| حکایتی دوباره از دریا و سکان |
|
|
| نگارش یافته توسط شهاب مرادي | |
| ۰۱ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۵۳ | |
|
در ميانه ی دريا، اگر سکان را به دست نگيريم و قايق را هدايت نکنيم، درياست که ما را به هر سويي که بخواهد مي برد.
ما همواره در پهنه ی زمان شناوريم، اگر نتوانيم اوقات و زمان خود را مديريت کنيم، منفعل خود را به دست گذر زمانه سپرده ايم! و جز تلف شدن عمر و بی ثمری حاصلی نخواهیم داشت. تلنگر حیدر اسماعبل... خدا و ناخدا خاکسار میکده از تهران |
| < بعد | قبل > |
|---|



نظرات
سلام
فکر کنم مصداق خط اول من باشم که سکان رو رها کردم و خودمو به دریا سپردم.
انشالله با توجه به نکات سایتتون که در حال مطالعه ش هستم دوباره به دست خواهم گرفت.
15آبان90. مشهد
فید خوان برای نظرات این پست