آمار

بازدیدکنندگان: 4814566
حاضرین در سایت : 14 نفر
تست آمار روزانه
بازديد ماه گذشته : 265135
بازديد هفته گذشته : 18774
بازديد روز گذشته : 2400
بازديد سال جاري : 1515662
بازديد ماه جاري : 53434
بازديد هفته جاري : 10589
بازديد امروز : 2496
آمار از تاريخ:1388/1/28
اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی؛
الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری، الصدیق الشهید، صلاه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7107 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 »

نامورودی
f.r.f
از tehran
امضا شده : ۱۲ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۴۰
سلام اقاي مرادي . اين هم چهارمين پيام وهمچنان اميدوار به دريافت پاسخ.دختري 21 ساله و دانشجوي ترم 3 هستم . در فعاليتهاي فرهنگي دانشگاه مشارکت دارم . 4 ماه است به يکي از کارمندان دفتر که پسري 24 ساله است علاقه مند شده ام. حجب وحيا ومذهبي و اجتماعي بودن او مرا جذب کرده است . در دل علاقه ي زيادي دارم به اواما در چند تا از برخوردهايم با او رفتار به نسبت تندي داشتم تا مبادا به احساسم پي ببرد و از غرورم کاسته شود . با توجه به اين غرور و ان علاقه چه کنم؟ يک راهنمايي کامل مي طلبم .
شهاب مرادی :سلام/ خواستگارهای واقعی خودت را جدی بگیر. و در جمع دوستان از آمدن یا رفتن خواستگار سخن بگویید...
اگر او برای ازدواج با تو تصمیمی داشته باشد و بشنود که برای تو مثل هر دختری خواستگار می آید بدیهی است که از شما خواستگاری می کند و اگر علاقه و پسند یک طرفه باشد شما چیزی از دست نداده اید.

مجدد و مکرر تکرار می کنم:
شایع ترین عامل از بین رفتن تدریجی شانس های واقعی ازدواج بسیاری از دخترخانمها "علاقه مندی های یک طرفه ی آنان" است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1273  |  52 امتياز

ترنم باران
از مشهد الرضا
امضا شده : ۱۰ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۳۱
سلام من ترنم بارانم.فوق ليسانس حقوق و استاد حق التدريس دانشگاه 
... خصوصی ...  
لطفا اين پيام رو در سايت نذارين و به ايميلم پاسخ رو بفرستيد.از لطفتتون ممنونم.
شهاب مرادی :سلام/ لطفا به ضوابط اینجا احترام بگذارید.
اما جواب: این حالت توهم عاشقی است. البته با اکثر آثار عشق
قبلا در این مورد در تلویزیون کامل توضیح دادم که شما ندیدید
اگر دخترخانم ها به اظهار محبت یا علاقه هر پسری در هر جایگاهی که با ایهام و کنایه و اشاره ایراز می شود اصلا توجه نکنند از این خطر فاصله می گیرند
و در گام بعد اگر ابراز علاقه های شفاهی هر پسری را با خواستگاری رسمی و فوری از جانب او با برنامه روشن و زمانبندی معقول، تست کنند؛ باز از این خطر جسته اند
اما اگر دچار این توهم عاشقی شدند با ترک جدی مرور خاطرات و تحلیل اتفاقات و حذف محرکها مثل عکس، یادگاری و ... وحذف نمادها و اِلمانها به مرور زمان کمرنگ و حذف میشود. این همیشه به معنی حذف از حافظه نیست ولی جایگاه ویژه را از او میگیرد.
اگر مشکل برطرف نشد به روانشناس مراجعه کند.
جناب سروان!
_________________________

چند پیام دیگر هم از شما خواندم که ... 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1055  |  52 امتياز

ناشناس
از مشهد
امضا شده : ۱۹ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۰۶
سلام 
مرسي رسما فهميدم که شما اصلا ميل نداريد به سوالات من پاسخ بدهيد 
پس ببخشيد اگر اين چند وقته مزاحمتون شدم 
فقط حرف اخرم قبل از خداحافظي 
دعام کنيد من امسال کنکوري هستم 
ايرادي نيست من به بي محلي ادما عادت دارم اجرتون با خود خدا 
خدانگهدار
شهاب مرادی :سلام/ چرا؟ مگر اینجا شما با دیگران چه فرقی دارید؟ و یا دیگران چه امتیازاتی نسبت به شما دارند؟
یک راهنمایی: این برداشت نادرست شما حکایت روش نادرست تحلیل دارد، اشتباه خود را در "روش تحلیل" جستجو کنید. شاید خیلی از مشکلات این طور و به این سادگی حل شوند.
- ضوابط را رعایت کنید.
- دعا کردم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6142  |  52 امتياز

مهتاب
از مازندران_بابل
امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۱۲
سلام آقاي مرادي دختري 22ساله هستم.چند وقت بيش از طريق اشتباه تلفني با يک مرد اهوازي آشنا شدم خيلي اصرار کرد که بياد از نزديک منو ببينه تا اومد مازندران و خيلي هم از من خوشش اومدولي من از اون خوشم نيومد.روز دوم آشناييمون بهم گفت که زن و دو تا بچه داره و بهم بيشنهاد ازدواج داد و گفت زنم از من تمکين نميکنه و من عاشقت شدم و منو قسم داد که فقط با اون ازدواج کنم.البته اهل نمازو روزه بود.برگشتني رفت قم و اونجا منو به حضرت معصومه قسم داد که باهاش ازدواج کنم و گفت اگه باهام ازدواج نکني نفرينت ميکنم حتي باي تلفن برام گريه ميکرد. آقاي مرادي من نميخوام با يه مرد زن دار ازدواج کنم.از طرفي هم ميترسم نفرينش بهم اثر کنه.خواهش ميکنم زودتر جوابمو بديد واقعا درمونده شدم.
شهاب مرادی :سلام/ فورا قطع ارتباط کامل و تمام
و از نفرین این ...ها اصلا نترس!
هرگاه در ازدواج خودتان را مجبور احساس کردید بدانید که حداقل یک جای کار می لنگد!
با عرض پوزش: ضعف شخصیتی خودت را -که این شرایط را پیش آورده- برطرف کن
از خودت چند سوال جدی و عاقلانه بپرس و... و خطاهایت را شناسایی کن تا تکرار نکنی!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4070  |  52 امتياز

راضيه احمدي راد
از تهران خيابان شکوفه
امضا شده : ۰۸ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۱۳
سلام 
ايافکر کردن به گناه  
گناه دارد؟در مقايسه با خود گناه چقدر؟ 
راه مقابله با ان چيست؟ 
ممنون
شهاب مرادی :سلام/ تمرین جستجو: لطفا یک بار کلیک کنید و تمام نتایج را بخوانید. خود این تمرین را هم قبلا عرض کرده ام.
یادداشت از خودت چه خبر را خوانده‌اید؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4776  |  52 امتياز

پرنیان
از همدان
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۳۱
دختری هستم 23 ساله چهار سال پیش از طریق چت با پسری آشنا شدم 
بعد از دو سال آشنائی به گمان خودمون عاشق هم شده بودیم 
به خیال خودمون سرنوشت ما دوتا لیلی و مجنون رو سر راه هم قرار داده 
تصمیم به ازدواج هم گرفتیم 
با مخالفت های شدید پدرم روبرو شدم 
ولی من کور شده بودم وکر فقط یه چیز برام معنی داشت 
پدرم از سر دلسوزی بعد از چند ماه به خواسته ی من تن داد وتنها دلیلش حال من بود 
پدرم وقتی دید هر روز حال جسمی من بدتر می شد به ازدواج ما راضی شد 
دختری از شرق می رفت به سرزمینی از غرب 
من که تا بحال غربت رو لمس نکرده بودم دوری برام تعریف شده نبود 
برای من یه چیز مهم بود 
پدر و مادرم به خواست من راضی شدن 
چقدر شبا توی خلوت خودشون گریه می کردن 
ولی دخترشون براشون ارزش داشت از خودشون گذشتن به خاطر من 
دو سال پیش عقد کردیم 
و چهار ماهه که من به این شهر ... اومدم 
از این شهر و آدماش نفرت دارم 
دلم می خواد فریاد بزنم و به همه ی دخترای دنیا بگم 
آهای دخترا ارزش شما بالاتر از این حرفاست 
وقتی آدم خودش برای وجود و شخصیت خودش ارزش قائل نباشه از دیگران نباید توقع زیادی داشت 
حاج آقا به همه بگید اولین کسی که بهتون ابراز عشق کرد تنها کسی نیست که شمارو دوست داره 
کاش اون روز بابام تو گوشم می زد کاش بهم توجه نمی کردن... 
شاید بی مهری و بی توجهی خانوادم توی اون شرایط برام راحت تر حل می شد تا الان که توی خانواده ای پا گذاشتم که برای خودم و شخصیتم ارزشی نذارن 
به من توهین شد به من بی احترامی شد دست آخر هم بهم گفتن خودت خواستی 
الان توی این شرایط طلاق برای من یه معنی داره 
طلاق یعنی بر می گردم به زندگی خودم و خانواده ی خودم 
من به همه پشت کردم از همه دل کندم برای چی؟ 
کاش می فهمیدم اگه ارزش داشت این دوستی حداقل طرف مقابل هم به سهم خودش قدمی بر می داشت 
اگه منو دوست داشت یه بار توی این دو سال به خواست من به شهرم می اومد تا منو ببینه 
ولی حالا برای فهمیدن خیلی دیره 
حتی یه بار از خودش شنیدم که اگه قرار بود اون به شهر من بیاد به ازدواج راضی نمی شده! 
کاش زودتر چشمامو باز می کردم 
خیلی ها بهم گفتن همین حرفا که اینجا نوشتم 
ولی نخواستم بشنوم 
نخواستم ببینم 
بارها شده آرزو کردم کاش شب که می خوابم یا بیدار نشم یا چهار سال پیش بیدارشم 
کاش می شد برگشت
شهاب مرادی :سلام/ نميخواهم سرزنشتان کنم.اما يکي از دلايل مهمي که در رد اين نوع انتخاب همسر(از طريق مجازي و اينترنتي) آورده ميشود پيش بيني همين موقعيت کنوني شماست.
کسي را که خود و خانواده اش را نميشناختيد به حريم احساس و عاطفه تان راه داده ايد به او علاقمند شده ايد بدون اينکه شناختي واقعي از او و فرهنگي که در آن تربيت شده داشته باشيد، بر اين انتخاب پافشاري کرده ايد و به دلايل و استدلال هاي هيچکس حتي والدينتان توجه نکرده ايد.
 به هر حال اتفاقي است که افتاده . بهتر است ابتدا خودتان و در صورت عدم تاثير با حضور والدينتان با همسرتان خيلي جدي صحبت کنيد.
خواسته ها و انتظارات معقولتان را براي ادامه زندگي با او در ميان بگذاريد.
اگر نتيجه نداد از طريق قانوني حقوق خود را دنبال کنيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1211  |  51 امتياز

سجاد
از مشهد
امضا شده : ۱۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۰۱
سلام و درود خدا بر شما. 
 
با عرض خسته نباشيد خدمت شما حاج آقاي مرادي. 
 
اگر کسي کارهايي که خدا و دين اسلام و پيامبر گفته را انجام دهد و کارهاي حرام را ترک کند (البته انسان جايز الخطاست) و کارهاي مستحبي را تا جايي که ميتواند انجام دهد و کارهاي مکروه را هم تا جايي که ميتواند انجام ندهد خداوند متعال در روز قيامت چگونه به حسابش مي رسد !!!؟ 
 
ممنون و متشکرم از شما.
شهاب مرادی :
سلام/
چون حُسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست
آن بـه که کار خــــود به عنایـت رها کنـند


یکی از معیار های حساب این آیه مبارکه است: مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا 
در روایتی رسول خدا (ص) عامل ورود خودشان را به بهشت رحمت و فضل خدا می داند نه اعمال!

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1690  |  51 امتياز

محمد
از كرج
امضا شده : ۲۱ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۲۶
سلام .من الان مدتي كه از يك دختره جدا شدم.تو اين مدت هم يعني 45 روز هم تلفن آموزشگاشونو تو چت به عنوان خونه عفاف با نامش تابلو كردم.چون دختره منو سر كار گذاشت دارم اين كارو مي كنم.هر كاري هم مي كنم آروم نمي شم.فقط دلم مي خواد اونم مثل من زجر بكشه
شهاب مرادی :سلام/ گناه ، خیانت و جنایت برای چه کسی آرامش آورده که برای تو بیاورد؟
یا فورا توبه کن و جلب رضایت یا به خودت عذاب سهمگین الهی را وعده بده.
اما امیرالمومنین علیه السلام ترک کینه را عامل آرامش روح و روان می دانند:
من اطرح الحقد استراح قلبه و لبّه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1118  |  51 امتياز

عطيه 61
از تهران
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۵۹
سلام آقاي مرادي 
سخن شما متين اما وقتي ميخواي يه نفرو فراموش کني با خودتم عهد ميبندي ديگه سراغي ازش نگيري ولي اون طرف به هر نحوي خودشو به آدم نشون ميده تماس ميگيره ديگه اين چيزا دست خود آدم نيست که نذاره.بدتر ذهن ادم اشفته تر ميشه.اين جور موقع ها چرا خدا اينطوري ميکنه.تقدير يعني اينو ميخواد
شهاب مرادی :سلام/ به شما هم رودرواسی دارد آسیب می زند. هوشیار باش.
به سادگی ابراز عدم علاقه و اعتراض از مزاحمت و گام های بعدی مشکل را حل می کند.
و یک بار دیگر یادداشت های مرتبط را بخوانید و در آرامش فکر کنید و تصمیم بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2666  |  51 امتياز

m3r
از tehran
امضا شده : ۲۹ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۴۶
سلام آقاي مرادي  
... 
من هم شما را با خانوادتون در کنار بقيع ديدم و با شما سلام و عليک کردم و مثل همان خانمي که گفت نتوانست باهاتون حرف بزند، نتوانستم حرفي بزنم . 
آقاي مرادي اين اولين سفر من بود و مثل يک خواب بود ولي اصلا آنطوري که خودم انتظار داشتم نبود ، نمي دانم چرا ؟ کلا در اين سفر زبانم بند آمده بود و اشکم خشک شده بود ،من که وقتي از تلويزيون بقيع و يا مسجد النبي را مي ديدم نمي توانستم جلوي خودم را بگيرم ، آنجا فقط نگاه مي کردم و نمي توانستم هيچي بگويم . مي رفتم داخل حرم ، انگار فضايش برايم سنگين بود و بي حس مي شدم، خواب آلود و گيج ، از اينجا با خودم قرار گذاشتم حسابي درددل کنم اما زبانم نمي چرخيد . وقتي شما را کنار بقيع ديدم يکدفعه بغضم ترکيد ، اما جلوي خودم را گرفتم ، مي خواستم به شما بگم من انگار هيچ چيز نمي فهمم کمکم کنيد ،اما نشد . تا مي آمدم همان زيارت جامعه اي که گفتيد بخوانم ، خواب آلود مي شدم ، مي خواستم ختم قرآن کنم که نشد ، اصلا نمي دانم چه شده بود، وقتي برمي گشتم هتل دلم مي خواست برم حرم ، وقتي مي رفتم حرم ، زبانم بند مي آمد ، مي ترسيدم برم مکه و همين طور بي حس و هوش باشم . وقتي رفتيم مکه براي اولين بار که خانه خدا را ديدم، باز فقط ايستادم و نگاه کردم . همه مي گفتند نمي توانستند اشک هايش را کنترل کند اما من انگار بي هوش بودم ، فقط مردم را نگاه مي کردم . آقاي مرادي اين به خاطر گناهام است ؟ روز هاي بعد مي رفتم و کاروان هايي که تازه مي آمدند را نگاه مي کردم و به حال وهوايشان غبطه مي خوردم . در مکه حالم عجيب بود اصلا دلم نمي خواست از مسجد الحرام بيام بيرون ، يعني وقتي مي آمدم بيرون دلم يه جوري بود . بيرون حرم الکي گريه ام مي گرفت . از خدا معذرت خواستم که اين قدر گيج مي زنم و گفتم ديگه نمي گذارم اين چشم ها براي دنيا و داشته و نداشته هايش گريه کنند ، چشم هايي که براي اين عظمت گريه نکردند ، نبايد براي دنيا گريه کنند . اصلا نمي دانم حالم الان خوب است يا بد ؟ فقط انگار سرم و مغزم سنگين شده، انگار يک چيزي را گم کردم ، نمي دانم خودم را ، روحم را ، يک چيزي که انگار داخل همان مسجدالحرام بود . دلم نمي خواست برگردم . سعي مي کنم با هر نماز واجبم ، دو رکعت نماز شکر بخوانم ، گفتم درسته ظرف وجودم ظرفيتش خيلي کم بود، اما وظيفه ام شکر گزاري است ، به خدا گفتم ، هر آدمي را ديدم ، ظرفش را آورده بود که برايش پر کني ولي من حتي ظرف هم نداشتم ، خودت به من ظرف بده و آن را پر کن . راستي براتون پشت مقام ابراهيم نماز خواندم ، چون در زيارت هم نگذاشتيم راحت باشيد ولي هم خودتان و هم خانوادتون بسيار خوش برخورد و صبور بوديد انشاالله هميشه به همه آرزوهاتون برسيد . خيلي خيلي براتون دعا کردم . دعا کردم يک بار با شما همسفر بشويم ، شايد آن دفعه از خواب و بي حسي در بيام .آقاي مرادي خدا من را مي بخشه ؟ همش احساس مي کنم نتوانستم حتي ذره اي از حق اين سفر با عظمت را ادا کنم . انگار درکم خيلي کم بود . مي گويم خدا همه چيز را به تو نشان داد اما تو چه قدر گناهکاري که نمي تواني ترکشان کني و انگار حسابي دور شدي ! در جواني قسمتم شد که بروم به يک سفري که هميشه آرزويش را داشتم اما نتوانستم ازش استفاده کنم . 
الان بايد چه کار کنم ؟ دعا کنيد خدا من را ببخشد ، خيلي خيلي دعا کنيد .
شهاب مرادی :سلام/ احساس گناه شما وجهی ندارد و حال خوش همان نیایش و مناجات با خداست و گاهی با گریه همراه نیست این فاصله ی شما از "عجب" بسیار خوب است. حفظش کن و عبادتت را ز همه پایین تر و ناقابل تر بدان.
و در برنامه های عبادی،نذر و خصوصا عبادت مستحب به خودتان سخت نگیرید (مثلا نمازهای شکر پس از هر نماز و یا حتما ختم قرآن در یک هفته) در حد نشاط با اعتدال مستحبات را انجام دهید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3663  |  51 امتياز

فرشته
از تهران
امضا شده : ۰۹ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۳۶
سلام.خسته نباشيد.عزاداري هاتون قبول. منو يادتون مياد؟ به لطف حضرت زهرا حالم بهتره. ميخواستم بپرسم اگه ما شرايط کاملمون رو بگيم شما کسي رو براي ازدواج معرفي مي کنيد؟ فکرکنم پسراي زيادي هم اين خواسته رو از شما دارند. اگه شما نياز بدونيد براي مشاوره به مرکز زندگي بهتر مراجعه کنيم. البته ما يه طبيب ميشناسيم که شبانه روزيه و وقت و ويزيت نداره. هرکي دلش شکسته تر باشه زودتر ميره. ديروز دلمون رو گره زديم به پنجره فولاد... مزد عزاداري مادرشون رو از ايشون خواستيم...  
حالا اگه شما واسطه ي اين خير باشيد دعا مي کنيم خود ضامن اهو اجرتون رو بده. اخه ميگن هرچي ميخوايد از امام رضا بخوايد. ماخواستيم به احترام مادرشون مارو رد نکنن... 
يافاطمه الزهرا
شهاب مرادی :سلام/ شرمنده. من برای این امر خطیر سازوکار مناسب را ندارم و "زندگی بهتر" هم چنین خدماتی ندارد.
 تا آنجا که خبر دارم فقط حجه الاسلام اردبیلی این خدمات را به صورت حرفه ای ارائه می کنند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5049  |  51 امتياز

يك آدم مستأصل
از برزخ وحشتناك استيصال
امضا شده : ۰۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۲۴
سلام حاج آقا 
رسيدنتون به قول بقيه بخير 
خدا قبول كنه اينهمه ميرين بحرين و كشوراي ديگه و شب و روز زحمت مي كشيد آدما رو به راه بيارين و تو كشور خودتون يكي كمك بخواد جواب ميديد حتما! 
چشمم سفيد شد بس كه اومدم سر زدم و نيومده بودين و بعدشم كه اومديد جواب نداديد --- 
فكر كنم خوندم نوشته بودين دنبال مريد و مراد بازي نيستيد ، همون چيزي كه گفتم چه بر سر من آورد . اما انگار چون لحن نوشته هام كمي تند بود جواب نداديد اين چيه اسمش حاج آقا ؟ 
درسته من تند نوشته بودم اما بي ادبي و جسارت كه نكرده بودم محضرتون . 
ميدونستم شمام جواب نميديد . 
بهتره قبل از اونكه يكبار ديگه از اين دست برخوردا و جواب نگرفتنا زمين نخوردم برم و مزاحم اوقات پرارزش و نورانيتون نشم . 
فقط يه سوالي ميكنم حاجي اونم ديگه جواب داديد يا نه مهم نيست ! 
چرا همه وقتي ميخوان به آدم كمك كنن كه ديگه كار از كار گذشته و كمكشون فرقي به حال آدم نميكنه ؟ 
اصلا حاجي اينا كه با روح و روان آدم بازي ميكنن و از همه چي دلزده اش ميكنن چه منطقي و حجتي براي كاراشون دارن ؟ 
اين پيله تنهايي كه براي آدم ميسازن اون دنيا جواب خدا رو براي همه عمري كه از دست آدم مي گيرن چه جوابي ميخوان بدن ؟ 
حاج آقا بخدا دارم ديوونه ميشم 
حس ميكنم سرم پر از موريانه شده كه دارن از درون نابودم ميكنند ، اما مهم نيست --- 
همه اين چند روز و شب به شما فكر ميكردم ، نميدونم چرا . 
اونم مهم نيست . 
حس ميكنم سكوتتون و جواب ندادنتون ، معناش يه چيز بيشتر نبود ، اينكه اگه كسي جوابمو نميده يا اونجور جواب ميده ارزش جواب دادنو ندارم . 
خداحافظ حاجي . 
 
********* 
يا امام زمان گل اماندي 
شيعه نين اورگي داغلي قالدي 
يا امام زمان گل اماندي --- 
حاجي والله بيليرديم سنده جوابيمي ورمي يه جخسن اما ئيله بيرسن ئوزومو دل خوش ئيلميشديم كي درديمي ئيتيرم ، عيبي يوخدي ، حاجي --- 
واقعا ده كي اي قلم سوزلرينده اثر يوخ ---
شهاب مرادی :سلام/ این اولین پیام است که از شما می بینم. هرچند می فرمایید قبلا هم ارسال کردید
(دقت کنید ترکیب "اسم". "ایمیل"."شهر" ؛ ملاک شناسایی است اگر هر دفعه این موارد را عوض کنید ...)
1. لطفا ضوابط ارسال پیام را رعایت کنید.
2. بیشتر به حواشی پرداختید لطفا مشکل را چکیده و کامل شرح دهید.
ظاهرا از رفتارهای مرید پرورانه‌ی شخصی ناراحت هستید خوب است اول خودتان را ملامت کنید که چرا سراغ او رفتید و با دیدن رفتارهای تحقیرآمیز ادامه دادید
و الان فورا او را رها کنید.
3.تند و کند و ... لحن نامه برایم خیلی فرق ندارد . پیامها را رندوم و با فرمول هندوانه می خوانم
البته اسم های منفی و سوالات تکراری را پس از خواندن پاسخ نمی دهم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4528  |  51 امتياز

علي313
از اهواز
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۰۳
سلام جناب استاد مرادي 
شما رو به خدا اين دفعه سوم که سوال مي پرسم و جواب نمي گيرم. وقتي مي تونيد با 3 دقيقه وقت گذاشتن مشکل يه نفرو حل کنيد چرا نکنيد؟ 
جوان 25 ساله اي هستم داراي مدرک کارشناسي ارشد رشته عمران، معتقد،مهربان،بذ له گو که تا الان هيچ نامحرمي را حتي لمس نکرده و رابطه اي (چه کلامي ،چه غير آن) نداشته ام. پدرم کارمند و مادرم خانه دار است و به همراه سه خواهر اعضاي خانواده 6 نفري هستيم. همانطور که متوجه شديد من {يکي يه دونه (خل و ديونه، عزيز خونه ،...!!!!!)} بوده و الحمدلله داراي خانواده اي شاد و مهربان و صميمي هستم. وضع مالي نسبتا خوبي داريم و خودم هم مشغول کار هستم. 
با توجه به شرايط اجتماعي،خانوادگ ي و اخلاقي راه ازدواج سنتي را انتخاب کردم ولي حدود 4 سال است دنبال همسر مناسب گشته و موفق به انتخاب نشده ام.اوائل حدود 12 شرط و معيار داشتم که اکنون به 4 شرط زير تقليل پيدا کرده است. 
1.خانواده هم کفو ( که به تبع آن اعتقادات را هم شامل مي شود) 
2.همشهري بودن(آداب و رسوم وزبان مشترک) 
3.چادري بودن 
4.سفيد بودن رنگ پوست 
هر چه بيشتر ميگرديم بيشتر نا اميد مي شويم. انگار طلسم شده باشيم.لازم به ذکر است تمايلي به ازدواج فاميلي ندارم. بسيار خاستگاري رفته و مايوس بازگشته ايم. 
فکر مي کنم موارد زير اهم دلايل شکست من است: 
1.ترس زيادم از انتخاب و باز کردن اين هندونه در بسته و نداشتن هيچ شناختي از طرف مقابل 
2.تعدد مراجع تصميم گيري(مادر و 3 خواهرو خودم و...) 
شما را به خدا کمکم کنيد. 4 سال زمان کمي براي گشتن نيست، چه بايد بکنم؟ 
سوال بعدي اين است که کدام معيار را بايد ( مي شود ) کنار بگذارم؟ آيا اگر از سفيدي پوست بگذرم بعدا مشکلي از لحاظ روحي و جسمي برايم پيش نمي آيد؟ لازم به ذکر است کساني هستند که آن 3 شرط ديگر (جز سفيدي) را دارند و اخلاق و خانواده خوبي دارند 
از شما بسيار متشکرم. 
خدايتان بيامرزاد.
شهاب مرادی :سلام/ بله این شرط و شرط غیر فامیل بودن، جزء دغدغه های اصلی جوانان و خانواده هاست و در بررسی ها در رتبه دوم سوالات و مشکلات جوانان قرار دارد هرچند اصلی و جدی به نظر نمی رسد.
البته در مورد خود دختر معیار شما فقط "چادری بودن" و"رنگ پوست"است بدیهی است که نارسا و سردگم کننده باشد.
در مورد ملاک ها و معیارها و راه های تشخیص آن بیشتر تفکر و بررسی کنید. پیام های مشابه را جستجو کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1105  |  50 امتياز

reza
از teh
امضا شده : ۰۹ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۰۲
سلام .اين سومين نامست دارم مي نويسم(شايت بخواطر اينكه خواطرم ناراحت)ببخشيد. خواهش ميكنم تو سايت نياريدش(منظورم نوشتمه) 
بعد از چند ماه، يه دفه دلم هواتونو كرد. سايتتون يادم رفته بود. تلويزيون هم زياد نگاه نميكنم. 
سرچ كردم سايتتون رو پيدا كردم. 
حالم گرفته بود. دنبال راه آزادي از افكار پليد ميگشتم، از اونجا كه خودم رو گم كردم يا نه، ميدونم كي ام ولي افكار پليدم(شيطاني)به هزار منطق عقل(شيطاني) دنباله رو راه شيطان بودم و هستم.و از انجا كه حق تعالي را در خودم پيدا نكردم. تا به آرامش دست پيدا كنم پيش شما امدم. 
خلاصه سايت شما مقابل چشمانم بود.  
بعد يه كم ديد زدن صفحه اول رفتم سراغ "پيام هاي شما". 
اولين نامه كه ديدم كه شما جوابش رو دادين اين بود. 
((شهاب مرادي : سلام/ فقط يک پيام از شما با نام "رضوانه" دريافت کردم ولي مربوط به شش ماه پيش. 
پيام هايي مشابه سوال شما را چند بار پاسخ داده ام :چت مضر و خطرناک است! 
- هر دو رابطه ات را قطع کن و فراموش  
- چرا به اظهار دينداري پسرهايي که آشکارا رعايت تقوي نمي کنند چرا اعتماد مي کنيد؟ 
- علاقمندي واقعي را با خواستگاري رسمي تست کنيد. 
- اعتيادت را به چت و وبگردي هاي بي ثمر، ترک کنيد. 
- عصبانيت تان را (از دست خودتان)سر ما خالي نکنيد..)) 
 
با عرض شرمندگي جهت گرفتن وقت گرانبهاتون. 
به طور اتفاقي كه كلي شكه شدم با اين نامه مواجه شدم اين همون دختري هست كه هر روز با من يعني ميلاد چت ميكنه. 
اين رو مثبت از جانب پرور دگارم ميبينم. 
كه هنوز بندش رو دوست داره هر چند خطاي اين پسر سنگين تر از چت با همون دختر خانم شده. 
اين مطلب شما من رو آتش زد((چرا به اظهار دينداري پسرهايي که آشکارا رعايت تقوي نمي کنند چرا اعتماد مي کنيد؟)) 
ثانيه به ثانيه از اين جمله مي سوزم، حرف حق شيرينه مثبت ميبينم اين پيام رو از جانب شمادر خودم. 
من تا 21 سالگي با هيچ دختري رابطه نداشتم اصلا خوشم هم نمي اومد و نمياد. 
نميدونم اين دختر خانم امتحاني از جانب حق بود بر غرور من كه به سلامت نفس خود در مقابل اين موجودات آزين شده در خيابان هااطمينان داشتم. 
كه متاسفانه در اولين امتحان نفس خويش از جانب حق با پيام آتشين شما كه قلبم را خروشان كرده خودم را مردود ميبينم. 
من اشتباه خود را منكر نيستم چون لذت با خدا بودن وعشق به حق رو در اوايل جواني حس كردم. 
و لذت شهوت رو هم حس كردم. 
ولي افسوس و صد افسوس كه قدرت شيطان از ما بيشتر بود. 
(ميدونم تقصير خودمه) 
ميخواستم احساس كنم رابطه با جنس مقابلم رو . 
با اين خانم دوست شدم (چتي). 
بعد رومون باز شد. 
بعد تلفن اومد . 
بعد پشت تلفن رومون باز شد . 
بعد هم دگه رو ديديم ... البته در چت كردن هاي روزانه كه داشتيم، همه چيز آمده شده بود براي گناهي بزرگتر.(هر گناه بزرگي روح پاك انسان رو آزار ميده از هم اونجا ميشه به اشتباه پي برد) 
خلاصه اين بودوهست سرنوشت من و اون خانم. 
 
 
تقريبا ميشه گفت اصلا علاقه بهش نداشتم. 
به مرور زمان كمي علاقه مند شدم بهش كه اونم حتما شهواني هست. 
... مرتكب اشتباهي شديم كه حال جفتمون پريشون شد. 
 
من اومدم سراغ شما. 
اونم كه اومده بود. 
 
از همون اول من بهش گفتم كه من كس ديگه اي رو دوست دارم منظورم بار اولي كه با هم آشنا شديم(تو چت). 
 
پيام شما به اون خانم((علاقمندي واقعي را با خواستگاري رسمي تست کنيد)) 
 
اونم گفت كسي هم خواستگار اونه و اون هم قصد ازدواج با من رو نداره و فقط من رو دوست داره. 
اونم قراره ازدواج كنه با يه آقا پسر كه همون اول اگه دروغ نگفته باشه كه گمان نكنم دروغ گفته باشه با يه هم دانشجويي ازدواج كنه كه زمان دانشجويي با هم آشنا شدن و همون موقع كار تموم شده بود فقط آقا پسر دنبال كار دولتي به در خواست پدر عروس خانم بودن تا ازدواج صورت بگيره. 
(گناهم دو برابر شد شايدم بيشترنه، نشون كرده ان، من نبايد راهم رو ادامه ميدادم اشتباه هاتم تمامي نداره) 
خلاصه من موندم و كوله باري از گناه و البته اميد به بخشش حق. 
و رابطه اي كه نميدونم چطور تمومش كنم كه به احساس اون خانم لطمه نخوره و من هم دست از سرش بر دارم . 
 
هر دفه ميام تمومش كنم نميشه.(شيطون ول كن ما نيست كه نيست) 
نميدونم جوابم رو چطوري ميدين يا اصلا نميدين (ولي خواهش ميكنم به هيچ عنوان نامه من رو رو سايت نياريد) 
 
به اميد موفقيت روز افزون شما  
درامر نزديكي جوانان به حق
شهاب مرادی :
 متن این پیام را اگر نخواندید ، بخوانید
------------------

سلام/ پیام شما را با توجه به مستعار بودن اسامی منتشر می کنم .

«أَلَم أَعْهَدْ اِلَیْکُمْ یٰا بَنی آدَمَ أَنْ لاتَعْبُدُوا الشَّیْطٰانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوُّ مُبینٌ»

1. اشتباه افراد در انتخاب همسر یک مقوله است و گناه کبیره و مخالفت با خدا مقوله ای دیگر.
ادامه گناه مثل شروع آن حرام است.
 بدون توجه به وسوسه های شیطان و بی توجه به شریک گناه، گناه را تمام کن و رابطه را قطع!
    cut کن بدون مذاکره!
2. بعد توبه کن.

3. یادت نره شیطان، دشمن خدا و دشمن ماست و همواره به بدی، گناه و زشتی سفارش می کند
«انما يأمرکم بالسوء و الفحشاء»
 
ولی بدان که مکر شیطان و کیدش ضعیف است «انّ کيد الشيطان کان ضعيفا»
اگر به شیطان گوش ندهیم ! تمام مکرش خنثی میشود.

4. برای مقابله با شیطان و تقویت خودت، از نماز (واجب و برخی نوافل )، روزه ( هفته ای یک یا دو روز، دوشنبه یا پنجشنبه)
و تلاوت قرآن خصوصا سوره ی توحید، حمد، یس و کافرون، فلق، ناس و همچنین آیة الکرسی کمک بگیر.

5. غلط های املایی را اصلاح نکردم.

یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1020  |  50 امتياز

پريسا
از تهران
امضا شده : ۰۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۱۱
سلام 
يادداشتي بر يک يادداشت 
 
*با افراد خرافاتي ازدواج نکنيد 
*عشق قبل از ازدواج تضمين سلامت و ادامه زندگي نيست 
*با واقعيتها زندگي کنيد،مسايل واقعي را ببنيد،توهم نداشته باشيد بخصوص توهم عشق 
*بهتر است فرهنگ و جامعه زندگي دختر و پسر نزديک بهم باشد،در نظر داشته باشيد شروع زندگي مشترک با دو فرهنگ متفاوت در ابتدا با مسائلي همراه است که نياز به ظرفيت ، درايت و مديريت بيشتري دارد 
*در صورت مخالفت خانواده واقع بينانه تر رفتار کنيد.تحت فشار قراردادن راه حل آسان ولي غير منطقي است 
*هر انساني نمادي از خانواده خود است.در نظر گرفتن هر فرد به تنهايي و بدور از پايه و اساس آن خانواده کار صحيحي نيست.شما با يک نفر ازدواج نميکنيد بلکه همه شرايط خانوادگي و اجتمايي و فرهنگي او را ميپذيريد. 
*ازدوا ج قراردادي نيست که بخواهيد همه مهرههارا درست کنار هم بچينيدبعضي از مهرهها را بعد بايد پيداکرد و درجاي خود گذاشت. برخي را بايد نگهداشت و تعدادي را بايد در طول زمان تراش داد ودر جاي خود قرار داد. 
ادامه دارد
شهاب مرادی :سلام/ سپاس فراوان. منتظر یادداشت بعدی شما هستیم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1109  |  50 امتياز

فاطمه
از .....
امضا شده : ۲۷ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۵۸
سلام آقاي مرادي من با هزار اميد اومدم شما جواب همه رو دادين اما جواب منو ندادين آخه چرا 
---------------------- -------------------------- 
م ن يه دختر 19 ساله هستم مدت 8 ماه با يه پسر ارتباط تلفني داشتم به طور کامل همديگرو شناختيم اما مدت 8ماه قبل همديگرو ديده بوديم و اصلا قيافه همديگه يادمون نميومد الان 2 ماه قطع رابطه کردم ميگفت ميخواد ازدواج کنه همديگرو خيلي دوست داشتيم به هيچ وجه نمي خوام فراموشش کنم از يه طرف باور ندارم ازدواج کرده از يه طرفمميترسم راست باشه الانم دانشگاه قبول شدم همون جا که اون درس ميخونه مي ترسم برم خيلي دوسشدارم چي کار کنم 
---------------------- -------------------------
شهاب مرادی :سلام/
فقط پسری واقعا به شما علاقمند است که می آید خواستگاری رسمی
تازه این فرد که عملا ابراز بی تمایلی و ... کرده و از ازدواج با تو انصراف داده!
چرا خودت را با اصرار به آن پسر برای ازدواج تحمیل می کنید؟؟؟ (به فرض که او ازدواج نکرده باشد) این مناسب شأن یک دختر خانم با شخصیت است؟ و اگر بشود آیا تضمینی برای ثبات در چنین روابطی وجود دارد؟؟؟

 مشکل کجاست که شما خودت و ارزشهای واقعی را فراموش کردی؟
»»» لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:988  |  50 امتياز

ميلاد
از مشهد
امضا شده : ۲۸ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۴۷
سلام.ممنونم که اينقدر سريع جواب داديد من وقتي‌ در نماز خواندن کاهلي مي‌کنم و کسي‌ را از خودم ميرنجانم خيلي‌ دلم ميگيره هيچ کاري هم نميتونم انجام بدم. 
بعضي‌ روز‌ها خيلي‌ خوبم ...اما الان خيلي ناراحتم.مثل اينکه شيطان يک چيزي گذشته روي سرم و مرا هدايت مي‌کند اصلا نميتوانم نماز بخوانم خيلي‌ ناراحتم
شهاب مرادی :سلام/ خوب الحمدلله می دانی چرا دلت می گیرد با حذف عوامل از تکرار چنین حال جلوگبری کن مثلا:
همین الان وضو بگیر و نمازت را بخوان و به وسوسه های شیطان توجه نکن.
شیطان ضعیف تر از این حرفهاست! اگر به او توجه نکنی شکست می خورد و ناامید می شود.
و خیلی راحت از کسی که دلش را احتمالا شکسته ای عذرخواهی کن و با یک هدیه ساده عذرخواهی را تکمیل کن.
و از زیارت حضرت رضا علیه السلام بیشترین بهره ها را ببر.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3858  |  50 امتياز

سهيلا
از تهران
امضا شده : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۴۳
ديروز پيامکي به دستم رسيد با اين ممضمون  
"الکريم الواحد القادرالجبارو... سم الله همه جا هست 
اين پيامک را به جز من براي 9نفر ديگر بفرست اگر نفرستي تا 9سال روي خوشبختي را نخواهي ديد  
شک نکن براي فرستادن نام خدا" 
ومن بعد ازخواندن ان را پاک کردم وبراي کسي نفرستادم از شما راجع به مسايلي از اين قبيل راهنمايي مي خواستم ايا با نفرستادن اين پيامک بدبخت مي شوم
شهاب مرادی :سلام/ تردید نکنید که این حرفها خرافات است و
ظاهر اسلامی و یا الفاظ مقدس درون یک چنین پیامی ؛ هیچ الزام شرعی برای اجرای این قبیل سفارشات! نمی آورد.
ارسال این قبیل پیام ها نوعی مزاحمت است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2482  |  50 امتياز

سايه
از اردبيل
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۲۷
با عرض سلام من دختري 16 ساله ام که از يک پسر خوشم مياد اما همه ميگن آدم خوبي نيست ولي دليل ندارن و مدتي با او دوست بودم متاسفانه او هم واقعيت را به من نميگويد الان بلاتکليفم از شما ميخوام مرا راهنمايي کنيد ممنون
شهاب مرادی :سلام/ دخترم دلایل تو برای خوبی و پاکی او چیست؟
تازه مگر از تو خواستگاری رسمی کرده که به فکر ارزیابی و گزینش او افتادی ؟؟؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3303  |  50 امتياز

مهرداد آقاجاني
از تهران
امضا شده : ۱۱ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۱۲
سلام استاد 
در مورد نظر سولماز و باران از تهران من و بقيه دوستان همگي توافق داريم که شما هفتگي 2 ساعت يه برنامه در يه جاي ثابت مثل مسجد دانشگاه تهران داشته باشين. 
اسباب و لوازم برگزاري هم شما اگر okبفرمايين ما جور ميکنيم. 
در مورد راي دوستان هم اين پيام رو دوستان بهش راي بدن تا حاج آقا متقاعد بشن. 
با تشکر فراوان
شهاب مرادی :سلام/ لطفا در پاسخم به باران از تهران بیشتر دقت بفرمایید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3837  |  50 امتياز

parya
از زنجان
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۲۴
سلام. خسته نباشيد. 
من حدودا 11 ماهه که با مردي که 14 سال از خودم بزرگتره آشنا شدم و تقريبا يک علاقه زيادي نسبت به هم پيدا کرديم.من 24 ساله و اون38سالشه. شهر محل زندگي مون هم فرق ميکنه.مادر من خيلي مخالفت ميکنه.فقط بخاطر سنش.اما از لحاظ انسان بودن خداشناسي شغل و درآمد خوب و خانه و ماشين همه چيز دارد و از نوع خوب هم دارد.و بسيار هم ميگويد که مرا دوست دارد و عاشق من است . فشار مادرم انقدر زياد است که نه ميتونم دلش رو بشکنم نه با خواسته اش موافقت کنم . به هيچ وجه هم مادرم اخلاق و عقيده اش عوض نميشه.ميگه اون فردا پير ميشه و تو جوونتر.ولي اين مسئله واسه من حل شده است . من خيلي به خانوادم وابسته هستم و اصلا يه جوري شده که ميترسم ازدواج کنم مادرم و پدرم تنها بشن . يعني مادرم بدش هم نمياد که من تو خونه بمونم . انقدر مخالفت ميکنه با همه خواستگارها که ديگه منم خسته شدم و تمايلي به ازدواج ندارم . چون مادرم واقعا رفتاري از خودش نشون ميده که آدم از زندگيش سير ميشه . واسه همه خواستگارهام که بجز ايشون هستند ايرادهاي زيادي ميگيره و هميشه مرغ همسايه غازه . 
خيلي ازش خواستم که با يک روانشناس صحبت کنه ولي بد برداشت ميکنه. 
خيلي قرآن ميخونم و سعي ميکنم آرامش خودمو حفظ کنم ولي نميشه . اصلا اعتماد به نفس ندارم . هميشه استرس دارم . هميشه افسرده و غمگينم و گريه ميکنم . علاقه اي هم به اين دنيا و قشنگياش ندارم يعني يه جورايي مردم ديگه . در ضمن مادر من تقريبا با همه اعضاي خونه مشکل داره . با پدرم از بدو ازدواج دچار مشکل بوده و بدون عشق و علاقه ازدواج کرده . پدرم هم از مادرم بزرگتره حدود15 سال . مادرم فکر ميکنه که زندگي منم قراره اينجوري بشه . اصلا نميتونه خوشبختي رو احساس کنه . با اينکه پدرم زياد هم آدم بدي نيست . فقط کمي اخلاقش تنده.  
نميدونم ميتونيد کمکم کنيد يا نه فقط گفتم حرفمو بگم بلکه خالي بشم . ازتون ممنونم .
شهاب مرادی :سلام/ به این سوالات جواب بده:
- هدف شما برای ازدواج چیست؟
- این آقا مجرد است؟ چرا تا الان ازدواج نکرده؟
- او ساکن کدام شهر است و از چه طریقی شما را شناخته و پسندیده؟
- آیا اقدام به خواستگاری رسمی کرده است؟
- آیا رابطه شما از ابتدا به نام ازدواج و در قالب خواستگاری بوده یا...؟
- او با چه ملاک و معیاری شما را دوست دارد؟ برای چی دوستت دارد؟
- ملاک شما برای انتخاب همسر چیست؟
- فاز شناسایی و ارزیابی شما در مورد این آقا چه مدت طول کشید؟
- شما چرا او را دوست دارید؟برای چه صفت و خصیصه ای؟
- نقاط ضعف او چیست؟
- میزان آشنایی شما با خانواده اش؟
-   و چندین سوال دیگر...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1257  |  49 امتياز

نارون
از تهران
امضا شده : ۰۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۰۲:۰۰
باسلام ،دخترم حدود 2 سال است که ازدواج کرده. قبل از ازداواج گفتند پسرمان با کمک پدرش ماهي 400000 تومان درآمد دارد ،براي خريد خانه و ماشين هم کمکش مي کنيم اما بعد از ازدواج دامادم گفت پدرم وظيفه اي براي کمک به من ندارد بنابراين درآمدش شد ماهي 200000 تومان .بيش از حد براي همسر و خانه خود خسيس مي باشد و هيچ توجهي به دخترم ندارد . از صبح تا شب دخترم تنهاست و وقتي هم شوهرش به خانه برميگردد بدون هيچ اعتنايي به دخترم کارخودش را مي کند .اوصبحانه را در محل کار پدرش ميخورد و ناهار را هم در خانه پدرش مي خورد براي همين مهم نيست براي خانه خريد کند . دخترم ميگويد با همه نداري او مي سازد اما بي اعتنايي او آزارش مي دهد . تمام دوستان اطرافش دوست دختر دارند که آنها رابادوست دخترشان به خانه دعوت مي کند و حاضر است يک شب 30000 تا 40000 تومان هم براي آنها خرج کند اما نوبت به دخترم که مي رسد،ندارد. اصلا پولي بابت خرجي به دخترم نمي دهد و اگر هم دخترم بابت کاري پولي از او بخواهد بايد بگويد دقيقابراي چه ميخواهد آن هم نه مقدار زياد در آن صورت اگر صلاح بداند دقيقا حساب کتاب مي کند و مقداري مي دهد که حتي 1 قران هم اضافه نيايد . اگر هر کمک مالي از جانب ما باشدوظيفه است و از طرف خانواده اش لطف .حتي حاضر شدم بدون اينکه دامادم متوجه شود دخترم را نزد مشاور ببرم چون مي گفت پول مشاور ندارم امامشاور هم هيچ کمکي نتوانست بکند ( دخترم 25 و دامادم 26 ساله هستند ).با تشکر منتظر راهنمايي شما هستم .
شهاب مرادی :سلام/ این وضعیت حاصل یک انتخاب اشتباه است( با افراد بخیل و مادی ازدواج نکنید )
اما درست نیست به چنین زوج های فورا طلاق را توصیه کرد.
 گفتگو معمولا راه گشاست. سهم زن و مرد در زندگی و ازدواج برابر است. زن برده ی مرد نیست که مرد هر کار دلش بخواهد انجام دهد.
برای تنظیم و تعدیل رفتار اهالی خانه، دین ، عرف و قوانین؛ ابزارهای مفیدی هستند.
در چنین شرایطی عروس خانم در گفتگوهای صریح و دوستانه با همسرش نیازها و سلیقه هایش را بگوید و اظهار کند: « با تناسب وضع موجود اقتصادی؛ من عاقلانه و از سر علاقه و احترام به تو از چند موضوع و نیازم صرف نظر می کنم اما در مورد صمیمیت و گرمی کانون زندگی تخفیف نمی دهم.» و در مورد رفت و آمد های خلاف شرع و ناپسند و سایر رفتارهای خلاف شرع یا خلاف عرفِ شوهرش، او را با ملاطفت و مهربانی تذکر بدهد و برای اصلاح به همسرش فرصت مشخص بدهد (در قالب گفتگو).
به هر حال پس از مدتی  دختر باید سبک سنگین کند و محاسن و معایب شوهر را ارزیابی کند اگر بدی های او بیشتر از خوبی هایش بود و اگر امیدی به اصلاح رفتار شوهر ندارد تا دیرتر نشده باید تصمیم عاقلانه ای را پس از بررسی و مشورت با عقلای فامیل و یک مشاور بگیرد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1682  |  49 امتياز

رسا
از مشهد
امضا شده : ۲۹ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۳۴
با عرض سلام و خسته نباشيد  
من يک دانشجوي 20 ساله هستم و با اينکه خودم يک مسلمان هستم خانواده اي بي اعتقاد دارم و به همين دليل در بسياري از موارد داراي مشکل هستم که مي خواهم در مورد آنها از شما کمک بگيرم. اولين مورد اين است که من ختنه و عقيقه نشده ام. در مورد آنها چه وظيفه اي دارم و آيا اين موارد واجب است يا مستحب؟ (راستي من يک پيام هم قبلا برايتان ارسال کردم که بي جواب ماند. مي دانم که گرفتاريد اما خواهش دارم اين را پاسخ گوييد.) با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ وظيفه جنابعالي در قبال پدر و مادرتان حفظ احترام وادب نسبت به آنان و رعايت حرمت ایشان مي باشد و بي اعتقادي انها موجب از بین رفتن حقوقي که بر شما دارند نمي شود ولي اگر برآورده کردن انتظاراتشان موجب ترک واجبات اللهي يا انجام عملي حرام شود و خواسته هاي انها با اوامر و نواهي خداوندي منافات داشته باشد نبايد به خاطر رضايت ايشان احکام خدا را زير پا گذاشت.
هچنين نسبت با ديگر خويشاوندان خود نيز بايد صله رحم کرده (به نحوي که موجب تاييد اعمال غير شرعي انها نباشد و نيز باعث دوري شما از معنويت نگردد)و ارتباط داشته باشيد
- برکسي که والدينش او را ختنه نکرده اند واجب است هنگامي که به سن بلوغ مي رسد خود اقدام به انجام اين سنت نمايد
- عقيقه بنا به نظر بسياري از فقها مستحب است و کسي که والدين او برايش عقيقه نکرده اند مستحب است اين کار را خودش انجام دهد در صورتي که توانايي انجام اين کار  براي شما وجود دارد آن را انجام دهيد : مردي سالمند  به امام صادق عليه السلام عرض کرد من نمي دانم والدينم برايم عقيقه کرده اند يا نه حضرت به او  فرمودند که براي خود عقيقه کن.

نیلوفر
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1118  |  49 امتياز

تنهاf
از تهران
امضا شده : ۱۶ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۱۵
سلام حاج آقا 
من تصميمي گرفتم که مي دونم گناهه اما راهي برام نمونده مي خوام از اين زندگي خودمو راحت کنم.بگم که من آدم بي ديني نيستم اما زجر ميکشم همه اطرافيانم ميدونن اما کمکم نمي کنن خانواده ام با ازدواج من با خواستگاري که بهش علاقه مند شده بودم موافقت کردن ما به هم محرم شديم اما به خاطره چشم و هم چشمي همه چيزو بهم زدن سنگ جلو پاش گذاشتن هي ايراد گرفتن منو هم با 25 سال سن تو خونه زنداني کردن از نظر قانون حق با منه اما دوست دارم همه چي با خوبي حل بشه پدر و مادرم هم چون خواسته اونارو قبول ندارم با من بد شدن به من فحش ميدن همه فاميل ميگن که اشتباه مي کنن اما اينا گوش نمي دن به نظر شما من چيکار کنم؟کمکم کنيد 
ممنون
شهاب مرادی :سلام/ به جای خودکشی با پدر و مادرت گفتگو کن. مشکلات را برای خودت کوچک کن. وقتی کوچک شد حل کردنش ساده تر می شود.
چرا های بسیاری را در آرامش از خودت بپرس و بعد مفاهیم زندگی را مرور کن .مطمئنم شما که دختر خانم مومنه و منطقی هستید (بر مبنای نوع نگارش و ادب تالیف) قطعا به خاطر ازدواج بودن یا نبودنش خودکشی نمی کنید و به مشکل و مشکلات چیره و غالب می شوید.
... ای کاش برخی از والدین، این قدر بی انصاف و پر اشتباه در حق اولادشان نبودند.

آرامش بخشی
مهمترین کارکرد خانواده است. برای داشتن خانواده ای آرام باید درجستجوی عوامل ناآرامی و از بین بردن آنها بود. نا آرامیها دراثر نشناختن یکدیگر یا درک نشدن احساسات و عواطف و یا بد فهمی ها ایجاد می شود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1079  |  49 امتياز

سولماز پورزند
از تهران
امضا شده : ۱۰ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۲۴
سلام.من سولماز 22 ساله دانشجو شيمي هستم.من برنامه ماه محبوب رو ديدم رو من خيلي تاثير داشت دختري خيلي خوبي نبودم ولي تو ماه رمضون بهتر شدم! شما هيچ جوري نمي تونيد كمك ما كنيد چون تو تهران بعضي گناها جزو زندگي ما شده/من با حرفاي شما تا 2روز احساس آرامش ميكردم ولي شمام فقط تو حرف ميگين ما براتون مهميم در عمل اون موقعهايي كه داريم دست و پا ميزنيم شمام مثل بقيه دردسترس ما نيستيد!!!!!!!!!!! شما نميدونيد نا اميدي جزء جدا نشدني زندگي ما(جوونا)شده بدون اون زندگي بي مزه ميشه وقتي حرف مي زديد از تمام وجودم آرزو كردم كاش يكي بود تا به همه حرفاش عمل ميكرد. من 1 قدم به سمت شما اومدم شما چي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟ هيچي! ما خسته تر از اينيم كه خام حرفاي شما بشيم / روزگار همه جوره بازيمون ميده شما رو به همون خداتون بازيمون ندين. از كجا معلوم ميشه پيام مارو ميخونيد؟من از طرف مليونها دختر پسرهايي كه خيلي كارا كردن ولي بد نيستند فقط خستن بريدن 
از همه چي حتي از خودشون /كسايي كه بارها خود كشي كردن يا شاهد خود كشي دوستاشون بودن/آقاي مرادي من ديدم كسيو كه شاهد خود كشي باباش بوده/ شما نشستين سر سجاده ولي 100تا مثل من كه تازه مثلا تحصيل كردم هستيم داريم ذره ذره له ميشيم حتي نميميريم دقت كنيد له ميشيم! مام يه روز خيلي پاك بوديم پر از آرزواي قشنگ ولي زنده به گور شديم/من دختر سختي هستم ولي نميدونم چرا الان 
دارم گريه ميكنم شايد ياد تمام لحظه هايي افتادم كه تنهايي و با همه سلولاي بدنم احساس كردم خدا كنه پيش خداتون بتونيد جواب اين اشكا رو بديد.مرسي.
شهاب مرادی :سلام/ احساس شما را تا حد زیادی درک می کنم و ناامیدی رو از کلمه کلمه پیامتون میشه فهمید ولی راه کار چیست؟ گلایه و ناله؟!
نه!
این حال و این وضع حتما نیاز به مطالعه دقیق دارد و حال و روز آدم با گیاه فرق می کند که مثل مزرعه برای آفت زدایی و کمک به گیاهان، با هواپیما بشه همه را سمپاشی کرد و خلاص، نه!!!
دختر خوب در این گلستان هر چند آفت گلها و ناراحتی های اغلب گلها به هم شبیه است ولی برای درمان باید تک تک (یا در گروه های کوچک مثل یک دسته گل) مورد مطالعه و درمان قرار گیرند.
توصیه من مراجعه به مشاور است.
اگر هم سوال روشن و مشخص در ذهن دارید یک یک مطرح کنید. از جستجوی سایت هم کمک بگیرید.
عید مبارک


 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1073  |  49 امتياز

نيما
از استان بوشهر
امضا شده : ۲۸ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۱۸
به نام خدا 
با سلام  
مختصر عرض مي كنم مادرم بيش از حد به مسائل زندگي خانواده مادري اش حساس و توجه دارد يکي از برادرانش يک سالي است که با همسرش در زندگي اش مشکل داره و مادرم با وجود داشتن چند خواهر و برادر تنها اين مسئله بر روي او تاثير بسيار منفي گذاشته و بقيه خواهر و برادرانش نسبت به اين مسئله بي اعتنا و حواسشان به زندگي خودشان مي باشد و همه بار عصبي اين مسئله بر روي دوش اوست و اعصابش بسيار ضعيف شده و نسبت به همه چيز بدبين شده و اعتمادش به ما را هم کاملا از دست داده و مدام از کارهاي منطقي و درست ما ايراد مي گيرد و هر روز انتقادهاي نابه جايي از رفتار و کردار ما مي نمايد و ما بچه ها به همراه پدرمان همگي خيلي تحمل کرده و به خاطر زحماتي که از بچگي براي ما کشيده گذشت مي کنيم اما روز به روز وضعيت رفتارهايش تحت تاثير اين مسئله بدتر مي شود ولي ما دوست داريم که آرامش دوباره به زندگي مان برگردد.  
ممنون مي شوم در اين مورد راهکاري جهت بهبود اوضاع پيشنهاد دهيد. 
يا علي
شهاب مرادی :سلام/ به نظر مي رسد مشکل مادرتان بيشتر به خود او بر مي گردد تا به مشکل برادرش .
علاقه زياد به برادر ( در حد وابستگي افراطي ) ، احساس مسئوليت در برابر زندگي او، مسئول دانستن خود در مورد مشکل او ، احساس بي پناهي و ناامني در خانواده خودش و مواردي از اين قبيل مي تواند موجب ايجاد چنين رفتارهاي نامتعارفي شود .
در مرحله اول شما سعي کنيد بيشتر با او همدلي کنيد . به او ( مادرتان ) بگوييد و ثابت کنيد که شما هم به خاطر مشکل دايي ناراحت هستید، مادر را اصلا  به خاطر درگيري با اين موضوع سرزنش نکنيد ، حساسيت او را بر نيانگيزيد و او را عصبي نکنيد تا آرام تر و منطقي تر با اين مسئله برخورد کند . خودتان هم سعي کنيد با همفکري يکديگر راهي براي حل مشکل دایی پيدا کنيد (مثل دعوت به صلح و آشتي , راهنمايي براي مراجعه به مشاور, ريشه يابي مشکل از طريق گفتگو و ... ) 
اگر هيچ کدام از اين کارها نتيجه نداد با او گفتگو کنيد و صريح و جدي بگوييد که از اين وضع ناراضي و ناراحتيد و بهتر است هر چه زودتر با مراجعه به روانشناس از به وجود آمدن يک مشکل جديد و جدي تر پيشگيري کند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1034  |  49 امتياز

علي سنجري
از چالوس
امضا شده : ۰۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۱۳
سلام آقاي مرادي شريف  
نيم ساعت ديگه 7:30 مراسم هيأت شروع مي شود اما  
وضعيت قلبم داغونه! 
ياري ام ميكنيد؟ 
 
يك نكته عجيب ازوقتي براي وضعيت خودم (براي بدبختي ام)گريه ميكنم اشكم خيلي زياد شده،عجيب نيست؟
شهاب مرادی :سلام/ برادر جان شما همچنان رکورددار بازدید و ارسال پیام به اینجا هستید
جالب است بدانید حدود یک سال پیام های تکراری را حذف می کردم و شاید برخی از پیام های تکراری و پیگیری های شما هم حذف شده باشد
الان با اون همه حذف؛
     از شما 321 پیام در این باکس دارم که حدود 65 پیام منتشر شده!

بی تردید شما مدتهاست از یکی دو اختلال روحی رنج می برید و بی جهت تحمل می کنید!
چرا؟؟؟؟
مثلا این افسردگی غول بی شاخ و دمی نیست که از مبارزه و غلبه بر آن منصرف شده ای!
به یک روانشناس مجرب و خبره مراجعه کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3610  |  49 امتياز

صهبا
از راه دور
امضا شده : ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۴۸
سلام 
لطفا پيام منو تو سايت نگذاريد فقط جوابشو بگذاريد 
 
... خانواده من مخالفن اما مي دونم اين جوري که نا محرميم هر دوي ما اذييتيم حتي گفتگو و نگاههاي ما به هم ، هم درست نيست و نامزدم دوست داره با هم محرم بشيم ايا درسته به قولي يواشکي اين کار رو انجام بديم ببخشيد پر حرفي کردم 
ممنون
شهاب مرادی :سلام/ نه قبول نکن
مهارت کنترل خود و احترام به اعتماد از شئون یک مرد است
و شرط اذن پدر چی ؟!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6198  |  49 امتياز

گلنوش
از تهران
امضا شده : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۵۲
ذکر براي ازدواج ممنون از شما
شهاب مرادی :سلام/ شاید نیاز شما "فکر" باشد تا "ذکر"
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3466  |  49 امتياز

Desert_son
از Desert
امضا شده : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۵۹
سلام 
آنقدر در سايتهاي مراجع مختلف سوالم را مطرح کردم که ديگر از هر چه سايت و سوال است بيزار شده ام. اين سوال چه بي جواب بماند و چه جواب بگيرد آخرين سوالم خواهد بود. و بعد از آن وجدانم را آسوده خواهم کرد که آناني که وظيفه کمک داشتند کمک نکردند. خيلي ساده و مختصر بگويم. چند وقتيست اين فکر در ذهنم ريشه دوانده و هر روز قوي تر مي شود که تمام قضيه دين و ارسال پيامبري از سوي خداوند و کتاب آسماني و معجزه بودن اين کتاب و دنباله امامان راهنما همه و همه دروغهايي تاريخي هستند که براي افسار زدن به لجام گسيختگي انسانها ساخته شده اند. (حق هم بدهيد با اين ديني که تحويلمان داده اند چنين فکري کنم) از يک روحاني سوال کردم انگ مرتد بودن زد. سايتهاي مراجع پاسخي ندادند. گفتند کتابهاي استاد مطهري را بخوان خواندم و چيزي دستگيرم نشد. گفتند قرآن را بخوان خواندم و چيزي نفهميدم. گفتند قرآن را با دلت بفهم گفتم چجوري نمي دانستند. خلاصه حالا نه نماز مي خوانم نه روزه مي گيرم. نه قرآن مي خوانم. هر وقت سخنراني حضرات روحانيان را گوش کردم آنقدر نکته مبهم و متضاد شنيدم که شکم را پر رنگ تر کرد.
شهاب مرادی :سلام/ موارد بسیاری مشابه این مورد را دیده ام و با آنها گفتگو کرده ام ، اما جواب سوال ها و شک را ندادم تا مشکل حل شود -که حل نمی شود- بلکه کمکش کردم با علائم و راه های تشخیصِ "وسواس فکري" با مشکل واقعی خود آشنا شود و با چشم باز برای حل مشکلش اقدام کند.
 راه کار : مراجعه به روان شناس بالینی و مصاحبه  است تا در صورت اطمینان از ابتلای شما به " وسواس فکری" درمان را شروع کند. این راه را هم امتحان کنید.
مرکز مشاوره زندگی بهتر
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3093  |  49 امتياز

سميه
از بابل
امضا شده : ۰۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۱۸
سلام حاج آقا خواهش مي کنم جوابمو بديد حاج اقا رفتم پيش يک آقا سر کتاب باز کرد گفت طلسم شدي 2 راه داره براي باطل شدن يک راه شيطاني 75 تومن کفاره داره يک را حضوري 150 تومن 
تو رو خدا دارم ديوونه مي شم خودم به اين اعتقاد ندارم تورو خدا بگيد چيکار کنم؟ 
راسته؟ 
يا اينا شيطانن؟ 
خواهش مي کنم حاج اقا دختر بي ديني نيستم قرآن مي خونم مي دونم اگه خدا نخواد هيچي نميشيه؟
شهاب مرادی :سلام/ خرافه است! و کلاه برداری. (البته خدا را شکر کنید که گران حساب کرده تا شما در باورهای خرافی دچار تردید شوید! و الا اگر دستوراتش رایگان یا ارزان بود بعید است که تردید یا ...)

امورت را به خدا واگذار کن و اصلا نگران نباش.

اگر گناهی مرتکب شده ای توبه کن و به خدا پناه ببر و مراقب نماز، حجاب و زبانت باش.
روزی یک بار سوره یس را بخوان و به حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها هدیه کن. برکاتش را ان شاءالله متوجه می شوی.

این 3 مطلب را هم بخوان: 1.لينك 2.لينك 3.لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5549  |  49 امتياز

ماريا
از مازندران
امضا شده : ۲۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۴۱
سلام و خسته نباشيد خدمت شما، 
ميخواستم بپرسم ايا کسي که با امام زمان در ارتباط است ميتواند ان را به ديگران بگويد که من با امام زمان در ارتباط هستم؟ و هر حاجتي که داريد به من بگوييد تا با امام در ميان بگذارم و حاجت شما را براورده کند، تا کنون حاجت ما که براورده نشده است و تنها حاجت افراد خاصي را براورده کرده است که اين افراد نماز واجبشان هم نمي خوانند. 
با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ این چنین فردی حتما و حتما دروغ گو است و اگر روان پریش نباشد، حتما شیاد و کلاهبردار است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2740  |  49 امتياز

مونا
از تهران
امضا شده : ۰۲ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۴۸
سلام  
نمی دونم از کجا شروع کنم ولی سعی می کنم منظور خود رابرسانم تا شما متوجه شوید . من خیلی در مورد ازدواج نمی دونم ولی ان چیز های کمی که می دونم باعث بد بینی من در مورد ازدواج شده است لطفا مرا راهنمائی کنید. چون من به تمام پسرها بدبین هستم و همین بد بینی باعث شده که در ارتباط با جنس مخالف به مشکل بر خورد کنم و این باعث نگرانی من شده است چون من در دانشگاه قبول شده ام و نمی دونم چگونه در محیط دانشگاه با این بد بینی کنار بیام این نکته را هم اضافه کنم که به خاطر این مو ضوع من یک ترم از دانشگاه را مر خصی گرفتم. من 19 سال سن دارم.
شهاب مرادی :سلام/ بدبيني نسبت به يک موضوع گاهي بدليل تجارب ، خاطرات يا ديده ها و شنيده هاي ناراحت کننده پيش ميايد و گاهي نيز غيرواقعي و بدون دليل منطقي است.
شما اگر درميان اطرافيانتان کسي يا کساني را سراغ داريد که تجربه يک زندگي ناموفق را دارند بدانيد که اين مسئله عموميت ندارد.
اگر انتخاب ، منطقي و عاقلانه و همراه با تامل و بررسي دقيق ومشورت با افراد دانا صورت گيرد ضريب خطا کاهش پيدا ميکند اگرچه همواره احتمال اينکه بعضي جوانب ديده نشود يا در کنترل ما نباشد و يک ازدواج به شکست منجرشود نيز وجود دارد اما اين فقط يک احتمال است.
با در نظرگرفتن موارد ياد شده و همچنين توکل برخداوند ميتوان زندگي خوب ، شيرين و موفقي تشکيل داد.
فرار کردن از موقعيت پاک کردن صورت مسئله است.
ازخدا کمک بگيريد و به او اعتماد کنيد و موقعيتهاي ازدواج را که برايتان پيش مي آيد جدي بگيريد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:947  |  48 امتياز

شیرین
از تهران
امضا شده : ۲۵ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۱۶
سلام حاج آقا،نمی دونم برای شنیدن حرفام وقت دارید یا نه ،اما خواهش می کنم مثل یه پدر راهنماییم کنید،من الان 20 سالمه و 6 سال پیش عاشق یکی از بازیگرها شدم که 13 سال بزرگتر است و ازدواج کرده و بچه دارد می دانم که از اشتباه هم اشتباهتر است اما بعد از این همه مدت من نمی توانم او را فراموش کنم یا غیر از او را دوست داشته باشم؛می دونم که به نظر شما من توهم عشق دارم یا خیالاتی شدم اما من با این عشق مسخره به خدا رسیدم ،جالب اینجاست که من با خیلی ها مثل خودم برخورد داشتم که عاشق همون بازیگر هستند ،الان هم به عشق او رفتم دنبال کار فیلمسازی و بازیگری در حالی که خودم مهندسی کامپیوتر می خونم ،حالا از شما کمک می خواهم لطفا راهنماییم کنید.با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ واقع بین باشید.فقط به خوبیها  یا زیبایی هایش فکر نکنید. او هم مثل هر انسانی نقطه ضعفهایی دارد. زندگی باچنین افرادی(بااین شغل خاص) دردسرها و مشکلات خاصی دارد. اگر الان جای همسر او بودید و متوجه می شدید افراد دیگری به اوعلاقه دارند چه حسی پیدا می کردید؟ فکرکردن به همه این
مسایل واقع بینی را در شما تقویت می کند.
به زندگیتان بپردازید.
سرمایه عمرتان ارزشمندتر ازآن است که صرف افکاری شود که بی نتیجه است.
برای همه اوقاتتان برنامه ریزی کنید و دیگر درباره او باکسی صحبت نکنید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1021  |  48 امتياز

رومینا آغنده
از تهران
امضا شده : ۲۵ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۰۸:۴۲
با سلام خدمت شما ، 
می خواستم بگویم کاشکی زودتر از اینها شما به دنیا آمده بودید . کاشکی همه ی روحانیون مثل شما بودند . خسته نباشید.
شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما متشکرم هرچند ...
ولی انصافا نباید فراموش کرد که نسل ما هر چه دارد به برکت تنفس در هوای آدم ساز خمینی بزرگ است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:956  |  48 امتياز

سمیرا 25
از اصفهان
امضا شده : ۲۹ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۱۰
سلام.همه برنامه های شما رو دنبال می کنم و ازتون ممنونم به خاطر اینکه اگه یه روزایی عاشقی با خدا یادمون بره شما با حرفاتون تلنگری بر اون عشق نهان میزنین.  
آقای مرادی عشق به امام حسین و حضرت ابوالفضل رو حتی در صورت شما میشه درک کرد.  
به من هم بگید جگونه یا با جه دعایی میتونم این عشقو در هر زمان و مکانی در قلبم داشته باشم؟
شهاب مرادی :سلام/ اگر قلب قلب بمونه ، میشه این عشق را نگه داشت
خود عاشقی را هم با عاشقی ، عشق ورزی و ...
و هر دعایی و هر زیارتی که عاشقانه بخوانیم.
با زیارت امین الله و زیارت عاشورا شروع کن البته با نگاه عاشقی .

از لطف شما متشکرم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:882  |  48 امتياز

رویا راد
از تهران
امضا شده : ۰۵ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۱۰
باسلام  
من سؤالات زیادی در مورد دین اسلام در ذهنم هست که هیچ وقت نتونستم شخص مورد اعتمادی رو پیدا کنم که ازش بپرسم اما حالا خوشحالم که میتونم از شما بپرسم راستش یکی از پرسشهایی که همیشه با اون درگیرم اینه که چرا باید نماز رو و یا دعاها رو به زبون عربی بخونیم چرا نمیشه همون عبارات رو هر کسی به زبون خودش بگه با زبون خودش با خدای خودش صحبت کنه.وسؤال دیگه من اینه که چطور و چه کسی تعیین کرده که در روز باید 17 رکعت نماز خونده بشه واین ذکرها در هر نماز گفته بشه. فقط تا جایی که من قرآن رو خوندم میدونم که تنها گفته شده سه بار در روز با وضو نماز بخونیم و زمانش هم گفته شده.خواهش می کنم به من کمک کنید که جواب سؤالاتم رو پیدا کنم .از شما ممنونم.
شهاب مرادی :سلام/ حتما واژه"سنت" یا"سنت رسول الله" را شنیده اید.
سنت -یعنی راه و روش رسول خدا(ص)و اهل بیت او- در کنار قرآن، نقش اساسی در تبیین احکام شرعی داشته است. قرآن امر به خواندن نماز می کند ولی تعداد رکعت و نحوه خواندن و سایر ارکان و واجبات آن را رسول خدا به مردم آموزش می دادند و همان آموزه ها دست به دست و سینه به سینه، تا امروز رسیده  و احکام از آن دانسته می شود.
خوب است با مطالعه کتاب آشنایی با علوم اسلامی از آثار استاد شهید مطهری با فقه و اصول آشنا شوید.
این پاسخ را هم در مورد دعا بخوانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:959  |  48 امتياز

داود
از تهران
امضا شده : ۰۹ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۰۹:۰۲
سلام حاج آقا. التماس دعا. حاج اقا من20 سالمه پشت كنكوري هستم. ارتباط عاطفي شديدي بين من ودختر خانم 18 ساله اي بوجود اومده.من و اون خوب همديگه رو ميشناسيم(همسايم نه).اون يه خواهر مجرد بزرگتر داره.اون به خاطر مسايل اخلاقي فقط از طريقsmsبا من ارتباط برقرار ميكنه خودش هم خسته شده ولي به خاطر خواهرش نميذاره برم خواستگاريش.من به خانواده ي خودم گفتم.دوست دارم خانواده ي اون هم از رابطمون با خبر بشن.من دوست دارم رابطمون بهتر بشه.شما چه راهي رو پيشنهاد ميكنيد؟ 
ما جوونا چشممون به راهنمايي ودعاي شماست 
خسته نباشيد
شهاب مرادی :سلام/ توصیه و پیشنهاد من "خواستگاری رسمی" است.
اما شما هنوز آماده ی ازدواج نیستید: کنکور و سربازی و کار و... ولی اگر امکان ازدواج داری به خواستگاری رسمی اقدام کنید و با برنامه جلو بروید.
اما رابطه دوستی و ...: این قبیل روابط، شرعی نیست حتی اگر خانواده پسر مطلع یا وافق باشند و بای هر دو خصوصا دختر ریسک زیادی دارد.
مبادا با عدم شناخت درست از شرایط خودت علاوه بر ایجاد و تشدید گرفتاری عاطفی شانس ازدواج دختر را در دراز مدت دچار آسیب کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1119  |  48 امتياز

يه نفر
از تهران
امضا شده : ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۱۹
اول: سلام قبل از كلام  
منم مثل خيليهاي ديگه از شما كمال تشكر را دارم  
دوم: من دانشجو 22 ساله راستش من خواستگار رسمي ندارم يعني من چند ساليه كه اين موضوعي واقعا اذيتم ميكرد تا اينكه به طور اتفاقي فهميدم كه خواستگار دارم اما تمام انها توسط پدر و مادرم رد ميشوند بدون اينكه نظر من رو بپرسند يا حتي به من بگويند الان هم يه خواستگار خوب دارم كه ان را ميخواهند رد كنند راستش ميترسم ان كسي كه قسمت من بوده يا فرد خوبي بوده از دست داده باشم و ازدواج ناموفقي داشته باشم و فرديكه مناسب من باشه پيدا نكنم در ضمن من اصلا دوست ندارم سنم بالا برود و دوست داشتم زود ازدواج كنم 
سوم: ايميل من درست نيست يعني ندارم و هرچي سعي كردم درست كنم نشد 
چهارم:يك موضوع شخصي (نميشود همه متوجه بشوند)ميشود به صورت خصوصي خودتون فقط ببينيد يعني بقيه نخونند و جواب را در سايت بزنيد 
پنجم:با اميد روز افزون موفقيت ايرانيها خصوصا شيعيان و خير دنيا و اخرت براي شما و تمام كساني كه به مردم خدمت ميكنند
شهاب مرادی :سلام/
1. ممنونم
2. باید گفتگوی خانوادگی را شروع کنید و در این زمینه ها به تدریج صحبت کنید.
 متاسفانه در خیلی از خانواده ها حقوق دختر خانم ها ضایع می شود.
 باید با والدین با ادب و مهربانی و تواضع صحبت کنید. دقت کنید گفتگو با والدین برای رفع اشتباه و خطای پدر و مادر کار سخت و دقیقی است مثل خنثی کردن بمب و نیازمند آرامش است اگر عجله کنید بمب غضب می ترکد و شیطان می خندد... امام صادق علیه السلام به شخصی در شرایطی شبیه شما، چنین فرمودند: اگر پدرت صدایش را بالا برد تو صدایت را پایین بیار و مودبانه و با تواضع سخن بگو...
3. به این آدرس مراجعه کنید برای ساخت ایمیل www.gmail.com
4. می شود ولی ضرورتی ندارد!شما که نام ونشان در این پیام ننوشته اید!چرا خصوصی؟
5. آمین
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1310  |  48 امتياز

گنهکار
از ايران
امضا شده : ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۵۰
با سلام خدمت شما . من سوالات زيادي دارم ولي امروز فقط يکي را مطرح مي کنم  
جناب آقاي مرادي من در زندگي ام دو گناه بزرگ انجام دادهام و مي دانم که به خاطر اين دو گناه تمام شانسهاي زندگي از من روي برگردانده گناهها :...(به صورت خصوصي )اگر امکان دارد با تشکر از شما
شهاب مرادی :سلام/  کمی سخت می گیرید. مراقب باشید. اسلام دین اعتدال است.
یک بار عذرخواهی و طلب مغفرت همراه با تصمیم عدم تکرار گناه، می شود توبه.
اگر گناه (علی رغم تصمیم شما) تکرار شد، دوباره توبه کن ...

این درگه ما درگه نومیدی نیست        صد بار اگر توبه شکستی بازآی

فراموش نکن : خدا ارحم الراحمین است و غفور و رحیم.
سرزنش کردن خود و تکرار خاطرات گناه(پس از توبه) به نفع شیطان است!
 می خوام نمی شه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:888  |  48 امتياز

سايه
از ايران
امضا شده : ۰۸ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۴۸
با عرض سلام 
 
خدا قوت 
اگه از سيل سوالاتي که به سوي شما روانه ميشه وقت کردين به اين سوال جواب بدين 
دختر 24 ساله اي هستم از اونجايي که يادم مياد 4-5 سالي هست که براي من خواستگار مياد ولي همه اونايي که به خونمون اومدن به همون جلسه اول زنانه ختم شده . واقعا برام خيلي عجيبه شايد واقعا قسمت نبوده ولي اين جوري هم ...؟ 
توي صحبتاتون گفته بوديد که خونواده ها يا دخترا خواستگاراشونو مرتب رد ميکنن بعد که سن دختر بالا ميره ميگن بختش بسته شده. 
ولي درمورد من وخونواده ام اين جوري نيست. يعني ممکن هست که يکي بخت منوبسته باشه؟ .من خودم معتقدم اگه اراده خدا به چيزي تعلق بگيره هيچ کس نمي تونه اونو تغيير بده. 
دعاي باطل شدن سحررو توي مفاتيح دوبار خوندم ،ادامه بدم؟ يا با اينکه اصلا دوست ندارم پيش کسايي که دعانويس هستند يا سحر باطل ميکنند برم . يکي دو نفر پيشنهاد دادن برم يا نه؟ 
ممنون ميشم اگه راهنمايي کنيد.
شهاب مرادی :سلام/ دلایل متعدی باعث این اتفاق می شودو احتمال سحر و طلسم بسیار بسیار کم است و دعا نویس ها عموما بی سواد و اغلب شیاد هستند.
(شاید مشاوره مفید باشد در مورد بهبود نحوه برخورد با خواستگاران)
خواندن سوره های توحید، کافرون، فلق و ناس را در هر روز اول صبح برای دختر و پسر، مجرد و متاهل در هر سن و سال توصیه می کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1069  |  48 امتياز

نجمه
از يزد
امضا شده : ۰۴ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۰۷
سلام حاج آقا.من از طرفداراي جدي شما و حرفاتونم.چون شما خيلي زيبا با جوونا ارتباط برقرار کردين يعني فقط شعار نمي دين و خيلي زيبا باهامون حرف مي زنيد.شما با زدن اين سايت ثابت کرديد که واقعا قصدتون حل مشکله. 
حاج آقا از اين قسمت مي خوام خصوصي باشه.حاج آقا من يه جوون ميشه گفت تقريبا موفقم آخه من هم توي دانشگاه دولتي خيلي خوب ... 
ممنون ميشم اگه منو کمک کنيد.خدانگهدارت ن باشه
شهاب مرادی :سلام/ مشکل شما نحوه ی برخورد دیگران نیست،
مشکل اصلی این است که شما مدام تایید خودتان را از دیگران می خواهید حال اینکه باید خودت در درون خودت با منطق و استدلال خودت را نقد، تایید و تشویق و تقویت کنی.
تو به عنوان یک دختر خانم مومنه، باهوش، درسخوان و دارای موفقیت های علمی (که نوشته بودید و...) باید ارزش و هویتت برای خودت روشن و ثابت باشد و اگر همه گفتند تو بی سوادی، نباید ناراحت شوی و...
ظاهرا به دیگران در شکل گیری و شناخت هویتت زیادی نقش دادی نقش آنها را کمرنگ کن تا راحت شوی. هرچه نقش دیگران در هویت ما کمرنگتر ما راحت تریم.

تازه اغلب مردم تشویقهایشان هم تاریخ مصرف دارد حتی 3-2 روز یا یک لحظه! مثلا جنابعالی در این پیام که اول شهریور ارسال کردید با مبالغه از من تعریف کردید و در پیام سوم شهریور که پیگیر پاسخ بودید با 8 تا علامت سوال انتقاد و گله . شوخی کردم ولی این خودش یک عبرت است!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1144  |  48 امتياز

حسين
از کاشان
امضا شده : ۰۴ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۴۰
سلام عليکم 
راستش با اينکه خونه ما نزديک مسجد صادقيه بود ولي امسال يک بار بيشتر نتونستم بيام پا منبر شما  
منبر شما يه جورايي متفاوته. 
حسابي حکومت نظامي به راه انداختيد. بچه نبايد جيک بزنه ، کسي نبايد به جز منبر به جاي ديگه نگاه کنه، هر کس اومد تو بايد فورا يه جا بنشينه، موبايلها همه بايد خاموش باشه و... 
البته من بي انصاف نيستم و بايد اين رو هم بگم که اون حرفهاتون در مورد غيبت واقعا برام تاثيرگذار بود.
شهاب مرادی :سلام/ اگر مستمع و حاضرین در مسجد به منبر به چشم کلاس درس و فرصتی صرفا برای شنیدن موعظه ی واقعی برای خودش نگاه کند
دیگر از منظم بودن جلسه و ... تعجب نخواهد کرد.
به هر حال از تذکر شما ممنونم.
البته متاسفانه برخی - هرچندانگشت‌شمار- آمدنشان به این مجالس فقط برای سرگرمی است یا نقد این و آن و یا مقایسه این هیئت و اون هیئت  و شمارش جمعیت برای تفاخر و غیبت و غیبت و غیبت و...

بسم الله الرحمن الرحیم
الهكم التكاثر. حتی زرتم المقابر. كلا سوف تعلمون. ثم كلا سوف تعلمون. كلا لو تعلمون علم الیقین. لترون الجحیم. ثم لترونها عین الیقین. ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم.


 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1126  |  48 امتياز

الهه18264
از تهران
امضا شده : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۸
با سلام-خواستگاري دارم که در جلسه اول خواستگاري به بهانه اينکه ماه صفر است نه گل ونه شيريني آورده بود در ضمن کت شلوار که لباس رسمي است هم نپوشيده بود و خيلي خيلي ساده لباس پوشيده بود آيا من حساسم يا کار ايشان درست بوده؟آيا بعد از ازدواج ميتوان نوع لباس پوشيدن فرد را تغيير داد؟هو تک پسر خانواده است و من ميترسم که بچه ننه باشد-من ليسانس شيمي متولد20آذر 63و او فوق ديپلم علوم اجتماعي متولد20آذر61است
شهاب مرادی :سلام/ به احساس و تشخیص خودت اهمیت بده و محترمانه دلیل رفتارش را سوال کن. اصلا در پاسخ مثبت یا منفی عجله نکن
باید در فضای محترمانه ی استقبال خانواده دختر از خواستگار رسمی؛ تلاش و حوصله ی آقا پسر(خواستگار) و خانواده اش برای ادای احترام و جلب نظر دختر خانم و خانواده ی دختر محسوس باشد.
این رفتارها در بهترین فرض از ندانستن مسئله و در مراتب بعدی از ریا و سختگیری و ... ناشی میشود دقت کنید.

قبل از ازدواج و هشدارهای ضروری - 2
قبل از ازدواج و هشدارهای ضروری - 1
يك نه . براي موفقيت و سعادت (با این افراد ازدواج نکنید)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1051  |  48 امتياز

آيلار
از تبريز
امضا شده : ۰۲ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۴۷
سلام استاد واسه اينکه به راه بيام سر نمازگريه کردم پيش مشاوررفتم ازدوستام از عمه ام کمک گرفتم اما نشد حالا بعد از خدا به شما ميگم کمکم کنيد تا واسه زندگيم تو اوج جواني تصميم جدي بگيرم ... [حذف ادامه پیام به درخواست]...
شهاب مرادی :سلام/ شما متأهليد و هر چقدر هم که از زندگي زناشويي خود ناراضي باشيد، اخلاقاً و شرعاً نباید به مرد ديگري فکر کنيد چه رسد به اينکه تمايل به ارتباط با او داشته باشيد. به خدا پناه ببرید! فاستعذ بالله
ابتدا بررسي کنيد که علت اين رفتارهاي همسرتان چيست ؟ به شما علاقه ندارد؟ يا از زندگي خود ناراضي است؟ يا نااميد و افسره است؟
( که تمايل به کار کردن ندارد و زياد سيگار مي کشد )
يا … اين بررسي با کمک يک مشاور يا روانشناس و در صورت عدم مراجعه همسرتان با همکاري يک فرد امين و آگاه از اقوام و دوستان امکانپذير است.
 وقتي علت مسئله روشن شد راه حل نيز پيدا مي شود.
 اگرچه توصيه به طلاق (حتي  در صورت اصلاح نشدن ايشان) به این سادگی ها نیست اما اگر ادامه زندگي فقط به خاطر نگرش و حرفهاي اطرافيان صورت گيرد و خداي ناکرده منجر به خطا و گناه شود ميتوان به عنوان آخرين راه حل به طلاق فکر کرد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2648  |  48 امتياز

sسs
از ;
امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۴۷
سلام 
بدون مقدمه ميخوام حرف بزنم.آقاي مرادي پدرم مسبب خيلي از سختيهاي زندگيمون هست.مطمئنم اگر ماچند تا بچه نبوديم تا حالا مامان رو کشته بود.اعتماد بنفسمون رو گرفته.به زور تونستم موفق بشم که به اين آدم حالا تبديل بشم... 
... من نميخوام دردودل کنم هدفم اينه که در قبال اين همه زور چکار کنم مامان رواني شده ومن صبرم داره تموم ميشه ميدونم ميخواين بگين بي احترامي نکن چون قبلا هم گفته بوديدخداهم خيلي توقرآن ميگه. التماس ميکنم بگيد چکار کنم همه خواستگارا رو رد کرده حالا ميگه برو تو جامعه تا مردم ببيننت.ميگن سوره والعصر براي صبر خوبه ديگه چه دعايي بکنم( راستي نذر 40شب نماز شب دارم).من بازم بابا رو دوست دارم ولي داغونم کرده چکار کنم چکارکنم
شهاب مرادی :سلام/ بی شک پدر شما بیمار است و از سالهاست که ازاختلال روحی روانی رنج می برد؛و باید تحت نظر و درمان روانژزشک و درمانگر قرار گیرد اما چه او به درمانگر مراجعه کند و یا فرار از درمان؛ زندگی با چنین فردی (با شرایطی که شرح دادید و اینجا نمایش ندادم) حتما نیاز به دانستن مهارت ها و اطلاعاتی است که مراجعه شما را به مشاور ضروری می کند.
پیشنهاد من :آقای دکتر بهمن بهمنی از مشاورین مرکز مشاوره زندگی بهتر
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3131  |  48 امتياز

مجيد
از تهران
امضا شده : ۰۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۴۳
سلام. من چند وقت هست که دنبال بک سعادت هستم تا بتوانم نماز شب بخوانم: 1. هر کاري مي کنم چند شب يکبار توانايي و سعادتش را پيدا مي کنم  
2. مي خواهم کيفيت و کميت نماز شب و همچنين نوافل را بدانم لطفا راهنمايي بفرمائيد 
السلام علي عبادک الصالحين
شهاب مرادی :سلام/ دم را دریاب! و غنیمت بدان هر وقت شد خوش است.
مبادا ناز کنی برادر!
عالم بالا عالم ناز است و ما اهالی نیاز انتم الفقراء الی الله...
طریقه خواندن نماز شب
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3854  |  48 امتياز

مونا
از تهران
امضا شده : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۸
سلام.خسته نباشيد.يه پيشنهاد خواهرانه به همه ي دخترايي که اينجا پيامم رو مي خونن دارم.هيچ وقت تحت هيچ شرايطي با هيچ پسري دوست نشيد.جز پشيموني و گناه هيچي عايدمون نمي شه هيچکي ام از گناه خير نديده که ما ببينيم.يا علي
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3014  |  48 امتياز

م.ف
از tehran
امضا شده : ۰۵ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۵۲
آقاي مرادي سلام،  
درمورد يادداشت جالبتون، با اينکه همه اعضاي خانواده ما کم و بيش اهل کتاب خواندن هستن، ولي نميشه به هيچکدوم چنين توصيه اي(حفظ شعر) کرد. چون اين کار رونوعي رمانتيک بازي ميدونن! احساس ميکنم از همين بابت هم علاقه من به شعر دچار نوعي افراط شده، چون با اينکه به تحصيلاتم هيچ ربطي نداره تقريبا هر چند شب يکبار کتاب يک شاعرو کامل مرور ميکنم،هرچند درکنارش قرآن و اغلب نهج البلاغه رو ترک نميکنم، نظرتون چيه؟ 
تقريبا همه اثراتي که برشمرديد روبراي من داشته، با اين تفاوت که من شعرو به قصد حفظ نميخونم، اما معمولا بيتهاي موردعلاقه ام روتک تک حفظ مي کنم. اما خوب بعضي وقتا که يه بيتي رو زمزمه ميکنم، حسرت ابياتي روکه حفظ نيستم ميخورم، بنابراين احتمالا روش پيشنهادي شما بهتره!هرچند نه براي آثاري مثل مثنوي (مولوي) و خمسه (نظامي) و... 
لينکه حفظ قرآن هم خيلي مفيد بود، بخصوص در مورد نحوه حفظ شماره آيات. واقعا مشکل من بود. پاينده باشيد.
شهاب مرادی :سلام/ "غزل" و "حفظ" از کلیدواژه‌های اصلی یادداشت آشتی با غزل است. خوب است به دیگر لینک های یادداشت توجه بفرمایید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1929  |  48 امتياز

گل نرگس
از تهران
امضا شده : ۰۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۵۰
باسلام 
من دانشجوي روانشناسي دانشگاه پيام نورهستم رشته ام رادوست دارم اما برخي ازافرادازاينکه دردانشگاه پيام نوردرس ميخوانم من را موردتمسخرقرارمي دهند واين باعث شده که يه مقدارازدرس خواندن فاصله بگيرم وانگيزه اي نداشته باشم امامن عاشق اين رشته هستم . 
لطفا کمکم کنيد.
شهاب مرادی :سلام/ پُـرامید و پُـر انرژی درس بخوان و دنبال تایید گرفتن از دیگران نباش دانشگاه پیام نور دانشگاه خوبی است. و جدیت و تلاش شما در فراگیری و یادگیری با استعانت از خدای جبران کننده ی مهربان از شما فردی موفق و موثر می سازد ان شاءالله. همچنان روانشناس باسواد، متدین و باهوش مورد نیاز جامعه است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3122  |  48 امتياز

بالا