آمار

بازدیدکنندگان: 7078675
حاضرین در سایت : 20 نفر و 1 نفر عضو
  • alisa121292
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 266385
بازديد هفته گذشته : 57718
بازديد روز گذشته : 5694
بازديد سال جاري : 1136520
بازديد ماه جاري : 103753
بازديد هفته جاري : 1520
بازديد امروز : 1520

  اللهم ربَّ  شهر رمضان!
اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام و العافية المجللة و الرزق الواسع و دفع الاسقام
اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا و تسلمه منا و سلمنا فيه‏

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7789 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 »

نامورودی
روح الله شاه محمدي
از تهران
امضا شده : ۱۱ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۳۶
با سلام 
من تازه اولين باره که وارد اين سايت شدم.وگذشته بسيار بدي داشته ام.راستشو بخواين ازلاتو لوتا بودم که يک ساليه که توبه کردم وحتي نماز شبمم مي خونم ولي فکر گناه هنوز ولم نميکنه چکار کنم
شهاب مرادی :سلام/ اگر در انتخاب اسم مستعار از اسم و فامیل کامل استفاده نکنید بهتر است. مثلا حرف و فامیلی یا اسم و فامیلی. تا تشابه و... نشود. اگر هم اسم و فامیل خودتان باشد خوب نیست بنویسی قبلا چه کردم و ... . اما سوال تکراری است پاسخ را در صفحات بالاترین امتیاز پیدا کنید. و یادداشت "می خوام نمیشه" را بخوانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6836  |  12 امتياز

حورا نقوي
از اصفهان
امضا شده : ۱۱ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۱۱
سلام. خسته نباشيد. اقاي مرادي امروز در راديو قران منتظرتان شدم خبري نشد.موضوع چيست؟
شهاب مرادی :سلام/ با توجه به اصرار دوستان رادیو برای حضورم در یک هفته کامل، فعلا به بعد موکول شد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6988  |  12 امتياز

جواد
از تهران
امضا شده : ۱۹ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۴۱
سلام اميدوارم حالتون خوب باشه 
 
ديشب از ته دل دعا کردم که خدا قلبتون رو نسبت به من رئوف تر کنه ، بلکه من بتونم جبران کنم. 
دلم ميگيره وقتي به اشتباهات بچه گانه خودم فکر ميکنم. 
اميدوارم حداقل من رو ببخشيدو حلالم کنين. 
برام دعا کنين. 
------------------- --------------------------- 
لام حاج آقا. احوالتون ؟ بعد همه کارايي که کردم، ديگه روم نشد بهتون زنگ بزنم يا پيام بذارم تا اينکه نيمه شعبان شد. گفتم بيام دست بوستون. دلم براتون خيلي تنگ شده. اومدم ولي روم نشد بيام جلو. اين شد که پيامک زدم. ياد ايامي که در گلشن فغاني داشتم ... التماس دعا.
شهاب مرادی :سلام/ چرا عذرخواهی؟ اساسا موضوع را نمی دانم و شرحی بیان نکردید. اگر با 3-2-1 می نوشتید بهتر بود.
 
آقا جواد شاید شما از اول هم برای دوستی و رفاقت نیامده بودید ...ما ندانستیم و صلح انگاشتیم!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5408  |  12 امتياز

رويا اميني
از تهران
امضا شده : ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۱:۴۹
با سلام و عرض ادب خدمت شماحاج آقا: 
من به علت سختي ها ومشکلاتي که مدام برام اتفاق مي افتد دل خسته و افسرده شدم وتقريا" از ايمان و ...نااميد. 
همين احساس را شوهرم که مرد بسيار مومني بود داره. 
من ميخواستم از شما که تنها فردي هستين که رو ايمانش حساب ميکنم کمک بگيرم تا شايد حداقل به آرامش برسم. 
با تشکر فراوان از شما بي صبرانه چشم به راه پاسختان هستم.
شهاب مرادی :سلام/ تعقیبات نماز صبح اذکار و ادعیه مربوط به آن را بخوانید. و برای درمان افسردگی اقدام کنید.
 
پیشنهادم: خانم خیریه در مرکز زندگی بهتر
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5609  |  12 امتياز

محم
از ز
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۳:۲۰
سلام-رفتم فرودگاه گفتن تاخير داره گذشتتتتت گفتن لغو شده گفتم امکان نداره.پريديم2ساع ت بعد نشستيم گفتن بقيه اش زمينيه.شب همونجا مونديم.خدايا يه روزش بيخودي گذشت.صبح راه افتاديم رفتيييييم ساعت6عصربودجرات نداشتم سر بلند کنم من بودم وحقارتم وحرم اميرالمومنين.دع کردم زاري گريه التماس وووووووگفتم آقاي من يه جمله تو دهانم بذار که جوابمو بدي به خداي احدو واحدبقيشو نفهميدم چي شد.يهو به دلم افتاد که مگه آيه اي هست که ائمه بهش عمل نکرده باشن؟گفتم نه.گفتم مگه چيزي هست که ازمون خواسته باشن وخودشون عمل نکرده باشن؟نهههههههه -گفتم يا علي تا حالا کسي بهم رو نزده که جوابشو نداده باشم چي بگم به شماکه ردم نکني؟ يکي اينو تو گوشم گفت"و اما السائل فلا تنهر"
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9686  |  12 امتياز

مجيد
از اصفهان
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۵۶
سلام 
بايد خدمتدون عرض کنم که شما يکي از اون محدود حج آقاهايي هستيد که من خيلي دوستشون دارم و بهشون ارادت خاصي دارم. 
اصل حرفم:طلبه پايه يکي هستم که چند روز ديگه ميرم 2.مي خوتم باهاتون مشورت کنم: 
امسال يه مدرسه تخصصي حفظ قرآن کريم در اصفهان افتتاح شده که روش کار اين مدرسه اينطوريه که پايه هاي 2و3 را توي سه سال مي خونن(به گفته ي خدشون با بهترين استاداي اصفهان)و کنارش حفظ هم مي کنند.حالا مي خواستم ببينم: 
1-با توجه به اينکه رهبر عزيز تاکيد روي حفظ قرآن دارن ايا خوبه که وارد اين مدرسه بشم يا نه 
2-اگه نظرتون مثبته ايا با رفتن به اين مدرسه از درس هاي اصليمون مثل سيوطي و منطق و...باز نميمونيم و بعد ها ضربه نمي خوريم با توجه به اينکه درس هاي پايه هم هست؟ 
3-اين سوالم ربطي ربطي به مشاوره نداره،مي خواستم ببينم اگه بخوايم جايي دعوتتون کنيم واسه يه سخنراني خيلي کوچولو چطوري بايد عمل کنيم؟ 
با آرزوي سلامتي رهبر عزيزمون و فرج آقا امام زمان 
خداحافظ
شهاب مرادی :سلام/ دروس مقدمات بسیار مهم و اساسی هستند. حفظ را شروع کن ولی کم کم مراقب باش اصل درس است و تزکیه.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:13275  |  12 امتياز

وحيد
از تهران
امضا شده : ۲۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۵۰
با سلام. من از شما وقت مشاوره مي خواستم لطفآ با من تماس بگيريد با تشکر. 09123///
شهاب مرادی :سلام/ ضوابط...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8050  |  12 امتياز

سيما
از سراوان
امضا شده : ۰۵ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۵۴
باسلام و درود فراوان بر شما 
عبادتهاتون مورد قبول حضرت حق باشه.حاج آقاشما فقط درمورد روابط زن و شوهرها به سوالهالطف ميکنيد پاسخ ميدين يا ميشه درمورد بقيه مسائل زندگي هم با شما مشورت کرد؟البته به جز مسائل شرعي واحکام. 
باتشکر فراوان
شهاب مرادی :سلام/ لطفا ابتدا چند سوال و جواب را دقیق بخوانید. مثلا: این صفحه و صفحات بعدش
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6197  |  12 امتياز

احسانامضا شده : ۲۱ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۱۸
با سلام خدمت شما که وقت و نیروی خود راصرف پاسخ دادن به پرسش های مردم برای کمک به آنها در جهت دست یافتن به راه حل مناسبشان می کنید  
پیشاپیش از خداوند متعال پیشرفت و موفقیت شما را در این زمینه خواهانم 
مطلبی را که می خواهم با شما به عنوان یک کارشناس در میان بگذارم مشکلی است که شاید به شکلهای گوناگون در بسیاری از جوانان مخصوصا در جوانان کشور ما وجود دارد منظورم مشکلات جنسی و مسائل مربوط به آن است من نیز از این روند جدا نیستم و درگیر مشکلی هستم که هر لحظه مرا ناتوان تر می سازد چندی پیش این مسئله را با شبکهء پرسمان که یک سایت دانشجویی است در میان گذاشتم آنها نیز لطف کردند و پاسخم را دادند اما این مشکل آن قدر بر روح من چیره گشته که راه حلهای آنها را نتوانستم اجرا کنم چرا که اراده ام بسیار ضعیف شده است مشکلی که در مورد آن می خواستم صحبت کنم کاری است بسیار بسیاربدتر از اعتیاد به مواد مخدر،استمناء!آر درد من این است دردی که هم جسمم را و هم روحم را چند سال مورد حملهء خود قرار داده و تا کنون نتوانسته ام به طور قطعی از پس آن بر بیایم  
اجازه می خواهم به دلیل اینکه شناخت هر چه بیشتر شخصیت فرد پرسش کننده می تواند به مشاور در جهت ارائهء پاسخی بهتر و جامع تر کمک کند وقتتان را بگیرم و کمی از زندگی ام را برایتان شرح دهم  
... باید بگویم به خاطر این که همه فکر می کردند من فرد بسیارپاکی هستم و به خاطر این که قلبا پاک بودم و نظر بدی نسبت به دختران فامیل نداشتم و بسیار از متلک گویی به آنها متنفر بودم همیشه در میان آنها بودم و با آنهابسیار صمیمی تر از هم جنسانم بودم به همین دلیل به من می گفتند مریم خانم در جمع آنها احساس راحتی می کردم و تا اکنون نیز آنها مرا پسری خوب و پاک می دانند به خاطر همین ارتباط پاک احساس بد و شرورانه ای نسبت به آنها نداشتم زمان می گذشت و هر بار که استمناء می کردم بیشتر به درون گمراهی فرو می رفتم هر بار پس از انجام این کار به خودم قول می دادم که دیگر این کار را نکنم و توبه می کردم اما باز این کار تکرار می شد تا همین الان  
..... در مقطع پیش دانشگاهی که بودم از یک طرف به نمراتم حساس بودم و از طرفی نگران وضعیت کنکور خود بودم تصمیم گرفتم آن سهل را به دلیل یا بهانهء سنگین بودن درسها و نبود وقت کنکور ندهم و سال آینده با فراغ فکر بیشتری برای کنکور درس بخوانم کارم را خوب شروع کردم و بدون مشورت در چند کلاس کنکور ثبت نام کردم اما هنگامی که دیدم بیشتر به فکر پول هستند تا انتقال مفاهیم انگیزه ام را از دست دادم و دیگر به آن کلاسها نرفتم و تقریبا دیگر درس نخواندم بسیار با خانواده ام درگیر بودم آنها مدام مرا به ادامهء کار تشویق می کردند ولی من مقاومت می کردم زیرا توقعم بالا بود و می خواستم در رشتهء خوبی قبول شوم دلیل این که در این مورد می نویسم این است که می خواهم بگویم یکی از زیانهای استمناء کاهش اراده است من هنگامی که در درسهایم به مشکلی بر می خوردم خیلی سریع ناراحت می شدم و بدتر این که این ناراحتی را به درسهای دیگر نیز می کشاندم و دیگر دوست نداشتم به درس خواندن در آن ساعت ادامه دهم چرا که اراده ام ضعیف شده بود  
آن سال نیز گذشت وسال تحصیلی جدید را با انگیزه ای قوی شروع کردم در ابتدای شروع کارم چون می دانستم که اگر استمناء را ادامه دهم باز هم سرنوشتم مانند سال گذشته خواهد شد با حال التماس و تضرع پس از نماز به سجده افتادم و قران در بغل از خداوند به زاری خواستم هدایتم کند و مرا از این منجلاب بیرون آورد خداوند نیز با لطف همیشگی که به من داشته است هدایتم کرد هر روز رابطه ام با خداوند بهتر می شد پس از نماز اول وقت مغرب و عشاء هر شب تا شب کنکور به طور مرتب دو صفحه قران را با معنی آن وبا تفکر می خواندم مدت عبادت من یک ساعت به طول می انجامید ولی گذشتن زمان را حس نمی کردم اوایل کار دو سه مرتبه استمناء کردم ولی کم کم این کار را ترک کردم آن قدر خود را به خداوند نزدیک می دیدم که در نماز گریه می کردم و از این که دارم با پروردگار و آفرینندهء خودم صحبت می کنم شور و شعف سراسر وجودم را فرا می گرفت وبا تعجب و شرمندگی به گذشته ام فکرمی کردم جدولی درست کرده بودم که سعود و سقوط اخلاقی را توسط فلشهایی در آن نشان می دادم دائم در حال مراقبهء نفس بودم هر شب بعد از نماز عشاء کل کارهای دیروز و امروزم را مرور می کردم و نکته های مثبت و منفی را یادداشت می کردم تا دیگر بدیها را تکرارنکنم شبهای جمعه را مرتب به حرم می رفتم یک شب حرم خیلی شلوغ بود و من که همیشه دنبال جای خلوتی می گشتم یکی دیگرازبلاهای استمناءگوشه گیری من بود هیچ جای خالی پیدا نکردم و با حالت حزن بسیار به امام رضا ع سلام کردم و با ناراحتی از حرم خارج شدم در مجلسی که به مناسبت چهلم فوت پدربزرگم برگزار شده بود دختر عمه ام به مادرم گفت چند شب پیش احسان را در خواب دیده ام که به حرم رفته و حرم بسیار شلوغ بود و درهای منتهی به ضریح بسته بود و خادمان اجازهء ورود نمی دادند که احسان جلو رفت در را برای او باز کردند  
وقتی این خواب را شنیدم گریه کردم که چگونه من که آن قدر بد سیرت بودم به کوتاه مدتی آن چنان مورد لطف خداوند قرار گرفته ام که زیر سایهء رحمت امام رضا ع قرار گرفته ام در آن نه ماه که برای کنکور درس می خواندم دعا می کردم که در رشتهء داروسازی در شهر خودم قبول شوم پس از کنکور مانند هر سال تابستان را برای شبکاری به مغازهء تولیدی پدرم رفتم روزی پس از نماز صبح تلفن مغازه به صدا درآمد و صدای پدرم را شنیدم که خبر قبول شدن در رشتهء داروسازی مشهد را به من می داد بسیار خوشحال شدم و نماز شکر خواندم هدف من از درس خواندن رسیدن به پول و ثروت نبود بلکه می خواستم تا پله های پیشرفت را طی کنم و وزیر شوم و به کشور و هم وطنانم خدمت کنم تمام وجودم سرشار از عشق به پیشرفت میهنم بود قبلا مطالعات زیادی در مورد تاریخ باستان ایران و افتخارات آن داشتم و حال پلهء اول را با لطف بسیار خداوند و تلاش خودم با موفقیت طی کرده بودم در تابستان تحقیقی در زمینهء امام زمان ع و وظایف شیعیان ایشان انجام دادم تحقیق بسیار جالبی شده بود باید بگویم در این نه ماه نمازهای ظهرو عصر و مغرب و عشائم را مرتب به مسجد می رفتم به پیشنهاد امام جماعت مسجد محلمان تصمیم گرفتم جمعه شبها آن را برای نمازگزاران آن را ارائه دهم جمعه شبها پس از نماز عشاء بر می خواستم و این تحقیق را می خواندم و حضار با علاقه گوش می کردند  
خلاصه آدم خوبی شده بودم ولی پس از این که به قول قران کشتی من به ساحل نجات رسیده بود و به هدفم رسیده بودم ارتباطم با خدا ضعیف تر شد و پس از مدتی دوباره با ناسپاسی تمام استمناء کردم و آن را تکرار کردم تا اکنون که در اواخر ترم اول هستم در این چند سال بر اثر این کار همیشه کم بنیه بوده ام مخصوصا این اواخر که به طور جنون آمیزی تقریبا هر دو شب یک باراین کار را می کنم دستهایم می لرزند چشمانم ضعیف شده است در مدت کوتاهی دوبار عینکم را عوض کردم موهایم بسیار نازک و نرم وشکننده شده است و به راحتی و بسیار زیاد می ریزند لبهایم را  
نا خود آگاه گاز می گیرم مادرم می گوید تازگی ها عصبی شده ای زیاد پلک می زنی انگشتانت را گاز می گیری 
بر خلاف گذشته اعتماد به نفسم کم شده دیگر نمی توانم در کلاس از استاد سوال بپرسم هنگامی که مطلبی را نمی فهمم و نمی توانم سوال کنم بسیار ناراحت می شوم هنگامی که می خواهم مطلبی را برای هم کلاسی هایم که سی پسر و سی دختر هستند بگویم صورتم به طور محسوسی شروع به لرزش می کند و صدایم بسیار می لرزد چند روز پیش در عین ناباوری دیدم هنگامی که می خواستم چیزی را به دانشجویان یادآوری کنم زیر ناخنهایم کبود شده تمرکزم بر درسهایم بسیار کم شده است سر کلاس که هستم انگار مرده ای بیش نیستم و در دنیایی دیگر سیر می کنم و مرتب ذهنم منحرف می شود و درسها را نمی فهمم در خانه هم هر چه تلاش می کنم بعضی درسها را بفهمم نمی شود و هر روز نگران تر می شوم هر بار تصمیم می گیرم دیگر این کار را نکنم ولی نمی شود دیگر هدفم یادم رفته است دیگر خدا را نمی شناسم و نماز را به زور می خوانم در آیات قران شک می کنم و گاهی اوقات خدا را فاقد نقش در این دنیا می دانم و قران را داستان نمی دانم عاقبتم به کجا می کشد  
این ها بخشی از زندگی من بود حال امیدم پس از خداوند به شما است خواهش می کنم این برادرتان را اگر بدتان نمی آید کمک کنیدو از تاریکی ها او را دوباره به نور برگردانید خواهش می کنم پاسخی مقطعی به من ندهید و مرا مرحله به مرحله هدایت کنید اگر امثال مرا رها کنید به جای اول خود بر می گردند لطفا مرا راهنمایی کنید در ضمن خوشحال می شوم اگر این نوشته را بدون ذکر نام در معرض دید دیگر کاربران بگذارید چه بسا بخوانند و عبرت بگیرند
شهاب مرادی :سلام/ مشکل اصلی شما خود ارضایی نیست و شما باید به روانپزشک مراجعه کنید . لینک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1536  |  11 امتياز

محمد آباد
از روستاي محمدآباد كوير از شهر
امضا شده : ۳۱ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۲۸
حاج آقا سلام  
مواليد خجسته شعبانيه را تبريك عرض مي كنم  
از روستايي در دل كوير براي شما مي نويسم و اين اولين نوشته من است چون نمي توانم برنامه هاي پر بار شما را در برنامه تلويزيوني مردم ايران سلام ببينم و لذت ببرم و ابراز نكنم و تشكر نكنم  
حاج آقا بنا با اقتضاي شغلم خيلي سخنراني و از اشخاص مختلف گوش كرده ام ولي بحث و طريقه گفتگوي شما كه قسمتي از موفقيت آنهم مديون مجري زيرك و زبر دستي چون اقاي شهيدي است برايم خيلي جذاب است . 
انتخاب بحث هايي عالي و به درد خور مردم و آن هم در تلويزيوني كه ...خيلي برايم جذاب است . انشاءا.. موفق باشي  
بحث جالب شما در باره مسجد مرا بر آن داشت تا از شما خواهش كنم كه به اين خدمتگذاران محترم مساجد امر بفرمائيد كه دست از سر معماري كهن مساجد قديمي بردارند و با تيشه سازندگي و گسترش جاي مسجد هنر قديمي ايرانيان را خراب نكنند و براي جوانان عزيز مسجدي نو و مدل دار بسازند در روستاي ما شايد اصلاً در نقشه جغرافيايي شهرستان جايي هم نداشته باشد يك مسجد جامع با قدمت حدوداً 800 سال ، جند تا بادگير قديمي در خانه هاي قديمي كه در حال خراب شدن است ، حمامي تاريخي كه به دست سازندگان را ه عبور بزرگتر خراب و مدفون شد و آب انباري تاريخي كه فقط به علت پارك ماشين ها و موتورهاي مردم فاتحه خوان مراسم ختم و هفت تخريب شد  
حاج آقا بگذريم كه سخن بسيار است و شنونده بسيار كم كم كم . اگر جوابي گرفتم و كسي را ديدم كه دلش براي تاريخ روستايم كه سطري از تاريخ كشورم ايران است سوخت ادامه خواهم داد . عكس هم از اين بنا تاريخي دارم انشاء ا.. اگر بلد باشم برايتان ارسال خواهم كرد  
ببخشيد خسته شديد 

شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما متشکرم. من در جایگاه امر نیستم ولی گفتهام ومی گویم .البته به نظر من گوش شنوا زیاد است مثلا یکیش خود شما
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1402  |  11 امتياز

ستاره23
از مشهد
امضا شده : ۱۰ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۲۸
سلام عليكم...خسته نباشيد 
خواب ديدم در حرم يكي از ائمه شما به من گفتيد براي رفع مشكلم به امام هادي(ع)متوسل بشم.نمي دونم چه طوري با چه دعايي و در حقيقت با چه رويي به ايشون متوسل بشم 
هر چند شبهاي چهارشنبه در مجلس دعاي توسل به همه ائمه در باره مسايل دنيوي و اخروي متوسل ميشم.اما توسل خاصي به امام هادي (ع)پيدا نكردم...لطفاراهن اييم كنيد...ممنونم
شهاب مرادی :سلام/ خیر است.
به هر طريقي كه مي توانيد به امام هادی علیه السلام و به سایر اهلبیت علیهم السلام ، متوسل شوید مثلا با خواندن زيارت جامعه كبيره و با زبان خودتان راحت و شفاف درد دل کنید و از آن بزرگوار درخواست کنید
و انجام نذر (هر نذري؛ مثل نذرِ زيارت، اطعام در مجالس به نام ايشان مثلا شب ولادت و...)

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1525  |  11 امتياز

مجتبي اسکندري
از زنجان - نيک سازان
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۴۳
به نام خدايي که صلاح مارو بهتر ميدونه 
سلام آقا شهاب  
25سالمه آخراي سربازي بودم داشتم با موبايلم ور ميرفتم که ناخاسته به جان مادرم ناخواسته يه پيام بي مفهوم به دختر خاله ام الهام فرستادم اون موقع من به يه نفر ديگه فکر ميکردم که بعدا به دلايلي منصرف شدم بعد الهام اس ام اس داد کلي قربون صدقه رفت و ابراز دل تنگي کرد و آخه منو با خواهرم اشتباه گرفت بعد که بهش گفتم معذرت خواهي کرد و گفت تو رو خدا به کسي نگي گفتم چشم گفتم راستي پيام خوب داشتي بده گفت باشه بعد که با خودم داشتم فکر ميکردم گفتم کي بهتر از الهام با حجاب که هست با وجود وضع مالي خوب هم ساده زنگي ميکنه هم اصلا خودشو نميگيره بهش گفتم الهام اگه شرايط منو قبول ميکني من بهت پيشنهاد ازدواج ميدم راستش خواستم ببينم اگه نظرش مثت باشه بعد بع خانواده ها اطلاع بديم اول گفت نه من گفتم باشه ولي من پيشنهاد ازدواج که ندادم گفتم اگه شرايطم رو قبول داري ... گفت پس با اس ام اس نميشه بايد حرف بزنيم . قرار گذاشتيم تو دفتر کارم آخه من با اينکه تو شهرستان نزديک خدمت ميکردم همزمان کار هم ميکردم و درامد خوبي هم داشتم من يه معمار جونم فوق ديپلم دارم ولي واسه تنبلا پايان نامه ارشد هم دادم الهام اومد دفتر گفتم الهام من سعي ميکنم بد و خوب رو تشخيص بدم از خدا هم فقط راه راست ميخوام همين و وقتي فهميدم چي خوبه چي بد ديگه از هيچ کس جز خدا ترس يا خجالت ندارم مثل جشن عروسي مرسوم چون فکر ميکنم اسراف توش زياده و غلط کار ندارم چون همه اين کارو ميکنن منم بکنم و کلي از اين حرفا . الهام يه لبخند زد و گفت قبول ميکنم هيچي نگفت و هيچ شرطي نزاشت شيفته حرفاي من شده بود . اون از همون اول با خاله کوچيکه که هم تحصيل کرده و هم مومن ومتهله مشورت کرده بود نگو اون گفته بود نه خانواده هاتون جور نيستن . الهام به من گفت خوانواده هامون چي من ميترسم گفتم ترس نداره درسته ما قبل وضع مالي خوبي داشتيم الن چند بار ورشکست شذيم و شما الان وضع مالي خيلي خوبي نسبت به ما پيدا کردين ولي مهم سطح فرهنگ و تحصيلات که همسطح اند و بقيه اش دست خدا ست هر چه پيش آيد خوشايد گفت نه اگه نشه خيلي بد ميشه . گفتم تو کاري که رو بکن که خدات راضيه بعد اگه ايمان داري حق نگراني نداري چون اون ميدونه چي برات خوبه چي بد هر چي داد با همون خوش باش . بعد قرار شد تا سوالي برامون پيش نيومده ارتباتي نداشته باشيم . و صبر کنيم تا ازدواج برادر بزرگترش . بعد دوسه بار واسمون سوال پيش اومد که همديگرو ديدم يکمي هم زياده رويکرديم شايد هم گناه بعد سريع ديدم که اينجوري ميشه تصميم گرفتيم همديگرو نبينيم الهام يه روز گفت من ديگه تاقت ندارم زود تر بيا خواستگاري گفتم باشه ولي يه تاريخ واسه يه ما ديگه بگو من اقدام ميکنم الان سرم شلوغه تقويم رو شانسي باز کرد گفت 21 آذر سالروز ازدواج ماه و خورشيد علي و زهرا گفتم ديگه چي ميخواي . بعد از قضاي روزگار انگار کساي از دو خونواده بو بردن و الهام تحت فشار قرار گرفت خواهرم رفته بود بهش گفته بود مامنم داره دق ميکنه دست از سره مجتبي بردار الهم گفت زودتر بايد يکاري بکنب گفتم باشه شبش اس ام زد مامنم فهميده گفته خوشو ميکشه چرا اين کارو کردي ديگه ولش کن مجتبي صداشم در نيار مانم ازم قسم فران گرفته که ديگه اسمتو نيارم خاله کچيکه فرداش بهم زنگ زد رفتم پيشش گفت مامانتون دارن شر درست ميکنن به من گفتن از تو بخوام دست برداري چي ميگي گفتم الهام بگه منو نميخواد به اين دلايل منم بگم باشه گفت الاهم به من گفته من از روي ترحم جواب مثبت دادم منم گفتم باشه . شب 21 آذر بود تاقت نياوردم رفتم در خونشون تقريبن تا اونجايي که شر پيش نياد همه چي رو به باباش گفتم گفت کي بهتر از تو تعريف تو کار کردنت مومن بودنت همه فاميل و برداشته ولي هر چي الهم بگه باباش رفت تو مامانش اومد گفت همين که اومدي واسم کافي ولي دست از سر ما بردار منم قول ميدم هروقت الهام بگه خودم بيام سراغت منم رفتم .الان هم بيشتر از 30-40 روز گذشته ولي چون جواب قانع کنندهاي از الهام و جواب منفي اش نگرفتم يه لحظه هم از ذهنم بيرون نميره نکه ناراحتي کنم و بي قراري نه خدا رو هم شکر ميکنم که منو با سختي ها و بلتکليفي ها ساخته و پرداخته ميکنه حالا ميگن چيکار کنم .....
شهاب مرادی :سلام/ راه حل مشکل خواستگاری رسمی به همراه پدر ومادرت .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1606  |  11 امتياز

سيد مجتبي ميري
از تهران
امضا شده : ۰۲ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۰۲:۳۱
1.سلام 
2.بدونيد که همه ما سپاسگذار شما هستيم و قدر زحماتتون رو ميدونيم. 
3. 26سالمه، فوق ديپلم نرم افزار، ديشب به همراه خانواده به ديدن دخترخانمي در منزلشان رفتيم. مجلسي کاملا رسمي. ايشان را مادرم پيشنهاد داده بودند. اين خانم دقيقا هشت سال و نيم از بنده کوچکترند و پيش دانشگاهي. خانواده اي بسيار محترم و پايبندي دارند که با اصول خانوادگي ما هماهنگ است. برايند حدود پنج دقيقه صحبت غير منتظره براي من (چون فکر ميکردم اين جلسه تنها براي آشنايي خانواده هاست) ساده گي و معصوميت ايشان بود چنان که از طرح سوالاتشان برايم محرض شد. مختصر اينکه پس از بازگشت مسئله ديگري از طرف خاله مطرح شد و آن زيبايي معمولي اين خانم بود که به عروسهاي ديگر خانواده ما نمي خورد و ... هيچگاه اولين ملاک من براي انتخاب همسر زيبايي نبوده، و هميشه در رده هاي بعدي قرار داشته. تنها چيزي که نگرانم ميکنم شيوع اين نظر در بعد از ازدواج احتمالي بنده با اين خانم است. لطفا در اين خصوص و اختلاف سني زياد (به زعم بنده) راهنمايي بفرمائيد. 
اين اولين باري ست که بنده به پيش خواستگاري مي روم و اولين کسي هستم که درب آن را براي خواستگاري مي زنم. علاقه اي به اين خانه و آن خانه رفتن ندارم و هميشه دوست داشته ام اولين خواستگاري ام آخرينش باشد. 
4.مثلا مختصر نوشتم! 
5. يا علي. پايدار باشيد.
شهاب مرادی :سلام/ 3. به حرف خاله توجه نکن.
به 5 دقیقه گفتگو اصلا ملاک نیست.
پس از بررسی های مجدد و مشورت با خانواده و اجازه خانواده دختر در چند جلسه با هم صحبت کنید و در قالب پرسش و پاسخ و موقعیت... بعد تصمیم بگیرید.
 لزومی ندارد کل فامیل طرفین بدانند که خواستگاری رفتید .
یادت باشه فقط برای خودت زن بگیری. نه برای تکمیل گروه عروس های فامیل
(مثل انتخاب یک عضو برای گروه سرود یا گروه آکروبات که باید همه به هم بیان!!!!!!!!!)

1و2و 4و5- یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1818  |  11 امتياز

محدثه
از زمين
امضا شده : ۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۴۰
سلام حاج آقا ما شما رو خيلي دوست داريم 
من يه خواستگار دارم كه قبلا عقد كرده و بهم زده خودش ميگه توقعات دختره بالا بوده چي كار كنم تحقيق كنم در مورد دختره يا لازم نيست
شهاب مرادی :سلام/ بررسی اجمالی بشود بهتر است. و خوب است پس از چند جلسه گفتگو و قبل از قول و قرار به مشاور مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1369  |  11 امتياز

ريحانه رضوي
از قم
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۲۷
سلام خوب هستيد؟ سال نو مبارك حاج آقا انشاء الله سالي پربركت و پر از موفقيت داشته باشيد. چون براي گرفتن جواب عجله داريم و نمي‌دانستم اين پيام به دستتان رسيده يا نه دوباره آن را مي‌نويسيم. براي خواهرزاده ام كه 22 سال داره و دانشجو و تك دختره خواستگاري اومده كه خيلي مرددش كرده. آقاي خواستگار 28 سال داره و ليسانسه. درآمد خوب و كار خوب و يك خانواده فرهنگي داره اما از نظر ظاهر مورد پسند دختر خواهرم نيست نميگه بده ها، ميگه به من نمياد چون خودش قد بلنده و كمي هيكلي و خواستگارش هم قد خودشه و خيلي لاغرو ريزه ميزه است! دلش ميخواد شوهر آينده اش از خودش بلند ترو هيكلي تر باشه در ضمن اين آقا گفته اهل نماز و روزه هست و حلال و حروم سرش ميشه اما اهل نوار هم هست و گوش ميكنه چه اين ور آبي چه آن ور آبي!! در مقابل خواهرزاده ام دوست داره كه طرف اهل دعا و مذهبي باشه ولي آقا گفته براي اين چيزها وقت نداره!! در مورد حجاب هم گفته چادر يا مانتو فرقي نداره و لي حجاب كامل باشه ( ما همه چادري هستيم)اين مسائل در جلسه اول مطرح شده و خواهرزاده ام با ترديد بسيار قرار جلسه بعدي را گذاشته اند مي‌خواستم نظر شما را در مورد اين مسائل و پيشنهادتون براي جلسات بعدي رو بدونم و اين كه براي شناخت بيشتر بايد چه سوالاتي رو بپرسه. ممنون خدانگهدار ياعلي
شهاب مرادی :سلام/ خوبم الحمدلله . تبریک و سپاس.
لطفا از قول دیگران سوال نپرسید!
اما: او در گفتگو دقت کند و گمان نکند باید حتما او را بپذیرد و بپسندد فعلا پسر دو نمره ی منفی از نگاه او دارد به مابقی موارد هم بپردازد در مورد سبک زندگی و برنامه ها و عادات روزانه، مسائل مالی و روابط فامیلی  و... سوال کند  تا  با خیال راحت تصمیم نهایی(بله یا  خیر) را بگیرد.
مراقب باشد علاقه سازی نکند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1496  |  11 امتياز

سينا
از اينجا
امضا شده : ۰۸ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۸
سلام غيبتتان را کرديم حلال فرماييد
شهاب مرادی :سلام/ حلال
ولی امام حسین فرمودند:
غیبت خورشت سگ های جهنم است
مراقب باشیم از آن طعام بسیار آلوده ی آتشین نخوریم.
 ... فکرهتموه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1603  |  11 امتياز

مصطفي
از تهران
امضا شده : ۰۸ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۳۱
سلام  
ببخشيد دوباره وقتتان را گيرم .هماني هستم كه ديروز مزاحم شدم. 
چه كنم حاج آقا. 
درباره ي يكي از گناهان كبيره مي خواستم از شما راهنمايي بخواهم. بدجوري درگير هستم و خودم هم قصد ترك آن را دارم اما نياز به يك راهنما دارم . 
بهتر از شما نيافتم كس ديگر را . 
جوابم را مي دهيد؟ 
ممنونم . خداحافظتان.
شهاب مرادی :سلام/ پاسخي به چند سوال
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1600  |  11 امتياز

الهام
از تهران
امضا شده : ۲۰ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۴۲
با سلام. 
من دختر 16 ساله اي هستم و تنها فرزند خانواده . شديدا به مادرم وابستگي عاطفي دارم تا حدي كه شبها چندين بار از خواب بيدار شده و به مادرم سر ميزنم كه از سلامتي او مطمئن شوم.(لازم به ذكر است كه مادرم بيماري خاصي ندارد.)در مدرسه نيز اگر امكانش باشد دوست دارم به مادرم زنگ بزنم تا از سلامتي او مطمئن شوم.اگر ممكن است من را راهنمائي كنيد.لطفا پيام نمايش داده نشود. 
با تشكر
شهاب مرادی :سلام/  ترس از آینده
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1789  |  11 امتياز

رحيمه
از تهران
امضا شده : ۰۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۰۸
با سلام  
من 31 سال دارم و داراي مدرک تحصيلي دکتري شيمي و عضو هيات علمي دانشگاه آزاد هستم .من براي کارم مجبورم 2- 3روز در هفته به شهرستان برم. مدتي پيش آقايي به خواستگاري من آمد و گفت که در مساله ازدواج فقط خودش تصميم ميگيره و کسي دخالتي تو نظرش نداره و تمام شرايط منو قبول کرد من هم بعد از تحقيق بهش جواب مثبت دادم و ما دوماه با هم به صورت تلفني و گاهي به صورت حضوري باهم رابطه داشتيم و در اين مدت واقعا به اين آقا علاقه مند هم شدم. بعد از 2 ماه اين آقا خانوادش را به منزل ما آورد و بعد از اون اعلام کرد که خانوادش موافق نيستند و خيلي راحت من را رها کرد و رفت . بعد ازاين قضيه من واقعا روحيه ام را از دست دادم و فکر ميکنم همه راهها به روم بسته است. حس مي کنم هر چه دعا ميکنم خدا جوابمو نميده اعتماد به نفسم را هم کاملا از دست دادم و حوصله هيچ کاري را هم ندارم اين موضوع حتي روي کارم هم تاثير منفي گذاشته و و نميدونم چکار کنم هرکاري براي فراموش کردن اين مساله هم ميکنم فايده نداره و تمام ذهنم با اين موضوع اشغال شده در حاليکه قبل از حضور اين آقا در زندگي من حس مي کردم در اوج موفقيت هستم. فقط از شما يک مشاوره و راهنمايي ميخواهم. با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ خدا را شکر کنید. و در موارد بعدی به نقش خانواده بیشتر توجه کنید یک بار دیگر این بخش را دوباره بخوانید:
« مدتي پيش آقايي به خواستگاري من آمد و گفت که در مساله ازدواج فقط خودش تصميم ميگيره و کسي دخالتي تو نظرش نداره و تمام شرايط منو قبول کرد من هم بعد از تحقيق بهش جواب مثبت دادم و ما دوماه با هم به صورت تلفني و گاهي به صورت حضوري باهم رابطه داشتيم »
با مرور مجدد این عبارت اشتباهات خود و نکات منفی او را بررسی کنید ( مثلا جمله اول ؛ خواستگاری رسمی نبوده و دختر خانم ها باید بیشتر به اهمیت و جایگاه خواستگاری رسمی توجه کنند و یا وقتی  می گوید خودش تصمیم می گیرد پیش آگهی مثبتی در مورد انعطاف پذیری او نبوده و در مراحل بعد عدم صداقت یا عدم شناخت او از خودش و خانواده اش...)
بعد برایتان روشن خواهد شد که جایی برای این علاقه سازی مصنوعی و غیر واقعی وجود نداشته و آرامش به شما باز می گردد. خودتان را سرزنش مکمید و باز تکرار می کنم خدا را شاکر باشید که انتخابی نادرست به ازدواجی اشتباه منجر نشده!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1761  |  11 امتياز

هديه
از تهران
امضا شده : ۰۷ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۵۵
سلام حاج آقا 
من تا امروز فقط توي تلويزيون حرفاي شما را گوش ميدادم ولي الان از سايتتون خيلي خوشم اومد. حرفاي شما در محرم خيلي روم تاثير گذاشت و احساس كردم بايد يه تغيري در خودم بدم.خيلي ممنونم
شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3805  |  11 امتياز

اشنا
از اصفهان
امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۰۷
سلام باز هم از ديدار شما خوشحال شديم هر چند بسيار کوتاه بود .  
واقعا تعبير زيبايي از دلهاي بسياري از ما کرديد که ديگر قدمگاهي بيش نيست . کاش هيچوقت بزرگ نمي شديم و دلهامان حرمش بود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3278  |  11 امتياز

عزت الله تواني
از تهران
امضا شده : ۲۰ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۵۰
سلام 
دست شما درد نکند.جاي قرآن در سايت خالي بود و اگر مي شود تفسير قرآن را هم بذاريد 
 
دليل اينکه اين بخش را گذاشتيد ميدانيم چيست 
براي اينکه بگوييد برنامه نويسي بغير از آقايان بلوردي هم هستند!!!!!
شهاب مرادی :سلام/ نه! این هم کار خودشه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3070  |  11 امتياز

مريم محمدي
از زنجان
امضا شده : ۱۷ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۲
سلام اقاي مرادي خسته نباشيد ميخواستم يه تشکر ويژه کنم به خاطر حضورتون در دانشگاه زنجان.صحبتهاي مفيدتون واقعا ديد منو عوض کرد و تاثير زيادي روي تصميمات من گذاشت اگه لطف کنيد و بازم تشريف بيارين خيلي عالي ميشه.موفق باشيد
شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3200  |  11 امتياز

علي سنجري
از چالوس
امضا شده : ۲۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۷
سلام برادر 
عجب پيامي و جوابي منتشر کرديد 
 
... 
الله اکبر چي دارم مينويسم؟؟؟؟؟؟؟ 
 
خلاصه من رو خرابم کردي؛حسابي
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی ... براش دعا کن لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6168  |  11 امتياز

نيما علياني
از اهواز
امضا شده : ۲۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۱۸
سلام/ 
از دعاي خالصانه ي شما و همه ي دوستان بسيار ممنونم--- دعاها مستجاب شد. قلب فرزندم تا مدتي قبل نمي تپيد، اما ديروز تپش قلب کوچکش را پزشکها متوجه شدند. او جنيني دوماهه است. پس براي من و همسرم و فرزندم همچنان دعا کنيد که اين مسير نه ماهه را با دلخوشي و سلامتي و عافيت به پايان برسانيم. 
ممنون/ي اعلي
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6290  |  11 امتياز

هادي
از اصفهان
امضا شده : ۰۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۰۸
با ياد او 
و اما بعد 
انتظار داشتم بعد از جلسه ديروزتون تو دانشگاه اميرکبير الان اينجا شلوغ شده باشه اما؟؟؟ 
راستش من که ديگه فارغ التحصيلم _البته فعلا-اما ديروز بطور اتفاقي اومده بودم دانشگاه.ديدم چه معرکه اي راه انداختين.متاسفا ه ساعت 6:30 بود و اواخر برنامه و ضيق وقت بنده.نشد بشينم.اما نکته اصلي: 
جوون هاي امروز اگه بخوان يه مورد خوب پيدا کنن جاش توي اين جلسات مذهبي نيست.البته با سازوکار تعريف شده.نه اينکه محفلي بشه براي خيلي چيزها.راستش کسايي هستن که مثل من 2 ساله دنبال ميگردنونه اينکه سخت گير باشم اما قسمت نبوده-شايد- شما واعظين محترم چه برنامه عملي پيشنهاد مي کنين؟
شهاب مرادی :سلام/ این دو سه روز فرصت نداشتم و پیامهای بی جواب و شرمندگی.
اما موضوع همسریابی و مشاوره های قبل از ازدواج ، موضوع بحث علمی گروهی از روان شناسان و مشاوران  و صاحب نظران در امر ازدواج است که آخرین جلسات آن به همت سازمان ملی جوانان دو روز در روزهای پایانی فروردین ماه در مشهد برگزار شد. و همچنان بحث و تبادل نظر ادامه دارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4466  |  11 امتياز

niloo
از shomal
امضا شده : ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۰۳
ولي خداييش يه جاي سخنرانيتون روم خيلي اثر گذاشت و دارم عملي مي كنم كه بنا به گفته ي شما كه فرمودين عبادات كم ولي مداوم موثرترند منم از 5 روز قبل يعني از بعد از سخنراني شما تصميم گرفتم هر روز 10 آيه از قرآن با ترجمشو بخونم كه از سوره يوسفم شروع كردم.و ديگه اينكه سعي ميكنم هميشه با وضو باشم كه تا حالاش به قولم عمل كردم. الانم كه تو كافي نت دارم اين كامنتو مي ذارم با وضوام 
:)مرسي آقا شهاب:)
شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3617  |  11 امتياز

شریفی
از تهران
امضا شده : ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۳۹
سلام بر شما اگر در این موارد قبل از یادداشت موضوع یادداشت بعدی را اعلام کنید بد نیست تا ما هم سوالات خود را بفرستیم.
شهاب مرادی :سلام/ موضوع بعدی غزل
و موضوع بعدش : چغلی کردن است. و برای همه ی سنین مفید!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2943  |  11 امتياز

فاطمه ذبيحي مفرد
از yazd
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۱۸
سلام.اميدوارم خدا به شما خيرکثير عنايت کند 
براي اين خواهر کوچک خود دعا مي کنيد؟
شهاب مرادی :سلام/ برای شما و همه ی مومنین : اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4927  |  11 امتياز

mahdiye
از tehran
امضا شده : ۰۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۳۲
matlabe begoo azizametoon vaghean ghashang bood vali kash maman o babaye manam mikhoondanesh oon vaght shayad man hichvaght be khatere karaei k kardam khodamo sarzanesh nemikardam
شهاب مرادی :سلام/ ازشون بخواه بخونن. یا تقدیم یک برگ پرینت از
 matlabe begoo azizam و یادداشت های مرتبط، می تونه کمک کنه.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3736  |  11 امتياز

دلشده
از تهرون
امضا شده : ۰۹ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۱۶
يابن الحسن آقا 
اي چشمه نور، انشعاباتت کو ؟  
اي خانه ات آباد،خراباتت کو،  
در شهر نشانه اي ز تبليغ تو نيست  
اي عشق ستاد انتخاباتت کو؟ 
يا مهدي - 
 
از ادبيات سخنراني و آرامش شما لذت بردم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4924  |  11 امتياز

معصومه
از اصفهان
امضا شده : ۰۹ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۱۴
سلام اقاي مرادي من که بيخيال جواب سوال هايم شدم! فقط ميخواستم بگم من را دعا کنيد تا ارامشم از بين نرود اخه کمتر از يک ماه ديگه به کنکور مانده يادتون نره من بعدا از بالايي ها (منظورم فرشته هاست) ميپرسم که شما برام دعا کرديد يا نه!!!!! با تشکر
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5403  |  11 امتياز

محمد رضا
از تهران
امضا شده : ۱۱ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۴:۱۳
سلام استاد. 
اعياد شعبانيه بر شما مبارک. 
يه سوال از محضرتون دارم. 
يعني يکي از دوستان خواسته تا از شما بپرسم. 
" اختلاف در طرز تفکر سياسي يا تضاد خط فکري از جنبه ي سياسي ، ميتونه باعث بروز مشکل در زندگي مشترک بشه يا نه؟ " 
ممنون ميشم به سوالم پاسخ بدين.
شهاب مرادی :سلام/ حتما و توصیه من :
حال اگر در مرحله انتخاب همسر هستند انصراف
و اگر متاسفانه در حال زندگی مشترک، مراجعه به مشاور
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3643  |  11 امتياز

حمي
از تهران
امضا شده : ۰۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۲۷
با عرض سلام و خسته نباشي خدمت شما.کسي که توبه ي خود را بشکند يا مجبور شود توبه ي خود را بشکند حکمش چيست؟؟متشکر
شهاب مرادی :سلام/ مجدد توبه کند.
لطفا سرچ کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5971  |  11 امتياز

بامداد
از مشهد
امضا شده : ۰۷ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۲۵
من نميدونم منظور شما از سوالات غير مرتبط چيه ولي ازتون خواسته بودم راجع به اداب زيارت امام رضا حتما تو سخراني هاتون بگين شوهر من خادم اقاست وخيلي گله داره از نحوه زيارت مردم ..يه جورايي نميونه واقعا رفتارش بايد با اين زواري که گاه ادب زيارت رو رعايت نميکنن چه جوري بايد باشه ...حاج اقا اين پيام رو لطفا بذارين ديگران ببينن
شهاب مرادی :سلام/ این جور سوالها غیر مرتبط نیست.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4405  |  11 امتياز

سمانه
از تهران
امضا شده : ۰۸ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۱۴
ولادت امام هشتم مبارک
شهاب مرادی :سلام/ و سلام و صلوات خدا بر آقا امام رضا
اسعد الله ایامکم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4270  |  11 امتياز

مستاصل69
از تهران
امضا شده : ۲۷ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۱۹
سلام حاج آقا. خسته نباشيد.ميدونم سرت خيلي شلوغه اومدم سر بزنم جواب نداده بوديد.ممنون ميشم اگه پيام قبليمو جواب بديد. خيلي عذاب ميکشم. مهمه. اجرکم عندالله
شهاب مرادی :سلام/ لطفا یا یک کلمه بنویسید: "پیگیری" یا مثلا " سلام . پیگیری"
و یا اصل سوال را مجدد ارسال کنید
تا که بتوانم از وقت بیشتر و بهتر استفاده کنم .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4935  |  11 امتياز

ريحانه خانوم عجول
از تهران
امضا شده : ۰۷ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۵۷
شيخ را گفتند: 
فلان کس بر روي آب مي رود! 
گفت: 
سهل است! وزغي و صعوه اي(گنجشکي)نيز بر روي آب مي رود! 
گفتند که: 
فلان کس در هوا مي پرد! 
گفت: 
زغني و مگسي در هوا بپرد! 
گفتند: 
فلا ن کس در يک لحظه از شهري به شهري مي رود! 
شيخ گفت: 
شيطان نيز در يک نفس از مشرق به مغرب مي شود.اين چنين چيزها را بس قيمتي نيست. 
مرد آن بود که در ميان خلق بنشيند و برخيزد و بخسبد و با خلق داد و ستد کند و با خلق در آميزد و يک لحظه از خداي خود غافل نباشد!!!! 
((شيخ ابوسعيد ابوالخير)) 
حاج آقا سلام 
التماس 2آ تو اين ايام عزيز 
عيد قربان هم پيشاپيش مبارک
شهاب مرادی :سلام/ تبريک  و سپاس
"عجول" اگر "صبور" شود بهتر نيست؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3882  |  11 امتياز

mehdi
از tabriz
امضا شده : ۱۰ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۴۸
سلام 
حاج آقا خوبيد انشاالله که؟حاجي شما مثل اينکه با ترکها مشکل داريد؟!!!چرا اينورا نمي آييد؟شوخي کردم در هر حال دعا گوئيم.
شهاب مرادی :سلام/ من که ترک ها را دوست دارم ارومیه و زنجان هم رفته ام و از تبریز و اردبیل تا به حال دعوت نشدم نه منبر! و نه جلسات دانشجویی!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3275  |  11 امتياز

فخري سادات دهقان
از يزد
امضا شده : ۰۷ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۲۹
سلام؛صبح عاشوراي امسال مقتل خواني داشت هيئت ما؛ غوغايي شد. 
و قسمت مهمترش اينست كه به قول معروف صبح گرم بوديم،ولي تازه داره دلم را ميسوزاند 
يا ابا عبدالله
شهاب مرادی :سلام/ مأجور باشید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4202  |  11 امتياز

فرزانه
از تهران
امضا شده : ۰۷ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۱۲
سلام استاد عزيز اميدوارم حالتون خوب باشه و کسالت برطرف شده باشه من فرزانه هستم 27 سالمه و ساکن محله شمس آباد تهران هستم در شب هاي محرم افتخار داشتم در مسجد الهادي شنوده صحبت هاي خوب شما در مورد شيطان و وسوسه هاش باشم و ازتون خيلي ممنونم  
من يک مسئله اي دارم که مي خوام در مورد حلش ازتون راهکار بگيرم من فوق الهاده آدم خيالبافي هستم و تقريبا هميشه تو يه عالم ديگه هستم هيچ وقت ذهنم متوجه کاري که دارم انجام مي دم نيست و تمرکز ندارم وقتي شما در بين صحبت هاتون در مسجد گفتيد که سعي کنيد در هر لحظه فقط يک کار رو انجام بديد من سعي کردم اين کار رو انجام بدم ولي همش پرش افکار دارم  
در واقع مسئله اصلي من اينه که از خيالبافي لذت مي برم و در واقع من در ذهنم اون چيزهايي رو مي سازم که ندارم و از دنياي واقعي خودم بدم مياد 
من ميدونم که يک نقصه و چقدر اين نقصم جلوي پيشرفت من گرفته ممکنه راهنماييم بفرمايي چطور مي تونم فکرم رو کنترل کنم قبلا از راهنماييتون تشکر مي کنم
شهاب مرادی :سلام/ این یک مکانیزم دفاعی است . فهرستی از شکست ها و موفقیت هایتان تهیه کنید و
فهرستی از توانایی ها و ضعف ها
بعد خیلی ساده و آرام گام به گام به سوی موفقیت های خُـرد و کوچک گام بردارید. چند پاسخ تکمیلی در بین پیامها وجود دارد لطفا سرچ کنید با واژه هایی مثل پله. موفقیت. اعتماد به نفس و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4181  |  11 امتياز

شميم
از تهران
امضا شده : ۱۶ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۰۶
يادداشت بسيار مختصر و در عين حال بسياربسيار مفيد و سودمند وعملي بود  
اگر در مورد ساير اختلالات رواني و رفتاري(افسردگي/ پارانويد/ اسكيزوفرني/ و...) هم مطالبي ازين دست ادامه يابد بسيار مورد استفاده خواهد بود. ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6557  |  11 امتياز

شريفي
از تهران
امضا شده : ۱۷ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۰۹
سلام.وقتتون به خير 
قالب جديد وبلاگ مبارک.خيلي کار خوبي کرديد يکنواخت شده بود. 
راستي اميدوارم رفع کسالت شده باشد.از اون شب که تو مسجد امام الهادي فرمودين يه کم حال ندارين خيلي نگرانتون شدم ودعا گوي سلامتيتان هستم. 
به خانواده محترم سلام برسانيد.
شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله بهترم . سلامت باشید و سربلند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6289  |  11 امتياز

اميرحسين
از اصفهان
امضا شده : ۲۵ دی ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۵۰
سلام حاج آقاي مرادي. 
1_برنامه اي تو عاشورائيان براي دهه ي سوم نداريد؟ 
2_يه روش و عملي بهم ياد بديد كه مراقبه ام در زندگي بيشتر بشه. 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ 1. نه
2.  از محاسبه شروع کنید و برنامه ریزی. یادداشت های پوست موز و لینکهایش را بخوانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4839  |  11 امتياز

donya
از mazandaran
امضا شده : ۲۵ دی ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۴۹
salam-haj agha chera nistin?eltemase doa
شهاب مرادی :سلام/ لطفا به برنامه ها دقت بفرمایید. ایامی که تهران نیستم معمولا دسترسی آسان به اینترنت ندارم و...
و خواندن نامه های کتبی وقت زیادی ازم می گیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6975  |  11 امتياز

دشت
از زمين
امضا شده : ۲۵ دی ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۳۶
سلام من براي اولين باره وارد سايت شما شدم اميدوارم چيزاي زيادي از شما ياد بگيرم. 
دشت زيباست چون وسيع سبز
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6271  |  11 امتياز

معصومه رعنايي
از اصفهان
امضا شده : ۱۰ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۲۰
سلام اميدوارم حالتون خوب باشه امشب رفتم قائميه خيلي جاتون خالي بود اميدوارم هرجا هستيد موفق باشيد به اميد اينکه در آينده نه چندان دور دوباره به اصفهان بيايد انشالاالتماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ لطف دارید. التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5977  |  11 امتياز

فاطمه
از اصفهان
امضا شده : ۰۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۳۵
با عرض سلام  
براي اولين بار توفيق شركت در مجالس سخنراني وروضه خواني شما را پيدا كردم.بسيار استفاده كردم مخصوصا روضه خواني هاي آخر منبربسيار با شكوه بود . 
من دختري سه ساله دارم واز روزي كه پاي منبر شما در اصفهان نشستم هر روز صبح به ياد سه ساله امام حسين اورا ميبوسم وناخوداگاه اشكم جاري ميشود.  
خدا حفظتان كند وبه ما نيز معرفت دهد انشاءالله
شهاب مرادی :سلام/ خدا همه ی ما را در دنیا و آخرت آبرومند به حسین عزیز -علیه السلام- قرار دهد.
دخترک نازنین شما و همه ی کودکان را خدا حافظ و نگهدار باشد ؛ فالله خیرٌ حافظاً و هو ارحم الراحمین.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5563  |  11 امتياز

فروزان اسکندري
از تهران _ تهرانپارس
امضا شده : ۲۱ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۲۷
سلام قبلا براي شما پيام گذاشتم ولي جوابي دريافت نکردم مي خواهم بدانم آيا ميتوانم براي نوشتن فيلمنامه در خصوص تهيه يک فيلم از نظرات شما بعنوان کارشناس مذهبي استفاده کنم ؟
شهاب مرادی :سلام/ فعلا چنین کاری در برنامه ام نیست.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4209  |  11 امتياز

شافي
از تهران
امضا شده : ۲۱ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۳۸
سلام حاج اقا... 
خسته نباشيد.فقط خواستم التماس دعا بگم 
حا اقا ن سوال دارم راجع به چله نشيني 
ميتونيد کمکم کنيد؟؟ 
سلامت باشيد و موفق 
بر حق و با حق
شهاب مرادی :سلام/ احتیاط کنید و از عالم ربانی دوری نکنید.
قبلا به یک سوال مشابه  این، پاسخ مفصل داده ام.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4205  |  11 امتياز

بالا