عضویت در خبرنامه سایت

جهت دریافت ایمیل های گروهی






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

آمار

بازدیدکنندگان: 21705531
حاضرین در سایت : 21 نفر و 8 نفر عضو
  • سحر8919
  • fatimeh
  • نکیسا
  • زینب 2783
  • kandoo
  • مهناز زارع
  • allamdar_133
  • elhamhvala
جناب سروان! چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط شهاب مرادي   
۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۲۰:۴۸

اکثر مردم چون با درجات نظامی آشنایی ندارند به هر افسر یا درجه داری می گویند: جناب سروان. پس کسی که به هر نظامی می گوید جناب سروان یا اصلا درجات نظامی را نمی شناسد و یا تفاوت بین آنها را درک نمی کند.
بعضی از دختر خانم ها و آقا پسر ها، به محض اینکه از کسی خوششان می آید، به هیجانشان درجه ی "عشق " می دهند . بدون اینکه به میزان و جنس آن علاقه و زمینه های آن علاقه مندی توجه کنند.
یک ستوان دو، برای رسیدن به سروانی 8 سال باید خدمت کند یعنی 4 سال تا ستوان یکمی واز آن درجه 4 سال تا سروان شدن؛ بیاید ،برود، بیاموزد و آزمون دهدو...
علاقه هم مثل درجات نظامی سلسله مراتب دارد و از آشنایی شروع میشود و تا دوستی ، صمیمیت و عشق  ادامه پیدا میکند.
در اکثر موارد وقتی جوان (یا نوجوان) احساس می کند عاشق کسی شده ،در واقع فرصت یا زمینه انتخاب دیگری را نداشته و برای اولین بار با موقعیتی مواجه شده که اساسا عشق نبوده ، احساسی که با نگاه و برخورد اول معمولا به سادگی ایجاد می شود و اغلب پایدار نیست.

خیلی وقتها احساس نخستین برخورد ویژه  با جنس مخالف با عناوینی چون آشنایی یا هر چیز دیگری چون با هیجانات دیگری همراه می شود ؛ مثل استرس، اضطراب و خجالت و البته هیجان جنسی و... حال غریبی را در فرد به وجود می آورد و جوان فورا آن حس و حال را جناب عشق لقب می دهد و دیگران را عاجز از درک عمق و ژرفای آن عاشقی! میداند.

اشتباه دیگر این است که این هیجان زود گذر را با حالت دائمی عاشق بودن اشتباه میگیرند و بعد از مدت کوتاهی دلبستگی هیجان انگیزی که به وجود آمده به تدریج تحلیل می رود و کم کم اختلافات بروز می کند و سرانجام سرزنش های دو جانبه باقیمانده هیجانهای اولیه را از بین می برد و... هر یک تمام اهالی جنس مقابل را به بی وفایی وسست عهدی متهم میکنند که تمام دخترها بی وفایند یا تمام پسرها عهد شکن.

عشق محصول صمیمیت و صمیمیت محصول دوستی و دوستی محصول رفاقت و رفاقت  از اشتراکاتی مثل همسایگی، همکلاسی، همکاری وهم ... ناشی می شود (معمولا هر هم... منجر به رفاقت نمی شود و در همان حد می ماند و البته لزومی هم ندارد.) ونقطه شروع؛ آشنایی و شناخت است. بین درجه آشنایی تا عشق خیلی فاصله است.
در عشق حقیقی ورابطه ی با خدا نیز این چنین است.

خدا خوان تا خدا دان فرق دارد
كه حيوان تا به انسان فرق دارد

بدينسـان از خدا دان تا خدا ياب
زانســان تا به سبحان فرق دارد


ادامه دارد.    
 
Delicious
Furl it!
Spurl
NewsVine
Reddit
YahooMyWeb
Digg

نظرات  

 
0 #12 م.س.ح
سلام آقای مرادی .من گذری برنوشته شما داشتم و کاملا حرف شما رو قبول دارم به قول برادرم این ها عاشق نیستند چرا که عشق اول و آخر انسان باید خدا باشد و تمام این حرفها از روی هوا و هوس است.
 
 
+8 #11 سمانه
سلام آقاي مرادي عزيز
من مطلب شمارو براي يكي از دوستانم خوندمٍٍٍ،ميدوني د در جوابم چي گفت؟
گفت:برو به كار خود اي واعظ اين چه فرياد است
مرا فتاده دل از ره تورا چه افتادست
هم خندم گرفت،هم رفتم تو فكر،واقعا هم گوش شنوا هم منطق.....هميچيزشون گم ميشه!!!!
 
 
+7 #10 لیلا وهابی
آخ حاجی کاش همه گوشا این حرفارو میشنید
یکی از دوستان گفتن که حتما باید بعضیا سرشون به سنگ بخوره ... اما بعضیا هستن که سرشون که هیچ اینا اگه سنگم لهشون کنه نمیفهمن کجا چه خبره ...
یکی از دوستای خودم از بس که ساده ست این دختر ، حاجی باورتون نمیشه با چشم خودش دیده که طرفش چکارست اما وقتی من چیزی میگم یا بقیه دوستام میگه نه شماها بدبینید ... نمیدونم چرا ما جوونا انقد ... ای بابا حاجی بخدا از رابطه دخترا و پسرا هرچیم حرف زده شه بازم کمه ... از هم سنای خودم خندم میگیره آخه میدونید چیه ؟!؟ تو دام میفتیم اشتباه راه میریما اما وقتی یکی میاد راهنماییمون کنه میگیم برو بابا همش حرفای تکراری که هزاربار گفته شده ما خودمون دیگه استاد شدیم تو این زمینه اما یه دفعه وقتی این چشم خدای نکرده به یه جا که نباید بیفته میفته دیگه از بچم بچه تر میشیم استاد دیگه چیه
اما وقتی خوردیم به بن بست تازه میگیم کاش درست شنیده بودیم
کاش همه ما جوونا یکم صبور بودیمو حرفای بزرگترارو با جونو دل گوش میدادیم اونوقت خیلی اتفاقا نمیفتاد
19/06/90
 
 
+5 #9 roshanak
شاید راه حل:کاشکی قبل از هرماجرای عاشقانه ایی یا اصلن قبل از هر تصمیمی برای ازدواج دست کم 50درصد خودمان را بشناسیم؟؟
کاشکی خودمان روخوب بشناسیم.آنموقع عاشقیمان/ازدواجمان واقعا حرفی برای گفتن در موفقیتش دارد.
راستی بلوغ فکری و احساسی واجتماعی هم خیلی مهم است نه؟مگه قرار است باهرکه همکلام شدیم جدید بود ودلنشین وایده آل ،عاشق شویم؟!!
.
.
دوست دارم واقعا همه مزه عشق را بچشند البته نه آن احساسی که ما آن را"عشق" می خوانیم.
دوست داشتن(واقعی) به توان بی نهایت..انشاالله 90/6/14
 
 
+3 #8 رقیه
سلام
جواب سوالایی که اینجا پرسیده می شه رو کجا می دید حاج آقا
به قول این تبلیغاته هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم 90/5/27
 
 
+8 #7 میلاد
ممنون خیلی خوب بود
 
 
+10 #6 سبده زینب
خیلی خوب بود ممنون
 
 
+17 #5 سمیه ارجمندی
عالی بود مخصوصا برای جوونا این دوره و زمونه که همه چیزو ساده میبندارند .
 
 
+28 #4 رحمن رحیم
با سلام
به نظر من بعضی ها تا سرشون به سنگ نخوره نمی تونند درک کنند
ولی کاملا درست فرمودید
البته برا کسی که وارد شده و بخواد این چنین منطقی فکر کنه عجیبه
به امید خدا که همون خدا راهی براش باز کنه تا لحظه ای درست فکر کنه تا نرسه به اینکه سرش به سنگ بخوره چون تلفات بدی داره
بهتره بگم فاجعه
 
 
+19 #3 محسن محمدی
مطلب مفیدی بود، چنین تجربه‌ی تلخی رو یک بار داشته‌ام، خدا رو شاکرم که سرم به سنگ خورد. بیایم ارزش عشق رو پایین نیاریم، کم چیزی نیست این کلمه‌ای که بنده و خداش رو به‌هم پیوند داده، حرمتش رو نگه داریم...
 
 
+13 #2 محسن
مرسی خوب بود.
 
 
+15 #1 فاطمه
سلام و سپاس
واقعا مطلب بجا و آموزنده اي بودو من كاملا با يادداشتي كه شما ذكر كردين موافقم البته خودم جوانم اما معمولا كمتر به اشتباهاتي كه هم سن وسالهايم مرتكب ميشوند مرتكب شده ام (البته قصدم خودستايي نيست) كاش جوانان ما به اين مسئله بيشتر دقت كنند
 
< بعد   قبل >
جوملا فارسی : jpersian.ir