عضویت در خبرنامه سایت

جهت دریافت ایمیل های گروهی






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

آمار

بازدیدکنندگان: 21707634
حاضرین در سایت : 27 نفر و 1 نفر عضو
  • زینب 2783
قبله نما چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط شهاب مرادي   
۱۴ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۶
مکه امشب مهبط نور خداست              کعبه امشب قبله نه، قبله نماست
کعبه امشب در طواف روی توست              چشم اشک آلود زمزم سوی توست...

شادترین روز خدا روز میلاد آقا امیرالمومنین علیه افضل صلوات المصلین را تبریک می گویم و متن کامل شعری که به زیبایی ماجرای جناب فاطمه بنت اسدعلیها سلام و شکافته شدن دیوار کعبه را ترسیم می کند را -که قبلا قول انتشارش را داده بودم-  تقدیم می کنم.

این شعر را دوست خوبم آقای مهدی ریاحی در سال 77 سرود و در سیزدهم رجب همان سال توسط دو دوست خوب دیگرم؛ آقایان حاج حسن خلج و حاج محمدرضا طاهری از مداحان محبوب و نام آشنا، در مجلس پُرشوری در استادیوم شهید شیرودی خوانده شد و با پخش مکرر آن مراسم از سیما، شهرت
یافت
من هم که آن مراسم را از تلویزیون دیدم ، لذت بردم.
موضوع محوری آن جشن، ولایت بود و شعار آن مجلس مصرعی بود از مرحوم آغاسی ؛

« یا علی جان مقتدای من تویی »


که این شعار زیبا در پوسترهای اعلان آن مجلس در کنار تصویری از مقام معظم رهبری مدظله چاپ شده بود با ایهامی معنادار و تاثیرگذار.
آن مجلس جزء معدود مجالس از این دست بود که بسیار شاد، پر شور و موثر و هویتی برنامه ریزی و اجرا شد. خدا از همه ی بانیان و اهل آن به شایستگی قبول کند.

اما شعر: 

« قبله نما »

درشب میلادت ای وجه خدا
نور می تابد به جان ماسـوا

ماه امشب چشم دارد بر زمین
تا ببیند روی ماهِ خورشید آفرین

مکه امشب مهبط نور خداست
کعبه امشب قبله نه، قبله نماست

کعبه امشب در طواف روی توست
چشم اشک آلود زمزم سوی توست

حاصل حب و وداد حق تویی
فاش گویم خانه زاد حق تویی

×

مریم آن کاخ عبادت را ریاض
دید چون در خویش آثار مخاض

وحی آمد گرچه هستی محترم
لیک بیرون رو بدین حال از حرم

این مکان غیر از عبادتگاه نیست
مسجد است اینجا ولادتگاه نیست

گرچه فرزندت بود عیسی ولی
فرق ها دارد مسیحا با علی

مرده را گر زنده عیسی می کند
دردها را گر مداوا می کند

این همه از لطف و جود حیدر است
بودِ طفلت از وجود حیدر است

×

مریم ار چه مام پاکی خوانده شد
این چنین از خانه حق رانده شد

×

لیک بهر مادرت از آسمان
در چنین حالی ندا آمد بمان

فاطمه، بنت اسد ،ام اسد
غم مبادا بر دلت یک دم رسد

آمدی در کوی ما محزون مرو
همچو مریم از حرم بیرون مرو

کشتی دین را تو نوح آورده ای
بهر جسم کعبه روح آورده ای

ای شُکوه محض، معنای وقار
ای عفاف و زهد را آموزگار

باغبانا! بـه از این دادم تورا
غنچه ای گل آفرین دادم تورا

فاطمه ای درّ هستی را صدف
هست طفلت آفرینش را هدف

مژده ای شمس ولایت را فلک
هست او بر سفره هستی، نمک

 گرچه فخرکون و مافیهاست او
فخرش این بس، همسر زهراست او

×

فاطمه از این ندا مسرور شد
درد، شیرین و دلش پرشور شد

همسفر با دل شد و پرواز کرد
چشم خود را سوی کعبه باز کرد

 ×

کعبه دست و پای خود گم کرده بود
بر رخش اما تبسم کرده بود

زانکه مهمانی بلند آوازه داشت
از حضورش شور و حالی تازه داشت

کعبه یک در داشت آن هم مشرکان
رفت و آمد می نمودندی از آن

گفت با خود هوش باش او حیدر است
نی سزاوار ورود از این در است

باز کن ای بیت پاک داوری
بهر باب الله باب دیگری

این بگفت و نعره بر افلاک زد
بهر مولا سینه خود چاک زد:

کای به رضوان ساقی کوثر بیا
وی در رحمت ، تو از این در بیا

ای فدای مقدمت حِجر و حَجَر
گشته از هجر تو زمزم دیده تر

ای تو چشم حق، ببین چشم ترم
وی تو دست حق، بنه پا بر سرم

میهمان ای جان تو بر جانانه ای
میهمان نه، بلکه صاحب خانه ای

×

ای بلند آوازه از نامت حرم
حرمتت کرده حرم را محترم

تا زند بوسه به پایت چشمِ خاک
کعبه هم چون گل، بزد بر سینه چاک

خانه ی معبود بر روی زمین
در طوافت بود و می گفتا چنین:

با ولای تو، عبادت کامل است
طوف من، بی حب حیدر باطل است

شاعر: مهدی ریاحی



 
Delicious
Furl it!
Spurl
NewsVine
Reddit
YahooMyWeb
Digg
< بعد   قبل >
جوملا فارسی : jpersian.ir