آمار

بازدیدکنندگان: 4839676
حاضرین در سایت : 20 نفر
تست آمار روزانه
بازديد ماه گذشته : 265135
بازديد هفته گذشته : 17263
بازديد روز گذشته : 5720
بازديد سال جاري : 1528874
بازديد ماه جاري : 66646
بازديد هفته جاري : 6538
بازديد امروز : 818
آمار از تاريخ:1388/1/28
نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7122 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 »

نامورودی
نگار
از کرج
امضا شده : ۲۴ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۴۲
باعرض سلام خدمت آقای مرادی،من دختری 31ساله هستم و هنوز ازدواج نکرده ام،البته تا24سالگی(همزمان با تحصیل در دانشگاه)قصد ازدواج نداشتم.اولین معیارم در ازدواج،مسایل اعتقادیست،ولی متاسفانه اغلب اینطور نیستند،مثلا:اهل نماز بودن،موافق با حجاب من(حجاب معمولی)،شرکت نکردن در جشنهای مختلط و...،(بعضی از اقوام و دوستان دایم می گویند:سخت نگیر،خیلی ها نماز نمی خونن،ولی از 100 تا نماز خوان،با خداترن،اونی که تو می خوای باید سفارش بدی خدا واست خلق کنه!! ...)ومن هرچند به خدا توکل کرده ام،گاهی نگران آینده می شوم و اینکه درست فکر می کنم یا نه؟ممنون می شوم اگر مرا راهنمایی کنید.خدا نگهدار شما
شهاب مرادی :سلام/ معیار شما درست است
وحرفهای اقوام ودوستانت غلط
ولی شاید در مصداق دچار سخت گیری و اشتباه شده باشید . دین داری چیز سختی نیست. لینک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:741  |  2 امتياز

من
از esfahan
امضا شده : ۲۵ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۲۷
سلام اقای مرادی من الان 5 ماه نامزد کردم با صیغه محرمیت ولی من اصلا به ایشان علاقه ندارم و روز به روز سرد تر میشم .همه میگن که بعد از ازدواج به هم علاقه مند میشین و شاید بعد از بچه دار شدن ولی من اینجوری فکر نمیکنم و تمام درها به رویم بسته شده وهمه میگن اگه اینو رد کنی دیگه بهتراز این پیدا نمیشه واخه من ذهنم پراز تردیده ومن کم کم دارم افسردگی میگیرم واخلاقه نامزدمم هم خشک و نظامیه و با روحیات من جور در نمیاد من میخوام کسی باشه که به من محبت کنه شاد باشه ولی این اینجوری نیست فقط اهل نماز و روزهاست و من هم ون ایمانشو دیدم باهاش نامزد کردم ولی اون خیلی مغروره و مننم هم همینطور و همش با هم بحث داریم و حرف همو نمیفهمیم .من ما اهل دوتا شهر جداگانه ایم تو رو خدا کمکم کنید وممنون
شهاب مرادی :سلام/  مشکل بزرگی نیست.ظاهرا علیرغم  درد دل با دیگران ،به دنبال کسب مهارت های لازم برای زندگی نرفتید.در راستای بهبود رابطه بهتراست هر دو با هم به مشاور مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:739  |  2 امتياز

دل پر از زمانه
از تهران
امضا شده : ۲۵ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۲۸
سلام. آقاي مرادي من الان حدود چندوقتي است كه دچار افسردگي شده ام و سريع از هر چيز ناراحت مي شوم مهمترين چيزي كه ذهن من را آزار مي دهد اين است كه هر خواستگاري كه براي من مي آيد پس از دو جلسه آمدن ديگر مي روند و ... 
حالا پسري در محل كار با من آشنا شده است و خانواده اش من را ديده اند و پسنديده ولي حالا پسر دچار نوعي نگراني است و پا به جلو نمي گذارد به نظر شما آيا من با او صحبت نمايم يا بگذارم تا او به سراغ من بيايد نمي خواهم كه او با فكر من دچار گناه شود و اعصابش به هم بريزد شما چه راهي پيشنهاد مي كنيد؟ با تشكر
شهاب مرادی :سلام/ اطلاعات  بسیار محدود است فقط فهمیدم شما خانم هستید!
علی ای حال شما نگرانید بعیده افسرده باشید.
با آرامش ، کم وخلاصه با او صحبت کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:680  |  2 امتياز

le
از tehran
امضا شده : ۲۶ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۱۱
سلام یه ادم بانقص های فراوان تصمیم گرفته ادم بشود و نمیداند از کجا شروع کند چون بیشتر علمای ما باوجود یک راهنمابه مراحل بالا دست پیداکردن و من نیز از شما راهنمایی میخواهم تا بنده ی خدا شوم نه کس دیگر
شهاب مرادی :سلام/ از ترک محرمات وعمل به واجبات شروع کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:670  |  2 امتياز

صدرا
از تهران
امضا شده : ۳۱ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۳۷
سلام حاج آقا. 
ببخشيد, من عجله کردم. راستش از اونجايی که احساس تنهايی در گفتن حرفهام به ديگران میکردم و از شما انتظار داشتم زودتر جواب مرا بدهيد عجله کردم حق با شماست. یه دنيا شرمنده, شايد برای اولين بار بود که از کسی گله میکردم, تازه اون هم در شرايطی که اصلا حق با من نبود. 
حاج آقا جان من کتاب روانشناسی کمال رو گرفتم و مشغول خوندن اون هستم. با و جود اين که هم در دوره ليسانس و هم فوق ليسانس تحصيلم نفر اول بودم باز هم در خودم کمبود اعتماد به نفس و ضعف در تصميم گيری رو میبينم. در ضمن آدم تودار هستم. در عين حال که همه به من اعتماد دارن و حرف دلشون رو بهم میزنن و از من مشورت میخوان اما خودم کسی رو ندارم که باهاش مشورت کنم و ..... در ضمن حاجی جان من از برخورد با جنس مخالف شرم دارم البته کمی هم به گفته ديگران در مقابلشون مغرور هستم. نمیدونم رفتارم درسته یا نه ولی الان خيلی دوست دارم که يکی رو برای زندگی آينده خودم انتخاب کنم تا دوسش داشته باشم بهش محبت کنم و خوشبختش کنم و ...... اما به خاطر اينکه هنوز 6 ماه از تحصيلم مونده و بايد خدمت سربازی هم برم احساس میکنم خيلی زوده. به نظر شما زوده؟ 
در ضمن حاج آقا من دوست دارم همسر آيندم چادری (همراه با نجابت) و دارای روحيه شادی باشه و برخی خصوصيات جزیی ديگر. آيا اشتباه میکنم که قيد چادر رو در شرايطم دارم؟؟؟؟ 
در مورد انتخاب همسر از يکی از روحانيون مرجعی اسلامی رو خواستم بهم معرفی کنه ايشون کتاب حليه المتقين رو معرفی کرد. اين کتاب در من بيشتر شبهه ايجاد کرد چون من بيشتر معيارهای دنيوی رو در اون ديدم تا معنوی. شما میتونيد يک يا چندين کتاب یه من معرفی کنيد تا هم بتونم حس اعتماد به نفسم رو بالا ببرم و هم در انتخاب ازش کمک بگيرم. 
اميدوارم بتونم کمکهاتون رو جبران کنم. در پناه حق  

شهاب مرادی :سلام/ فهرستی از توانمندی ها ، قابلیت ها وموفقیت هایت را بنویس
سهم خودت را در موفقیت هایت  بررسی کن وبنویس
خیلی به اظهار نظر دیگران در مورد خودت امتیاز نده.
به تفکر بیشتر از مطالعه توجه کن .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:713  |  2 امتياز

zibaامضا شده : ۰۴ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۳۴
salam . khaste nabashid mikhastam begam man chand sale madar va pedaramo az dast dadam midonid ke payambare akram kheili be doaye madaro pedar sefaresh karde mikhastam bedonam man ke az dashtane in nematha mahromam chi kar bayad bekonam ya chi kar konam ke doaye khiere onha poshto panaham bashe aslan ona befekre ma hasten? baraye ma doa mikonan?
شهاب مرادی :سلام/ خدا آنها را رحمت کند.حتما متوجه شما هستند وبرایتان دعا می کنند.
هدیه های شما (دعا، نمازوخیرات) به آنها میرسد چنانچه امام صادق (ع)فرمودند مثل هدیه دادن به پدر و مادر زنده ،هدایا به آنها میرسد.
واعمال صالحه شما وخدمت به مردم و... که خیر وثوابش به پدر ومادرتان می رسد.
امیرالمومنین(ع) زیارت اهل قبور را باعث شادی آنان میداند.
زوروا موتاکم فانهم یفرحون بزیارتکم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:726  |  2 امتياز

ابراهیمی
از اراک
امضا شده : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۴۷
سلام حاج آقا 
من یک مشکلی دارم اینه تو کارام یعنی هر کاری که می خوام بکنم همیشه فکر می کنم که نکنه خدا نخواد نکنه قسمت نباشه یعنی من مرز بین قسمت و اختیار خودم رو نمی دونم. حاج آقا احساس هم می کنم که آدم بدی هستم و خدا منو دوست نداره چون به خیلی از آرزوهام نرسیدم. می خواستم کمکم کنید تا مثبت تر و بهتر فکر کنم.
شهاب مرادی :سلام/ لینک  حتما خدا شما را دوست داره و هر کسی میتونه رابطع اش را با خدا بهتر وعاشقانه تر کنه.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:690  |  2 امتياز

zahra
از tehran
امضا شده : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۵۰
سلام استاد.روز معلم بر شما مبارک .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:735  |  2 امتياز

فیروزه
از tehran
امضا شده : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۵۰
آقای مرادی سلام و روز معلم مبارک 
من یک زن و مادر 2 بجه هستم و بد حجاب هم هستم اما دلم می خواهد شما مرا در رابطه با حجاب توجیه کنید و مطئنا من فقط حرف شما را قبول خواهم کرد. یا اگر می توانید در برنامه تلوزیون در رابطه با حجاب صحبت کنید تا ما هم توجیه بشویم. بسیار از شما متشکرم
شهاب مرادی :سلام/ لینک  این مطلب را با حوصله بخوانید و نظزتان را برایم بنویسید. حجاب کامل وخوب برای یک خانم یک امتیاز است. پیشاپیش برای این تصمیم مبارک به شما تبریک می گویم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:717  |  2 امتياز

میثم
از ماکو
امضا شده : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۱
سلام.عیدتان(روز جمعه) مبارک.یکی از دوستانم که 23 ساله است(فرزند اول خانواده) و در سن ازدواج وخواستگاران زیادی دارد،اما هنوز در مورد ازدواج به تعریف درستی نرسیده است وبسیار از این موضوع هراسان است .بعضی وقتها میگوید نمیتوانم فرد دیگری را تحمل کنم.در مورد مراحل خواستگاری در شهرمان نیز معترض است(اینکه در جلسه اول برای دیدن دختر مادر یا خواهر داماد میآیند).با اینکه پدرش از اساتید دانشگاه است به علت مشغله زیاد یا خجالت نتوانسته با او صحبت کند،یک بار در این مورد با من مشورت کرده است،من هم در حد اطلاعاتم سعی کرده ام اضطرابش را کم کنم و پیشنهاد کرده ام که حتما در این مورد با پدرش جلساتی را به دور از هیاهوی منزل داشته باشند.سرتان را درد نیاورم،لطفا ایشان را راهنمایی کنید قرار است پاسختان را برایش ارسال کنم. در ضمن بنده دختری 26 ساله هستم که این اسم را به خاطر میثم امام علی دوست دارم(سوء تفاهم نشه).یاحق.
شهاب مرادی :سلام/ با شما موافقم بهتره با پدرش مشورت کند والبته رسم خواستگاری شهر شما خوب است. بعد از مشورت با پدرش اگر به نتیجه نرسید خودش موضوع را با ذکر سابقهو اطلاعات تکمیلی ارسال کند.
اسم پسرانه هرچند مستعار با هر بهانه ای برای یک خانم مناسب نیست.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:801  |  2 امتياز

مهدي
از تهران
امضا شده : ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۰۶
سلام/خسته نباشيد و خدا قوت. 
گاهي اوقات كه از نزديك شاهد زحمات شما براي پاسخگويي به سوالات مخاطبين سايت كه اغلب جوانانند،هستم و به اين روحيه شما به عنوان دوست افتخار ميكنم و غبطه ميخورم. 
همانطور كه مستحضريد يكي از دغدغه هاي اصلي جوانان بحث ازدواج و انتخاب همسر است كه پيام هاي زيادي هم در اين باره ارسال شده. به عنوان پيشنهاد،از شما خواهشمندم يك پست جديد يا يك سلسله بحث راجع به اين مقوله مهم و حساس در سايت قرار بديد تا مخاطبين و مراجعين بي بهره نمونن. 
از شما بسيار سپاسگزارم. 
يا علي
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله درصدد هستم. این موضوعات جدید مثل جلسات خانوادگی مقدمه این مباحث است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:795  |  2 امتياز

محمدمهدی
از تهران
امضا شده : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۲۸
سلام حاج آقا 
تو رو خدا حوصله کنيد و همشو بخونيد. خيلی ممنون میشم 
چند سوال داشتم. ممنون میشم اگه راهنماييم کنيد. من دانشجو سال آخر فوق ليسانس هستم. 25 سالمه. تا آخر شهريور درسم تموم میشه. میخوام برای خوندن دکترا برم خارج البته اگه بتونم بورس بگيرم. اگه هم نتونم بايد برم سربازی. خودم الان چون کارت پايان خدمت ندارم کار پروژه¬ای میگيرم که درآمدش نسبتا خوبه. وضعيت مالی پدرم هم خوبه و خيلی دوست داره از لحاظ مالی کمکم کنه اما من تا به حال از سره غرور 1 ريال هم از ايشون نگرفتم البته با حفظ احترام. چون دوست دارم رو پای خودم باشم. تا به حال هم از جنس مخالف دوستی نداشتم. میخواستم راهنماييم کنيد که 
1- به نظر شما من در شرايط ازدواج هستم؟ 
2- اختلاف سنی در ازدواج مهمه؟ چقدر باشه؟ 
3- کدوم کاراکترها در طرف مقابل به نظر شما از اهميت بيشتری برخورداره؟ 
4- آي در انتخاب طرف مقابل به تحصيلاتشون توجه کنم؟ 
5- من کار درستی میکنم که از پدرم کمک مالی نمیگيرم در حالی که ايشون خيلی تمايل به کمک کردن به من دارن؟ 
6- اگه منبع خوبی برای مطالعه هست به من معرفی کنيد. 
 
همه شاد باشيد. در پناه خدا 

شهاب مرادی :سلام/ چرا برای سوالات بارم ننوشتید؟
 1. بله.
2.بله.3،4...تا 7-8 سال
3. ایمان- اخلاق و...
4. کمی تا قسمتی لیسانس به پایین چون از تو کوچکتره.
5. چرا نمی گیری؟ اگر شرایط معمولی است از حمایت پدر استقبال کن.
6. این روزها مصلای تهران؛ نمایشگاه کتاب.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:772  |  2 امتياز

...امضا شده : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۰۹
سلام.تمام حرف ها و اعتقاد ها قبول.شکی در قدرت خدا و خود وجودیش ندارم.34 سال دارم. تحصیلاتم دکترا است و جزو بانوان موفق حوزه کارم میباشم.چیزی آزارم میدهد و آن میل به مادر شدن است .ازدواج نکرده ام و هیچ زمانی خواستگاری نداشته ام.هیچ زمان.در صحت کامل می باشم.با این سن هنوز باید امیدوار به مادر شدن داشته باشم و همیشه سوال من از خدا نقص من بشر برای جذب نکردن میباشد؟آرزوی مادر شدن دارم
شهاب مرادی :سلام/ مشکل شما این نیست. ونیاز به چند پرسش وشنیدن پاسخ های شماست پیشنهاد می کنم به مشاور (روانشناس) مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:767  |  2 امتياز

گل نسترن
از کرمان
امضا شده : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۵۶
سلام.من متاهل و 35 ساله ام .در نوجوانی به علت آذار و اذیت زیاد جسمی و روحی مادرم از بدر جدا و نزد مادر بزرگمان در شهر دیگری آمدیمو چون مادرم شغل نداشت با کمک مالی کم فامیل و در یک اتاق 6 متری 10 سال گذراندیم و بدر به دنبالمان نیامد و کمکی حداقل به ما بچه ها نکرد.ما کارمند و ازدواج کردیم.حالا که ازدواج کرده و کارمند شده ایم بدرمان باب رفت و آمد را باز کرده و ماهی یک بار از شهر خودش نزد فقط ما که وضعمان روبراه است میآید.و به 2 فرزند دیگرش کاری ندارد و حتی حالشان را هم نمی برسد. من از اینکه او فقط برای مهمانی و اینکه حالا او محتاج ما شده ما را میشناسد ناراحتم و فقط احترامش را دارم ولی نمی خواهم که اینقدر رفت و امد کند .چون شوهرم هم نمی بذیرد و میگوید تا حالا کجا بوده؟از طرفی احساس گناه میکنم .او گذشته را برای ما تکرار کرده.آیا مجبورم در حالی که نمیخواهم او را بذیرا باشم؟ و خدا تلافی میکند؟در برنامه مردم ایران هم در مورد این بدر و مادر ها صحبت کنید.و جواب مرا هم در سایت بگذارید.ممنون .
شهاب مرادی :سلام/ رسول خدا(ص) مى‏فرمايد: «صل من قطعك و احسن الى من اساء اليك و قل الحق و لو عليك» با آنكه با تو قطع ارتباط كرده، ارتباط ايجاد كن و آنكس كه به تو بدى كرده به او نيكويى بنما و حق را گرچه به ضررت باشد اظهار كن.
این یک فرصت طلایی است برای جلب رضایت پروردگار.
بدی را بدی سهل باشد جزا      اگر مردی احسن الی من اسا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:742  |  2 امتياز

رها رهام
از تهران
امضا شده : ۰۷ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۵۴
سلام 
مگر خداوند خودش ازدواج را واجب نكرده؟پس چرا بعضي وقتها مانع انجام آن ميشود؟
شهاب مرادی :سلام/ ازدواج واجب نيست و خدا هم مانع نيست. مشكل شما چيست؟ مشكل را بنويسيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:750  |  2 امتياز

مائده پوياگهر
از تهران
امضا شده : ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۵۶
سلام حاج آقا 
يه پيشنهاد داشتم : 
ميخواستم بگم خيلي خوبه اگه شما هر هفته يا هرماه يه كتاب رو كه فكر ميكنين واسه جوونها مناسبه انتخاب كنين و به صورت EBooKدر اختيار همه قرار بدين . يا اصلا اگر توي سايتتون يه كتابخونه كوچيك از آثار خودتون هم داشته باشين كه ديگه عالي ميشه .... 
با تشكر  
و من الله توفيق
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:695  |  2 امتياز

ماه نو
از اصفهان
امضا شده : ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۵۶
از اينكه جوابم را داديد ممنونم خواهش ديگري دارم من وقتي قرآن ميخوانم چندان روحم را نوازش نمي دهد كه مي دانم مشكل از خودم است لطفاً مرا راهنمايي كنيد
شهاب مرادی :سلام/ به این حس ،اعتنا نکن و تلاوت قرآن را ادامه بده
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:682  |  2 امتياز

نسترن
از ایلام
امضا شده : ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۵۶
درمورد دوستیهای قبل از ازدواج مطالبی بیان کنید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:696  |  2 امتياز

meleh
از tehran
امضا شده : ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۵۱
با عرض سلام خدمت شما....خصوصی... 
[ 160 سطر نامه را منتشر نکردم!]
شهاب مرادی :سلام/ خواهرتان با ساده لوحی افراطی (اعتماد بی جا، ترس بی جا ، عدم مراجعه به پلیس و بچه دار شدن ...) و پدر با حمایت های بی جا ، بر جسارت و گستاخی یک کلاهبردار افزوده اند.
 چاره ای جز طلاق  متصور نیست.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:697  |  2 امتياز

یاس
از تهران
امضا شده : ۲۵ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۱۲
خصوصی 
سلام ،خسته نباشید. 
من یه دختر 23 سالم و دوره کارشناسی رو تموم کردم ،...خصوصي... 
برام دعا کنید. ببخشید طولانی شد . 

شهاب مرادی :سلام/ حتما با يك روان شناس گفتگو كنيد.و
ان شاءالله به زودي در خصوص مسئله شما يك يادداشت مستقل مي نويسم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:714  |  2 امتياز

7
از تهران
امضا شده : ۰۲ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۲۱
اقاي مرادي من همون دختر 17 ساله اي هستم كه دي ماه به شما نامه اي دادم و گفتم پسر 27 ساله اي رو دوست دارم و.....شما گفتين كه ازدواج منيد ما اين كارو كرديم الان 3 ماه كه ما عقد يك ديگريم اما 3-4 هفته اي ميشه كه بسيار با هم مشكل داريم در حدي كه 2-3 بار روي من دست بلند كرده مي گين من چي كار كنم ايا جدايي باعث ارامش من ميشه؟///؟//؟؟ 
مرس اگر جواب منو بدين ممنون ميشم.
شهاب مرادی :سلام/ طلاق ؟! نه. دخترم حتما به یک مشاور با تجربه مراجعه کن. باید خیلی چیزها را بیاموزیم تا زندگی دلچسب و گوارا بشه.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:735  |  2 امتياز

جاماسپ
از تهران
امضا شده : ۰۲ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۳۴
سلام آقای مرادی 
من بدعای زیادی نیاز دارم 
برایم دعای کنید
شهاب مرادی :سلام/ چشم .شما هم  دیگران را دعا کنید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:724  |  2 امتياز

neda
از mashhad
امضا شده : ۲۵ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۲۴
با عرض سلام خدمت اقای مرادی: 
می خواستم چند سوال از شما بپرسم ممنون میشم جواب بدین:  
... 
 
من نمازقضا زیاد داشتم بعد توی کتاب(د.معنوی) یک دستوری برای نمازهای قضا نوشته بود که اگر یک روز روزه بگیری بعد از اذان 25تا نماز دورکعتی بخوانی تمام نمازهای قضا بر طرف میشود ایا این درست است؟ 
 
ممنون میشم جوابها را برام بفرستین 
ندا نقابی  

شهاب مرادی :سلام/ کاملا غلط است.
 تک تک نمازهای قضا را باید به تدریج بخوانید.
به جای این کتاب ها ، رساله ی عملیه مرجع تقلید خود را مطالعه کنید. و پاسخ سایر سوالات فقهی را ببینید.
در بخش پیوندهای سایت، لینک های مراجع عظام قرار دارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:822  |  2 امتياز

ستایشامضا شده : ۰۳ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۵۸
سلام.اقای مرادی من یک دختر 24 ساله لیسانس کامپیوتر با خانواده متوسط هستم. 
چند وقت پیش یک اقایی به خواستگاری من امدند و از خیلی جهات همون خصوصیات مد نظر من را داشتند.من تصمیم داشتم بعد از یک صحبت با ایشون جواب بدم که پدرم رفتند استخاره گرفتند خیلی بد اومدو من الان نمیدونم باید چکار کرد.لطفا کمک کنید.ممنون
شهاب مرادی :سلام/ چرا استخاره؟! مگر مردد بودید ؟ اگر تفریحی یا تشریفاتی استخاره کردید و اگرخواستگار مجدد پیگیری کرد و در صورتی که  از لحاظ دینی و شخصیتی و... با شما تناسب دارد و با پدر ومادر مشورت کردید ،به استخاره توجه نکنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:755  |  2 امتياز

مریم
از مازندران
امضا شده : ۰۷ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۴۲
با عرض سلام و تشکر بی پایان برای سلسله مباحث اخلاقی تان در برنامه خوب مردم ایران سلام .  
آقای مرادی من 6 سال پیش در حالی بر سر سفره عقد نشستم که معیار انتخاب همسر را در ایمان ، ادب ،و احترام به والدین می دانستم و تایید خانواده می دانستم و به شکر خدا تا به امروز نیز از انتخابم راضی می باشم .  
اما چندی است که به واسطه مشکلاتی که برای همسرم پیش آمده متاسفانه کدورتی بین همسرم و والدینش حادث شده.با اینکه میدانم همسرم نسبت به والدینش بی حرمتی نمی کند اما دلتنگی آنان مرا بسیار میترساند و از این بابت بسیار زجر می کشم . همسرم معتقد است که تا از بین رفتن مشکل باید از آنان دوری کنیم و من با این امر مخالفم هرچند که بارها خواستم به آنان نزدیک شوم اما به نظر می رسد آنان نیز تمایلی به حظور ما در بین خودشان ندارند . چه کنم که از خشم خدا در باب احترام به والدین بسیار بیمناکنم .لطفاً راهنماییم کنید . اجرتان با جدم موسی بن جعفر
شهاب مرادی :سلام/ سلام خدا بر موسی بن جعفر.
با شما موافقم مشکل را پیچیده نکنید و شوهرتان را برای حل مشکل و آشتی کردن و ادای احترام به والدین تشویق کنید.
برقرار بودن  ارتباط ( قهر نبودن) و احسان و نیکی و خدمت به والدین ضروری است و این با زیادی ارتباط و رفت وآمد فرق دارد.
پس از آشتی و عادی سازی روابط می توان روابط را مدیریت کرد که از اعتدلال به افراط وتفریط کشیده نشود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:742  |  2 امتياز

مصطفی
از tehran
امضا شده : ۱۱ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۳۲
سلام آقا مرادی خیلی مخلصیم سوال: چرا به هر کی خوبی می کنی در جوابش طرف بهت بدی می کنه اصلا باید با آدمها چطور برخورد کرد حد تعادل کجاست؟
شهاب مرادی :سلام/ قبل از هرچیزی به بی توقعی وکار به خاطر خدا فکر کن. تا دیگه آماری از بی ادبی ها و بی وفایی ها و نا سپاسی ها نداشته باشی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:712  |  2 امتياز

علی
از نیشابور
امضا شده : ۱۱ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۳۴
سلام آقای مرادی من سعی می کنم برنا مه هاتون رو در تلویزیون ببینم.من نمی تونم نماز صبح بیدار بشم .البته دارو مصرف می کنم و صبحها 2 تا موبایل رو هم تنظیم می کنم ولی واقعا نمی تونم پا بشم و نماز صبح رو بخونم.چه کار کنم؟ تنبلم؟ نمی دانم؟
شهاب مرادی :سلام/ با توجه به مصرف دارو با پزشک معالجتان مشاوره کنید. و سبک زندگی را متناسب با بیداری زودتر و طبعا زود خوابیدن تنظیم کنید. کمی خواب روزانه هم مفید است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:731  |  2 امتياز

علي
از كرمان
امضا شده : ۱۱ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۴۷
سلام  
دلم براي خودم خيلي مي سوزه جواني كه مي خواهد با خداي خودش عهد ببند ديگه گناه بس اما ... 
شكستن عهد براش عادي شده گاهي دلم مي خواهد فرياد بزنم كه خداي من تو بايد كمكم كني والا من هميشه در گناه خواهم ماند 
آقاي مرادي چرا خدا بندهاشو به حال خودش واگذاشته بعضي وقتها فكر مي كنم اگر همان دفعه اول گناه خدا گوشمالي ميداده مرا شايد ديگه دنبال گناه نمي رفتم.
شهاب مرادی :سلام/ اگر تو را به خودت واگذاشته بود دلت برای او و آشتی کنون تنگ نمی شد این حالات حکایت از دعوت و پذیرش از سوی دوست است.قدر بدان وتوبه کن و نگو می خوام نمی شه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:743  |  2 امتياز

مرتضي
از دماوند
امضا شده : ۱۱ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۳۲
سلام جناب مرادي خيلي دوستت دارم. من با ديدن شمانظرم درباره روحانييت عوض شد.برنامتون در شبكه 2 رو ميبينم.باحاتون كلي حال ميكنم.4شنبه كه در مورد خانوم فاطمه زهرا (س )حرف زديد اشكمو در اورديد.اخه من تا حالا از كسي ابن حرفا رو نشنيده بودم.منظورم از كسي روحاني ها و مداح ها بود.يه سوال دارم كسي كه دوست داره پولدار بشه علاوه بر تلاش چه دعايي ميتونه بكنه.با تشكر(مرتضي)
شهاب مرادی :سلام/ خمس وزکات ، صدقه، صله رحم، احسان به پدر ومادر و استغفار از ذکر موثرتر  هستند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:766  |  2 امتياز

مهسا
از گلستان
امضا شده : ۱۱ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۳۴
با عرض سلام. 
من واقعا برای اولین بار به سخنان یک روحانی گوش میدم.اقای مرادی مگر شما نگفتین که در امر ازدواج نباید استخاره کرد.اما من از دست اون کسانی هستم که از این موضوع ضربه شدیدی خوردم و تا چند ماه روحیم داغون بود.یکی از خواستگاران من که من و طرف مقابل به تفاهم رسیده بودیم مادرش صبح به خونه ما زنگ زد و گفت استخاره کردم بد اومده و اون استخاره را یک روحانی برای او کرده.در حالی که قرار بود قرار روز عقد را بزاریم. و در نهایت ناباوری تمام موضوع با یک استخاره بهم خورد. و ضربه شدیدی خوردم و مامان و بابام هم از نظر روحی داغون شدن.و من هیچ وقت اون مادر خواستگارم رو که از اشنایان ما بود نمی بخشم. 
با ارزوی موفقیت شما.از شما خواهش میکنم در مورد این موضوع در برنامه مردم ایران سلام خیلی صحبت کنید.
شهاب مرادی :سلام/ چشم.
[من هیچ وقت او را نمی بخشم] چرا؟! یکی از هنر های والا گذشت از دیگران است. که با مغفرت خدا مرتبط است.
ولیعفوا ولیصفحوا الا تحبون ان یغفر الله لکم والله غفور رحیم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:741  |  2 امتياز

فرانك
از مشهد
امضا شده : ۱۵ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۲۰
سلام دوباره.در پاسخ من گفته بودين كه رابطه بر اسا س خواهر برادر خوب نيست.چرا؟ببينيد من به اين آقا بارها گفتم كه قصد ازدواج ندارم.چون از اين هنوز چراشو پيدا نكردم واسه خودم كه چرا بايد ازدواج كرد.اونم درسته كه به من علاقه داره اما شايد با مسايلي كه من عنوان كردم بترسه از اينكه عنوان كنه.حا لا سوالم اينه كه من گفتم خواهر برادر چون نميخواستم مساله به ازدواج برسه و نه اينكه ما مثل خواهر برادر باشيم بلكه فقط به چشم خواهر برادر بهم نگاه كنيم كه مساله بدي پيش نياد.البته من هيچ بدي ازايشون نديدم ولي چون روشي كه ما با هم آشنا شديم درست نيست شك دارم.اگه فرض بر اين باشه كه من به ايشون علاقه دارم اما 10% من به خانواده چي بگم؟بگم اين آقا از كجا اومده؟ايشون تو شهر ديگه اي هستن.خانواده من يه خانواده مذهبي هستن و حتما بايد بدونن خواستگار دخترشون از كجاس؟اونوقت من بگم تو چت؟خودتون بهتر ميدونين كه اين روش به ما شناخت نميده.بعد اگه اومدن خواستگاري من چه جوري ايشون رو كامل تر بشناسم.اما اگه همو ببينيم شايد بهتر بشه.البته ميدونم در اينگونه روابط متاسفانه احساس جاي عقل رو ميگيره. 
خيلي از شما ممنونم. 
 
 
داستا قبلي براي ياد آوري ماجرا. 
با سلام خدمت شما.من يه دختر 23 ساله هستم.برنامتون رو ميبينم.من آدم معتقدي هستم.راستش من با هدف آشنايي دين اسلام به خارجي ها وارد چت شدم.منظورم اينه كه اصلا دوست نداشتم ....... 
............... 
.م شيم خواهر برادر.به نظر شما اين بده؟اون بنده خدا هم قبول كرد .آيا اين رابطه بازم مخربه؟اگه ما به اين نتيجه رسيديم كه ميتونيم يه روز همو ببينيم اين بده؟با توجه به اينكه اين آقا سربازي رفته سر كارم هست.سنشم از من 5 سال بيشتره.يعني 28 سال.من چه جوري ميتونم اين عادتو از خودم دور كنم؟ 
با تشكر از شما
شهاب مرادی :سلام/ جواب همان است لینک  البته شما هم به این جمعبندی رسیدید ولی در پذیرش آن دچار تردید هستید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:712  |  2 امتياز

هاله -م
از کرمان
امضا شده : ۰۷ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۱۴
سلام.1-اگر به کسی شاید بیشتر از 10 مورد سلام میدهیم و او بی اعتنایی میکند و یا سرش را تکان میدهد چه باید کرد و او فامیل نیست .2-خدا ما را به اجبار و نه به انتخاب خودمان به این دنیا آورده و ما میتوانیم از خدا از این بابت گله مند باشیم؟و در جایی شنیدم که خدا به خاطر اثبات عظمت و قدزت خود ما را افریده خوب گناه ما چیست.ایا اگر قبل از به دنیا آمدنمان به ما زندگی این دنیا را نشان میدادند باز هم حاضر بودیم بیاییم؟ولی آمدن ما به جبر و انتخاب کس دیگری بوده نه خودمان.و هدف خدا از آفرینش این همه آدم در دوره های مختلف چیست؟که اگر آنها را جمع کنیم قابل شمارش نیست.من یک بار دیگر هم این سوال را ارسال کردم ولی جواب را نداشتم.
شهاب مرادی :سلام/ 1.اگر جواب گرفتن براتون مهمه سلام نكن.
2. جبر نيست اين لطف خداست و خدا عقل و طبع و فطرت وانبيا و... را براي هدايت به ما داده .ما بابت اين لطف بدهكاريم نه طلبكار.

اين سوال ناشي از عدم حس موفقيت است پس به جاي بحث در اين مورد براي موفقتر شدن برنامه ريزي كنيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:690  |  2 امتياز

محمد محسني
از اهواز
امضا شده : ۲۵ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۱۷
پيام گذاشتم چرا به اهواز نمي آييدبراي سخنراني 
براي دعوتتان مرا راهنمايي كنيد
شهاب مرادی :سلام/ برادر عزیزم از مقدمات ضروری برای قبول دعوت ، شناخت داعی و مجلس است.
بهتر است از طریق کسی که شما را می شناسد ومن هم او را می شناسم اقدام کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:915  |  2 امتياز

عبدالمهدی[مستعار]
از همدان
امضا شده : ۲۵ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۱۷
سلام علیکم.یکی از خصوصیات عارف آن است که خود را کوچکتر از همه مردم ببیند,عارف باید چه مطلبی را در ذهن داشته باشد که خود را ازافرادی که انحرافشان مشهود است...کوچکتر ببیند.باتشکر
شهاب مرادی :سلام/ عظمت او (جلّت عظمته)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:747  |  2 امتياز

بهدخت
از تهران
امضا شده : ۲۵ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۵۹
سلام.لطفا برای تهیه سی دی سخنرانیهاتون اقدامی بکنید.ما تشنه شنیدن هستیم.با تشکر وارزوی توفیق. 

شهاب مرادی :سلام/ ظاهرا سروش سيما دارد. ولي هنوز تصميم ويژه اي ندارم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:746  |  2 امتياز

عباسی
از شهر انار ساوه
امضا شده : ۱۹ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۰
سلام  
اقای مرادی خیلی خیلی ازتون تشکر می کنم بابت حرفاتون تو برنامه مردم ایران سلام و راهنمایی هاتون توی این سایت . 
اقای مرادی شاید این مشکل خیلی از دختر ها باشه . 
من یه دختر 17 ساله هستم ولی تا به حال نفهمیدم وقتی می خواهم یه کاری انجام بدم اونی که عقلم می گه انجام بدم یا اونی که احساسم یا اینکه حرف پدر و مادرمو گوش کنم. 
نمی دونم فکرم میگه یا احساسم می گه اگه توی یه کاری حرف پدر مادرم رو گوش کنم یعنی اینکه بی اراده هستم. 
یا اگه طبق احساسم عمل کنم ممکن پشیمون بشم و شاید هم عقل راه خوبی رو نشون نده / 
خلاصه اقای مرادی از نظر من عقل و احساس دو واژه متضاد رو به رو هم هستن که همیشه درون من مشغول دعوا هستن چه طوری میتونم یکی که درستره انتخاب کنم؟ 
ممنون اگه راهنمایی کنید منو.
شهاب مرادی :سلام/ اونایی که با هم دعوا دارند "عقل" با "جهل" است نه عقل با احساسات .
بعدا مفصل(  ان شاءالله )خواهم گفت.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:726  |  2 امتياز

nazanin
از yazd
امضا شده : ۲۵ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۰۵
سلام خسته نباشید من چهار ساله که با پدرمشکل جدی دارم و چندین دفعه سعی کردم با این مشکل کنار بیام ولی نشده پدرم به من می گه چادر سر کن به زور تین کارو انجام می ده می دونمم که صلاح منو می خواد ولی توی چهار سال پیش من و زنداداشم که از کلاس کامپیوتر بر می گشتیم من اون وقتها چادر سر نم کردم به خاطر اینکه زنداداشم هیکل درشتی داشت بابا زد به من و گفت چادرت کجاست تا اون چادر سر کنه از اون وقت شروع شد من از اون وقت چادر سر کردم و زنداداشم طلاق گرفت و الان هم چادر سر نمی کنه بابام به من میگه فکر نکن اگه رفتی خونه شوهر من می زارم مانتویی بشی به اونیکه می اد اینجا می گم باید چادر سر کنه در غیر اینصورت برید گم شید بابام می خواد زندگی اینده منو خراب کنه حالا همه مانتویی ها که ادمای بدی نیستن منکه مو هام که زیر روسری دیگه هم که مشکلی ندارم تو رو به خدا بهم جواب بدین امروز توی تلویزیون گفتین که نمی رسین جواب بدین ولی به محض خوندن این مطلب به من جواب بدین من باید به خاطر اشنا های بابام چادر سر کنم
شهاب مرادی :سلام/ شما باپدرتان مشکل دارید یا با چادر پوشیدن؟ اینکه پدرتان شما را مجبور میکند باعث ناراحتی تان شده یا اصولا چادر را دوست ندارید؟ یا لازم نمیدانید؟
اگر خودتان چادر را حجاب برتر میدانید لجبازی نکنید. به نفع شماست که زندگی کم تنشی داشته باشید. آرامش در زندگی آن قدر ارزشمند هست که برای بدست آوردنش بهایی بپردازید.
اما اگر چادررا دوست ندارید با احترام ،ادب ، مهربانی و همچنین رعایت عفاف و وقار(که درعمل نشان میدهید) به ایشان ثابت کنید که بدون چادر هم میتوانيد نجابت و متانت را حفظ كنيد.
(اگرچه من هم تاکید میکنم که چادر حجاب برتراست).
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:788  |  2 امتياز

شهرزاد
از تهران
امضا شده : ۲۰ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۳۸
سلام اقا ... 
شما با فرمايش شخص عنايتي كه پيامش منتشر شده است موافقيد؟ 
آيا شرايط انسان و فيل يكسان است؟؟؟
شهاب مرادی :سلام/ در حد تشبیه گناه به بندهایی سست
و نفس و شیطان به رام کنندگانی که از ما بسیار ضعیفترند
و امید صلاح و فلاح ، بله .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:865  |  2 امتياز

رویا
از کرج
امضا شده : ۰۷ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۵۴
سلام خوبید خسته نباشید من یک مشکل اخلاقی دارم دوست دارم از طریق شما جواب کامل و راهگشایی بگیرم و هم مشکل حل بشه و هم یک عمر حالصانه دعا براتون بکنم .من جوانی 22 ساله هستم زن دادشی دارم که جای بچه اش هستم از کودکی به هر کار من گیر می داد و موجب تحریک مادرم میشد حتی در مجالس عروسی به پوشش عروس گیر می داد خدش و دخترش به حدی که به همه کار همه کار داشتن و همه بهنوعی از آنها دلخور بودن و من سعی می کردم جوابی به حرفهاشون ندم این ماجرا تا به امشب ادامه پیدا کرد تا زمان عروسی دختر برادم امشب برای اولین بار هر چی زن دادشم حرف هایی زد که منو ناراحت کنه دیگه نتونستم تحمل کنم و محترمنه جوابش را دادم و بعدش مورد ماخذه مادرم قرار گرفتم چرا جواب می دی آقا هر کی حدی داره آخه تا کی تحمل کنم از لباس عروس ایراد می گیرن خودشون لباس باز برای عروس شفارش داد همه را محکوم می کردن ولی حالا به مد افتادن به خدا من نمی خواهم حسودی کتم ولی دارم منفجر میشم 22 سال تحمل کردم و مادرم طرفدار زن دادشم و می گه تو حسادت می کنی من دختر مومنی هستم و رضایت افراد مادرو و از همه مهمتر اهل بیت برام مهم ولی بعضی مواقع نمی تونم تحمل کنم به خدا کوه بود می ترکید خواهشا سریع جواب منو بدین تا کار از این بدتر نشده .
شهاب مرادی :سلام/ اهميت نده و زندگي خودت را جدي بگير و با افرادي كه ناراحتت مي كنند كمتر معاشرت كن ولي قهر نكن!
ريز شدن در موضوعات و پرداختن به مباحث به اصطلاح خاله زنكياز هيبت ومحبوبيت افراد كم مي كند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:799  |  2 امتياز

x
از تهران
امضا شده : ۲۰ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۰۹
سلام من ازدواج کرده ام به دلایلی مرتکب گناه ... شده ام ولی توبه کرده ام و سر نمازبه فاطمه زهرا متوسل شده ام وخواستم که از خدا بخواهد تا این گناه من را ببخشد همان شب خواب دیدم در مجلسی در مسجد نشسته ام ودعای عمن یجیب میخواندم وهمه بامن تکرار میکردند می خواهم بدانم ایا خداوند مهربان گناه کبیره ی من را میبخشد ؟
شهاب مرادی :سلام/ اگر توبه کردی در رحمت خدا شک نکن.
قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم (زمر-53)
              توبه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:776  |  2 امتياز

فاطمه معصومی
از تهران
امضا شده : ۲۰ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۰۸
سلام و شاد باشید. 
چند وقت گذشته با خانمی در ارتباط بودم که از آشنایان دور ماست، او ادعا می کند که با تمام ائمه در ارتباط است و به صورت درک شهودی و یا دیدار با آنها در ارتباط است، مثلا در خانه¬شان حضور می یابند و دستوراتی هم از ائمه می¬گیرد و به تعدادی از اطرافیانش (از جمله من ) می¬گوید، که این دستورات در زندگی افراد اغلب به صورت شخصی است به طور مثال فاطمه امام...به تو می فرماید این کار را بکن! که غالبا دستورات سازنده ای است و همه در راستای دین ماست و منافاتی با آن ندارد. اما بنده دچار تردید شدیدی هستم چرا که پیش بینی¬هایی هم از طرف ائمه می¬کند که برایم شبهه ناک است با این اوصاف نمی دانم که چه باید بکنم ؟؟؟ 
البته خودش 80 درصد مطمئن است که این ارتباط هست و آنها به او می¬گویند که به چه کسی چه بگوید! و اذعان دارد که به دنبال هیچ نفعی از این دنیا نیست و بر حسب وظیفه دستورات را به دیگران ابلاغ می¬کند 
وقابل ذکر است که آن طور که من دریافت کرده¬ام خودش هم انسان خوبی است و همواره در مقابل این موضوع فروتنی می¬کند و تا آنجا که مطلع هستم ترک محرمات می¬کند و به انجام واجبات و مستحبات اهتمام می¬ورزد. لطفا هر چه سریع¬تر مرا راهنمایی کنید و بگویید ما در مقابل این مسائل که امروزه کم هم نیستند چه وظیفه¬ای داریم وآیا این¬چنین ادعاهایی صحت دارد؟؟؟؟ 
(26 سال دارم و همچنان در پیدا کردن مسیر معنوی زندگیم سردر گم!) 

شهاب مرادی :سلام/ تردید شما در نادرستی موضوع محل تعجب است
اگر او شیاد نیست برای تشخیص و درمان حتما به روانشناس مراجعه کند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:712  |  2 امتياز

پاچه خوار
از زيره سايتون
امضا شده : ۲۰ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۰۸
سلام 
اميدوارم خوب باشيد . ما كه دلمون براتون يه زره شده اما چيكار كنيم كه مشقله كاريتون زياده . اين قدر زمونه دورمونو بسته كه نامردي مي كنيم يه زنگم نمي زنيم حالتونو بپرسيم اما اونقدر بزرگوارين كه ما رو مي بخشين .  
عكس سايتتون رو كه ديدم اشگ تو چشام جمع شد چون يه مدت باهاتون زندگي مي كردم مثل داداشتون ازم مراقبت كردين و دل سوزوندين .اما حالا چي  
حاج اقا خيلي دوستون دارم . تو تمام امور موفق پاينده و روز به روز از سكو هاي موفقيت به قله صعود برسين . انشاالله  
خدانگهدار
شهاب مرادی :سلام/ حالا گریه نکن آقا داماد .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:751  |  2 امتياز

رضایی
از اصفهان
امضا شده : ۲۰ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۱۰
سلام . آیا استخاره برای ازدواج صحیح است یا نه . معمولا می گویند استخاره به دل است و اگه انسان در یک موضوع واقعا دو دل شد باید استخاره کنه . اما بنظر من با توجه به وضعیت جامعه و پیچیدگی افراد و خطیر بودن بحث ازدواج انسان نمی تونه واقعا تصمیم بگیره چون بسیاری را اطراف خود می بینه که در ابتدا خیلی خوب و معقول بودند و بعد ... و با گول افرادی را خورده اند که در اول کار بسیار خوب بنظر می رسیده اند .لطفا نظرتون را راجع به استخاره بدهید و زمان آن را هم بفرمائید . منظورم در کدام مقطع از مراحل ازدواج ( قبل از آشنائی - بعد از آشنائی اولیه و کسب نظر مثبت طرف مقابل -و یا ...) در ضمن در اصفهان حاج آقای ... را حتما می شناسید من پیش ایشون می رم استخاره می کنم . نظر شما چیه ؟ بیش از این مزاحم نمیشم موفق باشید .
شهاب مرادی :سلام/ مخالفم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:708  |  2 امتياز

سیما
از شیراز
امضا شده : ۱۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۴
با سلام و خسته نباشید 
یکنفر بمن گفته که اگر خودارضایی مداوم نباشه و به بدن اسیب نرسونه گناه نیست و ...؟؟؟؟؟
شهاب مرادی :سلام/ حرام است .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:764  |  2 امتياز

یک مادر
از نجف اباد
امضا شده : ۲۵ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۵۹
من 2 بار پیام فرستادم اما چرا شما جواب ندادید من فرزند 29 ساله ای دارم از نظر ایمان شغل کامل است ولی هر بار برایش قدمی برمیدارم با حمد خدا ودعاهای فراوان واعمای که شما در برنامه هایتان گفتید اعمل کردم ولی در هر مرحله به صبر برخورد میکنم ودعا شروع میکنم ولی به بن بست برخورد میکنم خسته شدم چرا هر قدر نذر میکنم اثری ندارم من تا نزدیک عقد پیش رفتم ولی بهم خورد چون صبر اومد ولی اعتنا نکردم وضربه خوردم تاچه زمهنی صبر کنم من چه کنم پسرم از همه نظر کامل است 2سال برایش به خواستگاری میروم ولی هیچ اثری ندارد خسته شدم اگر امکان دارد شماره ی تماس به من بدهید
شهاب مرادی :سلام/ اگر منظورتان از "صبر"،"عطسه" است اصلا اعتنا نكنيد وبا دل خوش كار را دنبال كنيد و در كنار دعا و راز و نياز ،توكل كنيد يعني كار را به خدا بسپاريد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:742  |  2 امتياز

هاله
از شهر گلها
امضا شده : ۰۷ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۲۶
سلام.مگر میشود از 10 بار ارسال بیام یکی هم به دست شما نرسد؟ویا حتی یکی را جواب ندهید؟چند بار من سوالم را بفرستم؟آیا سوالات من ایراد داشته؟علت چیست؟
شهاب مرادی :سلام/ حدود 3000 پيام  عقب هستم و 1903 پيام پاسخ دادم برخي از دوستان نامه هاي چند صفحه اي ومشكلاتي كه 1 ساعت فكر وتدبير لازم دارد را ارسال مي كنند و من هم انتظار دارم شرايط زماني و حجم امور مورد توجه وعنايت مخاطبان و مراجعه كنندگان محترم قرار گيرد.
تا امروز 13 پيام از شما رسيده كه تا امروز نديده بودم . چون ايرادي در قسمت پيام هاي وارده وجود داشت و الحمدلله 5 روز است كه بر طرف شده .
حجم پيام هاي دريافتي زياد است وهر روز به هر تعداد كه برسم پاسخ مي دهم وانتخابي و گزينشي نيست.
امروز از پيام هاي قبلي شما به چند مورد پاسخ مي دهم . سرچ كنيد. ان شاءالله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:787  |  2 امتياز

ش.ا
از تهران
امضا شده : ۲۱ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۱۴
با عرض سلام ! حاج اقا يك گله دارم چرا فقط به پيامهايي جواب مي دهيد كه همان روز ارسال شده اند الان دقت كنيد تاريخ پيامها از 19 خرداد يك دفعه به 15 خرداد رفته است يعني به پيامهاي اين 3 روز پاسخ نداده ايد من تا بحال 3 بار يك پيام را براي شما گذاشته ام ولي متا سفانه به اين مشكل برخو رده ام .
شهاب مرادی :سلام/ امروز تا این ساعت 122 پیام ارسال شده و طبیعی است که من نمی توانم به همه پاسخ دهم .یادآوری می کنم من 1 نفرم
با توجه به ارسال های غلط مثلا شما email  ننوشتید و اسم را هم مختصر نوشتید و پیام های قبلی هم با اسم های متفاوت وغیر قابل سرچ!
ولی خوب گله کردن کار ساده ایست.
هر روز به تعدادی پاسخ می دهم و این موضوع نباید توقع (مثل نوبت و ... ) برای عزیزان ایجاد کند.
البته این تاریخ انتشاره ولی ترتیب نمایش به تر تیب ارسال است.
 
تاریخ انتشار را با تاریخ ارسال پیامتان مقایسه کنید.
تاریخ ارسال: 21 خرداد 1386 ساعت 07:15
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:758  |  2 امتياز

abbas
از tehran
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۵۸
بسم الله الرحمن الرحیم 
 
با عرض سلام خدمت آقا شهاب گل. حاج آقا از سایت شما خیلی خوشم اومد. از زحماتت واقعاً ممنون. انشا الله که خدا خیر دنیا و آخرت رو بهت عطا کنه. 
 
من راستش همین امروز باهات آشنا شدم. تلویزیون روشن بود که رسیدم خونه. همین طوری داشتم بین شبکه ها سویچ می کردم که یه هویی تو شبکه دو دیدم شما دارین صحبت می کنین. دیدم که بله! مبحث، مبحث شیرین ازدواجه! این بود که نشستم و به حرفاتون گوش کردم. همونجا هم بود که اسمتونو تو پا ورقی تصویر نوشت، شما هم که گفتین سایت دارین! منم سه سوت اومدم سرچ کردم پیدا کردم. بگذریم، میرم سر اصل حرفم. 
 
...خصوصي... راستی آقا شهاب، اگه لطف کنین و داستان خصوصی زندگی منو تو سایت نذارین و فقط سوال مطرح شده رو تو سایت بذارین و پاسخش رو اعلام کنید خیلی لطف کردین در حقّم. حاج آقا یه خواهش دیگه هم داشتم، اینم حتما از دستتون بر میاد. خواهش دارم تو شبای فاطمیه برای من و امثال من خیلی دعا کنین. خودتون بهتر از من تو این جامعه هستین و با اوضاع اون با خبرید، میدونید گه گناه نکردن خیلی سخته! خلاصه هم دعا برای سر به راه شدن ما جوونا و هم برای اینکه خدا درک معنوی ما رو بالا ببره و هم برای ازدواجی موفق. 
 
ممنونم. راستی فراموش کردم سنمو بگم. من الان 22 سالمه و در رشته مهندسی کامپیوتر در تهران مشغول به تحصیل هستم. 
 
خواهش می کنم کمکم کنید. بازم عذر می خوام که سرتون رو درد آوردم. واقعاً شرمنده. 
 
 
به امید دیدار. خدا نگهدار 
عباس.خ. 

شهاب مرادی :سلام/ خانواده خوبي داري و خوب مي نويسي البته با چندتا غلط املائي
اما اصل موضوع به مرور زمان برطرف مي شود .اين اشتباه شما ست كه به جاي رفتن از مسير انتخاب و خواستگاري رابطه عاطفي برقرار مي كنيد وآدمي به سرعت انس مي گيرد و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:734  |  2 امتياز

لطفی پور
از تهران
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۱۴
سلام حاج آقا.خسته نباشید.خیلی پیام کوتاه دادم مردم ایران سلام ولی نوبت به من نرسید.حاج آقا من الحمدلله مشکلی ندارم.یکسال و نیمه که ازدواج کردم و اگه چشم نخوریم خیلی زیاد خوشبختیم که من اینو از شوهرم میدونم که خیلی آقاست.به تمام معنا.طولانی نکنم. 
حاج آقا شوهر من انقدر آقاست که یه دوست صمیمی نداره که بخواد باهاش تفریح وگردش بره.یه دفعه شما توی مردم ایران سلام گفتید بذارید شوهرانتون تفریح خارج از خانواده داشته باشن که اتفاقآ منم موافقم . 
ایشون دوستانشون یا همکاراشون هستند یا دوستای دانشگاه که به خاطر مشغله ی زیاد فراموش شده اند.و چون ایشون با دوستانشون برنامه ای ندارن منم که قبل از ازدواج با دوستانم رفت وآمد داشتم اونم دیگه ندارم.من این کمبود رو در طرفین حس میکنم و سعی میکنم که تفریحات 2نفره داشته باشیم ولی بازم این وسط یه چیزی کمه.اونم وجود دوستانی که روحیه ی تازه ای بدن.حالا میخوام که هم منو راهنمایی کنین که دیگه چکار میتونم بکنم که تا حالا نکردم.و هم برامون دعا کنین.
شهاب مرادی :سلام/ هر دو به دوست یا دوستانی متاهل،متدین و سالم از لحاظ روحی و شخصیتی نیاز دارید. این دوستی ها نباید جای دوستی ارزشمند زن و شوهر را بگیرد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:895  |  2 امتياز

فاطمه عباسي
از كاشان
امضا شده : ۰۷ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۲۸
به نام خدا و با سلام و عرض ادب و با تشكر از صبوريتان 
من دختري هستم 22 ساله كه در سال دوم دانشگاه از طرف يكي از همكلاسي هايم كه دو سال از من بزرگتر هستن و فرزند شهيد مي باشن تقاضاي ازدواج شد.در اون سال به علت اينكه من اصلا به اين مسئله فكر نمي كردم و با شناختي كه از خودم داشتم با اطلاع خانواده و كسب اجازه از اونها جواب منفي دادم و بهشون متذكر شدم كه من تا دو سال ديگه اصلا قصد ازدواج ندارم.ايشون از من پرسيدن كه مي تونن صبر كنن يا نه من بهشون گفتم كه تا اون موقع هيچ چيز معلون نيست چه بسا كه خودشون ازدواج كرده باشن ولي اگه خواستن كه بيان بايد جلوتر از ايني باشن كه الان هستن.و من اون موقع هم براي شناخت ايشون مثل كسي رفتتار مي كنم كه انگار تازه مي شناسمشون نه مثل يه همكلاسي 4 ساله.چون معتقدم كه ادم ها روز به روز تغيير ميكنن. و ملاك ها و معيار هاشون هم تغيير پذيرن.در عين اين كه ايشون هميشه از نظر شخصيتي براي من خيلي قابل احترام بودهاند.ولي ايشون به ميل خودشون و با گفتن اين مسئله كه من تصميم خودمو گرفتم تا الان كه 2 سال از اين ماجرا ميگذره صبر كردن.و در اين مدت من هم رفتاراي ايشونو زير نظر ميگرفتم.ما به رابطه همكلاسيمون و يا يه كم بيشتر ادامه داديم چون احساس ميكردم ايشون آدم خوبي هستن .باور بفرماييد هميشه سعيم بر اين بود كه توي روابطمون كمترين احساسي رو دخالت ندم كه بعدا پشيموني به بار بياره.با خانواده مشورت ميكردمو سعي كردم در طي مسافرت هايي كه خانوادم به محل تحصيلم يعني اصفهان داشتن حتي در جشن فارغ التحصيليم به نحوي با ايشون آشنا بشن و به من توي اين امر كمك بكنن.درست بود كه به ايشون گفتم تا دو سال قصد ازدواج ندارم ولي تو خلوت خودم به اين موضوع فكر مي كردم.تا اينكه بعد از گذشت دو سال به خاطر اينكه شناخت بيشتري از هم داشته باشيم با هدايت خانوادم با ايشون در مورد خيلي از مسائل صحبت كردم .باور بفرماييد من هيچ وقت فكر نمي كردم روزي از كسي با اين خصوصيات ظاهري خوشم بياد ولي هميشه حرف مادرم توي گوشم بود كه ظاهر خوب مال مردمه.اخلاق خوب ماله همسره.الان كه من دارم با هاتون درد دل ميكنم اين مشكلو دارم كه ايشون در حال حاضر در يكي از ارگان هاي دولتي كار ميكنند با درامدي ماهانه 300 هزار تومان.من تمام خصوصيات اخلاقي ايشون رو تا اون حدي كه تونستم بشناسم قبول دارم.ايمانشون كه از ته قلبشون مياد نه از نوك زبون.مهربوني و صداقت.ولي وضعيت ماليشون طوري نيست كه منو راضي بكنه شايد يگيد اين اول راهه ولي من از نزديك شاهد زندگي هايي بودم كه با شناخت درست از هم شروع شده ولي درامد نامناسب حتي اصول انساني رو زير سئوال برده.چون من معتقدم ادم نمي تونه عشق رو بذاره سر سفره و سير بشه.من خواستگاراي زيادي دارم كه از لحاظ مالي در وضعيت بسيا ر بهتري هستن ولي به علت نداشتن فرصت كافي نسبت به 4 سال دانشكاه نتونستم اونارو خوب بشناسم و تصميم درستي بگيرم.چون در شهر كوچكي مثل كاشان اصلا اين امكان نيست كه من اونجوري كه دوست دارم طرفمو بشناسم.الان اين مشكلو دارم با كسي كه از لحاظ انسانيت قبولش داري ولي از لحاظ مالي نه بايد چيكار كنم؟ من هيچ وقت نتونستم با يه مشاور در تماس باشم چون نه پولشو داشتم و نه اعتمادشو ولي از وقتي كه شمارو ديدم با اون ارامشي كه در حرف زدنتون دارين گفتم شايد بتونيد مشكل منو حل كنيد.ازتون خواهش ميكنم كه جوابمو بديد حتي اگه براتون مهم نبود.ممنون به خاطر اينكه صبوري كرديد
شهاب مرادی :

سلام/ اگر فقط مشكل مسئله مالي است و اگر از حمايت نسبي خانواده برخوردار است ترديد نكنيد. و به وعده ي خداوند هم اعتماد كنيد كه يغنهم الله من فضله والله واسع عليم.

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:753  |  2 امتياز

بالا