سلام از isfahan | امضا شده : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۷ سلام. تازه فهميدم اين افكاري كه توي ذهنم مياد وسواسه.افكار قوي مواجهه ناپذيروخسته كننده.موارد1و2و3و 4رو دارم.موارد15و16و17 سيار تكرار ميشن.موارد21و22و23 24و26و27و28و29و30 خودم وخانواده م رو خسته كرده.مثلا مامانم حدود20بار ميگن ظرفهارو بشورتا بفهمم چي گفتن. در خونه رو باز ميذارم و ميرم.حدود يك ساعت دلم شور ميزنه كه در ماشينو قفل كردم يا نه؟ پينگ پنگ رو از سر عادت خوب بازي ميكنم.بعد يهو به خودم ميام ميبينم اصلانميفهميدم دارم چي كار ميكنم.كلا حواس پرتم.همه چي هم يادم ميره. نماز هم كه ديگه هيچي.اصلا نميفهمم دارم نماز ميخونم. 1000بار به خودم ميسپارم كه يك كاريو انجام بدم يا يادم ميره يا انجام ميدم. به هر حال بعدش شك ميكنم كه كارو انجام دادم يا نه. به نظرتون جكار كنم؟پيش روانپزشكم نميرم شهاب مرادی :سلام/ بله به
مشاور مراجعه
کن و فعلا از
يک سررسيد
استفاده کنيد و
کارهاي روزانه را
در روز مربوطه و
کارهاي ريز و
درشتي که بايد
پيگيري شود را از
اول يکي از صفحات
خالي اول سررسيد
بنويسيد و پس از
انجام روي آن يک
خط بکشيد و تاريخ
انجام را مقابلش
با رنگ قرمز
بنويسيد. از
مهر امين که
تعداد سجده و
رکعت را نشان مي
دهد استفاده کن. از
خودت چه خبر؟
(وسواس -1) ويادداشت هاي 3 و
4وسواس را -دعا کن
توفيق بشود
بنويسم و- بخوان. |
| لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8423 |
131 امتياز
|