آمار

بازدیدکنندگان: 7078838
حاضرین در سایت : 15 نفر و 1 نفر عضو
  • هدی
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 266385
بازديد هفته گذشته : 57718
بازديد روز گذشته : 5694
بازديد سال جاري : 1136604
بازديد ماه جاري : 103837
بازديد هفته جاري : 1604
بازديد امروز : 1604

  اللهم ربَّ  شهر رمضان!
اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام و العافية المجللة و الرزق الواسع و دفع الاسقام
اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا و تسلمه منا و سلمنا فيه‏

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7789 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 »

نامورودی
نرگس
از تهران
امضا شده : ۲۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۳۰
سلام.مطلب مربوط به بند ناف رو خوندم جالب بود به خصوص براي من كه تازه از يه حادثه تصادف جون سالم به در بردم خدا خيلي بهمون رحم كرد.ماشينمون مچاله شد.اما خود مساله مردن واقعاً ترس داره؟اكثراً خيلي آني اتفاق مي افته.من از بعد مردن ميترسم.از تنهايي رفتن اون مسير...از تاريكي قبر و ... و از همه بيشتر از جدا شدن از اونهايي خيلي دوسشون دارم.سياحت غرب و خوندين يا گوش دادين؟تازه اون آدم خوبي بوده اما اون همه عذاب ميكشه تا به آرامش نهايي برسه.من از اون عذابها ميترسم.شنيدم كه عذاب قبر براي همه آدمها هست به خاطر تغيرات فشار هوا روي زمين و زير خاك حتي شنيدم كه براي همين نبش قبر حرومه چون جسم دوباره دچار فشار قبر ميشه.حاج آقا يعني هر چقدر هم كه سعي كنيم خوب باشيم بايد با درد و رنج به ديدار پروردگارمون بريم؟
شهاب مرادی :سلام/ لطفا یک بار دیگر با آرامش و دقت یادداشت مذکور را بخوان: »»» بند ناف
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3144  |  9 امتياز

سعيد آقايي إز قطر
از قطر
امضا شده : ۲۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۵۹
سلام؛خواهشأ جواب بدين؛همانطور که گفتم دختري را ميخوام؛مادرم امروز گفت تحقيق کرده به ما نمي خورن تعدادي دليل آورد که اصلأ منطقي نيست و من را راضي نکرد حتي با ديگران مقايسه کرد که من دوست ندارم؛بحث کرديم؛حاج آقا آن کسي که من ميپسندم مادرم نميخواد و آن کسي که مادرم ميخواد من نميخوام؛اين زندگي من است؛کمکم کنيد راهنماي مي خوام؛منتظرم؛
شهاب مرادی :سلام/ این سوال را چند بار جواب دادم. لطفا یه جستجوی کوچولو ...
اگر پیدا نشد بگو
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3140  |  9 امتياز

شاهين
از تهران
امضا شده : ۰۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۰۲
شب ششم يا هفتم محرم توي سرما بيرون مسجد الهادي بود که با صحبتهاي شما آشنا شدم و با خود گفتم بعد از خدا و اهل بيت مي تونم از شما کمک بگيرم و حتماً جواب مي گيرم.3بار پيام فرستادم که محض رضاي خدا به هيچ کدوم جواب نداديد.و منم اصل مشگلمو وقتي ديدم 1بار هم جواب نمي ديد نگفتم.حيف.....و100ح ف....
شهاب مرادی :سلام/ و حیف ، که دقت نمی کنید!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3024  |  9 امتياز

فهيمه 2794
از خوي
امضا شده : ۰۷ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۹
چه زيباست توكل به خداكردن ودرميان طوفانها بااطمينان قلب پروازنمودن ودرعمق گردابهاي خطرناك عاشقانه غوطه خوردنودرمعركه حيات وممات بي پروابه آغوش شهادت رفتن ودرقربانگاه عشق همه وجودخود رابه قرباني خدا دادن وازهمه چيز خود گذشتن وبه آزادي مطلق رسيدن.شهيدچمران 
 
سلام اواسط بهمن ماه پيامي برايتان فرستادم چون باروال سايتتان زياد آشنا نيستم نتوانستم پيامهاي بهمن راپيداكنم وببينم آيا جوابي داده شده يانه؟ 
التماس دعا.
شهاب مرادی :سلام/ ترتیب پیامها در سایت به ترتیب انتشار است نه به ترتیب ارسال
و تاریخ آن هم تاریخی است که پیام را می خوانم و منتشر می کنم نه تاریخ ارسال
و معمولا "در هم" پاسخ می دهم.
بهترین راه سرچ اسم خودتان است.
»»»لطفا یک بار این پاسخ را بخوان
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4908  |  9 امتياز

مهدي نانكلي
از diyar-e-yar
امضا شده : ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۰۴
سلام  
وقتتون بخير و خسته نباشيد 
من يكي از همراهان شما در دنياي مجازي و يكي از دوستداران ناديده شما هستم و حتي آدرس شما يكي از لينك هاي وبلاگ شخصي منه و همين احساس دوستي به من  
جسارت برقراري اين ارتباط رو داد 
نميدونم چقدر حس ميكنين موضوعي كه ميخوام بگم مرتبط با كار شماست اما دوست داشتم بگم لااقل گفتنش ضرري نداره 
از طريق برخي دوستان دانشجو متوجه شدم موسسه فرهنگي مطالعاتي شمس الشموس كه يه جمع دانشجوييه قصد داره 
يازدهمين همايش با افلاكيان خاك نشين رو با موضوع مرحوم آيت ا... بهجت برگزار كنه 
البته دوستان مي گفتند كه اين موسسه مستقله و هيچ وابستگي مالي و سياسي به هيچ حزب و جناحي نداره 
فكر كردم حالا كه اون ها قصد دارند بيشتر از جنبه فقهي آقاي بهجت مباحث اخلاقي ايشون رو بررسي كنن بد نباشه هر كدوم از شما عزيزان كه مايل هستين مثل من اونجا شركت كنين و حتي اگه كسي علاقمند به اين مسائل رو ميشناسين دعوتش كنين و يا حتي اگه خواهش نا معقولي نباشه به وسيله امكاناتي كه دارين به بقيه هم اطلاع رساني كنين چون وقتي يه كاري براي رضاي خدا و به ياد يه انسان بزرگ و بدون هيچ چشمداشتي 
برگزار ميشه هر كس به هر نحوي كه بتونه كمك كنه مطمئنا مفيده و بي جواب نميمونه 
زمان : 5 شنبه 13 اسفند 88 مصادف با سالروز ميلاد پيامبر اعظم و امام صادق از ساعت 13 الي 17 
مكان : تهران ميدان فاطمي تالار بزرگ كشور 
موفق باشيد 
خدا نگهدار و به اميد ديدار
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4835  |  9 امتياز

رضاپور
از تهران
امضا شده : ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۵۸
سلام.خواستار انجام مصاحبه اي با شما پيرامون بررسي شرايط ساخت مسجد از طرف انجمن علمي معماري دانشگاه تهران هستم.لطفا در صورت امكان مرا مطلع سازيد.تشكر
شهاب مرادی :سلام/ استقبال می کنم. با زندگی بهتر هماهنگ کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4872  |  9 امتياز

حميد رضا
از اصفهان
امضا شده : ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۳۹
هيچي 
فقط ميخواستم بگم خيلي دوستتون دارم. 
ااميدوارم باز هم بياييد اصفهان.
شهاب مرادی :سلام/ عزیزی. یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4861  |  9 امتياز

به نام او
از .............
امضا شده : ۲۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۱۸
سلام حاج آقا 
فکر مي کردم مي تونم جواب خوبي از شما بگيرم.ام لطفتون را از من دريغ کرديد.اما مي دونم که کسي هست که هميشه به ياد ماست.پس ديگه برا بنده خدا درد دل نمي کنم .اين هم يه تجربه. 
اگه وقت نداريد يا نمي خواهيد جواب بديد لطفا حجمي براي ارسال پيام در نظر بگيريد که حداقل بنده هاي خدا را معطل نکنيد.به نظرم وقت خيلي با ارزشه. 
خدايا ما را به خودمون وانذار 
خدايا ما را محتاج هيچ کسي نکن
شهاب مرادی :سلام/پیامی از شما پیدا نکردم ! ایمیل نادرست است و ظاهرا
 شما ضوابط را مهم ندانستید؛  اسم شهر هم چند نقطه.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4530  |  9 امتياز

چشم براه باران
از تهران
امضا شده : ۰۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۵۵
سلام/ نمي دونيد چقدر خوشحال ميشم كه مي بينم شما خودتون رو به جاي جواني رنجيده و سختي ديده!! ميذاريد و پاسخ مي ديد. بسيار گله مندم از بعضي آقايان!! كه فقط و فقط يه سري حرفاي نخ نما رو تحويل جوان سردر گم اين زمونه مي دن!!!/ فقط خواستم بگم خيلي خيلي اين اخلاقتون خوبه/ان شاء الله سوال هاي منو هم ببينيد منتظر خواهم بود.
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8554  |  9 امتياز

پريشان
از تهران
امضا شده : ۲۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۳۳
Hi Mr Moradi 
Do you Remember me 
????  
 
 
WOW  
Happy Birthday to you 
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 
!!!!!!!!!!!!!!!!! 
30+8  
GOOD LUCK! 
Bye Mr! 
See you later
شهاب مرادی :سلام/ متشکرم . البته تا رفتم دیکشنری بیارم کمی طول کشید.
بله آخرین بار دهه اول محرم شما را دیدم
به بابا سلام برسونید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4740  |  9 امتياز

همسايه امام رئوف
از مشهد
امضا شده : ۲۵ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۵۰
سلام حاج آقا 
تولدتون مبارك(البته از اينكه كمي دير شده عذر خواهي مي كنم) 
امروز تقريبا بعد از يك هفته به سايتتون سر زدم،به كلي پيام جواب داده بوديد 
بازم خيلي ها از اينكه جواب پياماشونو نمي ديد شاكي بودن 
لطف كنيد تعداد پيامهايي كه من واستون نوشتم و جواب نداديد رو بنويسيد،شايد عبرتي باشم براي سايرين 
از اينكه 28 اسفند شما رو در تلويزيون مي بينيم، خيلي خوشحاليم .فقط كاش مي شد اون روزهاي شبكه تهران رو ما هم مي تونستيم استفاده كنيم. 
پيشاپيش سال نو مبارك 
اميدوارم سال نو سالي سراسر شادي و موفقيت براي شما باشه. 
لحظه تحويل سال براي من هم دعا كنيد. 
زير سايه امام زمان سلامت باشيد 
خدانگهدار
شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما متشکرم. از شما با این ایمیل 36 پیام دریافت کرده ام که 4 پیام آن را پاسخ دادم و منتشر شده. اکثر دوستان به ضوابط توجه نمی کنند، حتی شما تا الان از 3 اسم مختلف استفاده کردید که مغایر ضوابط اینجاست.
 
لطفا از یک اسم ثابت استفاده کنید.
 
دعاگویم. یاعلی مدد
 
-------------------------------------------------------------------------------- 
لطفا اگر تازه واردهستید "هندوانه در بسته" و "از تهران"را بخوانند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5693  |  9 امتياز

مونا
از تهران
امضا شده : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۵۹
با عرض سلام خدمت آقاي مرادي  
پيشاپيش سال جديد رابه شما وخانواده محترمتان تبريک مي گويم و اميدوارم سال خوبي را اغاز کنيد. 
آقاي مرادي اين دفعه 2است که برايتان پيغامي گذاشتم ولي جوابي نگرفتم. 
به اميدحق تعالي 
برايم بسيار دعاکنيد که بدگرفتارم. 
التم س دعا.
شهاب مرادی :سلام/ و من یتق الله یجعل له مخرجا ...
 
راه نجات و مفر وجود دارد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5781  |  9 امتياز

مريم
از تهران
امضا شده : ۲۸ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۲۲
سلام ؛ از مطالب زيباتون تشکر مي کنم . 
شما رو لينک کردم اميدوارم که راضي باشيد ... 
در پناه خدا ... 
http://www.montaha.blogfa .com/
شهاب مرادی :سلام/ متشکرم. سال نو مبارک.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4438  |  9 امتياز

آسا
از تهران
امضا شده : ۲۸ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۰۳
سلام حاج آقا. 
1پشنهاد اگر يک برنامه ختم قرآن يا ختم صلوات يا برنامه هايي از اين دست در سايتون بزارين خيلي خوبه يا حتي ختوم و اذکاري که براي حل مشکلي يا کمک به حل مسايل آمده چون از طرف شما مطرح ميشود به صحت آن مطمئن هستيم هم جلوي خرافات گرفته ميشود هم يک راه خداشناسي و خودشناسي است . 
ممنون از زحمات شما . 
التماس دعا و يا علي .
شهاب مرادی :
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4365  |  9 امتياز

مهدي خوش برخورد
از تهران
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰۴
سلام . درود بر شما و پدر و مادر شما . اميد دارم روزي با جوانان کشور عزيزمان ايران دست به دست هم الگوي زندگي براي جهانيان باشيم . يا علي گفتيم و انتظار مهدي کشيديم يا زهرا مي گوييم و صبر زينب ميخواهيم . ممنون از تلاش و همت شما .
شهاب مرادی :سلام/ متشکرم . موفق باشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:13769  |  9 امتياز

غفاري, بصيري, الماسي
از همدان
امضا شده : ۱۷ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۵۰
سلام حاج آقا.بهارنومبارک 
 
همدان دلتنگ شماست 
ارديبهشت و باران... 
يادش بخير 
بي صبرانه منتظرتشريف فرماييتون هستيم 
مفتخربفرم اييد 
به اميدديدار.
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9329  |  9 امتياز

حسام زند
از كرج.واريان شهر
امضا شده : ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۳۷
سلام  
من اولين بارمه كه اومدم تو جمعي كه شما احيا كردين بايد اعتراف كنم كه سايت شما وحشتناك مفيده  
يا علي مدد
شهاب مرادی :سلام/ متشکرم. در مورد استخدام واژه هم التماس دعا دارم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6591  |  9 امتياز

مريم سوادکوهي
از تهران
امضا شده : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۴۹
با سلام و خسته نباشيد خدمت شما.ضمن عرض تشکر از راهنمائي هاي شما در زندگي بهتر ،مي خواستم بگم در بخش يادداشت ها ،موضوع بند ناف را واقعا با مثال جالبي توضيح داديد،فکر مي کنم هر کسي اين موضوع رو خونده باشه واقعا ديددرستي از زندگي پس از مرگ پيدا کنه. 
بخاطر اين همه لطفتون براي کمک و راهنمايي به افراد ازتون متشکرم واز خدا براتون آرزوي موفقيت روزافزون رو مي خواهم.
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9082  |  9 امتياز

ملينا
از قم
امضا شده : ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۰۳
سلام  
ضمن عرض تسليت به مناسبت شهادت حضرت فاطمه (س)  
وتشکر بابت اينکه پيامم را ميخوانيد  
ميخواستم بگم من خيلي نکات خوب از سايتتون ياد گرفتم و خيلي خوشحالم که با سايتتون اشنا شدم و هميشه که به حرم حضرت معصومه(س) و جمکران ميروم برايتان دعا ميکنم و اميدوارم هميشه موفق باشيد  
ولي من فقط ميخواهم به سوالم که در پيام هاي قبليم نوشتم پاسخ بفرمايين باور بفرمايين واقعا سردر گم هستم و نميدونم بايد چه کار کنم و همش پشيمونم و پشيموني هم سودي ندارد خواهش ميکنم اين بار به سوالم جواب دهيد و به من کمک کنيد و ممنون ميشم اگه راهنمايي کنيد  
 
اجرتون با حضرت فاطمه (س)  
 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ لطفا چکیده سوال را برایم با 3.2.1 تیتروار ارسال کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8843  |  9 امتياز

yaser27
از تبريز
امضا شده : ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۲۰
سلام. من ديروز در جلسه شما در دانشگاه تبريز بودم. نحوه اداره جلسه و ارائه مطالبتون برام جالب بود. من در يکي از واحدهاي دانشگاه آزاد تدريس مي کنم. روش تدرسيتون هم خوب بود. ( حتي برخورد با اون بچه که مدام سلام ميداد!)خوشحالم که از نزديک باهاتون آشنا شدم. حتما سوالات زيادي دارم که بعدا براتون ميفرستم. ممنون
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله موفق باشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7965  |  9 امتياز

محبوبه
از تهران
امضا شده : ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۲۰
سلام. اوايل فروردين امسال بود كه با برنامه اي كه در تلويزيون پخش شد و با توضيحاتي كه شما در مورد مبحث بند ناف داديد مشتاق اشنايي بيشتر با شما و سايتتون شدم و از اين بابت خيلي خوشحالم.  
از همون اول تصميمم اين بود كه با انتخاب يك مشكل از بين اين همه مشكلات زيادي كه اكثر ما جوونا باهاشون روزگارمون رو سپري ميكنيم پيامم رو شروع كنم و ازتون كمك بخوام اما با گذشت اين مدت و جستجو در سايت و اشنا شدن بيشترم با اينجا ترجيح دادم وقت شريفتون رو با مشكلات و بازگو كردن تكراري اونها نرنجونم و با خوندن مطالب بيشتر تجربه كسب كنم و نگاهم به زندگي عوض بشه و هرچه بيشتر از خدا مدد بگيرم و با توسل به اهل بيت ووو اما فقط عاجزانه ازتون ميخوام براي ما جوونا مخصوصا در مورد مشكلات و درگيريهاي فكري و روحي قبل ازازدواج بيش از پيش دعا بفرماييد. حق نگهدارتون. يا علي.
شهاب مرادی :سلام/ چشم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8350  |  9 امتياز

صداقت
از مشهد
امضا شده : ۱۶ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۲۶
سلام 
ممنون که با اين لباس اما با روش روز ، رسماَ با ما درباره ي نيارهامون حرف ميزنيد.فقط همين سايت براي نشان دادن سواد واقعي شماکافي ست و باعث مي شه خيلي ها بهتون اعتماد کنند. ما رو حلال کنيد
شهاب مرادی :سلام/ حلال
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4240  |  9 امتياز

shahrzad2
از iran
امضا شده : ۱۶ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۴۰
سلام ميدونم كه الان آن لاين هستين. چرا هيچ وقت جوابمو نميدين؟
شهاب مرادی :سلام/ دخترم مگر جواب همه را داده ام؟ ! 
الان هم اذان مغرب شد التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5207  |  9 امتياز

احسان
از شيراز
امضا شده : ۱۹ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۴:۰۱
سلام ماه رجب ماه آماده شدن براي ملاقات با خداست.التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ چـشـمِ آلـوده نـظـر از رُخ جـانـــان دور‌سـت ...
 
غسل در اشک زنم کاهل طریقت گویند:     پاک شو اول و پس دیده برآن پاک انداز
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4441  |  9 امتياز

هانيه.ف ك
از تهران
امضا شده : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۱۵
دوباره سلام 
حاج آقا مشرف ميشيد مدينه و مكه مارو از دعاي خيرتون بي نصيب نذاريد 
مبحث بد اخلاقي تو خونه عالي بود دقيقا مشكل روز خونه ي ما بود فكر كنم با صحبتهاي شما پدرم كمي متحول شد شما نيستيد منم پيام نمي فرستم 
خدانگهدار  
پيام4
شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله شما هم بهتر شوید تا خانواده همگی شاد و سرزنده شوید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8122  |  9 امتياز

اعظم سعادتي
از تهران
امضا شده : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۲۷
باسلام خدمت شما.... 
من در برنامه ي کانال 5 شما را ديدم . 
اميدوارم که هميشه سلامت باشيد 
تا بتوانيد در تلويزيون براي ما صحبت کنيد . 
در کنار خانه ي خدا مرا نيز دعا کنيد. 
 
التماس دعا 
و 
خداحافظ
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی من هم التماس دعا دارم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8165  |  9 امتياز

بچه دهات
از ابركوه
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۳۰
سلام 
راست راستكي دلمون تنگ شده بود اول گفتم يه زنگ بزنم بعدش گفتم حالا حتما خوابيديد. خب اين هم يه راهشه البته اگه از ميون هفت هزار تا كامنت يه بچه دهاتي ديده بشه. 
من يكشنبه اگه قابل باشم ميام خدمت شما
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله به سلامتي . ياعلي مدد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7236  |  9 امتياز

user12
از tehran
امضا شده : ۲۲ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۲۵
سلام حاجي. رسيدن بخير و زيارت قبول.
شهاب مرادی :سلام/ متشکرم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6723  |  9 امتياز

dashti
از alman
امضا شده : ۲۴ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۰۴
ba salam o tabrike ayade shabaniya inshaallah dr ardakan be shoma khoosh gozashtah bashad az inkeh dar ardakan nistam ta dar khetmte shoma basham ozrkhahi mikonan be ommide didar
شهاب مرادی :سلام/ تبریک و سپاس . جای شما بسیار خالی است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6316  |  9 امتياز

ز_مرادي
از اصفهان
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۵۸
سلام استاد . خسته نباشيد.اگه اينطور باشه که خانم صباميگن حيف شد که من برنامه شما رو نديدم و لي خوشحالم که بلاخره يه با موقع آنلاين بودنتون منم آنلاينم.  
نمي خوام گله کنم ولي آخرش جواب اولين پيامم رو ندادين . 
راستي کاش بازم دانشگاه ما ميومدين . پيام نور زرين شهر رو ميگم. راستي پشت پنجره هاي بقيع ما رو هم دعا کردين ؟. ممنون از توجه شما التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ بله دعا کردم و دانشگاه شما ان شاءالله حتما میام به آقای نظام الدینی سلام برسانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8553  |  9 امتياز

رهام
از حوالي تهران خواستني
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۵۴
سلاااااااااام...  
امشب ترکوندين استاد!!! چن تا سوال داشتم... 
1-امشب منظورتون از بعضي مجري ها کي بود؟؟؟که فک ميکنن خدائن؟؟؟ اميدوارم منظورتون ... 
2-حالا براي اولين بار همين يه سوال بسه.خسته ميشيد... 
ولي بجوابيد حتما.ميام ميبينم
شهاب مرادی :سلام/ واقعا منظورم شخص خاصی نبود بلکه سبک و شیوه را نقد کردم.
 
ضوابط اینجا این است که در مورد دیگران ننویسیم. من هم این مجری محبوب شما را دوست دارم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3619  |  9 امتياز

mati
از کاشان
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۰۱
دوباره سلام. 
بحث خداي نکرده کينه و قهر واين جور چيزهانيست.مثلا ما چون با داييم از بچگي به علت بعد مسافت کمتر معاشرت داشته ايم کمتر احساس صميميت داريم براي همين حتي اگه حتي ماهي يه بار بريم خونشون حس ميکنيم واقعا معذبن و براي همين ترجيح ميديم نريم.
شهاب مرادی :سلام/ قطع نکنید!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:11898  |  9 امتياز

مليسا
از تهران
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۴۳
باعرض سلام خدمت استاد شماديشب فرموديد حضرت علي(ع)از ادب وشرم حضور در مقابل پروردگار به لرزه مي افتادندورنگ پريده مي شدند. 
به نظرشماممكن اين حالت به دليل شناخت كامل حضرت ازقدرت وعظمت خداودرك ... خداو در نهايت عشق به خدانبوده؟ 
اگه سوالم بي موردوبچگانه بود(دعوام نكنين)من معذرت ميخوام. ازشما ممنونم كه با زبان ساده مردم رو بادين و خداي واقعي آشنا ميكنيد. شادوسلامت باشيد.
شهاب مرادی :سلام/ همه موارد صحیح است. التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:13326  |  9 امتياز

سپيده
از استان بوشهر-شهرستان گناوه
امضا شده : ۲۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۵۰
سلام حاج آقا دمت گرم من ديروز با چه ذوقو شوقي واستون پيام گذاشتم اما امروز كه اومدم نديدمش ...
شهاب مرادی :سلام/ خواهش می کنم به شماره 15 ضوابط توجه بفرمایید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8205  |  9 امتياز

nushan
از iran
امضا شده : ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۵۸
با سلام 
تشكر مي كنم كه وقت كذاشتيد وجوابم را داديد.شماهم براي خانواده ي نوپاي ما دعاكنيد. 
عاقبت بخير باشيد. 
بدرود.
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10667  |  9 امتياز

محمد جورابامضا شده : ۱۹ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۳:۰۰
سلام عليكم 
با عرض تبريك افتتاح سايت شخصيتان،اميدوار م در حفظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي مويد و منصور باشيد . 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4829  |  8 امتياز

علي خدادوسامضا شده : ۱۶ بهمن ۱۳۸۵ ساعت ۱۷:۳۴
سلام آقا شهاب 
من از دوستان محسن هستم. اولين رفيقش تو علم و صنعت از ساعت اول تا ...بدشانسي آوردم كه فوق افتادم تبريز و روزهاي آخر نتونستم دينمو بهش ادا كنم 2-3باري اومدم پيشش...قصد ناراحت كردنتونو ندارم ولي من تا روز تشييع هم نمي تونستم با حقيقت كتار بيام...حتي اگر اونروزي كه تو بيمارستان در جواب سوال ما از بيماري محسن بغض گلوتونو گرفت و به من و مهدي گفتيد از من نخواهيد كه جواب بدمهم. بهم حقيقت رو مي گفتيد ، بازهم قبول نمي كردم(سرطان خون)....به هرحال محسن به همه ي آرزوهاش رسيدو بالاتر از اون به سعادت كامل رسيد. ...ما هم از مشتريهاي برنامه قابل قبول و مورد تحسين مردم ايران سلام هستيم و خودم شخصا تعريف اطرافيانم رو (كه خيلي هم از روحاني جماعت دل خوشي ندارند)رو از صحبتهاي دلنشين و مثبت شما شنيده ام...اين نظر رو براي دل خودم و خودتون نوشتم اصراري بر نمايشش ندارم...موفق و پايدار باشيد
شهاب مرادی :سلام / چند بار چند جور جواب نوشتم .پاک کردم ...بی جواب بپذیر یا علی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1386  |  8 امتياز

sharifiامضا شده : ۳۰ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۴۲
با سلامووقت بخير ايا صحبت با همكلاسي پسر گناه دارد
شهاب مرادی :سلام/ صحبت با نا محرم باید شغل مدار و با رعایت وقار وعفاف باشد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1386  |  8 امتياز

houra pakizehdel
از كويت
امضا شده : ۰۵ اسفند ۱۳۸۵ ساعت ۲۳:۲۷
salam.hajagha man raje be hejab ghane shodam 
 
پرسشي در مورد خدا... 
 
merci age javab bedid.
شهاب مرادی :سلام/ به این جور سوالات میگن "وسوسه" به اين چيزها اصلا توجه نكنيد.به زودي اين سوالات از ارزش واهميت مي افتد. توصيه من اين است كه به دنبال پاسخ ( هر چند آسان وساده ) اين سوالات نباشيد. به تدريج در مسير تحصيل ومطالعات تمام اين پاسخ ها را ياد ميگيري. 
مهم اين است كه شيطان مسير تحقيق ومطالعه وبحث را مشخص نكند 
زياد ‹‹ اعوذ بالله السميع العليم من همزات الشياطين...›› را بخوانيد  
 
مهم عدم اطاعت از شيطان است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1735  |  8 امتياز

یک مادر نگران!
از تهران
امضا شده : ۱۹ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۱۲
با سلام فروان پسر دانش جویی دارم که شبهاتی در دین برایش به وجود آمده است خواهش میکنم اجاده دهید تا او حضوری با شما صحبت کند .خداوند به شما پاداش خیر دهد.
شهاب مرادی :سلام/ این مطلب را بخوانند و اگر لازم  بوداز همین طریق برایم بنویسند یا در صورت ضرورت دریکی از جلسات سخنرانی تشریف بیاورند...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1415  |  8 امتياز

Leila
از tehran
امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۵۰
سلام حاج آقا ممنون از صحبت هاي قشنگ امروزتون مي خواستم بپرسم چه طوري ميشه کسي که از خدا فاصله گرفته رو با خدا آشتي داد من دوتا عمه مجرد با سن هاي 35و 31 دارم که به خاطر اشتباهات پدرومادرشون که الان در قيد حيات نيستند تا حالا ازدواج نکردند البته خودشون هم مقصر بودند ولي الان به کلي نااميدند حتي يک بار هم به بهشت زهرا سر خاک پدر و مادرشون نمي روند نماز نمي خونند و يکي شون داره منحرف هم ميشه و حرف هيچ کسیو هم قبول ندارند و با هم مدام دعوا مي کنند ما واقعا نمي دونيم چي کار کنيم البته من 18 سالمه و خيلي از اونها کوچکترم منظورم بزرگترهاي فاميل هستند مي خواستم اگر ممکنه شما راهنماييمون کنيد با وجود ليسانس و فوق ليسانس حتي راضي نيستند سر کار بروند
شهاب مرادی :سلام/ مهربانی و دلسوزی شما قابل تقدیر است ولی در کارشان دخالت نکن و زیاد نگرانشان نباش.
این شرایط برای هر دختر خانمی دشوار است ولی اصلا نباید مجرد بودن عامل خروج آنها از اعتدال شود.
جناب مریم علیها سلام یکی از چهار خانم برگزیده ی عالم، مجرد بود و نتوانست هیچگاه ازدواج کند.او در قیامت و در روز حساب حجتی است از جانب خداوند متعال برای تمام خانم های مجرد.
آنها را از طریق بزرگترها به ازدواج مناسب (متناسب) و مراجعه ی جداگانه به مشاور تشویق کنید.
شما هم  در انتخاب به موقع همسر دقت کن .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1492  |  8 امتياز

آرمان
از کرمان
امضا شده : ۰۲ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۶
نمیدونم.گفتن این کلمات و ساختن جملات با اونا سخته.اما شیرین! 
.گناه..توب ه...کناه..توبه...با زم گناه...آه. 
گناه خودارضائی. 
فقط می خوام راهنماییم کنید کخ چه خوری باهاش مبارزه کنم؟جه جوری باید عزت نفس پیدا کنم؟چه جوری میشه آثار این گناه رو پاک کرد؟ 
سخت بود ولی شیرین! 
چون میدونم حتما خوب راهنمایی مشم 
با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ متاسفانه اين گناه وعمل غيرطبيعي در بسياري از افراد شايع است واگر زياد تکرار شود يک اختلال رواني محسوب ميشود. معمولا بعد از اين عمل به فرد احساس گناه دست ميدهد ولي اغلب افراد اين عمل را غيرقابل کنترل ميدانند وبه همين خاطر مزمن مي شود.
 برخي از زيانهاي اين عادت عبارتنداز:

* دور شدن از تيررس رحمت خدا.
   رسول خدا(ص)، فردآلوده به اين گناه را ملعون مي داند.(ميزان الحكمه /5655)
* کاهش قواي جسمي که به ضعف عمومي بدن و پيري زودرس منجر ميشود. 
* کاهش نسبي جريان خون
* ضعف بينايي 
* بي اشتهايي
* ضعف نيروي جنسي(که گاه موجب شکست در روابط جنسي طبيعي ميشود)
* اختلال و ضعف حافظه
* کاهش اراده
* گوشه گيري
* احساس ياس ونااميدي
* احساس گناه واحساس غم و اندوه و...
شايد به دليل اين ضررها اسلام اين عمل را حرام وانجام آن را گناه دانسته است.

علل اين رفتار به 3 گروه زيستي، رواني و اجتماعي تقسيم مي شود .
1. در بعضي موارد برخي ضايعات مغزي ميتواند موجب بروز اين عادت شود که درمانهاي دارويي و پزشکي مي تواند مفيد باشد.
2. مهمترين علل رواني آن عبارتند از:
 *  خيال پردازي
 *  تجارب جنسي(اتفاقي)دوران کودکي 
 *  احساس حقارت و ناتواني (درروابط جنسي يا روابط انساني) 
 *  اضطراب
 *  ترس از ضعيف شمرده شدن.و...
3. مهمترين علل اجتماعي عبارتند از:
 *  الگو گرفتن (يادگيري)از کساني که چنين عادتي داشته اند(بويژه همسالان)
 *  تماشاي افراد يا فيلمها يا تصاوير تحريک کننده

بهترين راه درمان و ترک اين عادت مراجعه به روانشناس است تا با بررسيهاي دقيق , علت اين عادت را شناسايي و شما را در درمان آن كمك کند.
اما چنانچه به هر دليل دسترسي به روانشناس نداريد، موارد زير توصيه ميشود :
 
* توبه و عزم و اراده جدي براي ترک اين عمل همراه با فکر و توجه مداوم به ضررهاي آن گناه
* پرهيزاز تماشا : خودداري از ديدن محرکهاي جنسي ؛اعم از اشخاص ( نگاه شهواني وگناه آلود) فيلم ، عکس. البته خواندن مطالب محرك يا شنيدن چنين مطالبي چه در قالب داستان ويا جوك وغيره نيز بايد ترك شود.
* پرهيز از خيال : خودداري از خيال پردازي هاي جنسي به طور كامل
* پرهيز از خلوت :دوري کردن از موقعيتهايي که ميل به اين عمل را در فرد زياد ميکند( مکانهاي خلوت  وتاريک). براي اين فرد اوقات فراغت خطرناك است. استحمام نبايد بيش تراز 5 تا 10 دقيقه طول بكشد .قبل از رفتن به رخت خواب بايد كاملا خسته ودر چرت باشد پس حجم فعاليت هاي روزانه بايد بيشتر شود وخواب روز حذف شود.
* كنترل رژيم غذايي: برخي معتقدند رژيم غذايي پر كالري در تحرك جنسي موثر است به اصطلاح معروف مواد گرم .( در اين مورد با پزشك تغذيه مشورت كنيد.)
* ورزش
* برنامه ريزي هاي مستمر براي كسب موفقيت هاي زودبازده مثل يادگيري علوم، فنون ،هنر و مهارت ها (رانندگي، خياطي ، خطاطي ،زبان خارجي و...) وتكرار حس موفقيت.
* ازدواج
* ازهمه مهم تر ياد خدا و
* کمک گرفتن از عبادات مستحب مثل روزه مستحب در روزهاي دوشنبه وپنجشنبه
بخش عمده ايي از يادداشت " پاسخي به چند سوال" .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1539  |  8 امتياز

homauon
از kashan
امضا شده : ۲۲ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۰۷
سلام 
""کاملا خصوصی"" 
آقای مرادی اینم هشتمی ! 
اگه این نامه رو دریافت کردید خواهش می کنم جواب بدید. 
گفتم به یه خانومی علاقه مند شدم.با این سنم باید چیکار کنم  
گفتید..... 
گفتم می خوام به نامزدی فکر کنم  
گفتید..... 
گفتم می خوام به خوانواده بگم می ترسم چطوری بگم 
گفتید..... 
گف م حرف زدن با دختر ایراد داره؟ 
گفتید.... 
گ فتم ارتباط حضوری با دختر مشکلی داره؟ 
گفتید.... 
گ فتم هر چی فکر کردم به خوانوادم بگم نتونستم چون مطمئنم که از روی احساسات با من مخالفت می کنن/ اگه به خوانواده نگم تا آشنایی تقریبا کامل و حداقل ظرف مدت 2 یا 3 سال اشکال داره؟ 
گفتید ..... 
گفتم می خوام برم تهران و ایشونو ببینم و باهاشون حرف بزنم ایراد داره؟ 
گفتید.... 
و قتی شنبه دیدمشون، توی ایستگاه مترو ، از شدت جا خوردن داشتم می مردم. 
اولین تصمیمی که گرفتم قطع رابطه بود. حجابشون از نظر من خوب نبود. موهاشون یه کم بیرون بود با مانتو . 
به یه نحوی خودمو به پارک پشت استگاه مترو رسوندم. البته ایشونم همراه من بودن. دفعه اولم بود که داشتم کنار یه دختر راه می رفتم. نمی دونم اشکال داره یا نه. خلاصه توی پارک تا ظهر حرف زدیم. منتها آخر من طاقت نیاوردم گفتم اگه میشه حجابتونو یه لحظه درست کنید. خودم باورم نمی شد که با حجاب حداقل 2 یا 3 سال جوونتر و خیلی زیبا تر می شدن. وقتی بهشون گفتم فکر کردن خیلی معمولی دارم می گم. خلاصه اومدم شهر خودم. خیلی ناراحت بودم. توی ماشین همش سرم روی شیشه اتوبوس بود و فکر می کردم. شب که رسیدم یه کنایه هایی زدم که من شکه شدم از وضع حجابتون. 
ایشون فردی معتقد و مذهبی هستن. وقتی پرسیدم شما که منو شب نیمه شعبان تا اذون صبح نگه می دارید برای شب زنده داری شما که هزار بار تا حالا به من گفتید الان که بیکاری پاشون نماز به فلان نیت بخون چرا حجابتون اینطوریه؟ گفتن عادت کردم. وقتی بیش از صد بار بهشون گفتم که خیلی با حجاب ،متفاوت تر می شن . خودشونم متوجه شدن که این متفاوت شدن یه چیزی درونش هست و معمولی نیست، به فکر فرو رفتن. 
صبح یکشنبه یعنی روز بعد بهشون گفتم من از وضع حجاب شما خوشم نیومده. خیلی رک. 
و کلی حرف زدم. گذشت.... 
فردا شب یعنی شب دوشنبه که داشتیم با اس ام اس با هم حرف می زدیم گفتن: من با خانواده اومدم پارک همراه خاله اینا. اینا همشون به من می گن چقدر حجاب بهت میاد!!!! 
گفتم یعنی چی، شما ... 
گفت آره.. 
آقای مرادی به من بگید این چیه؟ 
شاید دروغ بگن. ولی چه دلیلی داره. وقتی من یه حرفی می زنم یا سئوالی می کنم خیلی راحت و پوسکنده جوابمو می دن. چه دلیلی داره به دروغ بگن من حجابمو درست  
کردم ؟!؟! 
آقای مرادی من 19 سالمه ایشون 18 سال هردومون خیلی کوچیک و کم تجربه ایم. خب شما به ما کمک کنید. 
دیشب توی فکر بودم.  
من یه مدتیه تمام وقتم شده این که با ایشون حرف بزنم یا اس ام اس بدم . از این رویه خوشحال نبودم. شبا ساعت 2 می خوابم. دیشب بعد از یه سال یکی از دوستامو دیدم. وقتی پرسید که چرا اینقده سیاه و لاغر شدم. گفتم بهش موضوعو. ایشون گفت کاملا در اشتباهی . شیوه کاملا اشتباهه. و خلاصه کلی ما رو برد توی فکر. /ایشون 25 سالشونه و تازه ازدواج کردن/ 
دیشب کلی فکر کردم . ایشون خیلی چیزا گفتن که من خلاصش کردم . 
گفت تو الان باید درس بخونی و بری سربازی و ...  
من قصد دارم برم سربازی درسم حتما می خوام بخونم. این وسط این جریان !!! آیا واقعا اشکالی داره؟ 
خلاصه تصمیم گرفتم صبح بیام شروع کنم به قطع رابطه. خدایا چطوری بگم. دیشب تا صبح فکر کردم. به خیلی از روشها فکر کردم . آخر گفتم می گم من یه بیماری لا علاج دارم./چه مسخره/ خلاصه کلی خودم ژس گرفتم و صبح بهشون گفتم که من بیماری دارم. البته نه به این راحتی !! 
ایشون مدام گریه می کردن و منم از این طرف گاهی گریه گاهی توی فکر بودم و داشتم حرف می زدم گاهی ... 
آخر طاقت نیاوردم و همه چیو بهشون گفتم که من دروغ گفتم و .... 
خلاصه هر چی توی دلم سنگینی می کرد مثلا اینکه می ترسم شما دروغ بگید/ خانواده من خیلی متفاوتن از خانواده تو/ من پول ندارم/هر دومون سن کمی داریم و نمی تونیم توی اولین عشق تصمیم بگیریم / و...  
قرار شد بیشتر مشورت کنیم. 
آقای مرادی شما بگید ما چیکار کنیم 
خیلی ممنونم. 
الان می گید : ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست  
عرض خود می بری و زحت ما می داری 
شوخی کردم. ببخشید دستون درد نکنه. راستی "یادم رفت" 
حلول ماه رمضان مبارکتون باشه. من اهل آران و بیدگلم. امامزاده ای داریم که فرزند بلافصل امام علی (ع) هستند. امامزاده محمد هلال بن علی (ع). نمی دونم میشناسید یا نه. ولی شب اول ماه که امشب باشه تولدشونه. خوشحال میشیم که برای جشن مهمون بزرگواری چون شما داشته باشیم. 
آقای مرادی ممنون 
بفرمائید . من آماده شنیدنم. 

شهاب مرادی :سلام/ عرض کردم شرایط سنی شما برای انتخاب مناسب نیست .با نظر دوستت موافقم .
یک بار خداحافظی جدی و تمام . این نیاز به سناریو و... نداره!
تحت هیچ شرایطی دروغ نگو.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1479  |  8 امتياز

یک سائل!
از مشهد
امضا شده : ۲۵ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۰۰
با سلام و تشکر از شما و دست اندرکاران در تهیه این سایت. 
من حدود یک سال پیش تصمیم جدی به ازدواج گرفتم. با اینکه از نظر خیلی ها چون هنوز درسم تموم نشده بود و سربازی نرفته بودم، شرایط ازدواج و نداشتم ولی خودم احساس میکردم که آمادگیش و دارم. اگه بخوام به خاطر این چیزا ازدواجم و عقب بندازم اون دنیا که ازم سئوال کنن، این چیزا دلایل قانع کننده ای نیست.  
خیلی جاها رفتیم خواستگاری و به خاطر همین چیزا ردم میکردن (یا اینکه اونا معیارهای من و نداشتن). حتی خیلی جاها به خاطر اینکه خونه و ماشین نداشتم من و رد میکردن!! اصلا به نظر من منطقی نمیاد که پسر همه سختیها رو تنهایی تحمل کنه بعد که خونه زندگیی درست کرد، یک دختر بیاد شروع کنه به زندگی. اگه قراره که زن و شوهر شریک زندگی هم باشن، باید تو سختیها و خوشیها هر دو شریک باشن. همین که من شغل داشتم و دستم به دهنم میرسید از نظر بلوغ مالی کفایت میکنه. 
بالاخره خدا نصیب کرد و با همسر کاملا مناسبی ازدواج کردم و الان خیلی راضیم و خدا رو شکر میکنم. ما هر چه بیشتر میگذره به هم دیگه بیشتر علاقمند میشیم. طوری که اگه فقط نصف روز احوال هم و نپرسیم شدیدا دلتنگ هم میشیم. 
ولی حالا که داره به زمان رفتن من به سربازی نزدیک میشه مشکلی که پیش اومده اینه که روز به روز داره به نگرانی نامزدم از رفتن من اضافه میشه. با اینکه سعی میکنه خیلی بروز نده و مدام میگه که برو سربازی ولی نگرانیش کاملا مشخصه. گاهی اوقات که... میبینم که دور چشماش خیسه. 
حاج آقا من خیلی از این کاری که کردم ناراحتم. خدا میدونه هدفم از ازدواج امریه گرفتن و این چیزها نبوده، درسته که اینها رو هم داشته ولی من هدفم این بوده که ازدواجم و دو سال عقب نندازم و اینکه اگه همسرم میتونه، شرایطی رو برای من آسونتر بکنه، خوب این کار باید انجام بشه. حالا احساس میکنم من آدم خودخواهی بودم که به خاطر خودم دختری رو تا این حد ناراحت کردم. حالا شما بگین من اشتباه کردم؟ 
حالا که ازدواج کردیم و همه چیز تموم شده، گاهی اوقات با خودم میگم شاید خوب باشه از محبتم بهش کم کنم حتی یک کمی بدرفتاری هم بکنم تا راحتتر بتونه دوریم تو این سه ماه آموزشی تحمل کنه. ولی نمیدونم کار درستیه یا نه. به نظر شما این کار، منطقیه؟ راه بهتری هم هست؟
شهاب مرادی :سلام/ این دوری ها و سختی ها نمک زندگی است و مایه ی تشدید علاقه.
از علاقه ورزی به او کم نکن و مسئله را خیلی منطقی و درست دنبال کن این به هیچ وجه خودخواهی نیست.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1634  |  8 امتياز

اسيه
از خراسان
امضا شده : ۲۹ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۱۳
سلام اقاي مرادي اكنون كه برايتان مينويسم ساعت40دقيقه ي بامداد روز يك شنبه است اقاي مرادي من يك مشكل دارم كه واقعا از حل ان عاجزم من نزديك دو سال است كه عاشورا مي خوانم يعني اسفند سال 84 از دانشگاه 
...خصوصی. .. 
اما حالا چه كنم به راهنماييتان بسيار محتاجم از اينكه اينقدر طولاني شد معذرت مي خواهم راستي اگر مي شود خصوصي بماند بسيار متشكرم  
اسيه
شهاب مرادی :سلام/ دعا تنها عامل موفقیت نیست پس سهم اراده و تلاش انسان چه می شود؟
1. در مورد انصراف از تحصیل اگر دلیل دیگری نداشته اید، اشتباه کردید پس حتما تحصیل در دانشگاه را ادامه دهید. برای این تحقق این هدف بررسی،برنامه ریزی و تلاش کنید.
2. در مورد مشکل خواهرتان حتی مراجعه به پزشک هم کاری عجولانه بوده چه برسد به آن همه نذر و نیاز و توسل!
3. به شما توصیه ای را پیشنهاد می کنم که امیرالمومنین به فرزندشان وصیت فرمودند:"در عبادت میانه رو باش"
4. روزتان را با کار و تلاش و تحصیل و عبادت واجب ، پر کنید و حضورتان را در اجتماع با رعایت حجاب و وقار بیشتر کنید.
5. از عبادت های مستحب که از روح نشاط و شادابی خالی است جدا بپرهیز و توصیه های افراطی در چله نشینی های غیر مجرب را کنار بگذار(این چه عبادتی است که موجب طلبکاری شما از ملکوت می شود؟)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1527  |  8 امتياز

ستاره
از تهران
امضا شده : ۰۲ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۲۶
با سلام و خسته نباشید.مدتی قبل برایتان پیغام نوشتم و در آن چندین سوال پرسیده بودم (روح و مکه و...).ولی متاسفانه هر بار به سایت مراجعه کردم جوابی ندیدم.گو این که با این مراجعه ها و دیدن جواب های شما به بقیه دوستان مطالب بسیاری متوجه شدم و برایم مفید بود.این بار می خواستم سوالی در مورد افرادی که فوت شده اند از شما بپرسم و اینکه برایشان به جز قرآن خواندن و خیرات کردن چکار می توانم انجام دهم.با توجه به اینکه ایشان نماز و روزه قضا ندارند.ان شاءالله جواب تمام سوال های مرا یکدفعه بدهید.
شهاب مرادی :سلام/ زیارت قبور آنها را شاد می کند
(عن امیرالمومنین علیه السلام:زوروا موتاکم فانهم یفرحون بزیارتکم)
نیابت آنها در زیارت اهل بیت (ع) و خصوصا حج و عمره و هر کار خیری و هر عبادتی که برای آنها هدیه شود بسیار مفید است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1433  |  8 امتياز

محدثه
از خراسان
امضا شده : ۰۱ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۵۴
با سلام . از اينكه مرا راهنمايي كرديد بسيار ممنونم و خواهشمندم كه در اين موضوع نيز مرا راهنمايي كنيد . حاج آقا همانطور كه در پيام قبلي فرستادم گفتم خواهري دارم كه 27 سال سن دارد و هنوز ازدواج نكرده مي خواهم كمي در مورد او برايتان بگويم ... 
...ولي خواهرم توجهي ندارد و شايد اين گونه رفتار او از سر سادگي او است و من خود اين را باور كرده ام سعي كردم از راهنمايي شما براي او نيز استفاده كنم شما گفته بود اوقات خودم را با فعاليتهاي مفيد و سازنده پر كنم ولي او هيچ گونه علاقه اي به هيچ كدام از اين فعاليتها ندارد مي خواهم موضوعي را برايتان بازگو كنم خواهرم حدود 2, 3 سال با يك پسر كه حدود 4 سال از او كوچكتر است دوست و با او در ارتباط بوده تا اينكه يك روز حدود 1 سال پيش 3 ,4 ماه قبل از عملش من به رفت و آمد هايش مشكوك شدم تا اينكه يك روز ديدم كه ازكوچه اي خانه پسر دايي و دوستان پسره بود بيرون آمد پسره كه خواهرم با او دوست بود هر دفعه كه خواهرم پيش او مي رفت زنگ مي زد به دوستانش و آنها مي آمدند سر كوچه كه خانه او قرار داشت جمع مي شدند .اون روز هم مانند دفعات قبل همانطور شلوغ بود , وقتي كه خواهرم رو ديدم ابتدا فكر كردم دارم خواب مي بينم باور كنيد داشتم منفجر مي شدم چون او نا اونجا بودند چيزي به او نگفتم دوستاش هم فكر كردن من از اون بي غيرت ها هستم و داشتم با خواهرم بر مي گشتم يكي از آن پسر ها دنبال ما كرد من در عين حال كه بسيار عصباني بودم به پسر فحاشي كردم و پسره يكدفعه به من گفت تو اگه غيرت داري جلو خواهرت و بگير و بگو خانه پسر غريبه چكار مي كرده حاج آقا دچار سوء تفاهم نشيد من اگه پسري دنبالم ميومده سرم رو بالا نمي آوردم چه برسه به اينكه به اون فحاشي كنم اون دفعه از كنترل خارج شده بودم و همانطور كه گفتم بسيار عصباني بودم نمي دونيد چقدر سخت گذشت اون شب به من دوست داشتم فقط زمين دهان باز كنه و منو ببلعه اون شب اون به من قول داد كه ديگه دنبال پسره نره ولي اين ماجرا دو سه بار ديگه تكرار شد تا اينكه زنگ زدم به پسره و گفتم به زبون خوش بهت مي گم دست از سرش بردار و گر نه آبروتو مي برم پسره در جوابم گفت تو كه هيچ باباي تو هم نمي تونه آبرومو ببره خواهش كردم ازش اونم با كمال پر رويي گفت بايد يه بار ديگه ببينمش مي خوام يه امانتي دستم داره بهش بدم گفتم با اون امانتي كه دستته هر غلطي مي خواي بكن فقط دست از سرش بردار . خلاصه هر طوري بود تا يه مدت كوتاه خواهرم و كنترل كردم و بعد از مدتي نه چندان طولاني پسره ازدواج كرد مدتي خيالم آسوده بود تا اين كه من ديوانگي كردم و تلفن همراه در اختار خواهرم قرار دادم و روز اول هم به او گفتم شماره رو به كسي نده يك روز كه داشتم از در اتاق رد مي شدم ديدم كه موبايلش زنگ مي خورد خواهرم كه مي رفت موبايلش را جواب بدهد يكدفعه برگشت ازش سوال كردم چرا جواب نمي دهي پاسخي نداد رفتم شماره را نگاه كردم و با طرف تماس گرفتم از روي لهجه اش فهميدم كه يا خود بي عرضاش است يا دوستان عوضي اش اول تلفن را قطع كرد دوباره كه او را ترساندم و گفتم شماره ات را پيگيري مي كنم ترسيد و گفت اشتباه گرفته از خواهرم كه سوال كردم با اسرار و تهديد فراوان گفت پسره است ديگر نمي توانستم خودم را كنترل كنم ولي باز هم نشستم و با خونسردي او را راهنمايي كردم شايد شما هم تعجب كنيد كه من با ده سال تفاوت سني چطور به خود اجازه مي دهم او را راهنمايي يا با او دعوا كنم ولي باور كنيد بارها خودم خجالت كشيده ام و اين را نيز بازگو كرده ام ولي وقتي مي بينم پدر و مادرم نيز ساده اند چطور مي توانم او را به حال خود رها كنم خب زياد وارد حواشي نشويم داشتم مي گفتم او را راهنمايي كردم و نيز تلفن همراه را از او گرفته و جمع كردم تا اينكه يك روز برادرم آن را روشن كرد من هم كه نمي توانستم دليل خاموش كردنش را بگويم سكوت كرده و چيزي نگفتم خلاصه طي مدتي كه تلفن در دستش بود مورد مشكوكي نديدم تا اينكه يك شب براي تفريح به بيرون رفتيم در آن مكاني كه ما بوديم پسره با زنش و دوستانش هم با زنانشان بودند اتفاقا يكي از دوستان او پسر همسايه دوستم و زنش دوست خودم بود كه آن دو مرا به خوبي مي شناختند خلاصه آن شب گذشت و ما رسيديم به خانه . فرداي آن روز زن برادرم گفت خواهرت ديشب داشته براي پسره اس ام اس مي فرستاده و پسره هم به كمك دوستاش دور از چشم زنش جواب او را مي داده با آنكه چند بار از راه منطقي وارد شده بودم و نتيجه نگرفته بودم ولي چون زن برادرم گفته بود باور نكرده و از او سؤال كردم او اول انكار كرد تا اينكه گفت آره بوده ; باور كنيد اگه همان بار اول كه عروسمان گفته بود و باور مي كردم با آن عصبانيتي كه داشتم دل و مي زدم به دريا و اول زنگ مي زدم به زن پسره و آبروشو مي بردم و بعد خواهرم رو مي كشتم ولي بازهم گذشتم و مثل دفعه قبل موبايل را از او گرفته خاموش كردم خب چيزي كه اينجا من رو سر دو راهي قرار داده اينه كه حالا كه شرايط كمي آرام شده خواهرم دوباره موبايل رو از من مي خواد به نظر شما با اين تجربه تلخ آيا مي توانم چنين ريسكي بكنم وگوشي همراه را در اختيار او قرار دهم ؟ من خودم به اين نتيجه رسيده ام كه آزموده را آزمودن خطاست نظر شما چيه ؟ آقاي شهاب مرادي و قتي كه پسره و دوستاش به من و خانواده ام مي رسند طوري نگاه ما مي كنند كه همه فهميده اند بارها خواسته ام بر گردم و چند فحش به او بدهم ولي باز هم كوتاه آمده ام شما مي گوييد من با اين گونه رفتار آنها چطور برخورد كنم و چگونه نگاه خواهرم را كنترل كنم كه به او توجهي نكند؟ حاج آقا ميان مطالبم در مورد پدر و مادرم و در مورد سادگي آنها صحبت كردم راستش رو بخواهين من گذشته خودم و موردي كه براي خواهرم و مواردي شبيه به همين موضوع كه براي او پيش آمده (اين را كه مي گويم مواردي چون به قول خودش اين اولين نبوده و مي ترسم آخري هم نباشد) از چشم پدر و مادرم مي بينم و آنها را مقصر مي دانم چون اگر آنها از اول رفت و آمد ما را كنترل مي كردند الان چنين مواردي پيش نمي آمد و مردم از سادگي ما سوء استفاده نمي كردند البته شايد پدر و مادرم به ما اطمينان دارند و ما از اعتماد آنها سوء استفاده كرده ايم . حاج آقا وقتي خواهرم بيرون مي رود تا برمي گردد دلم خون مي شود و بايد با اين موضوع چه طور بر خورد كنم واقعا مي ترسم و بارها خواسته ام بر ترسم غلبه كنم ولي نشده ; خواهش مي كنم كمكم كنيد ؟ خواسته ديگري كه از شما دارم اين است كه اين موضوع مانند موضوع قبلي خصوصي باشد . ممنون  
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ پنهان کردن گوشی موبایل و کنترل رفت و آمدها و کارهایی از این قبیل برخورد با معلول است نه علت.
باید علت اصلی رفتار خواهرتان پیدا کنید تا رفع شود که به نظر نمیرسد این کار از عهده شما به تنهایی بر آید.
بهتر است ضمن اینکه با پدر و مادرتان در این مورد صحبت میکنید با ملایمت و مهربانی خواهرتان را برای مراجعه به یک روانشناس یا مشاور راضی کنید.
در غیر این صورت ممکن است تلاشهایتان بی نتیجه بماند یا موجب تشدید شود و خودتان نیز از نظر روحی و روانی خسته و فرسوده شوید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1455  |  8 امتياز

s16
از تهران
امضا شده : ۱۸ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۵۳
سلام. خدا قوت. ... 
از فکر گناه آلود يا نگاه گناه آلود مي ترسم. نميدانم چه کنم؟ از اين کارهايم دلم بسيار گرفته است. اگر مرا راهنمايي کنيد، ممنون مي شوم.
شهاب مرادی :سلام/ لازم است شناخت بهتری از احساسات و هیجانات خود بدست آورید.
از گزارش شما از احوالاتتان این برداشت می شود که بهانه نفس شما برای نگاه به نامحرم «انتخاب یا پیش بینی همسر» است.
پس برای ازدواج تصمیم عاقلانه بگیر و اتخاذ هر تصمیمی را به آمدن خواستگار رسمی موکول کن.
و دیگر مردان نامحرم را به چشم انتخاب و سنجش نبین!(همان نگاه به چشم خواهر و مادر مردانه)
لازم است به یاد داشته باشید هر نوع دیدن نامحرم(با حجاب شرعی)حرام نیست.
بلکه دیدن نامحرم که مفسده ، ریبه و قصد لذت جویی در آن باشد حرام است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1592  |  8 امتياز

هادي آشتياني
از تهران
امضا شده : ۱۶ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۲۰
سلام  
شهادت امام هادي (ع) را بر پيروان و دوستداران حضرتش بخصوص خدمتگزاران هيئت امام هادي تسليت مي گويم . ياد محسن عزيز را در اين شب شهادت گرامي ميدارم ان شائ الله سر سفره مولايش امام هادي متنعم است . يا علي
شهاب مرادی :سلام/ آجرکم الله. 
هادی عزیز از ابراز لطف و محبتت ممنونم.
       یادی از مداح امام هادی علیه السلام     
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1498  |  8 امتياز

mahtab
از تهران
امضا شده : ۰۹ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۱۷
سلام آقاي مرادي. من يک مشکلي داشتم، 19 سالمه با يک پسري از سن 14 سالگي تو اوج بچگي و از روي کنجکاوي دوست شدم اين دوستي تا الآن ادامه داشت که تصميم گرفتم ديگه تا قبل از ازدواج با هيچ کس دوست نشم و کلا از لحاظ مذهبي اصلا" مقيد نبودم و الآن تقريبا 6ماهه از اين رو به اون رو شدم مشکلم فقط احساس گناهه نمي دونم بايد چيکار کنم.همه اش حس مي کنم خيلي آدم بدي و گناهکاري ام.
شهاب مرادی :سلام/ به آتش این احساس دامن نزنید.وسوسه شیطان است. خدا توبه کننده را می بخشد بی تردید. می خوام نمی شه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1499  |  8 امتياز

بالا