سيدحسن از تهران | امضا شده : ۲۶ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۵۵ سلام حاجاقاجون ارادت... اين شعرو بخونيد خوب شعريه در مورد امام رضاست.. راستي شنيدم فردا ميريد صدا و سيما با حسين سازور.. شبيه مرغک زاري کز آشيانه بيفتد جدا ز دامن مادر به دام دانه بيفتد شبيه طفل جسوري که رنج داده پدر را براي گريه اش اينک به فکر شانه بيفتد درست مثل جواني شرور و هرزه و سرکش که وقت غصه و غربت به ياد خانه بيفتد شبيه متهمي که به دست خويش بميرد و يا به پاي خودش دست تازيانه بيفتد منم مشبه تشبيه هاي فوق و اي کاش که از سرم هوس گفتن ترانه بيفتد نشان گرفته دلم را کمان ابروي ماهت دعا بکن که مبادا دل از نشانه بيفتد هميشه وقت زيارت ، شبيه پهنه دريا تمام صورت من در پي کرانه بيفتد شبيه رشته تسبيح پاره ، دانه اشکم به هر بهانه بريزد به هر بهانه بيفتد ولي عهد دلم نه ، تو شاه کشور قلبي که با تو قصه جمشيد، در فسانه بيفتد خيال کن که غزالم بيا و ضامن من شو بيا که آتش صياد از زبانه بيفتد الا غريب خراسان! رضا مشو که بميرد اگر که مرغک زاري از آشيانه بيفتد شهاب مرادی :سلام/ ولادت آقا
علی بن موسی به
همه شما مبارک.
|
| لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:11159 |
29 امتياز
|