آمار

بازدیدکنندگان: 7077894
حاضرین در سایت : 38 نفر و 1 نفر عضو
  • marziye_m0
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 266385
بازديد هفته گذشته : 57718
بازديد روز گذشته : 5694
بازديد سال جاري : 1136115
بازديد ماه جاري : 103348
بازديد هفته جاري : 1115
بازديد امروز : 1115

  اللهم ربَّ  شهر رمضان!
اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام و العافية المجللة و الرزق الواسع و دفع الاسقام
اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا و تسلمه منا و سلمنا فيه‏

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7789 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 »

نامورودی
علیرضا
از چناران
امضا شده : ۱۴ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۳۲
ایاکسی که عاشق دختری میشود اگر اورا نشناسد وبه چهره ی او بدون شهوت نگاه کند گناه دارد
شهاب مرادی :سلام/ دختر خانم هاي نوجوان این پیام را بخوانید!
 اين معني خيلي ازعاشقي هاي اين روزگاره!
مرحوم علامه جعفري رحمة الله عليه مي فرمود: يه آقا پسري به مادرش گفته بود عاشق شدم ، التماس و زاري كه بايد برام بري خواستگاري ، مادر گفت خوب ميرم ،بگو كيه؟ پسره گفت :هر كي شما بگي.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1346  |  5 امتياز

علی
از چالوس
امضا شده : ۲۲ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۳۳
سلام آقای شهاب مرادی.می خواستم کمی با شما درددل کنم.راستش من پس از سفری که پارسال با راهیان نور به مناطق جنگی رفتم واقعن دچار تحول بسیار خوبی شدم.از هر جهت که در نظر بگیرید من خوب بودم تا اینکه پس از چند ماه واقعن از هر چه دین بود خسته شدم شاید به خاطر این که قلب خود را خسته کردم بسیار دلتنگم.حالا که پر حرفی کردم بگذارید یک مشکل دیگرم را نیز بگویم.من دچار لکنت زبان هستم و نمی توانم با دیگران دوست شوم آیا اگر همین روند(تنهایی و دوست نداشتن)را ادامه دهم از نظر شما درست است یا اینکه بدنبال افراد خوب برای دوستی باشم؟
شهاب مرادی :سلام/ برای جوان اعتدال در عبادت ضروری است تا از عبادت فراری نشود؛ یعنی عمل مستحب را بدون نشاط قلبی انجام ندهید.
دوستی با آقا پسرهای مومن و مؤدب بسیار مفید است.
مبادا به جای رفع و بهبود این شرایط ، با اشتباه به دام مشکلات دیگر بیافتید.
لکنت زبان مشکل قابل حل است!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1332  |  5 امتياز

الف.م
از مشهد
امضا شده : ۲۶ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۱۸
سلام عليكم.ازاينكه براي من وقت گذاشتيدممنون وشرمنده ام.(خصوصي).... ببخشيدمن براي حل مشكل خودم نوشتم خسته شدم.شماكه بامشغله زياداين همه رابايدجواب بدين چه ميكشين.نيروتون بايدفوق نيروي بشري باش.خداوندبرتوا تان بيافزايدوهسرواط رافيانتان راازدست جدم دردنياواخرت سيراب كند.التماس دعامخصوص.
شهاب مرادی :سلام/ زندگی شما مشکل حادی ندارد.
رفتار شوهرتان حکایت از وابستگی او به شماست هرچند از اوضاع نا راضی است.
از برچسب زدن به او بپرهیزید
نکات مثبت او را یادآور شوید مثلا به جای این که از کم زیارت رفتن او گله کنید به ارتباط خوب قلبی وعاطفی او با امام رضا(ع) اشاره کنید.
تغییرات مثبت(لینک ) در زندگی لازم است هردو برای ارتقائ سطح شادابی وطراوت زندگی تلاش کنید.
از تاثیر صله رحم ، مسافرت ،هدیه دادن و هدیه گرفتن و... غافل نباشید.
با ازدواج مجدد قطعا مخالفم.
از حضرت رضا ( صلی الله علیه) برای بهبود حال و... استمداد کنید. التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1384  |  5 امتياز

المیرا
از زمین خدا
امضا شده : ۲۶ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۰۹:۳۵
سلام.من دختری هستم 36 ساله ... لطفا جواب دهید و مرا هم دعا کنید .
شهاب مرادی :سلام/ 1. بله گناه کبیره است.(توبه کنید) 2و3.بله ،غسل جنابت 4. نمازهایی را که یقین دارید بدون غسل خواندید قضا کنید وروزه ها مشکلی ندارد.
این  لینک  را چند بار بخوانید .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1473  |  5 امتياز

فرشته.زامضا شده : ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۴۳
سلام مجدد 
من الان محل کارم و نتونستم کل مطلب را یکجا براتون ارسال کنم. شرمنده. در ادامه مطلبم باید بگم من در کل ارتباطم با امید این مراحل را پشت سر گذاشتم: هر دفعه از من خواست اگه منم دوسش دارم عنوان کنم - بعد از مدتی ازم خواست براش عکسمو بفرستم (خودش همون اوایلش برام فرستاد) تا منو ببینه- بعد عکس با لباس راحتی خواست - بعد عکس های دیگه که نمیتونم عنوان کنم. وقتی از من خواست که دیگه خیلی بهش وابسته شده بودم و نزدیک - حتی یه جورایی خودمو همسرش میدونستم. میدونست که تعصب دارم- خلاصه اینکه خیلی تو این مدت اذیت شدم - از طرفی دوسش داشتم و از طرف دیگه هم نمیتونستم اوتجوری باشم که اون میخواد. و در ضمن وقتی من با ارسال عکس مخالفت کردم گفت که فقط برای اینکه بتونه درست در مورد من تصمیم به ازدواج بگیره میخواد عکسمو واضح و ... ببینه. ) و نکته دیگه اینکه برای هر تقاضای اون تا منو راضی کنه از اون اصرار و از من انکار ولی چون میدونست که منم دوسش دارم تهدید به جدایی میکرد این اواخر ازم فیلم خواست ولی دیگه زیر بار نرفتم و این شد که رابطمون با بداخلاقی هاش و بی اعتناییهاش کمرنگ شد تا بالاخره ثانیه های آخر سال 85 با توافق همدیگر و پیشنهاد خودم تمومش کردم. روزهای خیلی سختی گذروندم و میدونم اشتباه کردم.  
ولی همه اینا که نوشتم شاید نتونه عین اون وقعیتی باشه که برام اتفاق افتاده 
... و الان نمیدونم چیکار باید کنم؟ آیا با گذشت این مسائل باید دیگه بهش فکر نکنم. چون هفته گذشته برای من اس ام اس زد که میتونه با من گفتگویی داشته باشه یا نه ولی من دانشگاه بودم و نتونستم. تکلیف من چیه؟
شهاب مرادی :سلام/ این شرح فریب کاری یک شیاد است نه یک عاشق . برای همیشه قطع ارتباط کنید.
دلیل روشن دیگری برای ضرورت توجه به جایگاه واهمیت خواستگاری رسمی با حضور و هدایت خانواده ها.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1353  |  5 امتياز

رضا یوسف بیک
از تهران
امضا شده : ۳۱ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۵۶
با سلام وعرض ادب از شما کمک میخواهم ابتدا کمی از 
عقایدم میگویم من باور دارم که تا وقتی تو دنیا پسر هست لزومی ندارد که پسر با غیر هم جنس دوستی کند  
من در دانشگاه حتی به دختر ها یک سلام هم نمی کردم تا اینکه یکی از آنها با رایانه خود به مشکل خورد و چون همه تو دانشگاه از اطلاعات زیاد من  
درمورد رایانه با خبر بودند مشکلش رو با من درمیان گذاشت من هم که به طور کلی عاشق کمک کردن هستم بسیار زیاد به او کمک کردم تا حدی که خود او از این همه کمک ناراحت می شد . 
اما چشمتون روز بد نبینه که یه روز به خودم اومدم و دیدم که دل باخته او شدم . بعد از 3-4 ماه که در مورد اخلاق او تحقیق میکردم حس کردم که چه قدر به هم شبیهیم . با کلی ترس و لرز از یکی از اساتید که همه مرید اویند در دانشگاه خاستم تا  
در مورد من با او سخن بگوید . خود من هم 14000صلوات نذر کردم که جواب او مثبت باشد . اما او به استاد گفته بود که  
با یکی از اقوامش شیرینی خورده است . 
حالا یک هفته است که در خانه کارم گریه کردن است چون نمی توانم به خوانواذه چیزی بگویم و در دانشگاه حالت افسردگی و دوری جستن از دوستان . بدتر از همه اینکه از روی او خجالت می کشم چون فکر میکنم که او فکر میکند که همه کمکهای من به خاطر عشق بوده است و این خیلی مرا اذیت میکند چون اینگونه نبوده است. می خواهم کمکم کنید که چگونه به حالت اصلیم برگردم. 
حتی خانواده چون نمی دانند من چم است میخواهند مرا پیش روانپزشک ببرند
شهاب مرادی :سلام/ حالت شما ظاهرا طبیعی است.
این ماجرا را این طور خلاصه کن: " از کسی خواستگاری کردم ،نشد. چون نامزد داشت.".
موضوع تمام شده است .هیچ تحلیل وتفسیری به آن اضافه نکن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1373  |  5 امتياز

فاطمه
از تهران
امضا شده : ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۲۲
سلام برادر من 23 سال سن دارد . در خانواده ما همه نماز میخوانند ولی او نمیخواند . برای اینکه نماز خوان شود و رفع تکلیف برای انهایی که نخوانده باید چه کار کرد. 
با تشکر. 
یاعلی
شهاب مرادی :سلام/ با کمی تغافل ،عدم سرزنش ، تشویق، احترام  وتقویت فضای دینی خانه و توجه به نقش دوستان مومن ونماز خوان ومسجدی به او کمک کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1393  |  5 امتياز

مريم
از يك شهر كوچك
امضا شده : ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۳۸
حاج آقا سلام خيلي به كمك نيازمندم. الان كه دارم متن را مي نويسم از گريه دارم خفه مي شوم.بعد از خدا تنها كسي كه فكر كنم مي توانم باهاش درد دل كنم شمائيد . شما را خدا پاسخ دهيد به كمكتان نيازمندم.من و شوهرم حدود 16 سال است كه زندگي مشترك داريم و سه فرزند (پسرها 14 سال و 9 و دختر 6)داريم. هر از گاهي مشكلاتي داشته و گهگاه بحث خيلي بالا هم گرفته ولي هميشه به نوعي حل شده با گذشت طرفين. (رويهم رفته زندگي خوبي داريم.)ولي اينبار نمي دانم چه كنم .او 9سال است كه در دانشگاه تدريس مي كند . با دانشجو ها رابطه دوستانه اي دارد كه هيچوقت ايجاد مشكل نكرد تا اينكه حدود يكماه پيش از مشكلات خانوادگي يكي از دوستانش كه مي گفت ، وقتي از او پرسيدم ما كه اين مشكل را نداريم كمي دو پهلو صحبت كرد و من را مشكوك كرد .هر از گاهي با شوخي مي گفت يكي از دانشجويانم مي خواهد تو را ببيند و به خانه ما بيايد.من مخالفت كردم . ده روز پيش يك شب ساعت يازده ونيم همان دانشجوي دختر به موبايل تماس گرفت تا درباره درس سوال كند. كمي بيشتر مشكوك شدم، وقتي با همسرم صحبت كردم گفت چون وي پدرش را از دست داده و درسخوان است به او بيشتر محبت كرده ام.يكبار از روي تصادف گوشي كه زنگ پيام زد من نگاهي انداختم و چون همان شماره (اسم)را ديدم با همسرم صحبت كردم مجدد گفت شما خيالاتي شده اي و هيچ موردي نيست .رابطه مان خوب شد تا ديروز كه از روي كنجكاوي بعد از اينكه چند پيام را پاك كرد گوشي را چك كردم و چند پيام با اسم كوچك آن خانم و اينكه ديگه به من استاد خطاب نكن و شما خودت گلي ديدم.غير مستقيم از همسرم خواستم تا برايم صادقانه بگويد اگر احساسي به كسي دارد يا تماسي با كسي دارد و وي چند بار انكار كرد و تا گفتم پس مشكلي نيست كه پيامهايت را ببينم گفت اين كه تو كار مرا چك كني خيانت است .تمام ديشب را نتوانستم بخوابم هر چه دعا و نيايش مي دانستم در شب زنده داري ام بكار بستم. دو بار همسرم به سراغم آمد و گفت هيچي نيست به هر حال من مرد هستم و حتي امامهاي ما چند زن داشته اند پس اين طبيعي است كه كمي توجه به او داشته است.ولي فقط در حد مسائل درسي با كمي صميميت است چون وي پدر ندارد. ولي من نمي توانم باور كنم راست مي گويد . به او گفتم با بچه ها از او جدا زندگي خواهم كرد . ولي نمي دانم واقعا چه كنم.اعتمادم به وي خدشه دار شده و احساس حماقت مي كنم. چون خودم فكر مي كنم هميشه تلاش كرده ام كه هيچي در رابطه مان كم نگذارم.شما را خدا مرا راهنمائي كنيد.
شهاب مرادی :سلام/ این زندگی ازآن شماست ،به هیچ وجه عقب نشینی نکنید وبا تدبیر این مسئله را حل کنید.
ضمن تائید مهربانی وغیرت شوهرتان ،(به دلیل نگرانی خودتان وبرای جلوگیری از هر نوع دلخوری وسوءظن) از شوهرتان بخواهید برای نشان دادن حسن نیت رابطه اش را با آن خانم قطع کند وبه جای محبت کردن به آن دختر  یتیم نه چندان کوچک، به شما و فرزندانش مهربانی کند.
البته نباید به هم برچسب بزنید واشتباهات کوچک را بزرگ کنید (یک اس ام اس کجا و ازدواج مجدد؟! کجا) حفظ زندگی علاوه بر مهربانی، حمایت، گذشت و بزرگواری به اقتدار و ابهت نیز نیازمند است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1441  |  5 امتياز

یلدا
از ایران
امضا شده : ۰۸ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۹
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت معلم عزیزمان. 
اگه ادم فکرش به چیزای بیخود مشغول باشه چی کار کنه که به اونا فکر نکنه؟ تشکر
شهاب مرادی :سلام/ پر کردن اوقات تنهایی و فراغت از طریق مطالعه کتابهای سودمند تماشای فیلمهای آموزنده ورزش گفتگوی مفید با دوستان خوب و انجام عبادات و برخی از مستحبات میتواند در کنترل افکار موثر باشد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1525  |  5 امتياز

marjaneh
از tehran
امضا شده : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۰
salam khaste nabashid ye soal:che joori inghadr shadid???????
شهاب مرادی :سلام/ خدا دارم ، خدای غفور و رحیم ،
حب و ولایت اهل بیت دارم . چرا شاد نباشم ؟
البته بی غم هم نیستم .همین دیروز وقتی  پیام یک دختر خانم از گلستان را می خواندم ، گریه کردم و ...
یک کلام؛ جای غم در چهره نیست. (المومن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه )
بله ! الحمدلله شادم .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1546  |  5 امتياز

فاطمه
از تهران
امضا شده : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۰۴
سلام: 
چقدر زیباست تجلی انوار خداوند در صورت و سیرت چنین مردان خدایی. 
امیدوارم روح پاکش همنشین سید و سالار شهیدان باشد. 
از ازل ایل وتبارم همه عاشق بودند 
سخت دلبسته ی این اهل و تبارم چه کنم 
ببخشید ناراحت شدید.
شهاب مرادی :سلام/ شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم  ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1357  |  5 امتياز

سيدمحمد
از داراب
امضا شده : ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۳۲
سلام 
بي مقدمه عرض مي كنم 
چه كار كنيم خدا را آنطور كه هست بشناسيم؟وهمه كارهاونيتهامان خالص براي خدا باشد؟ 
ممنون اگه راهنمايي كنيد.التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ در این راه طی مقدمات علمی نیاز است (آموزش) و مطالعه مفاهیم مرتبط در قرآن ونهج البلاغه و سایر کتب روایی خصوصا اصول کافی و تفکر در آیات الهی (آفاقی ،انفسی وآیات قرآن) و تفویض الامر الیه ؛عّرفنی نفسک ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1439  |  5 امتياز

زهرا كيا
از تهران
امضا شده : ۰۲ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۴۰
با سلام و خسته نباشيد. مي‌خواستم از شما تشكر كنم بابت بحثهاي زيبا و فكر شده شما. دختري هستم كه 22 سال دارم و به تازگي معني دين و حجاب را فهميدم و از دوران جاهليت بيرون آمدم. 
بسيار خوشحالم كه وظيفه خود را فهميدم و انجام ميدهم، ولي خدمت شما عرض كنم كه از جانب اطرافيانم اذيت مي شوم. خواهشي داشتم كه در مورد افرادي كه چنين خصوصيتي رادارند و بجاي تشويق كردن به دين دار بودن و حجاب داشتن باعث اذيت و آزار كساني مي‌شوند كه به تازگي وظيفه خود را فهميده اند و انجام مي‌دهند.  
من از اين اتفاق اصلآ ناراحت نيستم كه مرا اذيت مي‌كنند.چون برايم مهم نيست و حجابم را تاج سرم مي‌دانم.  
ولي از اين ناراحتم كه ما در يك كشور اسلامي و دين دار هستيم و بايد همه را به اين كار دعوت كنيم نه اينكه تا كسي حجاب خود را رعايت كرد اونو مسخره كنيم و بگيم همه اين كارا تظاهره و بخاطر كسي يا ازدواج اين كارو كرده. مي‌خواستم درد دلي با شما كرده باشم از اينكه وقتتونو گرفتم پوزش مي‌خواهم و سپاسگزارم
شهاب مرادی :سلام/  آفرین و خوشا بر حالت .مبادا نادانی برخی از جاهلان را جدی بگیرید. به استقبال و رضایت خدا فکر کنید روایت داریم (حدیث قدسی)که خداوند می فرماید: هر کس به سوی من یک گام بردارد من 10 گام به سوی او میروم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1397  |  5 امتياز

مریم
از اهواز
امضا شده : ۰۲ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۳۴
سلام 
آقای مرادی من یک دوستی دارم که مدت 5 ساله به همکلاسی دانشگاهش علاقه منده ولی آن آقا تا به حال به بهانه های مختلف به خواستگاری ایشان نیامده و با تعریفهایی که من از دوستم شنیدم چون تازگی با هم قهر کرده اند(مدام در حال قهر و آشتی smsای هستند)قصد خواستگاری به هیچ وجه ندارد.ولی دوست من با خوشخیالی هنوز به او امیدوار است در حالی که خانواده اش اصلا خبر ندارند و خانواده های این دو از نظر مسایل اعتقادی کاملا با هم متفاوتند.چون من به نوعی سنگ صبور دوستم شده ام چطور اورا راهنمایی کنم که با کمترین آسیب روحی این آدم را پشت سر بگذارد؟(این دختر به خاطر همین مسءله افسردگی و بحران روحی شدیدی در گذشته تجربه کرده.)بسیار متشکرم
شهاب مرادی :سلام/  باید فورا رابطه اش را قطع کند هر دختری در شرایط این چنین قراربگیرد شانس ازدواج را کم کم از دست می دهد و با کمال اطمینان می گوید بخت مرا بسته اند! .لینک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1534  |  5 امتياز

هانیه
از مشهد
امضا شده : ۱۸ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۲
سلام حاج اقا مرادی ممکن در مورد تصمیم گیری در سایت صحبث کنید من در انجام هر کاری مردد هستم ونمیتوانم تصمیم بگیرم وهمچنین در مورد نماز واینکه چگونه نماز را با خلوص نیت بخوانیم وسهل انگاری نکنیم با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ ترديد در تصميم گيري معمولا به خاطر ضعف اعتماد به نفس کم بودن دانش و اطلاع درباره موضوع و يا ترس از روبرو شدن با عواقب تصميم بوجود مي آيد.
هرگاه ميخواهيد تصميم بگيريد ابتدا درباره تمام جوانب آن خوب فکر کرده و عواقب و نتايج مثبت و منفي آن را يادداشت کنيد.
پيرامون آن موضوع مطالعه يا با افراد مطمئن و آگاه مشورت کنيد.
وقتي به تصميمي رسيديد که نتايج مثبت آن بر عواقب منفي برتري داشت با توکل بر خدا آن را انجام دهيد و از تصميم خود دفاع کنيد.ممکن است در ابتدا تصميم هاي اشتباهي هم بگيريد اما به مرور که تجربه تان بيشتر شد تصميمات صحيح تر و منطقي تر خواهد شد.
مطالعه درباره فلسفه و حکمت وجوب نماز و همچنين آثار آن ميتواند به شما کمک کند.براي شروع مطالعه کتابهاي جناب حجت الاسلام آقای قرائتي درباره نماز مفید است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1521  |  5 امتياز

حسين كياني
از شيراز
امضا شده : ۰۷ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۱۵
سلام عليكم محضر شريفتان عرض ارادت داريم . دوستان شيرازي معترضند كه تحويل نميگيريد . با ما به از اين باش كه با خلق خدايي . چند روز گذشته اين دو بيت بسيار مرا مشغول كرده بود و برايتانsms كردم جدا كه در اين شرايط وصف الحال دوستان شيرازي شماست. و اما آن دو بيت :  
نه در مسجد گذارندم كه مستي / نه در ميخانه كين ميخاره خام است 
ميان مسجدوميخانه راهيست / غريبم بي كسم آن ره كدامست 
خداحافظ
شهاب مرادی :سلام/ ما با توییم و با تو نه ایم اینست بوالعجب

راه دهید امشبم مسجدیان تا سحر     مستم وگم کرده ام راه خرابات را
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1394  |  5 امتياز

سارا
از اصفهان
امضا شده : ۰۷ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۰۴
سلام حاج آقا٬ وقتتان به خیر  
اولا ازصحبت های بسیار بسیار خوب وتاثیرگذار شما دربرنامه مردم ایران سلام کمال تشکررا دارم. من دختری ۲۷ ساله هستم اهل یک شهر کوچک ٬ کاملا پایبند به آداب وسنن وبا اعتقادات مذهبی.  
مشکلی داشتم: من علاقه مند به پسری هستم ازاقوام دورمان وبه خاطر آشنایی که با خانواده ایشان وخودشان دارم می دانم ما از همه نظر با هم سنخیت داریم ٬ اما به خاطر حجب و حیایی که دارم و به خاطر اینکه کاملا مخالف روابط آزاد دختر و پسر و مسائلی مثل طرح کردن پیشنهاد ازدواج ازطرف دختر هستم نمی دانم باید چه کنم؟  
خیلی دعا می کنم و ازخدا می خواهم صلاح مرا درازدواج با او قرار دهد اما نمی دانم چه حکمتی درکار است و یا شاید مرتکب گناهی شده ام که مانع استجابت دعایم می شود. می دانم که نه خود این آقا و نه خانواده اش با من خیلی مخالف نیستند و خانواده من هم با او مخالف نیستند اما این آقا به خاطر شکستی که درجریان یک نامزدی اجباری داشت الان معتقد است ازخانواده هایی که خیلی سطح بالاتر هستند باید همسر انتخاب کند.  
حال از شما سوالی دارم مگر همه نمی گویند عشق هدیه ایی است از طرف خداوند به انسان٬ پس در این میان تکلیف دخترانی مثل من وامثال من که به خاطر حجب و حیا نمی توانند عشق پاکشان که از جنس هوس نیست را ابراز کنند٬ چیست؟؟؟ 
لطفا راهنمایی ام کنید. با تشکر.  

شهاب مرادی :سلام/ این مطلب را خوانده اید؟  شما علاقه سازی وعشق پردازی می کنید.
ولی بد نیست کسی شما را برای ازدواج به او پیشنهاد دهد. (توسط یکی از بزرگترهای فامیل مثل ترجیحا بزرگتر ها مثل خاله و عمه و...)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1419  |  5 امتياز

s.kh
از mashhad
امضا شده : ۰۲ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۰۰
با سلام خدمت جناب آقای مرادی  
راستش بخواهید من تازه حدود 2 ماه است که برنامه شما را نگاه می کنم و جدا حرف های شما مثل دیگر روحانی ها سخت و صقیل نیست و خیلی هم ملموس است 
برای همین شما را بهترین فرد دیدم که از او راهنمایی بخواهم . 
من جدیدا و به طور همزمان در دانشگاه دو تا خواستگار دارم . هردو از شرایط خوبی برخوردار هستندولی برای من تصمیم گیری سخت است من بطور اجمالی شرایط آنها را براتون می گم و خواهش میکنم زودتر جواب من را بدهید. 
اولی فوق لیسانسش را تمام کرده و از لحاظ شغلی مشکلی ندارد فقط خانوادهاش مذهببی است ولی در مجالسشان نوار هم دارند ولی ما نه ، و وقتی این مورد را من عنوان کردم گفت برای من نوار اصلا مهم نیست و به خاطر من میگذرد و همین طور خانواده اش گرچه باید بگویم از لحاظ اعتقادی دیگر مشکلی هم نداردو پسر نجیبی است از طرف دیگر هم اینها 4 پسرند و مادرشان خیلی به آنها وابسته 
مورد دوم امسال فوق قبول شده و از لحاظ شغلی مثل مورد اول نیست ولی کار میکند و آدم با عرضه ای است 
و لحاظ مذهبی مثل خانواده ما هستند ولی مشکلی که هست وقتی با هاش صحبت کردم خیلی از خود راضی و مغرور به نظر رسید شاید چون تک پسر است  
آقای مرادی خواهش می کنم کمکم کنید من ایمان و اخلاق برام خیلی مهم است . میترسم ،نمیدونم چطوری و با چه سئولاتی می توانم مطمئن شوم 
خواهش می کنم کمکم کنید .مثل امروز به گفته خودتون من قبل از ازدواج از شما راهنمایی می خواهم. 
ممنون، خدا خیرتان دهد،التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ اين جا فقط سخن از سه معيار ايمان ، شغل و تحصيلات است .و تفاوت در ايمان وتناسب داشتن دو خانواده از لحاظ فرهنگي است پس اولويت با مورد دوم است البته اگر زياد مغرور نباشد پس از خواستگاري رسمي معيار هاي ديگر را بررسي كن و از زمان به بهترين وجه استفاده كن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1446  |  5 امتياز

کاظم محمدی
از اصفهان-روستای چم نور
امضا شده : ۰۲ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۷
به نظرشماازدواج درزمان دانشجویی مناسب است؟
شهاب مرادی :سلام/ مهم شيوه انتخاب و حمايت خانواده است. چون معمولا حوزه شناخت به همان  كلاس و دانشگاه محدود مي شود .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1404  |  5 امتياز

S.K
از THE
امضا شده : ۰۲ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۳۴
سلام آقاي مرادي خوب هستين؟ 
من يك پيام براتون فرستاده بودم كه مشورتي داشتم راجع به اختلاف در خانواده پسر و ...پيامم به دستتون رسيده؟
شهاب مرادی :سلام/ پيام را خواندم اگر اختلاف پدر و مادرش در او تاثيرات محسوسي مثل پرخاشگري يا افسردگي  ايجاد نكرده اشكال ندارد البته مراجعه به مشاور هم مفيد است ولي جاي نگراني نيست اگر علت اختلاف والدين را مي داند تا  هر دو با خودداري از آن خطا بهتر زندگي كنيد.يعني عبرت...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1459  |  5 امتياز

هاديb
از تهران
امضا شده : ۱۳ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۰۸
سلام خسته نباشيد  
ميدونم كه وقت نداريد باور كنيد اگه مسئله مهمي نبود مزاحمتون نميشدم خواهش ميكنم راهنمائيم كنيد  
آقاي مرادي مشكل من اينه كه در مقابل دختر ها خيلي ضعيفم اول اينكه دختري را كه دوست دارم اصلا نميتوانم با او ارتباط برقرار كنم و اگر هم ارتباط برقرار كنم به خاطر از دست ندادن او حاضرم هر كاري بكنم.آقاي مرادي من آدم هوسبازي نيستم فقط به خاطر اين احساس نياز به جنس مخالف ميكنم كه تنهاييم پر بشه فقط زماني احساس شادماني ميكنم كه با دختر مورد علاقه ام صحبت ميكنم وقتي نميتوانم با او صحبت كنم حتي گريه هم ميكنم و اين براي يك پسر 24 ساله خيلي بده خانواده خيلي خوبي دارم اما گفتم فقط با صحبت كردن با آن دختره كه از لحاظ روحي ارضا ميشم در حال حاضر با دختري ارتباط دارم كه خيلي دوستش دارم ولي شرايط ازدواج برايم مهيا نيست از طرفي او هم به خاطر شرايط خانوادگي نميتونه صبر كنه . مسئله من اين دختر نيست بلكه مهمتر از آن اين است كه چگونه ميتوانم از اين تفكرات بيرون بيام كه اينقدر زود به دختري دل نبندم هر چقدر كه او خوب باشد چون فكر ميكنم كه در زندگي هم آسيب پذير باشم .  
استدعا ميكنم راهنماييم كنيد . قبلا از حسن نظر شما به مردم كمال تشكر را دارم
شهاب مرادی :سلام/ اول اگر (واقعا)  امكان ازدواج با آن دختر خانم مورد نظر فراهم نيست و ... ، رابطه را قطع كنيد تا مشكلي براي او فراهم نشود.
در اولين فرصت براي ازدواج تصميم بگيريد.
احساس شما تقريبا احساسي عمومي است و به تنهايي هم ربط جدي نداره فقط اعتدال را رعايت كن.
حد اعتدال در احساس عاطفي و جنسي نسبت به جنس مخالف ازدواج است.
و به جاي سردرگمي در خصوص نحوه و ميزان ارتباط ، كار را با خواستگاري شروع كن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1496  |  5 امتياز

حبیب
از اراک
امضا شده : ۰۲ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۳
بسم رب الحسین 
... گرامی حاج آقا مرادی سلام عرض میکنم 
خیلی سعی کردم بتوانم به صورت تلفنی برخی مشکلات را با شما در میان بگذارم ظاهرا مثل خیلی دیگر از کارها نشد. به ناچار مجبور شدم در اینجا مطرح کنم. 
برنامه شما را از شبکه دو سیما و برنامه مردم ایران سلام دنبال میکنم. چرا به برخی از خانواده ها که معنی مهر و محبت را نمی فهمند نمی پردازید . نمی خواهم فکر کنید من آدم بی شعور و قدر نشناسی هستم .من در خانواده ای مذهبی زندگی میکنم ...ولی تا کنون نشده که ما در خانه خود جملاتی که حاوی مهر و محبت باشند رد و بد کنیم . 
فشارهای بیخودی که روی من جوان می آورند و هنوز فکر میکنند زمانه همان زمان 50 سال پیش است که باید با زور حرفتان را به اثباط برسانید . من مدرک کاردانی گرفتم و به خدمت اعزام شدم و الان بعد از پایان خدمت خیلی دنبال کار گشتم و امیدوار بودم بتوانم در کنار کار به درسم هم ادامه بدهم . الان شرایط طوری شده که من احساس میکنم یک نفر مازاد در خانه هستم . شاید افکار من غلط باشد ولی ..... 
شمارا به خدا مرا راهنمایی کنید همه بدبختی ها را پدر در خانه بر ما تحمیل می نماید ولی خنده ها برای مردم است . گاهی اوقات دست از همه چیز میکشم و به امید اینکه دیگر به خانه بر نگردم از خانه بیرون میزنم ولی نمیدانم چرا خدا اینهمه از من بدش میاد که حاضر نیست حتی راه نجاتی یا مرگی را برایم رقم بزند .به امید روزی که همه جهان شاهد مردمی با فرهنگ و مهربان داشته باشد. 
الهم عجل لولیک الفرج 

شهاب مرادی :سلام/ بیشتر رفتارهای ما ناشی از تربیت خانوادگی ما در دوران کودکی هستند. این نوع تربیت شخصیت افراد را شکل میدهد و هر چه سن انسان بالاتر میرود انعطاف پذیری اش برای تغییر رفتار کمتر میشود.
پدر شما صرف نظر از موقعیتی که دارد احتمالا تحت تاثیر تربیت کودکی و رفتارهای آمرانه والدینش است و همان شیوه را در مورد فرزندانش نیز بکار میبرد.
در هر صورت شما باید در درجه اول ضمن رعایت کامل ادب و احترام ،با ایشان مدارا کنید.
اگر امکان دارد با مهربانی و تواضع در شرایط مناسبی با او گفتگو و نظر خود را درباره رفتارهایش بیان کنید.چنانچه این امر میسر نیست سعی کنید او را همینگونه که هست بپذیرید. در عوض خودتان رفتارهای مطلوب را در پیش بگیرید.
فکر فرار از خانه را هم از خود دور کنید.
فضای خانه هرطور که باشد امن ترین مکان برای زندگیست.
با اعتماد به نفس به دنبال شغل مناسبی باشید تا انشاءالله هر چه زودتر بتوانید زندگی مستقلی را آغاز کنید.
از آنچه که امروز شما را آزار میدهد پرهیز کنید و در آینده پدر خوب و شایسته ای برای فرزندانتان باشید. 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1566  |  5 امتياز

مریم
از سمنان
امضا شده : ۱۶ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۲۸
سلام من یه دختر27ساله هستم از بچگی یکی از پسرای فامیل رل دوستداشتم ولی متوجه دم که که این دوست داشتن یک طرفه است الان دو مشکل دلرم یکی می خواهم ازفکر او بیرون بیایم ودوم آنکه نمی خواهم امسال که برای دانشگاه درس می خوانم به درسهایم لطمه بزند از شما می خواهم که راهی به من نشان دهید متشکرم
شهاب مرادی :سلام/ شما تنها از يك صفت او يا برخي صفات او خوشتان مي آمده مثلا قد بلند ، ادب ، دينداري و ... نه از خود او ولي دچار اشتباه شده بوديد كه خدا را شكر از اشتباه بيرون آمديد ولي كماكان از آن معيار ها خوشتان مي آيد وبا در نظر گرفتن همان معيار ها (اگر باز مورد تائيدت باشند) از بين خواستگارهاي رسمي كسي را انتخاب خواهيد كرد. ان شاء الله . موفق باشيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1442  |  5 امتياز

راحله1
از تهران
امضا شده : ۲۱ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۴۹
سلام بي مقدمه من همسر پسري شدم كه فكر مي كردم بسيجي هيئتي و از خانواده مذهبي است اما بعدا فهميدم كه هيئت را قبل از ازدواج به خاطر من مي آمده ئ الان كه 1 سال از ازدواجم مي گذرد اصلا نمي فهمم كه چه زماني دهه فاطميه شد و او هم با من نمي آيد هيات .  
سوال: 
1.آيا بدون او بروم؟ 
2.آيا انقدر اين مسئله مهم است كه هر دفعه سر هيات رفتن با او بحث كنم؟ 
3.همش اين فكر به ذهنم خطور مي كند كه او به من دروغ گفته و اين در روابطم با شوهرم تاثير دارد چه كار كنم؟ 
4.همچنين براي تقويت زبانم مي خواهم ماهواره بخرم آيا اشكال شرعي دارد يا خير؟
شهاب مرادی :سلام/ 1. اگر رضایت دارد گاهی بروید .
2. نه چندان
3. دروغ بسیار زشت و ناپسند است ولی اگر از جهت سایر معیارها همسر خوبی است ،این دروغ را به پای علاقه ی او بگذار و اگر او را غیر هیئتی و کم علاقه نسبت به جلسات معنوی و مذهبی می دانی او را با خوش خلقی ،محبت و اظهار خوش بینی جذب کن.
4. حکم را از دفتر مرجع معظم تقلید سوال کنید. البته راه های بهتری برای یادگیری وجود دارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1524  |  5 امتياز

hussein
از tehran
امضا شده : ۰۸ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۲۰
سلام 
ده ميليون پول لازم دارم. به چند قرض‌الحسنه مراجعه كردم. حداقل سودي كه مي‌گيرند 24% است يعني در عرض يك سال بايد 12400000 تومان برگردانم. (در ضمن دروغ هم بايد بگويم!!! چون وقتي راستش را مي‌گويم كه بدهكار هستم وام نمي‌دهند!!!) اما شخصي هست كه اين مبلغ را با سود 20% مي‌دهد. يعني در عرض يك سال بايد 12000000 تومان برگردانم.(... و البته بدون دروغ) حال مانده‌ام چكار كنم. مي‌گويند اولي ربا نيست ولي دومي رباست!!! مي‌شود شما بفرماييد من چكار كنم؟ قربان شما: حسين 
(اگر صلاح نيست مطرح شود، لطفا جواب را به ايميل خودم بفرستيد. ممنون)
شهاب مرادی :سلام/ بهره برای قرض حرام است و کمتر بودن بهره شخص نسبت به صندوق قرض الحسنه مبنای مناسبی برای اخذ وجه از او نیست .
صندوق های های قرض الحسنه بر اساس عقود اسلامی اقدام به پرداخت وجه قرض الحسنه و دریافت آن می کنند که عموماً خالی از اشکال است.
البته شاید شما بتوانید از طرق دیگر مثل اجاره و یا مضاربه و ... مشکل خود را حل کنید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1436  |  5 امتياز

yek farde moztar
از tehran
امضا شده : ۰۸ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۸
سلام آقای مرادی. منو می بخشين که انشای درستی ندارم . متاسفانه در شرايط بسيار بسيار بدی گير کردم . من مادری دارم که دارای مشکل سرطان بوده و در اثر داروهای شيميايی موهای سر خودش رو از دست داده . پدرم به همين دليل ( خودش انکار می کنه ) هيچ گونه رابطه ای با او نداره . اينها حتی سلام هم به هم نمی کنن . پدرم آدم خوبيه ولی متاسفانه از مواد مخدر ( ترياک) استفاده می کنه . البته نه جلوی ما . برادری دارم که ۲۷ سالس و ما پول نداريم که اون رو زن بديم . همه جا جواب رد بهمون می دن . ايشون توسط همين کامپيوتری که من دارم باهاش برای شما می نويسم به طور علنی در خونه به عمل استمنا می پردازه . من هيچ گونه ارتباطی با برادرم ندارم . ايشون دچار وسواس شديدی شده و بسيار بد دهن و فحاشه و هيچ راهی وجود نداره که من با ايشون ارتباط بر قرار کنم . بسيار مظطرب هستم . ولی توکل بر خدا دارم و از آيندم خيلی می ترسم . از اين که کسی به خاطر خانوادم با من ازدواج نکنه . در ضمن مادرم هم با وجود اين که متعلق به يک خانواده ی مذهبی هستن ولی چنان فحش هايی می دهن و خيلی بد دهن هستن . من از مادرم خيلی می ترسم . ايشون مکرر آبروی منو پيش دوستام بردن و من اعتماد به نفسم رو به شدت در مقابل دوستانم از دست دادم . در ضمن من در يکی از بهترين مدارس تهران تحصيل می کنم و همه می گن که آدم باهوشی هستم . ( خودم دقيقا نمی دونم ) ولی به علت مشکلاتی که دارم و دعواها و استرس ايی که در منزل وجود داره اصلا قادر به خوب درس خوندن نيستم . آقای مرادی من اصلا حالم خوب نيست و شديدا احتياج به کمک و دعای شما دارم . اميدوارم که هر چه سريع تر من رو راهنمايی بفرمايين . متشکرم .
شهاب مرادی :سلام/ مشکلات و مسائل زندگی همانطور که میتوانند مانع رشد و ترقی انسان شوند اگر با درایت و هوشمندانه به آنها نگریسته شود می توانند راهی بسوی پیشرفت بگشایند.
مسائل زندگی شما واقعی و قابل توجهند اما شما از تواناییها و قابلیت هایی برخوردارید که می توانند زمینه عبور شما را از این شرایط دشوار و حرکت بسوی آینده ای روشن فراهم کنند.
یکی از آنها همین هوش و استعداد خدادادی شماست.
از این امکان بخوبی استفاده کنید و نگذارید با تسلیم شرایط سخت شدن فردایی همچون امروز برایتان رقم بخورد.
رابطه تان را با خداوند تقویت کنید.
با دوستان خوب ارتباط برقرار کنید و با امید و اعتماد به نفس درس بخوانید.
انشاءالله حتما موفق خواهید شد.
من هم دعا می کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1563  |  5 امتياز

س.س.ن
از تهران
امضا شده : ۲۲ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۴۴
سلام حاج آقا خسته نباشید میخوام باهاتون دردودل کنم شما هم اگه وقت داشتین کمکم کنید. حاج آقایکیو خیلی دوست دارم اونم همیشه میگه میدونی که خیلی دوست دارم اما حاج آقا یه مشکلی هست میگه عشق زندگی تو این دنیارو نداره میگه خستس از همه میگه خیلیا بهش نارو زدن خلاصش که گله ای از اینا نداره گله از موندنش داره منم روم نمیشه بهش بگم نباشه منم نیستم نمیدونم شاید این حرفارو میزنه تا همینو بشنوه حاج آقا نمیدونم شاید درست نباشه این حرفو بزنم اما هرجا سفره ی دردو دلو با صابخونه دلم باز میکنم نمیدونم چرا همش یادشم .از من دوتا قول گرفته یکی این که حلالش کنم یکیم این که دعا کنم از این دنیا کنده شه میگه وقتی فکر بودن اون ور میفتم لذت میبرم اما من بهش نگفتم وقتی تو اینجا نباشی منم نیستم حاج آقا تروخدا من چیکار کنم که عشق موندن پیدا کنه من خیلی اهل دردودل با خدام خیلی. اصلا یه جورایی حس میکنم همش باهامه تا لب باز میکنم روشو از همه برمیگردونه و به من نگاه میکنه اما دلم میخواد یه درخواستی جلو شما ازش بکنم شما هم آمین آخرشو بگین خدا من خیلی تنهام فقط تورو دارم میخوام ازت دیگه به من گوش ندی فقط دل همرو به عشق خودت رنگیو نورانی کنی که دیگه یه بنده ی خوبت درخواست رفتن نکنه  
حاج آقا زیاد حرف زدم حاج آقا دعاش کنید خیلی زیاد اما از خدا بخواین تا وقتی من زندم اون به حاجت دلش نرسه.  
التماس دعا حاج آقا  
خدانگهدار
شهاب مرادی :سلام/ ظاهرا او از مشکل روحی رنج میبره و تا درمان نشده نباید به فکر ازدواج با او باشید.و در صورت ازدواج موفق نخواهید بود.منصرف شوید
مراجعه به روانشناس را به او توصیه کنید.  کم کم علاقه خود را مدیریت کنید. عاقلانه تصمیم بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1430  |  5 امتياز

قاسم
از تهران
امضا شده : ۰۱ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۹
سلام.بعضی مواقع سوالاتی برام پیش می آید که نیاز به پاسخ فوری دارم. سوالات اعتقادی شماره تماس خودتان یا کس دیگری را می خواهم که با او در میان بگذارم. 
ممنونم
شهاب مرادی :سلام/ امام جماعت مسجدتان گزینه خوبی است و خیلی مفید است که هر کس با یک روحانی در تماس باشد .
 سوالات غیر اورژانس را می توانید از این طریق مطرح کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1416  |  5 امتياز

علی110
از تهران
امضا شده : ۲۸ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۲۷
سلام هیچ یک از انسانها به خواست خود به این دنیا نیامده.وقتی نطفه انسانی به خاطر گناه وهوسبازی دو انسان شکل می گیرد وان بچه نامشروع متولد شده و حرامزاده لقب میگیرد خواهی نخواهی صفات ان دو انسانی که از انها به وجودامده را میگیرد (ازانها ارث میبرد)حال این بچه گناهش چیست؟مگر خود میخواسته پا به دنیا گذارد انهم به طور نامشروع عاقبت اینطور بچه ها هم که معلوم است اکثرا خلافکار و بزهکار از اب در می ایند سوال من این است گناه او چیست که باید از عدم اینگونه پا به هستی بگذارد ؟این موضوع را نسبت به عدل خدا برایم توضیح دهید ممنونم التماس دعا یا علی مدد
شهاب مرادی :سلام/ روشن است که خدا به تناسب داده ها و داشته ها ی فرد، اعمال او را محاسبه می کند یعنی اگر بپذیریم فردی به واسطه ی وراثت در عبادت بی میلی و در معصیت اشتیاق دارد؛ اگر این فرد گناهی کند به میزان سهم اختیارش مجازات و عقوبت می شود و باز روشن است که سهم "خود" از "وراثت" بسیار جدی تر و مهم تر است وبه همان نسبت عقوبت به این چنین فردی برای تلاش بیشتر به منظور خوب بودن و رعایت تقوی پاداش بیشتری می گیرد.
هیچ کسی در گناه مجبور نیست
و او اعدل العادلین و احکم الحاکمین است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1490  |  5 امتياز

s.r
از X
امضا شده : ۰۵ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۱۰
با سلام 
آقاي مرادي خواستم بدونم وقتي كسي بعد از خودارضايي ميخواد غسل كنه چه غسليه؟... 
لطفا ميخوام خصوصي بمونه ممنونم
شهاب مرادی :سلام/ غسل جنابت. فرقی نمی کند.این فتوی را هم بخوانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1678  |  5 امتياز

a1360
از USA
امضا شده : ۰۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۵۸
سلام 
تعریف استمنای حرام چیست? ایا حتما خروج منی شرط است یا هر نوع تحریک شهوانی خارج از ازدواج را در برمیگیرد?  
از لطف و کمک شما ممنونم
شهاب مرادی :سلام/ در استمناء خروج منی شرط است.نه.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1517  |  5 امتياز

hadi
از مراغه
امضا شده : ۰۱ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۲۴
لطف کنید مرا در جلوگیری از خود ارزایی[ارضایی] کمک کنید
شهاب مرادی :سلام/ "پاسخی به چند سوال"
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1660  |  5 امتياز

من ملک بودم
از فردوس برین جایم بود
امضا شده : ۰۷ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۴۴
سلام 
من از چند سال پيش گرفتار گناه استمناء شدم  
بعد از مدتي فهميدم که اگر کسي جنب شد بايد غسل کند  
ولي نميدانستم فقط آقايان بايد غسل کنند يا خانمها هم بايد غسل کنند  
به هر حال بعد از اون باز هم به اين گناه ادامه دادم ولي غسل ميکردم  
هر چند تا 7 ماه پيش چون از عواقب اي کار خبر نداشتم گرفتارش بودم ولي وقتي متوجه شدم جدا از عواقب جسمي و جنسي و رواني که اين کار داره در روز قيامت خدا از کساني که مرتکب اين گناه ميشوند روي گردان است و اينان از ملاقات با خدا محروم هستند مصمم به ترک اين گناه شدم 
الحمدلله به لطف خدا و واقعا به کمک خودش و توجه بيشتر و بهتر به نمازم و خواندن نماز اول وقت مدت 7 ماه است که به طور کامل اين گناه رو ترک کردم و از خدا طلب بخشش و مغفرت کردم  
و به عينه تاءثير آيه اي که ميفرمايد (( همانا نماز شما را از فحشا و منکر باز ميدارد )) را در زندگي حس کردم چون به لطف خدا نه تنها از اين گناه بلکه از خيلي از زشتيها و گناهان ديگه رهايي پيدا کردم .  
سوال من اين است که اگر خانم ها هم بايد غسل کنند تکليف نماز و روزه هاي بدون غسل من چيست 
با تشکر  
خدانگهدار  
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ پاسخ
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1697  |  5 امتياز

مريم
از بابل
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۱۶
باسلام خدمت آقاي مرادي  
باتشكر ازشما خواهشمندم كمي مرادرموردمشكلم كه در زير برايتان توضيح مي دهم راهنمايي كنيد. 
من 8سال است كه ازدوج كرده ام وشوهرم خيلي به خانواده اش وابسته است واين وابستگي بيش از حد او به خانوادهاش ومي شود گفت كمي بي توجهي اش به من وپسرم زندگي را برايم مشكل ساخته است .در ضمن اوتصميم دارد براي زندگي به منزل پدرش برويم ومن مخالفت مي كنم خواهشمندم مرا راهنماي كنيد. 
خدانگهدار
شهاب مرادی :سلام/ منظور از وابستگي چيست؟
 اگر صرف سر زدن به آنها و رفع بعضي از نيازهايشان توسط شوهرتان را وابستگي ميدانيد بايد گفت اين تنها يک "احساس" منفي از جانب شماست.

هر فرزندی نسبت به والدین تکالیفی دارد که خدا واجب فرموده ..."وبالوالدین احسانا"... مبادا حقوق والدین را ندیده بگیرید.
هردو باید به والدینتان توجه و رسیدگی داشته باشید و یکدیگر را در این انجام وظیفه کمک کنید. اما با اعتدال و نه به قیمت ضایع کردن حقوق یکدیگر!

 اگر شوهرتان بيشتر اوقات خود را با آنها مي گذراند و به احتياجات آنها بيشتر از نيازهاي شما توجه دارد و يا مثلا در تصميم گيريها فقط طبق نظر آنها عمل ميکند، (که کار درستی نیست) بهتر است به تدريج و با مهرباني و در موقعيتي با نشاط و صميمي در اين باره با او صحبت کنيد و بدون جبهه گيري خواسته هاي خود را در ميان بگذاريد.
پرخاش کردن و حساسيت زياد نشان دادن وضع را بدتر ميکند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1820  |  5 امتياز

تنها343
از ايران
امضا شده : ۱۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۰۳
سلام حاج آقا لطفا راهنماييم كنيد. 
 
فوري فوري فوري فوري فوري  
 
لطفا در مورد سوالات دختر و پسر توي جلسه خواستگاري فهرست وار توضيح بديد. براي پنجشنه اين هفته شديدا احتياج دارم.خيلي خيلي ممنون ميشم.
شهاب مرادی :سلام/ کتاب 1001 پرسش قبل از ازدواج(نوشته خانم مونیکا لیهی) را بخوانید مفید است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1544  |  5 امتياز

علي کريمي
از تهران
امضا شده : ۱۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۳۵
اقاي مرادي من قبلا از صحبتهاي شما خيلي لذت ميبردم هر وقت شما رو تو يه برنامه اي ميديدم حتما پاي صحبتتون ميشستم هم چهرتون گيرا است وهم صداتون  
منتها چند وقتي ميبينم داريد در باره زنها و بخصوص دخترها طوري صحبت ميکنيد که انگار اونا يه کالايي هستن که فقط براي ما مردها افريده شدن که هر جوري خواستيم ازشون استفاده کنيم وانسان نيستند بلله يه کالا هستن چطور شما اجازه به خودتون ميدين که بگين دختر سن بالا نبايد ازدواج کنه چون با بجه اختلاف سني زياد پيدا ميکنه ولي ميگين مرد هر سني ازدواج کنه اشکال نداره يعني مرد اگه اختلاف سني داشته باشه با بچش عيب نداره اگه دختري به هر علتي ازدواج نکرد بايد محکوم بشه که هچيوقت ازدواج نکنه پس زنهايي که ازدواج کردن و تو سن مثلا 35 نبايد بچه دار بشن اگه مردم حرفهاي شما را عمل کنن...[ چند تا ... و نفرین!که من حذف کردم.]...
شهاب مرادی :سلام/  خوب گوش کردن یک مهارت است.
من نگفتم "بشود" بلکه با آه و افسوس گفتم "هست!" و می گویم بیایید همه با هم آسیب های ازدواج را کنترل کنیم.
و محور بحثم را -با توجه علمی به تفاوت های واقعی دختر و پسر- کمک به حل مشکل ازدواج جوانان خصوصا دختر خانم ها قرار دادم.
آن هم در حد بضاعت یک برنامه نیم ساعته در هفته؛ در بین این همه برنامه ؛و شبکه های مختلف؛ و این همه صدا...

اگر میگویم 35 سالگی برای بارداری خطرناکه با استناد به مقالات علمی روز دنیاست، نه سلیقه ی شخصی من و فقط برای ارتقاء سلامت نسل آینده و سلامت مادران امروز وفرداست.
امیدوارم یائسگی بانوان در 50 سالگی را هم از چشم من نبینی! چون واقعا بی تقصیرم!
اگر خانواده پسر به خواستگاری دختری که از پسرشان فقط یک سال بزرگتر است نمی روند(مگر با دلخوری ناله ونفرین) تقصیر من است؟!
------------
شما چند ساله اید؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1562  |  5 امتياز

گل مرداب
از اصفهان
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۰۹
سلام.من گاهي برنامه ي تلويزيون شما رو نگاه مي کنم. مردم ايران سلام رو ميگم. 2 شب هم قسمت شد و اومدم عاشورائيان.  
من 2 تا مشکل دارم. البته اينها حاد تر از بقيه است... ازدواج کردم. ... اما مشکل من اينکه ...[خصوصی]...  
از خودم خجالت مي کشم. بارها و بارها توبه ميکنم اما 1 روز نشده روز از نو و روزي از نو. من خدا رو دوست دارم.باهاش حرف ميزنم . مثلا 1 برگ سبز درخت که ميبينم به دلم ميشينه و خدا رو شکر ميکنم. يا براي هر چيز کوچکي که همه ي مردم به راحتي از کنارش رد مي شوند من به خاطر افريدنش تشکر مي کنم. لطفا بگيد من ادم بدي هستم يا اميدي بهم هست؟  
کمکم کنيد.
شهاب مرادی :سلام/
1. نماز را جدی بگیرید و سر وقت نماز بخوانید.
2. برای آن مشکل (که نخواستید منتشر شود) اولا از افتادن در گناه بترسید! ولا تقربوا الزنا. ثانیا در رفاقت و مهربانی با شوهر خوبتان بیشتر تلاش کنید. و ثالثا اگر بهتر نشد حتما به یک روان شناس متدین مراجعه کنید.
3. بله شما آدم مومن و خوبی هستید اگر نمازتان را بخوانید ولی در معرض خطر! پس به خدا پناه ببرید،از او مدد بخواهید و زیاد اذکاری را مثل:اعوذ بالله السمیع العلیم من همزات الشیاطین واعوذ بالله ان یحضرون ان الله هو السمیع العلیم را بخوانید و...
آقا امیرالمومنین علیه السلام خواندن 11 مرتبه سوره قل هو الله را قبل از طلوع سفارش فرمودند که نافع است برای خودداری از گناه.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1645  |  5 امتياز

ستايش
از ايران زمين
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۲۹
آقاي مرادي سلام.ببخشيد مي خواستم راجع به فقير که ميان دم در خونه سوال کنم که آيا ما بايد به اونها کمک کنيم؟...اما ما چطوري ميتونيم به همشون اعتماد کنيم و به اونها کمک کنيم .ممنون ميشم اگر پاسخ بديد.
شهاب مرادی :سلام/ با این همه توصیه اسلام
به صدقه (وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ . لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ)
و سخاوت (قال رسول الله ص :السخاء خلق الله الاعظم)
و ذم شدید بخل (وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ)
 نباید جای سوال باقی بماند!
به هر حال، خدا در قرآن می فرماید :«واما السائل فلا تنهر»
؛ سائل را نباید رد کرد!
 

حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در شب زفاف پیراهن عروسی خود را به سائل داد.
آقا امیرالمومنین در نماز در حال رکوع انگشترش را به سائل داد و بسیار موارد از زندگی اهل بیت علیهم السلام...
پس؛ با روی باز و چهره گشاده برخورد کنید و دست نیازمند را رد نکنید.

یک بار دیگر این آیات را بخوانید:
- و لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط فتقعد ملومامحسورا (اسراء-29)
- و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا-انما نطعمكم لوجه الله‏لا نريد منكم جزاء و لا شكورا (انسان-8و9)
- مثل الذين ينفقون اموالهم فى سبيل الله كمثل حبة انبتت‏سبع سنابل فى كل‏سنبلة ماة حبة و الله يضاعف لمن يشاء و الله واسع عليم (بقره- 261)
- الذين ينفقون اموالهم بالليل و النهار سرا و علانية فلهم اجرهم عند ربهم و لاخوف عليهم و لا هم يحزنون (بقره-274)
- لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شى‏ء فان الله به‏عليم (آل عمران-92)
- الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلاة و مما رزقناهم ينفقون (بقره-3)
- يحبون من هاجر اليهم و لا يجدون فى صدورهم حاجة مما اوتوا و يؤثرون على‏انفسهم و لو كان بهم خصاصة (حشر-9)

اما اگر نمی توانید حاجت کسی را برطرف کنید، و نمی توانید مقدار کمی هم حتی صدقه بدهید، مبادا با سرزنش، سخن تلخ، ترش رویی ،غرور و یا بی توجهی برخورد کنید.بلکه با نرمی و مهربانی عذر خود را از عدم امکان کمک بیان کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1532  |  5 امتياز

نازنين
از تهران
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۵۵
با عرض سلام وخسته نباشيد دختر ي 29 ساله وپزشک هستم مدت سه سال هست که در زمينه ازدواج با مشکل روبه رو شدم وتمام درها دراين زمينه وديگر مسايل زندگي به رويم بسته است طوري که احساس ميکنم کنترل زندگي از دستم خارج شده است تا به حال چندين مورد ازدواج پس ازطي مراحل اوليه بدون هيچ گونه علتي برهم خورده است در حالي که مهمترين خواسته من اعتقادات مذهبي انها ميباشد. تابه حال هرچه دعاي مجرب در اين زمينه بوده است انجام داده ام که نه تنها تغيري رخ نداده است بلکه بصورت عکس مستجاب شده است .از حل اين مشکل عاجز شده ام. 
از شما خواهشمندم مرا راهنمايي بفرماييد ايا وجود سحرو جادو در اين زمينه را قبول داريد.در ضمن براي بار سوم است که براي شما نامه ميفرستم ولي جوابي نميگيرم
شهاب مرادی :سلام/ سحر امری است که نمی توان آن را انکار کرد ولی این قدر شیوع ندارد و این قدر قدرت ندارد و اساسا با این جمعیت کدام دانشگاه این قدر ساحر را آموزش داده که مثلا در هر شهر بخت 100000دختر را ببندد!!!
باید به خدا پناه برد ودر پناه او آرام بود.
خواندن قرآن خصوصا 4قل را هیچ روزی فراموش نکنید و به خدا توکل کنید.
اما پاسخ؛اگر هریک از خواستگاران را به صورت Case Study مورد مطالعه قرار دهید متوجه میشوید که هر یک به علت مستقلی به سرانجام نرسیده و دلایل پیچیده و ماورائی در کار نبوده.
خانم دکتر قبل اعلام پاسخ نهایی به خواستگار یا درخواست پاسخ نهایی از او لازم است چند جلسه ی منظم و با آرامش با هم گفتگو پرسش و پاسخ داشته باشید بین این کتاب های موجود کتاب 1001 پرسش قبل از ازدواج خانم مونیکا لیهی بد نیست،آن را مبنای گفتگو قرار دهید.به خرافات و موهومات هم توجه نکنید.
لا موثر فی الوجود الا الله عزوجل
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1680  |  5 امتياز

خصوصی56453
از اصفهان
امضا شده : ۰۷ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۲۷
سلام.من 20 سالمه و دانشجوام. از خيلي وقت پيش از يکي از همکلاسام به دليل اينکه فوق العاده پسر نحيب و پاکي بود خوشم ميومد.اون کسيه که همه به خوب بودن ميشناسنش. مدتيه که اين احساس 2 طرفه شده و ايشون ابراز علاقه ميکنه ولي از طرفي هنوز حرف جدي بهم نزده ما به خاطر شرايط همکاري در يکي از تشکلها شماره ي هم را داشتيم الان از طريق اس ام اس سعي ميکنه به من بفهمونه که علاقه داره. همونطور که گفتم خيلي پاکه ولي من ترديد دارم که جوابم مثبته يا نه.نميتونم تصميم بگيرم چون 4 ماه از من کوچيکتره واحساس ميکنم جو گير شده(کلا شرايط ازدواج نداره) فعلا نمي خوام اين رابطه ادامه پيدا کنه به خاطرخودم و خودش .ولي چون مستقيم حرفي نزده نميدونم چه جوري بهش بفهمونم. شما بگين من چه کار کنم؟
شهاب مرادی :سلام/ تکرار می کنم: هر ابراز علاقه ای را با خواستگاری رسمی و خانوادگی بسنجید.
اگر به خواستگاری رسمی به بهانه های مختلف اقدام نمی کند به او و علاقه اش اعتماد نکنید. او را مزاحم بدانید و مذاکره و گفتگو نکنید.
 و به خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دختران نیز توجه داشته باشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1603  |  5 امتياز

م1130
از _________
امضا شده : ۱۷ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۱۱
سلام حاج آقا 
اول از همه بهتون خسته نباشيد مي گم بعدم از تون خواهش مي کنم پيام من خصوصي باشه و به هيچ عنوان داخل سايت نگذاريد با تشکر! 
...خصوصی...
شهاب مرادی :سلام/ به طور کامل صرف نظر کنید. رفتار او را دخالت و مزاحمت تلقی کنید و اجازه ی ادامه این رفتار را به او ندهید!
به خواستگارهای واقعی توجه کنید و مراقب خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج باشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1521  |  5 امتياز

ثمين0269
از شهركرد
امضا شده : ۱۷ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۵۱
با سلام و احترام 
دخترى 22 ساله هستم،اهل شهركرد،كه تحصيلات كارشناسى خود را در رشته حقوق قضايى در همين شهر به پايان رسانده و اكنون منتظر نتايج كارشناسى ارشد مى باشم.تا كنون خواستگاران زيادي داشته ام كه به خاطر اينكه به درسم لطمه اي نزند آنها را رد كرده ام...در سال آخر كارشناسي يكي از همكلاسان هم رشته ام كه اهل شهر يزد ميباشد به من پيشنهاد ازدواج داد.با ذكر اين نكته مهم كه خانواده اش با ازدواج وي با فردي خارج از شهر خودشان مخالف هستند.با استدلالاتي مثل رفت وآمد دشوار،منجر به طلاق شدن اين گونه ازدواجهاوهيجاني و سطحي بودن اين علاقه...من علي رغم اينكه پاسخم مثبت مي باشد با مشورت با خانواده ام به اوگفته ام تاخانواده اش را قانع كند،اما بعد از گذشت دوسال و نيم با وجود اينكه ايشان اكنون يك وكيل 28 ساله مي باشد هنوزخانواده شان (مادر و برادرشان –پدرشان به رحمت ايزدي شتافته اند-)راضي به اين امر نشده اند.برادرشان هم وكيل است ومتاسفانه ماجرا را بيش از حد حقوقي و حل نشدني جلوه مي دهند،سعي نمي كنند براي برادرش يك مشاور خوب باشد آنهااجازه نمي دهند اودر مهمترين كار زندگي خودش تصميم بگيرد.  
لطفا" مرا راهنمايي كنيد،چگونه مي توانيم بدون اينكه هيچكدام از خانواده ها رنجيده خاطرشوند اين ماجرا را فيصله دهيم.زيرا رضايت آنها برايمان مهم است.پدر و مادرم هر دو داراي تحصيلات عاليه هستند ودر شهرمان به خوبي مشهورند من نمي خواهم به عنوان فرزند ارشدشان دچار خطايي شوم ،با اين حال ما به هم علاقه داريم و با هم بودن برايمان مهم است.  
 
 
 
 
با تشكر فراوان ثمين
شهاب مرادی :سلام/ 1. رد کردن خواستگار ریسک است.
2. باقی مانده ی شانس ازدواجت را به پای این برادر یزدی از بین نبر. دوسال ونیم فرصت بسیار زیادی بوده. یک بار دیگر یادداشت يك نه . براي موفقيت و سعادت را بخوانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1464  |  5 امتياز

باران
از كرج
امضا شده : ۰۶ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۳۸
سلام اقاي مرادي خسته نباشيد. من 17 سالمه و سال سوم رياضي هستم. من مدتي كه با يك پسر ازطريق وبلاگم دوست شدم. اون عاشق من شده و من هم نگرانم چون اولين باره كه با يك پسر دوست شدم و متاسفانه حس ميكنم منم عاشقش شدم. ما اصلا همديگرو نديديم و فقط ازطريق ارسال پيام به وبلاگ همديگه با هم حرف ميزنيم. اون مسلمانه ولي ميگه خداي خودشو در چيزي غير از نماز پيدا كرده ولي من دقيقا در نقطه مقابلشم چون هم نماز مي خونم و هم خداي من شبيه خداي دينمه. من ميخوام كاري كنم كه نظر و اعتقادش تغيير كنه ولي مي ترسم هر چي بگم ناراحت بشه. به نظر شما من اصلا با اعتقاداتش كاري نداشته باشم؟ 
================== = 
سلام الان که دارم اين نامه رو مي نويسم نمي تونم جلوي اشکامو بگيرم خسته شدم 22 سالمه دومين خواستگارم هم خانوادش نمي ذارن نمي دونم چه کنم اين پسر همکلاسيمه 6ماهي ميشه قراره ازدواج گذاشتيم ارديبهشت عروسي خواهرشه ميگه تا بعده عروسيه خواهرم صبر کنيم هر روزم خانواده اش يه دختر معرفي مي کنن مثلا امروز گفت يه تکدختر پولدار متولده 71 معرفي کردن اونم قبول نکرده من چه کنم ديگران مي گن خودش داره سنگ مي ندازه چه کنم
شهاب مرادی :سلام/ دخترم سرکاری. چت خطرناک و مضره!
این حالت هرچی هست، عشق نیست! جناب سروان! را بخوان
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1445  |  5 امتياز

هادي سيستم
از کرح
امضا شده : ۱۲ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۱۰
سلام اقاي مرادي براي دومين بار به شما پيام ميدم اميدوارم اينبار جواب بديد  
والا برادرم من 24 سال سن داره و حدود 2 سال پيش يکي از دختران فاميل را به اصرار مادرم براي ايشان عقد کريم که حجاب او زياد خوب نبود و پيبند حداقل ها بود وما که خانواده مذهبي هستيم او را پذيرفته بوديم اما بعد مدتي متوجه شديم از ارادهي ندارد وبه وسيله خواهر بزرگش هدايت ميشود و اين بد حجابي ها که اين اواخر بدتر نيز شده بود را براي اين انجام ميدهد که حرف حرف انها باشد و برادرم از موضوع رنج ميبرد که بين يک خانواده مقيد و يک خانواده بد حجاب مانده بودو خوددختر نرمال نبودو برادرم از ترس مهريه سنگيني که گذاشته بود حتي نميتوانست براي طلاق اقدام کند دچار استرس شديدي شده بود و بعد از مشاوره و گرفتن يک وکيل توانست با بخشيدن هدايا وطلاهاي که در دوران نامزدي براي او گرفته به صورت توافقي جدا شود  
ميخواستم نظر جنابعالي را در اين رابطه بدانم ايا صلاح ميدانيد که ما در اين وضعيت براي وي دوباره قدم جلو بگذاريم
شهاب مرادی :سلام/ شما چندساله هستید و چرا شما امور برادر24 ساله را پیگیری می کنید؟
تفاوت دخالت خواهر دختر با دخالت شما چیست؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1441  |  5 امتياز

sepide
از تهران
امضا شده : ۲۳ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۰۷
حاج آقا سلام لطفا این مطلب را منتشر کنید. بد نیست! 
********* 
چندي پيش دختري به نام الهام با مراجعه به شعبه 13 بازپرسي دادسراي ناحيه 5 تهران از مردي که تبعه کشور مصر است به اتهام سرقت و کلاهبرداري شکايت کرد. اين دختر به بازپرس مديرروستا گفت؛ از مدت ها قبل مثل خيلي از جوانان براي تفريح در اينترنت چت مي کردم و دوستان اينترنتي زيادي پيدا کرده بودم. يک شب با مردي به نام ياسر که خود را مصري معرفي مي کرد آشنا شدم و همين آشنايي سرآغاز يک دوستي شد.به مرور گفت وگوهاي اينترنتي من و ياسر بيشتر و بيشتر و رابطه مان احساسي شد و او نسبت به من ابراز علاقه کرد و پيشنهاد داد با هم ازدواج کنيم. 
 
اين دختر ادامه داد؛ وقتي که تصميم به ازدواج گرفتيم قرار شد ياسر به ايران بيايد و رسماً از من خواستگاري کند. بالاخره اسفندماه سال گذشته او به ايران آمد و من به همراه پدرم براي استقبال از او به فرودگاه رفتيم و وي را به منزلمان دعوت کرديم. دو روز از آمدن ياسر به خانه مان مي گذشت که يکي از دوستانم ما را به يک مهماني دعوت کرد. من موضوع اين مهماني را که همه دوستانم به همراه نامزدهايشان به آن دعوت شده بودند با ياسر در ميان گذاشتم و وي قبول کرد در جشن شرکت کند.سرانجام روز مهماني با شوق فراوان با نامزد مصري ام به مهماني رفتيم. روز خوبي به نظر مي رسيد و من از اينکه در کنار ياسر بودم به خود مي باليدم. 
 
الهام در ادامه اظهاراتش گفت؛ در طول مهماني ياسر براي دقايقي به بهانه رفتن به دستشويي از جمع ما خارج شد اما بعد از اينکه آمد دوستم گفت گردنبندش که حدود 10 ميليون تومان ارزش داشت گم شده و به ياسر مشکوک است. من اين ادعاي دوستم را انکار کردم و در دفاع از نامزدم گفتم او اين کار را نکرده اما ميزبان مان خود اطمينان داشت و به سرعت با نيروي انتظامي تماس گرفت و پليس پس از حضور در آنجا گردنبند مفقود شده را در جيب ياسر پيدا کرد. من که با ديدن اين صحنه شوکه شده بودم از ياسر در اين مورد توضيح خواستم اما او جواب قانع کننده يي در اين مورد نداد. 
 
اين دختر ادامه داد؛ پس از اين اتفاق پي بردم که نامزد اينترنتي ام مرد شيادي است و با سوءاستفاده از احساسات من در پي اغفالم بوده است. 
 
در ادامه اين جلسه ياسر نيز ابتدا در دفاع از خود گفت؛ الهام و دوستش با اين حرف ها قصد دارند از من اخاذي کنند و همه ادعاهايشان کذب است. 
 
مرد مصري در ادامه وقتي ديد همه شواهد عليه اوست به جرم خود اعتراف کرد و گفت هرازگاهي براي تفريح و سرگرمي با دخترهاي کشورهاي مختلف رابطه هاي عاشقانه برقرار مي کند و اين برخورد را قبلاً با دختري اهل کشور صربستان نيز انجام داده است. 
 
وي توضيح داد؛ من پس از اغفال دختران به کشور آنها مي روم، در خانه شان مهمان مي شوم و از آنها سوءاستفاده مي کنم. بازپرس اين پرونده پس از شنيدن اظهارات طرفين پرونده را براي بررسي بيشتر به دادسراي کارکنان دولت ارجاع داد.( به نقل از سایت فردا)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1426  |  5 امتياز

مريم 1369_اصفهان
از اصفهان
امضا شده : ۳۰ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۴۷
سلام آقاي شاه مرادي،نمي دونم اين چندمين باره که براتون پيام ميذارم ولي ازتون ميخوام حداقلاين دفعه نا اميدم نکنيد،من دختري 18 ساله هستم حدود يک ساله که شروع کردم نمازامو تا اونجايي که در توانم باشه سر وقت بخونم،يه چند شبم سعي کردم نماز شب بخونم ولي اون احساسي که ديگران مي گفتند رو من نداشتم براي همين سرد شدم و گذاشتمش کنار،آقاي مرادي ميدونيد من قبلا نمازامو از روي شوق مي خوندم ولي الان شايد بيشتر برام يه عادت شده و من دارم از همين رنج ميبرم،در صورتي که به نظر خودم من بهتر از قبل شدم خيلي از گناهاي قبليمو ترک کردم آقاي مرادي ازتون خواهش ميکنم کمکم کنيد تا بتونم بشم يکي از اون بنده هايي که خدا خيلي دوسشون داره کمکم کنيد نمازامو با شوق بخونم نه از روي عادت پس لطفاراهنماييم کنيد ازتون ممنون ميشم
شهاب مرادی :سلام/ این هشدار از طرف شیطان نیست؟! که نماز عادت شده!
به این موضوع توجه نکن نمازت را همین طور ادامه بده شوق خودش میاد.
خدا را دوست داشته باشی(که داری)خدا دوستت داره!
و در مورد نماز شب هر شب حال و نشاط داشتی کامل بخون بعضی شبها 8 رکعت یا فقط 2 رکعت یا یک رکعت وتر را بخوان یا فقط یک صفحه قرآن بخوان. خلاصه به خودت در مستحبات سخت نگیر .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1349  |  5 امتياز

وحيد
از اينجا
امضا شده : ۱۳ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۲۱
اقاي مرادي سلام 
اين چندمين باريه كه براتون پيام مي فرستم 
خواهشم مي كنم آقاي مرادي من بدجوري از خدا نااميدم 
شايد به خاطر شرايط زندگيم باشه كه هر چقدر براي بهتر شدنش دعا مي كنم بي فايده است . به من بگيد چه جوري با خدا آشتي كنم.
شهاب مرادی :سلام/ جز گمراهان از خدا نا امید نمی شوند [قال و من يقنط من رحمه ربه الا الضالون (حجر* 56)]
پس چرا شما ناامید شوید؟ راه آشتی با خدا بسیار هموار است وامشب که شب اول ماه رجب است از بهترین اوقات آشتی کردن است.
دنیا تنها فرصت بازگشت و آشتی کردن و توبه است
آغوش رحمت خدا همیشه -در انتظار هر قهر کرده ای- باز است.
لينك ، لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1447  |  5 امتياز

مهدي
از تبريز
امضا شده : ۳۰ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۰۹
سلام حاج آقا. ببخشيد از گلايه ام چون مي دونم خيلي زحمت مي کشيد و وقتتون رو برا جواب دادن به سوالات تمام نشدني ما مي ذاريد.حاج آقا اين مساله رقص برام معضل اساسي شده. خانواده و آشنايان مي گن تو اين دوره زمونه نمي توني دختري رو گير بياري که اهل رقص و اين مسايل نباشه حتي اگه مذهبي ام باشن(البته اين مورد در مورد اطرافيانم هم صدق مي کنه. با وجود مذهبي بودن مساله رقص براشون از ملزمات زندگيه)موندم حاج آقا من زيادي رو اين مساله حساسم يا اين حساسيت بايد باشه؟ 27 سالمه و از طرف خانواده هم چند دختر برا ازدواج پيشنهاد شده.
شهاب مرادی :سلام/ آنچه مسلم است
رقص زن در مقابل هر مردي به غير از شوهرش حرام است.
اما به فتواي بسياري از فقها شيعه رقصیدن زن در مقابل شوهرش و در مقابل زنان ديگر جائز است .
به موضوعات متنوع دیگر زندگی نیز توجه کن و از تمرکز روی یک مسئله بپرهیز.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1509  |  5 امتياز

mahdiye
از tehran
امضا شده : ۱۸ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۴۹
سلام پس بلاخره جوابم و دادين اصلا فكرشم نميكردم ارتباطم و قطع كردم فقط با 1كيشون اونم از من 3 سال كوچيكتره اگه بگين اونم قطع ميكنم ولي توبه به اين راحتي كه ميگين نيست اونم واسه ادمي كه ميدونسته داره گناه ميكنه!!!!!!!!! يعني قبولم ميكنه؟؟؟؟؟؟
شهاب مرادی :سلام/ قطع کن.
بله قبول می کند. حتما .
تمام انبیا را فرستاده تا به تمام بنده هاش مژده بده که در توبه باز است!

خدای مهربان اسم خود را تواب، غفور و رحیم و کریم گذاشته که مبادا در دل ما گناهکاران تردیدی ایجاد شود.
دلت را به صاحبش بسپار و بسم الله بگو و

هشدار( اما مراقب باش اگر دیر بشه کار سخت میشه، میل درونی آدمی با گناه تغییر میکنه و از پاکی و اصلاح بیزار میشه « العیاذ بالله» عاقبت گناه تکذیب و دشمنی با خدا و آیات الهی است در توبه باز است ولی چنین گناه کارانی تمایلی دیگر برای بازگشت ندارند
ثم کان عاقبة الذین اساؤا سوأی ان کذبوا بایات الله وکانوا بها یستهزئون)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1448  |  5 امتياز

جواد
از تهران
امضا شده : ۰۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۴۲
سلام خدمت استاد عزيزم 
اگه ميگم استاد به اين خاطر نيست که مثلا سر کلاس عربيتون نشستم يا ... 
به اين خاطره که ازتون تو مسايل اعتقادي و مذهبي خيلي چيزا ياد گرفتم ،چه تو سايت ،چه تو هييت ها و .... 
روايت داريم هر کي رو دوست داريد بهش بگيد که دوستش داريد و من الان به شما ميگم که به عنوان يک پدر معنوي و يک استاد بلند مرتبه خيلي دوستتون دارم... 
خدا شبانه روزتون رو طولاني تر بکنه تا به کاراتون بيشتر برسيد... 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی . کجا؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1421  |  5 امتياز

بالا