آمار

بازدیدکنندگان: 4827457
حاضرین در سایت : 14 نفر
تست آمار روزانه
بازديد ماه گذشته : 265135
بازديد هفته گذشته : 17263
بازديد روز گذشته : 1945
بازديد سال جاري : 1522566
بازديد ماه جاري : 60338
بازديد هفته جاري : 230
بازديد امروز : 230
آمار از تاريخ:1388/1/28
نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7119 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 »

نامورودی
سهیل
از تهران
امضا شده : ۲۱ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۲۶
با سلام .  
من میخواستم در مورد عرفان سوال کنو واینکه فردی رو میشناسم که خودش ر ئ به عاف بازی زده ولی حتی بویی لز نماز سر وقت هم نبردهچگونه میتونم با این فرد برخورد کنم . 
 

شهاب مرادی :سلام/ چرا برخورد؟! اگر مدعی است معاشرت با او برای شما خوب نیست رهایش کن .همین امر به معروف است
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:713  |  3 امتياز

ماندانا
از تهران
امضا شده : ۱۰ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۲۹
سلام 
من و خواهرم در شب سال نو به مسجد رفتيم و با برخورد بد اهل مسجد روبرو شديم  
خواهر من 23 ساله است و من 18  
خواهرم اولين باري بود كه به مسجد مي رفت و شايد در نظر بعضيها بد حجاب  
خلاصه 4 نفري ريختند سر ما براي ارشاد و امر به معروف از اون موقع خواهر من به مسجد نمي ايد 
تو رو خدا بهتر نيست درست ارشاد كنند تا جوانها از مسجد فرار نكنند 
مرسي
شهاب مرادی :سلام/ خوب است هم شما و خواهرتان با فرهنگ حجاب مأنوس شوید، و هم آن ها با فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر. خوب است همه ی ما با فرهنگ صحیح زندگی مأنوس شویم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:725  |  3 امتياز

مهديه
از م
امضا شده : ۲۷ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۱۷
سلام أقاي مرادي  
الان كه مي خوام براتون ييام 
بزارم اون قدر غمكينم كه حتي 
حال نوشتن هم ندارم. 
لطفا اينهايي كه مي خوام بنويسم نشون داده نشه 
... خصوصی... 
لطفا كمكم كنيد.
شهاب مرادی :سلام/ عشق؟ ...
این حال شما افراط در علاقه ورزی است .
باید روابطتان را به اعتدال برسانید و در دوستی با دیگر دوستان سهیم و شریک باشید و او را از انحصار در دوستی خارج کنید.
توبه برای شما آرامش آور خواهد بود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:727  |  3 امتياز

مريم
از سمنان
امضا شده : ۲۷ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۱۶
سلام : 
من دختری 26 ساله ام. پدرم کارمند بازنشسته و مادرم خانه دار است .دارای لیسانس ریاضی محض از دانشگاه دولتی ام. 2برادر و 1خواهر دارم. سختی درسها را با امید به اینکه روزی کمک پدر میشوم با شیرینی به ا تمام رساندم. حال 3سال است که بیکارم با اینکه رتبه 2 بین هم دوره ایهایم داشتم و در ارزوی یک لحظه تدریسم با اینکه خیلی دنبال کار بوده ام اما حتی به عنوان حق التدریس نیز مشغول به کار نشده ام و شرمنده خستگی ها و زحمات پدرم هستم. شما خودتون میدونید که چرخوندن زندگی 6 نفره با حقوق ناچیز بازنشستگی سخته وپدرم روزانه 8 ساعت کار میکند وما از دیدن خستگیهای او ناراحت میشویم و کاری از دست ما بر نمی اید . خواستگار خوبی هم نداشتم که باری از دوش پدرم بردارم قصدم ناامیدی نیست چون بزرگترین گناه است.در این زمانه دخترای خوب تو خونه میمونند . امیدم به خدا و راهنمایی شماست.
شهاب مرادی :سلام/ اگر همچنان در منزل بنشینید، از تسلطتان به مطالب کاسته می شود و هم کسل خواهید شد.
خوب است با کاهش سطح توقعتان،  برای تدریس (و صرف نظر از حقوق و دستمزد)، در مدارس عادی و... تدریس خود راشروع کنید تا خدا برکت دهد و به خواست او مراحل پیشرفت پیش رویتان قرار گیرد.
مبادا خواستگارهای خود را به بهانه های غیر منطقی یا نه چندان مهم رد کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:752  |  3 امتياز

موسویان
از تهران
امضا شده : ۲۷ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۱۱
سلام آقای مرادی 
من پدر مهدیه سادات هستم(ناهارخوری امام رضا....) 
10 روز است که مادر عزیزم رااز دست داده ام.در جهت صبر برای خود و خانواده دعا بفرمایید.
شهاب مرادی :سلام/ برای مادر محترمتان مغفرت واسعه ی الهی را خواهانم.
تکرار تلاوت آیه ی شریفه ی «انا لله و انا الیه راجعون» در تقویت و ایجاد آرامش در شما موثر است، من هم دعا می کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:744  |  3 امتياز

سعیده 26
از تهران
امضا شده : ۲۲ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۰۴
سلام. 
نمی دونم چرا دارم برای شما پیام می نویسم.شاید این کار راهی جلوی پای من قرار دهد و شما وسیله ای از جانب خدا باشید. حرف زدن از احساساتم در این لحظه کار دشواری است. 
من دختر پدری هستم فوق العاده دلسوز، پدرم تاحدی به مردم خدمت کرده که برایم توصیفش مشکل است اما فقط تا این اندازه بگویم که چه از لحاظ مالی چه از لحاظ معنوی تا جایی که واقعا در توان داشته مردم را بر خود ارجح دیده اما افسوس...همیشه می گفت :تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز.  
امروز که این پیام را می نویسم پدرم تمام دارایی خود را از دست داده.چرا؟ چون همان آدم ها به او خیانت کردند. فریبش دادند. سر کیسه اش کردند.دیگر خانه ای نداریم.پدرم که خود به بی خانمان ها خانه می داد تا یک ماه دیگر بی خانمان خواهد بود آن هم در سن 59 سالگی. این دیگر چه جور دنیایی است . کسی کمکش نمیکند.همه او را طرد کرده اند.آنقدر صبر کرده و توکل که دیگر گوشتی بر استخوان ندارد.امروز مستاصل است ...در این وضعیت تنها کسانی که به ما پول می دهند افراد نزول خور هستند که خونمان را بیش ازپیش می مکند.این چه دنیایی است.بزرگ فامیل که همیشه گره گشای عقد و عروسی و خرید خانه و برگرداندن بچه های فراری به خانه هایشان بود به همه رو انداخته اما... نگویم بهتر است.نمی دانم از چه کسی و چه گونه باید کمک خواست که ما جز خدای بزرگ کسی را نداریم.اما این را می دانم که اگر زودتر اتفاقی نیافتد پدرم حتما مرتکب جنایت در حق خود یا دیگران می شود.  
این ها را نوشتم تا این مطالب را در سایت بگذارید تا درس عبرتی باشد که دیگر هیچ کس بدون سند و مدرک به کسی نیکی نکند. ساده لوح نباشد.پدر من خرج خانه خودش و پسرش که او نیز از گزند دوستانمان در امان نبوده و دختر یتیمی که مدت 5 سال است از او حمایت می کند، می داد ولی امروز همان دختر یتیم گوشواره هایش را برای دادن بدهی های پدرم می فروشد. 
امیدم فقط به خداست. 
شاید یکی از اهالی این سایت دلش از من پاکتر باشد ،پس برای من دعا کنید.چون در شرایط بدی به سر می برم.
شهاب مرادی :سلام/ در این شرایط پدر به حمایت عاطفی و روحی و مهربانی شما نیاز دارد پس دخترم مهربانی ، احترام و حمایتتان را از او دریغ نکنید.
امروز سرزنش و غصه فایده ای ندارد و بلکه مضر است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:758  |  3 امتياز

h65
از تهران
امضا شده : ۲۲ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۰۰
سلام.اميدوارم كه سلامت باشيد. 
شب تولد امام حسين(ع)تو مهديه امام حسن(ع)از الهي هب لي كمال الانقطاع اليك صحبت كرديد.گفتيد مناجات شعبانيه را فراموش نكنيم. 
اما الان آخرين روز ماه شعبان هست و هوي نفس نگذاشت ذره اي به عبادت و مناجات بپردازم. 
به سمت گناهاني برگشتم كه سالها بود ترك كرده بودم. 
ولي فراموش نكردم كه خدا فرمود: 
يا عبادي الذين اسرفو علي انفسهم لا تقنطوا من رحمت الله. 
لطفا راهنمايي كنيد.(براي تلنگر)
شهاب مرادی :سلام/ چرا به گناه برگشتی ؟ زمینه ها را بشناس و از تکرار جلوگیری کن
یا من یسمی بالغفور الرحیم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:758  |  3 امتياز

مهتاب
از تهران
امضا شده : ۲۲ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۱۱
با سلام خدمت شما 
نميدونم با چه رويي از شما اين سئوال را بپرسم، اما دلم ميخواهد هر چه زودتر به من جواب بدين و كمكم كنيد. ...خصوصی...
شهاب مرادی :سلام/ این گناه از گناهان کبیره و عظیمه است. و پشیمانی گام اول توبه
با او برای همیشه قطع رابطه کنید.
توبه کنیدو بدانید که یکی از نکات مهم در توبه عدم تکرار خاطرات گناه و عدم سرزنش خویش است .لینک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:725  |  3 امتياز

****
از .......
امضا شده : ۲۹ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۱۰
سلام حاج اقا فوريه .خصوصيه. هفته اينده سمينار دارم خيلي مي ترسم هر چي بيشتر به يه سمينار عالي فكر ميكنم بدتر ميشه حاج اقا لطفا زود جوابمو بدين دوست دارم از اولين تجربه خودتون در باره همين مطلب بهم بگيد .اون لحظه به چي بايد فكر كنم؟مي دونم به خاطر زياد تمرين نكردنمه اگه يه شغل تدريس هم كناره دانشگام انجام بدم چطوره؟( البته نيست).منتظرم وسيله خدا..
شهاب مرادی :سلام/ مطالب را آماده کن و اصلا نترس یکی دوبار اجرای آزمایشی در حضور خانواده یا دوستان یا اطاق خالی مفید است .به سمینار و حواشی آن فکر نکن.
برای آینده تدریس بسیار مفید است.
چرا اسم ننوشتید و چرا خصوصی؟!  پیامتان را  کامل نمایش دادم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:691  |  3 امتياز

ameneh sharifizadeh
از karaj
امضا شده : ۰۱ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۳۲
با سلام و تشكر از صحبتهاي خيلي خوبتون در برنامه ي مردم ايران سلام  
يك سوال داشتم آن هم اين كه من فقط يك ماه زمان براي خواندن يك امتحان در زمينه تحصيلات تكميلي دارم و رشته تحصيلي ام هم چون برق هست وسخت با اين شرايط و ماه مبارك رمضان امكان درس خواندن براي من بسيار كاهش يافته واين ممكن است كه قبولي من را با مشكل كند ومي خواستم بدانم مي تونم روزه اين ماه رو نگيرم بعد از امتحانم قضاي آن رو بگيرم هر چند كه خودم قلبا دوست ندارم روزه نگيرم وهم نمي خواهم از درسم جا بمانم و هيچ زماني ديگر هم نمي توانم اين زمان از دست رفته به خاطر ضعف رو جبران كنم ممنون از پاسختون
شهاب مرادی :سلام/  گرفتن روزه بر شما واجب است.
روزه بگیر و با تنظیم وقت و استراحت مناسب موفق خواهید شد.با انجام تکلیف و کسب رضایت خدا درس خواندن هم برکت بیشتری پیدا می کند .باور کن!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:683  |  3 امتياز

احسان پ
از تهران
امضا شده : ۰۱ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۲۹
سلام. ماه مهمانی خدا بر شما مبارک... 
خانمی در حال جدایی از همسر خویش است...  
آیا من می توانم در قلبم ایشان را دوست داشته باشم و برای این جدایی دعا کنم؟
شهاب مرادی :سلام/ آن خانم حتی پس از طلاق و تا سپری شدن ایام عده ، متاهل (شوهردار)است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:681  |  3 امتياز

یک سائل!
از مشهد
امضا شده : ۲۵ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۰۰
با سلام و تشکر از شما و دست اندرکاران در تهیه این سایت. 
من حدود یک سال پیش تصمیم جدی به ازدواج گرفتم. با اینکه از نظر خیلی ها چون هنوز درسم تموم نشده بود و سربازی نرفته بودم، شرایط ازدواج و نداشتم ولی خودم احساس میکردم که آمادگیش و دارم. اگه بخوام به خاطر این چیزا ازدواجم و عقب بندازم اون دنیا که ازم سئوال کنن، این چیزا دلایل قانع کننده ای نیست.  
خیلی جاها رفتیم خواستگاری و به خاطر همین چیزا ردم میکردن (یا اینکه اونا معیارهای من و نداشتن). حتی خیلی جاها به خاطر اینکه خونه و ماشین نداشتم من و رد میکردن!! اصلا به نظر من منطقی نمیاد که پسر همه سختیها رو تنهایی تحمل کنه بعد که خونه زندگیی درست کرد، یک دختر بیاد شروع کنه به زندگی. اگه قراره که زن و شوهر شریک زندگی هم باشن، باید تو سختیها و خوشیها هر دو شریک باشن. همین که من شغل داشتم و دستم به دهنم میرسید از نظر بلوغ مالی کفایت میکنه. 
بالاخره خدا نصیب کرد و با همسر کاملا مناسبی ازدواج کردم و الان خیلی راضیم و خدا رو شکر میکنم. ما هر چه بیشتر میگذره به هم دیگه بیشتر علاقمند میشیم. طوری که اگه فقط نصف روز احوال هم و نپرسیم شدیدا دلتنگ هم میشیم. 
ولی حالا که داره به زمان رفتن من به سربازی نزدیک میشه مشکلی که پیش اومده اینه که روز به روز داره به نگرانی نامزدم از رفتن من اضافه میشه. با اینکه سعی میکنه خیلی بروز نده و مدام میگه که برو سربازی ولی نگرانیش کاملا مشخصه. گاهی اوقات که... میبینم که دور چشماش خیسه. 
حاج آقا من خیلی از این کاری که کردم ناراحتم. خدا میدونه هدفم از ازدواج امریه گرفتن و این چیزها نبوده، درسته که اینها رو هم داشته ولی من هدفم این بوده که ازدواجم و دو سال عقب نندازم و اینکه اگه همسرم میتونه، شرایطی رو برای من آسونتر بکنه، خوب این کار باید انجام بشه. حالا احساس میکنم من آدم خودخواهی بودم که به خاطر خودم دختری رو تا این حد ناراحت کردم. حالا شما بگین من اشتباه کردم؟ 
حالا که ازدواج کردیم و همه چیز تموم شده، گاهی اوقات با خودم میگم شاید خوب باشه از محبتم بهش کم کنم حتی یک کمی بدرفتاری هم بکنم تا راحتتر بتونه دوریم تو این سه ماه آموزشی تحمل کنه. ولی نمیدونم کار درستیه یا نه. به نظر شما این کار، منطقیه؟ راه بهتری هم هست؟
شهاب مرادی :سلام/ این دوری ها و سختی ها نمک زندگی است و مایه ی تشدید علاقه.
از علاقه ورزی به او کم نکن و مسئله را خیلی منطقی و درست دنبال کن این به هیچ وجه خودخواهی نیست.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:827  |  3 امتياز

اميدوار به خدا
از يك زاويه
امضا شده : ۲۹ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۴۸
سلام من حدود 6 سال قبل مكررا" خود ارضايي كرده ام و باعث شده كه من جنب شوم ولي ازان و احكامش اطلاعي نداشتم وحالا فهميده ام كه خيلي دير شده واز كرده ي خودم ندامت زده ام از شما مي خواهم كه تكليف نماز و روزه هاي اين سالها كه بدون غسل انجام داده ام را به من اطلاع دهيد از شما تمنا ميكنم كه مرا راهنمايي كنيد
شهاب مرادی :سلام/ نمازهایی را که یقین دارید بدون غسل خوانده اید قضا کنید ولی روزه ها مشکلی ندارد.
این  یادداشت   را چند بار بخوانید .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:767  |  3 امتياز

ماريا
از تهران
امضا شده : ۰۲ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۲۶
سلام تشكر فراوان از سايت خوبي كه داريدالبته تلاش خيلي زيادي لازم دارد تا به مطلوب واقعي برسداميدوارم خدا كمك كند تا پر بارتر شود ما دعا گو هستيم و خيلي شاد مي شوم كه از شما مي شنوم كه پيام ها را تا ان جا كه برايتان امكان دارد مطا لعه مي كنيد باز هم خدا توفقي دهد 
يك انتقاد ؟ 
من وقتي پيام هاي شما را كه درجواب مردم نوشته بودي مي خوانم متو جه شدم عده اي را به مراكز مشاور مي فرستيد كسي كه براي شما نا مه ارسال مي كند مي خواهد جواب شما را بشنود اگر مي شد كه خوده شما با يك روان پزشك در ارتباط بودي و سوالها را خودتان جواب مي داديد خيلي بهتر بود زيرا جواب با جنبه مذهبي واز ديدگاه شما خيلي بهتر و موثر تر بود متشكرم
شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما و انتقادتان متشکرم اما نیاز به توضیح دارد:

مطمئن باشید برخی از مشکلات را با مکاتبه نمی شود حل کرد. حتما باید مشاوره حضوری صورت بگیرد(مشاوره روانشناختی یا معنوی). و من وقتم بسیار محدود است و انصافا چنین امکانی برای مشاوره با این حجم ندارم.
و به نظرم مشاوره تلفنی هم خیلی علمی نیست ،چه برسد به مشاوره مکاتبه ای!
پس باید پیشنهاد کنم که دوستان به مشاور مراجعه کنند و هیچ مشاور خاصی را هم معرفی نمی کنم.
این قبیل دوستان باید به مشاور یعنی روانشناس مراجعه حضوری داشته باشند و در چند جلسه مشاوره و بعضا سنجش های مختلف شرکت کنند و شاید مراجعه آنها به پزشک داخلی یا روان پزشک و معالجات کلینیکی ضروری باشد،که روانشناس آنها را به روانپزشک معرفی می کند و آن هم باید حضوری باشد یعنی می شود از کسی مکاتبه ای نوار مغزی گرفت؟ و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:720  |  3 امتياز

sama
از teh
امضا شده : ۰۹ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۰۷
بازهم سلام؛ 
گفته بوديد كه حرفام و كامل كنم نمي دونم شايد كاش انقدر درگير روزمره گي ها نبودم و چيزي كه زياد داشتيم زمان بود. 
يه مدتيه كه خيلي به مرگ فكر مي كنم نمي دونم اما انقدر زياد كه از زنده بودنم ناراضيم تو زندگيم به همه چيزايي كه مي خواستم رسيدم ديگه ادامش فقط سنگين تر شدن كوله بار گناهامه از همه چيز و همه كس خستم خيلي خسته  
واقعا خدا با اون همه لطف و مهربونيش منو به خاطر خودكشي مجازات ميكنه؟؟؟؟ نمي دونم!
شهاب مرادی :سلام/ این  یادداشت ««بدون تغییر ممنوع!»» را به دقت مطالعه کنید و مجدد بنویسید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:681  |  3 امتياز

f.50
از shiraz
امضا شده : ۰۷ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۰۸
حاج اقا سلام... خصوصی است.
شهاب مرادی :سلام/  به مشاور مراجعه کنید بهتر است.
به هر حال ، اوقات فراغتتان را با کار و توجه به امور خانواده پر کنید.
به خدا پناه ببرید و از او کمک بخواهید.
به عبادات واجب پایبندتر باشید.
به برخی عبادات مستحب مثل تلاوت قرآن و نماز نافله و برخی اذکار و ادعیه(فقط از مفاتیح الجنان و با شرط نشاط قلبی) توجه جدی داشته باشید.
اگر خاطرات مزاحم ، گناه بوده با توبه و عدم سرزنش خودتان و عدم مرورآن خاطرات ، آنها را از ذهناتان به تدریج حذف کنید.خدای مهربان توبه پذیر است و غفور و رحیم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:690  |  3 امتياز

محدثه
از خراسان
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۴۳
با سلام ...[پیام طولانی!]... حاج آقا مي خواهم اين موضوع خصوصی باشد... 
با تشكر 

شهاب مرادی :سلام/ لطفا خلاصه !
-تصميم درستي گرفتيد که رابطه تان را قطع کرديد.
همان طور که خودتان فهميده ايد اين رابطه يک طرفه بوده و بی نتيجه.
تسليم احساسات نشويد. اگر ترتيبي بدهيد که مدتي اصلا با او مواجه نشويد کم کم اين علاقه کم رنگ ميشود.
در مورد او و ... با کسي صحبت و درد دل نکنيد چرا که مرور خاطرات روند فراموشي را کند ميکند.
اين يکي از تبعات ارتباط غير متعارف با جنس مخالف است و خوب است که براي شما به همين جا ختم شد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:985  |  3 امتياز

2126
از تهران
امضا شده : ۰۶ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۱۰
سلام خیلی بعیده که تمام این پیام ها بررسی بشه اما با نادیده گرفتن این مطلب برای شما پیام می گذارم: شما رو چندبار در سخنرانیهای دانشگاه دیده ام و در برنامه شبکه دو به حرفایتان گوش می کنم اما جای تعجب از شما که فردی روحانی هستید در برنامه روز دوشنبه مورخ 5/8/86 صحبتهای متفاوتی داشتید شما از ازدواج می فرمودید ولی تنها به این مطلب اشاره کردید که فقط خانم ها به انتظار مرد ایده آل هستند و در زمان ما دیگر پیامبری ظهور نمی کند، باید این مطلب را به عرضتان می رساندم وگرنه یک عمر از پاسخ ندادن به این صحبتها احساس پشیمانی خواهم کرد جناب عالی از آقایان هم بگویید که منتظرند یک خانم زیبا با ثروت فراوان به آنها بله بگوید و آنها بدون هیچ مخارجی او به خانه خود ببرند و او در هر ساعت به آن مرد تعظیم کند این در حالی است که شما نیز یکریز می گویید دخترخانم ها باید مادر شوند و فرزند صالح تربیت کنند البته از این مسئله غافل نیستم زیرا آقایان نمی توانند یک گام درست بردارند چه برسد به تربیت فرزند اما آنقدر این مسئله را تکرار می کنید که انگار از خانم ها هیچ کار دیگری برنمی آید و این در حالی است که بسیاری از آقایان هنوز خانم های خود را ضعیفه خطاب می کنند زن ایرانی در خیابان و در هر مکانی باید خود را ب÷وشاند که آقایان گناه نکنند حجاب بسیار خوب و ارزنده است اما عفیف بودن هم باید در آقایان تقویت شود من به دنبال مرد ایده آل از هر جهت نیستم اما می خواهم کسی وارد زندگی ام شود که به عقاید و اهدافم احترام بگذارد و چنین فردی بسیار کم است اوضاع زندگی از لحاظ اقتصادی در این جامعه روز به روز بدتر می شود آن وقت شما می گویید اگر مرد بی پول بود ازدواج کنید این گفته درست که صالح بودن و ایمان مهمتر است اما مردها هرچه قدر نقطه ضعف بیشتر داشته باشند پر توقع تر هستند آنها سر یک مهریه به هزار شکل چانه می زنند تازه به قول خودشان کی داده و کی گرفته اینها رو فراموش نکنید.
شهاب مرادی :سلام/ منطقی نگاه کنید؛ اگر پسر در تصورش نسبت به همسر اشتباه داشته باشد،(هرچند باید اصلاح شود و گفتم و خواهم گفت!) ریسکش کم تر از ریسک اشتباه مشابه دختر است.
 اگر پسری با این تفکر غلط (در معیارهای انتخاب همسر)، در 34 سالگی متنبه شود شانس ازدواجش با شانس ازدواج دختری که او هم در 34 سالگی متنبه شده برابر است؟!

به هیچ وجه!
پس باید استراتژیک نگاه کنیم و از باب خیرخواهی و موعظه بیشتر به فکر دختر خانم ها باشیم.

تحلیل مابقی فرمایشاتتان هم بماند.
 
البته طبق ضوابط ارسال پیام می بایست اسم می نوشتید:
 "برای خودتان از یک «اسم ثابت» ترجیحا ترکیب "اسم و فامیلی" یا "اسم وعدد" یا "اسم و حرف" استفاده کنید"
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:746  |  3 امتياز

hadi
از مراغه
امضا شده : ۰۱ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۲۴
لطف کنید مرا در جلوگیری از خود ارزایی[ارضایی] کمک کنید
شهاب مرادی :سلام/ "پاسخی به چند سوال"
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:871  |  3 امتياز

سما
از تهران
امضا شده : ۲۱ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۳۰
... و 
 
حسين بر زمين گرم کربلا سر مي نهد 
 
و زبان تشنه را در کام خشک مي گرداند: 
 
(( الهي رضآ برضاک و صبرآ علي بلاک و شکرآعلي نعماک ، لا معبود سواک  
 
سالگرد غم‎انگيز رحلت برادر بزرگوار و جگرگوشه‎ي شما و همه ي دوست داران اهل بيت را تسليت عرض مي كنم... 
خدايا همه ي دوست دارانش را ياري كن تا بياد او در سالگلرد پرواز غم انگيزش سجاده ي عشق را باز كنند و برايش 2 ركعت نماز مغفرت و يادبود بخوانند. شايد با شادي روحش قلبهاي غم آلودمان اندكي شاد شود.  
برادر بزرگوار جناب آقاي مرادي از صميم قلب برايتان آرزوي صبر و بردباري دارم.
شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما و ذکر آرامبخش حسین (ع) ممنونم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:683  |  3 امتياز

نازنين
از تهران
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۸
سلام حاج آقا از صحبت هاي قشنگتون ممنون مي خواستم راهنمايي ام کنيد راستش من وقتي بچه بودم يني وقتي ديستان بودم عادت خيلي بدي داشتم که حتي الان از گفتنش هم شرمنده ام من از کيف يکي از همکلاسي هام پول برمي داشتم اون هيچ وقت نفهميد که من اين کار رو مي کردم ولي من الان که بزرگ شدم و 19 سالمه هنوز از اين گناهم توي عذابم و خيلي ناراحتم اصلا الان که فکر مي کنم نمي فهمم اون موقع چه طور اين کار رو ميکردم در صورتي که الان حتي بي اجازه به وسايل ديگران دست هم نمي زنم و اين کار رو خيلي بد مي دونم اين ماجرا براي خيلي سال پيشه ولي من هميشه ازش ناراحتم اتفاقا چند وقت پيش اون دوستم رو دوبار توي اتو بوس ديدم شناختمش با هم صحبت هم کرديم مي دونم که هنوز توي همين محله زندگي مي کنن و فکر کنم بتونم پيداش کنم اما باور کنيد اصلا انقدر خجالت مي کشم که نمي تونم بهش بگم اصلا روم نميشه مي ترسم فکر کنه من هنوز اين کار رو مي کنم ولي اگه بدونم گناهش به گردنمه و شما هم بگيد که بايد برم به ناچار مي رم تو رو خدا کمکم کنيد ممنون
شهاب مرادی :سلام/ اگر او را می شناسید و آدرسش را دارید یا می توانید پیدا کنید، مبلغ را (به همراه یک هدیه) بدهید آژانس برایش ببرد با یک یادداشت عذرخواهی، بدون نام.
اگر او را پیدا نکردید و نا امید شدید، به امام جماعت مسجدتان برای پرداخت آن وجه به عنوان رد مظالم مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:785  |  3 امتياز

نيلوفر آبي
از شيراز
امضا شده : ۱۸ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۴۲
سلام آقاي مرادي 
با اين همه مشغله واقعا به شما خسته نباشيد مي گويم . 
اين بار دوم است كه برايتان پيام مي گذارم . 
شما كه خواستگاري دختر از پسر را هرزگي نمي دانيد پس چراپيام مراجواب نمي دهيد ؟ باور كنيد خيلي به راهنمايي شما نياز دارم . غير از شما كسي را ندارم كه با او مشورت كنم . مي ترسم زمان بگذرد و من كار اشتباهي انجام دهم . خواهش مي كنم 
به پيام قبلي من كه در آن وضعيتم را تقريبا كامل توضيح داده ام پاسخ دهيد . 
پيشاپيش از شما متشكرم . 
در پناه حق سلامت و پيروز باشيد . 
=========================== == 
سلام آقاي مرادي 
شب و روزتون به خير . 
من دختري 24 ساله و ليسانس هستم . يك سالي ميشه كه به پسري علاقه مند شدم ولي اون خودش نمي دونه . ما با هم فاميل دور هستيم . از خانوادش شناخت كامل دارم . هم سطح هم هستيم . با بعضي از خصوصيات اخلاقيش آشنا هستم ولي دلم ميخواد بيشتر باهاش آشنا بشم ببينم هموني كه فكر ميكنم هست يا نه .جناب سروان رو هم چندين بار خوندم . در ضمن اون يك سال از من كوچيكتره و الان داره تهران فوق ليسانس مي خونه .من شيراز هستم. چون كتابهاي روان شناسي ميخونم يه جورايي حس مي كنم كه از جنس هم هستيم . به نظر شما من چيكار كنم؟ 
آيا اين درسته كه به يكي از دوستام بگم كه تلفني راجع به من باهاش حرف بزنه و موضوع رو بهش بگه ؟ميشه لطفا حتما منو راهنمايي كنيد . بدجوري سر دوراهي موندم .
شهاب مرادی :سلام/ احتمال خطا در این انتخاب زیاد است.
شانس ازدواج واقعی خودتان را کم نکنید.
اما اگر هدف شما داشتن یک زندگی موفق نیست و هدفتان ازدواج با اوست به استعلام از وی اقدام کنید لااقل اشکال شرعی ندارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:774  |  3 امتياز

مينا
از تهران
امضا شده : ۱۸ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۳۸
سلام استاد گرامي اميدوارم خوب و خوش باشيد در پناه ايزد منان.جناب اقاي مرادي من به پاسخ سؤالم بسيار نياز دارم در رابطه با ازدواجم سوالاتي دارم ازتون من دختري 20 ساله هستم از تهران ... ايشان طلبه است و بر اساس دلبستگي سعي کردم که با اين مسآله کنار بيام و تحقييقاتي انجام دادم در رابطه با طلاب و بيشتر علاقمند شدم چون خانواده ي خودم در سطح متوسطي از امور مذهبي هستند.ولي من در کل به اين مسائل علاقه داشتم اما الان که 1 هفته بيشتر به خواستگاري نمونده خواستم از يک فرد عالم کمک بگيرم که يک دختر معمولي مثل من با يک طلبه مي تونن زندگيه خوبي داشته باشن؟واين که اين آقا مي گه که فقط در قم کار و موقعيت زندگي دارند ايا واقعا راهي نيست که طلبه اي در تهران زندگيه راحتي داشته باشد؟زيرا مادر من با اين که من در قم زندگي کنم مخالف است لطفا به من کمک کنيد
شهاب مرادی :سلام/ با توجه به مقدمات آشنایی تان و عدم تناسب فرهنگی دو خانواده و عدم شناخت شما از فضای طلبگی و برخی تضادها بهتر است تجدید نظر کنید و در شناخت هدف خود از ازدواج(یعنی آرامش) و سایر انگیزه ها و معیارهای همسر خوب برای ازدواج موفق مجدد بررسی نمایید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:785  |  3 امتياز

Leila
از tehran
امضا شده : ۰۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۱۶
بهترين دوست اون دوستيه كه بتوني باهاش روي يك سكو ساكت بشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي، حس كني بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي… . 
ما واقعاًَ تا چيزي رو از دست نديم ، قدرش رو نمي دونيم . و در عين حال تا وقتي كه چيزي رو دوباره بدست نياريم ، نمي دونيم چي رو از دست داديم ... .  
اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي ، تضميني بر اين نيست كه اون هم همين كارو بكنه پس انتظار عشق متقابل رو نداشته باش فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اين طور نشد ، خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده ... .  
در عرض يك دقيقه ميشه يك نفر رو خرد كرد، در يك ساعت ميشه كسي رو دوست داشت ، و در يك روز ميشه عاشق شد ولي يك عمر طول ميكشه تا كسي رو فراموش كرد ... .  
دنبال نگاهها نرو چون ميتونن گولت بزنن ، دنبال دارائي نرو چون كم كم افول مي كنه ، دنبال كسي كه باعث بشه لبخند بزني برو چون فقط با يك لبخند ميشه يك روز تيره رو روشن كرد ، كسي رو پيدا كن كه تو رو شاد كنه... . 
آرزو مي كنم به اندازه ي كافي شادي داشته باشي تا خوش باشي ، به اندازه ي كافي بكوشي تا قوي باشي ، به اندازه ي كافي اندوه داشته باشي تا يك انسان باقي بموني و به اندازه ي كافي اميد تا خوشحال بموني... .  
 
هميشه خودت رو جاي ديگران بگذار ، اگه حس مي كني چيزي ناراحتت ميكنه ، احتمالاً ديگران رو هم آزار ميده ... .  
شاد ترين افراد لزوماً بهترين چيزارو ندارن ، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترين استفاده رو ميكنن ... .  
شادي براي اونايي كه گريه مي كنن و يا صدمه مي بينن زنده است براي اونايي كه دنبالش مي گردن و اونايي كه امتحانش كردن چون فقط اينا هستن كه اهميِِّت ديگران رو تو زندگيشون درك مي كنن ...  
عشق با يك لبخند شروع ميشه ، با يك بوسه رشد مي كنه و با اشك تموم ميشه ، روشنترين آينده هميشه روي گذشته ي فراموش شده شكل مي گيره ، نميشه تا وقتي كه دردها و رنجها رو دور نريختي توي زندگي به درست پيش بري ... .  
وقتي كه به دنيا اومدي تو تنها كسي بودي كه گريه مي كردي و بقيه مي خنديدن ، سعي كن يه جوري زندگي كني كه وقتي رفتي ، تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن ... .  
البته اين هارو نوشتم که بقيه توي سايت بخونن حاج آقا و گرنه يه وقت جسارت نباشه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:749  |  3 امتياز

مجيد
از تهران
امضا شده : ۰۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۲۶
بنام خدا حاجي سلام، و اما،از اون موقعي که به پيشنهاد يکي از همکاران(مسن!!)، سوره تحريم را خوندم و ساعات زيادي را وقت صرف جستجو در اينترنت براي جمع آوري اطلاعات دوستان و مخالفان حضرت محمد(ص)کردم. خيلي تاثير منفي گرفتم خيلي سعي کردم آرامشم را حفظ کنم و به داشته هاي قلبي و ارادتي که به اين خاندان در اين سي و چندساله عمرم داشتم فکر کنم. خيلي دارم اذيت ميشم رک بگم يک جوري قداست ها فروکش کرده (حضرت محمد(ص)،حضرت زهرا(س)،امام رضا(ع))من خيلي ارادت دارم (داشتم!!) ولي نظام فکريم بهم ريخته فکر ميکنم آنها خيلي مثل ما زميني بودند و ما (معذرت)آنها را خيلي آسماني کرديم.کلماتي که جلوي چشمم رژه ميره :تحريم،ماريه کنيز حفصه، دختران خلفا،46زن،نماز شب، زن بعنوان معامله در جنگ، ،معراج، تفسير الميزان! و علامه، کليني:...، يا ايهاالمزمل،زندا نهاي طولاني و تعدد فرزندان امام کاظم(ع)،  
و... خيلي ببخشيد خواستم با آشفتگي ذهنم آشنا بشيد ضمنا توجيهاتي در اين مدت شنيدم که قانعم نميکند مثل ساختار زندگي عرب، رسوم عرب، مقايسه با جاهليت عرب و ... وچون پيامبر هم با عربها زندگي ميکرده!پس...! 
حاج ببينيد شايد شما هم عين بقيه بگيد که ايمانت را قوي کن يا مطالعت رو زياد کن متاسفانه همه در حال توجيهن و کسي نميخواهد تابوي ساخته شده در اذهان را بشکند و شفاف و بي غل و غش بگويد . 
زياده گويي کردم اين فقط درد دلم بود بعنوان يک مسلمان و نگران اينکه ما چيزهايي را نميدانيم که شايد از دهان رشديها با تمسخر بشنويم. دوست دارم صادقانه کمکم کنيد.ممنون 
(لطفا سايت ... را رويت کنيد)
شهاب مرادی :سلام/ 1. مراجعه شما به مشاور معنوی ضروری به نظر می رسد.
2. مطالعه و تحقيق کاري بسيار پسنديده است،خداوند حکیم در قران کريم دانستن و دانشمندان را ستوده است .
و اينکه شما می خواهید تحقيق می کنید ستودني است البته ندانستن "روش تحقیق" و "روش شناسی" متاسفانه مشکل بزرگی است و این که چون ما مسلمانیم و ورود در علوم دینی کار تخصصی نیست پس به سادگی هر کس  بتواند کار پژوهشی در سطح تخصصی -با دانش و مهارت کم- داشته باشد، هم از دیگر مشکلات علمی است.
تحقيق ساز و کار خود را دارد و نبايد يکسويه بدان پرداخت ؛در حقيقت چنين کاري تحقيق به شمار نمي رود
سابقا بعضي از سازمانها  و گروهها با پز روشنفکری و آزاد اندیشی به هواداران خود قرائت کتابهايي خاص را با ترتيبي خاص توصيه ميکردند و البته نتيجه اي که از اين مطالعات حاصل مي شد همان بود که دست اندر کاران آن گروهک ها در پي آن بودند !
بگذريم !
در باب ارادت به پيامبر صلوات الله عليه و اله و خاندان پاک او عليهم صلوات الله هر مسلماني بر اساس مسلماني خود به آن حضرت و خاندان پاک او عشق مي ورزد
پيامبر اکرم صلوات الله عليه و اله به شهادت قران انسان است ؛تفاوت در اينجاست که ایشان با حضرت حق ارتباط داشته و اشرف مخلوقات است
 برادرم ! آسماني بودن را بايد معنا کنيد تا به حيرت دچار نشويد. آسماني بودن تعبيري است از ارتباط انبيا و اولياي الهي با مصدر غيب و هيچ منافاتي با خصوصيات بشري ندارد
  شما بهتر است تفسير و ترجمه  درستي از قداست ، آسماني  بودن و ... داشته باشيد و آنگاه به تجزيه و تحليل مطالب بپردازيد
مورد ديگري که گذرا  بدان اشاره کرديد ظاهرا  مسئله زنان پيامبر و علت ازدواج هاي آن حضرت بود 
افراد بسياری به این بحث پرداخته اند و اجازه دهيد به شما توصيه کنم در اين باره بيشتر مطالعه کنيد سخنان يک طرف را فقط نشويد همه سخنان را بشنويد وبا تفکر خودتان  قضاوت کنيد
ضمن اينکه هنگام تحقيق آزادانه تفکر کنید يعني انچه به عنوان ارزش در زمان ما مطرح است ؛ملاک ارزش بودن ان را سنجيده و ببنيد ايا عرف اجتماع کنوني بدان ارزش داده است و ممکن است ديروز يا فردا ديگر ارزش به شمار نرود ، يا اينکه فارغ از زمان و مکان خاصي  مي توان برايش ارزش قائل شد .
 همچنين کامل و شامل مطالب را بررسي کنيد ؛
مثلا برده داري بد است اما چرا در اسلام وجود داشته است؟
بايد به طور کامل همه جوانب قضيه را بررسي کنيد و انگاه قضاوت نماييد
آسان ترين کار شعار دادن و يا هو کردن استو  البته بد ترين کار .
توجيه اگر درست باشد چيز بدي نيست انچه بد است توجيهات نادرست است پس از توجيه  درست بايد استقبال کرد و آن را پذيرفت همانطور که توجيهات نامربوط و غلط را بايد به دور انداخت 
چيز ديگري که بر يک محقق مدقق لازم است شناخت سره از ناسره است
بسياري از مطالبي که بر زبانهاست يا اصل و ريشه اي ندارد و يا اگر دارد نادرست و ناقص بيان ميشود  مثلا مسئله اولاد امام موسی بن جعفر عليهما السلام؛
ان حضرت در سن 55 سالگي به شهادت رسيده است و بيشترين مدتي که براي زنداني بودن حضرتش گفته اند 14 سال است
و حبس ان حضرت  به صورت مستمر و يکبار نبوده و بیش از 10 سال آن در یکی دو خانه تحت الحفظ بوده اند. و مدت کمی در زندان های متعارف مثل زندان بغداد
به گفته مرحوم شيخ مفيد حضرت جمعا 37 پسر و دختر داشته اند که مادر همه انها ام ولد يعني کنيز بوده ند  حتي مادر حضرت رضا روحي له الفدا .
من نميدانم کجاي مطلب مشکل دارد!
رشدي کارش نه ربطي به تحقيق داشت و نه به پژوهش علمي! ؛ او در قالب داستان سرايي فحاشي کرده .
من نميدانم منظور شما از شنيدن مطالب از رشدي چيست اگر افسانه غرانيق است که طبري گفته و سخن پوچي است ودر کتابهاي اهل سنت وجود دارد  ؛ ولي همانطور که گفته شد در پژوهش  بايد مطالب سره را از نا سره تشخيص داد .
به فرموده محقق شوشتري اعلي الله مقامه :اگر بنا باشد که هر مرکبي بر کاغذ سنديت داشته باشد بايد با دانش خداحافظي نمود .
در باره ي سايتهاي شيعه و سني ضمن تشکر از پيشنهادتان جهت اطلاع بايد بگويم بي خبر از اوضاع و احوال نيستم و از مطالب آنها هم نوعا اطلاع دارم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:776  |  3 امتياز

العجل
از اصفهان
امضا شده : ۰۶ دی ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۳۷
به نام خدا  
با سلام و خسته نباشيد  
دختري هستم با 21 سال  
... 
اگه براتو امكان داره نامه منو در وبلاگ نگذاريد فقط جوابم را بديد به اسم مستعار العجل . 
متشكرم در پناه حق باشيد .التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ با این ابتلا خوب کنار اومدی و سربلند ؛ آفرین.
با توجه به مسائل پیش آمده تا حدودی حال شما طبیعی است و ان شاءالله بهترهم می شود
در تنظیم برنامه های  شخصی از هدفهای کوچکتر شروع کنید .(شاید حفظ قرآن کمی سنگین باشد)
عقب ماندن یک ترم مهم نیست و نگران نباش
هرکدام از خواستگارها که جدی تر به خواستگاری آمده و مسئولیت پذیرتر است امتیاز بیشتری دارند.

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:774  |  3 امتياز

ستاره
از سمنان
امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۳۷
ازازدواج(شب زفاف)ميترسم.4سال مراسم ازدواج برگزار کرديم ولي...
شهاب مرادی :سلام/ فورا به روانشناس مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:744  |  3 امتياز

72تن
از ايران
امضا شده : ۰۶ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۴۱
سلام حاجي 
يک نصيحت مي خواستم
شهاب مرادی :سلام/ نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
هر آن چه ناصح مشفق بگویدت بپذیر

ز وصل روی جوانان تمتعی بردار
که در کمینگه عمر است مکر عالم پیر

نعیم هر دو جهان پیش عاشقان بجوی
که این متاع قلیل است و آن عطای کثیر

معاشری خوش و رودی بساز می‌خواهم
که درد خویش بگویم به ناله بم و زیر

بر آن سرم که ننوشم می و گنه نکنم
اگر موافق تدبیر من شود تقدیر

چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند
گر اندکی نه به وفق رضاست خرده مگیر

چو لاله در قدحم ریز ساقیا می و مشک
که نقش خال نگارم نمی‌رود ز ضمیر

بیار ساغر در خوشاب ای ساقی
حسود گو کرم آصفی ببین و بمیر

به عزم توبه نهادم قدح ز کف صد بار
ولی کرشمه ساقی نمی‌کند تقصیر

می دوساله و محبوب چارده ساله
همین بس است مرا صحبت صغیر و کبیر

دل رمیده ما را که پیش می‌گیرد
خبر دهید به مجنون خسته از زنجیر

حدیث توبه در این بزمگه مگو حافظ
که ساقیان کمان ابرویت زنند به تیر
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:767  |  3 امتياز

nardis122000
از تهران
امضا شده : ۰۶ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۳۶
سلام حاج آقا، خدا قوت! نميدونم چرا بعضي پيامهاي من رو جواب نميديد.
شهاب مرادی :سلام/ این سوال برای دیگران هم مطرح میشود که چرا به بعضی از پیام های شما پاسخ دادم.
حق با شماست ولی نمی شود
من بی توجه به اسامی به ترتیب پیام های دریافتی و رعایت ضوابط ارسال تا جایی که وقت کنم یک یک پاسخ می دهم.
-نه فقط در مورد من در مورد همه ی کسانی که با آنها ارتباط دارید تلاش کنید تا شرایط و حالات ،عواطف و احساسات آن ها را بهتر بشناسید تا فورا دیگری بدهکار و خطاکار نشود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:804  |  3 امتياز

من و جمعي از هم فکرانم
از تهران
امضا شده : ۱۳ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۵۴
سلام  
اوايل به خاطر لباس روحانيت نميخواستم قبول کنم ميشه بهتون اطمينان کرد يا رو حرفاتون حساب کرد. اما بعد از اينکه ديدم انگار مخاطب زيادي پيدا کردين خواستم که به حرفاتون گوش بدم! بد نبود! تبريک ميگم! اما حرفهاي شما احتياج به يک نگاه تيز بينانه و موشکافانه داشت که متوجه بشي محتواي اين حرفها در واقع هيچ فرقي با نگاه سنتي و به جرات بگم عقب مانده متون فقهي به مسايل و به خصوص مسئله ازدواج نداره و تنها چيزي که فرق کرده اينه که به زبان ساده تري از جانب شما گفته ميشه!  
جناب مرادي من به عنوان دختري 20 ساله،از جامعه اي که امثال شما با عقايدتان ساخته ايد بيزارم! کاش ميتوانستيد وقتي هم براي منتقدين داشته باشيد!!!  
به شدت مشتاق گفتگو با شما هستم!
شهاب مرادی :سلام/ در خدمتم . لطفا انتقادتان را خلاصه بنویسید.
البته من برای فقه صفت پویا را مناسبتر می بینم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:791  |  3 امتياز

آذر
از اصفهان
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۰۷
سلام آقاي مرادي عزيز . صحبت هاي شما بسيار آموزنده و دلنشين هست . آگاهي بخشي به اقشار جامعه كار بزرگيه و شما در اين امر مهم موفق بودين و از خدا مي خوام هميشه به شما سلامتي و شادي عنايت كنه .  
آقاي مرادي من دختر 24 ساله اي هستم در رشته ي علوم تربيتي تحصيل كردم و مطالعات روان شناسي دارم و سعي بر بالا بردن سطح اطلاع و دانش خود دارم . پدر من فرد بدبين و خود راي هست . هيچگاه اجازه ي تصميم گيري در مسائل مختلف زندگي رو به من ندادند . هميشه من رو از ارتباط با دوستانم و اقوام منع كرده . اجازه ي بيرون رفتن حتي كتابخونه رو به سختي به من مي دند . تو خونه چندان رابطه ي صميمي بين اعضاي خانواده نيست . من 5 برادر دارم . مادرم هميشه از طرف پدرم تحقير شده و در گذشته تمام خاطرات من با كتك هاي پدرم و دعواهايي به علت مشكلاتي كه خانواده ي پدر و مادرم داشتند سرشار هست . پدرم در كودكي من به من تجاوز جنسي داشتند . به هيچ عنوان خواسته هاي ما براشون اهميت نداره . خوب من در اين شرايط بزرگ شدم و شايد تنها كسي كه من رو تربيت كرده خودم بودم و تجربياتم .در هر صورت زمانيكه من در سن 20 سالگي بودم روحيه ي شكننده اي داشتم . به هيچ عنوان شناختي بر مسئله ي ازدواج و زندگي زناشويي نداشتم . تعدادي خواستگار داشتم . اما پدرم به هيچكدوم رو قبول نكردند و نظر من رو هم نخواستند .حدود 2 سال من خواستگاري نداشتم تا اينكه چندي پيش پسر دايي ام كه در ضمن پسر عمه ام هست به خواستگاري من اومدند . اين پسر 28 سالشون هست . از نظر ژنتيكي قطعا مشكل وجود داره . ايشون از سربازي به دليل سابقه ي بيماري رواني ( دو شخصيتي بودن ) معاف شدند. ميون خانواده ي من و خانواده ي ايشون سال ها مجادله بوده و هست . من به اين آقا جواب رد دادم .چون در اين شرايط و ضمن اينكه در مورد مسائل فكري و اعتقادات مذهبي با هم اختلاف داريم و علاوه بر اين من هيچ احساس علاقه اي نسبت به ايشون در خودم احساس نكردم به نظرم ازدواج موفقي نخواهد بود . اما پدرم بعد از اين كه من خواسته شون رو مبني بر ازدواج با پسر دايي ام رد كردم هر روز به من سركوفت مي زنند كه ديگه كسي نمياد و ... علت اصلي اينكه براي من خواستگار نمياد عدم معاشرت ما با آشنايان و اقوام هست . اما ايشون اين دليل رو نمي پذيرند و مي گند خودت عيب و ايراد داري كه كسي نمياد . متاسفانه وقتي هم صحبت هاي شما و كارشناسان ديگه رو گوش مي دند تنها اون چيزي كه دوست دارند رو از صحبت هاي شما برداشت مي كنند و پدر من شخصي نيست كه اشتباهاتشون رو بپذيرند و به ديگران حق بدند و اهل گفتگوي منطقي نيستند . از طرفيd من مي خوام در جامعه فعال باشم تا حتي اگر ازدواج نكردم روي پاي خودم بايستم اما رفتار پدرم و محدوديت هايي كه مي گذارند باعث شده اعتماد به نفسم در برخورد با افراد جامعه پايين بياد . با اين حال پنهاني و دور از چشم پدرم ( البته مادر و بردارانم اطلاع دارند ) به كارهاي مختلفي از جمله كارهاي پژوهشي و مديريت گروهي از دانشجويان براي فعاليت هاي مختلفي از جمله تشكيل گردهمايي و بازديد از مكان هاي تاريخي و علمي مي پردازم . اما باز هم به خاطر محدوديت هام در بيرون رفتن از خونه تو اين فعاليت هام اونطور كه در توانم هست نمي تونم فعال باشم . گذشته از اين مسائل كه براي شما گفتم من در گروه دانشجويي كه مديريت و مسئوليتش رو بر عهده دارم با فردي آشنا شدم كه البته بر حسب همكاري در گروه باهم در ارتباط بوديم و هستيم . ايشون فردي پاك دامن ، واقع بين ، متدين و متعهد ، مسئوليت پذير ، باگذشت هستند . من و ايشون رابطه مون بيشتر از همكاري در گروه شده و به عنوان دو دوست مستقلا با هم در ارتباطيم . ما نسبت به هم شناخت پيدا كرديم تا حدودي در اين مدت يك سال هم فكري ، رفتار و روحيه ي سازگار با هم رو در خودمون مشاهده كرديم . من و ايشون به هيچ عنوان علاقه ي شديد به هم نداريم اما همديگه رو دوست داريم و اين علاقه بعد از شناخت بيشتر شكل گرفته . ايشون 1 سال و نيم از من كوچكتر هستند اما فردي باهوش و آگاه و پخته هستند . خانواده اي مذهبي دارند . من و ايشون بعد از 1 سال آشنايي و شناخت 2 ماه پيش در مورد ازدواج با هم صحبت كرديم . من با مادرم صحبت كردم و مادرم نگران اين بودند كه ايشون چون دانشجو هستند سرمايه اي ندارند براي تشكيل زندگي . اما با توجه به شناختي كه من از ايشون دارم ( ايشون مدير هسته هاي علمي دانشگاهشون هستند و فعاليت هاي عمراني هم داشتند با وجود اينكه سنشون 22 سال بيشتر نيست )و البته 1 سال ديگه فارغ التحصيل مي شند مطمئن هستم با كمي قناعت و صبوري و همكاري من( شاغل بودنم)مي تونيم زندگي مادي رو پيش ببريم . ايشون هم با مادرشون صحبت كردند . مادر ايشون ليسانس روان شناسي دارند اما با اين حال به شدت مذهبي و سنتي فكر مي كنند . مادر ايشون از نحوه ي آشنايي ما رضايت ندارند و بسيار با اين مسئله كه من از ايشون 1 سال و نيم بزرگتر هستم مخالفت مي كنند . من و ايشون تصميم داريم از راه منطقي و گفتگو خانواده ها رو راضي كنيم و عجولانه پيش نريم . با اين حال مسئله ي سن من و ايشون بيشترين مشكل رو ايجاد كرده در حاليكه ما چون بر تصميممون فكر كرديم و به اين نتيجه رسيديم كه مي تونيم زندگي خوب و موفقي در كنار هم داشته باشيم و در طول اين يك سال مسئله ي سن تاثيري بر رابطمون نداشته نمي تونيم استدلال مادر و پدرشون رو قبول كنيم با اين حال رضايت خانواده ي ايشون شرط هست . حالا من سوالي داشتم خدمتتون ما با به كار بردن چه روش و راهكاري مي تونيم ذهنيت خانواده ي ايشون رو نسبت به سن و همچنين نحوه ي آشناييمون كه خانواده ي ايشون گمان مي كنند دختري كه با پسري رابطه ي دوستي داشت دختر پاك و متعهدي نيست ، تغيير بديم . به هر حال اگر شما من رو راهنمايي كنيد بسيار ممنونتون مي شم . فقط از شما درخواست مي كنم روش درستي رو به ما بگيد تا در پيش بگيريم براي كسب حمايت خانواده ها. موفق باشيد و در پناه خدا .
شهاب مرادی :سلام/ اگر :
 1- کاملا مطمئنيد که انتخابتان براي آزادي يا فرار از محدوديت هاي خانواده (خصوصا پدرتان ) نيست
 2- دچار توهم عشق نشده ايد
 3- نارضايتي خانواده ايشان آنقدر شديد نيست که به مخالفت جدي و مانعي براي زندگي مشترک آینده تان تبديل شود
 ميتوانيد از يک فرد قابل اعتماد و مورد احترام خانواده ی ايشان ( مثلا يک روحاني يا يک استاد ) بخواهيد که ، آنها را متقاعد کند.
اگر چه باز تاکيد می کنم تفاوت سني  (بزرگتر بودن شما ) شاید در آينده به مسئله تبديل شود !
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:833  |  3 امتياز

زهرا
از شمال
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۶
بنام او که هدايت مي کند هر که را بخواهد... 
با عرض سلام. 
من دختر بسيار مذهبي اي هستم. اما تازگيها پسري به طور ناگهاني از من کمک خواسته. او که مرا از طريق اينترنت و يک سايت مي شناسد از من مي خواهد تا مشکلش را حل کنم. اما متاسفانه مشکلش آنقدر حاد است که درک و فهمش براي بنده سخت است. 
ايشان که اهل مشهدند در کودکي پدر و مادرش از هم طلاق گرفته اند و او و دو خواهرش به نزد مادرشان مانده اند... 
(لطفا پيام درج نشود)
شهاب مرادی :سلام/ وضع شما نگران کننده است.
با توجه به آنچه شما نوشته اید: او دروغ می گوید و با نقشه در صدد فریب شماست از گناه  و مخالفت با خدای مهربان بترسید.
حس شما دلسوزی یا هر اسم دیگری که برایش بگذارید همان شهوت جنسی است.مراقب باشید.
در اغلب موارد به روابط چت و امثال آن اعتماد نکنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:776  |  3 امتياز

mahtab _n11
از yazd
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۶
سلام آقاي مرادي 
من صحبتهاي شما را در برنامه مردم ايران سلام شنيدم و گفتم شايد شما بتونيد به من کمک کنيد،خواهش ميکنم چيزهايي که براتون مينويسم را فقط خودتون بخونيد :...[خصوصی]... خواهش ميکنم من را راهنمايي کنيد اگر نظرتون اين است که فراموشش کنم لطفاً بگيد چه جوري؟) 
خداحافظ
شهاب مرادی :سلام/ اشتباه شما؛رایج ترین اشتباه دختر خانم ها و بیشترین عامل بالا رفتن سن ازدواج آنها و مهم ترین عامل کمکی کاهش تدریجی شانس ازدواجشان است؛ علاقه مند شدن یک طرفه دختر و رد کردن  خواستگارهای واقعی به خاطر خواستگار وهمی و خیالی!
خواستگار را جدی بگیرید.
و او را فراموش کنید .اگر سخت است از مشاور کمک بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:782  |  3 امتياز

در انتظار بهار
از زمستان
امضا شده : ۰۶ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۳۳
سلام 
چرا شما اينقدر از پسرها بد ميگيد؟ 
چرا همه ي پسرها رو گرگ ميدونيد؟ 
چرا به هر دختري که در مورد خواستگاري بهتون پيام ميده بر عليه پسرها جواب ميديد؟ 
شما ديگه خيلي خيلي مذهبي فکر ميکنيد 
نميگم مذهبي فکر کردن بده ولي سال 2007 را هم در نظر بگيريد 
شما به سبک مذهبي هزاران سال پيش فکر ميکنيد 
فکر ميکنيد پشت در خونه ي همه ي دخترها دويست تا خواستگار صف کشيدن؟ که ميگيد قول و قرار ازدواج سه سال بعد موجب کاهش تدريجي شانس ازدواج دخترخانم ها ميشه
شهاب مرادی :سلام/ پسرگلم  سال 2007 تمام شد و  سال 2008، 2 ماه و 25 روز است که آغاز شده!
خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دختر خانم ها جدی است.
خوب است بیشتر فکر کنیم...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:744  |  3 امتياز

رواني
از قبرستون
امضا شده : ۰۸ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۲
من مشکل رواني دارم چند شخصيتي هستم يه زره عقده اي به خاطر مشکلات خانوداگي خيلي زياداما هر چي که دارم خودم به دست اوردم. دوست ندارم ازدواج کنم مي خوام تنها باشم شايدم خود کشي کردم مي توني بهم کمک کني؟
شهاب مرادی :سلام/ علائم چند شخصیتی را گزارش نکردید بهتراست به روانشناس مراجعه کنید ودر صورت لزوم با نظر او به روانپزشک.
تا حدودی احتمال افسردگی هست.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:859  |  3 امتياز

designer
از تهران
امضا شده : ۰۳ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۳۹
‏100،000تومان ميشود يا نه؟ 
سلام دو ماه پيش بود با خودم عهد کردم امسال عيد يه کار فرهنگي بکنم و يه بغل عيدي بدم انتخاب واسه من ‏هيفده ساله سخت بود فکر و فکر وفکر . آره حالا تصميمم را گرفته بودم کلي کتاب با حال و و خوردني و بردني ‏يه حساب سر انگشتي و صد هزار تاي ناقابل کم داشتم ما و ماهيانه 15 هزار تومان.تا حالا اين همه پس انداز ‏نداشتم . با اينکه کار هم ميکنم به خدا گفتم خدايا اگه جورش کني منم قول ميدم فلان کنم خيلي اميدوار ‏بودم ولي کاري نميرسيد.چند ‏ 
شب گذشت.شد شب يلدا و بعدش هم چند تا کار طي چند روز بعد براي طراحي به دستم رسيد که قرار بود ‏يکي دوتاش بعد 87 وصول شه و چند تاش هم که صلواتي بود.يک ماه ديگه هم گذشت درسم زياد بود تازه ‏هم از اصفهان برگشته بودم و کلي کار مانده بود و فکرم پي عيد نبود اما از اصفهون يه گنج با خودم آورده بودم ‏بهش ميگن حديث . ميدوني که چيه؟ 
استنزلوا الرزق بالصدقه 
روزها ميگذشت و ما هم به سبک قديم و با مداومت و بي چشم داشت و فکر به اون قضيه صدقه عادتمان شده ‏بود. تااين روز عجيب.‏ 
‏ مادرم امروز که از خواب بيدار شدم بهم گفت امروز واسه اون کارات صد تومن ريختن به حسابم .‏ 
گفتم کودوم کارها ؟ 
والاّ من هم درست نمي دونم!(مامانم گفت)‏ 
تو دلم گفتم (( ولي من مي دونم خودش هم مي دونه خدا جون دمت گرم)) آره ديگه تو سنت خدا عوض و ‏بدل نيست چه سال 6 چه146 چه 1386 فرنگيا ميگن چه8 چه1008 چه2008 ‏ 
‏ ياعلي‏
شهاب مرادی :سلام/ اشاره ای بود به یکی از مباحث جلسه عاشوراییان؟
حالا که طراحی و قیمتهای مناسب هم داری، لطفا یک اتد هم برای قالب این سایت زحمت بکش.
شاید قالب فعلی و رنگش دوستان را خسته کرده باشه.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:827  |  3 امتياز

پرنيان حريري
از تهران.شميران.
امضا شده : ۰۳ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۲۵
با سلام  
عرض بنده در فرمايشات شمادر مورد ولنتاين است.من متاهل هستم.از هر فرصتي چه اعياد مذهبي و ملي و چه چنين مناسبت هايي استفاده مي کنم تا به خانواده ام ابراز علاقه نمايم.اگر در کارم ايرادي هست لطفا بنده را راهنمايي فرماييد.از وقتي که صرف فرموديد متشکرم.
شهاب مرادی :سلام/ ابراز علاقه ی شما به همسرتان نشان شخصیت رشدیافته و عواطف سالم شماست ودر درگاه خدای مهربان بسیار هم ثواب دارد.

اما سوال اصلی من در برنامه 86/11/29 مردم ایران سلام،این بود:

چرا آغوش فرهنگ ما برای پذیرش فرهنگ دیگران این قدر باز است؟!

و نکته ای دیگر که عرض کردم این بود:
عشق ورزی و ابراز عشق و علاقه و فداکاری در قبال همسر بیش از آنکه نیازمند "مناسبت" باشد نیازمند آموزش و تربیت است.

و همه با هم باید تلاش کنیم
 تا جوانان در ازدواج؛ انتخابی عاقلانه و زندگی عاشقانه داشته باشند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:819  |  3 امتياز

ونوس_اورژانسي
از ايران
امضا شده : ۰۶ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۰۱:۳۸
سلام تا حالا چند بار پيام دادم اما در قسمت "پيام هاي شما" نديدمش سعي هم كردم كه تمام ضوابت ارسال رو رعايت كنم حاج آقا  
خسته نباشيد دختري 21 ساله دانشجوي ترم آخر م 
1.با يك پسر 19 ساله كه 2 ساله معتاد شده و نمي تونه ترك كنه و تمام خانواده اش عذاب مي كشن كه نمي تونن تركش بدن چه كار ميشه كرد؟  
اگه مادر بد اخلاق بد دهن و ناصبور و كم درك عصبي داشت چه طور بايد رفتار كرد هر چه سعي مي كنم مثل خودش رفتار نكنم نميگذاره و من و خواهرم رو هم عصبي كرده مي ترسم با تربيت بدي كه ما رو كرده ما هم جهنمي بشيم ما كه در خانه رفتار خوب نمي بينيم مي تونيم در آينده زندگي موفقي داشت؟  
من 2 سال پيش چند ماه با پسر خاله ام كه با شناختي كه ازش داشتم فكر مي كردم مذهبي هست نامزد كردم اما بعدش خاله ام مادر شوهر بازي در مياورد و چون علاقه ي كافي هم بهش نداشتم تا كاراش رو ناديده بگيرم و فهميدم اصلا مذهبي نيست وعلاقه ي زيادي بهم نداره حلقه رو پس دادم و تاحالا هم هيچ خواستگاري نداشتم به نظر شما چطور ميشه بدون خواستگار و تربيتي كه شدم در آينده زندگي پر از سعادتي داشت؟ 
ضمنا مي خواهم اگر خدا قسمت كند ايام عيد به حج برم چطور ميشه يك آدم گناه كار حجي بره كه قبول بشه؟  
از زحماتتون خيلي ممنون  
خدا خيرتون بده
شهاب مرادی :سلام/ 1. نمی تونه یا نمی خواد؟ اگر می خواد ولی نمی تونه، به انجمن  معتادان گمنام مراجعه کند. مفید است.

این حرف که "فلانی اعصاب منو خورد می کنه" یعنی کنترل اعصاب خودم دست خودم نیست. چرا؟!
کنترل رفتارتان را با تمرین و به تدریج کاملا در دستتان بگیرید.

اگر نامزدی قطعی به هم خورده کسانی که از اصلش خبر داشتند باید از لغوش خبردار شوند.

در انتخاب همسر دقت کن
و
به مادر هرچند بد و ظالم احسان کن و با او مدارا کن و با او همیشه مودب باش.
دخترم با خدا معامله کن!
نیلوفر
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:839  |  3 امتياز

ايمان
از مشهد
امضا شده : ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۸
سلام آقاي مرادي عزيز 
امروز تشيع جنازه ي 22 تا از دانشجويان دانشگاه خيام مشهد بود که... 
در تصادف پر پر شدن. (تا کي بايد شاهد مرگ نخبگان باشيم؟) 
براي اون عزيزان و خانوادهاي داغدارشون دعا کنيد.باورکنيد خيلي سخته.
شهاب مرادی :سلام/ و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله
رضوان الله علیهم. خدا به همه بازماندگان صبر عطا کند.

... و اگر مرگ نبود
 دست ما در پی چیزی می گشت ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:689  |  3 امتياز

بهار نارنج
از قم
امضا شده : ۰۷ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۲۳
سلام حاج آقا! ميلاد پيامبر اعظم (ص) و امام صادق را به شما تبريك و تهنيت مي‌گويم. نمي دانم پيام من به دستتان رسيده يا نه . اگر رسيده خواهش مي كنم پاسخ دهيد. اگر نه بگوييد تا دوباره برايتان بفرستم. مي دانم طولاني است و اذيت مي شويد. به بزرگواري خود ببخشيد. برايم خيلي دعا كنيد .ممنونم.خدانگهدا ر.
شهاب مرادی :سلام/ رمان بود نه  پیام! دیشب فقط نیمی از آن را خواندم.
فعلا خدا را بابت سرنگرفتن اون ازدواج! شکر کنید.
لطفا در چند "تیتر" مسئله را بازنویسی کنید: مثلا
1. خواستگاری نیمه رسمی مردی nساله (بدون حضور خانواده اش)
2. پیگیری او پس از nماه
3. بیان موضوعات مشکوک
4. طفره رفتن از ارتباط من با والدینش و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:737  |  3 امتياز

daffodil313
از کرج
امضا شده : ۱۲ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۲
سلام مثل هميشه 
قبلتر هم يه درد دل کرده بودم ولي هر چي گشتم پيداش نکردم. 
راستش جريان از اين قراره که من يک سرگردان هستم به تمام معنا,کسي که تو بيخبري بود و يه روز خداش يه تلنگر بهش زد,حلاوت وصلشو نشونش داد و طي باقيمانده مسير رو سپرد به خودش گفت بقيه راهو خودت بيا اگه طالبي چون جايي شنيدم "ترک اين مرحله بي همرهي خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهي"مي خواستم مسيرو از کسي بپرسم شما بلدين
شهاب مرادی :سلام/ با انجام واجبات و ترک محرمات شروع کنید.
...خود راه بگویدت که چون باید رفت
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:694  |  3 امتياز

چکاوک
از ايران
امضا شده : ۱۳ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۷
جناب آقاي مرادي سلام 
وقتتون بخير 
قبل از گفتن حرفم ميخوام خواهش کنم نوشته هاي من رو فقط خودتون بخونين،ممنون 
... 
 
به نظرتون مشکل من جز صبر راه حل ديگه اي داره؟ 
به راهنماييه اميد دهندتون خيلي احتياج دارم. 
متشکرم
شهاب مرادی :سلام/
1. خودت را بی جهت ملامت نکن.
2. صفات مثبت پدرت را فهرست کن و آنها را همیشه در نظر داشته باش و پدرت را با آن صفت ها بشناس.
3. یک بار معیارهایت در مورد همسر را بنویس بررسی و ویرایش کن و سپس با یک مشاور یا فردی خردمند و امین آنها را چک کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:694  |  3 امتياز

حبيبه
از تهران
امضا شده : ۱۳ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۷
سلام آقاي شهاب مرادي عزيز  
لطفافقط همين قسمت از پيامم را در سايت بگذاريد چون خصوصي است ... 
لطفا هيچ کدام از حرفهايم را روي سايت نگذاريد  

شهاب مرادی :سلام/ در جلسه پرسش و پاسخ 3 ساعته نشد به تمام پرسش ها بپردازم حتی در ادامه ی نسبتا طولانی آن جلسه در پرسش و پاسخ سرپایی فردی (از 13 تا 19من در دبیرستان شما مشغول پاسخ و مشاوره به همکلاسی ها و معلم ها بودم) ان شاءالله با شما حضوری قبل از جلسه آتی سخنرانی صحبت خواهم کرد.
از طریق خانم کریمی هماهنگی و یادآوری کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:707  |  3 امتياز

سايه 1
از تهران
امضا شده : ۱۸ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۵:۰۰
سلام خسته نباشيد من بارها وبارها براي شما پيام مي فرستم ولي جوابي دريافت نميکنم البته اشکالي ندارد من بي انصاف نيستم ميدانم که سرتان شلوغ است ولي خواهش ميکنم اين يکي را جواب دهيد من ميخواهم بدانم دعا براي طلب روزي حلال اگر زياد باشد اشکالي دارد يا خير يعني از نظر دين ايا اين ناشکري است که من بيش از حد براي طلب روزي حلال دعا ميکنم البته وضع مالي کاملا معمولي دارم مستاجرم وهمسرم هم در محلي اجاره اي با درامد معمولي کارميکندالبته به شمابگويم که شکر گذاري از خدا نيز مي کنم متشکرم
شهاب مرادی :سلام/ از همین روزی فعلی چه میزان انفاق و صدقه می دهید؟ در روزی از دعا موثر تر انفاق ،صدقه، هدیه، قرض الحسنه و اطعام است.
طلب روزی اشکالی ندارد ولی نباید هم ما فقط روزی باشد. روزی همه ی جنبندگان را او تضمین کرده از خدا درخواست های متنوع داشته باشید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:713  |  3 امتياز

علي
از چالوس
امضا شده : ۱۹ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۲
سلام  
من يادداشت جديدتان را خواندم  
شخصي مثل من که شرح حالم را برايتان گفته ام از بچگي دچار کمبود محبت شده آيا باز هم مي شود کنترل زندگي خود را به دست گيرم 
مي دانم که مي گوييد دارم بحانه{بهانه} مي گيرم ولي من که احساس شادي در خانه را با تمام وجود حس نکرده ام  
مي گويم که من معلول اين شرايطم
شهاب مرادی :سلام/ پس دوباره و دوباره با پوست موز بخور زمین تا بقیه بهت بخندند!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:741  |  3 امتياز

راشکو
از تهران
امضا شده : ۱۹ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۷
با سلام سال نو مبارک  
با اينکه ميدونم جواب نميديد ولي خوب ناچارم آخه کس ديگه ايي رو نميشناسم  
ما خانواده مذهبي هستيم و به همه احکام شرعي معتقد . من خودمم همينطورم ولي تو يه مسئله خيلي گير کردم و دليل حرام بودنشو نمي فهمم آخه چرا بازي پاسور حرامه اونم در حالي که به هيچ وجه توش قمار صورت نميگيره ( منظورم تو خانواده خودمه)و فقط واسه سرگرميه ؟ و از اون عجيب تر پاسور بازي تو کامپيوتره ؟!!!! آخه اونکه يه نفرهست و واقعا جهت رفع بيکاريه؟ 
حالا اگه واقعا واسه سرگرميه محض باشه و به هيچ عنوان قمار نشه آيا بازم حرامه؟ 
از کجا مي تونم دليل قاطع پيدا کنم آخه اصلا عقلاني نيست
شهاب مرادی :سلام/ پاسور عرفا آلت قمار «وسیله ی مخصوص قمار» است و به همین دلیل حتی اگر با آن قمار نکنید استفاده از آن حرام است.
حیف قلب شما نیست که گرفتار پاسور بشه؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:732  |  3 امتياز

وحيد رضي
از ملاير
امضا شده : ۲۱ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۶
لطفا خوانده شود: 
حاج اقا من سال سوم دبيرستانم. درسفري که با اقوام رفته بوديم به صورت کاملا شرعي عاشق دختر انها شدم.البته رابطه اي کاملا شرعي داشتيم وچيزي به او در اين مورد نگفتم.از ان موقع که از سفر امديم حال پريشان وبه هم ريخته اي دارم. حالا شما ميگوييد چه کنم؟البته با او قصد ازدواج دارم.هر چند که او خبر ندارد وشرايط از نظر پدر ومادرم فراهم نيست وانها هم از موضوع خبر ندارند.
شهاب مرادی :سلام/ پسرم این هیجان هرچی هست عشق نیست. جدیش نگیر و به آقا پسرها توصیه میشه تا قبل از 20 سالگی به عواطفشون خیلی اعتماد نکنند.
 «تصمیم زود هنگام و بی فرجام ازدواج» باعث آسیب زدن به سلامت شخصیت خودت میشه. تحصیل سربازی و شغل مقدمه ی ازدواج یک آقا پسر است. مراقب باش!
جناب سروان!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:774  |  3 امتياز

HABIBE
از tehran
امضا شده : ۲۱ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۰۶
به نام خدا 
سلام جناب آقاي مرادي 
ابتدا از شما عذر مي خواهم که وقت شريف تان را مي گيرم اما آن قدر مشکل روي دل جمع شده که همين روزها منو از پا در مياره آقاي مرادي نمي دانم که مشکلات زندگي من چرا تمام نمي شود انگار مهر بد بختي به پيشاني من خرده و پاک هم نمي شود مشکل ازدواج نيست و اصلا به آن فکر نمي کنم[1]ميشه خدا بنده اي رو مورد غضب خودش قرار بده[2] وبه اون توجه اي نداشته باشه [3]نمي دونم چرا دوستان نزديکم و يا حتي آدم هاي اطرافم با اينکه حجاب درستي ندارند يا يکي در ميون نماز مي خونند خدا بيشتر دوست شون داره وخوشبخت هستند [4]اما من که با خدا صاف وساده هستم وبه تکليفم واقفم اين قدر مشکل دارم اين رو هم بگم [5]شما هم لابد مثل خانواد ه ام مي خوا هيد بگيد امتحانه ،[6]نمي دونم خدا کي مي خواد امتحانشو تموم کنه و به من نمره بده اين چند روز مثل جهنمي شده که ديگه برام غير قابل تحمله. توي خانواده ي ما من بد شانس هستم نمي دونم خدا هدفش از آفريدن من چي بوده مي خواسته من فقط زجر بکشم و حسرت بخورم دارم به وجود خودم اين دنيا ويا حتي دينم که دينه رحمته شک مي کنم کمکم کنيد يا برام دعا کنيد شايد گشايشي شد در پناه حق
شهاب مرادی :سلام/ دعا می کنم ولی چیزی از مشکل شما نفهمیدم.
شما چند سوال کلی بیان کردید و من شماره گذاری کردم.
جواب:

1. بله خدا در دنیا و آخرت به بعضی ها غضب می کنه ، جریمه می کنه که از اون به عقاب (عقوبت؛ جریمه در دنیا) و عذاب (در آخرت) تعبیر میشه.وَاتَّقوْا اللهَ وَاعْلمُوا أَنَّ اللهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (196)سوره بقره ، که در مورد افرادیست که در مخالفت و دشمنی با خدا لجاجت دارند و بنای رفاقت و بندگی ندارند و الا در مورد گنه کار توبه کننده  بسیار آمرزنده و بسیار مهربان است: وَمَن يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثمَّ يَسْتَغْفِرِ اللهَ يَجِدِ اللهَ غَفُوراً رَحِيماً (110) سوره نساء

2. بله به برخی گناهکاران خدا در دنیا و آخرت نگاه نمی کنه و با اونها تکلم نمی کنه(مفهوم دقیقی است و نیاز به تفسیر دارد.)

3. شما از اونها نزد خدا بهتر و برتری؟! این عجب نیست؟ و چرا خدا اونها را بیشتر دوست داره؟

4. شما با خدا صاف و روراستی یا از خدا طلبکار؟

5. نه لزوما امتحان نیست. شاید هم زندگیه و این شما هستید که با زندگی روی زمین آشنا نیستید!

6. فاصله ی ولادت تا مرگ مهلت امتحان های خداست :
   تَبَارَکَ الذِي بِيَدِهِ الْمُلکُ وَهُوَ عَلى‏ کُلِّ شَي‏ءٍ قَدِيرٌ (1) الذِي خَلقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلوَکُمْ أَيُّکُمْ أحْسَنُ عَمَلا وَهُوَ الْعَزيزُ الغَفورُ  (2) سوره ملک

7. حالا اون موضوعی که شما را رنج میدهد را بنویس البته یک بار روی کاغذ یا محیط ورد و بعد خلاصه کن و خلاصه تر و در قالب یک یا چند تیتر ارسال کن.

 لطفا به ضوابط ارسال بهتر توجه فرمایید.  یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:747  |  3 امتياز

صفا
از اصفهان
امضا شده : ۳۰ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۷
سلام اقاي مرادي چندبن بار پيام دادم ولي جوابي نديدم من خيلي از اينکه انتخاب اشتباهي در مورد همسر داشته باشم هراس دارم وچندتا از خواستگارهايم را در همين چند روز گذشته از رد کردم ميدانم ريسک است ولي نمي توانم به ترسم غلبه کنم لطفا کمکم کنيد .133
شهاب مرادی :سلام/ نترسید. اجازه بدهید خواستگار بیاید و در فرصت معقول پس از بررسی و تحقیق گفتگو و صحبت کنید. در تصمیم نهایی عجله نکنید.
اگر نمی توانید بر این احساس ترس غلبه کنید،به روانشناس جهت مشاوره مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:730  |  3 امتياز

ف.مصري
از ايران
امضا شده : ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۲۰
سلام زيارت قبول واقعا ما رو خيلي ترسوندين خوشحالم که مشکل مهمي پيش نيومده بود راستي براي ما هم دعا کردين؟(7 ساله که قسمت نشده به مشهد بريم گاهي با خودم ميگم نکنه امام رضا از من ناراحت هستنداما چرا؟ ) يا حق
شهاب مرادی :سلام/ چرا ترسیده بودید ؟
این چند روزه، شبیه این اظهار لطف شما را در پیام های خیلی از دوستان دیدم و جدا تعجب کردم! چرا باید غیبت یک هفته ای من دوستان را تا این حد نگران کند؟
(با اینکه برنامه مشهد را اعلام کرده بودم.)
همین امروز یک تصمیم برای زیارت حضرت رضا (ع) بگیرید(حتی یک روزه با هر وسیله ای)ان شاءالله آقا عنایت می کنند. التماس دعا و پیشاپیش زیارت قبول.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:769  |  3 امتياز

بالا