آمار

بازدیدکنندگان: 7078299
حاضرین در سایت : 13 نفر و 1 نفر عضو
  • زهرا.ش
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 266385
بازديد هفته گذشته : 57718
بازديد روز گذشته : 5694
بازديد سال جاري : 1136327
بازديد ماه جاري : 103560
بازديد هفته جاري : 1327
بازديد امروز : 1327

  اللهم ربَّ  شهر رمضان!
اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام و العافية المجللة و الرزق الواسع و دفع الاسقام
اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا و تسلمه منا و سلمنا فيه‏

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7789 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 »

نامورودی
حامدقلمزن اشرف
از تهران
امضا شده : ۱۰ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۰۲
سلام و خداقوت... در نجف كه بودم تحت تاثير افكار اقا محسن شما از طريق سايتش قرار گرفتم و برخي از روزها و فارق از كار روزانه داخل وادي السلام قدم ميزدم و دلباختگي را مرور ميكردم و به مرگ ميانديشيدم و نگاهم اين شد كه مرگ نيز پاره اي از اين زندگي باشكوه ست و مرگ قله زندگي ست اگر زندگي را به تمامي زيسته باشيم ... انگه زيستن ما رستن ما و مرگ ما نيز پرواز ما خواهد شد كه براستي انرادر كلام و سير و سلوك اقا محسن كه دلباخته امير المومنين (ع) بوده يافتم .  
... بزودي برميگردم به ان ديار و دعاگويتان خواهم شد. يا علي
شهاب مرادی :سلام/ خیلی متشکرم. یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5850  |  177 امتياز

باران
از تهران
امضا شده : ۰۷ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۴۸
با عرض و ادب خدمت شما استاد گرانقدر.(پيام بنده مقداري طولاني از خداوند بزرگ ميخواهم كه فرصت خواندنش را پيدا كنيد . ديشب از حافظ شيراز پرسيدم كه اين پيام رو براي شما بفرستم يا نه ؟ كه گفت: 
هماي اوج سعادت به دام ما افتد  
اگر ترا گذري برمقام ما افتد 



به نااميدي ازين در مرو بزن فالي 
بود كه قرعه دولت به نام ما افتد) 
ديروز براي اولين بار زماني كه پيامهاي رسيده به شما را ميخواندم رسيدم به پيامهايي كه در ارتباط با فوت برادر محترم شما بود( كه خيلي ناراحت شدم تسليت بنده را با 3 سال تاخير بپذيريد)ناگهان ياد غمي افتادم كه خودم در سينه دارم ياد حرفهايي كه 6سال به كسي نتوانستم بگويم نميدانم چرا(شايد چون شما هم مثل من دل سوخته ايد شايد چون شما گفتيد ان...مع الصابرين شايد چون شما هم داغ عزيز ديده ايد.)ولي بالاخره تصميم گرفتم با شما حرف بزنم و چند تايي سوال از شما بپرسم  
وقتي 14سال داشتم ...درست روز آخر عيدوقتي پدرم منو تنها گذاشت و به قول بچه ها رفت پيش خداو من موندم و يه دنيا دلتنگي - يه دنيا دلشكستگي ويه دنيا آدمايي كه يادشون رفته من كه الان يه دختر تنهاييم يه روزي يك تاج سر داشتم كه نمي ذاشت آب توي دلم تكون بخوره 
خلاصو اون رفت ومن كه حالا دختري 20 ساله هستم حتي نتونستم يكي رو پيداكنم كه بهش بگم :چقدر دلم براي آقاجونم (پدرم)تنگ شده(البته بجز شما)ولي نمي دونم كه چرا آقاجونم باهام قهر كرده و ديگه سراغي از من نميگيره؟خدا ميدونه چقدر دعا ميكنم تا خوابشو ببينم(تو خواب همه ميره فقط پيش من نمياد) 
سوال من از شما اينه : شما كه خودتون پدر هستيد و يك دختر داريد به من بگييد من چه كار بدي ميتونم كرده باشم كه مستحق چنين مجازاتي هستم؟ 
من كه هميشه سعي كردم دختر خوبي باشم. 
سال هاي اول لااقل در خواب سفارش مو به ديگران ميكرد حتي يكبار تو خواب به خواهرم گفت كه از من راضي ولي الن ديگه منو فراموش كرده 
ولي خوب چكار ميشه كرد منم مثل شما صبر پيشه كردم ولي خوب منم آدمم ديگه دلم به بابام تنگ ميشه. 
براي شما بهترينها رو آرزو ميكنم و همچنين آرزو ميكنم كه هروقت دلتون براي برادرتون تنگ شد خوابشو ببينيد. 
يك سوال ديگه داشتم :به نظر شما يه سنگ صبور - يه محرم راز چه خصوصياتي ميتونه داشته باشه؟ از كجا ميشه پيداش كرد؟(هرچند كه من فكر ميكنم فقط خدا همدم تنهاييهايم ميتونه باشه) 
نهايت تشكر و سپاسگذاري بنده را به خاطر وقت وحوصله اي كه گذاشتيد بپذيريد.
شهاب مرادی :سلام/ چند نکته و پاسخ:
1. خدا را به خاطر این قلب مهربان و شخصیت قدرشناس، شکر کن.
به هر فسرده لب خشک وچشم تر ندهند     قبول داغ محبت به هر جگر ندهند

2. اساسا مکانیزم خواب به گونه ایست که اکثر خواب هایی را که می بینیم پس از بیداری به یاد نمی آوریم. پس شاید بارها خواب او را دیده ای و به یادت نمانده!

3. از احوالات و احساسات عاطفی خود خصوصا در مورد دلتنگی‌هایتان (در جلسات خانوادگی) اعضای خانواده را باخبر کنید تا تدریجا از شدت این احساس کاسته می شود
البته برخی افراد ناخواسته مقاومت درونی نسبت به خروج از حالت سوگ دارند و ترس از آن دارند که با گذر زمان و روال جاری زندگی از غم، غصه و دلتنگی آنان نسبت به عزیز فقیدشان کاسته شود وآن اتفاق(کم شدن غم)را نامردی،بی وفایی و بی غیرتی می دانند!
هرچند که خدای مهربان اراده فرموده بشر پس هر فقدانی با گذر زمان و با بهره بردن از فراموشی و غفلت و... به زندگی عادی باز گردد.
 نترس و دل به خدا بده و پدرت را به او بسپار که او از همه مهربان تر است.

4. شاید این که پدر به خواب تو نمی آید به خاطر بدی تو نیست بلکه خوبی اوست که در حد مست کننده ای غرق در نعمت های خدای مهربان است و جدایی اش را از تو تا صبح قیامت به کوتاهی نیمروزی میپندارد!

5. مادر،برادر یا خواهر و یک دوست و خلاصه هر که با مهربانی ، تعقل و رازداری سخن تو را بشنود و پس از گفتگوی با او احساس سبکی و شادی کنید.
از ابراز لطف شما متشکرم .التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2894  |  175 امتياز

سها رادمند
از ايران
امضا شده : ۱۰ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۲۴
سلام آقاي مرادي  
شهادت حضرت زهرا(س) و همچنين رحلت جانگداز بنيان گذار انقلاب را خدمتتان تسليت عرض مي کنم . 
يک سوال هم داشتم اينکه ايام فاطميه چند دهه است و زمان شروع و خاتمه دهه ها چه موقع مي باشد ؟ 
اجرتون با خانم فاطمه زهرا
شهاب مرادی :سلام/ نظم واحدی ندارد
 
1. تاریخ روز شهادت حضرت صدیقه طاهره در روایات، مختلف نقل شده است و قابل اعتماد ترین آنها به ترتیب سوم جمادی الثانی یعنی95 روز بعد از رحلت رسول خدا(ص) و سیزدهم جمادی الاول یعنی 75 روز پس از رحلت رسول الله است.
 
2. مرسوم هیئات مذهبی در گذشته عزاداری 20 روزه ی فاصله بین این دو نقل شهادت بوده که به ایام فاطمیه معروف شد.
 
3. در دوران نوجوانی به یاددارم که اشخاص و هیئت ها در محله های مختلف به ترتیب از ابتدای ماه جمادی الاول تا 10 جمادی الثانی به صورت 4دهه شب ها جلسات عزاداری برپا می کردند.
 
4. اخیرا در ایام حول وحوش روز شهادت (به دو نقل 75 و 95 روز) جلسات عزاداری برپا می شود و لزوما ده شب نیست.
 
5. اما احترام به هر دو نقل سیره مراجع عظام بوده و هست و مقام معظم رهبری مدظله هر ساله به این مناسبت چند شب مجلس عزا بر پا می کنند و در بیوت سایر مراجع عظام نیز وضع به همین منوال است.
 
6. حضرت زهرا و حضرت امیر مهمترین بنیان هویتی ما هستند و این مناسبت ها بهترین فرصت برای بازشناسی و تحقیق بیشتر و عرض ارادت به این آستان است.
 
7. من چندبار تاکید حضرت آیه الله تبریزی رضوان الله علیه و حضرت آیه الله وحید خراسانی مدظله را بر لزوم توجه به عزاداری و شرکت در مراسم حضرت فاطمه سلام الله علیها را شنیده ام و شرکت این دو مرجع بزرگ با پای برهنه در دسته عزاداری صدیقه طاهره فراموش نمی شود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3225  |  175 امتياز

راضيه88
از اصفهان
امضا شده : ۲۷ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۳۰
سلام... 
خستتون کردم از پراکندگي مطالب معذرت ميخوام... 
التماس دعا زياد. 
(دوست دارم فقط جوابما بديد نوشته هام نباشن.بازم ممنون)
شهاب مرادی :سلام/ دخترم احساس شما در مورد پدرتان وقتی با حس افتخار همراه است و مرز بین خیال و واقعیت برایتان روشن و مشخص است اصلا جای نگرانی نیست.

واقعیت این است که او شهید شده است و نزد خدای مهربان زنده است و روزی می گیرد. درد دلهای شما را می شنود و برایت دعا می کند ولی دیدن و یا احساس کردن او در منزل و کنارتان حتما "توهم" است و اگر این احساس تا ماه آینده ادامه داشت با یک روانشناس بالینی باسواد و متدین مشاوره کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5381  |  175 امتياز

الهه ع
از تبريز
امضا شده : ۰۱ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۵۸
باعرض سلام لطفا کمکم کنيد.آيا خداوند گناهان کبيره مانند خيانت به همسر را مي بخشد؟آيا راهي براي جبران اين خطا وجود دارد؟
شهاب مرادی :سلام/ از گناه و عواقیش باید ترسید و خوب است بدانیم که گاهی سیاهی گناه و بی حیایی در درگاه خدا، توفیق توبه را از انسان سلب می کند و بدا بر احوال گناهکاری که روسیاه بر خدا وارد شود!
 
توبه کنید؛
 
مطمئن باشید خدای غفور و رحیم هر گناهی را می آمرزد.

 
و برای جبران به نوافل پناه ببرید و در مورد گناهتان به کسی اقرار نکنید.
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4966  |  174 امتياز

خانم جامعه شناس
از تهران.فرمانيه
امضا شده : ۱۳ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۷
من23 سال دارم خواستگاري دارم که با من 25 سال اختلاف سني دارد.اگر به تفاهم برسيم و تمام معيار ها با هم جور باشد آيا ميتوان از اين اختلاف سني چشم پوشيد؟
شهاب مرادی :سلام/ ازدواج بهار با زمستان؟! چرا؟

چه ضرورتی برای ازدواج با او وجود دارد؟  آیا تصمیم شما عاقلانه و از روی انتخاب است؟

آیا دختر خانم مجرد در همان محدوده سنی آقای خواستگار 48 ساله‌ی شما (حتی 40 ساله یعنی با 8-7 سال اختلاف) وجود ندارد؟ چرا او از شما خواستگاری کرده؟

حتما به مشاور مراجعه کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4058  |  174 امتياز

نرگس
از تهران
امضا شده : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۴۷
سلام. 
اول اينكه روزتون مبارك باشه استاد گرامي 
دوم اينكه امروز موفق شدم همه 7308پيام و هم96 يادداشت موجود در سايت رو خوندم.حاج آقا خوش به حالتون كه اينقدر عزيزيد و همه دوستون دارن. 
خلاصه اي از پيامها تا جايي كه يادم مونده(اي كاش در حين خوندن يادداشت ميكردم): 
1-چت بد،مضر و مخربه 
2-براي شروع و نزديكي به خدا بايد از انجام واجبات و ترك محرمات شروع كنيم و يادمون باشه كه اعتدال رو رعايت كنيم نه افراط و نه تفريط 
3-از دست رفتن فرصتهاي تدريجي ازدواج براي دختر خانمها به دو دليل عمده اتفاق ميفته1-علاقه هاي يك طرفه(توهم و علاقه سازي)2- روابط غير رسمي 
4-فقط به خواستگار رسمي فكر كنيد ولاغير 
5-خانواده ها اصرار نداشته باشند كه دخترانشون به ترتيب ازدواج كنند. 
6-بستن بخت و ...خرافه است چون دست يافتن به علم سحر و جادو و ... به اين راحتي نيست كه افرادي (اغلب بي سواد يا كم سواد)به اين تعداد زياد مدعي داشتن چنين علم و قدرتي هستند. 
7-براي امر ازدواج استخاره نكنيم. 
8-(قابل توجه خودم)احترام پدرو مادر در هر شرايطي واجبه، در هر شرايطي.حتي اگر ظالم باشند.امام صادق (ع) ميفرمايند اگر كسي نگاه خشم آلود به والدين ظالم خود كندخدا نماز و عبادت او را قبول نميكند. 
9-در توبه هميشه بازه و نبايد به اين موضوع شك كنيم.بايد حواسمان به وسوسه هاي شيطان بعد از توبه باشه.از مرور خاطرات گناه به شدت بپرهيزيم. 
10-بين كار بد و آدم بد به شدت فرق هست و خدا بي نهايت مهربونه و هميشه ميشه به سمت اون برگشت ولي بايد اون كار بدمون رو كنار بذاريم و به آغوشش برگرديم. 
حاج آقا اميدوارم حفظ امانت شده باشه اما هر جاي نوشتارم ايراد داشت لطفاً خودتون اصلاحش بفرماييين. 
يه سوال:از صالح كوچولو چه خبر؟(يادداشت يه لحظه... مورخه 10 آبان 88) 
يا علي.
شهاب مرادی :سلام/ نکات خوبی را فهرست کردید. ان شاءالله این کار به اندازه ی یک گام برای بهتر شدن زندگی جوانان عزیز فایده داشته باشد.
 
اون پسرک نازنین همچنان به دعای شماها نیاز دارد. »»»يه لحظه ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7023  |  173 امتياز

سين
از تهران
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۳۲
سلام 
وقتتون بخير 
يادداشت «بند ناف» رو خوندم. مثال جالب و قابل تاملي زديد. منم اين ترس و دارم اما نه از خودِ مرگ، بلکه از کارنامه اعمالم و از عذاب خدا! 
الان چند دقيقه است دارم به نگرشي از مرگ که در اين مثال بهش اشاره کرديد فکر ميکنم.  
اميدوارم همچين تصوري از مرگ به يه باور قلبي براي هممون تبديل بشه. 
_____________ 
 
يا دداشتتون خيلي خوب بود. 
خسته نباشيد.
شهاب مرادی :سلام/ مگر عذاب، جریمه گناه نیست؟ مادامی که نفَس می کشیم باب توبه مفتوح است و امکان جبران گناه و عوارض آن وجود دارد .
 
خدا هم بسیار مهربان و رئوف است هم بسیار جبران کننده و توبه پذیر!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3449  |  172 امتياز

مهبانو
از تهران
امضا شده : ۱۸ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۱۵
سلام.ميترسم بگم ولي ميگم: 
من 11 سالم20/2/76 
مامان و باباي من وقتي تصميم به ازدواج ميگيرن با مخالفت هاي متنوعي مواجه ميشن و تصميم ميگيرن بدون اينکه وارد شناسنامه کنند ازدواجشون صورت بگيره.ازدواج ميکنند.مامانم ميشه عروس و بابام داماد در جشن عروسي 2 نفره.تا ماه پيش که در تصادف ازبين رفتند15 سال با هم زندگي کردند.من حاصل زندگيشون هستم و يک خواهر و برادر 2قلوگلي و دانيال4 ساله.ما توي خونمون هستيم چون ياد گرفتيم تنها زندگي کردن رو.البته اونها هنوز نفهميدن چه خبره ودنيا--- 
عمو مرادي من ميترسم از زندگي از همه چيز.ما 3تا حرومميم مگه نه؟وحق زندگي نداريم.عمو شما اولين کسي هستين که دارم باهاش حرف ميزنم.من هيچ جا،جا ندارم حتي توي اينترنت چون سنم کمه.وواي اگه کسي بفهمه من حرومم خودم به درک اون 2 تا--- 
عمو من نمازم درسته؟؟؟روزه هام؟؟مگه نه اينکه خدا من رو قبول نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟ 
عمو ميدونم شما هم به چشم 1 بچه به من نگاه ميکنيد اونم حروم.پياماتون و پي ام گذاشته هاتون مال 18،20 به بالاهاست.دلم گرفته فقط به خاطر اين 2تا زنده ام و تلاش ميکنم.دوستون دارم عمو جونم. 
ببخشيد.
شهاب مرادی :سلام/ مخفی نمی کنم که ادبیات این متن به دختر خانم یازده ساله نمی خورد! یعنی شاید سرِکاری باشه.

ولی من جدی می گیرم و پاسخ می دهم:

ثبت ازدواج در شناسنامه ربطي به ازدواج شرعي ندارد
ممکن است پدر و مادر مرحوم شما خوشان یا توسط عاقد، عقد ازدواج را جاري کرده باشند (کاری که کمتر از یک دقیقه زمان لازم دارد)و آنها همسر شرعی بوده اند و طبعا فرزندان آنها هم حلال زاده.
اگر پدر و مادرتان اهل نماز و رعايت احکام اسلامي بوده اند قاعدتا عقد شرعي ازدواج را جاري کرده اند و ثبت نکردن ازدواج در شناسنامه هيچ ربطي به وجه شرعي ازدواج ندارد .
حتي اگر شما در اين باره شک هم داشته باشيد نمي توانيد خود را فرزند حرام بدانيد!
فقط در صورتي مي توانيد چنين سخني بگوئيد که يقين داشته باشيد تمام رابطه آنها حرام(زنا) زناشویی بدون عقد شرعی ، که پديد آمدن چنين يقيني بسيار بسیار بعيد است!
از کجا اطمينان داريد پدر و مادرتان اين کار را نکرده اند ؟!
گذشته از همه اينها حتی کسي که از ارتباط نامشروع به دنيا امده است هم نماز و روزه اش قبول است.
خدا نيز ارحم الراحمين و عادل است و معنا ندارد کسي را که هيچ لغزشي نکرده است از رحمتش دور کند .
--------------------------------------
از ابراز لطف و دوستی شما متشکرم. لطفا در مورد نحوه تامین مخارج و مدیریت زندگیتان برایم بنویس.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2443  |  171 امتياز

1122
از کرمان
امضا شده : ۲۱ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۲۳
سلام،اقاي مرادي شماموقعي که در کرمان بوديد من پشت سرشماخيلي غيبت کردم، 
اين پيام فرستادم که ازشماعذرخواهي کنم انشاالله منو ببخشيد.
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی .بخشیدم. ولی چرا غیبت؟!
 غیبت دون شأن شماست. غیبت گناه خطرناکی است که معمولا با تهمت و بدگمانی همراه میشود و ...

 اگرغیبت کردن شما از يک واعظ، مانعی برای شنیدن مطالب او و مانعي براي هدایت احتمالي دیگری بشود و ...، در پيشگاه خدا مسولیتتان سنگین تر و کار سخت می شود و... پس در مورد ديگران هم احتیاط کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2324  |  170 امتياز

67فرياد بي صدا
از k
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۰۲
سلام حاج اقا.من از 10 سالگي استمناء را شروع كردم.از اين كاري كه انجام مي دادم هيچ اگاهي نداشتم.در پانزده سالگي فهميدم كه اسم اين حسي كه به من دست مي دهدشهوته واين كار از گناهان كبيرست واسم اين كار من استمناء است.به من حق بدهيد كه بعداز چندسال كه متوجه شدم اين كار گناه دارد ترك كردنش سخت بود.استمناء جزئي ازعادات من شده بود.حالا درسن 20 سالگي زيان هاي اين عادتم را درسايت شما خواندم.ازخودم تنفرپيداكردم.حا اقا من 10 سال ملعون خدا قرار گرفته ام.من 10 سال ازرحمت خدا دور بوده ام.تقصيرمن چيه كه ندانسته واز روي ناداني دست به اين كار زدم.حاج اقا من توي اين 10 سال خيلي ضرر كردم.تصميم گرفته ام كه ترك كنم.كمكم كنيد.خواهش مي كنم جوابم را بدهيد.
شهاب مرادی :سلام/ اگر در ترک دچار مشکل شدید حتما به روان شناس مراجعه کنید و اصلا نگران نباشید، توبه ضررهای گناه را جبران می کند و فراموش نکنید که
 
 
«« خدا بسیار بسیار جبران کننده است هوالجبّـار »»
 

 
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1797  |  170 امتياز

راموزي
از آذربايجان-تبريز
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۰۸
سلام استاد اخلاق.درست ميگوييد گفتگو در خانواده ها خيلي كم است چون پدر خانواده(تحمل)اين كه من فرزند نقاط ضعفش را هرچند به مهرباني بگويم ندارد  
راستي شنيده ام زياد عطر ميزنيد! 
مواظب باشيد "اسراف "نكنيد كه خطرناك است
شهاب مرادی :سلام/ هرچند در تشخیص نقاط ضعف دیگران تلاش کنی از عیوب خودت غافل می مانی.
 
من فعلا نقطه ضعفم را خواندم و گوش کردم اما چون نظر شما با نظر و سنت رسول خدا مغایر است نظر جناب عالی را نمی پذیرم.
 
خوب است بدانید که: در خريد عطر و استعمال آن اسراف وجود ندارد و امام صادق فرمودند: «کان رسولُ اللّه‏ مایُنْفِقُ عَلی طیبِه اَکْثَرُ مِمّا یُنْفِقُ لِطَعامِهِ؛ پولی که پیامبر صرف خوشبو کردن خودشان می‏کردند، زیادتر از آن پولی بود که خرج غذا و طعام ایشان می‏شد».
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1602  |  169 امتياز

بي قرار
از اصفهان
امضا شده : ۰۵ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۲۲
سلام 
هميشه به دنبال روزي،ساعتي ويا حتي لحظه اي معنوي وبا معرفت مي گردم تادرآن لحظه ها خواسته ها ونياز هاي خود را باخدا در ميان بگذارم وبا زبان بي زباني از او بخواهم (با اين که مي دانم خود او به همه ي آنها آگاه است)ولي نمي دانم چرا هميشه در آن لحظه هاي کمياب هيچ حرفي براي گفتن ندارم وهيچ چيز نمي توانم بگويم فرقي هم نمي کند که خواسته ونيازم مادي باشديا معنوي . 
شما نمي دانيد چرا؟؟؟
شهاب مرادی :سلام/ لحظات ناب رمضان دم افطار است و لحظات سحر و هر دو موقع خوب و تضمین شده ایست برای دعا.
شما هر روز لحظه ی شاد افطار (که فرمودند انّ لصائم فرحتان فرحة عند الافطار ...) یک دعای رد نشدنی در درگاه خدای مهربان دارید، دعا کنید چرا دعا نکنید؟
و بهتر است برای شروع از دعاهای معروف آغاز کنید؛ دعاهای قرآنی و یا ادعیه ای که در کتاب شریف مفاتیح الجنان آمده
مثلا دعای افتتاح یا دعاهای گوناگونی که برای تعقیب نمازها سفارش شده. مهم است ساده نگیرید!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10162  |  166 امتياز

حميده
از قم
امضا شده : ۲۳ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۳۹
سلام حاج اقا 
- خدا اخويتونو بيامرزه 
خدا خيرتون بده 
 
- راستي اين که ميگن سير 
از گشنه خبر نداره همينه 
من واقعا باورم نميشه 
همچين ادمايي وجود داشته باشن 
خدا قسمت نکنه 
 
- حاج اقا يه سوال داشتم: 
يه پسري اومده خواستگاري يه  
دختر اين دختر بد بخت مدتي پيشش 
به پسره اس ام اس ميزده که بگه 
دوسش داره 
ه نظر شما توي خواستگاري  
بايد بگه که اون مزاحم خود اين دختر بوده يا نه؟
شهاب مرادی :سلام/ حالا که تحت تاثیر قرار گرفتید اقدام به کمک کردید؟ یا نه؟ بنویسید تا دوستان دیگر هم تشویق شوند

اما آن دختر خانم:
چرا بگوید؟!
چرا اس ام اس زده؟
اگر نگوید چه می شود؟
تا کی می تواند مخفی کند؟ سخت است؟ مهم است؟
اگر بعد از ازدواج بگوید عکس العمل شوهرش را چگونه پیش بینی می کند؟
چرا دوستش داشته؟
او را از کجا می شناخته و چقدر؟

وچند سوال اساسی تر
معیارهای دختر در مورد همسر مناسبش چیست؟
آیا خواستگارش با معیارها تطبیق دارد؟
با چه سوالاتی از او اطلاع بیشتر کسب کرده؟
چه مهارتهایی را برای انتخاب درست و آگاهانه همسر آموخته ای؟
فهرست نبایدها و هشدارهای قبل از انتخاب را میدانی؟
با چه کسی در این موضوع مهم و اساسی ترین انتخاب عمر مشورت کرده؟
و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7758  |  165 امتياز

پروين
از کرمانشاه
امضا شده : ۰۱ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۰۵:۴۶
باسلام خدمت استادحجت الاسلام شهاب مرادي يه سوال داشتم من ترم تابستاني واحد برداشتم امتحاناتم خورده وسط ماه رمضان.اصلا نمي تونم روزها درس بخونم ميتونم روزه نگيرم
شهاب مرادی :سلام/ روزه واجب است.
 
به نظر شما این باور که "امتحان دارم نمی توانم روزه بگیرم" باور درستی است؟ خب دیگری هم بگوید کار دارم و ... من هم بگویم منبر دارم مطالعه و سخنرانی و پاسخ به مردم و ...
 
پسر گل قدر ماه رمضان را و روزه را بدان حتی برخی از اولیا خدا آرزو دارند روزه بگیرند اما به علت بیماری نمی توانند. روزه سپر آتش جهنم است الصوم جُنّةٌ من النار و من آفات الدنیا
 
بدان که تحصیل تمام علوم یکجا نمی ارزد که یک نماز یا یک روز روزه را از دست بدهی. بخشی از مطالعه و درس خواندنت را به سر شب و سحر منتقل کن و برکتش را تجربه کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10954  |  165 امتياز

sadegh
از tehran
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۳
سلام رسيدن به خير زيارت قبول ان شالله براي اولين بار عازم مکه ام.حلال کنيد حاج آقا.اگه ميشه يه توصيه کنيد که بهترين استفاده رو ببري اونجا چون شايد ديگه قسمتمون نشه.ممنون
شهاب مرادی :سلام/ خوشا به حالت. قدر لحظات اين سفر را بدان
و براي همه آرزومندان زيارت رسول خدا و صديقه طاهره و ائمه بقيع عليهم السلام دعا کن 
و لطفا براي من ؛ کنار مزار حضرت خديجه دعا کن لطفا مفصل!
و سلامم را به آن بانوي بزرگ و با عظمت برسان و برايم از مادر مهربان مومنين هديه اي بگير.
او پيشگام در ايمان است و بعد از رسول خدا و اميرالمومنين اولين مومن است ؛ از او در دينداري و ايمان و يقين و... براي همه بخواه و براي اين روسياه
فراموش نکني !
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5780  |  164 امتياز

عسلامضا شده : ۰۶ اسفند ۱۳۸۵ ساعت ۱۶:۳۵
حاج آقا من عاشق همكارم شدم 2 ماه با هم تلفني حرف زديم اونم ميگفت منو دوست داره ولي حالا جدا شديم من نميتونم فراموشش كنم دعا هم ميكنم ولي مستجاب نميشه نميدونم چيكار كنم .من 31 سالمه و ازدواج نكردم هيچ كس رو هم نميتونم جايگزينش بكنم وبرام دعا كنين يا يه راهي نشون بدين .سر همين ماجرا به افسردگي خفيف دچار شدم .ممنونم از لطفتون
شهاب مرادی :سلام/ این روابط هر چند (به نظر شما) غیر جنسی و سالم ، ولی برای دخترخانم ها خصوصا در سنین شما ریسک است چون ذره ذره شانس ازدواج را از شما میگیرد.
یک علاقه مندی سالم باید فورا در " پروسه " ازدواج قرار گیرد.
خواستگاری و.... کنترل و هدایت این امر را باید دختر خانم ها در دست داشته باشند.
بعیده شما افسرده باشید( چه خفیف - چه شدید) مگر چند روز گذشته؟! زندگی تان را با شادی ادامه بدید
و از خطاها استغفار کنید.
شما الان ناراحتید .نه افسرده.


یادم باشه یه مطلب در مورد دعا واستجابت و کاربرد اشتباه این دو کلمه مظلوم بعدا بنویسم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2359  |  163 امتياز

الناز
از استان تهران
امضا شده : ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۰۲
سلام  
من يه گناه بزرگي کردم به نيت اينکه نظر طرف مقابلم را براي ازدواج جلب کنم که البته با توجه به اينکه ايشان هم موافق بودن. فعلا درکارم البته به نظرم موفق بودم.ناگفته نماند که ايشان هم اينکار رو کرده بودندو ازمن درخواست انجام آن را داشتند.حالا براي من خواستگار آمده و من هم بايه کوله پشتي پر از گناه و دروغ چه بايد بکنم.من الان مشکلم اينه که چکار بايد بکنم باگناهانم که هر کدوم به اندازه يک دنياست.
شهاب مرادی :سلام/ چاره هر گناهی توبه است. هر نسخه ای غیر از توبه نادرست است و دارو نیست؛ زهر است!
 
الان با این حال ازدواج نکن و پاسخ منفی هم به خواستگارت نده و کمی زمان بگیر و حتما با یک مشاور خانم راحت مسائلت را مطرح کن و به چند جلسه روان درمانی نیاز دارید تا آرامشت را به دست آوری.
 
»»» این پاسخ را هم بخوان لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8940  |  163 امتياز

حسين110313
از karaj
امضا شده : ۰۴ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۴
سلام.سال نو مبارک.حاجي من روز اول فروردين ساعت 2:50 پيام نوشتم ولي جوابش رو ندادي... 
... 
فقط مي گيد تقوا .بابا ديگه داريم مي ميريم... .
شهاب مرادی :سلام/ تبریک و سپاس.
 
ازدواج دائم یا موقت، عصمت نمی آورد. مرد و زن مسلمان (مجرد و متاهل) باید چشم و خیال و دامن خود را به پاکی عادت بدهند.
 
دَرسَت را بخوان و خودت را با پرداختن به مباحث نامربوط و... بیش از این از لحاظ جنسی تحریک نکن!
 
باز هم به پاکدامنی و تقوی توجه داشته باش. 
وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لاَيَجِدُونَ نِکَاحاً حَتَّي‏ يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ (نور-33)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1974  |  162 امتياز

sadaf
از teh
امضا شده : ۰۲ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۲۱
دوستان عزيز اعمال ليلة الرغائب را از دست ندهيم 
 
شب جمعه اوّل ماه رجب را ليلة الرَّغائب مي‌گويند.  
براي آن عملي از حضرت رسول صَلَّي اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله وارد شده با فضيلت بسيار.از جمله فضيلت او اين است که گناهان بسيار بسبب او آمرزيده شود و کسي که نماز ان را بگذارد چون شب اوّل قبر او شود، حقّ تعالي بفرستد ثواب اين نماز را بسوي او به نيکوتر صورتي با روي گشاده و درخشان و زبان فصيح پس با وي گويد اي حبيب من! بشارت باد تو را که نجات يافتي از هر شدّت و سختي گويد تو کيستي؟ بخدا سوگند که من روئي بهتر از روي تو نديدم و کلامي شيرين‌تر از کلام تو نشنيده‌ام و بوئي بهتر از بوي تو نبوئيدم. 
گويد من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردي؛ امشب بنزد تو آمدم تا حقّ تو را ادا کنم و مونس تنهائي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود من سايه بر سر تو خواهم افکند در عرصه قيامت پس خوشحال باش که خير هرگز از تو معدوم نخواهد شد. 
وکيفيت آن چنان است که  
روز پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه ميداري چون شب جمعه داخل شود ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز مي‌گذاري هر دو رکعت به يک سلام  
 
و در هر رکعت از آن يک مرتبه حمد و سه مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ و دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ مي‌خواني و چون فارغ شدي از نماز هفتاد مرتبه مي‌گوئي 
 
« اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ الاُْمِّيِّ وَعَلي آلِهِ» 
 
پس به سجده مي روي و هفتاد مرتبه مي‌گوئي: 
 
« سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ»  
 
پس سر ازسجده برمي‌داري وهفتاد مرتبه مي‌گوئي 
 
« رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِيُّ الاَعْظَمُ» 
 
پس باز به سجده مي‌روي و هفتاد مرتبه مي‌گوئي: 
 
« سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» 
 
پس حاجت خود را مي‌طلبي که انشاءالله برآورده خواهد شد. 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله که از فیوضات لیلة الرغائب و ماه خوب رجب محروم نشویم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6411  |  161 امتياز

مهدي
از تهران
امضا شده : ۱۸ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۵۵
بسمه الله 
سلام 
خوبيد - خسته نباشيد آقا شهاب 
من طلبه اي هستم كه در سال هشتم حوزه درس مي خونم البته اسمش درس خوندنه فقط براي امتحانها ميرم قم و ميام-به خاطر مسائلي از سال دوم شهريه نگرفتم الانم نمي گيرم 
پدرم بازنشسته نيروي انتظاميه و الان داره مسافر كشي ميكنه شكر حق وضع مالي خوبه و دستمون به دهنمون ميرسه 
البته ناگفته نمونه يه جاهايي هم با سيلي صورت سرخ ميكنيم 
الان شش ماهي هست چون تهران نتونستيم خونه تهيه كنيم اومديم اطراف كرج من الان دارم تو يه ساندويچي كار ميكنم اونجا صندوق دارم چون معافيت ندارم خوب كار برام پيدا نميشه 
حقوقش 250 تومنه كه هشتاد تومنش ميره براي كرايه ماشين 
ببين حاج آقا مشكل من اينه كه نياز شديدي به يك همدم و همراه پيدا كردم و بايد ازدواج كنم اما تمكن مالي ندارم موندم به خدا 
از طرفي مي خوام پا پيش بذارم و با وام و قرض و قله برم جلو از طرفي جرات نميكنم اول بسم الله برم زير بار قرض 
چون خيلي از بر و بچه هاي طلبه رو ديدم كه اين جوري رفتن و جلو و الان موندن وام ميگيرن كه قسط يه وام ديگه رو بدن 
خلاصه اينكه موندم خيلي تنهام كسي رو ندارم باهاش درد دل كنم 
خيلي ميترسم يه برادري بكن اگه راهي به نظرت مياد بگو 
قبلا هم پيام دادم ولي جوابي نگرفتم 
خدا خيرت بده ياعلي
شهاب مرادی :سلام/ و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب.
 
با قصد قربت، همه هم و غمتان را تحصیل و درس قراردهید که اگر چنین شد حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه حامیتان خواهد بود و در حدیث معتبر امده است که خداوند فرمود : روزی اهل علم با من است بدون واسطه و روزی دیگران به واسطه ...
 
از اذکاری که در باب وسعت رزق وارد شده مانند : ذکر استغفار، تعقیبات نماز صبح , روزی صد بار ذکر "لا اله الاالله الملک احق المبین" , مداومت بر ذکر "اللهم اغننی بحلالک عن حرامک و بفضلک عمن سواک" در قنوت نماز و ... مفاتیح الجنان آشناتر شوید. و نشاط در عبادت رعایتش مهم است!
 
بهترین ذکر برای گشایش ؛"اللهم صل علی محمد و آل محمد" است .
 
نمی توانم تعجبم را از عدم اعتماد شما به خدای مهربان پنهان کنم.
 
در باره ازدواج با توکل و توسل اقدام کن ؛
 
ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله والله واسع علیم
 
این وعده الهی را جدی بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2151  |  160 امتياز

گراويتون
از تبريز
امضا شده : ۰۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۳۹
بسم الله النور  
سلام حاج آقا مرادي اميدوارم که وقت داشته باشيد تا پيام منو بخونيد و بهم جواب بدهيد ، واقعا به کمکتان احتياج دارم. 
دختري هستم 21 ساله و دانشجوي ترم 7 ، چندي قبل يکي از پسرهاي ترم بالايي ازم خواستگاري کرد 24 ساله است و معافيت پزشکي دارد (به علت ديسک کمر) و فعلا شغلي ندارد ولي فردي با ايمان است . بار اول که آمد و پيشنهاد ازدواج داد خيلي شوکه شدم اصلا تا به حال متوجه نشده بودم که به من علاقه دارد ولي چون نزديکي هاي کنکور ارشد هست گفتم قصد ازدواج ندارم و از طرفي او هم بيکار است . يک ماه بعد دوباره آمد و گفت که کار پيدا کرده است، تدريس در يک آموزشگاه خصوصي و اجازه خواست که بعد از کنکور ارشد خانواده اش را بفرست براي خواستگاري رسمي ، ولي من هيچ جوابي نداشتم که بهش بدهم چون از پدرم مي ترسم پدرم فردي بسيار خودراي است يک چيزي تو مايه هاي هيتلر! ( سال پيش پسر دوستش ازم خواستگاري کرد و بعد از يکسال علاف کردن آن بيچاره بهش جواب رد داد آخرش هم به هيچکس نگفت که چرا بعد از يکسال جواب سربالا دادن ردش کرد؟) مي ترسم اگه بابام بفهمه، فکر کنه که من تو اين سه سالي که دانشگاه مي رفتم با اين پسره دوست بودم درحالي که اصلا اينطوري نيست من با اين پسره حتي يک کلمه هم حرف نزده بودم. پدرم فکر مي کند که هيچ کس در حد و اندازه هاي خانواده ما نيست و تا به حال خواستگاران زيادي را به اين علت و بدون مشورت با من و مادرم رد کرده است ولي اين همکلاسي ام با بقيه فرق مي کند و من يه جورايي ازش خوشم مي ايد بسيار چشم پاک است و خيلي هم به خدا ايمان دارد درست برعکس پدر من که از اسلام فقط نماز خواندنش را بلد است و بس.  
اين پسره که ازم خواستگاري کرده به نظر نمي رسد که احساسي تصميم گرفته باشد چونکه بسيار در مورد من تحقيق کرده است. 
با توجه به مطالعه اي که براي کنکور داشته ام و با توکل به خدا اميدوارم که از کارشناسي ارشد قبول شوم براي همين تصميم گرفتم به اين خواستکارم بگم که بعد از اينکه من ارشد قبول شدم بيايد خواستگاري يعني چيزي حدود يکسال بعد و ميدانم که قبول مي کند چون گفته که تا هر وقتي که من بگم منتظر مي ماند البته به شرطي که بداند که جواب من مثبت است. 
خواهش مي کنم کمکم کنيد و بهم بگيد چيکار کنم؟ ايا با توجه به اينکه مي دانم به احتمال زياد پدرم قبول نمي کند بر خلاف ميل خودم به همکلاسيم جواب رد بدهم يا اينکه صبر کنم تا بلکه گذر زمان همه چيز را حل کند؟ 
 
ببخشيد يه خواهشي هم داشتم اين پيام رو تو تلويزيون نگين چونکه بابام برنامه شما رو تو مردم ايران سلام مي بينه و خيلي هم تيزه ممکنه متوجه بشه و برام دردسر ايجاد کنه. 
 
خداحافظ
شهاب مرادی :سلام/ 1. این "خواستگاری" نیست "پیشنهاد ازدواج" یا "کسب اجازه ی آمدن به خواستگاری"است.
2. خواستگاری رسمی را اصلا به تاخیر نیاندازید.
3. پس از خواستگاری رسمی و گفتگوی با آقا پسر و پس از مشورت با خانواده بله یا خیر را بگویید نه الان!
4. اگر پدر بیننده ی برنامه است چرا جلسات خانوادگی را راه نیانداخته اید؟
 با تشکیل این جلسات و شروع گفتگو، روحیه بابا از دیکتاتوری به دمکراسی نزدیک می شود. و تعامل شما هم منطقی تر می شود.
5. به "خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دختران" توجه داشته باشید!
=============
یاددآوری:
=============
با  اين افراد اصلا ازدواج نكنيد :
1. معتاد (مگر ترك انگيزه اي كند و ديگر معتاد به حساب نيايد)
2. بيمار رواني (بيماري كه ارتباطش را با واقعيت از دست داده و تا كاملا درمان نشده)
3. بي دين و لا مذهب ( رعايت اين توصيه براي تمام افراد بشر با هر دين و مذهبي مفيد است)
4. بد اخلاق ، تند خو (كسي كه اخلاقش قابل پيش بيني نيست)
5. مادي و بخيل
6. مجرم خو ، تبهكار و خلاف كار
7. دوست باز افراطي (و مطلقا بي تمايل نسبت به خانواده)
8. بي كاره و علاف
9. زن زيبا از خانواده فاسد
10. بچه ننه (حالت افراطي ِ وابستگي به مادر وخانواده)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2042  |  160 امتياز

صديق
از استان فارس
امضا شده : ۱۳ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۹
با سلام به خاطر شماست که من برنامه مردم ايران سلام را نگاه مي کنم من در يک خانواده مذهبي و شهيد بزرگ شدم يکي از داداشهاي من طلبه است من يک خواستگار طلبه داشتم که نتوانستم درست روي ملبس شدنشان تصميم بگيرم مي دانم کسي که پيامبر را قبول کرد بايد لباسش هم قبول کنه از اون موقع تا حالا عذاب وجدان دارم يعني خدا به خاطر اين کارم عذابم مي ده منتظر راهنمايي شما هستم
شهاب مرادی :سلام/ اهمیت جایگاه روحانیت و کارکرد آن و معنویت و روحانیت زندگی طلبگی درست است و محترم ولی مهم است که دختر خانم آمادگی این سبک زندگی را داشته باشد.
به نظر من (اگر شما واقعا آمادگی زندگی با یک طلبه معمم را نداشتید و برای شما سخت بوده) کار پسندیده ای کردید
و برای یک آقا پسر طلبه هم بهتر است که با دختر خانمی همراه و موافق ازدواج کند.
دقت کنيد:
چون ازدواج با روحانی مثل: ازدواج با یک نظامی، يا يک هنرمند يا هنرپيشه يا يک چهره ی مشهور، با توجه به جایگاه اجتماعی او یک ازدواج خاص است و با سایر انتخاب ها متفاوت است و اگر دختر با شرایط شما صرفا به خاطر ثواب (یا به اشتباه از ترس عقاب) با طلبه ازدواج کند معمولا مزاحم انجام وظیفه طلبه خواهد شد! و میزان احتمال موفقیت آن ازدواج پایین می آید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2024  |  158 امتياز

نيما علياني
از اهواز
امضا شده : ۰۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳۹
سلام 
ج1) به نظر من عدم توانايي در بيان احساسات،  
عدم توانايي در فهم احساسات خود و طرف مقابل،  
عدم علاقه ي اوليه بين زوجين،  
نگراني از بالا آمدن گل و لاي کف حوضچه ي زندگي مشترکشان،  
و در مواردي هم احساس گناهکار بودن هميشگي خود در مشکلات زندگي(خودتخريبي)  
 
ج2) من متاهلم.  
در زندگي مشترک با همسرم تا مدتي قبل دچار خودتخريبي بوده ام و اين در حالي بود که همسرم به شدت سعي در تقويت تواناييها و اعتماد به نفس من داشته و دارد. مدتي است که سعي مي کنم با او بيشتر سخن بگويم،  
به وظائف لحظه اي خودم در لحظه فکر کنم و طوري رفتار کنم که (واقعا) احساس کند دارم او را سرپرستي مي کنم.  
احساس مي کنم مي توانم و اين احساس را او به من تزريق کرده. 
شما هم راهنمايي کنيد. 
ياعلي
شهاب مرادی :سلام/ قابل استفاده و موثر... متشکرم.


همچنان منتظر پاسخ مابقی دوستان

به دو سوال یادداشت "فرار از گفتگو" هستم

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4383  |  157 امتياز

ياعلي
از كاشان
امضا شده : ۱۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۳۴
سلام 
با تشكرازجنابعالي 
ممنون ازجوابتون 
بايد عرض كنم خدمتتون كه "اطاعت امر" 
باتوكل به خداودعاي خيروياري شماسعي ميكنم شرايطم راتغييربدهم جون اكربخوام برداشتم اززندكي راتغييربدم خودم را فريب دادم 
درباسخ به اون خانم كه فرموده بوديد:"جراباسطل آشغال هازندكي ميكنيد" 
خيلي سخن زيبايي ولي جطورمن هم اينكارراانجام بدم درصورتيكه "عذرميخام شرمنده هستم"مدام خاطرات زباله اي تكرارميشه و درزندكي روزانه ام تاثيرميكذاره؟؟ 
نميدونم براي قدرداني ازشما جي بنويسم ياجه كاري انجام بدم؟؟ 
فقط ميتونم براي موفقيت وسربلندي شما دعاكنم و بنويسم خداخيرتون بده 
 
باتشكر 
ياع لي
شهاب مرادی :سلام/ توبه علاج این مشکلات است! پس از توبه به خودت بگو:
 
«من توبه کردم و خدا مرا بخشیده و آن گناهان دیگر در نامه‌ی عمل من نیست و محال است خدا برای آن گناه مرا عقوبت، عذاب و یا حتی سرزنش کند.»
 
(گویی با صدای بلند به شیطان می گویی خفه شو!)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6579  |  157 امتياز

مسعود فرياد
از کرج
امضا شده : ۰۷ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۳۷
سلام شهاب عزيز خسته ام از مناسبات شرکتي که در آن کار ميکنم ديوانه شدم سنم رفته بالا کار نميتوانم پيدا کنم فقط تحمل ميکنم و روزها را ميکشم تا اينکه زمان مردنم برسه خوش به حالت تو خيلي سعادتمندي به شما روحانيون خيلي غبطه مي خورم حتما در عالم ازل کاري کرديد که استحقاق شو پيدا کرديد نوش جانتان من در يکي از اين شرکتهاي تابعه خودرو سازي هستم نميودوني جه خبره گفتني نيست دعا کن داغون داغونم
شهاب مرادی :سلام/ سخت نگیر!
مراقب باش دچار افسردگی ، سوءظن  و کج خلقی با خانواده نشوی!
و در صورت لزوم همکارانت را مشفقانه نهی از منکر کن.

و از خدا برای شغل بهتر کمک بخواه و برای بهبود رزق و روزی در کنار استغفار و صله رحم و احسان فراوان به والدین و... هر شب مقید باش که

تعقیبات نماز عشاء را بخوانی ؛ اللهم انه لیس علم لی بموضع رزقی...
و نافله عشاء نماز (وتیره) را به این شیوه که مرحوم محدث قمی نقل فرموده‌اند، بخوانید:
(دو رکعت نماز نشسته در رکعت اول پس از حمد سوره واقعه و رکعت دوم پس از حمد قل هو الله)

دوستان حتما در منزل در کنار مهر و سجاده مفاتیح داشته باشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7541  |  156 امتياز

محسن
از چالوس
امضا شده : ۰۴ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۰۳
سلام حاجي آقا شما واقعا سنگ صبور اين کافه شلوغ هستيد 
مي خواستم يک سوالي که فکر مي کنم به درد خيلي از جوان ها(مثل خودم)مي خوره طرح کنم 
آيا جوان مي تواند سرگرمي داشته باشد يا خير اين سرگرمي هم متفاوته يکي مثل من روزنامه سرگرميشه وديگري چيز ديگه  
آيا روحانيت و اشخاص ديگر که مي گويند زمان ما براي رسيدن به فلاح و رستگاري کم است با اين سرگرمي منافات دارد ؟
شهاب مرادی :سلام/ اسلام دین اعتدال است. آدمی برای رسیدن به فلاح به تفریح سالم هم نیاز دارد. یادداشت توپ های گلف و زندگی را بخوان.
سخنی از آقا امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام (از حکمت های نهج البلاغه -390) :
 لِلْمُؤْمِنِ ثَلاَثُ سَاعَات:  فَسَاعَةٌ يُنَاجِي فِيهَا رَبَّهُ،
 وَسَاعَةٌ يَرُمُّ مَعَاشَهُ،
 وَسَاعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَبَيْنَ لَذَّتِهَا فِيَما يَحِلُّ وَيَجْمُلُ و َلَيْسَ لِلْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ شَاخِصاً إِلاَّ فِي ثَلاَثٍ:
 [1] مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ،
 [2] أَوْ خُطْوَةٍ فِي مَعَادٍ،
 [3] أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ.

 انسان مؤمن ساعات زندگى خود را به سه بخش تقسيم مى‏كند: قسمتى راصرف مناجات با پروردگارش مى‏نمايد، قسمت ديگرى را در طريق اصلاح معاش‏ و زندگيش به كار مى‏گيرد و قسمت‏ سوم براى بهره‏گيرى از لذتهاى حلال و دلپسند.
وبراى شخص عاقل درست نيست كه حركتش جز در يكى از اين سه جهت‏ باشد:
براى اصلاح امور زندگى،
يا در راه آخرت
و يا در لذت غير حرام.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2187  |  154 امتياز

محمد رضا
از تهران
امضا شده : ۰۱ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۲۸
سلام حاج آقا. 
حتماً ميگيد اي بابا باز اين مزاحم سر و كله ش پيدا شد! 
چه كنيم ديگه دلمون اينجا گير افتاده. شما تحمل بفرماييد ممنون ميشيم. 
حاج آقا يه سؤال (مسئلة ٌ يا شيخ) : چرا وقتي توبه مي كنم هنوز حسم خوب نيست؟ مثل ميخي كه به ديوار كوبيده ميشه و وقتي درش مياري جاش مي مونه. اگه اين مثال ، صدق كنه كه هيچ وقت به آرامش نمي رسم. 
به نظر شما اين عدم آرامش نشونه ي عدم پذيرش توبه از طرف خدا نيست؟ 
اجركم عندالله
شهاب مرادی :سلام/ برعکس؛ این عدم آرامش به دلیل استدلال غلط و توسل به تمثیل ها و قیاس های نابجاست و نشانه ای از خشم شیطان و وسوسه های اوست.
والا خدای مهربان که تواب است و سخنش در باره توبه و پذیرش آن در قرآن کریم، آشکار و روشن است :... يبدل الله سيئاتهم‏ حسنات؛
 بله با توبه و ایمان و عمل صالح سیئات به حسنات تبدیل می شوند! بدی فقط پاک نمی شود بلکه به خوبی تبدیل می شود.

« الا من تاب و آمن و عمل عملا صالحا فاولئك يبدل الله سيئاتهم‏ حسنات و كان الله غفورا رحيما »

و برای تامل بیشتر عینا بخشی از ترجمه تفسیر المیزان را پیوست می کنم:
[ و اما اينكه تبديل گناهان به حسنه چه معنا دارد؟ مفسرين وجوهى ذكر كرده اند: بعضى گفته اند: خداوند گناهان سابق ايشان را با توبه محو مى كند و اطاعتهاى بعدى ايشان رامى نويسد، در نتيجه به جاى كفر و قتل به غير حق و زنا، داراى ايمان و جهاد - يعنى قتل به حق - و عفت و احصان مى شوند.
بعضى ديگر گفته اند: مراد از سيئات و حسنات ، ملكاتى است كه از آن دو در نفس پديد مى آيد، نه خود آنها و خدا ملكه بد آنان را مبدل به ملكه خوب مى سازد.
بعضى ديگر گفته اند: مراد از سيئات و حسنات ، ثواب و عقاب آنها است ، نه خود آنها و خدا از چنين كسانى عقاب قتل و زنا را مثلا برداشته ثواب قتل به حق و عفت مى دهد.
ليكن خواننده عزيز خودش به خوبى مى داند كه اين وجوه در يك اشكال مشتركند و آن اين است كه : كلام خداى را از ظاهرش ‍ برگردانده اند، آن هم بدون هيچ دليلى كه در دست داشته باشند.
زيرا ظاهر جمله : ((يبدل اللّه سيئاتهم حسنات ))، مخصوصا با در نظر داشتن اينكه در ذيلش فرموده : ((و خدا غفور و رحيم است ))، اين است كه : هر يك از گناهان ايشان خودش مبدل به حسنه مى شود، نه عقابش و نه ملكه اش و نه اعمال آينده اش ، بلكه يك يك گناهان گذشته اش مبدل به حسنه مى شود، اين ظاهر آيه است ، پس بايد با حفظ اين ظاهر چاره اى انديشيد.
حسنه يا سيئه بودن عمل منوط به آثار عمل است وتبديل سيئات به حسنات نيز به معناى تبديل آثار است
و آنچه به نظر ما مى رسد اين است كه بايد ببينيم گناه چيست ؟
آيا نفس و متن عمل ناشايست گناه است و در مقابل نفس فعلى ديگر حسنه است و يا آنكه نفس فعل و حركات و سكناتى كه فعل از آن تشكيل شده در گناه و ثواب يكى است و اگر يكى است - كه همينطور هم هست - پس گناه شدن گناه از كجا و ثواب شدن عمل ثواب از كجا است ؟
مثلا عمل زنا و نكاح چه فرقى با هم دارند كه يكى گناه شده و ديگرى ثواب ، با اينكه حركات و سكناتى كه عمل ، از آن تشكيل يافته در هر دو يكى است ؟ و همچنين خوردن كه در حلال و حرام يكى است ؟ اگر دقتى كنيم خواهيم ديد تفاوت اين دو در موافقت و مخالفت خدا است ، مخالفت و موافقتى كه در انسان اثر گذاشته و در نامه اعمالش نوشته مى شود، نه خود نفس فعل ، چون نفس و حركات و سكنات كه يا آن را زنا مى گوييم و يا نكاح ، به هر حال فانى شده از بين مى رود و تا يك جزئش فانى نشود نوبت به جزء بعدى اش نمى رسد و پر واضح است كه وقتى خود فعل از بين رفت عنوانى هم كه ما به آن بدهيم چه خوب و چه بد فانى مى شود.
و حال آنكه ما مى گوييم : عمل انسان چون سايه دنبالش هست ،پس ‍ مقصود آثار عمل است كه يا مستتبع عقاب است و يا ثواب و همواره با آدمى هست تا در روز ((تبلى السرائر)) خود را نمايان كند.
اين را نيز مى دانيم كه اگر ذات كسى شقى و يا آميخته به شقاوت نباشد، هرگز مرتكب عمل زشت و گناه نمى شود، (همان حركات و سكناتى را كه در يك فرد شقى به صورت زنا در مى آيد، انجام مى دهد، بدون اينكه زنا و كار زشت بوده باشد) پس اعمال زشت از آثار شقاوت و خباثت ذات آدمى است ، چه آن ذاتى كه به تمام معنا شقى است و يا ذاتى كه آميخته با شقاوت و خباثت است .
حال كه چنين شد، اگر فرض كنيم چنين ذاتى از راه توبه و ايمان و عمل صالح مبدل به ذاتى طيب و طاهر و خالى از شقاوت و خباثت شد و آن ذات مبدل به ذاتى گشت كه هيچ شائبه شقاوت در آن نبود، لازمه اين تبدل اين است كه آثارى هم كه در سابق داشت و ما نام گناه بر آن نهاده بوديم ، با مغفرت و رحمت خدا مبدل به آثارى شود كه با نفس سعيد و طيب و طاهر مناسب باشد و آن اين است كه : عنوان گناه از آن برداشته شود و عنوان حسنه و ثواب به خود بگيرد. و چه بسا ذكر رحمت و مغفرت در ذيل آيه اشاره به همين معنا باشد.]
ملاحظه می فرمایید که در این جا قطعا جای میخ روی دیوار نمی ماند و خدا بسیار مهربان و آمرزنده است.

»»» می خوام نمی شه ( توبـه )
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4006  |  153 امتياز

mmm
از teh
امضا شده : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۴:۰۲
سلام.لطفا خصوصي  
چون فکر کنم بعضيا به سوالم بخندن. ببخشيد اعتکاف چيه که اسم بنوسيم؟چون توصيه ي شماست گفتم حتما مهمه.کجا اسم مي نويسن؟
شهاب مرادی :سلام/ اعتکاف چیست؟
 
پرسیدن بسیار شرافتمندانه‌تر از ندانستن است. پس خجالت ندارد!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6101  |  153 امتياز

mr2
از خرم آباد
امضا شده : ۰۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۱۰
باسلام خدمت برادر عزيزم از شما سوالي دارم که ذهنم را مشوش کرده است و از شما ميخواهم که در صورت امکان به زودي به آن پاسخ دهيد. 
راستش من دختري 17 ساله هستم وبا پسري دوست هستم که او را خيلي دوست دارم و او هم به گفته خودش والبته با کارهايش ثابت کرده که دوستم دارد اما من در مورد آينده ام مضطربم چون نميدانم که به هم ميرسيم يا نه و از طرفي نميتوانم از او بپرسم چون خجالت ميکشم حال شما بگوييد چه کنم؟  
با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ اگر موضوع ازدواج حتی در حد بهانه مطرح نشده ...؟؟؟
علاقمندی آقا پسرها را با آمدن به خواستگاری رسمی(به همراه خانواده) بسنجید.
و لينك و جناب سروان!
دخترم به شما پیشنهاد می کنم صفحات مختلف سایت را به مرور بخوانید و در یک دفترچه شخصی نکات و موارد مفید را به صورت چکیده برای خودت بنویسید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2311  |  152 امتياز

مهسا سجاد
از اصفهان
امضا شده : ۰۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰۴
سلام خسته نباشيد باتشکر ازحضور گرمتون در برنامه ي تانيايش .اگه ميشه درمورد عضويت در بخش خبر نامه بيشتر توضيح بديد.التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ برای اطلاع رسانی سریع تر و نظر خواهی در مورد سایت و مشورت خواستن من از شما، این خبرنامه را پیش بینی کردم و البته ویرایش لازم داره و یا از کامپوننت دیگری استفاده کنم.
 
لطفا برای عضویت؛ اطلاعاتتان را دقیق وارد کنید و فرم را کامل پر کنید. اگر آدرس ایمیل درست نباشد عضویت انجام نمی شود باید هر یک از شما در این باکس ایمیل خودتان مرحله آخر را تمام کنید.
 
اسم کاربری، غیر از اسم و فامیل واقعی و ایمیل شما باشد تا در دسته بندی دچار مشکل نشویم. 
این عضویت هیچ ربطی به ارسال پیام و استفاده از مطالب سایت ندارد!
 

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9514  |  151 امتياز

roya
از iran
امضا شده : ۰۸ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۱۱
سلام جناب مرادي  
خسته نباشيد... 
من نسبت به شما خيلي ارادت دارم و از سايت مفيدتان خيلي استفاده ميکنم 
من تو زندگيم مشکلات زيادي داشتم و دارم نميدونم چرا روي خوشي نمي بينم  
اگه اجازه بديد از اولش شروع ميکنم ... 
...خصوصی... 
...به نظرتون تقصير من چيه که اينمه بايد زجر بکشم؟
شهاب مرادی :سلام/ حوادث ناخوشايند دوران کودکي و نوجواني ، آسيب هاي جدي در روح و روان انسان ايجاد مي کنند که جبران و ترميم آنها اگر نگوييم  غير ممکن ولي بسيار دشوار و زمان بر است.
يکي از عواملي که مي تواند چنين آسيب هايي را تا حدودي جبران کند اصلاح شيوه ي زندگي و ترمیم جنس نگاه به آينده است.
در حال حاضر شما با مشکلاتی جدي روبرو هستيد که برخي از آنها غير قابل حل و برخي با عزمي راسخ ، قابل حل يا یا قابل تحملند.
پيشنهاد مي کنم در گام اول؛ فکري به حال اوضاع مالي و اقتصادي خود کنيد و با مشورت و کمک خانواده، دوستان ، يا افراد نيکوکار در جستجوي منبع درآمدي باشيد (البته کاري که در مراقبت از فرزندتان اختلال ايجاد نکند)
بهبود شرايط اقتصادي، بخش قابل توجهي از آشفتگي هاي شما را برطرف مي کند.
بعد با کمک يک روان درمانگر مجرب يا یک روانکاو، وضعيت روحي خود را ترميم کنيد.
کمي که اوضاع بهتر شد با خاطري آسوده تر با بازنگري گذشته (براي پرهيز از خطاهاي احتمالي و نه مرور کردن خاطرات تلخ و سرزنش! و ناله)  براي آينده و ايجاد تغييرات جديد برنامه ريزي کنید.
روي آوردن به فعاليت هاي تازه مثل ورزش ، کارهاي هنري ، ادامه تحصيل و ... برای همه و شما مفید است.
ان شاءالله بتوانید در ابتداي جواني ، زندگي جديد و موفقي را آغاز کنيد.
مطمئنا شيريني موفقيت و لذت بردن از زندگي امروز ، طعم تلخ خاطرات گذشته را تا حد زيادي از بين مي برد .
از ياد خداوند مهربان و استمداد از او نيز غافل نباشيد .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2150  |  150 امتياز

خصوصیامضا شده : ۲۳ اسفند ۱۳۸۵ ساعت ۱۶:۰۷
سلام- اگر به دلیل علاقه - انسانیت - یا هر واژه ای که حس بودن و از خود گذشتن را تداعی می کند بخواهم با پسری که ایدز دارد ازدواج کنم به نظر شما که یک فرد در امور دینی و حق و حقوق خانواده واقف هستید در این مورد چست . من از خانواده متدین دارم و شخص مورد نظر هم همین طور هر دو تحصیلات و موقعیت اجتماعی خوبی داریم و در حالی این تصمیم را می گیرم که دو سال است ایشان را ندیده ام بعد از آشنایی و و علاقه که کاملا درست و با توجه به عفت و حرمت بود ایشان یکباره قید همه چیز را زد و حتی دیگر حاظر به دیدن من هم نشد من که خیلی علاقه من شده بودم در مدت این دو سال پافشاری و کنجکاوی کردم و متوجه این موضوع شدم - حالا تصمیم دارم با ایشان زندگی کنم . ولی به خانواده ام در این مورد چیزی نگم چرا که این موضوع برای کسی قابل پذیرفتن نیست . من فکر می کنم این یک راز است در زندگی من که شخصی ست و فقط من و شخص مقابل حق داریم انتخاب کنیم که با این موضوع چگونه کنار بیاییم . البته شخصی که می گویم به این راحتی قبول نمی کند ولی مشکل من با تصمیمم است . که می گویم ایا اگر این مشکل برای هر کدام از ما پیش بیاید انتظار چه برخوردی را از کسی که ادعا می کند بعد از خدا ما را می پرستتد و دوستمان دارد . چیست . البته حس من ترحم نیست من واقعا بدون او دچار مشکل روحی و فقدان هستم نمی توانم به هیچ مردی در زندگی ام فکر کنم با اینکه در این مدت شرایط خوبی داشم . آقای مرادی لطفا واضح جواب مرا بدهید ؟ از اینکه هر چه خدا بخواهد همان می شود یا یکی و دو جمله نصیحت مشکلی از من حل نمی شود . همیشه در زندگی ام به اینکه کدام راه درست است اندیشیده ام و با فکر قدم برداشتم که خدا و پدر و مادرم از من راضی باشند ولی الان نمی دانم کدام راه درست است آیا این در درگاه خداوند پسندیده است ؟ نمی دانم ؟
شهاب مرادی :
سلام/ مخالفم.
 اما جواب مفصل:
در تصميم گيري  براي زندگي مشترك ، باید سهم تفكر عاقلانه بسيار زياد باشد.
زندگي مشترك وقتي آرامش بخش و سازنده است كه نيازهاي جسمي و روحي هر دو طرف تاکید میکنم هر دو طرف ؛ نه یک طرف! در حد معقولي ارضا شود.
اگر در زندگي ، يكي از طرفين احساس كند نيازهايش به نوعي توسط خود يا طرف مقابلش برطرف نشده يا سركوب شده است، احساس نا خشنودي مي كند و اين به دوام و ثبات خانواده آسيب جدي مي رساند.
مشكل شما مسئله ي ساده اي نيست حتي اگر تصميم شما همانطور كه خودتان اشاره كرديد از روي احساس نباشد با منطق و عقل سازگار نيست چرا كه آينده نگري ندارد.
شما نسبت به او تعهدي نداريد. چه بسا ورود شما به زندگي او ، مشكلش را شديدتر كند؛ چرا كه قادر به پاسخگويي به بخشي از نيازهاي اساسي شما نيست و از اين لحاظ ممكن است دچار سرخوردگي شود.
هر انساني در برابر حفظ سلامت و بهداشت جسم و جان خود مسئول است.
قطع ارتباط كامل با ايشان به مرور باعث مي شود ايشان را فراموش كنيد.
انسان به همان نسبت كه زود دلبسته مي شود ، توانايي قطع دلبستگي هايش را نيز دارد.
سعي كنيد با توكل به خدا و با كمك خداوند او را فراموش كنيد و بعد از گذشت زمان مناسب ، وقتي به تعادل عاطفي رسيديد براي زندگي و آينده ي خود تصميم بگيريد.

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2302  |  149 امتياز

مهديس نوري
از تهران
امضا شده : ۲۹ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۶:۲۳
سلام خسته نباشيد . 
نماز و روزهاتون قبول. 
يه مسئله اي بود ميخواستم ازتون بپرسم . من برادرم حدود يک ماهي ميشه که نامزد کردن خانواده دختر آدماي خوبي هستن فقط يه چيزي که مارو خيلي اذيت ميکنه اينه که يه جورايي احساس ميکنيم که خانواده دختر ميخوان برادرم رو فقط براي خودشون داشته باشن تاجايي که هفته اي يک بار رو هم زورکي ميزارن که به خونه ما بياد. پدرم بابرادرم صحبت کرده که سعي بر اين داشته باشه تا زندگيش رو خودش اداره ولي مثل اينکه زياد جدي نگرفته . سر همين مسئله هم که اگر بگه دارين تو زندگيم دخالت ميکنيد ديگه کسي جرات نداره که دوباره در اين باره باهاش صحبت کنه (پدرم خيلي ناراحتي ميکنه و خيلي هم بد بين و بهانه گير شدن با پدرم بايد چه جوري رفتار کنيم؟ ) . 
حالا من قصد کردم تا يه نامه بنويسم براي برادرم و همه چيز رو به صورت شفاف براش توضيح بدم به نظر شما اگه اين کارو بکنم ميتونه تاثير داشته باشه؟ تا به خودش بياد و زندگي رو جديتر بگيره.(البته ايشون قبلا اصلا آدمي نبودن که از کسي تاثير بگيرن و همه کاراشون رو با اراده خودش انجام ميداد ولي الان نميدونم؟)  
ببخشيد سرتون رو درد آوردم . 
يا حق.
شهاب مرادی :سلام/ نه شما نامه بنویس! و نه پدرتان ناراحت بشن! اگر دوستش دارید، به او فعلا یک فرصت 6 ماه بدهید تا مناسباتش به تعادل برسه
 
به خانواده همسرش احترام کنید و
 
خودش و همسرش را خوب و گرمتر از همیشه تحویل بگیرید و از هر نوع گلایه و آه و ناله خودداری کنید
 
بذارید راحت و مستقل زندگی کنه ( و جسارتا؛ بدبینی، حسادت و خودخواهی را مهار کنید!)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1593  |  149 امتياز

الهه18264
از تهران
امضا شده : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۸
با سلام-خواستگاري دارم که در جلسه اول خواستگاري به بهانه اينکه ماه صفر است نه گل ونه شيريني آورده بود در ضمن کت شلوار که لباس رسمي است هم نپوشيده بود و خيلي خيلي ساده لباس پوشيده بود آيا من حساسم يا کار ايشان درست بوده؟آيا بعد از ازدواج ميتوان نوع لباس پوشيدن فرد را تغيير داد؟هو تک پسر خانواده است و من ميترسم که بچه ننه باشد-من ليسانس شيمي متولد20آذر 63و او فوق ديپلم علوم اجتماعي متولد20آذر61است
شهاب مرادی :سلام/ به احساس و تشخیص خودت اهمیت بده و محترمانه دلیل رفتارش را سوال کن. اصلا در پاسخ مثبت یا منفی عجله نکن
 
باید در فضای محترمانه ی استقبال خانواده دختر از خواستگار رسمی؛ تلاش و حوصله ی آقا پسر(خواستگار) و خانواده اش برای ادای احترام و جلب نظر دختر خانم و خانواده ی دختر محسوس باشد.
 
این رفتارها در بهترین فرض از ندانستن مسئله و در مراتب بعدی از ریا و سختگیری و ... ناشی میشود دقت کنید.
 

 
قبل از ازدواج و هشدارهای ضروری - 2
 
قبل از ازدواج و هشدارهای ضروری - 1
 
يك نه . براي موفقيت و سعادت (با این افراد ازدواج نکنید)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1854  |  148 امتياز

alireza.tehran
از tehran
امضا شده : ۲۴ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۸:۵۷
از برنامه اين دو شب بسيار لذت بردم و با چشم وگوش ودل شنيدم يه گيري در زندگي دارم انشاالله..بعدا مزاحم ميشوم فقط براي فتح باب ايا زندگي  
با زن تارك الصلات بعد از 9سال 
جايز است
شهاب مرادی :سلام/ بعد از 9 سال چی؟ 9 سال زندگی، یا 9 سال جدایی؟
 
یک اصل: برای اتخاذ تصمیم نهایی برای انتخاب همسر یا اتخاذ تصمیم نهایی برای طلاق یک عامل کافی نیست.
 
و نکته دوم جایز بودن و حرام نبودن یک امر به مفهوم "موفق شدن" آن نیست در صورتی که حرام بودن با هر شرایط مثبت و منفعتی که همراه شود، قطعا منجر به موفقیت نمی شود.
 
حلال بودن شرط لازم موفقیت است نه شرط کافی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10401  |  148 امتياز

nazanin20
از تهران
امضا شده : ۰۲ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۲۹
سلام خسته نباشید.عرضم به حضورتون من یه مدت پیش از تنهایی رفتم تو ... چت .تو چت ادمای متفاوتین بعد بعضی وقتا ادمای ÷ست و بی ادبی pmمیدادن بهد من سعی میکردم راهنماییشون کنم یعنی میدونین ناراحت میشدم ... 
... 
البته احساس گناه دارم لطفا بگین من گناه کردم؟ 
تو عمومی هم کل مطلبو نیارین  
لطفا جوابمو بدین احساس گناه دارم
شهاب مرادی :سلام/ خیلی از بچه های خوب دچار این اشتباه می شوند.
 
و این اشتباه ، (یعنی؛ کمک به گناهکار و هدایت او از طریق رفاقت و هم راهی با او ،کسب شباهت، و یا ازدواج!  و همچنین تساهل و تسامحِ نابجا و سبک شمردن گناه او و یا مشارکت در گناه او و...) از وسوسه های رایج شیطان است.
 
احساس گناه شما به جا و واقعی است. توبه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1677  |  147 امتياز

فاطمه معصومي حقيقي
از شيراز
امضا شده : ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۲۰
سلام و عرض ارادت مجدد 
جداً چرا محلم نمي زارين؟ 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ دخترم!
 
1. من اینجا به خواست خودم و در حد توانم پیامهای وارده را می خوانم و می نویسم؛ نه منتی است و نه موضوع محل گذاشتن و بی محلی کردن! رابطه ی حرفه ای را شخصی تلقی نکن.
 
2. این دومین پیام شماست که دریافت کرده ام و هر دو با همین مضمون. سوالی ندیدم شاید با اسم یا ایمیل دیگری ارسال کردید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3623  |  147 امتياز

متين
از تهران
امضا شده : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۵۳
سلام آقاي مرادي.احتمالاً شبتون بخير و خسته نباشيد.متن "آشتي با غزل"عالي بود.تمام نکته هايي که اشاره کرده بوديد يه جورايي تجربه کردم.خيلي لذت بخشه.خواستم براي قدر داني از شما براتون يه غزل بفرستم.راستي امتحانات داره شروع ميشه.متاسفانه کمتر ميتونم بيام اينجا و استفاده کنم.حاج آقا دعا کنيد از پس امتحانات خوب بر بيايم.درس ها خيلي سخت شدن.ممنونم 
*** 
تن ت به ناز طبيبان نيازمند مباد 
وجود نازکت آزرده گزند مباد 
سلامت همه آفاق در سلامت توست 
به هيچ عارضه شخص تو دردمن مباد 
جمال صورت و معني ز امن صحت توست 
که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد 
در اين چمن چو در آيد خزان به يغمايي  
رهش به سرو سهي قامت بلند مباد 
در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد 
مجال طعنه بد بين و بد پسند مباد 
هر آنکه روي ماهت به چشم بد بيند 
بر آتش تو بجز جان او سپند مباد 
شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوي  
که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد 
"حافظ"
شهاب مرادی :سلام/ سپاس                   »»» آشتی با غزل
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4347  |  146 امتياز

علیرضا
از آذربایجان
امضا شده : ۱۴ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۰۷
سلام حاج آقا خسته نباشید 
سوالی داشتم  
اسلام در مورد ازدواج پسر با دختر بزرگتر از خودش چی می گه  
می دونید که پیامبر باحضرت خدیجه که 15 سال از خودش بزرگتر بود ازدواج کرد  
خوب در مورد این چنین ازدواج توضیحی بدید  
ممنون  
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ بله حرام نيست ولي شاخص هاي شخصيت ام المومنين خديجه كبري سلام الله عليها بسيار بسيار گسترده تر از سن آن بزرگ بانوست. که در مورد سن آن بزرگوار اختلاف روایی وجود دارد...
 
ولي تجربه نشان داده که معمولا ازدواج دختر با پسر كوچكتر ( پسر با دختر بزرگتر) موفقيت آميز نيست. و احتمال موفقیت آن کم است و به نفع دختر خانم نیست.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1789  |  145 امتياز

يه دختر
از از همين دور و برا
امضا شده : ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۳۰
سلام.حاج آقا خسته نباشيد.من مي دونم که شما خيلي اذيت مي شيد ولي به خدا اگه اصرارتون مي کنم 1)به خاطر اينکه از معدود روحانيوني هستيد که قبولتون دارم 
2)واقعا مشکل دارم.شايد من روزي 100 بار ميام که جوابمو ببينم ولي شما به اين همه جواب ميدين ولي به من نه.اين دفعه ازتون خواهش مي کنم که بهم جواب بدين.حاج آقا من يه دختري هستم سال اول دانشگاه.وقتي مدرسه بودم يه آدم خيلي موفقي بودم تا الان که يه دانشجو هستم.و يه کسيم که اگه اغراق نکرده باشم يه آدم پايبند به مسايل مذهبي.وقتي نتيجه ي کنکورم اومد و ديدم خيلي خوب بود و چون اقوامم رو ميشناسم مجبور شدم يه رتبه ي بدترو بگم تا دست از سرم بردارن با اين حال دختر عموم به دليل حسادت بيش از حدش منو داغون کرد يه سري کارايي که فقط دليلش حسادت بود با اينکه اون خودش ازدواج کرده و علي الظاهر يه ازدواج خوبم رو داشته ولي بازم تو اين مورد حسادت داشت حالا سوالاي من: 
به دليل اين برخورداي اون_ خونواده ها دارن از هم فاصله مي گيرن و کم کم قطع رابطه ميشه ومن بايد چي کار کنم که اين اتفاق نيفته؟  
و دوم با توجه به اينکه من الانم دارم توي يه سري مسابقات وثبت اختراع و اين جور چيزا شرکت مي کنم و (به اميد خدا در آينده اي نه چندان دور) و به هر حال يه روزي هم ازدواج مي کنم مي خوام ببينم من بايد چه برخوردي داشته باشم که برنامه هام خراب نشه و اونم نتونه اگر چيزي تو ذهنشه بهش برسه؟  
و اونم به اشتباهش برسه. 
من منتظرم حاج آقا.خداحافظ
شهاب مرادی :سلام/ (از صراحتم ناراحت نشوید)
این رقابت، چشم وهم چشمی و حسادت در دوطرف وجود دارد!
کار اصلاح را از خودت شروع کن.
به جای رقابت رفاقت کن و به جای حسادت به او دعایش کن و خدا را بابت نعمت هایی که به او داده شکر کن.
رفتنت به دنبال مسابقه و اختراع و این دست بازی ها برای جمع کردن ابزار لازم  به منظور ادامه دادن این رقابت ناسالم است.

 سوال:
مفهوم واقعی زندگی چیست؟
و شما چند درصد زندگی می کنید؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1945  |  145 امتياز

ويستا
از تبريز
امضا شده : ۲۹ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۰۳
سلام 
پسري هستم 17 ساله كه واسه كنكور مي خونم با خانوادده اي تقريبا مذهبي و مقيد 
پدر و مادرم با دو فرهنگ متفاوت هستند براي همين زياد با هم دعوا مي كنن البته شادي هم تو خانواده ما هست ولي وقتي دعوا ها شروع ميشه فضاي خانواده واسه 2-3 روزميشه جهنم  
منم تو عالم خودم ميشينم تو مقام قضاوت كه حق با اينه يا اون بعد عصابم خورد ميشه واسه دو هفته نمي تونم درس بجونم  
من بايد چيكار كنم؟والدينم بي اهميت بدونم ؟اصلا وظيفه من در مقابل والينم چيست؟ 
كمكم كنيد
شهاب مرادی :سلام/ پسرم این احساس ناراحتی و تلخی کاملا طبیعی و به جاست. تو مشکلی نداری هر آدم سالمی از دعوا و بگو مگو ناراحت می شود و وقتی این بگو مگوها یک طرفش یا دو طرفش والدین هستند مایه های اضطراب بیشتر می شود. البته این دعواها که حدااقل 17 سال سابقه دارد و منجر به طلاق نشده نباید موجب دلشوره و نگرانی تو شود. دقت کن ناراحت بشو ولی نگران نشو. و چند توصیه: 
 - خودت بدان که تفاوت با اختلاف فرق دارد و تفاوت مایه ی دعوا نیست و با درک صحیح تفاوت موجب شناخت و تعامل بهتر می شود اگر ملاک برتری، تفاخر و اختلاف قرار نگیرد. حتما این آیه را حفظ هستی؛ يا ايها الناس انّا خلقناكُم من ذكرٍ و اُنثي و جعلناكُم شُعوباً و قبائلَ لِتَعارَفوا انّ اكرمكم عند الله اتقيكم. تازه اگر کسی تقوای خود را مایه برتری خود از سایر مومنین قرار دهد نشانه ی عجب و خطای اوست؛ انّ الله علیمٌ خبیرٌ.
 
کم نیستند خانواده هایی که این وضع را دارند لذا
 
«« فرزندان تنش بین والدین را با دخالت، قضاوت و بزرگی کردن های نابجا، تشدید نکنند! »»
 
 
 - احساس خودت را در مواقع شادی به پدر و مادرت بگو و شادیت را توصیف کن و از آنها تشکر کن. حتی برخی اوقات از خاطرات شیرینِ لحظات شاد را (بدون کنایه یا اشاره به لحظات تلخ) تعریف کن و به شادی ها و گرمی ها احترام بذار.
 
- در مورد برخی از دعواها تغافل کن و به خودت نیار. این جمله چقدر بد است : باز دوباره دعوا کردید من متوجه شدم از قیافه ات پیداست و...
 
- احسان به والدین را جدی بگیر.
 
- ادامه پاسخ را در این پیام ها بخوان : آریان از تهران و زهرا سادات از تهران
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9296  |  144 امتياز

فاطمه
از تهران
امضا شده : ۰۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۴۱
سلام. من با مادرم وخواهرم آخر صفر(22بهمن)اگر امام حسين بطلبد عازم کربلا هستيم. 24 سالمه واولين بار است که ميرم کربلا. خيلي ترس از اين دارم که ندانم چگونه از آن محيط مصفا بهره گيرم ودست خالي برگردم. با توجه به اين که پدرم فوت کرده ميخواهم به نيابت از ايشان بروم . لطفا کمکم کنيد تا هرچه بهتر بتوانم از اين سفر معنوي توشه گيرم.(هرگونه توصيه ،معرفي کتاب ،سايت ...) 
نميدانم آنجا بايد درخواست هاي مادي خودم را درخواست کنم يا بيشرمانه است ؟
شهاب مرادی :سلام/ برمشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
 
1. که نکته ایست بسیار مهم : دقت کن و بدان
 
شما برای برداشت و جمع آوری نمی روید! که تلاش شما نقش بیشتری داشته باشد
 
به محضر سلطان می روید -به دعوت خودش- فقط آداب حضور را رعایت کنید ؛ خود حضرت روش بنده پروری را خوب بلد است و کریم است و بسیار مهربان ...حتی حاجت های فراموش شده ات را هم برمی آورد.
 
2. مفاتیح الجنان کافی است و آداب زیارت را رعایت کنید در حد توان و نشاط
 
البته برخی امور را باید روحانی کاروان برای زائر شرح دهد که زائر استرس اضافی برای انجام همه‌ی! مستحبات نداشته باشد.
 
3. در حرمهای ائمه بهترین زیارت "جامعه کبیره" است. و زیارت"امین الله" و زیارت"عاشورا" و زیارت"وارث"
 
هرچند گفتن فقط یک "السلام علیک" هم زیارت است و تمام ثواب ها را دارد. باور کنید!
 
خواندن این زیارات "بازخوانی هویت شیعی" است و تصحیح عقاید و شناخت
 
4. زیارت ها را به نیابت پدر و مادر و معلم و همه مومنین می توانی انجام دهید و چیزی از ثواب زائر کم نمی شود. لطفا مرا هم دعا کنید و به نیابت ما هم سلامی عرض کنید.
 
5. هرچند "در محضر کریم تمنا چه حاجت است؟" ولی هرچه دلت می خواهد دنیایی و آخرتی از حضرات معصومین بخواهید و -فارسی- بگویید با عافیت و ایمان کامل و عاقبت به خیری، حاجتم را رواکنید.
 
- صلوات را فراموش نکنید.
 
- برای فرج دعا کنید.
 
- قبل از ورود به حرم و قبل از زیارت تکبیر و تسبیح را فراموش نکنید.
 
- در زیارت "اذن دخول خیلی مهم است و توجه در آن در کیفیت وحال زیارت تاثیر دارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5544  |  143 امتياز

سيد ناصر
از خراسان فردوس
امضا شده : ۲۴ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۵۳
سلام استاد مرادي عزيز 
من جواني 24 ساله هستم که در 1 سال پيش در دانشگاه با دختري که 11 ماه از خودم بزرگتر است آشنا شدم 
دوستي ما تا 6 ماه پيش دوستي معمولي بود تا اينکه اين خانم به من پيشنهاد ازدواج داد 
من اين دختر را اهمه لحاظ قبول دارم حتي اخلاق ودين که يک نمونه کامل است 
اما متاسفانه من شرايط ديگري را براي زندگي آينده ام از دختر مورد علاقه خود مي خواستم که شايد ايشان همه آنرا نداشته باشند و بسيار دودل هستم 
چون انتخاب من ايشان نبود اما بسيار دوستش دارم وتا کنون به استخاره و نظر پدر مادرم روي آوردم که همه اش خوب بود 
حتي استخاره بسيار خوب بود و بعد از يک ماه که از اولين استخاره گذشت دومرتبه دودل شدم اما باز همان سوره وهمان آيه آمد 
حال مي خواهم من را راهنمايي کنيد چون مي ترسم اگر ازدواج کنم شايد به طلاق منجر شود 
راستي نکته ديگري که بايد ياد آوري کنم اينست که ايشان بسيار به من علاقه مند است و مي گويد اگر من با او ازدواج نکنم ديگر ازدواج نخواهد کرد 
واين باعث شده من بيشتر مجبور به ادامه اين رابطه شوم 
شما را به خدا راهنمائي ام کنيد .ديگر درمانده شده ام.
شهاب مرادی :سلام/ همچنان خواندن پیام ها را سفارش می کنم.
ابتدا یادآوری چند نکته تکراری مهم :

    1. در این امور اصلا استخاره نکنید.
    2. دختر نباید از پسر بزرگتر باشد.
    3. هیچ گاه به خاطر ترحم یا رودرواسی یا اجبار ازدواج نکنید.
    4. از دوستی های بی ثمر و پر آسیب دختر و پسر اجتناب کنید.
    5. قبل از ازدواج و در مرحله ی انتخاب خودخواه و کمی بد بین باشید.    و ...

اما شما به این خانم علاقه ندارید و هدف و منظور شما دو نفر در این رابطه یک ساله واحد نبوده شما از خوب آمدن استخاره ناراحتی این اصلا اسمش دودلی نیست شاید به عذاب وجدان بیشتر شبیه باشه به هر حال با شجاعت و کمال احترام و ادب پیشنهاد این خانم را رد کن و برای آینده از یک انتخاب عاقلانه و زندگی عاشقانه، خودت (و دیگری) را محروم نکن.
-------------------------------------------------
- دوستان باور کنیم خیر و برکتی در گناه نیست حتی گناهان کوچک!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2245  |  140 امتياز

حسين عصاري
از دامغان
امضا شده : ۲۹ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۱۱
سلام جوون 21 ساله ام که شرايط ازدواج رو ندارم ولي خيلي تحت فشارم خلا شديد عاطفي دارم به يه همدم حقيقي خوب نياز دارم خانواده ام درکم نميکنن چطوري اين دوره رو بگذرونم کمکم کنيد خواهش ميکنم
شهاب مرادی :سلام/ همین که به این نیاز واقعی عاطفی، برچسب جنسی نزنی حل آن آسان می شود. تو به دوستی با یک آقا پسر مومن مثل خودت؛ نیاز داری. یک دوست متدین، صالح و همراه و موافق نیاز جدی هر انسان سالم است که امام صادق علیه السلام تعبیر فرمودند به الخَلیطُ الصالح؛ همنشین و هم کلام صالح.
 
این نیاز را تمام متاهلین و مجردها دارند ربطی به ازدواج ندارد.
 
رابطه ات را با خانواده با تلاش برای درک درست از هیجانات و عواطف آنها و مهربانی کردن خالصانه، بهتر کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9298  |  140 امتياز

حميد رحيمي نژاد
از نيشابور
امضا شده : ۳۱ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۲۵
با سلام  
چند وقت است در اينترنت وبلاگ ها و سايت هايي به... 
... 
لطفا به آن سر زده و ليست از اسلام برگشته ها را ملاحضه كنيد ... پس اگر مي شود مقداري از بحث هاي خود را در رابطه با شبه هاي اسلام قرار دهيد تا كمتر از اين اتفقات بيفتد چون ما وبلاگ نويسان مسلمان به تنهايي قادر نيستيم به تبليغات گسترده ي ضد اسلام پاسخ دهيم
شهاب مرادی :سلام/ نا امید نباشید و به هیچ وجه از دشمن نترسید.
 این تبلیغات واهی است و واقعیت امروز جهان اسلام خواهی است و الاسلام یعلو و لا یعلی علیه .

در این رابطه مقاله منتشر نشده ای از یادداشت های موضوعی آیت الله شهید مطهری را بخوانید:

« اسلام و نیازهای جهان امروز

  اصلی است در جهان آفرینش و در اجتماع انسانی به نام اصل احتیاج. آنچه در جهان و در اجتماع به وجود می آید ناشی از احتیاج است و آنچه باقی می ماند نیز از احتیاج است. هر چیزی كه مورد نیاز باشد به وجود می آید و باقی می ماند و هر چیزی كه مورد نیاز نباشد به وجود نمی آید و باقی نمی ماند.این اصل را به دو شكل می توان تفسیر كرد. یكی اینكه احتیاج و مورد نیاز بودن در اصل پیدایش اشیا موثر است كه اگر چیزی مورد نیاز نباشد به وجود نمی آید و قهرا در بقا نیز مادامی باقی است كه مورد نیاز است و همین كه از مورد نیاز بودن افتاد محو و نابود می شود. به عبارت دیگر كه در حركت طبعی و قسری گفته ایم حركات طبعی قابلیت بقا و دوام دارد برخلاف حركت قسری. چیزی كه هست امور مورد نیاز به فرض از بین رفتن، دو مرتبه به وجود می آیند. البته نه به این معنی كه هر چیزی هم كه محو و نابود می شود به دلیل این است كه مورد نیاز نیست، زیرا گاهی چیزی به علل قسری نابود می شود. معنی دیگر اینكه اشیاء ممكن است اصل پیدایش شان بنا بر اصل احتیاج به آنها نباشد، بلكه فقط قابلیت آنها و امكان ذاتی و استعدادی آنها برای پیدایش كافی است كه به وجود بیایند ولی برای بقای آنها مورد نیاز بودن آنها شرط بقای آنها است. به عبارت دیگر ملایمت و سازگاری آنها با اشیای دیگر بلكه بالاتر از سازگاری، مورد نیاز بودن آنها و رافع بودن آنها یكی از احتیاجات مجموعه هستی را كه به صورت یك واحد است شرط ادامه یافتن وجود آنها است. در جهان هستی، یك شیء بدون اینكه وجودش در حفظ و بقای یك مجموعه مفید و موثر باشد و به عبارت دیگر مورد نیاز باشد قابل بقا و دوام نیست.به طور كلی در قرآن كریم حق و حقیقت در نهایت امر پیروز، و باطل، پوچ و از بین رفتنی معرفی می شود. این مطلب گاهی به همین صورت پیروزی خود حق بر باطل بیان شده است، مثل: جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا یا: بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه فاذا هو زاهق یا: فٲما الزبد فیذهب جفاء و ٲما ما ینفع الناس فیمكث فی الارض... و گاهی به صورت پیروزی طرفداران حق بیان می شود، مثل اینكه می فرماید: و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلین. انهم لهم المنصورون. و ان جندنا لهم الغالبون.
این اصل، نوعی خوشبینی به نظام هستی می دهد.
مولوی می گوید:
هر چه رویید از پی محتاج رست
تا بیابد طالبی چیزی كه جست
حق تعالی كاین سماوات آفرید
از برای رفع حاجات آفرید
هر كه جویا شد بیابد عاقبت
مایه اش درد است و اصل مرحمت
هر كجا دردی دوا آنجا رود
هر كجا فقری نوا آنجا رود
هر كجا مشكل جواب آنجا رود
هر كجا پستی است آب آنجا رود
آب كم جو تشنگی آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
تا نزاید طفلك نازك گلو
كی روان گردد ز پستان شیر او
ما درباره این حدیث: « الاسلام یعلو و لا یعلی علیه» گفتیم كه سه معنی می توان برای آن ذكر كرد.
یكی آنچه فقها گفته اند كه انشاء دانسته، از آن استفاده حكم تكلیفی و وضعی كرده اند. دیگر اینكه اخبار است. اخبار از چه آیا اخبار از یك واقعیت در مرحله عقل و استدلال و حجت، یعنی اینكه حجت و استدلال و منطق اسلام همواره پیروز است، هر چند در عمل و واقعیت مغلوب باشد یا اینكه در جنگ تنازع بقا كه میان عوامل مختلف اجتماعی هست، در نهایت پیروز است و پشتیبان پیروزی او و بقای او و ادامه او اصل نیاز و رفع احتیاجات و هماهنگی با احتیاجات است كه: هو الذی ٲرسل رسول بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله ولو كره المشركون. به عبارت دیگر در تصادم ها و تضادهای اجتماعی ناجح و موفق است ما جانب احتمال دوم را ترجیح دادیم.اسلام شخصیت خود را در پاسخگویی به نیازها و در حل مشكلات جهان دیروز و امروز ثابت كرده است. امروز همه سخن در این است كه چه عقیده و مرامی و چه آیین و مسلكی جوابگوی حل مشكلات امروز بشر است و این كه چه نیازهایی هست البته باز سخن در این نیست كه چه میل ها و رغبت ها و عطش های كاذب كه غالبا به صورت تمایل به عصیان و سنت شكنی و قطع رابطه با گذشته است و یك دنیا تحیر و سرگردانی نتیجه می دهد، ظاهر می شود. اسلام نیامده است تا عطش های كاذب به اصطلاح نسل امروز را فرو نشاند، بلكه خود اینها انواعی بیماری است كه باز اسلام است كه به این بیماری ها شفا می بخشد.احتیاجات گاهی به این صورت است كه جهان و اجتماع بیمار است و غده های چركینی آن را رنج می دهد و نیاز دارد به یك نشتر كه غده ها را پاره كند و آرامشی نسبی به بیمار ببخشد، آنچنان كه كمونیسم كرد، و گاهی علاوه بر آن نیازمند این است كه پس از نشتر، بخیه و پانسمان كند و صحت و سلامت كامل به آن ببخشد، اسلام در گذشته، هم نشتر به جامعه گرفتار غده های چركین زد و هم این كه اصلاح و پانسمان كرد. قانون تنازع بقا همان طوری كه در میان جانداران هست در میان مرام ها و مسلك ها و آیین ها نیز هست، و همان طوری كه در آنجا اصل بقای اصلح حكمفرما است و آن كه بیشتر و بهتر رافع نیازها است باقی می ماند، در اینجا نیز چنین است.اصل بقای مفید و عدم بقای غیرمفید یك مطلب است كه بهترین مثالش در اعضای جانداران در زیست شناسی است و بقای متاع های مفید در اقتصاد است، از قبیل جواهر و سنگ ها و فلزهای قیمتی. و اما اصل بقای اصلح در زمینه تنازع بقا است. آیه «فٲما الزبد فیذهب جفاء و ٲما ما ینفع الناس فیمكث فی الارض» ناظر به اصل بقای مفید و نافع است و آیه «ولقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادی الصالحون» ناظر به بقای اصلح است، همچنین آیه «ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبه للمتقین.» یكی از مشكلات این است كه یك چیزی هم دین باشد و دین، با ثبات و یكنواختی و توجه به گذشته توٲم است در عین حال با نیازهای دنیای نو منطبق باشد. این خصوصیت مختص اسلام است. این خود یكی از جهاتی است كه نیاز جهان امروز را به اسلام روشن می كند. جهان امروز اولا به خود دین احساس نیاز می كند. ثانیا به دینی احساس نیاز می كند كه با نیازهای دیگر هماهنگی داشته باشد، با سایر خواسته های طبیعی و غریزی هماهنگی داشته باشد و با نیازهای نویی كه در دنیای نو پیدا می شود هماهنگی داشته باشد، رابطه انسان را با عقل و علم محكمتر كند، با تمدن نیز.در دنیای گذشته دین را بیشتر با تعصب می پذیرفتند نه از روی تعقل و احساس نیاز، ولی امروز روی احساس نیاز می پذیرند.مسئله ای كه به نام تفكیك دین از سیاست عنوان می شود، عنوان محترمانه ای است، ناسزای مودبانه ای است به اسلام كه جوابگوی نیازهای جهان امروز نیست و اول بار این را ترك ها با الهام از فرنگی ها عنوان كردند. اسلام بینش های نو را می پذیرد و هدایت می كند. یكی از مقدمات و علل و زمینه های امیدبخش برای اسلام، شكست ادعاهای نویی است كه به نام تازه ترین آفریده های اندیشه های انسان عرضه می شود، به طور كلی شكست چیزهایی كه به صورت فلسفه، افكار نو، كمونیسم، سوسیالیسم و غیره مطرح شده و دو مرتبه چشم ها را متوجه دین كرده است.توام بودن دین و دنیا، جسم و روح، ماده و معنی، فرد و اجتماع در اسلام واضح تر از این است كه قابل تاویل و توجیه باشد.
 انكار اسلام، برای اسلام از این ناسزاهای مودبانه به نام تفكیك دین از سیاست قابل تحمل تر است. »
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1927  |  138 امتياز

sametshahin
از نيشابور
امضا شده : ۲۷ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۴۳
من 17 سالمه 
تصميم دارم که در مسجد منطقمون به عنوان مشاور انجام وظيفه کنم و احساس ميکنم که اگر تمام مساجد کشور يک مشاور اجتماعي وجود داشته باشه خيلي از مشکلات جامعه حل خواهد شد ايا کار درستي ميکنم يا نه؟
شهاب مرادی :سلام/ ما در سن و سال شما در مسجد محل پادویی می کردیم و اوایل طلبگی با آقا کاظم قادری و آقا محمدرضا بهتاش که الحمدلله هر دو روحانی فاضلی هستند، مسجد را جارو می کردیم و زمستان یادم هست که پشت بام مسجد را پارو می کردیم و شب عید شیشه های مسجد را می شستیم و تمیز می کردیم و واعظ و مشاور و ... نبودیم. می شد بگیم دستیار و کارگرِ خادم بودیم نه معاون امام جماعت با اینکه وصی امام جماعت بودم و هیئت داشتیم ولی کار آخوندی و علمی نمی کردیم ...
 
نرده بان پله پله. پسرم در مسجد با نظر و هدایت امام جماعت پادویی کن و از "پیش کسوتی زود رس" یا همان "پیرغلامی زود رس" خودت را برحذر بدار و به خدا پناه ببر.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7221  |  138 امتياز

سید ایوب
از تهران
امضا شده : ۱۹ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۲۲
سلام استاد در دانشگاه ما در پاسخ به سوالی به هوش هیجانی اشاره کردید اگر بخواهم بیشتر بدانم چه کتاب را مطالعه کنم. ببخشید که ضوابط... ولی لطف کنید.
شهاب مرادی :سلام/ "هوش هیجانی" تالیف دانیل گلمن و ترجمه خانم پارسا ؛ انتشارات رشد 1386
 
تمرینی برای جستجو: گوگل و تمرینی برای ترجمه: 
Everyone knows that high IQ is no guarantee of success, happiness, or virtue, but until Emotional Intelligence, we could only guess why. Daniel Goleman's brilliant report from the frontiers of psychology and neuroscience offers startling new insight into our "two minds"--the rational and the emotional--and how they together shape our destiny. Through vivid examples, Goleman delineates the five crucial skills of emotional intelligence, and shows how they determine our success in relationships, work, and even our physical well-being. What emerges is an entirely new way to talk about being smart. The best news is that "emotional literacy" is not fixed early in life. Every parent, every teacher, every business leader, and everyone interested in a more civil society, has a stake in this compelling vision of human possibility.
 
 
Emotional Intelligence: why it can matter more than IQ
 
By Daniel Goleman
 
Published by Bantam Books, 1997
 
ISBN 0553375067, 9780553375060
 
352 pages
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1947  |  136 امتياز

s.m.s
از ايران
امضا شده : ۲۹ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۰۸
با سلام 
اگر انسان گناهي کند چطور مي تواند بعد از توبه از فکر ان گناه راحت شود تا افسرده نشود
شهاب مرادی :سلام/  بعد از اینکه یک بار، مفصل به خدای مهربان، ماجرا را بیان کردی و احساساتت را بروز دادی و فریاد زنان تمام جزئیات را هم به خدا گفتی، استغفار کن و مکرر بگو الهی العفو یا استغفرالله ربی و اتوب الیه از فکر گناه راحت می شوی. حضور در مجالس دعا و مناجات و روضه برای توبه این چنینی مفید است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:14800  |  135 امتياز

بوردتلا
از تهران
امضا شده : ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۰۹
با سلام و خسته نباشيد . حاج آقا من تو شرايط بدي گير افتادم كه به راهنماييتون نياز دارم. دختري هستم 24 ساله. از اقوام خواستگاري دارم كه هنوز نيتشون رو مطرح نكردن. اما هر دفعه اين آقا پسر با رفتار رمانتيكش اعصاب منو خورد ميكنه احساس ميكنم ازش متنفرم( خوب چيكار كنم. دست خودم نيست) اونها منتظر من هستن تا امتحانم تموم شه. اوايل حس خاصي نسبت بهشون نداشتم اما الان از همه خونوادش كينه به دل دارم. آيا من ميتونم براي نجات از اين شرايط به دروغ بگم كه قصد ازدواج با كس ديگه اي رو دارم؟ فكر ميكنم دروغم مصلحتيه چون اولا رابطه خونوادگي بهم نميخوره و دلخوري پيش بياد . چون تمام خوانواده با اون پسر مخالفن.( پارسال هم از اقوام موردي بود كه پدرم بعد از فهميدن ... . نميخوام دوباره تاريخ تكرار شه) در ضمن نميخوام كه اونا بدونن كه من هم از قضيه باخبرم چون بعدها دايم ميخوان همسرمو با پسرشون مقايسه كنن. ميشه خواهش كنم كمكم كنين؟ تو فاميل هم كسي رو سراغ ندارم كه بخوام توسط ايشون منظورمون رو به اونا بفهمونم.  
در ضمن ملاك اين دوتا خواستگارم متانت و حجاب من بوده ،* آيا اين حق منه كه به خاطر حجابم اينقدر از دنيا سير شم؟ * 
حاج آقا من تا تير ماه بيشتر وقت ندارم. آيا اجازه دارم دروغ بگم؟ باز اينطوري اونا فكر مينن كه من و خونوادم هيچي از اين ماجرا نميدونستيم. اگه هر پيشنهاد ديگه اي هم داريد به گوش جان ميشنوم. 
دعاي خيرم بدرقه راهتون  
يا حق
شهاب مرادی :سلام/ اگر از کسی انزجار و تنفر دارید صریح و محکم و قاطع پاسخ منفی بدهید. و تمام.
چرا موضوع کش پیدا می کند؟
چرا رودرواسی؟!
و
چرا دروغ ؟؟؟! مومن دروغ نمی گوید.خدا هیچ خیری در دروغ قرار نداده
با توجه به این انزجار به هیچ وجه به توصیه‌هایی از این دست که ازدواج کنی بعدا بهتر میشود‌و‌به او علاقمند میشوی، توجه نکن.

خواندن یادداشت های مرتبط را توصیه می کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7091  |  134 امتياز

بالا