عضویت در خبرنامه سایت

جهت دریافت ایمیل های گروهی






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

آمار

بازدیدکنندگان: 21908701
حاضرین در سایت : 79 نفر و 18 نفر عضو
۲۲بهمن؛ سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی مبارک باد.

نوع نمايش :  بيشترين بازديد  |  بالاترين امتياز  |  جديدترين  |  اتفاقي

جمعا 9979 ورودي در دفتر وجود دارد.

نامورودی
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>
محدثه م
از تهران/خانواده نوپا
امضا شده : ۳۱ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۰۱:۲۳
سلام 
1- ديروز يه بحث مهمي بينمون رخ داد 
2-توي بحث ياد حرف شما افتادم،رعايت پروتکلها 
3-و اينکه سعي نکن طرف مقابلت رو عوض کني 
4- درست يا نادرست با يه کم گذشت من،بحث تموم شد! 
5-منتظرم جلسه آينده بيشتر به مبحث احترام و گذشت و پروتکلهاي زندگي پرداخته بشه 
6- و يه موضوع مهم،لزوماً طرف مقابلت هموني رو از رفتارت برداشت نميکنه که تو دلت ميخواد!!!! 
يا حي
شهاب مرادی :سلام/ بحث جلسات روند از پیش تعیین شده دارد. عجله نکنید عروس خانم محترم. مبحث بعدی اساسی است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7853  |  21 امتياز

پيمان
از اهواز
امضا شده : ۰۷ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۲۸
سلام جانم ميخوام اگه بشه با من تماس بگيريد پنج دقيقه کارتون دارم يا شما شمارتونو sms کنيد من تماس ميگيرم.اگه هم نميشه يه پيام کوچولو بدين که نميتونيد ممنون 
.... 0916305
شهاب مرادی :سلام/ لطفا به ضوابط ارسال(شماره 7) توجه کنید.
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین علی بن ابی طالب
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3493  |  0 امتياز

تارا
از يه گوشه دنيا
امضا شده : ۰۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۱۲
با عرض سلامو خسته نباشيد 
(خصوصي) 
م ن يه دختر 21 ساله ام درست هفت سال پيش با يه پسر دوست شدم زماني که خيلي بچه بودم هميشه از اين رابطه ناراحت بودم و اوني نبود که من ميخواستم هميشه دنبال بهونه ميگشتم تا ازم دور بشه اما از اونجايي که يه دختر خيلي احساسي ام هيچ وقت دلم راضي به اين کار نشد حتي اينقدر از مامانم دور بودم که نتونستم باهاش حرف بزنم تا اينکه پنج سال گذشت آره خيليه اما مثل يه چشم بهم زدن بود بابا و مامانم از رابطه ما با خبر شدن بابام يه آدم تعصبيه بايد بگم که زندگيم مثل جهنم شدسختي هاي زيادي کشيدم اما بهترين موقعيت بود که براي هميشه از زندگيم بره و من کم کم فراموشش کردم البته الان که دارم براي شما مينويسم دانشگاه رفتم ودو سال گذشته و من ديگه توي اين مدت باهاش حرف نزدم و زندگيم هم خيلي بهتر شده دوباره تونستم اعتماد خانوادم رو جلب کنم اما بعد از اين مدت از طريق يک دوست ازم خواسته که يه بار ديگه باهاش حرف بزنم ميخواد علت جداييمون رو بدونه ميترسم که باحرف زدن من همه چيز دوباره خراب بشه و لزومي نميبينم . اما الان از اون روز تا حالا که حدود شش ماه ميگذره اکثر شبا مياد در خونمن و رد ميشه.احساس خوبي ندارم گناهي کردم که تابانش[تاوانش] به قيمت گزافيه .در حالي که خواستگارهاي زيادي دارم شايد امروز شايد فردا شايد هم يک ماه ديگه کسي رو براي زندگي انتخاب کنم اما همه هراسم از اينه که اون هيچ وقت از زندگي من نره البته بايد بگم که اون هيچ وقت ازم خواستگاري رسمي نکرده . 
نميدونم چرا دختري مثل من که توي دانشگاه زبان زد و اونهمه اعتبار داره بايد به خاطر يه اشتاه بچه گونه ندونه که چکار کنه هنوز هم نميتونم با مامانم درباره اون حرف بزنم. از اينکه ميخواد دوباره باهام حرف بزنه. ميدونم ببخشيد خيلي طولاني شد اين حرفا خيلي وقته توي دلمه و نميتونستم به کسي بگم حالا از شما ميخوام که بهم کمک کنيد.متشکرم از لطف شما
شهاب مرادی :سلام/  تلاش او را برای تماس  یک "مزاحمت " بدانید نه گفتگو! و نه خواستگاری!!!
به وسیله ی همان واسطه با بیانی محکم  او را تهدید کنید . (قانونی ؛ مثل اطلاع دادن به خانواده یا 110)
 
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3431  |  3 امتياز

نويد
از کرج
امضا شده : ۰۵ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۱۲
پدر بزرگ من در 28 مرداد در مشهد مقدس به رحمت خدا رفته است. طي نه مجلسي که برگزار شده بود, با اينکه هر دو شمع با هم روشن شده بودند,شمع سمت شانه چپ عکس پدر بزرگم زود تر مي سوخت . مي خواستم دليل آن را بدانم؟
شهاب مرادی :سلام/ باد کولر.
پسرم خدا او را رحمت کند مراقب باشید به خرافه مبتلا نشوید!
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:11444  |  68 امتياز

زکيه
از تهران
امضا شده : ۱۷ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۰
سلام.خوشحال شدم.که جوابمو داديد.من دختر يه روحاني هستم که خدا پدرم رو تو 3سالگي ازم گرفت و چقدر حيف ...با حضور در مسجد ارک در شب اتش سوزي دچار افسردگي شدم و همش فکر ميکردم دارم ميمرم خلاصه وسواس فکري گرفتم و حتيئ نماز هم ديگه نميخوندم و الان هم نماز را سبک ميشمارم و همش احساس گناه ميکنمويکسري مسائل ديگه ...
شهاب مرادی :سلام/ زندگی بهتر
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3562  |  0 امتياز

کلاه قرمزي
از ir
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۹۰ ساعت ۰۱:۳۳
سلام اقاي شهاب مرادي عيدتون مبارک.بازتاب "صندلي داغ"تو 
سايتتون واقعا برام جالبه!!!!!!!!!!راستي صندليش راحت بود؟؟ 
اميدوارم هميشه سرحال و موفق باشيد.
شهاب مرادی :سلام/ چرا جالبه؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:8015  |  22 امتياز

دکترخراساني
از tehran
امضا شده : ۲۰ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۰۹
سلام.پنجمين سالگرد سفر الهي برادر عزيزتان را به شما و خانواده محترم تسليت عرض مي‌کنم. 
بي‌ شک واژه تسليت براي اين غم بزرگ بسيار کوچک است . 
ما را در غم خود شريک بدانيد‌،از خداوند مهربان براي شما و مخصوصاً مادر بزرگوارتان سلامتي و تندرستي روز افزون خواهانم.
شهاب مرادی :سلام/ سلامت باشيد . متشکرم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:6816  |  42 امتياز

حسين .ز
از تهران
امضا شده : ۱۸ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۵۶
با عرض سلام خدمت حاج آقا مرادي  
حاج آقا ما امشب در خدمتتان بوديم در نمايشگاه قرآن و جزو آخرين افرادي که وقتتان را گرفته بوديم واز مشاوره ارزشمند شما بهره بسيار کافي نسيب ما گرديد که اميدواريم بتوانيد بازهم ما را از راهنمايي هاي خودتان بهره مند سازيد. ضمنا از هديه ارزشمندتان(کتاب باارزش نهج البلاغه) به سجاد هم بسيار متشکريم او خيلي خيلي خوشحال شده است. قربان شما
شهاب مرادی :سلام/ اگر به مفهوم الله اکبر توجه کنید آرام تر میشوید. یکدیگر را در اطمینان به خدا و دور کردن کینه ها کمک کنید.
یک توصیه
و ببخشید و درگذرید ...
« و لیعفوا و لیصفحوا الا تحبون ان یغفر الله و الله غفور رحیم »
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3418  |  13 امتياز

فاطمه
از تهران
امضا شده : ۰۱ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۰۷
سلام: 
در زد کسي از سمت خيابان ، تونبودي  
 
برخاستم از خواب هراسان ، تونبودي 
 
 
 
در هشتي تاريک صدايي به زمين خورد 
 
مانند ترک خوردن انسان ، تونبودي 
 
 
 
پاشويه پر از برگ شد و ماه فرو رفت 
 
در شاخه ي تاريک درختان ، تونبودي 
 
 
 
اي قصه ي شرقي! ندميدي و شبم ماند 
 
در اين شب تاريک و هراسان ، تو نبودي 
 
 
 
اي رايحه ي سوره ي يوسف ، نوزيدي 
 
اي عطر غزل هاي سليمان ، تونبودي 
 
 
 
اي عشق من اي غنچه ي نارس ، نشکفتي 
 
اي روح من اي نيمه ي پنهان ، تو نبودي
شهاب مرادی :سلام/ حکایتی است این پیام ها؛ غزل ها(و یا اس ام اس ها)ی روز جمعه، به یاد امام عصر ارواحنا فداه،

لطفا نام شاعر و توضیحی اگر لازم است را اضافه بفرمایید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3590  |  0 امتياز

زهره
از tehran
امضا شده : ۱۵ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۵۹
سلام 
وبسايت جالبي دارين 
هميشه دوست داشتم کلي از سوالامو از يه روحاني بپرسم اما کسي نبود 
يه سوال: 
اگه کسي يه کار ثواب رو با انگيزه اي که يه آدم ديگه بهش مي ده انجام بده اون عمل پيش خدا قبول مي شه ؟؟؟!!!(مثلا اينکه هر روز قرآن بخونه چون با کس ديگه اي دارن مشترک اين کار و مي کنن...البته براي نزديک شدن به خدا و گرفتن آرامش) 
ممنون خسته نباشيد
شهاب مرادی :سلام/ چنین کاری خوب است و بهتر است ترک نشود ثواب هم دارد
البته با ادامه این نوع عبادات یا خیرات، نم نم و گام به گام، اخلاص را تقویت کنید.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3531  |  4 امتياز

مهدي رفيعي
از تهران
امضا شده : ۰۹ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۴۶
جناب آقاي مرادي سلام عيد مبعث بر شما مبارک.من با توجه به مشکلي که براي پسرم و خانواده ام بصورتي حاد و غير قابل انتظار پيش آمده مي خواستم حضوري و يا تلفني عرض زحمت و کسب مشورت داشته باشم.در صورت امکان پاسخ مرا سريعتر از روال معمولتان بدهيد.چون به کمک شما نياز فوري داريم ... از الطاف شما سپاسگزارم
شهاب مرادی :سلام/ چکیده مشکل ؟
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3328  |  1 امتياز

يك ملتمس دعامضا شده : ۲۵ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۳:۵۴
خصوصي
شهاب مرادی :سلام.از خداوند متعال براي ايشان و همه بيماران شفا مسئلت دارم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3411  |  0 امتياز

soori
از tehran
امضا شده : ۲۹ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۴۶
سلام حاج آقا ... سال نو مبارک
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی. تبریک و سپاس
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4459  |  3 امتياز

فرشته.زامضا شده : ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۴۳
سلام مجدد 
من الان محل کارم و نتونستم کل مطلب را یکجا براتون ارسال کنم. شرمنده. در ادامه مطلبم باید بگم من در کل ارتباطم با امید این مراحل را پشت سر گذاشتم: هر دفعه از من خواست اگه منم دوسش دارم عنوان کنم - بعد از مدتی ازم خواست براش عکسمو بفرستم (خودش همون اوایلش برام فرستاد) تا منو ببینه- بعد عکس با لباس راحتی خواست - بعد عکس های دیگه که نمیتونم عنوان کنم. وقتی از من خواست که دیگه خیلی بهش وابسته شده بودم و نزدیک - حتی یه جورایی خودمو همسرش میدونستم. میدونست که تعصب دارم- خلاصه اینکه خیلی تو این مدت اذیت شدم - از طرفی دوسش داشتم و از طرف دیگه هم نمیتونستم اوتجوری باشم که اون میخواد. و در ضمن وقتی من با ارسال عکس مخالفت کردم گفت که فقط برای اینکه بتونه درست در مورد من تصمیم به ازدواج بگیره میخواد عکسمو واضح و ... ببینه. ) و نکته دیگه اینکه برای هر تقاضای اون تا منو راضی کنه از اون اصرار و از من انکار ولی چون میدونست که منم دوسش دارم تهدید به جدایی میکرد این اواخر ازم فیلم خواست ولی دیگه زیر بار نرفتم و این شد که رابطمون با بداخلاقی هاش و بی اعتناییهاش کمرنگ شد تا بالاخره ثانیه های آخر سال 85 با توافق همدیگر و پیشنهاد خودم تمومش کردم. روزهای خیلی سختی گذروندم و میدونم اشتباه کردم.  
ولی همه اینا که نوشتم شاید نتونه عین اون وقعیتی باشه که برام اتفاق افتاده 
... و الان نمیدونم چیکار باید کنم؟ آیا با گذشت این مسائل باید دیگه بهش فکر نکنم. چون هفته گذشته برای من اس ام اس زد که میتونه با من گفتگویی داشته باشه یا نه ولی من دانشگاه بودم و نتونستم. تکلیف من چیه؟
شهاب مرادی :سلام/ این شرح فریب کاری یک شیاد است نه یک عاشق . برای همیشه قطع ارتباط کنید.
دلیل روشن دیگری برای ضرورت توجه به جایگاه واهمیت خواستگاری رسمی با حضور و هدایت خانواده ها.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3283  |  7 امتياز

محسن
از تهران
امضا شده : ۱۳ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۱
سلام 
من چند وقتي است که دچاراستمنا شده ام هميشه از اين وضع هم ناراحت هستم.راستش را بخواهيد اين کار را دوست ندارم.چون تا به حال در طول زندگي 21 ساله ام اين کار را نکرده ام.راستش را بخواهيد دوست هم ندارم نمازم را ترک کنم چون با اين کار احساس مي کنم از خدا دور ميشم.ولي نمي دونم چرا نمي تونم؟لطفا کمکم کنيد... 
خواهش مي کنم جواب را به gmail بفرستيد.
شهاب مرادی :سلام/ پاسخي به چند سوال
از ضوابط ارسال:
8. به هیچ پیامی به وسیله ارسال ایمیل پاسخ نمی دهم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3494  |  5 امتياز

هادي هادي پور
از مشهد
امضا شده : ۰۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۴۰
سلام استاد 
خسته نباشين 
به شما تبريک ميگم 
آمار بازديد فوق العاده اي دارين 
در مورد راههاي بر طرف کردن کينه کتابي، جزوه اي معرفي کنين 
ممنون ميشم 
اين کينه زندگيم رو مختل کرده. 
موفق باشين
شهاب مرادی :سلام/ با بررسی فواید و مضرات کینه باید از کینه توزی ناامید شوی
کینه حاصلی جز سیاهی و تباهی ندارد
و کارکردی جز فرسایش تو ندارد
رها کن تا رها شوی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:7979  |  17 امتياز

عليامضا شده : ۲۲ بهمن ۱۳۸۵ ساعت ۱۳:۰۵
به نام خدا 
سلام اقاي مرادي من خيلي از صحبتهاي شما لذت مي برم لطفا در مورد مسائل و مشكلات زوجهاي جوان راهنمايهاي ممكن را ارائه دهيد. 
متشكرم
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3695  |  -1 امتياز

ناشناس
از ---
امضا شده : ۱۷ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۳۴
سلام  
خيلي به اين جواب نيازمندم:در باره زنك در معيشت توضيح ميدهيد؟
شهاب مرادی :سلام/ شاید منظورتان "ضنک" است که به معنی سختی و مشکل است راغب در مفردات الفظ قرآن : ضَـنُـکَ عَـیشُـهُ = زندگیش سخت شد
 
و این واژه در سوره طه آمده و آیه ای تکان دهنده در باب عقوبت گناه در دنیا و آخرت است:
 
وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4006  |  96 امتياز

منوچهر
از تهران
امضا شده : ۰۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۴۲
سلام يادداشتتون رو خوندم  
بنظر من اين موردي که شما در يادداشتتان بهش اشاره کرديد تبديل به عادت براي جماعت متدين شده(البته درصدي) 
بنظرم سخت بشه اين روش و مسلک را تغيير داد
شهاب مرادی :سلام/ (البته نه برای همه!)
اما اگر من از خودم، شما از خودت و هر کسی از خودش شروع کند آسان می شود.
باورهای نادرست - 1
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3296  |  1 امتياز

مرتضي
از قزوين
امضا شده : ۲۸ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۴۷
سلام حاجي 
از بچههاي قزوينم و خيلي دوستوم دارم... 
 
همه رو دعا کنيد
شهاب مرادی :سلام/ یاعلی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3641  |  0 امتياز

همسا
از شميران
امضا شده : ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۱۵
سلام 
خيلي دلم گرفته بودوحال خوبي نداشتم.امروز براي چندمين بار طي اين مدت سايت (ادم خوب )راديدم ومثل هميشه باخواندن نوشته هاي ان اشک ريختم خوش به حال کسيکه حتي بعدازمرگش ميتواندحال کسي راخوب کند.کاش منهم صبورميشدم 
دعا ميکنم جايگاهش دربهشت برين 
باشدوحتماه ست.کاش اوهم مرادعا 
کند.روحش شاد
شهاب مرادی :سلام/ ...آه
 آدم خوب
تموم خوب رویان جمع گردند                      
      کسی که یادت از یادم بره نی
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5167  |  42 امتياز

مليکا حسيني
از مشهد
امضا شده : ۳۰ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۰۰
پيگيري وصيت‏خديجه  
حضرت خديجه (س) سه سال قبل از هجرت بيمار شد . پيغمبر (ص)به او فرمود : اى خديجه ، «اما علمت ان الله‏ قد زوجنى معك فى الجنه‏» ; آيا مى‏دانى كه خداوند تو را دربهشت نيز همسرم ساخته است ؟ !  
 
آنگاه از خديجه دل جويى و تفقد كرد ; او را وعده بهشت داد ودرجات عالى بهشت را به شكرانه خدمات او توصيف فرمود .  
 
چون بيمارى خديجه شدت يافت ، عرض كرد : يا رسول الله ! چندوصيت دارم : من در حق تو كوتاهى كردم ، مرا عفو كن .  
 
پيامبر (ص) فرمود : هرگز از تو تقصيرى نديدم و نهايت تلاش‏خود را به كار بردى . در خانه‏ام بسيار خسته شدى و اموالت را درراه خدا مصرف كردى .  
 
عرض كرد : يا رسول الله ! وصيت دوم من اين است كه مواظب اين‏دختر باشيد . و به فاطمه زهرا (س) اشاره كرد . چون او بعد ازمن يتيم و غريب خواهد شد . پس مبادا كسى از زنان قريش به اوآزار برساند . مبادا كسى به صورتش سيلى بزند . مبادا كسى بر اوفرياد بكشد . مبادا كسى با او برخورد غير ملايم و زننده‏اى داشته‏باشد .  
 
اما وصيت‏سوم را شرم مى‏كنم برايت‏بگويم . آن را به‏فاطمه عرض مى‏كنم تا او برايت‏بازگو كند . سپس فاطمه را فراخواند و به وى فرمود : «نور چشمم ! به پدرت رسول الله بگو :مادرم مى‏گويد : من از قبر در هراسم ; از تو مى‏خواهم مرا درلباسى كه هنگام نزول وحى به تن داشتى ، كفن كنى .»  
 
پس فاطمه زهرا (س) از اتاق بيرون آمد و مطلب را به پيامبر(ص) عرض كرد . پيامبر اكرم (ص) آن پيراهن را به خديجه‏ تقدیم کرد و او بسيار خوشحال شد . هنگام وفات حضرت خديجه ، پيامبراكرم (ص) غسل و كفن وى را به عهده گرفت . ناگهان جبرئيل درحالى كه چند كفن از بهشت همراه داشت ، نازل شد و عرض كرد : يا رسول‏الله ، خداوند به تو سلام مى‏رساند و مى‏فرمايد : «ايشان اموالش‏را در راه ما صرف كرد و ما سزاوارتريم كه كفنش را به عهده‏بگيريم...  
کرد در ماه خدا روح تو پرواز از بدن 
گشت مهمان در جوار قرب حي ذوالمنن 
بود سال رحلتت سال غم و رنج و محن 
جامۀ ختم رسالت شد بر اندامت کفن
شهاب مرادی :سلام/ سلام خدا بر این خانواده و سلام خدا بر ام المومنین خدیجه کبری.خدا ما را قدردان این خانواده و اهل گرامی اش قرار دهد. اللهم صل علی محمد و آل محمد
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:11769  |  93 امتياز

مريم اکبري
از تهران
امضا شده : ۲۷ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۴۰
سلام آقاي مرادي، حضورشما دربرنامه "تانيايش" خوب ومفيد بود.استفاده کردم.ولي ميخواستم بگم که 1- مثلا روزسه شنبه که مجري سوالي را(بالحني ويژه) پرسيد،شما هم باهمان لحن جوابش راداده ايد.2- ويا دربرنامه روزپنج شنبه که مجري خطاب به بيندگان گفت: "ببخشيد که جواب "سلام" پيامک هاي شما رانميدهم،چونکه ميخوام ازوقت استفاده بيشتري بشود. "  
شما گفتيد که جواب سلام رابدهيد کمتروقت ميگيرد تااينکه بگوييد جواب نميدم تا کمتروقت ببره (نقل به مضمون) 
3- داشتم باخودم فکرميکردم اگه جاي مجري مي بودم ،يه ذره ازاين بازخورد جلوي دوربين زنده سيما ناراحت ميشدم.من راببخشيد.
شهاب مرادی :سلام/ دوست خوبم آقای یراقبافان هم رسانه را خوب می شناسد و هم مرا.
 
و اگر شما مجری بودید این شوخی پیش نمی آمد چون من در برنامه شرکت نمی کردم. تا امروز حتی در یک گفتگوی تلویزیونی که مجری خانم باشد شرکت نکردم. آقای مجتهدی نمی پسندید و راضی نبود. خودم هم راحت ترم.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:4409  |  32 امتياز

علي67
از يزد
امضا شده : ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۲۱
سلام 
چه عجب جواب داديد! 
اين كه ازدواج زود است مي دانم! 
من اصلا نگفتم كه الان مي خواهم ازدواج كنم! 
فقط مي خواهم تا براي من صبر كنند! همين! ولي متاسفانه مثل اين كه سر شما شلوغ است! و نمي توانيد جواب منو بدهيد!
شهاب مرادی :سلام/ و !!! لطفا یک بار یا دو بار دیگر تمامِ پاسخ من را بخوانید:  این را کلیک کن
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:5135  |  2 امتياز

تنها343
از ايران
امضا شده : ۱۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۰۳
سلام حاج آقا لطفا راهنماييم كنيد. 
 
فوري فوري فوري فوري فوري  
 
لطفا در مورد سوالات دختر و پسر توي جلسه خواستگاري فهرست وار توضيح بديد. براي پنجشنه اين هفته شديدا احتياج دارم.خيلي خيلي ممنون ميشم.
شهاب مرادی :سلام/ کتاب 1001 پرسش قبل از ازدواج(نوشته خانم مونیکا لیهی) را بخوانید مفید است.
 | لينك | ارسال به دوست | تعداد بازديد:3749  |  6 امتياز

بالا
جوملا فارسی : jpersian.ir