عضویت در خبرنامه سایت

جهت دریافت ایمیل های گروهی






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

آمار

بازدیدکنندگان: 21859873
حاضرین در سایت : 38 نفر و 6 نفر عضو
  • S28
  • maryam.a
  • nilinbanoo
  • ع.ش
  • h.zn
۲۲بهمن؛ سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی مبارک باد.

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 9979 ورودي در دفتر وجود دارد.

نامورودی
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>
سميه رودي
از تهران
امضا شده : ۰۱ دی ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۱۵
سلام؛گفتگويي کردين با تماشاگر درمورد جادو در فوتبال؟؟؟ 
شما و اين کار ها!!!!
شهاب مرادی :سلام/ ؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6183  |  13 امتياز

جابر
از تهران
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۵۱
سلام استاد 
خوب هستين؟ 
 
متاسفان ه من هم نظر سنجي رو رد صفحه اول سايت پيدا نمي كنم!!!!! 
به عنوان عضو هم وارد شدم اما چيزي به عنوان نظر سنجي نمي بينم. 
لطفا بيشتر راهنمايي بفرماييد. 
 
متشك م. 
منصور باشيد.
شهاب مرادی :سلام/ بعد از ورود از طریق فهرست بالای سایت به صفحه بسم الله برو و کمی با اسکرول موس صفحه را بالا پایین کنید
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5227  |  8 امتياز

آذين
از تهران
امضا شده : ۱۶ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۱۰
سلام.خداقوت 
است د برنامه ديشب بسيار عالي بود. نکاتي که مطرح مي کنيد خيلي خيلي کاربردي است به خصوص براي ما دانشجويان مشاوره،تا اونجايي که تونستم نکات رو يادداشت کردم. 
استاد کاش مي شد ماهم در کلاس هاي آموزش مشاورتون شرکت مي کرديم.....
شهاب مرادی :سلام/ فعلا این برنامه روزهای سه شنبه را برای روحانیون در نظر گرفتم و حداقل چندماهی ادامه دارد. ان شاءالله در آینده
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5658  |  36 امتياز

NoName
از ایران
امضا شده : ۱۹ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۵۶
سلام وقتتون بخیر 
... 
امروز خیلی اتفاقی پای برنامه مردم ایران سلام نشستم  
شما از خانم ها قبل ازدواج گفتید که از کاه کوه می سازند. 
... 
ولی یه سوال تو ذهنمه که چرااین آدمهیچ وقت حرفی نزد؟آیا به رفتار من برمی گرده؟یا اینکه واقعا از کاه کوه ساختم؟ 
... خصوصی... 
خیلی طولانی شد ولی ممنون میشم نظرتونو بدونم.ممنون از اینکه به حرفام گوش دادید . 
شادو سربلند باشید. 

شهاب مرادی :سلام/
1. رفتارتان را متعادل کنید. وقار و  عفاف با تند بودن و قطع رابطه با دیگران فرق دارد.
2. از رفتار های متناقض (آرایش و حجاب و...) جدا دوری کنید.
3. مورد اصلی سوال شما همان مدل کاه و کوه است. اهمیت ندهید.
این لینک و یادداشت   جناب سروان! را بخوانید. و پس از تفکر تصمیم بگیرید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3470  |  2 امتياز

marzie manochehri zad
از kashan
امضا شده : ۳۰ دی ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۴
salam aghaye shahabe moradi man marzie manochehry zad hastam ba tashakor az sokhanrani zibaye shoma
شهاب مرادی :سلام/ التماس دعا . یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3536  |  0 امتياز

علي
از مشهد
امضا شده : ۰۳ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۱۲
لطفا يک مشاور خوب در مشهد معرفي کنيد خواهش مي کنم چون ... مشکلاتم زياد وحساس است
شهاب مرادی :سلام/ آقای جواد بهادرخان.
 مشهد خیابان ابن سینا، تلفن :8410132و8418624
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7022  |  12 امتياز

نفس بريده
از کرمان
امضا شده : ۱۸ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۳۴
سلام.از طرف مادرم مي نويسم: 
سلام 
جوا ي با تفاوت سني 12 سال تقاضاي خواستگاري از دخترم را دارد.ايشان پزشکي است که در سال 81 فارغ التحصيل شده و دختر من دانشجوي سال سوم دندانپزشکي است.اين آقاي پزشک مطب ندارد و آنطور که خودش به دختر ما گفته است علاقه اي به گرفتن تخصص در ايران ندارد و قصد خروج از ايران و ادامه تحصيل در خارج از کشور را دارد.الان هم داراي شغل ثابتي نيست و متاسفانه بر عکس خانواده ي ما از نظر مذهبي مايه ي خيلي قوي اي ندارند.ولي از قبل در دانشگاه با دختر بنده بدون اطلاع خانواده ي ما صحبت کرده و در او دلبستگي ايجاد کرده اند و وعده و وعيد هايي نيز داده اند.پدر فرزند من به شدت با اين طور آشنايي هايي مخالف است و تضاد وحشتناکي بين دختر و پدر ايجاد شده است و کلاً نظام خانواده ي ما به هم ريخته است در حالي که به احتمال زياد ارتباطات مخفيانه ي اين دو ادامه دارد. 
البته مادر ايشان تلفني تقاضاي ملاقات(خواستگار )را نموده است ولي پدر فرزندم هرگز حاضر نيست که آنها را بپذيرد چون دختر من 21 ساله و پسر 33 ساله است و پدرش مي گويد ايشان چون شغل ثابت و استخدامي ندارد عاقبت مشخصي هم برايش معلوم نيست!لازم به ذکر که دختر به شدت با اين وصلت موافق و پدرش به شدت مخالف است!پسر هم پدر ندارد و تک پسر است با يک خواهر. 
شما ما را راهنمايي کنيد که چگونه اين تضاد بين پدر و دختر را حل کنيم؟در ضمن همسر بنده هم انسان تحصيل کرده و استاد دانشگاه هست
شهاب مرادی :سلام/ بیایید با هم این مسئله این گونه مطالعه و بررسی کنیم و فقط به این پرسش پاسخ بدهیم: آیا دختر همسر مناسبی انتخاب کرده است؟
 
و موافق و مخالف با احترام و مستدل و منطقی دلایلش را بیان کند و همگی از بیان مطالب دلی و احساسی پرهیز کنیم. در یک جلسه خانوادگی و صمیمی دختر و پدر و مادر و شما (و هر خیرخواه عاقلی که در آن جلسه خانوادگی به مشورت دعوت شد،) دلایلشان را بیان کنند و همه روی این بیانات فکر کنند و بعد در جلسه ای دیگر دوباره همفکری کنید. 
 
اگر من در چنین جلسه ای باشم سوال می کنم 1. پسر در این سالها چرا ازدواج نکرده؟ یا لااقل چرا بعد از 81 ازدواج نکرده؟ و ربز تقویم این روزها را می پرسم و پاسخ های کلی و مبهم را صادقانه تلقی نمی کنم.
 
2. هر پاسخی را منطقی و مستدل تحلیل می کنم. مثلا مورد مناسب پیدا نشد؛ را دقیق بررسی می کنم: چندجا خواستگاری رفتی؟ و پرهیز از کلیات و خودداری از فریب خوردن. واقعا خواهرت با دیگران چه تفاوت اساسی و روشنی دارد. زیباترین است؟ مومن ترین است؟ خیلی مومن تر است؟ (که مخفیانه با پسری دوست شده) پس بی نظیر نیست و ... چون وقتی از ما تعریف و تمجید می شود چشمِ هوش، کور می شود.
 
حتی اگر قبلا ازدواج ناموفق داشته باشد بهتر از گذشته مبهم است.
 
3. شغلش؟ اگر طبابت نباشد بزرگترین علامت سوال در ذهنم شکل می گیرد که چرا بهترین روزهای عمرش را صرف کاری کرده که هدف اصلی زندگی اش نیست و یا چرا در کار خودش موفق نیست و اینجا احتمال برخی مشکلات روحی مطرح می شود و... اما قضاوت نمی کنم صریح و محترمانه و مثبت سوال می کنم.
 
هشدارهای قبل از انتخاب همسر را بخوانید. و فراموش نکنید سهم افراد از خوشبختی به مقدار شایستگی های عقلی و تصمیمات عاقلانه آنها بستگی زیادی دارد.
 
اما احتمال اینکه دلایل دختر خانم و آقا پسر را بشنوم و موافق بشوم هم زیاد است چون بررسی می کنم و قبل از بررسی هیچ تصمیمی جز بررسی نمی گیرم. فقط بررسی درستی انتخاب
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:11141  |  92 امتياز

علي
از چالوس
امضا شده : ۱۱ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۲۸
سلام حاج آقا خوبيد،سلامتيد  
طرح صفحات را هم که تغيير داديد 
فکر مي کنم که جاي کار بيشتري داشته باشه  
مثلا در سمت راست و چپ رنگ خاکستري کمي تو ذوق مي زنه  
خلاصه بايد اصلاحاتي انجام بگيره  
 
ضمنا از يادداشت جديد خبري نيست؛ما که حسابي خمار يادداشت شماييم 
زياده عرضي نيست
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3298  |  2 امتياز

fall
از kabul
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۳۸
salam kheli saite jalebi bood thanx ke khabar kardin.
شهاب مرادی :سلام/ سال نو مبارک. ان شاءالله که موثر باشد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:16602  |  16 امتياز

مجتبي صدرالديني
از دانشگاه علم و فرهنگ
امضا شده : ۱۵ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۰۶:۴۴
حاج آقا سلام 
قول داده بوديد دو مرتبه به دانشگاه ما تشريف بياوريد. 
به اون خدايي كه شما و بنده بهش اعتقاد داريم؛ درخواست حضور جنابعالي در دانشگاه بسيار است. 
اجازه مي فرماييد براي هماهنگي هاي بيشتر جهت حضور جنابعالي در اين دانشگاه با دفترتان تماس بگيريم
شهاب مرادی :سلام/ در خدمتم جلسه با نشاطی بود و لطفا با دفتر مرکزی نهاد هماهنگ بفرمایید چون دانشگاه بسیار و وقت اندک.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3637  |  2 امتياز

زهرا
از تهران
امضا شده : ۱۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۱۴
سلام. 
الان دوباره با هزار اميد و آرزو پيامها را نگاه کردم. به يک دوجين پيام جواب داده بوديد. اما براي من جوابي نبود. دليلش را که مي توانم بدانم. گرچه دليل پاسخ ندادن دردي را از من دوا نيست. من مرحمي مي خواهم که نامش پاسخ صريح است.
شهاب مرادی :سلام/ دخترم اگر الان به جای این مطالب نوشته بودید جواب داده بودم ...
 
ظاهرا ضوابط را اصلا نخوانده ای حتی یک بار!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:15316  |  13 امتياز

کلاغ سياه
از آسمان تهران
امضا شده : ۰۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۰۱
با سلام فرموده بوديد يک php کار ماهر و خوش قول نياز داريد. با معذرت از صنف برنامه نويسان که مخلص ايشان هستيم اين صفت خوش قولي صفتي است بسيار ناياب در ميان ايشان.اگر خواستيد دليلش رو براتان مي نويسم. 
اما من 99 درصد توي کارهام خوش قول هستم ولي حيف که سرم شلوغه و توفيق اينو ندارم که به شما کمکي کنم .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3535  |  0 امتياز

مرجان
از اصفهان
امضا شده : ۱۷ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۴۵
اقاي مرادي از اينکه وقتتان رابراي ما مي گذاريند تشکر ولي اي کاش بيشتر وواضح تر منظورتان را مي رسانديند تا ما بتوانيم قانع شويم چون اينقدر اطرافمان امواج منفي هست که امواج مثبت شما راخنثي مي کند
شهاب مرادی :سلام/ ازدواج با اتباع بیگانه، عدم شناخت از فرهنگ وزبان، عدم بررسی و تطبیق معیارهای طرفین و غیر رسمی بودن مراحل ابتدایی و انگیزه ی زیارت و امثال آن که حاکی از عدم آگاهی و اشراف شما به موضوع دارد والبته شاید اصل قصه خواستگاری سرکاری باشد.
فرصت های واقعی ازدواج را از دست ندهید.
با این افراد ازدواج نکنید... ولی این به این معنی نیست که ازدواج با هر یک از افراد خارج این لیست دشواری ندارد! دقت کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3480  |  1 امتياز

فرناز
از کرج
امضا شده : ۰۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۵۴
سلام 
ذکر تعجيل فرج رمز نجات بشر است  
 
عيدتان مبارک
شهاب مرادی :سلام/ اللهم عجل لولیک الفرج. تبریک و التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10084  |  8 امتياز

محمد
از شيراز
امضا شده : ۱۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۳۱
سلام منو مي شناسي ميدوني چرا موقع رفتن ديروز تو فوردگا بغضم پرشده بود ولي نتونستم مثل جواد گریه كنم چيه چون مثله باباهاميموني پس ترو خدابداد ما جونا برس بابا
شهاب مرادی :سلام/ عزیزی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3606  |  1 امتياز

احسانامضا شده : ۲۱ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۱۸
با سلام خدمت شما که وقت و نیروی خود راصرف پاسخ دادن به پرسش های مردم برای کمک به آنها در جهت دست یافتن به راه حل مناسبشان می کنید  
پیشاپیش از خداوند متعال پیشرفت و موفقیت شما را در این زمینه خواهانم 
مطلبی را که می خواهم با شما به عنوان یک کارشناس در میان بگذارم مشکلی است که شاید به شکلهای گوناگون در بسیاری از جوانان مخصوصا در جوانان کشور ما وجود دارد منظورم مشکلات جنسی و مسائل مربوط به آن است من نیز از این روند جدا نیستم و درگیر مشکلی هستم که هر لحظه مرا ناتوان تر می سازد چندی پیش این مسئله را با شبکهء پرسمان که یک سایت دانشجویی است در میان گذاشتم آنها نیز لطف کردند و پاسخم را دادند اما این مشکل آن قدر بر روح من چیره گشته که راه حلهای آنها را نتوانستم اجرا کنم چرا که اراده ام بسیار ضعیف شده است مشکلی که در مورد آن می خواستم صحبت کنم کاری است بسیار بسیاربدتر از اعتیاد به مواد مخدر،استمناء!آر درد من این است دردی که هم جسمم را و هم روحم را چند سال مورد حملهء خود قرار داده و تا کنون نتوانسته ام به طور قطعی از پس آن بر بیایم  
اجازه می خواهم به دلیل اینکه شناخت هر چه بیشتر شخصیت فرد پرسش کننده می تواند به مشاور در جهت ارائهء پاسخی بهتر و جامع تر کمک کند وقتتان را بگیرم و کمی از زندگی ام را برایتان شرح دهم  
... باید بگویم به خاطر این که همه فکر می کردند من فرد بسیارپاکی هستم و به خاطر این که قلبا پاک بودم و نظر بدی نسبت به دختران فامیل نداشتم و بسیار از متلک گویی به آنها متنفر بودم همیشه در میان آنها بودم و با آنهابسیار صمیمی تر از هم جنسانم بودم به همین دلیل به من می گفتند مریم خانم در جمع آنها احساس راحتی می کردم و تا اکنون نیز آنها مرا پسری خوب و پاک می دانند به خاطر همین ارتباط پاک احساس بد و شرورانه ای نسبت به آنها نداشتم زمان می گذشت و هر بار که استمناء می کردم بیشتر به درون گمراهی فرو می رفتم هر بار پس از انجام این کار به خودم قول می دادم که دیگر این کار را نکنم و توبه می کردم اما باز این کار تکرار می شد تا همین الان  
..... در مقطع پیش دانشگاهی که بودم از یک طرف به نمراتم حساس بودم و از طرفی نگران وضعیت کنکور خود بودم تصمیم گرفتم آن سهل را به دلیل یا بهانهء سنگین بودن درسها و نبود وقت کنکور ندهم و سال آینده با فراغ فکر بیشتری برای کنکور درس بخوانم کارم را خوب شروع کردم و بدون مشورت در چند کلاس کنکور ثبت نام کردم اما هنگامی که دیدم بیشتر به فکر پول هستند تا انتقال مفاهیم انگیزه ام را از دست دادم و دیگر به آن کلاسها نرفتم و تقریبا دیگر درس نخواندم بسیار با خانواده ام درگیر بودم آنها مدام مرا به ادامهء کار تشویق می کردند ولی من مقاومت می کردم زیرا توقعم بالا بود و می خواستم در رشتهء خوبی قبول شوم دلیل این که در این مورد می نویسم این است که می خواهم بگویم یکی از زیانهای استمناء کاهش اراده است من هنگامی که در درسهایم به مشکلی بر می خوردم خیلی سریع ناراحت می شدم و بدتر این که این ناراحتی را به درسهای دیگر نیز می کشاندم و دیگر دوست نداشتم به درس خواندن در آن ساعت ادامه دهم چرا که اراده ام ضعیف شده بود  
آن سال نیز گذشت وسال تحصیلی جدید را با انگیزه ای قوی شروع کردم در ابتدای شروع کارم چون می دانستم که اگر استمناء را ادامه دهم باز هم سرنوشتم مانند سال گذشته خواهد شد با حال التماس و تضرع پس از نماز به سجده افتادم و قران در بغل از خداوند به زاری خواستم هدایتم کند و مرا از این منجلاب بیرون آورد خداوند نیز با لطف همیشگی که به من داشته است هدایتم کرد هر روز رابطه ام با خداوند بهتر می شد پس از نماز اول وقت مغرب و عشاء هر شب تا شب کنکور به طور مرتب دو صفحه قران را با معنی آن وبا تفکر می خواندم مدت عبادت من یک ساعت به طول می انجامید ولی گذشتن زمان را حس نمی کردم اوایل کار دو سه مرتبه استمناء کردم ولی کم کم این کار را ترک کردم آن قدر خود را به خداوند نزدیک می دیدم که در نماز گریه می کردم و از این که دارم با پروردگار و آفرینندهء خودم صحبت می کنم شور و شعف سراسر وجودم را فرا می گرفت وبا تعجب و شرمندگی به گذشته ام فکرمی کردم جدولی درست کرده بودم که سعود و سقوط اخلاقی را توسط فلشهایی در آن نشان می دادم دائم در حال مراقبهء نفس بودم هر شب بعد از نماز عشاء کل کارهای دیروز و امروزم را مرور می کردم و نکته های مثبت و منفی را یادداشت می کردم تا دیگر بدیها را تکرارنکنم شبهای جمعه را مرتب به حرم می رفتم یک شب حرم خیلی شلوغ بود و من که همیشه دنبال جای خلوتی می گشتم یکی دیگرازبلاهای استمناءگوشه گیری من بود هیچ جای خالی پیدا نکردم و با حالت حزن بسیار به امام رضا ع سلام کردم و با ناراحتی از حرم خارج شدم در مجلسی که به مناسبت چهلم فوت پدربزرگم برگزار شده بود دختر عمه ام به مادرم گفت چند شب پیش احسان را در خواب دیده ام که به حرم رفته و حرم بسیار شلوغ بود و درهای منتهی به ضریح بسته بود و خادمان اجازهء ورود نمی دادند که احسان جلو رفت در را برای او باز کردند  
وقتی این خواب را شنیدم گریه کردم که چگونه من که آن قدر بد سیرت بودم به کوتاه مدتی آن چنان مورد لطف خداوند قرار گرفته ام که زیر سایهء رحمت امام رضا ع قرار گرفته ام در آن نه ماه که برای کنکور درس می خواندم دعا می کردم که در رشتهء داروسازی در شهر خودم قبول شوم پس از کنکور مانند هر سال تابستان را برای شبکاری به مغازهء تولیدی پدرم رفتم روزی پس از نماز صبح تلفن مغازه به صدا درآمد و صدای پدرم را شنیدم که خبر قبول شدن در رشتهء داروسازی مشهد را به من می داد بسیار خوشحال شدم و نماز شکر خواندم هدف من از درس خواندن رسیدن به پول و ثروت نبود بلکه می خواستم تا پله های پیشرفت را طی کنم و وزیر شوم و به کشور و هم وطنانم خدمت کنم تمام وجودم سرشار از عشق به پیشرفت میهنم بود قبلا مطالعات زیادی در مورد تاریخ باستان ایران و افتخارات آن داشتم و حال پلهء اول را با لطف بسیار خداوند و تلاش خودم با موفقیت طی کرده بودم در تابستان تحقیقی در زمینهء امام زمان ع و وظایف شیعیان ایشان انجام دادم تحقیق بسیار جالبی شده بود باید بگویم در این نه ماه نمازهای ظهرو عصر و مغرب و عشائم را مرتب به مسجد می رفتم به پیشنهاد امام جماعت مسجد محلمان تصمیم گرفتم جمعه شبها آن را برای نمازگزاران آن را ارائه دهم جمعه شبها پس از نماز عشاء بر می خواستم و این تحقیق را می خواندم و حضار با علاقه گوش می کردند  
خلاصه آدم خوبی شده بودم ولی پس از این که به قول قران کشتی من به ساحل نجات رسیده بود و به هدفم رسیده بودم ارتباطم با خدا ضعیف تر شد و پس از مدتی دوباره با ناسپاسی تمام استمناء کردم و آن را تکرار کردم تا اکنون که در اواخر ترم اول هستم در این چند سال بر اثر این کار همیشه کم بنیه بوده ام مخصوصا این اواخر که به طور جنون آمیزی تقریبا هر دو شب یک باراین کار را می کنم دستهایم می لرزند چشمانم ضعیف شده است در مدت کوتاهی دوبار عینکم را عوض کردم موهایم بسیار نازک و نرم وشکننده شده است و به راحتی و بسیار زیاد می ریزند لبهایم را  
نا خود آگاه گاز می گیرم مادرم می گوید تازگی ها عصبی شده ای زیاد پلک می زنی انگشتانت را گاز می گیری 
بر خلاف گذشته اعتماد به نفسم کم شده دیگر نمی توانم در کلاس از استاد سوال بپرسم هنگامی که مطلبی را نمی فهمم و نمی توانم سوال کنم بسیار ناراحت می شوم هنگامی که می خواهم مطلبی را برای هم کلاسی هایم که سی پسر و سی دختر هستند بگویم صورتم به طور محسوسی شروع به لرزش می کند و صدایم بسیار می لرزد چند روز پیش در عین ناباوری دیدم هنگامی که می خواستم چیزی را به دانشجویان یادآوری کنم زیر ناخنهایم کبود شده تمرکزم بر درسهایم بسیار کم شده است سر کلاس که هستم انگار مرده ای بیش نیستم و در دنیایی دیگر سیر می کنم و مرتب ذهنم منحرف می شود و درسها را نمی فهمم در خانه هم هر چه تلاش می کنم بعضی درسها را بفهمم نمی شود و هر روز نگران تر می شوم هر بار تصمیم می گیرم دیگر این کار را نکنم ولی نمی شود دیگر هدفم یادم رفته است دیگر خدا را نمی شناسم و نماز را به زور می خوانم در آیات قران شک می کنم و گاهی اوقات خدا را فاقد نقش در این دنیا می دانم و قران را داستان نمی دانم عاقبتم به کجا می کشد  
این ها بخشی از زندگی من بود حال امیدم پس از خداوند به شما است خواهش می کنم این برادرتان را اگر بدتان نمی آید کمک کنیدو از تاریکی ها او را دوباره به نور برگردانید خواهش می کنم پاسخی مقطعی به من ندهید و مرا مرحله به مرحله هدایت کنید اگر امثال مرا رها کنید به جای اول خود بر می گردند لطفا مرا راهنمایی کنید در ضمن خوشحال می شوم اگر این نوشته را بدون ذکر نام در معرض دید دیگر کاربران بگذارید چه بسا بخوانند و عبرت بگیرند
شهاب مرادی :سلام/ مشکل اصلی شما خود ارضایی نیست و شما باید برای تشخیص و درمان ابتدا به یک روانپزشک مراجعه کنید.
 
»»» گناه خود ارضایی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4001  |  61 امتياز

کربلاي 5
از تهران
امضا شده : ۰۱ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۲۶
احساس ميکنم هرچي براي نزديک کردن دلم به خدا بيشتر سعي ميکنم کمتر جواب ميگيرم. 
به نظر شما ديگه بايد چي کار کنم 
رفتن و نرسيدن خيلي سخته!
شهاب مرادی :سلام/ به جناب موسی(ع) فرمود: قصدک لی وصلک الیّ
همین که آهنگ عزیمت کنی، رسیدی

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3692  |  5 امتياز

سيد اميرحسين خوانساري
از تهران
امضا شده : ۰۶ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۲۳:۳۳
با سلام وخسته نباشيد خدمت شما. 
حاج آقا بنده يک جوان 26 ساله هستم که دو سال پيش ازدواج کردم 
سر يک سري مسائل و حرفهايي که بيشتر بين خانواده رخ داد. 
الان حدود 1 ساله که ديگه با خانومم,ارتباطي ندارم و از طريق تماس خودشون و يکي از اقوامشون درخواست طلاق دارن 
من 1 سال پيگير اين قضييه بودم, ولي تا حالا هيچ جواب قانع کننده اي ازشون دريافت نکردم و حدود 1 ماهه پيش يکي از اقوامشون به منزل ما اومدن و گفتن که ايشون به هيچ وجه نمي خوان با هاتون زندگي کنن. 
حاج آقا من زندگيمو دوست داشتم,خانوممو دوست دارم و نمي خوام زندگيم از هم بپاشه,ولي از اونجا که نمي خوام کسي رو اذيت کنم,با پيشنهاد اونها به محضر رفتم و حق طلاقو به ايشون و وکيلشون دادم.حاج آقا توي اين فرصت کم مي خوام منو کمک کنيد.مطمئنم حرفاي شما روي ايشون تاثير گذار خواهد بود,انشاءا... 
حاج آقا من زياد اهل ايميل نيستم و شمارمو مي زارم و ديشب از طريق برنامه پارک ملتتون متوجه وب سايتتون شدم. 
حاج آقا بعد ازتوکل به خدا و رضاي خدا,اميد دارم شما مي تونيد کمکم کنيد.با تشکر 
تلفن:...
شهاب مرادی :سلام/ تماس برایم مقدور نیست. لطفا آمار بازدید امروز و دیروز را نگاه کن به نظرت می توانم تماس بگیرم؟
 
نگاه منطقی به مناسبات پایه اساسی زندگی موفق است.
 
توصیه می کنم حتما همسرت را بیاور منزلت و زندگی کنید. حتی اگر یک روز تا طلاق مانده نرم و محترمانه و بدون مشاجره  با هم باشید از یک روزتان لذت ببرید.
 
این روزهای خوش جوانی را خراب نکن. 
 
با رفتنت به محضر و ... کاملا مخالفم.
 
می دونی مثل یک کشاورز بی اطلاع که پس فوت خلبان هواپیمای سمپاشی نشسته جای خلبان موتور را خاموش کرده سرع و ارتفاع همه از دست رفته تازه تونسته با برج مراقبت تماس بگیره و میگه : "الو کمکم کنید چطور پرواز کنم؟ چگونه هواپیما را در فرودگاه ..." همینکه در حال حرف زدن هست محکم می خورد زمین!
 
اما ناامید نشو مبنایت این قرار بده که بدون هیچ انتظاری برای تغییر و هیچ باج دادنی یک ماه با هم زندگی کنید و هفته ای یک جلسه 90 دقیق ای با مشاور خبره ای جلسه داشته باشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3378  |  45 امتياز

ساره ش
از گنبد
امضا شده : ۱۰ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۰۹:۱۸
سلام سالروز ازدواج فرخنده و مبارك آقا اميرالمومنين و فاطمه زهرا س را به تمامي مسلمين و بالاخص به شما تبريك مي گويم
شهاب مرادی :سلام/ اسعد الله ایامکم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3566  |  0 امتياز

maryam_asoo22
از همدان
امضا شده : ۲۶ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۲۹
... 
سلام آقاي مرادي.من اولين باره که ميام تو سايتتون.چقد خوبه که شما خداروشکر هستين..از زور گريه نميتونم بنويسم.. 
من دختري 22 ساله دانشجو هستم.چادري.به قول مامانبزرگم سنگين ميرمو سنگين ميام.اما حالا باورم نميشه من همون مريمم.چشم خلاصه ميگم سرتونو درد نيارم.از همکلاسيام 2 ماه پيش به من پيشنهاد ازدواج داد.منم با وجود اينکه خانوادم با ازدواج زود من مخالفن ولي قبول کردم.ولي حالا اون آقا ميگن که من هيچ شرايطي ندارم بيام به پدرت چي بگم؟من چکار کنم.اما رابطشو با من قطع نميکنه.انگار خودمم نميخوام که تموم بشه اما نميخوام گناه کنم.تو ماه رمضون به خداي خودم قول دادم.اما من دارم گناه ميکنم.با اس ام اس زدن بهش.با ديدنش.متاسفانه به اجبار هم که شده تو دانشگاه ميبينمش.مقصر کيه؟منم که تو اين سن به يه همزبوني غير از پدر مادرم احتياج دارم؟پدرو مادرمن که ميگن ازدواج برام زوده؟يا اون آقا که شرايط مطلوبشو بهونه کرده؟تورو خدا بهم بگين چي کار کنم...
شهاب مرادی :سلام/ تکلیف شرعی تو قطع رابطه است و تمام روابط آلوده شروعی شبیه به هم دارند و در ادامه معلوم نیست به کجا ختم شود! باور کن.
 
1. خودت متوجه شدی که این پسر امکان ازدواج را ندارد و قصدش بازی است نه ازدواج.
 
2. اما بهانه ی خوبی است تا این مسئله را -هرچند میدانی واقعی و جدی نیست- با خانواده ات به عنوان پیشنهاد ازدواج و اصرار و پیگیری، درمیان بگذاری.
 
3. صریح و مودبانه نظرت را در مورد خطر کاهش تدریجی شانس ازدواج دختران با مادر و پدرت در میان بگذار و کمی صمیمی با آنها گفتگو کن .
 
4. یادداشت ها و پیام ها را بخوان.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8753  |  75 امتياز

Aaامضا شده : ۲۵ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۸:۵۶
با عرض سلام جناب اقاي مرادي با تشكر از برنامه ي خيلي خوبتان لطفا زمان حضورتان در برنامه ي مردم ايران سلام را بيشتر كنيد و يك برنامه ي شبانه نيز داشته باشيد تا اقايان نيز از صحبتهاي خوب شما بهره مند شوند
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3468  |  1 امتياز

ali.aristotle
از jivhk
امضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۰۸
سلام در مورد جواب سوالتون  
پاسخ سوال اول چون گفتين در مورد خودتون جواب بدين من اگر متاهل بودم ابدا از اين نوع گفتگو فرار نميکردم بلکه بسيار لذت هم ميبردم 
 
پاسخ سوال دوم:منظور از الان به بعد رو دقيقا متوجه نشدم اگر منظور بعد از خوندن اين سوالاست که به اون صوت تفاوتي نخواهد کرد  
ولي اگر به صورت کلي است من به عنوان يک جوان 20 ساله هميشه تلاش کردم از نظر عاطفي و فکري يک پشتوانه براي خانوادم بالاخص خواهرم باشم و بحمدالله موفق بوده ام و ازاين پشتوانه عاطفي بودن بسيار لذت ميبرم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3376  |  0 امتياز

طاهره
از زنجان
امضا شده : ۰۱ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۴۶
باسلام  
آیا همه ی طلبه ها فن صحبت را می آموزند یا اینکه به توانایی و اطلاعات خود شخص بستگی دارد؟ 
خیلی برایم مهم است که جوابش را بدانم... 
خیلی ممنون
شهاب مرادی :سلام/ هر دو گزینه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3306  |  0 امتياز

ضجيج
از مشهد
امضا شده : ۱۸ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۲۹
السلام عليك يا علي بن موسي الرضا 
تبريك پيشاپيش ولادت فرخنده حضرت را بر شيعيان جهان تبريك ميگويم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3404  |  0 امتياز

محمودی از یامضا شده : ۲۹ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۴:۵۲
در مورد مقام مادر در برنامه ی مردم ایران سلام بیشتر صحبت کنید و حتماً یک برنامه را به این موضوع اختصاص دهید.متشکرم
شهاب مرادی :چشم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3322  |  0 امتياز

بالا
جوملا فارسی : jpersian.ir