عضویت در خبرنامه سایت

جهت دریافت ایمیل های گروهی






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

آمار

بازدیدکنندگان: 21883790
حاضرین در سایت : 48 نفر و 23 نفر عضو
  • علیرضا منتظر
  • saye aftab
  • بابک
  • ناظر
  • زی.مو
  • kousar.k
  • mjafari
  • وشند
  • seyedsafi
  • Minerve00
  • sara66
  • pismapsittila
  • fozak
  • عين به توان دو
  • ahmad shirkhani
  • فرزاد69
  • spd_267
  • nilinbanoo
  • سید محمد مهدی
  • آسمان نیلگون
  • زهرایی!
  • maryam.a
۲۲بهمن؛ سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی مبارک باد.

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 9979 ورودي در دفتر وجود دارد.

نامورودی
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>
مهسفا
از تهران
امضا شده : ۲۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۰۷
سلام و پيشاپيش از پاسخ شما ممنونم راستش نمي خوام جواب سوالم را جستجو کنم مي خوام خودتون جوابم را بديد راستش من دختري از خانواده مذهبي هستم تا يک سال و نيم پيش زندگيم کاملا عادي بود مثل بقيه آدمها ولي از آذر پارسال که سرکار رفتم در محل کار با پسري آشنا شدم که به هم علاقمند شديم ولي اينجا آخر کار نبود من که آدم فوق العاده احساسي هستم به او وابسته شدم و هر چه او گفت من هم تبعيت کردم چون او را خيلي دوست داشتم و دارم و مشکل من درست همينجاست چون او اصلا اون جور که اول خودش را معرفي کرده بود نيست و مشکل مهمتر خودمم راستش توان جدايي از او را ندارم اصلا از نبودش وحشت دارم تا حالا چند بار وقتي او را با دختر ديگه اي ديدم تصميم گرفتم تا از اين مهلکه خودم را خلاص کنم ولي هر دفعه با يک تماس يا اس ام اس او دوباره به سمتش رفتم او هم دقيقا اين موضوع را فهميده که چقدر دوستش دارم و چقدر بودنش برام مهمه نميدونم چي کار بايد بکنم از طرف ديگه چند وقت پيش پدرم فوت کرد و وابستگي من به او بيشتر شد از طرف ديگه اين فکر که شايد به خاطر تقاص گناه من بود که پدرم اينقدر زود و ناگهاني از پيش ما رفت آزارم ميده ولي حتي اين هم مانع من نميشه تا با او نباشم تروخدا شما بگيد چي کار کنم واقعا اضطراري به کمکتون نياز دارم چون ديگه نميتونم ادامه بدم
شهاب مرادی :سلام/ فعلا
1. تو هنوز نمی دانی که او را دوست نداری؟ تو حتی او را نمی پسندی. حتی او را قبول نداری. چون او هم خودش را با "عدم صداقت" معرفی کرده و هم وفادار نیست و هم خداترس نیست.
2. عادت با علاقه فرق دارد.
3. احساس گناه چیز خوبی نیست و خطرناک است. از منظر دین  علت مرگ پدر، گناه شما نبوده! اگر قرار بود خدا این طور عمل کند که باید هر شبانه روز "قتل عام" می کرد و اصلا در روزگاران قدیم کسی روی زمین زنده نمی ماند تا در روزگار ما بشر حدود 7 میلیارد نفر بشود! به خدای مهربان بدبین نباش.
حیات فرصت امتحان است و در امتحان برخی موفق و برخی سرافکنده می شوند. و درِ توبه بازِ باز است.
مابقی پاسخ را قبلا به دیگران پاسخ دادم کمی بگرد و بخوان.

23 اسفندماه ، بسیاری از پیام ها تکراری بود! و جستجو همچنان مهجور
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:28167  |  446 امتياز

آوين
از تهران
امضا شده : ۲۳ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۰۱
من دختري 20 ساله هستم.3سال با پسري دست بودم حالا ميخوام جدا شم اما نميشه.اين آقا واقعا مشکل رواني داره ميگه اگه جدا بشي اسيد ميپاشم تو صورتت. سال اول دوستيمون خانواده ام ميدونستن اما مامانم بهم گفت جدا شو و من نشدم و از اون به بعد نميدونن. ولي حالا بايد جدا بشم.حاج آقا توروخدا کمکم کنيد لطفا
شهاب مرادی :سلام/ نمی خواهم کسی را سرزنش کنم ولی دخترم چرا برای خودت دردسر خریدی؟ و ...
 به یکی از دفاتر مشاوره نیروی انتظامی مستقر در کلانتری ها مراجعه کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3665  |  13 امتياز

تارا
از يه گوشه دنيا
امضا شده : ۰۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۱۲
با عرض سلامو خسته نباشيد 
(خصوصي) 
م ن يه دختر 21 ساله ام درست هفت سال پيش با يه پسر دوست شدم زماني که خيلي بچه بودم هميشه از اين رابطه ناراحت بودم و اوني نبود که من ميخواستم هميشه دنبال بهونه ميگشتم تا ازم دور بشه اما از اونجايي که يه دختر خيلي احساسي ام هيچ وقت دلم راضي به اين کار نشد حتي اينقدر از مامانم دور بودم که نتونستم باهاش حرف بزنم تا اينکه پنج سال گذشت آره خيليه اما مثل يه چشم بهم زدن بود بابا و مامانم از رابطه ما با خبر شدن بابام يه آدم تعصبيه بايد بگم که زندگيم مثل جهنم شدسختي هاي زيادي کشيدم اما بهترين موقعيت بود که براي هميشه از زندگيم بره و من کم کم فراموشش کردم البته الان که دارم براي شما مينويسم دانشگاه رفتم ودو سال گذشته و من ديگه توي اين مدت باهاش حرف نزدم و زندگيم هم خيلي بهتر شده دوباره تونستم اعتماد خانوادم رو جلب کنم اما بعد از اين مدت از طريق يک دوست ازم خواسته که يه بار ديگه باهاش حرف بزنم ميخواد علت جداييمون رو بدونه ميترسم که باحرف زدن من همه چيز دوباره خراب بشه و لزومي نميبينم . اما الان از اون روز تا حالا که حدود شش ماه ميگذره اکثر شبا مياد در خونمن و رد ميشه.احساس خوبي ندارم گناهي کردم که تابانش[تاوانش] به قيمت گزافيه .در حالي که خواستگارهاي زيادي دارم شايد امروز شايد فردا شايد هم يک ماه ديگه کسي رو براي زندگي انتخاب کنم اما همه هراسم از اينه که اون هيچ وقت از زندگي من نره البته بايد بگم که اون هيچ وقت ازم خواستگاري رسمي نکرده . 
نميدونم چرا دختري مثل من که توي دانشگاه زبان زد و اونهمه اعتبار داره بايد به خاطر يه اشتاه بچه گونه ندونه که چکار کنه هنوز هم نميتونم با مامانم درباره اون حرف بزنم. از اينکه ميخواد دوباره باهام حرف بزنه. ميدونم ببخشيد خيلي طولاني شد اين حرفا خيلي وقته توي دلمه و نميتونستم به کسي بگم حالا از شما ميخوام که بهم کمک کنيد.متشکرم از لطف شما
شهاب مرادی :سلام/  تلاش او را برای تماس  یک "مزاحمت " بدانید نه گفتگو! و نه خواستگاری!!!
به وسیله ی همان واسطه با بیانی محکم  او را تهدید کنید . (قانونی ؛ مثل اطلاع دادن به خانواده یا 110)
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3431  |  3 امتياز

فاطمه بيطرفان
از قم
امضا شده : ۱۶ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۱:۵۳
درشرايط روحي بدي بسر مي برم 
ومحتاج دعاي فروان.
شهاب مرادی :سلام/ دعا می کنم و خود شما هم از حضرت معصومه سلام الله علیها بخواهید و متوسل به آن خانم باعظمت شوید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6036  |  7 امتياز

سحر سماوي
از ك
امضا شده : ۱۰ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۱۵
دوباره سلام. ببخشيد كه من هنوز پيام قبليم نرسيده دوباره پيام مي فرستم. آخه جواب سوال اولم رو بعد از فرستادن سوال قبلي ديدم. خيلي از شما متشكرم. تا حالا فكر تحديد به سرم نزده بود آخه اون كه باور نمي كنه. ولي به هر حال من سعي خودم رو مي كنم. شما هم برام دعا كنيد. ببخشيد ولي يه سوال ديگه. اين كار من با اينكه نمي دونستم گناه محسوب مي شه...؟  
باز هم متشكرم.
شهاب مرادی :سلام/ بله. توبه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3594  |  0 امتياز

محمد مرتضائي
از اصفهان-خ نظر غربي
امضا شده : ۱۴ فروردين ۱۳۹۰ ساعت ۰۳:۴۰
سلام برادر 
سير کردن در مطالب سايت حضرتعالي عين لذت چيدن سيب از درخت است اميدوارم بتونم هم سيب بو کنم وهم در زمان ومکان خودش از خوردنش لذتشو ببرم  
پيروز باشيد
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10739  |  32 امتياز

mmrst
از tehran
امضا شده : ۱۷ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۰۴
سلام! سال نو مبارک . لطفا فقط خودتان بخونيد ... لطفا راهنمايي کنيد.
شهاب مرادی :سلام/ این مورد اشکالی ندارد به شاخص ها و معیارهای دیگر توجه کنید و یک به یک گفتگو و بررسی کنید اگر در سایر ملاکها رضایت شما جلب شد ، موافقت کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3272  |  1 امتياز

مهدي مسعوديان
از اصفهان
امضا شده : ۲۲ اسفند ۱۳۸۵ ساعت ۲۱:۱۹
با سلام فراوان و خسته نباشيد .چه سايت خوبي است، فرصت مغتنمي براي طرح و حل مشكلات جوانان كه به شما علاقه واعتماددارند، هرچند برای شما زحمت دارد ، اماحتما می دانید راه گشا است ومن به شما تبريك مي گويم وبی توجه به طعنه های احتمالی باز شما را میستایم . شايد بيش از 500 پیام از پيام هاي ارسالي مخاطبان را با علاقه خواندم و با فضا آشنا شدم. 
به نظرم صرف ارتباط ، گفتگو و گپ ودرد دل و البته سوالات جدی وعلمی بخشی از فشارهاي روحي افراد را كم مي کند ، حتي اگر یک سلام يا التماس دعا باشد . شما قطعا مرا نمي شناسيد اما من بيشتر برنامه هاي شما را میبینم سخنراني هاي شما را شنیدم 
به شما دست مريزاد مي گويم و براي شما آرزوي موفقيت دارم. من اين روش رابسيار تأثير گذار مي دانم.باز هم خسته نباشيد ،وقت بيشري بگذاريد ، 
ارادتمند شما.مهدی .دانشجوی روان شناسی.اصفهان
شهاب مرادی :
سلام/ لطف دارید.موفق باشید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3313  |  0 امتياز

sima
از sirjan
امضا شده : ۲۵ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۰۹
به نام خدا 
سلام طبق ظوابط کوتاه عرض کنم 
اگه يه دختر مذهبي و محجبه تو محيط دانشگاه از يه پسر مذهبي و مومن خوشش بياد به نظر شما صلاح هست که دختر خانم موضوع رو با يکي از اساتيد(روحاني هستن)در ميون بذاره تا اين دو نفر رو بهم معرفي کنند؟؟؟ 
اگه جواب بدين ممنون ميشم 
سال پر باري داشته باشيد انشا الله
شهاب مرادی :سلام/ نه. برای چی؟!!! 
کمی فکر کن و خودت دلایل مخالفت مرا حدس بزن و بنویس.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7784  |  25 امتياز

حميد
از روي زمين
امضا شده : ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۰۱:۰۷
سلام آقا شهاب دوست داشتني 
خيلي علاقه دارم تکنيکهاي زندگي رو تو جووني ياد بگيرم وامکان استفاده از کلاسهاي شما رو هم ندارم چه توصيه اي داريد .
شهاب مرادی :سلام/ یادداشت تواصی را بخوان و دنبال کن.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8343  |  16 امتياز

اسحاقی
از کرج
امضا شده : ۰۱ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۱۳
سلام حاج آقا ، وقت بخیر . می دونم هنوز اصفهان هستید و معلوم نیست کی این پیام رو بخونید . 
 
هر کار کردم نتونستم خودمو نگه دارم و این پیام رو نفرستم . دیروز توی پیوندها ، وبلاگ آقا محسن رو دیدم و رفتم یادداشت ها رو خوندم . واقعاً نمی خوام ناراحتتون بکنم مخصوصاً تو این روزها که نزدیک سالگردشونه ، هر وقت خواستم ازتون سئوال کنم نتونستم ، هر دفعه کتاباشونو توی کتابخونه دیدم خواستم چیزی بگم دلم راضی نشد که ناراحت بشید ولی دیگه نمی تونم خودمو نگهدارم . 
 
... خواستم بگم یه جورایی کپی برابر اصل خودتون بود (نمی دونم اینجا باید بگم دور از جون شما یا نه ، به هر حال بلا از شما دور) ، حاج آقا معلومه چنین آدمی روی زمین موندنی نیست ، خدا منو ببره که چی بشه ؟ معلومه اونو می بره و مشتاق دیدنشه . حاج آقا اعصابم خورده ، بیشتر یادداشت های آخرشون روی بلاگ از نظر زمانی وقتی بوده که من با کاروان عمره دانشجویی ، اونم تو ماه رجب ، مدینه و مکه بودم (نمی دونم اینو قبلاً بهتون گفته بودم یا نه ؟ مهم نیست) دیروز یه لحظه فکر کردم این آدم (به معنای واقعی آدم) با ما تو اون سفر بوده ، هرچند اینجا روی تخت بوده و درد داشته . نمی دونم برای چی این پیام رو گذاشتم ، از دیروز تا حالا دارم فکر می کنم که فرق من با این آدمها چیه ؟ کجای کارم می لنگه ؟ 
 
می دونم اعصابتون رو خرد کردم ، منو ببخشید . برامون دعا کنید ، برای من و همه مریضای مثل من . 
 
(در ضمن بلاگ زندگی بهتر باز نمیشه
شهاب مرادی :سلام/ . از تفقد شما متشکرم البته ما سالگرد را به تاریخ شمسی می گیریم(20 آبان)
ولی عصبانی؟! نه، چرا؟؟؟ جداً راضی هستیم به رضای او
و شادم که او را دوست داشته و دارم و ممنون خدای مهربانم برای همان چند سالِ محدود برادری و دوستی با آقا محسن عزیز
رحمه الله تعالی و حَـشَرَه الله مع اولیائه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3543  |  20 امتياز

عضو خانواده نوپا2
از تهران
امضا شده : ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۵۴
با سلام خدمت شما 
با توجه به آغاز نمايشگاه کتاب و ضمن اينکه بنده سرچ کردم و کتابهايي که تا کنون معرفي کرديد رو ديدم اما ميخواستم يک کتاب رمان قشنگ و جذاب اگر ميشناسيد معرفي کنيد و اينکه شعري که از حسين منزوي خوانديد(خيال خام پلنگ....)در کدام کتاب ايشان است؟
شهاب مرادی :سلام/ کتاب از ترمه و تغزل
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10983  |  10 امتياز

sajjad
از myandoab
امضا شده : ۰۷ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۰۱:۰۷
sallam hajaga javani hastam mazhabi vali na ta on had man toye hamsaye gi khanomi zendegi mikonam ke besyar dostesh daram vali na az in eshghaye khyabani man vage an dostesh daram vali sharm va hayam be man ein ejazaro nemide ke behesh begam dosetesh daram va montazere man bashe ta man diplomam ra begiram va be daneshgah beram va ba on ezdevaj konam
شهاب مرادی :سلام/ اگه دوسش داري خودت از قول من به اون خانم بگو :اين آقا سجاد (يعني شما) هنوز دانش آموزه درابتدا جوانيه، هيجانيه و نگاهش به ازدواج تحت تاثير اين هيجان از تدبير وعقلانيت فاصله داره واگر پيشنهادش را قبول كني، شانس ازدواج را از دست ميدهي و پس از چند سال ديگر كه سجاد بره سربازي ودانشگاه وشغل و... دست آخر تو را هم نگيره حسابي دچار مشكل روحي ميشي (اون وقت تازه خدا محكوم مي شه!كه چرا من خواستگار ندارم؟ يا ميگي بختم را بستند!!).
پس دختر خانم محترم بدان خواستگار تو بايد چند سال از تو بزرگ تر باشه تا محاسبات درست از كار در بياد.
ديدم به ديوار بگم بهتره تا به در!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5132  |  67 امتياز

م ....
از تهران
امضا شده : ۱۸ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۲۲
سلام من 15سالمه وتودبيرستان نمونه درس ميخونم ولي همين اول كاري يه گندايي زدم كه دارم ازعذاب وجدا ميميرم اگه ميشه بگين: 
1-ماشين دبير عربي رو خط خطي كردم(معلم توكلاس گريه كرد واسه همون ميخوام بدونم بهتره برم بهش بگم يا همين طوري دروغ بگم)2-حكم خودكشي براي من چيه؟(اگر زندگي جهنم باشد مرگ بهشت است)
شهاب مرادی :سلام/ 1. واجب است رضایت او را جلب کنید و جبران خسارت .
2. حرام . و مشاوره واجب عقلی.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3561  |  6 امتياز

مصطفی
از تهران
امضا شده : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۱۵
سلام.آقای مرادی من 22 سالمه.اخیرا بعد از اینکه یکی از دوستانم رو از دست دادم به خودم اومدم .اما مسئله ای که قصد پرسیدنش رو از شما دارم اینکه... خصوصی ... نمیدونم که اشکالی داره یا نه . بسیار متشکرم
شهاب مرادی :سلام/ به یک مشاور (روانشناس) مراجعه کنید وموضوع را کامل مطرح کنید وحتما چند جلسه ادامه دهید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3386  |  1 امتياز

سارا از بندرعباس
از بندرعباس
امضا شده : ۱۳ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۴۵
با سلام و خسته نباشيد . امروز ايميلي از شما داشتم با عنوان «هوا ابري است بارن در راه ا ...» راستش عنوانش همين قدر بود و ازمتن آن خبري نبود ميشه لطف بفرماييد دوباره برايم ايميل بفرماييد ؟ 
متشکرم . ضمناً ما منتظريم شما به شهر ما هم تشريف بياوريد تا از محضر شما استفاده کنيم . حاضريم شما را به جزيره هرمز هم ببريم و مکانها وافرادي را که ارزش ديدن و آشنا شدن دارند به شما نشان دهيم .
شهاب مرادی :سلام/ بله ایمیل ها ظاهرا بدون متن ارسال می شوند. لطفا اگر کسی این ایمیل را با متن دریافت کرده اعلام کند. همین بنویسد بامتن دریافت کردم کافی است و ممنونم. برای بندرعباس هم ان شاءالله
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:9689  |  24 امتياز

morteza
از tehran
امضا شده : ۱۶ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۳۰
سلام عليکم. 
ماشاالله يه سر دارين با هزار سودا. 
اگه وقت شد جواب منه حقير هم بدين. 
من هر کاري که فکرشو بکنين کردم که بتونم اين گناه خانمان سوزو ترک کنم ولي... 
خود ارضائي و ميگم 
چه کنم؟؟؟؟؟؟
شهاب مرادی :سلام/ پاسخی به چند سوال بخوانید و عمل کنید و اگر مشکلی بود تیتروار مطرح کنید . تعقیبات نماز صبح خیلی مفید و موثر است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7361  |  10 امتياز

حسني
از تهران
امضا شده : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۸
"هوالمحبوب" 
سلام استاد.روزتون مبارك.اميدوارم همواره زير سايه و در راه حق موفق و ثابت قدم باشين.التماس دعا.يا علي
شهاب مرادی :سلام/ ممنونم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5233  |  2 امتياز

پريسا
از تهران
امضا شده : ۲۱ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۴۴
سلام.عادت ميکنيم* 
عادت ميکنيم که از همه متوقع باشيم در حاليکه اصلأ بخشنده نيستيم. 
عادت ميکنيم که همه را در دنياي کوچک خودمحصورببينيم ولي تحمل ژرف نگري و بزرگ انديشي آنها را نداشته باشيم. 
عادت ميکنيم که توهين کنيم،کوچک بشماريم،فرياد بزنيم چون فکر ميکنيم فقط ما حق داريم. 
عادت ميکنيم که هرروز به چشمهاي خدا زل بزنبم ،هرکاري که خواستيم انجام دهيم وباز طلبکارانه بگوييم :خدايا تو کجايي؟پس چرا منو نمي بيني؟. 
عادت ميکنيم که به همه صفات بدوخصوصيات غيرقابل تحمل خود بچسبيم و سربلند بگوييم عادت کرده ايم. 
عادت ميکنيم رنج تغيير عادت ويا حذف آن را تحمل نکنيم،به خودمان فرصت بهتر شدن و متفاوت بودن را ندهيم، در فضاي عادات کوچک و حقير خودغرق شويم وبخودافتخارکنيم که آدم ثابت قدم و قدرتمندي هستيم. 
عادت ميکنيم تا وقتي داريم؛هستند؛نبي نيم ،وقتي نداشتيم؛نبودند؛ حسرت بخوريم وايکاش بگوييم. 
عادت ميکنيم هرروز بيدار شويم،به روزمرگي خود بپردازيم،ديواره اوحصارهاي بلند اطراف خود رانبينيم وبخوديادآوري نکنيم"ديگر آسمان را نخواهي ديد"**.خدايا شکر 
*نام رماني از زويا پيرزاد 
**برگرفته از کتاب بيوتن اثر رضا اميرخاني
شهاب مرادی :
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4128  |  79 امتياز

حبيب .ب.خ.
از تهران
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۹۰ ساعت ۰۱:۱۳
سلام.براي شما وخانواده بزگوارتان آرزوي سالي پر برکت و شاد کامي دارم. 
... 
وقتي امسال عيد براي تبريک و شادباش زنگ زدم به مادربزرگوارشان گفتم ان شاء الله آرزويتان برآورده شود گريه کردند... 
متشکر البته مي دانم با مشغله ها جواب من را تا مدت ها نمي دهيد {خدايا شکرت که خالي شدم حداقل مجازي و تهي}
شهاب مرادی :سلام/ نامفهوم بود لطفا چکیده ولی کامل بنویس هرچند سوال در مورد دیگری است باید خودش را تشویق کنی به یک مشاور مذهبی مراجعه کند.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8017  |  7 امتياز

رمبو
از ایران
امضا شده : ۲۳ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۵۰
سلام خسته نباشید من خیلی دوست دارم نماز بخونم و روزه بگیرم اما خجالت میکشم در خونواده نماز بخونم مخصوصا وقتی برادرام و پدرم خونه هستن 
لطفا منو راهنمایی کنید که چکار باید بکنم ممنون میشم اگه میشه زود جواب منو بدهید اخه میگن نماز ماه رمضان و رجب و شعبان حال و هوایی داره بزارید منهم اون حال و هوارو با راهنمایی شما تجربه کنم 
یا حق دست خدا به همراهتان 

شهاب مرادی :سلام/ چرا؟ بی نماز باید خجالت بکشه! نه شما
 
در این امور با خدا ببند و زلفت را به زلف خدا گره بزن
 
(به هر حال با هر سختی و خجالتی که شده مواظب رفاقتت با خدا باش)
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3518  |  66 امتياز

دلشکسته 2
از تهران
امضا شده : ۰۲ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۴۷
به نام خدا 
سلام 
ممنونم از پاسخ (دلشکسته)  
1-مطلب  
با اين افراد اصلا ازدواج نكنيد رو خوندم حاج آقا! 
اما اون تو هيچ يک از اين ليست ده تايي نيست... 
2-مثل خيلي از جوانهاي ديگه اي که از دين دور شده بودن اما دين و اهل بيت (عليهم السلام) رو دوست دارند... 
3-حاج آقامن دور برم زياد بودن دختر خانم هايي که مستقيم و غير مستقيم به من ابراض علاقه کردند که به بعضي هاش هم فکر کردم اما گمشدمم نبودند... 
1-3) چه تو دانشگاه و چه غير دانشگاه با وجود اينکه اکثرا خوش تيپ نبودم و خيلي ساده حتي تو جلسات مهم خيلي ساده و البته حتي گاهي کمي نا مرتب بودم بطوري که بعضي از دوستان به من انتقاد هم ميکردند... 
 
4-من از روز اول و حتي ديدار اول علاقه مندش نشدم 
يه جورايي بعد از مدتي که صحبت هايي داشتيم اون هم اکثرا با محوريت اهل بيت و امام زمان(عليهم السلام) محبتش تو دلم رفت ... 
(يعني عاشق چشم و ابرو و قيافش نشدم ، باطن وجوديش من رو علاقه مند کرد) 
5- انگار که نيمه گمشده من باشه 
حاج آقا نميه گمشده که نبايد صد در صد شبيه آدم باشه؟ 
آدمها بايد همديگر رو کامل کنن درسته؟ 
 
6-اما سوال اصليه من از شما اين هست که؟ 
1-6)خدا گاهي راهي رو به روي آدم باز ميکنه 
فرصتي رو در اختيارش ميده  
و فرداي قيامت هم در قبال اين فرصت ها مسئوله(درسته) 
7- اگر اين کسي که به ظاهر از دين دور بود...  
خدا اتفاقي در مسير زندگي من قرارش داد.. 
من از امام حسين (ع) و نماز بهش گفتم و اون هم قلبش براي امام حسين (ع) تپيد... 
حاضر شد به خاطر من و البته به خواسته من به خاطر امام زمان (عج) تعغير کنه و از من کمک خواست که کمکش کنم... 
1-7) راهي بود که خدا به روي من باز کرده بود آيا من مسئول نيستم فرداي قيامت ؟ 
8- حاج آقا من به يه نتيجه رسيدم... 
لطفا راهنمايي کنيد درست فکر ميکنم با معيارهاي مذهبي يا نه...! 
1-8) و اون اينه که: 
اگر واقعا اين دوست داشتن دوست داشتن واقعي و دو طرفه باشه وبا اين توافق مهم که همه خط قرمزها و تعغيرهاي دو طرف نهايتا تا رضايت اهل بيت(عليهم السلام)باشه اين ازدواج ميتونه ازدواج غلطي نباشه و اتفاقا شايد به کمال رسيدن قابل لمس تر باشه؟ 
9- ببخشيد که طولاني شد اما انشاءالله که خدا شما و ما رو از زمينه سازان ظهور حضرت ولي عصر (عج) قرار بدهد... 
التماس دعا و منتظرم
شهاب مرادی :سلام/ 1. اسمتان را عوض نکنید! این معروف ترین ضابطه ی اینجاست.
 
2. این شیوه که من مکرر لینک یک یادداشت را برای کاربران بنویسم، شیوه خوبی نیست آن هم یادداشتی که در صفحه اول در بخش "پربیننده ترین" رتبه اول را دارد!
 
3. در ذیل همان یادداشت 3 لینک وجود دارد -که یعنی خواندن آن مطالب را توصیه می کنم؛ آن 3 مطلب و لینکهای غیر تکراری آنها را هم بخوانید.
 
4. در لینک اول ذیل یادداشت اصلی پاسخ شماست. نخواندی!
 
جستجو و تمرکز و دقت را جایگزین فرمول "هلو برو تو گلو" بفرمایید.
 

 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10557  |  31 امتياز

علی
از تهران
امضا شده : ۲۲ اسفند ۱۳۸۵ ساعت ۲۱:۲۴
با سلام خدمت استاد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3390  |  0 امتياز

شهرامامضا شده : ۲۹ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۳:۵۷
با سلام  
من از یک دختر سیده خوشم می آید این دختر وضع مالی خوبی دارند خانواده من در سطح متوسط هستند این دو موضوع با عث شده که پدر من با این ازدواج مخالفت کند حالا یک راه حل برای من پیشنهاد بدین (کدوم خانواده را انتخاب کنم یا اون دختر را )
شهاب مرادی :سلام/ازدواج خوب ازدواجي است كه موفقيت ترين زندگي را با بيشترين سطح آرامش در مورد آن بتواني پيش بيني كني.در اين مورد به گزينه هاي متعددي نياز داري تا بتواني به نتيجه عاقلانه برسي(نه فقط سيادت وثروت)خيلي جامع فكر كن
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3565  |  7 امتياز

ابوذرامضا شده : ۲۵ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۳:۵۴
سلام  
اولا خسته نباشید. خوندن این همه پیام همت می خواد و البته داشتنش هم لیاقت که خدا به شما اعطا کرده.  
دوما فلسفة حجاب چیست؟ و اصلا حجاب باید در عمل چگونه باشد؟ سوما فلسفة زندگی چیست؟ چرا به دنیا آمدیم؟؟  
اگر کتاب خوبی هم در این موارد می شناسید لطفا معرفی کنید 
چهارم اینکه اگر یک بخشی برای معرفی کتاب یا آثار سودمند داشته باشید، عالیست. یا حتی قراردادن گزیده ای از مطالب خوب، سخنان بزرگان و ... در سایت. ببخشید که طولانی شد. التماس دعا
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3502  |  2 امتياز

بالا
جوملا فارسی : jpersian.ir