| مدينه، سلام سلام |
|
|
| نگارش یافته توسط شهاب مرادي | |
| ۰۴ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۲۳ | |
|
واقعا دل كندن از مدينه، چقدر دشوار است! اي نسيم سحر آرامگه يار كجاست؟ منزل آن مه عاشق كش عيار كجاست؟
به هر حال بايد امروز بروم ... مي روم و نمي رود ناقه به زير محملم...البته اينجا امروز ،سيزدهم رجب است و در ايران، فردا ؛ و ميدانيد كه ياد و نام اميرالمونين علي بن ابي طالب صلوات الله عليه هميشه موجب بهجت است و سرور و سراسر انفتاح است و گشايش و همين ذكر و توسل ، غم رفتن از مدينه را كمي آسان مي كند. ميلاد آقا را تبريك مي گويم و مراتب تبريك شما دوستان را اينجا به روسول اعظم و اهل بيت پاكش و خانم فاطمه بنت اسد مي رسانم. و ان شاءالله امشب در كنار ركن يماني و ضلع مستجار شما دوستان را در ولادت گاه مولايمان دعا مي كنم. و از شما التماس دعا دارم. ياعلي |
| < بعد | قبل > |
|---|



نظرات
روزی که این یادداشت رو خوندم هنوز عازم مدینه نشده بودم و حتی فکر رفتن به این شهر عزیز رو هم نمی کردم و جزو رؤیاهام بود
اما وقتی رفتم و خودم تجربه کردم یاد این نوشته شما افتادم
واقعا دل کندن از مدینه خیلی سخته!!!!
با این که چند ماهی از اومدنم میگذره اما هنوز یاد این سفر می افتم بغض گلومو میگیره و...
کاش یک بار دیگه نگاهم به گنبد خضرا می افتاد تا خودمو سبک می کردم و یک بار دیگه بقیع رو که نزاشتن ببینیم میدیدم و خونه خدا که ...
دیگه نمی تونم بنویسم.................
اللهم ارزقنا زیاره مرقد نبیک(ص)
7 روز دیگه برای سومین بار عازم مدینه هستم از همین الان که این مطلب رو خوندم دلم برای روزی که قراره مدینه رو ترک کنم گرفته...
شاید به این خاطره که همیشه دست خالی از مدینه بیرون میرم...
اللهم عجل لولیک الفرج
نوشته های شما دل منو برد به مدینه
روزی که می خواستیم بریم از مدینه به سمت مکه دلم نمی اومد برم بارها برگشتم به سمت قبرستان بقیع....
کاشکی فقط یکبار دیگه اونجا رو ببینم...
فید خوان برای نظرات این پست