عضویت در خبرنامه سایت

جهت دریافت ایمیل های گروهی






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

آمار

بازدیدکنندگان: 21884483
حاضرین در سایت : 57 نفر و 26 نفر عضو
  • علیرضا منتظر
  • ستوده 133
  • saye aftab
  • بابک
  • ناظر
  • زی.مو
  • kousar.k
  • mjafari
  • وشند
  • sara66
  • makmak
  • seyedsafi
  • Minerve00
  • pismapsittila
  • fozak
  • سنیه
  • عين به توان دو
  • ahmad shirkhani
  • فرزاد69
  • spd_267
  • nilinbanoo
  • سید محمد مهدی
  • آسمان نیلگون
  • زهرایی!
  • maryam.a
۲۲بهمن؛ سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی مبارک باد.

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 9979 ورودي در دفتر وجود دارد.

نامورودی
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>
مجتبي اسکندري
از زنجان - نيک سازان
امضا شده : ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۴۳
به نام خدايي که صلاح مارو بهتر ميدونه 
سلام آقا شهاب  
25سالمه آخراي سربازي بودم داشتم با موبايلم ور ميرفتم که ناخاسته به جان مادرم ناخواسته يه پيام بي مفهوم به دختر خاله ام الهام فرستادم اون موقع من به يه نفر ديگه فکر ميکردم که بعدا به دلايلي منصرف شدم بعد الهام اس ام اس داد کلي قربون صدقه رفت و ابراز دل تنگي کرد و آخه منو با خواهرم اشتباه گرفت بعد که بهش گفتم معذرت خواهي کرد و گفت تو رو خدا به کسي نگي گفتم چشم گفتم راستي پيام خوب داشتي بده گفت باشه بعد که با خودم داشتم فکر ميکردم گفتم کي بهتر از الهام با حجاب که هست با وجود وضع مالي خوب هم ساده زنگي ميکنه هم اصلا خودشو نميگيره بهش گفتم الهام اگه شرايط منو قبول ميکني من بهت پيشنهاد ازدواج ميدم راستش خواستم ببينم اگه نظرش مثت باشه بعد بع خانواده ها اطلاع بديم اول گفت نه من گفتم باشه ولي من پيشنهاد ازدواج که ندادم گفتم اگه شرايطم رو قبول داري ... گفت پس با اس ام اس نميشه بايد حرف بزنيم . قرار گذاشتيم تو دفتر کارم آخه من با اينکه تو شهرستان نزديک خدمت ميکردم همزمان کار هم ميکردم و درامد خوبي هم داشتم من يه معمار جونم فوق ديپلم دارم ولي واسه تنبلا پايان نامه ارشد هم دادم الهام اومد دفتر گفتم الهام من سعي ميکنم بد و خوب رو تشخيص بدم از خدا هم فقط راه راست ميخوام همين و وقتي فهميدم چي خوبه چي بد ديگه از هيچ کس جز خدا ترس يا خجالت ندارم مثل جشن عروسي مرسوم چون فکر ميکنم اسراف توش زياده و غلط کار ندارم چون همه اين کارو ميکنن منم بکنم و کلي از اين حرفا . الهام يه لبخند زد و گفت قبول ميکنم هيچي نگفت و هيچ شرطي نزاشت شيفته حرفاي من شده بود . اون از همون اول با خاله کوچيکه که هم تحصيل کرده و هم مومن ومتهله مشورت کرده بود نگو اون گفته بود نه خانواده هاتون جور نيستن . الهام به من گفت خوانواده هامون چي من ميترسم گفتم ترس نداره درسته ما قبل وضع مالي خوبي داشتيم الن چند بار ورشکست شذيم و شما الان وضع مالي خيلي خوبي نسبت به ما پيدا کردين ولي مهم سطح فرهنگ و تحصيلات که همسطح اند و بقيه اش دست خدا ست هر چه پيش آيد خوشايد گفت نه اگه نشه خيلي بد ميشه . گفتم تو کاري که رو بکن که خدات راضيه بعد اگه ايمان داري حق نگراني نداري چون اون ميدونه چي برات خوبه چي بد هر چي داد با همون خوش باش . بعد قرار شد تا سوالي برامون پيش نيومده ارتباتي نداشته باشيم . و صبر کنيم تا ازدواج برادر بزرگترش . بعد دوسه بار واسمون سوال پيش اومد که همديگرو ديدم يکمي هم زياده رويکرديم شايد هم گناه بعد سريع ديدم که اينجوري ميشه تصميم گرفتيم همديگرو نبينيم الهام يه روز گفت من ديگه تاقت ندارم زود تر بيا خواستگاري گفتم باشه ولي يه تاريخ واسه يه ما ديگه بگو من اقدام ميکنم الان سرم شلوغه تقويم رو شانسي باز کرد گفت 21 آذر سالروز ازدواج ماه و خورشيد علي و زهرا گفتم ديگه چي ميخواي . بعد از قضاي روزگار انگار کساي از دو خونواده بو بردن و الهام تحت فشار قرار گرفت خواهرم رفته بود بهش گفته بود مامنم داره دق ميکنه دست از سره مجتبي بردار الهم گفت زودتر بايد يکاري بکنب گفتم باشه شبش اس ام زد مامنم فهميده گفته خوشو ميکشه چرا اين کارو کردي ديگه ولش کن مجتبي صداشم در نيار مانم ازم قسم فران گرفته که ديگه اسمتو نيارم خاله کچيکه فرداش بهم زنگ زد رفتم پيشش گفت مامانتون دارن شر درست ميکنن به من گفتن از تو بخوام دست برداري چي ميگي گفتم الهام بگه منو نميخواد به اين دلايل منم بگم باشه گفت الاهم به من گفته من از روي ترحم جواب مثبت دادم منم گفتم باشه . شب 21 آذر بود تاقت نياوردم رفتم در خونشون تقريبن تا اونجايي که شر پيش نياد همه چي رو به باباش گفتم گفت کي بهتر از تو تعريف تو کار کردنت مومن بودنت همه فاميل و برداشته ولي هر چي الهم بگه باباش رفت تو مامانش اومد گفت همين که اومدي واسم کافي ولي دست از سر ما بردار منم قول ميدم هروقت الهام بگه خودم بيام سراغت منم رفتم .الان هم بيشتر از 30-40 روز گذشته ولي چون جواب قانع کنندهاي از الهام و جواب منفي اش نگرفتم يه لحظه هم از ذهنم بيرون نميره نکه ناراحتي کنم و بي قراري نه خدا رو هم شکر ميکنم که منو با سختي ها و بلتکليفي ها ساخته و پرداخته ميکنه حالا ميگن چيکار کنم .....
شهاب مرادی :سلام/ راه حل مشکل خواستگاری رسمی به همراه پدر ومادرت .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3776  |  16 امتياز

بتولامضا شده : ۱۷ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۹:۰۲
با سلام
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4032  |  0 امتياز

مسعود
از اردبیل
امضا شده : ۲۱ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۵
سلام حاج اقا من همیشه از خدا میخواستم واسه نماز شب بیدار بشم.تا به حال 3 بار بیدار شدم اما هر سه بار تنبلی کردم.پیش خدا احساس شرمندگی میکنم .راهنماییم کنید
شهاب مرادی :سلام/ اصلا احساس شرمندگی نکن . امشب بیدارشو (از نیمه شب تا قبل از اذان صبح هر موقع که میتونی) و فقط 2رکعت بخون . شب های بعد اگر نشاط داشتید کم کم تعداد رکعت ها را بیشتر کن تا 11رکعت. البته همان بیدارشدن در سحر هم ثواب دارد هم اثر . التماس دعا
 
( ای کاش نمازم به اندازه حس خجالت تو خریدار داشت.)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3601  |  92 امتياز

ناز نياز
از تهران
امضا شده : ۰۹ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۰۸
سلام حاج آقاي مرادي  
براي اولين بار كه به شما پيام ميدم . شايد هميشه فكر مي كردم كه چه كار مسخره اي كه آدم مشكلاتشو به ديگران بگه اونم توي سايت كه همه ببينن ولي حالا مي فهمم كه وقتي آدم از يه مشكلي رنج مي بره و كسي تو اين دنيا نيست كه باهاش حرف بزنه ، اونوقت به ديگران متوسل ميشه .  
مثل من كه يه مشكلي برام پيش اومده و كمك مي خوام .  
من توي شركتي كار مي كنم ، يه آقايي به بنده پيشنهاد ازدواج داد ولي من به خاطر اينكه از قيافش خوشم نمي ياد ، پيشنهادشو رد كردم . اما حالا احساس گناه مي كنم كه نكنه احساس سرخوردگي بهش دست بده . مي خوام باهاش برخوردي در محيط كار نداشته باشم ولي نميشه . چي كار كنم ؟
شهاب مرادی :سلام/ اگر او مورد پسند شما نبوده ،موضوع را تمام شده بدانید و بی دلیل خودتان را سرزنش نکنید و
 
به این احساس گناه اصلا توجه نکنید.
 

 
هیچگاه از سر « ترحم » همسر آینده تان را انتخاب نکنید!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3653  |  51 امتياز

زهرا
از دانشجو مازندران
امضا شده : ۰۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۴۳
نمي تونم از پاي كامپيوتر برم كنار .ميخوام دادبزنم ميخوام اينقدر گريه كنم تا خالي شم. خسته شدم از بس حرفاما تو دلم نگه داشتم.كسي نيست جز اين كامپيوتر وسايت شما. خدا كه ما را جواب كرد.از چي بگم از اينكه سندرم ترنر دارم يا اينكه يه سر در حال كچل شدن دارم يا اينكه يه پدر قمارباز حرفه اي دارم يا اينكه يه مادر داغون دارم .البته خانوادم تنها چيزي كه دارم.پدرمم اخلاقش فوق العاده خوبه وخيلي مهربونه مادرمم عالي.يا از بي پولي بگم يا از تنهايم كه داره ذره ذره داغونم ميكنه.خدا به چه جرمي منا براي هميشه محكوم به تنهاي كرده.اگه پدرم يا مادرم بميرن حتما خودكشي ميكنم من فقط به اميد انها زنده ام.هر وقت به موهام دست ميزنم هر وقت خودما تو اينه ميبينم ارزوي مرگ ميكنم.خدا ميدونه هر شب تا گريه نكنم تا باهاش حرف نزنم خوابم نميبره پس كجاست تا جوابما بده.خدا ميدونه روزي 100بار ارزوي مرگ كردن يعني چي ...................
شهاب مرادی :سلام/ اول اين لينک را بخوان
http://www.farya.com/id/1424
بعد دوباره بنويس و
حتما هم به مشاور مراجعه کن و اگر سايقه مراجعه داريد برايم بنويس
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5284  |  104 امتياز

همسا
از شميران
امضا شده : ۲۹ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۴۸
سلام 
چقدر حرف روي دلم تلنبارشده! 
اما ميدونم زماني براي گفتگونيست. 
پس ارزوي محال نميکنم! 
ملتمس دعاتونم شديد. 
دارم سقوط ميکنم...
شهاب مرادی :سلام/ چرا دارید سقوط می کنید؟
 از کجا و به کجا -خدای ناکرده- سقوط می کنید؟
دست خدا و ریسمان خدایی را که گم نکردی؟؟؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6332  |  10 امتياز

سمیرا
از اصفهان
امضا شده : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۱۷
سلام آقای مرادی دختری هستم 20 ساله با خانواده ای بسیار مهربان و باایمان . پدر و مادرم از درس خواندن خیلی خوششان می آید و من را از کودکی همین طور بار آوردند... خصوصی... آقای مرادی عقلم نمی رسه چی کار کنم یا چی بگم محرم حرفم باشید ولطفا راهنمایی ام کنید با تشکر یه هم وطن
شهاب مرادی :سلام/ شما ناخواسته به این فرد وابسته شدید.
1. ویراستاری را قطع کنید .
2. ادامه کلاس در این مقطع اشکالی ندارد.
3. به حرف دیگران توجه نکنید وحساسیت نشان ندهید.
4.موضوع را به فرد مذکور نگویید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3351  |  0 امتياز

mansoore
از tehran
امضا شده : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۵۶
salam man yek pishnahad daram .baraye ashnaeiye kasani ke ghasde ezdevaj darand,sayti besazid ta be in vasile khanoomha va aghayooni ke ghasde ezdevaj darand zire nazare yek goroohe motmaen ba ham ashna shavand .shayad ke be ezdevaj bianjamad . 
mamnoon  
yek madare negaran . 

شهاب مرادی :سلام/ کاملا مخالفم. تا می توانیم همه با هم نقش خانواده را در ازدواج ومقدمات آن پر رنگ کنیم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3435  |  2 امتياز

شبنم
از تهران
امضا شده : ۱۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۴۴
سلام حاج آقا. من يک تشکر به شما بدهکارم. قبل از سفر حج شما و در آخرين برنامتون در تلويزيون درباره ي سستي در نماز صحبت کرديد من يکي از اون تنبلاي نماز بودم ولي از اون به بعد به ياري خدا همه ي نمازهامو سر وقت خوندم . براي بيشتر شدن اراده ام دعا کنيد. خوش بحالتون که الان در مکه به سر مي بريد . خيلي براي عاقبت بخيريمون دعا کنيد. يا حق
شهاب مرادی :سلام/ خدا را شکر . الان پیام شما را در تهران می خوانم. عاقبت به خیر شوید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8307  |  17 امتياز

rashid.afsharnia
از ANDIMESHK
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۳:۱۵
من خيلي دوستون دارم!
شهاب مرادی :سلام/ خدا شما را محبوب در آسمان و زمین بگرداند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:12188  |  14 امتياز

tanha
از esf
امضا شده : ۳۱ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۴۹
با سلام. خیلی وقته دلم می خواست ازشما مشورت بخواهم تا اینکه امروز فرصت شد. 
من یک دختر 24 هستم فارغ التحصیل تا این سن دنبال عشق و عاشقی هم نرفتم ولی الان جند وقته از یکی ازخواستگارم خوشم آمده با این مشکل که دوسال کوجکتره ولی چیزی که باعثش شد اخلاق و نجابتش بود وایمان قوی برای من اخلاق بیشترین ملاک است. 
ولی خانوادم راضی نیستند پدر و مادری دارم که فکر می کنن کل زندگی در پول و مدرک بالا خلاصه می شود(فوق دیپلم مدرک نمی دانند). 
در حالی که حتی گاهی وقتی می گم مگه خودتان از اول پولدار بودید یا اینکه با تلاش و خواست خدا رسیدید سریع در نفرین و این که بچه ای و بی عقلی را شروع می کنند، دست می گذارند رو نقطه ضعف من که سریع می گویند خدا بی پدرو مادرت کند تا اختیار دست خودت باشد. 
همه می گن بی ارده ای چون تو روی پدر و مادرم نمی ایستم ولی آنها تا این سن بد اذیتم کردن من باید درس می خواندم یا هر کاری برای کلاس گذاشتن آنها برای اینکه در خانه نباشم روزی 14 ساعت کار می کنم خارج خانه که وقتی رسیدم فقط بخوابم حرفی نزنم. 
شما می گویید چه کنم؟آن شخص تمام ملاکها را داره هرچند الان سرباز است یا اینکه با خواستگارهای که پدر و مادرم می گویند ازدواج کنم که حتی نمی شناسمشان من اخلاق برام از همه چیز مهمتره؟ 
خیلی حرف زدم شرمنده امید با راهنمایتان از این سر در گمی در بیام. 
امید دریایی باشید 

شهاب مرادی :سلام/ ممکن است ملاکهای شما برای انتخاب همسر با ملاکهای پدر و مادرتان کاملا منطبق نباشد و چه بسا آنها در مواردی اشتباهاتی نیز داشته باشند
(مثل خلاصه کردن زندگی در پول و مدرک تحصیلی بالا)اما توجه داشته باشید که :
 1-آنها والدین شما هستند و قطعا دلسوز و خیرخواهتان.
 2-رضایت آنها در ازدواج شما یکی از کلیدهای آرامش زندگی آینده شماست.
 3-درگیر شدن با آنها شما را از لطف خداوند و حمایت آنها بی نصیب میکند.
 4-خواستگارتان علیرغم داشتن اخلاق خوب و ایمان دو سال از شما کوچکتر است و سرباز (و احتمالا فاقد شغل ثابت و مشخص).با عنایت به همه این نکات و با تشکیل یک جلسه خانوادگی صمیمانه حرفهای خود را با آنها بزنید و آنگاه تصمیم منطقی و واقع بینانه ای بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3445  |  5 امتياز

FATEMEHامضا شده : ۱۷ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۶:۲۰
با عرض سلام و تبریک به مناسبت عید غدیر خم و تبریک به مناسبت افتتاح ساییتون. 
آقای مرادی به صورت خصوصی از طریق همین سایت می توانم سوالاتی خصوصی از شما بپرسم؟  

شهاب مرادی :سلام.سپاس 
بله،در چنين مواردي در صورتي كه پاسخ عمومي باشد مشخصات شما نمايش داده نميشود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4638  |  3 امتياز

زهرا
از تهران
امضا شده : ۱۱ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳۶
سلام- من آگاهانه و در يك مقطع كوتاه محرم و نامحرمي را رعايت نكردم- براي پاك كردن اين گناه قصد ازدواج با شخصي را گرفتم كه از نظر فرهنگي با خانواده من تفاوت بسيار دارند-  
اين مسئله باعث پاك شدن گناه من مي‌شود؟
شهاب مرادی :سلام/ این تصمیم غلط و نادرست است. چاره‌ی گناه و عامل پاک شدن از گناه، توبه است.همین! پس بی جهت، خودت و دیگری را تنبیه نکن. خدای مهربان بسیار توبه پذیر و آمرزنده است. هو الغفور الرحیم .
 
برای یک زندگی بهتر، همسری شایسته و متناسب انتخاب کنید! نه همسری برای تنبیه و آزار خودت. این چه کاری است؟!!!
 
و یا گاهی می شنوم برخی دخترها یا پسرها برای تنبیه خودشان؛ به خاطر یک یا چند گناه ؛ ازدواج را ترک کرده اند که آن با سنت رسول خدا مغایر است و همه ما این روایت نبوی (ص) را شنیده ایم :
 
النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:22785  |  774 امتياز

mitra
از tehran
امضا شده : ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۲۲
با سلام حاج آقا... (لطفا خصوصي)... من عاجزانه از شما درخواست کمک مي کنم؛ پيشاپيش از زحمات شما تشکر مي کنم.
شهاب مرادی :سلام/ بارها عرض کردم  چت خطرناک و مضر است واصلا راه خوبی برای شناخت و انتخاب همسر نیست.
برای شما حتما مورد خوب و مناسب هست . اعتماد به نفس داشته باشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3669  |  2 امتياز

پري
از ...
امضا شده : ۱۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۲۳
سلام آقاي مرادي.لطفاً اين صحبت رو تو مردم ايران سلام نگين چون اون موقع بابام ممکنه برنامه رو ببينه...مامانم گفتن از شما سوا لي بپرسم...آيا ... ؟ 
حالا شما بگين واجب من به اون سلام بگم؟
شهاب مرادی :سلام/ به هرحال به او سلام کنید و به هیچ وجه با پدرتان قهر نکنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3494  |  2 امتياز

عين سين
از ايران
امضا شده : ۰۹ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۲۹
سلام حاج اقا من 21 سالمه و متاسفانه ... لطفا اينو تو سايت نذارين
شهاب مرادی :سلام/ یادداشت ها را بخوان. و نکته ها را در دفترچه ای بنویس. از یادداشت های پر بیننده شروع کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8262  |  7 امتياز

بنده خدا
از تهران
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۱۲
سلام  
من مشکل شماره 3 رو دارم .5 سال تمام دعا کردم حاجتم رو نگرفتم وهر روز اوضاعم تلخ تر شد (همه دعاهام هم چهله نشيني و هر روز قران خواندن بود) حالا باز توي موقعيتي هستم که خواسته وحاجتم رو هر روز ميبينم و از اين بابت هر روز به درگاه خدا گله مند ميشوم
شهاب مرادی :سلام/ لطفا مجدد یادداشت را به دقت بخوانید
و یادداشت جناب سروان را.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6487  |  4 امتياز

رضا اراکي
از arak
امضا شده : ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۵۲
سلام خواستم فقط بابت تشريف فرماييتون به اراک تشکر کنم
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3643  |  1 امتياز

ابراهيم وكيلي
از بروجن
امضا شده : ۱۵ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۱۸
با سلام. حاج آقا دستتون درد نكنه زحمت كشيديد اومديد بروجن. ولي معلومه تو برنامه هاتون برنامه هايي مثل بروجن و نمي زنيد مگه نه؟ 
اجرتون با بقيه الله الاعظم ارواحنا فداه. 
...
شهاب مرادی :سلام/ آدرس دقیق جلسه را نداشتم. فقط به این خاطر درج نکرده بودم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5917  |  1 امتياز

مهشيد
از تهران
امضا شده : ۲۵ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۵۳
سلام  
حاج آقا اينبار با نااميدي اومدم سر زدم ولي وقتي ديدم جوابم رو دادين خيلي آروم شدم .  
اين مطلبي كه شما نوشتين مستلزم اينه كه من ملاقات با ايشونو قبول كنم .  
درسته ؟‌ 

شهاب مرادی :سلام/ نه لزوما
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3411  |  0 امتياز

فائزه
از مشهد مقدس
امضا شده : ۱۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۲۰
سلام آقاي مرادي 
من به يك منبعي كه راجع به خداشناسي باشد احتياج دارم كه صريح ، ساده و معتبر باشد .و بتواند كسي را كه اعتقاد به خدا ندارد را با خداشناسي آشنا كند . 
خواهش مي كنم كمكم كنيد متشكرم
شهاب مرادی :سلام/ خداشناسی و عقایدی که آقای فرائتی نوشته اند مناسب است. «اصول عقاید و فروع دین»
ولی مراقب باشید فریب افراد مریض نما را نخورید!
این پیام و تمام لینک هایش را بخوان»»» فرزانه اشرفی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6742  |  16 امتياز

دانشجو
از بندرعباس
امضا شده : ۰۱ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۰۰:۵۵
سلام مجدد 
يک سوال:سرد مذاجي و گرم مذاجي يعني چه؟چطور ميشه بهش پي برد؟آيا تو شرايط ازدواج خيلي مهمه؟
شهاب مرادی :سلام/ صحبت هایی که حول این موضوع می شنوم اصلا علمی نیست
 
پسرم قبل از ازدواج اصلا نیاز نیست به این حرفها توجه کنی چون زمینه ای برای افکار جنسی مزاحم و... می شود.  وبا توجه به سوال دیگرت در مورد خودارضایی به این نگرانی های بی پایه و اساسِ وسواسی دامن نزن و بدان که بی مورد است در صورت تکرار و اجبار به فکر کردن به این مسائل و دامن زدن به این نگرانی ها به یک روان شناس بالینی مراجعه کن. یادداشت از خودت چه خبر را هم بخوان.
 
اما اگر فرد متاهل و همسرش هر دو مشکلی را در مسائل جنسی احساس می کنند آقا در گام اول به یک پزشک ارولوژیست مراجعه کند. و به یک روان شناس کاربلد و خوب. 
ویراست دوم.
 

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5293  |  78 امتياز

بي نام
از ايران
امضا شده : ۰۷ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۱۹
سلام آقاي مرادي 
در برنامه روز شنبه ،شما انتقاد داشتين به شيوه گفتگوي مجريان صدا و سيما که البته با 99درصد صحبت هاي شما موافقم . 
اينکه به صحبت هاي مهمان جهت داده ميشه ،از صحبت ها نتيجه گيري هاي عجيب و گاهي بي ربط ميشه ، فضا هاي گفتگو پر از استرسه و... 
ولي قبول کنين که رايج شدن اصطلاحاتي ،مثل هموطنان جان يا روبروي ما يا شبکه محترم و از اين قبيل عبارات که کاملاً ميشه گفت مخصوص آقاي صالح علاست اصلاً واژه هاي بدي نيست بلکه به نظر من خيلي هم زيبا و جالبه ،نگران کننده نيست حداقل از شيوه حرف زدن خيلي از اين مجري هايي که ...ومي خوان بگن مثلاً خيلي جوان پسندانه صحبت مکنن ،خيلي خيلي بهتره . 
... 
به نظرم بهتر بود اينجور مجري هارو که توي راديو و تلويزيون کم هم نيستن نقد مي کردين. 
شرمنده يه ذره طولاني شد. 
مؤيد باشيد .
شهاب مرادی :سلام/ موضوع بحث ما خانواده و مهارت گوش دادن بود.
شیوه ی گفتگوهای تلویزیونی در سبک گفتگوی افراد جامعه و گفتگوهای خانوادگی موثر است.
پس لزوم توجه و نقد این شیوه ها ضروری و مفید است.
علیرغم گفتگوهای خوب و قابل احترام، برخی گفتگوها نامانوس و آزار دهنده است و بیش از هرچیزی به مهارت گوش دادن مخاطب آسیب می زند!
یعنی آموزش "توی حرف هم پریدن" و "گوش ندادن"و"مضطرب شنیدن"و"مصنوعی بازتاب دادن" و... است.
که با نقد منصفانه باید بهتر شود.
در سینما هم همین طوره، دیالوگ های ناخوب ...
فیلم خوب باید در کنار روند داستان و ... مدلی از خوب حرف زدن و خوب گوش دادن را آموزش دهد.
آژانس شیشه ای در نمایش این صحنه ها موفق بود. مثل گفتگوی حاج کاظم با پسرش با وجود مانع(کرکره ی آژانس) بسیار خوب بود.
افراد بیشتر بگو مگو را تجربه کرده اند تا گفتگوی محترمانه و مفاهمه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3550  |  7 امتياز

مونا فاضل
از بندر عباس
امضا شده : ۱۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۴۲
سلام . من چندي قبل با همين نام براتون پيام داده بودم و شما هم لطف كرديد و جواب داديد واقعا ممنونم . به توصيه شما عمل كردم و با اقايي كه بهش علاقه داشتم (يك طرفه) قطع رابطه كردم در ضمن مطلب جناب سروان رو هم خوندم . حالا اگر ممكنه به من بگيد چطور از خاطرم اونو بيرون كنم كه بيرون برو نيست شايد باور نكيد سر هر نماز براش دعا مي كنم كه هميشه موفق باشه و سلامت وبا هر كسي كه ازدواج مي كنه خوشبخت باشه ولي اين وسط فقط من هستم كه احساس حقارت مي كنم تو رو خدا راهنماييم كنيد .
شهاب مرادی :سلام/ عجله نکنید کم کم از یادتان می رود و از درجه اهمیتش کاسته می شود البته لازم است کمتر از او یاد کنید مثل دعا کردن بعد از نماز
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3517  |  3 امتياز

کلاغ سياه
از آسمان تهران
امضا شده : ۳۰ دی ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۵۵
سلام 
سلام 
سلام سلام سلام 
کلمه زيبايي که بعد ازمدتي دوري به شما تقديم ميکنم.
شهاب مرادی :سلام/ و یک مزاح:
حالا چرا کلاغ سیاه به ما سلام می کنه نه هدهد یا عقاب و یا کبوتر یا حتی مثلا مرغ عشق ... خدا عالم است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3559  |  3 امتياز

بالا
جوملا فارسی : jpersian.ir