عضویت در خبرنامه سایت

جهت دریافت ایمیل های گروهی






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

آمار

بازدیدکنندگان: 21704727
حاضرین در سایت : 25 نفر و 12 نفر عضو
  • shafieyoun
  • شوهان
  • سحر8919
  • fatimeh
  • نکیسا
  • زینب 2783
  • kandoo
  • دیناسان89
  • مهناز زارع
  • allamdar_133
  • nsren1344
  • elhamhvala
بگو عزیزم! چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط شهاب مرادي   
۰۵ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۲۲:۰۲
زندگی خانوادگی شبيه کوه يخ شناور در اقیانوس است. بيشتر مردم فقط ازجزء کوچکي از ازآن مطلع هستند(جزء کوچکي که آن را مي بينند وفکر ميکنند همه کوه يخ همين است).
وبرخی که می دانند کوه بخش دیگری نیز زیر آب دارد ولی آن را خوب نمی شناسند با وضعشان با دیگران فرقی نمی کند واگر کشتی آنها ...غرق می شوند.
همانطورکه سرنوشت کشتی به آگاهی از باقيمانده کوه يخ در زير آب بستگی دارد سرنوشت خانواده نيزبه آگاهي از احساسات، احتياجات و انديشه های اعضای خانواده وابسته است.
اين که درخانواده هرکس فکرکند درست عمل می کند برای به سلامت رسيدن کشتی به مقصد کافی نيست.
شما به عنوان پدر و مادر خانواده ( ناخدای کشتی) آيا به خوبی مي دانيد دختر نوجوانتان چه اهدافی درزندگی دارد؟ چه راههایی را براي رسيدن به اهدافش انتخاب کرده؟
چه انتظاری ازشما براي رسيدن به هدفهايش دارد؟
درباره شما چگونه فکر ميکند؟ و...
و يا پسر جوانتان چه آرزوهايي دارد؟
چه سرگرمي هايي دارد؟
دوستانش را چگونه انتخاب مي کند؟
نسبت به شما چه احساسي دارد؟ و...
در بسياري از خانواده ها اين سؤالات يا بي جواب مي ماند و يا جواب دقيقي به آنها داده نمي شود چرا که اعضاي آن واقعا يکديگر را نمي شناسند!
براي شناسايي دقيق اين کوه يخ چه بايد کرد؟
گفتگو اولين، بهترين و کارآمد ترين راه شناخت است.
انتظار نداشته باشيد که همه، خواسته ها واحساسات شما را از چهره تان بخوانند همانطور که شما هميشه نمي توانيد افکار ديگران را با ديدنشان حدس بزنيد.

گفتگو کردن درخانواده هنراست و گوش دادن هنری بالاتر.

ممکن است بگوييد ما سر سفره شام با هم حرف مي زنيم اما اين کافي نيست. گفتگوي خانوادگي باهدف ياد شده بايد دقيق و جهت دار باشد.
"جلسات خانوادگی" منظم باهدف گفتن و شنيدن شما را با حقايقي آشنا مي کند که شايد تا به حال درباره آنها فکر نمي کرديد.
کافيست شما متوجه شويد که دخترتان به جاي گرفتن هداياي گرانقيمت دوست دارد ازشما بشنود :دخترم من به تو افتخار ميکنم. لذت اين دانستن و اثر آن آن قدر زياد است که لحظه های شادی را برايتان بوجود مي آورد. خودتان را از اين لذت محروم نکنيد.
همين امروز با توافق اعضای خانواده زمانی را مشخص کنيد تا هر کس آزاد و بي ملاحظه از خودش و انتظاراتش بگويد.
سعه صدر را نيز فراموش نکنيد.

شادي واقعي را که حق شماست درخانواده تان جستجو کنيد.

شروع کنید ودیگران را هم تشویق کنید.


فرار از گفتگو
 
Delicious
Furl it!
Spurl
NewsVine
Reddit
YahooMyWeb
Digg

نظرات  

 
+1 #21 ناهید
سلام خدا قوت
تا2 سال پیش ما توی خونمون هر شب بعد از شام درمورد اتفاقایی که در روز برای هر کدوم مون افتاده صحبت میکردیم و بقیه نظر میدادن خیلی خوب بود ی جورایی تخلیه میشدیم البته اون موقع من کلم داغ بودو با این چیزا حال نمیکردم حالا که نیاز به همچین گفتگوهایی دارم پدرم کم حوصله شده مامانم مریض شده خواهرو برادرم ازدواج کردن وبه فکر خودشونن و من حالا قدر اون روزا رو میدونم ولی دیگه دیرشده
۸بهمن۹۰
 
 
+11 #20 مریم
جلسه گفت و گو و انتظارات ؟! من که جز تحقیر و ناسزا چیزی تو خانوادم ندیدم آرزوی گفتن یک آفرین رو از طرف خانوادم دارم همین خانوادم باعث شدن از همه چیز دور بشم تحصیل و کار و تلاش و ووو، تحفه ای نیستم اما مطلق بد هم نیستم انتظاراتم رو که میگم اول و آخر نه و ناسزا ، تلاشی بخوام کنم از قبل مایوسم میکنن در واقع الان دچار درماندگی خود آموخته شدم ؛ اینو به نمایش بذارین شاید پدر و مادری خواندن و مفید بود.
[6دی90]
 
 
+29 #19 بهارب
من 10 ساله ازدواج کردم هرچند وقت دریک گتگوی دو نفره با همسرم هرچی دلگیری ازهم داریم به زبون میاریم.وراهی رو که اومدیم رونگاهی میکنیم وبدیها رو تکرار نمیکنیم وسعیمون رو برای بهترین ها بیشتر میکنیم .ماخیلی اوقات با هم باخدا به گفتگو میشینیم وشکر میگیم و خواسته هامون رو ازخدا میخوایم.کاش عادت کنیم خیلی اهل شکایت نباشیم
 
 
+7 #18 م.س.ح
سلام آقای مرادی .واقعا به نکته مهمی اشاره کردید چرا که جلسات خانوادگی نیازی برای همه خانواده هاست و من خودم این باور را دارم که با گفتگوهای خانوادگی میتوان اکثر مشکلات را حل کرد. شهریور90
 
 
+5 #17 لیلا وهابی
سلام به حاجی و بچه ها
ای بابا ... تا نوجوونیم یجور کله شقی میکنیم وقتیم جوون میشیم یجوره دیگه ...
منکه نوجوونیم یکم آدم بودم الان نه خودم از خودم راضی نیستم خداکنه پدر مادرم ازم راضی باشن ... اما این خواهر کوچولوم به من میگه تو حرف منو نمیفهمی نمیدونم حرف حسابش چیه که من با اختلاف 9سال حرفشو نمیفهمم ... مامان باباها درسته که توی یه دوره دیگه بودن طرز فکرشون با طرز فک ما فرق داره اما فکرمون یکیه نوع بیانمون فرق داره همه این کوه یخ بهم وصله مگه میشه یه گوشش یه چیزی بگه یه گوشه دیگش یه چیزه دیگه ... همه یه چیز میگیم فقط با زبونای مختلف کاش گوشای مختلف واسه شنیدنو فهمیدن بیانای مختلف داشتیم ...
خدا پدر مادرامونو برامون حفظ کنه سایشون بالاسرمون باشه ... توقع ما جووناروهم کمتر کنه ...
19/06/90
 
 
+13 #16 فیروزه
سلام حاج آقا .متاسفانه تو خونه ما کم پیش میاد بحثی به دعوا ختم نشه .از وقتی یادمه خواهرم با پدر ومادرم مشکل داشته .بچه بدی نیست .اما همیشه ساز ناکوک می زنه .اما خداوکیلی گاهی اوقات هم که می خواد یه چیزی بگه بقیه جار وجنجال به پا می کنند.مادرم اونقدر خسته وعصبی شده که گاهی اوقات اصلا متوجه منظور ما نمی شه ودعوامون میشه 90/6/12
 
 
+29 #15 فاطمه سادات موسوی
سلام من در کودکی خیلی مظلوم بودم حتی حرف زدن هم بلد نبودم با هیچ کس...این خیلی تلخه تا 14.15 سالگی وجود حقیقی مادر پدری احساس نمیکردم با وجود اینکه اونها واقعا منو دوست داشتند تا اون موقعی که یک اتفاق خاص برام افتاد :رابطه با خدا. خیلی راحت بگم من از 15 سالگی خودمو شناختم و یواش یواش دینم را که من یک بچه مسلمون بودم و نمیدونستم به سمت حفظ قرآن و ...رفتم و انس گرفتم با این کتاب انسان ساز و زنده کننده روح و جسم مردگان از برکت قرآن روابطم روز به روز با پدر مادرم بهتر شد و معنی احترام و نیکی به والدین را که در قرآن در چندین موردبعد ازتوحید اومده را یافتم ولی هنوز تا اوج قله های کمال راه باقیست .دوستان شما هم امتحان کنید انس با قرآن برکت عجیبی در زندگی میاورد هر چقدر میتونید قرآن بخونید البته در کنارش باید توسل به ائمه اطهار هم باشه بفرموده پیغمبر این دو از هم جدا ناپذیرند/یاعلی .التماس دعا
 
 
+10 #14 محمدحسين اميدي
سلام
خانواده ما شاید هرروز صحبت و جلسه وجود داره...ولی نمیدونم چرا بحث بالا میگیره و جدل و قهر و دلخوری و...بی نتیجه!
از مباحث کوچک مثل چیدمان خانه تا مسائل مهم مثل ازدواج!
من 25 ساله هم دائم به عنوان مقصر کوبیده میشم! 90/6/8
 
 
+6 #13 Sh
پروردگار

سلام! وقت بخیر:)
راستش الان انتظار زیادی دیگه از پدر و مادرم ندارم .... ولی انگیزه هر تلاشم برای بهتر شدن و بالاتر رفتن و کسب هر موفقیتی این بوده که پدرم بهم بگویند بهم افتخار میکنند. متاسفانه هنوز کاری نتوانسته ام بکنم که ازم راضی باشند یا بهم افتخار کنند .... این تلاش الان دیگه به مراتب کمتر شده ولی هنوز نیاز اینکه بشنوم بهم افتخار میکردن بسیار واضح در تمامی سکوت های میان رفتارهام فریاد میزنه. 90/6/3
 
 
+16 #12 نفیسه لطفی
سلام
وقتی مادر و پدرم از حجابم تعریف می کنندو می گن ما افتحار می کنیم به حجابت خیلی خوشحال میشم
 
 
+13 #11 شببو
سلام
بابا چه خبره این جا؟ چرا اینقدر از پدر و مادرها طلبکاریم؟ هر پدر و مادری نقطه ضعف هایی داره (حتی پدر و مادر من)ولی اجازه ندارم این قدر تند دربارشون حرف بزنیم.اونها ما رو دوست دارند ممکنه ندانسته اشتباهاتی بکنند.مگه خودمون تا حالا کار اشتباهی که به عزیزانمون ضرر بزنه نکردیم؟
 
 
+5 #10 roshanak
راستی:
*در پرانتز:معمولا ارزش های اعضا یکی ست.این سلایق است که بین افراد متفاوت است.
اگر طرز صحیح برخورد با یکدیگر را بدانیم بارعایت جوانب،بسیاری از مشکلات به راحتی حل می شود.*
وقتی فردی مسیرش راانتخاب کرده و ماچندان تاثیری نداریم،کاری نکنیم که روابطمان هم خراب شود ودر آخربعدازحتی سال ها روابط قطع شوند.

خواهر و برادرانی را می شناسم که سالی 1بار به دیدار هم میروند..اینست اخلاق اکثرما ایرانی ها:تفاوت یکدیگر را نمی توانیم بپذیریم...آنگونه که هستیم با هم کنار نمی آییم. نه از این سمت به آن سو و نه بلعکس.

نتیجه آخر:همین است که صله رحم مدام کمرنگ تر و کمرنگ تر می شود...برف کوچکی که هرچه سرعت میگیرد گوله اش بزرگتر و بزرگتر و آسیب رسان تر می شود.
برخوردخوب،دوستا نه وصحیح وبه جا= عامل تغییری مثبت .
___
ببخشید خیلی شد.
انشاالله حل می شود..
 
 
0 #9 roshanak
سلام
نظرم صحیح است؟!
شایداطلاع ازاندیشه های یکدیگرگاها مشکل آفرین شود!مسافران درکشتی ازمقصدمعین ِخود مطلع اند ومی دانندوجهت کشتی را میدانند.خانواده ها=مسافران کشتی/باتنوعی بیشتر.خانواده نوع 1:بامقصد و راه معینی.همه می خواهند به شمال بروند.خوب مشکل:کمتر. خانواده نوع2:افرادهم مسیر نیستند.یکی شمال است ویکی جنوب،یکی شرق ویکی غرب.سکانی هر لحظه یک سوست.به جایی نمیرسدیاغرق میشود،ویاافراد دراولین فرصت کشتی یشان را تغییر می دهند.این اتفاق دربعضی خانواده هارخ میدهد.=عامل دوری اعضا ازهم.
وقتی فردی مسیرش راانتخاب کرده و ماچندان تاثیری نداریم،کاری نکنیم که روابطمان هم خراب شود ودر آخربعدازحتی سال ها روابط قطع شوند.شایدبرخوردخوب= باتغییری مثبت شود.اگر روابطمان هم به خاطر تفاوت درانتخاب هایمان خطشه دار شود.ازهم ناراحت میشویم وبعد دور.بی شک هیچ احتمالی برای بهترشدن باقی نمی ماند.
انشاالله حل شود..
 
 
+4 #8 roshan
سلام حاج آقا شما درباره گفتگوی پدرومادر با فرزندان فرمودید چرا از روشهای گفتگوی همسران چیزی نمی فرمایید؟
 
 
+11 #7 سمیره
سلام حاج آقا روزتون بخير - من كاربر جديد سايت شما هستم از طريق تلويزيون با شما و حرفاتون و سايتون آشنا شدم خيلي دلم ميخواد بتونم مثل خيليها ارتباط دوستانه با پدر و مادرم داشته باشم و راحت حرفمو بزنم اما اونا به من اين اجازه رو نميدن در واقع نمي تونم باهاشون راحت باشم چون در برابر كوچكترين حرفاي جواني موضع ميگيرن . تو رو خدا بگيد چيكار كنم من ميخوام اونا دوستام باشن و راحت باهاشون درد ودل كنم و حرف بزنم و اونا مثل دوستاي من تا آخر حرفامو گوش بدن و بهم راهنمايي كنن اما نميشه منم حرفامو نميگم
 
 
+9 #6 الهام
در خانواده من خیلی وقته که این جلسات گذاشته شده اولش من خیلی خوشحال بودم چون فکر میکردم نتیجه میده ولی بی فایده بود تو این جلسات هر دفعه اعضا خانواده همه میرن تو یک گروه و یک نفر مورد نقد قرار میدن !! نمی دانم چرا مامان و بابا انتظارات همو خوب درک میکنند ولی انتظارات من و خواهرم نه برای همین برای من و خواهرم این جلسات دیگه بی معنی شده ساکت میشینیم به LOVE ترکاندن پدر و مادر و هوای همو داشتن که فقط بعضی وقت ها به دعوا میکشه نگاه میکنیم !! همه جلسه میشه بله آقا شما درست میگین خانم حق با شماست !!! مسخره است اونها فقط خودشون میبینند و دیگر هیچ !!!
 
 
+8 #5 مرضیه
متاسفانه در خانواده ما فرزندان حتی برای کوچکترین مسایل زندگیشان هم نمی توانند تصمیم بگیرند چه رسد به اینکه بتوانند حرفی بزنند. پدر و مادر من همه چیزو فدای خودخواهی های خودشون میکنن.
 
 
+14 #4 هادی قلی خانی
سلام به نکته بسیار خوبی اشاره فرمودید اما در فرهنگ اکثر خانواده های ایرانی جلسات هفتگی و منظم به جهت گفتن و شنیدن مشکلات اعضای خانواده وجود ندار و عموما" پدر یا مادر بدون توجه به برخی مشکلات فرزندان که از طرف آن ها بیان نمی شود یعنی موقعیت بیان ایجاد نمی شود تصمیم گیری می کنند پس نیاز به فرهنگ سازی در این زمینه دراولویت قرار می گیرد که سهم رسانه های ما دراین بین بیشتراست چرا که چشم و گوش خیلی از خانواده ها به تلوزیون است البته نباید میزان تاثیر فرزندان در ایجاد چنین فضایی در محیط خانواده را نادیده گرفت چرا که شجاعت در بیان مشکلات در کمال ادب و احترام به والدین حق مسلم فرزندان است باز هم از پیشنهاد خلاقانه شما سپاسگذارم.
 
 
+38 #3 سمیه ارجمندی
ای کاش همه بدر و مادرها این چیزا رو قبل از ازذواج بدونند از بعضی بدر ومادرهای قدیمی که گذشت که بعضی از رفتارهای غلطشون باعث بیماریهای جسمی وروحی بدی شده وحالا حالاهم درمون نداره انشاء الله دختر و بسرهای امروزی یاد بگیرند.
 
 
+23 #2 عارفه
سلام.منم دقیقا همین مشکل رو دارم حاج آقا.نمی تونم با پدر و مادرم مثل یه دوست صحبت کنم.میخوام اما نمیشه
 
 
+35 #1 ماندانا
این واقعا عالی است ولی من اصلا نمیتوانم راجع به ساده ترین مطلب هم صحبت کنم مشکل خیلی بزرگی دارم این در حالی است که بادوستانم به راحتی صحبت میکنم فعلا که مجرد هستم ولی دلم میخواهد بچه های خودم را طوری تربیت کنم که همیشه فکر کنند شنونده ای بهتر از پدر و مادر نمیشه پیدا کرد
اما حاج آقا به پدر و مادر ها بگوئید سرزنش کردن و تحقیر و کنار بگذارند و بپذیرند این بچه الان که در دامان شماست اشتباه کند بهتر از این است که وقتی این اشتباهات بروز کند که مساله دیگر تبدیل به یک مشکل بزرگ شده
 
< بعد   قبل >
جوملا فارسی : jpersian.ir