آمار

بازدیدکنندگان: 7078767
حاضرین در سایت : 27 نفر و 1 نفر عضو
  • alisa121292
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 266385
بازديد هفته گذشته : 57718
بازديد روز گذشته : 5694
بازديد سال جاري : 1136567
بازديد ماه جاري : 103800
بازديد هفته جاري : 1567
بازديد امروز : 1567

  اللهم ربَّ  شهر رمضان!
اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام و العافية المجللة و الرزق الواسع و دفع الاسقام
اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا و تسلمه منا و سلمنا فيه‏

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7789 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 »

نامورودی
چهار راه
از خوزستان
امضا شده : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۲۸
سلام حاج اقا  
اين هشتمين باريه كه پيام ميدم ولي جواب نميگيرم من دختري 21 ساله ودانشجو هستم من تقريبا از 5/6 سال پيش به فكر ازدواج بودم چون هم محيط خانوادم اينو ميپذيرفت هم خواستگار داشتم حاج اقا مشكل من اينه كه يه مدت به كسي دل ميبندم كه يه موقعيت عالي داره با اون انس ميگيرم باهاش تو خيالم زندگي ميكنم ولي اين قضيه خيلي ناراحتم ميكنه  
وقتي ميخوام از اين اوضاع دست بر دارم انگار خدا نميخواد من با ارامش زندگي كنم چون وقتي ميخوام اون فردو فراموش كنم خدا يكيو سر راهم قرار ميده كه خيلي از فرد قبلي سرتره الان چند ساله كه درگيره اين موضوعم الان كه ترم دوم هستم در مورد يكي از اساتيدم اين احساس دوست داشتنو دارم از اين موضوع ميترسم لطفا كمكم كنيد عجيب اينه كه تمام كسايي كه به اونا دل ميبندم مذهبي . تحصيل كرده .از خانواده هاي با ايمان هستن يه جور به خودم اطمينان دارم كه اين علاقه ها از روي هوس نيستن حالا شما ميگين چيكار كنم اميدوارم اين دفعه جواب ببينم با تشكر
شهاب مرادی :سلام/ این احساس، توهم عشق است .این علاقه ها را مقدمه ای برای ازدواج ندانید.
خواستگار واقعی و ازدواج واقعی راه کار مناسب است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1422  |  4 امتياز

محمد
از شیراز
امضا شده : ۲۱ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۳۶
من25 سالمه.قبلن مومن بودم.ولی الان به خاطر مسائلی مانند مشکلات زندگی-دیدن فیلمهای سکسی.کمتر نماز میخوانم.ولی هر 2هفته میرم عزاداری ودلم میشکنه و گریه میکنم.ولی بعد از چند روز دوباره گناه میکنم.حتی استمنا میکنم.در صورتی که به ضررهاش واقفم.در ضمن من لیسانس دارم من را هدایت فرماید
شهاب مرادی :سلام/ لینک .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1479  |  4 امتياز

محمدمهدی
از تهران
امضا شده : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۲۸
سلام حاج آقا 
تو رو خدا حوصله کنيد و همشو بخونيد. خيلی ممنون میشم 
چند سوال داشتم. ممنون میشم اگه راهنماييم کنيد. من دانشجو سال آخر فوق ليسانس هستم. 25 سالمه. تا آخر شهريور درسم تموم میشه. میخوام برای خوندن دکترا برم خارج البته اگه بتونم بورس بگيرم. اگه هم نتونم بايد برم سربازی. خودم الان چون کارت پايان خدمت ندارم کار پروژه¬ای میگيرم که درآمدش نسبتا خوبه. وضعيت مالی پدرم هم خوبه و خيلی دوست داره از لحاظ مالی کمکم کنه اما من تا به حال از سره غرور 1 ريال هم از ايشون نگرفتم البته با حفظ احترام. چون دوست دارم رو پای خودم باشم. تا به حال هم از جنس مخالف دوستی نداشتم. میخواستم راهنماييم کنيد که 
1- به نظر شما من در شرايط ازدواج هستم؟ 
2- اختلاف سنی در ازدواج مهمه؟ چقدر باشه؟ 
3- کدوم کاراکترها در طرف مقابل به نظر شما از اهميت بيشتری برخورداره؟ 
4- آي در انتخاب طرف مقابل به تحصيلاتشون توجه کنم؟ 
5- من کار درستی میکنم که از پدرم کمک مالی نمیگيرم در حالی که ايشون خيلی تمايل به کمک کردن به من دارن؟ 
6- اگه منبع خوبی برای مطالعه هست به من معرفی کنيد. 
 
همه شاد باشيد. در پناه خدا 

شهاب مرادی :سلام/ چرا برای سوالات بارم ننوشتید؟
 1. بله.
2.بله.3،4...تا 7-8 سال
3. ایمان- اخلاق و...
4. کمی تا قسمتی لیسانس به پایین چون از تو کوچکتره.
5. چرا نمی گیری؟ اگر شرایط معمولی است از حمایت پدر استقبال کن.
6. این روزها مصلای تهران؛ نمایشگاه کتاب.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1459  |  4 امتياز

علوي
از تهران
امضا شده : ۰۱ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۴۶
سلام آقاي مرادي  
درباره ي هويت جنسيتي سوالي داشتم. مي خواستم بدونم ميشه براي افزايش هويت جنسي در دختران به آنها اجازه ي آرايش كردن (در حد معقول) را داد؟ خود من دختري 18ساله دارم كه خيلي به اين كار علاقه دارد اما من تا به حال به او اجازه ي اين كار را نداده ام. اين در حالي است كه خودش بعضي مواقع به دور از چشم من اين كار را ميكند. من هم ترجيه مي دهم به رويش نياورم يا طوري نگاهش كنم كه بفهمد من مي دانم. فكر مي كنم اين كارها براي سن او زود است. نظر شما چيست؟ لطفا مرا راهنمايي كنيد. 

شهاب مرادی :سلام/ اگر در خانه  و دور از چشم نا محرم باشد، اشکالی ندارد
و البته بهتر است، نوع آرایش دخترانه با آرایش زنانه فرق داشته باشد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1402  |  4 امتياز

زهرا
از تهران
امضا شده : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۳۷
سلام . در مورد اختلال هویت جنسیتی میخواستم بگم من خودم یک نمونه بارزش هستم دختری با خوی مردانه که خانواده ای دارد که نمی توانند یک دختر را با خوی مردانه تحمل کنند و جالب تر اینکه هیچ تلاشی هم نمی کنند که مشکل حل شود  
/ دختری که چیزی از زن بودن نمیداند لباس اون شلوار جین وتی شرت پسرونه  
/بدون اینکه کلمه ای عاطفی یا محبت آمیز بلد باشم  
/ بدون اینکه حتی غذایی برای پختن بلد باشم  
/مثل مردا تا دیر وقت کار کردن  
/خستگی ناپذیر  
/ بادی بیلدینگ کار کردن  
/توجه نداشتن به آرایش و زیور آلات و کلا چیزای جینگولی که به دخترا مربوط میشود 
/ترجیح دادن کت و شلوار به دامن ووو 
/عاشق تنهایی سفر کردن و کارای پر خطر وفقط از دختر بودن چادر روهمراه دارم 
/حتی مدل دست دادن و ادبیاتم مثل آقایان هست .
شهاب مرادی :سلام/ بسم الله . شروع کنید .
از بین همین فهرست ، از آسان به مشکل ،از زود بازده به دیر بازده و به ترتیب همه ی موارد را تغییر دهید.
انتخاب همنشین(با خوی دخترانه) بسیار کمک می کند.
برای یک دوست (یا مخاطبین سایت ) روند پیشرفتتان را با ذکر سابقه گزارش دهید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1407  |  4 امتياز

f_r
از مشهد
امضا شده : ۰۱ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۴۱
با سلام خدمت شما استاد گرامي 
من دانشجوي رشته رياضي محض مي باشم و خواهشمندم كه به اين بنده حقير كلاسهايي را در مشهد معرفي كنيد كه در آن كلاسها عرفان اسلامي بطور كامل وكلاسيك بيان مي شود تا اينجانب با شركت در اين كلاسها با سير وسلوك الي الله اشنا شوم . اگر كلاسهاي معرفي شده به طوري باشند كه در روزهاي پنجشنبه و جمعه برگزار شود بهتر است كه به درس دانشكده ام لطمه وارد نشود ولي اگر در روزهاي ديگر هفته هم بود عيبي ندارد 
من اطلاعي از نحوه پاسخگويي شما به پيام ها ندارم ولي در صورت امكان پاسخ اين پيام را به ايميلم پست فرماييد 
با تشكر از زحمات بي دريغ شما 

شهاب مرادی :سلام/ خطرات و ضررهای این جور کلاس ها از فواید احتمالی آن بیشتر است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1417  |  4 امتياز

هدیهامضا شده : ۰۷ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۰۳
من منتظر جوابتان هستم در ایمیل خودم 
سلام.من عقدکرده هستم وبا توجه به معيارهاي ازدواج انتخابم درست نبوده (کاهل نمازي؛بدرفتاري بابقيه؛گذشت نداشتن سخت بودن (انگار عقده هاي کودکي اش را سر برادرهاي من وحتي خودم خالي مي کند به خدا حتي ميگويد دستم راببوس دورم بگرد مغرور است و عقده دارد به حرفم گوش نمي دهد هر چيز کوچک را بايد بارها از او بخواهم ادعا مي کند( فقط حرف اما عمل آنچناني نه ،نه فقط مالي)ما شايد ثروتمند نباشيم ولي آنچه داريم در خانه ازهم دريغ نميکنيم اما براي برادر من که مثلا موبايل قيمت بالاتر از همسرم دارد عقده شده که او موبايلش را از دست برادرم نگيرد  
حتي من که دخترم از او دست و دلباز ترم ميگويد حق تمکين دارد در زمان عقد، اماموقع نفقه انگار من دختر همسايه ام من کارمندم الان به پولش احتياجي ندارم اما نبايد اينطور باشد البته در چندتک مورد برايم سنگ تمام گذاشته اما من بااين مسايل پيش پا افتاده بين خانواده ام و او چه کنم با اينکه من زيادبه او محبت مي کنم (که ديگران را اذيت مي کند اين رفتارم )ولي حرفش را گوش مي دهم همين حرف گوش دادن باعث به وجود آمدن اختلاف شديد من باخانواده ام شده خانواده ام دوستم دارند راست مي گويند دارد به بداخلا قي و محبت ديدن و بحث عادت مي کند  
(((استاد يک چيز واقعا خودم را ناراحت کرده يکبار که خانه ما بود بحث شب عروسي و صحنه هاي بردن دختر را مطرح کردمادرم و برادرم احساساتي شدند و هردو گريه کردنداوابتدا با مادرم حرف زد من پسرشماام داماد سرخانه ام گريه نکن بعددر گوشمن گفت يک چيزي دلم نمي آيد بگويم : مال گند بيخ ريش صاحبش. استاد ديوانه شدم از ناراحتي در را رويش بستم نگاهم را از او برگرداندندم حالا فردايش آمده مرا بخشيده که من به او بي محلي کردم آنوقت حتي معذرت از من نخواسته همه اش انکار کرده باتو نبودم(پس با کي بوده) منم چون آمد ديدنم و مرا بخشيد!!!! بي خيال شدم ولي اين حرفش براي خانواده ام غير قابل هضم و اعصاب خرد کن است من چـــــــــي کنـم))) 
همه اينها يک طرف کاهل نمازي اش را اينکه همه چيز يادش مي ماندجز نماز اي خدا...شما فکر مي کنيد مني که در عقد به اين مشکلات برخوردم بعد از ازدواج بيچاره نمي شوم بدبختي اينجاست که قدر خودم را ندانستم و برخلاف ميل خانواده ام با او عقد کردم به نظرشما طلاق بهتر نيست درست است که حالا پدرم راضي نمي شود ولي از بدبختي يک عمر بهتر نيست؟ راهنمايي بفرماييد 

شهاب مرادی :سلام/ هیچ مشکل مهمی نیست که منجر به طلاق شود.
شما با یادگیری مهارت های زندگی با این شوهری که ترسیم کردید خوشبخت می شوید.و اگر با هم بیاموزید موفقیتتان صد در صد است.
اگر نماز نمی خواند او را با محبت امر به معروف کنید و اگر دیر می خواند بهتر است برای مدتی این مسئله را متذکر نشوید و آن را به عنوان مطالبات خودتان و در فهرست بدی های او قرار ندهید. ارسال ایمیل برایم مقدور نیست.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1464  |  4 امتياز

ک-ا
از تهران
امضا شده : ۱۵ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۱۴
با عرض سلام حضور شما روحانی محترم. 
گاهی اوقات نیاز بسیاری به توسل پیدا میکنم وفکر میکنم با زیارت میتوانم نیاز خود را بهتر برطرف کنم اما در بیشتر موارد زمانی که تنها هستم و در خلوت بسیار بهتر با خدا راز و نیاز میکنم .متاسفانه در حرم امام رضا(ع) اصلا احساس شوری که زایران ذکر میکنند به من دست نمیدهد.حتی زمانی که به خانه خدا مشرف شدم احساسی را که بیشتر زایران ذکر میکنند که از خود بیخود شدند یا مبهوت شدند نداشتم. احساس میکردم وارد خانه خود شده ام .اصلا محیط برایم بیگانه نبود و فکر میکردم قبلا ان محیط را تجربه کرده ام و آرامش تنها تجربه من در خانه خدا بود در حالیکه روحانی کاروان ما میگفت اگر کسی به خانه خدا مشرف شد و از درون نلرزید باید بسیار به حال خود تاسف بخورد .نمیدانم بدلیل جمعیت و ازدحام بیش از حد دراین اماکن مقدسه است که من نمیتوانم افکار خود را متمرکز کرده و حتی دعایی با تمرکز بخوانم یا دلیلی مرتبط با وجود متزلزل من دارد. من در خلوت و سکوت اصلا مشکلی ندارم و بسیار بهتر ارتباط برقرار میکنم .با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار میدهید.
شهاب مرادی :سلام/ حال بدی نیست ولی می توانید یهترش کنید. راه بهبود ادب تفهیم است یعنی گام به گام به قلبتان بگویید کجایید وکجا می روید.
غسل زیارت و احرام و لبیک (در حج) و اذن دخول و تکبیر های قبل از زیارت چنین کارکردی دارند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1364  |  4 امتياز

حميد ص
از حوالي كرج
امضا شده : ۰۹ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۲۲
سلام اقاي مرادي 
جواب شما به سوال من جهت زندگي مرا عوض ميكند 
من جواني 20 ساله در حوالي كرج هستم من در گذشته ي نچندان دور(3 ماه پيش)جواني متعادل بودم در هفته چند شب نماز شب ميخواندم ولي حالا بعضي معصيات كه قبلا گفتنش را صحيح نميدانستم انجام ميدهم 
مشكل من ظاهرم است 
براي ازدواج هيچ مشكلي ندارم بجز ظاهر 
البته منظور 
ريش 
است كه خدا به من عنايت نكرده 
مطمئن هستم كه اگر با همين وضع نميتوانم به هدفم برسم 
شايد خنده دار باشد ولي من خدا را مقصر قلمداد ميكنم 
در واقع از مذهب فاصله گرفتم 
من كه مداخ اهل بيت بودم حالا ... 
ايا درست است من ريش را از خدا طلب كنم؟ 
من اعتقاد دارم همه چيز خداست 
پس خدا به من توجهي ندارد؟ 
لظفا راهنمائي كنيد در بن بستم 
دستتان را ميبوسم 
يا علي
شهاب مرادی :سلام/يکي از مکانیزم هاي دفاعي که هرکس ممکن است براي راحتي وجدان خود از آن استفاده کند مکانيزم "توجيه" است.

خودتان هم خوب ميدانيد مسئله اي که به آن اشاره کرده ايد دليل موجهي براي دور شدن شما از معنويات  و زندگي سالم نيست.
بسياري از افراد بوده اند که با شرايط جسمي و ظاهري نامناسب يا غير سالم(بيمار) موفقيتهاي زيادي به دست آورده اند.
شما بايد واقع بين باشيد و فيزيک ظاهري تان همينگونه که هست بپذيريد و قدردان و شاکر نعمتهاي خداوند باشيد.
خيلي وقتها شرايط و وقايع زندگي آنطور که ما ميخواهيم اتفاق نمي افتد .
مهم کنار آمدن و مدارا با آنهاست.
با واقع بيني به زندگي نگاه کنيد تا زيباييهايش را بهتر ببينيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1496  |  4 امتياز

tahmiran
از tehran
امضا شده : ۱۴ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۴۷
سلام اقاي مرادي ... فكر كنم حرفي كه مي خوام بگم مسخره باشه .ببينين من چند وقتي هستش كه يك دفعه وقت درس خوندن نوشتن نقاشي كردن يك دفعه ذهنم ميره روي يك چيزه ديگه مثلآ مرگ يكي از نزديكانمو مي بينم كه اينقدر مي رم توي اون موضوع كه اشك از چشام ميريزه و همه دورم جمع ميشن كه چي شده يا اينكه افرادي كه اصلآ نمي شناسم ميان تو ذهنم نمي دونم از كجا چه جوري با يكي در اين باره صحبت كردم گفت بر مي گرده به چهره هاي مختلفي كه نقاشي كي كني. 
اما من خيلي از اين بابت عذاب ميكشم اين گار واقعي هستن اين چيزايي كه مي بينم. 
شايد حرفاي من يلي مسخرهباشه اما من ايارو مي بينم. 
مي تونين كمكم كنيد كتابي بهم معرفي كنيد كه ديگه اين افكار سراغم نياد. 
مرسي اگر جواب منو بديد
شهاب مرادی :سلام/  سعي کنيد از تنها ماندن پرهيز کنيد. هنگام نقاشي يا فعاليت های فردی ديگر تلويزيون يا راديو را روشن کنيد. شبها تا کاملا خسته نشده ايد و خوابتان نگرفته به رختخواب نرويد. بيشتر به محيط های عمومی مثل ميهمانی، پارک يا سفر برويد.
به خيال پردازي های خود فرصت بروز ندهيد.
اگر اين حالات شما بعد از مدتي برطرف نشد حتما به يک روانشناس مراجعه کنيد
 لینک پیام قبلی شما
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1356  |  4 امتياز

ehsan120
از شيراز
امضا شده : ۲۸ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۴۳
با سلام وتشكر از جنابعالي كه به سؤالات پاسخ ميدهيد. 
لطفا به سوال من هم پاسخ دهيد؟ 
من يك خاله دارم كه با وجود اينكه مسلمان هست ونماز مي خواندوحتي به حج هم رفته است اما ... خصوصی... 
ميخواست از شما سؤال كنم كه چگونه ميتوانم اورا از اين اشتباه دربياورم؟
شهاب مرادی :سلام/ چنین فردی از تیررس رحمت خدای مهربان دور است.
با حداقل رابطه (که قطع رحم حساب نشود) با او رابطه داشته باشید نه بیشتر
از هدایت زوری هم منصرف شوید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1612  |  4 امتياز

سیما
از شیراز
امضا شده : ۱۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۴
با سلام و خسته نباشید 
یکنفر بمن گفته که اگر خودارضایی مداوم نباشه و به بدن اسیب نرسونه گناه نیست و ...؟؟؟؟؟
شهاب مرادی :سلام/ حرام است .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1479  |  4 امتياز

فاطمه عباسي
از كاشان
امضا شده : ۰۷ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۲۸
به نام خدا و با سلام و عرض ادب و با تشكر از صبوريتان 
من دختري هستم 22 ساله كه در سال دوم دانشگاه از طرف يكي از همكلاسي هايم كه دو سال از من بزرگتر هستن و فرزند شهيد مي باشن تقاضاي ازدواج شد.در اون سال به علت اينكه من اصلا به اين مسئله فكر نمي كردم و با شناختي كه از خودم داشتم با اطلاع خانواده و كسب اجازه از اونها جواب منفي دادم و بهشون متذكر شدم كه من تا دو سال ديگه اصلا قصد ازدواج ندارم.ايشون از من پرسيدن كه مي تونن صبر كنن يا نه من بهشون گفتم كه تا اون موقع هيچ چيز معلون نيست چه بسا كه خودشون ازدواج كرده باشن ولي اگه خواستن كه بيان بايد جلوتر از ايني باشن كه الان هستن.و من اون موقع هم براي شناخت ايشون مثل كسي رفتتار مي كنم كه انگار تازه مي شناسمشون نه مثل يه همكلاسي 4 ساله.چون معتقدم كه ادم ها روز به روز تغيير ميكنن. و ملاك ها و معيار هاشون هم تغيير پذيرن.در عين اين كه ايشون هميشه از نظر شخصيتي براي من خيلي قابل احترام بودهاند.ولي ايشون به ميل خودشون و با گفتن اين مسئله كه من تصميم خودمو گرفتم تا الان كه 2 سال از اين ماجرا ميگذره صبر كردن.و در اين مدت من هم رفتاراي ايشونو زير نظر ميگرفتم.ما به رابطه همكلاسيمون و يا يه كم بيشتر ادامه داديم چون احساس ميكردم ايشون آدم خوبي هستن .باور بفرماييد هميشه سعيم بر اين بود كه توي روابطمون كمترين احساسي رو دخالت ندم كه بعدا پشيموني به بار بياره.با خانواده مشورت ميكردمو سعي كردم در طي مسافرت هايي كه خانوادم به محل تحصيلم يعني اصفهان داشتن حتي در جشن فارغ التحصيليم به نحوي با ايشون آشنا بشن و به من توي اين امر كمك بكنن.درست بود كه به ايشون گفتم تا دو سال قصد ازدواج ندارم ولي تو خلوت خودم به اين موضوع فكر مي كردم.تا اينكه بعد از گذشت دو سال به خاطر اينكه شناخت بيشتري از هم داشته باشيم با هدايت خانوادم با ايشون در مورد خيلي از مسائل صحبت كردم .باور بفرماييد من هيچ وقت فكر نمي كردم روزي از كسي با اين خصوصيات ظاهري خوشم بياد ولي هميشه حرف مادرم توي گوشم بود كه ظاهر خوب مال مردمه.اخلاق خوب ماله همسره.الان كه من دارم با هاتون درد دل ميكنم اين مشكلو دارم كه ايشون در حال حاضر در يكي از ارگان هاي دولتي كار ميكنند با درامدي ماهانه 300 هزار تومان.من تمام خصوصيات اخلاقي ايشون رو تا اون حدي كه تونستم بشناسم قبول دارم.ايمانشون كه از ته قلبشون مياد نه از نوك زبون.مهربوني و صداقت.ولي وضعيت ماليشون طوري نيست كه منو راضي بكنه شايد يگيد اين اول راهه ولي من از نزديك شاهد زندگي هايي بودم كه با شناخت درست از هم شروع شده ولي درامد نامناسب حتي اصول انساني رو زير سئوال برده.چون من معتقدم ادم نمي تونه عشق رو بذاره سر سفره و سير بشه.من خواستگاراي زيادي دارم كه از لحاظ مالي در وضعيت بسيا ر بهتري هستن ولي به علت نداشتن فرصت كافي نسبت به 4 سال دانشكاه نتونستم اونارو خوب بشناسم و تصميم درستي بگيرم.چون در شهر كوچكي مثل كاشان اصلا اين امكان نيست كه من اونجوري كه دوست دارم طرفمو بشناسم.الان اين مشكلو دارم با كسي كه از لحاظ انسانيت قبولش داري ولي از لحاظ مالي نه بايد چيكار كنم؟ من هيچ وقت نتونستم با يه مشاور در تماس باشم چون نه پولشو داشتم و نه اعتمادشو ولي از وقتي كه شمارو ديدم با اون ارامشي كه در حرف زدنتون دارين گفتم شايد بتونيد مشكل منو حل كنيد.ازتون خواهش ميكنم كه جوابمو بديد حتي اگه براتون مهم نبود.ممنون به خاطر اينكه صبوري كرديد
شهاب مرادی :

سلام/ اگر فقط مشكل مسئله مالي است و اگر از حمايت نسبي خانواده برخوردار است ترديد نكنيد. و به وعده ي خداوند هم اعتماد كنيد كه يغنهم الله من فضله والله واسع عليم.

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1453  |  4 امتياز

مریم ص
از تهران
امضا شده : ۰۷ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۲۸
آقای مرادی سلام. 
وقتتون به خیر.  
عرض کنم حضورتون که بنده مدته 2 ساله که "قراره" با شخصی ازدواج کنم. با ایشون در دانشگاه آشنا شدم. دلیل اینکه تا حالا عقد نکردیم مخالفت خانواده ایشون به دلیل تفاوت سطح اقتصادی بوده.و البته پدر ایشون استاد دانشگاه و پدر من دوره ابتدایی (ششم ابتدایی) رو فقط گذروندن. خانواده ایشون این مخالفت رو از همون ابتدای امر عنوان کردن و دلیلشون این بوده که شما دو نفر نمی تونین با هم زندگی کنین و دوام زندگیتون به 1 سال هم نمی رسه.( با توجه به همون تفاوتها) 
توجه کنین که این نظر رو در صورتی صادر کردن که شناختی نسبت به من یا خانواده ام نداشتن و صرف وجود این تفاوتها مخالفت کردن. طبق قاعده ی " هم کفو بودن" که البته چون من و آقا پسر بر این عقیده بودیم که هم کفو بودن به لحاظ عقیده و ایمان و طرز تفکر در موارد مورد بحث در ازدواج و ... و نه در موارد اقتصادی و از این دسته؛ فکر می کردیم که کار اشتباهیه که ما هم با اونا هم آهنگ بشیم و قطعا ما رو هم در برابر این عکس العملمون باز خواست خواهند کرد، به همون اندازه که آنها رو به علت عذری که آوردن و در چارچوب اسلام نمی گنجه. 
می خوام بگم که ما این طور فکر می کنیم که اگه عرف جامعه با اونچه که پیغمبر ( ص )به ما دستور دادن نمی خونه، معنی اینکه در احکام موجود در رسالات نوشته شده " عرفا و شرعا" چیه؟ این شرع که پیامبر گذاشته بودن بر عرف موجود در جامعه غلبه نداره؟ اصولا منظور عرفی که بر پایه ی شرع باشه و در " جامعه اسلامی " عرف باشه مد نظر نبوده؟ 
صحبت دیگه ای که دارم اینه که در حدیثی از پیغمبر( ص ) خوندم که بدین مضمون بود : یاری کسی که به قصد دوری از محرمات و باعتماد به خدا و بامید ثواب ازدواج کند بر خدا لازم است. 
البته من نمی دونم شرایطی که اینو فرمودن چی بوده، ولی دیگه کم کم دارم شک می کنم که اگه ما داریک خیر رو انجام می دیم که پس چرا به نتیجه نمی رسیم! در واقع دارم شک می کنم که شاید باید این ازدواج را لغو کنم. ضمن اینکه این نکات رو هم خوبه بگم: 
1- ما بعد از اینکه با کسانی که می شناختیم مشورت کردیم، دیدیم که درست فکر می کردیم و به اقدام بدون خانواده ایشون فکر کردیم( پدر ایشون بهشون گفتن که ما چون به صلاح نمی بینیم کاری برات انجام نمیدیم، تو هم هر کاری می خوای خودت انجام بده. از جانب ما محدودیتی از این نظر نداری، که احتمالا راضی به این امر نیستن ولی چاره دیگه ای هم ندیدن) 
2- یه موردی که خیلی خانواده شون بهش اشاره می کنن اینه که : عشق چشم و عقلتونو کور کرده! من کتمان نمی کنم که بعد از 2 سال حتی احساس وابستگی ممکنه بوجود اومده باشه، ولی مطمئنم که کاملا حواسم بوده به احساساتم هیچ بهایی ندم، مگر در مواردی که می خواستم ببینم آیا فلان مدل احساسی آقا اذیتم می نه یا مواردی از این قبیل... که همه موارد سعی شده با قاعده های موجود در زندگی هر دومون ( دستورات اسلام +عقل) چک بشه. اینه که اولا مطمئنم شروع رابطه با احساسات نبوده و ادامه پیدا کردنش هم به این دلیل نبوده. 
3- یه چیزی که خیلی نگرانم می کنه و باعث شده در مواردی که صبرم رو داشتم از دست می دادم، باز خودم رو ملزم به ادامه این رابطه بدونم این نکته بوده که من و ایشون نعمتهایی بودیم که خداوند به همدیگه نشونمون داده و اینکه بدون دلیل موجه پس بزنیمشون احتمالا عواقب سوئی هم در این دنیا و هم ان دنیا گریبانمون را خواهد گرفت. 
4- خانواده ایشون و مخصوصا مادرشون کاملا درگیر تفاخر نژادی و تجمل زندگی و ... هستن و من احساس می کنم دلیل مخالفتشون هم دقیقن اینه که ما با این مدل مچ نیستیم، کما اینکه پسرشون هم از این مدل همواره ناراضی بودن. و اصولا هم چون بنده فکر می کنم که نارضایتیشون از این جهته، با تنها اومدن آقا پسر برای انجام مرسم موافقت کردم و چون همه دلایل بر پایه ی اصول و عقاید ایمانی و اسلامی مون بوده خانواده من هم به این امر راضی شدن و ازمون حمایت می کنن. 
نکته ای که هست اینه که خانواده ایشون علاوه بر اینکه برای پسرشون به خواستگری هم نمیان، اصولا این رابطه رو جدی نمی گیرن و اگر حرفی هم به میون بیاد مراسم رو به داد زدن یا مسخره کردن برگزار می کنن. وضعیتی که الان موجوده اینه که ایشون خارج از کشور مشغول به تحصیل هستن. بنا بر توافق 1 ماهه دیگه می خواست بیان که عقد کنیم، که مادرشون این طور گفتن که : من تا 1.5 ماهه دیگه مسافرتم و تو هم حوالی شهریور بیا که ما خودمون هر کاری لازمه بکنیم. 
با توجه به سابقه ای که در مورد این رابطه در طول این 2 سال و کلا در زندگی خانوادگیشون در طول 26 سال این آقا، حدس بر اینه که برنامه شون این خواهد بود که 1 ماهی هم که ایشون به ایران میان رو وقت کشی کنن که به تصور خودشون" بالاخره یا من منصرف می شم از روی اذیت شدن ها، یا پسرشون سر عقل میاد!" و من نمی دونم که موافقت کنم با اینکه تا شهریور هم صبر کنیم یا نه! ضمن اینکه اولا دلیل اینکه می خوایم سریعتر عقد کنیم اینه که " بر ما که معلوم شده می خوایم با هم ازدواج کنیم، پس دیگه دلیل موجهی برای نا محرم بودن و با هم رابطه داشتن نداریم." از طرفی هم پدرم اینقدر آمادگی ذهنی برای هضم کردن اینکه بندا در چنین شرایطی با ایشون موقتا محرم باشیم ندارن. و من شدیدا در این باره هم نگرانم. و ثانیا احتمال اینکه ایشون بیانو تا روزهای آخر خانواده شون سر بدوننمون زیاده! کما اینکه قبل از سفر ایشون تا روز آخر پدر ایشون بهشون نگفتن که نظرشون چیه!(ایشون عید فطر سال گذشته رفتن)و اون روز هم دیگه هیچ کاری نمیشد کرد. 
فکر می کنم که زیاد صحبت کردم اگه راهنماییم کنین که هم ذهنم کمی شفاف تر شه نسبت به طرز فکرم و اون احادیث با توجه به اینکه در این زمینه علم لازم رو دارین ممنون میشم.  
چون واقعا احساس می کنم فلسفه زندگیم داره می پیچه به هم! و دیگه قدرت تصمیم گیری ازم گرفته میشه :cry  
مچکرم 
در پناه حق
شهاب مرادی :سلام/ هدف از ازدواج كسب آرامش است وهر چند اين پسر خوب ومناسب باشد ولي اون خانواده وفرهنگشون آرامش را از تو و زندگيت خواهند گرفت.
 صبر و حوصله ي شما به نظرم عجيب است. منصرف شويد و ترديد نكنيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1400  |  4 امتياز

reza13530
از mashhad
امضا شده : ۰۷ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۵۴
باعرض سلام وخسته نباشیدخدمت شمامن رضا بیست ساله ازمشهد 
من با یکی ازدخترای فامیل ارتباط تلفنی دارم  
اینوهم بگم که ما همدیگرودوست داریم یعنی ازبچگی دوست داشتیم بلاخره بعدچندسال من جرات کردم بهش بگم دوسش دارم  
بگذریم جریان عاشق شدن من خیلی مفصله  
درمورد ایشون توضیح بدم که دختر پاک نجیب خانواده دارازهمه لحاض بهم میخوریم  
ازوقتی که تونستم باهاش صحبت کنم حسابی عوض شدم  
اینجوری بگم من نماز درست حسابی نمی خوندم ولی الان به برکت عشقم نمازمو مرتب میخونم  
ولی مشکل اینکه ایشون یه کم ازتلفن زدن ناراحته واحساس گناه می کنه نمی تونیمم حرف نزنیم جفتمون ازدلتنگی میمیریم  
اخه ایشون شهردیگه زندگی می کنه اینو اضافه کنم که خانواده هامون خبرندارن  
من خودم تا حالا با هیچ کس دیگه ارتباط نداشتم ولی صحبت کردن با اون رو هم گناه که نمی دونم هیچی یه جور لطف خدامی دونم  
اینارو توضیح دادم که بدونیدرابطه ی ماخیلی متفاوته  
من بابام روحانیه ولی اصلا منو درک نمیکنه اصلا نمیشه باهاش حرف زدبا مادرم که بدتر  
شما بگین من بااون چکارکنم که احساس گناه نکنه راستی ماهردوتامون پشت کنکوریم وفعلا شرایط ازدواج نداریم ایاواقعا کارما بااین شرایط گناه حساب میشه؟ 
ازتون ممنون می شم این مشکل ما رو حل کنید اخه هردوتامون شمارو فقط قبول داریم 
بازم ممنون.(این بار چهارمه که پیام میدم خواهش میکنم زودتر جواب بدین آخه خیلی اذیتیم ) باتشکر  

شهاب مرادی :سلام/ به حس او و ناراحتي او احترام بگذار و اگر از انتخاب خود اطمينان داريد و اختلاف سني مناسبي هم  داريد (دختر 2-3 سالي كوچكترباشد) به منظور پيشگيري از خطرات و گناه و بد بيني و مخالفت خانواده ها براي مدتي موقتا ارتباط تلفني و مخفيانه را قطع كنيد و پس از يكي دو سال با انجام خواستگاري رسمي با او ازدواج كنيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1567  |  4 امتياز

شهین
از تهران
امضا شده : ۳۰ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۴۵
سلام یکباردر برنامه تلویزیون گفتید عکس یک پرچم ایران را می خواستید امیدوارم اشتباه متوجه نشده باشم و ممنون از زحماتی که می کشید 
http://....com/6b1a0y1.gif 

شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما متشکرم. عرض کردم در موتور های جستجو(مثلا  در بخش تصاویر گوگل و...) پرچم جمهوری اسلامی با کیفیت قابل چاپ و ... به سختی پیدا می شود. یعنی کم است.
اگر وبلاگ ها وسایت های تخصصی با شناخت شگرد های موتور های جستجو تصویر هایی از پرچم ونقشه ایران عزیز و خلیج فارس را در سایتشان قرار دهند و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1407  |  4 امتياز

سید مرتضی انوری نیا
از شیراز
امضا شده : ۰۹ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۷
با عرض سلام خدمت جناب اقای مرادی ... یه دنیا درد دل یه دنیا نیاز و یه دنیا بخشش _معنوی روحی) دارم .انقدر گناه کارم . واینقدر بر گناهانم اسرار ورزیدم که از خدایم شر مسارم جناب مرادی شمارا به علی (ع) سوگند میدهم کمکم کنید. انقدر من از اعمالم نا را حتم که بارها قصد خودکشی داشتم.... نمی دونم از کجا بگم . انقدر توبه کردم که رویی برای بازگشت و تو به برایم باقی نمانده لطفا مرا راهنمایی ام کنید.به اون خدای که اون لبخند زیبا رابه شما هدیه داده سوگند شما را میدهم که لطفابا من یه قرار صحبت وراهنمایی بگذارید.
شهاب مرادی :سلام/ اين شرمساري و... از وسوسه هاي معروف شيطان است. يك كلام: صد بار اگر توبه شكستي باز آي
هر وقت آمدم شيراز (شايد ايام ماه شعبان) در خدمتم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1482  |  4 امتياز

ساقي
از زيبا
امضا شده : ۱۷ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۱۸
سلام.(خصوصيه) 
من دختري20ساله هستم ودانشجوي يكي از دانشگاههاي تهران 6ماه پيش توي يه تشكل دانشجوئي كار ميكردم خيلي دختر خوبي بودم الان هم هستم ولي نه به اندازه ي اون موقع ..... 
لطفا راهنمائي كنيد.از طريق همين سايت منتظر جوابتون هستم.باتشكر
شهاب مرادی :سلام/ به اشتباهات مقدماتی کار ندارم .یک بار جدی پس از خواندن یادداشت "جناب سروان" بررسی کن اگر علاقه شما به او  واقعی و دوطرفه است،به جای قایم باشک بازی موضوع را رسما با او در میان بگذارید و بهتر است گام بعدی خواستگاری رسمی باشد یا قطع رابطه عاطفی.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1513  |  4 امتياز

محسنcc08
از vavan
امضا شده : ۱۱ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۱۵
سلام علیکم. خدا قوت/ ... خصوصي...(3 صفحه a4)/خدا نگهدار
شهاب مرادی :سلام/ این تردیدها وسواس گونه است. به آنها اعتنا نكنيد و زندگی را به کام خودتان تلخ نکنید.
به نظر نمیرسد در جاری شدن صیغه طلاق شما مشکلی وجود داشته باشد.
اين قدر فكر نكنيد واين قدر سوال نپرسيد
به زیباییهای زندگی کنونیتان فکر کنید و از آنها لذت ببرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1471  |  4 امتياز

سه قلوها
از اصفهان
امضا شده : ۰۹ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۲۵
با سلام و تبريك تآثيرگذاري سخنانتون بر مردم.  
درخواستي داشتم . من مادر سه فرزند هستم كه خداوند مرحمت فرمود با هم اعطايمان كرد. متاسفانه از وقتي بچه ها به دنيا آمده اند جرات بيرون رفتن از خانه را ندارم. از بس كه با برخوردهاي هيجاني دوست و آشنا و غريبه مواجه مي شوم .باور كنيد در مراسم هفته مادر دوستم شركت كردم و مراسم از عزاداري به سوال در مورد بچه هاي من تبديل شد. حتي براي ديدن نوزاد يكي دو روز به دنيا آمده رفته بودم كه همه توجه ها به من بود و اينكه بچه هايم چگونه اند. نمي دانم با اين همه هيجان اطرافيان چگونه برخورد كنم . از بس در هرجا با يچه ها ظاهر شوم فوري عكس مي گيرندو نگاه مي كنند. طوري شده كه مجبورم هر بار يكي از آنها را بيرون ببرم. در 7 ماه گذشته حتي كساني كه نمي شناخته ايم براي ديدن بچه هايم به ديدنمان آمده اند گاهي فكر مي كنم بچه هاي من حكم سينما يا دور از ادب است بگويم(‌سيرك يا باغ وحش) را دارند.ازطرفي هر روز مهمان داريم مهمان هايي كه به جز به هم ريختن خواب و استراحت بچه ها و من و همسرم كمك ديگري نمي كنند.به حدي كه دوست دارم منزل مان را عوض كنيم و جايي دور از دسترس اقوانم و آشنايان باشيم. از لطف خداوند منان متشكرم اما از رفتار اطرافيان ناراحت. گفتم شايد با عنوان اين مطلب . شما در گفتگوهاي خود در سيما موضوع را طوري عنوان كنيد كه كساني هم كه مشكل مرا در مواردي مشابه دارند راهنمايي شوند و آنهايي كه با هيجان برخورد مي كنند هم مورد راهنمايي قرار گيرند. شايد اگر بچه هايم ناقص يا بيمار بودند راه زندگي را هم بر خود بسته بودم. البته به لطف پروردگار هر سه سالم و در نهايت زيبايي هستند اما باز هم حس مي كنم كه رفتار هيجاني مردم نسبت به ما بسيار دور از ادب است و حتي دور از پندار توانايي نسبت به توان و قدرت خداوند.  
ممنون و موفق باشيد
شهاب مرادی :سلام/ پدیده های "نادر" برای اکثر مردم جالب است.برپایی جشنواره های متنوع در ساسر دنیا برای "دوقلو ها" حکایت از این جلب توجه دارد چه برسد به سه قلو. هرچند که بي ملاحظگي ديگران باعث ناراحتي شما مي شود اما مطمئن باشید آنها قصد ناراحت کردن شما را ندارند.
و البته بعد از مدتي نيز موضوع برايشان عادي ميشود.
- ابراز سختی و مرارت نکنید و برای دیگران روضه نخونید که :نمی دونید چقدر سخت است و ...
- از بازی دسته جمعی با بچه ها لذت ببرید.
- ميتوانيد با واسطه از طريق نزديکانتان به گوش ديگران برسانيد که براي رسيدگي به بچه ها نياز به فراغت و آرامش داريد و نميتوانيد در تمام روزها و ساعات پذيراي مهمان باشيد.
مطمئنا آنها نيز درک خواهند کرد.نگران نباشيد.
- مراقب گرمی روابطتان با همسرتان باشید.
- و همان طور که خودتان گفته ايد اين لطف خداست و هميشه صاحبان نعمت مورد توجه قرار مي گيرند. شکر گذار باشيد و با برنامه ريزي از زندگيتان لذت ببريد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1376  |  4 امتياز

zahra60
از کاشان
امضا شده : ۱۴ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۰۶
سلام آقای مرادی. 
خصوصی 
من دختری 25 ساله هستم و کلا دختری اجتماعی هستم که خیلی خوب با مردم ارتباط برقرار می کنم نمی دونم این خوبه یا بد.اما این طرز برخورد من... خصوصي ... چی کار کنم تو رو به خدا تو را به این روز عزیز برایم دعا کنید شما قلب پاکی دارید تو را به حضرت زهرا که هم اسم من است قسمتان می دهم برایم دعا کنید بتوانم در مقابل مشکلات صبر کنم و خداوند صبر و تحمل این آزمایش را به من بدهد.
شهاب مرادی :سلام/ حضور زن در جامعه با "حجاب" ،"وقار" و "عفاف" بدون اشكال است. به بخش وقار بيشتر توجه كنيد.
از ازدواج نترسيد و هيچ خواستگاري را رد نكنيد اجازه بدهيد در مراحل خواستگاري هر موضوعي به نوبت مطرح شود شايد بيماري شما اگر به موقع و درست مطرح شود با پذيرش واستقبال خواستگار روبرو شويد.
مسئله بيماري و خوردن دارو را براي خودتان بيش از حد بزرگ كرديد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1426  |  4 امتياز

رضوانه
از تهران
امضا شده : ۳۰ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۳۸
سلام حاج آقا من برنامه های شما را به صورت مرتب دنبال میکنم و در حال حاضر شدیدا احتیاج به مشاوره شما دارم .من مدت کوتاهی است که با آقا پسری اشنا شدم که این اشنایی در محل کار من صورت گرفت و این اشنایی منجر به یک دوستی 3 ماهه البته فقط با اطلاع مادرم بوده این آقا به من پیشنهاد ازدواج داده بود به همین علت برای اشنایی بیشتر من حاضر شدم که با این آقا صحبتی چند ماه داشته باشم . الان از این دوستی 3 ماه میگذره که البته این اقا با خانوادشون هم به خواستگاری من آمده اند و تقریبا دیگه خانوادهها از ارتباط ما باهم اطلاع دارند مسئله من اینه که ما از لحاظ مادیات خیلی بالاتر از این خانواده قرار داریم من دختری هستم که در حال حاضر اصلا مشکلی مادی ندارم اما این اقا از لحاظ مادی در حد صفر که سرمایه ایشون در حال حاضر 7 میلیون بیشتر نیست که اونم وام گرفته البته ما از لحاظ فرهنگی یا از لحاظ اخلاقی و مذهبی با هم تفاوت زیادی نداریم حتی با امدن ایشون تو زندگی من باعث شد که من از لحاظ نوع پوشش خیلی خیلی تغییر کنم در صورتی که قبل از امدن این اقا من دختری بودم که هر مدلی که دلم میخواست بیرون میرفتم زیادم اهل نماز نبودم ولی با امدن این اقا تشویقم کرد که نماز بخونم .درکل من از لحاظ اخلاقی هیچ مشکلی با ایشون ندارم تحقیقم که رفتیم جز خوبی چیزی از این خانواده من نشنیدم تنها مسئله که بین ما هست از لحاظ مادیات با توجه به شرایط کنونی جامعه با تورم نمیشه مسائل مادی رو در نظر نگرفت انسانیت و خوبی و معرفت یک طرف قضیست ولی مادیات هم تاثیر به سزایی در شروع یک زندگی میتونه داشته باشه.شایان ذکر است که من دختری 20 ساله هستم و ایشون هم 26 ساله که از لحاظ تحصیلیم هم دارای مدرک لیسانس هستند و من دیپلم .در حال حاضر هم هم من کارمندم و هم این اقا که کارشون حسابرسی است و که ما با هم در ماه برجی 700 هزار تومن دارم .ولی باز هم با این خرجها و قیمتهایی که سر به فلک گذاشته آیا میشه یه زندگی درست کرد؟من 50 درصد به خاطر عشق و علاقه و خصوصیات خوبی که این اقا دارند حاضرم که زنشون بشم 50 درصدم به خاطر پشتیبانی پدرم هست که مطمئنن پشت منو خالی نمیکه اگه بخوام کمک مالیم به من میکنه ولی شاید غرور و شخصیت یک انسانی چنین قضیه رو برندارد من اگه میگم کمک از سر تکبر نمیگم اگه پدرم چیزی میگه یا کمکیم میکنه از سر دلسوزی پدرانه میگه و این نیست که من بخوام به اون احساس ترحم یا اینکه بخوام منتی سرش بزارم باشه این پسر از لحاظ خانواده هیج پشتوانه مالی نداره اینها یک خانوداه ای هستند که فقط از لحاظ فرهنگی و درس پیشرفت کردند و بچه ها هیچ چشم داشتی به کمک پدر و مادر ندارن ولی اگه من میخوام که این اقا را به همسری بپذیرم به کمک پدرم دلخشوم ولی تا الان این مسئله رو به ایشون نگفتم .این خانواده از روزی که به خواستگاری من امدند تا الان ما تا حالا به خونه اینها نرفتیم ولی پدر و مادر منم اصرار دارند که چون شما خودتون با هم اشنا شدید با شناخت بیشتر بشه بد وکه تا دیروز وقتی پدر و مادر من برای تحقیق برن این اقا و مادرشون رو جلوی در ببیند و به منزلشان بروند که طبق گفته های پدر و مادرم میگفتند که احساس خجالت میکردند که بد از برگشت این اقا با تماس گرفت و به خاطر اینکه پدر و مادر من اتفاقی به منزلشون رفتن و اینها وسایلی برای پذیرایی نداشتن کلی عذر خواهی کرد که از لحن صحبتش متوجه شدم که احساس میکرد پدر من با دیدن وضعیت زندگی اینها پشمون بشه در صورتی که خانواده من از این قبیل ادم های ظاهر بین نیستند .با توجه به توضیحات لازم به نظر شما این ازدواج با این فاصله طبقاتی و این خصوصیات اخلاقی مشترک و همچنین اینکه نظر پدر من در مورد این ازدواج 5050است صحیح است یا خیر ؟
شهاب مرادی :سلام/ این همه ی اطلاعات لازم در مورد انتخاب نیست.
(نکته: شیوه رابطه و آشنایی قبل از خواستگاری رسمی، معمولا به این خوبی ختم به خیر نمی شود.)
اما در مورد مسئله مالی: اگر قصد یکی از طرفین در ازدواج اخاذی ، استفاده از موقعیت مالی خانواده  مقابل و سربار شدن باشه خطرناکه! ولی در مورد خواستگار شما از اظهاراتتان این گونه استفاده نمی شود.
به جای اتکا و اطمینان به بابا به خدای مهربان توکل و اطمینان داشته باشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1603  |  4 امتياز

morteza908
از زنجان
امضا شده : ۰۹ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۰۲
آقای مرادی سلام  
خصوصی 
اولین دیدار من (ما)با شما به بهمن ماه سال 82(روز عرفه)در کربلا هتل سفن النجاه برمیگردد.و الان هم که حدود یک سالی است که از طریق برنامه مردم ایران سلام شما را زیارت میکنم.می خواستم به سهم خودم از بحثهای اثر گذار شما تشکر کنم.در روایات ما به کرات توصیه شده احساس دوست داشتن خودتان را به دیگری اعلام کنید حقیر نیز از این طریق میخواستم این مطلب را اعلام کنم و دعا کنم این رابطه به رابطه ای دو سویه تبدیل شود. 
خصوصی 
ایام خوش آن بود که با دوست به سر رفت /باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود  
به یاد آن روزها در کوی جانان.یا علی مدد
شهاب مرادی :سلام/ آخ کربلا...
روا بود که گریبان زهجر پاره کنم
دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم

یاد اون روزا به خیر. التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1430  |  4 امتياز

سیندرلا
از زاهدان
امضا شده : ۱۳ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۲۵
با سلام به خدمت جناب اقای مرادی 
حاج اقا من تا حدودی برنامه ی شما را دیده ام و همیشه از شنیدن حرفهایتان لذت برده ام 
غرض از مزاحمت اینکه سوالاتی داشتم که تقاضا دارم به انها جواب بدهید. 
من دختری 20 ساله هستم که در سال اول ورودم به دانشگاه(تقریبا 2 سال پیش ) اقایی که هم کلاسی ام بود به من ابراز علاقه کرد و من هم بعد از مدتی به او علاقه مند شدم و به او جواب مثبت دادم. البته فقط مادرم از جریان خبر داشت و مرتب مرا نصیحت می کرد ولی من به حرفهایش گوش نکردم و مدتی با ان اقا دوست بودم .البته تو رو خدا فکر بدی در مورد من نکنید قصد ما فقط ازدواج بود و این دوستی برای شناخت بیشتر و جور شدن شرایط ازدواج . دو ترم که گذشت او برای امدن به خاستگاری اقدام کرد ولی پدرم حتی با امدن انها به منزلمان مخالفت کرد چه برسد به جواب مثبت .و دلیل مخالفتهای پدرم نداشتن شغل وسن کم (21 سال )و نرفتن به سربازی بود. 
دیگر ارتباطمان را با هم خیلی کم کردیم و فقط در حد ایمیل با هم ارتباط داشتیم.این اقا یک شب خوابی دید که تعبیرش این بود که خدا بهش توجه خاصی داره .از اون روز به بعد رفتارش به کلی تغییر کردو به قول خودش هر روز به خدا نزدیکتر میشه . حالا چیزایی میگه که من واقعا تعجب میکنم .مثلا میگه قبل از ازدواج باید بگی که این چیزها رو در اینده قبول میکنی. اون میگه نباید جشن عروسی بگیریم چون گناهه و در عوضش به زیارت میریم - میگه زن نباید بیرون از خونه کار کنه چون مجبور میشه با نامحرم ها برخورد داشته باشه و در نتیجه گناه کنه - میگه بعد از ازدواج باید هر دومون 10 سال برویم حوزه درس بخونیم-میگه توی زندگی اینده قصد داره تلویزیون رو از زندگیش حذف کنه- گوشت نخوره- و تا می تونه روزه بگیره و میگه همسرش هم این کارها رو در حدی که می تونه باید انجام بده-حاج اقا با این حرفایی که میزنه دیگه نمی خوام باهاش ازدواج کنم و دیگه هیچ علاقه ای بهش ندارم .چون به نظرم اون دچار اشتباه شده . 
و خدایی زندگی کردن به این چیزا ربطی نداره. از طرفی مغرورتر و لجبازتر از اونیه که از حرفش برگرده خواهش می کنم شما بگید حاج اقا این کارا به نظر شما درسته یا نه؟ایا زندگی خدایی اینجوریه؟ در ضمن من توی یه خانواده ی مذهبی بزرگ شدم و نمازو روزه و قران رو هیچ وقت فراموش نکردم. و تنها گناه بزرگی که مرتکب شدم دوستی با او بود ولی بعد توبه کردم و الان دیگه باهاش قطع رابطه کردم و مطمئنم خدا منو بخشیده. 
حاج اقا ازتون تمنا دارم پاسخ سوال مرا بدهید.با تشکر از شما
شهاب مرادی :سلام/ تصمیم شما برای قطع رابطه ، خوب است(هرچند به موقع نیست)
آقا پسر هم برای درمان باید به روان شناس مراجعه کند.
دین داری یعنی اعتدال!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1525  |  4 امتياز

م. هاشمي
از تهران
امضا شده : ۱۰ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۲۹
با عرض سلام.درباره حرام كردن شير مادر بر فرزند سؤال كرده بودم و شما توضيح بيشتري خواسته بوديد. 
برادر 31 ساله‌ام چند ماه پيش خواستگاري از يكي از دختران خيلي خوب (از هر نظر) فاميل را بامادرم مطرح كرد، ايشان گفتند موافق نيستم ولي اگر واقعاً ميخواهي حرفي نيست. ولي چند وقت پيش به برادرم گفتند اگر بخواهي با او ازدواج كني شيرم را به تو حرام مي‌كنم. برادرم از اين موضوع خيلي ناراحت است، صحبت كردن با مادرم هم نتيجه‌اي ندارد چون ايشان بسيار لجباز و يكدنده هستند! 
من دو فرزند دارم اما براي خودم چنين حقي قائل نيستم. 
لطفاً بفرماييد آيا در دين اسلام چنين چيزي وجود دارد؟ 
منتظر پاسختان هستم، اميدوارم بتوانم برادرم را از نگراني بيرون آورم. 
با تشكر فراوان.
شهاب مرادی :سلام/ تهدید مادر شرعی نیست.
ولی مبادا دل او را بشکنی .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1445  |  4 امتياز

علی بداغ آبادی
از مشهد
امضا شده : ۰۸ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۰۶
با سلام وعرض تبریک به مناسبت میلاد سرور و سالار شهیدان  
سوالی که برایم مطرح است این می باشد که معمو لا افراد آگاه برای ازدواج از جهت سنی وقت تعیین می کنند .می گویند برای دختران از 20 الی 25 سال سن مناسبی است. حال این سوال مطرح است که آیا این تعیین درست است وبر فرض درست بودن ملاک آن چیست. 
این نکته را نیز اضافه کنم که اقوال در این زمینه متفاوت است.بعضی دیگر به این مطلب هستندکه سن 18 الی 23 برای دختران خوب است. 
سوال دیگر وآن اینکه طلبه علوم دینی در این برهه از زمان تخصصش راروی چه رشته ای باید بگذارد . 
با تشکر فراوان
شهاب مرادی :سلام/
1- سن مناسب ازدواج ملاک ثابتی ندارد و در فرهنگ ها و جوامع مختلف کم و بیش متفاوت است.
مهم اینست که متناسب با شرایط و عرف جامعه دختری که در خانواده و موقعیت عادی بزرگ شده توانایی مسوولیت پذیری و اداره یک خانواده را داشته باشد که امروزه در نسل جدید بیشتر جوامع سن ازدواج دخترها و پسرها نسبت به نسل قبل بالاتر رفته است.
2- به نظر میرسد یک طلبه علوم دینی علاوه بر یادگیری فقه و اصول ، معارف و علوم اسلامی باید بتواند هرچه بیشتر در تبلیغ و ترویج دین بکوشد و این میسر نیست مگر اینکه مشکلات امروز جامعه را بداند و از روشهای صحیح و کارامد تبلیغ آگاهی داشته و پاسخگوی مسائل زندگی و شبهات اعتقادی مردم باشد.
عدم تسلط به منطق و روش شناسی مشکل ساز است
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1444  |  4 امتياز

میلاد
از iran
امضا شده : ۰۸ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۲۳
سلام آقای حجه الاسلام مرادی  
من در کلاس دانشگاه تهران شما را از نزدیک دیدم همونی که mp3 رو ازش گرفتی و گفتید دیگه ظبط نکنید من می خواستم شما به من راهنمایی کنید من از دختر خانمی که در همان دانشگاه در رشته دندانپزشکی درس می خواند و در کلاس زبان با هم آشنا شدیم ومن فکر می کردم ایشان درخواست من را قبول کند ولی نکرد حالا بعد از مدتی با رفتارش چیزه دیگری میخواهد و دوستش به من گفته میخواهد با وی صحبت کند به نظرتون درسته  
ازتون ممنونم 
خدا ناصر شما باشد
شهاب مرادی :سلام/ اگر برای ازدواج آماده ای
و اگر از او بزرگتری
و اگر با هم تناسب و هم شانی دارید
و اگر در صورت موافقت او زمینه ی خواستگاری رسمی فراهم است
و اگر او یکی از این موارد نیست بسم الله .
در غیر این صورت نه.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1416  |  4 امتياز

sara_sh
از تهران
امضا شده : ۰۱ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۱۱
با سلام خدمت شما 
من علاقه زيادي به مادرم دارم.و بدون او قادر به زندگي نيستم.به همين خاطرمن هميشه از خدا ميخواهم كه طول عمر مرا كمتر كند تا خداي نكرده مرگ مادرم را نبينم.از آنجايي كه من 27 و مادرم 57 سالش است و اختلاف سني ما زياد است من بسيار نگرانم. 
و اگر دعايم مستجاب نشود من 
حتما مجبور به خودكشي مي شوم. 
از آنجايي كه در زندگي مشكلات بسياري داشته ام و همه آنها را تحمل كرده ام مشكلاتي كه تحملشان صبر ايوب ميخواهد آيا خدا از اين گناه من ميگذرد؟ 
اگر نه دعا و يا ذكري براي بر آورده شدن حاجتم به من ياد بدهيد. 
 
 
با تشكر از شما 
ضمنا در اثبات عدالت خداوند نيز مرجعي به من معرفي كنيد.  

شهاب مرادی :سلام/ بله پدر ، مادر ، بستگان و دوستان و همچنين مال و زيبايي و جوانی و سلامتي و ... خلاصه همه ی چيزهايي که امروز متعلق به ما هستند ناپايدارند و فانی. کُلّ مَن علیها فان اين واقعيت زندگي است.
هيچ انساني هميشه زنده و سالم و زيبا نميماند. زندگي روال عادي خود را طي ميکند.واقع بين باشيد ولی خود را براي اتفاقاتي که هنوز روي نداده نگران و آشفته نکنيد.
به خدا توکل و به لطف او اميد داشته باشيد.
انشاءالله خداوند به مادرتان عمر طولاني بدهد.
به افکار منفي اجازه بروز ندهيد و از بودن کنار مادرتان لذت ببريد. 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1459  |  4 امتياز

پیمان زاهدی
از تهران
امضا شده : ۱۰ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۴۹
با عرض سلام خدمت شما . 
من سه سال پیش در سن شانزده سالگی مشرف به مکه مکرم شدم و با توجه به شناخت از خود و تاثیر حج توقع داشتم پس از بازگشت انسان مومن تری شوم ولی... 
نمیدانم بگم تاثیر محیط بود یا خودم مقصرم نمیدونم  
ولی متاسفانه نمازم یک خط در میان شد و دیگر خبری از آن سجاده مفصل نیست و از اون طرف خدا رو صد هزار مرتبه شکر همان سفر باعث شده قبل یا پس از انجام کاری به اشتباه خودم پی ببرم و چون من موقعیت کاری ام طوری است که وقت زیادی برای اینکه پا منبری کسی شم یا با بچه مومن ها باشم ندارم (من در بازار کامپیوتر رضا کار می کنم و بیش از صد ارباب رجوع داریم که تعداد قابل توجه آنها خانم های جوان هستند) و من نسبت به نوع برخورد آنها که خیلی اروپایی و به اصطلح به روز است نمیتونم عکس العمل نشان بدم (به خاطر یه خورده حرمتی که واسش دارم) و این موضوع باعث شده که نگاه اطرافیان نسبت به من عوض شود و نمیتونم به راحتی به کارم ادامه بدم و من هم باید مثل اونها شم. 
شما رو به خدای احد و واحد قسم میدم به من کمک کنید . 
منی که میخوام از شر ارتباط با دختر رها شم باید چی کار کنم .مگه نمیگن دست زدن به نا محرم گناه کبیره است و پس چرا من نمیخوام مرتکب گناه شم باید هم رنگ جماعت شم . 
از شما خیلی ممنون هستم و خیلی خوشحال میشوم که به من جواب بدهید و به یک جوان نوزده ساله که پاش لغزیده ولی یک ته دلی معتقد است کمک کنید اگر هم نمی توانید جواب مفصل دهید شما در هر جای تهران که منبر داشته باشید به من این اجازه را بدهید که پا منبری شما شوم. با کمال تشکر پیمان زاهدی
شهاب مرادی :سلام/ نماز ها را بهتر بخوان این دست خودته
با اصل مسئله موافق نیستم (همرنگ جماعت...) اتفاقا اگر پرهیزکار باشی در دل همون جماعت بد هم خدا بهت اعتبار و ابهت میده .پس گول نخور
منبر که اجازه ای نیست قدمت به چشم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1436  |  4 امتياز

مریم
از تهران
امضا شده : ۱۳ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۳۶
سلام آقای مرادی اگه لطف کنید مرا راهنمایی کنید ممنون میشم من هر روز میلم راچک می کنم اما از جواب شما خبری نیست من می خوام با این آقا ازدواج کنم  
خواهشا من اورژانسی هستم
شهاب مرادی :سلام/ پیام شما را خواندم  قبل از اتخاذ تصمیم  بهتر است به یک مشاور مراجعه فرمایید.
بعید است این ازدواج هرچند که با هیجان همراه است منجر به آرامش شود.
-----------------------------------------
بخشی از نکات ارسال پیام سایت :«به هیچ پیامی به وسیله ارسال ایمیل پاسخ نمی دهم
و درج آدرس ایمیل شما (که نمایش داده نمی شود) صرفا برای شناسایی و سرچ پیام های قبلی (منتشر نشده) در محیط مدیریت سایت می باشد.»
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1430  |  4 امتياز

****
از .....
امضا شده : ۲۲ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۳۵
سلام حاج اقا چطور مي شه امام زمان رو تو خواب ديد؟نگيد كه سخته يا نميشه حاج اقا...
شهاب مرادی :سلام/ نمی دانم.
ولی میدانم و می دانی که چه طور می شود امام زمان (روحی له الفدا) را راضی و خوشنود کرد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1409  |  4 امتياز

آمیتیس
از کرج
امضا شده : ۰۱ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۳۴
سلام حاج آقا 
اول ازتون تشکر میکنم که صحبتای خوبتون خیلی کمکم میکنه 
من یه مشکلی دارم که نمیدونم باید باهاش چی کار کنم و حتی نمیشه در موردش با کسی صحبت کنم 
...لطفا نامم خصوصی باشه... 
لطفا راهنماییم بفرمایید و برام دعا کنید 
خدا نگه دارتون 

شهاب مرادی :سلام/ شما که الحمدلله به دینداری علاقمند هستید و ميدانيد که نماز عبادت واجبي است که با هيچ عذري از انسان مکلف ساقط نميشود.
ترک نماز علاوه بر اينکه ترک يک واجب ديني است و معصيت دارد انسان را از برکات آن در زندگي نيز محروم ميکند.
(من اعرض ان ذکری فان له معیشتا ضنکا)
اتفاقا شما در اين شرايط که به خاطر اين مشکل آشفته ايد به ياد خدا و کمک گرفتن از او بيشتر احتياج داريد تا آرام شويد.
به نظر ميرسد اعتماد به نفس شما ضعيف است و الا چهره (با توصيفي که کرده ايد)در موفقيت و محبوبيت ، تاثير چنداني ندارد.
ميتوانيد براي حل مشکلتان ابتدا به یک مشاور و در صورت لزوم به يک پزشک متخصص زیبایی مراجعه کنيد.
بدون تغییر ممنوع!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1511  |  4 امتياز

مهتاب
از تهران
امضا شده : ۲۲ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۱۱
با سلام خدمت شما 
نميدونم با چه رويي از شما اين سئوال را بپرسم، اما دلم ميخواهد هر چه زودتر به من جواب بدين و كمكم كنيد. ...خصوصی...
شهاب مرادی :سلام/ این گناه از گناهان کبیره و عظیمه است. و پشیمانی گام اول توبه
با او برای همیشه قطع رابطه کنید.
توبه کنیدو بدانید که یکی از نکات مهم در توبه عدم تکرار خاطرات گناه و عدم سرزنش خویش است .لینک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1421  |  4 امتياز

ghatre
از tehran
امضا شده : ۲۹ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۱۰
salam 
omidvaram ke haletoon khoob bashe 
o namaz roozehatoonam ghabool!  
mishe ye hadise kheili ghashang az emam hasan behem begid(baraye miladeshoon mikham) 
mamnoon  

شهاب مرادی :سلام/ قال الحسن(ع):انَّ احسنَ الحسنِ الخلقِ الحسن
بهترین خوبی خوش اخلاقی است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1406  |  4 امتياز

شهادت همه آرزومه
از كاشكي كربلا بود كاشكي
امضا شده : ۰۱ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۳
سلام بر شما  
سوال ما پايين اين شعر زيبا 
رمضون كاشكي مي شد ما رو مدينه ببري 
 
منو پيش شهدا شكسته سينه ببري 
 
 
رمضون كاشكي مي شد شهادتا امضا بشه 
 
بدن ما همگي مثل خود زهرا (س) بشه 
 
 
رمضون كاشكي مي شد فاطمه لبخند بزنه 
 
به سر بسيجياش دوباره سربند بزنه 
******************** * 
سوال: من ميخوام طلبه شم  
ولي پدر و مادرم ميگن اول فوق ليسانس بگير بعد هر كاري ميخواي بكن 
اما من ميگم ديره 
شنيدم مرحوم آيت الله فاضل لنكراني گفته اند: هر كس كه خواست طلبه بشه اگر پدر و مادرش نگذاشتند ميتواند خود عمل كند زيرا دارد در را دين قدم مي گذارد 
لطفا مرا راهنمايي كنيد چكار كنم؟؟ 
 
التماس دعا 
یا حق 

شهاب مرادی :سلام/ عجله نکن. در اصل طلبه شدن بررسی کن و با چند روحانی موفق مشورت کن .
لزوما هر پسر خوبی ،روحانی خوبی نمیشه!طلبگی جدا کار سختیه!
ولی اگر به نتیجه رسیدی استدلالت برای پدر و مادر و هر کس دیگری محترم و قابل پذیرش خواهد بود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1409  |  4 امتياز

اميدوار به خدا
از يك زاويه
امضا شده : ۲۹ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۴۸
سلام من حدود 6 سال قبل مكررا" خود ارضايي كرده ام و باعث شده كه من جنب شوم ولي ازان و احكامش اطلاعي نداشتم وحالا فهميده ام كه خيلي دير شده واز كرده ي خودم ندامت زده ام از شما مي خواهم كه تكليف نماز و روزه هاي اين سالها كه بدون غسل انجام داده ام را به من اطلاع دهيد از شما تمنا ميكنم كه مرا راهنمايي كنيد
شهاب مرادی :سلام/ نمازهایی را که یقین دارید بدون غسل خوانده اید قضا کنید ولی روزه ها مشکلی ندارد.
این  یادداشت   را چند بار بخوانید .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1486  |  4 امتياز

ماريا
از تهران
امضا شده : ۰۲ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۲۶
سلام تشكر فراوان از سايت خوبي كه داريدالبته تلاش خيلي زيادي لازم دارد تا به مطلوب واقعي برسداميدوارم خدا كمك كند تا پر بارتر شود ما دعا گو هستيم و خيلي شاد مي شوم كه از شما مي شنوم كه پيام ها را تا ان جا كه برايتان امكان دارد مطا لعه مي كنيد باز هم خدا توفقي دهد 
يك انتقاد ؟ 
من وقتي پيام هاي شما را كه درجواب مردم نوشته بودي مي خوانم متو جه شدم عده اي را به مراكز مشاور مي فرستيد كسي كه براي شما نا مه ارسال مي كند مي خواهد جواب شما را بشنود اگر مي شد كه خوده شما با يك روان پزشك در ارتباط بودي و سوالها را خودتان جواب مي داديد خيلي بهتر بود زيرا جواب با جنبه مذهبي واز ديدگاه شما خيلي بهتر و موثر تر بود متشكرم
شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما و انتقادتان متشکرم اما نیاز به توضیح دارد:

مطمئن باشید برخی از مشکلات را با مکاتبه نمی شود حل کرد. حتما باید مشاوره حضوری صورت بگیرد(مشاوره روانشناختی یا معنوی). و من وقتم بسیار محدود است و انصافا چنین امکانی برای مشاوره با این حجم ندارم.
و به نظرم مشاوره تلفنی هم خیلی علمی نیست ،چه برسد به مشاوره مکاتبه ای!
پس باید پیشنهاد کنم که دوستان به مشاور مراجعه کنند و هیچ مشاور خاصی را هم معرفی نمی کنم.
این قبیل دوستان باید به مشاور یعنی روانشناس مراجعه حضوری داشته باشند و در چند جلسه مشاوره و بعضا سنجش های مختلف شرکت کنند و شاید مراجعه آنها به پزشک داخلی یا روان پزشک و معالجات کلینیکی ضروری باشد،که روانشناس آنها را به روانپزشک معرفی می کند و آن هم باید حضوری باشد یعنی می شود از کسی مکاتبه ای نوار مغزی گرفت؟ و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1415  |  4 امتياز

رضا
از يزد
امضا شده : ۰۹ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۰۵
با سلام. 
من يك روحاني مسلك هستم كه تازگي ها به تاسي از شيخ صنعان عاشقي را پيشه كرده‌ام. دل به يك هنرپيشه داده ام. چند قدمي تا اقدام جدي نمانده است. شيخ صنعان و حاج يونس فتوحي موفق بيرون آمدند ولي احساس مي كنم اگر الان دست بردارم خسرت دنيا و اخرت مي شوم. عليرغم اينكه فكر مي كنم نصيحت شما براي من آب در هاونگ كوبيدن باشد ولي دوست دارم به عنوان آخرين دارو بنوشم. ضمنا بگويم كه خانواده كاملا در جريان هستند.بنده مجيد
شهاب مرادی :سلام/ چند ماه قبل هم مشروحی از این وضعیتتان داده بودید .
ریشه ی این واکنش نامطبوع روانی در شماست.( واکنش عاطفی نسبت به یک هنرپیشه که چند میلیون مرد مثل شما و با نسبت مساوی او را می بینند ولی فقط شما احساس عاشقی می کنید)
به هر حال با توجه به وقوفتان بر این علاقه وَهمی (توهم عاشقی به دلیل یک طرفه بودنش و عدم شناخت درست شما از او) و وقوفتان بر اشتباه بودن این علاقه(تماس با مثل من و درخواست کمک وتشبیه خودت با شیخ صنعان و...) بهتر است به یک مشاور روانشناس  مراجعه کنید.
 البته چون شما از نقش او در سریال پارسال در ماه رمضان خوشتان آمده اگر نقش منفی بازی کند علاقه ی شما کم می شود.
جناب سروان!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1514  |  4 امتياز

راحله.ک
از تهران
امضا شده : ۱۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۳۳
آقای شهاب مرادی سلام درمورددعاهایی که چهل روز بایدخوانده شودوخانمها معذوریت دارندچه بایدکرد
شهاب مرادی :سلام/ خواندن دعا در زمانی که خانمها عذر شرعی دارند اشکال ندارد ؛در حالت عذر شرعی خواندن چهار  سوره ای که ایه سجده  دارد حرام است .
همچنین نباید دست (بدن) کسی که عذر دارد  با کلمات قران و همچنین اسماء الله و اسامی پیامبران و امامان صلوات الله علیهم اجمعین  تماس پیدا کند, مانند اینکه به این کلمات دست بزند .
بنابر این اگر در دعای مورد نظر شما ایه ای از ایات سوره های  دارای سجده نباشد (مثلا در دعای کمیل هست :افمن کان مومنا کمن...)و هنگام قرائت دعا متن دعای مورد نظر را دست نزنید , خواندن دعا هیچ اشکال شرعی ندارد . 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1548  |  4 امتياز

قاصدک
از شيراز
امضا شده : ۱۲ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۰۰
سلام آقاي مرادي 
اول از اينکه اين سايتو راه اندازي کردين تا مردم و مخصوصا جوونا بتونن مشکلاتشونو باهاتون در ميون بذارن ازتون تشکر مي کنم. 
يه سئوال هم از خدمتتون دارم:شما مي فرمايين که به هيچ عنوان به بستن بخت و اينجور چيزها عقيده نداشته باشيم.اين به اين معنيه که اصلا چنين کاري با "سحر و جادو "محاله؟ 
چون طبق آيات قرآن و روايات براي در امان ماندن پيامبر از شر ساحران آيه و دعا داريم ;نميشه سحر و ساحري رو منکر شد. ميخواستم بدونم آيا اساسا بستن بخت امري محال است يا نه؟ممنونم.
شهاب مرادی :سلام/ محال نیست ولی این قدر ساحر واقعی و... وجود ندارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1636  |  4 امتياز

خديجه 63
از مازندران
امضا شده : ۰۶ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۴۸
با عرض سلام و تبريک به مناسبت فرارسيدن ماه ذيحجه خدمت حاج آقا  
من دختري 24 ساله ليسانس آمار هستم. در دوران دبيرستان چند خواستگار داشتم که پدرو مادم براي اينکه من مي خواستم درس بخوانم به آنها جواب رد گفتن (البته هيچ کدام مناسب نبودند و اهل شراب و .. بودند ) خواهر کوچکتر از من ازدواج کرد ولي من ديگر پس ازآن چون در محيط روستا زندگي مي کينم خواستگار نداشتم . گاهي اوقات بسياري از اعضاي فاميل به من نيش و کنايه مي زنند که چون دختري چادري و با حجاب هستي و چون به تحصيل ادامه دادي و ... تا حالا رو دست پدر و مادرت ماندي که خيلي درد آور است از چند وقت پيش يکي از آشنايان که از نظر ايماني فرد چندان معتقد نمي باشد و همسن من است تحصيلات ندارد وضع مالي خوبي ندارد مي خواهد از من خواستگاري کند نمي دانم چه جوابي به او بدهم مي ترسم اگر جواب مثبت بدهم نتوانم با او زندگي خوب داشته باشم و اگر جواب منفي بدهم او آخرين خواستگارم باشد لطفا مرا راهنمايي کنيد که بتوانم درسترين تصميم را بگيرم در ضمن من دختري هستم که دلم مي خواهد مهريه ام پايين باشد ولي بجاي عروسي به سفره حج برويم ( چون عروسي هاي ما بدون گناه نيست ) که فکر نکنم آنها قبول کند
شهاب مرادی :سلام/ اگراو محترمانه به خواستگاری شما آمد و هیچ یک از موارد (با این افراد ازدواج نکنید) را نداشت و برای معاش برنامه روشن داشت و اگر اهل نماز و روزه هست و لجبازی در مخالفت با مسائل دینی ندارد، سخت نگیر و به مسئله تحصیل توجه نکن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1520  |  4 امتياز

حنانه11
از همدان
امضا شده : ۰۷ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۰۹
سلام حاج آقا 
اميدوارم حالتون خوب باشه 
 
من يك دختر 22 ساله هستم . 
اهل منطق و پايبند تمام شئونات اسلامي ، ظاهربين هم نيستم . 
چند سال پيش با آقا پسري آشنا شدم كه الان 28 سالشونه 
يك پسر كاملا متين و سرسنگين .از لحاظ فكري و عقلي هم كامل . 
خصوصيتهايي داشت كه در اكثر پسراي اين دوره و زمونه كمتر ميبينيم . 
 
به واسطه شرايط و موقعيتم مجبور بودم با ايشون كم و بيش در تماس باشم . 
هر 2 طرف حد و حدود خودمون رو ميدونستيم . و تو خيلي از مسائل همديگرو راهنمايي ميكرديم . 
يك ارتباط سالم و مفيد با اطلاع خانواده. 
به مرور زمان شناختم از ايشون بيشتر شد و فهميدم كه به معيارهايي كه من واسه انتخاب همسر براي خودم تعريف كردم خيلي نزديكه ! 
من دختري نيستم كه با يك نگاه ، يا 2 كلمه حرف قشنگ يا ظاهر و موقعيت خوب به كسي علاقه مند بشم . 
به اين آقا هم به خاطر اخلاق و رفتارش " كم كم" علاقه مند شدم . 
 
ولي اصلا از اينكه اون هم به من علاقه داره يا نه مطمئن نبودم . 
رفتارش كه اينطور نشون ميداد . 
 
هر خواستگاري كه داشتم رو با ايشون مقايسه ميكردم و 
چون شخصيت و وقار و سادگي برام خيلي مهمه و بقيه از اين لحاظها اصلا قابل قياس نبودن باهاش ، همه رو رد ميكردم . 
ولي هر چه قدر هم كه صبر كردم از طرف ايشون هيچ اقدامي صورت نگرفت . 
تصميم گرفتم به طور كل فراموشش كنم و همون ارتباط سالم و ناچيز رو هم قطع كنم . 
البته با توجه به فرمايشهاي شما در برنامه هاي تلويزيوني . 
ولي باز متوجه شدم كه اصلا راضي به قطع ارتباط نيست . 
 
من فكر ميكنم به خاطر مشكلي كه در گذشته واسش پيش اومده ديگه نميتونه به هيچ دختري پيشنهاد ازدواج بده ، يعني اينكه جرئت و جسارتش رو از دست داده و يا اينكه اصلا نميخواد ازدواج كنه. 
با خيليا مشورت كردم . 
حالا ميخواستم اگه ممكنه از شما هم راهنمايي بگيرم . 
و اگه نظر شما هم اينه كه خودم بايد موضوع رو مطرح كنم بفرمائيد : 
چه طور بايد باهاش درميون بزارم به طوريكه هم منظورمو برسونم هم شئن و منزلت خودم به عنوان يك دختر ، پايين نياد . 
چون شديدا معتقدم خواستگاري هميشه بايد از طرف پسر انجام بشه . 
ممنونم.
شهاب مرادی :سلام/ شاه کلید کم شدن شانس ازدواج دختر خانم ها این گزارش صادقانه شماست:« هر خواستگاري كه داشتم رو با ايشون مقايسه ميكردم و
چون شخصيت و وقار و سادگي برام خيلي مهمه و بقيه از اين لحاظها اصلا قابل قياس نبودن باهاش ، همه رو رد ميكردم .
ولي هر چه قدر هم كه صبر كردم از طرف ايشون هيچ اقدامي صورت نگرفت .
»
 در برقراری و ادامه این رابطه جدا اشتباه کردید.
دوستی دختر و پسر که بیشتر به ضرر دختر است چه وجه عقلی دارد؟ چرا خانواده ها اجازه می دهند؟!!!
رسما به بگویید من رابطه و ابراز علاقه شما را خواستگاری تلقی کرده بودم اگر شما همین منظور را داشته اید اعلام کنید و اگر نه دلیلی برای ادامه رابطه وجود ندارد!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1590  |  4 امتياز

آرام دل
از تهران
امضا شده : ۰۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۰۲
سلام . عيد قربان بر شما مبارک 
حاج آقا از برنامه پنجشنبه ي مردم ايران سلام لذت بردم . 
ومضموني از حرفهايتان را براي دوستان نقل کردم : 
گريه بر مسلم گريه بر غربت دين است . 
 
از همرهان دل سيهش سايه ماند و بس  
آن هم چو شب رسيد پي او روان نبود  
..... 
خدايا امروز به من بشناسان که 
چگونه بين خودم و تو حجابي قرار ندهم . 
که اگر چنين نکنم امروز هم سفيد نخواهم شد !  
.... 
خدايا به من معرفت بده تا بدانم چه قدر گرفتار دنيا و چه قدر از آن آزاد هستم . 
خدايا .... 
_________________ 
اع رف بذنبک 
واعرف مناسکک 
..... 
خداي تو خوبي و من بد هستم  
..... 
اگر امروز رابطه ي بنده و مولاييمان را تنظيم کرديم  
اگر دانستيم که همه اش بدهکاريم و طلبکاري از مولا ممنوع ! 
( ما از مولايمان فرار کنيم کجا برويم ؟! 
بعد از تو به کي پناه ببريم ؟ ! ) 
....... 
اگر امروز تنظيم شديم  
فردايمان عيد است  
______________________ 
يو م ترويه  
يوم عرفه  
يوم قربان 
اينها يک ترتيب حسيني هم دارد ! 
خروج از مکه  
اتفاق حضرت مسلم  
واينکه کربلايي هستي يا نيستي ... ! 
......... 
براي برنده شدن در اين جور امتحانات بايد دست بخشش داشت 
که تمرين کوچک آن همان يک گوسفند قرباني کردن در روز عيد قربان است . 
..............
شهاب مرادی :سلام/ خلاصه ای بسیار خوب و دقیق.
ای کاش برای هر برنامه چنین خلاصه ای می نوشتید. تبریک و سپاس
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1429  |  4 امتياز

من و جمعي از هم فکرانم
از تهران
امضا شده : ۱۳ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۵۴
سلام  
اوايل به خاطر لباس روحانيت نميخواستم قبول کنم ميشه بهتون اطمينان کرد يا رو حرفاتون حساب کرد. اما بعد از اينکه ديدم انگار مخاطب زيادي پيدا کردين خواستم که به حرفاتون گوش بدم! بد نبود! تبريک ميگم! اما حرفهاي شما احتياج به يک نگاه تيز بينانه و موشکافانه داشت که متوجه بشي محتواي اين حرفها در واقع هيچ فرقي با نگاه سنتي و به جرات بگم عقب مانده متون فقهي به مسايل و به خصوص مسئله ازدواج نداره و تنها چيزي که فرق کرده اينه که به زبان ساده تري از جانب شما گفته ميشه!  
جناب مرادي من به عنوان دختري 20 ساله،از جامعه اي که امثال شما با عقايدتان ساخته ايد بيزارم! کاش ميتوانستيد وقتي هم براي منتقدين داشته باشيد!!!  
به شدت مشتاق گفتگو با شما هستم!
شهاب مرادی :سلام/ در خدمتم . لطفا انتقادتان را خلاصه بنویسید.
البته من برای فقه صفت پویا را مناسبتر می بینم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1520  |  4 امتياز

حامد_ک_ک
از تهران
امضا شده : ۱۸ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۵۷
حضور شما روحاني دوست داشتني سلام 
خسته نباشيد. 
حاج آقا بنده 21 سال سن دارم دانشجوي دوره کارشناسي علوم تربيتي هستم. مدتي است که با يکي از هم کلاسي هايم رابطه عاطفي برقرار نموده ام. ايشان از بنده تقاظا نمودند تا به رسم ادب و به حکم شرع به خواستگاريشان بروم. بنده چون کار ندارم بسيار دچار اظطراب شده ام که آيا صحيح است جواني که هنوز درسش تمام نشده کار هم ندارد اقدام به خواستگاري نمايد. ضمناَ خوانواده ام نيز در جريان هستند. آنها مي گويند بايد تا پايان دانشگاه صبر نمايي و بعد اقدام کني که حقيقتاَ سخن ارزشمندي است. به نظر شما من چه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟ 
اگر بخواهم تا پايان تحصيلاتم صبر کنم آيا صحيح است با دختري که به من نامحرم است سخن بگويم و با او رابطه داشته باشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟ 
با سپاس از شما
شهاب مرادی :سلام/ اگر امکان ازدواج ندارید چرا انتخاب می کنید؟!
 جداً آیا این انتخاب است یا تفریح!!! ویا مزاحمت عاطفی
جا دارد دوباره بگویم: دخترها مراقب کاهش تدریجی شانس ازدواج باشند.
اگر دختری را که هم سن شماست و شما بدون آمادگی ازدواج او را انتخاب کردید و میخواهید 4-3 سال دیگر -شاید- به خواستگاریش بروید و تازه اگر -احتمالا- نروید آن وقت ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1408  |  4 امتياز

بينام2200
از بينشان
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۰۳
سلام اقاي مرادي خيلي خوشحالم تونستم يکي رو پيدا کنم که ازش کمک بگيرم.من يه دختر 19 ساله دانشجو هستم و تا اونجايي که تونستم و به لطف خداسعي کردم پاک باشم چند وقت پيش يه سي دي به دستم رسيد و کجکاو شدم که ببينم توش چيه ولي وقتي بازش کردم......خيلي حالم بد شد اخه فيلم هايي بود که حتي خجالت ميکشم بگم از اون موقع احساس گناه ميکنم از خودم بدم ميياد حتي نميتونم توي خونه با برادرم يا حتي پدرم تنها باشم وقتي مارم نيست و با پدرم تنهام ميرم تو اتاقمودرو قفل ميکنم درحالي که پدرم واقعا مرد با خداييه و خيلي مرد شريفيه ولي حتي از اونم ميترسم به همه مردا بدنين شدم ميتونم بگم از مردا چندشم ميشه حتي چند هفتس پامو بيرون خونه نزاشتم مدام نماز مي خونم و دعا ميکنم ولي باز ارامش ندارم بهم بگين ايا ديدن اين فيلمها گناهه چطوري ميتونم دوباره به زندگيم برگردم چون واقعا کلافه شدم حتي خونوادمو هم کلافه کردم
شهاب مرادی :سلام/ دليل اينکه ديدن اين نوع فيلم ها منع شده پيشگيري از وقوع همين آثار و حالتهاست.
 ترس و نفرت و بدبيني و ناآرامي يا ايجاد تمايلات شهواني بخشي از تبعات ديدن فيلمهاي مستهجن و خلاف اخلاق است.
ديگر اين فيلمها را تماشا نکنيد. استغفار کنید.
در اوقات فراغت خود تنها نمانيد (به گردش يا به ديدن یکی از دوستانتان برويد،) ورزش کنيد
بعد از مدتي بهتر ميشويد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1591  |  4 امتياز

arezoo
از مشهد
امضا شده : ۱۸ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۲۲
سلام آقاي مرادي اميدوارم حالتون خوب باشه ميخواستم در مورد يک مشکل بزرگ که چند وقته اوضاع خونه ما رو به کلي به هم ريخته با شما صحبت کنم.راستش چند ماهه پيش داييم که 28 سالشه به مامان و خالم گفت که 3 ساله با دختر خانمي دوسته و حالا ميخواد باهاش ازدواج کنه وازشون خواست که پا پيش بذارن.اما چيزايي که باعث اختلاف و مشکل شده اينه که پدر و مادر اين خانوم از هم جدا شدن و هر کدوم دوباره ازدواج کردن ومامانه من با اين موضوع مخالفه چون خانواده براش خيلي مهمه.چيزه ديگه اين که فرداي همون روز داييم اومد دنباله ما و گفت ميخواد ما رو ببره که ببينيمش ما فکر کرديم از دور ولي نگو ايشون تو ماشين نشسته بودن.راستشو بخواين خود من به عنوان يه دختر 22 ساله هيچ وقت اين کارو نميکنم ترجيح ميدم بشينم تو خونه تا رسما بيان خواستگاريم نه اينکه زود پاشم برم که ببيننم خودتون که بهتر ميدونين معمولا در اينجور موارد ميگن دختره ميخواد خودشو بندازه همين هم يکم بيشتر مامانمو مردد کرد.اختلاف سنيشون هم 1 ساله.اما چيزي که من نمي فهمم اينه که وقتي مامانم به داييم گفت که خودش ميگرده يکي ديگه رو پيدا ميکنه داييم شرايطي رو گفت بايد داشته باشه که هيچ کدوم رو اين خانوم نداره.راستشو بخواين داييم بين حرفاش چيزي گفت که من واقعا متاسف شدم گفت من اينو ميخوام که چون خودش تو خوانوادش مشکل هست 2 روز ديگه نميتونه به من بگه خواهرت اينجوري مادرت اونجوري.به نظر من اين يعني داييم خودشو خوانوادشو دست کم ميگيره اعتماد به نفس نداره و ترسوه.يه چيزه ديگه اينکه اين خانوم به داييم گفته که يه خواستگار داره که خونه به اسمش ميکنه ولي جالبه که به محض اينکه داييم اينا رفتن خواستگاري(که البته مامانم نرفت)اون يک خواستگاره مثلا سمج غيب شد.اولين خواستگاري سه چهار ماهه پيش بود ديشب هم داييم بالاخره مامانمو راضي کرد که بيياد ولي بهتر که نشد بدتر هم شد.ببخشيد دلم خيلي پر بود زيادي حرف زدم.راستش خيلي اوضاع خونمون بد شده خواستم با يکي درد دل کنم.الانم دارم با گريه براتون مي نويسم چون تا قبل از اينکه اين خانوم پيداش بشه ما خيلي خوب بوديم ولي الان همه با هم قهرن ديگه خسته شدم.
شهاب مرادی :سلام/ چرا شما در موضوعی که مرتبط به شما نیست دخالت می کنید و ابراز نظر و ... گریه و خلاصه.
تلقی اکثر مردم در مورد فرزندان طلاق اشتباه است و کلیشه ای اظهار نظر می کنند در صورتی که تحقیقات نشان می دهد فرزندان طلاق معمولا مسولیت پذیرتر و شجاع ترند و ... با توجه به مشکلات والدینشان امکان تکرار اشتباهات مشابه کم می شود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1433  |  4 امتياز

زهرا
از شمال
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۶
بنام او که هدايت مي کند هر که را بخواهد... 
با عرض سلام. 
من دختر بسيار مذهبي اي هستم. اما تازگيها پسري به طور ناگهاني از من کمک خواسته. او که مرا از طريق اينترنت و يک سايت مي شناسد از من مي خواهد تا مشکلش را حل کنم. اما متاسفانه مشکلش آنقدر حاد است که درک و فهمش براي بنده سخت است. 
ايشان که اهل مشهدند در کودکي پدر و مادرش از هم طلاق گرفته اند و او و دو خواهرش به نزد مادرشان مانده اند... 
(لطفا پيام درج نشود)
شهاب مرادی :سلام/ وضع شما نگران کننده است.
با توجه به آنچه شما نوشته اید: او دروغ می گوید و با نقشه در صدد فریب شماست از گناه  و مخالفت با خدای مهربان بترسید.
حس شما دلسوزی یا هر اسم دیگری که برایش بگذارید همان شهوت جنسی است.مراقب باشید.
در اغلب موارد به روابط چت و امثال آن اعتماد نکنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1522  |  4 امتياز

الناز
از اهواز
امضا شده : ۰۳ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۵۹
با سلام: 
داشتم جوابهايي را که به هم وطنانم داده بوديد رامي خواندم در اين هنگام نگاهم به جوابي که به 49FAHIMEH53داده بوديد افتاد و سوالي برايم پيش آمد مبتني بر : 
اين شخص اعلام داشته است که من 7سال است که عاشقم(البته به گفته خودش) و شما در جواب گفته ايد: 
خدا از اوهام نجاتت دهد و به عشق واقعي هدايتت کند.حال سوالي دارم: 
جواني که همسر خود را در يک جلسه خواستگاري انتخاب کند عاشق واقعي است يا کسي که 7سال است عاشق است؟؟؟
شهاب مرادی :سلام/ اگر علاقه یک طرفه باشد، هیچ کدام.
اگر علاقه ی دوطرفه ی خالی از فداکاری باشد، هیچ کدام.
همیشه خواستگار یک گام در اثبات علاقه اش جلوتر است و خواستگاری رسمی می تواند شروع و پایه ای قابل اطمینان برای یک عشق دوطرفه ی واقعی باشد. 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1546  |  4 امتياز

ونوس_اورژانسي
از ايران
امضا شده : ۰۶ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۰۱:۳۸
سلام تا حالا چند بار پيام دادم اما در قسمت "پيام هاي شما" نديدمش سعي هم كردم كه تمام ضوابت ارسال رو رعايت كنم حاج آقا  
خسته نباشيد دختري 21 ساله دانشجوي ترم آخر م 
1.با يك پسر 19 ساله كه 2 ساله معتاد شده و نمي تونه ترك كنه و تمام خانواده اش عذاب مي كشن كه نمي تونن تركش بدن چه كار ميشه كرد؟  
اگه مادر بد اخلاق بد دهن و ناصبور و كم درك عصبي داشت چه طور بايد رفتار كرد هر چه سعي مي كنم مثل خودش رفتار نكنم نميگذاره و من و خواهرم رو هم عصبي كرده مي ترسم با تربيت بدي كه ما رو كرده ما هم جهنمي بشيم ما كه در خانه رفتار خوب نمي بينيم مي تونيم در آينده زندگي موفقي داشت؟  
من 2 سال پيش چند ماه با پسر خاله ام كه با شناختي كه ازش داشتم فكر مي كردم مذهبي هست نامزد كردم اما بعدش خاله ام مادر شوهر بازي در مياورد و چون علاقه ي كافي هم بهش نداشتم تا كاراش رو ناديده بگيرم و فهميدم اصلا مذهبي نيست وعلاقه ي زيادي بهم نداره حلقه رو پس دادم و تاحالا هم هيچ خواستگاري نداشتم به نظر شما چطور ميشه بدون خواستگار و تربيتي كه شدم در آينده زندگي پر از سعادتي داشت؟ 
ضمنا مي خواهم اگر خدا قسمت كند ايام عيد به حج برم چطور ميشه يك آدم گناه كار حجي بره كه قبول بشه؟  
از زحماتتون خيلي ممنون  
خدا خيرتون بده
شهاب مرادی :سلام/ 1. نمی تونه یا نمی خواد؟ اگر می خواد ولی نمی تونه، به انجمن  معتادان گمنام مراجعه کند. مفید است.

این حرف که "فلانی اعصاب منو خورد می کنه" یعنی کنترل اعصاب خودم دست خودم نیست. چرا؟!
کنترل رفتارتان را با تمرین و به تدریج کاملا در دستتان بگیرید.

اگر نامزدی قطعی به هم خورده کسانی که از اصلش خبر داشتند باید از لغوش خبردار شوند.

در انتخاب همسر دقت کن
و
به مادر هرچند بد و ظالم احسان کن و با او مدارا کن و با او همیشه مودب باش.
دخترم با خدا معامله کن!
نیلوفر
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1526  |  4 امتياز

بالا