سلیقه و باید هدفمان اعتلای کلمه‌ی الله باشد نه اغناء جمهور
 
شرمنده ام پسرم ؛ شما دانشجو باش و ما هم معلم . از امثال ما یاد بگیرید و سوال کنید و نقد کنید و بحث کنید ولی یادگیری محور باشد و جایگاه شما یادگیرنده نه آموزگار و رهبر
 
(جا به جایی کارکردها و جایگاه ها!)
 
پس
 
1. مخالف نباش یاد بگیر که این مراسم و برنامه ها تاثیر بسیار زیاد فرهنگی دارد
 
2. توهین به مقدسات مذاهب دیگر خوب نیست والا بحث در مورد بنی امیه آنهم آنقدر کلی و محترمانه که بیان شد اشکالی ندارد.
 
3. به عنوان طرفدار علی بن ابی طالب عرض می کنم عامل یکی دوتا نیست یکی ذائقه های در حال تغییر است و ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5520  |  183 امتياز

روشن
از لرستان
امضا شده : ۱۷ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۱۵
سلام يكي از اقوام من به تازگي با يك ... ازدواج كرده و آن طور كه تعريف مي كند شوهرش براي ... رشوه ... از اينرو من مال او را مخلوط به حرام مي دانم مشكل من اينست كه اگر مرا به خانه اش دعوت كند چه كار كنم ؟ من نمي خواهم با مال حرام پذيرايي شوم حتي اگر روزه باشم او خوراكي هاي پذيرايي را به من ميدهد و از من خواهد خواست موقع افطار بخورم و دعايش كنم ! با اين موضوع چه كنم ؟ اگر كسي نداند كه چيزي حلال است يا نه و ما بدانم و به او بدهم آيا براي مايا او گناهي ست؟
شهاب مرادی :سلام/  هرچه را می شنوید مزمزه کنید و عاقلانه ارزیابی کنید. کسی احتمال وجود رشوه را انکار نمی کند ولی یقینا به این شدت که گفتید نیست! مراقب گوش و قلبتان باشید و به غیبت گوش نکنید؛ سیاهی غیبت برای قلبتان از خوردن این مال "شبه ناک" قطعا سیاه تر و آلوده کننده تر و خطرناک تر است! و البته که رشوه حرام است و رشوه دهنده و گیرنده و واسطه گرفتار این معصیت بزرگ هستند مثل گوینده و شنونده غیبت که در معصیت شریکند. شما نباید در زندگی مردم تجسس کنید و نباید سوءظن داشته باشید و بازار مسلمین و سفره مسلمین حکمش حلال و طیب است مگر یقین داشته باشید که آن سفره که به آن دعوت شدید از مال حرام تهیه شده ، در آن صورت حرام است و نباید بخورید و در شبه هم احتیاط کنید و نخورید ولی شبه ناک اگر احتمالا حرام است فراموش نکنیم که  سوءظن و غیبت هر مسلمانی حتما حرام است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4677  |  183 امتياز

ريحانه
از تهران
امضا شده : ۰۲ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۰۹
سلام 
همسر من مرد بسيار خوب و متديني است ولي اهل تفريح و مسافرت و گردش نيست و خيلي به ماندن در خانه علاقه دارد و اصلا"در خانه حوصله اش سر نميرود!ما سالي يکبار هم با اصرار من و بچه ها ـشايد!-مسافرت برويم!!!! 
من با ايشان زياد در مورد نياز روحي خودم و بچه ها به تفريح صحبت کرده ام ولي فايده ندارد!!!! 
گاهي واقعا"احساس افسردگي ميکنم! 
تنها تفريحهاي ما تلويزيون ديدن و بازي کامپيوتري و مهمانيهاي محدود خانوادگي است! 
ميدانم که همسرم عوض نميشود(17 سال است با محبت و صحبت و....)تلاش کرده ام... 
چکار کنم؟او خيلي هم به من و 2 فرزندم وابسته است ...ولي زندگي اينجوري گاهي برام خيلي کسل کننده ميشه و ايشون هم اينو ميدونه ولي نميتونه خودشو تغيير بده! 
راستي اگه ممکنه باورهاي نادرستو ادامه بديد بحثشو.... 
ممنون از لطفتون
شهاب مرادی :سلام/ 18 با دو غلط:
 
1. همسرم خیلی متدین! متدین تفریح دارد و به خانواده آسان می گیرد و با دل آنها راه می رود.لينك
 
2. می دانم همسرم عوض نمیشود! اگر عوض شدن محال بود خدای حکیم امر به توبه نمی فرمود.
 
3. به مشاور مراجعه کنید. زندگی بهتر
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2073  |  181 امتياز

وحيد1221
از تهران-نارمك
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۴۵
سلام . ارادتمنديم و دعاگو. عيدي كه گذشت را بر شما مخصوصا همسرتان تبريك ميگويم. اگر هم ميشود مختصرا توضيحي در باب غيبت تان بفرمائيد...كلا مخلصيم . باز هم ياعلي
شهاب مرادی :سلام/ سخت مشغول نوشتن و کارعلمی(درسی)هستم و دعای شما کمک خوبی خواهد بود.
و در فواصل کار در خدمت شما عزیزان هستم و به لطف و مدد خدای مهربان.

البته مجدد خواندن این لينك را از دوستان جدید درخواست می کنم .
همچنان موضوع بخشی از پیام های دریافتی جدید، تکراری است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5846  |  179 امتياز

مائده15
از شيراز
امضا شده : ۰۹ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۰۷
سلام.خسته نباشيد.خصوصي:[با اجازه حذف نکردم] 
خيلي وقتي احساس تنفر از خودم /اينكه چرا شهامت راست گفتنو ندارم/چرا نمازامو اخر وقت مي خونم/چرا همه چيزو مي دونم ولي عمل نمي كنم/چرا اينقدر زود عصباني مي شم/چرا تا اين حد با پدرو مادرم وبرادرم بد برخورد مي كنم/چرا كاري براي نزديك كردن ضهور اقا و بهبود وضعيت جامعه ام انجام نمبدم/چرا تا اين حد عمرمو تلف ميكنم چرا همه ي توبه هاموبه اين راحتي ميشكنم/و...هزاران چراي ديگه انقدر ازارم مي ده كه به خدا مي گم خدا من كه از دست خودم خسته شدم نمي دونم تو چطور منو تحمل مي كني/نميگم نا اميدم نه /اتفاقا چون اميدوارم از شما مي خوام كه كمكم كنيد و چندتا تمرين براي حذف همه ي اون غيبهايي كه گفتم بهم بدين. ازتون خواهش مي كنم مثل هميشه يه حرفه تازه بزنين. تمرين هاتون رو هم يه جوري بدين كه به درد ما شاگرد تنبلا بخوره.
شهاب مرادی :سلام/ با تشخيص مشکل نصف راه درمان را طي کرده ايد.
شما انتظاراتي از خود داريد که همگي پسنديده است اما اراده محقق کردن آنها را نداريد.
يکي از روشهاي رايج براي تغيير رفتار ثبت رفتارهاست.
هر شب تمام رفتارهاي مثبت و منفيتان را در دو ستون جداگانه يادداشت کنيد.
جريمه اي براي خود در صورت انجام رفتارهاي منفي مقرر و عزم خود را براي اجراي آن جزم کنيد.بعد از مدتي مي توانيد کنترل رفتارهاي خود را بدست گيريد.
هيچ کس جز خود شما نميتواند در اين مورد به شما کمک کند.
رابطه معنوي خود را با خداوند تقويت کنيد.
انجام برخي عبادات مستحب را در برنامه روزانه خود بگنجانيد.
اگر ميتوانيد در مسجدو جلسات مذهبي يا کلاسهاي اخلاق شرکت کنيد تا تحت تاثير معلم و روحيه جمعي کلاس اراده تان براي تغيير رفتار قويتر شود.

هر گام به جلو يک موفقيت است و شيريني طعم موفقيت رشد و حرکت را سريعتر ميکند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2770  |  178 امتياز

شهريار
از شيراز
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۵۹
سلام استاد  
حقيقتش خيلي گلي  
شما اولين روحاني هستين که تودلم جا کردين  
اميدوارم که بتونم بيشتر با شما اشنا بشم
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله آخرین نباشم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:17091  |  178 امتياز

بالا