عضویت در خبرنامه سایت

جهت دریافت ایمیل های گروهی






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

آمار

بازدیدکنندگان: 21921718
حاضرین در سایت : 69 نفر و 18 نفر عضو
۲۲بهمن؛ سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی مبارک باد.

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 9979 ورودي در دفتر وجود دارد.

نامورودی
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>
نازنين
از تهران
امضا شده : ۰۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۸
سلام حاج آقا از صحبت هاي قشنگتون ممنون مي خواستم راهنمايي ام کنيد راستش من وقتي بچه بودم يني وقتي ديستان بودم عادت خيلي بدي داشتم که حتي الان از گفتنش هم شرمنده ام من از کيف يکي از همکلاسي هام پول برمي داشتم اون هيچ وقت نفهميد که من اين کار رو مي کردم ولي من الان که بزرگ شدم و 19 سالمه هنوز از اين گناهم توي عذابم و خيلي ناراحتم اصلا الان که فکر مي کنم نمي فهمم اون موقع چه طور اين کار رو ميکردم در صورتي که الان حتي بي اجازه به وسايل ديگران دست هم نمي زنم و اين کار رو خيلي بد مي دونم اين ماجرا براي خيلي سال پيشه ولي من هميشه ازش ناراحتم اتفاقا چند وقت پيش اون دوستم رو دوبار توي اتو بوس ديدم شناختمش با هم صحبت هم کرديم مي دونم که هنوز توي همين محله زندگي مي کنن و فکر کنم بتونم پيداش کنم اما باور کنيد اصلا انقدر خجالت مي کشم که نمي تونم بهش بگم اصلا روم نميشه مي ترسم فکر کنه من هنوز اين کار رو مي کنم ولي اگه بدونم گناهش به گردنمه و شما هم بگيد که بايد برم به ناچار مي رم تو رو خدا کمکم کنيد ممنون
شهاب مرادی :سلام/ اگر او را می شناسید و آدرسش را دارید یا می توانید پیدا کنید، مبلغ را (به همراه یک هدیه) بدهید آژانس برایش ببرد با یک یادداشت عذرخواهی، بدون نام.
اگر او را پیدا نکردید و نا امید شدید، به امام جماعت مسجدتان برای پرداخت آن وجه به عنوان رد مظالم مراجعه کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3543  |  5 امتياز

مهرداد آقاجاني
از تهران
امضا شده : ۰۱ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۲۳
سلام استاد 
امروز بحثتون در مسجد عمار ياسر عالي بود 
لطفا در مورد برنامه تون در مسجد ارگ بفرماييد. 
من هموني بودم که در مورد وعده حق خداوند و وعده خلاف و باطل شيطان سوال کردم 
فردا بنياد شهيد مشاوره شغلي ميدم و بعدش سريع اگر خدا بخواد ميرسيم به خدمت 
با حق
شهاب مرادی :سلام/ سلامت باشید و اما مسجد ارگ 5 شب از شب شانزدهم تا شب بیستم. ساعت دقیقش را هم نمی دانم گمان می کنم 12 بامداد باشه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:15620  |  14 امتياز

مهين1356
از كرج
امضا شده : ۲۳ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۲۸
با عرض سلام 
15 سال است با پسرخاله ام ازدواج كرده ام.سالهاي اول زندگي خوب بود.تا كم كم دخالتهاي مادرشوهرم در زندگي شروع شد. پدرشوهرم سالها قبل فوت كرده بود و شوهرم با اينكه برادر بزرگتر نبود اما چون وضعيت مالي خوبي داشت سرپرستي مادر و برادر كوچكترش را بعهده داشت. 
مادر شوهرم در يك روستا زندگي ميكرد و از نظر مالي كمبودي نداشت اما بخاطر بلندپروازيهاي شوهرم و اصرار مادر و برادرانش يك ويلاي مجلل در همان روستا ساخته شد و مادرشوهرم خانه خود را رها كرده و در آنجا ساكن شد. و در عمل خانه ي پدري به يكي از برادرشوهرهايم رسيد و او بهمراه خانواده اش در همانجا ساكن شد. 
سالها گذشت.برادرشوهر كوچكتر به پشتيباني مالي شوهرم در دانشگاه آزاد تهران تحصيل و بعد از مدتي ازدواج كرد. خرجهاي گزاف اين مجالس عروسي و ساخت آن ويلا باعث ورشكستگي شوهرم شد. از سال 80 تا بحال هنوز هم زير بار قرضهاي آن دوران هستيم. در اين مدت فقر و بدبختي و بدهكاري تنها براي من و فرزندانم بود. برادرشوهرها كه خود را خارج از گود مي ديدند روز به روز وضعيت مالي بهتري پيدا مي كردند. گذشت و گذشت تا سال پيش كه مادرشوهرم فوت كرد. بعد از مدتي كم كم اين زمزمه به گوش رسيد كه ويلا براي همه ي افراد خانواده است و كسي حق فروش يا اجاره آنرا ندارد. درصورتيكه تمام اسناد و مدارك بنام شوهرم ميباشد. اما از آنجاييكه شوهرم فردي بسيار ساده لوح،مهربان و خانواده دوست است، هرگز بصورت علني با خانواده اش خصوصا برادر بزرگترش كه داعيه دار اين مطالب بود مخالفت نكرد. 
عيد امسال همه افراد خانواده از تهران به روستاي پدري در يكي از مناطق شمالي آمدند.بعد از گذشت چند روز بخاطر اوضاع وخيم مالي من و شوهرم قصد اجاره ويلا را بمدت سه روز به يكي از آشنايان داشتيم اما با مخالفت شديد برادرشوهر بزرگتر مواجه شديم و كار بيخ پيدا كرد.از آنجاييكه شوهرم هرگز روي حرف بزرگترش حرف نميزند من بخاطر فرزندانم با برادرشوهرم به مقابله برخاستم.آنها وضعيت مالي خوبي دارند ميتوانستند به خانه پدر زنش يا خانه پدريشان يا حتي به هتل برونداما در صورتيكه سالهاي پيش دو سه روز بيشتر نزد مادرشان در ويلا نمي ماندند امسال براي مبارزه با من و براي اينكه روي مرا كم كنند 15 روز تمام در ويلا ماندند و اجازه اجاره ويلا را به ما ندادند. 
من و فرزندانم هم بعد از آن اصلا به ويلا نرفتيم.اما به برادرشوهر بزرگم در همان درگيري لفظي گفتم به خدا پناه ميبرم از اينكه شما ميخواهيد حق من و فرزندانم را بخوريد. 
گذشت و بعد از يكماه دختر بزرگ برادرشوهرم در يك سانحه ي تصادف از دست رفت.دختري كه دانشجو بود خانواده خيلي آرزوها برايش داشتند البته رابطه ي بسيار خوبي هم با من و شوهرم داشت و ما خيلي خيلي به او علاقه مند بوديم. ضربه روحي بزرگي به برادرشوهرم وارد شد. حالا او مرا مقصر مي داند. در مراسمهاي سوم و هفتم رفتار معمولي با من داشت اما حالا گفته كه يك طالع بين به من گفته كه برادرزنت بچه ات را نفرين كرده است. اين موضوع را در هر مجلسي جلوي غريبه و آشنا مطرح كرده و داد و فرياد ميكند و قصد دارد آبروي مرا ببرد. اكنون همه ديد بدي بمن دارند حتي شوهرم هم بسيار ناراحت است و با من بد برخورد ميكند.نميدانم در مراسم چهلم شركت كنم يا نه؟ 
بخدا راضي نبودم از سر دخترش يك تار مو كم شود. 
چكاركنم؟؟؟
شهاب مرادی :سلام/ چندين نكته مهم در اين سوال وجود دارد.
 
1. ابتدا در مورد شركت شما در مراسم چهلم: در فرهنگ اغلب مناطق ايران، مراسم چهلم دعوتي است -البته در مورد افراد درجه يك مثل برادر، نيازي به دعوت نيست- مگر با قرينه اي شما را از عدم تمايلشان براي شركت در مراسم با خبر كنند.
 
پس اگر مانعي نيست به شوهرتان بگوييد كه علي رغم اظهارات نارواي پدر متوفي مي خواهيد در مراسم شركت كنيد و اصلا دلخور نيستيد (و دلخور نباشيد و حال آن خانواده را درك كنيد و آزادانه احساس عاطفي خود را بيان كنيد تا همه بدانند شما او را دوست داشتيد و نفرين نكرديد) اگر شوهرتان مخالف نبود حتما شركت كنيد و عادي برخورد كنيد و خودتان را در معرض اهانت قرار ندهيد.
 
2. خودت را اصلا مسئول اين حادثه و فوت آن جوان نازنين ندان و از عذاب وجدان بي جا و احساس گناهِ كاذب رها شو.
 
3. سرزنش اصلا كار خوبي نيست.  تاثيري هم ندارد. پس، نه خودت و نه شوهرت را، سرزنش نكن. اما با هم با حس همفكري و تعامل اشتباهات گذشته تان را بررسي كنيد و راه كار منطقي و شرعي براي جبران ضررها را بيابيد.
 
4. بلند پروازي ، چشم و هم چشمي و رودربايستي، با نيت خالص و صادق جمع نمي شود و اگر با بهترين عبادات و خيرات -مثلا نيكي به والدين- همراه شود براي فرد توليد آرامش نمي كند.
 
5. به هر حال تحصيل رضايت والدين، ملكوت خوبي دارد كه ان شاءالله همان ملكوت شما را كمك مي كند.
 
6. در مورد مسائل مالي به يكي از علماي مورد وثوق مراجع عظام و يا امام جمعه مراجعه كنيد و اگر او شوهرتان را مالك ويلا دانست بدون تحصيل رضايت مدعي آن را بفروشيد.
 
7. از اين به بعد، به جاي دعوا و لجبازي، منطقي و مستدل عمل كنيد و مستدل و منطقي سخن بگوييد.
 
8. اين شيوه رفتار با همسر و خانواده را كه شما 15 سال است امتحان و تجربه كرديد، را چرا تغيير اساسي نمي دهيد؟؟؟ باور كنيد با اين شيوه فقط محبوبيت و وجاهتتان را بيشتر از دست مي دهيد و شما را به اهدافتان نمي رساند.
 
9. اين زندگي درست نمي شود تا شخص خودت هم  نسبت به سهم و نقش خودت در تلخي ها و ناكامي ها آگاهي پيدا كرده و شرافتمندانه به اصلاح خودت بپردازي.
 
10. صدقه، صله رحم، استغفار و خوش اخلاقي موجب ازدياد رزق مي شود و ترك هر يك باعث كم شدن روزي! 
خدا خاله و نوه ي خاله شما را رحمت كند. التماس دعا 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:12222  |  482 امتياز

syed javade darbandi
از tehran
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۲۹
doset daram haj shahab khyli aghayi
شهاب مرادی :سلام/ آقایی از خودتونه
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6326  |  3 امتياز

محمد سعید چمنی
از تهران
امضا شده : ۱۲ اسفند ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۳۷
عرض سلام و ادب خدمت شما.امید وارم همیشه موفق و موید باشید و در راه حق فعال و ثابت قدم.شما رو هم در تلویزیون زیارت کردم و هم حضورا.خاطرم هست که ماه رمضان چند سال قبل در مراسم افطاری منزل حاج حسین اقای میر محمدی شما رو دیدم.همون مراسمی که حاج اقا منصور هم بودند شب وفات حضرت خدیجه(س).البته شما رو در نیمه شبهای مسجد ارک هم از دور زیارت کردم.شاید فامیلی من براتون اشنا باشه.چون منزل ما همون حسینیه چمنیه که حاج منصور درش برنامه داره.عموی بنده هم همون مرحوم چمنی هستند که وسس هیئت حسین جان(ع) بودند و مداح بودند و رفیق و دوست قدیمی حاج اقا.بهمین جهت هم حاج اقا برای ما حکم عمو رو دارن.از طرفی مرحوم بدر بزرگ مادری من هم همون حاج اقا حسینی هستند که گاهی حاج منصور ازشون یاد میکنه.فرزند ایشون هم که دایی بنده باشن اقای مهندس سید مجتبی حسینی هستند که تا درجه اجتهاد هم تحصیلات حوزوی دارند و در برنامه های سیما صحبت می کنند...بنده هم خودم الان دانشجوی مهندسی معماری هستم.اینکه اینطور مفصل شجره ناممو رو کردم هم برای این بود که شما منو بشناسید.یعنی در واقع خانواده و فضای زندگی و رشد بنده رو بشناسید و هم اینکه مقدمه باشه برای ادامه ی مطلبم.اینکه من در این سنی که هستم.یعنی حدود بیست سال احساس می کنم باید بارمو همین الان ببندم.تا مشغولیتم کمتره و قوای ذهنی و بدنیم بیشتره.منظورم اینه که اگه بخوام به حفظ قران و مطالعات مذهبی و بالا بردن سطح علمی و یاد گیری کامل زبان و ورزش و...بپردازم بهترین موقش الانه. 
این موارد برای اینده بسیار لازمه و اگر کسی بخواد در اینده به درد جامعه و خودش بخوره اید بره دنبال غنی کردن ذهنش.علی الخصوص که عضو یک خانواده با خصوصیات ذکر شده باشه.حالا راهنماییی که من از شما می خوام اینه که با توجه به اینکه بنده علاقه ی زیادی به یاد گیری دروس دینی و اعتقادی دارم و نمی تونم به شیوه ی طلاب و روحانیون به صورت مستمر و با اقامت در حوزه به مطالعه ی این دروس در کنار درس دانشگاه بپردازم.شما بنده رو راهنمایی کنید که اولا به چه شیوه ای وثانیا چه کتبی رو مطالعه کنم؟البته این سوال رو از جناب داییم کردم اما ایشون به دلیل مشغله ی زیاد خیلی نمی تونن کمکم کنن.ضمن اینکه من رو به خوندن کتب شهید مطهری و خصوصا مقدمه ی جهان بینی توصیه کردن که بنده به این توصیه عمل کرده ومی کنم.اما توی این کار به اصطلاح ادم نیاز به یه اوستا داره.من با توجه به نگاه باز و امروزی شما خیلی دوست دارم شما اوستای ما بشین.البته کاملا بستگی به نظر شما داره.نمی دونم شایدم درخواستم خیلی زیاد و نا بجا باشه.اما من دوست دارم حتما به طور مستمر از راهنمایی و ارتباط با شما استفاده کنم.هر چی باشه گفتن که:زکات العلم نشره.البته مثل من افراد زیادی هستن که شما خودتون میدونید.می دونم که مشغله ی شما بسیار زیاده.اما چون شما رو خیلی خودمونی میدونم لازم دونستم از شما درخواست کنم.اگر فرصت کردید جوابمو به ایمیلم بفرستید.عجله ای نیست.... 
خیلی حرف زدم.شرمنده. 
امید وارم بتونم شما رو زیارت کنم. 
التماس دعا. 
...یاعلی...
شهاب مرادی :سلام/ شما پسر حاج مجیدید؟ یاد چارشنبه های ایام نوجوانی , ته خیابون حسینی و خونه شما بخیر. چقدر اشک ریختیم و سینه زدیم و ... ان شاءالله حضوری با هم صحبت می کنیم. به بابا , حاج آقای ارضی .حاج دایی عزیز سلام برسون.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3388  |  25 امتياز

جاماسپ
از طهران
امضا شده : ۱۸ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۴۰
با عرض سلام و احترام 
آري اسم بنده عليرضاست. 
از حکمت(!) انتخاب نام وبلاگم عرض کنم که اين نام ابتدا ممکنست سبب تعجب يا خنده شود اما بعد از تفکر معلوم ميشود که چيزي جز حقيقت نيست. ... 
و من هم دنبال نوآوري در نام بودم. 
خيلي از حضرتعالي ممنونم
شهاب مرادی :سلام/ پیشنهاد من تجدید نظر در عنوان وبلاگتان است.
 البته قرار ما در ضوابط ارسال چیز دیگری بوده.لطفا دیگر دوستان در مورد سایت و وبلاگشان ...
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3343  |  0 امتياز

mostafa nikzadامضا شده : ۱۷ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۹:۰۳
salam mokhlese aghaye moradi 
kheyli aghaee 
eydeton mobarak 
ya ALI
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5173  |  0 امتياز

mah
از esfahan
امضا شده : ۰۴ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۴۹
سلام ! 
چند وقت پيش من يه سوال از شما پرسيدم ولي هرچي صبر كردم هيچ جوابي شما به نامه من ندادين !!! 
سوالم سخت بود !!!! 
فرق بين قسمت و اختيار ادم چيه ؟؟؟؟ 
اين كه ميگن قسمت شد كه اين اتفاق افتاد !!!! 
من يه سوال برام به وجود اومده پس اختيار چيه مگه ما نمي تونم اون اتفاقي را كه ميگن قسمت بوده كه بيفته را تغيير بديم !!!! 
تو را خدا اين دفه جواب بدين 
اگه دوست داشتين !!!
شهاب مرادی :سلام/ شبیه این را پاسخ دادم شما دقیقا مصداق را سوال کنید تا عرض کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3496  |  3 امتياز

پروانه
از سمنان
امضا شده : ۱۱ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۱۰
با سلام و عرض خسته نباشيد . التماس دعا داريم براي عاقبت به خيري . چشم انتظارم. 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3374  |  0 امتياز

حمیده مظفری
از تهران
امضا شده : ۰۶ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۳۳
با سلام وتشکر از راهنماییهای شما در برنامه مردم ایران سلام . من 35 سال دارم صاحب دو دختر به نام فاطمه 12ساله وعاطفه 8ساله . همسرم مرد خوبی است فقط یک مساله که همیشه ماباان درگیر هستیم وبحث داریم این است که همسرم مرد لجبازی است و هنگامی که بعداز هیچگاه می خواهد با بچه ها بازی کند حرکاتی از خود نشان می دهد که صدای بچه هارا در می آورد(مثلا اگر به او بگویند این کلمه را تکرار کن کلمه ی دیگری را می گوید) وقتی به او اعتراض می کنم میگوید می خواهم حساسیت آنها را نسبت به این حرف یا شکلک از بین ببرم شما کاری نداشته باش ولی این کار باعث میشود بعدا بچه هاهمین کارها را در بازی تکرار کنند وباعث دعوای آنها شود وبه طور کلی بچه ها لجباز شده اند از شما خواهشمندم مرا در این زمینه راهنمایی کنید درضمن با زبان خوش با تندی با خواهش همه جوره با اوصحبت کرده ام یا بی اثر بوده یافقط برای مدت خیلی کوتاه . باتشکر از زحمات شما امیدوارم خداوند به شما سلامتی بدهد
شهاب مرادی :سلام/ اطلاعات کافي نيست.رعايت نکردن قواعد بازي دليل اصلي لجبازي بچه ها نيست. شايد شما بيش از حد به رعايت قوانين و مقررات حساسيد و فراموش ميکنيد که آنها بازي مي کنند و در بازي ميتوان راحت تر عمل کرد. در عين حال اگر مسئله فقط همين باشد ميتوانيد بدون اينکه بچه ها را عليه پدرشان تحريک کنيد درغياب پدر به آنها بگوييد قبل از اينکه بازي را شروع کنند براي رعايت قواعد بازي با هم به توافق برسند. شما نيز زياد در بازي آنها مداخله نکنيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3550  |  4 امتياز

علي
از چالوس
امضا شده : ۱۸ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۵۲
سلام حاج آقا خيلي مزاحم ميشم. مي خواهم مطلبي را با شما در ميان بگذارم که شايد از ديد شما بي ادبي باشد ولي چون مشکلم است و شما تنها کسي هستيد که مي توانم باهاش حرف بزنم پس مي گويم 
(خصوصي
شهاب مرادی :سلام/ 1. این دو موضوع به هم ربطی ندارند.
2. با یک پزشک داخلی مشورت کنید.مسئله ی مهمی نیست.
نتیجه را برایم بنویس.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3375  |  2 امتياز

امير کيان
از اصفهان
امضا شده : ۲۲ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۰۱:۵۷
سلام. ميدونستم در مورد مطلبي که قبلا فرستادم ...
شهاب مرادی :سلام/ والله اشتباه می کنی.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:11505  |  8 امتياز

مهدي شيرازي
از تهران
امضا شده : ۰۳ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۰۷
سلام خدمت آقاي مرادي عزيز 
عيدتون مبارک 
اومديم مسجد سراج الملک نبوديد 
يعني هيشکي نبود 
يه بارم که نزديکيهاي منزل ما برنامه داشتي کنسل شد 
به اميد ديدار
شهاب مرادی :سلام/ شاید در هر 100 برنامه یکی این طور بشه. من بی تقصیرم . و البته عذرخواهی می کنم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:14669  |  14 امتياز

مرضيه
از کاشان
امضا شده : ۰۱ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۱۱
سلام واقعا چقدر من بي لياقتم که شما دوبارتااينجا اومدين ومن نتونستم شما رو ببينم ،آقاي مرادي تاکي من بايد گريه کنم وقرص اعصاب بخورم چرا کمکم نميکنيد ؟من اونقدرهام که فکر ميکنيد بي حيا نيستم خداواهل بيت سرم ميشه لطفا درباره ي من زود قضاوت نکنيد من فقط يه کسي رو ميخوام که کمکم کنه وفقط به شما اعتماد دارم نمي تونم مشکلم رو به همه بگم تورو خداکمکم کنيد نذاريد توي برزخ باشم من يه بيچارم که بايد دستم رو بگيريد من شما روبه خدا قسم دادم که کمکم کنيد ديگه با خودتئنه فقط بدنيد اگر اين بار هم جواب ندين دلم روشکوندين ومن به خداميگم که شما ميتونستين کمکم کنيد ونکرديد ،خواهش ميکنم جواب بديد
شهاب مرادی :سلام/ شرح حال شما را در 4 پیام مختلف خواندم همه مطالب را اینجا پاسخ می دهم:
 
1. ارتباطت را با آن فرد قطع کن.
 
2. حرفهایی را که از او نقل کردی ؛ فریبکاریست.
 
3. نه به او توجه کن و نه به فکر انتقام از او باش و نه... .
 
4. یک بار توبه کن و به میزان اختیار و اراده خودت ، خودت را مسئول بدان و از خدا طلب مغفرت کن، به جای سرزنش مکرر و خودآزاری فقط یک بار توبه قطعی کن!
 
5. خود را بی حیا ندان و اگر خودت را مجبور در رفتارهای نادرست می دانی و تناقض در هیجان و خُلق و عواطف حتما به یک مشاور خانم مراجعه کن. توصیه من خانم دکتر کرمانی یا خانم خیریه از مشاورین
زندگی بهتر است.
 
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7760  |  204 امتياز

mina
از kerman
امضا شده : ۳۰ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۳۶
سلام 
من 5 و6 به شدت. 
مدتهاست دارم براي ترک ا... تلاش ميکنم. 
خدا هم ميبينه چقدر دارم سختي ميکشم اما براي ازدواجم کاري نمي کنه. 
دعام کنيد
شهاب مرادی :سلام/ "پاسخی به چند سوال"
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:11655  |  19 امتياز

حبیبه
از تهران
امضا شده : ۲۵ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۱۷
سلام خانواده امان راشما خیلی دعا کن بجه هامومن بودن حالا کمی سست شدن بابا خیلی مومن بود بود دعا کن خوب بشیم من دعا میکنم شما هم دعا کن
شهاب مرادی :سلام/ چشم .
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3321  |  1 امتياز

پرستو
از شهرري
امضا شده : ۱۹ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۰۰:۵۷
سلام آقاي مرادي خسته نباشيد  
شما ديشب در محل ما آمده بوديد مادر من شما را از نزديک زيارت کردند اما متاسفانه من اين سعادت را نداشتم من پرستو 23 ساله هستم مدت 3سالي است که عقد کرده هستم و به دلايلي هنوز نتوانستم به خانه بخت بروم.اين مدت طولاني دوران نامزدي ما باعث شده که بدبين به همه چيز بشوم خيلي آشفته هستم واقعاً نمي دانم چگونه برايتان بازگو کنم اميدوارم هرچه زودتر شما را ببينم و از راهنماييهايتان استفاده کنم . 
درضمن ديشب وقتي به خواهرم گفتيد که چادر سرش کنه واقعاً به حرفتان گوش داد. به خاطر همه زحماتتان ممنونم. 
با تشکر - پرستو
شهاب مرادی :سلام/ مشکلات پیش آمده را تیتروار و خلاصه بنویسید و در مورد شرایط هم به همین روش اما یک بار بنویسید و خلاصه کنید و ارسال
 
بعضی مواقع فقط چند پیام آخر را پاسخ می دهم و برخی اوقات اتفاقی و ... پس پیگیری هم لازم است.
 
در مورد ادب خواهر گرامی ؛نکته ای که نوشتید، خوشحال شدم و دعایش کردم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8729  |  23 امتياز

رویا راد
از تهران
امضا شده : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۲۴
با سلام! 
آقای مرادی شما یک بار در برنامه ی مردم ایران سلام راجع به توسل به ائمه صحبت کردید،ممکنه لطف کنید مطالب آن برنامه را روی سایت بگذارید یا ارجاعی به آن مطالب بدهید. با تشکر
شهاب مرادی :سلام/ لینک
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3373  |  1 امتياز

ريحانه رضوي
از قم
امضا شده : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۶
سلام اميدوارم حالتون خوب باشه. وقتتون به خير.خداقوت. مي‌خواستم به مهسا خانم بگم براي مريضشون دعا ميكنيم و به شما هم بگم كه منتظر جواب سوالها و پيامهام هستم. يه سرچ كنيد بد نيست. راستي منتظر يادداشت جديدتون هستيم و نكات آموزنده. حاج آقا شما رو به خدا يه جوري سخنرانيهاتون رو در دانشگاهها و بقيه جلسات در سايتتون براي دانلود بذاريد ما كه نميتونيم در جلسات شركت كنيم خيلي دوست داريم حرفهاي شما رو بشنويم بازم ممنون خدانگهدار
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3345  |  2 امتياز

پروين
از اصفهان
امضا شده : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۱۷
مرجع من آقاي مرعشي نجفي بودن وحالا متوجه شدم بايد مرجع زنده هم داشته باشم واز قم سؤال كردم گفتن هر مرجعي يك بخش از احكامش اسانتر است ميخواستم بدونم احكام بانوان كدام مرجع اسانتر است؟
شهاب مرادی :سلام/ نمی دانم ولی این ملاک درستی برای انتخاب مرجع نیست.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3260  |  0 امتياز

maryam ye dokhtar naomid
از shahrekord
امضا شده : ۱۹ فروردين ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۴۱
paegieri
شهاب مرادی :سلام/ لطفا اسم خوب برای خودتان انتخاب کنید ناامیدی که هنر نیست. قبلا هم متذکر شده ام.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6872  |  26 امتياز

شهرام
از آبادان
امضا شده : ۱۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۴۱
سلام استاد 
اميدوارم احوالتون خوب باشد 
آقا، يه سري به دانشگاه آبادان هم بزنيد. 
اوضاعش بد شده، شايد بتونيد کمکي بکنيد
شهاب مرادی :سلام/ دیروز خوزستان بودم . ان شاءالله برنامه ریزی کنید برای بعد از ماه صفر در این ترم یا ترم آینده ان شاءالله می آیم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:10020  |  7 امتياز

روستاي فردا
از مشهد
امضا شده : ۲۹ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۰۷:۳۵
سلام 
ميخوام از شما به خاطر سه چيز تشکر کنم.1-بعد از صحبت دو بزرگوار(فياض و گیل آبادی)در دفتر تبليغات مشهد، روحيه ناميدي در بچه ها شکل گرفته بود که شما با درايت نشاط خاصي به جلسه تزريق کردييد 
2- احترام شما به دو سخنران ديگر قابل تامل بود و چند مورد رفرنس زنده داديد3- خيلي مودبانه جواب آقاي مجري را داديد و کم نياورديد.
شهاب مرادی :سلام/ با دیده لطف دیدید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6679  |  13 امتياز

سرود زندگی
از خراسان
امضا شده : ۲۸ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۰۵
سلام خسته نباشید جناب اقای مرادی من در آستانه خواستگاری فردی هستم یعنی قراره همین روزا بیان منزل ازتون خواهش می کنم برام دعا کنین آخه من 26 ساله ام ولی خواهری دارم که 32 سال دارد ولی هنوز ازدواج نکرده نمی دونم تو این شرایط باید چیکار کنم تا حالا خواستگارای قبلیمو بخاطر این رد کردم ولی به اصرار خود خواهرم می خوام به این یکی فکر کنم ولی قلبا راضی نیستم دوست داشتم اول اون میرفت سر خونه و زندگیش حالا هم ازشما میخوام که برای هر 2 تامون دعا کنین ممنونم
شهاب مرادی :سلام/چشم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3339  |  0 امتياز

خانم ف.مامضا شده : ۲۹ دی ۱۳۸۵ ساعت ۲۰:۰۲
به نام خدا با عرض سلام خدمت شما . مشكلي دارم كه در عين خنده دار بودن مدتهاست با عث عذاب وجدان من شده .من در سن بيست سالگي در 
سال هفتادوسه در دانشگاهي در حال تحصيل بودم. در اين دانشگاه ما يك يخچال عمومي داشتيم كه بيشتر براي شيطنت و خنده مدتي كوتاه به سراغ ان رفته و از خوراكيهاي ديگران استفاده مي كرديم .هم اكنون كه سالهااز ان زمان ميگذرد از كارهايم بسيار پشيمانم . صاحب اين اموال را نمي شناسم كه به جاي انها صدقه بدهم حد مالي راكه خورده ام نمي دانم . ونميدانم قيمت اين اموال خورده شده را بايد نسبت به ان زمان بدهم يا قيمت كنوني و يا ان كه اصلا بايد به چه كسي بدهم ..لطفا مرا راهنمايي كنيد. باتشكر  

شهاب مرادی :سلام/تكليف شما برگرداندن اصل يا مبلغ مصرف شده به صاحب آن است واگر صاحب اموال را نمي شناسيد آن مقدار را به عنوان ‹‹ رد مظالم ›› به حاكم شرع (مرجع تقليد )يا يكي از وكلاي آنان پرداخت كنيد تا به فقير برسد يا از او اجازه بگيريد وخودتان به فقير بدهيد.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3458  |  3 امتياز

بالا
جوملا فارسی : jpersian.ir