آمار

بازدیدکنندگان: 7078514
حاضرین در سایت : 17 نفر و 1 نفر عضو
  • marziye_m0
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 266385
بازديد هفته گذشته : 57718
بازديد روز گذشته : 5694
بازديد سال جاري : 1136434
بازديد ماه جاري : 103667
بازديد هفته جاري : 1434
بازديد امروز : 1434

  اللهم ربَّ  شهر رمضان!
اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام و العافية المجللة و الرزق الواسع و دفع الاسقام
اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا و تسلمه منا و سلمنا فيه‏

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7789 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 »

نامورودی
همراه 1387
از تهران
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۸
سلام خسته نباشيد. 
1. گرچه خواسته ايد جواب سوالها را از ديدگاه شخصي خود بدهيم ولي بايد گفت فرار از گفتگوهاي عاطفي که بيشتر از جانب مردان اتفاق مي افتد ريشه در فرهنگ ما دارد. اينکه مرد فکر ميکند خب حرفهاي عاطفي زدن خيلي کار درستي نيست و با مردانگي اش در تناقض است. مثلاً همسر خود من با اينکه فردي عاطفي و روشنفکر و امروزي است ترجيح ميدهد براي گفتگو موضوعي مثل مسائل مالي و نتيجه ي بازهاي ليگ برتر و دکوراسيون خانه و ... را انتخاب کند تا يگ گفتگوي عاطفيرا. با وجود اينکه من دائم با کلمات محترمانه و عاشقانه خطابش ميکنم...و خب قضيه از جايي جالب مي شود که بدانيد ما ازواج عاشقانه اي داشتيم اما مردي که هر شب براي ابراز علاقه به من ساعتها تلفن هميشه اشغال خوابگاه را شماره ميگرفت، حالا گفتگوي عاطفي را لوس بازي و مخصوص روزهاي اول مي داند.  
2. ببخشيد من به نحوه طرح سوال دوم هم ايراد دارم اگر قرار است نقش خود را از اين به بعد درست تشريح کنيم پس لازم است خطاهاي قبل را بشناسيم و برطرفش کنيم. فکر ميکنم هر زن در خانه ي خود مسئول بي برو و برگرد استحکام رابطه عاطفي است و البته کار بسيار سخت و زمانبري است. مثلاً من از يک سال پيش تا حالا، دقت کردم ببينم کجاي کارم ايراد داشته که بعد از 5 سال زندگي مشترک، عليرغم افزايش ميزان علاقه ي هر دويمان، همسرم از رابطه عاطفي فرار ميکند. ايرادهايم را که شامل سخت گيري بيش از حد در برخي مسائل مربوط به نظم و قوانين حاکم بر خانه، بهانه گيري از شرايط سخت محل کار، منت گذاشتن هاي گاه و بيگاه به خاطر اينکه کار ميکنم، سرکوفت به خاطر رفتار نامناسب خانواده و ... را برطرف و تعديل کردم. که البته خيلي وقت برد ولي تصميم دارم سال جديد زندگي مشترکمان را با انعطاف و سازش بيشتري شروع کنم و مهارت خودم را در ايجاد ارتباط بيشتر کنم. ببخشيد که طولاني شد.
شهاب مرادی :
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1906  |  106 امتياز

ramisa
از sepahan
امضا شده : ۰۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۵۹
من هر روز به مرگ و رسيدنش را را انتظار ...  
تنها وصال خدا تنها ارزويم است. غير خدا خيلي حقيرند... 
مي خواهم تنها او را ببينم...
شهاب مرادی :سلام/ با توجه به پیام ها و سوالهای قبلی شما:
 
فکر مرگ خوب است و به آن سفارش شده (البته مثل نمک در غذا ) ولی فراموش نکن که مطمئنا مصرف زیادش مضره.
 
به تناسب مواد غذایی و نمک؛ افکارت را تنظیم کن.
 
تفکر و توجه به مسائل و امور خود، خانواده و دوستان و مومنین و پرداختن به عبادت، تحصیل و مطالعات آزاد ،تفریح و کار و ازدواج و...= مواد غذایی
 
و توجه و فکر به مرگ=نمک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1496  |  105 امتياز

مهسا
از تهران
امضا شده : ۲۸ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۵۵
عاقبت شيطان چي مي شه ؟ شيطان از جنس جن بوده و جن هم از جنس آتش آيا آتش با آتش مجازات مي شه؟
شهاب مرادی :سلام/ از اون جور سوالهاست ها! آتش با شیطان همان می کند که کلوخ و سنگ و آوار با سر و تن آدمیزاد
 
--------------------
 
الویل ثم الویل لمن دخل النار . نستجیر بالله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1593  |  105 امتياز

حيدر اسماعيل نژاد
از تهران
امضا شده : ۰۸ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۲۸
سلام بعد از خوندن نوشته جديدتان با خودم مي گويم که خب يعني چه ؟ 
يعني ((راه کاري))را نشون نداديد
شهاب مرادی :سلام/ گام اول به زمان و مدیریت آن حساس شوید.
گام دوم خودت مدیریت زمان را بیاموز هزینه کن کتاب بخر و یا در دوره های کوتاه مدت آموزشی شرکت کن.
و بعد گام به گام موفقیت های دیگر را کسب کن.
ندانستن، انفعال، خمودگی و ناامیدی برای کسی پیروزی نمی آورد. برخیز!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1911  |  104 امتياز

سما
از خراسان رضوی
امضا شده : ۰۶ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۲۴
سلام و خسته نباشید کاش میشد شما به مشهد هم سر بزنید من طلبه سال دوم حوزه هستم نمیدونم چرا این سال نمیتونم درس بخونم چون قراره غیر حضوری بخونم همش فکر میکنم حوزه فقط شده درس و درس و درس دیگه به معنویت رسیدگی نمیکنند الان طلبه های حوزه ما قدیم تر ها که دعای صبحگاهی عهد داشتیم میومدن اما الان چون درس دارن اگر بیان با کتاب میان و بعضی هم که عمدا دیر میان حوزه و برخی اصلا نمیان پایین برای دعا خب نمیدونم راهنماییم کنید حس میکنم هدفم اشتباه بوده فکر میکنم اون چیزی که میخواستم رو نمیتونم از طریق حوزه کسب کنم کمکم کنید آیا تصورم غلطه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟ 
خیلی التماس دعا یا علی ان شا الله موفق و موید باشید
شهاب مرادی :سلام/ همیشه طلبه ها خودشان عبادت ها و مراقبت های فردی خود را داشته اند و مسئولان حوزه نباید مثل "مدرسه راهنمایی" برای نماز جماعت و دعا طلبه را تشویق کنند. مبنا این است که روحیات معنوی و الهی از پیش نیازهای جدی تحصیل در حوزه است.
هرچند انتظار شما بی جا نیست ولی همیشه بهره ی طلبه از فضای علمی و عقلی حوزه بیشتر بوده تا جنبه حالی آن حتی در اخلاق و عرفان
البته تمایل به انجام عبادت مستحب به همراه جمع چیز خوبی نیست و بزرگان این حال را از نشانه های ریا می دانند پس:
با این حال مقابله کن و به اندازه نشاط فردی برای خودت عبادت مستحب انتخاب کن(ونه لزوما زیاد و سخت)
جو گیر نشو که مثلا ما طلبه ایم پس باید روزی 1000 رکعت نماز بخوانیم و ...
در عبادت میانه رو باش

ولی بدان که شناخت و ارتباط عاشقانه با خدا در تحصیل اصل است و در آغاز تحصیل طلبگی این روایت را از رسول خدا(ص)به همین منظور آورده اند:

اول العلم معرفة الجبار و آخر العلم تفویض الامر الیه


وچرا غیر حضوری؟

در حوزه خوب درس بخوان و اگر تمایل به تحصیل در حوزه نداری پس از مرور انگیزه ها و علل انتخاب حوزه و پس از مشورت با اساتید با تجربه برای ادامه یا ترک تحصیل تصمیم قاطع و جدی بگیر.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1864  |  103 امتياز

سپيده زد سلام کن
از تهران
امضا شده : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۴
سلام استاد،روزتان مبارک،استاد جواب سوال من را اگر وقت داريد بدهيد،من فکرم به شدت مشغول است تا ميام براي کنکور درس بخوانم حواسم پرت ميشود ، نميدانم اساسا درس خواندن من براي کنکور فوق ليسانس درست است يا نه، يه جور سر در گمي و گمراهي من را به شدت آزار ميدهد...استاد به نظر شما اين کار خوبيه که قبل از اينکه خواستگار را به خانه راه دهيم ،يک بزرگتر مثلا دايي يا پدر با او در خارج منزل قرار گذارد و صحبت کند و ببيند اصلا طرف به خانواده ما ميخورد يا نه؟سپاسگذارم.
شهاب مرادی :سلام/ مانع آمدن خواستگار نشوید.
و به خواستگار احترام بگذارید
و اگر پس از بررسی(و تحقیق من جمله همین گفتگوی پدر یا یک مرد از خانواده شما با او و ...) و گفتگوی دختر و پسر ، به نتیجه نرسیدید محترمانه پاسخ منفی را اعلام کنید.

ساده است چرا نگرانید؟

(با این افراد ازدواج نکنید)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2092  |  103 امتياز

elham
از تهران
امضا شده : ۰۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۳۰
سلام . من يه سوالي داشتم که ممنونم اگه جواب بدين.من دختري 24 ساله هستم.خواستگاري برام اومده که 27 سالشونه و... و ... هستند. ...ايشون 5 سال پيش ازدواج کرده اند و خانمشون را طلاق دادند و دليلي که ايشون مي گن به خاطر نداشتن علاقه به ايشون و اجباري بودن ازدواج و تحميل شدن اون از طريق خانواده هست. 
...حالا مي خواستم بدونم آيا اين ازدواج براي من صحيح هست و اگر هست ما چگونه مطمئن شيم که ايشون آدم سالمي هستند چون من ترس اين را دارم که نکنه من را هم مثل اون خانم بعد يه مدت بخوان طلاق بدن!خواهش مي کنم من را راهنمايي کنيد. با توجه به اينکه تعداد خواستگارانم کم است.با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ نگرانی شما معقول و به جاست و تا زمانی که عقلا برای شما اطمینان حاصل نشده است موافقت نکنید.
یک بار دقیق و گام به گام مراحل آشنایی و خواستگاری را چک کنید نکات مهمی در همین مراحل وجود دارد و شما را در تصمیم گیری درست کمک می کند. اگر همچنان تصمیم گیری دشوار بود به مشاور مراجعه کنید.
قبل از ازدواج و هشدارهای ضروری
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1750  |  103 امتياز

مهربان
از تربت جام
امضا شده : ۲۱ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۵۶
salam mr moradi man khyli dokhtari bichareh hastam chon ba vjood moadel bala dar madreeseh hich shansi dar zendegi nadashte am pedar v baradr haym motad hstand v hich khastegari ham nadaram
شهاب مرادی :سلام/ کم نیستند دخترخانم ها ی پاک و نازنینی که با شما همدردند .صبر کن و سخت نگیر.
 
الصبر مفتاح الفــَرَج صبرکلید گشایش است.
 
مبادا با تحقیر یا بی ادبی و گلایه با پدر صحبت کنی.
 
مبادا این شرایط باعث انتخاب عجولانه ودور از تدبیر شود.
 
ادامه تحصیل وفعالیت های مثبت شما وافزایش امتیازات فردی در شانس ازدواج موثر است.
 
ان شاءالله سپید بخت شوید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1422  |  102 امتياز

لیلا
از تهران
امضا شده : ۰۱ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۰۹
سلام : مراکزی هستند که با اجازه قانونی و شرعی نسبت به معرفی دخترها و پسرها به هم میکنند برای ازدواج آیا شما این کار را قبول دارین ...خصوصی... 

شهاب مرادی :سلام/ اين مراکز زياد نيستند و هنوز امتحان خود را پس نداده اند و ارزيابي علمي-پژوهشي اي در خصوص جايگاه و کارکرد آنها نديده ام.

موضوع همسر گزيني و ايجاد سازمانهايي در اين خصوص و طراحي سازکارهاي آن بسيار  مهم و راهبردي است و بايد به آن به صورت علمي با رعايت مسائل شرعي، فرهنگي و روانشناختي توجه شود
و همچنان باید نقش خانواده در ازدواج و مقدمات آن، پررنگ تر و محوری تر شود.
تا هم در سلامت انتخاب به جوان کمک شود و بهداشت روانی و ثبات در ازدواج  تامین شود.

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1945  |  102 امتياز

ميم23
از مازندران
امضا شده : ۱۲ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۱۱
سلام 
جناب آقاي مرادي از شما خواهش مي کنم بعد از خوندن حرف هام، به دور از هرگونه تعصب مذهبي و عرفي به من کمک کنيد. 
اين تعصبي که ازش حرف مي زنم چيزيه که باعث شده من مجبور بشم حرف هايي رو که بايد با مادرم درميون بذارم تا به من راه حل نشون بده رو بيام اينجا و تو اين سايت با شما درميون بذارم. 
دختري 23 ساله هستم اهل يک خانواده ي مذهبي و دين دار. 
البته خودم خيلي وقته که فکر مي کنم از خدا دور شدم اما در هر صورت هنوز به خيلي چيزها پايبندم. شايد نمازم رو يک خط در ميان مي خونم اما حجابم رو کاملا حفظ مي کنم روزه هام رو کامل مي گيرم و--- 
البته مي دونم که گرفتن روزه يا حفظ حجاب ربطي به خوندن يا نخوندن نماز نداره و اينها فرايضي هستند که هرکدوم رو بايد به جاي خودشون انجام داد. 
من حدود سه سال پيش از طريق اينترنت و البته نه از طريق چت بلکه از طريق وبلاگ نويسي با پسري آشنا شدم، اين پسر هم سن خودمه و داراي يک خانواده ي کاملا مذهبي و ديندار هستن. 
خودش هم انساني بسيار معتقد و اهل دين و مذهبه. داراي خواهر و مادري محجبه و خودش هم داراي سر و وضعي ساده و معموليه.  
بعد از گذشت اين سه سال ما حس کرديم که به هم علاقه مند شديم. البته راجع به اين موضوع خيلي با هم بحث داشتيم که آيا اين حس ما واقعا علاقه است يا نه فقط به همديگه عادت کرديم و اين باعث شده که فکر کنيم به هم علاقه منديم. 
ما اين موضوع رو هزاران بار حلاجي کرديم و در پايان به اين نتيجه رسيديم که مقدار بسيار زيادي از اين حس رو علاقه ي واقعي تشکيل داده و خوب تا حد کمي هم به هم عادت کرديم که اجتناب ناپذيره. 
من از ابتداي آشناييم با اين پسر مادرم رو در جريان گذاشتم و تقريبا همه چيزهايي که بينمون مي گذشت رو براش تعريف مي کردم. مادرم به دليل همون تعصب مذهبي و ديني که گفتم هميشه من رو از برقراري ارتباط اينترنتي با اين پسر منع مي کرد و مي گفت که اين کار درستي نيست و اين آدم ها معلوم نيست کي هستن و من از اين ناراحت بودم که مادرم بدون اينکه از خانواده ي اين پسر چيزي بدونن ، اون رو هم با بقيه ي پسرايي که در اينترنت به دنبال پيدا کردن وسيله اي براي ارضاي اميال خودشون مي گردن به يه چوب مي روندن--- 
من حس مي کنم چون مادرم چت کردن و يا هرگونه ارتباط اينترنتي رو بد مي دونن ديگه هيچ کاري به اين ندارن که طرفشون چه جور آدميه و تنها به اين دليل که از طريق اينترنت با کسي آشنا شدم اين رو بد مي دونن! 
بگذريم شايد نظر شما هم همين باشه--- 
خلاصه به خاطر همين طرز برخورد مادرم درست در موقعي که من متوجه علاقم به اين پسر شدم و مي خواستم راهي پيدا کنم تا اين موضوع رو هم مثل قبل با مادرم درميون بذارم، اين طرز فکر و برخورد، من رو از اين کار منصرف کرد و درواقع جرات اين کار رو از من گرفت. 
اين آقا اهل تهران هستن و تابستون قبل فرصتي دست داد تا من به تهران برم و در مدتي که اونجا بودم چندبار ايشون رو ديدم و طي اين ديدارها من تا حدي فهميدم که آنچه از طريق اينترنت راجع به ايشون حس کرده بودم درست بوده و ايشون جزو دسته پسرهايي که قصد به دام انداختن طعمه رو دارن نيست. ايشون داراي سر و وضعي معمولي و مذهبي و ساده بود و حرفهاش هم بسيار منطقي بود و هيچگونه خطايي هم در رفتار و گفتار ازش سر نزد. 
که البته مي دونم نميشه آدم ها رو به سادگي و با سه سال ارتباط اينترنتي و چند نوبت ملاقات شناخت. اما حداقل چيزي که فهميدم اين بود که اين آقا در هيچ موردي به من دروغ نگفته بود. 
اين رو هم بگم که از ابتداي آشناييمون مادر اين آقا در جريان ارتباط ما بود و حتي قضيه ي علاقه ي ما به هم رو هم مي دونست. 
مسئله ي مهمي که من رو درگير خودش کرده اينه که اين آقا الان بايد طبق موظفي به سربازي بره اما به دليل مشکلاتي که داره از اين کار امتناع مي کنه و مي گه که هيچوقت قدم به سربازخونه نميزاره! چيزهايي راجع به سربازي ديده و شنيده که باعث شده اين حالت براش بوجود بياد. به دليل اينکه نمي ره سربازي نمي تونه کار بگيره و از همه چي مونده و الان تمام فکر و ذکرش شده گشتن دنبال آشنا براي معافي گرفتن! 
ما با هم قرار گذاشتيم که هروقت تونست روي پاي خودش وايسه بياد خواستگاري و من مي دونم که اگر به لجبازيش ادامه بده و سربازي نره شايد به اين زودي ها نتونه روي پاي خودش وايسه. 
ما چندين بار روي اين موضوع با هم بحث کرديم و اون هربار گفته که به سربازي نمي ره. 
اين موضوع انقدر بهش فشار آورده که با وجود علاقه ي شديدي که به هم داريم چندين بار به من گفته که فکر مي کنه نمي تونه من رو خوشبخت کنه و مشکلات انقدر زيادن که شايد نتونه به اين زودي ها از پسشون بربياد و نمي خواد که من به پاي اون بسوزم . 
با وجود 23 سال سن حرف هايي مي زنه که خيلي بالاتر از تجربه هاي اين سن هست. 
يکبار که بحث کرده بوديم مي گفت که الان که زير يک سقف نيستيم همه چيز قشنگ و خوبه اما وقتي وارد زندگي بشيم و مشکلات سر راهمون قرار بگيرن اونوقت ديگه همه چيز به اين خوبي و قشنگي نيست. وقتي که مجبور بشم براي يک لقمه نون شب و روز کار کنم اونوقت ديگه نمي تونم مثل الان عشقم رو با تو تقسيم کنم و مي ترسم ازين که زندگيمون اونجوري بشه و اونوقت اگه حتي يک لحظه تو احساس بدبختي کني من نمي تونم جوابگوي خدا و حساب و کتابش باشم . 
مي گفت اگر هم بخوام رو پاي خودم وايسم بايد حداقل 6 تا 7 سال ديگه صبر کنيم تا من بتونم يک درآمد خوب و ثابت داشته باشم. 
اما من با 23 سال سن چه جوري مي تونم خانوادم رو راضي کنم که 7 سال ديگه صبر کنم تا اين پسر که از نظر مادرم هم مورد قبول نيست بياد خواستگاريم؟ 
اگر دست خود من بود و اگر رنج و ناراحتي پدر و مادرم براي من مهم نبود، تا 10 سال ديگه هم صبر مي کردم... 
آقاي مرادي نمي دونم چي کار کنم. درمونده شدم. دلم مي خواد موضوع علاقه م رو به اين پسر با مادرم درميون بذارم اما مي ترسم و نمي تونم.  
از طرف ديگه نمي دونم که اگه به اميد خدا اين پسر تونست تا دو يا 3 سال ديگه به اوضاع خودش سر و سامون بده ، چه جوري به مادرم بگم و اونو راضي کنم که بذاره بياد خواستگاري. 
دلم مي خواد بهش کمک کنم و بتونم باري از دوشش بردارم تا بتونيم به هم برسيم. ما به هم خيلي علاقه منديم ،خيلي زياد اما مشکلات هم زيادن. ديروز که روز شهادت اما جواد(ع) بود با هم نذر کرديم که اگه تا سال ديگه همين موقع به يه ثبات مالي رسيد، براي نيمه ي شعبان و عيد غدير و شهادت امام جواد به مقداري که برامون مقدور باشه در راه خير خرج کنيم. 
آقاي مرادي من از شما راهنمايي مي خوام. من بايد چي کار کنم؟ خواهش مي کنم راهنماييم کنيد. 
خيلي افسرده و ناراحتم. منتظر راهنمايي شما هستم.
شهاب مرادی :سلام/ دخترم این علاقه ی شما اسمش علاقه ی یک طرفه و توهم عاشقیه
علاقمندی یک پسر را با خواستگاری رسمی ِ فوری تست کنید.

این آقا پسر لجباز است و مسولیت پذیر نیست.
و به زبان بی زبانی عدنم علاقه مندیش را به شما ابراز کرده ولی شما
نمی خواهید که قبول کنید.

من با نظر مادر شما موافقم چت و امثال آن خطرناک ومضر است.
اساسا ابزاری که امکان آزمون شخصیت ومتانت و مسولیت پذیری خواستگار را از دختر بگیرد خطرناک است!

واقعیت این است که دختر با پسر فرق دارد
...ای کاش دخترخانم هایی  که سالهای قبل اشتباه امروز تو را مرتکب شدند و تمام شانس های ازدواجشان را به پای یک پسر بی تعهد و ...، فدا کردند،
(در حالی که همان روزها، آقا پسرهای محترم و مسولیت پذیری از آنها رسما خواستگاری کردند ولی خواستگاری آنها بی دلیل رد شد...)
اجازه می دادند تا درد دلشان کامل منتشر شود تا باور کنید
خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دختران واقعی است.
جناب سروان!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2128  |  102 امتياز

بنده ي شرم سار خدا
از تهران
امضا شده : ۰۷ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۵۳
به نام خدا  
با سلام و تشکر از زحمات بي دريغتان  
 
سوالي داشتم ولي مي خواهم قبل از آن کمي از خودم بگويم سپس سوالم را مطرح کنم  
من دختري 18ساله(البته وارد 19 شده ام يعني 18سال و 5ماهه) که امسال در کنکور در رشته ي مهندسي کشاورزي دانشگاه شاهد (سراسري ) قبول شده ام ودر دانشگاه علوم حديث هم به صورت مجازي و اينترنتي درس مي خوانم . در يک خوانواده ي مذهبي بزرگ شده ام که البته فاميل مذهبي نداريم و فقط دوستان خوانوادگي که داريم مانند مامذهبي و معتقد به دين هستند  
حالا سوالم : در چند هفته ي قبل خواستگاري داشتم که از لحاظ مذهبي و اخلاقي مالي و شغل مناسب بود ولي مشکل اينجا است که اين فرد شرطي دارد مبني بر اينکه همسر شان نبايد کار کند و درس دانشگاهي الان را هم رها کنم چون معتقد هستند که دانشگاه ها وضع مناسبي ندارند و ترجيح مي دهند همسرشان از راه هاي مجازي وغير حضوري درس بخوانند با کار نکردن مخالفتي ندارم ولي در رابطه با درس همه مي گويند حيف است زحمت کشيده اي و پدرم هم از شخصي خواستند که در کنار کعبه استخاره کنند که البته من براساس حرف شما گفتم که استخاره بين دو چيز يکسان است نه اينکه با اين شرايط چه جوابي بدهيم و به هر حال استخاره بد آمد و پدرم مي خواهد که جواب منفي بدهم ولي من هنوز اين مسئله را قابل فکر و تامل مي دانم ( به نظرم شايد بتوانم درسم را رها کنم ولي مي ترسم بعدا پشيمان شوم )
شهاب مرادی :سلام/ شما دختر منطقی و فهیمی هستید
از خودت و او چند سوال اساسی بپرس بعد بدون شیفتگی و یا لجبازی ،عاقلانه تصمیم بگیر.
 مثلا:
1. هدف شما از انتخاب این رشته و تحصیل چه بوده؟
چرا در دو حوزه ی انسانی و مهندسی همزمان مشغول تحصیل هستید؟
آیا هویت شغلی و هویت تحصیلی شما شکل گرفته؟
2. آیا محیط دانشگاه در ایران ناسالم و ناامن است؟!
آیا دانشگاه شما دانشگاه بدنامی است؟!
آیا این آقا دانشگاه شما را دیده و چند بارآنجا آمده؟ تحصیلات خودش ؟!
و آیا رفتار شما در جامعه و خصوصا دانشگاه خالی از وقار و حجاب است؟!
پس علت مخالفت خواستگار باید منطقی باشد نه سلیقه ای ویا خدای نکرده مبنی بر بدبینی به شما یا جامعه
راستی  چرا شرمسار؟!

(حتما می دانی که به هیچ وجه دانشگاه محیط ناسالم و فاسدی نیست که فرد را مجبور به گناه و انحراف کند.)

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1812  |  102 امتياز

زهرا
از دانشجو مازندران
امضا شده : ۰۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۴۳
نمي تونم از پاي كامپيوتر برم كنار .ميخوام دادبزنم ميخوام اينقدر گريه كنم تا خالي شم. خسته شدم از بس حرفاما تو دلم نگه داشتم.كسي نيست جز اين كامپيوتر وسايت شما. خدا كه ما را جواب كرد.از چي بگم از اينكه سندرم ترنر دارم يا اينكه يه سر در حال كچل شدن دارم يا اينكه يه پدر قمارباز حرفه اي دارم يا اينكه يه مادر داغون دارم .البته خانوادم تنها چيزي كه دارم.پدرمم اخلاقش فوق العاده خوبه وخيلي مهربونه مادرمم عالي.يا از بي پولي بگم يا از تنهايم كه داره ذره ذره داغونم ميكنه.خدا به چه جرمي منا براي هميشه محكوم به تنهاي كرده.اگه پدرم يا مادرم بميرن حتما خودكشي ميكنم من فقط به اميد انها زنده ام.هر وقت به موهام دست ميزنم هر وقت خودما تو اينه ميبينم ارزوي مرگ ميكنم.خدا ميدونه هر شب تا گريه نكنم تا باهاش حرف نزنم خوابم نميبره پس كجاست تا جوابما بده.خدا ميدونه روزي 100بار ارزوي مرگ كردن يعني چي ...................
شهاب مرادی :سلام/ اول اين لينک را بخوان
http://www.farya.com/id/1424
بعد دوباره بنويس و
حتما هم به مشاور مراجعه کن و اگر سايقه مراجعه داريد برايم بنويس
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2973  |  102 امتياز

ساسان
از تهران
امضا شده : ۲۲ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۰۰
سلام . من امروز برنامه شما رو توی مردم ایران سلام دیدم . گفتین ماه رمضان مهمانیه، حمام نیست .  
و این برای من یک عالمه فضای پر از علامت سوال درست کرد . به کلی تمام اعتقاداتم رفت زیر سوال . بذارین راحتتون کنم من متاسفانه عادت به گناهی دارم که خیلی باهاش می جنگم اما خوب زیاد تا حالا موفق نبودم . در ماه شعبان گفتم بیا یه خوردم سخت گیر تر بشم که تو ماه رمضان با خیال راحت تری وارد بشم . اما نه تنها نشد ، بدتر هم شد . تمام دلخوشی من این بود که خوبه ماه رمضان هست و توی این ماه من خیلی راحت تر می تونم این کار رو ترک کنم . همونطور که عادتهای بد دیگه ای رو به لطف و برکت ماه رمضان ترک کردم یا حداقل به اندازه قابل توجهی کم اون عادتا در من کم شدن . من آدم زیاد متدینی نیستم اما این ماه و ماه محرم دو تا ماه هستن که به من انرژی خاصی می دن . حتی بعضی وقتا فکر می کنم تو این ایام به من خیلی بیشتر از عید خوش می گذره . بگذریم . اما شما امروز این جمله رو گفتین و من عزا گرفتم . تو رو خدا یه کم بیشتر توضیح بدین . یعنی چی . خوب نتونستم ترک کنم . حالا که نشده من از ماه رمضان بهره ای نمی برم ؟ البته دلم این رو به من نمی گه اما شک کردم . اشتباه می کنم ؟ خواهش می کنم منو از سر درگمی در بیارین . خواهش می کنم .
شهاب مرادی :سلام/ مثلا امشب تو به یک ضیافت بسیار باشکوه که در سالن یک هتل بسیارمجلل برپاست دعوت شده ای.
هتل آشپزخانه دارد ،حمام هم دارد و...
اگر از تو بپرسند کجا می روی؟ چه می گویی؟ : حمام؟! پارکینگ؟... نه!
میهمانی و میهمان خانه ، تالار پذیرایی

حداقل استفاده؛ ترک گناه و استغفار است و نهایت آن رضا و قرب الهی و ...

خوش بگذره
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1885  |  101 امتياز

باران
از مشهد
امضا شده : ۱۷ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۰۷
سلام 
من امروز اولين باري هست كه توي سايت شما اومدم 
همه پيام هايي كه واستون ارسال شده بود رو خوندم 
من هميشه صحبتهاتون رو توي تلويزيون نگاه مي كنم. 
چند وقته دنبال راهي مي گردم كه با شما در مورد مطلبي مشورت كنم 
اگر جواب پيام منو بديد و بگيد چطور مي تونم به شما پيام بدم كه توي ليست پيام هاتون نره ممنون مي شم.
شهاب مرادی :سلام/ خوش آمدید.
 
البته بعید است که همه ی پیام ها را خوانده باشید! 6850 تا پیام یک روزه ؟!
 
احتمال می دهم به شماره صفحات که به صورت لینک بالای صفحه پیامها قرار دارد توجه نکردید.
 
پاسخ شما در همان سوال و جواب هاست.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6414  |  101 امتياز

سجادامضا شده : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۳۶
بسم الله 
سلام 
حاج آقا کدوم ناز کدوم قهر من فقط حرف دلم رو نوشتم . 
باز هم مشکلم رو براتون مینویسم و خواهش میکنم راهنمایی ام کنید. 
من 21 ساله دانشجوی ترم آخر هستم. 
از چند سال قبل به معنویات علاقمند شدم . در دوران دانشجوئی به لطف خدا با چند نفر از بچه های باحال آشنا شدم .  
مشکلم اینه که تازگی ها دوباره( قبلا هم دچار این مشکل شده بودم)درباره وجود خدا و حقانیت اسلام و حضرات معصومین دچار شک شده ام . همه ی براهینی که در اثبات این موارد بلد بودم با خودم تلقین و تکرار کردم ولی بازم این فکرا آزارم میده. 
از کجا معلوم خدا وجود داره ؟ از کجا معلوم اسلام دین حقه از کجا معلوم اهل بیت علیهم السلام بر حقند . (اگه فکر میکنین این قسمتاش ممکنه باعث ایجاد فکرای ناجور بشه حذفش کنید)حتی بعضی وقتا سر نماز دچار پوچی میشدم . البته یه چند روزیه که بهنرم ولی این افکار دست از سرم بر نمیداره . من سعی مییکردم وقتی از لا اله الا الله دم میزنم واقعا هیچ چیزی به غیر از خدا تو دلم اهمیت نداشته باشه . اما حالا... 
اینو هم بگم که من یه کمی دچار وسواس هم از نوع افراط در مورد نجس و پاکی و هم وسواس فکری هستم. 
میترسم به مرگ کفار بمیرم . دارم فکر میکنم اگه تو قبر ازم پرسیدن برای چی این دینو انتخاب کردی چی جواب بدم. 
لطفا هم جواب بدین و ازتون جدا خواهش میکنم دعام کنید به جایی برسم که جز خدا و معصومین چیزی نخوام و چیزی نبینم و محبت چیز دیگری تو دلم نباشه. 
خدا خیرتون بده که یه همچین راهی باز کردین که مردم سوالاتشون رو بپرسن واز خدا توفیق خدمت بیشتر را برایتان خواستارم. 
یاعلی( دعا یادتون نره)
شهاب مرادی :سلام/ كسي مثل شما از رسول خدا چنين سوالي را پرسيد وگفت من منافق شدم ايمانم را از دست داده ام .رسول خدا فرمود ذاك والله محض الايمان .
در مورد ديگري ايشان فرمودند:هما نا شيطان از طريق اعمال به سراغتان آمده وچون زورش به شما نرسيده واز اغواي شما درمورد اعمال نااميد شده سراغ افكار وعقايدتان آمده تا شما را بلغزاند.پس هرگاه چنين چيزي براي يكي از شما پيش آيد خدا را به يگانگي ياد كنيد.
پس بايد ذكرخدا را گفت و به وسوسه هاي شيطان بي توجه بود.
يكي از نيازها اين است كه جوانان در جلساتـشان در مسجد و هيئت در كنار توسل ومناجات توجه جدي به يادگيري معارف واعتقادات اسلامي داشته باشند. لينك  لينك
سخت نگيريد سخت گيري زمينه تسلط شيطان را فراهم ميكند
انتظارتان را از خودتان معمولي و واقعي  كنيد.
اگر این شرایط ادامه پیدا کرد حتما برای درمان قطعی وسواس به یک روان شناس باتجربه و متدین مراجعه کنید.
شما را دعا مي كنم والتماس دعا دارم. يا علي.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2674  |  100 امتياز

سپيده نيكخواه
از تهران
امضا شده : ۰۲ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۲۹
سلام.ميدونم فرصت كمي دارين حاشيه نميرم و همه موارد رو تيتر وار خدمتتون ارائه ميكنم.فقط لطفا بهم نخندين. 
سن:30 سال 
تحصيلات: ليسانس حقوق. 
فوق ليسانس معماري 
شغل:عضو هيئت مديره و مدير دپارتمان معماري يك شركت بزرك ساختماني 
موقعيت اجتماعي :بسيار عالي و مورد توجه خيلي ادم! 
خانواده:تحص يلكرده و مذهبي 
وضعيت مالي :خوب اگر خوب رو در حد داشتن ماشين خوب و هزينه هاي جاري در حدود ماهي 1000000تومان و سفرهاي مداوم ببينيد.  
وضعيت ظاهر:عالي(نخندين بهم) 
نحوه برخورد وتعامل با اطرافيان:عالي به طوري كه همه از امتياز 100 تو روابط عمومي بهم نمره120 ميدن. 
وضعيت روحي :افتضاح 
دليل: من از اسلام و دين هيچ چي نمي فهم يه راهنماي حسابي مي خوام نه راهنمايي كه بهم احكام شرعي ياد بده و از نحوه نماز خوندنم ايراد بگيره وبراي اين بخوامش كه بپرسم فلان موزيك گوش كردنش ايراد داره يا نه.من باخدا حال مي كنم به شدت. با ذره ذره وجودم دركش مي كنم و دوستش دارم حضرت علي هم عشقمه.ولي لغزش دارم به شدت.اصلا هم حق الناس ندارم يعني تا جايي كه در حد شعورم بوده مگر واقا نا خواسته وندانسته كه اونم جبران كردم 
ولي مي دونم زندگي و ارزش وجودي من خيلي بالاتر از اين حرفهاست. 
انواع و اقسام كلاسها رفتم ولي همشون برام بي معني بود فكر ميكردم بيزينسه تا واقعيت. تا دلتون مي خواد كتاب دارم و خوندم. قران خوندم يه كسي رو ميخوام هفته اي يه روز دو روز نمي دونم هر چقدر، برم پيشش.فكر كنم آدمهاي اين طوري كم نباشن كه اسم و رسم ندارن ولي مرد خداهستن و نفسشون حقه.واقع بيننه . البته ممكنه خانم هم باشه فرقي نميكنه.مثل: خدا رحمتشون كنه حاج اقا دولابي. اولين باره با يه روحاني مكاتبه مي كنم اميدوارم بتونين جايي يا كسي رو بهم معرفي كنيد.ممنون و سپاسگذار.
شهاب مرادی :سلام/ خدا را برای نعمت هایش شکر کن
 
و انفاق به تناسب سطح مالی را جدی بگیر.
 
نوع و کیفیت حجابت را ارتقاء بده، ملکوت حجاب کمکت می کند.
 
کسی را معرفی نمی کنم. شما هم دنبال آدم اهل نفَس نگرد تا در دام اهالی نفس و شیطان اسیر نشوی. رابطه علمی و تربیتی کم خطرتر است.
 
همیشه احساس گم گشتگی و بی قراری، ریشه در مساتل دینی ندارد؛ شاید نگرانی های معقول یک دختر از تاخیر در ازدواج و ترس از آینده که از اضطراب های رایج است، محتمل تر باشد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8673  |  100 امتياز

حامي
از مشهد
امضا شده : ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۰
سلام 
امروز داشتم وبلاگم رو چك ميكردم نظري به دستم رسيده بود كه تو اون خواسته شده بود كه سري به يه وبلاگ كه در ان شبهات قرآني مطرح ميشه بزنم بزنم و از دينم دفاع كنم 
رفتم و ديدم كه چي كه ننوشته و جالبه كه اين فقط يه نمونه كوچيكه و سخت به همريختم كه دور وبرم جه خبره. اول داشتم باهاش بحث ميكردم ولي وقتي يه سري به بقيه پيامهاش زدم متوجه شدم كه داره سفسته ميكنه و جواب اينجوري فايده اي هم نداره.يا ديوونست كه اينجور اگاهانه داره دست به انكار ميزنه (خيلي هم عالمه) يا ما رو دست انداخته .بهش گفتم كه ديگه جوابتو نميدم . 
ميخاستم ازت بپرسم كه راه درست برخورد با اينجور ادما چيه ؟ اين درسته كه ادرس وبلاگش رو بذارم تو وبلاگم با توضيحات و سفارشات كه بقيه هم بفهمن تو دنيا چه خبره يا اين كار بيشتر باعث نشر اون شبهات ميشه.نظر تو چيه ؟ چيكارا كنم بهتره؟ 
ضمنا جواب دعوتم رو هم نداي(دانشگاه سجاد مشهد)؟
شهاب مرادی :سلام/ غیرت شما ستودنی است اما اصلا درگیر نشوید.و تبلیغ این ها را هم نکنید. قصد و هدف اولیه این افراد بیشتر عصبانی کردن جوانهاست نه انحراف
 
حوزه های علمیه و متخصصین مربوطه مسئول پاسخگویی به شبهات هستند. نه یک دانشجوی رشته غیر مرتبط
 
و اگر وبلاگی اهنت به مقدسات می کند به بلاگر آن یا مراجع ذیصلاح اطلاع دهید (با ایمیل)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1470  |  99 امتياز

مريم مومني
از تهران
امضا شده : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۴
سلام استاد خوب هستيد؟ خسته نباشيد.  
يادداشتتون در مورد ماه رجب و شروع يک ماه پر از زيبايي که [یعنی]"ماه خودت و خداي خودته" فوق العاده بود .  
يک حال خوبي به آدم دست ميده وقتي به اين همه نزديکي و مهربوني که توي اين ماه وجود داره و يک نعمت ديگه است براي ما آدمهاي پر از مشغله فکر ميکنه .  
 
اميدوارم توي تحقيقتون موفق باشيد. 
 
خيلي دعامون کنيد.
شهاب مرادی :سلام/ سپاس .»»»صدای پا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5481  |  99 امتياز

سين
از تهران
امضا شده : ۱۷ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۴۲
سلام 
تبريک بابت طراحي جديد سايت 
خيلي زيباتر و ساده تر از قبل شده. 
دست طراح و برنامه نويس محترم درد نکنه.
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی. ممنون از توجه شما.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6651  |  99 امتياز

آتوسا
از شاهين شهر
امضا شده : ۱۸ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۳۵
سلام وقتي پيام ناآشنا راخواندم به يك نكته اي در جوابتان برخوردم كه بدنديدم با شما در ميان بگذارم 
شما نوشتيد سخنراني ها براي حدود سال٨٢است؛من اينگونه برداشت كردم 
١:آن نكاتي كه يادآور شدم را الان قبول ندارم 
٢:آنها موارد را در اختيار ندارم تا براي شما بگويم
شهاب مرادی :سلام/ هیچکدام. بلکه فقط برام جالب بود بدانم آن آقا در کدام جلسه در آن سال شرکت کرده بود چون موضوع عقوبت را در سه مجلس جداگانه پشت سرهم (یک دهه در مسجد قدس خیابان پیروزی و...) مطرح کردم در شرح روایت « انّ لله عقوبات فی القلوب و الابدان ضنک فی المعیشه و وهن فی العباده و ما ضُـرب عبد بعقوبه اعظم من قسوة القلب »
 
و چرا شرح ندادم:
 
بعضی شب ها به خاطر خواندن گلایه های تلخ انگیزه ی نوشتنم را از دست می دهم.
 
ناشناس ، ضنک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1605  |  98 امتياز

روسياه گنه کار
از اصفهان
امضا شده : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۵۳
سلامحاج آقااميدوارم که حالتون خوب باشه اين براي چندمين باره که براتون پيام مي فرستم اما متاسفانه تا حالا موفق نشدم جواب بگيرم حاج آقا من بيست سالمه براي اينکه گناه نکنم دوست دارم زود ازدواج کنم اما خانواده مخلفت مي کنند من اصلا دوست ندارم گناه کنم اين در صورتي که موقعيت گناه برا خيلي زياد پيش مياد حاج به ظر شما چي کار کنم شما را به خدا راهنماييم کنيد ممنون از لطف بيکران شما يا علي خدانگهدار
شهاب مرادی :سلام/ ازدواج خوبه ولی چرا برای شما موقعیت گناه زیاد پیش میاد؟ طوری برنامه ریزی کنید تا کمتر در موقعیت گناه قرار بگیرید و به خودسازی و مبارزه با نفس بیشتر توجه کنید.
 
پسرم ازدواج عصمت نمی آورد اما تقوی را آسانتر می کند. در کنار واجبات به نماز و روزه مستحب پناه ببر.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1496  |  97 امتياز

دکتر سيد حميد سکاکي
از تهران
امضا شده : ۲۴ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۵۸
به نام خدا 
پيتر اف.دراکر(چهره شاخص معاصر در دانش مديريت 
) مي گويد: 
زمان کم يابترين منبعي است که مدير در اختيار دارد. اگر زمان مديريت نشود، هيچ چيز ديگري مديريت نخواهد شد. 
همه ي ما مدير خويشتن هستيم. زمان خود را دريابيم. 
دکتر سيد حميد سکاکي
شهاب مرادی :سلام/ سپاس.
حکایتی دوباره از دریا و سکان، تلنگر، توپ های گلف و زندگی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2039  |  95 امتياز

مرضيه
از کاشان
امضا شده : ۰۱ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۱۱
سلام واقعا چقدر من بي لياقتم که شما دوبارتااينجا اومدين ومن نتونستم شما رو ببينم ،آقاي مرادي تاکي من بايد گريه کنم وقرص اعصاب بخورم چرا کمکم نميکنيد ؟من اونقدرهام که فکر ميکنيد بي حيا نيستم خداواهل بيت سرم ميشه لطفا درباره ي من زود قضاوت نکنيد من فقط يه کسي رو ميخوام که کمکم کنه وفقط به شما اعتماد دارم نمي تونم مشکلم رو به همه بگم تورو خداکمکم کنيد نذاريد توي برزخ باشم من يه بيچارم که بايد دستم رو بگيريد من شما روبه خدا قسم دادم که کمکم کنيد ديگه با خودتئنه فقط بدنيد اگر اين بار هم جواب ندين دلم روشکوندين ومن به خداميگم که شما ميتونستين کمکم کنيد ونکرديد ،خواهش ميکنم جواب بديد
شهاب مرادی :سلام/ شرح حال شما را در 4 پیام مختلف خواندم همه مطالب را اینجا پاسخ می دهم:
 
1. ارتباطت را با آن فرد قطع کن.
2. حرفهایی را که از او نقل کردی ؛ فریبکاریست.
3. نه به او توجه کن و نه به فکر انتقام از او باش و نه... .
4. یک بار توبه کن و به میزان اختیار و اراده خودت ، خودت را مسئول بدان و از خدا طلب مغفرت کن، به جای سرزنش مکرر و خودآزاری فقط  یک بار توبه قطعی کن!
5. خود را بی حیا ندان و اگر خودت را مجبور در رفتارهای نادرست می دانی و تناقض در هیجان و خُلق و عواطف حتما به یک مشاور خانم مراجعه کن. توصیه من خانم دکتر کرمانی یا خانم خیریه از مشاورین
زندگی بهتر است.

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5124  |  95 امتياز

tina
از esfahan
امضا شده : ۱۱ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۵۳
سلام حاج آقا. ممنون از اينکه وقتتونو در اختيار ما جوونا مي ذارين. راستش من تاحالا چند بار براتون پيام گذاشتم اما جواب ندادين . بتون حق ميدم .وقتتون کمه. راستش من 8 ماهه با يک آقا پسر از طريق تلفن آشنا شدم که از همون اول مادرم رو در جريانش گذاشتم . اون آقا پسر هم همينطور هم با مادر من صحبت کرد هم مادرشون رو در جريان گذاشتن . عکسامونم براي هم فرستاديم چون ايشون تهران زندگي ميکنن .من 22 سالمه و فوق ديپلم ict دارم و ايشون 21 ساله هستن و ديپلمه . با مادرشون که صحبت کردم خانواده خوبي به نظر مي رسيدن . اين آقا پسر يک ماه ديگه خدمتش تموم مي شه و گفته که مياد اصفهان با خانواده که مادرشون هم اينو به من گفتن . ولي من ته دلم ... گرچه تاحالا هرچي گفتن راست بوده و آدرسشونو دارم و از طريق يکي از دوستام در موردشون تحقيق کردم خانواده خوبين .پدرش استاد دانشگاهه .حاج آقا در مورد رابطمون دودلم .بهش علاقه دارم ولي من دختر اين جور رابطه ها نبودم .نمي دونم چيکار کنم.از خدا خواستم هر چي به صلاحمونه جلوي راهمون بذاره .اگه منو راهنمايي کنيد ممنونتون مي شم . 
قربان شما
شهاب مرادی :سلام/ خدا تشخیص و اختیار را به خودت داده لينك، لينك، لينك
لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2079  |  94 امتياز

سارا.س.ن
از تهران
امضا شده : ۲۱ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۱۲
سلام  
هميشه بعد از اينکه نماز ميخونم يا حتي بين دو نمازم چند دقيقه اي ميشينمو به جانمازم نگاه ميکنم . بار گناهم. روم نميشه حرف بزنم باهاش. برا همين با شرمندگي نمازمو تموم ميکنمو ميشينم . ميشينم تا سرزنشم کنه. خسته شدم از بس گفتم دفعه آخرمه ، ديگه خوب ميشم، ديگه دلتو نميشکونم، ديشب بهش گفتم اگه وقت نداري من فعلاً نشستم برو سراغ بقيه کار من از اين حرفا گذشته اينجوري نگام نکن . پيش خودم گفتم سراپا گوشه تا جواب اينهمه آدمو بده اونوقت منه نفهم يه بار دل به حرفش نميدم وقتي چيزي ازش ميخوام انقد سر کج ميکنم که ديگه دلش ميسوزه برام ميدونه اين کارا واسه همون لحظه است اما بازم ........... 
ديگه بعد نمازام روم نميشه دعا کنم پيشه خودم ميگم من حاليم نيست که دعاهام از ته دل يا نه اون که من لب باز کنم همه چيو ميفهمه. اگه از ته دل نباشه چي؟ واسه همين هيچي نميگم . ولي بازم بغضم ميشکنه نميتونم جلو خودمو بگيرم ناراحتش ميکنم حاج آقا نکنه با اشکام کارو بدتر کنم؟ اگه يه دفعه ازم دلش بگيره که حتماً تا الان گرفته تکليفم چيه ؟ اگه دلش با من ديگه صاف نشه من چيکار کنم؟ من تو دلم يه عالمه دردو دل مونده . دارم ميترکم . نميتونم بگم خدا زودتر آقامونو برسون چون فکر ميکنم از ته دل نميگم حس ميکنم بهم ميگه اصل حرفتو بگو تو اگه نگران اومدن آقات بودي دلشو نميشکوندي! نميدونم وقتي آدم از دل خودش خبر نداره چطور آدما ادعا ميکنن ما از دل هم خبر داريم ! وقتي ميخوام بگم خدايا گرفتاري همرو بر طرف کن پيش خودم ميگم الان بهم ميخنده ميگه معلوم نيست دوباره چشه داره از گرفتاريه مردم مايه ميذاره .  
حس ميکنم يه فاصله اي بين منو خدا هست هر کاري ميکنم اين فاصله رو از ميونمون بردارم موفق نميشم فکر کنم حرفام به دلش نميشينه؟!! اما خيلي دوسش دارم  
من خيلي پستم لايق امتحان دادن نيستم اما بعد از آخرين امتحاني که ازم گرفتو رد شدم يه امتحان جديد واسم راه انداخته .ميبيني حاج آقا!!!!اين خداي منه، اونوقت منم بنده اين خدا م؟  
{پيام قبليمو نخونديد و جواب نداديد اميدوارم راه حل اين امتحانو درست تشخيص بدم و شما هم تو اين تشخيص راهنماييم کنيد .}  
دعا کنيد قبول شم . 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ باور کن که اصلا، خدا "بدبین نیست!" و خدا "لجباز نیست!" و خدا "کم تحمل و عجول نیست!" و خدا "عقده ای و کینه ای نیست!"
 
دخترم دعا های ماه رجب را با ترجمه و دقت بسیار برای قلبت بخوان تا یاد بگیره که خدا به همه عطا می کند حتی "کسی که دعا نکرده" یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه تحننا منه و رحمه خدا کریم است خدا مهربان است خدا عطوف است خدا رئوف است و... اینجا میقات است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1500  |  94 امتياز

فاطمه
از مشهد
امضا شده : ۲۹ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۹
سلام استاد.از زحمات فراوونتون خيلي ممنون.استاد چه شرايطي بايد وجود داشته باشه تا دختر كوچكتر اول ازدواج كنه يا اصلا بايد حدو مرزي وجود داشته باشد؟.قبلا فرموده بودين تو يه لينك جدا به اين قضيه اشاره مي كنيد!التماس دعا.خدانگهدار.
شهاب مرادی :سلام/ این به سبک زندگی و فرهنگ خانوادگی و بومی وابسته است و در هر حالی، نیازمند تدبیر عاقلانه پدر و مادر و خواهرهاست .
- مثلا وقتی برنامه های زندگی دو خواهر با 2-1 سال اختلاف سنی مشابه نیست مثلا خواهر بزرگتر دانشجوی پزشکی در شهر دیگری است و خواهر کوچکتر اصلا قصد ادامه تحصیل ندارد و آماده ازدواج است و خواهر بزرگتر با ازدواج خواهرش ،شانس ازدواجش کم نمی شود و تاخیر نسبی ازدواج خواهر بزرگتر، توجیه منطقی دارد.
- خواهر بزرگ (با اختلاف سنی قابل توجه با خواهر کوچک) از سن ازدواج گذشته و برنامه ای یا تصمیمی برای ازدواج ندارد یا امیدی به ازدواج ندارد اگر تاخیر در ازدواج خواهر کوچکتر(منظورم رد کردن خواستگار رسمی) شانس ازدواجش کم می شود عاقلانه است که ازدواج کند.
- و اگر تعجیل در ازدواج خواهر کوچکتر (با اختلاف سنی کم) موجب تخریب وجهه خواهر بزرگتر و کاهش شانس ازدواج او می گردد ، اصلا توصیه نمی شود.
-----------------------------------------------
 در همه این موارد  مراجعه به مشاور و گفتگوی خانوادگی مفید است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1903  |  94 امتياز

سپيده ميرزايي
از شهريار
امضا شده : ۲۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۵۴
سلام آقاي مرادي---برنامه ديشبتونو [23 مرداد 89]ديدم---راستشو بخواهيد خيلي از افکارمو تحت الشعاع قرار داد.من يه دختر 20 ساله ام که تو يه خانواده مذهبي بزرگ شدم.تو سال 86 از طريق عمره ي دانش آموزي به سفر حج مشرف شدم----اينها رو نگفتم که از پز تدين خودمو خانواده ام رو بدم.برعکس .گفتم تا ازتون گلايه کنم..شايد اگر چند ساله پيش روحاني کاروان ما هم اين حرفو زده بود که هر نوجوون يا جووني بايد يه روحاني داشته باشه من الان با اين سن کم اين همه تجربه تلخ نداشتم.نميخواهم گناهاي خودمو گردن شما و قشر روحانيت بندازوم..ولي قبول کنيد که کوتاهي کرديد..من الان بايد بشنوم که يه جوون ميتونه يه روحاني داشته باشه؟؟؟؟ميشه از اين به بعد از شما مشورت بگيرم؟؟ميشه کمکم کنيد؟من بدجوري به کمک احتيج دارم.
شهاب مرادی :سلام/ من در خدمتم اما بحث روحانی و جلسات تربیتی که عرض کردم یک نیاز جدی است که باید برای رسیدن به آن مردم و حوزه گام های موثری را بردارند و این تماس های اینترنتی و مراجعه به سایت فی نفسه مفید است و البته جای آن را نمی گیرد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8221  |  94 امتياز

آزاده
از اصفهان
امضا شده : ۰۷ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۵۸
سلام.20ساله هستم دو خواهر بزرگتر از خودم 24 و 21 ساله دارم.با پسري 26ساله به همديگر علاقه منديم و خانواده هايمان نيز در جريانندولي پدرمن با ازدواج ما مخالف است چرا که دخترآخرخانواده هستم.آيا امکان دارد صيغه ي محرميت بينمان جاري کنيم تا بتوانيم رفت و آمد داشته باشيم؟خواهشمندم جوابم را حتما حتما برايم ارسال کنيد.
شهاب مرادی :سلام/ بدون اذن پدر؟! مسئله را از دفتر مرجع تقلیدت سوال کن.
هرچند پاسخ عموم مراجع در این مسئله مشابه است و جایز نمی دانند،
 اما سوال من از شما:
چقدر این شیوه شما در انتخاب همسر و ازدواج مدبرانه و عاقلانه است؟ چقدر دوراندیشی و مصالح شما (دختر) در آن ملاحظه شده است؟

حتما یادداشت های مرتبط را بخوان.
به ضوابط ارسال هم توجه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7402  |  93 امتياز

سپیده
از تهران
امضا شده : ۰۱ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۰۱
سلام آقای مرادی 
اون موقع که سایتتونو تازه افتتاح کرده بودین یه بار اومدم اینجا...اما به خاطر اینکه کنکوری بودم نتونستم بخونمش...اما الان همه سایتو خوندم!! 
منظورم همه یادداشتهای شما و همه پیامها است!! 
43 صفحه پیام!! 
شما روزی 3-4 ساعت وقت میذارید برای جواب دادن...من اینقدر وقت گذاشتم واسه خوندن! خداییش باتجربه شدم!  
 
بعضی وقتها خودمو میذارم جای شما (البته جسارتاً) و میبینم که بعد از خوندن خیلی از پیامها چه حسی به آدم دست میده  
واقعاً روحیه تون خراب نمیشه؟! 
الحق که شما خیلی روح بزرگی دارید. 
دعا کنید نتیجه کنکورمون خوب بشه! 
تو پیامها دیدم که خیلیها از دانشگاه شاهد از شما تشکر کردن...اگه اینطوره پس ما هم بریم دانشگاه شاهد تا بتونیم شما رو ببینیم! 
راستی من تو وبلاگم به شما لینک دادم تا همه فیض ببرن! 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما متشکرم.
وقتی یک پیام می خونم و می بینم یک نفر توبه کرده یا مشکلاتش کم شده واقعا خستگی از یادم می رود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1645  |  92 امتياز

مالک
از قم
امضا شده : ۰۲ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۴۴
سلام حاجي،بار دوم است که ميفرستم.28سال دارم و 2فرزند.بشدت به دختري که چند سال از من کوچکتر است دلبسته شده ام.با توجه به اينکه اين علاقه دوسويه بوده و ملاقاتهاي ما فقط براي صحبت و کار و کاملاً مراعات شده است،به نظر مبارک شما به گناه افتاده ايم؟خواهشاًجواب دهيد.پيشاپيش سال دو را هم به شما تبريک عرض ميکنم.
شهاب مرادی :سلام/ نه صواب است نه صلاح! خصوصا برای دختر خانم.
 
چاره ی کار عقل و تفکر است. علاقه و رابطه را کنترل کنید.
 
از زنا بترسید و به بیان قرآن به زنا نزدیک نشوید!
 
یاعلی. این سال برای شما مبارک باشد و از برکاتش ترک گناه...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1412  |  92 امتياز

نرجس اصغرنيا
از بابل- کمربندي غربي کوچه توح
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۱۵
با سلام من دانشجوي کارشناسي ارشد رشته کلام هستم يک سوالي از محضر شما داشتم که اميدوارم حتما مرا راهنمايي کنيد . بنده اصلا از رشته اي که در آن تحصيل مي کنم راضي نيستم چون فکر مي کنم هيچ جايي براي نوآوري وجود ندارد لذا از همان سال اول کارشناسي که در رشته علوم حديث درس مي خواندم اين احساس در من وجود داشت ( من ديپلم رشته رياضي هستم )اولش با استادان زيادي مشورت کردم يک مدتي اين احساس از من دور مي شد اما دوباره اين احساس سرخوردگي به من باز مي گشت . الان با اينکه من خيلي به درسهاي ديني علاقه مندم ( طلبه غير حضوري جامعه الزهرا) اما اين احساس مرا خيلي آزار مي دهد اما وقتي امثال شما روحانيون توانمند را مي بينم از خودم مي پرسم آيا مي شود مثل شما ها بشوم و از اين احساس نجات يابم. خواهش مي کنم مرا راهنمايي کنيد.
شهاب مرادی :سلام/ امروز مباحث کلامی از نیازهای درجه یک جامعه است و نوآوری در طرح و بیان مسائل و دقایق آن خدمتی شایسته به اسلام و مسلمین است. از شر وسوسه های شیطان به خدای مهربان پناه ببرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:13818  |  91 امتياز

الهه
از تهران
امضا شده : ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۵۰
سلام خدمت شما.ذا تبريک حلول ماه رمضان.حاج آقا من 27 ساتمه.بخدا قسم تا حالا 2تا خواستگار بيشتر نداشتم.ليسانس دارم.خدا رو شکر هم چهره ي خيلي خوبي دارم اما نميدونم چرا نشده که تا حالا ازدواج کنم.خيلي احساس تنهايي ميکنم.ميترسم حاج اقا.ميترسم سنم بالاتر بره و ديگه هيچ کس نخواد که باهم ازدواج کنه.اون 2مورد رو هم يکبشو بابام رد کرد و يکي هم مامان اون آقا نپسنديدن.بهم بگين يعني من انقدر بدم که خدا صدامو نميشنوه؟
شهاب مرادی :سلام/ چرا این موضوع را به ارتباط بین خودت و خداربط می دهید؟ و چرا خوبی ها و شایستگی های واقعی خود را زیر سوال می برید؟
ازدواج یک امر لطیف و ساده ولی با مکانیزمهای پیچیده ی فرهنگی و اجتماعی است و شخص شما تمام نقش موثر آن را بر عهده ندارید.
نگران نباشید
قبلا توضیح دادم لطفا پاسخ های مرتبط را در جستجوی سایت پیدا کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1843  |  90 امتياز

آخرين آرزو
از طهران
امضا شده : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۳۶
سلام و خسته نباشيد روزتون مبارک 
 
من و خانواده ام از طرفداران مباحث شما هستيم وقتي آدرس سايتتونو گفتين مادرم پيشنهاد کرد از شما راهنمايي بخوام اگر وقتتون و نمي گيرم ممنون مي شوم راهنماييم کنيد 
 
شکر خدا بعضي کارهايي را که دوست داشتم موفق شدم انجام بدهم مثل خواندن به موقع نماز و قضا نشدن نمازهام و با وجود دوستها و فاميل بي حجاب راه خودم و انتخاب کردم و حجاب کامل دارم ياد نوشته مرحوم برادرتون افتادم اين که حجاب و عفاف يک نماد، نماد اسلام بزرگ 
نوشته زيباي ايشون تعبير من و از قشنگي حجاب کامل کرد(خدا رحمت کند آقا محسن بزرگوار را)  
 
1-متاسفانه اولين مشکلم اينکه آرايش مي کنم و خيلي دوست دارم انجامش ندم ولي عادت بدي پيدا کردم و بدون اون حس بدي دارم  
چگونه موفق به ترکش شوم؟ 
 
2-من 20 سالمه و دانشجو و آقاي 25 ساله اي که به من پيشنهاد ازدواج داده خودش خوبيهاي زيادي داره ولي از نظر خانواده شبيه ما نيست 
ما خانواده مذهبي و آنها از نظر افکار سياسي گرفته تا ثروت و مد روز بودن و--- فرق مي کنند و من هميشه نگران آينده ام که با خانواده ايشون مشکل پيدا کنم 
 
آيا اين ازدواج موجب پشيماني مي شود؟ 
 
مي بخشيد که وقت با ارزشتونو و گرفتم ، خدا خيرتون بده در دو جهان و يا علي
شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما در مورد مرحوم اخوی متشکرم.
 
1. با تقویت احساس ارزشمندی،عزت نفس و البته اعتماد به نفس این مشکل برطرف می شود.
 
2. اگر خواستگاری رسمی انجام شده با اطلاع خانواده هر دو به مشاور مراجعه کنید. تفاوت بد نیست مهم نحوه مدیریت تفاوت هاست. حتما توصیه های اساسی را بخوان.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5885  |  90 امتياز

gd_qpnu
از قزوين
امضا شده : ۲۱ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۴۳
در زمانه اي که هيچ کس خودش نيست شهاب مرادي دانشجويان را به تفکري در خويش دعوت کرد. 
حجت الاسلام شهاب مرادي در ديداري که چهارشنبه با دانشجويان دانشگاه پيام نورقزوين در اين دانشگاه داشت آنها رابه تفکري در خودشان دعوت کرد او اينکه هميشه ديگران، جامعه وعوامل بيروني را مقصر بدانيم را نادرست خواند وگفت: در خيلي از موارد خود ما مقصر هستيم رفتار ما، برخورد و عملکرد ما اشکالاتي دارد که بايد آنها را بررسي و اصلاح کنيم. 
او در ادامه ي اين ديدار که با عنوان همايش بانوي عترت الگوي انسان کامل برگزار شد افزود: در اين که جوان امروز به الگو نياز دارد کسي شکي ندارد و در اين هم که الگو بايد کامل باشد نيز شکي وجود ندارد بهترين وکاملترين الگو را معصومين دانست و به توجه معصومين به حضرت فاطمه (س) و شخصيت ايشان اشاره کرد و دانشجويان را به سعي در شناخت هر چه بيشتر ايشان تشوبق نمود. 
جناب مرادي اين مطلبي که ما در مورد حضور شما وحرفهاتون نوشتيم براي گذاشتن تو وبلاگمون، مي خواستم اول نظرتون را بدونم کامل، 
وبعد بخوام که خودتونم يادداشتي رو در مورد حضورتون در قزوين به صورت مجزا برامون بنويسيدبراي وبلاگمون ممنون خداحافظ
شهاب مرادی :سلام/ روز خوبی بود. از یادداشت معاف بدارید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1604  |  89 امتياز

ثنا
از ايران
امضا شده : ۲۵ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۴
سلام  
فراراز گفتگوي عاطفي!؟ چرا؟! 
با توجه به نوشته هاي دوستان به نتايج زير رسيدم: 
 
ما از گفتگوي عاطفي فرار ميکنيم چون غرور داريم پر توقع ايم يک جانبه نگريم و از همه مهمتر اينکه فکر مي کنيم "من خوبم تو بدي" صبور و با گذشت نيستيم از همه طلب ميکنيم به کسي هم چيزي نمي ديم  
 
سوال دوم :من چه وظيفه اي دارم از اين به بعد در بهبود روابط ؟ 
 
اگر بتونيم به اين باور برسيم که "من خوبم توخوبي "ديگه دنيا برامون گلستان ميشه و همه ي مشکلات ميشه شکلات.  
دوستان عزيز براي رسيدن به نقطه ي "من خوبم تو خوبي"به کتابي با همين عنوان از الوين و مارگارت فريد،ترجمه ي عظيمي پروين، مراجعه کنيد.اين کتاب راهي است براي شناختن خودمون.
شهاب مرادی :سلام/ جمع بندی نسبتا خوبی است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1824  |  89 امتياز

زهرا عرباني
از تهران
امضا شده : ۳۰ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۲۷
سلام آقاي مرادي 
من امشب شمارو تو جشن زوج هاي جوان از نزديک ديدم که از شدت خوشحالي گريه کردم. 
يادتون اومد؟ 
من خيلي به راهنمايي هاي شما احتياج دارم. 
در مورد حجاب و پوششم! 
چطور ميتونم از راهنمايي هاتون بهره مند بشم؟
شهاب مرادی :سلام/ یک راهنمایی مختصر و مفید :

 دختر گلم حجابی را برای خودت انتخاب کن که امروز امام عصر -ارواحنا فداه- برایت می پسندند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4555  |  89 امتياز

پريسا
از تهران
امضا شده : ۱۲ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۴۹
سلام،درشگفتم که سلام آغاز هر ديداري است ولي در نماز پايان است.شايد اين بدان معناست که پايان نماز آغاز يک ديدار است. 
سلام، بعد از مدتها که نوشتنم نميومد با ديدن اين يادداشت جديد دست به کيبورد بردم. يادداشت عالي است مخصوصا شماره يک.فکر کردم مصداق اين پارگراف شبيه آدمهايي است که کنار دريا زندگي ميکنند و بعد از مدتي به صداي امواج عادت ميکنند ،جزر و مد يکي ميشه، طوفان و آرامش يک شکل، اميد و نا اميدي همسو ، عشق و نفرت هموزن. 
راستي راستي چقدر از ماها براي تغيير وضعييت يک دقيقه تلاش کرديم؟ يک لحظه فکر کرديم،اندازه يک ذره خواستيم، کمک گرفتيم و باور کرديم که مشکل داريم .چقدر با خودمون روراستيم.فقط يک دم لازم داره 
کاشکي يکي منو از جام بلند ميکرد.
شهاب مرادی :سلام/ از کامنت مفید و تاثیرگذارتان ممنون.

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4424  |  89 امتياز

افسرده و تنها
از زيره سايه خدا
امضا شده : ۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۴۰
سلام حاج اقا جواب منو بدين خواهش ميکنم کاملا خصوصي لطفا خواهش ميکنم خصوصي باشه مشکلمو گفتم نه ميتونم از خانوادم دست بکشم نه از او پسره الانم ازم خواسته که به قران قسم بخوريم که پاي هم ميمونيم بگيد چيکار کنم ... خيلي داغونم کمکم کنيد ممنونم حاج اقا
شهاب مرادی :سلام/ پاسخی صریح:
 اگر "افسرده" هستید چرا برای درمان به روانشناس مراجعه نمی کنید و چرا تصمیم به ازدواج دارید مگر ازدواج درمانگاه است؟ اگر "افسرده" نیستی  چرا اسم خودت را افسرده...
ولی معلومه که با این خواستگار و پدر و خانواده "تنها" نیستید آنها با علاقه، حمایت و حتی تندی و آزارشان همراه تو هستند.و این بهتر از تنهایی است!
"خیلی داغونم" این نه حرف مثبتی است و نه کمکی به تو می کند و نه کارکردی دارد البته به جز جلب ترحم!
 چرا داغون؟ یک خواستگار که پس از 7 سال علاقه یک طرفه یک دفعه از دل فامیل آمده خواستگاری و پدری مظنون و متهم به خشونت مخالفت کرده در حالی که تو و پدر با هم صحبت نکردید
برداشتت را از این پدر بداخلاق منصفانه تر کن!
مشکلت را با عقلانیت و آرامش حل کن .
او چند ساله است؟ و تو چند ساله ای؟ تا کی صبر کنید؟ آیا گفتگوی پنهان و غیر رسمی شما در چند سال مشکل تو را با پدرت حل می کند یا شانس های واقعی ازدواجت را هم از تو می گیرد؟ در این دو پیام چیزی از معیار و ملاک به جز ابراز علاقه تلفنی پسر بیان نکردید؟
راستی آیا این انتخاب است؟ یا فرار؟
آیا مشکل حاد شما که این آقا پسر می تواند حل کند توسط خانواده غیر قابل حل است؟
شما به مشورت با یک مشاور یا یک فرد خردمند نیازدارید تا بهتر تصمیم بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1801  |  88 امتياز

مصطفي 88
از شيراز
امضا شده : ۰۶ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۳۶
سلام استاد خاطر مبارک هست يک بارشما در پاسخ سوالم فقط يک بيت از اين غزل عطار را برايم خوانديد من هم پيدايش کردم و حفظش کردم  
ــــــــــــــ ــــــــــــــ 
عزم آن دارم كه امشب مست مست 
پاي كوبان كوزه‌ي دردي به دست 
 
ســـر بــه بــازار قلنــدر در نهــم 
پس به يك ساعت ببازم هر چه هست 
 
تا كي از تزوير باشم خود نماي 
تا كي از پندار باشم خود پرست؟ 
 
پــرده‌ پنـــدار مى بــــايد دريـــد 
توبه‌ي تزوير مى بايد شكست 
 
وقت آن آمد كه دستي برزنم 
چند خواهم بودن آخر پاي بست 
 
ساقيا در ده شرابي دلگشاي 
هين كه دل برخاست, غم درسر نشست 
 
تو بگردان دور, تا ما مردوار 
دور گردن زير پاي آريم, پست 
 
 
مشتري را خرقه از سر بركشيم 
زهره را تا حشر گردانيم مست 
 
پس چو عطار از جهت بيرون شويم 
بــي جهــت در رقــص آييـم از الــــــست
شهاب مرادی :سلام/ نه یادم نیامد ولی ممنونم امشب سهمم از شعر خوب زیاد بود با عطار شد ختامه مسک. الحمدلله.
                 »»» آشتی با غزل
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2822  |  88 امتياز

خداياکمکم کن
از استان خراسان
امضا شده : ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۰۵
سلام،فک کنم اشتباه کردم .بايداول سوالم ازشما يک عامه تعريف مي کردم تاجواب سوالمو بديد نه؟
شهاب مرادی :سلام/ نه، باید اول سرچ می کردید و در ارسال مجدد به جای گله (و اهانت) اصل سوال را (بدون مقدمه و مدح و ذم،) اصل سوال را ؛ جان کلام را می فرمودید.
 
و یک خواهش؛ لطفا بجای اسم از این عبارت ها استفاده نکنید! همین باعث می شود پیام را نخوانم. به هر حال در خدمتم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10660  |  88 امتياز

صامت
از تهران
امضا شده : ۱۵ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۰۹
سلام حاج آقا خسته نباشید 
ببخشید اگر مزاحم شدم 
من از ارادتمندان شما ( درامامزاده علی اکبر چیذر) هستم. 
حاج آقا یه دفعه جواب منو دادید ولی چون جواب پیام اصلی رو ندادید دوباره می نویسم 
حاج آقا من پسری 27 ساله هستم با شرایط خوب مالی و شغلی و تحصیلاتی و... 
از خانواده ای خیلی مذهبی، من تا کنون به خواستگاری 8 دختر خانم رفته ام و 7 تای اونها رو نپسندیدم و خودم تمایلی نشون ندادم ولی حاج آقا بعد از اینکه به خواستگاری هشتمین نفر رفتم دیگه حال خودمو نمی دونم. پاک زده به سرم. دوست ندارم از یه واژه هایی استفاده کنم که سوء برداشت بشه اما من انتخاب خودم رو کردم من ایشان رو پسندیدم و همچنین خانواده من هم بسیار مشتاقند و همچنین پدر و مادر ایشان، اما خودشان رضایت نمیدهند. 
من تاکنون 15 بار به خواستگاری ایشان رفتم و هر بار تحقیر شدم و جواب منفی گرفتم. حاج آقا نمی دونم دلیل ایشون چیه. من از شرایط خوب مالی و شغلی برخوردارم. و دانشجوی دکترای مهندسی هستم. نمیخوام از خودم تعریف کنم منتهی دلیلی برای رد خودم از طرف ایشون نمی بینم. از نظر ظاهری هم مشکلی ندارم.حاج آقا ایشون حافظ قرآن هستند. انس با قرآن در رفتار و وجنات و سکناتشون تأثیر گذاشته. متانت و نجابت و خوش برخوردی و دارا بودن دلی پاک، من رو به ایشون علاقه مند کرده حالا بعد از 15 بار باز هم جواب منفی گرفتم . من ایشون رو میخوام.البته نمیگم که صورت ظاهرشون تأثیر نداشته ولی من از دیدن حرکات ایشون لذت میبرم و دوست دارم همسر آینده من ایشون باشند. ولی ایشون قبول نمیکنند. حاج آقا من با دوستام که صحبت و درددل میکنم به من میگن چون تو تو خیابون و دانشگاه به صورت دخترا نگاه نمیکنی حالا با دیدن یه دختر خودت رو باختی و نمیتونی خودت رو کنترل کنی. حاج آقا مگه نگاه کردن به نامحرم گناه نیست. آیا این دلدادگی من از نگاه کردن من به صورت ایشون ناشی میشه اصلا مگه گناه داره آدم از یکی خوشش بیاد. حاج آقا دیگه خیلی دارم تحقیر میشم ولی تمی تونم دست از اصرار بردارم. من چی کار باید بکنم تا ایشون رو به خودم علاقه مند کنم؟ 
چرا ایشون قبول نمیکنند؟ من چیزی کم ندارم. حاج آقا تورو خدا بگید من چه طوری میتونم ایشون رو مجاب کنم. ما قراره یه بار دیگه بریم به خواستگاری ایشون 
حاج آقا خیلی طولانی شد  
ببخشید 
برام خیلی دعا کنید
شهاب مرادی :سلام/ جالبه که چند روز پیش پاسخ همین خانم محترمه را دادم 
این دختر خانم که شما به خواستگاریشان رفتید به پدر و مادرش بسیار وابسته است و در مورد تحصیلات عالیه نگران است
در جلسه 16 او را در این موارد مطمئن کنید. ان شاءالله مبارکه

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2631  |  87 امتياز

فريادبي صدا67
از k
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۴۴
باسلام خدمت حاج اقاي مرادي.من چگونه مي توانم ازبعضي ويژگي هاي خواستگار خود اطلاع پيدا كنم؟مثلا اينكه خوش اخلاق است يا تندخو؟انسان راستگويي است يادروغگو؟ويا اينكه خسيس است يانه؟
شهاب مرادی :سلام/ تنها راه مطمئن، گفتگویی دور از پیش داوری، لذت جویی، علاقه پردازی و آرزو سازی است.
 نباید برای رسیدن به یک نیجه مثبت یا منفی از قبل تعیین شده اصرار داشته باشی.
. لينك، لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1817  |  87 امتياز

نيلوفر
از تهران
امضا شده : ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۵۱
باسلام 
آيا طبقات خانوادگي از لحاظ مذهبي ميتواند تأثيري در ازدواج داشته باشد .  
خانواده ما ( دختر ) تقريباً مذهبي و پدرم هيأتي ميباشد ولي فرد مورد علاقه ام که 6سال نيز باهم هستيم تقريباً آزاد هستند ( خيلي در بند حجاب نيستند ) . 
آيا اين مسئله بعداً ميتواند مشکل ساز باشد ؟  
به
شهاب مرادی :سلام/ 6 سال؟! احتمالا این شش سال رابطه بیشتر مشکل ساز می شود. مسائل دیگر هم قابل بررسی و تامل است قبل از هر تصمیمی به یک مشاور خبره مراجعه کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7123  |  87 امتياز

سهراب كاشي زاده
از Tehran
امضا شده : ۳۰ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۴۸
سلام.من به خاطراين كه شخصيت و حس مسئوليت پذيري ام براي اداره زندگي ندارم ميخواهم ازدواج نكنم  
ايرادي دارد؟
شهاب مرادی :سلام/ آفرین، ولی نه برای همیشه تا بهبود و تقویت مسئولیت پذیری
پس هر چه زودتر برای درمان به مشاور مراجعه کن و سپس ازدواج موفق ان شاءالله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1663  |  86 امتياز

زهرا السادات
از تهران
امضا شده : ۳۰ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۷
خواهش ميکنم خصوصي 
سلام 3 سال پيش با دختري آشنا شدم مذهبي و چيذري و ولايتي. گريه کن امام حسينه. به اصرارش با دانشگاه رفتيم مشهد.نظر لطف امام رضا شامل حال من شد و مني که بي نماز و بي حجاب و بي معرفت بودم شدم نمک خورده ي آقا و دلم جا موند همون جا. دو سال با هم بوديم.برام خيلي مقدس بود.آدم پاک و با خدايي که ديدن و نشستن با او من تشنه رو به ياد خدا ميانداخت. خيلي بهم نزديک شديم.واقعا آسموني دوستش داشتم. سختي هايي که به خاطر تغييراتم تو خانواده ميکشيدم به اصرار خودش بهش منتقل ميشد . مي خواست خيلي بهم نزديک باشيم .از لحظه لحظه ي زندگيم ميخواست با خبر باشه. کارمون به روزي 30 تا اس ام اس رسيده بود.اگه جواب نميدادم گله ميکرد که تو جواب محبت منو نميدي. برات مهم نيستم. به هر کس هم که به من نزديک بود حسودي ميکرد. تا اينکه محرم پارسال من که تازه عزادار حسين (ع) شده بودم اصلا متوجه او نبودم تو اين ايام.و اون به خاطر همين نبودن من تصميم گرفت که بره .ديگه با من نباشه. گفت که از مشکلات من خسته شده.هر چي التماسش کردم که دوستي پاکمون و عقد خواهريمون رو نشکن و نرو گوش نکرد.ارتباطش رو به کل با من قطع کرد. کلي هم توهين و.. به تازگي هم با يکي از همکاراش تو مدرسه يه همچين ارتباطي برقرار کرده بود. رفت.و حالا بعد از يک سال برگشته.بدون هيچ عذر خواهي يه سري دليل واسه رفتنش نوشته و ميگه ميخوام برگردم.خيلي درمانده شدم.من به خاطر اعتقاداتش خيلي دوستش دارم.ولي نميدونم آيا بايد دوباره باهاش دوستي آغاز کنم يا نه.اگه آره تا چه حد؟ تا کجا يک ارتباط مورد تاييد اسلامه.آقاي مرادي من واقعا مستاصل شدم .خواهش ميکنم کمکم کنيد. 
خصوصي خواهش ميکنم.
شهاب مرادی :سلام/ رابطه قبلی شما، متعادل نبوده و شروع مجدد آن را توصیه نمی کنم.
 
اساسا هر رابطه ای که در آن گلایه، مکرر و دلخوری، پی در پی است، رنج آور و نا مناسب است.
 
ولی اگر اعتدال را طرفین رعایت کنند به جهت دینداری و تقوی می تواند دوستی بی ضرری باشد به شرط عدم تبدیل دوستی به رابطه مرید و مراد
 
چرا خصوصی؟ مشکل بین همسن و سالهای شما رایج است و این سوال و جواب ان شاءالله مفید.
 
(البته اگر اعلام کنید حذف می کنم)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1653  |  86 امتياز

طاهایی
از TEHRAN
امضا شده : ۱۱ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۳۴
سلام 
چه قدر خوب است که من يکي‌ يکي‌ تابوهاي ذهنم را از اعماق تاريک آن بيرون بکشم و شما با لحني ساده به من بگويد که "اشتباه مي‌کنی" به همين راحتي‌! 
و اين لحظه چه لحظه زيبايئ است که من با تمام وجودم ميفهمم چيزي که سالها بود بد فهميده بودم...مثل اينکه  
همين که پدر و مادر انسان در قيد حيات باشند کافي‌ است تا انسان احساس خوشبختي کند و دل تنگ آنها نباشد[هرچند دور باشند و ما تنها] 
پس براي شما مينويسم‌اي آسماني که از چه نگرانم... 

شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6427  |  86 امتياز

ترلان
از اصفهان
امضا شده : ۲۲ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۲۲
با سلام.دختري 27 ساله هستم.داراي تحصيلات دانشگاهي ،روابط عمومي مناسب،زيبايي و وضع خانوادگي خوبي هستم .در مراسم هاي مختلف مورد پسند افراد قرار گرفته و با مادرم مطرح مي کنند،يا به طور تلفني تماس مي گيرند اماتا کنون پاي هيچ خواستگاري به خانه ما باز نشده و حتي اگر تماس بگيرند و قرار بگذارند قرار به هم مي خورد.آيا ممکن است کسي من را جادو کرده باشد و راه حل آن چيست؟اين مسئله ايمان من را تحت تاثير قرار داده خواهش مي کنم سريعا" پاسخ دهيد.
شهاب مرادی :سلام/ نه اصلا. بلکه عدم آگاهی درست خانواده دختر از سن مناسب ازدواج و بی اطلاعی از "خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دخترها" و باورهای نادرست و بلد نبودن مهارت های ساده ارتباطی و ترس پسرها یا خانواده آنها از ازدواج و دلایل متعدد فرهنگی دیگر باعث رواج این مسئله است و مشابه این را فراوان می شنوم ربطی به این حرفها ندارد.
 
خودت شروع کن و پاسخ ها و یادداشت های مرتبط را بخوان.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5170  |  86 امتياز

دوست
از بهشت ياجهنم
امضا شده : ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۵۳
چرا نوشته هاي منتقدان خود را بر روي صفحه نمي گذاريد؟؟!!
شهاب مرادی :سلام/ خب نیست بیشتر پیامها مدح و تعریف هایی است که منتشر نمی کنم. شما چرا ضوابط را رعایت نمی کنید. در ضمن از انتقاد استقبال نمی کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10683  |  86 امتياز

ندا
از مشهد
امضا شده : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۴
با سلام خدمت استاد گرامي آقاي مرادي . 
اين دفعه دومي است كه من درد دلهامو براي شما مي نويسم اما گويا دفعه ي قبل يا گفته هاي من به دست شما نرسيده و يا جواب شما به من ارسال نشده. ازتون خواهش ميكنم مشكل من رو پخش نكنين و حتي اشاره اي هم تو برنامه هاي تلويزيوني يا جاهاي ديگه نكنين. 
من دختري 20 ساله هستم... 
 
...خصوصی.. . 
 
حالا سوالم از شما اينه [1]كه من به خاطر كاري كه كردم اون دنيا چقدر بايد عذاب بكشم  
[2] وآيا خدا بعد از اين ارتكاب گناه از طرف من به دعاها يا خواسته هاي من يا اصلا به خود من توجهي ميكنه يا نه منو رها كرده؟ 
[3] و ايا اين درسته كه من ايشونو از خدا بخوام يا نه؟  
[4] سوال بعديم اينه همه بهم ميگن اين رابطه فايده اي نداره اگر آخر اين رابطه ها به ازدواج ختم بشه بعد از ازدواج علاقه از بين ميره و به جدايي ميرسه و اين خيلي منو ميترسونه .  
ازتون خواهش ميكنم يه راهي پيش پام بذارين و كمكم كنين من واقعا درمونده شدم و قدرت تصميم گيريمو از دست دادم. 
آقاي مرادي نمي دونين چه عذابي مي كشم همش فكر ميكنم[5] خدا براي كاري كه كردم يه روز يه بلايي سرم مياره يا ازدواجم حتماً با يه شكست همراه . 
فكر ميكنم وقتي با خدا حرف ميزنم اصلاً توجهي نمي كنه و من رو به حال خودم رها كرده . 
از توجه شما بينهايت ممنونم ... بازم ازتون ممنونم . خواهش ميكنم جواب منو زودتر بدين من نابود شدم . خدا حافظ.  

شهاب مرادی :سلام/ 1. اگر توبه کردید، هیچ
 
2.بله حتما. برمبنای آنچه نوشتید شما را گنهکار نمی دانم ولی خدا خدای همه است رحمن است در حق همه مهربان است نیکوکار وگنهکار، همه.
 
3و4.دعا اشکالی ندارد ولی بهتراست اول او یا هر پسر دیگری بیاید خواستگاری (خواستگاری یعنی نقطه شروع) وشما با مشورت ونظر خانواده پس از تحقیق وبررسی تصمیم بگیرید.
 
بهتر است بی دلیل علاقه سازی وعشق پردازی نکنید تا به موقع بتوانید عاقلانه و درست تصمیم بگیرید.
 
این آقا پسر چند نقطه ضعف دارد که شما آنها را نمی بینید.
 
5. تصور شما از خدا غلط ونادرست است. خدا بسیار بخشنده، بسیار آمرزنده ومهربان است . خدا لجباز نیست.
 
روزانه چند مورد مشابه مشکل شما می بینم اگر در صحبت هایم اشاره کردم ناچارم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1514  |  85 امتياز

يک منتظر برا جواب حياتي
از mashhad
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۱۵
سلام حاج اقا.. 
عزاداري ها مقبول حق وبه اميد کمک بيشتر براي هدايت و راهنمايي همه.. 
نمي دونم تو يک دو دلي گير کردم که تنها کسي که به فکرم رسيد مي تونه کمکم کنه شماييد..پس ازتون خواهش مي کنم حداقل تا اواسط هقته اينده جوابمو بديد.. 
راستش حاج اقا من اهل مشهدم..درضمن خصوصي باشه پيام خيلي بهتره... 
من دختري 21 سالم.دانشجو از يک خانواده کاملا معمولي...و تقريبا مذهبي...يعني سعي مي کنم باشم... 
تقريبا 8 ماه که با اقا پسري اشنا شدم که اين اشنايي از راه اينترنت بوده...اوايل فقط يک رابطه کاملا جدي اينترنتي تا تقريبا سه ماه پيش که کم کم زمينه مهر و علاقه اين اقا در من به وجود اومد..راستي ايشون اهل کرجن و 21 ساله و دانشجو...و کاملا مذهبي... 
من خيلي به خودم فشار اوردم خيلي خواستم جلو احساسمو بگيرم خيلي ولي با ذفتار و عقايدي که از ايشون مي ديدم و مسايلي که نا خداگاه بين ما پيش اومد مسئله اين علاقه مطرح کردم و متوجه علاقه ايشون هم شدم...و 1 ماه که من و اين اقا رابطه کاملا عاطفي و احساسي دارم..البته تنها وسيله ارتباطي ما smsو تلفن است... 
اقاي مرادي مي دونم مي گيد اشتباه است ...ما توي اين سه ماه سه بار در استانه جدايي از هم قرار گرفتيم...که اونم همه به خواسته ايشون بوده چون دلايل مختلفي دارند از جمله نا محرمي،دور بودن،نارضايتي خدا و..... 
راستش من سر نمازام هميشه ايشون از خدا خواستم...راستش تو اين يک ماه هم من و هم ايشون به اين نتيجه ريسيديم که طرف مقابل بهترين فرد براي ازدواج با طر ف ديگست...نمي دونم علاقه عجيبي در درونمون هست که نمي دونم عشقه يا نه... 
اقاي مرادي ا ين اقا داره هفته اينده مياد مشهد و تنها هدف خودشو جدايي مي دونه چون معتقد به هم نمي رسيم..ايشون زمان ازدواج خودشو 4 سال ديگه مي دونه..بعد درس..سربازي...و.. 
استش حاجاقا من مخالفم...من بهش مي گم منتظرش مي مونم...اره شما گفتيد نبايد بدون اطلاع خانواده ها منتظر موند...ولي من کسي که از نظر ديني،فکري،فرهتگ ي،خانوادگي کاملا شبيه خ.دمه چرا از دست بدم؟؟؟ 
راستش به نظر من برا ازدواج سه تا عامل اصليه1-ايمان2-تقو ا3-علاقه...و خب عوامل فرعي ديگه که تک تک مي تونه موثر باشه ولي اگه اين سه تا باشه همه اونها قابل تحمله..که نمي دونم خوشبختانه همه اينها در طرف مقابل من هست و ايشونم مي گند اينها در من هست.. 
اقاي مرادي رابطه اي که هدفش ازدواج باشه ايرادش چيه؟؟؟؟؟؟راستش از وقتي اين اقا وارد زندگي من شده ايمانم قوي تر شده..کمتر سراغ گناه مي رم... 
نمي دونم از نظر من اين اقا هيچ ايرادي برا ازدواج با من نداره ..مي دونم خانوادمم موافقت مي کنند چون از نظر اونها همون سه عامل ملاکه.. 
اقاي مرادي چي کار کنيم...چرا بايد زندگي که مي دونيم مي تونيم با هم باشيم و بهترين هم باشه خراب کنيم؟؟؟؟؟ 
راستش به نظز من اين اقا سخت مي گيره...مي دونم که اين رابطه ها نمي شه زياد روش حساب باز کرد... 
مي دونم... 
ولي يک سوال اينه که چطور ميشه سريع بهم رسيد تا رابطه شرعي داشته باشيم...چطوري صبر کنيم تا همه چي فراهم بشه..چطوري از هم بگذريم در حالي که مطمئنيم برا هم بهترينيم..راستش اقاي مرادي اينا احساس نيست...چون ما سه روز از هم دور بوديم و جفتمون از زندگي کار و درس افتاديم...همه زندگيمون خراب شد..اقاي مرادي وقتي حس مي کنيم مکمل زندگي هميم چرا بايد از هم جدا شيم...راستش من خيلي دارم سعي مي کنم اين اقا قانع کنم که ميشه به هم رسيد..اره سخته..مي دونم...ولي وقتي هدف مشخص باشه و تلاش کنيم به نظرتون ايرادي داره؟؟؟؟اين اقا ميگه تا کي اينطوري باشيم.تا کي؟.من مي خوام ولي شرايطش نيست.. 
اقاي مرادي من دختر و شرايط ازوواج دارم..اين اقا ميگن من مي خوام فقط درس بخونم و تمرکز داشته باشم...نمي دونم چي کار کنم تا راضي بشه.چطوري بخوام ؟راستش حاج اقا من مي دونم بدون اين اقا هيچم وبهترين فرد براي منه...همش اين سوال مي پرسم چرا وقتي همو مي خوام اينطوري جدا شيم؟؟؟؟؟؟؟.خواه ا منو راهنمايي کنيد حداقل تا قبل از چهار شنبه هفته ديگه..ازتون مي خوام براي رسيدنمون راه جلو پامون بزاريد...ممنون...ا لتماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ اولین شرط این است که پسر تو را بخواهد و خواستگار امروزت باشد.
او ظاهرا فقط یک گپ دور از تقوا زده و در رودرواسی تو مانده و منصرف است .
به هر جهت هرچند از نظر تو او خوب است ولی خواستگار نیست!
با این اشتباه نه فقط او را بلکه شانس های واقعی ازدواجت را  از دست می دهی.
توصیه من ختم رابطه است.
نگران نباش و به خدا توکل کن. خدا همسری شایسته روزیت میکند ان شاءالله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1644  |  84 امتياز

بالا