آمار

بازدیدکنندگان: 7078828
حاضرین در سایت : 16 نفر و 1 نفر عضو
  • هدی
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 266385
بازديد هفته گذشته : 57718
بازديد روز گذشته : 5694
بازديد سال جاري : 1136600
بازديد ماه جاري : 103833
بازديد هفته جاري : 1600
بازديد امروز : 1600

  اللهم ربَّ  شهر رمضان!
اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام و العافية المجللة و الرزق الواسع و دفع الاسقام
اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا و تسلمه منا و سلمنا فيه‏

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7789 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 »

نامورودی
يلدا صبوحي
از تهران
امضا شده : ۱۰ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۵۱
سلام. 
روزگارتان خوش. 
نمي دانم مرا يادتان هست يا نه. ننوشتنم دليل نخواندم نيست که اين مدت مثل هميشه از خواندن پيام هاي دوستان و پاسخ هاي شما درس گرفته ام. 
اما پيام خانم ستاره ب.ح بهانه اي شد تا نکاتي را اشاره کنم. 
با پيگيري يادداشت هاو پاسخ هايتان به افراد متوجه شده ام که هدف شما از انتشار سوال ها و پاسخ ها به صورت آشکار و علني, استفاده افراد ديگر و کسب تجربه براي عموم کساني است که به سايت شما مراجعه مي کنند. 
اما متأسفانه افراد کمي به اين موضوع توجه مي کنند. احساس مي کنم ما جوانها از مهرباني شما سوءاستفاده مي کنيم. به اين صورت که آنقدر لوس شده ايم که فقط وقتي مشکل داريم به شما مراجعه مي کنيم و منتظريم تا شما راهکاري بگوييد که اگر خوشمان آمد به آن عمل کنيم و اگر خوشمان نيامد از آن مي گذريم و تمام. 
بارها و بارها خطرات و مضرات چت را در سخنراني ها, يادداشت و پاسخ هايتان توضيح داده ايد و باز ... يا از چت که بگذريم همين توهم عاشقي که بارها تأکيد کرده ايد. چرا به خودمان زحمت نمي دهيم و روي لينک خطاهاي راهبردي يک دختر که در کنار سايتتان است کليک نمي کنيم؟ چرا انقدر راحت طلب شده ايم که فقط به غر زدن اکتفا مي کنيم. بهتر نبود که همين دختر خانم قبل از اينکه براي شما پيام بگذارد, کمي وقت مي گذاشت و پيام ها و پاسخ ها و يادداشت هاي شما را مطالعه مي کرد و خودش دنبال راه چاره مي گشت؟ بهتر نبود که ذهن خلاق خودش اين راه ها را پيدا مي کرد؟ قشنگ تر نبود که چند ماه بعد با مطالعه فرمايشات و نصايح شما بيايد و بنويسد که اين مشکل بود و من با کمک سايت شما و خواندن آن, توانستم آن را حل کنم؟  
استاد گرامي! معذرت مي خواهم اما باور کنيد ناراحت و دلخور مي شوم از اينگونه جواني کردن. 
يادم هست در «تا نيايش» از درست جواني کردن مي گفتيد. کاش باز هم برايمان توضيح بدهيد. فکر مي کنم واقعاً نياز داريم تا بازنگري کلي روي رفتار جوانيمان بکنيم و دست از لجبازي ها و کودکانه نگاه کردن ها برداريم. 
نکته دوم امکانات سايت و امتيازدهي است. اين پيام خاص و پاسخ شما يک راهکار عملي است. اما هميشه فراموش مي کنيم بعد از اينکه از يک پيام و پاسخ آن استفاده کرديم, جهت استفاده راحت تر بقيه کار کوچکي انجام دهيم که شايد يک ثانيه هم زمان نبرد: فشردن دکمه مثبت سبز امتياز دهي تا ديگران در قسمت بالاترين امتياز پاسخ هاي کليدي را راحت تر پيدا کنند. 
اين هم از همان خصوصيت هاي غريب جواني است: بي مسئوليتي در برابر ديگران. 
طولاني شد. معذرت مي خواهم. 
همين. 
يا علي
شهاب مرادی :سلام/ از توجه و اظهار نظر شما هم متشکرم. امتیاز دهی به پیام ها کمک بسیار خوبی به تازه واردهاست و مفید است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6300  |  134 امتياز

محمد خيرآبادي
از سبزوار
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۱۶
سلام.حرفاتون قشنگه.ولي چرا ما اين همه پاي منبر شما ميشينم.تغييري تو رفتارمون ديده نميشه؟ اصولا چه کنم بتونم شخصيتمواونجور که مي خوام تغيير بدم؟ زياد تلاش کردم نميشه .همون يه ساعتي که پاي برنامه ي شما ميشينيم خوبيم بعدا همه چي يادمون ميره. ممنون تونستيد امشب يه اشاره اي بکنيد.
شهاب مرادی :سلام/ شما هم از امشب با کاغذ و خودکار گوش کنید و نکات را بنویسید و سوالاتتان را هم یادداشت کنید و تصمیماتتان را هم بنویسید، مطمئن باشید بهتر میشود. برای هر منبری از این شیوه استفاده کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16729  |  134 امتياز

محمد رضا
از تهران
امضا شده : ۲۹ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۲۸
سلام حاج آقا. 
مدت ها بود آهسته ميومدم اينجا و وقتي صحبتهاي زيباي شما رو ميخوندم، آهسته تر مي رفتم. 
اما اين بار نشد. طاقت نياوردم. 
با اجازۀ شما ميخوام جواب mina از قم رو بدم و اون اينكه:  
خوش به حال اونهايي كه از آنچه مردم در موردشون مي انديشند، بهترند و بدا به حال كساني كه بدترند از آنچه مردم در موردشون فكر مي كنن. 
 
خوش به حال حاج آقا مرادي كه خدا ميدونه چه قلب رئوفي دارن (با توجه به پاسخشون به حرفاي شما و قطرات اشكشون و ...) و واي به حال كساني مثل من و شما.  
 
خانم محترم اي كاش همه مون عادت كنيم به افرادي كه محبوب مردم هستند، بي جهت حمله نكنيم. و اي كاش در همه حالات بدونيم و يادمون باشه كه خدا ناظر ماست.  
 
ببخشيد حاج آقا بي اجازه حرف زدم. امثال ما رو حلال كنيد.
شهاب مرادی :
سلام/ به قول مشتیای باصفای قدیم؛ صلوات بفرس. یاعلی.
سال نو مبارک
 mina از قم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:11267  |  133 امتياز

سيدحسين مسعودنيا
از اهواز
امضا شده : ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۱۶
باسلام  
از اينکه به اهواز آمده و دل ما را شاد کرديد متشکرم . 
از جنابعالي سئوالي در مورد  
حضور قلب در نماز (اگر امکان دارد )براي من چن خطي بنويسيد.و بفرماييد که چگونه مي توان حضور قلب در نماز را بدست آورد ؟ باتشکر از شما
شهاب مرادی :سلام/ در امور مختلف تمرکز را تمرین و تجربه کنید
و کم کم در نماز به مقدمات آن مثل وضو و اذان و اقامه توجه و تامل بیشتر داشته باشیدفراموش نکنید که مقدمات مهم است
و بعد به آداب و مفاهیم نماز توجه کنید
خوب است هرچه می خواهیم با گدایی از ولی نعمتمان ؛ حضرت رب العالمین سبحانه و تعالی بخواهیم دور از عجب و خودبینی و خودپسندی

 و در مقدمات ادب تفهیم را مراعات کنید.


ان شاءالله روزی به جایی می رسی (و اگر امثال من هم راه بیافتیم ، ما هم ) سوال این می شود چه کنم که دیگر در نمازم خودم و قلبم و... را نبینم و فقط جمال محبوب را ببینم و بس!

در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2239  |  132 امتياز

رسول
از شهركرد
امضا شده : ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۳۱
حاج آقا سلام چند بار پيام فرستادم جواب نداديد امروز از هر كلمه اي كه تو پيامم بود به عنوان كليد واژه استفاده كردم تا يه پيام تو مايه پيام خودم پيدا كردم شما هم زحمت كشيده بوديد جوابشا داده بوديد اما حاجي تا انجا كه تو ذهن من هست تو فوائد مداومت زيارت عاشورا نوشته هر كس به مدت چهل روز يا كمتر بخونه خدا به ذاتش قسم خورد كه حاجت بندشا اجابت كنه غير از ثوابهاي ديگه كه گفته شده.اين درست كه خدا به ما بدهكار نيست اما چرا تو مفاتيح اينجوري گفته شده يا اين روايات درست نيست يا شما جواب قانع كننده نداري (البته گستاخيما ببخشيد )شما ميگيد مصلحت نيست كه بهت بده شما ميگيد خدا قادر و تواناست، پس ميتونه مصلحت من راعوض كنه و تو چيزي كه ميخوام قرار بده وحاجتم را هم بده اما نميدونم چرا اينجوري نميشه خلاصه يه چيزائي با هم جور در نمي ياد ما كه نفهميديم لطفا شما به ما بگيد چي درسته چي نيست و براي اينكه حاجتي كه ميخواي بايد چي كار كني تا خدا هموني را كه ميخواي بهت بده 
شهاب مرادی :سلام/ بسم الله اگر قرار بود الان تو حوائج مردم را از طرف خدا برآورده کنی، چه می کردی؟
 
مثلا در همین حوائج رایج سن و سال شما اگر 6 تا پسر حاجت دارند و دعا می کنند که با فلان دختر مشخص ازدواج کنند حاجت کدام پسر را روا می کردی؟ و دختر زن کدام میشه؟ و حتما حداقل 5 نفر حاجت روا نمیشوند! حالا اگر همان دختر حالش از این 6 تا بهم می خوره و خودش عشق یک طرفه دارد و توهم عاشقی و مدام دعا می کند با یک مرد متاهل از همکارانش ازدواج کند و پیوسته نذر و دعا برای این حاجت و زن آن مرد هم مدام نذر و دعا  که شوهرش با هیچ کس خصوصا دختره ازدواج نکنه و غیر از این چند نفر پدر و مادرهاشون براشون دعاهای مختلفی می کنند و موضوع ازدواج 6 تا دختر دیگه برای اون 6 تا پسر و یک پسر دیگه از فامیلهای دختر خانم برای او و مردن دختره به دعای همسر مرد متاهل و طلاق آن زن یا مرگش به دعای دختره و... مطرح است. پسرم خدای سبحان، حکیم است و حوائج را برای مبنای حکمت بالغه اش برآورده می کند و البته هر دعایی را بی جواب نمی گذارد  و در دنیا و آخرت برای این ارتباط با خودش پاداش می دهد فقط مراقب باشید از خدا گله نکنید.
 
در مورد حاجت هایی که دیر برآورده می شود حتما خردمندانه و موشکافانه مورد بازبینی و بررسی دقیق قرار دهید. شاید همین عدم اجابت خیر فراوانی برای شما بیاورد. مابقی پاسخ را قبلا مکرر گفته ام...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10569  |  132 امتياز

هيچکس
از تهران
امضا شده : ۱۳ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۰۶
سلام  
عذر مي خوام حاج آقا من طلبه ام 25 ساله همسرم 20 ساله است محصل حاج آقا همسرم همه شرايط رو از نظر ايمان اخلاق قناعت و خانواده شريف و مذهبي رو داره من بسيار به علاقه مندم ولي با او احساس صميميت مثل دو تا رفيق نمي کنم 8 ماهه عقد کرديم لطفا راهنمايي کنيد
شهاب مرادی :سلام/ هیچکس یعنی چی؟ منشاءعرفانی داره ؟!
پیشنهاد می کنم که خودت باشی نه هیچکس بن هیچکس!
اما پاسخ :
1. دیر نشده چون در دوران عقد هستید .معمولا پس از ازدواج تقریبا بین 6ماه تا 3 سال همزبانی زن وشوهر زمان لازم دارد.
2. آیا او باید اقدام به ایجاد صمیمیت کند یا شما یا هر دو؟
3. آیا تو باید احساس صمیمیت کنی یا او یا هر دو؟
4. برای شناخت بهتر او وشناساندن صادقانه خودت بیشتر با هم گفتگو کنید .
5. گفتگو
6. گفتگو و گفتگو و...
گفتگو اولين، بهترين و ... ، یک زبان و دو گوش، لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2110  |  131 امتياز

سيب سرخ
از تهران
امضا شده : ۲۶ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۵۲
سلام و خسته نباشيد نمي خوام شاکي بشم اما تا الان کلي پيام گذاشتم که نمي دونم چرا بهتون نمي رسه!!!!! 
خسته شدم. 
خصوصي:...
شهاب مرادی :سلام/ پاک بمانید و
 
نگران نباشید خدای مهربان برای چنین افرادی -که تقوی را رعایت می کنند- حتما گشایش فراهم می کند و مدد آنهاست.
 
ومن یتق الله یجعل له مخرجا
 
پس با آرامش خودتان را به خدا بسپارید و حتما می دانید که پاکی و پاکدامنی دشوار نیست و همیشه ثمره اش آرامش و نشاط است برخلاف ناپاکی که بی تردید احساس های تلخ و آزاردهنده همچون عذاب وجدان و ناآرامی و... را برای فرد به دنبال می آورد.
 
این لینک ها را بخوانید »» لينك ، لينك، لينك
 

 
ولیستعفف الذین لا یجدون نکاحا حتی یغنهم الله من فضله
 
[ویراست مجدد]
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6551  |  131 امتياز

مریمامضا شده : ۱۳ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۲۱
سلام آقای مرادی یک خواهر دارم28سال داره یک خواهر کوچکتر ازاون دارم که ازدواج کرده الان هم یک بچه داردبرای خواهر بزرگم چند تا خواستگار اومده که همشون می آیند مروند دیگر به پشت سرشان هم نگا هی نم کنند به خا طر همین مادرم به پیش چند تا سید رفته اونها هم گفته اند کارتان درست می شود ولی نه تنها درست نشد بلکه بازهم بد شد قبل از عید قربان یکی قرار شد بیاید مارم هم رفت پیش یک سید ایشان هم قرآن باز کرده بودند وگفته بودند که تا عید قربان این کار شما درست می شود الان چند هفته است که از عید قربان می گذرد ولی خبری نیست به خا طره همین مادرم رفت پیش آن سید او هم به مادرم گفته بود برای دخترتان دعا نوشتند وجلوی این کار را گرفتند حالا ما ماندیم و نمی دانیم باید چکار کنیم شما را به این ماه محرم قسم می دهیم که بگویید چه کار کنیم حرفها ی فامیل دیگران خوا هرم را زجر می دهد برایمان دعا کنید و بگویید در مقابل این مردم که جلوی خوشبختی خیلی از دختران را می گیرند باید چکار کنیم در ضمن از حرفهایی که می زنید خیلی لذت می بریم
شهاب مرادی :سلام/ ازدواج به اين امور ربطي ندارد. به اين اضطراب وهيجان پايان بديد.
سن ايشان براي ازدواج بحراني نيست واگر بااين عجله ازدواج هم سر بگيره چيزه ويژه اي نميشه.
ولي نكته مهم: اين مراجعه به سيد!دعا نويس! فالگير! رمال! آينه بين و... بر چه مبنايي انجام ميشود؟
 واگرسيد مذكور ميداند كسي چيزي نوشته چرا باطلش نميكند؟
چرافكر نمي كنيد اگر اين دعانوشتن وسر كتاب باز كردن وجادو وجنبل درست بود وكار را درست ميكرد اين افرادچرا براي خودشان كاري نمي كنند تا لا اقل ثروتمند باشند.امثال اين افراد براي امرار معاش مجبور به فريب مردم و بازي دادن مردم وسركيسه كردن مردم هستند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3945  |  130 امتياز

سجاد
از مشهد
امضا شده : ۱۵ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۱۰
سلام. 
اقاي مرادي نميدونم از کجا بگم ! ببخشيد ولي مجبورم همه رو بنويسم. 
 
منو که يادتون مياد چند وقته پيش پيام دادم که با دختر خانمي دوستم و ... الان نامزد هستيم و من به خواستگاري رسمي ايشان رفتم. 
 
پدر بنده حاج اقا حدودا تا 1 ساله پيش از نظر مذهبي معمولي بود ! لازمه که برگردم به چند ساله پيش : 
 
در 3 ساله قبل مادر بزرگم فوت شدند و ما از آن روز به بعد تصميم گرفتيم که هر هفته جلسات خانوادگي برگزار کنيم ( جلسات قرآن + صله رحم) تا ثوابش به روح مادر بزرگم برسد ... اين جلسات ادامه داشت تا اينکه همه تکان بزرگي از نظر مذهبي خوردند واقعا نميدونم چي بگم الان تمام فاميل ما عوض شدند و بسيار مومن ! 
 
حاج اقا خانواده خانمم اصلا مذهبي نيستند با اين که پدر خانمم پسر شهيد هم هستند ولي پدر من بسيار مومن شده ! 
 
البته ناگفته نماند که آن ها بسيار با هم صميمي و گرم و مهربان هستند و خدا رو شکر مشکلي از اين بابت نيست.  
 
خوب اينا رو گفتم تا پيش زمينه اي باشه واسه مشکلم. 
 
حاج اقا از وقتي بابام ته ريش ميذاره, آهنگ گوش نميده, نميرقصه و ... من واسه اينکارا چون خودم انجام مديم احساس گناه بسيار بزرگي ميکنم به طوري که چندين بار به روانپزشک مراجعه کردم. 
 
مثلا موقعي که صورتم رو ميزنم وقتي به صورتم دست ميکشم با خودم ميگم واي من چه جور مسلمونيم حاج اقا توروخدا بگيد چيکار کنم که از دست اين راحت بشم ؟! 
 
قبلا اصلا همچين آدمي نبودم.
شهاب مرادی :سلام/ مسلما این تغییر و رشد از برکات صله رحم و جلسات قرآن است و اساسا هر تغيير مثبت و هر حرکت به سوي معنويات ارزنده است حتی اگر یک گام باشد و ياري و نصرت خداوند را به همراه دارد .
 
اصلاح و تغییر در نگرش ها هرچه تدريجي تر اتفاق بيفتند پايدارتر مي مانند .
 
افراط و تفريط در زمينه مسائل ديني خطرناک است .
 
سعي کنيد مطالعه ي خود را در زمينه مسائل مذهبي و اعتقادي و آشنایی با احکام بيشتر کنيد تا در عمل نيز به آگاهي و اطمينان بيشتري برسيد.
 
لينك، لينك، می خوام نمی شه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1890  |  130 امتياز

هدي
از تهران
امضا شده : ۱۲ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۲۹
باعرض سلام وادب. 
ميخواستم بدونم کجاي اين انصافه که اين آقاپسرها که مامان باباهاشون توخونه کلي تاقچه بالاشون مي ذارن و حلواحلواشون مي کنند نه حوصله درس خوندن دارن نه فکر کردن و نه کار کردن،بعدش هم با کلي التماس ماماناشون،مي رن که فقط زن بگيرن براي اينکه واسشون بپزه بشوره بذاره برداره بچه شون رو تروخشک کنه وبعد کلي هم احترام براشون بذاره ودست وپاشون رو بماله که مثل خانوم و شايد بيشتر از اون ازصبح کار کرده وتازه ادامه تحصيل هم نده و هرکار اجتماعي مفيدي که دوست داره هم نکنه ودست به سينه درخدمت آقا باشه تا به مقامات عاليه برسن،اين آقايون اون قدر خواستگاري ميرن تا دختري پيدامي شه که کنيزي شون رو بکنه اما ما دختر ها چه گناهي مرتکب شديم که بايد منتظر بشينيم و با تمام نيازي که به زندگي عاطفي مشترک داريم نتونيم بگرديم و همراه و همسر مورد علاقمون رو پيدا کنيم بعد هم عيب روي ماگذاشته مي شه که لابددختره يه عيبي داشته که شوهر نکرده!!!!
شهاب مرادی :سلام/ نقد نمی کنم و نظر نمی دهم اما قبول دارم که این تازه بخشی از درددل ها و نگرانی های یک دخترخانم است و حالا اگر دختری مثل شما این مسائل و امثال آن را با خطاهای راهبردی خودش درآمیزد ،چه می شود ؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4425  |  130 امتياز

sadegh
از tehran
امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۰۵
سلام.زيباترين اس ام اسي بود که تا حالا به دستم ميرسيد گفتم براي شما هم بفرستم! 
 
گاه ابر و گاه باران ميشوم/ 
گاه از يک چشمه جوشان ميشوم/ 
گاه از يک کوه مي آيم فرود/ آبشار پر غرورم گاه رود/ 
نيست چيزي برتر از من در جهان/ 
زندگي از آب ميگيرد نشان/ 
گرچه آبم روزي اما سوختم/ 
قطره تا دريا سراپا سوختم/ 
تشنه اي آمد که سيرابش کنم/ 
مشک خالي داد تا آبش کنم/ 
چشم هايم خواب،موجم خفته باد/ 
آبي آرامشم آشفته باد/ 
آب اگر شد اشک چشم از شرم شد/ 
از خجالت شور و تلخ و گرم شد/ 
آب بودم کربلا پشتم شکست/ 
آبرويم رفت پستم پست پست 
 
السلام عليک يا اباعبدلله الحسين
شهاب مرادی :سلام/ شعر خوبی است اثر کیست؟ شاید اثر آقای رحماندوست باشد

اما این sms یا پیام کوتاه نیست بلکه یک پیام بلند است!
آقا صادق و دوستان خوبم حتما دقت کرده اید؛ که استفاده‌ی نابجا و نادرست از پیامک چقدر مرسوم شده!
در حالی که اساسا سبک نوشتن پیامک باید حتما کوتاه و مختصر و تاثیرگذار باشد
می توانیم سبک نوشتن پیامک را با ارسال پیام درست اصلاح کنیم:

مثلا به مناسبت محرم:
اگر مقصود فرستنده ی پیام، روضه و بیان مصیبت است یکی از این مدل ها با محتوای گوناگون ؛
1. حرم.عطش.عمو.آب
 یا 2. واعطشا بکربلا
و  یا  3. السلام علی الشیب الخضیب
و...
تسلیت و تعزیت ؛
4. آجرک الله
5. اعظم الله اجورنا و اجورکم
6. مٱجورین
و...
و برای ایام عید عبارت های بسیار کوتاه که غرض اصلی فرستنده ی پیام را نشان دهد
1. تبریک
یا 2. نوروز مبارک
و یا 3. اسعدالله ایامکم
و یا 4. ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد.
و ....
از 5-4 کلمه هم بیشتر نشه که با یک نگاه هم خوانده شود.
و سلام هم حتما داشته باشد.

نظر شما چیه؟

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4989  |  130 امتياز

يلدا صبوحي
از تهران
امضا شده : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۳۲
سلام. 
حاج آقا عاليه! 
مدتها بود پيشنهاد به اين خوبي بهم نشده بود. 
مهمتر از اين پيشنهاد خوب، تفسير بهتر شما بود. 
اينكه آشتي با ادبيات چقدر فايده داره و ما فكر مي كنيم هركسي شعر بلده رمانتيكه و افراد كمي هستند كه فكر كنند وقتي فرهنگ واژگان آدمي گستره باشه، ذهنش هم براي حل مسائل بازتره. 
قديمي هاي ما سرشار از غزل هاي زيبا بودند و ما... 
ممنون. 
و باز هم ممنون
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی    »»» آشتی با غزل
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3876  |  129 امتياز

مجتبي
از يزد
امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۱۰
سلام حاج آقا مثل اينکه شماهم تمايلي نداريد جواب منو بدين من هموني هستم که دو بار سوالمو پرسيدم در مورد اينکه دختري از اقواممونو دوست دارم ودرعين حال نميتونم باهاش ازدواج کنم و نميتونم از فکرش بيرون بيام البته تو پياماي قبلي کاملتر پرسيدم تمنا ميکنم جوابمو بدين خيلي دارم اذيت ميشم در ضمن يه بار با اسم 455 و يه بار با مجتبي پرسيدم
شهاب مرادی :سلام/ اگر بخواهی از فکرش بیرون بیایی میشه. اصلا سخت نیست.
در مورد هدف و چشم انداز دوستی و علاقه عاقلانه فکر کن

و اگر با کامپیوتر آشنایی داری؛
اسم فایل علاقه به دختر فامیل را عوض کن
rename کن به سادگی و اسمش عشق و علاقه و ... نذار. و یک اسم جدید کوتاه یا بلند برای این فایل در ذهنت بگذار. مثلا:" انتخاب نادرست"
(چون نشدنی بوده حتی اگر دختر انتخاب شده دختر خوبی بوده ولی انتخاب خوبی نبوده!) ویا
"تصمیمی برای یک ازدواج که سر نگرفت  و نشد و تمام"
و حتی اسم های تند منفی: " خطا" "اشتباه" و...

و عادت کنی هر وقت به یاد اون قصه می افتی با عنوان جدید باشد. نمی دانم مفهوم بود یا نه؟
( دیگر دوستان هم با امتیاز نظر بدهند)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5082  |  129 امتياز

سلام
از isfahan
امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۷
سلام. 
تازه فهميدم اين افكاري كه توي ذهنم مياد وسواسه.افكار قوي مواجهه ناپذيروخسته كننده.موارد1و2و3و 4رو دارم.موارد15و16و17 سيار تكرار ميشن.موارد21و22و23 24و26و27و28و29و30 خودم وخانواده م رو خسته كرده.مثلا مامانم حدود20بار ميگن ظرفهارو بشورتا بفهمم چي گفتن. 
در خونه رو باز ميذارم و ميرم.حدود يك ساعت دلم شور ميزنه كه در ماشينو قفل كردم يا نه؟ 
 
پينگ پنگ رو از سر عادت خوب بازي ميكنم.بعد يهو به خودم ميام ميبينم اصلانميفهميدم دارم چي كار ميكنم.كلا حواس پرتم.همه چي هم يادم ميره. 
 
نماز هم كه ديگه هيچي.اصلا نميفهمم دارم نماز ميخونم. 
 
1000بار به خودم ميسپارم كه يك كاريو انجام بدم يا يادم ميره يا انجام ميدم. به هر حال بعدش شك ميكنم كه كارو انجام دادم يا نه. 
به نظرتون جكار كنم؟پيش روانپزشكم نميرم
شهاب مرادی :سلام/ بله به مشاور مراجعه کن
و فعلا از يک سررسيد استفاده کنيد و کارهاي روزانه را در روز مربوطه و کارهاي ريز و درشتي که بايد پيگيري شود را از اول يکي از صفحات خالي اول سررسيد بنويسيد و پس از انجام روي آن يک خط بکشيد و تاريخ انجام را مقابلش با رنگ قرمز بنويسيد.
از مهر امين که تعداد سجده و رکعت را نشان مي دهد استفاده کن.
از خودت چه خبر؟ (وسواس -1)
ويادداشت هاي 3 و 4وسواس را -دعا کن توفيق بشود بنويسم و- بخوان.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6017  |  128 امتياز

آرام
از هيچستان
امضا شده : ۰۳ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۴۰
بازم سلام. اميدوارم از اومدن‌هاي زياد من اول كاري خسته نشده باشين.  
مطالب وبلاگتون رو كم و بيش خوندم.  
 
نظر:  
- يه جاهايي دلم ميگرفت (پوست موز) كه اگه واقعا اينو درك مي‌كرديم ديگه چي مي‌خواستيم.  
- مطلب (يكي بود يكي نبود) هم برام جالب بود.  
- مطلب خدا و ناخدا.  
- مطلبي كه راجع به ارتباط پدر و مادر با بچه‌ها بود ووووو  
- پيام (... از تهران) خيلي ناراحتم كرد.  
نمي‌دونم هنوز هم براتون پيام ميده يانه؟؟؟ آخه گفته بود: « كه اين آخرين باري هستش كه براتون پيام ميدم.» ميشه بگيد مشكلش حل شده يانه؟ اميدوارم هر جا هست شاد باشه و پر از اميد. خوب بگذريم. 
 
اما يه پيشنهاد راجع به وبلاگتون (البته با اجازه) مطالب وبلاگ موضوع خاصي رو دنبال نمي كنه. شما كه خوب حرف مي‌زنيد (تو مردم ايران سلام ديدمتون) اگه بتونيد جدا از مناسبتها يه سير مطالب رو جفت و جور كنيد و راجع به چيزايي كه مي دونيد لازمه تا ماها بدونيم حرف بزنيد و ذهن ماها رو به كنكاش بگيريد خيلي خوب ميشه. البته از اين تيپ مطالب تو وبلاگتون بود اما---- نمي دونم چطور بگم. به نظر من كسايي مثل شما بيش از اين مي‌تونن خودشون رو نشون بدن... 
 
در كل لذت بردم، خوب بود. خدا قوت. بازم سر ميزنم. 
راستي ميخوام كه منو دعا كنيد. به دوستاتون هم بگيد. در آخر به قول شما يا علي  
 
و يه هديه‌ي كوچولو براي همه‌ي كسايي كه ميان اينجا تا حال و هوايي عوض كنن.  
مي دوني وقتي خدا داشت بدرقت ميکرد بهت چي گفت؟گفت: جايي که داري ميري مردمي داره که ميشکننت، نکنه غصه بخوري. من همه جا باهاتم. تو تنها نيستي. 
تو کوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جابدي، اشک مي دم که همراهيت کنه، و مرگ که بدوني برميگردي پيشم.
شهاب مرادی :سلام/ من حاضرین و مراجعین را نمی شناسم مگر پیام های دریافتی را. به هر حال خوش آمدید.

1. در مورد "... از تهران" و پیام های مشابه اگر خودشان پاسخ بدهند، منتشر می کنم. (لزوم رعایت اصل رازداری)
2. در مورد دیده شدن ؛ باور کنید که از همین مقدار هم زیاد بوده و ...
3. در مورد سیر موضوعی مطالب کاملا مخاطب محورم یعنی به بازخوردها توجه می کنم و انعکاس مطالب در وبلاگهای دوستان و پیام ها ...
4. دعاگویم و یاعلی.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6447  |  127 امتياز

Saeid
از Esfahan
امضا شده : ۲۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۰۲
سلام 
من شاهد دزدي پسر همسايمون از يک فروشگاه مواد غذايي بودم. پسر همسايه زن و بچه هم داره و خانواده همسرش هم خانواده اي بسيار مذهبي هستند. حالا من موندم که وظيفم چيه؟ ميدونم اگه به فروشنده بگم آبروش ميره. دوست ندارم هم که با خودش روبرو بشم. لطفا بگيد بايد چيکار کنم؟
شهاب مرادی :سلام/ ستار شو ستار شو
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:11136  |  126 امتياز

سروين
از تهران
امضا شده : ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۰۶
سلام: 
1-من حدود 6 ماهه كه دارم نماز شب ميخونم اما نميتونم سر نماز حواسمو جمع كنم و به محض اينكه از خواب بلند ميشم كلي فكر و خيال ميآد سراغم و احساس ميكنم نمازم به درد نميخوره و كار بيهوده ميكنم و عذاب وجدان ميگيرم. 
2-من خيلي در گذشته غرقم و حسرت گذشته رو ميخورم طوري كه ديگه اون آدم شاد و شوخ قديم نيستم طوري كه همه اطرافيانم فكر ميكنن من افسردم. 
مختصري از گذشته براتون ميگم اما لطف كنيد در سايت نگذاريد: من 2 سال پيش ... خصوصی... 
...ايشون به طور محسوسي به من نظر داشتن اما من اصلا علاقه اي به ايشون نداشتم و خيلي سرد باهاشون رفتار ميكردم اما كم كم بهش علاقه مند شدم اما به روي خودم نميآوردم و معتقد بودم بايد به صراحت بهم بگه نه با اشاره. همه متوجه اين موضوع شده بودند و به من ميگفتند به همين دليل خيلي مطمئن بودم كه بالاخره باهام صحبت ميكنه و با غرور احمقانم رفتار خوبي باهاش نكردم و هر وقت ميامد شروع كنه خودمو ميزدم به اون راه، تا حدي كه بهم ميگفت تو از من بدت مياد البته هيچ وقت بي احترامي نكردم.تا اينكه درسم تموم شد و من همچنان منتظر بودم و براي اينكه منتظر بمونم استخاره كردم كه گفتند خيلي خوبه و در آن جمع خوبيهاست.با آمدن هر خواستگار ديگر و يا تغيير شرايط دوباره استخاره ميگرفتم كه همه خوب ميآمد با كلي توضيح مرتبط.حتي يكبار احساس كردم درست نيست به نامحرم دلبستن و تصميم گرفتم براي ترك آن استخاره كنم كه باز هم بد آمد.تا اينكه آخرين استخاره براي ترك اين قضيه اين آمد:بسيار خوب است و بايد قدرش را دانست انشاالله قدرش را خواهيد دانست و ثمرات بسيار خوب آن را خواهيد ديد.محكم باشيد و اگر نتيجه قدري دير شد نگران و سست نشويد.و حدود 1 هفته بعد از اين استخاره فهميدم ايشون ازدواج كرده. 
اما برام اين سوال پيش آمده چرا الان بعد از اين همه استخاره و دلبستگي؟ اگر قرار بود نشه چرا خدا خواست يكسال ونيم صبر كنم. الان هم با تمام وجود دوستش دارم و فكر ميكنم به هيچ كس نمي تونم غير از اون فكر كنم. فكر ميكنم با غرورم آيندم رو خراب كردم.لحظه لحظه خاطراتش نابود و پشيمونم ميكنه. الان هم تصميم دارم براي ادامه تحصيل از ايران برم تا زندگي جديدي رو شروع كنم اما خوانوادم نگران هستند و با زبان بي زباني ميگن پس كي ازدواج؟ من 24 سالمه و فكر ميكنم خدا اينطوري خواسته.  
ببخشيد طولاني شد اگر نخواستيد راهنماييم كنيد شما رو به خدا برام دعا كنيد.
شهاب مرادی :سلام/1. خیلی خوب است اگر نمازشب را دوست دارید و نشاط دارید ادامه بدهید و وجود فکر و خیال را مهم ندانید . دلیلی برای عذاب وجدان وجود ندارد. با فکر و خیال هم نماز شب ثواب دارد. این فکر و خیال ها و هجوم آن به آدم مثل تکان های هواپیما بعد از "تیک آف" است که اگر خلبان از این تکان های مختصر بترسد هیچ گاه اوج نمی گیرد نترس تا اوج بگیری؛ الصلاة معراج المومن!
 
خود بیدارشدن ، وضو گرفتن و روبه قبله نشستن ذکر گفتن و نماز فوق العاده در ملکوت شما و خانه و خانواده تان موثر است . فریب وسوسه های شیطان را نخورید. شیطان از شما مقدس بازی اش همیشه بیشتر است حتما درگوش شما می گوید: « وای این چه نماز شبی است که می خوانی؟! تو که همه اش در فکر و خیال هستی و فلان و بهمان و... اگر می خوای این طوری بخوانی بهتر است که نخوانی!» توجه کنید این قبیل جملات از جملات معروف شیطان است که تلاش می کند عبادت ما تعطیل شود.
 
2. برای بهتر شدن اوضاع به مشاور مراجعه کنید.
 
3. استخاره گرفتن ها اشتباه بوده .
 
این احساس عمیق علاقه‌ی شما به آن فرد بیشتر ساخته دوستان و همکلاسی هایتان بوده تا یک موضوع واقعی دوطرفه ، خدا را برای نشدنش شکر کن!
 

 
این هم تائیدی بر تاکیدهای مکررم در مورد استخاره !
 
لطفا در مسیر ازدواج و انتخاب همسر استخاره نکنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3550  |  126 امتياز

مهدي
از تهران
امضا شده : ۲۲ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۰۷:۴۹
با سلام خدمت حاج آقاو همه 
جواني 23 ساله هستم حدود 2 سال پيش به عمره دانشجويي رفتم و در اونجا به صورت غيابي با دختر خانمي عقد کردم يعني ايشون تهران بودن 
اما از وقتي که به تهران اومدم هر روز يک مشکلي داشتم 
تا بالاخره متاسفانه بعد از 4ماه از هم جدا شديم 
اين چهار ماه يا شايد يه کم بيشتر کلي داستان داره که ميگذرم 
الان مشکل اصلي من مهريه هست 110 سکه که نيمي از اون به اضافه سفر مکه تقريبا ميشد 67 سکه که تا الان تقريبا 12 تاش رو داديم 
آقاي مرادي اگر ميخواستم اول کار همه رو يک جا بدم تقريبا بايد 12 ميليون ميدادم نداشتم و مجبور به قسط بندي شدم 
اما حالا که 12 تاش رو دادم اگه بخوام بقيه اش رو نقدي بدم بايد 18 ميليون بدم يعني در عرض يک سال 6 ميليون اضافه شد حالا هم که روز به روز داره بيشتر ميشه 
نميدونم چه کنم 
اگر ميتونيد من رو راهنمايي کنيد تا هم از اين راحت بشم به اميد خدا هم ازدواج کنم
شهاب مرادی :سلام/ مسئولیت پذیرتر از این باش! مبلغ زیادی نیست به تدریج کار کن و پرداخت کن.
 
و قبل از هر اقدامی، (توجه کن هر اقدامی! برای ازدواج دوم مثلا حتی تصمیم در مورد گزینه ی پیشنهادیِ خانواده یا یکی از اقوام به تو برای ازدواج ) لازم است دانش و مهارت های لازم برای انتخاب همسر و ازدواج را بیاموزی و مشاوره کنی. یادداشت ها و پاسخ های مرتبط را در سایت پیدا کن و دقیق بخوان و بنویس.
 
هرچند الان هم به مشاوره دقیق و علمی نیاز داری. توصیه من آقای مهدوی است. 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4453  |  126 امتياز

علي
از قم
امضا شده : ۲۳ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۳۲
سلام حاج آقاي مرادي خسته نباشيد. من يه جوون 23 ساله از شهر مقدس قم هستم. از سال 1383 تا 1385 به فکر کارو درس نبودم و دنبالش بودم ولي نبودم. ازسال 1385 رفتم سراغ درس تا اينکه سال 1386 وارد دانشگاه آزاد استان قم شدم. بنابه دلايلي که نصفش بي لياقتي و احمقي و ... خودم و يک ذره شم مشغول بودنم در يک گروه جوون که کارهاي بيهوده انجام مي داديم نه کارهاي بد کارهاي فرهنگي ولي ازدرس و زندگي ام افتادم و يک ذره شم به خاطر ضربه بود که در تعيين رشته در سال اول دبيرستان خوردم بود که من از چشم پدرومادرم مي بينم نگذاشتند من رشته اي رو دوست داشتم برم به حرف دوست و رفقاي پدرم بالاخره رفتم تجربي مني که اصلا تا دوم دبيرستان تجديد نمياوردم به خاطر بي علاقگي به رشته ام دوم و سوم دبيرستان سه تا سه تا تجديد آوردم بعد از سه سال مجبورشون کردم با سختي برم کارودانش و کامپيوتر بخونم. سرتون رو دردنيارم خلاصه بعداز اين همه سختي سال 1386 وارد دانشگاه شدم. به خاطر ضربه اي که گفتم از نظرروحي نمي تونستم درس بخونم دوست داشتما ولي هي مي گفتم چقدرسخته نمي تونم و ازاين حرفها. در ترم اول آخراش به خاطر ضربه و احمقي خودم و نبودن مشاوره و دوست نزديکي به غير از خدا که بتونم راحت باهاش حرف بزنم يواشکي به دور از چشم خانوادم از دانشگاه اومدم بيرون الانم مثلا از ديد اونها دارم درس مي خونم البته دوباره رفتم دانشگاه سال 1388 ولي به خاطر اون ضربه دوباره ترکش کردم. حالاهم که سرعقل اومدم و مي خوام بخونم ديگه از نظر قانوني هم اضافه خدمت دارم هم نمي تونم وارد دانشگاه بشم. چون کاردانيه و سه سال بيشتر اعتبار نداره. هنوزم خانوادم فکر مي کنن که من دارم درس مي خونم. موندم حاج آقا نمي دونم چه کار بايد بکنم. چطوري از اين مخمصه بيام بيرون. مي خوام برم سربازي خانوادم مي گن بگذار درست تموم بشه بعد برو مي خوام ازدواج کنم ولي نه درسم نه سربازيم و نه کارم معلومه البته الان در يک شرکت مسافرتي مشغول کارم ولي اين که تا آخرش نمي مونه. آخه دلم نمي آد به خانوادم بگم که من ترک تحصيل کردم چون خيلي برام زحمت کشيدن و چشم اميدشون به منه و مي دونم اگه بهشون بگم حتما سکته مي کنن. يه راهي جلوي پاهام بگذاريد تابدون اينکه پدرو مادرم متوجه بشن من از اين مخمصه بيرون بيام. ديگه آرزوي مرگ کردم. واقعا همه راههاي جلوي من بسته است. از خدا فقط کمک خواستم و نه از خلقش ولي از وقتي که با شما آشنا شدم و با سايت شما گفتم بگذار از يه روانشناس روحاني بپرسم که چکار کنم. يه راهي جلوي پاهام بگذاريد. باتشکر اسمم مستعاره اسم اصليم چيز ديگست.  
خداحافظ.
شهاب مرادی :سلام/ اصلا از خانواده ات مخفي نكن. همين الان والدينت بگو و احساست را از اين شرايط، واضح و شفاف و به دور از كنايه و ايهام بيان كن، از آنها صميمانه و متواضعانه عذرخواهي كن و اصلا حتي ذره اي را به دوش آنها نيانداز! و قول بده كه جبران خواهي كرد.
 
دروغ نگو كه هيچ خيري در دروغ نيست.
 
همان طور كه متوجه شدي مشكل اساسي شما پايين بودن اعتماد به نفس است. ان شاءالله سربازي مي سازدت و حتما به چند جلسه مشاوره نياز داري.
 
توسل به حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها را فراموش نكن و مراقب باش شيطان اميدت را به تاراج نبرد!
 
ان شاءالله با همت و تلاش خودت و لطف حق سبحانه و تعالي، به زودي اين روزهاي سياه و تلخ تمام مي شود و تو يك جوان موفق و پيروز خواهي شد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8291  |  125 امتياز

sadegh
از tehran
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۰۲
حاج آقا طي اين چند ساعتي که آنلاين هستيد تا الان 35 پيام رو پاسخ داديد و معلوم نيست چند تا پيام رو خونديد اونم بدون هيچ منت و اجر مادي.واقعا خداقوت و ممنونم از همه کسايي که در اين سايت به يه نحوي با شما در ارتباطن و هر کسي مشکل خودشو داره.! قطعا دعا در حق حاج آقا توسط ماها کمترين تشکر و قدر دانيست که ميشه انجام داد!
شهاب مرادی :سلام/ حدود 200 پیام را خواندم و شما لطف دارید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10743  |  124 امتياز

صبا63
از کرج
امضا شده : ۱۹ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰۱
ماههاي رجب و شعبان و رمضان 2سالهاي قبل برايم اوج عبادت و عشق بود و پايانش دردناک اما سال پيش خدا اجازه نداد تا بهش نزديک بشم و از تموم شدن انها فقط حسرت و بيتفاوتي وناتواني خودم را حس کردم;D 
اين طور که معلومه امسال هم اجازه پاک شدن درک ارامشو عاشقي راندارم
شهاب مرادی :سلام/ و اما ینزغنّک من الشیطان نزغٌ فاستعذ بالله. به خدا پناه ببر از این افکار و باورهای نادرست دست بردار و مکرر استغفار. در همین دعاهای امید بخش ماه رجب بخوان: بابُکَ مفتوحٌ للراغبین و فکر کن و مفاهیم را وارد قلب و ... التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6037  |  124 امتياز

دکترخراساني
از تهران
امضا شده : ۲۱ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۵۷
سلام.رويش سبزه و لبخند غنچه و شکفتن گل همه جواب زمين است به سلام و نگاه مهربان بهار؛  
بيائيد در زندگيمان خصلتي بهاري داشته باشيم که برويانيم رويشي در تمامي ابعاد وجودي؛  
نه تابستاني کويري ؛ که بسوزانيم و خاکستر کنيم  
و نه زمستاني قطبي ؛ يخ زده که بلرزانيم و منجمد کنيم  
و نه رفتاري بي‌ روح و پأييزي که ديگران را زرد و مچاله کنيم که به يک باد بريزند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6618  |  123 امتياز

حسين
از تهران
امضا شده : ۲۹ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۵۸
با سلام خدمت استاد عزيز حجت الاسلام شهاب مرادي 
خيلي سريع مي رم سر اصل مطلب، من دختر عمه اي دارم که از بچکي تا سن 12 يا 13 سالگي با هم بزرگ شديم. بعد از اين سن هم به خاطر بزرگ شدن من و رسيدن به سن تکليف و هم به خاطر دو خانواده مذهبي ديگر ارتباطي با هم نداشتيم. الآن هم نداريم. ديگر ارتباطمان سلام و عليک معمولي است. لذا هم اکنون شناختي از او ندارم. 
من هميشه نسبت به اين دختر يه احساس خاصي داشتم و دارم نمي دونم چيه فقط مي تونم بگم يه احساس خاصه. مثلاً وقتي مي دونم اون توي جمع خانم هاست الکي ضربان قلبم بالا مي ره ، حالا اينکه اون چه جوريه الله و اعلم ووو 
تا اون جايي که من مي دونم ايشون دختر خوبيه ، نماز مي خونه ، روزه مي گيره، اعتکاف مي ره ، پارسال هم توي دانشگاه تهران رشته ي زيست شناسي قبول شده، تازه خانواده ي مذهبي اي مثل خودمون دارن. هم خانواده نزديک مذهبي و هم خانواده ي دور مذهبي، دختر پاکي است و بي شيله پيله. ولي چند اشکال وجود دارد که مي خواهم از جناب عالي سؤال کنم : 
خانواده ي آن ها ولايت مدار نيستند... ولي آنطور که خانواده ي ما عاشق دلبسته هستند، نيستند.  
من متولد سال 66 و او متولد 69 يا 70 است. من سال 84 دانشگاه آزاد مکانيک قبول شدم و بعد از گذشت چهار سال از ادامه دادن آن صرف نظر کردم. چون علاقه اي به آن نداشتم الآن هم به دنبال گرفتن فوق ديپلم از اين دانشگاه هستم. در راستاي اين چهار سال به انجام کار خبرنگاري و نوشتن مقاله و يادداشت و همچنين طراحي هاي گرافيکي پرداختم. در اين راه تجربه اي خوب بدست آوردم و الآن هم دنبال ادامه دادن تحصيل در مجتمع فني هستم. يعني رفتن به کلاس هاي فتوشاپ و ... راستش او دانشجوي زيست شناسي تهران است و من ...  
من فرزند شهيد هستم. مادرم بعد از شهادت پدرم ازدواج نکردند و سختي ها را با دل و جان خريدند. در اين راه يکي از سختي ها وجود 5 خواهر شوهر بود. که يکي از اين افراد مادر همين دختر عمه ي من و کوچکترين آن هاست. آن زماني که پدر من شهيد شده بود عمه کوچيکه ي من جوان بود، حدود 17 سال، از اين رو زبان تندي داشتند و دل مادر ما رو آزرده خاطر کردند. ولي اين حرف ها باعث اختلاف در خانواده بين ما و آن ها نشده است. منظور وجود زبان تند عمه است.  
از سويي ديگر مادر من ، فردي کم صحبت و آرام است که آزارش به مورچه اي نمي رسد. معرکه ي دو عالم است. اگر ازدواجي بين من و دختر عمه ام پيش آيد اذيت نخواهد شد؟ چون مي دانم که از عمه ام کمي واهمه دارد . از طرفي مادرم با ازدواج من تنها خواهد شد. چون خواهرم ازدواج کرده و من هم اکنون خانه هستم. 
خانواده ي من و دختر عمه ام پر جمعيت هستند و بساط حرف و گفتمان ميانشان بسيار، فلاني رفت خواستگاري فلاني و فلان شد و بهمان. من از اين قضيه خوشم نمي آد که بروم خواستگاري و مثل بمب تو خانواده بپيچه تا هم من نتونم تصميم خوبي بگيرم و هم دختر عمه ام. اين اتفاق در خانواده افتاده است. (بعلاوه همه فکر مي کنند من و دختر عمه ام زوج خوبي مي شويم) 
با تمام اين حرفها دو سؤال داشتم : 
با چنين وضعيت خانوادگي و حرفها و درس ها و وضعيت مادر و اين ها به خواستگاري ايشان بروم يا خير ؟ 
فکري به ذهنم خطور کرده که مي خواستم با شما مشورت کنم؛ نظرتون چيه که با هماهنگي خواهرم يا خودم قراري با دختر عمه ام بگذارم و با او در خصوص ولايت مداري و برخي مسائل مثل درس و اخلاق و نوع رفتار و نگرشش نسبت به زندگي صحبت کنم. و بعد اگر مناسب ديدم به خواستگاري اش بروم؟ (واقعاً نسبت به حرف فاميل واهمه دارم)  
قبلاً از زحمات شما متشکرم 
ببخشيد طولاني شد 
يا علي
شهاب مرادی :سلام/ پسرم اگر آماده ازدواج هستی معیارها و ملاک هایت را لیست کن و مورد بررسی و تامل قرار بده؛ سبک سنگین کن و برمبنای مبانی، ملاک ها و معیارهایت با مشورت چند نفر خردمند از جمله مادرت به دنبال مصداق منطبق با آن معیارها بگرد و اگر از فکر ازدواج با دخترعمه منصرف شوی بهتر است. به چند دلیل که در یادداشت های مربوط به ازدواج بیان کردم خواندن آن مطالب و پیامها برایت مفید است. ان شاءالله
 
اگر از لحاظ تحصیلی و مقررات دانشگاه مانع جدی نداری ادامه تحصیل در رشته مکانیک را در دستور کارت قرار بده و ابراز عدم علاقه را فقط یک مکانیزم دفاعی تعبیر کن و مشاوره تحصیلی را جدی بگیر. در 4 سال چند واحد پاس کردی؟ ظاهرا حدود فوق دیپلم خب از راه کارهایی مثل تبدیل وضعیت به پاره وقت یا حتی کنکور مجدد و استفاده از واحدها استفاده کن. درس را جدی بگیر.
 
نگرانی تو برای مادرت نباید مانع ازدواجت شود و ...»»» مریم از بابل
 

 
درکل ازدواج فامیلی را توصیه و تاکید نمی کنیم (این عدم توصیه ریشه روایی دارد.) و در صورت تصمیم قطعی پسر و دختر مشاوره ژنتیکی توصیه می شود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9602  |  123 امتياز

sadegh
از tehran
امضا شده : ۱۲ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۴۹
سلام آقاي مرادي.آقا محسن از اهواز 25 مهر پيغام دادن و قرار شد بسته به امتياز تصميم گيري کنيد.فکر کنم 544 امتياز کافي باشه واسه قانع کردن شما واسه گذاشتن سخنرانياتون توي سايت.به هر حال ما منتظريم.
شهاب مرادی :سلام/ دیدم، امتیازش بیشتر هم شده!
 ان شاءالله در حد امکان این دستور دوستان را اجرا می کنم
لطفا اگر تا 15 آذر انجام نشد یادآوری کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4661  |  122 امتياز

آمنه کاوسي فر
از تهران
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۵۳
سلام استاد.دلم براتون تنگ شده بود.تازه اين ترم چرا تو دانشکده کلاس نداشتيد بيايم خدمتتون؟نميگيد ما اين وسط چي کار کنيم؟ 
به هر حال خيلي خوشحالم که الان تونستم دوباره بيام تو سايتتون. 
خدا کنه بتونم اون کلاسا رو (خانواده نوپا)رو شرکت کنم.فقط نميدونم چه جوري بايد ثبت نام کنم. 
 
براتون دعا ميکنم.برام دعا کنيد.موفق باشيد؛ استاد خيلي خوبم.
شهاب مرادی :سلام/ برای ثبت نام باید به فرهنگسرا بروید. سیدخندان خ جلفا.
 
و کپی شناسنامه ها را همراه داشته باشید. از لطف شما متشکرم. 
 

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6047  |  122 امتياز

ندانمامضا شده : ۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ساعت ۲۰:۰۷
سلام نميدانم چيكار كنم تنهام فكر ميكنم خدام تنهام گذاشته براي كنكور مي خونم ولي درسها رو بلد نيستم با اينكه يك زماني همه را بلد بودم و ياد همه ميدادم چيكار كنم
شهاب مرادی :سلام/ مشابه سوال شما رادرجلسات مذهبی وبرنامه های تلویزیونی و در پیام های سایت دریافت کرده ام به همین دلیل کمی مفصل جواب میدهم.
 در روانشناسی به این حالت درماندگی آموخته شده می گویند.
 احتمالا شما تجربه ی کارهای نیمه تمامی را دارید که به نتیجه نرسیدن آنها انگیزه فعالیت جدید را از شما گرفته.
 دراینگونه موارد معمولا نوجوانان و جوانان ناکامیهای خودرابه خدا (یا خانواده یاجامعه) نسبت میدهند واحساس های متفاوتی نسبت به خدا پیدا میکنند.
 زیاد به این حالتها (تصور شک یا کفر!) توجه نکنیدوبه توانمندیها واستعدادهای خدادادی‌تان بیاندیشید.
 برای غلبه براین حالت بهتراست یک هدف جدی و مهم رادر نظر بگیرید.
 برنامه ریزی برای کنکور شروع خوبی است. ابتدا با یک فرد آگاه دراین زمینه مشورت کنید و بعد از برنامه ریزی با جدیت درس بخوانید و همواره به موفقیت فکر کنید.
 با توجه به تواناییهایی که دارید انشاءالله موفق میشوید. مطمئنا طعم شیرین موفقیت انگیزه ای قوی برای فعالیتهای بعدی شما خواهد بود.
 ازخدای مهربان یاری بگیرید واز رفاقت بیشتر با او لذت ببرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2097  |  120 امتياز

بنده ي هميشه اميدوار
از طهران
امضا شده : ۰۲ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۳۷
سلام حاج آقا.خداقوت.قبلا عرض کرده بودم مرداد ان شالله عازم سرزمين وحي هستيم.شديدا بي تابم و مضطرب.نذر نکردم اما نيت کردم 40 روز که از همين امروز شروع ميشه تا موقع رفتن روزه بگيرم که امروز نشد بگيرم.ناراحتم و غمگين يعني رمق کاري رو ندارم.چه کنم حاجي؟؟ قشنگ حس مي کنم شيطانه که داره من رو از اين روزه گرفتنا دور مي کنه و اين حس دل گرفتي(نه نا اميدي) در من ايجاد شده(اعوذ بالله من الشيطان رجيم). بعدش يه مطلب ديگه هم هست البته يه ساله که دارم بهش فکر ميکنم! اونم اهداي يه کليه ام به يک نيازمنده.از وقتي که استاد تنظيم خانواده گفت آدم با يک سوم يدونه کليه هم مي تونه زندگي کنه احساس عذاب وجدان ميکنم که بعضي ها نيازمندند و ما بي خيال!.حاجي چه کنم؟؟؟؟اولش نام و ايميلم رو نوشتم اما چون خوب ميشناسيدم گفتم نا شناس بمونم بهتره!منتظر جوابتون هستم. التماس دعا يا علي
شهاب مرادی :سلام/ این نوشته ها نشانه خوبی نیست و نگران کننده است. چرا اضطراب؟ چرا نذر؟ آن هم روزه‌ی 40 روزه؟!
اگر شما را می شناسم چرا حضوری نیامدید در یکی از همین مجالس عمومی سخنرانی شما را ببینم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5825  |  120 امتياز

بيکار
از زاهدان
امضا شده : ۰۱ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۰۲
تا امروز فکر ميکردم به همه نامه ها جواب ميديد ولي فهميدم شما هم با بقيه فرقي نداريد و جواب نمي دين.
شهاب مرادی :سلام/ 1. چرا این گونه نگاه می کنید : "صفر یا صد" ، "همه یا هیچ"؟؟؟
2. بر چه اساسی و چه مبنایی فکر می کردید به همه می توانم پاسخ بدهم؟!!!
لطفا بخش برنامه را ملاحظه کنید خصوصا سفرها(البته همه برنامه ها را درج نمی کنم) و همچنین آمار بازدیدکل را با تعداد پیامها مقایسه کنید. من یک نفر هستم بدون هیچ دستیار و نیروی کمکی  لازم است بیشتر دقت کنید. اگر با همین جنس استدلال، روابط خود را نتظیم کنیددیگر دوستی برای شما باقی نمی ماند و از زندگی نمی توانید لذت ببرید. و یا دچار اشتباهات غیر قابل جبرانی در تصمیمات خود می شوید.
و سطح رضایتمندی شما از زندگی به شدت تحت تاثیر نوع نگاه شما و سهم شما از منطق است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5002  |  120 امتياز

فاطمه
از اصفهان
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۳۷
سلام حاج آقا  
حال و احوال چطوره؟ 
جناب مرادي من هيچ گاه در مطلب ارسالي قبليم اغراق نکردم اين فقط نظر شخصيم بود در مورد شما. 
 
دوست دارم نظر شما را در مورد اتفاقي که در زندگي ام افتاد بدانم: 
چند وقت قبل يکي از خويشاوندان(پسر عمه پدرم) به خواستگاري من آمد ايشان 19 ساله و دانشجو هستند اما گفتند به علت اين که نه من آمادگي ازدواج را دارم نه ايشون فقط خواستند که ما جواب بله را بدهيم و بدون اين که کسي ار اقوام بفهمد ما مال هم باشيم تا ايشان مطمين باشند که من مال ايشان هستم وبا کس ديگري ازدواج نخواهم کرد و من و خانواده ام هم موافقت کرديم آخه هم خانواده ايشان براي ما شناخته شده هستند و هم خودشان به علت رفاقت با برادرم خوبيشان برايمان ثابت شده است دوست دارم نظر شما را در اين رابطه بدانم به نظر شما چند درصد از پسر ها در چنين مواقعي روي حرف خود باقي مي ماند و يا چند درصدشان عشق واقعي دارند اصلا کار ما درست بوده؟  
من يک دختر هفده ساله هستم که تا به حال عشق را تجربه نکرده ام علاقه اي هم به اين کار قبل از ازدواج ندارم علاقه خاصي هم به ايشان ندارم البته نه اين که دوستش نداشته باشم اما تا زماني که ازدواجم با ايشان حتمي نشده نمي خواهم خودم را درگير عشق کنم چون مي ترسم ايشان چند وقت بعد نظرشان عوض شود .
شهاب مرادی :سلام/  تصمیم مدبرانه ای به نظر نمی آید. و سوالات متعددی وجود دارد مثلا:
 
1. چرا بدون اطلاع فامیل.
 
2. اگر از مرحله ی انتخاب عبور کردید چرا عقد رسمی علنی نکنید؟ و اگر انتخاب قطعی نیست جرا هزینه ی ریسک آن را فقط دختر بدهد.
 
3. برنامه مدون و زمان بندی شده ی پسر و خانواده اش بسیار مهم است! یک پسر 19 ساله برای ازدواج چه می تواند داشته باشد؟! آیا زمان ازدواج یک پسر 19 سالگی است؟!!! انجام تحصیل،سربازی و به دست آوردن شغل و تمهید مقدمات زندگی واقعا زمان بر است در حالی که شانس ازدواج در گذر این زمان بهتر هم می شود و شانس ازدواج دختر  هم سن و سالش کم و کمتر!
 
4. دخترم مراقب باش خانوادگی جوگیر نشوید.
 
لطفا به جای ادامه سوال و جواب فکر کن و حضوری از مشاور کمک بگیر.  شما فقط 2روز است با اینجا آشنا شدید و معلوم است که پیامها (بیش از 7000 پیام! ) و یادداشت ها را نخوانده اید. وقت بذارید و بخوانید و بخوانید...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:15706  |  120 امتياز

salma
از EU
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۳۳
سلام آقا شهاب! 
1.دو سال پيش با هزار ز حمت وارد دانشگا ه شدم در رشته پرستارى. حال قا نون اماكن بهدشتى ، درمانى جديد شده و پوشيدن روسرى را ممنوع كردن.  
2. كار كردن تمرينى در بيمارستان هم شامل درس ها ميشود. 
3.دو سال مونده كه تمام كنم. 
4. طى اين دو سال هم خوب وقتم رفته هم پولم هم عصابم. 
5. ولى نمى خواهم كه ايمانم را هم از دست بدهم. 
6. تا جايى كه توانستم حجابم را رعايت كردم ، هميشه و خدا را شكر تا حالا توانسته ام. 
7. من تاز ه با شما آشنا شدم ، و خيلى خيلى از اين آشنايى خوشحال استم،اميد وارم كه باعث خسته گيتان نشم! 
;) ممنونم خدا حافظ ،فعلا!
شهاب مرادی :سلام/ شما که تکلیف شرعی خودتان را به خوبی می دانید من هم برای اطمینان شما عرض کنم: حفظ حجاب حتی اگر ضرر مالی و تحصیلی داشته باشد واجب است و یقین داشته باشید خدای مهربان، بسیار جبران کننده است و حتما برای شما در همین دنیا و آخرت جبران می کند. و اساسا ثمره تقوی گشایش است ومن یتق الله یجعل له مخرجا
 
اما اگر بخواهید تحصیلتان را در ایران ادامه بدهید ظاهرا طبق مقررات منعی ندارد ...
 
یاد یادداشت 20 شهریور 83 مرحوم اخوی افتادم . روحش شاد »»» آدم خوب
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:15971  |  119 امتياز

پريسا
از ايران
امضا شده : ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۱۱
سلام.واقعا به شما خدا قوت ميگم.باورم نمي شد که بالاخره يک آدم متواضع و دلسوز پيدا بشه و خودش سوال هاي جوون ها رو بي هيچ مزد و منتي اون هم تو فضاي مجازي جواب .بازم خدا قوت. 
من خواستگاري داشتم که جواب مثبت هم داده ام و ان شاءالله قرار است بعد از ماه مبارک عقد کنيم .مادر،پدر و خودم کاملا با اين ازدواج موافقيم اما دو خواهر بزرگترم که 10و15 سال با من تفاوت سني دارند و ازدواج کرده اند،مرتب مي خواهند من را دچار ترديد کنند و تمام اين ماجرا از جايي شروع شد که فهميدند خواهر ايشان وضع مناسبي در حفظ حجاب ندارند،با توجه به اين که ما يک خانواده روحاني هستيم.البته بايد بگم که خود پسر کاملا انسان متديني است و همه ي اساتيد و دوستان و فاميلشان هم بسيار از ايشان تعريف مي کنند.مادرشان هم زن محجبه و مهرباني هستند.من خيلي نگرانم. نمي دانم بايد چه کنم.
شهاب مرادی :سلام/ توصیه می کنم به نگرانی های خواهرانت بی توجه نباش و از آنها بابت ابراز نگرانی و مهربانی تشکر کن و تلاش کن دقیق تر نگرانی آنها را بشنوی تا حمایتشان را داشته باشی ولی مراقب باش اختیارت را به دست کسی ندهی و بدان که »»» خودت...
 
اطلاعات من خیلی کم است و نمی توانم به شما در خصوص انتخاب همسر مشورت بدهم اگر تیتروار مشخصات و شرایط آشنایی، دلایل انتخاب و... را با شماره بنویسید، شاید بشود نظر داد ولی چرا به مشاور حضورا مراجعه نمی کنید؟
 
من می خواهم شمارا به یک مشاور ارجاع بدهم اما شهر را ننوشته اید. ضوابط را در مورد اسم و اسم شهر رعایت کنید با این اسم چندین نفر پیام می دهند و معمولا اولین نفر که استفاده می کند بعد از او افراد باید از ترکیب اسم و عدد یا ترکیب اسم و حرف یا اسم و فامیل مستعار ِغیر تکراری استفاده کنند. چند روز پیش فقط به جوادها پاسخ دادم ...
 
لطفا کلمه پریسا را سرچ کنید. بعد با فونت عربی چگونه یادم بماند که این پیام سابقه اش چیست تا پاسخ بدهم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10708  |  118 امتياز

نسيم
از تهران
امضا شده : ۱۰ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۴۴
خوش به حال شما:خدا مي بينتتون 
خوش به حال شما:خدا دوستتون داره 
خوش به حال شما:مثل من تنها نيستين 
خوش به حال شما:مثل من منتظر يه جواب سوال نيستين هر روز مضطرب وارد اين سايت نمي شينو بعد ....  
خوش به حالتون آرزوتون مرگ نيست 
خوش به حالتون همه دوستتون دارند 
و بد به حال من كه خدام نگامم نمي كنه
شهاب مرادی :سلام/ و

خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه هاي نيمه باز
خوش به حال دختر ميخک که مي خندد به ناز
خوش به حال آفتاب...

گر نکوبي شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش مي شود هفتاد رنگ

لطفا مشکلتان را خلاصه بنویسید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2223  |  117 امتياز

محسن
از مشهد
امضا شده : ۳۱ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۵۹
سلام عليکم .اينجانب دانشجو مي باشم وخواهان يک راهنمايي ازجنابعالي هستم.اين راهنمايي را با توجه به شناختي که از شما از طريق برنامه مردم ايران سلام پيدا کرده ام خواهانم لازم به ذکر است نه تنها صحبتهاي شما بلکه شيوه بيان صحبتهايتان وشيوه برخورد شما با اطرافيانتان وچندين فاکتور ديگر حتي شيوه نشستنتان در برنامه مردم ايران سلام مرابه اين نکته رساند که شما شخصيت مناسبي براي پرسش اين سوال هستيد .اين سوال را از چندين نفر ديگر هم پرسيده ام اما متاسفانه هر کدام به شيوهاي گوناگون مرا از دادن پاسخ محروم کرده اند و منجر به اين شده است که تاکنون من از يک انتخاب مهم باز بمانم. واما سوال:کداميک از آيات اعظام را به عنوان مرجع تقليد معرفي ميکنيد؟تمام توضيحات فوق براي اين بود که شما ديگر ازپاسخ دادن به اين سوال امتناع نورزيد. با سپاس فراوان محسن-ص ازمشهد
شهاب مرادی :سلام/
تا امروز از سوی فقها و علما، مرجعی به عنوان مرجع اعلم معرفی نشده است. پس برای تقلید به یکی از حضرات آقایان مراجع حی ،مراجعه بفرمایید.

  • آيه الله خامنه اى
  • آيه الله سيستاني
  • آيه الله وحید خراسانی
  • آیه الله بهجت
  • آيه الله مكارم شيرازي
  • آيه الله صافي گلپايگاني
  • آيه الله نوري همداني
  • آیه الله شبیری زنجانی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1914  |  116 امتياز

يدالله بهتاش
از تهران
امضا شده : ۱۸ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۰۹
قال علي ابن الحسين (ع)قال الله تبارک وتعالي:لعبد من عبيده يوم القيامه:اشکرت فلانا؟ فيقول:بل شکرتک يا رب فيقول:لم تشکرني اذ لم تشکره(بحارج71ص38) 
با تشکرفراوان ازمحبت شما وعرض تبريک سال نو وعذرخواهي ازتاخيرتشکر اميدوارم هميشه موفق باشيد.
شهاب مرادی :سلام/ حاج آقای بهتاش عزیز
کاری نکردم که قابل تشکر باشد.

من از دورترین روزهای کودکی به برکت همسایگی با شما و هم محل بودن با مسجدحضرت ابوالفضل علیه السلام از منابر پر فیض و فایده ی شما استفاده کردم
و به قدر همان ( یا همین) فهم کودکانه ام خیلی چیزها را اول از منبر شما یاد گرفتم مثلا: طریقه خواندن نماز شب
(و چه اکسیری است سحر و بیداری خوشا بر احوال بیداران. و وای بر ما خفتگان ...)
راستی یادم هست سال 70 فرمودید در نماز شب تان معمولا چند "شهاب" را دعا می کنید و من هم جزء آنها بودم. هنوز هم هستم؟

ایام نوروز که عمره مشرف بودم، بسیار به یاد شما ، آقا محمدرضا و خاندان محترم بودم و مکرر دعاگو.


به دوستان محترم خرید و اهدای کتاب نماز شب حاج آقای بهتاش را پیشنهاد می کنم
این کتاب که بارها توسط انتشارات امیر کبیر و نشر سبحان چاپ شده است ؛ در قطع کوچک جیبی و بسیار ارزان تهیه شده برای آشنایی نوجوانان با نماز شب بسیار مفید و موثر است. ان شاءالله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7370  |  116 امتياز

yas
از sweden
امضا شده : ۰۸ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۰۲
سلام آقاي مرادي. خسته نباشيد سپاس از زحمات بي‌ دريغ شما. من چندين بر براي شما سوالاتي ارسال کردم اما به گمانم وقت نداشتيد ايرادي نيست اکنون سوالي‌ ايجاد شده که اميد وارم پاسخگو باشيد. مگر نه اينکه در اسلام آماده که عرب و عجم سفيد و سياه با هم برابر هستند. مگر نه اينکه دين زبان فرهنگ مردم ايران و افغانستان يکي‌ است. پس چرا شما ميگويد که يک ايراني‌ نبايد با يک افغانستاني ازدواج کند اگر از ۲ نفر باهم مشکلي‌ نداشته باشند چه ايرادي ميتواند داشته باشد من در خارج از کشور زندگي‌ مي‌کنم مردم با فرهنگ‌ها و دين‌هاي مختلف زير يک سقف با هم زندگي‌ ميکنند پس چرا وقتي‌ ۲ نفر که دين و مذهب يکسان دارند بايد مانع آنها شد مايلم پاسخ اين سوالام را بشنوم اگر وقت نداشتيد به ديگر سوالاتم پاسخ گو باشيد اميد وارم به اين جواب دهيد و سوال من بر خلاف ضوابط شما هم نيست به اميد اينکه همه مسلمان واقعي‌ باشيم و اسلام را درست پياده کنيم التماس دعا از همگي‌
شهاب مرادی :سلام/ بله درست می فرمایید که از نظر اسلام، حقوق بشر برای تمام افراد بشر یکسان است و صرف رنگ و قومیت موجب برتری افراد نیست و اسلام با این فرهنگ نادرست همیشه مبارزه کرده ولی در مورد ازدواج کفویت و تناسب‌ها مهم هستند.
اینکه در غرب حتی با دین های مختلف زیر یک سقف زندگی می کنند این ملاک علمی برای درستی آن ازدواج نیست. چون بحث بر سر عدم امکان ازدواج با فردی با فرهنگ یا ملیت یا مذهب دیگر نیست بلکه موضوع مهم موفقیت و پایداری ازدواج است. و موفقیت ازدواج در تحقق هدف آن است.
از نگاه قرآن هدف اصلی ازدواج آرامش است؛ آرامشی واقعی و پایدار، که در بسیاری از انتخاب ها این آرامش خدشه دار می شود و یا اصلا ایجاد نمی شود مثلا در ازدواج شیعه و سنی که از لحاظ فقه شیعه و فقه سنی اشکالی ندارد و از لحاظ همبستگی ملی در کشور می تواند مفید تلقی شود و برخی توصیه می کنند اما وقتی مراجعات متعدد و پیامهای زیادی را می بینم که ازدواجشان ناموفق بوده و منجر به گسستگی یا آشفتگی شده و آرامش که هدف اصلی ازدواج است محقق نشده به خاطر اهمیت حقوق انسانی فرد در اسلام توصیه می کنیم بهتر است با اختلاف مذهب و یا با هدف تغییر مذهب همسر آینده‌تان با او ازدواج نکنید. و این توهین به شیعه یا توهین به سنی نیست. توجه به تفاوت های مزاحم آرامش مهم است
تفاوت خوب است چنانچه حتی اختلاف در حدی خوب است ولی تا فقط تا میزانی از این تفاوت ها در ازدواج مشکل ساز نیست از حدی که بگذرد اصل ازدواج و زندگی مشترک را آسیب می زند.
در مورد ازدواج های مکرر و مجدد و تعدد زوجات و یا ازدواج با اختلاف سن منفی (دختر بزرگتر) و یا ازدواج با تبعه کشور های دیگر که هیچ کدام شرعا اشکال ندارند (و از امتیازات اسلام همین امکان و جواز است که در موارد خاص راهگشاست) هم به همین دلیل مخالفت می شود و هشدار می دهیم.
در مورد اتباع بیگانه با توجه به قوانین کشورها و موضوع هویت ملی خانواده ها و فرزندان و نسل و مباحثی مثل تابعیت و حتی مسائل سیاسی و امنیتی و مشکلات عاطفی و تفاوت های فرهنگی (که در مورد مرزنشینان بسیار وضع متفاوت و مسئله آسان‌تر است) و آداب رسوم و باورها که اغلب زمینه بروز افسردگی را هم موجب می شود توصیه می کنم لااقل قبل از ازدواج حتما از قوانین کشور خودتان و کشور او یا کشور ثالث که می خواهید در آنجا زندگی کنید اطلاع کسب کنید. آیا این توصیه نادرستی است؟
این نادیده گرفتن ارزش انسان است؟ آیا این نژاد پرستی است؟
پیام مورد اشاره  yas »»» لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5854  |  116 امتياز

يك گناهكار غمگين
از آمل
امضا شده : ۲۹ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۴۵
سلام زني هستم شوهردار. حدود 5 سال ... [ادامه را حذف کردم]
شهاب مرادی :سلام/ ابتدا مجبور بودن و ... را قبول ندارم و مهم نیست اما هوالغفور و هو التوّاب
 
اگر ترک گناه کردی وبه گناهت پیش خدا اقرار کن و خودت را مسئول بدان و زاری کن و ناله کن و بدان
 
"اگر کنج خانه ات توبه کنی، پاک تر می شوی تا در وسط شهر به دست علی تازیانه بخوری" این نظر امیرالمومنین علی علیه السلام است. پس تردید نکن.
 
چند توصیه: 1. قطع رابطه قطعی با او 2. عدم اقرار به گناه ابداً و برای هیچکس خصوصا شوهر و رضایت او شرط مغفرت خدا نیست 3. عدم سرزنش تکراریِ خود 4. جایگزینی استغفار به جای سرزنش(گفتن استغفرالله ربی و اتوب الیه) 5. تعقیبات نماز(بسیار مهم است) و نمازهای نافله مثل نماز غفیله مفید است.
 
»»» توبه / میخوام نمیشه ! و پیوندهای آن را بخوانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9320  |  115 امتياز

رها رستگارامضا شده : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۳۷
سلام  
جسته و گریخته بعضی از برنامه هاتونو دیدم و حرفاتون به دلم نشست.امروز صبح تو برنامه ی مردم ایران سلام یه قسمتی از بحثی رو شنیدم راجع به هویت جنسی جوانان..از دید یه دختر 19 ساله میگم نقش جو جامعه اگه نگیم مهمتر از خانواده ست در همون حده . 
دخترها وارد جامعه میشن توی خیابون راه میرن و متلک میخورن! پدیده ای که اینروزا واسه همه انگار عادی شده!اما واسه یه دختر هیچ وقت عادی نمیشه!اون دختر سعی میکنه محکم راه بره سرد و خشن نگاه کنه. 
سعی میکنه اون نرمی ای رو که باعث میشه مورد توهین قرار بگیره پنهان کنه..توجه کنین!پنهان کنه نه اینکه حقیقتا خشن بشه و باز هم پیدا میشن اراذلی که کم هم نیستن و به خودشون حق توهین کردن میدن در آخر چی میمونه واسه اون دختر؟؟جز یه نفرت جز یه حال تهوع!و سعی میکنه خودش رو پنهان کنه چون انگار این دختر بودن یه ضعفه که به پسرها ،مردها ،پیرمردها اجازه ی تحقیر میده.همه جا همین وضعه ..برخورد مغازه دارا..خیلی از به اصطلاح معلما واساتید!!چنان آدم رو منزجر میکنه که اون دختر ترجیح میده کاملا خشن کاملا سخت به نظر برسه ..این تاثیر جامعه گمونم مورد مهمی بود که اشاره نشد 
ببخشید خیلی طولانی شد!
شهاب مرادی :سلام/ هویت جنسیتی یک دخترخانم فقط در رفتار دخترانه خلاصه نمی شود وقار و حجاب هم بخشی از آن است.
 
باید همه در بالا رفتن سطح امنیت اجتماعی تلاش کنیم
 
دختر: با حجاب و وقار
 
مومنین : با امر به معروف ونهی از منکر
 
و پلیس: با حمایت از حقوق بانوان و برخورد محکم و قاطع با اراذل و اوباش و مزاحمین خیابانی
 
و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1693  |  114 امتياز

امير مقيمي
از تهران
امضا شده : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۱۹
سلام زنگ زدم فرهنگسرا براي شرکت در دوره گفتند که از مزدوجين سال 84 به بعد ثبت نام مي کنند، اينجا هم شرط ورودي داره، حالا ما که سال 77 ازدواج کرديم و دوست داريم از اين کلاسها بهره مند بشيم بايد چکار کنيم،
شهاب مرادی :سلام/ هدفم در این دوره، فقط خانواده های نوپا هستند و این محکی است برای اصرارهای مکرر دوستان که برگزاری کلاس منظم و دوره را مکرر پیشنهاد داده اند. ان شاءالله اگر گروه فعال و خوبی تشکیل شود برای تربیت کودک و دوره قبل از انتخاب همسر هم دوره ی مناسب طراحی می کنیم. فعلا به دوستانتان این دوره را اطلاع رسانی کنید. تا بعد نوبت شما شود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5471  |  114 امتياز

اذين
از کرمان
امضا شده : ۱۰ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۳۳
سلام اقاي مرادي ...چند روز پيش کرمان که بوديد در مورد نامزدم و مشکل تفاوت سني مون باهاتون صحبت کردم من دانشجوي سال چهارم پزشکي دانشگاه رفسنجان بودم که به دليل مخالفت نامزدم دو ماهه که انصراف دادم. چون بي نهايت حساسه و منم چون دوسش داشتم مخالفت نکردم تنها چيزي که منو ازار ميده مشکل سنمونه که سه سال ازم کوچکتره ناگفته نماند من بيست و سه سال سن دارم و تمام برنامه هاي شما رو هم از شبکه دو دنبال کردم.تا حالا با چند تا مشاور نيز صحبت کردم که همه گفتند زياد مهم نيست مهم درک و شعور طرف مقابله.برسر دو راهي عجيبي قرار گرفتم از يک طرف به خاطر اون از تحصيلم گذشتم و ازيک طرف اينده ام نگرانم کرده و اين رو هم بگم نامزدم به هيچ وجه حاضر به جدايي نيست و منم موقعيت هاي زيادي دارم ولي درعين حال دوسش دارم. با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ دلایل انصراف از تحصیلتان و دلایل انتخاب این آقا پسر را جداگانه و خلاصه (با 1.2.3) بنویسید.
در "مردم ایران سلام" در مورد اختلاف سن مفصل صحبت کردیم و عرض شد
 که دختر نباید از پسر بزرگتر باشد و معمولا برای این نوع ازدواج ها نمی شود موفقیت چندانی را پیش بینی کرد.
شرایط روحی شما را در جلسه سازمان ملی جوانان کرمان مساعد ندیدم.
با پدر و مادرتان مشورت کردید؟
"نامزد" یعنی مراحل خواستگاری رسمی طی شده؟
شما واقعا علاقمند هستید؟!
به هیچ وجه با رودرواسی ، ترحم و عذاب وجدان و امثال آن برای ازدواج تصمیم نگیرید .
خودخواهی در مرحله قبل از ازدواج بد نیست!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2385  |  113 امتياز

رضا
از شيراز
امضا شده : ۰۱ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۰۰
آيا براي كسي دعا ميگيرن كه از كسي كه دوست داره زده بشه يا به كس ديگه اي برگرده يا بخت كسيو بستن صحت داره؟اگه واقعا صحت نداره براي چي علما مردمو آگاه نميكنن
شهاب مرادی :سلام/ متاسفانه این کارها در کشور رواج دارد و مشتری بازارش فراوان است. نه تنها در امور خانواده و ازدواج بلکه در ورزش و اقتصاد و ...
مراجع عظام و علما هم بارها تذکر داده‌اند که این امور خرافه است.
 همه باید برای زدودن خرافه و خرافه پرستی کمک کنند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5058  |  113 امتياز

ازيتا
از اصفهان
امضا شده : ۰۷ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۱۸
سلام اقاي مرادي سال نو مبارك . اقاي مرادي تو زندگيم نامهرباني زياد از نزديكام ديدم تحملم زياد بود ولي يك ساله صبر و تحملم كم شده و روي اعصابم و زندگيم تاثير گذاشته و همسر مهربانم و بچه هام اذيت ميشوند اين اذيتها از جانب مامانمه از زخم زبونش هيچكس در امان نيست. نه زبان مهرباني نه رفتار درستي حتي لباس پوشيدنش مرا شرمنده و خودش مضحكه مردم كرده.كاش يك خاطره ي خوش در كودكي هم از مادر ندارم .تا يادم مي ايد سرزنش شدم كه دختر هستم بعد از ازدواج هم دخالتهاي بيجا .خيلي خسته هستم حالا هم با گريه دارم براي شما درد دل مي كنم .راهنمايي ام كنيد فكر و خيال مثل موريانه به جانم افتاده و از درون داره داغونم ميكنه . چه كنم تو را خدا.خداحافظ
شهاب مرادی :سلام/ رابطه تان  را با مادر به حداقل برسانید.
 کمتر خاطرات را مرور کنید وبرای بیان آنها ودرد دل (که غیبت هم هست) ممنوعیتی برای خودتان وضع کنید.
شما یک مادر خوب برای فرزندانتان باشید با همان انتظاری که از مادر داشتید ولی کم کم به یک مادر افسرده و منفعل تبدیل می شوید.
شاد باشید وبا همسر وفرزند مهربانتر باشید
فراموش نکنید که احسان ونیکی به پدر ومادر بد هم واجب است. مبادا مادر را با دیده ی خشم وغضب ونفرت نگاه کنید.فقط روابط را کم کنید مبادا قطع رابطه کنید!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1917  |  112 امتياز

سولماز پورزند
از تهران
امضا شده : ۱۰ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۲۴
سلام.من سولماز 22 ساله دانشجو شيمي هستم.من برنامه ماه محبوب رو ديدم رو من خيلي تاثير داشت دختري خيلي خوبي نبودم ولي تو ماه رمضون بهتر شدم! شما هيچ جوري نمي تونيد كمك ما كنيد چون تو تهران بعضي گناها جزو زندگي ما شده/من با حرفاي شما تا 2روز احساس آرامش ميكردم ولي شمام فقط تو حرف ميگين ما براتون مهميم در عمل اون موقعهايي كه داريم دست و پا ميزنيم شمام مثل بقيه دردسترس ما نيستيد!!!!!!!!!!! شما نميدونيد نا اميدي جزء جدا نشدني زندگي ما(جوونا)شده بدون اون زندگي بي مزه ميشه وقتي حرف مي زديد از تمام وجودم آرزو كردم كاش يكي بود تا به همه حرفاش عمل ميكرد. من 1 قدم به سمت شما اومدم شما چي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟ هيچي! ما خسته تر از اينيم كه خام حرفاي شما بشيم / روزگار همه جوره بازيمون ميده شما رو به همون خداتون بازيمون ندين. از كجا معلوم ميشه پيام مارو ميخونيد؟من از طرف مليونها دختر پسرهايي كه خيلي كارا كردن ولي بد نيستند فقط خستن بريدن 
از همه چي حتي از خودشون /كسايي كه بارها خود كشي كردن يا شاهد خود كشي دوستاشون بودن/آقاي مرادي من ديدم كسيو كه شاهد خود كشي باباش بوده/ شما نشستين سر سجاده ولي 100تا مثل من كه تازه مثلا تحصيل كردم هستيم داريم ذره ذره له ميشيم حتي نميميريم دقت كنيد له ميشيم! مام يه روز خيلي پاك بوديم پر از آرزواي قشنگ ولي زنده به گور شديم/من دختر سختي هستم ولي نميدونم چرا الان 
دارم گريه ميكنم شايد ياد تمام لحظه هايي افتادم كه تنهايي و با همه سلولاي بدنم احساس كردم خدا كنه پيش خداتون بتونيد جواب اين اشكا رو بديد.مرسي.
شهاب مرادی :سلام/ احساس شما را تا حد زیادی درک می کنم و ناامیدی رو از کلمه کلمه پیامتون میشه فهمید ولی راه کار چیست؟ گلایه و ناله؟!
 
نه!
 
این حال و این وضع حتما نیاز به مطالعه دقیق دارد و حال و روز آدم با گیاه فرق می کند که مثل مزرعه برای آفت زدایی و کمک به گیاهان، با هواپیما بشه همه را سمپاشی کرد و خلاص، نه!!!
 
دختر خوب در این گلستان هر چند آفت گلها و ناراحتی های اغلب گلها به هم شبیه است ولی برای درمان باید تک تک (یا در گروه های کوچک مثل یک دسته گل) مورد مطالعه و درمان قرار گیرند.
 
توصیه من مراجعه به مشاور است.
 
اگر هم سوال روشن و مشخص در ذهن دارید یک یک مطرح کنید. از جستجوی سایت هم کمک بگیرید.
 
عید مبارک
 

 

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1856  |  112 امتياز

جواد
از تهران
امضا شده : ۲۴ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۰۳
سلام 
امروز تو حرم حضرت معصومه س دعا گو بودم.2 رکعت نماز هم براتون خوندم. 
يا علي
شهاب مرادی :سلام/ ممنونم . امروز عجیب دلم هوای آن حرم آسمانی را کرده بود...
شأن و منزلت حضرت معصومه نزد خداوند بسیار محترم و با عظمت است و ثواب زائر آن حضرت ثواب زیارت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها است. خوشا به حال شما و زیارت قبول.

منت ز بخت دارم و نصرت ز كردگار
كافكند در ديار قمم روزگار، بار

خوش بار يافتم به حريمى كه جبرئيل
بى‏اذن خادمان به حريمش نجسته بار

اين بارگاه بضعه باب الحوائج است
كز وى رواست، حاجت مخلوق روزگار

اين پيشگاه فاطمه بنت موسى است
كز بعد فاطمه به زنان دارد افتخار

خارى اگر خلد به كف پاى زائرش گيرد
ملك، به سوزن مژگان، ز پاش خار

دختر بدين جلال، نپرورده مام دهر
دختر بدين مقام، نياورده روزگار

چشم فلك نديده و نشنيده گوش دهر
دختر بدين جلالت و بانو بدين وقار

اى بانوى بلند مقام فلك جناب
اى خانم رفيع مكان بزرگوار

هم دختر امامى و هم خواهر امام
هم عمه امامى و هم نور هشت و چار


تنها نه چشم من به در توست منتظر
چشم دو عالم است ‏بر اين در، به انتظار

اى والى ولايت عصمت! به عصمتت
چشم كرم ز بنده اين آستان، مدار

مسكين «طرب‏» ز درگه لطفت كجا رود؟
اميدوار بر توام، اميد من بر آر
            (طرب اصطهباناتی)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2037  |  112 امتياز

دانيال
از شيراز
امضا شده : ۲۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۵۸
ازبرنامه زيباتون درتاريخ شب 24 مردادممنون.ولي خيلي ديرموقع هست.کاش چنين برنامه هاي خوبي زودترپخش ميشد.
شهاب مرادی :سلام/ من فقط مهمان آن برنامه بودم .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8205  |  111 امتياز

dr.khorasani
از tehran
امضا شده : ۲۳ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۵
سلام.جوابي که به maral az hamedan داديد مثل خنجر در قلب انسان فرو ميرود و دوست داران شما را عميقا نا‌ راحت مي‌کند....از اينکه انسانهأيي تا اين حد از روابط اجتماعي و فرهنگي‌ به دور هستند ادم غصه مي‌‌خورد ،شما جواب را پاک کنيد من دعا مي‌کنم خدا به اين خانوم درک و ادب معاشرت عطا کند
شهاب مرادی :سلام/ از انتشار برخی حال و احوالها هدفم کاملا فرهنگی و رویکردم روانشناختی است مثل همین تبریک تولد ولی هر بار از عدم انتشار بسیاری از تبریک ها عذرخواهی می کنم و به 5-4 پیام بسنده.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6440  |  110 امتياز

ترنم مددي
از تهران
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۰۴:۱۳
درد من حصار برکه نيست ... درد من زيستن با ماهيانيست که فکر دريا به ذهنشان خطور نکرده است . 
 
سلام آقاي مرادي . باز هم اومدم ازتون کمک بخوام . من 21 سالمه ، مادرم فوق العادست ، خدا رو شکر ميکنم ، پدرم هم بد نيست ولي در حدّ افراطي متعصبه . ما 3تا بچه ايم ، من اولين فرزند و تنها دخترم و همين حساسييت پدرم رو تشديد ميکنه . هميشه بهش احترام ميذاشتم ( به خاطر عقايد ايشوون خيلي جاها پا گذاشتم رو علايقم ، مثلا ً انتخاب رشته ي تحصيليم تو دبيرستان ) تا زماني که ديدم اين سکوت و احترام داره منو از مسير روياها و خواسته هام دور ميکنه . نذاشت برم دانشگاه ، چون به نظرش محيط دانشگاه بده و آدم عاقل نبايد خودشو در معرض گناه قرار بده ( توجه داشته باشيد که ايشوون خودش دانشگاه رفته ). تا اين مرحله زندگيم اطرافيانم خيلي متوجه گذشت هاي ريز و درشت من نشده بودن ، ولي يه رشته ي خوب ، دانشگاه سراسري ، تهران و سکوت من در مقابل مخالفت پدرم توجه همه رو جلب کرد ، هر جا ميرفتيم همه با پدرم بحث مي کردن شايد راضي بشه ، ولي اوون مثل هميشه مغرور ، با حس پيروزمندانه اي ، بدون توجه به احساسات من ، همه رو نا اميد کرد . هيچ وقت نخواست بفهمه که تو دل من چي ميگذره . از اوون به بعد خيلي ملموس ترحم اطرافيانم رو حس کردم ، ميشنيدم که پشت سرم چه حرفايي ميزنن ( دختر بيچاره با اين همه هوش و استعداد زير دست چه آدمي افتاده و .... ) به تدريج نا بود شدم . باور کنيد من آدم ضعيفي نيستم ، آستانه ي صبر هر آدمي يه اندازه اي داره . شما نمي دونيد چه قدر سخته گذرووندن زندگي با اين فکر که تو ميتوني اما نميذاره . کم کم هدفمو گم کردم و اين بي هدفي و سردرگمي باعث شد کاري رو انجام بدم که اوون موقع هم ميدونستم اشتباهه . با پسري آشنا شدم که خدارو شکر آدم بدي نبود و از خلا ً عاطفي من سو استفاده نکرد . قراره ازدواج گذاشتيم ، هر وقت حرف خواستگاري مي زد با مخالفت شديد من مواجه مي شد . چيکار بايد ميکردم؟ ميومد خواستگاري که چي بشه ؟ که با ازدواجمون مخالفت بشه چون من خيلي خوشگلم و هر مردي لياقت منو نداره ، چون اوون خيلي پولدار نيست و نميتونه يکي يدونه ي باباشو خوشبخت کنه و .... ( البته بگم که من از اولش همه ي مشکلاتي که سر راه ازدواجم بود رو برايه اوون بنده ي خدا توضيح داده بودم و اوون با علم به شرايط من اصرار کرد و خواست بهش اجازه بدم سعي شو بکنه .) از اول تا آخر آشنايي ما 4 ماه طول کشيد . 
پدرم متوجه رابطه ي پنهاني ما شد و تازه از اينجا دردسراي زندگي من آغاز شد ، تمام آزادي هام ( که خيلي اندک بود ) ازم گرفته شد . حساسييت هاي بيشتر ، با من قهر کرد ، توهم هاش شروع شد . به خاطر مامانم از اوون پسر گذشتم ، خيلي سعي کردم طوري از زندگيش بيرون برم که زياد ضربه نبينه اما ميدونم که چندان موفق نبودم . اوون بيشتر از من عذاب کشيد ، من اولين باري نبود که در مورد خواسته هام شکست مي خوردم ، هر چند که تلخترين شکستم بود اما پذيرفتم . اما اوون چي ؟ اميدوارم منو بخشيده باشه . 
ديگه من يه دختر 19 ساله بودم با يه شکست عشقي ، يه عالمه عذاب وجدان ، يه پدر تلختر از هميشه و مادري که ديگه حاضر نبود از من حمايت کنه . خيلي طول کشيد تا مادرم متوجه فشاري شد که برايه شوونه هاي من خيلي زياد بود . منو بخشيد ولي ديگه هرگز بهم اعتماد نکرد . 
به يه آدم ديگه تبديل شدم ، حتي دلم نمي خواست راجع به خودم فکر کنم ، تا قبل از ماه رمضان امسال که تصميم گرفتم کمي زندگي کنم . دوباره به باورهام برگشتم . حالم خيلي بهتر شد . قرار شد ديگه خواستگار راه بديم که اي کاش هيچ وقت راه نمي داديم . يکي از خواستگارا ( که قبلا ً ماجراشو براتون گفتم ) هم خانواده ي محترمي داشت ، هم خودش آدم منطقي و خوبي به نظر ميرسيد . و يه داستان تکراري که من موافقم و پدرم مخالف . جواب منفي داديم ولي اوونا قانع نشدن و ظاهرا ً تصميم ندارن دست بردارن . برام مهم نيست چي پيش مياد ، فقط دعا ميکنم ديگه اين ماجرا تموم بشه . ديگه تصميم ندارم ازدواج کنم . اگه قراره هر کسي رو که من بپسندم پدرم نپسنده ، چرا خودمو درگير کنم ؟ 
چند نفر رو نديده رد کردم . حالا يه موردي پيش اومده که نمي تونم راه ندم ، نتونسنم دليلي پيدا کنم . خيلي نگرانم . مي ترسم ، نمي دونم بايد چي کار کنم . مي ترسم مرتکب اشتباه بشم .  
خواهش مي کنم کمکم کنيد . خيلي درمانده شدم . احساس بدبختي ميکنم . 
ببخشيد که طولاني شد .
شهاب مرادی :سلام/ اگر با همین پدر و افراد خانواده جلسات خانوادگی را تشکیل دهید و از موضوعات کوچک و معمولی شروع کنید تا موضوعات بزرگ و مهم مشکل ارتباطی شما حل میشود یا حل آن آسان میشود.
 
برای دفاع از خودتان و اهدافتان (مثلا تحصیل در دانشگاه؛ که اصلا و به هیچ وجه گناهگاه نیست و البته اگر کسی بخواهد گناه کند حتی در مسجد هم گناه می کند و مسجد هم برای او جای امنی نخواهد بود) می بایست با رعایت ادب و تواضع با پدر و مادر حرف می زدید و منطقا دلایل تحصیل خود را بیان میکردید. یا دلایل ازدواج و انتخاب خواستگار را و محترمانه از آنها دلایل مخالفت و ردشان را می خواستید.
 
شما هیچ خواستگاری را بدوا رد نکنید و مانع آمدن هیچ خواستگاری نشوید.
 
ولی پس از بررسی گفتگو ومشاوره نظرتان را اعلام کنید مثبت یا منفی.
 
گناه پناهگاه امن و ایمنی برای هیچ کس نبوده و نخواهد بود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1810  |  109 امتياز

مسيبي64
از تهران
امضا شده : ۰۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۵۵
سلام آقاي مرادي خسته نباشيد. 
 
راستش نمي دونم دقيقا از کجا بايد شروع کنم. نوع فعاليت شما واقعا تحسين برانگيزه و اينکه شما خيلي خوب تونستيد با مردم و خصوصا جوونها ارتباط برقرار کنيد. فقط يه وقتايي من فکر مي کنم خيلي خوبتر ميشد اگر ميشد از اطلاعات شما و افرادي مثل شما در يک سطح وسيع تري هم استفاده مي کرد خب خيلي ها اينجا رو نمي شناسند، خيلي ها هم شايد حال و حوصله ي سر زدن نداشته باشند توي اين دنياي مجازي رنگارنگ شايد کمتر وقت بذارن اين جور جاها هم بيان. اين روزها همه به دنبال سواد بيشتر هستيم، کلاسهاي متفاوت، کسب مهارتهاي مختلف؛ منم دنبال اين چيزها هستم مثل همه چون واقعا مفيدن و توي اين عصر هم به دردمون مي خورن فقط فکر مي کنم کم سراغ خودمون ميريم، 
کم يه حالي از دلمون مي پرسيم،  
کم فکر ميکنيم ببينيم چي کارا مي کنيم، 
کدوماشون درستن و کدوماشون نه.  
مي دونيد آقاي مرادي بعضي کارهاي غلط اونقدر همه گير شده ( ميدونم گفتنش هم خوب نيست )که اصلا يادمون رفته اين کارا درست نيستن؛ خصوصا مسايل اخلاقيمون. کارهاي غلطمون رو به عنوان عادت بهشون نگاه مي کنيم و فکر ميکنيم اگر مشکلي هست مشکل ديگرانه که نمي تونن ما رو درک کنن. من نمي خوام بگم من آدم خوبيم که اينا رو مي نويسم ولي واقعا دلم مي خواد روز به روز بهتر بشم. 
از طرفي راستش فکر ميکنم 
اين حيف که فقط از سواد و اطلاعات شما در يک حدود و طيف خاص استفاده بشه. صد در صد که ازدواج، عشق و ار تباطهاي بين دختر و پسر مهمند و دانستن راجع به اونها توي عصر ما خيلي مهمه ولي راستش من فکر ميکنم يه سري از اشتباهتمون توي رابطه ها فقط مختص اونها نيست ما مثل اون اشتباه رو بارها و بارها تو جاهاي مختلف توي زندگيهامون مرتکب شديم فقط متوجه نشديم. در اصل فکر کنم هر اشتباهي در هر جايي از زندگي يه ريشه اي داشته باشه که تا ريشش پيدا نشه اصل مشکل برطرف نميشه مثلا شايد براي قبل از ازدواج براي يه مدتي تلاش کرديم و سعي شد که يکسري از مشکلات رو برطرف کنيم ولي بعد از ازدواج ديگه يه دوران کوتاه نيست که بشه مقطعي کار کرد اونجاست که اگه ريشه درست نباشه من فکر کنم بقيه ي کار مشکل ميشه. 
 
با همه ي اين تفاسير خيلي خوب ميشد اگر اين حرفها و درست فکر کردن ها روتين زندگيهامون ميشد. چقدر خوب ميشد. 
 
من يه فکري داشتم که شايد بتونه يه کمکي باشه براي پررنگ تر شدن اين روتين مثبت تو زندگيهامون؛ البته اميدوارم با اين حرفها يه وقت خداي نکرده جسارت نکرده باشم؛ اگر شما عالم نبوديد گفتن اين حرفها هم به شما فايده اي نداشت. 
فقط دلم مي خواست اول نظرتون رو درباره درستي حرفام بدونم؛ اصلا با نظرام موافقين؟
شهاب مرادی :سلام/ موافقم و چند مبحث هم برای سیما در ذهنم پخت و پز کرده ام. شاید وقتی دیگر...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6136  |  109 امتياز

mina
از قم
امضا شده : ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۱۰
يه فکري واسه اون دنيات بکن درغگوي مغرور بي خدا.
شهاب مرادی :سلام/ 1.در مورد توصیه ی شما:
راستگویان ِمتواضعِ باخدا هم باید به فکر آخرت باشند چه برسد به بینوایی مثل من.

من چه فکری برای قیامتم بکنم؟ که خیالم راحت بشه!
به خدا قسم نمی خواهم با لفاظی و تیرگی پاسخ شما را بدهم. سخن از قیامت ، فقر مطلقم و غنای مطلق ربوبی...
دقایقی فکر کردم و ... اندکی محاسبه و بدنم لرزید؛
خودم را فقط با این عبارات که از نوجوانی آرامبخشم بوده ، آرام کردم :

اَتُراكَ مُعَذِّبی بِنارِكَ بَعْدَ تَوْحیدِكَ؟
وَبَعْدَ مَا انْطَوى عَلَیْهِ قَلْبی مِنْ مَعْرِفَتِكَ؟
وَلَهِجَ بِهِ لِسانی مِنْ ذِكْرِكَ،
وَاعْتَقَدَهُ ضَمیری مِنْ حُبِّكَ؟
وَبَعْدَ صِدْقِ اعْتِرافی وَدُعائی خاضِعاً لِرُبُوبِیَّتِكَ؟ هَیْهاتَ.

اَنْتَ اَكْرَمُ مِنْ اَنْ تُضَیِّعَ مَنْ رَبَّیْتَه...ُ
 

خدای مهربان، امید و پناهی جز مغفرت و رحمتت نداریم.

و 2. در مورد دروغ و غرور و ... ؛ اگر تو راست می گویی خدا مرا ببخشد و اگر اشتباه می کنی، خدا هردویمان را ببخشد.
...ای کاش همگی مهربان تر شویم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9957  |  109 امتياز

غزل
از تهران
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۱۵
سلام حاج آقا.اسم من غزله.برنامتونو ديدم.حاج آقا خدا خيرتون بده واقعا از فرمايشاتتون لذت بردم اما فکر ميکنم نزديک به ۵ـ۶ ساله که شادي براي من معناشو از دست داده از وقتي که پدرم ما رو به ازاي عشوه هاي يه زن کثيف و خيابوني فروخت.از وقتي که به هر بهانه اي و به خاطر هر حرفي از بي کسي مادرم سواستفاده کردو به قصد کشت کتکش زد.از زماني که همه گول ظاهر حق به جانب و ريش و نمازاي رياييشو خوردن و گفتن حق با اونه اين در حالي بود که من و مادرم چه شبهايي که تا صبح کاري جز گريه نداشتيم و چه محبتها و چه وقتها و چه پولهايي که از جانب پدرم صرف هوي و هوسش نشد. پدرم فقط به ما خيانت نکرد اون به ما ظلم کرد ظلمي که حتي دشمنم به آدم نميکنه چه برسه به يه مرد در حق زن و بچش.شايد کاري که من کردم هيچ بچه اي نکنه يا دلش نياد اما من آرزوي مرگ پدرمو کردم از کارمم اصلا پشيمون نيستم يا از عذابش نميترشم چون اون به ناحق به ما ظلم کرد.به ناحق مادرمو عذاب داد ------ .با اين حال شما بگين من چطور ميتونم شاد زندگي کنم؟؟؟؟؟.اگه بدونين چقدر دلم از همه چي پره و نميتونم به کسي بگم ----- -به خدا اگه از ترس اون دنيا و ترس از بي کسيها و تنهايي هاي مادرم نبود تا حالا صد بار خودمو کشته بودم-----.حاج آقا من فقط ميخواستم يه کم درد و دل کنم اما شما که به خدا نزديکترين به خودش قسمتون ميدم بهش بگين اين حق من نبود.من که هيچ وقت ازش غافل نشدم.من که هميشه گفتم توکل به خودش..بگين اگه امتحانم بود ديگه بسه ----- بگين ديگه نميتونم------- (غزل18 ساله)
شهاب مرادی :سلام/ تا حدودی میشه تصور کرد که چه حالی دارید. احساس خشم و نفرت و دلبستگی! و سرخوردگی از کلام شما پیداست. واقعا سخته که آدم نگاهش نسبت به پدر یا مادرش که اساس هویت او هستند، عوض بشه. و آنها را دوست خود نداند به قول سعدی 
از دشمنان برند به دوستان شکایت                چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟
 
اما شرافت انسان در کنترل و تقواست. امام صادق علیه السلام می فرمایند کسی که به والدین ظالمِ خود با خشم بنگرد خدا نماز آن فرزند را قبول نمی کند.
 
خدا از ما انتظار دارد خشم و نفرتمان را کنترل کنیم والا اسب خشم و ... اگر رم کند، به سوار خود آسیب فراوان می زند و شاید او را نابود کند؛ چراکه الغضب مفتاح کل شر غضب کلید تمام بدی ها و شرهاست.
 
 
اگر تصمیم گرفتی این احساس را کنترل و تعدیل کنی، توصیه می کنم برای فراگیری مهارتهای لازم و سایر کمکها به مشاور مراجعه کنی. مثلا خانم ایران منش ؛ زندگی بهتر
 
زهرا سادات از تهران

 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:15521  |  109 امتياز

زينب رضايي
از قم
امضا شده : ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۳۲
ما عاشقانه همديگر را دوست داريم ودر اين مدت قريب 10 سال منتظر هديه ي خدابوديم وهستيم تا روزي ما هم چون عمران وزكريا شادي داشتن مريم ويحيايي را حس كنيم راستي چرا خدا به ما اين هديه را نمي دهد؟گاهي براي ما استغفار كنيدشايد ما را بيامرزد ولايق هدايايش كند.
شهاب مرادی :سلام/ ما از حکمت های الهی بی خبریم اما می دانیم که خدای حکیم بسیار مهربان است و برای شما و امثال شما دعا می کنیم.

تمام توجهتان را که به این حاجت متمرکز نکردید؟! چرا که (فوکوس کردن) توجه و تمرکز روی یک موضوع مانع از دیدن ابعاد زندگی ، مانع از شکرگزاری و لذت بردن از نعمت های بی شمار خداوند می شود!

زندگی کنید و از زندگی لذت ببرید زندگی فقط بچه نیست
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1654  |  106 امتياز

بالا