آمار

بازدیدکنندگان: 4826608
حاضرین در سایت : 28 نفر
تست آمار روزانه
بازديد ماه گذشته : 265135
بازديد هفته گذشته : 18774
بازديد روز گذشته : 2450
بازديد سال جاري : 1522122
بازديد ماه جاري : 59894
بازديد هفته جاري : 17049
بازديد امروز : 1731
آمار از تاريخ:1388/1/28
نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7107 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 »

نامورودی
صديق
از استان فارس
امضا شده : ۱۳ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۹
با سلام به خاطر شماست که من برنامه مردم ايران سلام را نگاه مي کنم من در يک خانواده مذهبي و شهيد بزرگ شدم يکي از داداشهاي من طلبه است من يک خواستگار طلبه داشتم که نتوانستم درست روي ملبس شدنشان تصميم بگيرم مي دانم کسي که پيامبر را قبول کرد بايد لباسش هم قبول کنه از اون موقع تا حالا عذاب وجدان دارم يعني خدا به خاطر اين کارم عذابم مي ده منتظر راهنمايي شما هستم
شهاب مرادی :سلام/ اهمیت جایگاه روحانیت و کارکرد آن و معنویت و روحانیت زندگی طلبگی درست است و محترم ولی مهم است که دختر خانم آمادگی این سبک زندگی را داشته باشد.
به نظر من (اگر شما واقعا آمادگی زندگی با یک طلبه معمم را نداشتید و برای شما سخت بوده) کار پسندیده ای کردید
و برای یک آقا پسر طلبه هم بهتر است که با دختر خانمی همراه و موافق ازدواج کند.
دقت کنيد:
چون ازدواج با روحانی مثل: ازدواج با یک نظامی، يا يک هنرمند يا هنرپيشه يا يک چهره ی مشهور، با توجه به جایگاه اجتماعی او یک ازدواج خاص است و با سایر انتخاب ها متفاوت است و اگر دختر با شرایط شما صرفا به خاطر ثواب (یا به اشتباه از ترس عقاب) با طلبه ازدواج کند معمولا مزاحم انجام وظیفه طلبه خواهد شد! و میزان احتمال موفقیت آن ازدواج پایین می آید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1161  |  153 امتياز

mr2
از خرم آباد
امضا شده : ۰۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۱۰
باسلام خدمت برادر عزيزم از شما سوالي دارم که ذهنم را مشوش کرده است و از شما ميخواهم که در صورت امکان به زودي به آن پاسخ دهيد. 
راستش من دختري 17 ساله هستم وبا پسري دوست هستم که او را خيلي دوست دارم و او هم به گفته خودش والبته با کارهايش ثابت کرده که دوستم دارد اما من در مورد آينده ام مضطربم چون نميدانم که به هم ميرسيم يا نه و از طرفي نميتوانم از او بپرسم چون خجالت ميکشم حال شما بگوييد چه کنم؟  
با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ اگر موضوع ازدواج حتی در حد بهانه مطرح نشده ...؟؟؟
علاقمندی آقا پسرها را با آمدن به خواستگاری رسمی(به همراه خانواده) بسنجید.
و لينك و جناب سروان!
دخترم به شما پیشنهاد می کنم صفحات مختلف سایت را به مرور بخوانید و در یک دفترچه شخصی نکات و موارد مفید را به صورت چکیده برای خودت بنویسید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1467  |  151 امتياز

نيما علياني
از اهواز
امضا شده : ۰۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳۹
سلام 
ج1) به نظر من عدم توانايي در بيان احساسات،  
عدم توانايي در فهم احساسات خود و طرف مقابل،  
عدم علاقه ي اوليه بين زوجين،  
نگراني از بالا آمدن گل و لاي کف حوضچه ي زندگي مشترکشان،  
و در مواردي هم احساس گناهکار بودن هميشگي خود در مشکلات زندگي(خودتخريبي)  
 
ج2) من متاهلم.  
در زندگي مشترک با همسرم تا مدتي قبل دچار خودتخريبي بوده ام و اين در حالي بود که همسرم به شدت سعي در تقويت تواناييها و اعتماد به نفس من داشته و دارد. مدتي است که سعي مي کنم با او بيشتر سخن بگويم،  
به وظائف لحظه اي خودم در لحظه فکر کنم و طوري رفتار کنم که (واقعا) احساس کند دارم او را سرپرستي مي کنم.  
احساس مي کنم مي توانم و اين احساس را او به من تزريق کرده. 
شما هم راهنمايي کنيد. 
ياعلي
شهاب مرادی :سلام/ قابل استفاده و موثر... متشکرم.


همچنان منتظر پاسخ مابقی دوستان

به دو سوال یادداشت "فرار از گفتگو" هستم

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3319  |  151 امتياز

محسن
از چالوس
امضا شده : ۰۴ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۰۳
سلام حاجي آقا شما واقعا سنگ صبور اين کافه شلوغ هستيد 
مي خواستم يک سوالي که فکر مي کنم به درد خيلي از جوان ها(مثل خودم)مي خوره طرح کنم 
آيا جوان مي تواند سرگرمي داشته باشد يا خير اين سرگرمي هم متفاوته يکي مثل من روزنامه سرگرميشه وديگري چيز ديگه  
آيا روحانيت و اشخاص ديگر که مي گويند زمان ما براي رسيدن به فلاح و رستگاري کم است با اين سرگرمي منافات دارد ؟
شهاب مرادی :سلام/ اسلام دین اعتدال است. آدمی برای رسیدن به فلاح به تفریح سالم هم نیاز دارد. یادداشت توپ های گلف و زندگی را بخوان.
سخنی از آقا امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام (از حکمت های نهج البلاغه -390) :
 لِلْمُؤْمِنِ ثَلاَثُ سَاعَات:  فَسَاعَةٌ يُنَاجِي فِيهَا رَبَّهُ،
 وَسَاعَةٌ يَرُمُّ مَعَاشَهُ،
 وَسَاعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَبَيْنَ لَذَّتِهَا فِيَما يَحِلُّ وَيَجْمُلُ و َلَيْسَ لِلْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ شَاخِصاً إِلاَّ فِي ثَلاَثٍ:
 [1] مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ،
 [2] أَوْ خُطْوَةٍ فِي مَعَادٍ،
 [3] أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ.

 انسان مؤمن ساعات زندگى خود را به سه بخش تقسيم مى‏كند: قسمتى راصرف مناجات با پروردگارش مى‏نمايد، قسمت ديگرى را در طريق اصلاح معاش‏ و زندگيش به كار مى‏گيرد و قسمت‏ سوم براى بهره‏گيرى از لذتهاى حلال و دلپسند.
وبراى شخص عاقل درست نيست كه حركتش جز در يكى از اين سه جهت‏ باشد:
براى اصلاح امور زندگى،
يا در راه آخرت
و يا در لذت غير حرام.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1347  |  150 امتياز

roya
از iran
امضا شده : ۰۸ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۱۱
سلام جناب مرادي  
خسته نباشيد... 
من نسبت به شما خيلي ارادت دارم و از سايت مفيدتان خيلي استفاده ميکنم 
من تو زندگيم مشکلات زيادي داشتم و دارم نميدونم چرا روي خوشي نمي بينم  
اگه اجازه بديد از اولش شروع ميکنم ... 
...خصوصی... 
...به نظرتون تقصير من چيه که اينمه بايد زجر بکشم؟
شهاب مرادی :سلام/ حوادث ناخوشايند دوران کودکي و نوجواني ، آسيب هاي جدي در روح و روان انسان ايجاد مي کنند که جبران و ترميم آنها اگر نگوييم  غير ممکن ولي بسيار دشوار و زمان بر است.
يکي از عواملي که مي تواند چنين آسيب هايي را تا حدودي جبران کند اصلاح شيوه ي زندگي و ترمیم جنس نگاه به آينده است.
در حال حاضر شما با مشکلاتی جدي روبرو هستيد که برخي از آنها غير قابل حل و برخي با عزمي راسخ ، قابل حل يا یا قابل تحملند.
پيشنهاد مي کنم در گام اول؛ فکري به حال اوضاع مالي و اقتصادي خود کنيد و با مشورت و کمک خانواده، دوستان ، يا افراد نيکوکار در جستجوي منبع درآمدي باشيد (البته کاري که در مراقبت از فرزندتان اختلال ايجاد نکند)
بهبود شرايط اقتصادي، بخش قابل توجهي از آشفتگي هاي شما را برطرف مي کند.
بعد با کمک يک روان درمانگر مجرب يا یک روانکاو، وضعيت روحي خود را ترميم کنيد.
کمي که اوضاع بهتر شد با خاطري آسوده تر با بازنگري گذشته (براي پرهيز از خطاهاي احتمالي و نه مرور کردن خاطرات تلخ و سرزنش! و ناله)  براي آينده و ايجاد تغييرات جديد برنامه ريزي کنید.
روي آوردن به فعاليت هاي تازه مثل ورزش ، کارهاي هنري ، ادامه تحصيل و ... برای همه و شما مفید است.
ان شاءالله بتوانید در ابتداي جواني ، زندگي جديد و موفقي را آغاز کنيد.
مطمئنا شيريني موفقيت و لذت بردن از زندگي امروز ، طعم تلخ خاطرات گذشته را تا حد زيادي از بين مي برد .
از ياد خداوند مهربان و استمداد از او نيز غافل نباشيد .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1333  |  149 امتياز

متين
از تهران
امضا شده : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۵۳
سلام آقاي مرادي.احتمالاً شبتون بخير و خسته نباشيد.متن "آشتي با غزل"عالي بود.تمام نکته هايي که اشاره کرده بوديد يه جورايي تجربه کردم.خيلي لذت بخشه.خواستم براي قدر داني از شما براتون يه غزل بفرستم.راستي امتحانات داره شروع ميشه.متاسفانه کمتر ميتونم بيام اينجا و استفاده کنم.حاج آقا دعا کنيد از پس امتحانات خوب بر بيايم.درس ها خيلي سخت شدن.ممنونم 
*** 
تن ت به ناز طبيبان نيازمند مباد 
وجود نازکت آزرده گزند مباد 
سلامت همه آفاق در سلامت توست 
به هيچ عارضه شخص تو دردمن مباد 
جمال صورت و معني ز امن صحت توست 
که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد 
در اين چمن چو در آيد خزان به يغمايي  
رهش به سرو سهي قامت بلند مباد 
در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد 
مجال طعنه بد بين و بد پسند مباد 
هر آنکه روي ماهت به چشم بد بيند 
بر آتش تو بجز جان او سپند مباد 
شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوي  
که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد 
"حافظ"
شهاب مرادی :سلام/ سپاس                   »»» آشتی با غزل
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3443  |  146 امتياز

خصوصیامضا شده : ۲۳ اسفند ۱۳۸۵ ساعت ۱۶:۰۷
سلام- اگر به دلیل علاقه - انسانیت - یا هر واژه ای که حس بودن و از خود گذشتن را تداعی می کند بخواهم با پسری که ایدز دارد ازدواج کنم به نظر شما که یک فرد در امور دینی و حق و حقوق خانواده واقف هستید در این مورد چست . من از خانواده متدین دارم و شخص مورد نظر هم همین طور هر دو تحصیلات و موقعیت اجتماعی خوبی داریم و در حالی این تصمیم را می گیرم که دو سال است ایشان را ندیده ام بعد از آشنایی و و علاقه که کاملا درست و با توجه به عفت و حرمت بود ایشان یکباره قید همه چیز را زد و حتی دیگر حاظر به دیدن من هم نشد من که خیلی علاقه من شده بودم در مدت این دو سال پافشاری و کنجکاوی کردم و متوجه این موضوع شدم - حالا تصمیم دارم با ایشان زندگی کنم . ولی به خانواده ام در این مورد چیزی نگم چرا که این موضوع برای کسی قابل پذیرفتن نیست . من فکر می کنم این یک راز است در زندگی من که شخصی ست و فقط من و شخص مقابل حق داریم انتخاب کنیم که با این موضوع چگونه کنار بیاییم . البته شخصی که می گویم به این راحتی قبول نمی کند ولی مشکل من با تصمیمم است . که می گویم ایا اگر این مشکل برای هر کدام از ما پیش بیاید انتظار چه برخوردی را از کسی که ادعا می کند بعد از خدا ما را می پرستتد و دوستمان دارد . چیست . البته حس من ترحم نیست من واقعا بدون او دچار مشکل روحی و فقدان هستم نمی توانم به هیچ مردی در زندگی ام فکر کنم با اینکه در این مدت شرایط خوبی داشم . آقای مرادی لطفا واضح جواب مرا بدهید ؟ از اینکه هر چه خدا بخواهد همان می شود یا یکی و دو جمله نصیحت مشکلی از من حل نمی شود . همیشه در زندگی ام به اینکه کدام راه درست است اندیشیده ام و با فکر قدم برداشتم که خدا و پدر و مادرم از من راضی باشند ولی الان نمی دانم کدام راه درست است آیا این در درگاه خداوند پسندیده است ؟ نمی دانم ؟
شهاب مرادی :
سلام/ مخالفم.
 اما جواب مفصل:
در تصميم گيري  براي زندگي مشترك ، باید سهم تفكر عاقلانه بسيار زياد باشد.
زندگي مشترك وقتي آرامش بخش و سازنده است كه نيازهاي جسمي و روحي هر دو طرف تاکید میکنم هر دو طرف ؛ نه یک طرف! در حد معقولي ارضا شود.
اگر در زندگي ، يكي از طرفين احساس كند نيازهايش به نوعي توسط خود يا طرف مقابلش برطرف نشده يا سركوب شده است، احساس نا خشنودي مي كند و اين به دوام و ثبات خانواده آسيب جدي مي رساند.
مشكل شما مسئله ي ساده اي نيست حتي اگر تصميم شما همانطور كه خودتان اشاره كرديد از روي احساس نباشد با منطق و عقل سازگار نيست چرا كه آينده نگري ندارد.
شما نسبت به او تعهدي نداريد. چه بسا ورود شما به زندگي او ، مشكلش را شديدتر كند؛ چرا كه قادر به پاسخگويي به بخشي از نيازهاي اساسي شما نيست و از اين لحاظ ممكن است دچار سرخوردگي شود.
هر انساني در برابر حفظ سلامت و بهداشت جسم و جان خود مسئول است.
قطع ارتباط كامل با ايشان به مرور باعث مي شود ايشان را فراموش كنيد.
انسان به همان نسبت كه زود دلبسته مي شود ، توانايي قطع دلبستگي هايش را نيز دارد.
سعي كنيد با توكل به خدا و با كمك خداوند او را فراموش كنيد و بعد از گذشت زمان مناسب ، وقتي به تعادل عاطفي رسيديد براي زندگي و آينده ي خود تصميم بگيريد.

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1386  |  145 امتياز

يه دختر
از از همين دور و برا
امضا شده : ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۳۰
سلام.حاج آقا خسته نباشيد.من مي دونم که شما خيلي اذيت مي شيد ولي به خدا اگه اصرارتون مي کنم 1)به خاطر اينکه از معدود روحانيوني هستيد که قبولتون دارم 
2)واقعا مشکل دارم.شايد من روزي 100 بار ميام که جوابمو ببينم ولي شما به اين همه جواب ميدين ولي به من نه.اين دفعه ازتون خواهش مي کنم که بهم جواب بدين.حاج آقا من يه دختري هستم سال اول دانشگاه.وقتي مدرسه بودم يه آدم خيلي موفقي بودم تا الان که يه دانشجو هستم.و يه کسيم که اگه اغراق نکرده باشم يه آدم پايبند به مسايل مذهبي.وقتي نتيجه ي کنکورم اومد و ديدم خيلي خوب بود و چون اقوامم رو ميشناسم مجبور شدم يه رتبه ي بدترو بگم تا دست از سرم بردارن با اين حال دختر عموم به دليل حسادت بيش از حدش منو داغون کرد يه سري کارايي که فقط دليلش حسادت بود با اينکه اون خودش ازدواج کرده و علي الظاهر يه ازدواج خوبم رو داشته ولي بازم تو اين مورد حسادت داشت حالا سوالاي من: 
به دليل اين برخورداي اون_ خونواده ها دارن از هم فاصله مي گيرن و کم کم قطع رابطه ميشه ومن بايد چي کار کنم که اين اتفاق نيفته؟  
و دوم با توجه به اينکه من الانم دارم توي يه سري مسابقات وثبت اختراع و اين جور چيزا شرکت مي کنم و (به اميد خدا در آينده اي نه چندان دور) و به هر حال يه روزي هم ازدواج مي کنم مي خوام ببينم من بايد چه برخوردي داشته باشم که برنامه هام خراب نشه و اونم نتونه اگر چيزي تو ذهنشه بهش برسه؟  
و اونم به اشتباهش برسه. 
من منتظرم حاج آقا.خداحافظ
شهاب مرادی :سلام/ (از صراحتم ناراحت نشوید)
این رقابت، چشم وهم چشمی و حسادت در دوطرف وجود دارد!
کار اصلاح را از خودت شروع کن.
به جای رقابت رفاقت کن و به جای حسادت به او دعایش کن و خدا را بابت نعمت هایی که به او داده شکر کن.
رفتنت به دنبال مسابقه و اختراع و این دست بازی ها برای جمع کردن ابزار لازم  به منظور ادامه دادن این رقابت ناسالم است.

 سوال:
مفهوم واقعی زندگی چیست؟
و شما چند درصد زندگی می کنید؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1041  |  144 امتياز

مسعود فرياد
از کرج
امضا شده : ۰۷ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۳۷
سلام شهاب عزيز خسته ام از مناسبات شرکتي که در آن کار ميکنم ديوانه شدم سنم رفته بالا کار نميتوانم پيدا کنم فقط تحمل ميکنم و روزها را ميکشم تا اينکه زمان مردنم برسه خوش به حالت تو خيلي سعادتمندي به شما روحانيون خيلي غبطه مي خورم حتما در عالم ازل کاري کرديد که استحقاق شو پيدا کرديد نوش جانتان من در يکي از اين شرکتهاي تابعه خودرو سازي هستم نميودوني جه خبره گفتني نيست دعا کن داغون داغونم
شهاب مرادی :سلام/ سخت نگیر!
مراقب باش دچار افسردگی ، سوءظن  و کج خلقی با خانواده نشوی!
و در صورت لزوم همکارانت را مشفقانه نهی از منکر کن.

و از خدا برای شغل بهتر کمک بخواه و برای بهبود رزق و روزی در کنار استغفار و صله رحم و احسان فراوان به والدین و... هر شب مقید باش که

تعقیبات نماز عشاء را بخوانی ؛ اللهم انه لیس علم لی بموضع رزقی...
و نافله عشاء نماز (وتیره) را به این شیوه که مرحوم محدث قمی نقل فرموده‌اند، بخوانید:
(دو رکعت نماز نشسته در رکعت اول پس از حمد سوره واقعه و رکعت دوم پس از حمد قل هو الله)

دوستان حتما در منزل در کنار مهر و سجاده مفاتیح داشته باشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6437  |  143 امتياز

ريحانه رضوي
از قم
امضا شده : ۱۴ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۷
سلام ورودتون به مهماني خدا مبارک از طرح مجدد اما زيباي قصه آفرينش ممنون  
جالبه اما نميدونم چرا حالم خوب نميشه منظورم يه حال معنوي خوبه از فرصت طلايي رجب و شعبان به خاطر کلاسهاي فشرده و پرحجمي که ميرفتم نتونستم استفاده کنم به خودم ميگم هرسال که از رجب منتظر اومدن ماه مبارک بودم نميتونستم ماه رمضان رو خوب درک کنم امسال که بدون آمادگي پريدم وسط مهموني خدا که ديگه هيچ!!!!!! 
حاج آقا مشکلم اينجاست که نتونستم با خدا ارتباط  
برقرار کنم وقتي با خدا حرف ميزنم احساس ميکنم دارم ادا در مي آورم و خودم نيستم در حالي که وقتي با آدمها ارتباط دارم بيشتر به خودم نزديکم چرا اينجوريه؟با اين که ميدونم خدا منو ميبينه و از رگ گردن به من نزديکتره اما نميتونم باهاش ارتباط برقرار کنم يعني ارتباطم مصنوعي ميشه و به دلم نمي چسبه. 
خيلي وقتها هم به خاطر فاصله زيادي که به خاطر غفلتها و گناهانم بين من و خدا افتاده از شرمندگي روم نميشه که چيزي بگم و اين فاصله فهم خدا رو برام سخت کرده البته همون طور که گفتم از لحاظ تئوري مشکلي ندارم ميدونم خدامهربونه و بخشنده و غفور و بنده هاش رو با همه بديهاشون ميپذيره اما وقتي به عمل ميرسم همه چيز تصنعي ميشه. ازتون خواهش ميکنم تو ماهي که بهترين فرصت براي ارتباط با خداست راه رو نشونم بديد که اگه اين ماه بگذره و من آمرزيده نشم...!!!
شهاب مرادی :سلام/ راه ؛ همان راه گدایی
 یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله؛  .
این حال وسوسه شیطان است بی توجه به شیطان و غرق در مولا باشید و عادت کنید قبل از عبادات مثل تلاوت قرآن و یا دعا کردن به خدای متعال از شر شیطان پناه ببرید با ذکر ساده ی اعوذ بالله من الشیطان الرجیم  و پاسخی مفید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1646  |  141 امتياز

بنده
از زمين
امضا شده : ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۲۷
با سلام خدمت شما حاج اقا شما تنهاترين راهنماوسنگ صبور من هستيد خواهش ميکنم جواب نامه ام رو زود زود بديد 
من دختري 26 ساله ام که در خانواده متدين بزرگ شدم و خدا را شاکرم که اينجوري بزرگ شدم نه اهل دوست پسر و اينجور رابطه ها نبودم 2 سال پيش پسر عمويم رسما از من خواستگاري کرد ولي چون از لحاظ عقيدتي با هم اختلاف داشتيم جوابم منفي بود با سماجت او 6 ماه بعد بالاخره راضي شدم با او صحبت کنم تا شايد به توافق برسيم مادرم به خاطر شناخت خانواده پدريم راضي به اين امر نبود از اشکالات بزرگ پسر عمويم اين بود که به قول معروف پايه ثابت رقص در مجالس وعروسي ها بود واين رو تنها تفريح خودش ميدونست که حاضر شد باه خاطر من با تفريحات ديگه جايگزين کنه در نماز وعبادت هم کاهل بود که راضي به خوندنش شد وحتي منو براي نماز صبح بيدار ميکرد ولي کم کم ترکش کرد و هر بار بهانه اي مي اورد من کم کم به او و او به من وابسته شديم وچون دانشجوي شهر ديگري بودم اين وابستگي شديدتر شد و تقريبا هر روز با هم حرف ميزديم واو هر بار قول ميداد که سر حرفهايش هست عيد 87 انها به خواستگاري من امدند و قرار شد بعد پايان ترم ازمايش ژنتيک بدهيم داديم و جوابش 2 روز قبل ماه رمضان امد و قرار شد تا پايان ماه رمضان دست نگه داريم ولي ديگه خبري از خانواده عموم نشد که نشد ولي ما همچنان در ارتباط بوديم واو يک بار مشغله کاري و يک بار دست تنگي رو ووووبهانه نيومدنش ميکرد تا تير88 که درسم تمام شد اونها زنگ زدند ولي خانواده من جواب ندادند و گفتند تاخيرشون بي دليله وکار تموم شده اس 3هفته بعد در عروسي اقوام نزديک با هم برخورد کرديم خانواده اش به خوبي برخورد کردند ولي خودش انگار که من و خانواده هم را نميشناخت فردايش پدر ومادرش با روي نه چندان خوش امدند بعد همه گلايه ها من در خواست صحبت مجدد با او را دادم که انها گفتند مگه شما به توافق نرسيديد که رفتيد ازمايش ؟چون بعد از تماس بي پاسخ خانواده انها او رابطه اش را با من قطع کرده بود من ميخواستم حرف هاي نهايي اش را بشنوم ولي او گفت(با اس ام اس)که فقط به اصرار خانواده اش مي ايد براي صحبت و همه چي برايش تمام شده به خاطر جواب ندادن به تلفن خانواده اش!چند روز بعد امدند من گفتم که چرا به قولت وفادار نبودي ودر عروسي رقصيدي گفت ناراحت بودم ودر ضمن همه چي برام تمام سده بود کلي از حرفهايش تغيير کرده بود بعد هم که رفت اس ام اس داد که حلالم کن ديگه هم جواب زنگ واس ام اس مرا نداد من به خاطر علاقه ام خيلي التماسش را کردم ولي او گفت که نميتوانم خودم را انطور که تو ميخواهي عوض کنم يک بار هم به مرز بازگشت دوباره رسيد ولي بعد دوباره براي هميشه خداحفظي کرد و رفت ومن وخانواده ام را با کوله باري از سوالات تنها گذاشت خانواده اش هم فعلا سکوت کرده اند من دارم از درون داغون ميشم خيلي غصه اين 2 سال رو ميخورم نميخوام خانواده ام بيشتر از اين غصه مرا بخورند همه چي رو ميريزم تو خودم من ساکن شهرستان کوچکي هستم وبه روانشناس و مرکز مشاوره دسترسي ندارم تو رو خدا کمکم کنيد من هنوز به او علاقه مندم چطور فراموشش کنم؟ايا من حقي بر گردن او دارم؟چطور گذشته تلخم را فراموش کنم؟خيلي حرف نگفته با درم چه کنم؟زود جوابم را بدهيد که در مرز افسردگي ام من رابطه ام را با خدا نزديک تر کرده ام دعا کنيد خدا مرا ببخشد و دستم را بگيرد اگر او روزي برگشت شايسته گذشت هست؟(البته او گذشته پاکي هم نداشت که من در زمان علاقه مندي ام فهميدم و چشم پوشي کردم!)
شهاب مرادی :سلام/ خدا را شکر کنید که نشد. شأن خودت را حفظ کن و التماسش نکن! و اگر برگشت قاطع میگویم پاسخ مثبت نده و مذاکره هم نکن! cut والسلام.

 اما شما در انتخاب همسر چند خطا داشته اید:
1. قصد اصلاح او را داشتید(نرقصیدن  و نماز خواندن و ...) امر به معروف و نهی از منکر خوب است ولی نه در مرحله حساس و خطیر انتخاب همسر
دخترم ازدواج درمانگاه نیست!
 اردوگاه تربیتی و اصلاح رفتار نیست! باید چشمتان را باز کنید و ببینید آیا با خواستگار بدون هیچ تغییری در خلق و خوی و شرایطش می توانید زندگی کنید؟ اگر نه که نه.
2. به جای شناخت درست او ، خود را تشویق و یا مجبور کردید به "علاقه سازی" این علاقه‌ی اَلکی ساخته‌‌ی دست خودت است اگر او ایجاد کرده بود با رفتنش و ترک تو و جفا خرابش کرده بود پس این علاقه بیشتر معلول خیال و وهم خودت است »»»» سرچ کن و یادداشت جناب سروان و هشدارهای قبل از ازدواج را بخوان.
و چند خطای دیگر ...

پسرهای "متدین واقعی" کم نیستند ولی معمولا دخترهای "خوب و خوش اعتقاد و معنوی" که ظاهر شرعی مناسبی ندارند و "خوش حجاب" نیستند خواستگار متدین ندارند.


عبارتی کوتاه و مهم  از حدیث اول کتاب شریف اربعین حدیث امام خمینی رضوان الله علیه:

و بدان که هیچ راهی در معارف الهیه پیموده نمی شود مگر آنکه ابتدا کند انسان از ظاهر شریعت ،
و تا انسان متأدب به آداب شریعت حقّه نشود هیچ یک از اخلاق حسنه از برای او به حقیقت پیدا نشود
و ممکن نیست که نور معرفت الهی در قلب او جلوه کند و علم باطن و اسرار شریعت از برای او منکشف شود.

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4928  |  141 امتياز

حميد رحيمي نژاد
از نيشابور
امضا شده : ۳۱ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۲۵
با سلام  
چند وقت است در اينترنت وبلاگ ها و سايت هايي به... 
... 
لطفا به آن سر زده و ليست از اسلام برگشته ها را ملاحضه كنيد ... پس اگر مي شود مقداري از بحث هاي خود را در رابطه با شبه هاي اسلام قرار دهيد تا كمتر از اين اتفقات بيفتد چون ما وبلاگ نويسان مسلمان به تنهايي قادر نيستيم به تبليغات گسترده ي ضد اسلام پاسخ دهيم
شهاب مرادی :سلام/ نا امید نباشید و به هیچ وجه از دشمن نترسید.
 این تبلیغات واهی است و واقعیت امروز جهان اسلام خواهی است و الاسلام یعلو و لا یعلی علیه .

در این رابطه مقاله منتشر نشده ای از یادداشت های موضوعی آیت الله شهید مطهری را بخوانید:

« اسلام و نیازهای جهان امروز

  اصلی است در جهان آفرینش و در اجتماع انسانی به نام اصل احتیاج. آنچه در جهان و در اجتماع به وجود می آید ناشی از احتیاج است و آنچه باقی می ماند نیز از احتیاج است. هر چیزی كه مورد نیاز باشد به وجود می آید و باقی می ماند و هر چیزی كه مورد نیاز نباشد به وجود نمی آید و باقی نمی ماند.این اصل را به دو شكل می توان تفسیر كرد. یكی اینكه احتیاج و مورد نیاز بودن در اصل پیدایش اشیا موثر است كه اگر چیزی مورد نیاز نباشد به وجود نمی آید و قهرا در بقا نیز مادامی باقی است كه مورد نیاز است و همین كه از مورد نیاز بودن افتاد محو و نابود می شود. به عبارت دیگر كه در حركت طبعی و قسری گفته ایم حركات طبعی قابلیت بقا و دوام دارد برخلاف حركت قسری. چیزی كه هست امور مورد نیاز به فرض از بین رفتن، دو مرتبه به وجود می آیند. البته نه به این معنی كه هر چیزی هم كه محو و نابود می شود به دلیل این است كه مورد نیاز نیست، زیرا گاهی چیزی به علل قسری نابود می شود. معنی دیگر اینكه اشیاء ممكن است اصل پیدایش شان بنا بر اصل احتیاج به آنها نباشد، بلكه فقط قابلیت آنها و امكان ذاتی و استعدادی آنها برای پیدایش كافی است كه به وجود بیایند ولی برای بقای آنها مورد نیاز بودن آنها شرط بقای آنها است. به عبارت دیگر ملایمت و سازگاری آنها با اشیای دیگر بلكه بالاتر از سازگاری، مورد نیاز بودن آنها و رافع بودن آنها یكی از احتیاجات مجموعه هستی را كه به صورت یك واحد است شرط ادامه یافتن وجود آنها است. در جهان هستی، یك شیء بدون اینكه وجودش در حفظ و بقای یك مجموعه مفید و موثر باشد و به عبارت دیگر مورد نیاز باشد قابل بقا و دوام نیست.به طور كلی در قرآن كریم حق و حقیقت در نهایت امر پیروز، و باطل، پوچ و از بین رفتنی معرفی می شود. این مطلب گاهی به همین صورت پیروزی خود حق بر باطل بیان شده است، مثل: جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا یا: بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه فاذا هو زاهق یا: فٲما الزبد فیذهب جفاء و ٲما ما ینفع الناس فیمكث فی الارض... و گاهی به صورت پیروزی طرفداران حق بیان می شود، مثل اینكه می فرماید: و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلین. انهم لهم المنصورون. و ان جندنا لهم الغالبون.
این اصل، نوعی خوشبینی به نظام هستی می دهد.
مولوی می گوید:
هر چه رویید از پی محتاج رست
تا بیابد طالبی چیزی كه جست
حق تعالی كاین سماوات آفرید
از برای رفع حاجات آفرید
هر كه جویا شد بیابد عاقبت
مایه اش درد است و اصل مرحمت
هر كجا دردی دوا آنجا رود
هر كجا فقری نوا آنجا رود
هر كجا مشكل جواب آنجا رود
هر كجا پستی است آب آنجا رود
آب كم جو تشنگی آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
تا نزاید طفلك نازك گلو
كی روان گردد ز پستان شیر او
ما درباره این حدیث: « الاسلام یعلو و لا یعلی علیه» گفتیم كه سه معنی می توان برای آن ذكر كرد.
یكی آنچه فقها گفته اند كه انشاء دانسته، از آن استفاده حكم تكلیفی و وضعی كرده اند. دیگر اینكه اخبار است. اخبار از چه آیا اخبار از یك واقعیت در مرحله عقل و استدلال و حجت، یعنی اینكه حجت و استدلال و منطق اسلام همواره پیروز است، هر چند در عمل و واقعیت مغلوب باشد یا اینكه در جنگ تنازع بقا كه میان عوامل مختلف اجتماعی هست، در نهایت پیروز است و پشتیبان پیروزی او و بقای او و ادامه او اصل نیاز و رفع احتیاجات و هماهنگی با احتیاجات است كه: هو الذی ٲرسل رسول بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله ولو كره المشركون. به عبارت دیگر در تصادم ها و تضادهای اجتماعی ناجح و موفق است ما جانب احتمال دوم را ترجیح دادیم.اسلام شخصیت خود را در پاسخگویی به نیازها و در حل مشكلات جهان دیروز و امروز ثابت كرده است. امروز همه سخن در این است كه چه عقیده و مرامی و چه آیین و مسلكی جوابگوی حل مشكلات امروز بشر است و این كه چه نیازهایی هست البته باز سخن در این نیست كه چه میل ها و رغبت ها و عطش های كاذب كه غالبا به صورت تمایل به عصیان و سنت شكنی و قطع رابطه با گذشته است و یك دنیا تحیر و سرگردانی نتیجه می دهد، ظاهر می شود. اسلام نیامده است تا عطش های كاذب به اصطلاح نسل امروز را فرو نشاند، بلكه خود اینها انواعی بیماری است كه باز اسلام است كه به این بیماری ها شفا می بخشد.احتیاجات گاهی به این صورت است كه جهان و اجتماع بیمار است و غده های چركینی آن را رنج می دهد و نیاز دارد به یك نشتر كه غده ها را پاره كند و آرامشی نسبی به بیمار ببخشد، آنچنان كه كمونیسم كرد، و گاهی علاوه بر آن نیازمند این است كه پس از نشتر، بخیه و پانسمان كند و صحت و سلامت كامل به آن ببخشد، اسلام در گذشته، هم نشتر به جامعه گرفتار غده های چركین زد و هم این كه اصلاح و پانسمان كرد. قانون تنازع بقا همان طوری كه در میان جانداران هست در میان مرام ها و مسلك ها و آیین ها نیز هست، و همان طوری كه در آنجا اصل بقای اصلح حكمفرما است و آن كه بیشتر و بهتر رافع نیازها است باقی می ماند، در اینجا نیز چنین است.اصل بقای مفید و عدم بقای غیرمفید یك مطلب است كه بهترین مثالش در اعضای جانداران در زیست شناسی است و بقای متاع های مفید در اقتصاد است، از قبیل جواهر و سنگ ها و فلزهای قیمتی. و اما اصل بقای اصلح در زمینه تنازع بقا است. آیه «فٲما الزبد فیذهب جفاء و ٲما ما ینفع الناس فیمكث فی الارض» ناظر به اصل بقای مفید و نافع است و آیه «ولقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادی الصالحون» ناظر به بقای اصلح است، همچنین آیه «ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبه للمتقین.» یكی از مشكلات این است كه یك چیزی هم دین باشد و دین، با ثبات و یكنواختی و توجه به گذشته توٲم است در عین حال با نیازهای دنیای نو منطبق باشد. این خصوصیت مختص اسلام است. این خود یكی از جهاتی است كه نیاز جهان امروز را به اسلام روشن می كند. جهان امروز اولا به خود دین احساس نیاز می كند. ثانیا به دینی احساس نیاز می كند كه با نیازهای دیگر هماهنگی داشته باشد، با سایر خواسته های طبیعی و غریزی هماهنگی داشته باشد و با نیازهای نویی كه در دنیای نو پیدا می شود هماهنگی داشته باشد، رابطه انسان را با عقل و علم محكمتر كند، با تمدن نیز.در دنیای گذشته دین را بیشتر با تعصب می پذیرفتند نه از روی تعقل و احساس نیاز، ولی امروز روی احساس نیاز می پذیرند.مسئله ای كه به نام تفكیك دین از سیاست عنوان می شود، عنوان محترمانه ای است، ناسزای مودبانه ای است به اسلام كه جوابگوی نیازهای جهان امروز نیست و اول بار این را ترك ها با الهام از فرنگی ها عنوان كردند. اسلام بینش های نو را می پذیرد و هدایت می كند. یكی از مقدمات و علل و زمینه های امیدبخش برای اسلام، شكست ادعاهای نویی است كه به نام تازه ترین آفریده های اندیشه های انسان عرضه می شود، به طور كلی شكست چیزهایی كه به صورت فلسفه، افكار نو، كمونیسم، سوسیالیسم و غیره مطرح شده و دو مرتبه چشم ها را متوجه دین كرده است.توام بودن دین و دنیا، جسم و روح، ماده و معنی، فرد و اجتماع در اسلام واضح تر از این است كه قابل تاویل و توجیه باشد.
 انكار اسلام، برای اسلام از این ناسزاهای مودبانه به نام تفكیك دین از سیاست قابل تحمل تر است. »
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1047  |  134 امتياز

سيد ناصر
از خراسان فردوس
امضا شده : ۲۴ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۵۳
سلام استاد مرادي عزيز 
من جواني 24 ساله هستم که در 1 سال پيش در دانشگاه با دختري که 11 ماه از خودم بزرگتر است آشنا شدم 
دوستي ما تا 6 ماه پيش دوستي معمولي بود تا اينکه اين خانم به من پيشنهاد ازدواج داد 
من اين دختر را اهمه لحاظ قبول دارم حتي اخلاق ودين که يک نمونه کامل است 
اما متاسفانه من شرايط ديگري را براي زندگي آينده ام از دختر مورد علاقه خود مي خواستم که شايد ايشان همه آنرا نداشته باشند و بسيار دودل هستم 
چون انتخاب من ايشان نبود اما بسيار دوستش دارم وتا کنون به استخاره و نظر پدر مادرم روي آوردم که همه اش خوب بود 
حتي استخاره بسيار خوب بود و بعد از يک ماه که از اولين استخاره گذشت دومرتبه دودل شدم اما باز همان سوره وهمان آيه آمد 
حال مي خواهم من را راهنمايي کنيد چون مي ترسم اگر ازدواج کنم شايد به طلاق منجر شود 
راستي نکته ديگري که بايد ياد آوري کنم اينست که ايشان بسيار به من علاقه مند است و مي گويد اگر من با او ازدواج نکنم ديگر ازدواج نخواهد کرد 
واين باعث شده من بيشتر مجبور به ادامه اين رابطه شوم 
شما را به خدا راهنمائي ام کنيد .ديگر درمانده شده ام.
شهاب مرادی :سلام/ همچنان خواندن پیام ها را سفارش می کنم.
ابتدا یادآوری چند نکته تکراری مهم :

    1. در این امور اصلا استخاره نکنید.
    2. دختر نباید از پسر بزرگتر باشد.
    3. هیچ گاه به خاطر ترحم یا رودرواسی یا اجبار ازدواج نکنید.
    4. از دوستی های بی ثمر و پر آسیب دختر و پسر اجتناب کنید.
    5. قبل از ازدواج و در مرحله ی انتخاب خودخواه و کمی بد بین باشید.    و ...

اما شما به این خانم علاقه ندارید و هدف و منظور شما دو نفر در این رابطه یک ساله واحد نبوده شما از خوب آمدن استخاره ناراحتی این اصلا اسمش دودلی نیست شاید به عذاب وجدان بیشتر شبیه باشه به هر حال با شجاعت و کمال احترام و ادب پیشنهاد این خانم را رد کن و برای آینده از یک انتخاب عاقلانه و زندگی عاشقانه، خودت (و دیگری) را محروم نکن.
-------------------------------------------------
- دوستان باور کنیم خیر و برکتی در گناه نیست حتی گناهان کوچک!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1388  |  134 امتياز

بوردتلا
از تهران
امضا شده : ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۰۹
با سلام و خسته نباشيد . حاج آقا من تو شرايط بدي گير افتادم كه به راهنماييتون نياز دارم. دختري هستم 24 ساله. از اقوام خواستگاري دارم كه هنوز نيتشون رو مطرح نكردن. اما هر دفعه اين آقا پسر با رفتار رمانتيكش اعصاب منو خورد ميكنه احساس ميكنم ازش متنفرم( خوب چيكار كنم. دست خودم نيست) اونها منتظر من هستن تا امتحانم تموم شه. اوايل حس خاصي نسبت بهشون نداشتم اما الان از همه خونوادش كينه به دل دارم. آيا من ميتونم براي نجات از اين شرايط به دروغ بگم كه قصد ازدواج با كس ديگه اي رو دارم؟ فكر ميكنم دروغم مصلحتيه چون اولا رابطه خونوادگي بهم نميخوره و دلخوري پيش بياد . چون تمام خوانواده با اون پسر مخالفن.( پارسال هم از اقوام موردي بود كه پدرم بعد از فهميدن ... . نميخوام دوباره تاريخ تكرار شه) در ضمن نميخوام كه اونا بدونن كه من هم از قضيه باخبرم چون بعدها دايم ميخوان همسرمو با پسرشون مقايسه كنن. ميشه خواهش كنم كمكم كنين؟ تو فاميل هم كسي رو سراغ ندارم كه بخوام توسط ايشون منظورمون رو به اونا بفهمونم.  
در ضمن ملاك اين دوتا خواستگارم متانت و حجاب من بوده ،* آيا اين حق منه كه به خاطر حجابم اينقدر از دنيا سير شم؟ * 
حاج آقا من تا تير ماه بيشتر وقت ندارم. آيا اجازه دارم دروغ بگم؟ باز اينطوري اونا فكر مينن كه من و خونوادم هيچي از اين ماجرا نميدونستيم. اگه هر پيشنهاد ديگه اي هم داريد به گوش جان ميشنوم. 
دعاي خيرم بدرقه راهتون  
يا حق
شهاب مرادی :سلام/ اگر از کسی انزجار و تنفر دارید صریح و محکم و قاطع پاسخ منفی بدهید. و تمام.
چرا موضوع کش پیدا می کند؟
چرا رودرواسی؟!
و
چرا دروغ ؟؟؟! مومن دروغ نمی گوید.خدا هیچ خیری در دروغ قرار نداده
با توجه به این انزجار به هیچ وجه به توصیه‌هایی از این دست که ازدواج کنی بعدا بهتر میشود‌و‌به او علاقمند میشوی، توجه نکن.

خواندن یادداشت های مرتبط را توصیه می کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6154  |  133 امتياز

فاطمه
از تهران
امضا شده : ۰۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۴۱
سلام. من با مادرم وخواهرم آخر صفر(22بهمن)اگر امام حسين بطلبد عازم کربلا هستيم. 24 سالمه واولين بار است که ميرم کربلا. خيلي ترس از اين دارم که ندانم چگونه از آن محيط مصفا بهره گيرم ودست خالي برگردم. با توجه به اين که پدرم فوت کرده ميخواهم به نيابت از ايشان بروم . لطفا کمکم کنيد تا هرچه بهتر بتوانم از اين سفر معنوي توشه گيرم.(هرگونه توصيه ،معرفي کتاب ،سايت ...) 
نميدانم آنجا بايد درخواست هاي مادي خودم را درخواست کنم يا بيشرمانه است ؟
شهاب مرادی :سلام/ برمشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
 
1. که نکته ایست بسیار مهم : دقت کن و بدان
شما برای برداشت و جمع آوری نمی روید! که تلاش شما نقش بیشتری داشته باشد
به محضر سلطان می روید -به دعوت خودش- فقط آداب حضور را رعایت کنید ؛ خود حضرت روش بنده پروری را خوب بلد است و کریم است و بسیار مهربان ...حتی حاجت های فراموش شده ات را هم برمی آورد.
2. مفاتیح الجنان کافی است و آداب زیارت را رعایت کنید در حد توان و نشاط
  البته برخی امور را باید روحانی کاروان برای زائر شرح دهد که زائر استرس اضافی برای انجام همه‌ی! مستحبات نداشته باشد.
3. در حرمهای ائمه بهترین زیارت "جامعه کبیره" است. و زیارت"امین الله" و زیارت"عاشورا" و زیارت"وارث"
هرچند گفتن فقط یک "السلام علیک" هم زیارت است و تمام ثواب ها را دارد. باور کنید!
خواندن این زیارات "بازخوانی هویت شیعی" است و تصحیح عقاید و شناخت
4. زیارت ها را به نیابت پدر و مادر و معلم و همه مومنین می توانی انجام دهید و چیزی از ثواب زائر کم نمی شود. لطفا مرا هم دعا کنید و به نیابت ما هم سلامی عرض کنید.
5. هرچند "در محضر کریم تمنا چه حاجت است؟" ولی هرچه دلت می خواهد دنیایی و آخرتی از حضرات معصومین بخواهید و -فارسی- بگویید با عافیت و ایمان کامل و عاقبت به خیری، حاجتم را رواکنید.

- صلوات را فراموش نکنید.
- برای فرج دعا کنید.
- قبل از ورود به حرم و قبل از زیارت تکبیر و تسبیح را فراموش نکنید.
- در زیارت "اذن دخول خیلی مهم است و توجه در آن در کیفیت وحال زیارت تاثیر دارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4517  |  133 امتياز

محمد رضا
از تهران
امضا شده : ۲۹ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۲۸
سلام حاج آقا. 
مدت ها بود آهسته ميومدم اينجا و وقتي صحبتهاي زيباي شما رو ميخوندم، آهسته تر مي رفتم. 
اما اين بار نشد. طاقت نياوردم. 
با اجازۀ شما ميخوام جواب mina از قم رو بدم و اون اينكه:  
خوش به حال اونهايي كه از آنچه مردم در موردشون مي انديشند، بهترند و بدا به حال كساني كه بدترند از آنچه مردم در موردشون فكر مي كنن. 
 
خوش به حال حاج آقا مرادي كه خدا ميدونه چه قلب رئوفي دارن (با توجه به پاسخشون به حرفاي شما و قطرات اشكشون و ...) و واي به حال كساني مثل من و شما.  
 
خانم محترم اي كاش همه مون عادت كنيم به افرادي كه محبوب مردم هستند، بي جهت حمله نكنيم. و اي كاش در همه حالات بدونيم و يادمون باشه كه خدا ناظر ماست.  
 
ببخشيد حاج آقا بي اجازه حرف زدم. امثال ما رو حلال كنيد.
شهاب مرادی :
سلام/ به قول مشتیای باصفای قدیم؛ صلوات بفرس. یاعلی.
سال نو مبارک
 mina از قم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9780  |  131 امتياز

سیدعلی ر
از iran
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۴۵
سلام استاد از این یادداشت اخیر میشه فهمید که شما ماه رجب را یه جور دیگه دوست دارید. درست فهمیدم؟
شهاب مرادی :سلام/ بله خیلی این ماه را دوست دارم
و آن را بسیار باعظمت و مهم می دانم و به آن امید بسیار دارم.
رجب ماه شروع و آغاز است.                   »»»صدای پا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5919  |  131 امتياز

هيچکس
از تهران
امضا شده : ۱۳ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۰۶
سلام  
عذر مي خوام حاج آقا من طلبه ام 25 ساله همسرم 20 ساله است محصل حاج آقا همسرم همه شرايط رو از نظر ايمان اخلاق قناعت و خانواده شريف و مذهبي رو داره من بسيار به علاقه مندم ولي با او احساس صميميت مثل دو تا رفيق نمي کنم 8 ماهه عقد کرديم لطفا راهنمايي کنيد
شهاب مرادی :سلام/ هیچکس یعنی چی؟ منشاءعرفانی داره ؟!
پیشنهاد می کنم که خودت باشی نه هیچکس بن هیچکس!
اما پاسخ :
1. دیر نشده چون در دوران عقد هستید .معمولا پس از ازدواج تقریبا بین 6ماه تا 3 سال همزبانی زن وشوهر زمان لازم دارد.
2. آیا او باید اقدام به ایجاد صمیمیت کند یا شما یا هر دو؟
3. آیا تو باید احساس صمیمیت کنی یا او یا هر دو؟
4. برای شناخت بهتر او وشناساندن صادقانه خودت بیشتر با هم گفتگو کنید .
5. گفتگو
6. گفتگو و گفتگو و...
گفتگو اولين، بهترين و ... ، یک زبان و دو گوش، لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1269  |  130 امتياز

محمد رضا
از تهران
امضا شده : ۰۱ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۲۸
سلام حاج آقا. 
حتماً ميگيد اي بابا باز اين مزاحم سر و كله ش پيدا شد! 
چه كنيم ديگه دلمون اينجا گير افتاده. شما تحمل بفرماييد ممنون ميشيم. 
حاج آقا يه سؤال (مسئلة ٌ يا شيخ) : چرا وقتي توبه مي كنم هنوز حسم خوب نيست؟ مثل ميخي كه به ديوار كوبيده ميشه و وقتي درش مياري جاش مي مونه. اگه اين مثال ، صدق كنه كه هيچ وقت به آرامش نمي رسم. 
به نظر شما اين عدم آرامش نشونه ي عدم پذيرش توبه از طرف خدا نيست؟ 
اجركم عندالله
شهاب مرادی :سلام/ برعکس؛ این عدم آرامش به دلیل استدلال غلط و توسل به تمثیل ها و قیاس های نابجاست و نشانه ای از خشم شیطان و وسوسه های اوست.
والا خدای مهربان که تواب است و سخنش در باره توبه و پذیرش آن در قرآن کریم، آشکار و روشن است :... يبدل الله سيئاتهم‏ حسنات؛
 بله با توبه و ایمان و عمل صالح سیئات به حسنات تبدیل می شوند! بدی فقط پاک نمی شود بلکه به خوبی تبدیل می شود.

« الا من تاب و آمن و عمل عملا صالحا فاولئك يبدل الله سيئاتهم‏ حسنات و كان الله غفورا رحيما »

و برای تامل بیشتر عینا بخشی از ترجمه تفسیر المیزان را پیوست می کنم:
[ و اما اينكه تبديل گناهان به حسنه چه معنا دارد؟ مفسرين وجوهى ذكر كرده اند: بعضى گفته اند: خداوند گناهان سابق ايشان را با توبه محو مى كند و اطاعتهاى بعدى ايشان رامى نويسد، در نتيجه به جاى كفر و قتل به غير حق و زنا، داراى ايمان و جهاد - يعنى قتل به حق - و عفت و احصان مى شوند.
بعضى ديگر گفته اند: مراد از سيئات و حسنات ، ملكاتى است كه از آن دو در نفس پديد مى آيد، نه خود آنها و خدا ملكه بد آنان را مبدل به ملكه خوب مى سازد.
بعضى ديگر گفته اند: مراد از سيئات و حسنات ، ثواب و عقاب آنها است ، نه خود آنها و خدا از چنين كسانى عقاب قتل و زنا را مثلا برداشته ثواب قتل به حق و عفت مى دهد.
ليكن خواننده عزيز خودش به خوبى مى داند كه اين وجوه در يك اشكال مشتركند و آن اين است كه : كلام خداى را از ظاهرش ‍ برگردانده اند، آن هم بدون هيچ دليلى كه در دست داشته باشند.
زيرا ظاهر جمله : ((يبدل اللّه سيئاتهم حسنات ))، مخصوصا با در نظر داشتن اينكه در ذيلش فرموده : ((و خدا غفور و رحيم است ))، اين است كه : هر يك از گناهان ايشان خودش مبدل به حسنه مى شود، نه عقابش و نه ملكه اش و نه اعمال آينده اش ، بلكه يك يك گناهان گذشته اش مبدل به حسنه مى شود، اين ظاهر آيه است ، پس بايد با حفظ اين ظاهر چاره اى انديشيد.
حسنه يا سيئه بودن عمل منوط به آثار عمل است وتبديل سيئات به حسنات نيز به معناى تبديل آثار است
و آنچه به نظر ما مى رسد اين است كه بايد ببينيم گناه چيست ؟
آيا نفس و متن عمل ناشايست گناه است و در مقابل نفس فعلى ديگر حسنه است و يا آنكه نفس فعل و حركات و سكناتى كه فعل از آن تشكيل شده در گناه و ثواب يكى است و اگر يكى است - كه همينطور هم هست - پس گناه شدن گناه از كجا و ثواب شدن عمل ثواب از كجا است ؟
مثلا عمل زنا و نكاح چه فرقى با هم دارند كه يكى گناه شده و ديگرى ثواب ، با اينكه حركات و سكناتى كه عمل ، از آن تشكيل يافته در هر دو يكى است ؟ و همچنين خوردن كه در حلال و حرام يكى است ؟ اگر دقتى كنيم خواهيم ديد تفاوت اين دو در موافقت و مخالفت خدا است ، مخالفت و موافقتى كه در انسان اثر گذاشته و در نامه اعمالش نوشته مى شود، نه خود نفس فعل ، چون نفس و حركات و سكنات كه يا آن را زنا مى گوييم و يا نكاح ، به هر حال فانى شده از بين مى رود و تا يك جزئش فانى نشود نوبت به جزء بعدى اش نمى رسد و پر واضح است كه وقتى خود فعل از بين رفت عنوانى هم كه ما به آن بدهيم چه خوب و چه بد فانى مى شود.
و حال آنكه ما مى گوييم : عمل انسان چون سايه دنبالش هست ،پس ‍ مقصود آثار عمل است كه يا مستتبع عقاب است و يا ثواب و همواره با آدمى هست تا در روز ((تبلى السرائر)) خود را نمايان كند.
اين را نيز مى دانيم كه اگر ذات كسى شقى و يا آميخته به شقاوت نباشد، هرگز مرتكب عمل زشت و گناه نمى شود، (همان حركات و سكناتى را كه در يك فرد شقى به صورت زنا در مى آيد، انجام مى دهد، بدون اينكه زنا و كار زشت بوده باشد) پس اعمال زشت از آثار شقاوت و خباثت ذات آدمى است ، چه آن ذاتى كه به تمام معنا شقى است و يا ذاتى كه آميخته با شقاوت و خباثت است .
حال كه چنين شد، اگر فرض كنيم چنين ذاتى از راه توبه و ايمان و عمل صالح مبدل به ذاتى طيب و طاهر و خالى از شقاوت و خباثت شد و آن ذات مبدل به ذاتى گشت كه هيچ شائبه شقاوت در آن نبود، لازمه اين تبدل اين است كه آثارى هم كه در سابق داشت و ما نام گناه بر آن نهاده بوديم ، با مغفرت و رحمت خدا مبدل به آثارى شود كه با نفس سعيد و طيب و طاهر مناسب باشد و آن اين است كه : عنوان گناه از آن برداشته شود و عنوان حسنه و ثواب به خود بگيرد. و چه بسا ذكر رحمت و مغفرت در ذيل آيه اشاره به همين معنا باشد.]
ملاحظه می فرمایید که در این جا قطعا جای میخ روی دیوار نمی ماند و خدا بسیار مهربان و آمرزنده است.

»»» می خوام نمی شه ( توبـه )
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2102  |  130 امتياز

سها رادمند
از ايران
امضا شده : ۱۰ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۲۴
سلام آقاي مرادي  
شهادت حضرت زهرا(س) و همچنين رحلت جانگداز بنيان گذار انقلاب را خدمتتان تسليت عرض مي کنم . 
يک سوال هم داشتم اينکه ايام فاطميه چند دهه است و زمان شروع و خاتمه دهه ها چه موقع مي باشد ؟ 
اجرتون با خانم فاطمه زهرا
شهاب مرادی :سلام/ نظم واحدی ندارد
1. تاریخ روز شهادت حضرت صدیقه طاهره در روایات، مختلف نقل شده است و قابل اعتماد ترین آنها به ترتیب سوم جمادی الثانی یعنی95 روز بعد از رحلت رسول خدا(ص) و سیزدهم جمادی الاول یعنی 75 روز پس از رحلت رسول الله است.
2. مرسوم هیئات مذهبی در گذشته عزاداری 20 روزه ی  فاصله بین این دو نقل شهادت بوده که به ایام فاطمیه معروف شد.
3. در دوران نوجوانی به یاددارم که اشخاص و هیئت ها در محله های مختلف به ترتیب از ابتدای ماه جمادی الاول تا 10 جمادی الثانی به صورت 4دهه شب ها جلسات عزاداری برپا می کردند.
4. اخیرا در ایام حول وحوش روز شهادت (به دو نقل 75 و 95 روز) جلسات عزاداری برپا می شود و لزوما ده شب نیست.
5. اما احترام به هر دو نقل سیره مراجع عظام بوده و هست و مقام معظم رهبری مدظله هر ساله به این مناسبت چند شب مجلس عزا بر پا می کنند و در بیوت سایر مراجع عظام نیز وضع به همین منوال است.
6. حضرت زهرا و حضرت امیر مهمترین بنیان هویتی ما هستند و این مناسبت ها بهترین فرصت برای بازشناسی و تحقیق بیشتر و عرض ارادت به این آستان است.
7. من چندبار تاکید حضرت آیه الله تبریزی رضوان الله علیه و حضرت آیه الله وحید خراسانی مدظله را بر لزوم توجه به عزاداری و شرکت در مراسم حضرت فاطمه سلام الله علیها را شنیده ام و شرکت این دو مرجع بزرگ با پای برهنه در دسته عزاداری صدیقه طاهره فراموش نمی شود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1777  |  129 امتياز

يلدا صبوحي
از تهران
امضا شده : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۳۲
سلام. 
حاج آقا عاليه! 
مدتها بود پيشنهاد به اين خوبي بهم نشده بود. 
مهمتر از اين پيشنهاد خوب، تفسير بهتر شما بود. 
اينكه آشتي با ادبيات چقدر فايده داره و ما فكر مي كنيم هركسي شعر بلده رمانتيكه و افراد كمي هستند كه فكر كنند وقتي فرهنگ واژگان آدمي گستره باشه، ذهنش هم براي حل مسائل بازتره. 
قديمي هاي ما سرشار از غزل هاي زيبا بودند و ما... 
ممنون. 
و باز هم ممنون
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی    »»» آشتی با غزل
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3026  |  129 امتياز

مریمامضا شده : ۱۳ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۲۱
سلام آقای مرادی یک خواهر دارم28سال داره یک خواهر کوچکتر ازاون دارم که ازدواج کرده الان هم یک بچه داردبرای خواهر بزرگم چند تا خواستگار اومده که همشون می آیند مروند دیگر به پشت سرشان هم نگا هی نم کنند به خا طر همین مادرم به پیش چند تا سید رفته اونها هم گفته اند کارتان درست می شود ولی نه تنها درست نشد بلکه بازهم بد شد قبل از عید قربان یکی قرار شد بیاید مارم هم رفت پیش یک سید ایشان هم قرآن باز کرده بودند وگفته بودند که تا عید قربان این کار شما درست می شود الان چند هفته است که از عید قربان می گذرد ولی خبری نیست به خا طره همین مادرم رفت پیش آن سید او هم به مادرم گفته بود برای دخترتان دعا نوشتند وجلوی این کار را گرفتند حالا ما ماندیم و نمی دانیم باید چکار کنیم شما را به این ماه محرم قسم می دهیم که بگویید چه کار کنیم حرفها ی فامیل دیگران خوا هرم را زجر می دهد برایمان دعا کنید و بگویید در مقابل این مردم که جلوی خوشبختی خیلی از دختران را می گیرند باید چکار کنیم در ضمن از حرفهایی که می زنید خیلی لذت می بریم
شهاب مرادی :سلام/ ازدواج به اين امور ربطي ندارد. به اين اضطراب وهيجان پايان بديد.
سن ايشان براي ازدواج بحراني نيست واگر بااين عجله ازدواج هم سر بگيره چيزه ويژه اي نميشه.
ولي نكته مهم: اين مراجعه به سيد!دعا نويس! فالگير! رمال! آينه بين و... بر چه مبنايي انجام ميشود؟
 واگرسيد مذكور ميداند كسي چيزي نوشته چرا باطلش نميكند؟
چرافكر نمي كنيد اگر اين دعانوشتن وسر كتاب باز كردن وجادو وجنبل درست بود وكار را درست ميكرد اين افرادچرا براي خودشان كاري نمي كنند تا لا اقل ثروتمند باشند.امثال اين افراد براي امرار معاش مجبور به فريب مردم و بازي دادن مردم وسركيسه كردن مردم هستند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3013  |  128 امتياز

سلام
از isfahan
امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۷
سلام. 
تازه فهميدم اين افكاري كه توي ذهنم مياد وسواسه.افكار قوي مواجهه ناپذيروخسته كننده.موارد1و2و3و 4رو دارم.موارد15و16و17 سيار تكرار ميشن.موارد21و22و23 24و26و27و28و29و30 خودم وخانواده م رو خسته كرده.مثلا مامانم حدود20بار ميگن ظرفهارو بشورتا بفهمم چي گفتن. 
در خونه رو باز ميذارم و ميرم.حدود يك ساعت دلم شور ميزنه كه در ماشينو قفل كردم يا نه؟ 
 
پينگ پنگ رو از سر عادت خوب بازي ميكنم.بعد يهو به خودم ميام ميبينم اصلانميفهميدم دارم چي كار ميكنم.كلا حواس پرتم.همه چي هم يادم ميره. 
 
نماز هم كه ديگه هيچي.اصلا نميفهمم دارم نماز ميخونم. 
 
1000بار به خودم ميسپارم كه يك كاريو انجام بدم يا يادم ميره يا انجام ميدم. به هر حال بعدش شك ميكنم كه كارو انجام دادم يا نه. 
به نظرتون جكار كنم؟پيش روانپزشكم نميرم
شهاب مرادی :سلام/ بله به مشاور مراجعه کن
و فعلا از يک سررسيد استفاده کنيد و کارهاي روزانه را در روز مربوطه و کارهاي ريز و درشتي که بايد پيگيري شود را از اول يکي از صفحات خالي اول سررسيد بنويسيد و پس از انجام روي آن يک خط بکشيد و تاريخ انجام را مقابلش با رنگ قرمز بنويسيد.
از مهر امين که تعداد سجده و رکعت را نشان مي دهد استفاده کن.
از خودت چه خبر؟ (وسواس -1)
ويادداشت هاي 3 و 4وسواس را -دعا کن توفيق بشود بنويسم و- بخوان.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5127  |  127 امتياز

سيدحسين مسعودنيا
از اهواز
امضا شده : ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۱۶
باسلام  
از اينکه به اهواز آمده و دل ما را شاد کرديد متشکرم . 
از جنابعالي سئوالي در مورد  
حضور قلب در نماز (اگر امکان دارد )براي من چن خطي بنويسيد.و بفرماييد که چگونه مي توان حضور قلب در نماز را بدست آورد ؟ باتشکر از شما
شهاب مرادی :سلام/ در امور مختلف تمرکز را تمرین و تجربه کنید
و کم کم در نماز به مقدمات آن مثل وضو و اذان و اقامه توجه و تامل بیشتر داشته باشیدفراموش نکنید که مقدمات مهم است
و بعد به آداب و مفاهیم نماز توجه کنید
خوب است هرچه می خواهیم با گدایی از ولی نعمتمان ؛ حضرت رب العالمین سبحانه و تعالی بخواهیم دور از عجب و خودبینی و خودپسندی

 و در مقدمات ادب تفهیم را مراعات کنید.


ان شاءالله روزی به جایی می رسی (و اگر امثال من هم راه بیافتیم ، ما هم ) سوال این می شود چه کنم که دیگر در نمازم خودم و قلبم و... را نبینم و فقط جمال محبوب را ببینم و بس!

در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1378  |  125 امتياز

Saeid
از Esfahan
امضا شده : ۲۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۰۲
سلام 
من شاهد دزدي پسر همسايمون از يک فروشگاه مواد غذايي بودم. پسر همسايه زن و بچه هم داره و خانواده همسرش هم خانواده اي بسيار مذهبي هستند. حالا من موندم که وظيفم چيه؟ ميدونم اگه به فروشنده بگم آبروش ميره. دوست ندارم هم که با خودش روبرو بشم. لطفا بگيد بايد چيکار کنم؟
شهاب مرادی :سلام/ ستار شو ستار شو
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9630  |  125 امتياز

sadegh
از tehran
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۰۲
حاج آقا طي اين چند ساعتي که آنلاين هستيد تا الان 35 پيام رو پاسخ داديد و معلوم نيست چند تا پيام رو خونديد اونم بدون هيچ منت و اجر مادي.واقعا خداقوت و ممنونم از همه کسايي که در اين سايت به يه نحوي با شما در ارتباطن و هر کسي مشکل خودشو داره.! قطعا دعا در حق حاج آقا توسط ماها کمترين تشکر و قدر دانيست که ميشه انجام داد!
شهاب مرادی :سلام/ حدود 200 پیام را خواندم و شما لطف دارید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9373  |  124 امتياز

آرام
از هيچستان
امضا شده : ۰۳ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۴۰
بازم سلام. اميدوارم از اومدن‌هاي زياد من اول كاري خسته نشده باشين.  
مطالب وبلاگتون رو كم و بيش خوندم.  
 
نظر:  
- يه جاهايي دلم ميگرفت (پوست موز) كه اگه واقعا اينو درك مي‌كرديم ديگه چي مي‌خواستيم.  
- مطلب (يكي بود يكي نبود) هم برام جالب بود.  
- مطلب خدا و ناخدا.  
- مطلبي كه راجع به ارتباط پدر و مادر با بچه‌ها بود ووووو  
- پيام (... از تهران) خيلي ناراحتم كرد.  
نمي‌دونم هنوز هم براتون پيام ميده يانه؟؟؟ آخه گفته بود: « كه اين آخرين باري هستش كه براتون پيام ميدم.» ميشه بگيد مشكلش حل شده يانه؟ اميدوارم هر جا هست شاد باشه و پر از اميد. خوب بگذريم. 
 
اما يه پيشنهاد راجع به وبلاگتون (البته با اجازه) مطالب وبلاگ موضوع خاصي رو دنبال نمي كنه. شما كه خوب حرف مي‌زنيد (تو مردم ايران سلام ديدمتون) اگه بتونيد جدا از مناسبتها يه سير مطالب رو جفت و جور كنيد و راجع به چيزايي كه مي دونيد لازمه تا ماها بدونيم حرف بزنيد و ذهن ماها رو به كنكاش بگيريد خيلي خوب ميشه. البته از اين تيپ مطالب تو وبلاگتون بود اما---- نمي دونم چطور بگم. به نظر من كسايي مثل شما بيش از اين مي‌تونن خودشون رو نشون بدن... 
 
در كل لذت بردم، خوب بود. خدا قوت. بازم سر ميزنم. 
راستي ميخوام كه منو دعا كنيد. به دوستاتون هم بگيد. در آخر به قول شما يا علي  
 
و يه هديه‌ي كوچولو براي همه‌ي كسايي كه ميان اينجا تا حال و هوايي عوض كنن.  
مي دوني وقتي خدا داشت بدرقت ميکرد بهت چي گفت؟گفت: جايي که داري ميري مردمي داره که ميشکننت، نکنه غصه بخوري. من همه جا باهاتم. تو تنها نيستي. 
تو کوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جابدي، اشک مي دم که همراهيت کنه، و مرگ که بدوني برميگردي پيشم.
شهاب مرادی :سلام/ من حاضرین و مراجعین را نمی شناسم مگر پیام های دریافتی را. به هر حال خوش آمدید.

1. در مورد "... از تهران" و پیام های مشابه اگر خودشان پاسخ بدهند، منتشر می کنم. (لزوم رعایت اصل رازداری)
2. در مورد دیده شدن ؛ باور کنید که از همین مقدار هم زیاد بوده و ...
3. در مورد سیر موضوعی مطالب کاملا مخاطب محورم یعنی به بازخوردها توجه می کنم و انعکاس مطالب در وبلاگهای دوستان و پیام ها ...
4. دعاگویم و یاعلی.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5565  |  123 امتياز

دکترخراساني
از تهران
امضا شده : ۲۱ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۵۷
سلام.رويش سبزه و لبخند غنچه و شکفتن گل همه جواب زمين است به سلام و نگاه مهربان بهار؛  
بيائيد در زندگيمان خصلتي بهاري داشته باشيم که برويانيم رويشي در تمامي ابعاد وجودي؛  
نه تابستاني کويري ؛ که بسوزانيم و خاکستر کنيم  
و نه زمستاني قطبي ؛ يخ زده که بلرزانيم و منجمد کنيم  
و نه رفتاري بي‌ روح و پأييزي که ديگران را زرد و مچاله کنيم که به يک باد بريزند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5801  |  122 امتياز

بنده ي هميشه اميدوار
از طهران
امضا شده : ۰۲ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۳۷
سلام حاج آقا.خداقوت.قبلا عرض کرده بودم مرداد ان شالله عازم سرزمين وحي هستيم.شديدا بي تابم و مضطرب.نذر نکردم اما نيت کردم 40 روز که از همين امروز شروع ميشه تا موقع رفتن روزه بگيرم که امروز نشد بگيرم.ناراحتم و غمگين يعني رمق کاري رو ندارم.چه کنم حاجي؟؟ قشنگ حس مي کنم شيطانه که داره من رو از اين روزه گرفتنا دور مي کنه و اين حس دل گرفتي(نه نا اميدي) در من ايجاد شده(اعوذ بالله من الشيطان رجيم). بعدش يه مطلب ديگه هم هست البته يه ساله که دارم بهش فکر ميکنم! اونم اهداي يه کليه ام به يک نيازمنده.از وقتي که استاد تنظيم خانواده گفت آدم با يک سوم يدونه کليه هم مي تونه زندگي کنه احساس عذاب وجدان ميکنم که بعضي ها نيازمندند و ما بي خيال!.حاجي چه کنم؟؟؟؟اولش نام و ايميلم رو نوشتم اما چون خوب ميشناسيدم گفتم نا شناس بمونم بهتره!منتظر جوابتون هستم. التماس دعا يا علي
شهاب مرادی :سلام/ این نوشته ها نشانه خوبی نیست و نگران کننده است. چرا اضطراب؟ چرا نذر؟ آن هم روزه‌ی 40 روزه؟!
اگر شما را می شناسم چرا حضوری نیامدید در یکی از همین مجالس عمومی سخنرانی شما را ببینم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4949  |  119 امتياز

بيکار
از زاهدان
امضا شده : ۰۱ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۰۲
تا امروز فکر ميکردم به همه نامه ها جواب ميديد ولي فهميدم شما هم با بقيه فرقي نداريد و جواب نمي دين.
شهاب مرادی :سلام/ 1. چرا این گونه نگاه می کنید : "صفر یا صد" ، "همه یا هیچ"؟؟؟
2. بر چه اساسی و چه مبنایی فکر می کردید به همه می توانم پاسخ بدهم؟!!!
لطفا بخش برنامه را ملاحظه کنید خصوصا سفرها(البته همه برنامه ها را درج نمی کنم) و همچنین آمار بازدیدکل را با تعداد پیامها مقایسه کنید. من یک نفر هستم بدون هیچ دستیار و نیروی کمکی  لازم است بیشتر دقت کنید. اگر با همین جنس استدلال، روابط خود را نتظیم کنیددیگر دوستی برای شما باقی نمی ماند و از زندگی نمی توانید لذت ببرید. و یا دچار اشتباهات غیر قابل جبرانی در تصمیمات خود می شوید.
و سطح رضایتمندی شما از زندگی به شدت تحت تاثیر نوع نگاه شما و سهم شما از منطق است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4132  |  119 امتياز

مجتبي
از يزد
امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۱۰
سلام حاج آقا مثل اينکه شماهم تمايلي نداريد جواب منو بدين من هموني هستم که دو بار سوالمو پرسيدم در مورد اينکه دختري از اقواممونو دوست دارم ودرعين حال نميتونم باهاش ازدواج کنم و نميتونم از فکرش بيرون بيام البته تو پياماي قبلي کاملتر پرسيدم تمنا ميکنم جوابمو بدين خيلي دارم اذيت ميشم در ضمن يه بار با اسم 455 و يه بار با مجتبي پرسيدم
شهاب مرادی :سلام/ اگر بخواهی از فکرش بیرون بیایی میشه. اصلا سخت نیست.
در مورد هدف و چشم انداز دوستی و علاقه عاقلانه فکر کن

و اگر با کامپیوتر آشنایی داری؛
اسم فایل علاقه به دختر فامیل را عوض کن
rename کن به سادگی و اسمش عشق و علاقه و ... نذار. و یک اسم جدید کوتاه یا بلند برای این فایل در ذهنت بگذار. مثلا:" انتخاب نادرست"
(چون نشدنی بوده حتی اگر دختر انتخاب شده دختر خوبی بوده ولی انتخاب خوبی نبوده!) ویا
"تصمیمی برای یک ازدواج که سر نگرفت  و نشد و تمام"
و حتی اسم های تند منفی: " خطا" "اشتباه" و...

و عادت کنی هر وقت به یاد اون قصه می افتی با عنوان جدید باشد. نمی دانم مفهوم بود یا نه؟
( دیگر دوستان هم با امتیاز نظر بدهند)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4126  |  119 امتياز

sadegh
از tehran
امضا شده : ۱۲ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۴۹
سلام آقاي مرادي.آقا محسن از اهواز 25 مهر پيغام دادن و قرار شد بسته به امتياز تصميم گيري کنيد.فکر کنم 544 امتياز کافي باشه واسه قانع کردن شما واسه گذاشتن سخنرانياتون توي سايت.به هر حال ما منتظريم.
شهاب مرادی :سلام/ دیدم، امتیازش بیشتر هم شده!
 ان شاءالله در حد امکان این دستور دوستان را اجرا می کنم
لطفا اگر تا 15 آذر انجام نشد یادآوری کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3779  |  117 امتياز

نسيم
از تهران
امضا شده : ۱۰ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۴۴
خوش به حال شما:خدا مي بينتتون 
خوش به حال شما:خدا دوستتون داره 
خوش به حال شما:مثل من تنها نيستين 
خوش به حال شما:مثل من منتظر يه جواب سوال نيستين هر روز مضطرب وارد اين سايت نمي شينو بعد ....  
خوش به حالتون آرزوتون مرگ نيست 
خوش به حالتون همه دوستتون دارند 
و بد به حال من كه خدام نگامم نمي كنه
شهاب مرادی :سلام/ و

خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه هاي نيمه باز
خوش به حال دختر ميخک که مي خندد به ناز
خوش به حال آفتاب...

گر نکوبي شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش مي شود هفتاد رنگ

لطفا مشکلتان را خلاصه بنویسید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1407  |  115 امتياز

پريسا
از تهران
امضا شده : ۱۸ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۵۷
سلام. از تعارفات معمول ميگذرم. من با نظرات شما در مورد ازدواج دختران موافقم (حتي به عنوان يک دختر مجرد 35 ساله متخصص وجراح با جندين مقاله در کنگره هاي خارجي و زندگي شغلي و اجتمايي موفق!!!!!!!) 
ولي من سن 24-25 سال رو قبول دارم نه 20 سال. 
به نظر من مخالفين شما يا خيلي بچه اند(سني و فکري) يا در ايران با شرايط فرهنگي خاص و حال حاضر اين مملکت زندگي نمي کنند و يا دوست دارند واقعيتهاي زندگي و جبر زمان و طبيعت رو نبينند. 
من در کل شايد 3-4 ساعت از اين برنامه و 1 ساعت از صحبتهاي شما رو در طول اين 5/1 سال ديده باشم ولي اين قسمت از حرفهاي شما رو به شدت قبول دارم. 
اگر اين پيام رو جواب داديد بقيه رو مينويسم چون دوست دارم براي گوشهايي که ميشنوند حرف بزنم...ممنون که ميخونيد.
شهاب مرادی :سلام/ از توجه و اظهار نظر شما متشکرم .
18 تا 20 سال را برای دخترخانم ها حداقلِ مطلوب سن ازدواج عرض کردم (و هشدار به خانواده های دختر که خواستگارها را ردنکنند)
و شاید شما با توجه به برخی نمونه های متعدد از دختر خانم های 20 ساله که ظاهرا آمادگی ازدواج را نداشته اند و البته از سر نگرانی
 24-25 را ، سن مناسب می دانید؛ جمع این دو نظر ضرورت اهتمام همگانی برای توجه بیشتر به تربیت درست فرزندان را تکرار می کند
 
باید دخترانمان را مسولیت پذیر بار بیاوریم تا بتوانیم به موقع به آنها اعتماد کنیم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3053  |  115 امتياز

محسن
از مشهد
امضا شده : ۳۱ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۵۹
سلام عليکم .اينجانب دانشجو مي باشم وخواهان يک راهنمايي ازجنابعالي هستم.اين راهنمايي را با توجه به شناختي که از شما از طريق برنامه مردم ايران سلام پيدا کرده ام خواهانم لازم به ذکر است نه تنها صحبتهاي شما بلکه شيوه بيان صحبتهايتان وشيوه برخورد شما با اطرافيانتان وچندين فاکتور ديگر حتي شيوه نشستنتان در برنامه مردم ايران سلام مرابه اين نکته رساند که شما شخصيت مناسبي براي پرسش اين سوال هستيد .اين سوال را از چندين نفر ديگر هم پرسيده ام اما متاسفانه هر کدام به شيوهاي گوناگون مرا از دادن پاسخ محروم کرده اند و منجر به اين شده است که تاکنون من از يک انتخاب مهم باز بمانم. واما سوال:کداميک از آيات اعظام را به عنوان مرجع تقليد معرفي ميکنيد؟تمام توضيحات فوق براي اين بود که شما ديگر ازپاسخ دادن به اين سوال امتناع نورزيد. با سپاس فراوان محسن-ص ازمشهد
شهاب مرادی :سلام/
تا امروز از سوی فقها و علما، مرجعی به عنوان مرجع اعلم معرفی نشده است. پس برای تقلید به یکی از حضرات آقایان مراجع حی ،مراجعه بفرمایید.

  • آيه الله خامنه اى
  • آيه الله سيستاني
  • آيه الله وحید خراسانی
  • آیه الله بهجت
  • آيه الله مكارم شيرازي
  • آيه الله صافي گلپايگاني
  • آيه الله نوري همداني
  • آیه الله شبیری زنجانی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1106  |  115 امتياز

يدالله بهتاش
از تهران
امضا شده : ۱۸ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۰۹
قال علي ابن الحسين (ع)قال الله تبارک وتعالي:لعبد من عبيده يوم القيامه:اشکرت فلانا؟ فيقول:بل شکرتک يا رب فيقول:لم تشکرني اذ لم تشکره(بحارج71ص38) 
با تشکرفراوان ازمحبت شما وعرض تبريک سال نو وعذرخواهي ازتاخيرتشکر اميدوارم هميشه موفق باشيد.
شهاب مرادی :سلام/ حاج آقای بهتاش عزیز
کاری نکردم که قابل تشکر باشد.

من از دورترین روزهای کودکی به برکت همسایگی با شما و هم محل بودن با مسجدحضرت ابوالفضل علیه السلام از منابر پر فیض و فایده ی شما استفاده کردم
و به قدر همان ( یا همین) فهم کودکانه ام خیلی چیزها را اول از منبر شما یاد گرفتم مثلا: طریقه خواندن نماز شب
(و چه اکسیری است سحر و بیداری خوشا بر احوال بیداران. و وای بر ما خفتگان ...)
راستی یادم هست سال 70 فرمودید در نماز شب تان معمولا چند "شهاب" را دعا می کنید و من هم جزء آنها بودم. هنوز هم هستم؟

ایام نوروز که عمره مشرف بودم، بسیار به یاد شما ، آقا محمدرضا و خاندان محترم بودم و مکرر دعاگو.


به دوستان محترم خرید و اهدای کتاب نماز شب حاج آقای بهتاش را پیشنهاد می کنم
این کتاب که بارها توسط انتشارات امیر کبیر و نشر سبحان چاپ شده است ؛ در قطع کوچک جیبی و بسیار ارزان تهیه شده برای آشنایی نوجوانان با نماز شب بسیار مفید و موثر است. ان شاءالله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6540  |  115 امتياز

جواد
از تهران
امضا شده : ۲۴ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۰۳
سلام 
امروز تو حرم حضرت معصومه س دعا گو بودم.2 رکعت نماز هم براتون خوندم. 
يا علي
شهاب مرادی :سلام/ ممنونم . امروز عجیب دلم هوای آن حرم آسمانی را کرده بود...
شأن و منزلت حضرت معصومه نزد خداوند بسیار محترم و با عظمت است و ثواب زائر آن حضرت ثواب زیارت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها است. خوشا به حال شما و زیارت قبول.

منت ز بخت دارم و نصرت ز كردگار
كافكند در ديار قمم روزگار، بار

خوش بار يافتم به حريمى كه جبرئيل
بى‏اذن خادمان به حريمش نجسته بار

اين بارگاه بضعه باب الحوائج است
كز وى رواست، حاجت مخلوق روزگار

اين پيشگاه فاطمه بنت موسى است
كز بعد فاطمه به زنان دارد افتخار

خارى اگر خلد به كف پاى زائرش گيرد
ملك، به سوزن مژگان، ز پاش خار

دختر بدين جلال، نپرورده مام دهر
دختر بدين مقام، نياورده روزگار

چشم فلك نديده و نشنيده گوش دهر
دختر بدين جلالت و بانو بدين وقار

اى بانوى بلند مقام فلك جناب
اى خانم رفيع مكان بزرگوار

هم دختر امامى و هم خواهر امام
هم عمه امامى و هم نور هشت و چار


تنها نه چشم من به در توست منتظر
چشم دو عالم است ‏بر اين در، به انتظار

اى والى ولايت عصمت! به عصمتت
چشم كرم ز بنده اين آستان، مدار

مسكين «طرب‏» ز درگه لطفت كجا رود؟
اميدوار بر توام، اميد من بر آر
            (طرب اصطهباناتی)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1250  |  112 امتياز

احمد بجنوردي
از بجنورد
امضا شده : ۲۹ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۱۶
سلام حاج آقا 
من سعي مي کنم غيبت نکنم،ولي يه سوال دارم،اگه همسرم با من درباره ي کسي صحبت کنه(شايد غيبت)يا درد دل بازم مي شه غيبت؟ آخه چرا؟ ايشون مي گن که با صحبت کردن آروم مي شن؟ لطفاً راهنماييم کنيد. 
در ضمن من نمي دنم با حق الناس چکار کنم؟ در باره ي گذشته خودم نگرانم
شهاب مرادی :سلام/ بله. شنونده غیبت با گوینده غیبت فرقی ندارد.
معمولا شوهرانی که در گفتگوهایشان همسر خود را سرزنش و محکوم می کنند، ناخواسته باب غیبت و تحقیر دیگران را باز می کنند.
در کنار رفتارهای مشترک معنوی و موثر (مثل رفتن به مسجد و زیارت و صله رحم و اطعام مساکین و...) و ... با هم حرفهای عاطفی، مثبت و گرم بزنید و یکدیگر را در گناه (هیچ گناهی) تایید و تقویت نکنید تا به راحتی و کریمانه بتوانید از خطاها و عیوب دیگران بگذرید تا نیازی به درد دل های "بی پایان" ، "بی ثمر" و "کدورت زا" نباشد!
غیبت خوراک...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1500  |  111 امتياز

yas
از sweden
امضا شده : ۰۸ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۰۲
سلام آقاي مرادي. خسته نباشيد سپاس از زحمات بي‌ دريغ شما. من چندين بر براي شما سوالاتي ارسال کردم اما به گمانم وقت نداشتيد ايرادي نيست اکنون سوالي‌ ايجاد شده که اميد وارم پاسخگو باشيد. مگر نه اينکه در اسلام آماده که عرب و عجم سفيد و سياه با هم برابر هستند. مگر نه اينکه دين زبان فرهنگ مردم ايران و افغانستان يکي‌ است. پس چرا شما ميگويد که يک ايراني‌ نبايد با يک افغانستاني ازدواج کند اگر از ۲ نفر باهم مشکلي‌ نداشته باشند چه ايرادي ميتواند داشته باشد من در خارج از کشور زندگي‌ مي‌کنم مردم با فرهنگ‌ها و دين‌هاي مختلف زير يک سقف با هم زندگي‌ ميکنند پس چرا وقتي‌ ۲ نفر که دين و مذهب يکسان دارند بايد مانع آنها شد مايلم پاسخ اين سوالام را بشنوم اگر وقت نداشتيد به ديگر سوالاتم پاسخ گو باشيد اميد وارم به اين جواب دهيد و سوال من بر خلاف ضوابط شما هم نيست به اميد اينکه همه مسلمان واقعي‌ باشيم و اسلام را درست پياده کنيم التماس دعا از همگي‌
شهاب مرادی :سلام/ بله درست می فرمایید که از نظر اسلام، حقوق بشر برای تمام افراد بشر یکسان است و صرف رنگ و قومیت موجب برتری افراد نیست و اسلام با این فرهنگ نادرست همیشه مبارزه کرده ولی در مورد ازدواج کفویت و تناسب‌ها مهم هستند.
اینکه در غرب حتی با دین های مختلف زیر یک سقف زندگی می کنند این ملاک علمی برای درستی آن ازدواج نیست. چون بحث بر سر عدم امکان ازدواج با فردی با فرهنگ یا ملیت یا مذهب دیگر نیست بلکه موضوع مهم موفقیت و پایداری ازدواج است. و موفقیت ازدواج در تحقق هدف آن است.
از نگاه قرآن هدف اصلی ازدواج آرامش است؛ آرامشی واقعی و پایدار، که در بسیاری از انتخاب ها این آرامش خدشه دار می شود و یا اصلا ایجاد نمی شود مثلا در ازدواج شیعه و سنی که از لحاظ فقه شیعه و فقه سنی اشکالی ندارد و از لحاظ همبستگی ملی در کشور می تواند مفید تلقی شود و برخی توصیه می کنند اما وقتی مراجعات متعدد و پیامهای زیادی را می بینم که ازدواجشان ناموفق بوده و منجر به گسستگی یا آشفتگی شده و آرامش که هدف اصلی ازدواج است محقق نشده به خاطر اهمیت حقوق انسانی فرد در اسلام توصیه می کنیم بهتر است با اختلاف مذهب و یا با هدف تغییر مذهب همسر آینده‌تان با او ازدواج نکنید. و این توهین به شیعه یا توهین به سنی نیست. توجه به تفاوت های مزاحم آرامش مهم است
تفاوت خوب است چنانچه حتی اختلاف در حدی خوب است ولی تا فقط تا میزانی از این تفاوت ها در ازدواج مشکل ساز نیست از حدی که بگذرد اصل ازدواج و زندگی مشترک را آسیب می زند.
در مورد ازدواج های مکرر و مجدد و تعدد زوجات و یا ازدواج با اختلاف سن منفی (دختر بزرگتر) و یا ازدواج با تبعه کشور های دیگر که هیچ کدام شرعا اشکال ندارند (و از امتیازات اسلام همین امکان و جواز است که در موارد خاص راهگشاست) هم به همین دلیل مخالفت می شود و هشدار می دهیم.
در مورد اتباع بیگانه با توجه به قوانین کشورها و موضوع هویت ملی خانواده ها و فرزندان و نسل و مباحثی مثل تابعیت و حتی مسائل سیاسی و امنیتی و مشکلات عاطفی و تفاوت های فرهنگی (که در مورد مرزنشینان بسیار وضع متفاوت و مسئله آسان‌تر است) و آداب رسوم و باورها که اغلب زمینه بروز افسردگی را هم موجب می شود توصیه می کنم لااقل قبل از ازدواج حتما از قوانین کشور خودتان و کشور او یا کشور ثالث که می خواهید در آنجا زندگی کنید اطلاع کسب کنید. آیا این توصیه نادرستی است؟
این نادیده گرفتن ارزش انسان است؟ آیا این نژاد پرستی است؟
پیام مورد اشاره  yas »»» لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4392  |  111 امتياز

ازيتا
از اصفهان
امضا شده : ۰۷ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۱۸
سلام اقاي مرادي سال نو مبارك . اقاي مرادي تو زندگيم نامهرباني زياد از نزديكام ديدم تحملم زياد بود ولي يك ساله صبر و تحملم كم شده و روي اعصابم و زندگيم تاثير گذاشته و همسر مهربانم و بچه هام اذيت ميشوند اين اذيتها از جانب مامانمه از زخم زبونش هيچكس در امان نيست. نه زبان مهرباني نه رفتار درستي حتي لباس پوشيدنش مرا شرمنده و خودش مضحكه مردم كرده.كاش يك خاطره ي خوش در كودكي هم از مادر ندارم .تا يادم مي ايد سرزنش شدم كه دختر هستم بعد از ازدواج هم دخالتهاي بيجا .خيلي خسته هستم حالا هم با گريه دارم براي شما درد دل مي كنم .راهنمايي ام كنيد فكر و خيال مثل موريانه به جانم افتاده و از درون داره داغونم ميكنه . چه كنم تو را خدا.خداحافظ
شهاب مرادی :سلام/ رابطه تان  را با مادر به حداقل برسانید.
 کمتر خاطرات را مرور کنید وبرای بیان آنها ودرد دل (که غیبت هم هست) ممنوعیتی برای خودتان وضع کنید.
شما یک مادر خوب برای فرزندانتان باشید با همان انتظاری که از مادر داشتید ولی کم کم به یک مادر افسرده و منفعل تبدیل می شوید.
شاد باشید وبا همسر وفرزند مهربانتر باشید
فراموش نکنید که احسان ونیکی به پدر ومادر بد هم واجب است. مبادا مادر را با دیده ی خشم وغضب ونفرت نگاه کنید.فقط روابط را کم کنید مبادا قطع رابطه کنید!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1100  |  110 امتياز

اذين
از کرمان
امضا شده : ۱۰ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۳۳
سلام اقاي مرادي ...چند روز پيش کرمان که بوديد در مورد نامزدم و مشکل تفاوت سني مون باهاتون صحبت کردم من دانشجوي سال چهارم پزشکي دانشگاه رفسنجان بودم که به دليل مخالفت نامزدم دو ماهه که انصراف دادم. چون بي نهايت حساسه و منم چون دوسش داشتم مخالفت نکردم تنها چيزي که منو ازار ميده مشکل سنمونه که سه سال ازم کوچکتره ناگفته نماند من بيست و سه سال سن دارم و تمام برنامه هاي شما رو هم از شبکه دو دنبال کردم.تا حالا با چند تا مشاور نيز صحبت کردم که همه گفتند زياد مهم نيست مهم درک و شعور طرف مقابله.برسر دو راهي عجيبي قرار گرفتم از يک طرف به خاطر اون از تحصيلم گذشتم و ازيک طرف اينده ام نگرانم کرده و اين رو هم بگم نامزدم به هيچ وجه حاضر به جدايي نيست و منم موقعيت هاي زيادي دارم ولي درعين حال دوسش دارم. با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ دلایل انصراف از تحصیلتان و دلایل انتخاب این آقا پسر را جداگانه و خلاصه (با 1.2.3) بنویسید.
در "مردم ایران سلام" در مورد اختلاف سن مفصل صحبت کردیم و عرض شد
 که دختر نباید از پسر بزرگتر باشد و معمولا برای این نوع ازدواج ها نمی شود موفقیت چندانی را پیش بینی کرد.
شرایط روحی شما را در جلسه سازمان ملی جوانان کرمان مساعد ندیدم.
با پدر و مادرتان مشورت کردید؟
"نامزد" یعنی مراحل خواستگاری رسمی طی شده؟
شما واقعا علاقمند هستید؟!
به هیچ وجه با رودرواسی ، ترحم و عذاب وجدان و امثال آن برای ازدواج تصمیم نگیرید .
خودخواهی در مرحله قبل از ازدواج بد نیست!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1515  |  110 امتياز

رضا
از شيراز
امضا شده : ۰۱ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۰۰
آيا براي كسي دعا ميگيرن كه از كسي كه دوست داره زده بشه يا به كس ديگه اي برگرده يا بخت كسيو بستن صحت داره؟اگه واقعا صحت نداره براي چي علما مردمو آگاه نميكنن
شهاب مرادی :سلام/ متاسفانه این کارها در کشور رواج دارد و مشتری بازارش فراوان است. نه تنها در امور خانواده و ازدواج بلکه در ورزش و اقتصاد و ...
مراجع عظام و علما هم بارها تذکر داده‌اند که این امور خرافه است.
 همه باید برای زدودن خرافه و خرافه پرستی کمک کنند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4181  |  109 امتياز

مسيبي64
از تهران
امضا شده : ۰۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۵۵
سلام آقاي مرادي خسته نباشيد. 
 
راستش نمي دونم دقيقا از کجا بايد شروع کنم. نوع فعاليت شما واقعا تحسين برانگيزه و اينکه شما خيلي خوب تونستيد با مردم و خصوصا جوونها ارتباط برقرار کنيد. فقط يه وقتايي من فکر مي کنم خيلي خوبتر ميشد اگر ميشد از اطلاعات شما و افرادي مثل شما در يک سطح وسيع تري هم استفاده مي کرد خب خيلي ها اينجا رو نمي شناسند، خيلي ها هم شايد حال و حوصله ي سر زدن نداشته باشند توي اين دنياي مجازي رنگارنگ شايد کمتر وقت بذارن اين جور جاها هم بيان. اين روزها همه به دنبال سواد بيشتر هستيم، کلاسهاي متفاوت، کسب مهارتهاي مختلف؛ منم دنبال اين چيزها هستم مثل همه چون واقعا مفيدن و توي اين عصر هم به دردمون مي خورن فقط فکر مي کنم کم سراغ خودمون ميريم، 
کم يه حالي از دلمون مي پرسيم،  
کم فکر ميکنيم ببينيم چي کارا مي کنيم، 
کدوماشون درستن و کدوماشون نه.  
مي دونيد آقاي مرادي بعضي کارهاي غلط اونقدر همه گير شده ( ميدونم گفتنش هم خوب نيست )که اصلا يادمون رفته اين کارا درست نيستن؛ خصوصا مسايل اخلاقيمون. کارهاي غلطمون رو به عنوان عادت بهشون نگاه مي کنيم و فکر ميکنيم اگر مشکلي هست مشکل ديگرانه که نمي تونن ما رو درک کنن. من نمي خوام بگم من آدم خوبيم که اينا رو مي نويسم ولي واقعا دلم مي خواد روز به روز بهتر بشم. 
از طرفي راستش فکر ميکنم 
اين حيف که فقط از سواد و اطلاعات شما در يک حدود و طيف خاص استفاده بشه. صد در صد که ازدواج، عشق و ار تباطهاي بين دختر و پسر مهمند و دانستن راجع به اونها توي عصر ما خيلي مهمه ولي راستش من فکر ميکنم يه سري از اشتباهتمون توي رابطه ها فقط مختص اونها نيست ما مثل اون اشتباه رو بارها و بارها تو جاهاي مختلف توي زندگيهامون مرتکب شديم فقط متوجه نشديم. در اصل فکر کنم هر اشتباهي در هر جايي از زندگي يه ريشه اي داشته باشه که تا ريشش پيدا نشه اصل مشکل برطرف نميشه مثلا شايد براي قبل از ازدواج براي يه مدتي تلاش کرديم و سعي شد که يکسري از مشکلات رو برطرف کنيم ولي بعد از ازدواج ديگه يه دوران کوتاه نيست که بشه مقطعي کار کرد اونجاست که اگه ريشه درست نباشه من فکر کنم بقيه ي کار مشکل ميشه. 
 
با همه ي اين تفاسير خيلي خوب ميشد اگر اين حرفها و درست فکر کردن ها روتين زندگيهامون ميشد. چقدر خوب ميشد. 
 
من يه فکري داشتم که شايد بتونه يه کمکي باشه براي پررنگ تر شدن اين روتين مثبت تو زندگيهامون؛ البته اميدوارم با اين حرفها يه وقت خداي نکرده جسارت نکرده باشم؛ اگر شما عالم نبوديد گفتن اين حرفها هم به شما فايده اي نداشت. 
فقط دلم مي خواست اول نظرتون رو درباره درستي حرفام بدونم؛ اصلا با نظرام موافقين؟
شهاب مرادی :سلام/ موافقم و چند مبحث هم برای سیما در ذهنم پخت و پز کرده ام. شاید وقتی دیگر...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5317  |  108 امتياز

همراه 1387
از تهران
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۸
سلام خسته نباشيد. 
1. گرچه خواسته ايد جواب سوالها را از ديدگاه شخصي خود بدهيم ولي بايد گفت فرار از گفتگوهاي عاطفي که بيشتر از جانب مردان اتفاق مي افتد ريشه در فرهنگ ما دارد. اينکه مرد فکر ميکند خب حرفهاي عاطفي زدن خيلي کار درستي نيست و با مردانگي اش در تناقض است. مثلاً همسر خود من با اينکه فردي عاطفي و روشنفکر و امروزي است ترجيح ميدهد براي گفتگو موضوعي مثل مسائل مالي و نتيجه ي بازهاي ليگ برتر و دکوراسيون خانه و ... را انتخاب کند تا يگ گفتگوي عاطفيرا. با وجود اينکه من دائم با کلمات محترمانه و عاشقانه خطابش ميکنم...و خب قضيه از جايي جالب مي شود که بدانيد ما ازواج عاشقانه اي داشتيم اما مردي که هر شب براي ابراز علاقه به من ساعتها تلفن هميشه اشغال خوابگاه را شماره ميگرفت، حالا گفتگوي عاطفي را لوس بازي و مخصوص روزهاي اول مي داند.  
2. ببخشيد من به نحوه طرح سوال دوم هم ايراد دارم اگر قرار است نقش خود را از اين به بعد درست تشريح کنيم پس لازم است خطاهاي قبل را بشناسيم و برطرفش کنيم. فکر ميکنم هر زن در خانه ي خود مسئول بي برو و برگرد استحکام رابطه عاطفي است و البته کار بسيار سخت و زمانبري است. مثلاً من از يک سال پيش تا حالا، دقت کردم ببينم کجاي کارم ايراد داشته که بعد از 5 سال زندگي مشترک، عليرغم افزايش ميزان علاقه ي هر دويمان، همسرم از رابطه عاطفي فرار ميکند. ايرادهايم را که شامل سخت گيري بيش از حد در برخي مسائل مربوط به نظم و قوانين حاکم بر خانه، بهانه گيري از شرايط سخت محل کار، منت گذاشتن هاي گاه و بيگاه به خاطر اينکه کار ميکنم، سرکوفت به خاطر رفتار نامناسب خانواده و ... را برطرف و تعديل کردم. که البته خيلي وقت برد ولي تصميم دارم سال جديد زندگي مشترکمان را با انعطاف و سازش بيشتري شروع کنم و مهارت خودم را در ايجاد ارتباط بيشتر کنم. ببخشيد که طولاني شد.
شهاب مرادی :
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1133  |  106 امتياز

sadegh
از tehran
امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۰۵
سلام.زيباترين اس ام اسي بود که تا حالا به دستم ميرسيد گفتم براي شما هم بفرستم! 
 
گاه ابر و گاه باران ميشوم/ 
گاه از يک چشمه جوشان ميشوم/ 
گاه از يک کوه مي آيم فرود/ آبشار پر غرورم گاه رود/ 
نيست چيزي برتر از من در جهان/ 
زندگي از آب ميگيرد نشان/ 
گرچه آبم روزي اما سوختم/ 
قطره تا دريا سراپا سوختم/ 
تشنه اي آمد که سيرابش کنم/ 
مشک خالي داد تا آبش کنم/ 
چشم هايم خواب،موجم خفته باد/ 
آبي آرامشم آشفته باد/ 
آب اگر شد اشک چشم از شرم شد/ 
از خجالت شور و تلخ و گرم شد/ 
آب بودم کربلا پشتم شکست/ 
آبرويم رفت پستم پست پست 
 
السلام عليک يا اباعبدلله الحسين
شهاب مرادی :سلام/ شعر خوبی است اثر کیست؟ شاید اثر آقای رحماندوست باشد

اما این sms یا پیام کوتاه نیست بلکه یک پیام بلند است!
آقا صادق و دوستان خوبم حتما دقت کرده اید؛ که استفاده‌ی نابجا و نادرست از پیامک چقدر مرسوم شده!
در حالی که اساسا سبک نوشتن پیامک باید حتما کوتاه و مختصر و تاثیرگذار باشد
می توانیم سبک نوشتن پیامک را با ارسال پیام درست اصلاح کنیم:

مثلا به مناسبت محرم:
اگر مقصود فرستنده ی پیام، روضه و بیان مصیبت است یکی از این مدل ها با محتوای گوناگون ؛
1. حرم.عطش.عمو.آب
 یا 2. واعطشا بکربلا
و  یا  3. السلام علی الشیب الخضیب
و...
تسلیت و تعزیت ؛
4. آجرک الله
5. اعظم الله اجورنا و اجورکم
6. مٱجورین
و...
و برای ایام عید عبارت های بسیار کوتاه که غرض اصلی فرستنده ی پیام را نشان دهد
1. تبریک
یا 2. نوروز مبارک
و یا 3. اسعدالله ایامکم
و یا 4. ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد.
و ....
از 5-4 کلمه هم بیشتر نشه که با یک نگاه هم خوانده شود.
و سلام هم حتما داشته باشد.

نظر شما چیه؟

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2235  |  104 امتياز

زينب رضايي
از قم
امضا شده : ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۳۲
ما عاشقانه همديگر را دوست داريم ودر اين مدت قريب 10 سال منتظر هديه ي خدابوديم وهستيم تا روزي ما هم چون عمران وزكريا شادي داشتن مريم ويحيايي را حس كنيم راستي چرا خدا به ما اين هديه را نمي دهد؟گاهي براي ما استغفار كنيدشايد ما را بيامرزد ولايق هدايايش كند.
شهاب مرادی :سلام/ ما از حکمت های الهی بی خبریم اما می دانیم که خدای حکیم بسیار مهربان است و برای شما و امثال شما دعا می کنیم.

تمام توجهتان را که به این حاجت متمرکز نکردید؟! چرا که (فوکوس کردن) توجه و تمرکز روی یک موضوع مانع از دیدن ابعاد زندگی ، مانع از شکرگزاری و لذت بردن از نعمت های بی شمار خداوند می شود!

زندگی کنید و از زندگی لذت ببرید زندگی فقط بچه نیست
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:842  |  103 امتياز

سپيده زد سلام کن
از تهران
امضا شده : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۴
سلام استاد،روزتان مبارک،استاد جواب سوال من را اگر وقت داريد بدهيد،من فکرم به شدت مشغول است تا ميام براي کنکور درس بخوانم حواسم پرت ميشود ، نميدانم اساسا درس خواندن من براي کنکور فوق ليسانس درست است يا نه، يه جور سر در گمي و گمراهي من را به شدت آزار ميدهد...استاد به نظر شما اين کار خوبيه که قبل از اينکه خواستگار را به خانه راه دهيم ،يک بزرگتر مثلا دايي يا پدر با او در خارج منزل قرار گذارد و صحبت کند و ببيند اصلا طرف به خانواده ما ميخورد يا نه؟سپاسگذارم.
شهاب مرادی :سلام/ مانع آمدن خواستگار نشوید.
و به خواستگار احترام بگذارید
و اگر پس از بررسی(و تحقیق من جمله همین گفتگوی پدر یا یک مرد از خانواده شما با او و ...) و گفتگوی دختر و پسر ، به نتیجه نرسیدید محترمانه پاسخ منفی را اعلام کنید.

ساده است چرا نگرانید؟

(با این افراد ازدواج نکنید)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1218  |  103 امتياز

ندانمامضا شده : ۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ساعت ۲۰:۰۷
سلام نميدانم چيكار كنم تنهام فكر ميكنم خدام تنهام گذاشته براي كنكور مي خونم ولي درسها رو بلد نيستم با اينكه يك زماني همه را بلد بودم و ياد همه ميدادم چيكار كنم
شهاب مرادی :سلام/ مشابه سوال شما رادرجلسات مذهبی وبرنامه های تلویزیونی و در پیام های سایت دریافت کرده ام به همین دلیل کمی مفصل جواب میدهم.
 در روانشناسی به این حالت درماندگی آموخته شده می گویند.
 احتمالا شما تجربه ی کارهای نیمه تمامی را دارید که به نتیجه نرسیدن آنها انگیزه فعالیت جدید را از شما گرفته.
 دراینگونه موارد معمولا نوجوانان و جوانان ناکامیهای خودرابه خدا (یا خانواده یاجامعه) نسبت میدهند واحساس های متفاوتی نسبت به خدا پیدا میکنند.
 زیاد به این حالتها (تصور شک یا کفر!) توجه نکنیدوبه توانمندیها واستعدادهای خدادادی‌تان بیاندیشید.
 برای غلبه براین حالت بهتراست یک هدف جدی و مهم رادر نظر بگیرید.
 برنامه ریزی برای کنکور شروع خوبی است. ابتدا با یک فرد آگاه دراین زمینه مشورت کنید و بعد از برنامه ریزی با جدیت درس بخوانید و همواره به موفقیت فکر کنید.
 با توجه به تواناییهایی که دارید انشاءالله موفق میشوید. مطمئنا طعم شیرین موفقیت انگیزه ای قوی برای فعالیتهای بعدی شما خواهد بود.
 ازخدای مهربان یاری بگیرید واز رفاقت بیشتر با او لذت ببرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1246  |  102 امتياز

لیلا
از تهران
امضا شده : ۰۱ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۰۹
سلام : مراکزی هستند که با اجازه قانونی و شرعی نسبت به معرفی دخترها و پسرها به هم میکنند برای ازدواج آیا شما این کار را قبول دارین ...خصوصی... 

شهاب مرادی :سلام/ اين مراکز زياد نيستند و هنوز امتحان خود را پس نداده اند و ارزيابي علمي-پژوهشي اي در خصوص جايگاه و کارکرد آنها نديده ام.

موضوع همسر گزيني و ايجاد سازمانهايي در اين خصوص و طراحي سازکارهاي آن بسيار  مهم و راهبردي است و بايد به آن به صورت علمي با رعايت مسائل شرعي، فرهنگي و روانشناختي توجه شود
و همچنان باید نقش خانواده در ازدواج و مقدمات آن، پررنگ تر و محوری تر شود.
تا هم در سلامت انتخاب به جوان کمک شود و بهداشت روانی و ثبات در ازدواج  تامین شود.

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1103  |  101 امتياز

سما
از خراسان رضوی
امضا شده : ۰۶ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۲۴
سلام و خسته نباشید کاش میشد شما به مشهد هم سر بزنید من طلبه سال دوم حوزه هستم نمیدونم چرا این سال نمیتونم درس بخونم چون قراره غیر حضوری بخونم همش فکر میکنم حوزه فقط شده درس و درس و درس دیگه به معنویت رسیدگی نمیکنند الان طلبه های حوزه ما قدیم تر ها که دعای صبحگاهی عهد داشتیم میومدن اما الان چون درس دارن اگر بیان با کتاب میان و بعضی هم که عمدا دیر میان حوزه و برخی اصلا نمیان پایین برای دعا خب نمیدونم راهنماییم کنید حس میکنم هدفم اشتباه بوده فکر میکنم اون چیزی که میخواستم رو نمیتونم از طریق حوزه کسب کنم کمکم کنید آیا تصورم غلطه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟ 
خیلی التماس دعا یا علی ان شا الله موفق و موید باشید
شهاب مرادی :سلام/ همیشه طلبه ها خودشان عبادت ها و مراقبت های فردی خود را داشته اند و مسئولان حوزه نباید مثل "مدرسه راهنمایی" برای نماز جماعت و دعا طلبه را تشویق کنند. مبنا این است که روحیات معنوی و الهی از پیش نیازهای جدی تحصیل در حوزه است.
هرچند انتظار شما بی جا نیست ولی همیشه بهره ی طلبه از فضای علمی و عقلی حوزه بیشتر بوده تا جنبه حالی آن حتی در اخلاق و عرفان
البته تمایل به انجام عبادت مستحب به همراه جمع چیز خوبی نیست و بزرگان این حال را از نشانه های ریا می دانند پس:
با این حال مقابله کن و به اندازه نشاط فردی برای خودت عبادت مستحب انتخاب کن(ونه لزوما زیاد و سخت)
جو گیر نشو که مثلا ما طلبه ایم پس باید روزی 1000 رکعت نماز بخوانیم و ...
در عبادت میانه رو باش

ولی بدان که شناخت و ارتباط عاشقانه با خدا در تحصیل اصل است و در آغاز تحصیل طلبگی این روایت را از رسول خدا(ص)به همین منظور آورده اند:

اول العلم معرفة الجبار و آخر العلم تفویض الامر الیه


وچرا غیر حضوری؟

در حوزه خوب درس بخوان و اگر تمایل به تحصیل در حوزه نداری پس از مرور انگیزه ها و علل انتخاب حوزه و پس از مشورت با اساتید با تجربه برای ادامه یا ترک تحصیل تصمیم قاطع و جدی بگیر.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:878  |  101 امتياز

بالا