آمار

بازدیدکنندگان: 6486566
حاضرین در سایت : 162 نفر
آمار روزانه
بازديد سال 1388 : 1571955
بازديد ماه گذشته : 183462
بازديد هفته گذشته : 48732
بازديد روز گذشته : 7401
بازديد سال جاري : 810826
بازديد ماه جاري : 44444
بازديد هفته جاري : 37938
بازديد امروز : 5564
نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 7576 ورودي در دفتر وجود دارد.
صفحات : « 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 »

نامورودی
عباس منتظرفرج
از تهران
امضا شده : ۲۴ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۰۸
سلام عليكم حاج آقا مرادي اميدوارم كه حالتان خوب باشد حاج آقا برنامه روز 22/1/86 مردم ايرا سلام را ديدم مطالب آموزنده اي گفتيد از اينجا به بعد خصوصي : ... با تشكر از شما و خسته نباشيد به خاطر اين همه وقتي كه صرف حل مشكلات مردم مي كنيد خداوند به شما در تمام مراحل زندگي خير عطا نمايد. عباس منتظرفرج
شهاب مرادی :سلام/ خیره. به هر حال بدون عجله و با آرامش کار را دنبال کن ونتیجه را اعلام کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1202  |  0 امتياز

باران
از تهران
امضا شده : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۵۸
سلام 
امشب ميخواستم از خودم براتون بنويسم ولي وقتي پيام سرشار از گله و شكايت خانم مريم رو ديدم خيلي ناراحت و شرمنده شدم و تصميم گرفتم با اجازه ي شما سوالي رو از اين عزيز بپرسم كه: 
 
گلم شما كه اينقدر از عالم وآدم طلبكاري خودت براي حل مشكلات مردم چه كار كردي؟ 
كه حالا وقتي يك نفر هم از سر لطف اينقدر دلسوزانه دارند گره از كار خلق الله باز ميكنند به جاي اينكه از زحمات بي دريغشون تشكر كنيم بدتر به خستگيشون اضافه ميكنيم و از ادامه ي راه هم نااميد. نازنين اي كاش هممون و اول از همه هم خود بنده ياد بگيريم به جاي اينكه اينقدر سطح توقعاتمون رو از ديگران بالا ببريم خودمون هم يك كاري بكنيم. 
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ سخت نگیرید. تلاش کنیم تا بیشتر تحمل کنیم.
خوش به حال کسی که این حالش باشه:
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریــــست رنجیدن
  لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1309  |  4 امتياز

م ن
از م
امضا شده : ۰۶ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۱۶
امضا شده دوازده فروردین هشتاد و شش ساعت سیزده وپنجاه و دو نوشتین پاسخی به چند سوال ولی هر وقت رفتم جوابمو نگرفتم یعنی صفحه رو باز نکرده خواهش می کنم درست کنید ممنون ... گفتم شاید برای جواب لازم باشه
شهاب مرادی :سلام/ براي مطالعه به قسمت "يادداشت ها" ويادداشت: پاسخي به چند سوال را مطالعه بفرماييد.
احتمالا پيام ديگر شما هم به همين موضوع مرتبط است. اگر چيز ديگري است كامل بنويسيد .
از ارسال ايميل معذورم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1268  |  3 امتياز

مستانه
از زاهدان
امضا شده : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۴۸
با سلام از شما دو سوال دارم. 
اول اینکه آیا اسم من از لحاظ دینی ایرادی دارد؟ دوم اینکه ازدواج با یک بازیگر چه مشکلاتی می تواند داشته باشد؟
شهاب مرادی :سلام/ نه. نمی دانم ولی ظاهرا سخت است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1283  |  0 امتياز

رها از خاک
از رشت
امضا شده : ۰۸ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۱۵
سلام آقای مرادی عزیز. خسته نباشین. خواهش می کنم اگه امکان داره کمکم کنید این موضوع خیلی ذهنم رو مشغول کرده... 
من تو یه سایت که آدمای زیادی عضوشن یه وبلاگ دارم 
کسایی که اینجا هستن خیلی غمگین و افسر ده ان...می خوام کمکشون کنم که به خدا نزدیک بشن...و از این همه بیهودگی و غم بیان بیرون...تو بلاگم چی بنویسم و چه جور بنویسم که اثر درستی روی روحشون داشته باشه؟....ممنون می شم اگه شما راهنمای من باشید...خدا همیشه نگهدارتون باشه
شهاب مرادی :سلام/ از خدا و مهربانی های او
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1255  |  0 امتياز

باران
از تهران
امضا شده : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۰۳
درود برادرم 
نمي دانم از كجا بگويم يا اصلا چرا بگويم .... يم زماني دوست داشتم خيلي چيزها را به شما بگويم هرچند مي دانستم آن قدر شلوغيد كه نمي توانيد پاسخ آن و اين همه چراهاي مرا بدهيد  
اما مي گويم  
اما نه بگذارم براي بعد  
براي بعدي كه مي دان دير است
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1225  |  0 امتياز

پريشان
از تهران
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۳۲
سلام خيلي ناراحتم كه به اون همه پيامي كه فرستاده بودم جواب ندادين.اين پيام رو دادم كه بپرسم تا چند روز ديگه توي تهران سخنراني داريد؟ لطفا به اين يكي جواب بدين.به من ثابت شد كه از مشورت با آخوند شانس نياوردم.
شهاب مرادی :سلام/ تا شب اول ماه مبارک رمضان در تهران منبر ندارم.
اگر برنامه عمومی باشد و دسترسی به اینترنت داشته باشم می نویسم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1246  |  2 امتياز

جمكران
از iran
امضا شده : ۰۹ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۰۹
سلام آقاي مرادي خوبين من يه پسر 18 ساله ام نميگم بچه درستكارييم ولي نمازم با جماعت ميخوانم جمكران زياد ميرم چون امام زمان را دوست دارم نماز شب ميخوانم امسال هم سال 3 بود كه ميرفتم اعتكاف ولي مشكل من اينه كه فاميلم منو مسخره ميكنن يا ناسزا به افرادي ميگن من هم نميخوام باهاشون رابطه داشته باشم اين وسط رابطه صله رحم چي ميشه موفق وپايدار باشي
شهاب مرادی :سلام/ قطع رابطه نکن و به این حرفها اصلا توجه نکن و برات مهم نباشه. التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1210  |  0 امتياز

منصور
از یزد
امضا شده : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۰۰
سلام 
من دانشجوی ترم 2 پرستاری هستم عاشق یکی دخترهای فامیل شده ام اما نمیدانم چطوری پا پیش بگذارم ومیترسم هم که اگر جلو نروم شاید که از دستم برود
شهاب مرادی :سلام/ اگر پس از بررسی جمیع شرایط (مثل : اختلاف سن، امکانات شما و ...)، ازدواج شدنی است با مادرتان برای تمهید مقدمات مشورت کنید .
در غیر این صورت از عشق سازی و علاقه پردازی غیر واقعی خودداری کنید .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1330  |  15 امتياز

...امضا شده : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۰۹
سلام.تمام حرف ها و اعتقاد ها قبول.شکی در قدرت خدا و خود وجودیش ندارم.34 سال دارم. تحصیلاتم دکترا است و جزو بانوان موفق حوزه کارم میباشم.چیزی آزارم میدهد و آن میل به مادر شدن است .ازدواج نکرده ام و هیچ زمانی خواستگاری نداشته ام.هیچ زمان.در صحت کامل می باشم.با این سن هنوز باید امیدوار به مادر شدن داشته باشم و همیشه سوال من از خدا نقص من بشر برای جذب نکردن میباشد؟آرزوی مادر شدن دارم
شهاب مرادی :سلام/ مشکل شما این نیست. ونیاز به چند پرسش وشنیدن پاسخ های شماست پیشنهاد می کنم به مشاور (روانشناس) مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1307  |  2 امتياز

رويا
از Sydney
امضا شده : ۲۶ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۴:۱۹
با سلام، من آدرس ايميلي براي تماس مستقيم با شما در وب سايت نديدم. ممنون مي شوم اگر آدرس ايميل خود را براي من ايميل نموده يا بفرماييد به چه صورت مي شود با شما تماس حاصل نمود. با تشکر،
شهاب مرادی :سلام/ شرمنده ام . در بخش ضوابط ارسال هم توضیح داده ام
با تجدید احترام به تمامی مخاطبان محترم؛ پروتکل من اینگونه است که:  به کسی ایمیل نمی زنم و تمام تماس های سایت از همین طریق است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1306  |  1 امتياز

مريم
از يك شهر كوچك
امضا شده : ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۳۸
حاج آقا سلام خيلي به كمك نيازمندم. الان كه دارم متن را مي نويسم از گريه دارم خفه مي شوم.بعد از خدا تنها كسي كه فكر كنم مي توانم باهاش درد دل كنم شمائيد . شما را خدا پاسخ دهيد به كمكتان نيازمندم.من و شوهرم حدود 16 سال است كه زندگي مشترك داريم و سه فرزند (پسرها 14 سال و 9 و دختر 6)داريم. هر از گاهي مشكلاتي داشته و گهگاه بحث خيلي بالا هم گرفته ولي هميشه به نوعي حل شده با گذشت طرفين. (رويهم رفته زندگي خوبي داريم.)ولي اينبار نمي دانم چه كنم .او 9سال است كه در دانشگاه تدريس مي كند . با دانشجو ها رابطه دوستانه اي دارد كه هيچوقت ايجاد مشكل نكرد تا اينكه حدود يكماه پيش از مشكلات خانوادگي يكي از دوستانش كه مي گفت ، وقتي از او پرسيدم ما كه اين مشكل را نداريم كمي دو پهلو صحبت كرد و من را مشكوك كرد .هر از گاهي با شوخي مي گفت يكي از دانشجويانم مي خواهد تو را ببيند و به خانه ما بيايد.من مخالفت كردم . ده روز پيش يك شب ساعت يازده ونيم همان دانشجوي دختر به موبايل تماس گرفت تا درباره درس سوال كند. كمي بيشتر مشكوك شدم، وقتي با همسرم صحبت كردم گفت چون وي پدرش را از دست داده و درسخوان است به او بيشتر محبت كرده ام.يكبار از روي تصادف گوشي كه زنگ پيام زد من نگاهي انداختم و چون همان شماره (اسم)را ديدم با همسرم صحبت كردم مجدد گفت شما خيالاتي شده اي و هيچ موردي نيست .رابطه مان خوب شد تا ديروز كه از روي كنجكاوي بعد از اينكه چند پيام را پاك كرد گوشي را چك كردم و چند پيام با اسم كوچك آن خانم و اينكه ديگه به من استاد خطاب نكن و شما خودت گلي ديدم.غير مستقيم از همسرم خواستم تا برايم صادقانه بگويد اگر احساسي به كسي دارد يا تماسي با كسي دارد و وي چند بار انكار كرد و تا گفتم پس مشكلي نيست كه پيامهايت را ببينم گفت اين كه تو كار مرا چك كني خيانت است .تمام ديشب را نتوانستم بخوابم هر چه دعا و نيايش مي دانستم در شب زنده داري ام بكار بستم. دو بار همسرم به سراغم آمد و گفت هيچي نيست به هر حال من مرد هستم و حتي امامهاي ما چند زن داشته اند پس اين طبيعي است كه كمي توجه به او داشته است.ولي فقط در حد مسائل درسي با كمي صميميت است چون وي پدر ندارد. ولي من نمي توانم باور كنم راست مي گويد . به او گفتم با بچه ها از او جدا زندگي خواهم كرد . ولي نمي دانم واقعا چه كنم.اعتمادم به وي خدشه دار شده و احساس حماقت مي كنم. چون خودم فكر مي كنم هميشه تلاش كرده ام كه هيچي در رابطه مان كم نگذارم.شما را خدا مرا راهنمائي كنيد.
شهاب مرادی :سلام/ این زندگی ازآن شماست ،به هیچ وجه عقب نشینی نکنید وبا تدبیر این مسئله را حل کنید.
ضمن تائید مهربانی وغیرت شوهرتان ،(به دلیل نگرانی خودتان وبرای جلوگیری از هر نوع دلخوری وسوءظن) از شوهرتان بخواهید برای نشان دادن حسن نیت رابطه اش را با آن خانم قطع کند وبه جای محبت کردن به آن دختر  یتیم نه چندان کوچک، به شما و فرزندانش مهربانی کند.
البته نباید به هم برچسب بزنید واشتباهات کوچک را بزرگ کنید (یک اس ام اس کجا و ازدواج مجدد؟! کجا) حفظ زندگی علاوه بر مهربانی، حمایت، گذشت و بزرگواری به اقتدار و ابهت نیز نیازمند است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1250  |  4 امتياز

محمود عزيزامضا شده : ۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ساعت ۱۸:۱۷
برام دعا كنيد // دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1225  |  0 امتياز

روحي
از تهران
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۲۲
بسمه تعالي 
برادر و استاد محترم ؛ جناب اقاي مرادي سلام و خداقوت ...  
جواني هستم که ماههاي پايان 26 سالگي را پشت سر ميگزارم ، در ايام نوروز سال 83 به گروه کاري گلد کوئست پيوستم ، چند ماهي بعد کار ما غير قانوني شد و من هم بالطبع غير فعال ، اما در همان زمان در جمع بچه هاي گروه دوستاي زيادي همه از قشر تحصيلکرده پيدا کردم ، من در خانواده اي متدين اما ضعيف از نظر مالي رشد کردم ؛ نان حلال و پاک مرحوم پدرم و مهر بي پايان مادرم ، از ما فرزندان اين خونواده بچه هائي ساخت که مورد احترام و افتخار همه ، پدر و مادر بي سواد من ، با قدرت ايمان و عشق ، شايد در فاسد ترين نقاط جنوب شهر، فرزنداني رو تربيت کردند که فکر ميکنم خدا از اونها راضي باشه مثل مردم ...  
اينها رو گفتم تا وقتي به مسئله من پي بردين ، راه حل مناسبي برام پيشنهاد کنيد ، من ه بچه هيئتي و مثبت و به قول بعضي ها پاستوريزه ، به خانمي در اون جمع دل بسته شدم ، يه دخترکه فرزند شهيد بود ؛ تحصيل کرده و اگرچه با هم تفاوت داشتيم اما از نظر اعتقادي نزديک تر از بقيه ، دختر خانم 2 سال از من بزرگتر بود و ليسانسه ، من هم ديپلم داشتم و علت اصليش عدم بنيه مالي براي ادامه تحصيل ... اما موضوع ديگري هم در بين بود ، دختر خانم تجربه تلخ يک جدائي رو تو زندگيش داشت که من از اولين روزي که ديدمش در جريان بودم . با قرار گرفتن تو جمع خيلي پيشرفت کردم ، تو دانشگاه ثبت نام کردم و شدم آدمي اهل مطالعه ، دوستان با سواد انگيزه خوبي برام ايجاد کرده بود ...  
چند ماهي از اين همکاري ميگذشت و من نسبت به اون خانم علاقه اي رو در خودم حس ميکردم که نه جراتي براي بروزش داشتم و نه تواني و نه عقل تاييد ميکرد، اوايل فکر ميکردم يه جور عادت که تو همکاري پيش اومده و از اونجا که رابطه ما تبديل به رابطه اي صميمي و خانوادگي شده بود ، يه دلبستگي معمولي و گزراست ...  
دختر مورد علاقه من براي تحصيل از ايران رفت و با رفتنش تازه فهميدم که دلي براي من نمونده ، من جواني احساسي بودم و حالا ، احساس تنفر آميز تنهائي من رو آزار ميداد ، هيچوقت نفهميده بودم که کي يا چه جوري عاشق شدم ، اما کارم به جائي رسيده بود که هر نمازم رو با چندتا شک ميخوندم ، خواب و خور نداشتم ، و زمان چيزي از حدت قضيه کم نمي کرد ، هر چه از نديدنش ميگذشت ، بيشتر دلتنگ ميشدم و منتظر تر ، تنها رابطه ما تو اين مدت ايميل بود ، اون هم جسته و گريخته ، بنا به رسم روزگار ، اين فاصله داشت کار خودش رو ميکرد و اون از من دلسرد ميشد و من هر روز دلداده تر ، بين ترم ، چند روزي اومد ايران و دوباره ارتباط ...  
تو اين مدت خيلي تلاش ميکردم و خدا هم چيزي از لطف برام کم نگذاشت ، من رشد ميکرد م و نگار هم ... بعد از اون سفر ، داغ دلم تازه تر شد ، اينبار جور ديگه اي با خدا حرف زدم ، نذر کردم که خدايا تو از راز دل من با خبري ، و از خواسته ام و از ترسي که از آن ناگزيرم ، دل خانه تو بود من غير تو را در آن جا دادم ، تو فرمودي که " علي به ذکر الله..." و من ذکر ميگيرم براي تو ، 40 روز و هر روز 100 بار تسبيحات اربعه ، و خواسته ام در پايان چهله اين است که اگر به صلاح من است ، تو خود کارگزار و وکيل من باش و خودت مرا به مراد دل برسان و اگر نه ، دلم را از او خالي کن ... 
40 روز گذشت و من روزانه شايد بيش از 1000 بار ذکر ميگفتم ، و خدا خدا ميکردم ،اما در پايان چيزي از مهر او کم که نشد ، که بيشتر شد ، باز هم با کسب اجازه از خدايم با يکي از معتبر ترين روانشناسان و مشاوران اين امر که خدا را شکر از نظر مذهبي هم مورد وثوق بودند ( دکتر رضا پور حسين ) مشورت کردم ، داستان را گفتم و ايشان پس از پرسشهاي معمولشان ، عشق من را تاييد کردند و مرا براي رسيدن به او راهنمائي نمودند .  
با هزار مکافات و گذر از هفتصد خوان رستم ، نظر مساعد خانواده را براي خواستگاري گرفتم و در اولين سفر نگار به تهران توسط خانواده اقدام به خواستگاري نمودم ، جواب نگار ، علي رغم نظر مثبت خانواده اش منفي بود و اظهار کرد که من را مانند برادر دوست دارد اما در مورد ازدواج ...  
احساسم اين بود که او نيز اين ازدواج را عقلاني نمي داند و به واسطه تجربه تلخ زندگيش ، نمي خواهد اين بار درگير احساسات شود و مشاور هم احساسم را تائيد کرد ، جواب اگرچه نه ، اما واقعيت چيز ديگري بود . من به تلاشهايم ادامه دادم ، و مي دهم ، و خدا را شکر در زندگي آدم موفقي شدم ، خانه کوچکي تهيه کردم تا در پايان تحصيلش زندگيم را شروع کنيم ، اما او دانشجوي ممتاز دانشگاه شد و موفق به کسب بورسيه رايگان دکترا ، من حالا فوق ديپلم دارم و هنوز تلاش ميکنم . امروز يک سال از خواستگاري من مي گذرد ، ما هنوز با هم ارتباط داريم و نمي توانيم دل از هم بشوئيم ، اما نمي دانم چرا نمي توانم به او ثابت کنم که من ريسمانم نه مار ، که انتخابم اگرچه احساسي اما نا معقول نيست ...  
نگار من ، امروز مسائلي را مطرح ميکند که هر چه تلاش ميکنم راه حل موثري برايش نمي يابم ، او ميگويد که از نظر اعتقادي تغيير کرده ، اما هنوز به ارزشهايش پايبند است ، نامه ام طولاني شده ، اما در پايان بگويم که رابطه ما به عنوان دو جوان ، يک رابطه کاملا انساني ، و خدا را شکر خالي از انحراف ( ان شاالله ) بوده است و تحت نظر خانواده ها . من از او حجاب با چادر را خواسته ام و او اين را نمي پذيرد . خانواده من حتي يک زن مانتوئي هم ندارد ...  
غير از اين ، او مسائلي را مطرح مي کند که از دست من و خودش خارج است ...  
نه جوابي ميگيرم که منفي کامل باشد و نه مثبت به آن حد که موجب کمال ، به نظر مشاور او با اين بازي براي خودش زمان ميسازد تا تصميم بگيرد اگرچه نا خودآگاه ... و متاسفانه دود اين آتش در چشم من ميرود و البته خودش ، اين همه تنش و فرسايش باعث ايجاد زمزه هاي مخالفتي در اطرافيان من گشته و از سوئي خودم نيز نياز بيشتري نسبت به ازدواج احساس ميکنم . بايد گفت بدون احتساب سالهاي قبل از خواستگاري رسمي ، يک سال است که بين هوا و زمين معلق مانده ام ، نه ميتوان دست کشيد و دل شست و نه ميشود با اين وضع ادامه داد ...  
شما ميگوئيد چه بايد بکنم ؟  
نمي دانم ...  
لطفا ضمن راهنمائي ، من را هم دعاي خاص کنيد ...  
 
برادر کوچک شما  
 
( لطفا اندازه خط سايت را درشت تر کنيد ، خيلي ريزه )
شهاب مرادی :سلام/ يکبار ديگر شرايط را مرور مي کنيم :
 1- او دو سال از شما بزرگتر است
 2- او تا حد دکترا تحصيل کرده و شما فوق ديپلم هستيد
 3- تجربه يک جدايي و شکست در زندگي دارد
 4- احساس خاصي نسبت به شما ندارد
 5- از نظر اعتقادي تغيير کرده و ارزشهايتان متفاوت شده
هر يک از موارد فوق به تنهايي براي عدم موفقيت يک زندگي ميتواند کافي باشد.

 پشتکار و تلاش و موفقيت هاي شما نشان ميدهد که انسان با اراده اي هستيد.
 پس بهتر است با همين اراده و با قطع تدريجي ارتباطتان کم کم موضوع را فراموش کنيد. سخت است ولي گذشت زمان همه چيز را آسان ميکند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1379  |  8 امتياز

يه آدم خيلي كثيف
از تهران
امضا شده : ۰۲ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۴۶
سلام واقعا نمدانم كه با چه رويي بگويم اما دوست دارم كه بدانم آيا مشكل من حل شدني است يا نه؟؟ ...خصوصی... البته اين موضوع من مال خيلي وقت است ۀ من در ايام فاطميه تصميم گرفتم كه توبه كنم و وقتي كه شما را در مسجد الهادي واقع در ميدان ملت ديدم وبه سخنراني هاي بسار زيبايتان گوش مي دادم به نظرم رسيد كه با شما هم مشورت كنم از شما خواهش ميكنم تو را به جان بچه هايتان جوابم را بدهيد كه من بايد چه كار كنم... حاج آقا تورو خدا تورو به حضرت زهراس كمكم كنيد وجوابم را بدهيد خواهش ميكنم بگوييد كه آيا من ديگر به زندگي اميد وار باشم يا نه؟؟؟؟؟؟
شهاب مرادی :سلام/ چاره ی هر گناهی توبه است. بعدا 3-2 سال دیگر با پزشک متخصص آن موضوع را مطرح کنید. يادداشت"پاسخي به چند سوال" را بخوانيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1245  |  1 امتياز

بارانک
از shomal
امضا شده : ۲۲ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۲۶
با سلام مي خواستم از راهنمايي تون استفاده کنم به نظر شما ازدواج با که پسري که سطح تحصيلاتش از دختر پايين تراست و با وجود تفاوت فرهنگي به صلاح است؟  
شهاب مرادی :سلام/ سوال تکراری است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3654  |  4 امتياز

سوگل
از tehran
امضا شده : ۰۷ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۲۹
سلام آمار بازديدكننده گان هم كه داره كم كم به يك ميليون نزديك ميشه 
تبريك
شهاب مرادی :سلام/ متشکرم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1231  |  0 امتياز

نكينامضا شده : ۱۹ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۳:۲۱
تبريك بابت افتتاح سايت!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1198  |  0 امتياز

فاطمه
از مشهد
امضا شده : ۲۶ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۰۴
با سلام جناب آقای مرادی 
 
من دختری 31 ساله هستم دجار مشکلی هستم که با کسی در مورد آن صحبت نکرده ام من تعدادی از برنامه های شما را در شبکه دو سیما دیده ام و در همین حد با شما آشنا هستم خواهش می کنم اگر فرصت دارید که به حل مشکل من کمک کنید این ایمیل را جواب بدین و به من بفرمایید که به چه صورت می توانم با شما صحبت کرده و این مشکل را مطرح کنم. 
 
 
با سپاس منتظر پاسخ شما هستم.
شهاب مرادی :سلام/ مشكل را بنويسيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1303  |  0 امتياز

شاهين
از مشهد
امضا شده : ۰۶ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۴۴
سلام حاج آقا سال نو مبارک. 
مدتيه با يکي از همکاران آشنا شدم و به خاطر افکار و اخلاقش از او خواستگاري کردم.خانواده اش به خاطر غير بومي بودن چندان موافق نبودن ولي به خاطر تعريف هايي که ازم شنيدن حاضر به گفتگو شدن.يکي دو ماهي همديگر رو زير نظر گرفتيم تا اين که از مهريه بالا در خونواده شون گفت و من چون قادر به هزار سکه نبودم کم آوردم و ديگه هر چي درخواستم رو تکرار کردم بي فايده بود.البته ايرادات ديگري گرفت ولي من فکر مي کنم سر همون مهريه باشه و ديگه کار تموم شد و پرونده رو بستن.نظرتون براي ادامه پيگيري چيه؟ 
ضمنا چه قدر مي شه به استخاره استناد کرد؟راستش براي اين که تکليفم معلوم شه استخاره گرفتم خيلي بد اومد. 
مي گيد چي کار کنم؟
شهاب مرادی :سلام/ با استخاره در امر ازدواج مخالفم.
یک بار دیگر تمام ملاک ها و معیارها و طریقه انتخابتان را مرور کنید...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1331  |  2 امتياز

علي سنجري
از چالوس
امضا شده : ۰۷ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۷
سلام فوق العاده بود---يادداشتتون واقعا به دل نشست  
صد حيف از اين كه شما كم لطفي مي كنيد و ما را مستفيض نمي كنيد از اين يادداشتاتون
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1273  |  1 امتياز

اکرم نجفي
از مشهد
امضا شده : ۱۳ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۱۳
سلام اقاي مرادي 
هميشه حسي متفاوت نسبت به شما و راهنمايي هاي شما داشتم. احساس ميکردم ميتونيد کمکم کنيدو بارها واستون نامه نوشتم . اما هيچ وقت اونها رو ارسال نکردم . حالا احساس ميکنم من ميتونم با شما همکاري کنم.و در همين راستا هم از وجود شما استفاده کنم. من دانشجوي کارگرداني دانشگاه صداو سيما هستم.قابليتهاي زيادي براي ساختن فيلم هايي که براي اسلام و ايران باشه در خودم احساس ميکنم. حالا از شما ميخوام اگر طرح يا پيشنهادي براي فيلم سازي اسلامي داريد پدرانه من رو هم راهنماي کنيد . با تشکر فراوان از شما واز خدا که شخصيت هاي نمونه اي مثل شما رو به اسلام داده .با ارزوي موفقيت.نجفي
شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما  متشکرم.
جداً فرصت ندارم. شرمنده

در ضوابط ارسال بند6 درخواست کرده ام که ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1300  |  1 امتياز

نرگس خسته 6063
از مشهد
امضا شده : ۰۴ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۵
باسلام خدمت اقا ي مرادي من تقريبا يكماه پيش برايتان مشكلم را نوشته بودم معذرت مي خواهم كه نوشته ام ازحد مجاز طولاني شد.امشب برايتان مشكلم را دوباره مي نويسم ولي خيلي خلاصه از شما مي خواهم لطف كنيدو پاسخ دهيد .متشكرم . 
...من 24ساله هستم تقريبا 6 سال پيش با اقايي اشنا شدم و قصد ازدواج داشتيم ولي هم ايشون دانشجو بودند و هم من ميدانستم پدرم با ازدواج ما مخالفت ميكردند تقريبا سال سوم دانشگاهم قضيه ازدواج را جدي تر گرفتيم و من نيز مانع خواستگاري امدن ايشون نشدم.در مرحله اول با خواهرشان ملاقات داشتم ولي اينطور كه مشخص شدخواهر ايشون برداشتهايي كه از من كردند برخلاف واقعيت بود...وخانواده[اش ] را براي مخالفت بامن تحريك كردن نميدونم چرا ولي درست نبود برداشتهايشان .در مرحله بعدي به اجباراقا مادرشان براي ديدن من وخانوادهام امدند وبرداشتهاي مادرشان نيز از خانواده ما به اين برداشتها اضافه شد كه مادرم خودش را ميگيرد و هيچ دامادي نميتواند با مادرم كنار بيايد .نمي دونم چرا ايا با يك نگاه دارند اين همه برداشت مي كنند ناگفته نماند مادر اقا ... 
به توصيه بزرگان فاميلشان تحقيق مفصلي از خانواده و من كرده بودند كه جواب همه مثبت بودولي باز مخالفت مي كنند چون من فاميلشان نيستم.  
الان من 24 ساله هستم وايشون27 ساله من ليسانسم را گرفته ام و ايشان فوق ليسا نس .بعد از مخالفت مادرشان اقا كلا به بهانه كاراز شهرمان رفته اندو تنها زندگي ميكنند و ماهي يكبار به خانه سر نمي زنند .سيگاري هم شده اند . 
من موندم واقا و مخالفت خانواده شان.  
1 چيكار كنيم كه موافقتشان را جلب كنيم؟ 
2از نظر رواني در وضعيت بدي به سر مي بريم بيشتر اقا چيكار كنيم؟
شهاب مرادی :سلام/ 1. اصلا اصرار نکنید و موضوع را کاملا تمام شده تلقی کنید.
بد نیست که بدانی و بپذیری که در شروع و ادامه این رابطه اشتباه کردی
ولی؛
- از مرور خاطرات
- و ملامت کردن خودت
- و بررسی مجدد موضوع
- و ارزیابی دیگران کاملا خودداری کن.
به فکر خواستگار واقعی، مصمم با خانواده ی موافق و همراه، باش.

2. این توصیه ها را انجام بده اگر مشکل ادامه داشت بنویسید یا به مشاور مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1356  |  0 امتياز

نسرين
از خراسان رضوي_بردسكن
امضا شده : ۱۲ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۰۱
سلام  
آقاي مرادي من به جز چند مصاحبه كوتاه شما اونم به صورت ناقص چيزي از شما نميدونم فقط حرفا تونو خيلي قبول دارم و تا جايي كه بتونم عمل ميكنم 
فقط هر چند وقت يكبار ميخوام يه نفر كه اگه شما باشيد ممنون ميشم درباره ي خدا.اثراتش در زندگي واينكه چه جوري با توجه به خدا در برابرموانع و مشكلات بايستيم برام emil بفرسته هر وقت بيكار بودين هر چند شما اصلا بيكار نيستيد 
ممنون منتظر تون هستم
شهاب مرادی :سلام/ لطفا ضوابط را مطالعه کنید.
عدم ارسال ایمیل توسط من، جزء پروتکل ها و ضوابط است!
شما گاهی به اینجا و سایت های موثر سر بزنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1351  |  2 امتياز

مهري
از تهران
امضا شده : ۱۸ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۴۲
سلام آقاي مرادي. اين سومين دفعه هست که براتون پيام ميفرستم. خواهش ميکنم منو راهنمايي کنيد. من دختري 19 ساله هستم. 5سال و نيم پيش با آقا پسري آشنا شدم و با هم دوست شديم اما چون تقريبا مطمئن بوديم با مطرح کردن موضوع ازدواج با مخالفت خانواده ي من روبرو ميشيم قبل از گفتن اين موضوع اين رابطه رو 7ماه قبل تمام کرديم. اما الان 1 ماهه با اينکه ايشون ازدواج کردن باز هم با هم رابطه داريم. چيکار کنم؟ من هنوز هم بهش علاقه دارم.
شهاب مرادی :سلام/ از خودت سوال کن: چرا این رابطه را شروع کردم؟ و چرا امروز این رابطه ادامه دارد؟ آیا مصالح و منافع من در رابطه تامین شد یا می شود؟ آیا ادامه رابطه با او کار اخلاقی و پسندیده ایست؟ چرا او را باید دوست داشته باشم و خودم را به او علاقمند نشان دهم؟ او که با محبوبش ازدواج کرده! راستی خدا راضیه؟ گناه به چه قیمیت؟

- یک طرفه قطع رابطه کن و مراقب باش باقی مانده شانس ازدواجت را مفت از دست ندهی!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1272  |  3 امتياز

نرگس صابرامضا شده : ۱۹ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۳:۵۰
سلام سالروز ولايت امير المؤمنين(ع) بر شما مبارك.انشاءالله سايت شما نيز به ميمنت اين روز مبارك، فتح بابي براي راهنمايي دوستاران اهل بيت باشد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3112  |  1 امتياز

علي
از تهران
امضا شده : ۱۸ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۰۸
حاجي خيلي دوستت دارم...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1229  |  0 امتياز

سعيدامضا شده : ۲۲ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۱۵
سلام 
نسبت به مبتلا شدن به بيماري وسواس دارم، در هر اتفاقي فكر مي كنم بيمار شوم، چه كار كنم؟
شهاب مرادی :سلام/ این ناشی از اضطراب شدید است وان شاءالله با مراجعه به روانشناس وعمل به روش های حساسیت زدایی برطرف می شود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1162  |  1 امتياز

حسين
از امريکا
امضا شده : ۰۷ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۴۶
سلام عليکم حاج آقا، 
من مقيم امريکا هستم و اينجا چند برابر ايران نياز به راهنمايي داريم چرا که اينجا، جدا از مخالفين اسلام، مسيحي، سني، وهابي و حتي مسلمانان کم دانش زياد هستند و از اصول اعتقادي تا امر به معروف و نهي از منکر، مسايلي مطرح مي شود که من خواهش دارم در صورت امکان، بتوانم از طريق ايميل، با شما در ارتباط باشم و هر از چندگاهي، از شما راهنمايي بگيرم.  
التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ مَن کانَ لله کانَ اللهُ لَه ؛ اگر با خدا باشی خدا با توست و کمکت می کند و نصرت او حتمی است.
از همین طریق و با رعایت ضوابط در خدمتم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5941  |  13 امتياز

مهلا28
از مشهد
امضا شده : ۱۷ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۱۳
سلام استاد عيدتون مبارک از توصيه قشنگتون ممنون من اما و امثل مثل من گويي مثل يه گنجشک زنداني قفس دنيا شديم بدون هيچ اميد اينده و از همه مهمتر عشق جيزي که هر انساني براي موندن تو اين مسير نا هموار و خطرناک نياز به اون داره دلم ميخواد برام دعا کنين هر سريعتر
شهاب مرادی :سلام/ دعا می کنم انسانی موثرتر و موفقتر شوید.لينك
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1221  |  17 امتياز

مهري
از مشهد مقدس
امضا شده : ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۵۹
با سلام وخسته نباشيدجناب استاد شهاب مرادي من در دوره کارشناسي با دختري دوست شدم واز آنجا تا الان با او دوست هستم الان در دوره کارشناسي ارشد هستم واوخيلي به من حساس است و نمي گذارد با کس ديگري باشم وهمش نگران است من ازدوااج کنم وخيلي من را اذيت مي کند ونمي گذارد با کس ديگري جايي بروم لطفاً مرا کمک کنيد
شهاب مرادی :سلام/ پیشنهاد می کنم به جناب آقای بهادرخان از مشاوران مجرب مشهد مراجعه بفرمایید. احتمالا در خیابان ابن سینا مرکز مشاوره ...
 ویک پیام مشابه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4373  |  4 امتياز

فرناز
از کرج
امضا شده : ۲۶ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۳۷
سلامحاج آقا مرادي ميدونيد سايتتون آرامش داره اينو واقعا ميگم التماس دعا
شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3147  |  15 امتياز

علی
از چالوس
امضا شده : ۰۱ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۴۱
سلام آقای مرادی.می خواستم یک سوال که برایم جواب آن بسیار مهم است را پاسخ دهید من در یک جایی خواندم که برای تربیت درست(با همه پارامتر های آن مانند دینی و غیره)یک بچه سه عامل وجود دا
شهاب مرادی :سلام/  تا امروز پیام های زیادی از شما خوانده ام و پاسخ دادم ولی اگر واقعا علاقه مند اصلاح و بهتر شدن هستی حتما به یک مشاور (روان شناس) مراجعه کن .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1222  |  2 امتياز

155
از زرقان فارس
امضا شده : ۱۳ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۳۰
ازنظرشما رنگ کردن موبرای مرداشکال دارد؟
شهاب مرادی :سلام/ (از نظر اسلام) نه. اشكالي ندارد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1282  |  1 امتياز

جواد
از تهران
امضا شده : ۲۶ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۲۸
سلام حاجي 
بنده 19 ساله هستم دانشجوي فقه و حقوق دانشگاه تهران 
دوره هاي قراني دارالتحفيظ را گذرانده ام و حدود 7 سال است که در جلسات متعدد مداحي مي کنم و البته در اين زمينه با اساتيد به نامي کارکرده ام 
چند وقتيه کارهاي تربيتي رو هم در مدرسه و هم در هيئت با بچه هاي راهنمايي شروع کردم 
مي خوستم ببينم شما اموزش هايي را در زمينه مربي گري،مديريت فرهنگي،اردو داري و ... داريد تا برسيم خدمتتون يا اينکه کتاب ها يا جلساتي رو معرفي کنيد تا استفاده کنيم، ممنون ميشم!!!
شهاب مرادی :سلام/ اگر با يك سوپروايزر يا يك استاد راهنما در بين همكاران، فعاليت را آغاز كنيد و همزمان معلمي را شاگردي كنيد موفق مي شويد و الا اي بسا ضررش براي آخرتت بيشتر شود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7183  |  12 امتياز

محمدامضا شده : ۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ساعت ۱۷:۲۱
سلام السلام عليك يااباعبدالله برايم دعاكنيدتابرم كربلااگررفتم من هم براي شمادعا ميكنم تابرويدكربلا
شهاب مرادی :سلام/ قبول
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1193  |  0 امتياز

sani
از tehran
امضا شده : ۰۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۱۲
وباز هم سلام. 
ازينکه به من نمره ي قبولي نميداديد از خودم خجالت کشيدم واقعاً! 
اما اگه بخوام به سال دومتون پاسخ بدم ميگم که چه اشکالي داره مامانم منو نمي بوسه من خودم هر روز که از دانشگاه ميام خونه ميتونم برم ببوسمش و بهش بگم که چقدر دوستش دارمو به بودنش افتخار ميکنم و ازش ممنونم به خاطر تمام محبتي که توي تمام اين سالها به من ابراز داشته.. شايد مادرم واقعاً نميدونه که من واقعاً به محبت ِ زبوني ِ اون هم احتياج دارم ولي اينطوري قطعاً متوجه ميشه که گاهي گفتن جمله ي ساده ي دوستت دارم چه معجزه اي ميکنه. 
 
حتما اين کارو انجام ميدم و نتيجه ش رو بهتون ميگم.. 
ياعلي.
شهاب مرادی :سلام/ 19
 

 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:2665  |  12 امتياز

سيدحسن محمدي
از قم
امضا شده : ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۴۹
با سلام خدمت آقاي مرادي بنده يکي از دانشجويان شما در دانشگاه تهران مي باشم . در پايان درس کتابي را جا گذاشتيد و من اون را گرفتم و اوردم خونه اگه نيازتون نسبت به اين کتاب زياد است بفرماييد تا براي شما پست کنم و يا براي جلسه بعدي براي شما بيارم. 
باتشکر  
سيدحسن محمدي
شهاب مرادی :سلام/ از لطف شما ممنونم آن کتاب تالیف و هدیه جناب حجه الاسلام آقای قادر فاضلی است
لطفا مطالعه بفرمایید و جلسه بعد (بعد از نوروز88) ان شاءالله از شما می گیرم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5772  |  5 امتياز

ستاره سهيل
از کرج
امضا شده : ۱۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۹
سلام. عيد بر شما مبارک. 
صحبت هاتون هميشه آرامش بخشه. 
ممنونم
شهاب مرادی :سلام/ الحمدلله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5212  |  12 امتياز

ساجد
از تهران
امضا شده : ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۲۸
سلام ببخشيد سوالي داشتم  
شما در ساعتي مثلا 1:12 دقيقه پيامي را جواب دهيد امکان دارد که اندکي بعد ساعت را تغيير دهيد 
سوال ديگر اين که:امکان دارد شما الان(ماه اسفند)به يک پيام ماه خرداد جواب دهيد اگر امکانش هست در همان صفحه مربوط به آن زمان مي نويسيد يا در همين صفحه اي که الان است جواب ميدهيد 
خيلي طولاني شد 
بدرود
شهاب مرادی :سلام/ هر دو ممکن است. اما تاریخ و ساعت مربوط به لحظه ایست که پیام رسیده را باز می کنم و اگر منتشر کنم با آن ساعت و تاریخ (زمان نوشتن پاسخ) منتشر می شود. واگر پاسخی را دوباره ویرایش یا اصلاح کنم مجحدد تاریخ و ساعت آن عوض می شود.
پیام دریافتی خرداد به تاریخ انتشارآن مثلا در اسفند امضا می شود.
سال نو مبارک.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1199  |  2 امتياز

شمسی
از tehran
امضا شده : ۲۸ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۲۰
با سلام23سال قبل برادر من در امريکا فوت شده است به 8000 تومان بدهکار بوده است ان شخص بعد از فوت وي پولش را خواست به علت اختلافي که با وي داشتم اين پول را پرداخت نکردم حال پس از 24 سال مي خواهم اين پول را برگردانم حال چه مقدار بعد از 24 سال به وي پرداخت کنم؟ با تشکر از شما.
شهاب مرادی :سلام/ هر چند پرداخت اين پول (اگر دِين برادرتان باشد) شرعاً به عهده شما نيست. اگر ميخواهيد بخاطر او اين پول را پرداخت كنيد، بايد با نظر طلبكار رضايت او را جلب كنيد و حلاليت بگيريد چون براي تعيين ارزش آن پول در روزگار فعلي مبناي خاصي وجود ندارد.
ولی کار خوبیست.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1363  |  0 امتياز

ZAHRA
از TEHRAN
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۵۲
BA ARZE SALAM VA TABRIKE SALE NO. 
HAJAGHA KHNOMI HASTAM 45 SALE VA 23 SAL AST KE EZDEVAJ KARDEAM. 
HASELE EZDEVAJAM 1 PESARE DANESHJO VA 1 DOKHTARE SALE AKHARE DABIRESTAN VA KHODARA SHOKR BACHEHAIE KHOBI DARAM. 
HAMSARAM MARDI KAMELAN EJTEMAI VA KHOSH BARKHORD ALBATE DAR ZAHER AST. 
ROZE AVAL KE AMAD GOFT DARAMADAM 30000 TOMAN AST MOSTAGHEL HASTAM VA EJAZE DEKHALAT BE HICH KAS RA DAR ZENDEGI NEMIDAHAMVA GOFT EJAZE EDAME TAHSIL DARAM VA DAR ZENDEGI AZAD HASTAM AMMA DOROST BADAZ EZDEVAJ HAME CHIZ TGHIR KARD AZ POOL KE KHABARI NABOOD VA AZ ROOZE AVAL MADARASH DAR ZENDEGI DEKHALAT MIKARD VALI MAN ZIAD AHAMMIAT NEMIDADAM CHON JAIGAHE PEDAR VA MADAR HAMISHE BARAIAM GHABELE EHTERAM AST. 
AZ AVALE EZDEVAJEMAN TA 18 SAL DAR KHANE PEDARAM ZENDEGI KARDIM, BE MADARAM BE MODATE 11 SAL ASIRE BIMARIE ALZAIMER BOOD ALBATE ISHAN KHEILI ZAHMATE PEDAR VA MADARAM RA KESHIDANDALBATE DAR IN MODAT MAN HAM BARAIE KHANEVADEASH ZAHMAT KESHIDAM CHON DAR SHAHRESTAN ZENDEGI MIKONAND. 
SALE PISH BA KHAHARASH SOHBAT KARDAM VA GOFTAM SHOMA MESLE KHAHARAM HASTID BA MADARAT SOHBAT KON KE DAR ZENDEGIE MA DEKHALAT NAKONAD VA ISHAN (KHAHARE HAMSARAM) BADAZ 1 MAH DAR SHABE NIME SHABAN AZ SHAHRESTAN AMAD MANZELE MA VA HARFHAI DAR HOZORE MAN BE HAMSARAM GOFT KE AZ ZAMIN TA ASEMAN BA HARFHAI KE MAN BE ISHAN GOFTE BOODAM FARGH MIKARD VA ASHOBI BE ZENDEGIE MA ANDAKHT KE ASARASH TA ALAN ASARASH HAST. 
IN MARD ASLAN BE FEKRE KHANEVADEASH NIST VA HAR VAGHT AZ ISHAN DARKHASTE POOL MIKONIM MIGOOIAD NADARAM VA AGAR HAM BEDAHAD KHEILI KEM DAR HADE 2 YA 3 HEZAR TOOMAN VA HATTA MA NEMIDANIM DARAMADE ISHAN CHE MEGHDAR AST VA HAR 3-4 ROOZ 1BAR HAMAN 2-3 HEZARTOOMAN RA MIGOZARAD . 
HAR SAL SHABE EID YEK JANGO DAVA RAH MIANDAZAD KE HICH JA NARAVAD VA KASI BE KHANE NAYAIAD CHAND VAGHT PISH DAR JAI BADAZ 3SAL MEHMANI RAFTE BOODIM SHORO KARD DAR JAM KE MAN MADARE ISHAN RA DAR KHAB DIDAM GOFT KE BARAIE MAN GHORAN NAKHANID VA RAFTARETAN RA DOROST KONID. 
BAD KE BE ISHAN GOFTAM IN CHE HARFI BOOD KE DAR JAM GOFTI SHORO BE BADOBIRA GOFTAN LAN FERESTADAN BE KASI KE BAESE ASHNAIE MA SHOD VA TA ALAN HICH SOHBATI BA MAN NEMIKONAD VA HICH VASILEI BARAIE KHANE NEMIKHARAD. 
HAJAGHA YEK HEIAT DARAND KE MARA AZ HARCHI AZADARIE EMAM HOSEIN AST BARI KARDE VA DAR AN HAME CHIZ AST BEJOZ AZADARI, AZ AVALE MOHARAM TA SEVOME EMAM HARSHAB SHAM VA HERS DADANE MAN, PARSAL BE ONVANE MESAL MEHMANI AMADE BOOD KE AZ NAZARE HEJAB TAGHRIBAN RAHAT BOOD ALBATE AZ INJOOR ASHKHAS DAR KHANEVADEHAIE DOSTO ASHNAIE KHODASH FARAVAN HASTAND VALI CHON IN AZ TARAFE DOKHTARAM BOOD CHENAN NARAHATI BE VOJOOD AVARAD KE NAHAIAT NADASHT VA HATA GOFT KE AGAR AZ FARDA SHAB DAR HEIAT BEBINATASH AZ DAME DAR BIROONASH MIKONAD. 
ALAN KE IN PEIGHAM RA MIFERESTAM BA MAN SOHBAT NEMIKONAD VA GHAZAI RA KE MAN MIPAZAM NEMIKHORAD VA BE BACHEHA GOFTE AST KE HAR KAS BARAIE EID KHAST BIAIAD BEGOOID NISTIM VA JAI HAM NEMIRAVIM VA HAGHE BIROON RAFTAN NADARIM VA KHEILI MAHDODEMAN KARDE AST. 
HAJAGHA IN MARD ASLAN BE FEKRE KHANEVADEIE KHODASH NIST VA BA MA TORI DAR JAM SOHBAT MIKONAD KE ENGAR BACHE HASTIM VALI AZ KOOCHAK TA BOZORGE MARDOM RA BE GHADRI EHTERAM MIGOZARAD BE TORE MESAL BA DOKHTARE 6 SALEIE DOOSTASH TORI SOHBAT MIKONAD KE ENGAR ZANE 80 SALE AST VALI TA BEHAL HICHVAGHT BE PESAR PESAR VA DOKHTARE KHOD RA AGHA VA KHANOM SEDA NAZADE. 
( ALBATE ISHAN AZ NAZARE MOASHERAT BA ASHKHASE SATHE BALA AZ NAZARE MAGHAME SHOGHLI VA AZ LAHAZE EGHTESADI VA KHANEVADEGI RABETE DARAD VA IN ENTEZAR RA AZ MA DARAD KE HICH CHIZI AZ ISHAN NAKHAHIM ALBATE MAN HAM ZANI KAM TAVAGHO HASTAM VA BE ZAHER TAVAGOHI NADARAM) 
HAJAGHA VAGHEAN BORIDAM VA NEMIDANAM CHE KONAM . 
SHOMA RA BE AGHA EMAM HOSEIN VA HAZRATE ABBAS GHASAMETAN MIDAHAM RAHNAMAIAM KONID. 
MAN MONTAZERE JAVABE SHOMA HASTAM.
شهاب مرادی :سلام/ هرچند مفصل نوشته ايد ولي كلي است. شما وهمسرتان افراد متدين وخوبي هستيد ولي هنوز تكنيك هاي اساسي زندگي مشترك را نياموختيد يا به آن عمل نمي كنيد در نتيجه روز به روز زندگي سخت تر ميشود. (حتي اگر ايشان نيامد )خودتان به يك مشاور مراجعه كنيد.ان شاءالله  تا حد  زيادي  شرايط بهتر ميشود.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1480  |  1 امتياز

الههامضا شده : ۰۴ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۴۱
salam aghaye moradi khob hastin man elahe 17 sale az tehran hastam delam mikhad ba shoma harf bezanam ta sabok sham.sharmande mozahemetoon shodam bebakhshid bye.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1306  |  0 امتياز

باران
از يزد
امضا شده : ۱۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۰۳
سلام حاج اقا اميوارم حالتون خوب باشه عيد غدير را به شما تبريک ميگم.من خواستگاري دارم که از نظر اخلاقي واعتقادي خيلي خوبه ميشه شايد گفت عاليه.فقط تنها مشکلي که هست ديپلمه است ومن فکر ميکنم هيچ احساسي نسبت بهش ندارم نه که ازش بدم بياد.دو ساله صبر کرده ميترسم بگم نه وبعدها حسرت اخلاقش را بخورم از بله گفتن هم ميترسم چون درس برام مهمه.همه هم ميگن اگه عقد کنيد دوسش خواهي داشت.لطفا راهنماييم کنيد.با عرض معذرت اگه ميشه زود جواب من را بدهيد چون مي خواهند بيايند براي مراسم نامزدي.ممنونم ازتون.
شهاب مرادی :سلام/ لطفا کامل و چکیده بنویسید
سن هر دو  و تحصیلات شما و ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5198  |  14 امتياز

fozak
از تهران
امضا شده : ۲۶ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۴۹
سلام. کتاب 1001 پرسش خانم مونيکا رو خريدم. يه نگاهي انداختم. واقعا مي شه همه سوالاشو از خواستگار پرسيد؟من که خودم اگه يکي اين همه چيزو ريز ريز ازم بپرسه احساس بدي بهم دست ميده فکر مي کنم بايد تا آخر عمر مواظب رفتارم باشم به نظرم خوبه يه سوالاي مشابه اونو تو سايت بزارين. خيلي مهم نيست پيامم رو منتشر کنین . 
خسته نباشيد ممنون
شهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله در آینده
ولی در مجموع کتاب مفیدی است .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1202  |  0 امتياز

محسن حافظی فر
از تهران
امضا شده : ۲۷ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۳۷
سلام خسته نباشید سایت جالبی دارید حالا فهمیدم چرا وقت نمیکنید حال ما را بپرسید!افتخار بدید وبلاگ ما را هم ببینید ... موفق باشید
شهاب مرادی :سلام/ وبلاگ "بی رنگ"شما رادیدم
... نه از رومم ، نه از زنگم
 همان بيرنگ بيرنگم ، بيا بگشاي در ، بگشاي ، دلتنگم ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1227  |  3 امتياز

parisaامضا شده : ۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۴۲
salam man khab didam dar madine dar masjedo nabi poshte sotone tobe istade bodam va ba chadore sefide bar sar ghasde namaz dashtam, lotfan tabirash ra begoyyd
شهاب مرادی :خیر است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1187  |  0 امتياز

سيدداوود
از مشهد
امضا شده : ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۸
سلام مطلب خدا و ناخدا را که خواندم يک سوال برام ايجادشد:شما گفته ايد در بسياري موارد سکان کشتي در دست ما نيست،عوامل ديگر کشتي را هدايت ميکند 
در اين صورت چگونه باز هم ما بايد چگونه پاسخ گو باشيم؟ 
نکته اي است که به نظرم رسيد
شهاب مرادی :سلام/ یعنی به علت بی کفایتی، سکان از دست(عقل)ما خارج می شود و مثلا غفلت، جهل یا شهوت یا ... سکان را در دست می گیرد . پس باید پاسخگوی خدای متعال باشیم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1225  |  0 امتياز

سارا
از همدان
امضا شده : ۱۸ دی ۱۳۸۶ ساعت ۲۱:۲۰
سلام 
اي کاش برنامه ي شما اين امکان داشت زودتر از ساعت تعيين شده در برنامه حضور داشتيد چون پدر و مادر من امکان ديدن اين برنامه را ندارند چون سر کار ميرن. 
ممنون.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:1286  |  1 امتياز

sabere
از تهران
امضا شده : ۲۱ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۴۰
با سلام 
براي مشورت يک شماره تماس مي خواستم اگر لطف کنيد و سريع تر جواب پيامم را بدهيد ممنون مي شوم چون موضوع خيلي فوري است 
با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ شما قبل از ارسال پيام ضوابط آن را مطالعه فرمودید؟!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6306  |  3 امتياز

بالا