آمار

بازدیدکنندگان: 7078844
حاضرین در سایت : 14 نفر و 1 نفر عضو
  • هدی
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 266385
بازديد هفته گذشته : 57718
بازديد روز گذشته : 5694
بازديد سال جاري : 1136608
بازديد ماه جاري : 103841
بازديد هفته جاري : 1608
بازديد امروز : 1608

  اللهم ربَّ  شهر رمضان!
اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام و العافية المجللة و الرزق الواسع و دفع الاسقام
اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا و تسلمه منا و سلمنا فيه‏

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7789 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 »

نامورودی
سيده راضيه
از مشهد مقدس
امضا شده : ۱۹ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۰
سلام حاج آقا ،اين اولين پيامي كه من براي شما ميفرستم.اعياد خجسته قربان و غدير رو به شما و خانوادتون تبريك ميگم.مطالب سايتتون واقعا عالي هست ،متشكرم.خدا پشت و پناهتون باشه.
شهاب مرادی :سلام/ همچنین بر شما و همه ی مسلمین مبارک باد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1542  |  2 امتياز

شبنم
از mashhad
امضا شده : ۱۹ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۰۶
سلام حاج اقاببخشيد اگه ضوابط را کمي احتياطا زير پا گذاشتم.. (خصوصي) ... اگه ميشه راهنمايي کنين ... 
ممنون
شهاب مرادی :سلام/1. در مورد عواقبی که شنیدید خودتون را اذیت نکنید و نگران نباشید.
2. در مورد "سبک بودن خواب" و "بی خوابی" هایتان! با مادرتان صحبت کنید.
3. حجم کارها و فعالیت های روزانه را افزایش و از استراحت های روزانه کم کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1604  |  2 امتياز

عنايتي
از توکيو
امضا شده : ۱۹ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۱۱
سلام عید قربان مبارک. این مطلب را برای استفاده بازدیدکنندگان عزیز می فرستم: 
رام كنندگان حيوانات سيرك براي مطيع كردن فيلها، از ترفند ساده اي استفاده مي كنند. زماني كه حيوان هنوز بچه است، يكي از پاهاي او را به تنه درختي مي بندند. حيوان جوان هر چه تلاش مي كند، نمي تواند خود را از بند خلاص كند. 
اندك اندك اين عقيده كه تنه درخت خيلي قوي تر از اوست در فكرش شكل مي گيرد. وقتي حيوان بالغ و نيرومند شد، كافي است شخصي نخي را به دور پاي فيل ببندد و سر ديگرش را به شاخه اي گره بزند. فيل براي رها كردن خود تلاشي نخواهد كرد!!! 
پاي ما نيز، همچون فيلها، اغلب با رشته هاي ضعيف و شكننده اي [گناه] بسته شده است، اما از آنجا كه از بچگي قدرت تنه درخت را باور كرده ايم، به خود جرات تلاش كردن نمي دهيم،  
غافل از اينكه براي به دست آوردن رهایی و سعادت ، فقط يك عمل جسورانه كافيست و توبه!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1583  |  2 امتياز

يارمند
از تهران
امضا شده : ۲۰ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۰۲
با سلام (لطفا ادرس ايميل و نام من محفوظ باش) 
2سال قبل از طرف واسطه اي دختري(همکلاسي) به من پيشنهاد ازدواج داد .پس از طرح اين موضوع با مادرم ايشان به دليل اينکه من منبع درامد نداشتم مخالفت کردند و من هم به اين خانم جواب منفي دادم.اما اين خانم به دلايل مختلف حضورا و تلفنا و متاسفانه با گريه وزاري دوباره درخواست خود را مطرح کردند تا اينکه به ناچار در يکي از پارکها با ايشان قرار گذاشتيم من پس از دلايل خود ايشان را در انروز قانع کردم که موقعيت ازدواج ندارم فکر ميکردم ديگر سراغ من نميايند اما متاسفانه smsهاي اين خانم تمامي نداشت و تصميم گرفتم ديگر جواب ندهم .ايشان باز هم اصرار کردند اما شرايط من همچنان مانند قبل بود.هم اکنون که 2سال از اين قضيه گذشته اين خانم کينه اي شديد نسب به بنده پيدا کرده است و مرا نفرين کرده است .حاج اقا من دچار عذاب وجدان شدم و نميدانم الان چه کار کنم
شهاب مرادی :سلام/ کینه ی او مهم نیست و به آن نپردازید. او با کینه توزی به خودش آسیب می زند.
بنابر آنچه گفتید دلیلی برای عذاب وجدان نیست.
این علاقه های یک طرفه یکی از شایع ترین عامل کاهش شانس ازدواج دختر خانم هاست.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1603  |  2 امتياز

فاطمه
از سيستان و بلوچستان
امضا شده : ۲۰ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۰۸
سلام آقاي مرادي: 
من نميدونم چطوري اين مطلب رو بگم راستش من سني بودم چند وقته با امكانات كم و شرايطه سختي كه داشتم با وجود اينكه تو روستا زندگي ميكنم و با كتاب و كسي كه بتونم باهاش در مورد مذهب تشيع مشورت كنم و اطلاعات كسب كنم دست رسي آنچناني ندارم 
فقط يه بنده خدايي بود كه از طريق اينترنت حاظر شد كمكم كنه كه خدا خيرش بده 
من با اينكه الآن همه اعضاي خانواده ام سني هستند و شرايطم خيلي سخته مذهب تشيع رو قبول كردم و به ولايت حضرت علي (ع)شهادت دادم ميخوام كمكم كنيد هم راهنماييم كنيد هم برام دعا كنيدتا در اين راه ثابت قدم باشم...ميخوام تلفني باهاتون حرف بزنم 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله
حتما دعاتون می کنم و ملتمس دعا هستم.
1. بدون استثناء، ارتباط تلفنی برایم مقدور نیست و از ابتدا این موضوع را در سایت اعلام کرده ام.
2. دسترسی به اینترنت یعنی دسترسی به همه چیز و همه جا؛ اکثر منابع مورد نیاز شما در فضای وب قابل دسترس و استفاده است. مثلا:تبیان
3. سوالاتی که در این باره دارید را طبق ضوابط یک به یک ارسال بفرمایید ان شاءالله پاسخ می دهم.

مکتب اهلبیت مکتب مهربانی و بزرگواری و لطف است با خانواده ات مهربان تر باش. و از جدل و قیل و قال دوری کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1561  |  2 امتياز

ن.محمدي
از خمين
امضا شده : ۲۷ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۳۳
نازد به خودش خدا که حيدر دارد / درياي فضائلي مطهر دارد 
همتاي علي نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد 
فرا رسيدن عيد غدير خم برشماو خانواده محترم مبارک باد
شهاب مرادی : سلام/ الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین علی بن ابی طالب
تبریک و سپاس
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1506  |  2 امتياز

موسي دريايي
از استان تهران
امضا شده : ۳۰ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۲۴
سلام دو تا پيام از يک نفر که به موضوع مهمي هم اشاره نکرده اند --- 
آخر چرا؟؟؟؟
شهاب مرادی :سلام/ ولی شما به موضوع مهمی اشاره فرمودید!
سخت نگیرید تا سخت نگذرد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1522  |  2 امتياز

عليرضا
از مشهد
امضا شده : ۰۲ دی ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۴۲
سلام 
به نظر شما سن بيست سالگي براي ازدواج خوب است؟ 
تو خانواده ما اصلا بحثي از اين مسائل نيست... 
اما الان من سر دو راهي گير کردم ! اگر دست به کار نشم تنها کسي که دوستش دارم رو از دست ميدم... 
در کنار اينکه زمينه گناه براي من زياد هست 
با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ عجله نکن نه در انتخاب و نه در ازدواج
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1517  |  2 امتياز

تانژيلا
از ايران شمال
امضا شده : ۰۲ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۵۵
سلام آقاي مرادي 
چرا کم به تلويزيون مي آييد؟ مي خواهيد هميشه تازگي و طراوت کلامتون را حفظ کنيد؟ مطمين باشيد با اين ادبياتي که داريد دچار يکنواختي نميشويد. حداقل براي ما که شهرستاني هستيم بيشتر در رسانه ها حاضر شويد تا ازنقطه نظرات شما بيشتر استفاده کنيم. با تشکر دوست شما تانژيلا (تانژيلا نام نوعي از مرکبات است)
شهاب مرادی :سلام/ مطمئن باشید ناز نمی کنم و ظرفیت برنامه ها با هم متفاوت است و طرح برخی مباحث به عوامل حرفه ای و تخصصی نیازمند است به هر حال سعی می کنم... و به دور از تعارفات بدانید که به دعای همه شما عزیزان نیازمندم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1482  |  2 امتياز

پريسا اسماعيلي
از لاهيجان
امضا شده : ۰۳ دی ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۴۴
درود بر آقاي مرادي عزيز.وقتي در اسفندماه پارسال شنيدم كه برنامه مردم ايران سلام تمام ميشود،خيلي دلم و روحم آزرده شد؛چون شمامهربان بوديد و مرا شاد ميكرديد 
بازهم "اميدوارم"كرديد كه ميآييد ولي نيامديد 
باوربفر ماييد نياززيادي به شما دارم  
اميدوارم توجيهم كنيد
شهاب مرادی :سلام/ مگر برنامه شروع شده و من نیامدم؟
ان شاءالله شب های دهه اول محرم، شبکه دو؛ چند شبی در خدمت خواهم بود
التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1529  |  2 امتياز

کاوه
از تهران
امضا شده : ۰۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۱۲
سلام. 
من پسري هستم 29 ساله ...خصوصی... 
نظر شما به عنوان برادر بزرگتر و يک کارشناس برام بسيار مهم هست. 
لطفا راهنماييم کنيد البته بصورت خصوصي و اين متن هم نمايش داده نشه لطفا. 
يا علي
شهاب مرادی :سلام/ اطلاعات بیشتری نیاز هست و به چند دلیل از همین پیام می شود احساس کرد که انتخاب شما صرفا عاطفی و از سر عادت است نه تدبیر عقل و یا عشق!
سوال به این سادگی را باید از پدر و مادر در ساده ترین تعاملات بپرسید نه اینکه با اسم مستعار هم حتی نخواهید در محیط وب از منتشر شود!!!
به هر حال اگر اصرار دارید توصیه من مراجعه به مشاور است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1521  |  2 امتياز

زهرا دانش
از رشت
امضا شده : ۲۱ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۲۸
با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت آقاي مرادي عزاداريتون قبول حق . من چند روز پيش مجلس شما بودم اومده بودم تهران مسجد لويزان[شمس آباد]، شما خيلي کم درباره مريضها صحبت مي کنيد . خواستم از شمابا التماس دعا مخصوص بخوام ما مريضي داريم که خيلي تشنه است ولي نمي تونه آب بخوره . خيلي به آب احتياج داره . هروقت تشنه ميشه نمي تونه آب بخوره مي گه يا حسين . ياد کربلا مي افته تو رو به حسين قسم اين روزا خيلي دعاش کنيد يه مادر 28 ساله که يه بچه يک سال و نيم داره الان حدود 18 روز بيمارستان خوابيده . 18 روز که با قاشق بهش اب مي دن تو رو به زينب قسمتون مي دم اين روزا تو مجالسي که مي رين يادش بيارين و براش دعا کنيد الان هم تو ccu داره دياليز ميشه تو رو خدا خيلي براش دعا کنيد خيلي خوشحالم مي کنيد من خيلي دنبال ادرستون گشتم تا تونستم سايت شما رو پيدا کنم. اون الان به دعاهاي همه احتياج داره مريضي سختي گرفته تا الان حدود 30 ميليون براش خرج کردند ولي هنوز خوب نشده تو بيمارستان بوعلي خوابيده اب براش ممنوع شده چون وقتي اب ميخوره مي ره زير پوستش.براش زياد دعا کنيد تو برنامه اي که شبکه 2 نشون مي ده اونجا مي رين ازش ياد کنيد بگين براش دعا کنند. ببخشيد که وقت شما رو گرفتم ممنون ميشم تو
شهاب مرادی :سلام/ همه دوستان لطفا برای شفای این مومنه دعا کنیم.
و یک حمد شفا تلاوت فرمایید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1517  |  2 امتياز

زليخا
از تهران
امضا شده : ۲۱ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۲۸
داني که چرا مهر جبين خاک حسين است؟ 
چون قبله دل پيکر صد چاک حسين است 
داني که چرا چوب شود قسمت آتش؟ 
بي حرمتيش بر لب و دندان حسين است 
داني که چرا آب فراتست گل آلود؟ 
شرمنده زلعل لب عطشان حسين است 
داني که چرا کعبه حق گشت سياه پوش 
يعني که خدا هم عزادار حسين است 
 
حاج آقا سلام و تسليت  
...يه پيشنهاد دارم  
بد نيست هر چند وقت يکبار به سوالهاي قبل مراجعه کنيد و آنهايي را که جواب نداديد رو جواب بديد 
چون بعضي ها حرفشونو فقط يک دفعه مي زنند ... 
با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ اگر ورودی های روزم کم باشد این کار را انجام می دهم. سپاس
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1471  |  2 امتياز

srs
از mashhad
امضا شده : ۲۱ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۲۸
قبلا اين پيام رو فرستادم اما نمي دونم چي شد!!! 
من و همسرم سه سال پيش عقد كرديم. اوايل پسر خوبي بنظر مي اومد سرش مي رفت نماز اول وقتش ترك نمي شد اما بعد از حدودا شش ماه خودش و خونواده اش جذب يكي از مدعييان دروغين شدند و تقريبا از ريشه دچار انحراف اعتقادي شدند تا جايي كه من و دامادشان را طرد كرده وبا اقوام و دوستانشان هم قطع ارتباط كردند. و بماند كه تا كجا در منجلاب گناه غرق شدند. فكر مي كنيد بهترين راه براي من چيست؟ لطفا با صراحت بگوييد.
شهاب مرادی :سلام/ مراجعه به مشاور
انتظار نداشته باشید با یک پاراگراف من بگویم طلاق!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1526  |  2 امتياز

گلکار
از تهرون
امضا شده : ۲۱ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۱۸
سلام/کم کم شروع به جواب دادن به پيامها کنيد
شهاب مرادی :سلام/ چشم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1468  |  2 امتياز

يه بچه
از تهران
امضا شده : ۲۱ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۴۸
...چه کار کنيم؟
شهاب مرادی :سلام/ از خواندن یادداشت های "پاسخی به چند سوال" و"می خوام نمیشه" شروع کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1561  |  2 امتياز

رعنا
از تبريز
امضا شده : ۲۷ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۱۲
سلام.آقاي مرادي؟؟يعني واقعا پيام هاي من به شما نمي رسه؟؟؟...
شهاب مرادی :سلام/ پیامهای شما و بسیاری از عزیزان رسیده و به خاطر داشته یاشید که من در ایام محرم سخنرانی  و مراجعات حضوری فراوانی دارم و در این دهه ایز کاشان هستم و ... در این 20 روز دسترسی و امکان پاسخ نداشتم وتا دو روز دیگر در اکثر روزها پاسخ می دهم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1515  |  2 امتياز

سارا اميني
از يزد
امضا شده : ۲۷ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۲۹
سلام اقاي مرادي من سارااميني هستم 21سالمه سوالي که بيش از سه ساله که ذهنم رو مشغول کرده ميخواستم از شما بپرسم تا سه سال پيش اعتقاداتم خيلي از امروز محکم تر بود ولي حالا همش دچار شک ميشم نتونستم معنايي براي زندگيم پيدا کنم در مورد خدا دينم واين که چرا به اين دنيا اومدم دچار شک شدم که تا جايي که دچار اضطراب هاي شديد وحمله وحشت هم شدم که پيش روان پزشک رفتم گفته دچاربحران هويت شدم ودارو به من تجويز کرد خونوادم ميگن مثل بقيه مردم زندگيتو بکن وکاري به اينا نداشته باش ولي من زندگي بي هدف وپوچ رو نميخوام گاهي وقتا شديد احساس پوچي وتنهايي ميکنم  
گاهي وقتا ميگم کاش يه جوري خدا رو درک ميکردم پيامبر رو ميديدم وهمه اين اضطرابا تموم ميشد لطفا راهنمايي ام کنيد
شهاب مرادی :سلام/ لطفا خودت یک گام موثر را در بهبودت بردار و بپذیر مشکل شما سوال و شیهی و پاسخ نیست و بحث در مورد آنها کمک مستقیمی به شما نمی کند!
شما ظاهرا از یک اختلال اضطرابی رنج میبرید و درمان آن سخت نیست
به جای خیال پردازی و آرزوسازی با...  به مشاور یا روان درمانگر متدین و با تجربه مراجعه کنید و با پشتکار و تعامل مسیر درمان را طی کنید.
در یزد کسی را نمی شناسم ولی در تهران: زندگی بهتر
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1561  |  2 امتياز

ماه132
از شيراز
امضا شده : ۲۷ دی ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۵۶
سلام ميدونيد چند روز که به سايتتون سر نزديد؟؟؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1509  |  2 امتياز

حسن حائري
از تهران
امضا شده : ۲۹ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۴۹
درود 
در برنامه ي اين شبها طوري نشسته بوديد كه پشتتان به يكي از مجريان برنامه بود. 
اين حتما بي احتراميست حتي اگر خودتان هم نمي خواسته ايد. 
لطفا بحثهاي اخلاقي را با اخلاق عملي خود به بقيه آموزش دهيد. 
موفق باشيد 
بدرود
شهاب مرادی :سلام/
1. بله یادم هست خودم هم معذب بودم (هرچند طراحی دکور با من نیست) و روی آنتن عذرخواهی کردم و برای دقایقی آقای علیانی برای این که من معذب نباشم در بیرون دکور نشستند و در آخر برنامه (برخلاف نظر کارگردان محترم) صندلی را به سمت آقای علیانی چرخاندم و ... که شما ظاهرا این ها را متوجه نشدید!

2. برادر جان! تمرکز و همت در عیبجویی از دیگران را تا کی و چه زمانی...؟؟؟ فرصت برای اصلاح خودمان کم است و عاقلانه است که بیش از دیگران مراقب خود باشیم ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1522  |  2 امتياز

ريحانه رضوي
از قم
امضا شده : ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۱
سلام تبريك تولد سايت و نوشته زيباي خانم پريسا از تهران و پاسخ شمارو كه خوندم، راستش حسوديم شد.زيبا بود و درواقع حرف دل تمام كساني كه تو اين مدت سايت شما رو همراهي مي‌كردند. البته همراهي نه اعتراض و گله!!!!به هر حال منم اميدوارم لحظه به لحظه تازه بشيم و چيزهاي نو از هم ياد بگيريم. 
 
راستي حاج آقا ندادن جواب من به معني [1]رسيدگي شما به انبوه پيامهاييه كه براتون اومده، يا [2]به اين معني كه از نظر شما راه حل ديگه‌اي جز رفتن پيش مشاور وجود نداره؟ به اميد 20 ساله شدن سايت و اين كه سايه چنين مربي‌اي هميشه بالاي سرمون باشه.
شهاب مرادی :سلام/ متشکرم.
در مورد گزینه 2 صحیح است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1528  |  2 امتياز

سوره عيوضي
از مشهد
امضا شده : ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۱
سلام.رفتم مشاوره... 
يک اتفاق ترسناک جناب دکتر فرمودند که جلسه بعد با مامان و خواهرت بيا
شهاب مرادی :سلام/ هرچند احساس شما را درک می کنم و می دانم چقدر همراهی خواهر و مادرت برایت آزاردهنده است، ولی چرا ترسناک؟
 احساست را در مورد خواهر و مادر، بی کم و کاست و با صراحت و آرامش به مشاورت بگو
و اگر او این ملاقات را برای "خانواده درمانی" ضروری دانست حتما از آنها برای شرکت در جلسه مشاوره دعوت کن. و با قدرت برای حل مشکلات تلاش کن

لطفا حرم... ابلاغ سلام... و التماس دعا
خوش یه حال همه ی مشهدی ها.

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1453  |  2 امتياز

سارا
از سنندج
امضا شده : ۰۴ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۱۰
سلام ببخشيد بازم مزاحمتون شدم همون طور که گفتم من تو يه شهر سني نشين زندگي ميکنم.من با اينکه 16 سالمه مرجع تقليد ندارم .بايد چي کار کنم؟
شهاب مرادی :سلام/ انتخاب مرجع...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1475  |  2 امتياز

شريفي
از تهران
امضا شده : ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۴
اگر زندگي 
100دليل براي اخم کردن به تو نشان ميدهد  
تو 
1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1487  |  2 امتياز

جمال گوهري زاده
از تهران
امضا شده : ۰۴ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۱۲
سلام 
ما که هر چه پيام پرستو خانم را خوانديم چيزي نفهميديم،شما چطور؟ 
"من از شما کمک خواستم پاشم واستادم..." 
همين تيکه اش را هم بفرماييد منظورش چيست جايزه داريد پيشم
شهاب مرادی :سلام/ پاشَـم= برخیزم ، بلند شوم روی پا بایستم= واستـَم
یعنی برای اصلاح امورم از شما کمک خواستم. جایزه هم نمی خواهم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1473  |  2 امتياز

اميد
از تهران
امضا شده : ۰۴ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۱۱
سلام حاج آقا  
براي ازدواج آماده هستم 
هدف از ازدواج به آرامش رسيدن در زندگي هست و تشکيل خانواده 
اين خانم مومن و با صداقت و خانواده دار و تحصيل کرده مي باشد 
خانواده به ظاهر گير داده ومن گفتم ميشود دختري که مانتو روسري هست چادريش کرد
شهاب مرادی :سلام/ پاسخ من را با شماره و کامل ندادید.
نمایش موقت
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1516  |  2 امتياز

زهرا خداخواه
از تهران
امضا شده : ۱۳ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۴۱
سلام سلام به سلامتي امام زمان صلوات بلند........ 
يه اقا پسري از اهواز به من پيام ميده هرچي گفتم خدا روزي تو جاي ديگه يده کوتاه نيومد منم با اعتماد به نفس کامل گفتم کمکشون مي کنم ولي حالا توش موندم جواب دادن به پياماش گناه داره؟
شهاب مرادی :سلام/ پاسخ مشابه
1. آدرس ایمیل www ندارد!
2. با چهار اسم متفاوت ؛ چرا؟؟؟
3. لطفا ضوابط را رعایت فرمایید.
یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1479  |  2 امتياز

نسيم
از جنوب
امضا شده : ۱۱ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۶
سلام 
"گاهي براي باريدن باران دعا کنيم 
گاهي از کنار بيمارستان عبور کنيم 
و خدا را به خاطر سلامتي شکر کنيم 
گاهي بالاي بستر بيماري براي سلامتي اش دعا کنيم 
گاهي به مرگ فکر کنيم 
به شکرانه ي لحظه هاي فرصت 
لحظه هاي زندگي 
و دعا کنيم که همه شايسته شويم براي مرگ" 
خواهش مي کنم لحظه اي براي نگراني يک دوست دعا کنيد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1486  |  2 امتياز

rose1010
از ايران
امضا شده : ۱۱ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۴۷
با سلام 
دختري 24 ساله هستم كه متاسفانه... 
و چند سالي است كه دچار بيماري خودارضايي شدم وبه هر دري كه زدم نتونستم اين بيماري رو ترك كنم لطفا يه راهي به من نشون بدين و اينكه چطور ميتونم گذشته رو جبران كنم و از اثراتي روحي وجسمي اين بيماري خودمو رها كنم؟ 
سوابق بدي كه شرح دادم باعث شده در مورد ايندم(زندگي زناشويي-نحوه مردنم و..)نگران باشم اما باز... امان از نفس سركش. متشكرم.
شهاب مرادی :سلام/ مشاوره ضروری به نظر می رسد... پاسخ مشابه

خود ارضایی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1684  |  2 امتياز

مهيا
از تهران
امضا شده : ۱۵ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۵۶
سلام.من خيلي به کمک شمااحتياج دارم.ميشه يه شماره تماس از خودتون بگذاريد تا بتونم باهاتون مشورت کنم؟
شهاب مرادی :سلام/ دست شما درد نکنه!
لطفا بند 7 ضوابط ارسال را مجدد بخوانید. گمان می کنم پاسخ سوالاتتان را در جستجو پیدا کنید. بگردید لطفا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1510  |  2 امتياز

سعديه
از تهران
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۲۸
با عرض سلام. آقاي مرادي شايد علت اينكه تعداد پاسخ ها به سوالات مطروحه بسيار اندك بوده اين باشد كه ديگران هم مثل من اين فكر رو كردن كه بايد خودشان به اين سوالات فكر كنن و نه اينكه پاسخش رو براي شما ارسال كنند. 
من مي خواهم به سوال دوم شما پاسخ بدم، يعني نقش من به عنوان فرزند آخر خانواده كه در حال حاضر در كنار پدر و مادرم زندگي مي كنم: مي خواستم توضيح بدم، اما گفتم بسيار طولاني خواهد شد به همين جهت مواردي رو نام مي برم كه خودم به شخصه امتحان كردم و نتيجه آنها رو ديده ام: 
1. هنگام ورود به منزل بلند و همراه با لبخند سلام كنيم. 
2. سعي كنيم بعد از رسيدن به منزل و تعويض لباس مدت زيادي رو به تنهايي در اتاقمون نگذرونيم چون اين مسئله باعث مي شه كه مخصوصا مادر خانواده فكر كنن شما دچار مشكلي شده ايد. 
3. براي رفع خستگي در كنار يكي از اعضاي خانواده نشسته و سعي كنيم وقايع جالبي كه در طول روز براي ما اتفاق افتاده و يا حتي ما فقط شاهد اونها بوديم رو براشون تعريف كنيم. مثلا مادر من كه از صبح در منزل بودن و با انجام كارهاي يكنواخت منزل حسابي خسته شدن بسيار از اين گفتگو استقبال مي كنن. 
4. يا اينكه اندكي در كنار پدر كه در حال خواندن روزنامه هستن و يا اخبار گوش مي كنن نشسته و در مورد مسئله روز كه خودتان يا در جرايد مطالعه كردين و يا شنيده ايد سوالي بپرسيم كه هم مسئله براي خودمان باز شود و هم اينكه باعث شويم كه پدر در خصوص موضوع مورد علاقه شون يعني سياست و مسائل اجتماعي به بحث بنشينن. 
5. با چند سوال ساده از مادرمون از احوال ساير اعضاي خانواده مطلع شويم و اگر نيازي بود خودمان تلفني با انها صحبت كنيم. 
6. اگر مادرمون حتي خيلي آرام ميگن كه فرضا « آخ سرم» فورا به اين جمله توجه كنيم، مثلا ازشون بپرسيم سرتون درد مي كنه؟ براشون دارو بياريم و توجه داشته باشيم كه از زماني كه ما در خانه هستيم كاري نكنن كه سر دردشون تشديد بشه. و توجه خودمون رو به مشكل ايشون نشون بديم. 
همين مسائل ساده هست كه باعث ايجاد صميميت در بين اعضاي خانواده خواهد شد. چرا دنبال يه راه حل پيچيده هستيم. البته اين رو اضافه كنم كه درسته كه من خودم نتيجه اين توجهات رو ديدم كه چقدر باعث شده روحيه خسته پدر و مادرم بعد از رسيدن من عوض بشه اما خوب يه مسئله هست و اون اينكه من خودم در طول روز آنقدر با مسائل مختلف برخورد مي كنم كه من رو غمگين كردن كه شايد ديگه بعد از رسيدن به منزل حوصله اي براي انجام پيشنهادات خودم رو هم نداشته باشم اما اينجاست كه بايد سعي كرد تا با انجام اين كارها و خيلي كارهاي ديگه، فكر خودمون رو از تمركز بر روي موضوعي كه فكر ما رو مشغول كرده آزاد كنيم و خودمون هم احساس شادي كنيم زيرا كه ديدن شادي ديگران احساس شادي رو در خود ما هم ايجاد مي كنه.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1527  |  2 امتياز

حامد قلمزن
از تهران
امضا شده : ۲۳ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۰۴
باسلام 
جواب سئوال اول: 
مانه تنها فرار نميكنيم بلكه استقبال هم ميكنيم حتي هنوز هم دوران اول ازدواج را مرور ميكنيم و به همه لحضات باهم بودن را جزئي از عبادتمان ميدانيم حتي الان كه دو فرزند هم داريم برايشان با علاقه تعريف ميكنيم از خدا خواستيم كه هميشه ما را عاشق نگهدارد و هر روز به اين عشقمان بيافزايد و هميشه هم همينطور هست ماتمام لحضات با هم بودن را ارج مينهيم با اينكه زندگي ساده اي داريم.چون از ابتدا با توكل به خدا و تاسي بر ائمه بناي زندگي را نهاده ايم. 
جواب سئوال دوم: 
بنده در دورشته عمران و معماري تحصيل نموده ام و شغلم هم ايجاب ميكند كه از صبح زود تا شام كار نمايم بعضي از سالها هم براي ساخت پروژه ها از ايران بيرون بودم و مدتي هم با خانواده زمانيكه ازسر كار ميايم تمامي اهل خانواده احساس سرحالي و شعف مينمايند ديگر در منزل صحبتها قشنگ و بازي با بچه ها و كمك به همسر و همه چيزهاي خوب در حال اتفاق است و بنا گذاشتيم كه غيبت نكنيم و ... خلاصه ميشود در هر شرايطي عالي زندگي كرد و همه اينها را از توكل به خدا داريم.  
ممنون از شما منتظر بياناتتان هستم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1477  |  2 امتياز

سميه مرادي
از شيراز
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۴۰
سلام 
متشکر از يادداشت جديد و موضوع مهمي که مطرح کرديد. 
شايد من نبايد به اين دو سوال شما جواب بدم چون در خانواده ما گفتگوي خانوادگي کاملا جريان دارد و اين را مديون پدرم هستيم که از کودکي با ما مشورت مي کردند و به نظرات و حرفهاي ما اهميت مي دادند و از ما نظر مي خواستند. 
اما با مطرح شدن اين موضوع از طرف شما در تلويزيون و بازخورد اطرافيان متوجه شدم که در خيلي از خانواده ها اين موضوع کمرنگ است و به نظر من مهمترين علت آن آموزش نديدن و نداشتن الگوي مناسب است. خيلي از مسائل به صورت ناقص يا حتي وارونه و متاسفانه در قالب دين به ما منتقل شده است.در حالي که دين مبين از اين مسائل مبرا است. مثلا کمروئي و نداشتن اعتماد به نفس، اشتباها به جاي حيا تعريف شده است. فرار از گفتگو در خانواده اغلب به علت همين ترس و کمروئي اتفاق مي افتد همچنين بيان مسائل عاطفي.( مي توانم به جرات بگويم در اغلب موارد همسران از ابراز علاقه به هم خجالت مي کشند).  
عامل مهم ديگر محبت است که در جامعه ما کمرنگ شده و اغلب آن را با عشق هاي تند و آتشين اشتباه مي گيريم و از آنجا که اين عشق ها (به علت کور بودن و ساير عواقب ) در جامعه مذموم است، از محبت به هم خودداري مي کنيم.که بهتر است فرق اين دو به درستي تبيين شود. 
نقش پدر نيز در خانواده بسيار مهم است و اغلب پدران محترم ما فکر مي کنند گفتگو با فرزندان يا طرح مسائل عاطفي با همسرو فرزندان،ابهت آنها را خدشه دار مي کند و از جايگاه خود تنزل مي کنند به همين دليل سعي مي کنند خطوط قرمز پررنگي بين خود و ساير افراد ايجاد مي کنند و در اين بين مادر هم به اين مسئله دامن مي زند و حايلي بين پدر و فرزند مي شود. از طرفي در برخي موارد نيز نقش پدر در خانواده ها کمرنگ شده و بطورکلي پدران جايگاه واقعي و مناسب خود را در خانواده ندارند(که يکي از دلايل آن درگيربودن ايشان در مسائل اقتصادي است) و اين به نظر من زنگ خطر جدي است.  
طبيعي است فردي که در چنين محيطي رشد مي يايد و از طرفي در جامعه هم آموزش نمي بيند در زندگي آينده خود نيز به همين صورت عمل مي کند. 
در مورد سوال دوم به نظر من از همين الان سعي کنيم اتفاقاتي که در طول روز در محل کار، دانشگاه، مدرسه و ... برايمان روي داده را به صورت خلاصه و جذاب براي افراد خانواده بيان کنيم و از آنها هم در باره روزشان بپرسيم.کم کم راه براي صحبت بيشتر و گفتگو باز مي شود. فکر کنيم که افراد خانواده نيز دوستانمان هستند و با آنها راحت باشيم. راه خوب شنيدن را ياد بگيريم و سعي کنيم بيشتر شنونده خوبي باشيم تا ناصح.خيلي از حرفها فقط براي شنيده شدن بيان مي شوند نه موضع گيري و پند و نصيحت کردن. 
آقاي مرادي در اين بين رسانه ها و مخصوصا رسانه منبر نقش مهمي در آموزش دارد.بطور مثال اگر ابعاد روابط گرم، مهربان و صميمي خانوادگي پيامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) به طور روشن و صحيح بيان شود بسيار موثر خواهد بود.چون بساري از مردم جامعه ما سخن در قالب دين را بهتر مي پذيرند تا روانشناسي هاي مدرن امروزي. البته اين مسئله جاي بحث زيادي دارد امافکر مي کنم مطلبم طولاني شد ببخشيد. 
موفق و پايدار باشيد. به خانواده سلام برسانيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1564  |  2 امتياز

محمد علي صادقي
از تهران
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۵۶
سلام در مورد دو سوال شما: 
شما مي گوييد گفتگو کنيد،ما هم همين را ميگوييم پس مشکل کجاست که انجام نمي شود؟ 
عوامل کاهش گفتگو در خانواده ها:مهمترينش مشـکلات اقتصادي است 
من اين را مي گويم،شما ايا قبول داريد يا نه؟ 
وقتي ((((پـول))))نباشد خيلي از خانواده ها سرگرمي شان مي شود تلويزيون
شهاب مرادی :سلام/ و پاسخ سوال 2 ؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1548  |  2 امتياز

آنا آريان
از تهران
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۹
سلام من يکبار وارد سايت شدم و سوالهاي فرار از گفتگو را خواندم علاقه اي به پاسخ در من ايجاد نشد و به نظرم کليشه اي آمد امروز ديدم که گلايه کرده ايد پيشنهاد مي کنم سوال را به شکل جذابتري بپرسيد مثلا چرا با همسرت حرف نمي زني؟ دلت مي خواد با مادرت بيشتر حرف مي زدي؟ خلاصه رسمي نباشه . 
اما به هرحال در مورد پاسخ من دلم مي خواد با همسرم حرف بزنم و اون هم لابد دلش مي خواد اما به نظرم بلد نيستيم با هم حرف بزني با دوستان همجنس بهتر بلديم حرف بزنيم.وقتي با هم حرف مي زنيم گويا منظور هم را درست نمي فهيم مثلا وقتي من از مشکلي گلايه مي کنم همدردي مي خواهم اما او زود شروع به حل مشکل مي کند انگار خودم بلد نيستم در مورد او هم حالا که فکر مي کنم وقتي حرف مي زند نمي خواهد من اصلا اظهار نظر کنم و فقط تاييد مي خواهد اما من اظهار نظر مي کنم وعصباني مي شود وقتي با هم حرف نمي زنيم انگار بيشتر همديگر را درک مي کنيم!ولي خب با همجنسهايمان خيلي حرف مي زنيم با ولدين هم وقتي حرف مي زنم معمولا شروع به انتقاد و راهنمايي مي کنند و يا سرزنش و مرا مسئول مشکلات به وجود آمده و يا نيامده مي دانند و از اينکه خدا فرزندشان را مثلا ساده يا احمق يا دست وپاچلفتي يا... آفريده و بدشانس هستند غصه مي خورند!!! سکوت در خانواده ضامن بقاست. باور کن!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1553  |  2 امتياز

بي ستاره
از تهران
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۴۴
سلام 
1- پدر و مادر من 40 سال با نفرت از هم فقط زير يك سقف زندگي كردن. تنها دليل جدا نشدنشون وجود 7 تا بچه و اينكه مادرم يتيم بود و سر پناهي نداشت كه از دست پدرم به اونجا پناه ببره. دوران كودكي و نوجوانيم حتي همين دوره زندگيم بارها و بارها وقتي با هم دعوا ميكردن آرزوي مرگ خودم رو ميكردم ، اونها كه از هم طلاق نميگرفتن و تنها راه خلاص از اين شرايط نابسامان مرگ خودم بود. مادر بيچاره من عمري با دار و ندار پدرم ساخت ، اعتياد اونو تحمل كرد، 5 نا دختر رو بدون اينكه پدرم ذره اي با اون همكاري و همراهي كنه آبرو مندانه شوهر داد و براي برادرم زن گرفت. تنها كاري كه پدرم بلده اينه كه با دست و زبانش به نحو احسن مادرمو تحقير كنه و به باد ناسزا پيش قريبه و آشنا كنه. يكي از دلايل اينكه من تن به ازدواج ندادم مشاهده زندگي پر تنش و استرس پدر و مادرم بود. ناخواسته باعث شدن من از هرچي مرده تو دنياست ، البته ببخشيد و سواي شما، بيزار باشم . جالب اينجاست پدر يه بعد كاملا متفاوتي داره و اون اينه كه به شدت مذهبي و مسلط به تفسير هاي معتبر قرآنه. متأسفانه همين بعد مثبتش ، سبب شده اونو يه متحجر خشك مذهب بدونم و بعضي وقتا نسبت به دين و دينداري دچار دلزدگي بشم. حالا با اوصاف شما بفرماييد جاي گفتگوي عاطفي و موثر توي زندگي پدر و مادرم كجاست؟ 
2- نقش من براي بهبود اين وضع اينه كه سعي كنم به يه مال و منالي برسم تا بتونم يه زندگي مستقل براي خودم تشكيل بدم و مادرمو پيش خودم ببرم تا بنده خدا سالهاي باقيمانده عمرشو توي راحتي وآسايش سپري كنه . آرزو ميكنم خدا اينقدر بهم بده تا بتونم اين كار و عملي كنم، مادرمو به سفرهاي زيارتي بفرستم ، چيزي كه عمري در حسرتشه و پدرم حتي وقتي هم از نظر مالي خوب بود ازش دريغ كرد. 
حالا حاج آقا تصور كنن من تو چه بحران روحي رواني به سر ميبرم و از همه جهت دچار تنش هستم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1597  |  2 امتياز

مريم
از کرج
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۳
سلام 
جواب سوالاتون: 
حاجي دلتون خوشه ها!!!گفتگوي عاطفي؟؟؟بشينيم پيش هم به هم بگيم:من از انتخابم پشيمونم؟ازت بدم مياد؟بگيم غلط کردم که ازدواج کردم؟؟؟ 
خوب بايد احساس خوشايندي باشه تا ازش صحبت بشه ديگه؟ 
گرم نميشه.و نقش من در گرم تر شدنش...!!!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1562  |  2 امتياز

nyayesh
از tehran
امضا شده : ۲۳ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۰۷
سلام 
خيلي دلم ميخواد مفصل مثله خيلي ها جواب بدم به سوالتون اما از بعد روانشناسي خيلي مسائل رو دوستان گفته اند! 
جواب ها رو که خوندم متوجه شدم که بعله خيلي ها داراي پدر و مادري مثله من هستند که توانايي برقراري حداقل روابط عاطفي را با هم ندارند! 
 
و من در اين خانواده بزرگ شده ام با مادري که درست يادم نمي ايد اخرين باري که مرا از ته دل بوسيده کي بوده  
و اين برامده از اين نيست که مرادوست ندارد فقط ابراز احساسات را "بد" ميداند و شايد اين که عاملي براي "پر رو " شدن باشد و من ميترسم که روزي فرزند من هم همين انتقاد ها رو از مادرش داشته باشه! 
بگذريم..... 
جواب سوال دوم شما را در يک جمله از استاد بزرگوارم ... ميگويم : "براي ازدواج به دنبال تشکيل يک تيم خوب بايد بود." و کليد تشکيل اين تيم خوب توکل واقعي به خداست و خدمت واقعي به پدر و مادر و اينکه واقعاً خودمان خوب باشيم و کار کردن روي خودمان  
همين! همين همين يک دنيا جاي کار دارد گفتن اينکه من چه کار خواهم کرد هيچ معنايي نخواهد داشت اگر لطف خدا نباشد 
انشاءالله خود خداوند اين تيم خوب را حواله مان کند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1568  |  2 امتياز

م.م.ف
از Tehran
امضا شده : ۲۳ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۴۰
سلام، درمورد سوال دومتون ميخواستم يه موردي روکه تجريه کردم به جوابم اضافه کنم، من يک برادر 19ساله دارم، که خيلي اهل دوست و رفيقه، مدام يا فوتبال، يا هيئت و يا گردش است. تقريبا بجز مواقع خوابيدن ما او را نميديم.(و پدر و مادرم فقط به او اعترض ميکيردند که چرا اينهمه بيروني؟!) 
از حدود 2 ماه پيش من شروع کردم با او صحبت کردن، شوخيهاي کوچک، شبها به اتاقش ميرفتم در حاليکه همه خواب بودند با او صحبت ميکردم، کم کم او هم شروع کرد به حرف زدن و تعريفهاي کوچک (ومن ديگر فقط گوش ميکنم، حتي نميگويم مثلا شوخيت با فلاني غلط بود و يا--)و حالا اوکلي با من صحبت ميکند و خيلي کمتر بيرون ميرود .(من توقع ندارم همه رازهاي جوانيش را به من بگويد) همينکه احساس کند کسي د رخانه حرفهايش را با علاقه کامل (ودرک) ميشنود کافيست و من هم الان از بيرون رفتنش مطمئن ترم و ميتوانم پدر و ماردم را هم آرامتر کنم و اينها مثل مولفه هاي يک چرخه همديگر را تقويت ميکنند.(هرچه من بيشتر گوش ميکنم او بيشتر علاقمند ميشود که درددل (هرچند کوچک و سطحي) کند)
شهاب مرادی :سلام/ بسیار خوب
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1561  |  2 امتياز

چشم بسته
از کرج
امضا شده : ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۱۲
سلام عليکم 
جمعه(25بهم )بيست ودومين سالگرد تولد منه.بيست و يک سال رو تموم کردم... . 
دعاي خير شما کادوي تولد منه... . 
بيست و دو سالگيم خيلي مهمه چون قراره مهمترين کار زندگيم رو انجام بدم...تصميم گرفتم ازدواج کنم!!! 
التماس دعا 
ياعلي 
در پناه حق
شهاب مرادی :سلام/ مبارک باشه و الان هم دعاتون کردم ان شاءالله همه عاقبت به خیر شویم.
فقط به هیچ وجه "چشم بسته" همسرتان را انتخاب نکنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2078  |  2 امتياز

خاطره
از اصفهان
امضا شده : ۲۵ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۴۸
سلام حاجي.من فردا بليت دارم دارم ميرم مشهد برا 2سال.دانشگاه. 
بر م دعا کنيد. 
شايد ديگه نتونم پيام بزارم.خواستم خداحافظي کنم.يا علي
شهاب مرادی :سلام/ فالله خیرٌ حافظاً و هو ارحمُ الراحمینَ.
چرا؟ دسترسی به اینترنت که دشوار نیست. من هم از شما که می روید و مجاور حضرت میشوید التماس دعا . یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1597  |  2 امتياز

sharifi
از تهران
امضا شده : ۲۵ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۴
سلام خداقوت - در پاسخ به دوسوالي که مطرح کرديد : 
سوال اول : به نظر من يکي از دلايل اساسي فراراز گفتگو در خانواده عدم دريافت بازخوردهاي مناسب طرفين به دفعات از يکيديگر ميباشد خانمي يا اقايي که يک بار يا دو بار يا بيشتر زمينه اي را فراهم ميکند تا با همسر خود صحبت کند ولي از سوي فرد مقابلش با کلماتي چون : حوصله ندارم - حالا بعدا - الان چه وقت اين حرفهاست و... روبرو ميشود به اين وضعيت شرطي شده و با ترسي که در وجودش پيدا ميشود هرگز ديگر وارد صحبت نميشود و رفته رفته روابط رو به سردي ميرود 
دليل ديگر ان عدم شناخت دقيق و عدم درک دقيق طرفين از يکديگر ميباشد مثلا فردي که همسرش را نشناخته و نيميداند که او چه زماني به صحبت احتياج دارد فرد مقابلش را نسبت به خود دلسرد ميکند و در رابطه با او گفته ميشود توکه متوجه نميشي چرا برات بگم 
 
سوال دوم : به نظر من همسران بيشتر بايد کوشش کنند که همديگر را بشناسند زيرا در حال حاضر شناخت بيشتر همسران از يکيديگر بسيار محدود است وبه چيزهاي ظاهري و ساده ختم ميشود - شناختها عميق نيست - 
مود ديگر اينکه يکديگر را به قول معروف بيشتر تحويل بگيرند وعلايق و محبتهايي طرفين که چندين سال است رنگ کهنگي به خود گرفته و از ياد رفته از سوي طرف مقابل تقويت شود و اهميت داده شود  
باتشکر از سوال بجا و خوبي که مطرح کرديد خسته نباشيد .
شهاب مرادی :سلام/ پاسخ سوال دو را مجدد بنویسید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1601  |  2 امتياز

سجاد
از تهران
امضا شده : ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۵۹
با سلام و خسته نباشيد خدمت شما 
اين را مي دانم که سيگار کشيدن براي بدن ضرر دارد و اگر اشتباه نکنم مقام معظم رهبري فرمودند کشيدن سيگار حرام است.من سيگار ميکشيدم.مدتي است که آن را کنار گذاشته ام.حال برايم سوالي پيش امده واينکه ايا مي توانم بصورت تفريحي يعني گاه گداري که به سفر مي روم مي توانم از سيگار استفاده کنم.يعني به قول معروف تفنني.چون اين کار به من يک ارامش خاصي ميدهد.اگر ميشود راهنماييم کنيد
شهاب مرادی :سلام/ مسئله را "شناختی" حل کن.یعنی اگر بده بده دیگه کم و زیاد نداره و تفننی احتمال عودرا زیاد می کند. حتی با سیگاری ها هم کمتر رفاقت کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2099  |  2 امتياز

e115
از تهران
امضا شده : ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۳
سلام حاج آقا مرادي 
اميدوارم و خواهش ميکنم به اين پيغامم ديگه جواب بدين. 
يکي از دوستان بنده خواستگاري داره که ايشون ظاهرا پسر خيلي ... 
... 
نظر شما چيه؟ من بايد چه کنم؟ پشيمونش کنم يا تشويق؟ دوستم روي حرف شما خيلي حساب باز کرده و منتظره که شما راهنماييش کنيد. 
خواهش ميکنم جواب بدين... 
شما را به خدا...
شهاب مرادی :سلام/ از همین سوال ، تردید او را می توانستید احساس کنید؛ تردیدی که بیراه هم نیست،
اگر خواستگار امتیاز دیگری ندارد و دختر خانم می خواهد پاسخ منفی بدهد، دور از تدبیر نیست! و اگر می خواهد به او پاسخ مثبت بدهد حتما قبل از پاسخ و قبل از علاقه سازی و پیچیده کردن رابطه هر دو با هم به مشاور مراجعه کنند.
دخالت شما را در کار دیگران(حتی دوست) نمی پسندم به همین دلیل چند نوبت پیام شما را خوانده ام ولی پاسخ ندادم. تمام.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1690  |  2 امتياز

adeleh
از tehran
امضا شده : ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۵۲
آقاي مرادي هميشه مهربون سلام 
من مسلمون هستم اما اسلام رو خوب نمي شناسم  
از طرفي قدرت تحليل كتاب هاي سنگين استاد هاي بزرگ اسلام رو ندارم 
باورهاي قشنگي دارم كه بايد تقويت بشه تااز ايمانم لذت مي برم . اما از كجا مي شه شروع كرد؟ 
اگر مقدور هست ، كتاب هايي رو بهم معرفي كنيد كه اسلام واقعي معرفي بشه البته كلام سنگين نداشته باشه 
تازه كارم ديگه.
شهاب مرادی :سلام/ فعلا از مجموعه آثار جناب حجه الاسلام آقای قرائتی که مفاهیم اسلامی را به زبانی ساده بیان کرده اند، آغاز کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1708  |  2 امتياز

مهدي
از اراك
امضا شده : ۰۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۰۹
با سلام 
از صحبت هاي خيلي خوب شما در اراك تشكر ميكنم تلنگر خوبي بودو خيلي تاثير گذار 
هميشه شاداب باشيد 
يا علي  
به اميد ديدار مجدد شما 
التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2774  |  2 امتياز

pantea
از tehran
امضا شده : ۰۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۴۴
سلام من هر شب براي تعدادي از اموات فاتحه مي خونم سوالم اينه که آيا ميشه يک فاتحه به نيت همشون بخونم؟
شهاب مرادی :سلام/ بله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2896  |  2 امتياز

علي بداغ آبادي
از مشهد
امضا شده : ۰۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۱۴
با سلام خدمت استاد عزيزم 
سوالي كه از محضرتان داشتم اين است كه با توجه به اينكه من و يكي از دوستانم قصد كرده ايم در زمينه خانواده مطالعاتي را شروع كنيم به نظر شما از كجا و به چه شكل و با چه كتابهائي شروع كنيم بهتر است. 
باتشكر فراوان -ياعلي
شهاب مرادی : سلام/ کتاب های خوب و مفید.        ضوابط را یک بار دیگر ملاحظه بفرمایید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3080  |  2 امتياز

MARYAM
از ZIRE ASEMAN KHODA
امضا شده : ۰۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۳
سلام 
شهادت حضرت محمد (ص) و امام حسن مجتبي(ع) و امام رضا (ع)را به شما تسليت عرض ميکنم.  
حاج اقا يه سوالي چه را شما به راهبه از اراک گفتيد"زندگي کنيد نه رهبانيت!" چون اسمشو راهبه گذاشته يا چون گفته"چادري شدم مسجدي شدمموسيقي گوش نکردم نرقصيدم "؟
شهاب مرادی :سلام/ فقط به خاطر اسم ؛ دوستانی که اسم مستعار انتخاب می کنند معمولا به تاثیر اون اسم بر دیگران فکر می کنند و برخی هم این توجه را ندارند. راهبه هم ترویج رهبانیت است و هم مسیحیت! و هم تاثیر مثبتی درنگاه درست به زندگی ندارد!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2979  |  2 امتياز

m3r
از tehran
امضا شده : ۰۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۳۴
سلام آقاي مرادي  
رحلت پيامبر اعظم (ص) و شهادت امام حسن (ع) را تسليت عرض مي کنم . 
مي خواستم ازتون براي دعا ، تشکر کنم . الحمدلله مشکلم به طرز عجيبي حل شد . هميشه محتاج دعاي شما هستم
شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله دعای جمعی قطعا موثر است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3063  |  2 امتياز

بالا