آمار

بازدیدکنندگان: 7078002
حاضرین در سایت : 30 نفر و 1 نفر عضو
  • majid57
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 266385
بازديد هفته گذشته : 57718
بازديد روز گذشته : 5694
بازديد سال جاري : 1136171
بازديد ماه جاري : 103404
بازديد هفته جاري : 1171
بازديد امروز : 1171

  اللهم ربَّ  شهر رمضان!
اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام و العافية المجللة و الرزق الواسع و دفع الاسقام
اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا و تسلمه منا و سلمنا فيه‏

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7789 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 »

نامورودی
h65
از تهران
امضا شده : ۲۲ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۰۰
سلام.اميدوارم كه سلامت باشيد. 
شب تولد امام حسين(ع)تو مهديه امام حسن(ع)از الهي هب لي كمال الانقطاع اليك صحبت كرديد.گفتيد مناجات شعبانيه را فراموش نكنيم. 
اما الان آخرين روز ماه شعبان هست و هوي نفس نگذاشت ذره اي به عبادت و مناجات بپردازم. 
به سمت گناهاني برگشتم كه سالها بود ترك كرده بودم. 
ولي فراموش نكردم كه خدا فرمود: 
يا عبادي الذين اسرفو علي انفسهم لا تقنطوا من رحمت الله. 
لطفا راهنمايي كنيد.(براي تلنگر)
شهاب مرادی :سلام/ چرا به گناه برگشتی ؟ زمینه ها را بشناس و از تکرار جلوگیری کن
یا من یسمی بالغفور الرحیم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1456  |  3 امتياز

****
از .......
امضا شده : ۲۹ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۱۰
سلام حاج اقا فوريه .خصوصيه. هفته اينده سمينار دارم خيلي مي ترسم هر چي بيشتر به يه سمينار عالي فكر ميكنم بدتر ميشه حاج اقا لطفا زود جوابمو بدين دوست دارم از اولين تجربه خودتون در باره همين مطلب بهم بگيد .اون لحظه به چي بايد فكر كنم؟مي دونم به خاطر زياد تمرين نكردنمه اگه يه شغل تدريس هم كناره دانشگام انجام بدم چطوره؟( البته نيست).منتظرم وسيله خدا..
شهاب مرادی :سلام/ مطالب را آماده کن و اصلا نترس یکی دوبار اجرای آزمایشی در حضور خانواده یا دوستان یا اطاق خالی مفید است .به سمینار و حواشی آن فکر نکن.
برای آینده تدریس بسیار مفید است.
چرا اسم ننوشتید و چرا خصوصی؟!  پیامتان را  کامل نمایش دادم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1409  |  3 امتياز

ameneh sharifizadeh
از karaj
امضا شده : ۰۱ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۳۲
با سلام و تشكر از صحبتهاي خيلي خوبتون در برنامه ي مردم ايران سلام  
يك سوال داشتم آن هم اين كه من فقط يك ماه زمان براي خواندن يك امتحان در زمينه تحصيلات تكميلي دارم و رشته تحصيلي ام هم چون برق هست وسخت با اين شرايط و ماه مبارك رمضان امكان درس خواندن براي من بسيار كاهش يافته واين ممكن است كه قبولي من را با مشكل كند ومي خواستم بدانم مي تونم روزه اين ماه رو نگيرم بعد از امتحانم قضاي آن رو بگيرم هر چند كه خودم قلبا دوست ندارم روزه نگيرم وهم نمي خواهم از درسم جا بمانم و هيچ زماني ديگر هم نمي توانم اين زمان از دست رفته به خاطر ضعف رو جبران كنم ممنون از پاسختون
شهاب مرادی :سلام/  گرفتن روزه بر شما واجب است.
روزه بگیر و با تنظیم وقت و استراحت مناسب موفق خواهید شد.با انجام تکلیف و کسب رضایت خدا درس خواندن هم برکت بیشتری پیدا می کند .باور کن!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1442  |  3 امتياز

احسان پ
از تهران
امضا شده : ۰۱ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۲۹
سلام. ماه مهمانی خدا بر شما مبارک... 
خانمی در حال جدایی از همسر خویش است...  
آیا من می توانم در قلبم ایشان را دوست داشته باشم و برای این جدایی دعا کنم؟
شهاب مرادی :سلام/ آن خانم حتی پس از طلاق و تا سپری شدن ایام عده ، متاهل (شوهردار)است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1413  |  3 امتياز

لیلا
از اصفهان
امضا شده : ۱۳ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۰
با عرض سلام و خداقوّت به شما 
اگر خدا بخواهد قرار است من به همراه خانواده ام سفری به کربلاونجف داشته باشیم ونایب الزیاره شماباشیم ولی نمیدانم چرا از وقتی که فهمیدم آشوبی در دل دارم که خدایی نکرده نتوانم بامعرفت وآن طور که باید آن بزرگواران را زیارت کنم لطفاٌ هر چه زودتر مرا راهنمایی کنید با عرض تشکر از شما 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ قبل از تشرف از هتل تا حرم به آهستگی ذکر بگویید(به ویژه: الله اکبر) و دل را به او پسپارید. التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1392  |  3 امتياز

sama
از teh
امضا شده : ۰۹ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۰۷
بازهم سلام؛ 
گفته بوديد كه حرفام و كامل كنم نمي دونم شايد كاش انقدر درگير روزمره گي ها نبودم و چيزي كه زياد داشتيم زمان بود. 
يه مدتيه كه خيلي به مرگ فكر مي كنم نمي دونم اما انقدر زياد كه از زنده بودنم ناراضيم تو زندگيم به همه چيزايي كه مي خواستم رسيدم ديگه ادامش فقط سنگين تر شدن كوله بار گناهامه از همه چيز و همه كس خستم خيلي خسته  
واقعا خدا با اون همه لطف و مهربونيش منو به خاطر خودكشي مجازات ميكنه؟؟؟؟ نمي دونم!
شهاب مرادی :سلام/ این  یادداشت ««بدون تغییر ممنوع!»» را به دقت مطالعه کنید و مجدد بنویسید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1390  |  3 امتياز

محدثه
از خراسان
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۴۳
با سلام ...[پیام طولانی!]... حاج آقا مي خواهم اين موضوع خصوصی باشد... 
با تشكر 

شهاب مرادی :سلام/ لطفا خلاصه !
-تصميم درستي گرفتيد که رابطه تان را قطع کرديد.
همان طور که خودتان فهميده ايد اين رابطه يک طرفه بوده و بی نتيجه.
تسليم احساسات نشويد. اگر ترتيبي بدهيد که مدتي اصلا با او مواجه نشويد کم کم اين علاقه کم رنگ ميشود.
در مورد او و ... با کسي صحبت و درد دل نکنيد چرا که مرور خاطرات روند فراموشي را کند ميکند.
اين يکي از تبعات ارتباط غير متعارف با جنس مخالف است و خوب است که براي شما به همين جا ختم شد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1798  |  3 امتياز

سما
از تهران
امضا شده : ۲۱ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۳۰
... و 
 
حسين بر زمين گرم کربلا سر مي نهد 
 
و زبان تشنه را در کام خشک مي گرداند: 
 
(( الهي رضآ برضاک و صبرآ علي بلاک و شکرآعلي نعماک ، لا معبود سواک  
 
سالگرد غم‎انگيز رحلت برادر بزرگوار و جگرگوشه‎ي شما و همه ي دوست داران اهل بيت را تسليت عرض مي كنم... 
خدايا همه ي دوست دارانش را ياري كن تا بياد او در سالگلرد پرواز غم انگيزش سجاده ي عشق را باز كنند و برايش 2 ركعت نماز مغفرت و يادبود بخوانند. شايد با شادي روحش قلبهاي غم آلودمان اندكي شاد شود.  
برادر بزرگوار جناب آقاي مرادي از صميم قلب برايتان آرزوي صبر و بردباري دارم.
شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما و ذکر آرامبخش حسین (ع) ممنونم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1414  |  3 امتياز

نازنين
از تهران
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۸
سلام حاج آقا از صحبت هاي قشنگتون ممنون مي خواستم راهنمايي ام کنيد راستش من وقتي بچه بودم يني وقتي ديستان بودم عادت خيلي بدي داشتم که حتي الان از گفتنش هم شرمنده ام من از کيف يکي از همکلاسي هام پول برمي داشتم اون هيچ وقت نفهميد که من اين کار رو مي کردم ولي من الان که بزرگ شدم و 19 سالمه هنوز از اين گناهم توي عذابم و خيلي ناراحتم اصلا الان که فکر مي کنم نمي فهمم اون موقع چه طور اين کار رو ميکردم در صورتي که الان حتي بي اجازه به وسايل ديگران دست هم نمي زنم و اين کار رو خيلي بد مي دونم اين ماجرا براي خيلي سال پيشه ولي من هميشه ازش ناراحتم اتفاقا چند وقت پيش اون دوستم رو دوبار توي اتو بوس ديدم شناختمش با هم صحبت هم کرديم مي دونم که هنوز توي همين محله زندگي مي کنن و فکر کنم بتونم پيداش کنم اما باور کنيد اصلا انقدر خجالت مي کشم که نمي تونم بهش بگم اصلا روم نميشه مي ترسم فکر کنه من هنوز اين کار رو مي کنم ولي اگه بدونم گناهش به گردنمه و شما هم بگيد که بايد برم به ناچار مي رم تو رو خدا کمکم کنيد ممنون
شهاب مرادی :سلام/ اگر او را می شناسید و آدرسش را دارید یا می توانید پیدا کنید، مبلغ را (به همراه یک هدیه) بدهید آژانس برایش ببرد با یک یادداشت عذرخواهی، بدون نام.
اگر او را پیدا نکردید و نا امید شدید، به امام جماعت مسجدتان برای پرداخت آن وجه به عنوان رد مظالم مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1475  |  3 امتياز

نيلوفر آبي
از شيراز
امضا شده : ۱۸ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۴۲
سلام آقاي مرادي 
با اين همه مشغله واقعا به شما خسته نباشيد مي گويم . 
اين بار دوم است كه برايتان پيام مي گذارم . 
شما كه خواستگاري دختر از پسر را هرزگي نمي دانيد پس چراپيام مراجواب نمي دهيد ؟ باور كنيد خيلي به راهنمايي شما نياز دارم . غير از شما كسي را ندارم كه با او مشورت كنم . مي ترسم زمان بگذرد و من كار اشتباهي انجام دهم . خواهش مي كنم 
به پيام قبلي من كه در آن وضعيتم را تقريبا كامل توضيح داده ام پاسخ دهيد . 
پيشاپيش از شما متشكرم . 
در پناه حق سلامت و پيروز باشيد . 
=========================== == 
سلام آقاي مرادي 
شب و روزتون به خير . 
من دختري 24 ساله و ليسانس هستم . يك سالي ميشه كه به پسري علاقه مند شدم ولي اون خودش نمي دونه . ما با هم فاميل دور هستيم . از خانوادش شناخت كامل دارم . هم سطح هم هستيم . با بعضي از خصوصيات اخلاقيش آشنا هستم ولي دلم ميخواد بيشتر باهاش آشنا بشم ببينم هموني كه فكر ميكنم هست يا نه .جناب سروان رو هم چندين بار خوندم . در ضمن اون يك سال از من كوچيكتره و الان داره تهران فوق ليسانس مي خونه .من شيراز هستم. چون كتابهاي روان شناسي ميخونم يه جورايي حس مي كنم كه از جنس هم هستيم . به نظر شما من چيكار كنم؟ 
آيا اين درسته كه به يكي از دوستام بگم كه تلفني راجع به من باهاش حرف بزنه و موضوع رو بهش بگه ؟ميشه لطفا حتما منو راهنمايي كنيد . بدجوري سر دوراهي موندم .
شهاب مرادی :سلام/ احتمال خطا در این انتخاب زیاد است.
شانس ازدواج واقعی خودتان را کم نکنید.
اما اگر هدف شما داشتن یک زندگی موفق نیست و هدفتان ازدواج با اوست به استعلام از وی اقدام کنید لااقل اشکال شرعی ندارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1444  |  3 امتياز

فيضي
از اراک
امضا شده : ۱۸ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۳۸
با سلام اگه ميشه در برنامه هاتون در مورد دخالت هاي بيجاي مادر شوهر ها صحبت کنيد براي خواهرم که بچه دار نميشود دعا کنيد پس خدا کي جواب اين ادم ها را مي دهد ديگه خسته شديم
شهاب مرادی :سلام/ به عروس ها چیزی در خصوص تفاهم و همکوشی و درک مادر شوهر نگم؟
لازم است زوج های جوان مفهوم "خانواده جدید خود" را به عنوان یک واحد مستقل درک کننند و این مقدمه تنظیم روابط سالم وسازنده و موفق با والدینشان است وکسب چند مهارت ضروری و این نیاز به زمان دارد پس به آنها فرصت دهید.و کمکشان کنید.
در مورد خواهرتان هم دعا می کنیم شما هم به خدای مهربان قادر حکیم تفویض کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1423  |  3 امتياز

Leila
از tehran
امضا شده : ۰۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۱۶
بهترين دوست اون دوستيه كه بتوني باهاش روي يك سكو ساكت بشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي، حس كني بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي… . 
ما واقعاًَ تا چيزي رو از دست نديم ، قدرش رو نمي دونيم . و در عين حال تا وقتي كه چيزي رو دوباره بدست نياريم ، نمي دونيم چي رو از دست داديم ... .  
اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي ، تضميني بر اين نيست كه اون هم همين كارو بكنه پس انتظار عشق متقابل رو نداشته باش فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اين طور نشد ، خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده ... .  
در عرض يك دقيقه ميشه يك نفر رو خرد كرد، در يك ساعت ميشه كسي رو دوست داشت ، و در يك روز ميشه عاشق شد ولي يك عمر طول ميكشه تا كسي رو فراموش كرد ... .  
دنبال نگاهها نرو چون ميتونن گولت بزنن ، دنبال دارائي نرو چون كم كم افول مي كنه ، دنبال كسي كه باعث بشه لبخند بزني برو چون فقط با يك لبخند ميشه يك روز تيره رو روشن كرد ، كسي رو پيدا كن كه تو رو شاد كنه... . 
آرزو مي كنم به اندازه ي كافي شادي داشته باشي تا خوش باشي ، به اندازه ي كافي بكوشي تا قوي باشي ، به اندازه ي كافي اندوه داشته باشي تا يك انسان باقي بموني و به اندازه ي كافي اميد تا خوشحال بموني... .  
 
هميشه خودت رو جاي ديگران بگذار ، اگه حس مي كني چيزي ناراحتت ميكنه ، احتمالاً ديگران رو هم آزار ميده ... .  
شاد ترين افراد لزوماً بهترين چيزارو ندارن ، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترين استفاده رو ميكنن ... .  
شادي براي اونايي كه گريه مي كنن و يا صدمه مي بينن زنده است براي اونايي كه دنبالش مي گردن و اونايي كه امتحانش كردن چون فقط اينا هستن كه اهميِِّت ديگران رو تو زندگيشون درك مي كنن ...  
عشق با يك لبخند شروع ميشه ، با يك بوسه رشد مي كنه و با اشك تموم ميشه ، روشنترين آينده هميشه روي گذشته ي فراموش شده شكل مي گيره ، نميشه تا وقتي كه دردها و رنجها رو دور نريختي توي زندگي به درست پيش بري ... .  
وقتي كه به دنيا اومدي تو تنها كسي بودي كه گريه مي كردي و بقيه مي خنديدن ، سعي كن يه جوري زندگي كني كه وقتي رفتي ، تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن ... .  
البته اين هارو نوشتم که بقيه توي سايت بخونن حاج آقا و گرنه يه وقت جسارت نباشه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1444  |  3 امتياز

العجل
از اصفهان
امضا شده : ۰۶ دی ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۳۷
به نام خدا  
با سلام و خسته نباشيد  
دختري هستم با 21 سال  
... 
اگه براتو امكان داره نامه منو در وبلاگ نگذاريد فقط جوابم را بديد به اسم مستعار العجل . 
متشكرم در پناه حق باشيد .التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ با این ابتلا خوب کنار اومدی و سربلند ؛ آفرین.
با توجه به مسائل پیش آمده تا حدودی حال شما طبیعی است و ان شاءالله بهترهم می شود
در تنظیم برنامه های  شخصی از هدفهای کوچکتر شروع کنید .(شاید حفظ قرآن کمی سنگین باشد)
عقب ماندن یک ترم مهم نیست و نگران نباش
هرکدام از خواستگارها که جدی تر به خواستگاری آمده و مسئولیت پذیرتر است امتیاز بیشتری دارند.

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1446  |  3 امتياز

ستاره
از سمنان
امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۳۷
ازازدواج(شب زفاف)ميترسم.4سال مراسم ازدواج برگزار کرديم ولي...
شهاب مرادی :سلام/ فورا به روانشناس مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1456  |  3 امتياز

سايه1
از تهران
امضا شده : ۰۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۹
سلام 
با عرض ادب نسبت به برادر عزيزم! من بيشتر وقتم راباکامپيوترکار مي کنم،براي اين که محيط برام يکنواخت وکسل کننده نشده همزمان به موسيقي هم گوش مي کنم،بيشترموزيک آرام ويکنواخت،آيا از نظر شرعي مشکلي دارد؟؟؟ 
با تشکر از راهنمايي هاتون، درپناه حق
شهاب مرادی :سلام/ این با تعریف موسیقی حرام فاصله دارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1449  |  3 امتياز

72تن
از ايران
امضا شده : ۰۶ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۴۱
سلام حاجي 
يک نصيحت مي خواستم
شهاب مرادی :سلام/ نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
هر آن چه ناصح مشفق بگویدت بپذیر

ز وصل روی جوانان تمتعی بردار
که در کمینگه عمر است مکر عالم پیر

نعیم هر دو جهان پیش عاشقان بجوی
که این متاع قلیل است و آن عطای کثیر

معاشری خوش و رودی بساز می‌خواهم
که درد خویش بگویم به ناله بم و زیر

بر آن سرم که ننوشم می و گنه نکنم
اگر موافق تدبیر من شود تقدیر

چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند
گر اندکی نه به وفق رضاست خرده مگیر

چو لاله در قدحم ریز ساقیا می و مشک
که نقش خال نگارم نمی‌رود ز ضمیر

بیار ساغر در خوشاب ای ساقی
حسود گو کرم آصفی ببین و بمیر

به عزم توبه نهادم قدح ز کف صد بار
ولی کرشمه ساقی نمی‌کند تقصیر

می دوساله و محبوب چارده ساله
همین بس است مرا صحبت صغیر و کبیر

دل رمیده ما را که پیش می‌گیرد
خبر دهید به مجنون خسته از زنجیر

حدیث توبه در این بزمگه مگو حافظ
که ساقیان کمان ابرویت زنند به تیر
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1427  |  3 امتياز

nardis122000
از تهران
امضا شده : ۰۶ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۳۶
سلام حاج آقا، خدا قوت! نميدونم چرا بعضي پيامهاي من رو جواب نميديد.
شهاب مرادی :سلام/ این سوال برای دیگران هم مطرح میشود که چرا به بعضی از پیام های شما پاسخ دادم.
حق با شماست ولی نمی شود
من بی توجه به اسامی به ترتیب پیام های دریافتی و رعایت ضوابط ارسال تا جایی که وقت کنم یک یک پاسخ می دهم.
-نه فقط در مورد من در مورد همه ی کسانی که با آنها ارتباط دارید تلاش کنید تا شرایط و حالات ،عواطف و احساسات آن ها را بهتر بشناسید تا فورا دیگری بدهکار و خطاکار نشود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1501  |  3 امتياز

ه صداقتي
از تهران
امضا شده : ۱۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۲۵
سلام . من دختري 24 ساله و مجرد هستم وفوق ليسانس دارم. با اينکه شرايط خوب و چهره ي زيبايي دارم اما هنوز ازدواج نکرده ام. خواستگار هاي مناسبي نداشتم. ( نه اينکه سخت گرفته باشم، واقعا اينطوره، هيچکس را هم بي فکر و بي دليل رد نکرده ام. ) الان به شدت از نظر عاطفي نسبت به ازدواج احساس نياز مي کنم. به شدت احساس مي کنم که چيزي در زندگيم کم دارم و شديدا به يک همدم و همسر احتياج دارم .!!! آدم متشرعي هستم و اهل ارتباط و دوستي با پسرها نيستم. از نظر اجتماعي هم فعالم اما گاهي نگراني از بالا رفتن سنم و نياز عاطفي ام به ازدواج آنقدر ناراحتم مي کنه که .... 
تا کي بايد صبر کنم و ببينم که زمان از دست رفته و اتفاقي نيفتاده؟ 
من چي کار بايد بکنم؟ يعني چي کار مي توانم بکنم؟
شهاب مرادی :سلام/ سن شما زیاد نیست .نگران نباشید و با آرامش شرایط قبل از ازدواج را طی کنید.و با خواستگار بعدی منطقی برخورد کنید.(زود نه یا بله نگویید این یکی از شاخص های برخورد منطقی است.)
بی شک با اصلاح فرهنگ ازدواج در خانواده ها برای دخترهای کمتری این قبیل مشکلات پیش می آید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1542  |  3 امتياز

دختر نقره اي!
از ...
امضا شده : ۱۸ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۴۱
سلام حاج آقا .خدا قوت و خسته نباشين. 
راستش بعضي از پياماتونو که ميخونم يه ذره دلم ميگيره و يه ذره هم دلخور ميشم ..ميدونين چرا؟ چون ياد ِ خودمو سرنوشت خودم ميفتم. 
من 2 سال پيش قرار بود با يه آقا پسر با ايمان و خداشناسي که يک سال ازم کوچيکتر بود و 2 سال بود که همديگه رو مي شناختيم ، ازدواج کنم .( اون زمان من 23 ساله و ايشون 22 ساله بودن)اختلاف سني برا خودمون اصلاً مهم نبود چون خيلي چيزاي با اهميت تري تو وجود ِ همديگه ديده بوديم که اختلاف سني يک سال چيزه واقعاً بي اهميتي برامون بود . اون حتي به خواستگاريم هم اومد ولي خواهراش و اطرافيانش اينقدر تو گوشش خوندن و اينقدر همه بهمون گفتن اختلاف سني براتون دردسر ميشه که به خاطر همديگه از ازدواج منصرف شديم ولي هنوز که هنوزه نه ايشون ازدواج کردن و نه من..البته هيچ گونه ارتباطي هم با هم نداريم و 2 ساله داريم خودمونو گول ميزنيم که شايد بتونيم همديگه رو فراموش کنيم ولي ... 
هنوز هم که هنوز است عاشق ِ ماهم 
اگرچه بي خيالش مهتاب را نمي خواهم...
شهاب مرادی :سلام/ از چاله افتادید در چاه.
4 سال تلاش کردید، نشد.(سهم دختر با توجه به شانس ازدواج در این تلاش و فداکاری بیشتر است)
 اگر عزمش برای ازدواج با شما، جزم نشد چرا علاقه پردازی و خیال پردازی می کنید؟ یا ازدواج یا تمام.
هر دو فراموش کنید و به زندگی واقعی خود بپردازید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1441  |  3 امتياز

آذر
از اصفهان
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۰۷
سلام آقاي مرادي عزيز . صحبت هاي شما بسيار آموزنده و دلنشين هست . آگاهي بخشي به اقشار جامعه كار بزرگيه و شما در اين امر مهم موفق بودين و از خدا مي خوام هميشه به شما سلامتي و شادي عنايت كنه .  
آقاي مرادي من دختر 24 ساله اي هستم در رشته ي علوم تربيتي تحصيل كردم و مطالعات روان شناسي دارم و سعي بر بالا بردن سطح اطلاع و دانش خود دارم . پدر من فرد بدبين و خود راي هست . هيچگاه اجازه ي تصميم گيري در مسائل مختلف زندگي رو به من ندادند . هميشه من رو از ارتباط با دوستانم و اقوام منع كرده . اجازه ي بيرون رفتن حتي كتابخونه رو به سختي به من مي دند . تو خونه چندان رابطه ي صميمي بين اعضاي خانواده نيست . من 5 برادر دارم . مادرم هميشه از طرف پدرم تحقير شده و در گذشته تمام خاطرات من با كتك هاي پدرم و دعواهايي به علت مشكلاتي كه خانواده ي پدر و مادرم داشتند سرشار هست . پدرم در كودكي من به من تجاوز جنسي داشتند . به هيچ عنوان خواسته هاي ما براشون اهميت نداره . خوب من در اين شرايط بزرگ شدم و شايد تنها كسي كه من رو تربيت كرده خودم بودم و تجربياتم .در هر صورت زمانيكه من در سن 20 سالگي بودم روحيه ي شكننده اي داشتم . به هيچ عنوان شناختي بر مسئله ي ازدواج و زندگي زناشويي نداشتم . تعدادي خواستگار داشتم . اما پدرم به هيچكدوم رو قبول نكردند و نظر من رو هم نخواستند .حدود 2 سال من خواستگاري نداشتم تا اينكه چندي پيش پسر دايي ام كه در ضمن پسر عمه ام هست به خواستگاري من اومدند . اين پسر 28 سالشون هست . از نظر ژنتيكي قطعا مشكل وجود داره . ايشون از سربازي به دليل سابقه ي بيماري رواني ( دو شخصيتي بودن ) معاف شدند. ميون خانواده ي من و خانواده ي ايشون سال ها مجادله بوده و هست . من به اين آقا جواب رد دادم .چون در اين شرايط و ضمن اينكه در مورد مسائل فكري و اعتقادات مذهبي با هم اختلاف داريم و علاوه بر اين من هيچ احساس علاقه اي نسبت به ايشون در خودم احساس نكردم به نظرم ازدواج موفقي نخواهد بود . اما پدرم بعد از اين كه من خواسته شون رو مبني بر ازدواج با پسر دايي ام رد كردم هر روز به من سركوفت مي زنند كه ديگه كسي نمياد و ... علت اصلي اينكه براي من خواستگار نمياد عدم معاشرت ما با آشنايان و اقوام هست . اما ايشون اين دليل رو نمي پذيرند و مي گند خودت عيب و ايراد داري كه كسي نمياد . متاسفانه وقتي هم صحبت هاي شما و كارشناسان ديگه رو گوش مي دند تنها اون چيزي كه دوست دارند رو از صحبت هاي شما برداشت مي كنند و پدر من شخصي نيست كه اشتباهاتشون رو بپذيرند و به ديگران حق بدند و اهل گفتگوي منطقي نيستند . از طرفيd من مي خوام در جامعه فعال باشم تا حتي اگر ازدواج نكردم روي پاي خودم بايستم اما رفتار پدرم و محدوديت هايي كه مي گذارند باعث شده اعتماد به نفسم در برخورد با افراد جامعه پايين بياد . با اين حال پنهاني و دور از چشم پدرم ( البته مادر و بردارانم اطلاع دارند ) به كارهاي مختلفي از جمله كارهاي پژوهشي و مديريت گروهي از دانشجويان براي فعاليت هاي مختلفي از جمله تشكيل گردهمايي و بازديد از مكان هاي تاريخي و علمي مي پردازم . اما باز هم به خاطر محدوديت هام در بيرون رفتن از خونه تو اين فعاليت هام اونطور كه در توانم هست نمي تونم فعال باشم . گذشته از اين مسائل كه براي شما گفتم من در گروه دانشجويي كه مديريت و مسئوليتش رو بر عهده دارم با فردي آشنا شدم كه البته بر حسب همكاري در گروه باهم در ارتباط بوديم و هستيم . ايشون فردي پاك دامن ، واقع بين ، متدين و متعهد ، مسئوليت پذير ، باگذشت هستند . من و ايشون رابطه مون بيشتر از همكاري در گروه شده و به عنوان دو دوست مستقلا با هم در ارتباطيم . ما نسبت به هم شناخت پيدا كرديم تا حدودي در اين مدت يك سال هم فكري ، رفتار و روحيه ي سازگار با هم رو در خودمون مشاهده كرديم . من و ايشون به هيچ عنوان علاقه ي شديد به هم نداريم اما همديگه رو دوست داريم و اين علاقه بعد از شناخت بيشتر شكل گرفته . ايشون 1 سال و نيم از من كوچكتر هستند اما فردي باهوش و آگاه و پخته هستند . خانواده اي مذهبي دارند . من و ايشون بعد از 1 سال آشنايي و شناخت 2 ماه پيش در مورد ازدواج با هم صحبت كرديم . من با مادرم صحبت كردم و مادرم نگران اين بودند كه ايشون چون دانشجو هستند سرمايه اي ندارند براي تشكيل زندگي . اما با توجه به شناختي كه من از ايشون دارم ( ايشون مدير هسته هاي علمي دانشگاهشون هستند و فعاليت هاي عمراني هم داشتند با وجود اينكه سنشون 22 سال بيشتر نيست )و البته 1 سال ديگه فارغ التحصيل مي شند مطمئن هستم با كمي قناعت و صبوري و همكاري من( شاغل بودنم)مي تونيم زندگي مادي رو پيش ببريم . ايشون هم با مادرشون صحبت كردند . مادر ايشون ليسانس روان شناسي دارند اما با اين حال به شدت مذهبي و سنتي فكر مي كنند . مادر ايشون از نحوه ي آشنايي ما رضايت ندارند و بسيار با اين مسئله كه من از ايشون 1 سال و نيم بزرگتر هستم مخالفت مي كنند . من و ايشون تصميم داريم از راه منطقي و گفتگو خانواده ها رو راضي كنيم و عجولانه پيش نريم . با اين حال مسئله ي سن من و ايشون بيشترين مشكل رو ايجاد كرده در حاليكه ما چون بر تصميممون فكر كرديم و به اين نتيجه رسيديم كه مي تونيم زندگي خوب و موفقي در كنار هم داشته باشيم و در طول اين يك سال مسئله ي سن تاثيري بر رابطمون نداشته نمي تونيم استدلال مادر و پدرشون رو قبول كنيم با اين حال رضايت خانواده ي ايشون شرط هست . حالا من سوالي داشتم خدمتتون ما با به كار بردن چه روش و راهكاري مي تونيم ذهنيت خانواده ي ايشون رو نسبت به سن و همچنين نحوه ي آشناييمون كه خانواده ي ايشون گمان مي كنند دختري كه با پسري رابطه ي دوستي داشت دختر پاك و متعهدي نيست ، تغيير بديم . به هر حال اگر شما من رو راهنمايي كنيد بسيار ممنونتون مي شم . فقط از شما درخواست مي كنم روش درستي رو به ما بگيد تا در پيش بگيريم براي كسب حمايت خانواده ها. موفق باشيد و در پناه خدا .
شهاب مرادی :سلام/ اگر :
 1- کاملا مطمئنيد که انتخابتان براي آزادي يا فرار از محدوديت هاي خانواده (خصوصا پدرتان ) نيست
 2- دچار توهم عشق نشده ايد
 3- نارضايتي خانواده ايشان آنقدر شديد نيست که به مخالفت جدي و مانعي براي زندگي مشترک آینده تان تبديل شود
 ميتوانيد از يک فرد قابل اعتماد و مورد احترام خانواده ی ايشان ( مثلا يک روحاني يا يک استاد ) بخواهيد که ، آنها را متقاعد کند.
اگر چه باز تاکيد می کنم تفاوت سني  (بزرگتر بودن شما ) شاید در آينده به مسئله تبديل شود !
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1633  |  3 امتياز

سحر29
از رشت
امضا شده : ۱۸ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۴۳
سلام 
18ساله ام و به پسري از فاميل دلبسته ام("لطفآ اين قسمت داخل پرانتز نمايش داده نشود": ...) 
آيا به نظر شما در اين سن نامزدي صحيح است؟ 
ارتباط هاي کم و جزيي مانند فرستادن پيامک هاي عادي ( نه پيامهاي عاشقانه يا... بلکه حرفهاي علمي يا در زمينه ي درس) چطور؟ 
 
در ضمن من اهل دوستي با پسر و اين چنين روابطي نيستم و تا حالا خاستگار هاي زيادي داشتم! 
 
سپاس گزارم پيشاپيش از کمکتون 
 
خدا نگهدار
شهاب مرادی :سلام/ این نوع دلبستگی ها را جدی نگیرید و اتفاقا در ارتباط های معمولی وفامیلیتان با او احتیاط بیشتری کنید تا بی جهت وابسته و دلبسته نشوید!
اگر رسما به خواستگاری شما آمدند، آن وقت فکر کن و آن وقت مشورت کن و آن وقت تصمیم بگیر.
شوخی ها و کنایه ها و متلک های فامیل را اصلا جدی نگیرید.
در عوض خواستگاریهای رسمی و خواستگارهای واقعی را جدی بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1414  |  3 امتياز

زينب
از تهران
امضا شده : ۱۸ دی ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۱۵
سلام. من دختر 24 ساله اي هستم. برنامه ي مردم ايران سلام رو هم ميبينم. ريز به ريز و با دقت. با وجود احترامي که براتون قايلم و از اونجا که فکر ميکنم به روحيه تون مياد انتقاد پذير بايد ميخوام بگم لطفا با دقت بيشتري از کلمات براي جواب دادن به مردم استفاده کنيد. مردم اعم از خانمهاي بالاي بيست سال يا پسرهاي هجده ساله با اميد گرفتن جواب درست و درماني برا شما و اون برنامه پيام ميفرستند دقت کنيد اگر وقت تنگ نميگذاره جواب کاملشون رو بديد لااقل دلشون رو نشکنيد. واقعا توي جامعه ي فعلي ما با تمام عرفها و رسومهامون ما دخترها از جمله من خواستگارها رو راه هم بديم که من ميدم(خودم رو مثال ميزنم که بدونيد الکي نميگم) اين پسرها هستند که دير اقدام به ازدواج ميکنند و بعد هم همونطور که شما در آخرين برنامه تون گفتيد من سئوال و جواب ميکنم(که تازه از نظر مادر من گير دادن بود و وقتي برنامه ي شما رو ديد کمي متقاعد شد) ولي همسر مناسبم رو پيدا نکردم. مسلمه که سنم مدام بالاتر ميره. حالا چون پسري سر فرصتش اقدام نميکنه بايد به امثال من طوري القا بشه که انگار معيار سني مهمترين معياره؟ اونهم در شرايطي که پسرها خيلي دير تر دخترها بزرگ ميشوند. دير تر به حدي يمرسند که بشه بهشون اعتماد و اتکا کرد.  
باز هم از نظراتتون ممنونم و شخصا منتقدانه(به معني دقيقش نه فقط ايراد گيرانه!) بهتون گوش ميدم. دعا ميکنم موفق باشيد چون وقتي مخاطب آدم زياد بشه مسئوليتش هم زياد ميشه. شما هم براي همه ي ما و شخص من دعا کنيد. شرايط ويژه ي خانوادگي دارم که چون ميدونم کاري از شما بر نمياد نميگم و فقط محتاج دعاي خيرتونم.
شهاب مرادی :سلام/ از تذکر شما متشکرم.
نگرانی شما تا حدودی منطقی است
وسواس مادر (که قبلا گفته بودید) نباید در تصمیم گیری شما و نگاهتان به آینده تاثیر بگذارد.
با پدر رابطه تان چطور است؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1434  |  3 امتياز

سارا325
از تهران
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۰۰
سلام آقاي مرادي،من مشكلي دارم كه هيچ كس نتوانسته راه حلي برايش پيدا كنه،لذا از شما خواهش ميكنم مرا راهنمايي كنيد. 
من دختري 25 ساله هستم.پدر من تمام خواستگارهاي مرا بدون اينكه به من يا حتي به مادرم بگويد رد مي كند و ما پس از مدتي ازديگران ميشونيم.خواستگا ي دارم كه5سال منتظر است و حتي به او گفته دخترم نامزد دارد كه البته او باور نكرده و همچمنان منتظر است تا شايد روزي نظر پدرم تغيير كند.وقتي به او معترض شدم كه چرا براي من حرف درآورده سرم فرياد مي كشد و ميگويد اين حق من است .حالا من با چنين پدر مستبدي كه به حرف هيچ كس گوش نميكند و حتي ما نمي توانيم تشخيص دهيم چه مي خواهد چه كنم؟آيا يك پدر در اين زمان چنين حقي دارد كه براي دختر مجردش بدورغ بگويد نامزد دارد؟آيا او نبايد فكر كند كه همين حرف بين مردم مي چرخدوسرزبانها مي افتد؟او به خواستگارهايم بهانه هايي مي گيرد كه يا خيلي جزيي است يا صحت ندارد.آيا انساني مي شود پيدا كرد كه هيچ ايرادي نداشته باشد؟من بااين شرايط بايد چه كنم؟؟؟
شهاب مرادی :سلام/ او ولی شماست اما کارش درست نیست.
با رعایت کامل احترام و ادب با او گفتگو کنید و در خصوص خواستگار مورد نظرتان هم با او منطقی و مستدل صحبت کنید (دلایل انتخاب را به پدرتان بگویید و دلایلش را بشنوید و مذاکره کنید.تاکید می کنم با رعایت ادب و مهربانی)
اگر نمی توانید یا به حرفتان گوش نمی دهد از یکی دو نفر از بزرگترهای فامیل کمک بگیرید تا با او صحبت کنند تا در مورد ازدواج شما منطقی تصمیم بگیرد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1539  |  3 امتياز

mahtab _n11
از yazd
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۶
سلام آقاي مرادي 
من صحبتهاي شما را در برنامه مردم ايران سلام شنيدم و گفتم شايد شما بتونيد به من کمک کنيد،خواهش ميکنم چيزهايي که براتون مينويسم را فقط خودتون بخونيد :...[خصوصی]... خواهش ميکنم من را راهنمايي کنيد اگر نظرتون اين است که فراموشش کنم لطفاً بگيد چه جوري؟) 
خداحافظ
شهاب مرادی :سلام/ اشتباه شما؛رایج ترین اشتباه دختر خانم ها و بیشترین عامل بالا رفتن سن ازدواج آنها و مهم ترین عامل کمکی کاهش تدریجی شانس ازدواجشان است؛ علاقه مند شدن یک طرفه دختر و رد کردن  خواستگارهای واقعی به خاطر خواستگار وهمی و خیالی!
خواستگار را جدی بگیرید.
و او را فراموش کنید .اگر سخت است از مشاور کمک بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1515  |  3 امتياز

mmm
از تهران
امضا شده : ۰۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۲۲
با عرض سلام و خسته نباشيد: 
جناب حاج آقاي مرادي, ... آقاي جواني هستند ... تصميم به ازدواج دارند ولي با وجود داشتن همه شرايط با مخالفت خانواده خود مواجه شده اند.من دختر مورد نظر اين آقا هستم که با احترام به خانواده ايشان, با اين ازدواج مخالف هستم.اما ايشان ممرا موظف به صبر مي کنند و حتي با خانواده خود صحبتي نمي کنند زيرا هيچ اهميتي به حرفشان در خانواده داده نمي شود و ميگويد نمي توانم بيشتر با خانواده صحبت کنم.با وجود علاقه فراوان ايشان و وابستگي به بنده, من نمي توانم ايشان را ترک و ازدواج کنم زيرا به شدت مريض مي شود. 
لطفاً مرا راهنمايي بفرماييد.
شهاب مرادی :سلام/ خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دختران را به شما گوش زد می کنم.
او و خانواده اش اگر موافق و مصمم برای انجام این ازدواج نیستند،شما نه اصرار کن ونه صبر و تحمل! فقط به خواستگار بعدی فکر کن و این موضوع را تمام شده بدان . به فکر نکن و نگرانش نباش.
(البته شما ضوابط ارسال را رعایت نکردید!)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1514  |  3 امتياز

در انتظار بهار
از زمستان
امضا شده : ۰۶ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۳۳
سلام 
چرا شما اينقدر از پسرها بد ميگيد؟ 
چرا همه ي پسرها رو گرگ ميدونيد؟ 
چرا به هر دختري که در مورد خواستگاري بهتون پيام ميده بر عليه پسرها جواب ميديد؟ 
شما ديگه خيلي خيلي مذهبي فکر ميکنيد 
نميگم مذهبي فکر کردن بده ولي سال 2007 را هم در نظر بگيريد 
شما به سبک مذهبي هزاران سال پيش فکر ميکنيد 
فکر ميکنيد پشت در خونه ي همه ي دخترها دويست تا خواستگار صف کشيدن؟ که ميگيد قول و قرار ازدواج سه سال بعد موجب کاهش تدريجي شانس ازدواج دخترخانم ها ميشه
شهاب مرادی :سلام/ پسرگلم  سال 2007 تمام شد و  سال 2008، 2 ماه و 25 روز است که آغاز شده!
خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دختر خانم ها جدی است.
خوب است بیشتر فکر کنیم...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1408  |  3 امتياز

وحيد1221
از تهران-نارمک
امضا شده : ۱۰ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۱۲
به نام خداوند بود و نبود يكي بود و غيرش دگر هيچ بود ‏ 
سلام آقاي مرادي خدا قوت از اين حجم كار و به اميد توفيقات بيشتر ‏ 
بيت:‏ 
‏ "نخست موعظه پير صحبت اين حرف است كه از مصاحب ناجنس احتراز كنيد‏ 
‏ هر آن كسي كه در اين حلقه نيست زنده به عشق بر او نمرده به فتواي من نماز كنيد"‏ 
 
بعد از جلسه اي كه در سال 84 در مورد قلب و دل صحبت كرديد خيلي تو فكر بازنگري بودم .بعدش هم محرم ‏امسال (سال86) در هيئت انصارالعباس در مورد دوستي ها و(لطافت و ظرافت قلب ) وآن شعر معروف :‏ 
‏ ‏ 
‏ اي بسا ابليس آدمرو كه هست پس به هردستي نبايد داد دست 
 
شروع كردم به بازنگري اساسي در زندگي و معتقدم اگر 10 سال اشتباه بري و يه شب بفهمي و 5 سال بعد ‏درست زندگ كني بهتر است از 15 سال زندگي غلط 
‏ اولش بسيار سخت بود ولي حالا كه برايتان مي نويسم دستم را از دست بسياري از دوستان بد كشيدم . ‏يادمه گفتيد: ‏ 
‏ "-- بعضی وقت ها به یک گناهکار فقط دست ميدي هر چه داري از دست ميدي -- "  
ما هم رويش فكر كرديم و از خيلي ها دست ‏كشيديم چه چيزها كه به دست نياورديم. الحمدلله اوضاع امروزخوبه. اولش سخت مي نمود اما " ‏شيرين تر از اين زهر شكر نيست " يا حق .‏
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1501  |  3 امتياز

حميد
از فعلاً دانشجو ام. اقامت خانو
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۴۴
سلام خدمت جناب آقاي مرادي؛ 
من اهل يکي از روستاهاي شمال غرب کشور و سنّي مذهب مي باشم در يکي از شهرهاي جنوبي کشور دانشجوي تحصيلات تکميلي مي باشم و از نظر شغل و درآمد هم، مشکلي خدا را شکر ندارم. 
راجع به ازدواج با خانمي با اصالت يزدي و ساکن مشهد مقدس و شيعه از خدمتون راهنمائي مي خواستم: 
با ايشان کاملاً هم رشته مي باشم فقط دو سال به لحاظ تحصيلي از من عقب تر مي باشند. از نظر سن هم، من 37 سالمه و ايشان 26 سالشون است. 
تنها دغدغه مان مشترک نبودن مذهب مي باشد، لطفاً مرا در امر راهنمائي بفرمائيد. 
متشکر ... 
حميد
شهاب مرادی :سلام/ این ازدواج از نظر فقهی اشکالی ندارد.
اما به دلایل فرهنگی تفاوت مذهبی و احتمال عدم موفقیت ، معمولا این قبیل ازدواج ها توصیه نمی شود.
البته فضای مذهبی و میزان پذیرش متقابل دو فامیل در این امر بسیار موثر است.هرچند تفاوت های فرهنگی شما کمی بیشتر از تفاوت مذهب است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1541  |  3 امتياز

احسان
از شيراز
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۵۹
سلام حاج اقا خسته نباشيد يه بار فرستادم جواب نگرفتم لطف کنيد جواب بديد 
من پسري دانشجو 26 ساله هستم چند ماهي است با خانمي از اطراف شيراز اشنا شدم وبراي ازدواج با هم صحبت کرديم و فهميدم که دختر خوبيه و داراي تفاهم خوبي هستيم و مشاوره هم رفتيم گفت که دختر واقعا خوبيه. 
اما يه مشکلي وجود داره واون زيبايي ايشونه , در اوايل اشنايي ايشون برايم زيبا بود اما وقتي مامانم ايشون را ديد و گفت خيلي زيبا نيست خيلي رو من تاثير گذاشت و هر چه گذشت زيبا نبودن اين دختر بيشتر برام نمود پيدا کرد و حتي مشاوره هم گفت که در حد من زيبا نيست و الان در سر گمي هستم و خيلي برام سخت شده نميدونم ادامه بدهم يا نه؟ 
در ضمن چيزه ديگه اي که هست اين اولين باريه که من با يه خانم برا ازدواج صحبت ميکنم ايا لازمه که باز هم خواستگاري برم؟ 
خيلي خيلي ممنونم از شما ,با ارزوي موفقيت
شهاب مرادی :سلام/ اگر تنها معیار شما زیبایی است .منصرف شو و عذرخواهی کن و تمام.
اما اگر ملاک و معیار های دیگری داری، سبک سنگین کن و معدل بگیر(البته احتمالا معدلت خودت 20 است!) ببین معدل این خانم ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1525  |  3 امتياز

zahra
از karaj
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۰۴:۳۲
سلام. من معرق کار مي کنم در واقع تازه کار هستم . اما خيلي دلم ميخواهد يک تابلويي درست کنم و به مسجد هديه کنم. فقط نمي دانم چه دعايي را انتخاب کنم . زيارت عاشورا . دعاي فرج يا ايه الکرسي شما مي توانيد کمکم کنيد .درضمن من در اينترنت خيلي جستجو کردم تا متن اين دعاها را بصورت خوشنويسي پيدا کنم اما نتوانستم.
شهاب مرادی :سلام/ "من کنت مولاه فهذا علی مولاه"
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1614  |  3 امتياز

بي نام
از همه ايران سراي من است
امضا شده : ۲۱ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۱
سلام خسته نباشيد آقاي مرادي شما بهتر است در برنامه ي مردم ايران سلام اصلا شركت نكنيدچون اولا هميشه شما دير مي آيد ثانيا وقت برنامه خيلي كمه تا آدم مي ره بفهم كه موضوع چيه برنامه يا تمام مي شه يا وارد يه بحث انحرافي مي شه . نكته دوم اينكه وقتي بحث از معنويات تمام شد از مادياديات حرف بزنيد چون كه امروزه اين مساله واقعا مهمه يه جواني كه مثلا ماهيانه 300000 تومان پول مي گيره چه جوري مي تونه يه زندگي را واقعا بچرخونه حتي اگه آدم خيلي قانعي باشه تصور كنيد چقدر پول اجاره خونه آب و برق ... الا ماشاالله يا حداقل به مسولين بگيد بابا اين وامي را كه ميدهيد 1ميليون 2ميليون كجاي اين زندگي راست وحسيني مي گيره بيايد به جوانها خونه بدهيد حداقل 7سال اول زندگي تا جوان بتونه يه كم خودش جمع كنه چقدر زندگيها كه فقط به خاطر مسائل مادي داره از هم پاشيده مي شه يا علي
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1518  |  3 امتياز

رواني
از قبرستون
امضا شده : ۰۸ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۲
من مشکل رواني دارم چند شخصيتي هستم يه زره عقده اي به خاطر مشکلات خانوداگي خيلي زياداما هر چي که دارم خودم به دست اوردم. دوست ندارم ازدواج کنم مي خوام تنها باشم شايدم خود کشي کردم مي توني بهم کمک کني؟
شهاب مرادی :سلام/ علائم چند شخصیتی را گزارش نکردید بهتراست به روانشناس مراجعه کنید ودر صورت لزوم با نظر او به روانپزشک.
تا حدودی احتمال افسردگی هست.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1561  |  3 امتياز

designer
از تهران
امضا شده : ۰۳ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۳۹
‏100،000تومان ميشود يا نه؟ 
سلام دو ماه پيش بود با خودم عهد کردم امسال عيد يه کار فرهنگي بکنم و يه بغل عيدي بدم انتخاب واسه من ‏هيفده ساله سخت بود فکر و فکر وفکر . آره حالا تصميمم را گرفته بودم کلي کتاب با حال و و خوردني و بردني ‏يه حساب سر انگشتي و صد هزار تاي ناقابل کم داشتم ما و ماهيانه 15 هزار تومان.تا حالا اين همه پس انداز ‏نداشتم . با اينکه کار هم ميکنم به خدا گفتم خدايا اگه جورش کني منم قول ميدم فلان کنم خيلي اميدوار ‏بودم ولي کاري نميرسيد.چند ‏ 
شب گذشت.شد شب يلدا و بعدش هم چند تا کار طي چند روز بعد براي طراحي به دستم رسيد که قرار بود ‏يکي دوتاش بعد 87 وصول شه و چند تاش هم که صلواتي بود.يک ماه ديگه هم گذشت درسم زياد بود تازه ‏هم از اصفهان برگشته بودم و کلي کار مانده بود و فکرم پي عيد نبود اما از اصفهون يه گنج با خودم آورده بودم ‏بهش ميگن حديث . ميدوني که چيه؟ 
استنزلوا الرزق بالصدقه 
روزها ميگذشت و ما هم به سبک قديم و با مداومت و بي چشم داشت و فکر به اون قضيه صدقه عادتمان شده ‏بود. تااين روز عجيب.‏ 
‏ مادرم امروز که از خواب بيدار شدم بهم گفت امروز واسه اون کارات صد تومن ريختن به حسابم .‏ 
گفتم کودوم کارها ؟ 
والاّ من هم درست نمي دونم!(مامانم گفت)‏ 
تو دلم گفتم (( ولي من مي دونم خودش هم مي دونه خدا جون دمت گرم)) آره ديگه تو سنت خدا عوض و ‏بدل نيست چه سال 6 چه146 چه 1386 فرنگيا ميگن چه8 چه1008 چه2008 ‏ 
‏ ياعلي‏
شهاب مرادی :سلام/ اشاره ای بود به یکی از مباحث جلسه عاشوراییان؟
حالا که طراحی و قیمتهای مناسب هم داری، لطفا یک اتد هم برای قالب این سایت زحمت بکش.
شاید قالب فعلی و رنگش دوستان را خسته کرده باشه.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1502  |  3 امتياز

پرنيان حريري
از تهران.شميران.
امضا شده : ۰۳ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۲۵
با سلام  
عرض بنده در فرمايشات شمادر مورد ولنتاين است.من متاهل هستم.از هر فرصتي چه اعياد مذهبي و ملي و چه چنين مناسبت هايي استفاده مي کنم تا به خانواده ام ابراز علاقه نمايم.اگر در کارم ايرادي هست لطفا بنده را راهنمايي فرماييد.از وقتي که صرف فرموديد متشکرم.
شهاب مرادی :سلام/ ابراز علاقه ی شما به همسرتان نشان شخصیت رشدیافته و عواطف سالم شماست ودر درگاه خدای مهربان بسیار هم ثواب دارد.

اما سوال اصلی من در برنامه 86/11/29 مردم ایران سلام،این بود:

چرا آغوش فرهنگ ما برای پذیرش فرهنگ دیگران این قدر باز است؟!

و نکته ای دیگر که عرض کردم این بود:
عشق ورزی و ابراز عشق و علاقه و فداکاری در قبال همسر بیش از آنکه نیازمند "مناسبت" باشد نیازمند آموزش و تربیت است.

و همه با هم باید تلاش کنیم
 تا جوانان در ازدواج؛ انتخابی عاقلانه و زندگی عاشقانه داشته باشند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1492  |  3 امتياز

ريحانه رضوي
از قم
امضا شده : ۰۷ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۲۳
دوباره سلام مي‌خواستم بگم بحث شما در برنامه مردم ايران سلام از موضوع ازدواج و معيارهاي انتخاب خارج شده  
شما راجع به جلسه اول خواستگاري و سوالهايي كه بايد پرسيده شود صحبت كرديد كه برايم خيلي جالب بود و از سايت ايران سيما دوباره ديدم و يادداشت هم برداشتم اما شما ديگه راجع به جلسات بعدي وپرسشهاي ديگه براي شناخت متقابل حرفي نزديد گفتيد با چه پرسشي ميتوان فهميد طرف دست و دل باز است روش خوب و غير مستقيمي بود لطفا در برنامه اشاره كنيد با چه پرسشهايي ميتوان به طور غير مستقيم انتفاد پذيري و ساير صفات خوب و بد را هدف قرار داد؟ ممنون خدانگهدار
شهاب مرادی :سلام/ پیام های بینندگان به 162 یا روابط عمومی شبکه دو برای من مهمترین عامل ادامه دادن یا تغییر موضوع است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1547  |  3 امتياز

حسين شعباني
از dubai
امضا شده : ۰۷ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۱۶
salam haj agha.ma montazerim shoma tashrif biyarid aaaaaaaa. jalasate daneshjuyi chand vaghte ke moaalaghe. umadam tehran,harchi tamas gereftam natunestam peydatun konam. 
eshala didar be dubai. 
ya ali
شهاب مرادی :سلام/ من مخالفتی ندارم. دوستان مسجد باید بر مبنای نظرسنجی از دانشجویان برنامه ها را تنظیم کنند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1480  |  3 امتياز

دختر توبه كار
از اصفهان
امضا شده : ۰۹ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۵۱
سلام. فقط مي خوام به جوون ها بگم در توبه بازه و خدا توبه كار ها رو خيلي دوست داره. مدتي بود گرفتار بد گناهي شده بودم...خداوند خودش در توبه رو برام باز كرد بعد لذت گناه رو ازم گرفت و حالا هم انگار كم كم داره وسايل يك ازدواج خوب رو برام فراهم مي كنه. تو رو خدا به جوونا بگيد توبه چقدر عاليه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1448  |  3 امتياز

****
از تهران
امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۵۲
سلام 
خداقوت. لطف كنيد بفرماييد نظرتون راجع به چادرملي به عنوان حجاب چيه؟چه فرقي از لحاظ پوشش اسلامي با چادر معمولي دارد؟ 
با تشكر فراوان *التماس دعا*
شهاب مرادی :سلام/ تکلیف شرعی حفظ حجاب است و البته مصداق به عهده ی خود فرد و وابسته به سلیقه ی اوست.
من برای دخترم نمی پسندم.
به نظرم واژه ی "ملی" به همین چادرهای مرسوم معمول بیشتر برازنده است تا این چادرتنگ و آستیندار! این بیشتر به یک مانتوی کلاهدار شبیه است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1484  |  3 امتياز

محمد لقماني
از تهران
امضا شده : ۱۸ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۷
با سلام و خسته نباشيد  
يك سؤال مهم دارم . " مگر نه اين است كه تمام فرشتگان الهي ، جزو مجردات هستند و تحت جبر الهي و فاقد اختيار مي باشند ؟ اگر چنين است ، پس شيطان به چه اختياري توانست از سجده بر آدم (ع) امتناع ورزد ؟ ( لطفا حتما جواب دهيد ! )
شهاب مرادی :سلام/ شیطان جن است .
 واذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس کان من الجن ففسق عن امر ربه افتتخذونه وذریته اولیاء من دونی وهم لکم عدو بئس للظالمین بدلا ﴿50سوره کهف﴾
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1419  |  3 امتياز

*****
از زاهدان
امضا شده : ۱۸ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۳۱
سلام وقتتون بخير حاج آقا تا چند وقت پيش شما جزو معدود روحانييوني بوديد که بعد از حاج ... خيلي دوستتون داشتم ولي منو واقعا افسرده کرديد و هدفمو از دانشگاه رفتن عوض کردين من يه دختر چادري وبا حجابم غرورم هم اجازه نمي داد به هيچ پسري نگاه يا فکر کنم ولي از وقتي که شما خطر کاهش شانس ازدواج باافزايش سن رو بااون شدت مطرح کردين حالمو گرفتين من 22سالمه وجز يه خواستگار هيچ کس ديگه به خواستگاريم نيومده منم زياد برام مهم نبودو دلم ميخواست درسم رو ادامه بدم ولي الان تموم توجهم به --- ازخودم بدم ميادبرنامه شماروهم ديگه نگاه نميکنم. چون زياد عامي حرف ميزنين؟
شهاب مرادی :سلام/ به این میگن پاک کردن صورت مسئله!
چرا از خودت بدت میاد؟ مگر ازدواج کار زشتیه؟!!!
22 سال زیاد نیست با این توجه که نسبت به "خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج" برای شما حاصل شده خواستگارهای رسمی و واقعی را جدی بگیر و
در انتظار خواستگار نیاز نیست زندگی را تعطیل کنید،درس بخوان و زندگی کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1485  |  3 امتياز

ايمان
از مشهد
امضا شده : ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۸
سلام آقاي مرادي عزيز 
امروز تشيع جنازه ي 22 تا از دانشجويان دانشگاه خيام مشهد بود که... 
در تصادف پر پر شدن. (تا کي بايد شاهد مرگ نخبگان باشيم؟) 
براي اون عزيزان و خانوادهاي داغدارشون دعا کنيد.باورکنيد خيلي سخته.
شهاب مرادی :سلام/ و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله
رضوان الله علیهم. خدا به همه بازماندگان صبر عطا کند.

... و اگر مرگ نبود
 دست ما در پی چیزی می گشت ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1356  |  3 امتياز

ليلا 24 ساله
از کرج
امضا شده : ۰۶ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۸
سلام حاج آقا . 
سال نو مبارک .انشاءالله اين سال سال پر از موفقيت براي شما و خانواده محترم باشد. 
حاج آقا ممنون از اينکه جوابمو داديد . 
اما حاج آقا خواستگاري نه يک بار بلکه 2 بار به طور کاملا رسمي انجام شده يک بار هم خانواده من به ديدار خانواده نامزدم رفته اند اما با اينکه در طول مراسم توافق مي کنند اما بعد آن زير حرف هايشان مي زنند .خانواده نامزدم با مهريه با مخالف هستند و مهر را 313 سکه بهار آزادي به نيت تعداد سربازان امام زمان (عج) تعيين کردند اما پدرم شديدابا اين مسئله مخالف است البته در طي مراسم اعلام کرد که مي خواهد 700 سکه باشد اما بعد از چک وچونه زياد گفت باشد همان 313 تا اما بعد از رفتن آنها به خانواده نامزدم زنگ زدند و گفتند يا همان 700 تا يا انگشتر را پس مي فرستيم تازه وقت را تا تير تعيين کردند .حاج آقا باور کنيد من هر چه توان داشتم به کار بردم من با مهريه 110 تا هم راضي بودم اما واقعا ديگر نمي دانم چکار کنم . آخه شما بگيد مگر خوشبختي يا بدبختي من به مهريه است . خواهش ميکنم کمک کنيد مي ترسم همه چيز از هم بپاشه .
شهاب مرادی :سلام/ مشکل های اینگونه معمولا با گفتگوهای خانوادگی حل می شود. امتحان کنید. در فضایی محترمانه و دوستانه و رعایت ادب و تواضع از جانب فرزندان...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1422  |  3 امتياز

بهار نارنج
از قم
امضا شده : ۰۷ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۲۳
سلام حاج آقا! ميلاد پيامبر اعظم (ص) و امام صادق را به شما تبريك و تهنيت مي‌گويم. نمي دانم پيام من به دستتان رسيده يا نه . اگر رسيده خواهش مي كنم پاسخ دهيد. اگر نه بگوييد تا دوباره برايتان بفرستم. مي دانم طولاني است و اذيت مي شويد. به بزرگواري خود ببخشيد. برايم خيلي دعا كنيد .ممنونم.خدانگهدا ر.
شهاب مرادی :سلام/ رمان بود نه  پیام! دیشب فقط نیمی از آن را خواندم.
فعلا خدا را بابت سرنگرفتن اون ازدواج! شکر کنید.
لطفا در چند "تیتر" مسئله را بازنویسی کنید: مثلا
1. خواستگاری نیمه رسمی مردی nساله (بدون حضور خانواده اش)
2. پیگیری او پس از nماه
3. بیان موضوعات مشکوک
4. طفره رفتن از ارتباط من با والدینش و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1418  |  3 امتياز

مريم
از کرج
امضا شده : ۰۷ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۳۳
سلام.سلامتيد انشاالله؟ 
وقتي بعضي از پيام هاي ارسالي رو مي خونم از اينکه من هم دختر هستم عصبي مي شم!!!!!!!!! البته حمل بر نا شکري نشه ها!!! 
خوب حرص مي خورم وقتي مي بينم بعضي از اين دختر خانم ها انقدر راحت به هر شيادي اعتماد مي کنن.مخصوصا در محيط چت.بدون اينکه ببيننش بعد از مدتي خيال پردازي در توهم عاشق مي شوند بعد احتمالا قرار ملاقات!!!  
... البته اگر شانس بياورند!!!!!! 
بعد هم يه مدت افسردگي و بعد تنفر از همه مرد ها. بعدم تا 40سالگي تجرد. 
اينم شد زندگي؟؟؟ 
اعصابم رو بهم ميريزن ديگه. 
*اي که دستت ميرسد کاري بکن*
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1400  |  3 امتياز

شايان
از تهران خراب شده
امضا شده : ۱۰ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۵۸
سلام . من در کنفرانس 1 ماه قبل که براي مراسم حج بر گزار شده بود با شما آشنا شدم و يک سوال اساسي دارم و مي خواهم جوابش را بدانم .  
 
من از نگاه به زن هاي بد حجاب متنفرم و از تماشاي فيلم هاي ... بيزارم ولي بر خلاف جوانان هم سن و سالم در خواب جنب نمي شوم و هر وقت که خيلي خيلي فشار ]ورد خود آن را تخليه مي کنم آيا اين کار در شرع مقدس اسلام حرام است ؟ اگر حرام است من چه کنم ؟
شهاب مرادی :سلام/ بله حرام است. پاسخي به چند سوال
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1425  |  3 امتياز

daffodil313
از کرج
امضا شده : ۱۲ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۲
سلام مثل هميشه 
قبلتر هم يه درد دل کرده بودم ولي هر چي گشتم پيداش نکردم. 
راستش جريان از اين قراره که من يک سرگردان هستم به تمام معنا,کسي که تو بيخبري بود و يه روز خداش يه تلنگر بهش زد,حلاوت وصلشو نشونش داد و طي باقيمانده مسير رو سپرد به خودش گفت بقيه راهو خودت بيا اگه طالبي چون جايي شنيدم "ترک اين مرحله بي همرهي خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهي"مي خواستم مسيرو از کسي بپرسم شما بلدين
شهاب مرادی :سلام/ با انجام واجبات و ترک محرمات شروع کنید.
...خود راه بگویدت که چون باید رفت
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1375  |  3 امتياز

يلدا خانم
از تهران
امضا شده : ۱۳ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۷
سلام عيدتون مبارك باشه.من يه دختر 20 ساله ام تا حالا به ازدواج فكر نكرده بودم اما الان يه آقا پسري كه آشناست اومده خواستگاري ام خيلي رسمي اما من نمي دونم بايد چي كار كنم سردرگمم مي ترسم از خيلي جهات خوبه خوب خونه داره اما كارش آزاده آهنگر خانوادهاش هم آشنا هستند سنشم 22سالشه اما من ميترسم چون يه بدي داره سيگار مي كشه نميدونم چي كار كنم خانوادم مي گن نظر خودت مهمه هر جي خودت بگي اما من نمي دونم چي كار كنم راهنمايي ام كنيد. لطفا خصوصي باشه ممنون
شهاب مرادی :سلام/ خواستگار را رد نکنید  چند جلسه با او گفتگوی رسمی و دور از علاقه پردازی داشته باشید سپس با در نظر گرفتن این صفت منفی(سیگار) و آن صفت مثبت و ... صفات او را جمعبندی و نتیجه گیری کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1460  |  3 امتياز

حبيبه
از تهران
امضا شده : ۱۳ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۷
سلام آقاي شهاب مرادي عزيز  
لطفافقط همين قسمت از پيامم را در سايت بگذاريد چون خصوصي است ... 
لطفا هيچ کدام از حرفهايم را روي سايت نگذاريد  

شهاب مرادی :سلام/ در جلسه پرسش و پاسخ 3 ساعته، نشد به تمام پرسش ها بپردازم حتی در ادامه ی نسبتا طولانی آن جلسه در پرسش و پاسخ سرپایی فردی (از 13 تا 19من در دبیرستان شما مشغول پاسخ و مشاوره به همکلاسی ها و معلم ها بودم) ان شاءالله با شما حضوری قبل از جلسه آتی سخنرانی، صحبت خواهم کرد.
 
از طریق خانم کریمی هماهنگی و یادآوری کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1369  |  3 امتياز

سايه 1
از تهران
امضا شده : ۱۸ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۵:۰۰
سلام خسته نباشيد من بارها وبارها براي شما پيام مي فرستم ولي جوابي دريافت نميکنم البته اشکالي ندارد من بي انصاف نيستم ميدانم که سرتان شلوغ است ولي خواهش ميکنم اين يکي را جواب دهيد من ميخواهم بدانم دعا براي طلب روزي حلال اگر زياد باشد اشکالي دارد يا خير يعني از نظر دين ايا اين ناشکري است که من بيش از حد براي طلب روزي حلال دعا ميکنم البته وضع مالي کاملا معمولي دارم مستاجرم وهمسرم هم در محلي اجاره اي با درامد معمولي کارميکندالبته به شمابگويم که شکر گذاري از خدا نيز مي کنم متشکرم
شهاب مرادی :سلام/ از همین روزی فعلی چه میزان انفاق و صدقه می دهید؟ در روزی از دعا موثر تر انفاق ،صدقه، هدیه، قرض الحسنه و اطعام است.
طلب روزی اشکالی ندارد ولی نباید هم ما فقط روزی باشد. روزی همه ی جنبندگان را او تضمین کرده از خدا درخواست های متنوع داشته باشید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1357  |  3 امتياز

علي
از چالوس
امضا شده : ۱۹ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۲
سلام  
من يادداشت جديدتان را خواندم  
شخصي مثل من که شرح حالم را برايتان گفته ام از بچگي دچار کمبود محبت شده آيا باز هم مي شود کنترل زندگي خود را به دست گيرم 
مي دانم که مي گوييد دارم بحانه{بهانه} مي گيرم ولي من که احساس شادي در خانه را با تمام وجود حس نکرده ام  
مي گويم که من معلول اين شرايطم
شهاب مرادی :سلام/ پس دوباره و دوباره با پوست موز بخور زمین تا بقیه بهت بخندند!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1436  |  3 امتياز

بالا