امضا شده : ۲۷ اسفند ۱۳۸۵ ساعت ۲۳:۴۷بسم الله .سلام حاج آقا نگین پیغامم نرسیده !!! از روزی که سوال ازتون پرسیدم تا حالا هر روز گاهی وقتا روزی دوبار سر زدم ببینم جواب دادین یا نه . حالا هم میبینم جوابمو ندادین . یعنی دوباره باید بفرستم؟؟!! یاعلی
امضا شده : ۱۱ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۹سلام. جناب آقاي مرادي شرايط من به اين صورت است: خانواده يي چند ماه پيش به خواستگاري من آمدند و هم اکنون خانواده هاي طرفين و من و طرف مقابلم به توافقات لازم رسيده ايم و قرار است که ازدواج کنيم...اما در طول روز به هم از طريق موبايل پيام مي فرستيم و گاهي به کنايه اظهار محبت مي کنيم. ... آيا بايد تازمان عقد اين نوع ارتباط را هم قطع کنم؟شهاب مرادی :سلام/ بله فعلا
روابط را
محترمانه و رسمی
نگهدارید تا عقد
و از آن موقع تا
ابد محترمانه و
صمیمی و عاشقانه
امضا شده : ۰۷ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۳۸سلام آقا اين چند مسجد الهادي خيلي حال کرديم.فقط حيف که بحث نا تمام ماند يا عليشهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله
که برای گوینده و
شنونده موثر
باشد.
امضا شده : ۲۳ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۰۱:۲۷سلام آقای مرادی در ابتدا می خواستم از حضورتون در برنامه مردم ایران سلام تشکر کنم و بعد دوست داشتم هر بار که در این برنامه حاضر می شوید یک کتاب درباره زند گی پیامبرمعرفی کنید
امضا شده : ۰۸ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۹با عرض سلام و خسته نباشید خدمت معلم عزیزمان. اگه ادم فکرش به چیزای بیخود مشغول باشه چی کار کنه که به اونا فکر نکنه؟ تشکر شهاب مرادی :سلام/ پر کردن
اوقات تنهایی و
فراغت از طریق
مطالعه کتابهای
سودمند تماشای
فیلمهای آموزنده
ورزش گفتگوی مفید
با دوستان خوب و
انجام عبادات و
برخی از مستحبات
میتواند در کنترل
افکار موثر باشد.
امضا شده : ۲۱ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۵:۲۱با سلام وخسته نباشید .از طرف مادرم که یکی از طرفداران پروپا قرص شماهستند ماءموریت دارم ابتدا راه اندازی سایت را تبریک عرض کنم و سپس خواهش کنم در برنامه مردم ایران سلام به مساجدی که رعایت حق همسایگی را بجا نمی آورند و مدام در اوقات استراحت با ایجاد سرو صدای بی مورد مزاحم همسایگان دوروبر میشوندتذکر بدهید ،روز عید غدیر و ساعت شش صبح صدای نوحه و عزاداری از بلندگوی مسجدی که در کنار منزل مادر بیمارم واقع است،باعث تعجب ودلزدگی از متولیان اینگونه مساجد میشود .محلی که باید تبلیغ دین ومحبت به اهل بیت (ع) باشد مردم را از دین بری میکند.بازهم متشکرم .اجرکم الی اللهشهاب مرادی :سلام تذكر
ميدهم. خداي مهربان به
مادر شماوتمام
بيماران شفا
مرحمت
فرمايد.
امضا شده : ۱۰ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۵۴سلام.نزديك 30 سالم است.درامدم هم خوب است.مادرم با ازدواج با هر كسي مخالف است. ميگه تا فلاني تو خانه است و ازدواج نكرده حق اردواج نداري بعد هم هركي ما گفتيم؟!هر چه گفتيم و ديگران گفتند افاقه نكرد. ايا من اجازه دارم از طريق اينترنت با خانمي ازدواج موقت كنم و تنها از طريق تلفن و ايميل با هم ارتباط داشته باشيم تا زماني كه پدر و مادرم از خر شيطان بيايند پايين و من هم بتوانم با جستجو فرد مناسب ديكري را بيابم و با او ازدواج كنم. من مي خواهم ارتباتم با زن مطلقه يا بيوه اي كه بااو ازدواج موقت مي كنم فقط در حد ايميل و تلفن باشد تا از اين را شهوتم در راه درستي باشد.هر وقت هر كدام از دو طرف خواستند ازدواج دائم كنند ارتباط را پايان مي دهيم.ببخشيد من سئوالم صريح بود و قدمي هم تا حالا بر نداشتم.شهاب مرادی :سلام/ ازدواج پسر
نیاز به اذن ولی
ندارد . چقدر
نیازهای خودت را
می شناسی؟ علت
مخالفت های
خانواده را
ننوشتید. از
نوشتن اسم (حتی
مستعار که لااقل
نشان دهد شما پسر
هستید) و مشخصاتی
مثل شغل و تحصیل و
شرایط سلامت
امتناع کردید. به هر حال خوب
است قبل از هر
اقدامی حضوری با
یک مشاور گفتگو
کنید.
امضا شده : ۱۸ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۵۰سلام پيامهاي دوستان رو خوندم ولي چنين سوالي نديدم.من با بيشتر نظرات شما موافقم. دختري 28ساله ام.مورد مناسبي رابراي ازدواج مي شناسم.بنظر شما اشکالي دارد اگه از طرف من يا خانواده ام از اين آقا خواستگاري بشه؟اگر دارد به من بگوييد چه کنم. تشکرشهاب مرادی :سلام/ اگر از طرف
یک واسطه به او
گفته شود
بهتراست. معمولا پسرها
عکس العمل خوبی
به خواستگاری
دختر از خود نشان
نمی دهند.
امضا شده : ۰۷ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۰۴سلام حاج آقا٬ وقتتان به خیر اولا ازصحبت های بسیار بسیار خوب وتاثیرگذار شما دربرنامه مردم ایران سلام کمال تشکررا دارم. من دختری ۲۷ ساله هستم اهل یک شهر کوچک ٬ کاملا پایبند به آداب وسنن وبا اعتقادات مذهبی. مشکلی داشتم: من علاقه مند به پسری هستم ازاقوام دورمان وبه خاطر آشنایی که با خانواده ایشان وخودشان دارم می دانم ما از همه نظر با هم سنخیت داریم ٬ اما به خاطر حجب و حیایی که دارم و به خاطر اینکه کاملا مخالف روابط آزاد دختر و پسر و مسائلی مثل طرح کردن پیشنهاد ازدواج ازطرف دختر هستم نمی دانم باید چه کنم؟ خیلی دعا می کنم و ازخدا می خواهم صلاح مرا درازدواج با او قرار دهد اما نمی دانم چه حکمتی درکار است و یا شاید مرتکب گناهی شده ام که مانع استجابت دعایم می شود. می دانم که نه خود این آقا و نه خانواده اش با من خیلی مخالف نیستند و خانواده من هم با او مخالف نیستند اما این آقا به خاطر شکستی که درجریان یک نامزدی اجباری داشت الان معتقد است ازخانواده هایی که خیلی سطح بالاتر هستند باید همسر انتخاب کند. حال از شما سوالی دارم مگر همه نمی گویند عشق هدیه ایی است از طرف خداوند به انسان٬ پس در این میان تکلیف دخترانی مثل من وامثال من که به خاطر حجب و حیا نمی توانند عشق پاکشان که از جنس هوس نیست را ابراز کنند٬ چیست؟؟؟ لطفا راهنمایی ام کنید. با تشکر. شهاب مرادی :سلام/ این مطلب
را خوانده
اید؟ شما
علاقه سازی وعشق
پردازی می کنید. ولی بد نیست کسی
شما را برای
ازدواج به او
پیشنهاد دهد.
(توسط یکی از
بزرگترهای فامیل
مثل ترجیحا
بزرگتر ها مثل
خاله و عمه و...)
امضا شده : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۳سلام من 1کي از دانش آموزان اول مدرسه ي آيين روشن هستم از حرف هايي که زديد از شما ممنون هستم چون خيلي تاثير پذير بود.شهاب مرادی :سلام/ من هم از
توجه و همراهی تو
و همه دوستانت
متشکرم.
امضا شده : ۱۹ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۳:۳۳عيد غدير را به شما تبريك مي گويم قبل از اين فكر مي كرم روحاني خوش اخلاق مال فيلمهاست اما حالا فكر ميكنم اينطور نيست اميدوارم هميشه همينطور باشيد
امضا شده : ۲۸ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۵۵بنام خالق هستی سلام عرض میکنم خدمتتون خسته نباشید.ببخشید حاج آقا من در مورد کتاب (( سیاحت غرب.آقا نجفی قوچانی ))سئوالاتی داشتم . من این کتاب و کامل مطالعه کردم چیزهای زیادی شنیدم راجبش در مورد اینکه این کتاب واقعا" درسته و واقعا" چنین اتفاقی افتاده ؟؟ دراینکه خداوند چنین چیزی رو قادر انجام بده شکی ندارم اما میخواستم راجب مطالب این کتاب شما لطف کنید و توضیح بدید.تشکر بسیار بسیار فراوان.التماس دعاشهاب مرادی :سلام/ شاید بخشی
از سیاحت غرب
"مکاشفه"آن
مرحوم باشد ولی
مسلما بخش قابل
توجه آن "به
تصویر کشیدن برزخ
و عالم پس از مرگ
انسان است بر
مبنای آیات قرآن
کریم و روایات"
که مولف محترم به
منظور موعظه در
قالب کتاب
"سیاحت غرب"
آورده است. به
مقدمه کتاب هم
مجدد توجه
فرمایید.
امضا شده : ۰۷ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۱۱به نام خدا سلام حاج آقا! پيشاپيش عيد ميلاد پيامبر و امام صادق مباركتان باشد انشاءالله! ح ج آقا! بنده يك دو سه ماهي است كه اگر خدا قبول كند تا آنجا كه در توان دارم نافلهها و نماز شب را خوانده و سعي در گفتن ذكر دارم! بي خير و بركت هم مسلما نبوده حداقل اينكه توانستهام به كمك خدا آن هم پس از حدود 10 سال عادت زشت(...)را ترك كنم! ولي يك مشكل اساسي دارم! و آن اينكه هرگز نميتوانم محض رضاي خدا يك نماز با تمركز خوانده و يا نيتي خالص براي خدا داشته باشم! حواسم همه جا ميرود الا آنجا كه بايد! احساس ميكنم مصداق همانهايي هستم كه امام علي تاجرشان ناميده! هنوز هم گاهي كنترلم را ازدست داده و زود عصباني ميشوم! هنوز هم در خواندن قرآن كم حوصله بوده و هي امروز و فردا ميكنم! از طرفي ديگر حاجتي بسيار مهم از خدا دارم! چند سالي ميشود ولي اكنون دايما به شك ميافتم كه آيا اصلا اين خواستهي من در چارچوب حكمت خدا هست يا نه! بارها نماز استخاره خوانده و حتي در اولين سفرم به مسجد جمكران از امام زمان كمك گرفتم كه دل مرا به هر سويي كه صلاح هست هدايت كند! الحق بر حاجتم مصرتر شدم ولي باز هم شك به سراغم آمده است! شما براي رهايي از اين مسايل چه پيشنهادي داريد! چگونه بايد خالص شد و چگونه بايد در نماز تمركز يافت! و... با تشكر يا علي!شهاب مرادی :سلام/ اسعدالله
ایامکم مشکل
را در دو موضوع
تمرکز و
نیت
بیان
کردید: 1.
تمرکز: در این
خصوص و در مورد
نیت، زمینه ای
برای وسوسه
شیطانی وجود
دارد. به خدا پناه
ببر؛ فاستعذ
بالله بدان و خدا
را شکر کن که این
نمازی که موفق می
شوی، می خوانی ؛
خوب است و باعث
بالا رفتن تو می
شود و زمینه
خیرهای فراوانی
برای تو و
خانواده و
دوستانت میشود.
بله حتی اهل شهر و
دیارت مغرور
نشو و نذار
ناامیدی و یأس و
یا فرح و عُجب به
سراغت بیاید و
راه کار همه ی این
مراقبت ها و
ایجاد اعتدال
شُکر است. شکر کن
و بدان همه ی این
کشش ها و توفیق ها
از سوی خدای
مهربان است و
بس! و در مورد
تمرکز و حضور قلب
در جستجوی سایت
جستجو کن و
پیامهایی را که
پیدا می شود همه
را به دقت
بخوان: کلیک کن
»»» shahab-moradi.ir/...search...newest بعد خودتان
واژه های مرتبط
را سرچ کنید. و
پیام های به دست
آمده را
بخوانید مثلا
: پیام سید حسین
مسعود نیا .
2. نیت : همین نیتی که
دارید که با نماز
به خدا نزدیک تر
شوید و با قدرت
معنوی بر گناه
غلبه کنید نیت
بسیار مقدس و
محترمی است و
معلوم است که
شیطان ناراحت می
شود و ناله سر می
دهد که وای این
جوان از دستم
دارد میرود... و
وسوسه می کند
هوشیار باش و به
خدا پناهنده
باش. و نکته
دیگر اینکه عبادت
تجار، عبادت بدی
نیست. اشتباه
نکنید!
یکی از
روزهای سال گذشته
مقام معظم رهبری
قبل از درس خارج
فقه طبق روال
همیشگی حدیثی را
از کتاب شریف تحف
العقول خواندند
آن حدیث از
امیرالمومنین
علیه السلام
بود:إنّ قوما
عبدوالله رغبة
فتلک عبادة
التجار وإنّ قوما
عبدوالله رهبة
فتلک عبادة
العبید و إنّ
قوما عبدوالله
شکرا فتلک عبادة
الاحرار و
تاکید فرمودند که
عبادت تجار و
بردگان در این
روایت تقبیح نشده
و این دو عبادت و
این دو حال رغبت و
رهبت خوب و
پسندیده است ... و
در تشهد نماز
مقام عبد بودن
پیامبر اعظم ،
مقدم است بر مقام
رسالت آن بزرگوار
؛ و اشهد انّ
محمدا عبده و
رسوله
پس عبادت
تجار خوب است و
عبادت از سر ترس و
شوق و شکر و معرفت
و شناخت و عشق
همگی پله های
نردبان بندگی است
و نردبان پله به
پله و سعی کنید از
هر حال و مقامی که
دارید -من که دست
خالی هستم و فقیر-
چون پنجره ای به
سوی خداست لذت
ببرید و شکر کنید
تا نعمت افزون
شود و زباده
خواهی جاهلانه
آدمی را دور می
کند.
امضا شده : ۲۷ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۳۴سلام و خسته نباشيد من مدتهاست که با شما آشنا هستم و به سايت شما سر ميزنم و از نکات و راهنماييهاي که ميفرماييد استفاده مي کنم...خداقوت. اگر علمايي مثل شما بيشتر در جامعه حضور داشتند تا در مجالس بحث و درس خودشان وضعيت ما جوانان خيلي بهتر بود.
امضا شده : ۰۱ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۱۱با سلام خدمت شما من علاقه زيادي به مادرم دارم.و بدون او قادر به زندگي نيستم.به همين خاطرمن هميشه از خدا ميخواهم كه طول عمر مرا كمتر كند تا خداي نكرده مرگ مادرم را نبينم.از آنجايي كه من 27 و مادرم 57 سالش است و اختلاف سني ما زياد است من بسيار نگرانم. و اگر دعايم مستجاب نشود من حتما مجبور به خودكشي مي شوم. از آنجايي كه در زندگي مشكلات بسياري داشته ام و همه آنها را تحمل كرده ام مشكلاتي كه تحملشان صبر ايوب ميخواهد آيا خدا از اين گناه من ميگذرد؟ اگر نه دعا و يا ذكري براي بر آورده شدن حاجتم به من ياد بدهيد.
با تشكر از شما ضمنا در اثبات عدالت خداوند نيز مرجعي به من معرفي كنيد. شهاب مرادی :سلام/ بله پدر ،
مادر ، بستگان و
دوستان و همچنين
مال و زيبايي و
جوانی و سلامتي و
... خلاصه همه ی
چيزهايي که امروز
متعلق به ما
هستند
ناپايدارند و
فانی. کُلّ
مَن علیها فان
اين واقعيت
زندگي است. هيچ
انساني هميشه
زنده و سالم و
زيبا نميماند.
زندگي روال عادي
خود را طي
ميکند.واقع بين
باشيد ولی خود را
براي اتفاقاتي که
هنوز روي نداده
نگران و آشفته
نکنيد. به خدا
توکل و به لطف او
اميد داشته
باشيد. انشاءالله
خداوند به
مادرتان عمر
طولاني بدهد. به افکار منفي
اجازه بروز ندهيد
و از بودن کنار
مادرتان لذت
ببريد.
امضا شده : ۱۹ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۶:۳۷سلام خدمت استاد عزيز آقا شهاب مرادي يه سوالي دارم رابطه خدا با بنده از چه نوعيه ؟ کارفرما و کارگره ؟ عابد و معبود ؟ دو تا رفيق ؟ عاشق و معشوق ؟ شايد فرا تر از همه اينها که گفتم .... در هر صورت خيلي مي خوامتون، برا ما که پا ثابتاي سايتتون هستيم دعا کنيد يا عليشهاب مرادی :سلام/ همه این
موارد مثل مالک
ومملوک، غنی و
فقیر و ... به
مناجات حضرت امیر
در مسجد کوفه
مراجعه کن. مهم
اینه که تو
مناسباتت را با
خدا چطوری تنظیم
کردی؟
امضا شده : ۲۳ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۳۸سلام شما سه شنبه به شهركرد آمديد و من تازه امروز از سايت شما اين را فهميدم. چقدر غم انگيزه. نه؟ اي كاش زودتر به سايتتون سر زده بودم.
امضا شده : ۲۸ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۲۳سلام به نظر شما از 100درصد مساجد تهران چند درصدشان نماز صبح برگزار مي کنند؟ آيا با اين وضعيت آيا بايد ((اميدوار))به ظهور آقامون باشيم؟شهاب مرادی :سلام/ آمار ندارم
ولی می دانم که 100
درصد نیست. اما
آن روی سکه این
سوال: آقا
یاسر خودت برای
نماز صبح می روی
مسجد؟
امضا شده : ۲۱ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۱۲پیام خصوصی ...لطفا راهنماییم کنید / ببخشید که وقتتان را گرفتم. شهاب مرادی :سلام/ یکی از نکات
مهم در توبه
عدم تکرار
خاطرات گناه و
عدم سرزنش خویش
است .(التائب من
الذنب کمن لا ذنب
له)
امضا شده : ۱۸ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۳۹حاجي سلام.خيلي خلاصه بگم:من دانشجوي دانشکده فني دانشگاه تهران هستم.الحمدلله خيلي به مسائل اخلاقي هم پايبند هستم.ولي حاجي من از 8 سالگي کلاس اخلاق مي رم و پايه اخلاقيم خوب پي ريزي شده.الان که 19 سال دارم در دانشگاه فقط براي در امان موندن از گزند گناه به اتاق دفتر بسيج پناه آوردم.من خيلي از خدا مي خوام که به گناه شهواني نيفتم ولي الان وضعيتم جوري شده که اون قدر شهوت به من فشار مياره که درس نميتونم بخونم که هيچ انگار روح از سينم مبخواد جدا بشه.حاجي امکان ازدواج هم برام فراهم نيست.چراکه پدرم کارمند و حداقل 5-6 سال ديگه ميتونم ازدواج کنم.راه حل ميخوام .خيلي مي ترسم که توي فضاي کثيف دانشگاه به گناه چشمي و --- آلوده بشم.همه ي اون چيزهايي هم که براي کاهش قواي شهوانيمورد نياز هستش هم رعايت مي کنم.ولي بازم فشار پابرجاست. ... .به خدا سردرگم موندم.دارم هلاک ميشم.کسي هم نيست که به دادم برسه،البته اگه الطاف خفيه خدا شامل حالم نشه کارم زاره.حاجي ازت مي خوام که يه راه حل بهم بدي.اجرکم عندالله محفوظ.شهاب مرادی :سلام/ برادرعزیزم
این حس شدید نیاز
به همسر و ازدواج
حاصل تمرکز و
فوکوس کردن روی
موضوع نیاز جنسی
است.
اگر تمرکزت را
بین اموری مثل :
درس ، کار
،خانواده ورزش و
امور مطالعاتی
و... تقسیم کنی،
موضوع نیاز جنسی
به سطح اعتدال
تنزل پیدا می
کند.
اگر تمرکز، توجه
و فکر و خیال فرد
به شهوت جنسی
باشد با داشتن
همسر هم دچار
مشکل می شود.
ترمز و
عامل کنترل شهوت،
عقل
است!
به
آیات آفاقی و
انفسی خدا و آیات
قرآن فکر کن و با
نشاط قلبی به
نماز نافله و
روزه مستحبی پناه
ببر.
امضا شده : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۱۹سلام آقای شهاب مرادی.یادداشت شما را خواندم.می خواهم آنچه در مطلب شما آمده با آنچه در خانه ما است مقایسه کنم 1:نوشته اید گفتگو ولی در خانه ما داد و فریاد تنها زبان صحبت کردن است.می خواهم یک نمونه از بی توجهی پدرم نسبت به گفتگو را برایت بنویسم:در زمانی که من و برادرم کوچک بودیم یک روز جمعه(عصر) پدرم از محل کار به خانه آمد مادرم داشت خانه را رنگ می کرد پدرم به محض ورود هر ناسزایی که بود به مادرم داد.آیا بنظر شما نمی شد با صحبت خصوصی بین مادر و پدرم موضوع را ختم به خیر کرد؟ 2:می خواهم در رابطه با دوران بلوغ برادرم(درباره خودم چون بچه ساکت و بی دردسر! بودم پدرم زیاد به من گیر(!)نمی داد)از خصوصیات دوران نوجوانی این است که کنجکاو در مورد کارهای دیگران است.برادرم بر طبق این خاصیت نوجوانی مصرف کردن مواد مخدر چند نفر را می بیند همان شب که پدرم به خانه آمد قشقرقی بپا کرد که هنوز هم یادم است می شد بجای این رفتار برادرم را با خود به دریا می برد(آخه خانه ما نزدیک دریا است)و در طول راه با برادرم درباره بدی های مواد مخدر صحبت می کرد.همان کاری که عمویم با پسرش انجام داد و او را نجات داد.زیاد از حد پر گویی کردم.به امید دیدار با شما در ایام فاطمیه در شهرستان چالوس.خدانگهدار.
امضا شده : ۲۱ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۵۴baz ham salam. ltfan soala mara nanevisid fachat rahnmaiy konid .omidvaram amantdar bashid.awal koda va bad omid ba shoma . ya hagh.شهاب مرادی :سلام/ لطفا فارسی
بنویسید پیام
قبلی را نتوانستم
بخوانم.
امضا شده : ۱۹ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۴۸سلام عکسهاي جديد خوب بود.يادداشتها و پاسخ به پيامها ؛ هم.تشويق شدم يک بار توي جلسات سخنراني در دانشگاهها شرکت کنم ... ممنون از لطف و توجه جنابعاليشهاب مرادی :سلام/ یاعلی
امضا شده : ۳۰ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۰۸سلام.خيلي بده يه نفر رودوست داشته باشي اما اون حتي به تو توجه نكنه! به خدا شهاب خان خيلي دوست دارم.نگفتي آخر ميياي ياسوج ما از نزديك ببينيمت؟ انشاالله كه ميياي منتظريم!!!!!شهاب مرادی :سلام/ شما لطف
دارید ولی یادم
نیست. البته
یاسوج و اهل
دیارش را دوست
دارم.
امضا شده : ۲۹ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۴۴سلام حاج آقا من يه دختره 17 ساله ام حدود 2سال با يه پسر 19ساله دوست بودم البته دوستي ما اکثرا تلفني بود در ضمن دوستيم با اون مثل دوستاي دخترم بود .الان 6ماه ميشه که من ديگه باحاش رابطه ندارم به خاطر حرفاي شما و اينکه ديدم در حق مادرم دارم ظلم ميکنم چون به اعتمادش خيانت بود.الان با اينکه 6ماه گذشته خيلي دوسش دارم به قول معروف اونم دلبري ميکنه ،تو اين دوسال اصلا بهش نگفتم که دوسش دارم والانم شخصيتمم اجازه نميده که بخوام دوباره محلش بدم از شما کمک ميخوام که کمکم کنين محکم سر تصميمم واستم و فراموشش کنمشهاب مرادی :سلام/ دخترم برای
پاک ماندن، جدی
از خدا کمک بگیر و
خودت هم تفکر کن و
با عقل این تمایل
و کشش را مدیریت و
کنترل کن. پاسخ مشابه
امضا شده : ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۰۴:۰۷آقاي مرادي عزيز سلام و سال نو مبارك يادداشت اخيرتون راجع به پيامك عاليه و آموزنده هيچ ايراني دوست نداره زبان شيرين فارسي رو با فينگليش تعويض كنه ممنون كه به فكر زبان مادري مون هستينشهاب مرادی :سلام/ سال نو
مبارک. یاعلی
»»» پیامک؟!
امضا شده : ۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۴۱اقاي مرادي سلام عليكم زني 38 ساله هستم كه چند سالي ست مربي قران جلسات محله مان ميباشم چند وقتي است دررابطه با همين جلسات خوابهاي عجيبي ميبينم: جلسه قران در خانه شهيدي بود و صداي قران خواندن ان شهيد بلند بود و پدر مرحومش نيز انجا بود در كناري ديگر زن سيدي از همسايگان نشسته بودند كه من صورتشان را نميديدم قران را باز كرده به من گفتند قران بخوان من نتوانستم قران را بخوانم و با چند بار عوض كردن ان نيز نتوانستم خواب بعدي خواب يكي از همسايگان در اين مورد است :سيد بزرگواري رو منبر قران ميخواندند به من گفتند مابقي اش را بخوان من هم به شما گفتم بخوانيد و شما گفتي من زبانم درد ميكند نميتوانم خوابي ديگر:در مجلسي شلوغ زيارت عاشوارا ميخواندم بعد از خواندن سلامهاي زيارت از حفظ كتاب را برداشتم مابقي را بخوانم ديدم زيارت ندارد كتاب را عوض كردم به همين صورت بود كتاب زيبايي انجا بود با باز كردن ان ديدم كتاب پاره پاره است (در ان مجلس سيد اذان گو محله هم انجا بود) با تشكر لطفا من را از نگراني بيرون اوريد شهاب مرادی :سلام/ خیر
است. ظاهرا
شما از اعتماد به
نفس مطلوبی
برخوردار نیستید
ودر اجرا و اداره
کلاس قرآن دچار
کمی اضطراب هستید
این خواب ها
بیشتر ریشه در
استرس دارد.
امضا شده : ۱۰ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۴۹سلام مختصري از بحثهاي شما را از تلويزيون ديده ام برايم جالب بود ممنون در فرصت مختصري که سايتتان را ديدم جاي يک بخش خالي بود . "درباره خودتان" . اهل کجائيد؟چه مقدار درس خوانده ايد؟ارتباطتان با رسانه ها؟سنتان؟علايقت ان؟تخصصتان؟وووو
امضا شده : ۱۱ دی ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۳۴سلام ممنون که جواب داديد ولي بيماري من درد نداره و ظاهري هم نيست يک بيماري پوستي و دروني وکسي هم خبر نداره خوب ساختن فقط با خودمه ولي چطوري بسازم ...شهاب مرادی :سلام/ نه لزوما...
مراجعه به مشاور
را توصیه می کنم.
امضا شده : ۱۷ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۳۱سلام؛زيارت قبول! منتظر مطلب وسواس-۴ هستيما! ما را هم دعا بفرماييد.شهاب مرادی :سلام/ چشم. مشغول
وسواسم
اما بدون وسواس،
کار می بره.
امضا شده : ۲۹ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۳۸سلام.نمي دونيد چقدر دوستون دارم .هر جا هستيد موفق باشيد .فقط برنامتون رو زود به زود تو سايت بذاريد تا بيتونيم شما رو زود بزود زيارت كنيم.شهاب مرادی :سلام/ چشم . از لطف
و محبت شما
ممنونم.
امضا شده : ۲۹ دی ۱۳۸۵ ساعت ۱۳:۵۷salaam aghaye moradi.mikhastam begam baraye in mardom shoma ro dust daran ke poshte un khandehaye bi ghalo ghash safaao sedaghate shoma va fekre paako roshanetuno mibinan.movafaghtar az ghabl bashid. ya ali.شهاب مرادی :سلام/از حسن ظن
شما متشكرم
امضا شده : ۰۶ فروردين ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۱۸بسم الله. سلام .ممنون که جواب دادین.ایشال دفعه بعد که براتون پیغام مینویسم بهتر شده باشم یاعلی و التماس دعاشهاب مرادی :سلام/ ان شاءالله
امضا شده : ۲۶ اسفند ۱۳۸۵ ساعت ۱۵:۱۷سلام عليكم ضمن عرض قبولي طاعات شما، پيشاپيش سال نو را به شما و خانواده محترمتان تبريك ميگويم.شهاب مرادی :سلام/ متشکرم
التماس دعا
امضا شده : ۲۱ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۳۶لطفا خوانده شود: حاج اقا من سال سوم دبيرستانم. درسفري که با اقوام رفته بوديم به صورت کاملا شرعي عاشق دختر انها شدم.البته رابطه اي کاملا شرعي داشتيم وچيزي به او در اين مورد نگفتم.از ان موقع که از سفر امديم حال پريشان وبه هم ريخته اي دارم. حالا شما ميگوييد چه کنم؟البته با او قصد ازدواج دارم.هر چند که او خبر ندارد وشرايط از نظر پدر ومادرم فراهم نيست وانها هم از موضوع خبر ندارند.شهاب مرادی :سلام/ پسرم این
هیجان هرچی هست
عشق نیست. جدیش
نگیر و به آقا
پسرها توصیه میشه
تا قبل از 20 سالگی
به عواطفشون خیلی
اعتماد نکنند. «تصمیم
زود هنگام و بی
فرجام ازدواج»
باعث آسیب زدن به
سلامت شخصیت خودت
میشه. تحصیل
سربازی و شغل
مقدمه ی ازدواج
یک آقا پسر است.
مراقب باش! جناب
سروان!
امضا شده : ۲۷ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۱۲با سلام چند وقتي است که بي حوصله و عصبي شدم از چيزهايي ناراحت ميشوم که هيچ يک از اطرافيانم اصلا متوجه آنها نمي شوند خواهش ميکنم کمکم کنيد ميترسم افسرده شوم(در ضمن دختري 24 ساله ام)شهاب مرادی :سلام/ برنامه های
روزانه خود را
تغییر دهید و
کارهای مورد
علاقه را در
فهرست کارهایتان
قرار دهید. خواندن یادداشت
های "بدون
تغییر ممنوع" و
توصیه های "ترس
از آینده" را
پیشنهاد می کنم. از افسردگی و
هیچ چیز دیگر
نترسید تا خدا
دارید و بر هر
مشکلی با قدرت و
لطف خدا پیروز
شوید.