امضا شده : ۰۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۲۳سلام.هفت سال و نيم هست که با دختر خانمي دوستم. سعي کردم در اين مدت گناهي در رابطه مان نباشد. مي دانم در خلاف جهت آب شنا کردم سخت بود اما گذشت. هر دو وهر دو خاتواده مذهبي. الان در تدارک ازدواجيم. با اينکه سعي کرديم خوب از هم شناخت داشته باشيم و دور از احساسات تصميم بگيريم يک نيرويي در دل هر دويمان اذيتمان ميکند. ميترسيم با اينکه براي سالم ماندن اين 7 سال کلي زحمت کشيديم.نظرتان با توجه به تجربيتان چيست و به جز ياد خدا چطور ديگر مي شود در اين زمينه به آرامش رسيد. اصلا بايد در اين رابطه به آرامش برسم؟شهاب مرادی :سلام/ با خواندن
چندین سوال در
ذهنم ایجاد می
شود که حتما باید
با دیدن عکس
العمل شما نتیجه
بگیرم و مشورت
بدهم پس مراجعه
به مشاور لازم
است.
امضا شده : ۳۰ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۱۵سلام خسته نباشيد من در مسجدالنبي سخنرانيتون رو شنيدم. خيلي جالب بود ولي اجازه ميخوام يه انتقاد بکنم. اگه ناراحت نميشيد بفرماييد که مطرح کنم. بعد هم يه عالمه سوال و مشکل دارم وقت زيادي ازتون ميگيره ان شاالله اگر عمري بود يک به يک مطرح خواهم کرد. به عنوان اولين سوال:من 21 ساله و دانشجوي سال آخر رياضي هستم.اصلا الآن وقت ازدواجم هست يا نه؟ توي مسجدالنبي هم براتون يه سوال نوشتم که جوابتون کلي به همم ريخت کلا حرفاتون به همم ريخت. اگر فرصتي در اختيارم بذاريد و جواب سوالاتم رو بديد لطف بزرگي در حقم فرموديد. متشکرمشهاب مرادی :سلام/ بله الان
وقت ازدواج
شماست.خواستگارهای
واقعی را رد
نکنید.
امضا شده : ۰۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۱گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آيد گفتم که ماه من شو گفتا اگر بر آيد سلام فکر کنم الان آن باشيد من 20 سالمه يه نصيحت بکنيد منو در ضمن خسته نباشيد خدا خيرتون بدهشهاب مرادی :سلام/ در 4 موضوع
بسیار مهم : امانت
داری، وفای به
عهد، نیکی به پدر
و مادر و
راستگویی مراقب خودت باش.
امضا شده : ۰۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۱۴در سال 76 در مراسم احيا اتفاقاتي افتاد که حال مرا تا چند ماه بعد از آن دگرگون بود. در آن شرايط و احوال متن زير را نوشتم که امروز آن را به صاحبش تقديم ميکنم. ممکن است قالبهاي شعري بطور دقيق رعايت نشده باشد ولي اميد است که مقبول درگاهش واقع گردد.
من ندانم سبب اين همه لطف و کرم و جود و سخا چيست؟ در وجودم که پر از شرم و گناه است، توان نيست. و نه من، بلکه جهاني نتواند نگهش تاب بيارد. من ندانم چه کسي بود در آن محفل ما، که صفاي دل و اشک رخ و نجواي لبش، سبب جود و سخا شد و نثار من کمتر زقدومش شد و عطر خوش سنگين نگاهش، نفسي گشت که شستم، گنه از کنه وجودم. به خداوند که يک بار دگر تاب ندارم، که چنان زار و پريشان، نگهم را به فراسو بسپارم. ولي افسوس، هزار آوخ و افسوس، که چشمم به تماشا بنشسته، اشک بر ديده نشسته، ولي اين جان خطاکار نديده، که جمالش به همه ديده عيان است.
امضا شده : ۰۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۷باز هم سلام شما جواب سلام و احوالپرسي و حرف هاي نه چندان مهم و..رو ميديد اما اگه يکي يه سؤال مهم داشته باشه هزار بار بايد براتون پيام بفرسته تا شايد جواب بدين. ميدونم طولانيه و پيامها زياد و وقت شما براي پاسخگويي کم، اما ما هم به جواب شما نياز داريم. باور کنيد کسي رو ندارم که باتجربه باشه وگرنه مزاحم شما نمي شدم. دوباره مي فرستم به اميد اينکه اين بار جوابمو بدين: (لطفا همه پيام رو در سايت نذاريد) من دختري 23 ساله هستم و خانواده اي مذهبي دارم(البته نه از نوع افراطيش). سال گذشته در راه دانشگاه پسري که اصلا نمي شناختمش جلوي من را گرفت و گفت که از در خانه تا اينجا(يعني نزديک دانشگاه)دنبال من براي امر خير اومده و من به او گفتم که خيلي کار اشتباهي کرده و گذاشتم رفتم. حدود 1 ماه بعد خواهرش را فرستاد دم در خانه و با مادرم صحبت کرد و معلوم شد که خواهرش در کوچه ما مي نشيند و اين آقا حدود 1 ماه من را تحت نظر داشته و بعد براي خواستگاري اقدام کرده. آن زمان ما جواب رد داديم به خاطر اينکه مي خواستم درس بخوانم و قصد ازدواج نداشتم اما ناگفته نماند که بدم نمي آمد يک بار بيايند و بيشتر درباره اش بدانم و درباره اش فکر کنم. چون تقريبا موارد ظاهري و اوليه اش خوب بود: به گفته خواهرش فوق ديپلم رياضي داشت و در يک شرکت عمراني کار مي کرد،اهل رفيق بازي و سيگار نبود و نماز و روزه اش هم به جا بود. يک خانه و ماشين هم داشت. اما مهم ترين دليل ما براي رد کردن او اين بود که من را در خيابان ديده و انتخاب کرده بود و اين شيوه انتخاب او از نظر من و خانواده ام اصلا درست نبود. به نظر ما کسي که اينقدر راحت و از روي ظاهر همسرش رو انتخاب کنه و درباره زندگيش تصميم بگيره، درباره مسائل مهمتر زندگيش هم مسلما همين طور تصميم خواهد گرفت. خلاصه که گذشت و من پيش خودم فکر کردم که حتما کس ديگري رو ميبينه و دنبال اون ميره. اما بعد از يک سال دوباره دو تا از خواهرهاش اومدند دم در خانه(البته خودش و مادرش هم آمده بودند اما جلو نيامدند) و دوباره همان حرف ها را به مادرم زدند. نگو که آقا تو اين 1 ساله تو فکر من بوده و هرچي دختراي ديگه رو بهش پيشنهاد مي دادند قبول نميکرده و خواهرش رو مقصر ميدونسته که ما جواب رد داديم وگفته که حتما خواهرش طوري صحبت کرده که ما قبول نکرديم. مادرم طبق حرف هايي که هميشه وقتي حرف ازدواج به ميان مي آمد، من مي گفتم، به آنها گفته بود که من قصد ازدواج ندارم(اما مدتي است که اين نظر من عوض شده ولي به مادرم هنوز نگفته ام). خلاصه، قرار شد که مادرم با من صحبت کند و به آنها جواب دهد. وقتي موضوع را با من درميان گذاشت ازش پرسيدم نميشه حالا بيايند و صحبت کنيم و درباره اش فکر کنيم؟ دليلم هم اين بود که مسائل اوليه که لازم است را ظاهرا اين شخص دارد، و مادرم موافقت کرد اما وقتي موضوع را با پدرم درميان گذاشت او مخالفت کرد و گفت کسي که همين طوري يکي رو مي بينه و به همين راحتي انتخاب مي کنه به درد زندگي نمي خوره. پدرم همون دليلي رو آورد که پارسال خودم آوردم ولي الان اصلا بهش فکر نکردم. به نظر شما آيا اين تفکر درسته؟ از طرفي فکر مي کنم که کسي که يک سال سر تفکرش مونده و با اينکه جواب رد شنيده باز هم نظرش عوض نشده اين انتخابش از روي احساس نبوده، چون بالاخره رفتار من رو در مدتي که تحت نظرم گرفته بوده، ديده و همين هم، تا حدي ولو کم، خصوصيات من رو نشونش داده. اما از طرفي هم حرف پدرم درست به نظر مي رسه و الان نميدونم چي کار کنم؟
1- من چادري هستم و وقتي بيرون مي روم آرايش نمي کنم و کلا ظاهري ندارم که توجه ديگران را جلب کنم و فکر نمي کنم که اين آقا از روي قيافه من را انتخاب کرده باشد، و مسلما يکي از ملاک هاي ايشان همين چادري بودنم است و...، کسي را بخاطر چادرش و مذهبي بودنش انتخاب کند، لا اقل ارزش فکر کردن را دارد. آيا اين نظرم درست است؟
2- آيا پدرم درست ميگه و ديگر نبايد به اين آقا فکر کنم يا اينکه نظر پدرم درست نيست و بايد روي اين مورد کمي بيشتر فکر کنيم؟
3- اگر نظر پدرم (که زماني نظر من هم بود و الان هم تا حدودي هست)درست نيست چه دلايل منطقي مي تونم برايش بيارم تا هم خودم مطمئن تر قدم بردارم و هم پدرم راضي بشه که آنها بيايند و بيشتر با هم آشنا بشيم و بعد تصميم بگيريم. پدرم آدم منطقي است و با دليل و برهان ميشه راضي اش کرد.
4- از طرفي اطراف ما در فاميل پسري که سن و سالش به من بخوره وجود نداره و کسي که در آينده همسر من ميشه مسلما از فاميل نيست، يا از همکارانم خواهد بود که فعلا همچين آدمي در محل کارم نيست، يا از هم دانشگاهي هام، يا کساني که توي مجالس و جاهاي ديگه من رو مي بينند، مي خوام بگم اين اتفاق ممکنه باز هم برام بيفته و بالاخره يکي از همين آدم هايي که يا خودشون يا خانواده شان منو مي بينند و مي پسندند، همسرم ميشه و اگه ما بخوايم همشونو با همين تفکر رد کنيم که نميشه، درسته؟ بالاخره يک اولين باري بايد وجود داشته باشه، نه ؟
5- يک مشکل ديگه هم دارم و اون اينه که چطوري مي تونم به مادرم بگم که نظر من درباره ازدواج فرق کرده و قصد ازدواج دارم؟ نمي دونم چه طوري بهش بگم که خواستگارام رو رد نکنه، آخه همشونو که مثل اين مورد من نمي فهمم که بخوام نظرم رو بگم. اصلا روم نميشه و نميدونم که چه طوري باهاش اين موضوع رو مطرح کنم که يه وقت فکر نکنه من براي ازدواج عجله دارم و هول شدم. در ضمن اصلا دوست ندارم که دير ازدواج کنم، چون در اطرافم مي بينم کساني که سنشون بالاست و هنوز ازدواج نکردند اولا توقعاتشون بالاتر ميره يا اينکه از لحاظ فکري توي انتخاب دچار وسواس ميشن، ثانيا افرادي که مي آيند خواستگاريشون اغلب کساني هستند که سنشون خيلي از اون ها بيشتره و من اصلا با فاصله سني زياد نمي تونم کنار بيام، ثالثا اين افراد آخرش هم کسي رو که انتخاب مي کنند کسي نيست که هميشه مي خواستند، و من نمي خوام دچار اين مشکلات بشم. باز هم متشکرم. اجرتون با خدا، چه جوابمو بديد چه نه. شهاب مرادی :سلام/ برای بهبود
فرهنگ ازدواج با
آمدن خواستگار
رسمی همیشه موافق
باشیم و به
خواستگار احترام
بگذاریم. فراموش نکنیم که
خواستگاری
به مفهوم
عقد
نیست! خواستگاری
مانع اختیار و
انتخاب دختر خانم
ها نیست. و تعهدی
برای خانواده
دختر نمی آورد. در جلسه
خواستگاری اگر
کلیات مورد پسند
خانواده ها و دو
جوان قرار گرفت،
دختر و پسر
باید
چند جلسه با هم
گفتگو کنند و خود
را به یکدیگر
معرفی کنند و
هوشمندانه واقعا
یکدیکر را
بشناسند و تصمیم
نهایی بله یا خیر
را بگیرند.
به مادرتان هم
مودبانه و
محترمانه و خیلی
روشن و صریح
نظرتان را بگویید
ودقت کنید نه ادب
فدای صراحت شود
نه صراحت فدای
ادب.
امضا شده : ۰۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۵۸سلام عليكم چطور براي سخنراني از حضرتعالي دعوت كنيم.شهاب مرادی :سلام/ از طریق یک
معرف. مثلا یکی از
وعاظ محترمی که
برای شما سخنرانی
می کنند. لينك
امضا شده : ۰۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۴سلام ميگه من ياده خاطره هاي بد بچگيم ميفتم 2سالش بوده كه مامانش وباباش از هم جدا شدن اون موقع مامانش چادري بوده من مخالفم چادر سر كردن و دوست دارم و15 ساله كه سرمه همه هرفاش منطقي هست به جز اين مورد و هموني كه قبلا هم گفتم چه طوري ميشه راضيش كردشهاب مرادی :سلام/ پاسخ منطقی
نیست. برای
تصمیم گیری بهتر
است حضوری با هم
به مشاور (روان
شناس) مراجعه
کنید.
امضا شده : ۰۲ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۱سلام . از جواب شما غمگين بودم غمگين تر شدم . كسي به شما پناه آورده واميد به شما داشته و شما ميگين داستان .....آره اون داستان زندگي من بود وهست . [ و چند ناسزا...]شهاب مرادی :سلام/ توهین یا
تحسین و تمجید
کنید فرق ندارد؛
لطفا ضوابط را
رعایت کنید. چند پیام از
شما :لينك ، لينك ، لينك
امضا شده : ۰۲ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۶سلام چند روز پيش براتون پيامي نوشتم ولي نميدونم چرا ذخيره نشد و متاسفانه ديگه فرصتي پيدا نشد براي تكرارش تا امروز اعتكاف تمام شد با تمام خوبيهاش و با تمام زيباييهايش جاي شما خالي بود براي شما هم حسابي دعا كردم.حتي براي برادر گراميتون دعا كردم كه انشاا... سر سفره امام حسين(ع) باشند.اونجا بهمون گفتند يه يا زهرا بگيد و دوباره شروع كنيد هرچند كه ميدونم هممون بارها و بارها به خدا قولهاي زيادي داديم و نيمه هاي راه كم آورديم ولي از اونجايي كه خداي ما خيلي مهربون حتما اينبار نيز هممون رو ميبخشه و كمكمون ميكنه شما هم برامون دعا كنيد تواين شروع تازه ثابت قدم باشيم ودوباره فراموشمون نشه كه چه قولي به خدا داديم راستي چرا اينقدر آدما فراموشكارند؟ هرسال شبهاي قدر-روزعرفه و خيلي روزهاي ديگه چقدر قول به خدا ميديم ولي--- التماس دعا يازهرا(س)شهاب مرادی :سلام/ تقبل الله.
و متشکرم.
امضا شده : ۰۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۴۸سلام ممنونم که با اين همه مشغله بالاخره جوابمو داديد. ... باز هم ازتون ممنونم. فقط خواهش ميکنم زودتر جوابمو بديد.(فکر مي کنم اين دفعه تونستم خلاصه بنويسم، درسته؟ باز هم بخاطر زياده گوييم معذرت ميخوام)شهاب مرادی :سلام/ پاسخم
روشن بود؛ حتما
خواستگار را راه
بدهید وبا نظر
دیگران موافق
نیستم. بیایند
» گفتگو کنید
» بررسی کنید
» مشورت
کنید. و تو
تصمیم بگیر(فعل
مفرد!)
امضا شده : ۰۸ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۲۶سلام حاج آقا سخنرانی شما در مجلس ختم مرحوم "خسرو شکیبایی" تاثیرگذار و برای جمع بسیار موثر بود. پیش خودم گفتم این آقا شهاب استاد تولید فکر و ایجاد آرامش است و دیدم آن جلسه شلوغ و پر غوغا چقدر ساکت و "پر توجه" و "پر تفکر" شد. جدا موعظه و نصیحت نیاز واقعی هر انسانی است در هر حال و در هر جا ای کاش از ظرفیت مجاس ترحیم و پرسه فقط برای بیداری زنده ها استفاده می شد. نه تعارف و تملق و حرافی و تشکر و تشکر و تشکر و ریاوووو فقط خواستم از شما که برایم بسیار دوستداشتنی و محبوب هستید تشکر کنم.شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
امضا شده : ۰۸ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۱۴سلام شهاب جان مي بخشي که خيلي صميمي شدم چون شما رو از جنس خودمون مي دونم يه سوالي داشتم از خدمتت اين که بعضي از بچه ها توي محيط اينترنت به شوخي يا به جدي مي کن زن من مي شي و بله مي گيرن اين حکمش حکم صيغه پيدا نمي کنه ؟شهاب مرادی :سلام/ صمیمی و
رسمی باشید بهتر
است. نه حکم
عقد ندارد .
امضا شده : ۰۸ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۱۴سلاااام.لطف کرديد اومديد مشهد منم اومدم حرم.بعداز سپاس فراوان.اولين جمعه توي حرم مادرم نامه اي به شما دادن از طرف من.منتظر جواب بودم که توي سايت بزنيد.به هر حال 20 سالمه و از همه لحاظ در سطح استاندارد جهاني هستم.خواستگار هم ندارم.شما ميکيد بهترين سن ازدواج رو دارم اما دکتر ... در امريکا که واقعا دانشمند هستن باهاشون تماس گرفتم ... خدانگهدار.شهاب مرادی :سلام/ ایشون را
نمی شناسم. شما
اگر خواستگار آمد
مانع نشوید و لينك و باز تاکید
می کنم هدف
ازدواج آرامش
است.
امضا شده : ۰۸ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۵سلام عجب نکته اي ذکر کرديد: نحوه رفتار با پدر و مادر عامل بهشتي شدن يا جهنمي شدن هر فرد است. در پيام ديگر که لينک کرده بوديد در يکي از موارد گفته بوديد رفتار پدريا مادر را ((پيش بيني کنيم))،يعني پدري که تحمل يک گفتگوي صريح در مورد واقعيت يک قضيه را ندارد،باز هم بايد سکوت کنيم تا ((جهنمي))نشويمشهاب مرادی :سلام/ بله برادر
جان
امضا شده : ۰۸ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۳۴سلام طلبيده او دوباره دل آشناي ما را به امير آشنايان برسان سلام ما را برسان سلام ما را به امام مهربانم و بگو رسيده بر لب ز فراق نيمه جانم
زيارت قبول.يه کم دير فرستادم انگار. خواب ديدم که رفتيد مشهد.اومد سايت سر زدم ديدم که مشهد بوديد. خوش به سعادتتون.شهاب مرادی :سلام/ متشکرم. اللهم
صل علی علی بن
موسی الرضا
المرتضی، الامام التقی
النقی و حجتک علی
من فوق الارض و من
تحت الثری،
الصدیق الشهید،
صلاه کثیره تامه
زاکیه متواصله
متواتره مترادفه
کافضل ما صلیت
علی احد من
اولیائک
امضا شده : ۰۹ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۴۶سلام.ممنون از جوابتون.يه چيزيو بگم مي دونستم اين جواب رو مي ديد. همه اين رو ميگن.امروز برنامتونو با رامبد جوان مي ديدم.از بين اون 4 موردي که مي گفتين هم نيکي به پدر و مادر بود هم راستگويي.دلم ميخواد کمکشون کنم .خوب منم آدمم.يه ظرفيتي دارم.اين چيزا حالمو بد مي کنه.از خدا خواستم کمکشون کنه که ديگه دروغ نکن .بد دهني نکن و... اما چرا جوابمو نمي ده نمي دونم.اميدوارم اين مطلبو بخونيد به قول آقاي صديق بدون پاچه خواري مي گم.توي اين دنيا فقط حرف هاي شما به دلم مي شينه .آرامش عجيبي که دارین مسحورم کرده.اميدوارم هميشه همينجوري بمونيد تا ما هم دلمون به يه بنده که واسطه است خوش باشه. خدا توفيقتون بدهشهاب مرادی :سلام/ از لطف شما
متشکرم. اما لطفا
به پاسخ
قبلی بیشتر
توجه کنید : مهم این است که
باید از تغییر و
اصلاح اونها
منصرف شوید و
همین طور که
هستند به اونها
مهربونی و نیکی
کنید. پدر و مادرن
دیگه!
امضا شده : ۰۹ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۰۶با اهداي سلام وخسته نباشيد. لطفابرن مه ي حضور خود را در برنامه هاي تلوزيوني و سخنراني ها براي علاقه مندان به سخنانتان در سايت خودارئه دهيد.
امضا شده : ۱۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۴۴حاج آقا ...اين بار دوم كه براتون ارسال ميكنم اميدوارم بدستتون برسه. ...(خصوصي باشه بهتره)...شهاب مرادی :سلام/ شما که بی
هوش یا فاقد
اراده نبودید! ...پس
توبه کنید. از سرزنش
خودت و مرور مکرر
ماجرا خودداری
کن. مسئله
را در همین جا
برای خودت تمام
شده اعلام کن و
پیگیری و دعوا
برای خودت بیشتر
آبروریزی دارد تا
او. احتیاط
کنید و دیگر در
شرایط مشابه قرار
نگیرید تا از یک
سوراخ دو بار
گزیده نشوید. پوست
موز
امضا شده : ۱۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۰۸سلام دوست عزيز سوالي دارم و توقع راهنمايي با در نظر گرفته شدن شرايط سني و موقعيتم.
من 26 سال دارم و مقيم امريکا هستم تا به حال هم ازدواج نکردم و شرايط ازدواج هم ندارم مدتي است که نياز به داشتن دوستي از جنس مخلف در کنار خودم احساس مي کنم با دختر خانمي مسيحي از يکي از خانواده هاي مذهبي امريکايي آشنا شدم که از همه لحاظ فوق العاده است اما شرايط ازدواج برايمان فراهم نيست آيا اگر من از ايشان درخواست کنم که با هم صيغه عقد موقت بخوانيم اين ازدواج صحيح است يا نه ؟ ... با تشکر سهيلشهاب مرادی :سلام/ اشکالی
ندارد. در
خواندن عقد (دائم
و موقت) قصد انشاء
و درست خواندن و
مشخص بودن مهریه
و مدت ،الزامیست
و رعایت موارد
دیگر... برای
خواندن عقد
بهتراست از مرکز
تعلیمات اسلامی
واشنگتن تلفنی
کمک بگیرید. http://iec-md.org/index.html
امضا شده : ۱۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۰۵سلام حاج اقا.ديروز که توي تلوزيون ديدمتون خيلي خوشحال شدم.حاج اقامن يک سوالي ازشما پرسيده بودم وشما در جواب گفته بوديد لينک و براي جستوجو وعلاقه ي يک طرفه.ولي من منظورشمارا متوجه نشدم و روي هرکدام از اين کلمات کليد کردم صفحه ي جديدوياتوضيحي نيامد. ممنون ميشوم اگر من را راهنمايي کنيد.شهاب مرادی :سلام/ درست بوده
ظاهرا مرورگر
اینترنت شما خوب
نیست از فایرفاکس
استفاده کنید
شاید
بهترباشه:
امضا شده : ۱۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۱۱سلام ديروز خوب صحبتهايتان را گوش دادم خيلي خوب بود اما قسمتي که فرموديد هر کس بايد خودش خواستار تغييرات خودش باشد در مورد خودم اين طوري نبود من اصلا قصد تغيير خودم را نداشتم و فکر ميکردم اشتباه نمي کنم و انصافا صحبتهاي شما نگاهم را به دنيا تغيير داد وهمه نزديکان به من ميگويند که خيلي از قبل بهتر شدم اما من به شدت توقعم از خودم بالا رفته مرتب به خودم گير ميدم وقتي شما درباره ي موضوعي صحبت ميکنيد يا ياداشتهايي که ميگذاريد شايد تا حالا به ان موضوع فکر نکرده ام اما با ديدنش درباره ي ان موضوع خوب فکر ميکنم وبه خودم نمره ميدهم که تا به حال چه قدر رعايت کردم ايا درست است اينکه توقعم از خودم زياد شده از ان وقتي که توقعم از خودم زيادشده فکر ميکنم خدا کم دوستم دارد ومن روي اين مسئله حساسم واحساس نا اميدي ميکنم لطفا اين بار جوابم را بعد از مدتها بدهيد متشکرم والتماس دعاشهاب مرادی :سلام/ تغییر خیلی
خوبه ولی به
خودتون سخت
نگیرید.
امضا شده : ۱۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۴۳سلام حاج آقا و بار ديگر مي پرسم، چون ميدونم سوالات زياد است و وقت شما کم. ولي صبرتان زياد. آجرکم الله. لطفا خصوصي باشه. مشخصات من و ايشان حتما خصوصي باشه چون خيلي راحت شناخته ميشيم. ... به يک مشاور در تهران... مراجعه کرديم، ايشان در مورد مسئله ازدواج و خودشناسي قبل از آن صحبت کردند و در اين مورد هم بحث شد و قرار شد که موضوع را مطرح کنيم و بعد از يکي دو جلسه گفتگو به ايشان مراجعه کنيم تا ايشان هم کمک کنند. ... الان موندم چي کار کنم، از يه طرف اون مواردي که زيرشان خط کشيدم يه کم ذهنم رو مشغول کرده، از يه طرف اين جريان و از يه طرف گفته هاي مشاور. من مدت طولاني است که با سايت شما آشنا هستم، کتب زيادي هم در اين زمينه مطالعه کرده ام. لطفا مرا راهنمايي کنيد. ببخشيد طولاني شد. التماس دعاشهاب مرادی :سلام/ چرا مجدد به
همان مشاور
مراجعه نمی کنید؟
چرا رسما
خواستگاری
نکردید؟ در
مورد "گفته های
مشاور" و "
مواردی که زیرش
خط کشیدید" که
موجب تردید شده،
چیزی ننوشتید.
امضا شده : ۱۳ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۲۴به نام تنها آرام دلها سلام/خدا قوت . حلول ماه پيامبر اعظم .ص. و اعياد با سعادت پيش رو بر شما و همه دوستان مبارک و ميمون باد. (لطفا پيام خصوصي باشد) حاج آقا در پاسخ سوالم فرموده بوديد که عيني تر توضيح دهم. 1)... ... 12)شرمنده روي شما که زياد نوشتم. هرچه صلاح مي دانيد براي راهنمايي ام و دلگرمي ام بنويسيد. مورد اطمينان و احترام ما هستيد. سلامتي شما دعاي ماست. التماس دعا.شهاب مرادی :سلام/ 1. شما با
خواستگار صادق
نبودید. صداقت
شرط نجات و آرامش
است. 2. با حدس و
گمان و احتمال با
خواستگار برخورد
نکنید! اگر
جوابش قطعی بوده
که هیچ و الا به
او زنگ بزن و
حرفهایت را از
قبل خلاصه بنویس
و
"صریح"
بی کنایه و
بی استعاره و
"محترمانه"
به او بگو و
خداحافظی کن تا
تصمیم بگیرد. (مثل نظرت را از
او و خانواده اش،
زندگی مشترک و
مشکلات پدرت و
احساست از تفاخر
و... تاکید می کنم
چکیده و خلاصه
بدون شرح 4-4
دقیقه)
امضا شده : ۱۵ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۳سلام خسته نباشيد براي چهارمين بار بود که پيامم رو براتون فرستادم دستتون درد نکنه که جواب نداديد گفته بودم که براي آخرين بار که پيام مي فرستم آيا جواب دادن به افرادي که عرض سلام و ادب نسبت به شما رو دارند يا براي اولين بار که براتون پيام مي فرستند واجب يا مني که چهار بار پيام دادم از لطفتون ممنونم حاج آقا. لطفا با ديگران اين کار رو نکنيد با آرزوي موفقيت براي شماشهاب مرادی :سلام/ با این گله
های مکرر و تحلیل
های غیر منطقی،
مگر آدمی خسته می
شود؟!!! دخترم
سوال شما چیست؟!
... دیشب هم
پیامی از شما که
با نام مرجان با
همین ایمیل ،
دریافت کرده بودم
را پاسخ
دادم. من از
محتوای پیام تا
نخوانم خبر ندارم
وقتی می خوانم چه
کنم؟! پاسخ
ندم یا پاسخ بدم؟
امضا شده : ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۲۴با عرض سلام و ادب و تشکر فراوان از شما ( لطفا خصوصي) ... ممنون از راهنماييتون.شهاب مرادی :سلام/ نقش دارد
ولی اساسی نیست
ولی با تواضع و
انعطاف پذیری
احتمال بروز مشکل
کم می شود.
امضا شده : ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۴۱سلام. خسته نباشيد. يه تبريك واقعي و از روي شعف ... براي تك ِ تك ِ اعياد شعبانيه. وقتي به هر كدام از اين اعياد فكر ميكنم، احساس شادي عظيمي در دلم مينشيند و... راستش تبريك گفتن به شما نميدانم چرا اينقدر ميچسبد. احتمالاً براي اينكه شما هم واقعاً شاد ميشويد در اين اعياد. يا عليشهاب مرادی :سلام/ شاد باشید و
بر همه مسلمین
مبارک باشد .
امضا شده : ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۴۱سلام حاج آقا! خوب هستيد؟ شما حوصلهتون سر نرفته؟!!! تعجب نكنيد. راستش اين پيامها... نميگم مردم حق ندارن، اما اينجا به دو بخش تقسيم شده. دختر خانوما شرح خواستگارايي كه داشتن و دارن رو مينويسن و آقا پسرها هم يا موضوع خودارضايي يا ترس و شرايط ازدواج. چرا كسي يادش نمياد كه ما توي خيلي از سادهترين آموزههاي ديني ميلنگيم. كه نياز به راهنمايي شما داريم. بحثايي كه شروع كرديد تمامنشده موند. يادداشتهايي مثل پوست موز و خدا و ناخدا كه هنوز و هميشه ميشه ازشون ياد گرفت و تكرارشون كرد. كاش يه كم بريم عقب، و عميقتر نگاه كنيم. اينطوري شايد ازدواجهاي بهتري داشته باشيم، شايد ديگه به خيلي از گناها دچار نشيم. يا علي
امضا شده : ۱۶ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۵۰*** محرمانه *** سلام آقاي مرادي عزيز. قبل از هر چيز ازتون مي خوام اين پيام رو سايت گذاشته نشه اما لطف کنين اگه شد جوابشو برام ميل کنيد. هرچند نوشتين که اين کار رو نمي کنين ! حالا اگه شد ! راستي، اين اسم و اي ميل من هم مستعار هست اگه خواستين اسم و اي ميل اصليم رو براتون ميفرستم:... خيلي شفاف بگم بهتون: آقاي مرادي! من از شما و امثال شما که به خاطر يه کار اجرايي يه سري از جلسات منظم و مرتب رو براي جوانان تشکيل نميدين گله دارم. من مجذوب صحبت هاي شما مي شوم اما الان که "مردم ايران سلامي" در کار نيست و دلم رو خوش مي کنم به اين که اتفاقي جلسه اي باشه که شما در اون صحبت مي کنيد. نمونه ش همين امشب (دوشنبه 14/مرداد/87) که توي اون هيئتي که 11 تا شهيد دادن و من هم باهاشون نسبت فاميلي دارم بودم. اما واقعا با نيم ساعت صحبت کردن به چي ميشه دل خوش کرد؟ ممنون مي شم اگه جواب اين ابهام رو بدين. هر چند بعيد مي دونم !!! يا عليشهاب مرادی :سلام/ هر کاری
زمینه مناسب لازم
دارد که زمینه
پیشنهاد شما مهیا
نیست. و اصلا مسئله، زمان و
کار اجرایی (که
ظاهرا گناه است!)
مطرح نیست. برادر با انصافم
من معمولا روزی 3
ساعت (اغلب بعد از
12 شب) برای سایت و
خواندن و نوشتن
مطالب آن صرف می
کنم ربطی هم به
کار روزانه ام
ندارد.
امضا شده : ۱۸ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۲۹سلام. خوب هستيد؟ چند روزه كه هي ارسال پيام رو ميزنم، اسم و ايميل و ... باز ميگويم يك پيام اضافه نكن. برو پي كارت!!! راستش حالا بالاخره دل به عقل پيروز شد. اول يك لينك براي همهي كساني كه دلشان هميشه حرفهاي خوب شما را ميخواهد. http://farsi.khamenei.ir/speci al?id=3550 دوم جستجوي سايتتان خيلي جالب شده است. فكر ميكنم انتخاب يك واژه به عنوان پيشفرض در جستجو مثل هميشه فقط از شما برميآيد. عالي است. من كه بسيار استفاده كردم. واژهي اول استخاره بود و حالا وسوسهي شيطان. سوم: اين روزها پيامها يك جوري شده. -آدمها هميشه همينطورند؛ نسبت به كساني كه كاري براي ما نميكنند، هميشه مهربانتر هستيم. كافي است كسي قدمي بردارد و توقعها شروع شود. از طرف همهي كساني كه يادشان رفته بگويند، ميگويم: ممنون حاج آقا مرادي! خيلي لطف ميكنيد كه اينهمه پيام را ميخوانيد. خيلي مهربانيد كه براي ما وقت ميگذاريد. خسته نباشيد. سربلند و سرزنده و سلامت باشيد. يا علي.شهاب مرادی :سلام/ 1. از لطف
شما متشکرم. باید
گلایه کردن را
تقبیح کنیم تا
زشتی آن فراموش
نشود.باید همه
بیشتر خوبی ها
و مهربانی ها را
نشر دهیم. مثل
خبرنگار صفحه
حوادث دنبال
فاجعه و جنایت
نگردیم تا بیان
کنیم خود را مکلف
به بیان زیبایی
ها خوبی ها
ومکارم اخلاق
کنیم. 2. لینک
مصاحبه http://farsi.khamenei.ir/special?id=3550
البته با اندکی
تلخیص .
امضا شده : ۱۸ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۱۰مرادی جان سلام //////////////
د وستان خوب اینجا که همو نمی شناسیم سلام من چند روزه شروع کردم به خواندن تمام پیام های سایت حاج آقا ::یعنی هر روز به ترتیب یک صفحه از guest_book.html را باز می کنم و برخی مطالب را یادداشت هم می کنم:: خیلی خوب بود . به شما هم پیشنهاد می کنم.
امضا شده : ۲۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۲با سلام فراوان خدمت شما سوالي دارم که شايد بي ادبي باشد خدمت شما و دوستان.ترجيحا نمايش داده نشود.
... ...متن پیام ...
آقاي مرادي!استاد عزيز!همه اين حرف ها را زدم و سر شما را به درد آوردم تا نگراني ام را از اين موضوع و مشاوره ام با تبيان بگويم.با اينکه توانستم با ان موضوع مبارزه کنم شب و روز شده نگراني و غصه از اينکه مبادا در اشتباه باشم..شب و روز غصه دار حرفهاي آن مشاورم.زندگيم تعطيل شده.روابط ما عادي شده اما نگرانم مبادا دلم را به توبه ام خوش کنم و... مرا راهنمايي کنيد.باور کنيد هر بار پيام هاي دوستان را خواندم و عذرخواهي شان را بابت طولاني سدن پيامشان و تذکر دوستانه شما را نتوانستم دردم را بگويم..اما اين بار توسلي کردم و نوشتم. تا کرم شما ببخشد.خدا توفيق روز افزونتان عنايت کند.شهاب مرادی :سلام/ پاسخی که
سایت تبیان به
سوال شما داده
علمی و درست
است. در مغفرت
خدای مهربان و
رأفت امام رضا
علیه السلام شک
ندارید(الحمدلله)
ولی با توجه
به پیام شما
ظاهرا هنوز زمینه
های روانی و
شخصیتی بازگشت
انحراف در شما
وجود دارد برای مدتی
قطع رابطه
کنید نه قهر!
مثلا تا پایان
سال و در
تغییر خود بکوشید
مطالب این دو
یادداشت را
بخوانید:
بدون تغییر
ممنوع!
ترس از
آینده اگر
همچنان احساس
ناراحتی و اضطراب
های مکرر داشتید
به مشاور مراجعه
کنید.
امضا شده : ۲۴ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۱۲هيچکي منو دوست نداره حتي خدا از زندگي ميترسم شما هم که جواب منو هيچ وقت نميدين کاش يه توجه اي بهم بکنيدشهاب مرادی :سلام/ اگر جمله
ابتدای پیام را
راست نوشتی حتما
مقصر خودت هستی.
تغییر کن و
بهتر شو... مثلا
سخنت را با سلام و
احترام آغاز کن.
دیگران را
دوست داشته باش.
و بیشتر با
اطرافیانت دوستی
و محبت کن. بیشتر
تشکر کن. جایی
میروی(حتی مجازی)
ضوابط و قوانین
آنجا را محترم
بشمار.
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۳۸سلام شما سه شنبه به شهركرد آمديد و من تازه امروز از سايت شما اين را فهميدم. چقدر غم انگيزه. نه؟ اي كاش زودتر به سايتتون سر زده بودم.
امضا شده : ۲۹ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۵۹بسمه تعالي با سلام و احترام واقعا دمتون گرم جلسه تون بسيار عالي بود من و همسرم كه بسيار استفاده كرديم و خيلي از شما ممنونيم اميدوارم خداوند شما را حفظ فرمايد و سلامتي و توفيق خدمت روز افزون عنايت فرمايد اميدوارم به زودي زود دوباره شما را زيارت نماييم التماس دعاشهاب مرادی :سلام/ الحمدلله،
جلسه خوبی بود
امضا شده : ۲۹ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۵۸آقايان خانمها سلام مي خواهم دليل اين که در اين سايت فايل صوتي سخنراني هاي حاج آقا را نمي گذارند را بگويم يکي اش که مربوط به اعتقاد خودشان است که سايت را محلي براي ارتباط کتبي بامخاطب مي دانند دليل دومشان هم اين است.اين کار براي سايت کوچکي مثل اين سايت سخت است و با توجه به مراجعات عزيزان،فضاي مجازي کم مي آيد.
امضا شده : ۰۱ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳۳سلام آقاي مرادي زودتر خواهش مي کنم جواب من و بدين ... خصوصی ... ... ممنونمشهاب مرادی :سلام/ مگر مجبور
هستید؟!!! وقتی
میدانید کار
درستی نیست انجام
ندهید و مقدمات
آن را فراهم
نکنید! تصمیم
بگیرید و با
اراده محکم
بایستید.
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۷سلام ، سلام ، سلام وووو ، هزار تا سلام به حاج آقاي گل . هم از طرف خودم ، هم از طرف اونايي كه سلام كردن رو ياد نگرفتند . ان شا ا.. كه حالتون خوبه خوبه . خدا قوت . من قبلا براتون 2 تا پيام فرستادم ، سرچ كردم جوابي پيدا نكردم ، گفتم شايد به دستتون نرسيده ، البته اينم مي دونم كه سرتون خيلي شلوغه ، من متن نامه ها رو 2باره فرستادم . لطفا گستاخي منو ببخشيد . بازم از زحماتتون متشكرم ، خسته نباشيد . ... خصوصي ... مي خواستم كمي باهاتون دردودل كنم،پيشاپيش از طولاني شدن متن و اينكه وقت گرانبهاتونومي گيرم،معذرت مي خوام. من 18 سال و 9 ماه دارم،دانشجوي رشته ي ... ...اما از بس ديگران كاسه ي داغ تر از آش شدند و دل سوزوندند(والبته كنايه هاي پدرم نا گفته نمونه)خودم هم باورم شد كه جاي من اينجا نيست و لياقت من دانشگاهي بهتر است.اما ميدونيد حافظ بهم چي گفت:خلوت گزيده رابه تماشا چه حاجت است/چون كوي هست به صحرا چه حاجت است ووو الان ترم دوم هستم،به دانشگاه مي رو اما زياد راضي نيستم،زياد درس نمي خونم و حوصله اش روهم ندارم،بيشتر وقتم به بطالت مي گذره،هيچ كارمفيدي انجام نمي دم و بي خيال شده ام... ... وقتتون رو گرفتم و متشكر از لطفتون.منتظر راهنمايي شما هستم.
دوستدارت ن عاطفهشهاب مرادی :سلام/ ملاک،
میزان تلاش تو
نیست بلکه مقایسه
تلاش تو با تلاش
دیگران ملاک
است. انصافا با
توجه به رتبه،
رشته و دانشگاه
خوبی قبول شدی پس
به جای سرزنش
خودت از خدا بابت
این موفقیت، مکرر
تشکر کن. به سرزنش
یا تشویق دیگران
کم توجه باش. تلاش کن تا خودت
را محتاج تشویق،
تقویت و تائید
دیگران ندانی. از تمام فرصت
های دانشگاه برای
بهتر خواندن و
بیشتر دانستن
استفاده کن. از همین حالا
برای ارتقاء سطح
کیفی تحصیل و
پیگیری امور علمی
و پژوهشی فوق
برنامه متناسب با
رشته تحصیلی،
برنامه ریزی کن و
خودت مشوق خودت
باش.
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۶سلام با عرض تشكر من دختري 17 ساله هستم و وبراي بهتر بودنم از شما نصيحتي مي خواهم.شهاب مرادی :سلام/ هر شب، چند
دقیقه، محاسبه
روزانه داشته
باش.
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۴با سلام خدمت حاج آقا ي مرادي .ميخواستم سوال کنم آيا خواندن کتابهاي ضد ديني و ضد اسلامي مانند کتابهاي ...شهاب مرادی :سلام/ برای جوانی
مثل شما حرام است
. کلوا من
الطیبات...
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۱۶سلام حاج آقای مرادی جلسه زوج های جوان در شاهرود برای من « یک پنجره » بود به سوی آسمانی باز و روشن وشفاف و نسیمی از امید و آرامش . فدات شمشهاب مرادی :سلام/ خدانکنه.
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۷سلام آقاي مرادي. وقتي محبتي نسبت به كسي يه چيزي در دل آدم ايجاد ميشه ، كار خداست؟چون آدم واقعا خودشم نمي دونه از كجا اين علاقه به وجود اومده. آيا ممكنه كار شيطان باشه؟ اگه بله كي كار خدا و كي كار شيطانه؟چطوري ميشه تشخيص داد؟شهاب مرادی :سلام/ اگر نسبت به
همسر و بعد از
ازدواج باشه کار
خداست در قرآن
فرموده و اگر
مربوط به نامحرم
است و قضایای
مشابه ساخته
خودته
و معمولا در
این موارد شیطان
تقصیری نداره!
اگر هم تقصیر
داشته باشه نقش
خود انسان بسیار
بیشتر و موثرتر
است.
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۲۸سلام ...مي دونم به نامه هاي طولاني جواب نميدين... ... لطفا متن نامه رو در سايت نزارين ممنونمشهاب مرادی :سلام/ نامه
طولانی شما که پر
از نگرانی های
حاصل از چت و چند
اشتباه دیگر شما
بود را خواندم.
کاش تمام نگرانی
ها و تلخی های این
نامه را دیگران
هم می خواندند.
برای عبرت!
- ارتباطتان را
با آن خانم و
همسرش قطع کنید - آیدی و کلا
مسنجر را حذف
کنید. - یک
ایمیل دیگر
بسازید. -
تغییر شماره
موبایل که کار
آسان و ارزانی
شده و آخر این که
از این تهدیدها
نترسید.
امضا شده : ۰۱ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۴۳حاج آقا سلام ميخواستم بدونم دف زدن در مولودي امام زمان (عج)اشکال داره يا نه؟چون ما پارسال نيمه شعبان مولودي داشتيم(زنانه)2تا مداح خانم اومده بودن و يکدومشون دف زد،اون يکي قهر کرد مجلس رو ترک کرد.پيشاپيش از پاسختون ممنونم.شهاب مرادی :سلام/ مداحی و
دف؟!