آمار

بازدیدکنندگان: 7077669
حاضرین در سایت : 38 نفر و 3 نفر عضو
  • marziye_m0
  • zohreh_bihamta
  • a_un1985
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 266385
بازديد هفته گذشته : 57718
بازديد روز گذشته : 5694
بازديد سال جاري : 1135999
بازديد ماه جاري : 103232
بازديد هفته جاري : 999
بازديد امروز : 999

  اللهم ربَّ  شهر رمضان!
اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام و العافية المجللة و الرزق الواسع و دفع الاسقام
اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا و تسلمه منا و سلمنا فيه‏

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7789 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 »

نامورودی
منصوره
از تهران/کرج
امضا شده : ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۲۹
با سلام  
جناب آقاي شهاب مرادي  
مهرباني و ساده و مردمي سخن گفتن شما مرا شيفته ي شما ساخته . اما لازم است که در مورد مسائلي مرا ياري کنيد که سخت درمانده و عاجزم. 
دانشجوي رشته ي رياضي هستم . بارها و بارها خوابي ديدم که باعث نگراني من شده است.البته نگراني نه به خاطر تعبيير آن به خاطر جبران گذشته ها و چگونگي انجام آن . 
البته چون اعتقاد به دوزخ و خدا دارم توبه کردم و تمام تلاش من اين است تا  
گناهي که خداوند آنها را منع فرموده مرتکب نشوم. 
من بارها و بارها خواب عروسي خودم را ديدم . تعبيرش را هم که به قول ماها تابلوست . بيشترين چيزي که باعث نگراني من شده مردن نيست ٬ آخرت و اعمالم مرا نگران کرده .البته من دختر بدي نبودم وتمام تلاشم براي آينده همين است اما ... 
تصميم داشتم فوق ادامه دهم البته نا اميد نشدم و تا زماني خداوند به من زندگي ببخشد ادامه ميدهم . 
از شما مي خواهم راهي به من نشان دهيد تا جبران کنم و خوب باشم. 
کمکم کنيد من فقط وفقط به شما اعتماد دارم. 
من يه دنيا ازتون سوال دارم .که اگه عمري باقي باشه از شما خواهم پرسيد.  
 
با سپاس
شهاب مرادی :سلام/ تکيه بر خواب و تعبیرهای عمومی و غیرعلمی آن
و ترس و نگراني (و يا حتي اميد واهي)حاصل از آن، عقلائی و منطقي نيست.
هریک از ما حتما روزي از اين دنيا مي رويم.
قدر و ارزش افراد به مدت اقامتشان در اين دنيا نيست بلکه به جنس اقامت بستگی دارد و ارزش آنها از نحوه معاشرتشان با مردم و حُـسن خُـلق ، تواضع ، نماز و زکات و کسب علم و خدمت به مردم و ... و در یک کلام : در بندگی خداست.
فرزند آیت الله العظمی بهجت نقل می کردند که آن بزرگوار وقتی سوالی در مورد ترس از مرگ شنیده بودند از سر تعجب خنده‌شان گرفته بود و دستوراتی هم فرموده بودند ولی اجمالا فرموده بودند مرگ چیزی مثل همین خوابیدن است که قرآن کریم اشاره می فرماید...
علاج نگرانی از برزخ هم توبه است و هم تفویض(واگذاری کار به خدا) و رجاء(امید به خدای مهربان).

مابقی پاسخ تکراری است که می گذرم لطفا یادداشت ها از جمله ترس از آینده و پاسخ پیام های با امتیاز بیشتر را بخوانید.
 
راستی قدر لحظه لحظه‌ی این حیات ذی‌قیمیت را بدان و هرچه بیشتر قدر بدانیم "پُرقیمت تر" می شود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4687  |  84 امتياز

sahel6886
از زنجان
امضا شده : ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۰۶
سلام آقاي مرادي 
ديروز که اومديد دانشگاه ما به گوشه اي از مشکلم اشاره کرديد.  
من دختري هستم که با پسري دوستم و باهاش رابطه ي ... بر قرار کردم ولي حالا مي بينم که نمي تونم باهاش خوشبخت شم . خيلي دوستش داشتم ولي اون اينو نمي فهمه رفتارش خيلي سرد شده ميگه که دوستم داره ولي مي دونم اين طور نيست... 
يه روز بهش گفتم ديگه نمي خوام ادامه بدم اول قبول نکرد ولي بعد گفت ديگه بهم زنگ نزن اما من به خاطرگناهي که کردم پشيمون شدم و التماسش کردم که ولم نکنه... 
الان دوباره با هم هستيم ولي من ديگه حق اعتراض ندارم. 
هر روز و هر شب به خاطر غلطي که کردم گريه ميکنم و از خدا آرزوي مرگ ميکنم... 
بگيد چي کار کنم مي ترسم از گذشته،حال و آينده ي تلخي که دارم 
کمکم کنيد من خجالت ميکشم که به مشاور مراجعه کنم!
شهاب مرادی :سلام/ فورا (cut) قطع ارتباط + "توبه" . والسلام  
   
 خلیلی... از تهران
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6433  |  84 امتياز

سارا
از کاشان
امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۲۴
1-باايمان باشه که خودش شامل 4مورده(1-اهل نمازوروزه و...باشه،2-اهل حلال وحرام باشه،3-روحيه معنوي داشته باشه،4-اهل جلسه دعاوروضه باشه) 
2-انسانيت(1- حياداشته باشه،2-نگاهش به زن هاي مردم نباشه3-فکرهمسروز ندگيش باشه ودوسش داشته باشه) 
3-خوش اخلاق باشه 
4-متين،باوق اروعاقل باشه 
5-هردوهدف مشترکي اززندگي داشته باشيم وخودمون رورشدبدهيم براي رسيدن به خدا 
6-اهل کارباشه وحداقل امکانات مادي روداشته باشه 
7-اهل کاهاي خلاف ورفيق بازي نباشه 
8-خانواده ي خوبي داشته باشه 
9-اهل موسيقي وشادي هاي کاذب نباشه 
10-خودخواه نباشه،گيرِِِنَد ه،تعصبي نباشه 
11-خوشکل باشه(نه درحدي که نامحرم خواهان اوبشه) 
من فکرميکنم مورد هاي 1،2،3،5،6،8،9روداش ه باشه.کمکم کنيد.ممنون
شهاب مرادی :سلام/ با توجه به این چند پیامی که خواندم ؛ تردید شما به جا و قابل توجه است اگر برای جلب موافقت شما اصرار و عجله دارد، جواب منفی بهتر است ولی اگر امکان چند جلسه گفتگوی رسمی باشد بعد از آن جلسات و مشاوره نظر مثبت یا منفی ات را اعلام کن.
 
یادداشت های مرتبط و پیامهای با متیاز بالا چند صفحه اول را بخوان. حتما.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5383  |  84 امتياز

شيرين بي شيرين
از تهران
امضا شده : ۲۵ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۱۳
سلام  
خيلي زود ميرم سر اصل مطلب . 
2 سال پيش ازدواج کردم ، بک ازدواج آکاهانه و خانواده پسند . از 8 ماه پيش زندگي مشترکمون رو آغاز کرديم . اما بعد از ازدواج متوجه شدم شوهرم هيچ تمايلي به برقراري ارتباط جنسي با من نداره . البته يک مشکل بزرگ وجود داشت و آن هم بلد نبودن اينکار از ناحيه هر دو بود .من سريع به پزشک مراجعه کردم و آموزش هاي لازم رو فرا گرفتم اما همسرم از اين کار امتناع ميورزه و حاضر نيست به پزشک مراجعه کنه . الان حدود 8 ماه از ازدواج ما ميگذره و من هنوز باکره هستم .خيلي با همسرم صحبت کردم ، بهش از نيازم گفتم ولي اصلا" براش اهميتي نداره . اگر در حضورش آرايش کنم ، لباس تنگ و يا کوتاه بپوشم و هر کاري که همه جوانان تازه عروس انجام ميدن رو انجام بدم بهم ميگه وقتي من نيستم اين کارها رو انجام بده و زماني هم که انجام نميدم بهم ميگه شما هيچ کاري براي تحريک من نمي کني . به تازگي فهميدم که قبلا" به دختر ديگه اي علاقه داشته و خيلي وقتها در مورد اون با من صحبت ميکنه ، از اينکه خانواده ها مخالف اين ازدواج بودند . هميشه به من ميگه دوست دارم اما به توجه به سردي رفتارش نمي تونم باور کنم .  
از هنگامي که ازدواج کردم فشارهايي که عدم رابطه جنسي به من وارد مي کنه بيشتر شده . قبل از ازدواج خيلي خوب مي تونستم خودم رو قانع کنم اماالان دچار هزاران بيماري شدم . افسردگي ، ترس از حضور در جمع ، افت تحصيلي و خيلي از مسائل ديگر از يک ازدواج اگاهانه ، خداپسند بر من وارد شده . خيلي وقتها براي خودم آرزوي مرگ ميکنم . همسرم حاضر نيست به دکتر مراجعه کنه و ميگه با شما به خاطر مسائل جنسي ازدواج نکردم . به هر دکتري که مراجعه مي کنم پيشنهاد ميدن که طلاق بگيرم اما ميدونم که اين راه مناسبي نيست .  
آقاي مرادي کمکم کنيد تا يکبار ديگه بتونم به زندگي برگردم  
روزي هزاران مرتبه حسرت ميخورم و از خودم مي پرسم که آيا من بو ميدم ؟ من کثيفم ؟ در ضمن بايد بگم که همسرم به اجبار با من ازدواج نکرده. من رو به مادرشون معرفي کرده بودند و همسرم به همراه مادرشون به خواستگاري من آمد و بعد از چند جلسه صحبت خواستگاري رسمي تر شد . 
آقاي مرادي خواهش ميکنم راهنماييم کنيد . 
خيلي ممنونم که نامه من رو خونديد و به درد دلم گوش داديد .  
منتظر پاسخ زيباتون هستم .
شهاب مرادی :سلام/ مشکل ایشان بیش از ندانستن است و احتمال وجود یک یا چند اختلال را نمی شود نادیده گرفت. تا هر دو مراجعه نکنید و تا 3-2 جلسه مشاوره انجام نشود، هیچ توصیه درستی نمی شود ارائه داد.
 
بنابراین فعلا برای برقراری رابطه و یا جدایی اقدامی نکن.
 
پیشنهادم: دکتر جعفری نژاد در زندگی بهتر 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6072  |  84 امتياز

سما
از اصفهان
امضا شده : ۱۷ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۰۷
سلام حاج آقا.خسته نباشيد از حضورتون دراصفهان ممنونم ما از محضرتون استفاده کرديم مثل قائميه و جاهاي ديگر هر چند که قسمت نشد تالار هنر رو بياييم و خوشبختانه ديشب سوالي که در مورد رزق پرسيديد تونستم با توجه به بيانات قبليه خودتان جواب بدم در ضمن پسرداييم از شما خيلي خوشش اومده بود همون پسري که بهش پول دادين بندازه تو حرم الانم اينجاست و کلي داره ذوق ميکنه ... 
خيلي ممنون از حضورتون 
به اميد حضور مجددتون در اصفهان مخصوصا در قائميه
شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله. شما هم بهش سلام برسون
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4633  |  84 امتياز

خصوصيامضا شده : ۲۹ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۱۱
با سلام خدمت شما روحانی محترم من دو بار مشکلم را رو برای شما فرستادم و هر قدر منتظر جواب شدم خبری نشد و با خودم گفتم شاید به این خاطر بوده که به فارسی برای شما تایپ نکردم و تصمیم گرفتم یک بار دیگه امتحان کنم. 
داستان از اینجا شروع شد که من برای کنکور به یک آموزشگاه می رفتم و در اون آموزشگاه دختر خانمی بود که من با در نظر گرفتن ایشون متوجه شدم دختر خوبیه و به ایشون علاقه مند شدم ولی تا بعد از کنکور هم نتونستم خودم رو راضی کنم و با ایشون صحبتی بکنم و کم کم داشتم ایشون رو فرامش می کردم تا اینکه بعد از رفتن به دانشگاه متوجه شدم که ایشون هم درست همون رشته و همون دانشگاه رو قبول شده و این بار دیگه نتونستم این فرصت رو از دست بدم چون بعد از کنکور خیلی ناراحت بودم که چرا با ایشون حرف نزدم قضیه رو با خانوادم مطرح کردم و خانوادم هیچ مشکلی نداشتن و مادرم ایشون رو دید و از ایشون خوششون اومد و به من گفتن که با خودش هم صحبت کنم من هم با ایشون صحبت کردم و ایشون هم بعد از مدتی موافقت خودشون رو اعلام کردن و با خانوادشون مطرح کردن و اونها هم مخالفتی نداشتن و فقط گفتن باید درستون تموم بشه . ما هم برای اینکه گناهی مرتکب نشیم تصمیم گرفتیم بین خودمون عقد دائم بخونیم تا بعدا توسط پدر و مادرهامون رسمی بشه تا چند وقط بعد از این ماجرا مشکلی وجود نداشت ولی من کم کم متوجه شدم ایشون کمی در زمینه مسائل مذهبی سهل انگاری می کنن و اوایل با لطافت ازشون خواهش می کردم که به بعضی چیز ها بیشتر اهمیت بدن ولی بعدها که دیدم اعتنایی نمی کنن لحن تذکر دادنم تند تر شد و لحن خیلی بدی پیدا کردم و حتی از کوچکترین کارهای ایشون هم ایراد می گرفتم مثلا کافی بود تا یکی از پسرهای کلاس یک کلمه از ایشون سوال کنه و همین کافی بود تا چند روزی با ایشون صحبت نکنم و این روند حدودا 3 ترم ادامه پیدا کرد تا اینکه چندوقت پیش چند هفته ای برای امتحانات میان ترم تعطیل شدیم و همدیگرو ندیدیم و بعد از اولین امتحان ایشون گفتن که تو این چند وقت که همدیگرو ندیدیم من تازه متوجه شدم که تو چه بلایی سر من می آوردی و من حتی تو این مدت نمازم رو هم ترک کردم و به این نتیجه رسیدم که من به درد تو نمی خورم و تو باید صیقه طلاق رو بین خودمون بخونی من که واقعا شکه شده بودم به خونه رفتم و برای اینکه بتونم در مورد این مسئله تصمیم بگیرم سه بار استخاره کردم و هر سه بار استخاره به ادامه رابطه با ایشون تاکید داشت و می گفتن که خیلی خوبه ولی مشکلات خیلی زیادی در پیش داره من بعد از امتحان بعدی موضوع رو با ایشون مطرح کردم ولی ایشون باز هم اسرار به جدایی داشتن و من هم ناچارا قبول کردم و قرار شد بعد از امتحان بعدی همه چیز تموم بشه من با حال خیلی بدی به خونه برگشتم و بعد از خوندن نماز بلافاصله خوابم برد و درست ساعت 1:10 صبح با یک خواب در مورد خانومم از خواب پریدم درست آخر اون خواب یه صدایی که واقعا آرامش خاصی توش موج میزد وحتی باعث آرامش من هم شد به من گفت نگران نباش تو تا آخر امرت کنار این خانوم خواهی موند فقط ایشون رو آزاد بزار تا خودش در مورد اسلام و تو تصمیم بگیره روز قرارمون مسئله رو با خانومم مطرح کردم و ایشون هم به من گفت من هنوز هم به تو علاقه دارم ولی در مورد اسلام و زندگی مشترک دچار سر در گمی شدم و اول باید این مشکل رو با خودم حل کنم اگر موفق شدم خدا باز هم ما رو سر راه هم قرار میده و اگرقسمت نبود هرکدوم می ریم دنبال زندگی خودمون و من در عین ناباوری مجبور شدم که صیقه طلاق رو بین خودمون بخونم و بعد از اون هم پنج روزی هست که هیچ خبری از ایشون ندارم من خودم هم میدونم که اشتباهات زیادی مرتکب شدم و رفتار غلط من باعث شده ایشون حتی از اسلام هم زده بشن ولی واقعا نمی دونم برای جبران این اشتباه چه کار باید بکنم و تا کی باید منتظر ایشون باشم تا به نتیجه برسن و چون هنوز هم به ایشون علاقه ی خیلی زادی دارم واقعا درام دیوانه می شم حالا از شما خواهش می کنم من رو در این مورد راهنمایی کنید پیشاپیش واقعا ازتون ممنونم.  
 
محمد حسین  

شهاب مرادی :سلام اگرايشان دوشيزه بودند و عقد دائم رابا شرايط آن (مثل اذن ولي) درست خوانده باشيد (كه ترديد دارم) ولي تردبد ندارم كه طلاقي كه خواندي باطل است. ودر صورت صحت عقد او همچنان همسر شماست. پسرم اشتباه شما در اين است كه در امور با خانواده ومتخصص مربوطه مشورت نمي كني پناه بردن به فال و استخاره واعتماد بيش از حد به خواب يك مكانيزم دفاعي است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1480  |  83 امتياز

ناهيد فرجادي
از تهران
امضا شده : ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۵۰
به نام حق.سلام حاج اقا.نماز شب به چه صورتي است؟از چه ساعتي؟با تشكر
شهاب مرادی :سلام / "وَ مِن‌َ الَّیْل‌ِ فَتَهَجَّدْ بِه‌ِ نَافِلَة‌ً لَّکَ عَسَی‌َ أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَّحْمُودًا "
از نیمه شب شرعی تا اذان صبح وهرچه به اذان نزدیک تر باشد با فضیلت تر است.
 کیفیت نماز شب‌
نماز شب 11 رکعت است ؛ 8رکعت نماز ؛4نماز دو رکعتی مانند نماز صبح‌( نافله شب) و 2 رکعت ( نماز شفع)‌، و یک رکعت (نماز وتر) .
مجموع این یازده رکعت را به دو صورت مختصر و طولانی می‌توان خواند.
مختصر
در این روش‌، در یازده رکعت تنها به سوره حمد (بدون سوره‌) می‌توان بسنده کرد.
طولانی‌
در این شیوه در هر رکعت از هشت رکعت ابتدایی‌، ابتدا حمد، سپس یک سوره (سوره‌های متعددی مانند کافرون‌، توحید و... سفارش شده است‌.) می‌خوانیم‌; البته در برخی روایات حتی به خواندن ده بار سوره توحید سفارش شده است‌.
در دو رکعت نماز "شفع‌"، بهتر است در رکعت اول بعد از قرائت سورة حمد، سوره "فلق‌" خوانده شود و در رکعت دوم بعد از حمد سوره "ناس‌" را بخوانیم‌.
در یک رکعت "وتر" بعد از سورة حمد، بهتر است سه بار سورة توحید به تنهایی‌، یا سه بار سوره توحید به همراه فلق و ناس را بخوانیم و می‌توان تنها به یک سورة توحید بسنده کرد و دست‌ها را به قنوت بالا برد. قنوت نماز وتر، یکی از مستحبات پر فضیلت است .به مفاتیح الجنان مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2128  |  83 امتياز

ف.ا
از ايران
امضا شده : ۳۰ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۱۰
سلام حاج آقا... 
نماز و روزه هاتون قبول باشه... 
 
...( خصوصي) ... 
حالا حاج آقا من چه كنم كه ازين آشفتگي رها بشم ؟ 
چه دليلي براش بيارم ؟  
چي كار كنم اون منو فراموش كنه؟ 
اصلا اگه من جاي دختر شما بودم شما چي كار ميكردين ؟ 
آيا موافقت ميكردين؟ 
التماس دعاي فراوون.
شهاب مرادی :سلام/ پیام خیلی طولانی بود.
مسئله به این پیچیدگی نیست . او فقط یک خواستگار است .همین !
که البته ظاهرا نباید پسر بدی باشد.

نکته مهم: خواستگاری با عقد کنان متفاوت است در خواستگاری نباید کسی منتظر شنیدن "بله" از دختر باشد.
همیشه باید  "بررسی" و "چند جلسه گفتگو" مقدمه ی پاسخ نهایی از طرف دختر باشد.
به موضوعات فانتزی و شبه عرفانی که از طرف مقابل (پسر یا دختر یا خانواده های آنها) مطرح می شود، توجه نکنید و جدی نگیرید مثل: در خواب شما را به ما معرفی ...
به دنبال حرف های منطقی و معقول و سنجیده باشید.
طرفین از خیال بافی (که یکی از مکانیزم های دفاعی است) بپرهیزید.

در ضمن ؛ تمام پیام های ارسالی شما را خواندم ...
لطفا پیام های قبلی را جدی تر بخوانید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1629  |  83 امتياز

الهه.مهشید
از خوزستان
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۰۳
سلام 
 
من یه نوجوون هستم و البته ایمانم تا حدی ضعیف.به خدا اینقده با خدام راحتم هستم که نگو ولی چرا هر جا میرم بین من با دیگران تیعیض قایل میشوند؟چرا معلمام بین دوستان با خودم فرق می ذارن؟به اونا بیشتر اهمیت میدن؟مگه خدا نمیگه از تو حرکت از من برکت::پس چرا هیچند اماده سر کلاس میرم بهم کمک نمیکنه؟چرا همیشه من باید حواس پرت باشم؟من اول امتحانام بسم الله میگم را کمک نمینه که امتحانام رو خوب بدم با اینکه کلی هم تو خونه میخونم؟یه چیز میخوام بگم میترسم کفر باشه ولی خداییش کمکم داره بهم ثابت میشه که خدا بین بنده هاش... . 
تو رو خدا جوابم رو بدید این چهارمین سوالم هستش .امیدوارک این یکی جواب داده بشه.
شهاب مرادی :سلام/نتايجي که از تلاش هايمان در دنیا مي گيريم ملاک ارزيابي خدايي خداوند نيست.
 اين نوع رابطه با خدا، نشانه ضعف شناخت از خداوند است.
 نتايج رفتارهاي ما وابسته به عمل ماست.
تبعيض گذاشتن معلمها يعني چه ؟! طبيعي است که معلمها با دانش آموزان فعال و قوي رابطه بهتري داشته باشند. شايد شما شيوه درست درس خواندن را بلد نيستيد.
 حواس پرتي و کمبود توجه خصوصيت خود شماست که بايد با رفع عوامل ايجاد کننده آن ( مثل درس خواندن در محيط ساکت و آرام ،تهیه یادداشت و خلاصه مطالب و مرور مستمر دروس در طول سال تحصيلي و نه فقط شب امتحان) اصلاح شود.
خداوند هر کاري را از طريق اسباب و وسايل آن انجام ميدهد.
 پس وسيله ها را بخوبي بشناسيد و به کار گيريد و از ياري و کمک خداي مهربان نيز نااميد نباشيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2694  |  83 امتياز

دختر مسلمان ایرانی
از تهران
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۵۸
سلام دختری 29 ساله هستم, لیسانس فیزیک ,مسلط به زبان انگلیسی ,عاشق ادامه تحصیل, متنفر از درجا زدن وزندگی یکنواخت داشتن.بنا به دلایلی وقفه ای در ادامه تحصیل من بوجود امد.دو باردرکنکور ارشد فیزیک شرکت کردم متاسفانه موفقیت امیز نبود(به دلیل استرس بالا). 
امسال تغییر رشته دادم و به امید خدا میخواهم در رشته فلسفه امتحان دهم.میپرسید مشکل کجاست؟این هدف انقدر برای من مهم است که همه زندگی من را در بر گرفته و اجازه فکر کردن به هیچ موضوعی را به من نمی دهد 
(طوریکه مورد نکوهش اطرافیانم قرارگرفته ام). 
باور کنید نه عشق دانشگاه دارم نه میخواهم پز بدهم,من تحصیل را برای رسیدن به حقیقت و لذتی که دران است دوست دارم(حداقل ازانتخابهایم مشخص).و دانشگاه بهترین مکان برای این منظور میباشد. 
اما فشارهای خانواده بخصوص مادرم برای ازدواج امانم را بریده که باعث ایجاداسترس شده و فکر اینکه اگر امسال هم قبول نشوم... 
می دانم شما یکی از مدافعین ازدواج هستید و مرا نصیحت یاحتی سرزنش خواهید کرد اما چه کنم زندگی من با کتابهایم پیوند خورده,لذت خرید کتاب و خواندن ان از هر لذتی برایم برتر است_چون امتحان کرده ام_ حال به عنوان یک مرد که با مردهای بسیاری در ارتباط است بفرمایید چند درصد از اقایان خواستار چنین زنی هستند؟؟؟ 
نگویید بسیار که باورنمی کنم 
جز این نیست که بیشترشان دوست دارند وقتی وارد خانه میشوند زنی اراسته وزیبا به استقبالشان بیایدو خستگی از تنشان به در کندو مطمئنااز دیدن زنی که تمام روز سرش توی کتاب است بدشان میاید. 
البته تا حدودی پاسخ شما را حدس میزنم: 
1-این هم مانند دیگر دخترها رویا پرداز است.(که یک هدف است) 
2-شما قبل ازهر چیز یک زن میباشیدودارای موهبت الهی مادر شدن این از همه چیز مهمتر است.(خوب شما مرد میباشیدو نظراتتان هم مردانگیست قبل ازهرچیز انسان میباشم و خواسته هایی دارم) 
3-زنان بسیاری هم ازدواج کرده اند هم مادر هستندهم تحصیلات دانشگاهی دارند.(درست است درصد بسیاری از انها با رنج و مشقت به اینجا رسیده اند که بازاز مردان همردیف خود عقبتر میباشندو ان تعدادی که به درجات عالی رسیده اند همسرانی همراه و روشنفکر داشته اند خوب من هم چنین همسری میخواهم اگر نمی گویید رویا پردازی می کنم) 
فکر نکنید روحیه مرد ستیزی یا افکاری فمینیسمی دارم از اینکه می بینم دلیل مشکلات اجتماع و طلاق را تحصیل زنان نشان داده میشود ناراحت میشوم.ناراحت کننده تر اینکه 
برای خاموش کردن امثال من این جمله را به کار میببرند"از دامن زن مردبه معراج میرود"گوینده ان چه نیتی داشته وبا چه هدفی بکار 
میرود. 
تاک د شما همیشه روی ازدواج در سنین پایین است خوب کسی که مثل من هدفی دارد بااین مشکلات چه کند؟یاباید رویا پردازی نکند زندگی را ساده بگیرد و به ازدواج چندش اور روی اورد یا.... 
عذر میخواهم التماس دعا.
شهاب مرادی :سلام/ اينکه انسان در زندگي هدف مشخصي داشته باشد و براي رسيدن به آن هدف ( که البته بايد دست يافتني معقول و متناسب با واقعيات و شرايط زندگي انسان باشد) برنامه داشته باشد خيلي خوب است.انسان هدفدار سختکوش و اميدوار به آينده است و اينها چيزهاي کمي نيستند.اما همواره بايد از خود پرسيد: " بعد چه ؟ "
اگر انسان يک بعدي  و تنها به يک جنبه از وجود خود توجه داشته باشد ديري نمي گذرد که متوجه رشد نامتناسب روح خود خواهد شد که گاهي قابل اصلاح نيز نيست.
شايد الان که مهمترين هدف شما ادامه تحصيل است بتوانيد هدف ديگر زندگي را که تشکيل خانواده است به تعويق بيندازيد اما اگر اين وجه - يا ساير وجوه ديگر زندگي عادي و طبيعي تان - را کاملا ناديده بگيريد رسيدن به بالاترين مدارج علمي نيز برايتان آرامش دهنده و رضايت بخش نخواهد بود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1738  |  83 امتياز

مطهره
از شهرري
امضا شده : ۱۱ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۴۷
چندماه است که با پسري خوب و با ايمان از طريق چت اشنا شدم.چون هردو پاک بوديم او از من خواستگاري کرد.ولي مهر او اصلا به قلب من نمي شيند.مي ترسم ردش کنم اه او گريبانم را بگيرد.يا مي گويم اين خواست خداست که دوستش ندارم چون اگر با او ازدواج کنم بدبخت مي شوم.تو را به خدا کمکم کنيد.اين افکار وبلا تکليفي ديوانه ام کرده.
شهاب مرادی :سلام/ یک بار دیگر مرور کن: هر مرحله درست انجام شده و پاسخت مثبت است مرحله ی بعدی را چک کن!
- انتخاب درست
- خواستگاری رسمی+حمایت و همراهی خانواده ی پسر
- (با توجه به  لیست سیاه) آیا ازدواج با این آقا احتمال موفقیت نسبی دارد؟
- گفتگوی جدی و رسمی و دور از علاقه پردازی و لذت با خواستگار در قالب پرسش  و پاسخ از حوزه های مختلف (عادات روزانه، دین، خانواده، پول و مسائل مالی ،سیاست، درس و تحصیلات و تفریح ووو)
- آیا این خواستگار همین طوری و بدون هیچ تغییری مناسب ازدواج با توست؟؟؟
- مشورت با خانواده ی خودت و در صورت لزوم مشاور یا یک فرد خردمند
- تصمیم برای ازدواج

حالا در هر یک از مراحل که نظرت برگشت و او را مناسب برای ازدواج ندیدی قطعا موضوع را با شهامت تمام کن . از آه و... نترس!

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1864  |  83 امتياز

بردبار1365
از شيراز
امضا شده : ۱۶ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۵۱
به نام خدا 
با عرض سلام 
لطفا متن پيام چاپ نشود. 
... 
مطمئن هستم که راهنمايي شما در اين مسئله ما را کمک خواهد کرد.
شهاب مرادی :سلام/ 1. به این موارد که به عنوان مکروه بیان کردید اصلا توجه نکنید.
اساسا یک روایت یا حدیثی که در کتابی می خوانید نباید مبنای تشخیص شخصی شما و شوهرتان از حکم واجب، حرام، مستحب و مکروه عملی باشد حتی با یک آیه چون آیات کریمه ی قرآن "محکم و متشابه" و "ناسخ و منسوخ" دارد و برای استخراج و استباط حکم نیاز به منابع دیگر و دانش فقه و ملکه اجتهاد نیاز است. پس در این موارد فقط به حکم مرجع تقلیدتان عمل کنید.
2. بنا بر شرح ارسالی شما ، و ناکافی بودن اطلاعات و احتمال وجود اختلال جنسی و وسواس ،مراجعه همسرتان به روان شناس و پزشک متخصص ارولوژی جهت مشاوره و درمان توصیه می شود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1485  |  83 امتياز

کيانفرد
از تورنتو - کانادا
امضا شده : ۲۱ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۳
جناب آقاي مرادي عزيز سلام. 
 
خوشا به سعادتون که عازم حرم امام رضا(ع) هستيد. التماس دعا. راستش به شدت دلتنگ حرم آقا هستم. غربت خيلي سخته. به آقا بگيد دستمونو بگيرن تا حداقل توي اون دنيا غريب نباشيم.
شهاب مرادی :سلام/ چشم .
ولی به قول جناب حافظ
گر چه دوریم به یاد تو قدح می‌گیریم          بعد منزل نبود در سفر روحانی
شما از همان راه دور که به امام رضا سلام می کنید امام رئوف، سلام شما را می شنود و پاسخ میدهد.

(اشهد انک ... تسمع کلامی و ترد سلامی)

اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی،
الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری، الصدیق الشهید، صلاه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1536  |  83 امتياز

يلدا صبوحي
از تهران
امضا شده : ۰۵ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۵۳
سلام. 
شب آرزهاست و من نمي تونم آرزوهامو بگم به خدا.نمي تونم دعا کنم. 
خواهش مي کنم دعام کنيد. 
يا علي
شهاب مرادی :سلام/ یا من یعطی من لم یسئله و ...
او نامه‌ی نانوشته را هم می خواند. و حاجت روا میشوید ان شاءالله ولی دوست دارد بنده‌اش با او سخن بگوید و زاری کند و حاجت بخواهد و به درگاه او با امید بیاید و
برای خدا ناز نکنید هرچند می خرد.
پیرامون ماه رجب: »»»              صدای پا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5675  |  83 امتياز

صدرا
از تهران
امضا شده : ۲۹ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۴۷
سلام. حاجی مثل اينکه شما هم نمیخای جواب مارو بدی.  
انتظار خبری نيست مرا نه زياری نه ز ديار و دياری باری .......
شهاب مرادی :سلام/ هرچند روزی حدود 3-4 ساعت و بعضی روزها بیشتر برای سایت وقت می گذارم ولی روشن است که به پاسخ و انتشار تمام پیام ها نمیرسم .
 
جهت اطلاع عرض کنم در طول این مدت (از 17 دی 85 تا امروز 29 فروردین 86) 1193 پیام منتشر شده و بیش از 1500 پیام منتشر نشده باقی مانده (بدون احتساب پیام های تکراری و spam ها) که باز خوانی آن ها در بخش مدیریت کار دشوار ودر برخی موارد ناممکن است.
 
200 پیام رسیده اخیر را دیدم ولی سوال شما را پیدا نکردم .
 
لطفا مجدد پیامتان را فارسی ، کامل و با اسم خودتان یا یک اسم مستعار بدون تغییرو اسم شهر(جهت سهولت جستجو برای خودتان) ارسال کنید.( نه مثل یک یزرگواری ، با 8 اسم دختر و پسر، با یک ایمیل واحد...)
 
راستی چرا این قدر زود گلایه می کنید؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2559  |  82 امتياز

م.م
از زيرسقف آسمون
امضا شده : ۰۷ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۳۲
بازم سلام. 
اول خواستم بگم. که متن پيام منو خصوصي کنيد نمي خوام همه اونو بخونن. 
... 
آقاي مرادي مي دونم که به هيچکس ايميل نمي زنين. 
اما خواهش مي کنم حالا که ايميل نمي زنين يه جواب درست و درمون بدين که منو ازين دربه دري خلاص کنه. 
همش کابوس مي بينيم. 
زندگي شده زهر مار. 
فقط نماز آرومم مي کنه. 
اما واسه چند لحظه. 
همش اين مرتيکه رو نفرين مي کنم. 
آقاي مرادي... 
کمکم کنين.
شهاب مرادی :سلام/ 1. دختر به شوهر مادرش محرم است.یعنی اون مرد شرعا به هیچ عنوان نمی تواند با او ازدواج کند.
2. با توجه به مسائلی که بیان کردید مراجعه شما(هردو)به مشاور ضروریست.
اگر تهران هستید در یکی از جلسات سخنرانی شما را می بینم.
(راستی چرا اسم شهر را بعضی از عزیزان درست نمی نویسند؟!)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1657  |  82 امتياز

يک ينده در مانده
از تهران
امضا شده : ۲۸ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۳۰
سلام اين دومين نامه است که براي شما مي نويسم يک مادر درمانده هستم که نمي دانم چرا اين بلا بسرم آمده است يک خانواده مذهبي هستم اعتقاد به خدا وپيامبر وروز معاد اما مشکلم ... چنديست که دخترم 19 ساله عاشق پسري کوچکتر از خودش شده از راه چت ... اين آقا پسر تا سوم راهمنايي درس خوانده و بيکار است وداراي بيماري صرع به گفته ي خودش مي باشد ودخترم دانشجويي ترم 3 علوم اجتماعي ميباشد هر چه من وپدرش از او مي خواهم که ترک اين مسله کند پنهاني ما با در ارتباط است با توجه به اينکه خانواده ي پسره با اين ازدواج صد درصد مخالف هستند دختر اينترنتي را نمي خواهند و به تکاپو افتاده اند که پسرشان را زن بدهند من حاج آقا بايد چه کاري به کنم که دخترم بفمد اين عاقبتي ندارد با توجه به اينکه خانواده پسره شماره تلفن و ادرس ما را هم دارند شوهرم از سرشناسها... مي باسد مي ترسم بيانيد در منزل و آبرور ريزي بکنند تو را به خدا کمکم کنيد حرف شما براي دخترم حجت است خيلي به حرف اهميت مي دهد خدا خيرتان بدهد وهيچ وقت گرفتار نشويد
شهاب مرادی :سلام/ نظرم را مکرر در مورد "چت" و "اختلاف سن منفی(دختر بزرگتر از پسر)" و "ترحم" و "علاقمندی های پسرهای زیر 20 سال" عرض کرده ام و در همین آرشیو موجود است.
انتخاب دختر خانم شما از نظر من 4 خطا و اشتباه فاحش دارد و هریک از این خطاها برای نادرست بودن یک انتخاب کافیست و اگر ازدواجی سر بگیرد امید موفقیت در آن ازدواج بسیار کم است
زندگی بهتر
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2089  |  81 امتياز

پارسا
از تهران
امضا شده : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۱۳
سلام/ 
اتفاقا پدرم+خودم اين كار رو قبل عيد شروع كرديم و غزل ها رو ميزنيم به درو ديوار! 
تو عيد شوهر خاله ام گفت كه: 
ۀعرب به اين جور چيزها ميگه "نصب العين" در انگليسي بهش ميگن "MOTTO"ۀ 
يكي از نصب العين هاي من: 
خواب چه تصميم هاي روزانه را كه نقش بر آب مي كند.ازامام علي 
از ديگر نتايج اين چند ماه حفظ شعري از سعدي: 
 
بس بگرديد و بگردد روزگار ... 
 
+از مهر هم شروع به حفظ قرآن كردم! 
به قول والت ديزني: 
keep moving forward
شهاب مرادی :سلام/ احسنت      »»» آشتی با غزل

بس بگردید و بگردد روزگار               دل به دنیا درنبندد هوشیار
ای که دستت می‌رسد کاری بکن               پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
...
دیو با مردم نیامیزد مترس               بل بترس از مردمان دیوسار
...

و قصیده ای خوبی است .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3937  |  81 امتياز

چشم بسته
از کرج
امضا شده : ۲۷ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۵۱
سلام حاج آقا مرادي 
خداقوت! 
ا تيازات مربوط به پيام آقا محسن از اهواز شده 669 ، چه فکري مي خواهيد در باره اش بکنيد؟ 
ياعلي 
در پناه حق  
(پيام محسن از اهواز : سلام آقاي مرادي عزيز.  
جاي سخنرانيهاي شما در سايتتان خالي است.  
واقعا مفيدند اگر بگذاريد. کمتر از منابع ديگر مي توانيم به حرفهايتان دسترسي پيدا کنيم. خودتان هم که اينجا وقت کم داريد . سخنرانيهاينان را دانلود مي کنيم لااقل. خواهشا يک فکري در اين باره بکنيد  
 
.مطمئنم اين نظر همه خواننده هاي اين سايت است .  
 
مي خواهيد امتحان کنيد ببينيد چقدر امتياز به اين مطلب داده مي شود.  
 
ممنون)
شهاب مرادی :سلام/ تصمیم گرفتم و قرار شده آزمایشی شروع بشه. گزارشش را به همه دوستان عرض خواهم کرد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3827  |  81 امتياز

زهرا50
از شيراز
امضا شده : ۱۰ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۰۹
به نام حق سلام وخسته نباشيداول از همه ايامشکل جامعه فقط ازدواج است؟که درسايت شمادرمورد خواستگاري ها فقط سوال مي کنند.اقاي مرادي مشکل ديروز امثال من انتخاب بودوحالامشکل فرارازتنهايي دختران مجردي که ازازدواجشان گذشته ونمي دانند چگونه بايد زندگي اميدوارانه داشته باشند؟توصيه من به جوانان سايت اين است که اول به شناخت خود برسند بعد به فکر ازدواج باشند.لطف کنيد درمورد گذران عمر مفيد بدون خيال بافي وفکرارزوهاي خام رااز ذهن بيرون کردن توصيه هايي بفرماييد در ضمن چرا ازسخنراني هايتان جزوه يانوار تهيه نمي کنيد تا ما حداقل جواب سوال هايمان را بيابيم وآيا اين غيراز تبليغ دين است؟باتشکر
شهاب مرادی :سلام/ 1. فقط نه ولی امروز مسئله بسیار مهم و اساسی جامعه ما ازدواج است ؛ وجود باورهای نادرست و فرهنگ های غلط در امر ازدواج ، ازدواج های ناپایدار و طلاق و خانواده های بعد از طلاق و خانواده های تک والد، خانواده های نابه سامان و آشفته و آثار و تبعات ازدواج نادرست در یک کلام آینده ما را از جهات فرهنگی اجتماعی و... با خطر بزرگی مواجه خواهد کرد.
 
مسئله مورد اشاره شما هم از تبعات فرهنگ نادرست ازدواج است که مسئله بسیار مهم و دشواریست که از آن غافل نبوده و نیستم
 
قبلا گفته‌ام که پرداختن به مسئله انتخاب و اختیار در امر همسرگزینی بسیاری از مشکلات سنین بالاتر را در آینده کاهش خواهد داد و راهبرد منطقی و کم خرجی است و...
 
2. در همین راستا و به پیشنهاد شبکه دو قرار شد به عنوان نمونه و آزمایشی، برنامه امروز (سه شنبه) دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد ضبط تلویزیونی بشه تا برای پخش و ... تصمیم گیری کنیم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3399  |  80 امتياز

Saloma
از Finland
امضا شده : ۲۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۴۳
سلام اميدوارم كه خوب باشيد، در ارتبات با بند ناف / ويراست دوم ميخواستم بگم (من هيچ ترس و يا مشكلى با مرگ ندارم چون گزشتنيست ولى امان از اين دنيا ... خدا يا شكرت ...ولى بعضى وقت ها به بودن در جهنم راظيم نه بودن در اين دنيا حداقل انجا تنها ميسوزم،در جهنم ميشه آزادانه سوخت ولى اينجا دارم مثل شمع ميسوزم و آب ميشم,خدايااگر تو حالم را اينچونين بخواهى در بند سوختنم هم خوشهست. ولى اينجا با سوختنم همه ميسوزندو با سوختنشان من نيز. )مرگ لحظه بيش نيست! 
من ترس از مرگ ندارم ولى ترس از ناراحتى عزيزانم دارم كه خوب خدا صبرشان بدهد ;) 
من تازه با سايت شما آشنا شدم و خيلى خيلى خوشحالم. موفق و پيروز باشيد.التماس دعا!
شهاب مرادی :سلام/ چرا ؟
 
لطفا تیتروار مشکل را بیان کنید.
 
و منظورتان را از سوختن و... به دور از کنایه بیان کنید.
 
این خلاصه کردن و چکیده کردن مشکلات برای بیان به مشاور گامی در جهت تحلیل درست مسائل برای خودتان است.
 

 
اگر تازه اینجا آمدید روزانه در پیامها و یادداشت ها بچرخید تا با فضا بهتر آشنا شوید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4033  |  80 امتياز

فرزانهامضا شده : ۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۴۲
با سلام 
می خواهم بدانم چرا عزاداری برای امام حسین(ع)قبل از واقعه عاشورا آغاز میشود و بعد از دهه محرم کاهش می یابد می خواهم بدانم که چرا قبل از حادثه شیون و زاری شدید است معمولا بعد از شهادت یا مرگ غم و اندوه به اوج می رسد. 
متشکرم
شهاب مرادی :سلام/ سیره اهل بیت این گونه بوده مثل امام رضا (ع) وامام موسی بن جعفر (ع) ولی نکته مهم نقش شب ها وروز های قبل از عاشورا در ملموس کردن فضای انتخاب بین خوب یا بد - حسین یا یزید -خدا یا شیطان -و... بسیار زیاد است وتاثیر تربیتی دهه اول زیاد است. کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1369  |  79 امتياز

مهلا 28
از مشهد
امضا شده : ۱۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۲۷
÷سلام من دختر معلول 28 ساله نسبتا موفقي هست تا الان خيلي به فکر اينده نبودم يعني بون و نبودن يه مرد تو زندگي ام خيلي مهم نبود اما مدتي خيلي دارم اذيت ميشم از همه لحاظ طوري که بارها تنها راه ÷اک موندن و راحت شدن از اين حس رو خودکشي ديدم به نظر شما مرگ به ازاي راحت شدن از شر شيطنان گناه؟؟ تو رو خدا جوابم رو بدين
شهاب مرادی :سلام/ گمان می کنم پاسخ این سوال را خودتان هم می دانید که در حل مسئله، فرار(خودکشی یا مراتب پایین تر آن) در هیچ منطق عاقلانه ای پسندیده نیست.
آیا به مشاور مراجعه کرده اید؟ برخی از مشاوران بهزیستی را بسیار خبره و باتجربه دیدم.
اما یک توصیه: روی این مسئله کمتر فوکوس کنید! فراموش نکنید که تمرکز و تکرار یک موضوع -حتی معمولی- از آن یک معضل می سازد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1673  |  79 امتياز

عطيه
از تهران
امضا شده : ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۵۲
با عرض سلام 
آياشمامرجع تقليد هستيد؟؟؟
شهاب مرادی :سلام/ نه دخترم . من روضه خوانم.
                                        مراجع عظام
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4576  |  79 امتياز

فاطمه
از اراک
امضا شده : ۱۹ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۲۴
سلام حاج آقا.خداقوت.من چندروزپيش يه سوالي پرسيدم اما هنوز جواب نگرفتم(البته سوال دوستم)اگه يه خانمي به يه آقايي علاقه داشته باشه نه ازروي هوي وهوس،اون آقاهم طوري باشه که شما تاييدش ميکنيد(از همه نظر کامل)اما آقابه راحتي دردسترس نباشه.اين خانم بايد چيکار کنه؟(فراموشي غير ممکن). 
ممنون ازفضاي خوبي که ايجادکرديد
شهاب مرادی :سلام/ مسلما این عشق یک طرفه است یعنی توهم عشق است و
برخلاف نظر شما فراموشی ممکن و شدنی است.
جناب سروان!


خانم ها khorasani از تهران و آرزو از تبریز در مورد پاسخ من نقد داشتند، بنابراین تکمیل می کنم:
- اگر جنس این علاقه در حد عاشقی و دلدادگی نیست و فقط در حد یک پسند است و اصلا آرزو پردازی و خیالبافی به همراه ندارد و و به هیچ وجه  هدفی مثل ازدواج و رسیدن و کامیابی در آن نیست (مثل علاقه ی یک نفر به عبدالباسط؛ که از صدای او و طرز خواندنش خوشش می آید و بس) نیازی به حذف علاقه یا فراموشی نیست فقط باید فرد از جنس علاقه خود باخبر باشد و آن را گناه نداند و از تبدیل آن به عشق توهمی جلوگیری کند.
[ویراست مجدد]
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7267  |  79 امتياز

تييام
از تهران
امضا شده : ۱۷ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۵۸
سلام 
هر چند شما جواب منو نمي ديد ولي هر چندي ميام سايتتونو چک مي کنمو نااميد مي بندم . اما امروز مطلب 3 راهي شما رو خوندم و اون جمله اي که زندگي با يک آدم وسواسي به مراتب سخت تر از يک معتاد است. کاش همه مثل شما اينو مي فهميدن.حاج آقا من ديگه تصميمو گرفتم تا چند روز پيشم آخرين تماسو با همسر سابقم گرفتم گفتم وسواستو ترک مي کني يا نه گفت اصلا من فکر نمي کنم که کارم اشتباه چه به اين که ترکش کنم .گفت مي خواي بهت حق طلاق ميدم اگه خواستي دوباره برو منم خدافظي کردم گفتم الان ياد گرفتم اول خودمو دوست داشته باشم پس نمي تونم دوباره با زندگيم بازي کني.بعدم شمارمو عوض کردم.و حتي به يشنهاداي ازدواجي که توي اين يک سال مجردي بهم شده فکر ميکنم.ولي نمي دونم مي تونم دوبار شروع کنم ؟ميتونم دوبار اعتماد کنم؟ 
خيلي دوست دارم جواب بديد.
شهاب مرادی :سلام/ متن مضطرب است؛ "همسر سابقم" و "خداحافظی کردم" "مي خواي بهت حق طلاق ميدم اگه خواستي دوباره برو" و...
 یعنی طلاق گرفتید؟!  یا قبلا تجربه طلاق داشته اید؟ می خواهید طلاق بگیرید؟...

 اگر طلاق نگرفتید شرعا نباید کسی از شما خواستگاری کند!

درست است که زندگی با فرد وسواسی خیلی سخت است اما به معنی توصیه به طلاق نیست!

 به هر حال در هر شرایطی هستید توصیه می کنم
برای تصمیم گیری بهتر حتما به مشاور مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6930  |  79 امتياز

زهرا
از قم
امضا شده : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۴۸
سلام و عرض خسته نباشيد فراوان براي خدمت صادقانه و دلسوزانه شما از شما مي خوام که در مورد خواهرم راهنمايي کنيد خواهر من به دلايل متعددي خواستگاران خود را رد کرد که البته خواستگاران خوبي نداشت و اکثرا ازدواج کرده و طلاق گرفته بودند و حالا که به سن 30 رسيده حتي به فکر آينده خودش هم نيست با اينکه وضعيت مالي خانواده ما خوب نيست کمکي به پدر و مادر پيرم نمي کنه و تنها يه حرف براي جواب نصيحت هاي اونا داره که اگه خدا بخواد مي تونه کسي رو براي من بياره که هم وضع مالي خوبي داشته باشه هم خوش اخلاق باشه ما چطور بايد با ايشون رفتار کنيم؟ در حالي که الان هم خواستگاراني داره که يا به دليل شغل آزاد يا ازدواج قبلي يا تفاوت هاي ديگه ردمي کنه شما بگيد ما با دختري که دچار ضعف اعصابه, نه تحصيل مي کنه نه سر کار مي ره نه کمک خانواده مي کنه چي کار کنيم يا بهتر بگم چطور کمکش کنيم تا درست راهشو انتخاب کنه مي دونم وقت شما رو خيلي گرفتم خيلي عذر مي خوام اميدوارم در پناه حق و زير سايه ي امان زمان(عج) هميشه پاينده باشيد
شهاب مرادی :سلام/ به هیچ وجه او را سرزنش نکنید! نه تنها او را بلکه هیچ کس را سرزنش و ملامت نکنید. او حتما دلیلی برای رفتار خود دارد شاید دلیل او منطقی نباشد، سرزنش و توهین هیچ کمکی نمی کند بلکه معمولا آدمی را ناخواسته به سمت لجبازی و اصرار کردن و پافشاری بر خطا و تصمیم نادرست، سوق می دهد.
 
تا یک مشاور با او حضوری مشاوره نکند نمی تواند دقیق علت رفتار او را کشف کند و به او کمک کند، پس او را برای مراجعه به مشاور تشویق کنید. به نظرم مراجعه ایشان به مشاور لازم است.
 
- در مراجعات حضوری و مجازی علت رفتارهای مشابه رفتار خواهر شما را ، در عاشقی یک طرفه ، توهم عاشقی و رابطه عشقی فاقد مسئولیت پذیریِ پسر دیدم. این می تواند یک احتمال باشد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5144  |  79 امتياز

پريسا
از تهران
امضا شده : ۲۱ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۴۴
سلام.عادت ميکنيم* 
عادت ميکنيم که از همه متوقع باشيم در حاليکه اصلأ بخشنده نيستيم. 
عادت ميکنيم که همه را در دنياي کوچک خودمحصورببينيم ولي تحمل ژرف نگري و بزرگ انديشي آنها را نداشته باشيم. 
عادت ميکنيم که توهين کنيم،کوچک بشماريم،فرياد بزنيم چون فکر ميکنيم فقط ما حق داريم. 
عادت ميکنيم که هرروز به چشمهاي خدا زل بزنبم ،هرکاري که خواستيم انجام دهيم وباز طلبکارانه بگوييم :خدايا تو کجايي؟پس چرا منو نمي بيني؟. 
عادت ميکنيم که به همه صفات بدوخصوصيات غيرقابل تحمل خود بچسبيم و سربلند بگوييم عادت کرده ايم. 
عادت ميکنيم رنج تغيير عادت ويا حذف آن را تحمل نکنيم،به خودمان فرصت بهتر شدن و متفاوت بودن را ندهيم، در فضاي عادات کوچک و حقير خودغرق شويم وبخودافتخارکنيم که آدم ثابت قدم و قدرتمندي هستيم. 
عادت ميکنيم تا وقتي داريم؛هستند؛نبي نيم ،وقتي نداشتيم؛نبودند؛ حسرت بخوريم وايکاش بگوييم. 
عادت ميکنيم هرروز بيدار شويم،به روزمرگي خود بپردازيم،ديواره اوحصارهاي بلند اطراف خود رانبينيم وبخوديادآوري نکنيم"ديگر آسمان را نخواهي ديد"**.خدايا شکر 
*نام رماني از زويا پيرزاد 
**برگرفته از کتاب بيوتن اثر رضا اميرخاني
شهاب مرادی :
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1934  |  78 امتياز

sani
از tehran
امضا شده : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۱۲
سلام حاجي. 
خداقوت. 
ام روز از صبح زود خوشحالم و حيفم اومد که اين خوشحاليمو با شما تقسيم نکنم.. 
ديشب توي يه موقعيت گناه قرار گرفتم،يه گناه کوچيک که شايد از نظر خيليا اصلاً گناه نباشه ولي واقعاً گناه محسوب ميشه.. 
سخت بود ولي با ذکر "لاحول ولاقوه الا بالله"،خودم رو ازارتکاب به اين گناه نجات دادم و خوابيدم،وقتي صبح براي اولين بار توي عمرم بدون زنگ ساعت براي نماز صبح بيدار شدم احساس کردم خدامنو بغل کرده و داره نوازشم ميکنه و نميدونين چه لذتي داشت برام نماز صبح امروزم.. 
الهي که خدا هميشه منو تو آغوشش نگه داره. 
 
ياعلي.
شهاب مرادی :سلام/ آمین
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7090  |  78 امتياز

بنده ي ناپاک
از tehran
امضا شده : ۱۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۱۳
سلام.بازم جواب نده!.بازم يه گنده ديگه زدم و بازم نااميدي!.چرا هيچ کس نيست کمکم کنه؟ هر چي تو اين اينترنت خراب شده مي گردم هيچي راجع به اينکه چه جوري ميتونم براي يه مدت دنبال دختري براي ازدواج نباشم و بعد از صحبت باهاش يا من يا اون به اين نتيجه برسيم که به درد هم نميخوريم،نباشم! سته شدم!همش بعد از هر ناکامي واسه فرار از شکست ميرم سراغ يکي ديگه!يعني واقعا مستحق جواب دادن نيستم؟منم بايد فقط بگم صحبتتون تو فلان برنامه عالي بوده و استفاده کرديم تا پياممو چاپ کنيد؟
شهاب مرادی :سلام/ چند ساله ای؟ آیا برای ازدواج آماده ای؟ اگر آماده ای با بررسی مجدد معیارها و ملاک ها برای انتخاب همسر از خانواده ات کمک بگیر و
اگر مهیا و آماده ازدواج نیستی به طور قطعی انتخاب همسر را از برنامه ات حذف کن تا پس از فراهم شدن مقدمات ضروری.
(بایدها و تبایدهای انتخاب همسر را دقیق بخوان)

سوالات زیاد است فقط دیروز شاید بیش از 170 سوال بی پاسخ دارم.
لطفا »»»»لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5659  |  78 امتياز

نسيم سهيلي
از مشهد
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۳۶
با عرض سلام و خسته نباشيد. 
ممنون که اين فرصت مشورت را فراهم کرديد.من 28 ساله هستم به تازگي مردي 35 ساله به من پيشنهاد ازدواج داده است.اين آقا يک ازدواج ناموفق داشته که حاصل آن دوفرزند است که فرزندانش با همسرسابقش زندگي ميکنند.مورد ديگري که ذهنم را مشغول ساخته اين است که ايشان قبلا شارب خمر بوده اند که ترک کرده اند و الان 3سال است ديگر اين کار را نميکنند. عقيده دارد که مسلماني فقط در نماز خواندن نيست براي همين نماز نميخواند.پولدار نيست اما کاري است.من پدر ندارم و شرايطم خواص است براي همين نميخواهم بيشتر از اين ازدواجم را عقب بيندازم اما دوست ندارم اشتباه کنم سختگير نيستم اما نميخواهم درمحيطي قرار بگيرم که به من ظلم شود. ممنون ميشم اگه نظرتون را در اين مورد بفرماييد.
شهاب مرادی :سلام/ اصلا این ازدواج را توصیه نمی کنم. فراموشش کن و ادامه نده.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3471  |  78 امتياز

سما7018
از اصفهان
امضا شده : ۰۸ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۲۷
سلام آقاي مرادي.خسته نباشيد.سخنرانيت ن مثله هميشه در شاهين شهر عالي بود .(لطفا خصوصي)... 
... 
با تشکر فراوان و به اميد موفقيت روز افزون شما 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5588  |  78 امتياز

وزير دست راست!
از کوالالامپور
امضا شده : ۱۶ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۵۲
سلام.اسمم رو به اين واضحي نوشتم که يادتون بياد.از سخنراني شما در مدرسه خيلي خيلي ممنونم. دوست داشتم که وقت مي شد بيشتر بحث روانشناسي مي کرديم ولي خوب شايد اون يکي بحث ها هم(سياسي) لازم بود، چون خيلي خوب صحبت کرديد. 
وقتي پرسيديد که شماچند نفر هستيد، من تازه فهميدم پس ديگران هم با مشکل من مواجهند! و به شما گفتم خيلي نفر! و من هيچ صفتي رو کامل ندارم!  
از لحاظ اجتماعي هم خيلي بد نتيجه نگرفتم چون با اين وضع در هر جمعي راه دارم، ولي خودم گيج مي شم. به نظر شا اين مسعله(همزه نداشت!) مشکل سازه؟ يعني بايد برطرفش کنم؟ اگر جواب شما مثبت هست، راهش رو هم بگيد، لطفا!
شهاب مرادی :سلام/ لطفا دقیق تر توضیح بدهید؛ مثلا چه صفاتی؟ و چرا؟
 
این احساسی که به آن می گویید گیجی، دائمی نیست و جیلی ها با آن خو گرفته اند یا به تعبیری این زنگ هشدار براشون خاموش شده.
 
بنابراین دقت مضاعف داشته باش و احساس رضایتمندی خودت را بر مبنای هویتت جدب تر از هر چیزی بگیر و
 
پذیرفته شدن در هر جمعی و کسب رضایت دیگران را مهم ندان.
 
راهکارها را بعدا به تناسب نوشته ی شما عرض می کنم.
 
التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4036  |  78 امتياز

سامي دخت
از تهران
امضا شده : ۰۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۵۳
برادر بزرگوار جناب آقاي مرادي 
با سلام 
من يکي از طرفداران پروپا قرص سايت شما هستم که از راهنماييهايي که شما براي حل مشکلات بقيه ارائه کرده ايد خيلي بهره برده ام.مي خواستم يک نکته در مورد سايتتان به همراه يک پيشنهاد براي دوستاني که به اينجا مراجعه مي کنند داشته باشم(البته با اجازه حضرتعالي)اينکه دوستان براي حل مشکلاتشان به روحانيت آگاه و مومني چون شما پناه آورده اند پديده مبارکي است اما اي کاش اينقدر فقط مشکلات را مطرح نمي کردند من مي خواستم از دوستاني که داراي زندگي هاي موفقي هستند و تجربيات شيريني در حل مشکلات ازدواج و زندگي مشترک دارند خواهش کنم اين موارد را هم عنوان کنند تا با رهنمودهاي شما تکميل تر گردد.بي شک ارائه نمونه هاي عملي،در حل مشکلات بسياري از دوستان مي تواند تاثير گذار باشد. 
(خود من هم قول مي دهم پيش قدم باشم و تجربياتم را از نوع زنگي خاصي که شروع کردم و امروز با گذشت 5سال سرشار از خوشبختي است بيان کنم )مجددا از بذل توجه و وقتي که براي جوانان اين مرز و بوم مي گذاريد صميمانه سپاسگزارم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1550  |  77 امتياز

باران
از تهران
امضا شده : ۰۸ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۲۴
با عرض سلام خدمت شما: 
1-با توجه به نياز مردم و خودم, چرا شما يکسري کلاس اخلاقي حداقل هفته اي يکبارنميگذاريد مثل يک همايش!ما واقعا احساس نياز شديد داريم و من خودم اولين بار است که حس ميکنم کلام کسي برايم موثر بوده است!! 
2-از صحبت هاي شما اينگونه استنباط کردم که اگر کسي دچار غم و سر درگمي باشد بايد در آن دنيا هم جواب دهد , آيا اينگونه است؟چرا؟ 
3-3سال است که دعا ميکنم و مستجاب نمي شود و سخت مرا آزار مي دهدو باعث خفت من شده است چه کنم؟خيلي سخته که اينقدر خدا را صدا کني و هيچ کس به تو جوابي ندهد!
شهاب مرادی :سلام/ لطفا ضوابط! را مراعات کنید.

1. شرکت کنندگان؟ سن و جنس و تحصبلات؟ کجا؟ که اغلب بتوانند شرکت کنند؟ چه روزی و چه ساعتی؟ چه موضوعی؟ هزینه های سالن یا مسجد؟ برگزارکنندگان؟ و چندین حاشیه و ... اگر یک مورد هم نامعلوم باشه همین مدل سیار و موسمی بهتر است .
2. بله حتما
3. شما یادداشت ها را نخوانده‌اید؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5802  |  77 امتياز

safa
از کرج
امضا شده : ۰۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۵۲
سلام 
گفتي غزل بگو ، چه بگويم ؟ مجال کو ؟ 
شيرين من ؛ براي غزل شور و حال کو ؟ 
پر مي زند دلم به هواي غزل ولي 
گيرم هواي پر زدنم هست ، بال کو ؟ 
 
التماس دعاي فراوان دارم
شهاب مرادی :سلام/ ياعلي
                 »»» آشتی با غزل
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3242  |  76 امتياز

منتظر
از tehran
امضا شده : ۱۳ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۴۸
سلام عليکم 
ولادت باسعادت امام هادي عليه السلام رابرشماو تمامي محبان اهل بيت تبريک وتهنيت عرض ميکنم. 
اميرالمو نين عليه السلام فرمودند:ارزش هر شخصي دانش اوست. 
منظور آقا اميرالمومنين از دانش دقيقا چيه؟
شهاب مرادی :سلام/ علمی از جنس ایمان و همراه با عقلانیت و خردورزی و همراه با عمل صالح.
چنانچه فرمودند:  ينبي‏ء عن قيمة کل امرئ علمه و عقله

- این بحث بسیار مفصل و تقسیم بندی های متفاوتی را می توان مورد بحث قرار داد(آلی-اصالی ویا عقلی- نقلی - شهودی و...)
و ترجمه العلم به دانش ، آگاهی، معرفت و علم ؛ نیاز به ترمینولوژی دقیق دارد.(با توجه به تفاوت science و knowledge)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3828  |  76 امتياز

جاويدي
از ساوجبلاغ
امضا شده : ۰۴ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۴۸
استاد گرام سلام،الان-حدود ساعت10-شبكه3داره مراسم شيرخوارگان حسيني در مصلاي امام خميني ره را زنده نشان ميدهد،...
شهاب مرادی :سلام/ به موقع شرکت کردم و حدود 40 دقیقه نشستم اما به علت کسالت و درد -که دو روز است...- متاسفانه نتوانستم بمانم و برگشتم و توفیق نشد.
البته جلسات دیشب را هم با تحمل درد رفتم.
هرچند خیلی جای نگرانی نیست اما لطفا دعا بفرمایید.

سلام خدا بر علی اصغر
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4504  |  76 امتياز

سعيده
از از يزد
امضا شده : ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۱۵
سلام... 
چند شب پيش توي برنامه ي اين شبها يه چيزايي راجع به بخشش گفتيد... 
من 3 سال بود که نتونسته بودم يه نفرو ببخشم. 
راستشو بخوايد همين نبخشيدن و ياد آوري بلاهايي که به سرم اومد باعث مي شد از درون داغون شم! 
ولي اون شب! تصميم گرفتم از هر کسي ضربه خوردم ببخشمش! 
اون شب خيلي گريه کردم! يه کمم دلم به حال خودم سوخت!که چرا زودتر به داد خودم نرسيدم! 
آقاي مرادي! نمي دونيد چقدر حالم خوب شده! 
واقعا ازتون ممنونم 
واقعا! تا حالا آدمي مث شما نديدم! راستشو بخوايد کلا آدم سختي ام! اما اين که چه جوري حرفاي شما رو من تاثير گذاشت واقعا واسم عجيبه!
شهاب مرادی :سلام/ کلید تمام قفل ها و انقلاب تمام دلها به دست خود اوست و او مقلب القلوب است. ماشاءالله و لا حول و قوة الا بالله.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8550  |  76 امتياز

شبنم
از اردبيل
امضا شده : ۲۴ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۴۶
سلام حاج آقامن دارم دقيقاضوابط ارسال رورعايت ميکنم دليل اينهمه پيگيريم هم اينه که شماجوابموکامل ندادين وحتي توي دومين جواب جلوي کلمه عرف ؟گذاشتين حالامن چيکارکنم؟ممنون ميشم اگه جوابموکامل بدين
شهاب مرادی :سلام/ چنانچه در پیام قبلی نوشته بودید «علاقمندی شما به اون آقا پسر "یک طرفه" است »
و ماندن در این شرایط (یعنی علاقمندی یک طرفه، که معمولا با علاقه پردازی و عشق سازی های رایج شدیدتر هم می شود) برای دخترخانم ها مضر است و قبلا هم عرض کردم که از عوامل جدی و موثر در تشدید خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دختران است.
خواستگاری دختر خانم ها از آقا پسرها چون موافق عرف نیست معمولا با پاسخ مثبت همراه نمی شود و اغلب زمینه ای برای تاخیر دریافت پاسخ واقعی و بعضا سوء استفاده های عاطفی یا ... می شود.
بهتر است موضوع را فراموش کنید یا با تفکر یا بررسی بیشتری تصمیم بگیرید.
 پیام قبلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1847  |  75 امتياز

پریسا
از تهران
امضا شده : ۰۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۴۳
سلام(ادامه گفتگوي دو جنين) 
 
نميدونم چقدر درسته ولي بنظر ميرسه 
پاداش اين قطع اتصال ،شروع حضور در مسير تکامل ،شرط اعلان ورود به اين دنيا دريافت چند هشداره که جنين عزيز من فکر ميکنه اگر جيغ بزنه و فرياد بکشه بهتره! 
اين در هر مسيري از زندگي اتفاق ميفته.هر جرياني از زندگي ميتونه همينطوري باشه :تحصيل؛ازدواج،ا اره خانواده،مديريت زندگي و کاروووو.در برخورد با هرکدوم اينها گاهي اشاره کافي نيست گاهي لازمه براي اينکه ياد بگيريم، بزرگ شيم درست رفتار کنيم ،تصميم عاقلانه بگيريم چند تا نيشگون ازمون بگيرند. 
ياد حکايت ديگري افتادم: 
يک روز پسري به يک بنز در حال حرکت سنگ ميزنه. 
راننده براي دعوا پياده ميشه ولي پسر اون رو بالاي سر خواهر مريضش ميبره و ازش کمک ميخواد راننده ميگه چرا اشاره نکردي جرا ماشين رو داغون کردي؟ پسر ميگه من يک ساعته دارم براي هر ماشيني دست تکون ميدم ولي کسي واينستاد مجبور شدم ايندفعه سنگ پرتاب کنم! 
منظور اينکه خدا خيلي وقتها اشاره ميکنه؛ واسطه ميفرسته وقتي توجه نميکنيم چند تلنگر ميزنه بعد ما هم مثل جنين عزيز من چندتا جيغ و فرياد و زاري و بعدش آخه چرا خدا؟ پس تو کجايي،خدا؟ 
تمام شد. شکر 
 

شهاب مرادی :سلام/ تکمله ای مفید بر یادداشت بند ناف .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3507  |  75 امتياز

coral
از استوا
امضا شده : ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۵۱
سلام. (خصوصي خصوصي!)... 
... 
 
... اگر به نظر شما من خودم رو زياد تحويل گرفتم و يک سوال عادي رو بزرگ کردم در جواب حتما بنويسيد.ممنون.
شهاب مرادی :سلام/ متن مفصل را خواندم . احتمال افسردگی از دیگر فرض های مد نظر شما بیشتر است و اختلال تمرکز با درمان افسردگی بهتر می شود.
 
برای درمان افسردگی به یک روان درمانگر با روش cbt مراجعه کنید.
 
خواندن یادداشت ترس از آینده را توصیه می کنم.
 
معنویتت را تقویت کن.
 
اگر منظورتان از استوا, مالزی است در جلسه مدرسه یا دعای کمیل، چند دقیقه در خدمتم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4869  |  75 امتياز

ر-ب-خوشبخت
از تهران
امضا شده : ۳۱ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۵۰
باسلام و تشكرفراوان از برنامه ها و زحمتي كه براي ما مي كشيد. من 28 سال دارم 8 سال است ازدواج كرده ام ويك دختر 7 ساله دارم.من اكثر برنامه هاي شما را ديده ام وكلي حرف و سؤال دارم. 
از قسمت خوبش شروع مي كنم و به تدريج براتون ميفرستم. 
من تجربه ي خوبي در محبت به شوهر و نتيجه ي مثبتي كه در زندگيمون داشته دارم.اوايل ازدواج خيلي با شوهرم اختلاف داشتيم دليلش هم نداشتن مهارت كافي در ارتباط با يكديگر بود البته بيشتر از طرف من.دوران نامزدي شوهرم خيلي به من ابراز محبت و علاقه مي كرد ولي بعد از ازدواج خيلي كم شد من هم كار خاصي كه نشانه علاقه من به او باشد انجام نمي دادم.  
من هر دعا مي كردم كه خدا محبت و علاقه ما را نسبت به هم زياد كند ولي در عمل كاري نمي كردم و روابط ما سردتر وسرد تر مي شد.شوهرم بداخلاق تر مي شد من كم حوصله تر مي شدم.باهم خيلي كم حرف ميزديم با كوچكترين مسئله اي بدون اينكه حرفي بزنيم باهم قهر ميكرديم.ولي بعد از هر دعوا روابط ما بهتر مي شد چون حرفهايمان را به هم مي زديم و معلوم مي شد كه كي چي مي خواهد.در يكي از اين دعواها يمان گفت تو به من محبت نمي كني.سعي كردم بيشتر بااو باشم وعلاقه ام را به او نشان بدهم ولي ترس وغروراين را محدود مي كردو ما بعد از گذشت 6-7 سال هنوز باهم صميمي نشده بوديم. 
يك روز بعد از يك دلخوري من را بغل كرد وبوسيد وگفت كه خيلي دوستم داردو گفت كه دوست داردمن با او صحبت كنم و علاقه ام را به اوابراز كنم.انگار كه دنيا را به من داده باشند،احساس مي كردم كه مرده بودم و دوباره زنده شدم. سعي كردم توي خانه آرامش باشه ووظايف همسري ام را به خوبي انجام بدهم ،مسائل را ساده ومثبت نگاه كنم وبا خوشرويي با ان بر خورد كنم. 
بعدا... متوجه شدم كه عشق ومحبت مي تواند بي قيد و شرط وچقدر عميق باشد.همين كار را انجام دادم ،نتيجه فوق العاده بود.هم روابط ما بهتر شده هم صميمي تر شده ايم.اخلاق شوهرم خيلي خوب شده،خيلي مهربان شده واشتباهات كوچك مرا ناديده مي گيرد يا با ملايمت به من گوشزد مي كند.اين در روابط ما با دخترم هم تاثير خوبي گذاشته است ودخترم با پدرش صميمي تر شده است. 
ما باهم قرار گذاشته ايم كه گذشته ها را فراموش كنيم. 
زندگي ما هنوز ايرادهايي دارد كه بايد رفع بشود ومن بايد چيزهاي بيشتري ياد بگيرم ولي با اين وجود احساس خوشبختي مي كنم.  

شهاب مرادی :سلام/ متشکرم.

:: خواندن این پیام را به همسران جوان توصیه می کنم ::
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1862  |  74 امتياز

farideh 3654
از tehran
امضا شده : ۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۰۹
با سلام و تشکر.  
 
1) هشداري که در مورد از دست دادن[کاهش]شانس ازدواج مي دهيد، در مورد آنهايي که خواستگار دارند اما به خاطر ازدواج نکردن خواهر بزرگترشان ممانعت به عمل مي آيد، مورد را توضيح دهيد 
 
2) در برخي موارد مانند جلسه خانوادگي، انسان فقط مي تواند خودش را درست کند و سعي کند خوب گوش بدهد يا حرف بزند. خودتان بهتر مي دانيد که افرادي آنهم در جايگاه مقتدرانه والدين حاضر نيستند کلام مخالف را بشنوند و خوب کار فرزند در اين مجال اصلاح والدين يا هيچ کس ديگري نيست.  
اين مشکل در والدين با فرهنگ و خوشنام هم ديده مي شود
شهاب مرادی :سلام/ 1. یکی از موارد همین است و معمولا با تدبیر اشتباه و متاسفانه رایج خانواده ها دختر های کوچکتر هم رفته رفته شانس ازدواجشان را از دست می دهند.
 
باید خانواده های این چنین بپذیرند دختر کوچکتر که خواستگار دارد ازدواج کند.
 
2. قبول دارم سخت است ولی اگر والدین بپذیرند که جلسه تشکیل شود و قاعده بازی را رعایت کنند و اگر موضوع جلسات از موضوعات ریز و کم اهمیت(سفر آخر هفته، زیارت های هفتگی، تغییر یا تنظیم دکوراسیون گوشه ای از خانه و...) در طول مدت به موضوعات درشت و مهم برسد، کارساز خواهد بود. اگر این شیوه درست انجام شود معجزه می کند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1748  |  74 امتياز

احمد
از تهران
امضا شده : ۰۹ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۰۳
سلام حاج آقا. من قبلا هم پيام داده بودم. به هر حال ميخوام مشکلم رو که خواسته بودم تلفني خدمتتون عرض کنم رو اينترنتي بگم!البته جسارت منو به خاطر انتقاده کوچکم ببخشيد ديگه. 
حاج آقا من 20 سالمه پشت کنکور هستم.من ساله قبل با دختر خانومي دوست شدم و بين ما علاقه ايجاد شد. 
و بعد از مدت بسيار کمي تصميم به ازدواج گرفتيم و اين رابطه که کاملا پاک بود و بدونه هيچ گونه قصد بد همراه بود ادامه پيدا کرد. 
ما در روز حداقل 7 ساعت با هم حرف ميزديم.البته مادر من هم از اين موضوع مطلع شد اول مخالفت کرد و بعد موافق شد ضمنا ما همسايه هستيم. 
خلاصه بگم ما چند باري نزديک بود از هم جدا شيم من در ابتدا خيلي خيلي علاقه شديد داشتم تا حدي که وقتي چند باري خواست بهم بزنه تا حد سکته داشتم پيش ميرفتم و اون اين کارا رو به خاطر هم آزمايش من و هم حتي آزار من کرد. 
بعد از مدتي به من گفت در ابتدا منو رو به خاطر ازدواج نخواسته بود و در ادامه به اين حس رسيده. 
به هر حال ما با هم بوديم تا من احساس کردم که حجاب او کامل نيست و خواستم که رابطه رو بعد از تذکرات زياد قطع کنم که با التماس هاي بسيار اون اين کار و نکردم. 
در ضمن حاج آقا اون قبلا با چندين نفر رفاقت کرده بود که همه رو صادقانه به من گفت و من هم گذشت کردم. 
اما من متوجه شدم اون هم به من وابسته شده اما حاج آقا من در دل احساس ميکنم اون زن مورد دلخواه من نيست و از طرفي خانواده هامان به هم نميخورند و از طرفي به خدا شرمنده امام زمان هستم. 
چه کنم؟ 
از يک طرف علاقه از يک طرف آينده .در ضمن در اين مدت دوستي چند مورد از اون ديدم اما رو حساب بچه گي و خامي گذاشتم. 
البته اون زياد دختره آروم و قانعي نيست.اما به اون خيلي وابسته شدم.و البته بزرگترين مشکل من ناراحتي امام زمانه. 
به من بگيد که با اين شرايط ادامه بدم يا رابطه رو قطع کنم؟ 
اون هم از اين قطع رابطه عذاب ميکشه. 
تو رو به خدا راهنماييم کنيد. 
ديگه به خدا بريدم. 
ممنون.
شهاب مرادی :سلام/ این رابطه که شرعی نیست و باید قطع بشه
ولی در مورد تصمیم شما برای انتخاب همسر وقتی به نتیجه رسیدی او مناسب نیست چرا با عواطف او بازی می کنی؟چرا تمامش نکردی؟ قطعا این گناه سنگین تراست که با دروغ و بازی، تمام فرصت های ازدواج یک دختر را به تدریج از او بگیری!(حتی اگر امروز خود دختر متوجه این خطر نباشد و نفهمد و بر ادامه رابطه اصرار داشته باشد.)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1680  |  74 امتياز

محمد 4337
از شيراز
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۰۱:۱۱
نظر جنابعالي در مورد لعن فرستادن به دشمنان اهل البيت (س ) چيست؟
شهاب مرادی :سلام/ اللهم العنهم جمیعا

زیارت عاشورا؛ مشق هویت
...شأن او از کینه های شخصی و...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1967  |  74 امتياز

ماه 132
از شيراز
امضا شده : ۱۷ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۵
سلام آقاي مرادي.يک بار از شما سوال پرسيدم کمکم کردين اميدوارم اين بارهم بتونيد بهم کمک کنيد.من يک دوستي دارم که اعتقادات اشتباهي در مورد خدا داره.اون ميگه همه وجودم از خداست اما خدا عادل نيست.اون ميگه يه بچه اي که توي خانواده ي فقير به دنيا مياد و بزرگ ميشه چه گناهي کرده که يه همچين سرنوشتي داره. من در جوابش گفتم خدا داده هايش نعمت و نداده هايش حکمت هست. ولي فقط مسخره کرد و گفت اينو نگين چي بگين. ميگه خدا جواب زحمتاي ادمو نميده.اقاي مرادي يه چيزايي در مورد خدا که کمتر از کفر نيست. ميگه وقتي فقر هست و طرف داره از گشنگي ميميره ديگه خدا چيه؟ کسي خدا رو عبادت نميکنه. يه چيزه ديگه هم ميگه در باره ي پدر مادرش اين که اونا کسي نيستند که بخواد تو کار من دخالت کنن هر کاري بکنن وظيفشون هست. اون يه دختر لجبازو مغرور هست.بهش گفتم تو بايد بري پيش يه مشاور مذهبي اونم گفت من نيازي به اين چيزا ندارم چون فکر من از همه کامل تر هست و پاسخگوي همه ي سوالاتم هست پس نيازي به کسي ندارم نا گفته نمونه که گاهي اوقات جوابمو با شعراي رپ ميداد. همين شعراي مسخره اي که اين روزا مد شده فقط از نا اميدي ميگه. اون هيچ وقت آرامش وجودي نداره اينو خودش به من گفته.ولي نميخواد قبول کنه که اين اضطراب هميشگي اش ناشي از اين هست که خدا رو نداره. آقاي مرادي من بهش چي بگم که قانع بشه وخواهش ميکنم يه تعريف از عدل خدا بگيد برام تا بهش بگم. کمکم کنيد.
شهاب مرادی :سلام/ مشکل ایشون در درجه اول اعتقادی نیست، بلکه کامل شخصی است و این حالت ها یک نوع مکانیزم دفاعی در برابر مشکل یا اختلال است مراجعه به روانشناس و چند تست ساده و مشاوره او را کمک می کند تا فشارها و سختی ها را بهتر بشناسد و راهکارها و واکنش های منطقی را بیاموزد.
شما با او بحث نکنید و وارد بازی او نشوید. برخی در این مکالمات به دنبال جلب توجه (تقویت) است و ...
هدایت دیگران اجباری نیست و تا خودش نخواهد اثر ندارد او باید از تو کمک بخواهد و همکاری کند و خودش فکر کند تا مطلب برایش روشن شود نه اینکه مسخره کند و به دنبال تخریب اعتقادات تو باشد!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2060  |  74 امتياز

نيما علياني
از اهواز
امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۰۶
سلام 
از ساعت امضاي پيام ها فهميدم که الان آن لاين هستيد. 
براي من و خانواده ام دعا کنيد. فرزند اولمان سقط شد و الان فرزند دومم در راه است--- احتمال هر موردي وجود دارد--- از همه بخواهيد به روال سابق براي ما و فرزندمان دعاي خاص کنند. 
ممنون- ياعلي
شهاب مرادی :سلام/ فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین
من دعا می کنم و دوستان هم مهربان تر از این حرفها هستند...
شما هم هوای همسرتان را بیشتر داشته باشید تا در آرامش خیالِ بیشتر دوره ی بارداری را سپری کنند.
به جای پرداختن به احتمالات منفی با تکرار بهترین و شادترین خاطرات کامتان را شیرین و خاطرش را آسوده کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4945  |  74 امتياز

آسيه 61
از تهران
امضا شده : ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۰۲
با عرض سلام و تشکر از شما  
 
من در گذشته گناهاني داشتم که به لطف خدا توبه کردم حالا اگر کسي راجع به گذشته ام سوال کند من بايد چه جوابي بدهم؟چون يکبار خواستگارم از من سوال کرد ومن چيزي نگفتم ولي بعد مرا مجبور کرد تا تمامي خاطرات گذشته ام را برايش بگويم تا صداقتم ثابت شود اين کار مشکلات بسياري برايم ايجاد کرد و باعث ياداوري خاطراتي شد که بسيار آزار دهنده هستند. من با اين آقا ازدواج کردم ولي نتوانستيم زندگي کنيم چون رفتار و فکرشان نسبت به من تغيير کرد الان چند ماهي است که جدا شده ايم و من نگرانم اگر کسي ديگري راجع به گذشته ام سوال کند چه بگويم؟در ضمن من نسبت به اين آقا احساس گناه ميکنم چون ميگفت گذشته تو حال و آينده مرا تباه کرد. 
از لطف شما ممنونم
شهاب مرادی :سلام/ از لحاظ شرعی هم اقرار به گناه آن هم پس از توبه جایز نیست
 
اصرار اون آقا عجیب و غیر طبیعی بوده
 
قبل از ازدواج مجدد حتما به یک مشاور (ترجیحا خانم) مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5042  |  74 امتياز

علي دوستدار
از ايران
امضا شده : ۲۴ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۲۹
اقاي مرادي واقعا به کمکتان احتياج دارم 
من چند کتاب از اثار بهاالله و عبد البها را خوانده ام نمي دانم ايا کتابهاي بهايي را خوانده ايد منظورم اثار اصلي انهاست نه رديه هايي که درباره بهائيت نوشته شده  
اقاي مرادي من مطالعات زيادي درباره اديان فلسفه و عرفان دارم 
باور کنيد نتوانستم هيچ يک از گفته هاي انها را رد کنم به نظر ميرسد به راحتي نمي توان از کنارشان گذشت لطفا قبل از اينکه جوابم را بدهيد اگر نخوانده ايد حتما قسمتي از اثار بهايي را از سايت زير بخانيد... 
...  
اقاي مرادي واقعا نياز به راهنمايي دارم 
ممنون
شهاب مرادی :سلام/ اولین کمک این است که در حوزه مطالعاتی چرا بدون روش تحقیق و استاد؟!
دومین سخن اینکه مطالعات آزاد خوب است ولی نه بی معلم و بی معلم راهنمای مطمئن.

 "هیچ یک" را که شوخی می کنید چون مطالب سست و بی اساس کم ندارند!
می دانید که نوشته هاي سازندگان بابيت نوعا مخلوطي از سخنان صوفيه و شيخيه است كه بافته ها و خزعبلاتي نيز به آن افزوده و ترهاتي ساخته و پرداخته اند
مسلما در ميان این سخنان کلماتي معقول و مقبول يافت مي شود که در حقيقت سرقت کلمات و معاني ديگران است که به نام خويش عرضه کرده اند (یلبسون الحق بالباطل...)
مسئله مهم و دين سازي آنان و ادعاي پيامبري و حتي بالاتر در کلمات آنهاست که ديني ساخته اند و قومي را همراه خويش راهي دوزخ کردند. 
فهرستي از ياوه هاي آنان را آقاي سلطان زاده گردآورده است، ميتوانيد اين کلمات را در کتاب ايشان بخوانيد و براي تحقيق و تحري حقيقت به مآخذ کتاب که از مصادر معتبر نزد فرقه ضاله بهائيت است رجوع کرده و تطبيق نماييد.
کتاب آقاي سلطان زاده را ميتوانيد از اينجا دانلود کنيد:
http://bahaibooks.blogfa.com/

 و اين سايت را هم ببینید بد نیست.
http://www.bahairesearch.ir/html/index.php
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7330  |  74 امتياز

بالا