آمار

بازدیدکنندگان: 4825715
حاضرین در سایت : 21 نفر
تست آمار روزانه
بازديد ماه گذشته : 265135
بازديد هفته گذشته : 18774
بازديد روز گذشته : 2450
بازديد سال جاري : 1521645
بازديد ماه جاري : 59417
بازديد هفته جاري : 16572
بازديد امروز : 1254
آمار از تاريخ:1388/1/28
اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی؛
الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری، الصدیق الشهید، صلاه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7107 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 »

نامورودی
باران
از تهران
امضا شده : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۵۸
سلام 
امشب ميخواستم از خودم براتون بنويسم ولي وقتي پيام سرشار از گله و شكايت خانم مريم رو ديدم خيلي ناراحت و شرمنده شدم و تصميم گرفتم با اجازه ي شما سوالي رو از اين عزيز بپرسم كه: 
 
گلم شما كه اينقدر از عالم وآدم طلبكاري خودت براي حل مشكلات مردم چه كار كردي؟ 
كه حالا وقتي يك نفر هم از سر لطف اينقدر دلسوزانه دارند گره از كار خلق الله باز ميكنند به جاي اينكه از زحمات بي دريغشون تشكر كنيم بدتر به خستگيشون اضافه ميكنيم و از ادامه ي راه هم نااميد. نازنين اي كاش هممون و اول از همه هم خود بنده ياد بگيريم به جاي اينكه اينقدر سطح توقعاتمون رو از ديگران بالا ببريم خودمون هم يك كاري بكنيم. 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ سخت نگیرید. تلاش کنیم تا بیشتر تحمل کنیم.
خوش به حال کسی که این حالش باشه:
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریــــست رنجیدن
  لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:746  |  3 امتياز

اميرحسين
از اصفهان
امضا شده : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۴۶
آقاي شهاب مرادي عزيز  
سلام. 
اميدوارم حالتان خوب باشد.جان عزيزترينتان به اصفهانم بياييد.من دفعه ي آخري که شما را ديدم در [دهه ی] عاشوراي 86در مجموعه ي عاشوراييان بود. 
برايم هم دعا کنيد.
شهاب مرادی :سلام/ خدا را شکر. احتمالا یکی دو شب در ماه رمضان شب های قدر بیام اصفهان. به بچه ها ی هیئت (یا به قول شما مجموعه)سلام برسون.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:695  |  3 امتياز

سيد مهدي 1361
از ته دره
امضا شده : ۱۱ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۲۷
سلام آقاي مرادي .لطفا" پيامم را در سايت پخش نکنيد ولي بهش جواب بديد . 
حاج آقا ...
شهاب مرادی :سلام/ به خود نهیب بزنید که چرا به این موضوع بیش از حد اهمیت می دهید؟!!!
و از مرور خاطرات آن پرهیز کنید تا فراموش شود.
در مورد تلاوت قرآن و پناه بردن به قرآن کریم، خواندن سوره یس و آیات آخر سوره حشر را پیشنهاد می کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:733  |  3 امتياز

مازيار
از کرمان
امضا شده : ۱۶ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۶
منظور از عبارت جايز نيست در احکام شرعي چيست؟ 
آيا ازدواج مرد مسلمان با زن بهايي در شرايطي که عقد اسلامي و رسمي بوده باطل است؟
شهاب مرادی :سلام/ در اصطلاح فقهاء جائز نيست به يکي از اين دو معنا يا هر دوي آنها است :
1- حرام است
2- باطل است
در ازدواج دائم مرد و زن هر دو بايد مسلمان باشند و اگر يکي از طرفين ازدواج دائم مسلمان نباشد اصل ازدواج باطل است و صرف اينکه عقد ازدواج به شيوه اسلامي جاري شود موجب صحيح بودن ازدواج نمی شود .
در ازدواج موقت هم فقط مرد مسلمان امکان ازدواج موقت را با زنان اهل کتاب يعني زردشتي، يهودي و مسيحي دارد و با ديگر کافران و اهالی فرق ضاله مانند بهائيان به هيچ گونه امکان ازدواج وجود ندارد و اگر عقد ازدواجي هم در ظاهر خوانده شود بي اعتبار و باطل است .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:747  |  3 امتياز

mm303
از advhc
امضا شده : ۱۴ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۲۴
سلام اقاي مرادي  
من 4 روزه رفتم تو 23 سالگي ولي مغز نخودي من با من بزرگ نشده.ومن توان حل مشکلمو ندارم.واينقد به خدا و ائمه متوسل شدم که دريافتم خيلي پستم که اونا هم منو نميبيبن. 
... من روزگاري خوشتيبترين ولي گناه کار بودم.که اول به خاطر اون وبعد خدا الان چادريم و دلم ميخواد اخره حجاب ماله من باشه. 
... 
هم داشتيم ومن هر روز بهش وابسته تر ميشدم. 
... 
اما اون سره يه موضوعه کوچيک ديگه جوابمو نمي ده... 
اقاي مرادي در ضمن يه بارم قرص خوردم که هيچيم نشد . اما اگه از شما هم پيامي نبينم خودم به اين موضوع فيصله ميدم تا جمعه يا شنبه با مرگم. 
ميدونم به نظرتون خيلي لوس و پرتوقعم و شما بيش از حد گرفتارين ولي حاج اقا منم ديگه بريدم.نميدونين چقد سخته گم شدن وگم شدن و بي اعتمادي 
... شما تنها کسي هستين که اين موضوع رو بهش ميگم 
مرسي از تحملتون برا خوندن نامم
شهاب مرادی :سلام/ این موضوع را با تکرار، بررسی و تحلیل های غیر علمی و غیر ضروری پیچیده نکنید واز آن مشکل نسازید!
- تاهل؟ شغل؟ تحصیلات؟ زمان و علت آشنایی؟ علت وابستگی شما به آن فرد و نوع و میزان روابط و علت جدایی و چندین سوال دیگر مثلا چرا "آخر حجاب ..." و... را باید یک مشاور از شما بپرسد و پس از بررسی، شما را در حل مشکل کمک کند. البته اگر تا روز مراجعه به مشاور خودکشی نکرده باشید!

- جداً اگر تمایل به خودکشی دارید فورا به یک روانپزشک مراجعه کنید و با نظر او به مشاور یا روان شناس مراجعه کنید تا مشکلتان را عاقلانه و به سلامت حل کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:770  |  3 امتياز

شراره95
از خراسان جنوبي
امضا شده : ۱۸ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۲۳
( يا حق ) 
سلام آقاي مرادي خسته نباشين. 
در مورد علاقه يک طرفه، به يکي از دوستان گفته بودين که علاقه واقعي يک آقا پسر رو بايد از خواستگاري رسمي که ايشون به عمل ميارن تشخيص داد. اما شايد مواردي وجود داشته باشه که اون آقا به خاطر شرايطشون(اشتغال به تحصيل+نرفتن به سبازي+نداشتن شغل) نتونن اقدام به خواستگاري کنن چون با اين حال جواب خانواده دختر حتما منفيه. من خودم درگير يک همچين موردي شده ام. 
ترم هاي اول دانشگاه حس کردم رفتار يکي از همکلاسي هام نسبت به من کمي متفاوت است، مدت زيادي سعي کردم به اين رفتارها توجهي نشون ندم و درگير اين مسائل نشم اما بعد از يکي – دو ترم احساس کردم به ايشون علاقه مند شدم ، از اون مدت تا حالا خيلي سعي کردم فراموشش کنم ،بارها به خودم گفتم اين يک توهم بيشتر نيست. الان ترم هاي آخر رو سپري مي کنم در حاليکه تمام اين مدت ذهنم مشغول بوده و روي درسام تاثير گذاشته چون اصلا تمرکز ندارم. 
گاهي فکر مي کنم اگر از طرف ايشون موضوع مطرح نشده شايد به دلايلي مثل اشتغال به تحصيل ،نرفتن به سربازي و نداشتن شغله. حالامن بايد منتظر ايشون بمونم يا فراموشش کنم؟ چه جوري مي تونم فراموشش کنم؟
شهاب مرادی :سلام/ خودت این علاقه را ساختی خودت هم خرابش کن
با کنار آمدن با واقعیت و فرار از تخیل
با فکر نکردن به او
و تعطیل کردن جدی و واقعی علاقه پردازی و علاقه سازی!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:788  |  3 امتياز

نرگس
از اهواز
امضا شده : ۱۸ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۵۳
با عرض سلام.من خواستگاري دارم كه بعد از تحقيقات از واسطه اي از دوستان قديمشان به ما گفتند كه قبل از دوران سربازي تفنني در جمع دوستان مشروب مي خورده.خانواده اش به ما گفتند كه اين آقا سيگار ميكشيده و ترك كرده ايشان 25 و من 23 سال داريم.تحقيقات 1ساله از ايشان به نتيجه مثبتي ما را رسانده بود تا اينكه اين خبر به ما رسيد اگر ايشان ترك دوران قديم و توبه كرده باشد. ازدواج ما درست است؟
شهاب مرادی :سلام/ از نظر فقهی درست است اما مسلما ریسک دارد و احتمال بروز مشکل وجود دارد.
نگرانی شما به جاست ، جوانی که در حدود 20 سالگی هم سیگاری بوده و هم خدای ناکرده شرابخوار؛ این موضوع از نابسامانی شخصیتی و دینی او حکایت می کند.
به هر حال در این موارد با او گفتگو کنید و عکس العمل او را در مورد گناه عظیم و خطرناک شرب خمر بررسی کنید ببینید آیا واقعا خودش با تصمیم قطعی و با زمینه های دینی توبه کرده یا ...
بعد تصمیم بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:754  |  3 امتياز

مهري مهدوي
از شهرري
امضا شده : ۲۳ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۶
با سلام و خسته نباشيد  
 
تقاضا دارم جهت ازدواج برادرم با يک موردي که به تازگي با خانواده اش آشنا شده ايم و نميدانيم که صلاح است يا نه برايمان استخاره کنيد زيرا ما همگي تقريبا موافق هستيم اما برادرم ميگويد حس خوبي ندارد وهرچه ميپرسيم دليلش چيست حتي خودش هم نمي داند نمي دانم اين يک حس وسواس است يا يک حس واقعي بنابراين تصميم گرفتيم با خداوند مشورت کنيم.التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ برای انتخاب همسر استخاره نکنید.
به جای استخاره در امر ازدواج ؛ تحقیق، گفتگوهای هدفمند و مشاوره کنید.
لطفا یک بار واژه "استخاره" را در این سایت سرچ کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:726  |  3 امتياز

حميد 61...
از خو.ستان
امضا شده : ۰۹ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۵۵
به نام خدا 
با سلام و عرض خسته نباشيد خدمت شما. ¬¬¬اگر فکر مي کنيد مطلب من براي ديگران خوب است که بخوانند و مشکلي از آنها بر طرف شود براي آنها نمايش دهيد ولي نام شهر را پاک کنيد(لطفاً) ، در غير اينصورت خصوصي باشد. 
من جوان 22 ساله اي هستم که حدود 3 سال است جذب مسجد شده ام. حدود يک سالي است که توهماتي به ذهن من خطور مي کند که نمي دانم چگونه آنها را از ذهنم پاک کنم ، در حالي که آنها بيشتر اوقات (مخصوصاً موقع نماز و دعا) با من هستند. اگر بخواهم براي درمان بهتر توضيح بدهم بايد بگويم ، با معذرت: 
1. گاهي مثلاً ... 
مدام احساس مي کنم و اين مرا کلافه کرده . نمي خواهم ولي به ذهنم خطور مي کند. براي اينکه به آن فکر نکنم با خودم حرف زده ام که نبايد فکر کني ، به بي اهمتي آن و با اهميت بودن خيلي مسائل ديگر فکر کرده ام ولي يک سال است مرا واقعاً آزار مي دهد. به خدا و به اهل بيت متوسل شده ام ولي شايد به پزشک هم بايد مراجعه مي کردم که به شما مي گويم . 
2. گاهي وقتي به آدم ها نگاه مي کنم مثلاً در خيابان يا هر جاي ديگري، خانه ، به پسر ، دختر ووو ، نمي خواهم ولي نگاهم به جايي که مي افتد جاي مناسبي نيست و از اين کلافه مي شوم چون آن را نمي خواهم، يا هواي آن به سر ندارم. 
3. گاهي بين دوستان که هستم مثلاً اگر با هم دست مي دهيم يا روبوسي مي کنيم و همديگر را تحويل مي گيريم ، پيش هم هستيم ، به ذهنم فکرهاي زشتي خطور مي کند در صورتي که نمي خواهم. فکري شبيه به اينکه مثلاً «انگار کسي درون من مي گويد "تو از دست دادن اين احساس را کردي!!!" » در صورتي که اينگونه نيست. در حالي که من اين احساس را نمي خواهم و از آن متنفرم. 
شايد مجبور باشم اين حرفها را بگويم هرچند مي شد اين درمان من دو سال پيش باشد ، زماني که دوستي از برادر متعهد تر و از پدر دلسوزتر مرا جذب اخلاقش کرد و مرا با آن نگاه قشنگش و صداي دلنشينش با خدا و صاحب الزمان و مسجد رفيق کرد، وقتي پيش او کلي اشک ريختم ، از من خواست به او بگويم چه گذشته اي داشته ام اما من از خجالت نگفتم--- 
فقط مي دانم ريشه اين بدي ها در تفکراتم است و مرتبط با گذشته. با اين تفاسير شما چه تجويز مي کنيد؟، من با تلاش و تفکر خودم تا حدودي سعي کرده ام ولي ديگر خسته شده ام.  
گاهي براي اينکه اينگونه نباشم از جو دوستان خارج شده ام ، يا آنها را تحويل نگرفتم، نه اينکه بد رفتاري کنم. البته تمام دوستان دوره گذشته را ترک کرده ام. مسجد هم مدام مي روم. 
گاهي از بس که فکرهاي زشت و نفرت آور به مغزم خطور مي کند خسته مي شوم و به مرز نااميدي مي رسم ولي باز به خودم مي گويم که شيطان مي خواهد مرا نااميد گير بياورد و باز به خودم لبخندي مي زنم و سعي مي کنم شاد باشم و اميدوار که خدا نظر به من کند و اين گناه برطرف شود. 
مي دانم که وقتتان خيلي کمتر از آنست که بخواهيد اين همه را بخوانيد، خدا شما را توفيق بدهد که دلسوزانه به فکر جوانها هستيد. شما مرا به ياد آن دوست مي اندازيد که حالا مدتي است از من جدا شده است و به ديار باقي شتافته و مي دانم او زنده است و من مرده. 
سالم و سلامت باشيد زير سايه مولا.
شهاب مرادی :سلام/ ظاهرا شما مبتلا به وسواس فکري هستيد پس نگران نباشيد و احساس گناه نکنيد و
هر چه سريعتر براي درمان به يک روانشناس مجرب مراجعه کنيد.
انشاء الله با کمک درمانگر مداوا مي شويد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:838  |  3 امتياز

سارا
از کاشان
امضا شده : ۰۸ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۴۳
سلام.به قول مرحوم نادر ابراهيمي: هر سلام سرآغاز دردناک يک خداحافظي است. 
آقاي مرادي ديروز دوباره يه عالمه پيش خدا گريه کردم.سبک شدم.خيلي زياد.چه نعمتيه حضورش.با مادرم و پدرم 2 روزه که صحبت نمي کنم .چون مادرم اهل دروغه و پدرم هم مادرمو تاييد مي کنه.نمي دونم واقعا چرا. 
... 
توروخدا کمکم کنيد داغون شدم .هميشه به ديگران نشون دادم اوضاع خيلي خوبه.من يه دختر خوشبختي هستم توي يه خونواده خوشبخت .فقط کنار خواهرام آرامش دارم نه کنار مادر و پدرم.خيلي دوستشون دارم ولي اونا منو آزار ميدن فق هم با حرفاشون. 
کمکم کنيد چه رفتاري رو در پيش بگيرم
شهاب مرادی :سلام/ درد دل شما را کامل خواندم. این پیام را بخوان و فراموش نکن:نحوه ی رفتارت با پدر و مادر عامل بهشتی شدن یا جهنمی شدن توست!
(رسول الله(ص):هما جنّـتک و نارُک)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:814  |  3 امتياز

مهري
از تهران
امضا شده : ۱۸ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۴۲
سلام آقاي مرادي. اين سومين دفعه هست که براتون پيام ميفرستم. خواهش ميکنم منو راهنمايي کنيد. من دختري 19 ساله هستم. 5سال و نيم پيش با آقا پسري آشنا شدم و با هم دوست شديم اما چون تقريبا مطمئن بوديم با مطرح کردن موضوع ازدواج با مخالفت خانواده ي من روبرو ميشيم قبل از گفتن اين موضوع اين رابطه رو 7ماه قبل تمام کرديم. اما الان 1 ماهه با اينکه ايشون ازدواج کردن باز هم با هم رابطه داريم. چيکار کنم؟ من هنوز هم بهش علاقه دارم.
شهاب مرادی :سلام/ از خودت سوال کن: چرا این رابطه را شروع کردم؟ و چرا امروز این رابطه ادامه دارد؟ آیا مصالح و منافع من در رابطه تامین شد یا می شود؟ آیا ادامه رابطه با او کار اخلاقی و پسندیده ایست؟ چرا او را باید دوست داشته باشم و خودم را به او علاقمند نشان دهم؟ او که با محبوبش ازدواج کرده! راستی خدا راضیه؟ گناه به چه قیمیت؟

- یک طرفه قطع رابطه کن و مراقب باش باقی مانده شانس ازدواجت را مفت از دست ندهی!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:758  |  3 امتياز

كوچ پرستو
از تهران
امضا شده : ۱۸ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۴۸
سلام 
...اصلا دوست ندارم كه جاي شما بودم نه از جهت دنيوي و آدمايي كه كلي تحويلتون ميگيرن{كه البته يكيشون خودم }و نه از جهت اخروي كه فكر ميكنم بيشتر از من مسئوليد... 
نميدو نم اما يادمون باشه كه (بعضی از)مردم ما متخصص بت كردن آدمان، يه وقت خودمونو گم نكنيم،يادمون باشه كه دچار تكبر نشيم،  
و يادتون باشه حاج آقا حجتِ اسلام نيستيد! 
هنوز خيلي چيزا مونده كه نميدونيم و نميدونيد،درسته؟ ؟ 
حاج آقا من براتون خيلي احترام قائلم كه اگه برام مهم نبوديد ... . 
مراقب خودتون باشيد. 
 
يكي از طرفداراتون كه نگرانتونه،البته نگران خودشم هست. 
 
برام دعا كنيد. 
خداحافظ
شهاب مرادی :سلام/ از هدیه خوبتون متشکرم.
 (نعم الهدیه الموعظه)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:721  |  3 امتياز

شبنم
از اردبيل
امضا شده : ۱۸ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۷
سلام من شخصي رودوست دارم که ازهمه جهات بامعيارهاي من همخواني داره ومطمئن هستم که اوهم دختري باشرايط من روميخوادولي اوآشنايي بامن نداره ومن فکرميکنم بااوواقعاخوشبخت ميشوم ولي به هيچ عنوان نه ازنظرعرفي ونه ازنظرشرعي حاضرنيستم من اظهارعلاقه کنم ولي واقعا دوستش دارم ميگوييدچکارکنم
شهاب مرادی :سلام/ شرع مانع خواستگاری شما از اون آقا پسر نیست فقط عرف! لينك
جناب سروان را خوانده اید؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:854  |  3 امتياز

آريان
از تهران
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۸
من يک پسر 18 ساله هستم . پدر و مادرم را خيلي دوست دارم ديروز پدرم عصباني بودند .من چيز خاصي نفهميدم ولي يک دفعه مادرم من را صدا زد رفتم،پدرم داشت مادرم را ميزد ومن پدرم را به يک سمت هل دادم و دستان او را گرفتم تا مادرم بلند شود و برود به نظر شما کار من درست بود يا غلط.البته اي کار پدرم بار دوم بود ولي من براي اولين بار اين کار را کردم.  
خواهش ميکنم خيلي سريع چون خيلي از کار پدرم و خودم ناراحتم.
شهاب مرادی :سلام/ در مشاجره و دعوای پدر و مادر دخالت نکنید و مهم تر هیچ گاه قضاوت نکنید!
اگر می شود با محبت و تواضع از آن دو بخواهید (مثلا با یک یادداشت عاطفی) تا برای حل مشکلاتشان به مشاور مراجعه کنند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:824  |  3 امتياز

آرزو
از سمنان
امضا شده : ۲۹ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۲۷
اگه يك نفر موجب ايجاد گناه براي ديگري بشه و وبعدا متوجه وبشه اون وفرد بايد چه كار كنه؟
شهاب مرادی :سلام/ باید توبه کند.
یعنی دیگر "موجب ایجاد گناه برای خود ودیگران نشود" و از خدا طلب مغفرت کند. خداوند بسیار مهربان و بسیار آمرزنده است.
می خوام نمی شه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:766  |  3 امتياز

مريم
از سمنان
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۲۰
سلام من مي تونم به طور خصوصي با شما صحبت کنم ؟
شهاب مرادی :سلام/ شرمنده. لطفا ضوابط ارسال را بخوانید و چند صفحه از پیام ها را بخوانید تا با سبک سوال و جواب آشناتر شوید.
و کلید واژه های اصلی مطلبتان را در جستجوی سایت سرچ کنید شاید نیاز به سوال نباشد اگر لازم بود بنویسید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:750  |  3 امتياز

يه دختر خوب
از شهر زيباي كرج
امضا شده : ۱۲ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۱۳
سلام 
...من 63به دنيا اومدم با مامان 20سال تفاوت سني دارم.مامان قديما سختي زياد كشيده حالا مي خواد تلافي كنه بدون اينكه بفهمه داره كفر ميگه.من و خواهر وبرادرم هر روز داريم باهاش دعوا ميكنيم كه اين كارا رو نكن.باخوانواده بابا خيلي بد رفتار ميكنه.باباهم بي تقصير نيست.چيكار كنم؟
شهاب مرادی :سلام/ جسارتا اشتباه می کنید.
دعوا؟؟؟ !
با پدر و مادر فقط به نرمی، مهربانی، ادب و تواضع صحبت کنید و در اختلافاتشان وارد نشوید. همین که به ناسزاها و بدرفتاریهایش توجه نکنید و به رفتارهای خوب و مثبتش توجه و عکس العمل نشان دهید کار موثری کردید.
لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:819  |  3 امتياز

ستايش
از بندر عباس
امضا شده : ۱۲ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۲۴
سلام خسته نباشيد مشکل من نااميديه ديگه نميدونم چکار کنم چند ساله که يه خواسته از خدا دارم و دارم دعا ميکنم ولي انگار اصلا دعاهاي منو گوش نميکنه ديگه دارم خسته ميشم از دعا کردن و اين هم به مشکلاتم اضافه شده ديگه نميدونم چکارکنم خسته خسته شدم هر بار با يه اميد مضاعف ميرم به درگاهش و با اشک ازش کمک مي خوام ولي ...شما راهنماييم کنيد ميترسم که اميدمو از دست بدم
شهاب مرادی :سلام/ به این قبیل پرسش چند بار پاسخ دادم سرچ کنید ولی
تحلیل خودت از حاجتت (و سهم آن از منطق) و امکان برآورده شدنش چیه؟ چقدر حاجتت مهمه؟ چرا حاجت دیگری نداری؟!!!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:827  |  3 امتياز

يك زن
از تهران
امضا شده : ۱۹ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۶:۳۴
سلام خسته نباشيد مي خوام شب قدر از يكي از گناهانم دست برداشته و توبه كنم(غيبت)چه كنم كه از توبه ام برنگردم كار سختي است حتي الان كه روزه بودم نقل قولي كردم كه به نظرم غيبت آمد
شهاب مرادی :سلام/ تمرین و مراقبت و تمرین و مراقبت
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:790  |  3 امتياز

اميرحسين
از اصفهان
امضا شده : ۱۹ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۶:۲۱
سلام حاج آقا.حا ج آقا شک در دين مرا ديوانه کرده.با خواندن چند کتاب ضد ديني افکارم منقلب شده و به همه چيز شک ميکنم.ميخواستم راهکاري براي خلاص شدن از اين شکها به من بگوييد.
شهاب مرادی :سلام/ چرا هر کتابی را می خوانید؟ شما جوان هستید وباید مراقب لطافت روحتان باشید خیلی چیزها را نبینید ، نشنوید و نخوانید مراقب حریر نازک روح باش

این پیام و  پپام را بخوان.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:791  |  3 امتياز

مهديس نوري
از تهران
امضا شده : ۲۹ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۶:۲۳
سلام خسته نباشيد . 
نماز و روزهاتون قبول. 
يه مسئله اي بود ميخواستم ازتون بپرسم . من برادرم حدود يک ماهي ميشه که نامزد کردن خانواده دختر آدماي خوبي هستن فقط يه چيزي که مارو خيلي اذيت ميکنه اينه که يه جورايي احساس ميکنيم که خانواده دختر ميخوان برادرم رو فقط براي خودشون داشته باشن تاجايي که هفته اي يک بار رو هم زورکي ميزارن که به خونه ما بياد. پدرم بابرادرم صحبت کرده که سعي بر اين داشته باشه تا زندگيش رو خودش اداره ولي مثل اينکه زياد جدي نگرفته . سر همين مسئله هم که اگر بگه دارين تو زندگيم دخالت ميکنيد ديگه کسي جرات نداره که دوباره در اين باره باهاش صحبت کنه (پدرم خيلي ناراحتي ميکنه و خيلي هم بد بين و بهانه گير شدن با پدرم بايد چه جوري رفتار کنيم؟ ) . 
حالا من قصد کردم تا يه نامه بنويسم براي برادرم و همه چيز رو به صورت شفاف براش توضيح بدم به نظر شما اگه اين کارو بکنم ميتونه تاثير داشته باشه؟ تا به خودش بياد و زندگي رو جديتر بگيره.(البته ايشون قبلا اصلا آدمي نبودن که از کسي تاثير بگيرن و همه کاراشون رو با اراده خودش انجام ميداد ولي الان نميدونم؟)  
ببخشيد سرتون رو درد آوردم . 
يا حق.
شهاب مرادی :سلام/ نه شما نامه بنویس! و نه پدرتان ناراحت بشن! اگر دوستش دارید، به او فعلا یک فرصت 6 ماه بدهید تا مناسباتش به تعادل برسه
به خانواده همسرش احترام کنید و
خودش و همسرش را خوب و گرمتر از همیشه  تحویل بگیرید و از هر نوع گلایه و آه و ناله خودداری کنید
بذارید راحت و مستقل زندگی کنه ( و جسارتا؛ بدبینی، حسادت و خودخواهی را مهار کنید!)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:770  |  3 امتياز

علي
از تهران
امضا شده : ۲۷ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۵۷
سلام.اولين بار که تو تلويزيون ديدمتون گفتم اين هم مثل آخوند هاي ديگيه ي تلويزيونه.يعني فقط براي تو تلويزيون صحبت کردن حوزه رفته.امه امسال که تو حسينيه ي امام جعفر صادق (مشهد)ديدمتون(با اجازتون)ديوونتو شدم.چند وقت قبلسم تو مسجد ارک ديدمتون پيش خودم گفتم لابد اومده ..... اما الان يکي از ....تونم.به خاطر اين فکر ها حلالم کنيد
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
برادر عزیزم حلال . از مثل تو که دلبسته ی اشکی و وابسته ی به امام حسین ،با سرعت و راحتی بیشتری  میگذرم
ولی نگران آثار و عواقب بد سوءظن باش خطرناکه !
فراموش نکنیم که قلب (خصوصا قلب جوان) بسیار لطیف است و شاید طاقت زمختی هایی از این دست را نیاورد. فدای شما .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:811  |  3 امتياز

صديقه
از تهران
امضا شده : ۲۸ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۲۸
باعرض سلام وقبولي طاعات .سوالي داشتم از شما .ميخواستم بپرسم ايا براي خواندن نمازقضا روش خاصي وجود دارد يا اينکه به هر روشي ميتوان خواند.با تشکر از شما
شهاب مرادی :سلام/ نه مثلا چه روشی؟
شیوه قرائت هم در نمازهای قضا به این صورت است که هر زمانی که مشغول خواندن هستید نماز صبح و مغرب و عشا را بلند می خوانید و نماز ظهر و عصر را آهسته و...
(اقض ما فات کما فات) و (من كان عليه فريضه فليقضها كما فاتته)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:819  |  3 امتياز

نسترن
از تهران
امضا شده : ۱۸ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۱۱
با عرض سلام حضور شما استاد بزرگوار و آرزوي قبولي عبادات و نيز تبريک عيد سعيد فطر 
دوست داشتم يه خاطره شيرين يا يه تجربه يا اصلا نه ،جريان هديه دادن يه معشوق تک ،به يکي از عاشق هاش رو با اجازتون تعريف کنم و  
هدفم يه يادآوري يا يه اميد به همه دوستان نااميدم از سوال و جواب با معشوقشونه: 
سال 86 در جلسات هر شب ماه مبارک رمضان يک جزئ قرآن مي خوانديم و بارها دوستان از قرائت ترتيل قرآن اين حقير تمجيد نموده بودند،و پس از گذشت چند جلسه وسوسه هاي دروني فراواني مرا درگير خود کرده بود از قبيل: 
1. تو دوست داري جلوي جمع قرآن بخواني. 
2. تو نيت خالص نداري. 
3. تو خوشت مي آيد که ديگران ازتو تعريف کنند. 
4. تو مغرور شدي. 
5.ووو 
در نتيجه تصميم گرفتم ديگر در آن جلسات شرکت نکنم و يک جلسه چنين کردم و خيلي هم دلتنگ آن معنويات گشتم. 
پس تصميم گرفتم براي رهايي از اين دلتنگي ،در جلسه بعد شرکت کنم اما براي رهايي از آن وسوسه ها، قرآن نخوانم. 
چنين نيز کردم و باز بي تاب قرائت قرآن و آن احساسات خوب و تاثيرات معنوي جلسات قبل گشتم.(همان حال برتري که انسان در نماز جماعت نسبت به نماز فرادا دارد همان حال را نيز در قرائت قرآن جمعي نسبت به قرائت فردي داراست) 
اين بار با خود و خداي خود عهد کردم. 
چگونه؟(اين مهم است) 
گفتم خدايا اين بنده حقير تو همين اندک را دارد و ديگرهيچ. نيتم را براي تو خالص مي کنم و "اگر اين قرائت حتي بر روي يک نفر هم تاثير خوب بگذارد من همين را نيت مي کنم." 
گذشت و گذشت و گذشت و قرآن ختم شد.عيد نيز گذشت. 
تا هفته پس از عيد که جلسه ديگري داشتيم. 
استاد بزرگواري که هر شب پيام هاي منتخبي از هر جزئ را به ما مي آموختند مرا صدا زدند و هديه اي به من دادند و فرمودند: 
"اين هديه را به سبب  
تاثيرگذاري قرائت قرآن ترتيل " اين خانم به ايشان تقديم مي کنم." 
"توجه نموديد" 
از نيت من با خدا و معشوق خودم هيچ کس خبر نداشت. 
من هديه ام را از خدا گرفتم. 
من جوابم را از خدا گرفتم. 
چرا مي گوييم خدا صداي ما را نمي شنود. 
چرا مي گوييم خدا جواب ما را نمي دهد. 
و چرا مي گوييم خدا ما را نمي بيند. 
" الم يعلم بان الله يري " 
" آيا انسان آگاه نيست که خدا او را مي بيند " 
 
من فقط نيت کردم و او اين چنين پاسخ داد پس چه نورباراني خواهد شد اگر من عمل نيز بکنم. 
با آرزوي داشتن خلوص در نيات و اعمال. 
و آرزوي موفقيت براي شما و همه دوستان خوبم که اين پيام را مي خوانند. 
" اللهم عجل لوليک الفرج "
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:787  |  3 امتياز

ليلاغ
از تبريز
امضا شده : ۱۲ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۱۹
با سلام/اقاي مرادي من تازه افتخارپيدا کردم شما را بشناسم .هميشه در مورد جوان ها ومشکلات انها گفته ميشودامادرمورد خانمهاي خانه داراصلاتوجهي نميشودولي من خدا را شاکرم( چون او خدايي دارم ) مثل يک نوزادتازه متولد شده دستم را گرفت ومرا تا اوج عشق به معبود رساند.چون با تمام وجود از خودش کمک خواستم . گفتم چقدر ذليل و ضعيفم. خودش مرا از شهوات شيطاني و لذت دنيا پرستي نجات دهد. بخدايي که از خشمش به لطف وبخشش پناه ميبرم اينچنين شد که خواستم. شب بيست وسوم (احيا)چنان لرزه اي بر تنم افتاد از خشم خداوند که باز به رحمتش پناه بردم به خاطر تمام گناهانم توبه کردم و فقط ميخواهم کارهيي که او را از من راضي ميکند انجام دهم از شما به عنوان معلم طلب ياري دارم  
1.نماز ميخواهم بخوانم تنبلي ميکنم نميتوانم ولي باخدا هميشه با زبان ترکي حرف ميزنم& کل نمازهايم را چه کنم(بمدت نوزده سال)؟ازاين به بعد با اين زيادي نمازهاي مانده چطور شروع کنم به نماز خواندن؟ 
 
2.هميشه احساس ميکنم مرگ هر لحظه با من است وچگونه جان دادنم وتمام وقايع بعد از ان بصورت تصوري جلوي چشمم ميايد ايا اين طبيعي است؟ 
 
خداوندشما بزرگواري را فرستادتا من با روحانيت واقعي ومظلوم واقع شده آشتي کنم خداوند شما رابراي خانواده محترمتان براي جامعه ي اسلام و براي ايران وبراي ملت ايران حفظ کند  
از دور دستان مادري که شما را پرورش داده ميبوسم خدانگهدارتان
شهاب مرادی :سلام/ 1. تنبلی به تدریج برطرف میشود اگر خودتان را تشویق کنید و مراقب باشید که نمازها را سر وقت بخوانید. مسجد بسیار در علاج این مسئله موثر است.
با خدا ترکی حرف میزنید بسیار خوب است ولی می دانید که دعا جای نماز واجب را نمی گیرد پس به هر دو بپردازید و هیچ یک را از دست ندهید
و لطفا مرا در دعاهای به زبان ترکی یاد کنید.
و نمازهای قضا را به تدریج و به میزانی که یقین دارید قضا شده بخوانید
2. این طبیعی نیست به این قبیل افکار (که برخی تصور می کنند خوب و معنویست) توجه نکنید و دامن نزنید اگر تا ماه آینده ادامه داشت با یک روانشناس مشورت کنید.
این را هم بخوانید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:804  |  3 امتياز

ريحانه
از قم
امضا شده : ۱۶ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۵۲
سلام/خيلي خيلي خيلي...ممنونم کي ميگه هميشه اميدوار باش من هروقت کاملا نا اميد ميشم جواب ميگيرم. 
بگذريم. 
روي چشمام دوباره سوالام و تکرار ميکنم توي اولين پيامم پرسيدم ميشه به دوستاي ديگم کمک کنيم و درباره حرفاي بقيه هم نظر بديم يا فقط شما مجاز به جواب دادن هستيد و ما فقط طرف صحبتمان بايد شما باشد؟البته اين سوال ارزش اين همه پيگيري را نداشت و من سکوت شما را به پاي جواب رد گذاشتم و سوال خودم را پرسيدم که دوباره هم تکرار مي کنم که اگه منت گذاريد و جواب بديد ممنون ميشم.من تا اونجايي که بتونم صحبتاتون را پيگيري ميکنم و عمل.شما يه بار گفتيد براي برقراري رابطه خوب با خدا يه راه اينه که قبل نمازمون با خدا حرف بزنيد اما درست ميشه بگيد راه دوم چيه با اين کار فقط يه ذره درست ميشه بقيه اش چي؟يه سوال ديگه اينکه چه جوري به مرگ فکر کنيم تا زندگيمون مختل نشه من يه مدتي بود وقتي به اين مساله فکر ميکردم-مخصوصا شبا- آن چنان ميترسيدم که ديگه نميتونستم دست به هيچ کاري بزنم به خاطر همين ديگه بهش فکر نکردم به خاطر همينم خيلي توي زندگي مادي غرق شدم و همين داره اذيتم ميکنه آخه همه زندگي که اين دنيا نيست. 
ولي اون مساله اي که اون جوري برا جوابش التماس کردم اينا نبود فعلا بيخيال اون موضوع شدم اگه دوباره گريبان گيرم شد مزاحمتون ميشم. 
بازم ممنون که جواب داديد و پوزش از اينکه ضابطه دهمي را رعايت نکردم شما اينبار چشم پوشي کنيد قول ميدم تکرار نشه 
تابعد...
شهاب مرادی :سلام/ 1. با احتیاط
2. با تفهیم که قبلا شرح دادم.
3. مرگ را پایان فرصت بدانیم و از فرصت پرقیمت حیات برای رسیدن به خدا، به بهترین وجه استفاده کنیم.
4. فکر کردن اگر به مفهوم وحشت و ترس باشه ، پیش آگهی خوبی نیست و اگر ادامه داشته باشه مراجعه به روانشناس توصیه میشود. ترس از آینده
5. برای برطرف کردن نگرانی غرق شدن در مادیات: به انفاق و کمک به مستمندان (صدقه های آشکار و پنهان) بیشتر توجه کنید. (به تناسب توان مالی؛ حتی اگر فقیر هستی)
6. چی بود؟
7. ضابطه ده و نه:(9. لطفا یک به یک مسائل را مطرح بفرمایید.  10. ***لطفا خلاصه ولی کامل.***)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:818  |  3 امتياز

عبدالجليل کمالي
از جزيره خارک
امضا شده : ۲۷ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۳۸
باسلام من امام جماعت مسجد وليعصر عج جزيره خارک هستم قصددارم دربعضي از منسبتها ازمحضرشما استفاده نماييم اگر ممکن است درسايت قسمتي راطراحي کنيدکه ازوقتهاي خالي شما مطلع شويم وبتوانيم درباره ان وقت با حضرتعالي هماهنگيهاي لازم را به عمل اوريم با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ پیشنهاد خوبیه ولی اجرای اون سخته ... علی ایّ حال در خدمت شما هستم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:785  |  3 امتياز

حسينعلي قاسمي
از دانشگاه گرگان
امضا شده : ۲۸ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۰۹:۳۲
با سلام در مورد حضورتان در دانشگاه علوم کشاورزي و منابع طبيعي گرگان پيامي نرسيد لطفا در صورت امکان جواب بنده را بدهيد  
باتشکر کانون علمي-فرهنگي شاهدوايثارگر
شهاب مرادی :سلام/ در مورد تمام دانشگاهها قبلا عرض کرده ام:
 لطفا جهت دعوت با دفتر مرکزی نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها هماهنگ بفرمایید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:859  |  3 امتياز

حسين محمودي
از ماهشهر
امضا شده : ۰۹ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۵۶
با سلام  
شما در نمازخانه فرموديد كه دعا نويسي خرافات است وعلمي نيست در آن موقع من خيلي ناراحت شدم كه يك روحاني چنين مي گويد ولي حالا به شما مي گويم در گوگل در مورد شهادت آب وتاثير دعا برآب ومولكولهاي آن كه توسط دكتر ايموتو ژاپني وخانم بيطرف از ايران مشخص شده بزنيد ويادمان باشد كه خداوند بزرگ در قرآن فرموده: بخوانيد مرا تااجابت كنيم شمارا .لذا صحبتهاي شماممكن است كساني را نسبت به دعا مشكوك وبدبين نمايد .بنابراين بايد يادمان باشد كه دعا خوب و مهم است وبراي ادامه حيات لازم .  
والسلام عليكم  
سيدحسين محمودي
شهاب مرادی :سلام/ سراغ دعانویس رفتن با دعا کردن فرق دارد!
در مورد رفتار مولکولی آب و ...؛ به این حرفهای شبهِ علمی، پایه ی درست علمی هم ندارند علاقه ای ندارم.
ان شاءالله موفق باشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:819  |  3 امتياز

هدا
از قزوين
امضا شده : ۱۲ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۴۷
سلام. 
مي خواستم ازتون بپرسم آيا عذاب گناه خودکشي عذابي دائمي در آخرت خواهد بود يا پس از مدتي رفع مي شود؟ 
موضع اينه که خيلي از زندگي دنيايي رنج مي برم و حاضرم در قعر جهنم عذاب بکشم ولي در اين دنياي مادي نباشم. خيلي از خدا اين تقاضا رو کردم و الان هر روز و هر شب و هر لحظه اينو از خدا مي خوام. 
به خودکشي فکر کردم ولي دلم نمي خواد گناه کار از دنيا برم 
اما اگر بدونم عذاب گناه خودکشي رفع شدني و بخشودني خواهد بود حاضرم به اين کار تن بدم هرچند دوست ندارم. 
از پاسخ تون ممنون ميشم. 
دلم مي خواست از استاد فاطمي نيا هم سوالاتم رو بپرسم اگه ايشون سايتي دارند ممنون مي شم به من معرفي اش کنيد. 
با تشکر از شما
شهاب مرادی :سلام/ دخترم آسمانها و زمین طاقت یک لحظه عذاب خدا را ندارند مراقب باش یک لحظه هم برای خودت عذاب نخر!
(برگرفته از دعای کمیل)
پیشنهاد من مراجعه به روانشناس است. تا به تدریج از همه زندگی لذت ببرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:915  |  3 امتياز

علي سنجري
از چالوس
امضا شده : ۱۱ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۳۶
سلام اين ياد داشت جديد كمي گنگ بنظر مي رسد  
آخر از چه مقطعي اوقاتي كه تلف مي شوند را درست استفاده كنيم،ظرف 3سال ميتوانيم كارشناسي ارشد بگيريم؟ 
خلاصه خواستم بگم نامفهومه!!!
شهاب مرادی :سلام/ هر زمان.
این یک مثال است ؛ یعنی اگر فقط از بخشی از اوقات تلف شده (و به قول منابع مدیریت زمان اوقات به سرقت رفته) در روز استفاده کنیم می توانیم کارهای مهم و بزرگ انجام دهیم
مثلا : اگر یک دانش آموخته مقطع کارشناسی (یا کارشناسی ارشد یا دکتری) بخواهد بدون تعطیل کردن امور روزانه خود ، در یک رشته علمی فوق لیسانس بگیرد میتواند با استفاده بهینه از 20 درصد اوقات تلف شده روزانه اش تحصیل کند و... تلنگر
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:885  |  3 امتياز

سعيد
از تهران
امضا شده : ۲۱ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۴۸
با عرض سلام 
من يک پيشنهاد براي شما دارم: 
بعد از جلسات هيچ اجباري براي پاسخ به سوالات تک تک افراد را نداشته باشيد تا بي ادبي برخي موجب رنج شما نشود. 
متاسفانه اين رنج شما از بي ادبي بي ادبان بعد از جلسه باعث محروميت دانشگاه ما(ازاد واحد جنوب)از حضور سبز شما شد.
شهاب مرادی :سلام/ 1. به نظرم بی ادب نیستند مشکل اینجاست که گفتگوهایمان کم است که هم زبانی شکل نگرفته
2. نگفتم نمی آیم دوستتان دارم زیاد
3. در مورد پیشنهاد شما مجدد هم فکر می کنم.
التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:784  |  3 امتياز

صديقه حاتمي
از تهران
امضا شده : ۲۳ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۵۵
سلام يادداشتتون به درد جوانان نخورد!!! 
الان جوانان دنبال راه هستند نه توصيه ((بزرگان))نسبت به يکديگر 
من الان انقدر مشکل ريز و درشت دارم و مطمئنم که خيلي از نسل سومي ها دارند که نيازي به توصيه و اندرز يک عالم رباني ندارم 
کمي واقع بين باش
شهاب مرادی :سلام/ نه شما خودتان را همه ی جوانان فرض کردید
داستان بقال و طوطی و روغن و ... شنیده ای

از قیاسش خنده آمد خلق را      کو چو خود پنداشت صاحب دلق را

چرا گمان کردید که شما حتما بهتر و دقیق تر حال و روز جوانها را میدانی؟!!!
شاید ورود شما در مسائل جوانان و ارتباط آنان با شما و مطالعات و تحقیق شما  بیشتر باشد، شاید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:794  |  3 امتياز

ستايش
از گلپايگان
امضا شده : ۲۳ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۵
سلام ...راستش مشكل من شايد كمي با مشكل همه ي اونايي كه ازتون راهنمايي مي خوان فرق داشته باشه من نمي خوام باهاتون راجع به يه ارتباط ناسالم حرف بزنم چون خوشبختانه هيچ وقت اين راهو انتخاب نكردم.حدود يك ماهه كه يكي از اقوام به خواستگاري من اومده همه ي فاكتورهاي خوب رو داره اما ايشون12 سال از من بزرگتره من 20 ساله وايشون 32 ساله است.اختلاف سن چقدر مهمه؟روند به وجود اومدن عشق و علاقه در اين گونه ازدواج ها چگونه است؟شما يكي از ارزشمند و انساني ترين كارهاي دنيا رو انجام مي ديد چون يك عده جوون رو به راه درست راهنمايي ميكنيد پس به هيچ وجه نميتونم ازتون تشكر كنم جز اينكه بهشت رو براتون آرزو كنم. 
با يك دنيا آرزوي آبي
شهاب مرادی :سلام/ اختلاف سن 4-3 سال تا 8-7 سال مناسب است.
ولی اگر اصرار بر این مورد دارید حتما قبل از تصمیم گیری نهایی چند جلسه گفتگو و مراجعه به مشاور را فراموش نکنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:853  |  3 امتياز

طاها
از تهران
امضا شده : ۲۹ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۸
با عرض سلام خدمت سرورم 
پيشاپيش از درج اين مطالب در محضر حضرتعالي معذرتخواهي مي کنم؛...  
...و بعد ... گمانم چند سکته خفيف زدم که هنوز از اعصاب عضلاتم درد بر مي خيزد. نمي دانم چگونه آن لحظات بر من گذشت و آنقدر سختي آن جانکاه و نفس گير بود که مدام بخود مي گفتم يه تماسي با حاج آقا بگير تا حاج آقا آرومت کنه، يه خورده تسلات بده و گرنه سکته مي کني مي ميري ها، بچه. اما آرزو داشتم بميرم تا به فرمايش امير(ع) ملامتي بر من نباشد. باز صد رحمت به غيرت اشک که از وضوح جنايت کمي کاست ومانع پرده دري بيشتر شد.  
همه اين ها هيچ، مشکل اصلي اين است که بايد از اين ببعد به ديدن اين صحنه ها حسابي عادت کنيم، فکر ميکنيد... نمي دانم چرا من هم نمي توانم به وضع فعلي جامعه عادت کنم؟ به اين همه اختلاط محرم و نامحرم و ارزشمندشدن گناه، به اين همه بي حجابي، به اين همه ب... 
چه اتفاقي در اين جامعه بيفتد تا بگوييم در حال تجربه يک فاجعه هستيم؟... در گذر از اين کوچه ها دچار ايست قلبي مي شوند يا سرشار از معنويت مي شوند؟ 
... 
حاج آقا بسيار بي ادبي کردم در اين پيام به جاي خسته نباشيد و خدا قوت اين حرفا رو زديم  
... شرمنده...  
در پايان چند بيتي که براي حضرت صاحب سرودم رو ميگم تا تسلي مون باشه. 
 
اي حال خوب ما کي از راه مي رسي 
گفتند يوسفي و به ديدار چاه مي رسي 
شبهاي چارده دلم آشفته شماست 
قبل از غروب من اي ماه مي رسي؟ 
ساقي تويي و اذن پياله بدست توست 
اما چه زود به فرياد يک آه مي رسي 
دستبوس حضرتعالي... دعاگوتون هست اين حقير... موفق باشيد در پناهش
شهاب مرادی :سلام/ قال رسول الله صلی الله علیه و آله: ان اقرب الناس الی الله تعالی یوم القیامه من طال جوعه و عطشه و حزنه فی الدنیا و هم الاتقیاء الاخفیاء

درد دل شما را -که گزارشی از گناه 3 گنهکار یود- خواندم.
طاهای عزیزم قدر دل لطیف و چشم و جان پاکت را که بوی گریه ی بر حسین عزیز (علیه السلام) دارد را بدان و می دانم که حتما در درگاه خدای مهربان برای هدایت اون سه جوان مسلمان گناهکار دعا کردی و در این سحر اون سه گرفتار سهم ویژه ای از دعای تو خواهند داشت . همیشه از خودمون بپرسیم چرا از دیدن گناهکار و گناه ناراحت می شویم؟ برای اینکه آنها گرفتار غضب خدای مهربان خواهند شد دلم سوخت؟ یا فقط خشم و نفرت و انتقام و ...

امر به معروف و نهی از منکر مهم و واجب است و در این مورد زیاد دغدغه دارم و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:872  |  3 امتياز

هدي نوروزي
از مشهد
امضا شده : ۳۰ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۸
سلام حاج آقا 
خسته نباشيد 
فقط مي خواستم تشکر کنم ازتون 
2 تا سوال کردم که حق ميدم اين جا نشه به تفصيل توضيح داد  
اما واقعا بقيه پيغام هاي دوستان و جواب هاي شما هر چند مشکلات من نبوده اما باعث ياد گرفتن خيلي موضوعاتي شد که شايد بعد ها بايد خودم تجربه مي کردم
شهاب مرادی :سلام/ التماس دعا در این ایام زیارت مخصوص.
پاسخ سوالهای قبلی را به طور مفصل در تفسیر نمونه مطالعه کنید.

... صلّ الله علیک یا علی بن موسی الرضا

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:890  |  3 امتياز

کربلاي 5
از تهران
امضا شده : ۰۱ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۲۶
احساس ميکنم هرچي براي نزديک کردن دلم به خدا بيشتر سعي ميکنم کمتر جواب ميگيرم. 
به نظر شما ديگه بايد چي کار کنم 
رفتن و نرسيدن خيلي سخته!
شهاب مرادی :سلام/ به جناب موسی(ع) فرمود: قصدک لی وصلک الیّ
همین که آهنگ عزیمت کنی، رسیدی

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:911  |  3 امتياز

سامي
از تبريز
امضا شده : ۰۸ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۰۰
سلام مي خواستم يکمي فضولي کنم منزلتان در کدام قسمت تهرون است؟منظورم اينکه در شماليد جنوبيد شرغيد يا غرب؟ 
اگه ميشه جواب دهيد
شهاب مرادی :سلام/ مثل نشریات زرد سوال نکن!و از دانستن امور بی فایده دوری کنید.
من ساکن حوالی تجریش هستم و همچنان مستاجر.
راستی من هنوز تبریز را ندیدم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:870  |  3 امتياز

باران
از تهران
امضا شده : ۰۸ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۲۸
سلام 
آقاي مرادي آيا فکر گناه هم گناه است؟؟؟؟ 
هر فکري 
هر گناهي 
و آيا اگر گناه است و اين گناه خيلي تکرار شده باشد قابل توبه هست؟؟؟ 
آآيا مي شود قلبي که به واسطه ي اين فکر گناه سياه شده را دوباره سفيد کرد؟؟؟ 
مهمه که جوابمو بگيرم 
ممنونم
شهاب مرادی :سلام/ "تمرین جستجو" لطفا کلیک کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:984  |  3 امتياز

الهام
از شيراز
امضا شده : ۲۰ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۲۳
سلام انقدر خشم فروخورده دارم که در حال انفجار هستم. وقتي از دست کسي ناراحت ميشوم(والدين خودم وهمسرم)از ترس اين که مبادا عکس العمل من باعث شکستن دل انهاشود سکوت ميکنم يا حرف دلم را نميزنم.اين خشمهاي فرو خورده اثرات منفي زيادي در زندگي من گذاشته است .مي خواهم بدانم از نظر شرعي انسان تا چه حد در مقابل والدين خودش وهمسرش مسول است.از راهنماييتان بي نهايت متشکرم.
شهاب مرادی :سلام/ نکته مهم این است که این فروخوردن (و به اصطلاح تو خود ریختن) و سرکوب کردنِ خشم خطاست و با کظم غیظ فرق دارد.
کظم غیظ که معنی درست آن می شود کنترل خشم؛ یعنی بالا بردن آستانه تحریک خود در مقابل محرکهای خشم و از لوازم آن کینه ای نبودن و بخشنده بودن است.
نرنجیدن با رنجش را مخفی کردن فرق دارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:901  |  3 امتياز

سجاد
از کرج
امضا شده : ۱۳ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۵۱
من پيامم خيلي شخسي ومهم ميخام متمعن شم جوابم فقط به ايميلم ميات و سوال وجواب من در سايت درج نميشود
شهاب مرادی :سلام/ اگر امتحان دیکته و درک مطلب بود چند میشدی؟ عزیز
یک بار ضوابط را بخوان
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:880  |  3 امتياز

شكيبا متقي
از تهران
امضا شده : ۱۳ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۵۷
سلام آقاي مرادي وخسته نباشيد.مراجعه به سايتتان يك جور گروه درماني است. من فهميدم خيلي ها حالاتي شبيه من دارند واينكه واقعا ميشود جبران كرد.12 آبان پيامي از هدا-قزوين داشتيد كه خيلي دوست داشت بميرد.وشما راه را مراجعه به روان شناس دانستيد.(خواستم سلامي به اين خواهرم بدهم وبگويم يك وقت خودش را نكشدها چون تصور ما از جهنم با آنچه هست خيلي فرق دارد.تازه هدا جون من براي حل مشكلاتت دعا مبكنم و كمي صبر كني شايد همين آقاي مرادي نجاتمان داد.)... وضع من هم جالب نيست.مثلا همين نيم ساعت پيش ميخواستم با زدن ماهي تابه توي سرم خودم را داوطلبانه به جهان آخرت معرفي كنم، خوشبختانه به موقع تعادلم را بدست آوردم.خصوصا از وقتي مادربزرگم رفته؛ همش فكر ميكنم ديگر آن طرف آشنا دارم و تا قيامت با هم هستيم و حوصله مان سر نميرود.راستي آيا پيامهاي من غير مرتبط محسوب ميشود؟ممنون و خداحافظ.
شهاب مرادی :سلام/ نه دخترم پیام شما مرتبط است اما تکراری، جستجو کنید و به والدین و اخوی سلام برسانید.

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:979  |  3 امتياز

مهشيد67
از نائين
امضا شده : ۱۹ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۰۶
سلا حاج آقا 
عيد بر شما مبارك 
من را به خاطر داريد؟ 
اومدم خبر بدم با همون خواستگاري كه اولش خانوادم مخالفت مي كردن ازدواج كردم. 
بعد از تحقيقات نه تنها مخالفتشون خوابيد بلكه مشتاقم شدن. 
از اينكه توي اين مدت وقتتونا براي من گذاشتيد سپاسگذارم. 
التم س دعا
شهاب مرادی :سلام/ مبارک باشد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:923  |  3 امتياز

احمد بجنوردي
از بجنورد
امضا شده : ۰۷ دی ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۲
سلام 
عيد شما مبارک  
از افکار و نحوه ي پاسخ گويي شما خوشم مي ياد. دوست داشتم باهم دوست بشيم(ارتباط نزديک تر) که مثل اينکه نميشه. 
فکر کنم ضابطه ي 6 باشه، ولي دوستي با شما سعادتي براي منه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:820  |  3 امتياز

سعيده
از تهران
امضا شده : ۰۳ دی ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۹
سلام آقاي مرادي ، يک پيام براتون فرستادم ولي تا حالا هيچ جوابي از شما برام داده نشده نميدونم من اشتباه مي کنم يا اصلا نيست . هر بار که پياممو ارسال مي کنم يک پيغام مبني بر ذخيره شدن پيامم بر روي صفحه ظاهر ميشه اما بعد هر چي جستجو مي کنم هيچکدام از پيام هامو پيدا نميکنم . واقعا موندم نکنه شما هم پيام ها رو دستچين ميکنيد .  
اگر واقعا جوابي براي سوالي که در اولين پيامم مطرح کردم ندارين حداقل جرئتشو داشته باشين و بگين نميدونين نه اينکه اينطوري [... توهین] که هر روز با يه عالمه اميد و آرزو سر به سايت شما بزنه و هيچ وقت هيچ چيز پيدا نکنه . 
اميدوارم پياممو پيدا کنين و اگر هم نکردين حداقل ازم بخواين دوباره براتون بفرستمش . 
من احترام زيادي براي شما قائلم و دلم نميخواد به شما و سايت شما هم مثل خيلي از سايت هاي فيلتري نگاه کنم. 
باز هم از صحبت ها و راهنمايي هاي زيباتون ممنونم . 
اميدوارم هميشه موفق باشين .
شهاب مرادی :سلام/ خدا را شکر احترام قائلید...
متن پیام اصلی شما:« با سلام و عرض خسته نباشيد خدمت جناب حاج آقا مرادي ،
لطفا ايميل و نام من را مشخص نکنيد...»
پس چه جوری جواب بدم ؟! بدون اسم که پیام منتشر نمی شود. فقط گله و حرفهای دور از ...
شما با اون خواستگارتون که صیغه بودید شرعا زن و شوهر بودید و اگر مدتش ادامه داشته باشه نمی توانید ازدواج کنید.
اگر زناشویی انجام نشده باشد باید نصف مهریه را پرداخت کند و بر ذمه اوست.با فرض صحت گفتار شما و اعتدال در نقل، برخورد خانواده با شما منطقی و شرعی نبوده.
 این سوال فقهی است و باید از سایت مرجع تقلیدتان به سادگی فتوا را می خواندید یا از رساله!
 
ضوابط ارسال را بخوانید و نیمه شب مرا تلخ نکنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:805  |  3 امتياز

علي سنجري
از چالوس
امضا شده : ۰۷ دی ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۴
سلام خواندم که ماه محرم تلويزيون مياييد تو رو خدا يک زماني بياييد که ما در منزل باشيم و در هيات نباشيم 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:796  |  3 امتياز

زال نژاد
از نور
امضا شده : ۰۵ دی ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۱۹
سلام استاد گرامي 
در راستاي اينکه در پاسخ پيامي گفتيد که سخنراني دعاي ندبه شما را شبکه اول سيما (که هميشه دعاي ندبه را پخش مي کند)نمايش نمي دهد،مي خواستم علت اينکه دوست نداريد سخنراني تان پخش شود چيست؟ 
يعني ما شهرستاني ها رو قابل اينکه يک سخنراني تون را هم بشنويم نمي دانيد؟؟؟؟!! 
لطفا جوابي عرض نماييد 
شب و روزتان حسيني
شهاب مرادی :سلام/ شما محترم و بزرگوارید ولی حضور در رسانه را بدون قاعده و برنامه ریزی صلاح نمی دانم. یعنی یا در قالب کارشناسی یا منبر با هر دو حالت مخالفم و فقط اختیار تنظیم برنامه های خودم را دارم.
شاید هم اشتباه می کنم ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:752  |  3 امتياز

ميلاد
از zahedan
امضا شده : ۰۷ دی ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۸
اين دفعه ششم هست كه اين پيام رو براتون ميفرستم و نهضت همچنان ادامه دارد. 
سلام آقاي مرادي 
من ميلاد هستم 23 سال دارم... 
خيلي دوستتون دارم. مخصوصا" از وقتي كه اومدين زاهدان و توي اون جلسه شما رو ديدم.خيلي احساس خوبي نسبت بهتون دارم و از معدود آخوندهايي هستين كه به دل آدم ميشينه .هر وقت هم كه شما رو توي تلويزيون مي بينم، ياد اون شب جلسه و صحبت هاي شيرين اون شب ميوفتم و واقعا" شاد مي شم و احساس سرور مي كنم.  
خيلي دوست دارم يك بار ديگه هم منت بر سر ما بزاريد و به زاهدان تشريف بياريد. 
مطمئن هستم كه شما هميشه خدا رو به خاطر اينكه اينقدر در دل مردم جاي داريد شكرگزار هستيد و به نظر من اين نعمتي هست كه هركس لياقت داشتنش رو نداره. 
آقاي مرادي (شب عيد غدير،شبكه يك)داشتين از شادي و عيد و اينجور چيزها صحبت مي كرديد.و اما مشكل من.... 
من فردي هستم كه با دوستان و خانواده ام رابطه ي خوبي دارم و هميشه خنده و شوخي همراهم هست ولي توي خودم خيلي احساس تنهايي مي كنم.دوستام همه پسر هستند و دوست دختر هم ندارم، از اين بابت كه از روابط سطحي و زودگذر بين دختر و پسرها اصلا" خوشم نمياد و دوستان اطرافم هم مثل خودم هستند. 
واقعا" نميدونم چرا توي دل خودم احساس تنهايي مي كنم،بعضي وقتها فكر ميكنم شايد با ازدواج كردن مشكلم حل بشه ولي من الان دانشجو هستم و اصلا" شرايط ازدواج رو ندارم،و مي دونم يكي از انگيزه هاي غلط ازدواج فرار از تنهايي است ، نميدونم چكار كنم؟ 
در ضمن رابطه ام با خداي خودم هم خيلي خوبه
شهاب مرادی :سلام/ (البته دفعه نهم!)
با این شرح وجود این حالت در شما بعید است که شدید و یا دائمی باشد. معمولا این احساس با روابط حسنه و مثبت و موثر با دیگران همراه نیست. به بهبود کیفی روابطتان با دیگران و حضور در برنامه های گروهی و جمعی مثل بسیج و فعالیت های ورزشی(تیمی) و ... بیشتر توجه کنید.
اگر معمولا دلشوره و اضطراب دارید نگران نباشید و به مرکز مشاوره دنشگاهتان مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:819  |  3 امتياز

b soloki
از iran tehran
امضا شده : ۲۷ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۲۶
سلام سلام سلام 
راستش من حدود 2 ساله كه تو هر شبكه و برنامه ي تلويزيوني صحبت هاي شما رو دنبال مي كنم 
يه جورايي احساس مي كنم اسلامي رو كه شما ازش صحبت مي كنيد خيلي خيلي قشنگ تر از اون اسلاميه كه از وقت تولدم تا الان شنيدم 
 
من 18 سالمه و امسال كنكوري ام. 
از دوراني كه به سن تكليف رسيدم متوجه نبودم كه بايد چي كار كنم و دينم رو رعايت كنم 
فقط و فقط از اسلام حجابش رو فهميدم . 
خانواده ي ما خيلي مذهبي اند . ولي يه جوريي حس مي كنم همش ظاهره . 
دروغ و غيبت و تهمت و ... واسشون آبه خوردنه . 
نماز شب مي خونن ولي دله خيلي هارو مي شكنن. 
خسته شدم از اين شهر و مردماش كه فقط اسمشون مسلمونه 
بازم به خانواده ي من كه لااقل ظاهر دين رو دارن ! 
وقتي به سيماي گناه آلود تهران نگاه مي كنم واقعا نمي دونم چه جوري جواب امام زمانم رو بدم ... 
از اين حرفاي تلخ مي گذرم و به قسمت تلخ ترش مي رسم  
تلخي داستان زندگي من اينجاست كه من 9 سال از زندگي ام كه بايد به خاطر همه چيز شكر خدام رو مي كردم ، بي اعتنايي كردم و نماز نخوندم  
نه اينكه اصلا نخونده باشم ولي يه ماه هم پشت سرهم نخوندم 
راستش مي خوام توبه كنم  
توبه از همه ي گناهايي كه كردم و جز من و خدام كسي نمي دونه  
ولي نمي دونم چه جوري ! نمي دونم چطوري توبه كنم كه ديگه تو اين منجلاب نيوفتم 
 
 
امير المومنان حضرت علي عليه السلام در باره ي توبه فرمودن : 
توبه چند مرحله دارد  
1-پشيماني از گذشته 
2-تصميم بر عدم بازگشت به گناه 
3-بجا آوردن حقوق ضايع شده از مردم ( حق الناس ) 
4-بجا آوردن حقوق حقه ي خداوند ( حق الله ) كه همان حق اطاعت و بندگي است 
5-بايد با حزن و اندوه گوشت هاي روييده از گناه آب شود و پوست به استخوان بچسبد  
تا گوشتي تازه روييده شود. 
6- انسان توبه كار بايد سختي و مشقت عبادت را به تن بچشاند همانطور كه لذت و شيريني گناه را به بدنش چشانده بود . 
 
 
نمي دونم چه جوري اين كارا رو بكنم 
از شما كمك مي خوام 
يه جورايي هر كاري شما بگين بكنم مي كنم و حرفاتون واسم حجته  
 
راستش من از روي خدام شرمنده ام 
نمي دونم چه جوري مي تونم برگردم سمتش با اين همه گناه و آلودگي دنيا  
يه نسخه واسم بپيچين كه خوب شم. 
ازتون خيلي ممنونم 
من رو هم مثل خيلي هاي ديگه كه به زندگي برگردوندين برگردونيد 
راستي شب تاسوعا توي مسجد الهادي سخنراني تون محشر بود 
از ساعت 7 شب منتظرتون بودم ... 
 
منتظر جواب شما ميمونم 
 
مي دانم در اين آمد و رفت ها بايد نيامده رفت 
نيومده رفتيم
شهاب مرادی :سلام/ خیلی ساده نماز را شروع کنید و به تدریج نمازهای قضا را بخوانید و انتظارتان را از خودتان متعادل و معقول تنظیم کنید. و"می خوام نمیشه" را دقیق بخوان!
التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:846  |  3 امتياز

کلاغ سياه
از آسمان تهران
امضا شده : ۳۰ دی ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۵۵
سلام 
سلام 
سلام سلام سلام 
کلمه زيبايي که بعد ازمدتي دوري به شما تقديم ميکنم.
شهاب مرادی :سلام/ و یک مزاح:
حالا چرا کلاغ سیاه به ما سلام می کنه نه هدهد یا عقاب و یا کبوتر یا حتی مثلا مرغ عشق ... خدا عالم است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:789  |  3 امتياز

بالا