آمار

بازدیدکنندگان: 7079296
حاضرین در سایت : 24 نفر و 2 نفر عضو
  • پریماه
  • هدی
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 266385
بازديد هفته گذشته : 57718
بازديد روز گذشته : 5694
بازديد سال جاري : 1136849
بازديد ماه جاري : 104082
بازديد هفته جاري : 1849
بازديد امروز : 1849

  اللهم ربَّ  شهر رمضان!
اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام و العافية المجللة و الرزق الواسع و دفع الاسقام
اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا و تسلمه منا و سلمنا فيه‏

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7789 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 »

نامورودی
راشکو
از تهران
امضا شده : ۱۹ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۷
با سلام سال نو مبارک  
با اينکه ميدونم جواب نميديد ولي خوب ناچارم آخه کس ديگه ايي رو نميشناسم  
ما خانواده مذهبي هستيم و به همه احکام شرعي معتقد . من خودمم همينطورم ولي تو يه مسئله خيلي گير کردم و دليل حرام بودنشو نمي فهمم آخه چرا بازي پاسور حرامه اونم در حالي که به هيچ وجه توش قمار صورت نميگيره ( منظورم تو خانواده خودمه)و فقط واسه سرگرميه ؟ و از اون عجيب تر پاسور بازي تو کامپيوتره ؟!!!! آخه اونکه يه نفرهست و واقعا جهت رفع بيکاريه؟ 
حالا اگه واقعا واسه سرگرميه محض باشه و به هيچ عنوان قمار نشه آيا بازم حرامه؟ 
از کجا مي تونم دليل قاطع پيدا کنم آخه اصلا عقلاني نيست
شهاب مرادی :سلام/ پاسور عرفا آلت قمار «وسیله ی مخصوص قمار» است و به همین دلیل حتی اگر با آن قمار نکنید استفاده از آن حرام است.
حیف قلب شما نیست که گرفتار پاسور بشه؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1397  |  3 امتياز

مهدي
از تهران كرج
امضا شده : ۲۰ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۷
سلام 
نيمه شبتون خوش 
 
كمكم كنيد درموندم 
 
 
يا علي
شهاب مرادی :سلام/ آقا مهدی مکاتبه ای نمی شه... بیش از 30 پیام از شما دریافت کردم و خواندم
به نظرم شما در انتخاب راه مطمئن نیستید و طلبگی برایتان درجه یک نیست نگران نباش رها کن برو
و الا ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان ...
جدی و مصمم  باش.
من هم مثل تمام پسرها24 ماه تمام با لباس نظامی رفتم سربازی.
از کار و سربازی و به عبارتی از مسولیت می ترسی؟ نترس . دستت را به زانو بگیر و بگو یاعلی.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1400  |  3 امتياز

وحيد رضي
از ملاير
امضا شده : ۲۱ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۶
لطفا خوانده شود: 
حاج اقا من سال سوم دبيرستانم. درسفري که با اقوام رفته بوديم به صورت کاملا شرعي عاشق دختر انها شدم.البته رابطه اي کاملا شرعي داشتيم وچيزي به او در اين مورد نگفتم.از ان موقع که از سفر امديم حال پريشان وبه هم ريخته اي دارم. حالا شما ميگوييد چه کنم؟البته با او قصد ازدواج دارم.هر چند که او خبر ندارد وشرايط از نظر پدر ومادرم فراهم نيست وانها هم از موضوع خبر ندارند.
شهاب مرادی :سلام/ پسرم این هیجان هرچی هست عشق نیست. جدیش نگیر و به آقا پسرها توصیه میشه تا قبل از 20 سالگی به عواطفشون خیلی اعتماد نکنند.
 «تصمیم زود هنگام و بی فرجام ازدواج» باعث آسیب زدن به سلامت شخصیت خودت میشه. تحصیل سربازی و شغل مقدمه ی ازدواج یک آقا پسر است. مراقب باش!
جناب سروان!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1438  |  3 امتياز

مهدي23
از شهريار
امضا شده : ۲۱ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۰۸
سلام آقاي مرادي.بازم قصه تكراري ازدواج. من ودختر داييم به هم علاقه داريم و از اين علاقه نسبت به هم باخبريم و قصد ازدواج داريم اما---آقاي مرادي داستان فاميل شوهر رو كه ميدونيد حالا ما بايد چه كار كنيم تا خانوادها(مادرها ون.يا همون عروس و خواهر شوهر) راضي بشن به اين ازدواج ضمنامن 23سال دارم و دختر داييم20سال.موفق باشيد
شهاب مرادی :سلام/ اگر آماده ی ازدواجی و از انتخابت مطمئن هستی ، با آرامش دلایل انتخابت را به مادر و پدرت بگو (با رعایت ادب و تواضع و مستدل و منطقی)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1469  |  3 امتياز

صفا
از اصفهان
امضا شده : ۳۰ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۷
سلام اقاي مرادي چندبن بار پيام دادم ولي جوابي نديدم من خيلي از اينکه انتخاب اشتباهي در مورد همسر داشته باشم هراس دارم وچندتا از خواستگارهايم را در همين چند روز گذشته از رد کردم ميدانم ريسک است ولي نمي توانم به ترسم غلبه کنم لطفا کمکم کنيد .133
شهاب مرادی :سلام/ نترسید. اجازه بدهید خواستگار بیاید و در فرصت معقول پس از بررسی و تحقیق گفتگو و صحبت کنید. در تصمیم نهایی عجله نکنید.
اگر نمی توانید بر این احساس ترس غلبه کنید،به روانشناس جهت مشاوره مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1410  |  3 امتياز

لورا
از مازندران
امضا شده : ۳۰ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۴۶
سلام. من هر وقت مشکلي دارم به ياد شما مي افتم که ميتونين راهنماييم کنيد . 
 
مي دونم نامم زياده اما تو رو خدا بخونين. 
 
لطفا خصوصي 
من دختري 23 ساله هستم که تقريبا همه موقعيت هاي خوب براي ازدواج رو دارم ...
شهاب مرادی :سلام/ نامه شما را خواندم. مشکل شما بی کاریه. (منظورم شغل و درآمد نیست.) برنامه روزانه و هفتگی ندارید
یادداشت خدا و ناخدا را بخوانید.
چت را برای خودتان ممنوع کنید.
روزتان را پر کنید با برنامه های خوب و مفید و همه جانبه
توپ های گلف و زندگیو از وقتتان بیشترین استفاده را ببرید.
هفته ای یک شعر خوب را از دیوان یکی شعرای بزرگ(حافظ، سعدی، عطار...) حفظ کنید.
کلاس اخلاقی را که قبلا شرکت می کردید را ادامه بدهید.
در مورد ازدواج و شوهر آینده خیال پردازی و آرزو سازی نکنید تا بتوانید با واقعیت موجود رابطه ی معقول و منطقی برقرار کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1391  |  3 امتياز

عطيه
از تهران
امضا شده : ۳۱ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۱۲
سلام.خسته نباشيد. 
دختري هستم 19 ساله,دوسته برادرم که 24 ساله است از من خواستگاري کرده (البته به طور رسمي)او بسري است بسيار مثبت ومومن.من هم تا حدودي مومن هستم ولي در برخي موارد که صحبت کرديم او محدوديت هايي از جهات شنيدن موسيقي و رفتارورفت وامد با اقوامي که از لحاظ ظاهري مناسب نيستند دارد.البته درمواردي هم توافق داريم ولي اين محدوديت ها برايم کمي سخت است به نظر شما بايد چه جوابي بدهم.با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ محدودیت یا ممنوعیت؟
بیشتر با هم صحبت کنید اگر محدودیت ها و ممنوعیت ها ناشی از تبعیت از حکم مرجع تقلید است خوب است (چون احکام فقه آلمحمد اعتدال است و مایه خوشی و سلامت روحی و معنوی شما) ولی اگر ریشه در سخت گیری های افراطی شخصی و برداشت های شخصی از احکام و به عبارتی خشک مذهبی است و پافشاری دارد، احتمال دارد تحملش شما را خسته کند.

بیشتر گفتگو کنید ودر حوزه های گوناگون.با هم معیارها و ملاک ها را شناسایی کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1383  |  3 امتياز

مريم
از کرج
امضا شده : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۵۳
سلام آقاي مرادي 
من يکي از اون دانشجوهايي هستم که 2/9(امروز) تو همايش همنشين فردا شرکت کردن. 
...  
با يکي دو جلسه نميتونيم کاربردي و از پايه بحث کنيم.اين مباحث نيازمند زمان زياديه.شايد در حد يه درس2واحدي.ميخام بدونم شما وقت دارين اين کلاسهارو ادامه بدين تا ما از مسئولين خواهش کنيم از شما دعوت کنن؟(با هزينه اي که خود بچه ها متقبل ميشن.) با بقيه بچه ها هم که صحبت کردم نظرشون همين بود. 
 
 
ضمنا فکر ميکنم اگه اين بحث ناقص رهاشه ضررش بيشتر از منفعتشه. 
در جريان کلاس روز 5شنبه هستم اما بازم فکر کنم خيلي کمه. 
 
 
 
چيزايي که از جلسه امروز نصيب من شد: 
بي توقع دوست داشته باشيم.مثلا نگيم دوست دارم پس تو بايد منو بفهمي! 
دست از حرفهاي احمقانه برداريم .مثلا:دست خودم نيست.اعصابمو خورد ميکني.... باور کنيم تقريبا همه چيز دست خودمونه. 
انعطاف پذير باشيم. 
به خودمون فکر کنيم و شخصيت و افکارمون رو نقد کنيم. 
موقعيت هارو با ندونم کاري و توهم برتري از دست نديم. 
همه اشتباه هامونو گردن دعا نويسها نذاريم! 
 
 
راستي من هنوز معتقدم عشق وجود نداره!!!انسان ذاتا موجود منفعت طلبيه. 
خيلي مشتاقم شما وقت آزادي پيدا کنيد تا اولا يه نفس راحت بکشيد دوما جواب سوالهاي قبلي منو بدين(وقت آزاد!!!اينم يه جور خودخواهي و منفعت طلبي نيست؟) 
 
 
يک دنيا ممنون. 
خدا قوت. 
اجرتون با خدا.
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله پنجشنبه در جلسه بحث می کنیم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1478  |  3 امتياز

دار السلام
از کرمان-کرمان
امضا شده : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۵
سلام 
من دانشجو هستم.دانشگاه آزاد کرمان.ترم 6-مهندسي عمران... ...  
کسي بهتر از شما هم ندارم و الا دريغ نميکردم؛نمي دونم چه کار کنم
شهاب مرادی :سلام/ به این فرد و افراد مشابه و تشویق های کودکانه ی اطرافیانت توجه نکن. درست را بخوان و به خودت رسما اعلام کن که فعلا زمان انتخاب همسر نیست!
و از توجه دیگران به خودت کیف نکن!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1434  |  3 امتياز

فيروزه65
از كرج
امضا شده : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۱۵
سلام  
يك سوال مهم داشتم البته شايد براي من مهم باشد  
1.اگر كسي به يك نفر علاقمند بوده باشد ولي بخواهد اورافراموش كند بايد جه كارهايي انچام بدهد 
2.ببخشيد كه سوالم خيلي غير مرتبط بود اين راپرسيدم جون دريادداشتهايتان ديدم درمورد پاسخي به چند سوال خيلي خوب ومفصل توضيح داده بوديد  
3.خدابه شما عمر باعزت بدهد
شهاب مرادی :سلام/ با عدم مرور خاطرات و عادی سازی موضوع در ذهن چون انتظار ندارید که کاملا از خاطره شما حذف شود! ولی به مرور زمان وبا ترک دیدن و ترک معاشقه ی ذهنی او از سمت عشق در ذهن شما عزل می شود.
لينك  لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1387  |  3 امتياز

مهشيد
از قزوين
امضا شده : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۳۴
سلام حاجاقا اميدوارم سلامت باشين.حاجاقا من دختري 20ساله هستم که 4يا5ماه که من... به هم علاقه منديم ايا راهي هست که ما به هم محرم بشيم .حاجاقا ماازعلاقه اي که بوجوداومده خيلي احساس گناه ميکنيم.ولي از علاقه ي شديد ما من هرشب از دوري ايشان گريه ميکنم .حاجاقا من نيازجنسيم خيلي خيلي بالاست ونميتونم خودمو کنترل کنم هرشب به خاطره اينکه نميتونم با کسي رابطه يعاطفيه شديد داشته باشم گريه ميکنم .حاجاقا توروخدا جوابمو همين امشب بدين ديگه نميتونم تحمل کنم .باتشکرازشما
شهاب مرادی :سلام/ خانم توبه کنید این گناه بزرگی است! طوری برنامه ریزی کنید تا کمتر در موقعیت گناه قرار بگیرید و به خودسازی و مبارزه با نفس بیشتر توجه کنید. به نماز و روزه پناه ببرید. نستجیربالله
بخوانید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1498  |  3 امتياز

shima
از Tehran
امضا شده : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۵۲
با سلام خدمت استاد گرامي و خسته نباشيد بابت زحمات شما 
اگر براي تان امكان دارد متن پيام عنوان نشود خصوصي است . 
دختري 24 ساله هستم پسري 28 ساله... 
نمي دانم تفاوت ها تا چه اندازه مهم است.  
ممنون از زحمات شما .  
خدا قوت .
شهاب مرادی :سلام/ اگر از لحاظ دینداری و اخلاق مناسب است گفتگوهای رسمی بعداز خواستگاری را شروع کنید و در زمینه های مختلف صحبت کنید. بعد تصمیم بگیرید.
لينك
لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1452  |  3 امتياز

neda
از tehran
امضا شده : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۵۱
salam man chan dafe vasaton payam gozashtam javabamo nadadin khahesh mikonam javabamo bedin vase kasi ke az zendegi sir shode va ehsas mikone hameye rahae ke rafte ta khoda azash raze bashe va hajatesho bede va gahi vaghta be marg fekr mikone chi kar mishe kard ya chi kar kone khahesh mikonam begin man hame kar kardam ke khoda hajatamo bede har doa va har rahi ke bode raftam valli bi samar bode nemidonam u begin che konam by.
شهاب مرادی :سلام/ فارسی بنویسید.
1. خدا مهربان و حکیم است ! شاید حاجت تو با مهربانی خدا سازگار است ولی به نحوی با حکمت الهی سازگار نیست.
2. پافشاری و اصرار در برآورده شدن حاجت نکنید.
3. حاجت شما چیست؟ چند بار دیگر آن را مرور کنید و زندگی را بر خود تنگ و تلخ نکنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1479  |  3 امتياز

مهديس محمدي
از بجنورد
امضا شده : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۴۹
سلام حاج اقا 
ان شاءالله حالتون خوبه و سلامتيد . 
حاج اقا خواهش ميکنم مطالبي رو در مورد ازدواج (به تفصيل) تو سايتتون بذارين تا جوونايي مثل من که مشاور و راهنمايي اطرافشون نيست استفاده کنن. 
ما هم براتون دعا ميکنيم. 
اجرتون با خدا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1517  |  3 امتياز

حسين
از تهران
امضا شده : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۴۵
با عرض سلام . خسته نباشيد: 
مدتي است دانشجو شده ام و كاشان درس ميخوانم .شما هم ديروز به دانشگاه ما امديد(24/2/1387)در طول تحصيلم خيلي احساس تنهايي ميكنم.مدتي است تصميم گرفتم با يكي از هم كلاسي هايم براي رفع اين مورد دوست شوم تا از تنهايي در بيايم . البته او شخصي كاملا با حجاب و با وقار است . ميدانم كه او هم كمي به من علاقه دارد سوالم از شما اين است كه آيا اين كار را انجام دهم يا منتظر پيام او بمانم يا اصلا بي خيال شوم.در ضمن من در طول عمرم تا كنون با هيچ دختري دوست نبوده ام.خواهشن منو راهنمهيي كنيد
شهاب مرادی :سلام/ گزینه ی سوم صحیح است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1443  |  3 امتياز

شيده
از تهران
امضا شده : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۴۵
سلام بر مردي که ... 
دختري هستم 21 ساله ...کلي شرايط را بالا و پايين کردم تا به آن پسر جواب مثبت دادم و در تاريخ 19 بهمن نامزد شديم. 
و اکنون بعد از 3 ماه در تاريخ 19 ارديبهشت ازدواج کرديم. 
الان از انتخابي که کردم بسيار خوشحالم.  
از شما مي خواهم که برايمان دعا کنيد
شهاب مرادی :سلام/ مبارکا باشد. ان شاءالله سپید بخت شوید.
" من کان لله کان الله له" این را فراموش نکنید
و خانه و خانواده تان را پاک نگهدارید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1377  |  3 امتياز

ساجدي
از تويسرکان
امضا شده : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۴۴
سلام  
مي خواستم بدانم که نمي شود سوالاتي که در جلسه پرسش و پاسخ در کاشان را در سايت قرار دهيد 
زيرا به نسل جوان جامعه کمک مي کند
شهاب مرادی :سلام/ در حال تدوین مجموعه سوالات هستم زمان می بره .شما دعا کنید ممنون می شم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1417  |  3 امتياز

اميرحسين
از اصفهان
امضا شده : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۴۶
آقاي شهاب مرادي عزيز  
سلام. 
اميدوارم حالتان خوب باشد.جان عزيزترينتان به اصفهانم بياييد.من دفعه ي آخري که شما را ديدم در [دهه ی] عاشوراي 86در مجموعه ي عاشوراييان بود. 
برايم هم دعا کنيد.
شهاب مرادی :سلام/ خدا را شکر. احتمالا یکی دو شب در ماه رمضان شب های قدر بیام اصفهان. به بچه ها ی هیئت (یا به قول شما مجموعه)سلام برسون.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1407  |  3 امتياز

مرسده
از تبريز
امضا شده : ۰۲ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۲۰
آقاي مرادي سلام شما در بخش ضوابط گفته ايد که فقط با فونت فارسي يعني پيام با فونت فينگليش منتشر نمي شه 
 
خودتان وقتي ضوابط را رعايت نمي کنيد از بازديدکنندگان انتظار داريد 
(اين پيام را منتشر بفرماييد)
شهاب مرادی :سلام/ ابتدا از توجه شما به نظم این جا متشکرم.
هرچند بنا ندارم پیام های فینگلیش را بخوانم (به جهت صرفه جویی در زمان و لزوم حفظ و تکریم زبان فارسی) ولی گاهی ...
یک بار دیگر ضوابط ارسال را بخوانیم:
1. لطفا فقط از فونت فارسی استفاده کنید. خواندن پیام با فونت انگلیسی (فینگیلیش)3 برابر متن فارسی زمان صرف می کند.
2. برای خودتان از یک «اسم ثابت»(اسم واقعی یا مستعار) استفاده کنید. و ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1422  |  3 امتياز

اميدي
از شهركرد
امضا شده : ۰۵ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۲۱
با سلام آيا از لحاظ شرعي خواستگاري دختر از پسر اشكال دارد؟
شهاب مرادی :سلام/ نه ولی با توجه به عکس العمل عمومی پسران در این موضوع ،به صلاح دختر نیست.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1428  |  3 امتياز

سيد مهدي 1361
از ته دره
امضا شده : ۱۱ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۲۷
سلام آقاي مرادي .لطفا" پيامم را در سايت پخش نکنيد ولي بهش جواب بديد . 
حاج آقا ...
شهاب مرادی :سلام/ به خود نهیب بزنید که چرا به این موضوع بیش از حد اهمیت می دهید؟!!!
و از مرور خاطرات آن پرهیز کنید تا فراموش شود.
در مورد تلاوت قرآن و پناه بردن به قرآن کریم، خواندن سوره یس و آیات آخر سوره حشر را پیشنهاد می کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1407  |  3 امتياز

ليلا
از تهران
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۰۱
سلام حاج آقا من و بچه هاي کلاسمون توي يه سايت قسمت تالار گفتگو بحث دوستي پسر و دختر رو گذاشتيم حتي من (جناب سروان) رو هم گذاشتم با اجازه ي شما. حالا مي خوايم نظر شما رو هم بدونيم اگه ميشه همين جا بفرماييد تا من تو سايت بذارم ممنون فقط اگه ميشه جوابمون رو بديد کلي جوون منتظر جواب شماهستن
شهاب مرادی :سلام/ موفق باشید.
نقل مطالب سایت با ذکرآدرس کاری مجاز و رایج است. متشکرم.
لطفا به "ضوابط ارسال" بند شماره 6 مجدد توجه فرمایید.
قبلا با نام عسل از شما بیش از 20 پیام دریافت کردم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1469  |  3 امتياز

ma.zr
از shiraz
امضا شده : ۱۱ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۴۹
بازم سلام 
باور کنيد تا جوابم رو نبينم دست بر نمي دارم  
اخه خودتون کلاتونو کنيد قاضي ببينيد حق دارم ناراحت شم. هنوز چند روزاز خرداد ماه مونده بود که من مشکلم رو با شما در ميون گذشتم و اگر اينقدر نياز نبود نمي گفتم اما شما يک جواب يه کلمه اي هم حتي از من دريغ کرديد و امروز هم که 10 تير بود و بيش از 10 روز من سر گردون و منتظر جواب شمام تا شايد بتونم راهم و راحت تر پيدا کنم اما ديگه دارهم ازتون نا اميد ميشوم مگه  
پيام من با مال بقيه چه فرقيشه تازه مشکل من که خيلي حياتي تر از اين پيام هاي چرت وپرتي هست که مي نويسن و شما هم پاسخ ميديد! 
اينم يه نوع از بي عدالتي! اما از طرف کسي که اصلا انتظارشو نداري.
شهاب مرادی :سلام/ لطفا ضوابط ارسال را رعایت کنید.(و به دیگر عزیزان توهین نکنید!)
از شما با این ایمیل 5 پیام پیگیری با نام های متفاوت دریافت کرده ام .لطفا اصل سوال را خلاصه و کامل ارسال کنید.
این احتمال درست نیست که تمام پیام ها پاسخ داده میشود! امکان ندارد یک نفر بتواند پس لطفا همراهی کنید و ...

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1447  |  3 امتياز

بنده خدا
از کاراکاس
امضا شده : ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۴۲
به نام يکتا 
سلام ، نمي دونم اين پيام در ديد مياد يا نه ولي اصلا مهم نيست. مهم اينه که بدونم شما خوندينشو يجوري لا اقل جوابشو به من برسونيد. 
... 
... يا علي.
شهاب مرادی :سلام/ خواندم.
کمی در مورد لزوم رعایت انصاف و لزوم فرار از کینه فکر کنید.
عن امیرالمومنین علیه السلام: الأم العیوب الحقد!

- کاراکاس پایتخت ونزوئلا است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1438  |  3 امتياز

mm303
از advhc
امضا شده : ۱۴ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۲۴
سلام اقاي مرادي  
من 4 روزه رفتم تو 23 سالگي ولي مغز نخودي من با من بزرگ نشده.ومن توان حل مشکلمو ندارم.واينقد به خدا و ائمه متوسل شدم که دريافتم خيلي پستم که اونا هم منو نميبيبن. 
... من روزگاري خوشتيبترين ولي گناه کار بودم.که اول به خاطر اون وبعد خدا الان چادريم و دلم ميخواد اخره حجاب ماله من باشه. 
... 
هم داشتيم ومن هر روز بهش وابسته تر ميشدم. 
... 
اما اون سره يه موضوعه کوچيک ديگه جوابمو نمي ده... 
اقاي مرادي در ضمن يه بارم قرص خوردم که هيچيم نشد . اما اگه از شما هم پيامي نبينم خودم به اين موضوع فيصله ميدم تا جمعه يا شنبه با مرگم. 
ميدونم به نظرتون خيلي لوس و پرتوقعم و شما بيش از حد گرفتارين ولي حاج اقا منم ديگه بريدم.نميدونين چقد سخته گم شدن وگم شدن و بي اعتمادي 
... شما تنها کسي هستين که اين موضوع رو بهش ميگم 
مرسي از تحملتون برا خوندن نامم
شهاب مرادی :سلام/ این موضوع را با تکرار، بررسی و تحلیل های غیر علمی و غیر ضروری پیچیده نکنید واز آن مشکل نسازید!
- تاهل؟ شغل؟ تحصیلات؟ زمان و علت آشنایی؟ علت وابستگی شما به آن فرد و نوع و میزان روابط و علت جدایی و چندین سوال دیگر مثلا چرا "آخر حجاب ..." و... را باید یک مشاور از شما بپرسد و پس از بررسی، شما را در حل مشکل کمک کند. البته اگر تا روز مراجعه به مشاور خودکشی نکرده باشید!

- جداً اگر تمایل به خودکشی دارید فورا به یک روانپزشک مراجعه کنید و با نظر او به مشاور یا روان شناس مراجعه کنید تا مشکلتان را عاقلانه و به سلامت حل کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1481  |  3 امتياز

نرگس
از اهواز
امضا شده : ۱۸ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۵۳
با عرض سلام.من خواستگاري دارم كه بعد از تحقيقات از واسطه اي از دوستان قديمشان به ما گفتند كه قبل از دوران سربازي تفنني در جمع دوستان مشروب مي خورده.خانواده اش به ما گفتند كه اين آقا سيگار ميكشيده و ترك كرده ايشان 25 و من 23 سال داريم.تحقيقات 1ساله از ايشان به نتيجه مثبتي ما را رسانده بود تا اينكه اين خبر به ما رسيد اگر ايشان ترك دوران قديم و توبه كرده باشد. ازدواج ما درست است؟
شهاب مرادی :سلام/ از نظر فقهی درست است اما مسلما ریسک دارد و احتمال بروز مشکل وجود دارد.
نگرانی شما به جاست ، جوانی که در حدود 20 سالگی هم سیگاری بوده و هم خدای ناکرده شرابخوار؛ این موضوع از نابسامانی شخصیتی و دینی او حکایت می کند.
به هر حال در این موارد با او گفتگو کنید و عکس العمل او را در مورد گناه عظیم و خطرناک شرب خمر بررسی کنید ببینید آیا واقعا خودش با تصمیم قطعی و با زمینه های دینی توبه کرده یا ...
بعد تصمیم بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1457  |  3 امتياز

S16
از تهران
امضا شده : ۲۰ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۲۳
سلام و خدا قوت. 
مدتي پيش،از خانم واعظي شنيدم:"در نماز فقط فکرتان به تلفظ درست باشد، حتي نوشته را جلوي چشمتان تصور کنيد." يکي از دلايلشان هم اين بود که "نماز امانت است وبايد اداي امانت شود." 
من خيلي مخالف بودم ولي با اين حال چند بار امتحان کردم، بيش از پيش حواسم به نماز بود.... 
به نظر شما اين ظاهرگرايي نيست؟ درسته؟ 
ممنون.ال ماس دعا.
شهاب مرادی :سلام/ گام های نخست حضور قلب و توجه همین است ولی با مراقبت و درخواست از خدا باید قلب در گام های بعدی از لفظ به معنا و از مفاهیم و معنا به مولا رو کند.
بنازم به بزم محبت که آنجا   گدایی به شاهی مقابل نشیند
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1463  |  3 امتياز

مهري مهدوي
از شهرري
امضا شده : ۲۳ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۶
با سلام و خسته نباشيد  
 
تقاضا دارم جهت ازدواج برادرم با يک موردي که به تازگي با خانواده اش آشنا شده ايم و نميدانيم که صلاح است يا نه برايمان استخاره کنيد زيرا ما همگي تقريبا موافق هستيم اما برادرم ميگويد حس خوبي ندارد وهرچه ميپرسيم دليلش چيست حتي خودش هم نمي داند نمي دانم اين يک حس وسواس است يا يک حس واقعي بنابراين تصميم گرفتيم با خداوند مشورت کنيم.التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ برای انتخاب همسر استخاره نکنید.
به جای استخاره در امر ازدواج ؛ تحقیق، گفتگوهای هدفمند و مشاوره کنید.
لطفا یک بار واژه "استخاره" را در این سایت سرچ کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1455  |  3 امتياز

حميد 61...
از خو.ستان
امضا شده : ۰۹ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۵۵
به نام خدا 
با سلام و عرض خسته نباشيد خدمت شما. ¬¬¬اگر فکر مي کنيد مطلب من براي ديگران خوب است که بخوانند و مشکلي از آنها بر طرف شود براي آنها نمايش دهيد ولي نام شهر را پاک کنيد(لطفاً) ، در غير اينصورت خصوصي باشد. 
من جوان 22 ساله اي هستم که حدود 3 سال است جذب مسجد شده ام. حدود يک سالي است که توهماتي به ذهن من خطور مي کند که نمي دانم چگونه آنها را از ذهنم پاک کنم ، در حالي که آنها بيشتر اوقات (مخصوصاً موقع نماز و دعا) با من هستند. اگر بخواهم براي درمان بهتر توضيح بدهم بايد بگويم ، با معذرت: 
1. گاهي مثلاً ... 
مدام احساس مي کنم و اين مرا کلافه کرده . نمي خواهم ولي به ذهنم خطور مي کند. براي اينکه به آن فکر نکنم با خودم حرف زده ام که نبايد فکر کني ، به بي اهمتي آن و با اهميت بودن خيلي مسائل ديگر فکر کرده ام ولي يک سال است مرا واقعاً آزار مي دهد. به خدا و به اهل بيت متوسل شده ام ولي شايد به پزشک هم بايد مراجعه مي کردم که به شما مي گويم . 
2. گاهي وقتي به آدم ها نگاه مي کنم مثلاً در خيابان يا هر جاي ديگري، خانه ، به پسر ، دختر ووو ، نمي خواهم ولي نگاهم به جايي که مي افتد جاي مناسبي نيست و از اين کلافه مي شوم چون آن را نمي خواهم، يا هواي آن به سر ندارم. 
3. گاهي بين دوستان که هستم مثلاً اگر با هم دست مي دهيم يا روبوسي مي کنيم و همديگر را تحويل مي گيريم ، پيش هم هستيم ، به ذهنم فکرهاي زشتي خطور مي کند در صورتي که نمي خواهم. فکري شبيه به اينکه مثلاً «انگار کسي درون من مي گويد "تو از دست دادن اين احساس را کردي!!!" » در صورتي که اينگونه نيست. در حالي که من اين احساس را نمي خواهم و از آن متنفرم. 
شايد مجبور باشم اين حرفها را بگويم هرچند مي شد اين درمان من دو سال پيش باشد ، زماني که دوستي از برادر متعهد تر و از پدر دلسوزتر مرا جذب اخلاقش کرد و مرا با آن نگاه قشنگش و صداي دلنشينش با خدا و صاحب الزمان و مسجد رفيق کرد، وقتي پيش او کلي اشک ريختم ، از من خواست به او بگويم چه گذشته اي داشته ام اما من از خجالت نگفتم--- 
فقط مي دانم ريشه اين بدي ها در تفکراتم است و مرتبط با گذشته. با اين تفاسير شما چه تجويز مي کنيد؟، من با تلاش و تفکر خودم تا حدودي سعي کرده ام ولي ديگر خسته شده ام.  
گاهي براي اينکه اينگونه نباشم از جو دوستان خارج شده ام ، يا آنها را تحويل نگرفتم، نه اينکه بد رفتاري کنم. البته تمام دوستان دوره گذشته را ترک کرده ام. مسجد هم مدام مي روم. 
گاهي از بس که فکرهاي زشت و نفرت آور به مغزم خطور مي کند خسته مي شوم و به مرز نااميدي مي رسم ولي باز به خودم مي گويم که شيطان مي خواهد مرا نااميد گير بياورد و باز به خودم لبخندي مي زنم و سعي مي کنم شاد باشم و اميدوار که خدا نظر به من کند و اين گناه برطرف شود. 
مي دانم که وقتتان خيلي کمتر از آنست که بخواهيد اين همه را بخوانيد، خدا شما را توفيق بدهد که دلسوزانه به فکر جوانها هستيد. شما مرا به ياد آن دوست مي اندازيد که حالا مدتي است از من جدا شده است و به ديار باقي شتافته و مي دانم او زنده است و من مرده. 
سالم و سلامت باشيد زير سايه مولا.
شهاب مرادی :سلام/ ظاهرا شما مبتلا به وسواس فکري هستيد پس نگران نباشيد و احساس گناه نکنيد و
هر چه سريعتر براي درمان به يک روانشناس مجرب مراجعه کنيد.
انشاء الله با کمک درمانگر مداوا مي شويد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1517  |  3 امتياز

حيران
از ناکجااباد
امضا شده : ۰۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۵۶
به نام خدا 
سلام  
خسته نباشيد با اجازتون مي خواستم نظرم رو در مورد پيشنهاد "سامي دخت" بگم. با اجازه شنا حاج آقاو دور از جسارت، اينکه معمولا وقتي بيماريم مي ريم پيش طبيب! و وقتي مشکلي داريم مي ريم سراغ مشاور و امسال بزرگواري مثل حاج آقاي عزيز مرادي. البته خوب عرض ادبها مسلما در اين روابط وجود خواهد داشت. به همين جهت چون ايشان در اذهان عمومي کمک دهنده و مشاور هستند افراد در موارد مشکل معمولا صحبت مي کنند ضمن اينکه خوشيها و موفقيتها مسلما درزندگيشان بوده است و در کنار خوشيها سختي چاشنيه همه زندگيها شده. براي اين پيشنهاد شما يکمي زمان و يه کارايي لازمه و خيلي هم زيباست. حاج آقا ببخشيد جسارتم رو. التماس دعاي زياد دارم. واقعا داريد زحمت مي کشيد و لطف بزرگي به ما جوانها مي کنيد.
شهاب مرادی :سلام/ نظر شما درست و محترم است.
اما به نظر جنابعالی ( آقا؟ یا خانم؟ حیران!) آیا درج "ناکجا آباد" (اسم شهر محل سکونت شما) ضروری به نظر می رسد؟؟؟ و آیا در روحیه شما و دیگران تاثیر مثبت دارد؟

شاید به نالیدن و القای حس منفی عادت کردیم.
پیشنهاد سامی دخت
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1440  |  3 امتياز

امين
از shiraz
امضا شده : ۰۸ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۴۴
سلام خسته نباشين شايد اين مشکل خيلي عجيب باشه من دختري را دوست دارم ولي از خودم 6 سا ل بزرگتر است چکار بايد کنم ممنون ميشم يا علي
شهاب مرادی :سلام/ نه، متاسفانه رایج است و انتخابی نادرست است و چنین ازدواجی توصیه نمی شود
اگر انصراف برایت دشوار است به مشاور (روان شناس) مراجعه کن.لينك
لينك، جناب سروان!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1539  |  3 امتياز

Reyhane.Y
از tehran
امضا شده : ۱۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۱۵
سلام  
 
باتوجه به اينكه گفتيد داريد كم كم خسته مي شيد بازهم جرئت كردم كه باهاتون مشورت كنم.انشاءالله كه مي بخشيد.چه چاره؟! 
 
من يه دختر 19ساله هستم فرزند يه خانواده مذهبي با سطح مالي نرمال،دانشجوي سال اول  
 
نمي خوام وقتتون رو بگيرم بنابراين از توضيح حاشيه مي گذرم و مشخصات شخصي كه بعداز دقتهاي زياد خانواده ام از بين موردهاي مختلف ومتفاوت بالاخره كانديد جدي براي ازدواج شده رو خدمتتون عرض مي كنم. 
 
شخصي ست 23ساله،دانشجوي سال سوم و از نظر اعتقادي شبيه خودم.خانواده ي اصيلي دارن كه خانواده ام با تحقيقات زياد وپي در پي در موردشون به مورد منفي اي برخورد نكردن 
 
ولي اين آقا پسر هنوز سربازي نرفته! -چون بلافاصله دانشگاه قبول شده - واينكه كار ثابت و با پشتوانه داري نداره!من مسائل مادي برام اهميت زيادي نداره ولي استقلال مالي برام خيلي مهمه.ازاينكه طرف مقابلم دستش توي جيب پدرش باشه بيزارم چون تبعات منفي بعديش رو ديده ام. 
 
ايشون معتقده كه مي تونه يه زندگي رو به تنهايي بچرخونه ولي حاج آقا من نگران روزي هستم كه اين عدم پشتوانه ي شغلي و خداي نكرده بيكاري كار دست زندگيم بده و پدرايشون بخوان خرج زندگي مارو بدن واين بشه زمينه ساز مشكلات! 
 
خيلي مرددم؛از همه نظر كيس مناسبيه ولي ازاين جهت ...! 
 
ممنون مي شم راهنماييم كنيد
شهاب مرادی :سلام/ برنامه مشخص او برای
1. شغل و درآمد
2. سربازی
3. ادامه تحصیل خودش و تو - احتمالی -
چیست؟ اگر برنامه هایش برای تو اعتماد ساز و اطمینان برانگیز است، قبول کن و الا نه.
------------------------
( هویت شغلی مهم است )
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1472  |  3 امتياز

نسترن
از تهران
امضا شده : ۱۳ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۴۴
با عرض سلام و ادب حضور شما 
و لطفا  
سال قبل خواستگاري داشتم(با معرفي واسطه) که خدمت تان عرض کردم خيلي مصر است و مرداد سال قبل خواستگاري کرده بودند و چند بار جواب رد داده بودم و باز اصرار داشت.حدود يک ماه پيش باز واسطه طي تماسي دوباره اين جريان تمام شده را از سوي آنها مطرح کردند و گفتند آن آقا واقعا متوجه دليل من براي اين جواب نشده !!! و من هم جوابم همان جواب قبل بود: نه. 
تا اينکه روز سه شنبه8/5/87 خودش تماس گرفت و با اشاره به اينکه مي داند قضيه تمام شده است اما از من پرسيد چرا شما گفتيد ما به درد هم نمي خوريم و من هر چه قدر در اين مدت فکر کردم به علت جواب رد شما پي نبردم و من چه مشکلي دارم ؟ (بعد از گذشت حدود 5 ماه تازه داشت اين را مي پرسيد) 
و من با توضيح اين که وقتي قضيه اي به نتيجه نمي رسد الزاما اين طور نيست که يک طرف قضيه مشکل دارد ، هم سعي کردم متقاعدش کنم و هم اينکه از پاسخ مستقيم و دليل ،طفره بروم.(دليل نگفته ام اين بود که ايشان به دلم ننشسته بودند و اصلا تيپ شخصيتي شان با من فرق داشت و نمي پسنديدم) 
و خب او هم قانع نمي شد و مي گفت چه چيزي در من مشکل دارد قيافه ام ، اخلاقم ، اينکه آمدم و صادقانه و بي ريا همه چيز را براي تان گفتم و .... 
و مصر بود حتما دليل قانع کننده اي برايش بياورم. 
(چون قبلا برايم تعريف کرده بود که پس از بار اول جواب رد من به اصرار خانواده جاي ديگري خواستگاري کرده و به دلش ننشسته و به قولي مرا انتخاب کرده و ...) و اين بار هم دوباره گفت که من فقط يک جا براي اين امر رفته ام و...  
من هم به طور غير مستقيم گفتم همان طور که شما در موردي به نتيجه نرسيده ايد و در اين مورد (من) به نتيجه رسيده ايد ، من هم نتوانستم به نتيجه برسم. 
گفت من چه کار مي توانم بکنم تا شما راضي شويد و به نتيجه برسيد و چه چيزي را نپسنديده ايد تا من تغيير دهم و ... 
من هم جواب دادم : اصلا چيزي در ميان نيست که شما بخواهيد تغيير دهيد و من نظرم عوض شود و مطمئنا اگر چنين هم بود من خودم هم متوجه بودم و نهايتش درباره آن با هم صحبت مي کرديم. فقط من در اين باره به نتيجه نرسيدم. همين. 
 
وقتي گفت من هر چه را بخواهم آنقدر تلاشم را براي به دست آوردنش مي کنم و اگر نشد مي گويم قسمتم نبوده ، گفتم پس چرا همان موقع (چند ماه پيش) نپرسيديد و حالا که قضيه تمام شده بود و اين همه از اين جريان گذشته ؟ 
که گفت آن قدر به من شوک وارد شده بود که واقعا نتوانستم هيچ اقدامي بکنم.(که البته من هم نتوانستم با اين توجيه اش متقاعد شوم) و گفتم به هر حال جواب من همان است و فکر نمي کنم صورت خوشي داشته باشد که الان و بعد از گذشت چند ماه و در هر حالي که قضيه تمام شده است دوباره بخواهد مطرح شود. 
___با اين که مادرم با نقل اين حرف ها احساساتي شده بود و شايد هم حس دلسوزي و او را همچون قبل تاييد مي کرد و از من خواست دوباره فکر کنم و نيز خودم هم با توجه به نجابت و تعريفي که از او مي کردند و ويژگي هاي مثبتش سعي کرده بودم بيشتر فکر کنم و باز هم پس از اين آخرين جواب فکر کردم و دلم مي خواست مي توانستم قبول کنم فقط به خاطر ويژگي هاي مثبتي که داشت اما باز هم به همان نتيجه قبل رسيدم. 
و بنابراين بهتر ديدم نظر و مشاوره شما را نيز جويا شوم که حتما مراجعين زياد و مشابهي داشته ايد و همچون قبل راهنمايي هاي تان راهگشا خواهد بود. 
_____________________ ___________________ 
 
سعي کردم کوتاه بنويسم. 
 
از اين که وقت مي گذاريد سپاس گزارم و خوشحالم بزرگواري همچون شما حضور دارد که در اين مواقع از ارشادات و تجربيات شان بهره بگيرم. 
نمي دانم تصميم درست و منطقي گرفتم يا نه؟ 
ممنون از وقتي که مي گذاريد.
شهاب مرادی :سلام/ شما -به هر دلیلی-  تصمیم ندارید با او ازدواج کنید!و موضوع برایتان تمام شده است پس نظر من چه نقشی می تواند داشته باشد؟!
آیا به خاطر احساس عذاب وجدان به دنبال تائید هستید؟
نگرانی شما محسوس است ، یک بار دیگر نکات مثبت و منفی او و خودت را روی کاغذ بنویسید و خودت آنها را با دلایل منطقی و عقلی تحلیل کن و اگر نتیجه این بررسی با تصمیم آخرت سازگار بود لااقل عذاب وجدان نداشته باشید.
من اطلاعات حداقلی هم از شما دو نفر ندارم.هرچند بیش از 30 پیام از شما دریافت کرده ام و خوانده ام .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1442  |  3 امتياز

ندا آسماني
از تهران
امضا شده : ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۴۱
سلام حاج آقا! 
خوب هستيد؟ شما حوصله‌تون سر نرفته؟!!! 
تعجب نكنيد. راستش اين پيام‌ها... نمي‌گم مردم حق ندارن، اما اينجا به دو بخش تقسيم شده. دختر خانوما شرح خواستگارايي كه داشتن و دارن رو مي‌نويسن و آقا پسرها هم يا موضوع خودارضايي يا ترس و شرايط ازدواج. 
چرا كسي يادش نمياد كه ما توي خيلي از ساده‌ترين آموزه‌هاي ديني مي‌لنگيم. كه نياز به راهنمايي شما داريم. بحثايي كه شروع كرديد تمام‌نشده موند. يادداشت‌هايي مثل پوست موز و خدا و ناخدا كه هنوز و هميشه مي‌شه ازشون ياد گرفت و تكرارشون كرد. كاش يه كم بريم عقب، و عميق‌تر نگاه كنيم. اينطوري شايد ازدواج‌هاي بهتري داشته باشيم، شايد ديگه به خيلي از گناها دچار نشيم. 
يا علي
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1442  |  3 امتياز

مهري
از تهران
امضا شده : ۱۸ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۴۲
سلام آقاي مرادي. اين سومين دفعه هست که براتون پيام ميفرستم. خواهش ميکنم منو راهنمايي کنيد. من دختري 19 ساله هستم. 5سال و نيم پيش با آقا پسري آشنا شدم و با هم دوست شديم اما چون تقريبا مطمئن بوديم با مطرح کردن موضوع ازدواج با مخالفت خانواده ي من روبرو ميشيم قبل از گفتن اين موضوع اين رابطه رو 7ماه قبل تمام کرديم. اما الان 1 ماهه با اينکه ايشون ازدواج کردن باز هم با هم رابطه داريم. چيکار کنم؟ من هنوز هم بهش علاقه دارم.
شهاب مرادی :سلام/ از خودت سوال کن: چرا این رابطه را شروع کردم؟ و چرا امروز این رابطه ادامه دارد؟ آیا مصالح و منافع من در رابطه تامین شد یا می شود؟ آیا ادامه رابطه با او کار اخلاقی و پسندیده ایست؟ چرا او را باید دوست داشته باشم و خودم را به او علاقمند نشان دهم؟ او که با محبوبش ازدواج کرده! راستی خدا راضیه؟ گناه به چه قیمیت؟

- یک طرفه قطع رابطه کن و مراقب باش باقی مانده شانس ازدواجت را مفت از دست ندهی!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1454  |  3 امتياز

كوچ پرستو
از تهران
امضا شده : ۱۸ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۴۸
سلام 
...اصلا دوست ندارم كه جاي شما بودم نه از جهت دنيوي و آدمايي كه كلي تحويلتون ميگيرن{كه البته يكيشون خودم }و نه از جهت اخروي كه فكر ميكنم بيشتر از من مسئوليد... 
نميدو نم اما يادمون باشه كه (بعضی از)مردم ما متخصص بت كردن آدمان، يه وقت خودمونو گم نكنيم،يادمون باشه كه دچار تكبر نشيم،  
و يادتون باشه حاج آقا حجتِ اسلام نيستيد! 
هنوز خيلي چيزا مونده كه نميدونيم و نميدونيد،درسته؟ ؟ 
حاج آقا من براتون خيلي احترام قائلم كه اگه برام مهم نبوديد ... . 
مراقب خودتون باشيد. 
 
يكي از طرفداراتون كه نگرانتونه،البته نگران خودشم هست. 
 
برام دعا كنيد. 
خداحافظ
شهاب مرادی :سلام/ از هدیه خوبتون متشکرم.
 (نعم الهدیه الموعظه)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1389  |  3 امتياز

شبنم
از اردبيل
امضا شده : ۱۸ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۷
سلام من شخصي رودوست دارم که ازهمه جهات بامعيارهاي من همخواني داره ومطمئن هستم که اوهم دختري باشرايط من روميخوادولي اوآشنايي بامن نداره ومن فکرميکنم بااوواقعاخوشبخت ميشوم ولي به هيچ عنوان نه ازنظرعرفي ونه ازنظرشرعي حاضرنيستم من اظهارعلاقه کنم ولي واقعا دوستش دارم ميگوييدچکارکنم
شهاب مرادی :سلام/ شرع مانع خواستگاری شما از اون آقا پسر نیست فقط عرف! لينك
جناب سروان را خوانده اید؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1615  |  3 امتياز

آرزو
از سمنان
امضا شده : ۲۹ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۲۷
اگه يك نفر موجب ايجاد گناه براي ديگري بشه و وبعدا متوجه وبشه اون وفرد بايد چه كار كنه؟
شهاب مرادی :سلام/ باید توبه کند.
یعنی دیگر "موجب ایجاد گناه برای خود ودیگران نشود" و از خدا طلب مغفرت کند. خداوند بسیار مهربان و بسیار آمرزنده است.
می خوام نمی شه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1445  |  3 امتياز

377
از esfahan
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۷
سلام آقاي مرادي. 
وقتي محبتي نسبت به كسي يه چيزي در دل آدم ايجاد ميشه ، كار خداست؟چون آدم واقعا خودشم نمي دونه از كجا اين علاقه به وجود اومده. آيا ممكنه كار شيطان باشه؟ اگه بله كي كار خدا و كي كار شيطانه؟چطوري ميشه تشخيص داد؟
شهاب مرادی :سلام/ اگر نسبت به همسر و بعد از ازدواج باشه کار خداست در قرآن فرموده و اگر مربوط به نامحرم است و قضایای مشابه ساخته خودته


و معمولا در این موارد شیطان تقصیری نداره! اگر هم تقصیر داشته باشه نقش خود انسان بسیار بیشتر و موثرتر است.

مراقب خودمون باشیم که اعدا عدو هر کس خودش است!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1455  |  3 امتياز

مريم
از سمنان
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۲۰
سلام من مي تونم به طور خصوصي با شما صحبت کنم ؟
شهاب مرادی :سلام/ شرمنده. لطفا ضوابط ارسال را بخوانید و چند صفحه از پیام ها را بخوانید تا با سبک سوال و جواب آشناتر شوید.
و کلید واژه های اصلی مطلبتان را در جستجوی سایت سرچ کنید شاید نیاز به سوال نباشد اگر لازم بود بنویسید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1460  |  3 امتياز

راضيه
از اصفهان
امضا شده : ۰۲ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۶
سلام ساعت جواب ايميلها را که ميبينم واقعا خجالت ميکشم که ايميل براي شما بزنم اما چي کار کنم که اصلا نمي توانم به افراد ديگر اعتماد کنم نگرانيهايي برايم پيش امده که باعث شده که فقط درون خودم بريزم و نمي توانم براي کسي بگويم و با خودم جنگ ميکنم باز هم تا الان خيلي مقاومت کردم چون من خيلي در مقابله کردن با مشکلاتم ضعيف هستم اگر دو سال قبل بود تصميمهاي اشتباهي مي گرفتم قبلا اگر از چيزي ناراحت ميشدم گريه مي کردم بهتر مي شدم ولي الان اصلا نمي توانم گريه کنم لطفا راهي به من نشان دهيد که هم تخليه روحم باشد و هم بتوانم فراموشش کنم متشکرم وخيلي التماس دعا دارم
شهاب مرادی :سلام/ در چند نوبت(در چند روز) در تنهایی، نگرانی هایتان را با آرامش و بدون سانسور روی کاغذ بنویسید و خلاصه ی آن را ( مورد به مورد) از همین طریق برایم ارسال کنید تا عرض کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1475  |  3 امتياز

mani63امضا شده : ۰۱ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۱۱
سلام خدمت شما بزرگوار: 
4 ساله كه با 1 دختر خانوم أشنا شدم. 
خانواده ها بجز پدرامون خبر دارن. 
... 
اينم بگم چند وقته با اين خانوم خيلي كنتاكت دارم و رومون بهم حسابي باز شده و من ،اون علاقه قبلي كه هيج اصلا علاقه اي ندارم(يا شايد دارم واز نشونه هاش اينه که تمام افکارم به ايشون معطوف هست) و قصد اتمام رابطه را دارم ولي بدليل أبروي اين خانوم و مسايل ديگه تصميمم جدي نشده و فقط در حد قهرهاي 10 روزه و بيشتره که با تماسهاي مکرر خانوم به آشتي ختم ميشه و اکثر تماسها در مورد خودکشي ايشونه که ...(البته خودمم دلم ميخواد و گاها به خاطر اينکه اعصابم از شنيدن صداي تلفن بهم ميريزه) و نهايتا بعد از 2 روز باز همون آشه و همون کاسه(قهر کردن). 
در ضمن اين خانوم 2 سال از من بزرگتره (ايشون الان در مرز 27 سالگيه)و من خودم را مسبب از دست دادن موقعيتهاي ازدواج ايشون ميدونم. 
نميدونم گفتن اين موضوع صحيحه يا نه ولي ميگم : 
اين خانوم قبلا ... 
... 
خيلي به راهنماييتون احتياج دارم. 
خيلي ممنون از توجهتون و اين که مطلب به درازا کشيده شد. 
فقط حاج آقا اين مطلب کاملا محرمانه بين من و شما برادر بزرگوار بمونه.
شهاب مرادی :سلام/ انتخابی نافرجام با چند اشتباه و احتمالا معصیت از جانب شما البته دخترخانم هم مقصر است به دلایل مختلف(1. عدم اطلاع پدر 2.ابراز علاقه ی یک پسر را بدون محک خواستگاری رسمی پذیرفته 3.روابط مخفیانه و...)
ادامه بی ثمر و مضر است.
در صورت لزوم قبل از خاتمه به یک مشاور (روانشناس) باتجربه مراجعه کنید.

راستی جایگاه "خدا و رضایت او" در انتخاب ها و تصمیم های ما کجاست؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1564  |  3 امتياز

mah
از esfahan
امضا شده : ۰۴ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۴۹
سلام ! 
چند وقت پيش من يه سوال از شما پرسيدم ولي هرچي صبر كردم هيچ جوابي شما به نامه من ندادين !!! 
سوالم سخت بود !!!! 
فرق بين قسمت و اختيار ادم چيه ؟؟؟؟ 
اين كه ميگن قسمت شد كه اين اتفاق افتاد !!!! 
من يه سوال برام به وجود اومده پس اختيار چيه مگه ما نمي تونم اون اتفاقي را كه ميگن قسمت بوده كه بيفته را تغيير بديم !!!! 
تو را خدا اين دفه جواب بدين 
اگه دوست داشتين !!!
شهاب مرادی :سلام/ شبیه این را پاسخ دادم شما دقیقا مصداق را سوال کنید تا عرض کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1505  |  3 امتياز

يه دختر خوب
از شهر زيباي كرج
امضا شده : ۱۲ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۱۳
سلام 
...من 63به دنيا اومدم با مامان 20سال تفاوت سني دارم.مامان قديما سختي زياد كشيده حالا مي خواد تلافي كنه بدون اينكه بفهمه داره كفر ميگه.من و خواهر وبرادرم هر روز داريم باهاش دعوا ميكنيم كه اين كارا رو نكن.باخوانواده بابا خيلي بد رفتار ميكنه.باباهم بي تقصير نيست.چيكار كنم؟
شهاب مرادی :سلام/ جسارتا اشتباه می کنید.
دعوا؟؟؟ !
با پدر و مادر فقط به نرمی، مهربانی، ادب و تواضع صحبت کنید و در اختلافاتشان وارد نشوید. همین که به ناسزاها و بدرفتاریهایش توجه نکنید و به رفتارهای خوب و مثبتش توجه و عکس العمل نشان دهید کار موثری کردید.
لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1524  |  3 امتياز

نگين 1365
از تهران
امضا شده : ۱۲ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۶
با سلام و عرض خسته نباشيد 
من دختري 22 ساله هستم که در حال حاضر دانشجو مي باشم و به زودي درسم تمام مي شود . من تنها دختر خانواده هستم و از لحاظ وضعيت اقتصادي و خانوادگي و ظاهري در شرايط متوسط رو به بالاهستم . تا به حال خواستگاران زيادي داشته ام که خانواده ام به دلايل گوناگون آنها را رد کرده اند . با اين وجود رفتار خانواده ام به گونه اي است که از اين که تا به حال ازدواج نکرده ام احساس حقارت مي کنم و از سمت خانواده تحت فشار هستم . از جهتي خودم هم به شدت احساس تنهايي مي کنم از طرفي مدتي است که خواستگارانم هم کم شده اند . و اين مرا بيشتر نگران مي کند . از شما مي خواهم که مرا راهنمايي کنيد
شهاب مرادی :سلام/ هرچند" خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دختران" واقعی است اما شما با 22 سال سن نگران نباشید سن شما همچنان مناسب است
ولی این موضوع را با والدینتان به سادگی بیان کنید؛ نترسید، موثر است.
بگو عزیزم!، یک زبان و دو گوش
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1599  |  3 امتياز

سپيده
از تهران
امضا شده : ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۳۰
سلام و وقت بخير 
اول تبريک ميگم فرا رسيدن ماه مهماني خدا رو 
ان شاالله هممون اونطور که بايد و شايد از اين ماه بهره ببريم 
يادداشت امروزتون رو خوندم.. 
خيلي زيبا بود.. 
شايد در کنار اينهمه يادداشت از ماه رمضان و فضيلتش و چه و چه و چه، اين يادداشت اصل مطلب و ادا کرد..  
اين جملات واقعا" به دل ميشينه: 
""دنيا شلوغ هست ولي کسي نيست؛ خبري نيست و... پس بهتر است در اين ماه رمضان و سحرهاي خوب و ناب آن،  
فقط خودش را بخوانيم و خودش را بخواهيم و خودش را بجوييم و خودش را ببينيم و ... "" 
حاج آقا التماس دعا داريم فراوون!
شهاب مرادی :سلام/ لیس فی الدار غیره دیار
قلب سالم باور می کنه ، منور میشه و... ولی زود یادش میره (قلب دیگه؛ اِنَّ للقلبِ اقبالاً و ادباراً)
برای همین تذکر همیشه لازمه ...
... غیر از خدا هیچکی نبود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1514  |  3 امتياز

يك زن
از تهران
امضا شده : ۱۹ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۶:۳۴
سلام خسته نباشيد مي خوام شب قدر از يكي از گناهانم دست برداشته و توبه كنم(غيبت)چه كنم كه از توبه ام برنگردم كار سختي است حتي الان كه روزه بودم نقل قولي كردم كه به نظرم غيبت آمد
شهاب مرادی :سلام/ تمرین و مراقبت و تمرین و مراقبت
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1529  |  3 امتياز

علي
از تهران
امضا شده : ۲۷ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۵۷
سلام.اولين بار که تو تلويزيون ديدمتون گفتم اين هم مثل آخوند هاي ديگيه ي تلويزيونه.يعني فقط براي تو تلويزيون صحبت کردن حوزه رفته.امه امسال که تو حسينيه ي امام جعفر صادق (مشهد)ديدمتون(با اجازتون)ديوونتو شدم.چند وقت قبلسم تو مسجد ارک ديدمتون پيش خودم گفتم لابد اومده ..... اما الان يکي از ....تونم.به خاطر اين فکر ها حلالم کنيد
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
برادر عزیزم حلال . از مثل تو که دلبسته ی اشکی و وابسته ی به امام حسین ،با سرعت و راحتی بیشتری  میگذرم
ولی نگران آثار و عواقب بد سوءظن باش خطرناکه !
فراموش نکنیم که قلب (خصوصا قلب جوان) بسیار لطیف است و شاید طاقت زمختی هایی از این دست را نیاورد. فدای شما .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1574  |  3 امتياز

صديقه
از تهران
امضا شده : ۲۸ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۲۸
باعرض سلام وقبولي طاعات .سوالي داشتم از شما .ميخواستم بپرسم ايا براي خواندن نمازقضا روش خاصي وجود دارد يا اينکه به هر روشي ميتوان خواند.با تشکر از شما
شهاب مرادی :سلام/ نه مثلا چه روشی؟
شیوه قرائت هم در نمازهای قضا به این صورت است که هر زمانی که مشغول خواندن هستید نماز صبح و مغرب و عشا را بلند می خوانید و نماز ظهر و عصر را آهسته و...
(اقض ما فات کما فات) و (من كان عليه فريضه فليقضها كما فاتته)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1534  |  3 امتياز

ليلاغ
از تبريز
امضا شده : ۱۲ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۱۹
با سلام/اقاي مرادي من تازه افتخارپيدا کردم شما را بشناسم .هميشه در مورد جوان ها ومشکلات انها گفته ميشودامادرمورد خانمهاي خانه داراصلاتوجهي نميشودولي من خدا را شاکرم( چون او خدايي دارم ) مثل يک نوزادتازه متولد شده دستم را گرفت ومرا تا اوج عشق به معبود رساند.چون با تمام وجود از خودش کمک خواستم . گفتم چقدر ذليل و ضعيفم. خودش مرا از شهوات شيطاني و لذت دنيا پرستي نجات دهد. بخدايي که از خشمش به لطف وبخشش پناه ميبرم اينچنين شد که خواستم. شب بيست وسوم (احيا)چنان لرزه اي بر تنم افتاد از خشم خداوند که باز به رحمتش پناه بردم به خاطر تمام گناهانم توبه کردم و فقط ميخواهم کارهيي که او را از من راضي ميکند انجام دهم از شما به عنوان معلم طلب ياري دارم  
1.نماز ميخواهم بخوانم تنبلي ميکنم نميتوانم ولي باخدا هميشه با زبان ترکي حرف ميزنم& کل نمازهايم را چه کنم(بمدت نوزده سال)؟ازاين به بعد با اين زيادي نمازهاي مانده چطور شروع کنم به نماز خواندن؟ 
 
2.هميشه احساس ميکنم مرگ هر لحظه با من است وچگونه جان دادنم وتمام وقايع بعد از ان بصورت تصوري جلوي چشمم ميايد ايا اين طبيعي است؟ 
 
خداوندشما بزرگواري را فرستادتا من با روحانيت واقعي ومظلوم واقع شده آشتي کنم خداوند شما رابراي خانواده محترمتان براي جامعه ي اسلام و براي ايران وبراي ملت ايران حفظ کند  
از دور دستان مادري که شما را پرورش داده ميبوسم خدانگهدارتان
شهاب مرادی :سلام/ 1. تنبلی به تدریج برطرف میشود اگر خودتان را تشویق کنید و مراقب باشید که نمازها را سر وقت بخوانید. مسجد بسیار در علاج این مسئله موثر است.
با خدا ترکی حرف میزنید بسیار خوب است ولی می دانید که دعا جای نماز واجب را نمی گیرد پس به هر دو بپردازید و هیچ یک را از دست ندهید
و لطفا مرا در دعاهای به زبان ترکی یاد کنید.
و نمازهای قضا را به تدریج و به میزانی که یقین دارید قضا شده بخوانید
2. این طبیعی نیست به این قبیل افکار (که برخی تصور می کنند خوب و معنویست) توجه نکنید و دامن نزنید اگر تا ماه آینده ادامه داشت با یک روانشناس مشورت کنید.
این را هم بخوانید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1563  |  3 امتياز

بالا